سردبیر

انتصاب سردبیر جدید نشریه دانشگاه کارآفرین

کایزن، رمز چابکی سازمان‌ها در هزاره جدید

انتصاب سردبیر جدید نشریه دانشگاه کارآفرین

ماهنامه دانشگاه کارآفرین، در سال 1395 باهدف ترویج فرهنگ کارآفرینی در دانشگاه‌ها به مدیریت دکتر امیررضا علیزاده مجد، دانش‌آموخته دکتری تخصصی کارآفرینی در آموزش عالی، تأسیس گردید و طی چهل شماره فعالیت در شش سال، در نقطه بهینه‌ای قرار دارد. پیرو جلسه برگزارشده توسط شورای سیاست‌گذاری نشریه دانشگاه کارآفرین و در راستای جانشین پروری، تصمیمی در باب انتصاب سردبیر جدید اتخاذ و طی حکمی از سوی دکتر امیررضا علیزاده مجد به شرح ذیل ابلاغ گردید:

سرکار خانم مهندس عارفه داودی

با سلام و احترام

نظر به دانش و تجربه ارزشمند حضرتعالی در حوزه‌های مدیریت کسب‌وکار، کارآفرینی و رسانه، به‌موجب این حکم، شما را به سمت سردبیر نشریه دانشگاه کارآفرین منصوب می‌نمایم.

امید است با توکل به خداوند متعال و نگرش متکی بر دانش و تخصص شما و با بهره‌گیری از ظرفیت و پتانسیل موجود و تعامل حداکثری، همه توان و تجربه خویش را در راستای ترویج فرهنگ کارآفرینی در دانشگاه‌های کشور و ارتباط بیش‌ازپیش صنعت و دانشگاه به‌کارگیرید. توفیق روزافزون شمارا از خداوند بزرگ خواستارم.

ضمناً طی این انتصاب، از زحمات چندساله مهندس علیرضا سرحدی تقدیر و تشکر به عمل آمد و طی حکمی توسط مدیرمسئول، ایشان به‌عنوان مشاور مدیرمسئول منتصب گردیدند.

امیدواریم این تغییرات زمینه‌ساز رشد و تعالی این نشریه و ترویج بیش‌ازپیش فرهنگ کارآفرینی در کشور شود.

دکتر امیررضا علیزاده مجد/ مدیر مسئول نشریه دانشگاه کارآفرین
سردبیر
توسعه دانشگاه کارآفرین

 توسعه یک دانشگاه کارآفرین

جامعه کارآفرین به مکان هایی اطلاق می شود که کارآفرینی مبتنی بر دانش به عنوان نیروی محرکه ای برای رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال و رقابت در بازارهای جهانی ظهور کرده است. در این زمینه، دانشگاه کارآفرین نقش مهمی را هم به‌عنوان تولیدکننده دانش و هم به‌عنوان نهادی منتشر می‌کند. از این نظر، دانشگاه کارآفرین را می‌توان به عنوان بازمانده از محیط‌های رقابتی با استراتژی مشترکی که جهت‌گیری آن بر بهترین بودن در تمامی فعالیت‌های خود (مانند داشتن وضعیت مالی خوب، انتخاب دانشجویان و معلمان خوب، تولید تحقیقات با کیفیت) است، تعریف کرد و تلاش می‌کند تا بهترین باشد. سازنده تر و خلاقانه تر در ایجاد پیوند بین آموزش و پژوهش. در نتیجه، یک دانشگاه کارآفرین نه تنها مروج اقدامات حمایتی چندگانه برای کارآفرینی است، بلکه توسعه‌دهنده تکنیک‌های اداری، استراتژی‌ها یا موقعیت‌های رقابتی است. بر این اساس، دانشگاه‌های کارآفرین در مشارکت، شبکه‌ها و سایر روابط با سازمان‌های دولتی و خصوصی که چتری برای تعامل، همکاری، در میان عناصر اصلی یک سیستم ملی نوآوری هستند و تعاملات مختلفی دارند، درگیر هستند. این بدان معناست که دانشگاه کارآفرین چندین استراتژی و پیکربندی نهادی جدید را برای همکاری با دولت و صنایع برای تسهیل تولید و بهره‌برداری از دانش و فناوری اجرا می‌کند.

