آموزش کارآفرینی

كارآفرينان نيازمند مهارت‌ها و توانمندی‌های متفاوتي هستند تا بتوانند بر اساس آن در ارتقاي ابتكارات و ايجاد کسب‌وکار سازماني به موفقيت برسند. آن‌ها بايد آينده‌ سازمان و تغييراتي را كه احتمالاً در توانايي‌هاي بنگاه براي توجيه و تأييد ايجاد کسب‌وکار سازماني رخ مي‌دهند، پيش‌بيني كنند. اين توانايي نيازمند درك راهبرد، بازارها و ديگر توانمندي‌هاي سازمان است. كارآفرينان بايد درك كنند كه چگونه ابتكارات مرتبط با کسب‌وکار مي‌توانند بر واحدهاي مختلف سازماني به شكلي كاملاً متفاوت تأثير بگذارند و چگونه حول اين موضوعات كار مي‌كنند.

مفاهیم کارآفرینی

اما امروزه مؤسسات مختلفی در خصوص آموزش‌های کارآفرینی فعالیت دارند و کارآفرینی را در قالب برنامه‌های آموزش کوتاه‌مدت به مخاطبان خود آموزش می‌دهند، اما همچنان در خصوص محتوا، ‌اقدامات و روش‌هایی که برای آموزش کارآفرینی به کار گرفته می‌شود، توافق چندانی وجود ندارد. همچنین دغدغه‌ جدی دیگری که در این حوزه وجود دارد، این موضوع است که آموزش کارآفرینی و محتوای آن برای سن، جنسیت، مشاغل و تحصیلات مختلف؛ یکسان نیست. بااین‌وجود موارد زير جهت توانمندسازي كارآفريني فراگيران در یک سازمان مناسب مي‌باشد.

  • انجام پروژه‌هاي شغلي مرتبط با رشته تحصیلی در سازمان‌ها
  • آشنايي با نحوه تدوين طرح کسب‌وکار
  • آشنايي با مشاغل مربوط به هر رشته تحصيلي در سطح جهانی
  • آشنايي با قوانين کسب‌وکار
  • آشنايي با مهارت‌هاي مالي (تأمين و مديريت منابع مالی)
  • آشنايي با مهارت‌هاي بازاريابي (تحقیقات بازاریابی)
  • آشنايي با فرآيند كارآفريني
  • آشنايي با مفاهیم کارآفرینی (تعاريف؛ نظريه‌ها، تاريخچه، زمينه‌هاي كارآفريني، ویژگی‌های کارآفرینان)
پرورش کارآفرینان

7 گام برای پرورش کارآفرینان

7 گام برای پرورش کارآفرینان به این بستگی دارد که بدانیم، کارآفرینی یکی از معدود انتخاب‌های شغلی در زندگی است که فرصت رشد نامحدودی را فراهم می‌کند. یک پدر و مادر، بخشی از کارشان این است که فرزندان را با توانایی تحمل سختی‌های این دنیا، ساختن شخصیت و داشتن قلبی برای دیگران تربیت کنند. همچنین مسئولیت دارند که به آن‌ها بیاموزند که چگونه به انسانیت کمک کنند و همچنین اطمینان حاصل کنند که با بزرگ‌تر شدنشان از خانواده آن‌ها مراقبت می‌شود.

وقتی بتوانید نحوه راه‌اندازی یک کسب‌وکار را درک کنید، دیگر لازم نیست برای «حقوق» به دیگران تکیه کنید. شما می‌توانید به همان اندازه که می‌خواهید درآمد کسب کنید. زندگی را همان‌طور که خود انتخاب می‌کنید زندگی کنید. یکی از چیزهایی که همیشه به فرزندان باید یاد داد این است که بخشنده باشند. برای اینکه بتوانیم به فرزندانمان کمک کنیم تا به فرصت‌هایی دست یابند که به آن‌ها امکان می‌دهد بخشنده باشند، باید ابزارها و نگرش‌هایی را به آن‌ها بدهیم که به آن‌ها امکان می‌دهد کارآفرینان موفقی باشند.

خوش‌بینی

هیچ‌کس بدبین به دنیا نیامده است. کودکان به‌طور طبیعی به دنبال بهترین چیزها هستند. ما باید از این حمایت کنیم. کارآفرینان ریسک‌های حساب‌شده را می‌پذیرند. برای اینکه مکرراً ریسک کند، یک کارآفرین باید باور داشته باشد که نتیجه مثبت خواهد بود. برای کودکان، این بدان معناست که ما باید به آن‌ها کمک کنیم تا رشد کنند و از طریق شکست‌هایشان خوش‌بینی را حفظ کنند. بچه‌های کوچک شکست می‌خورند و به تلاش ادامه می‌دهند. این چیزی است که ما باید حمایت کنیم.

شکست شرط موفقیت است. ما همیشه از شکست‌هایمان بیشتر از موفقیت‌هایمان یاد می‌گیریم. تنها شکست واقعی زمانی است که دست از تلاش بردارید. هر شکستی را برای فرزندان خود به یک تجربه یادگیری تبدیل کنید.

خلاقیت

کودکان عاشق انجام کارهای جدید، ماجراجویی هستند. به‌عنوان بزرگ‌سالان، ما تمایل داریم که با افزایش سن از این طرز فکر خارج شویم. ما درگیر مسئولیت‌های روزانه‌ای می‌شویم که ما را از تجربه همه چیزهایی که زندگی ارائه می‌کند بازمی‌دارد.

کارآفرینان حل‌کننده خلاق مشکلات هستند. آن‌ها به سرزمین‌های جدید و ناشناخته می‌روند. ما به‌عنوان والدین باید کودکان را تشویق کنیم تا چیزهای جدید را امتحان کنند، خارج از چارچوب فکر کنند، آزمایش کنند و خلاق باشند. این ذهنیت است که به ایجاد تمام نوآوری‌هایی کمک کرده است که زندگی و پیشرفت‌های تکنولوژیکی را که امروزه از آن‌ها لذت می‌بریم، ساده می‌کند.

اقناع

کودکان به‌طور طبیعی در هنر متقاعدسازی استاد هستند. چرا که با افزایش سن، ترس از فروش، مذاکره و متقاعدسازی در ما ایجاد می‌شود. یکی از بهترین کارهایی که می‌توانیم برای فرزندانمان انجام دهیم، گوش دادن و پاسخگویی متفکرانه است. هنگامی‌که پاسخ منفی است (آن‌طور که گاهی اوقات باید باشد)، به آن‌ها بگویید چرا. به آن‌ها کمک کنید بفهمند هیچ‌چیز در زندگی رایگان نیست و هر چیزی هزینه و پیامد دارد. به آن‌ها کمک کنید وقتی چیزی را می‌خواهند انتخاب‌های خوبی داشته باشند. متقاعدسازی را خفه نکنید. بااین‌حال، اگر آن‌ها شروع به حرکت از متقاعدسازی به دست‌کاری کردند، تفاوت را به آن‌ها بیاموزید و آن‌ها را به مسیر بهتری هدایت کنید.

اصول مالی

اگر نتوانید امور مالی شخصی خود را مدیریت کنید، هرگز نمی‌توانید یک تجارت را به‌طور مؤثر مدیریت کنید. سواد مالی در آمریکا یک بحران است. بسیاری از مردم از نظر مالی در وضعیت بدی هستند زیرا امور مالی خود را به‌خوبی مدیریت نمی‌کنند.

اکثر کودکان در طبیعت خود دارای درجه‌ای از خودخواهی هستند. اگر بچه دارید، «می‌خواهم»، «می‌توانم» و «می‌توانیم» را احتمالاً میلیون‌ها بار شنیده‌اید. وقتی شما را در تنگنای مالی قرار دهد خوب نیست. ما باید ارزش کار کردن، پس‌انداز کردن را به فرزندانمان بیاموزیم. اگر فرزندان شما می‌خواهند یک کسب‌وکار کوچک راه‌اندازی کنند، باید مایل به سرمایه‌گذاری در آن باشید و همچنین به آن‌ها بیاموزید که انتظار بازگشت سرمایه خود را دارید (به یاد داشته باشید که هیچ‌چیز در زندگی رایگان نیست). آن‌ها را تشویق کنید که پول خود را سرمایه‌گذاری کنند و به آن‌ها کمک کنید تا نحوه عملکرد سرمایه‌گذاری‌های خود را ارزیابی کنند. آن‌ها باید بدانند که پول چگونه کار می‌کند و برای به دست آوردن آنچه چیزی لازم است درنتیجه آن‌ها درک بهتری از ارزش واقعی آن خواهند داشت.

