بیان این پنج عبارت نشانگر کوتاهی شما در کارآفرینی است

بنیانگذاران موفق هرگز  این پنج عبارت را نمی گویند

 

نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد شخصی برای کارآفرینی کوتاه نیامده است در اینجا پنج نمونه از عباراتی وجود دارد که این ادعا را از بین می برد.

من می خواهم یک کارآفرین باشم.

وقتی کسی به من می گوید که می خواهد کارآفرین شود، می دانم که شانسی ندارد. چیزی به نام اینکه بخواهید کارآفرین باشید وجود ندارد. یا هستی یا نیستی

شما نمی توانید توانایی کارآفرینی را به دست آورید. ولی می‌توانید در طول مسیر مهارت‌هایی را کسب کنید و می‌توانید از دیگران مشاوره یا راهنمایی بگیرید، اما اگر کارآفرین هستید، آن را در رگ‌های خود احساس می‌کنید.

اگر بسازی، می آیند.

این جمله ناراحتی بزرگ است. اگر آن را بسازی، هیچکس نمی آید. اگر آن را بسازید و بازاریابی انجام دهید، این احتمال وجود دارد که مردم بیایند. اگر نه، کسی نمی آید.

وقتی کسی این جمله ساده‌لوحانه را می‌گوید، واضح است که نمی‌فهمد ساخت یک شرکت موفق چه چیزی را شامل می‌شود.

من می خواهم اتفاق بزرگ بعدی باشم.

گوش کنید، شما می توانید بهترین ایده در جهان را داشته باشید، همراه با بهترین فن آوری، بهترین تیم و بهترین سرمایه گذاران، و باز هم شکست بخورید. گفتن اینکه شما گوگل یا فیس بوک بعدی خواهید بود، در حالی که تنها یک ایده دارید، پرچم قرمز بزرگی است که برای سفری که می خواهید شروع کنید، از آن جدا نمی شوید.

شما هرگز نخواهید شنید که یک بنیانگذار بار دوم یا سوم این کلمات را به زبان بیاورد زیرا آنها دست اول می دانند که در فرآیند ساخت یک سرمایه گذاری فناوری چند قطعه متحرک وجود دارد.

کاری کن که ویروسی شوم

آیا مردم هنوز هم این را می گویند؟ بله. در کل هیچ انسان روی زمین وجود ندارد که می تواند چیزی را ویروسی کند. اگر استراتژی شما این است، پس واقعاً از نحوه عملکرد بازاریابی و تعداد متغیرهای مختلف در فرآیند ارائه یک محصول به بازار بی اطلاع هستید.

وقتی این کلمات شنیده میشود. تنها چیزی که تداعی میشود این است که “من به دنبال میانبر هستم و نمی خواهم کار را اصولی پیش ببرم.”

اگر این نگرش شماست، پس هیچ شغلی در کارآفرینی ندارید. هیچ میانبری وجود ندارد و فقط باید کار کنید.

من هیچ رقیبی ندارم

تعجبی وجود ندارد که مردم فکر می کنند آنها تنها فردی هستند که در مورد چگونگی حل مشکلی که سعی در حل آن دارند فکر می کنند.

اگر فکر می کنید هیچ رقابتی ندارید، واقعاً فقط سه گزینه وجود دارد. یا تحقیقات کافی انجام نداده اید و رقبای خود را نمی شناسید یا خودتان را مسخره می کنید. گزینه آخر این است که حق با شماست و هیچ رقیبی ندارید، به این معنی که واقعاً هیچ تقاضایی برای چیزی که می‌سازید وجود ندارد، در این صورت، شاید نباید زمان و پول خود را برای چیزی که هیچ‌کس نمی‌خواهد تلف نکنید.

کارآفرین بودن یک هدف نیست، وسیله ای است برای حل یک مسئله. هرکسی که مسیر کارآفرینی را طی کرده باشد به شما خواهد گفت که این سرگرمی و بازی نیست و بیش از هر حرفه دیگری به فداکاری نیاز دارد. اگر آن سطح از فداکاری را ندارید، شاید خط دیگری از کار را باید دنبال کنید.


نویسنده : هیئت تحریریه دانشگاه کارآفرین