چرا دانشگاه کارآفرین مهم است؟

در ادبیات، مدل‌های نظری تلاش کرده‌اند پدیده دانشگاه‌های کارآفرین را تبیین کنند. در همان زمان، در دوره 1995-2008 برخی از مطالعات تجربی این پدیده را در دانشگاه هایی از استرالیا، کانادا، چین، آلمان، ایتالیا، هلند، سنگاپور، سوئد، تایلند، ایالات متحده و غیره مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. در نگاه اول، این مطالعات قبلی یافته‌های مرتبط با شناسایی برخی از دانشگاه‌هایی را که به عنوان نمونه‌هایی از دانشگاه‌های کارآفرین در نظر گرفته می‌شوند، عوامل اصلی را، فرآیندهای سازگاری و تغییرات سازمانی، استراتژی‌های داخلی و خارجی، انواع مختلف فعالیت‌های کارآفرینانه و دانشگاهی ، ویژگی ها، فشارهای محیطی، توصیه های عملی، مفاهیم آکادمیک و موارد دیگر تشخیص داده‌اند.

 اتحادیه اروپا شروع به توسعه راهبردهای متعددی مانند بیانیه های بولونیا و لیسبون کرده است که به سمت تقویت نوآوری کارآفرینی در سطوح تحصیلات عالی است. قبل از این هنجار، دانشگاه های اسپانیا در اجرای چندین استراتژی با این هدف (UPC، UPV، UAB، UAM، USC و UMH) پیشگام بودند. این اقدامات اساس مزیت رقابتی پایدار آنها را نشان می دهد.

کارآفرینی مفهوم گسترده ای است که در چندین سناریو از جمله پروژه های علمی، شرکت های جدید و همچنین در پیکربندی جوامع مشاهده می شود. به طور خاص، در این سناریوی آخر، ارزش افزوده از طریق فرصت‌های کارآفرینی ایجاد می‌شود که بین اقتصاد دانش سنتی و جدید تفاوت ایجاد می‌کند. علاوه بر این، دانشگاه چندین چالش فرهنگی، آموزشی، نهادی و قانونی را تجربه کرده است تا بتواند در یک محیط رقابتی جهانی بماند. در نتیجه این چالش‌ها، پدیده دانشگاه‌های کارآفرین با یک استراتژی مشترک با تمرکز بر کارآفرینی در تمامی سطوح دانشگاهی پدید آمده است. این تعجب آور نیست زیرا از بدو تأسیس، دانشگاه به عنوان یک نوآوری برای پوشش نیازهای جوامع در نظر گرفته شده است. با این حال، دانشگاه‌ها سازمان‌های پیچیده‌ای هستند که شامل تعدادی از اجتماع‌های تمرینی تودرتو و همپوشانی هستند و منافع اقتصادی دانشگاه‌ها برای منطقه محلی چندان قابل مشاهده نیست. در این رابطه، فلدمن و دسروچرز (2003) دریافتند که ممکن است به فقدان انگیزه و تشویق برای فعالیت تجاری که ممکن است به طور بالقوه به نفع منطقه محلی باشد، نسبت داده شود.

توسعه دانشگاه کارآفرین  در جهت تقویت : (1) روش های بهتر آموزش و با کیفیت بر اساس رشد شخصی که از خلاقیت و تجربه کارآفرینی حمایت می کند. و (2) استراتژی های بهتر برای مشوق ها. همچنین، الزامات صنعت با ضرورت توافقات همکاری قوی بین دانشگاه و صنعت مشهود است. به طور مشخص، بنگاه‌های کوچک و متوسط برای بقا در یک محیط رقابتی به این مکانیسم‌ها نیاز دارند، زیرا در اقتصاد جدید مزیت استراتژیک اصلی شرکت دانش و سرمایه انسانی آن است. دانشگاه ایده ها و منابع انسانی واجد شرایط را تولید می کند در حالی که صنعت نیاز به منابع اقتصادی برای تبدیل ایده ها به محصولات مفید اقتصادی دارد.