مهارت‌های ارتباطی

مراقب نحوه ارتباط فرزندانتان با دوستان و دیگران باشید. توانایی بیان یک چشم‌انداز و جذب دیگران از آن برای موفقیت هر کارآفرینی بسیار مهم است. توانایی برقراری ارتباط با دیگران در نحوه برقراری ارتباط شخص دیگر برای ارتباط روشن و درک در هر خانواده یا شغلی مهم است.

کارآفرینان چالش‌ها و مبارزات عاطفی زیادی را تجربه می‌کنند و باید آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارند. ناتوانی در برقراری ارتباط خوب، بسیاری از افراد را از داشتن میزان آسیب‌پذیری سالم بازمی‌دارد و اغلب روابط را محدود می‌کند. این می‌تواند بوسه مرگ برای یک کارآفرین باشد.

استعدادها

همه ما استعدادها و مهارت‌های خاصی داریم که با آن‌ها متولد شده‌ایم و به نظر می‌رسد که در آن‌ها عالی هستیم. وقتی نقاط قوت خود را بشناسید، بر روی آن نقاط قوت تمرکز کنید و آن‌ها را در تلاش‌های خود در کسب‌وکار به کار ببرید، می‌توانید کارهای بیشتری انجام دهید. به همین ترتیب، شما باید نقاط ضعف خود را درک کنید و اینکه چگونه می‌توانید با دیگرانی که در آن زمینه‌ها قوی هستند شریک شوید.

فرزندان خود را تشویق کنید تا فعالیت‌های متنوعی را امتحان کنند. به آن‌ها کمک کنید استعدادها و نقاط قوت خود را کشف و شکوفا کنند. همچنین به آن‌ها کمک کنید تا نقاط ضعف خود را پیدا کنند. به‌عنوان یک کارآفرین، یکی از بهترین اصول موفقیتی که می‌توانید در این زمینه بیاموزید، تمرکز بر نقاط قوت و کمک گرفتن از دیگران برای نقاط ضعف.

همان‌طور که به فرزندان خود کمک می‌کنید تا توانایی‌ها و استعدادهای خود را رشد دهند، به آن‌ها کمک کنید تا نقاط قوت را در دوستان خود ببینند. تقریباً در هر کسب‌وکاری، موفقیت با کنار هم قرار دادن بهترین تیم از افرادی حاصل می‌شود که استعدادهایشان مکمل یکدیگر است.

رهبری

جان ماکسول رهبری را به‌عنوان “نفوذ” تعریف می‌کند. مهارت‌ها و توانایی‌های رهبری می‌تواند شما را در زندگی پیش ببرد. بدون آن‌ها، شما همیشه محدود خواهید بود. در توسعه مهارت‌های رهبری، محدودیت‌ها برداشته می‌شود و می‌توان به هر چیزی دست‌یافت.

همه نمی‌توانند کارآفرین باشند، اما همه باید رهبر باشند. فرزندان خود را تشویق کنید که رهبر باشند. چه آن‌ها کارآفرینی را انتخاب کنند یا نه مهارت‌های رهبری در همه زمینه‌های زندگی به آن‌ها کمک می‌کند. آن‌ها باید قدرتی برای دنبال کردن رؤیاهایی داشته باشند که با رؤیاهایی دیگران متفاوت است.

برگرفته از سایت دانشگاه کارآفرین

 

برای مطالعه بیشتر میتوانید به ماهنامه شماره 24 دانشگاه کارآفرین در ارتباط با کارآفرینی کودک (آخرین راه نجات) مراجعه بفرمایید

چرا دانشگاه‌ها باید از کارآفرینان دانشجویی بیشتر حمایت کنند

چرا دانشگاه‌ها باید از کارآفرینان دانشجویی بیشتر حمایت کنند

  • نگرانی‌های فزاینده‌ای در مورد کند شدن فعالیت‌های کارآفرینانه در دانشگاه‌های جهان وجود دارد.
  • بااین‌حال، کارآفرینی باید تشویق و تسهیل شود – و دانش آموزان به‌طور فزاینده‌ای خواستار این هستند.
  • در اینجا دلیل اهمیت این موضوع وجود دارد و چگونه دانشگاه‌ها می‌توانند این حوزه حیاتی را در مسیر اصلی خود قرار دهند.

مشاغل کارآفرینی با رشد سریع برای رفاه و پیشرفت اجتماعی ضروری هستند. کارآفرینان با استفاده از فرصت‌ها، پذیرفتن خطرات، حل مشکلات و اقدام، ارزش ایجاد می‌کنند. آن‌ها در ایجاد و تجاری‌سازی فناوری‌های نوآورانه به طریقی که مشاغل بزرگ قادر به انجام آن نیستند، ریسک می‌کنند. گاهی اوقات این فناوری‌ها بازارهای کاملاً جدیدی را باز می‌کنند و صنایع را متحول می‌کنند. تسلا مثال خوبی است.

مشاغل کوچک می‌توانند حرکت‌های اولیه چابکی برای سازگاری با روندهای جدید و پاسخ به بحران‌ها، مانند همه‌گیری COVID-19 داشته باشند. آن‌ها می‌توانند به‌سرعت برای استفاده از فرصت‌ها یا زمانی که رشد آن‌ها کند می‌شود، حرکت کنند. سال‌های اولیه رشد سریع آن‌ها می‌تواند بازدهی عالی برای سرمایه‌گذاری خطرپذیر و بازار سرمایه ایجاد کند. زوم مثال خوبی است.

اما نگرانی‌های فزاینده‌ای در مورد رکود شدید احتمالی در توسعه ایده‌هایی وجود دارد که به مراحل اولیه شکل‌گیری مشاغل جدید کمک می‌کند. تغییرات در بخش دانشگاهی ناشی از همه‌گیری و تنش‌های ژئوپلیتیکی که اقتصاد جهانی را شکل داده، در قلب این نگرانی‌ها نهفته است.

دانشگاه‌ها نقش اساسی در پشتوانه فعالیت‌های کارآفرینی و نوآوری دارند. آن‌ها شرایط، امکانات و استعدادی را فراهم می‌آورند که ظهور ایده‌های موفقیت‌آمیز را تقویت می‌کند. بسیاری از آن‌ها سیستم‌هایی برای پشتیبانی از توسعه ایده‌های جدید در نظر گرفته‌اند تا از آن‌ها استفاده عملی کنند. آن‌ها نقش مهمی در حفظ جریان معامله‌ای دارند که فرصت‌هایی را برای سرمایه‌گذاری در سرمایه‌گذاری خطرپذیر فراهم می‌کند که به‌نوبه خود رشد مشاغل کارآفرینانه را تحریک می‌کند.

رهبران بخش سرمایه‌گذاری خطرپذیر استرالیا هشدار می‌دهند که بخش آموزش عالی “از بین رفته است” و همه‌گیری باعث ایجاد هرج‌ومرج برای دانشگاه‌هایی شده است که به هزینه‌های بین‌المللی دانشجویان وابسته شده‌اند. پیامد اصلی این بودجه کمتر برای دانشجویان است تا به کار تحصیلات تکمیلی بپردازند و در آنجا ایده‌هایی را توسعه دهند که می‌تواند فرصت سرمایه‌گذاری بزرگ فردا باشد.