برگرفته از مقاله Guerrero&Urbano

جهت مطالعه کامل مقاله کلیک کنید

چارچوب راهنما برای دانشگاه کارآفرین(4 قسمت) را مطالعه فرمایید.

هنر و کارآفرینی

هنر شما تجارت شماست

در عرصه هنر خود کارآفرین شوید

همه هنرمندان واقعی، به قول اکهارت تُله، خواه از آن آگاه باشند یا نه هنر را از جایگاه بی‌ذهنی و سکون درون خود خلق می‌کنند. حتی بزرگ‌ترین دانشمندان نیز از این امر مستثنا نیستند. این ذهن آن‌هاست که پس از گذراندن ظریف این مرحله؛ به این بینش و انگیزه خلاق از طریق تفکر، شکل می‌دهد. برای آگاهی از میزان تفکر موردنیاز در این فرآیند، یک همه‌پرسی متشکل از ریاضی‌دانان برجسته آمریکایی ازجمله انیشتین انجام‌ شده و این نتیجه به‌دست‌آمده که «تفکر فقط نقشی فرعی در مرحله کوتاه و سرنوشت‌ساز عمل خلاق ایفا می‌کند»؛ پس در بقیه زمان‌هایی که در حال فکر کردن هستید، چه اتفاقی می‌افتد؟

مطالعات بیان می‌کند که در حدود هشتاد تا نود درصد عمل فکر کردن، در بیشتر مردم، تکراری و بی‌فایده است. درواقع می‌توان نتیجه گرفت بااینکه تفکر در ذهن شما اتفاق می‌افتد و ذهن ابزار قدرتمندی برایتان است، اما از آن به‌طور صحیح استفاده نمی‌شود. پس باید چه کنید تا بتوانید از توانمندی‌های فکری و ذهنی خود به‌طور مؤثرتری بهره‌مند شوید؟

در مقاله‌های اخیرم در سال جاری، سعی کردم تا از ورود واژه‌های کارآفرینی به دنیای بکر و زیباشناسانه هنر، تخریب خلاق و تولد صنایع خلاق پربازده، مطالبی را به‌عنوان مقدمه بیان کنم. در حقیقت این بخش از گفتمان نشریه؛ به‌طور علمی و عملی به کارآفرینی در حوزه هنر و صنایع خلاق می‌پردازد. پس چنانچه یک هنرمند هستید و می‌خواهید ارزش هنر خود را به‌طور آگاهانه به سرمایه تبدیل کنید، با من همراه شوید. کسب و تجارت خود را راه‌اندازی کنید و توانمندی‌های خود را به‌طور بالفعل مدیریت نمایید.

برای شروع کافی است به مطالبی که در ابتدای مقاله خواندید، دوباره رجوع کنید و تصمیم بگیرید که از گپ‌هایی که شناسایی کردید، در جهت استفاده بهینه‌ از توانمندی‌هایتان بهره ببرید. «تفکر فقط نقشی فرعی در مرحله کوتاه و سرنوشت‌ساز عمل خلاق ایفا می‌کند»؛ پس بیایید از قدرت ذهن و تفکر، در جای دیگری که بسیار موردنیاز و هوشمندانه است استفاده کنید.

آن نقطه گفتگو؛ فرصت‌های کارآفرینی است که از کشف چیزهای جدید سخن به میان می‌آورد. دیگر یک ایده هنری، فقط محدود به هنرمند و عده‌ای معدود نمی‌شود، بلکه پای بازار به میان می‌آید و صف مخاطبان تشکیل می‌شود. حالا مشتریان با سلیقه‌ها، نیازها و دیدگاه‌های متفاوتی، به یک اثر هنری مشترک چشم دوخته‌اند. در همین اثنا همچنان که دنیای هنر به نوآوری مستمر گرایش دارد، زمینه‌ها برای انگیزش هنرمندان در تعامل با حوزه‌های دیگر فراهم می‌شود. الآن وقت آن است که خلاقیت، مهارت و ایده‌هایی ناب که از درون‌مایه‌های دنیای هنری سرچشمه می‌گیرند، با ویژگی‌های کارآفرینانه پیوند بخورند و نتایج ثمربخشی به بار آورند.

اکنون نوآوری؛ سرعت حرکت به سمت جلو را بهبود می‌بخشد. برنامه‌ریزی‌، بودجه‌ریزی، ایده‌یابی، اجرا و ارزیابی‌های مستمر؛ چاشنی پر دغدغه کار می‌شوند. دقیقاً در این زمان است که قاب شهود هنرمند؛ به بزرگی دایره مخاطبانش، گسترش می‌یابد. اینجا است که دغدغه و نیازهای آن‌ها، به دغدغه همیشگی او بدل می‌شوند و در این مسیر، آهسته و پیوسته، هنر شما به تجارت شما منتهی می‌گردد.

بنفشه دین محمدی/ پژوهشگر حوزه هنر و کارآفرینی

جهت مطالعه بیشتر به ماهنامه شماره 39 دانشگاه کارآفرین مراجعه فرمایید

کارآفرینی

کارآفرینی و مفهوم آن

کارآفرینی به فرآیندی از اقداماتی اطلاق می شود که یک کارآفرین (فرد) برای تأسیس شرکت خود انجام می دهد. این یک پاسخ خلاقانه و نوآورانه به محیط است. بنابراین چرخه ای از اقدامات برای پیشبرد منافع کارآفرین است. یکی از ویژگی های کارآفرینی، توانایی کشف فرصت های سرمایه گذاری و سازماندهی یک بنگاه اقتصادی است که در نتیجه به رشد واقعی اقتصادی کمک می کند و شامل ریسک کردن و سرمایه گذاری لازم در شرایط عدم اطمینان و نوآوری، برنامه ریزی و تصمیم گیری برای افزایش تولید در کشاورزی، تجارت، صنعت و غیره است.

کارآفرینی یک مهارت ترکیبی است که حاصل ترکیبی از بسیاری از کیفیت ها و ویژگی هاست. اینها شامل تخیل، آمادگی برای ریسک کردن، توانایی گردآوری و استفاده از سایر عوامل تولید، سرمایه، نیروی کار، زمین و همچنین عوامل ناملموس مانند توانایی بسیج پیشرفت های علمی و فناوری است. از اقتصاد کلاسیک تا تحلیل پساکینزی، موضوع کارآفرین بررسی شده است.
به طور کلی، اقتصاددانان معاصر موافق هستند که کارآفرین یک رهبر تجاری است و نقش او در تقویت رشد و توسعه اقتصادی نقشی محوری است. با این حال، در حال حاضر، هیچ اتفاق نظری در مورد اینکه چه چیزی فعالیت اساسی را تشکیل می دهد که کارآفرین را به یک چهره مهم تبدیل می کند، وجود ندارد. در حالی که برخی از اقتصاددانان هماهنگی منابع تولید، تأمین سرمایه یا معرفی نوآوری ها را شناسایی کرده اند.اساساً یک کارآفرین شخصی است که مسئول راه اندازی یک تجارت یا یک شرکت است. او دارای ابتکار، مهارت برای نوآوری است و به دنبال دستاوردهای عالی است. او عامل کاتالیزور تغییر است و برای خیر و صلاح مردم کار می کند. او پروژه های سبز جدیدی را راه اندازی می کند که ثروت ایجاد می کند، فرصت های شغلی زیادی را باز می کند و منجر به رشد سایر بخش ها می شود.