دانشگاه‌ها باید فارغ‌التحصیلان را برای مشاغلی که خودشان تعیین می‌کنند آماده کنند

در گذشته، تحصیلات دانشگاهی معمولاً دانشجویان را برای مشاغلی که توسط دیگران تعریف می‌شد آماده می‌کرد. در جهان غیرقابل‌پیش‌بینی پس از همه‌گیری، دانشگاه‌ها باید آن‌ها را برای مشاغلی که خودشان تعریف می‌کنند آماده کنند. دانشگاه‌ها باید برنامه‌های درسی، امکانات و انگیزه‌هایی را برای ایجاد نسل جدید کارآفرینان و همچنین مسیرهای سنتی به مشاغل، شرکت‌های تأسیس‌شده و دولت ارائه دهند.

این بخشی از تغییر دریا است که برای مدرن سازی دانشگاه‌ها موردنیاز است و نقش مهمی در ایجاد مشاغل و صنایع موردنیاز برای بهبود اقتصادی پس از COVID-19 ایفا می‌کند. هنگامی‌که زمانی فعالیتی حاشیه‌ای بود، کارآفرینی به بخش مهمی از تجربه دانشگاه تبدیل شده است.

چرا باید کارآفرینی را تشویق کرد؟

تقاضای دانشجویان برای دوره‌های کارآفرینی در سال‌های اخیر افزایش یافته است که نشان‌دهنده سرخوردگی آن‌ها از دنیایی است که دیگران ایجاد کرده‌اند. هزاره‌ها می‌خواهند آینده خود را رقم بزنند و مهارت‌های کارآفرینی کلید زندگی کاری آن‌ها است. تجربه ما در تدریس این موضوع طی چندین دهه افزایش چشمگیر تقاضا برای دوره‌های کارآفرینی اجتماعی را نشان داده است.

همچنین دلایل قوی آموزشی برای آموزش کارآفرینی وجود دارد، زیرا دانش آموزان را با مشکلات فوری در دنیای واقعی درگیر می‌کند، تفکر انتقادی را توسعه می‌دهد و مهارت‌های زندگی خود را گسترش می‌دهد. دانشگاه‌ها با ترویج کارآفرینی به انجام مأموریت‌های اقتصادی و اجتماعی خود کمک می‌کنند.

برنامه‌های کارآفرینی

دانشگاه‌ها برنامه‌های کارآفرینی آموزش‌دیده و تجربی را در کنار فعالیت‌های فوق‌برنامه مانند باشگاه‌های کارآفرینان، مسابقات و جوایز به دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد ارائه می‌دهند.

دوره‌های کارآفرینی در حال افزایش است. تخمین زده می‌شود که حداقل 150 برنامه در دسترس دانشجویان دانشگاه استنفورد است که توسط طیف وسیعی از ارائه‌دهندگان ارائه می‌شود. یک مطالعه نشان داده است که 41 دانشگاه استرالیا نزدیک به 600 موضوع مرتبط با کارآفرینی را ارائه می‌دهند. دانشگاه کوئینزلند بیش از 100 دوره درزمینه یادگیری کارآفرینانه در سراسر دانشکده‌های خود ارائه می‌دهد.

OECD و اتحادیه اروپا بررسی‌های ملی را در مورد تأثیر مؤسسات آموزش عالی در حمایت از کارآفرینی انجام داده‌اند. توصیه‌ها شامل تشویق ذهنیت کارآفرینانه، یادگیری مبتنی بر مشکل، افزایش بین‌رشته‌ای و پیوند دانش آموزان با اقتصاد محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. سازمان‌هایی مانند آژانس تضمین کیفیت در انگلستان راهنمایی‌هایی را به ارائه‌دهندگان آموزش عالی درزمینه آموزش‌وپرورش کارآفرینی ارائه می‌دهند.

برنامه‌های کارآفرینی به سطوح مختلف شرکت‌کنندگان ارائه می‌شود، ازجمله به کارکنان دانشگاهی که مایل به تبدیل‌شدن به کارآفرینان هستند. برنامه‌ها دانش آموزان با پیشینه و جاه‌طلبی‌های مختلف را هدف قرار می‌دهند، به‌عنوان‌مثال، کسانی که روی فناوری‌های دیجیتال یا پزشکی کار می‌کنند یا بر طراحی تمرکز می‌کنند. برخی از برنامه‌ها منحصراً به زنان کارآفرین ارائه می‌شود، مانند WEInnovate Imperial College.

اگر برنامه‌های کارآفرینی در هر سطح آموزشی موفقیت‌آمیز باشد، دانشگاه‌ها باید اطمینان حاصل کنند که سیاست‌های مالکیت معنوی آن‌ها توانایی دانشگاهیان را برای همکاری با دانشجویان کارآفرین در تجاری‌سازی تحقیقات خود محدود نمی‌کند.

دوره‌هایی به دانشجویان دکتری و فوق دکتری ارائه می‌شود. برای مثال، MedTech Superconnector، یک سرمایه‌گذاری مشترک از شش دانشگاه لندن است که برای تسهیل توسعه اولیه فناوری‌های نوآورانه پزشکی، ازجمله دستگاه‌ها و تشخیص، تأسیس شده است. این برنامه بودجه، آموزش، راهنمایی و دسترسی به شرکای صنعت را برای سرعت بخشیدن به ترجمه تحقیقات پزشکی فراهم می‌کند.

Techcelerate، یک برنامه کالج سه‌ماهه امپریال برای محققان پس از دکترا، کلاس‌های مستر و جلسات بررسی سرمایه‌گذاری را با فرصتی برای نشان دادن سرمایه‌گذاری‌ها به جامعه سرمایه‌گذاران ارائه می‌دهد. شرکت‌کنندگان ملزم به برقراری ارتباط و مصاحبه با ده‌ها مشتری بالقوه، رقبا یا استفاده‌کنندگان از تحقیقات خود هستند تا ایده‌های خود را تصحیح کرده و با شناسایی مشکلات مشتریان و فرصت‌های بازار، تأثیر خود را نشان دهند.

مهارت‌های کارآفرینی

یادگیری درباره کارآفرینی مهارت‌های تحلیلی، سازمانی و بین فردی را تشویق می‌کند و توانایی‌های رهبری و شبکه‌سازی را توسعه می‌دهد. دانش آموزان یاد می‌گیرند که مشکلات را شناسایی کرده و حل کنند، در گروه‌ها کار کنند، خطرات را بسنجند و به‌طور مؤثر با دیگران در حوزه‌های مختلف مانند سرمایه‌گذاران ارتباط برقرار کنند. این به آن‌ها کمک می‌کند تا نوآوری، ابداع و راه‌حل مشکلات را پیاده‌سازی کنند. این امر آن‌ها را فراتر از رویکردهای کنونی دیدگاه‌های انضباطی خاص قرار می‌دهد و به آن‌ها در ایجاد گزینه‌های جدید تخیلی، اتخاذ رویکردهای استراتژیک و طراحی مکانیسم‌های سازمانی برای آزمایش و تبدیل ایده‌های خوب به واقعیت کمک می‌کند. چابکی ذهنی را برای حرکت از شناسایی مشکلات به جستجوی پاسخ‌های آن‌ها توسعه می‌دهد. پرورش ذهنیت کارآفرینانه دانش آموزان را برای دنیای نامعلوم و غیرقابل‌پیش‌بینی آماده می‌کند که در بازنشانی بزرگ به آن کمک خواهند کرد.

بسیاری از دانش آموزان، به‌ویژه در علوم و مهندسی، اغلب به دنبال راه‌حل‌های سریع هستند، گاهی اوقات قبل از درک کامل سؤالات به پاسخ می‌رسند. مهارت‌های کارآفرینی توانایی آن‌ها را در درک گزینه‌های جایگزین و یادگیری سریع از بازخورد؛ سپس برای قضاوت بر اساس شواهد و انتخاب گزینه‌های توسعه بیشتر می‌کند. نکته مهم این است که به حفظ خوش‌بینی در مواجهه با شکست کمک می‌کند.

بسیاری از روش‌های حمایت از کارآفرینی دانشجویی مکمل یکدیگر هستند. پروژه‌های دانشجویی می‌توانند به رقابت برای جوایز تبدیل شوند که می‌تواند منجر به دسترسی به امکانات، آموزش بیشتر و فرصت‌های مالی شود.

تشویق کارآفرینان دانشجویی باید بخشی از ساختار دانشگاه شود: یکی از مؤلفه‌های اصلی مأموریت‌های آن‌ها برای کمک به رفاه و پیشرفت اجتماعی، به‌ویژه پس از آسیب‌های 2020. کارآفرینان دانشجویی به ایجاد و استفاده از ارتباطات بین‌المللی دانشگاه و برخی در آینده کمک می‌کنند. ممکن است اهداکنندگان مهم نیکوکاری شوند. شاید مهم‌تر از همه، آن‌ها به طرز چشمگیری بر جنب‌وجوش و نوآوری که دانشگاه‌ها را احاطه کرده است افزوده و سهم اجتماعی و اقتصادی آن‌ها را به‌وضوح نشان می‌دهد.

نویسنده : هیئت تحریریه نشریه دانشگاه کارآفرین

مربیان کارآفرینی برای کنفرانس سالانه گرد هم می‌آیند

مربیان کارآفرینی برای کنفرانس سالانه گرد هم می‌آیند

 

شبکه‌ای از برنامه‌ها ، آموزش کارآفرینی را در اختیار ده‌ها هزار دانشجوی ایالت پن قرار می‌دهند.

هر سال ، مربیان کارآفرین و حامیان سراسر ایالت پن در یک کنفرانس سالانه گرد هم می‌آیند. از سمت چپ ، لیندا فلتمن ، تد گراف و بیل زیمرمن از طریق ایده پردازی و تمرین همکاری می‌کنند.

گردهمایی مربیان کارآفرینی ایالت پن در 17 سپتامبر ، حامیان کارآفرینی را از سراسر دانشگاه گرد هم آورد تا در مورد چگونگی بهبود اکوسیستم کارآفرینی برای دانشجویان بحث کنند.

کنفرانس سالانه ، که در حال حاضر در نهمین سال خود است ، توسط مرکز کارآفرینی دانشجویی ایالت پن (CPSSE) ، با تلاش مشترک مربیان بسیاری از کالج‌ها ، پردیس‌ها و برنامه‌های ایالت پن ، سازمان‌دهی شده است.

هوگ ، مدیر مرکز کارآفرینی دانشجویی ایالت پن و دانشیار دانشکده ارتباطات دونالد پی بیلیساریو گفت: “کارآفرینی و نوآوری در هر دانشکده و در هر محوطه دانشگاه آموزش داده می‌شود.” “با توجه به تعداد زیادی از مربیان کارآفرینی که در بسیاری از رشته‌ها و گروه‌های مختلف تدریس می‌کنند ، ضروری است که ما دورهم جمع شویم و ایده‌هایی را برای بهبود تجربه یادگیری دانش آموزان به اشتراک بگذاریم. این گردهمایی سالانه یکی از راه‌های انجام این کار است. ”

 

تقاضا برای آموزش کارآفرینی تنها در حال افزایش است. بر اساس AACSB International ، در مارس 2020 تقاضا در سراسر جهان برای آموزش کارآفرینی سالانه 66 درصد افزایش یافته است. در سراسر جهان ، کالج‌ها و دانشگاه‌ها کارآفرینی را به برنامه‌های تجاری خود اضافه می‌کنند.

هوگ گفت ، در ایالت پن ، آموزش کارآفرینی برای 76000 دانشجو در دسترس است ، ادعایی که هیچ دانشگاه دیگری نمی‌تواند آن را مطرح کند.

هوگ گفت: “ما در تلاش بوده‌ایم تا موانع را برطرف کرده و کارآفرینی را در طول سال‌ها در دسترس  بیشتر دانش آموزان قرار دهیم.” “در گردهمایی امسال ، ما مکالمات بسیار خوبی داشتیم ، مانند نحوه ثبت‌نام دانش آموزان در هنگام توسعه ایده‌های خود.”

نزدیک به 50 مربی در هتل و مرکز کنفرانس پن استاتر گرد هم آمدند و در 10 جلسه مختلف شرکت کردند.

در جلسه اصلی صبح ، مربیان کارآفرینی در مورد چگونگی حمایت از کارآفرینان دانشجویی در چارچوب One Penn State 2025 فکر کردند.

کندی فیلیپس گفت: “من فکر می‌کنم این مهم است که ما به ساختارهای خود نگاه کنیم و نوآوری را بیابیم و فرصتی برای تغییر بیابیم.” “امیدوارم One Penn State 2025 بتواند این کار را انجام دهد.”

پس از گذراندن یک سری جلسات طوفان فکری در گروه‌های کوچک ، آن‌ها ایده‌هایی را برای کندی فیلیپس و رایت در مورد نحوه حمایت بهتر از کارآفرینان دانشجو ارائه کردند. گروه‌ها ایده‌هایی مانند اعطای اعتبار به دانش آموزان برای مشاغل کارآفرینی خود درصورتی‌که تحصیلات خود را به پایان نرسانده‌اند اما به ایالت پن پناهنده شده‌اند و چگونگی کمک به دانش آموزان برای تکمیل تحصیلات خود درحالی‌که پروژه خود را با موفقیت پشت سر می‌گذارند مطرح کردند.

در طول روز ، شرکت‌کنندگان از بین کارگاه‌های آموزشی نقش کارآفرینی در پیشبرد اهداف توسعه پایدار و فناوری‌های آموزشی مانند واقعیت مجازی و Adobe Spark را انتخاب کردند. آن‌ها همچنین به مسائل بزرگی مانند نحوه ارائه نیازهای کارآفرینان دانشجویی ، ایجاد فرهنگ کارآفرینی در محوطه‌ها و رشته‌ها و تقویت مهارت‌های بین فرهنگی دانشجویان از طریق برنامه مشارکت جهانی دیجیتال تجربی پرداختند.

هوگ گفت: “هر سال این رویداد بزرگ‌تر می‌شود.” ” بیشتر اعضای هیئت‌علمی و کارکنان به جامعه آموزش‌دهندگان کارآفرینی و نوآوری ما ملحق می‌شوند. منطقی است: چه راهی بهتر از کمک به دانش آموزان برای آمادگی برای عدم قطعیت آینده ، از یادگیری مهارت‌ها ، دانش و ارزش‌های نوآورانه و مبتکرانه؟ ”

مرکز کارآفرینی دانشجویی  ایالت پن دارای برنامه‌های وابسته از سراسر دانشگاه است.

  • کارآفرینی و نوآوری بین دانشگاهی (ENTI).
  • برنامه نوآوری و کارآفرینی شرکتی (CIENT) ، برنامه گواهینامه اعتبار اصلی و فارغ‌التحصیل از کالج تجارت
  • لیسانس علوم در تجارت با گزینه کارآفرینی و کارآفرینی جزئی از ایالت آلتونا.
  • گواهینامه فارغ‌التحصیلی New Ventures & Entrepreneurship از ایالت پن Great Great Valley.
  • کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی و برنامه گواهی فارغ‌التحصیلی CIENT از پردیس جهانی ایالت پن.
  • برنامه گراهام برای رهبری کارآفرینانه از ایالت پن یورک.
  • Lion LaunchPad جامعه یادگیری زنده در محوطه دانشگاه پارک.
  • چندین سازمان دانشجویی با تمرکز بر کارآفرینی و نوآوری ، ازجمله Innoblue ، ارتباطات Happy Valley ، Enactus ، HackPSU و Happy Venture Capital.
  • برنامه Sheetz Fellows و Sheetz Center for Entrepreneurial Excellence در پن استیت آلتوونا

درباره کارآفرینی و نوآوری در ایالت پن در cpsse.psu.edu بیشتر بخوانید.

 

چرا آموزش کارآفرینی می‌تواند به اهداف توسعه پایدار کمک کند

چرا آموزش کارآفرینی می‌تواند به اهداف توسعه پایدار کمک کند

همه ما به‌وضوح فاجعه COVID-19 و تأثیر آن بر سیستم‌های مراقبت‌های بهداشتی  و تأثیرات موجی را که تقریباً بر همه جنبه‌های دیگر زندگی می‌گذارد مشاهده می‌کنیم. این به ما نشان داده است که چگونه قوانینی که ما در مؤسسات آموزش عالی تدریس می‌کنیم می‌تواند به‌سرعت ارتباط خود را از دست بدهد. این همه‌گیری باید زنگ خطری برای همه مربیان باشد تا جهان پیرامون ما را با دیدی متفاوت ببینند.