کلمه “کارآفرین” از ریشه فرانسوی “entreprendre” به معنای “تندرو” گرفته شده است. اصطلاح “کارآفرین” به نظر می رسد که توسط Cantillon (1755) وارد نظریه اقتصادی شده است، اما Say (1803) برای اولین بار به کارآفرین توجه ویژه داشت. با این حال، این شومپیتر بود که واقعاً زمینه کارآفرینی را با مرتبط کردن واضح آن با نوآوری مطرح کرد. تعریف دراکر از کارآفرینی، یعنی یک رشته سیستماتیک و حرفه ای، سطح جدیدی از درک را به حوزه ارائه کرد. شارما و کریسمن (1999) دو دسته از تفکر را در مورد معنای کارآفرینی شناسایی کردند. یک گروه بر ویژگی های کارآفرینی (مثلاً نوآوری، رشد، منحصر به فرد) تمرکز کردند در حالی که گروه دوم بر نتایج کارآفرینی (مثلاً ایجاد ارزش) تمرکز کردند.

7 گام برای پرورش کارآفرینان

یک موقعیت را به فرصت تبدیل کنید: کارآفرین شخصی است که یک شرکت را راه اندازی می کند. او به دنبال تغییر است و به آن پاسخ می دهد. تعاریف متعددی از کارآفرین ارائه شده است – اقتصاددانان او را چهارمین عامل تولید در کنار کار، زمین و سرمایه می دانند. جامعه شناسان احساس می کنند که جوامع و فرهنگ های خاصی میتواند کارآفرینی را ترویج کند، مثلاً در هند که می گویند گجراتی ها و سندی ها بسیار کارآفرین هستند.
هنوز دیگران احساس می کنند که کارآفرینان مبتکرانی هستند که ایده های جدیدی برای محصولات، بازارها یا تکنیک ها ارائه می دهند. به بیان ساده، کارآفرین کسی است که فرصت را درک می کند، منابع مورد نیاز برای بهره برداری از آن فرصت را سازماندهی می کند و از آن بهره برداری می کند. رایانه ها، تلفن های همراه، ماشین لباسشویی، دستگاه های خودپرداز، کارت های اعتباری، خدمات پیک و غذاهای آماده همگی نمونه هایی از ایده های کارآفرینانه هستند که به محصولات یا خدمات تبدیل شده اند.

کارآفرینی شامل تصمیم‌گیری، نوآوری، اجرا، پیش‌بینی آینده، استقلال و موفقیت است و اینگونه است که کارآفرینی توسعه یافته است. در واقع برآیند عوامل پیچیده اجتماعی-اقتصادی، روانی، فنی، حقوقی و غیره است و یک فرآیند پویا و پرخطر است و شامل تلفیقی از سرمایه، فناوری و استعدادهای انسانی است.

کارآفرینی به طور یکسان برای مشاغل بزرگ و کوچک، برای فعالیت های اقتصادی و غیراقتصادی قابل استفاده است. کارآفرینان مختلف ممکن است در برخی از ویژگی ها مشترک باشند اما همه آنها دارای ویژگی های متفاوت و منحصر به فرد هستند و یک فرآیند جستجوی هدفمند و سازمان یافته برای تغییر است که پس از تجزیه و تحلیل سیستماتیک فرصت ها در محیط انجام می شود.

کارآفرینی یک فلسفه است، روشی است که فرد می اندیشد، عمل می کند و بنابراین می تواند در هر موقعیتی وجود داشته باشد، خواه کسب و کارخصوصی یا دولتی، یا در زمینه آموزش، علم و فناوری و یا فقرزدایی یا هر موقعیت دیگری. کارآفرینی را می توان به عنوان فرآیندی توصیف کرد که یک کارآفرین برای تأسیس شرکت خود انجام می دهد و یک فعالیت خلاقانه است و توانایی ایجاد و ساختن چیزی از هیچ است. این یک استعداد تشخیص فرصت است که در آن دیگران هرج و مرج، تضاد و سردرگمی را می بینند. به عبارتی نگرش ذهن برای جستجوی فرصت‌ها، ریسک‌های حساب شده و کسب منافع از طریق راه‌اندازی یک سرمایه‌گذاری است و شامل فعالیت های متعددی است که در مفهوم، ایجاد و اداره یک شرکت دخیل هستند

جهت مطالعه اصل مقاله اینجا کلیک کنید