این به ما این فرصت را داده است که از خود بپرسیم آیا آنچه ما آموزش می‌دهیم واقعاً دانش آموزان ما را آماده می‌کند تا شهروندان خوبی باشند و رهبران جهانی موردنیاز ما ، رهبرانی که جهان در چنین شرایطی به آن‌ها نیاز دارد ، باشند؟

COVID-19 ضرورت گنجاندن آموزش کارآفرینی در برنامه درسی مؤسسات آموزش عالی را نشان می‌دهد. این‌یک ابزار قدرتمند برای کاهش فقر ، ایجاد حکومت پایدار ، تحریک رشد زیرساختی مقاوم و افزایش نوآوری ، علاوه بر افزایش پایداری اجتماعی و زیست‌محیطی است. این شامل شیوه‌های خلاقانه تفکر ، گشودگی به تجربیات جدید و ارزیابی مسائلی مانند ایجاد ارزش است.

اگر دانش آموزان با طرز فکر کارآفرینی رشد کنند ، به خود متکی و دارای اعتمادبه‌نفس خواهند شد. آن‌ها سفیرانی خواهند بود که می‌توانند مشکلات محلی و منطقه‌ای خود را با ایده‌های بدیع ، راه‌حل‌ها و مدل‌های تجاری پایدار که مطابق با هدف توسعه پایدار  (SDG 9) سازمان ملل متحد است ، حل کنند.

سرمایه‌گذاری در آموزش کارآفرینی می‌تواند یک ذهنیت کارآفرینانه ایجاد کند و درنهایت این امر به توسعه جهت‌گیری کارآفرینی در بین جوانان تبدیل می‌شود. یک سیاست آموزش کارآفرینی مؤثر پیش‌نیاز هر اقتصاد در حال ظهور است تا مردم خود را با دانش و توانایی “ماهیگیری و نه فقط دادن ماهی” به آن‌ها توانمند سازد.

بااین‌حال ، هدف گسترده‌تر این است که تعداد افرادی را که شروع به فعالیت‌های جدید کرده‌اند و فرهنگ کارآفرینی را برای کاهش فقر (SDG 1) ایجاد کرده‌اند و نقش کلیدی در کاهش نابرابری‌ها در داخل و بین کشورها ایفا می‌کند (SDG 10).

سیاست آموزش ملی

در پنج سال گذشته ، دولت هند به دنبال ایجاد یک اکوسیستم کارآفرینانه بوده است و از فعالیت جوانان حمایت می‌کند و آن‌ها را تشویق می‌کند تا از مهارت‌ها و دانش کارآفرینی خود برای مشاغل آزاد استفاده کنند. این به‌عنوان یک کاتالیزور کارآفرینی به‌عنوان یک گزینه شغلی برای فارغ‌التحصیلان سراسر کشور عمل کرده است.

سیاست جدید ملی آموزش 2020 هند برای کمک به جوانان در پیگیری این اشتیاق کارآفرینانه و ایجاد شغل ، نقشه راهی را برای مؤسسات آموزش عالی هند با تأکید بر توسعه جامع دانش آموزان از طریق آموزش چند رشته‌ای و آموزش حرفه‌ای تنظیم کرده است.

تأکید شده است که آموزش‌وپرورش باید به سمت محتوای کمتر و یادگیری تجربی بیشتر حرکت کند تا نتایج مثبتی ازجمله افزایش خلاقیت و نوآوری ، توانایی ریسک‌پذیری ، تفکر انتقادی ، توانایی حل مسئله ، کار گروهی ، مهارت‌های ارتباطی ، یادگیری عمیق‌تر برنامه درسی را ایجاد کند. در همه زمینه‌ها در همه سطوح و روحیه خدمت به جامعه اجتماعی.

آموزش باکیفیت باید شخصیت ایجاد کند ، یادگیرندگان را قادر به اخلاق ، منطقی  و دلسوز کند ، درحالی‌که آن‌ها را برای اشتغال پرسود و کامل آماده می‌کند (SDG 4).

به‌این‌ترتیب ، مؤسسات آموزش عالی هند مسئولیت بزرگی را به عهده گرفته‌اند تا نسل‌های جوان را آماده کنند تا به خود متکی ، مستقل و پایدار تبدیل شوند. آن‌ها باید بین مطلوبیت تصور شده برای کارآفرین شدن و امکان ایجاد یک سرمایه‌گذاری جدید پل ایجاد کنند.

آموزش کارآفرینی باید به آن‌ها کمک کند تا شکاف بین وضعیت فعلی نتایج یادگیری دانش آموزان و چشم‌انداز سیاست آموزش ملی را پر کنند. این باید دانش آموزان جوان را برای زندگی معنادارتر و رضایت‌بخش‌تر ازنظر مشاغل موفق آماده کند که به‌نوبه خود ارزش اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را به جامعه می‌افزاید.

انتقال جوانان از “اشتغال به کار” که شخص دیگری قبلاً ایجاد کرده است به‌منظور “ایجاد مشاغل” با ایجاد و راه‌اندازی مشاغل جدید ، با مفهوم “مأموریت خودمختار هند”  با SDG 8 از این طرح هماهنگ است.

نوآوری و کارآفرینی

انجمن پیشبرد مدارس تجاری دانشگاهی (AACSB) کالج‌های معتبر خود را تشویق کرده است که عمداً موضوعات خاصی مانند پاسخگویی اجتماعی ، رهبری مسئول ، پایداری ، مشارکت و تأثیر اجتماعی در برنامه‌های درسی دوره کارشناسی با بازنگری استانداردها و ادغام آن‌ها در برنامه درسی خود را پوشش دهند.

استانداردهای اعتبار دهی تجاری پیشنهادی AACSB در سال 2020 این امید را می‌دهد که مدارس تجاری در فعالیت‌های خود تجدیدنظر کرده و تمرکز بیشتری بر رویکردهای یکپارچه برنامه درسی (SDG 4) و همچنین مشارکت و تأثیرات اجتماعی آن‌ها (SDG 9) داشته باشند.

آموزش کارآفرینی ، نوآوری و فناوری به دلیل تأثیر مهمی که بر یکدیگر دارند به‌عنوان یک گروه انتخاب شدند. اگرچه همه مدارس تجاری معتبر AACSB (و احتمالاً آن‌هایی که معتبر نیستند) برخی از دوره‌های مربوط به فناوری اطلاعات را شامل می‌شوند ، اما دامنه وسیعی برای افزایش نتایج یادگیری دانش آموزان درزمینه توسعه مهارت‌های کارآفرینی آن‌ها وجود دارد.

فناوری اغلب منبع فرصت‌های کارآفرینی است که نتیجه فرایند خلاقیت است. به همین ترتیب ، تفکر کارآفرینانه گاهی اوقات منجر به نوآوری تکنولوژیکی می‌شود و فرایند خلاقیت می‌تواند به فناوری جدید و یا مشاغل کارآفرینانه منجر شود.

چالش‌های جهانی

ایجاد ظرفیت کارآفرینی صرفاً با اشتغال مرتبط نیست ، بلکه در حل‌وفصل برخی از سخت‌ترین چالش‌های جامعه با ایجاد هم‌افزایی بین توسعه اقتصادی و دستیابی به اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد ، نقش محوری ایفا می‌کند.

بسیاری از دولت‌های جهان ، اتاق‌های فکر ، سازمان‌های غیردولتی و بین‌المللی در حال حاضر به کارآفرینی به‌عنوان بخشی کلیدی از راه‌حل پایان فقر و نابرابری اجتماعی ، ارتقاء توانمندسازی زنان و اجرای راه‌حل‌های تجاری برای چالش‌های جهانی جامعه ما توجه می‌کنند.

برای دستیابی به اهداف SDG سازمان ملل متحد ، مؤسسات و دانشگاه‌های آموزش عالی باید توسعه و تزریق برنامه‌های آموزشی کارآفرینی را که صراحتاً جوانان را هدف قرار داده و آن‌ها را قادر می‌سازد تا نسل بعدی کارآفرینان شوند ، تقویت کنند.

با انجام این کار ، ما باید اطمینان حاصل کنیم که برنامه درسی کارآفرینی رهبران را آماده می‌کند تا با شرایطی مانند COVID-19 برخورد کنند ، شوک‌هایی که به‌طورمعمول در تجارت ایجاد می‌شود و احتمالاً در آینده ادامه خواهد یافت و به مربیان و دانش آموزان کمک می‌کند تا به‌سرعت با آن‌ها سازگار شوند. باهم کار کنید و نوآوری کنید.

با گذر از این بحران ، آنچه بعد اتفاق می‌افتد اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کند. ما باید فکر کنیم که چگونه می‌توانیم از این بحران به‌عنوان یک فرصت مهم برای بازسازی بهتر از گذشته استفاده کنیم و چگونه ما به‌عنوان نهادهای آموزش عالی ، به‌عنوان معلمان ، به‌عنوان محققان و مشاوران می‌توانیم به اهداف توسعه پایدار کمک کنیم.

پروفسور دکتر Balvinder Shukla استاد کارآفرینی ، رهبری و فناوری اطلاعات و معاون دانشگاه Amity ، Noida ، Uttar Pradesh ، هند است. پروفسور دکتر آنوپام نارولا استاد بازاریابی و معاون مدیر (روابط فارغ‌التحصیلان) در دانشگاه آمیتی ، نویدا ، هند است. نظرات بیان‌شده شخصی است.

 

نویسنده : هیئت تحریریه نشریه دانشگاه کارآفرین

«تسلا بات» کارهای «خسته کننده» انسان را انجام می دهد!

«تسلا بات» کارهای «خسته کننده» انسان را انجام می دهد!

ایلان ماسک مدیر ارشد اجرایی تسلا اعلام کرد این شرکت خودروسازی ربات‌های انسان نما می‌سازد. ماسک در رویداد AI Day از ربات «تسلا بات» با قد ۵.۸ فوت و ۱۲۵ پوند وزن رونمایی کرد.

به گفته او این ربات به جای صورت مجهز به نمایشگری خواهد شد که اطلاعات را نشان می‌دهد. همچنین ربات مذکور می‌تواند وزنی معادل ۱۵۰ پوند را از زمین بلند کند و وزن ۴۵ پوند را جا به جا کند. هرچند تسلا بات فقط می‌تواند با سرعت ۵ مایل برساعت حرکت کند.

ماسک گفت: «تسلا بات، نمونه ی اولیه ای است که می بایست در طی یک سال آینده در دسترس عموم قرار گیرد، این ربات برای حذف کارهای تکراری و البته خسته کننده طراحی شده است، مانند خم شدن برای برداشتن چیزی از روی زمین، یا حتی رفتن به فروشگاه برای خرید مواد غذایی. اساسا در آینده ای نزدیک، انجام کارهای بدنی، یک انتخاب خواهد بود.» ماسک عقیده دارد که تسلا بزرگترین شرکت رباتیک جهان است، او می گوید: «اتومبیل های ما در اصل ربات های نیمه هوشمند روی چرخ هستند.» این عقلانی است که نرم افزار را روی یک ربات انسان نما به کار ببریم.

مدیر ارشد اجرایی تسلا نمایشی بصری از ظاهر ربات در آینده را نشان داد. البته این خودروساز هنوز نمونه واقعی و کاربردی ربات را نساخته است. به گفته ماسک نمونه اولیه تسلا بات سال آینده ساخته می‌شود.

برگرفته از Businessweek

تأثیر نخبگان دانشگاهی در رشد صنعت کشور

تأثیر نخبگان دانشگاهی در رشد صنعت کشور

هدایت جوانان پرشور در صنعت

 

چندی است که ارتباط بین صنعت و دانشگاه نقل محافل صنعتی کشور علی‌الخصوص صنایع دولتی شده است و مدیران این صنایع در ابتدای تصدی خود در پست مربوطه، بارها جلساتی در این زمینه را برگزار کرده و چراغ سبزی به فرهیختگان دانشگاهی نشان می‌دهند، اما در واقع در اکثر اوقات این موضوع در همین مقدار مسکوت می‌ماند و خبری از همکاری دوجانبه صنعت و دانشگاه به گوش نمی‌رسد. دلایل عدم محقق شدن این همکاری به نوع اداره کردن سازمان‌ها برمی‌گردد و معمولاً در سازمان‌ها و صنایعی که نوع مدیریت آن‌ها بر پایه شایسته‌سالاری نبوده و انتصاب مدیران فقط به دلیل خالی نماندن مسند است، هیچ‌وقت ارتباطی بین صنعت و دانشگاه رخ نخواهد داد.

اما کمی از نگاه انتقادی فاصله بگیریم و نظر به فعالیت‌های مثبت در این زمینه انداخته و بیشتر در خصوص امکان ایجاد همکاری فیمابین صنعت و دانشگاه تأمل‌کنیم.

اولین قدم برای همکاری دوجانبه، افزایش سطح علمی دانشجویان و اصلاح سرفصل‌ها و عناوین دروس آموزشی در دانشگاه‌هاست. در اکثر دانشگاه‌ها بعضاً دروس و سرفصل‌هایی تدریس می‌شوند که جنبه تخصصی نداشته و بیشتر با عنوان اصلی رشته تحصیلی ارتباط دارند و همین باعث می‌شود که دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی با ذهنی سرشار از فرضیات و فرمول‌ها قدم به دنیای کاری بگذارند که به دنبال متخصص می‌گردد نه کسی که می‌تواند سخت‌ترین محاسبات ریاضی را در کوتاه‌ترین زمان حل کند!

پس دانشگاه‌های ما باید رویکرد پرورش متخصص را در پیش بگیرند که این امر با به‌کارگیری اساتید مجرب و حرفه‌ای و همچنین اصلاح عناوین درسی و البته صرف هزینه‌های بیشتر، امکان‌پذیر است.

قدم بعدی اصلاح تفکری است که در خانواده‌ها جا افتاده است که بر اساس آن فرزند خانواده حتماً باید به تحصیلات پس از دوران متوسطه در دانشگاه ادامه دهد و همین موجب می‌شود که تعداد زیادی دانشجو، به روش‌های سهل و آسان وارد دانشگاه شوند و علاوه بر ترافیک فارغ‌التحصیلی، بدون هیچ تخصصی در مسیر بازار کار قرارگرفته و آمار نخبگان دانشگاهی را با چالش جدی مواجه کنند!

اگر این افراد به طرق مختلف جذب صنایع شوند قطعاً آن صنعت دچار مشکلات فراوانی خواهد شد و پیشرفت محسوسی نخواهد داشت و اگر در بازار آزاد مشغول به کار شوند، هزینه و زمانی که در دانشگاه صرف کرده‌اند بیهوده بوده و سودی از آن حاصل نشده است.

گام بعدی، برنامه‌ریزی صنایع در جذب مستمر نخبگان و متخصصان دانشگاهی است و می‌تواند در قالب برگزاری آزمون و یا ایجاد پروژه‌های مختلف باشد که از این طریق نخبگان دانشگاهی علاوه بر گزینش صحیح توسط سازمان، از نظر بار علمی و مهارت تخصصی نیز سنجیده شده و پس از مدتی جذب می‌شوند که مثال عینی آن برگزاری آزمون استخدامی گروه صنعتی ایران‌خودرو بوده که چندی پیش برگزار شد و به‌موجب آن 400 نفر از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در رشته‌های مختلف در مقاطع کاردانی و کارشناسی پس از قبولی در آزمون و طی نمودن مراحل گزینش، جذب شرکت ایران‌خودرو می‌شوند. این عمل در اصل یک حرکت مثبت در تحقق همکاری صنعت و دانشگاه است که انتظار می‌رود سایر صنایع نیز از این روش جهت جذب نیروی متخصص خود استفاده کنند.

در نهایت و در گام آخر حمایت‌های دولتی است که باید صورت گیرد و از سازمان‌ها جهت جذب نیروهای نخبه دانشگاهی حمایت شود. گاهی هزینه‌های جذب نیروهای متخصص بسیار زیاد بوده و حتی با وجود سودآوری درازمدت، سازمان‌ها زیر بار این هزینه‌ها نمی‌روند که در این شرایط، کمک‌های دولتی می‌تواند کمی این فرآیند را تسهیل کند.

همه ما هنگامی که برای اولین بار قدم در دانشگاه گذاشتیم رؤیایی در سر داشتیم که چیزی جز پیشرفت کشور عزیزمان نبوده و خود را در بالاترین جایگاه در زمینه تحصیلی خود می‌دیدیم؛ چه می‌شود که پس از فارغ‌التحصیلی بخش اعظمی از آن جوانان پرشور و با استعداد، راهی مشاغلی می‌شوند که نه مرتبط با تحصیلاتشان است و نه مرتبط با علاقه‌مندی‌شان؟ اگر از همین امروز برنامه‌ریزی صحیحی صورت گیرد یقیناً تا 10 سال آینده کسانی که با عشق و علاقه رشته تحصیلی موردنظرشان را پیش‌گرفته‌اند، پس از پایان تحصیلات نیز در صنعت مرتبط با تحصیلشان فعالیت می‌کنند و می‌توانیم شاهد رشد و بالندگی صنعت کشور باشیم. هرجایی که دانشگاه و دانشگاهی حضور داشته باشد، پیشرفت و خرد حاکم خواهد شد به‌شرط آن‌که زمینه‌های صحیحی برای این امر ایجاد شود.

 

نویسنده: کسری واشقانی

پژوهشگر حوزه صنعت

اکوسیستم استارت‌آپ کشور برزیل

اکوسیستم استارت‌آپ کشور برزیل

با توجه به اهمیت شناخت اکوسیستم‌های کارآفرینی و نقش پر اهمیت آن‌ها در تقویت و هدایت استارتآپها، در اینجا قصد دارم عوامل مؤثر بر اکوسیستم کارآفرینی استارتآپهای کشور برزیل را شرح دهم.

پرورش کارآفرینی به یکی از مؤلفه‌های اصلی توسعه اقتصادی در شهرها و کشورهای جهان تبدیل‌شده است. تقویت کارآفرینی در جهت یک استراتژی توسعه اقتصادی موفق، “اکوسیستم کارآفرینی” نامیده می‌شود.

استارتآپ یک باور و حالت ذهنی است که در قالب یک شرکت برای رشد سریع طراحی‌شده است. استارتآپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی به وجود آمده است که عدم قطعیت و ابهام بالایی وجود دارد. کسب‌وکار نوپایی که علاوه بر عدم قطعیت زیاد، دارای پتانسیل بالا برای رشد هر چه بیشتر می‌باشد. در واقع استارتآپ یک سازمان موقت است که با هدف یافتن یک مدل کسب‌وکار مقیاس‌پذیر و تکرارپذیر به وجود آمده است.

شرکت‌های نوپا با رشد بالا تمایل دارند شانس موفقیت خود را بهبود بخشند و هنگامی‌که در یک اکوسیستم کارآفرینی قرار می‌گیرند، کسب‌وکارها را به توسعه و نوآوری ترغیب ‌نمایند.

سیلیکون‌ولی و اسرائیل برای موفقیتشان در توسعه کارآفرینی در جهان مورد تحسین واقع‌شده‌اند. آن‌ها توانسته‌اند در طول سال‌ها و دهه‌های اخیر، با توجه به متفاوت بودن سطح ابهام‌های پیش رویشان، در اکوسیستم کارآفرینانه، کارآفرینان را تشویق به شکوفا شدن نمایند و بیشترین تعداد استارت‌آپ‌های موفق را به دنیا ارائه نمایند.

سیلیکون‌ولی در یک جامعه یا کشور دیگر به سادگی با تکرار ویژگی‌های مشابه اکوسیستم کارآفرینی آن امکان‌پذیر خواهد بود. شناسایی عناصر توسعه کارآفرینی به شرایط خاص کشور مذکور برمی‌گردد. با توجه به معیار کارآفرینی (OECD) اکوسیستم کارآفرینی برزیل به دنبال شناسایی نقاط قوت و ضعف محیط کارآفرینی خود است تا بتواند با تمرکز بر توسعه استارت‌آپ‌ها، آن‌ها را به ابزار قوی برای موفقیت و پیشرفت استارت‌آپ‌ها تبدیل نماید.

نهادهای نظارتی تصمیم‌گیرنده برزیل نقش مهم توسعه اقتصادی کشور را در راستای تشویق ایجاد شرکت‌های جدید و نیاز به رفع محدودیت‌های قانونی و نظارتی و تلاش برای ایجاد و رشد کسب‌وکارها را درک کرده‌اند. از طرف دیگر، بازار شرکت‌های برزیلی با داشتن تعداد زیادی از مصرف‌کنندگان بالقوه، به‌عنوان یک نیروی اصلی در برزیل خود را معرفی می‌کند.

حال سؤالی که مطرح می‌گردد این است که آیا برزیلی‌ها تمایل دارند برای یک محصول نوآورانه هزینه بیشتری بپردازند؟ برای استارت‌آپ‌ها، لازم است که مخاطب هدف آن‌ها به‌طور عمیق بررسی گردد تا از ویژگی‌های آن مطلع شده و محصولات و خدماتی را تولید کنند که در واقع برای آن‌ها جذاب باشند.

در رابطه با دسترسی به تأمین مالی، واضح است که پیشرفت اقتصاد برزیل، باعث حضور سرمایه‌گذاران بالقوه‌ شده است؛ یعنی افرادی با سرمایه قابل‌استفاده جهت سرمایه‌گذاری‌های بی‌شمار در مرحله تصمیم‌گیری قرار دارند؛ بنابراین، برزیل منبع بسیار مهمی دارد که می‌تواند اکوسیستم کارآفرینی خود را به سمت جلو پیش ببرد و این کشور تمام تلاش خود را برای ایجاد شرکت جدید انجام داده است، حتی گزینه جذاب‌تر برای افراد سرمایه‌گذار، انتقال سرمایه‌گذاری به شرکت‌های نوپا به‌جای شرکت‌های بزرگ است.

همچنین استفاده هم‌زمان دانش و متخصصان، ظرفیت‌سازی برای بازار – کارآفرینان یا سایر موارد – هم از طرف نهادهای عمومی و هم از طرف دیگر بازیگران اکوسیستم موردتوجه قرارگرفته است، در واقع، سرمایه‌گذاری عمومی در آموزش، اقدامات برای تشویق ذهنیت کارآفرینی و قرار دادن متخصصان ماهر در بازار مانند تأمین تقاضای نیروی کار در طی روند رشد آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است.

از طرف دیگر، مسئولیت عملکرد عالی اکوسیستم بر عهده کلیه بازیگران موجود در آن است. کارآفرینان و محققان بازیگران موجود در اکوسیستم کارآفرین هستند، محققان و کارآفرینان می‌توانند با اشتراک‌گذاری مطالعات و تجربیات خود، به یکدیگر کمک کنند تا کاربردهای این دانش برای هر دو طرف روشن گشته و مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

علاوه بر این، کارآفرینان برزیلی دارای توانایی‌های مانند ابتکار عمل و تمایل به جدایی از مشاغل قدیمی برای توسعه کارآفرینی در کشور هستند. توسعه این توانایی‌ها به معنای تشویق شدیدتر کارآفرینی با رشد بالا می‌باشد که بازده اقتصادی و مالی گسترده‌ای برای کشور به همراه خواهد داشت.

ظرفیت‌سازی کارآفرینی بالطبع بر تغییر فرهنگ کشور در جهت کارآفرینی تأثیرگذار می‌باشد که احتمالاً به‌عنوان اهرم تشویقی برای سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی با ظرفیت کارآفرینی عمل خواهد کرد، همچنین فرصت حضور در بازارهای بین‌المللی و جذب استعدادهای خارجی از کشورهای دیگر را نیز فراهم می‌کند.

کشور برزیل با وجود تنوع موقعیت‌های منطقه‌ای می‌تواند شرایط بسیار خوبی جهت ایجاد استارت‌آپ‌ها در حوزه گردشگری باشد. تحقیق و مطالعه بیشتر در این خصوص می‌تواند به ایجاد دانش عمیق‌تری بیانجامد.

در انتها طبق مطالب ذکرشده، عوامل تأثیرگذار در اکوسیستم کارآفرینی استارت‌آپ‌ها در کشور برزیل عبارت‌اند از: چارچوب نظارتی؛ وضعیت بازار؛ دسترسی به ایجاد منابع مالی؛ انتشار دانش توانایی‌های کارآفرینی؛ فرهنگ کارآفرینی.

دکتر شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

 

ایجاد یک برند بین‌المللی: چه چیزی را متمرکز کنیم و چه چیزی را بومی‌سازی کنیم؟

ایجاد یک برند بین‌المللی: چه چیزی را متمرکز کنیم و چه چیزی را بومی‌سازی کنیم؟

 

در چند دهه گذشته، جهان کوچک‌تر شده است و فرصت‌های جدیدی را برای مشاغل فراهم می‌کند. فناوری بر شیوه خریدوفروش ما تأثیر بسزایی داشته است و دسترسی به بازارهای وسیع‌تری را برای برندهایی که به دنبال رشد هستند باز کرده است. درعین‌حال، فن‌آوری و رفتار مصرف‌کننده در حال تکامل است، به این معنی که برندهایی که هنوز ثابت مانده‌اند بسیار سریع‌تر از هر نقطه دیگری در تاریخ در معرض رکود یا منسوخ شدن هستند. این روزها نوآوری بیش از یک کلمه کلیدی است – این یک نجات برای هر برندی است که قصد دارد یکی از بازیگران شناخته شده و غالب جهانی باشد. مسیر موفقیت در تجارت جهانی مملو از برندهایی است که موفق به نوآوری نشدند، مانند بلک بری که حرکت به صفحه‌های لمسی را نادیده گرفت، یا کداک که اولین دوربین دیجیتال بدون فیلم را اختراع کرد اما پتانسیل عکاسی دیجیتال را ندید. درس روشن است: یکی از آن برندها نباشید.



◊ حرکت در دریاهای کارآفرینی

در کل ثابت شده استارتاپ‌ها چابک‌تر از مشاغل بزرگ هستند؛ بنابراین موقعیت بهتری برای بر هم زدن وضعیت موجود دارند. استارتاپ‌ها نیز به دلیل آنکه می‌توانند زودتر از همیشه در مسیر رشد خود، جهانی شوند درنتیجه استفاده از بازار بین‌المللی می‌تواند ثمربخش باشد. با این دسترسی جهانی، یک معضل پیش می‌آید: چه چیزی را متمرکز و چه چیزی را بومی‌سازی کنیم. استفاده از چندین بازار آسان نیست. این شامل تصمیم‌گیری در مورد آنچه باید در کجا و چگونه آن محصول یا خدمات توسط مخاطبان درزمینه‌های مختلف فرهنگی که به زبان‌های مختلف صحبت می‌کنند، خواهد شد، می‌شود. در دنیای ایده آل، یک استارتاپ محصول یا خدمات فوق‌العاده‌ای را ارائه می‌دهد، آن را به بازاریابی هوشمندانه عرضه می‌کند و سریعاً با جذب مشتری پاداش می‌گیرد. بااین‌حال، به نظر می‌رسد که در مورد ایجاد برند، یک رویکرد همه‌جانبه کار نمی‌کند. متمرکزسازی می‌تواند مزایایی را به همراه داشته باشد، هزینه‌ها را کاهش داده و از بهترین محصولات و ایده‌های بازاریابی شرکت حداکثر استفاده را برد، اما در بازارهای کمتر آشنا نیز می‌تواند شناخته شدن را از دست بدهد؛ بنابراین، چه چیزی را باید محلی نگه دارم و کجا باید گسترش دهم یا تنوع دهم؟ ما به دنبال افزایش حداکثر اثربخشی با اولویت‌بندی محلی سازی هستیم. در غیر این صورت، ما کارایی جهانی را در اولویت قرار می‌دهیم. تمرکز و محلی سازی می‌تواند هم‌زمان باشد. نمونه‌های زیادی وجود دارد که تولیدکنندگان یک محصول را با نام‌های تجاری مختلف بازاریابی می‌کنند (در ایالات‌متحده تردهای کاکائو در استرالیا پاپ کاکائو نامیده می‌شود). یا همان محصول با فرمول متفاوت (کوکاکولا مکزیکی با شکر نیشکر تهیه می‌شود، درحالی‌که کوکاکولا آمریکایی با شربت ذرت با فروکتوز بالا تهیه می‌شود)؛ یا ایجاد محصول به‌طور خاص برای بازار محلی (در شانگهای، KFC به برگرهای اردک پکن سرو می‌کند).

رویداد کارآفرینی کارنو با حمایت کانون پتنت معاونت علمی برپا میشود

جهانی شدن یا رکود؟

حتی اگر به محصولی که مورد پذیرش جهانی قرار گرفته باشد توجه کنید، به‌احتمال‌زیاد پیام بازاریابی باید محلی سازی شود. نمونه‌های زیادی از اشتباهات در ترجمه که منجر به خرابی محصول پرهزینه شده است و تعداد خطاها در ترجمه فرهنگی وجود دارد؛ بنابراین بزرگ‌ترین مسئله در ایجاد یک برند بین‌المللی این نیست که آیا جهانی می‌شود یا خیر. این نحوه جهانی شدن است بین ایجاد یک نام تجاری جهانی و انعطاف‌پذیری و نوآوری کافی برای حفظ ارتباط در هر بازار، یک عمل تعادل ظریف وجود دارد. نوآوری فرآیندی نیست که با یک محصول به پایان برسد. با تغییر جهان، محصولات و برندها نیز باید تغییر کنند. آن‌هایی که جلوتر از بازی هستند و تقاطع بین تمرکز و محلی سازی را پیدا می‌کنند که متناسب با نام تجاری، محصول و بازار باشند.

 

منتورینگ، مهمترین استراتژی حفظ کارکنان نمونه

منتورینگ، مهمترین استراتژی حفظ کارکنان نمونه

 

هر انسانی برای موفقیت نیاز به یک راهنما دارد. این راهنما می‌تواند معلم، والدین، خواهر، برادر، یک قهرمان سیاسی یا شریک تجاری او باشد. به چنین فردی منتور می‌گویند. منتور کسی است که دانش و تجربیات خود را در اختیار فردی کم‌تجربه‌تر می‌گذارد. در طول تاریخ، افراد موفق بی‌شماری را می‌توان یافت که از راهنمایی‌های یک فرد باتجربه بهره برده‌اند.

یکی از بهترین نمونه‌های تاریخی، رابطه سقراط در جایگاه راهنما و افلاطون در جایگاه شاگرد است. در عصر حاضر نیز شاهد نمونه‌های فراوانی بوده‌ایم. ریچارد برانسون بارها تأکید کرده که اگر راهنمایی‌های سر فردی لیکر نبود، او به هیچ موفقیتی دست نمی‌یافت. فرانک سیناترا درس‌های زیادی از بینگ کرازبی یاد گرفته است. چارلز شواب از اندرو کارنگی مشاوره مالی دریافت می‌کرده و رابرت فریدلند، راهنما و مشاور استیو جابز بوده است.

بر اساس گزارش‌ها، ۲۵ درصد کارکنانی که دارای پتانسیل‌ بالایی هستند در کمتر از یک سال تصمیم به استعفا می‌گیرند. به همین علت سازمان‌ها باید به دنبال راه‌هایی جدید برای حفظ کارکنان نمونه باشند.

جوزف کمپبل، پس از انجام مطالعاتی روی داستان‌های اسطوره‌‌ای دریافت که درون‌مایه مشترک بسیاری از این داستان‌ها، وجود یک راهنما بوده است که در تمامی فرهنگ‌ها و مقاطع تاریخی بارها تکرار شده است، مثل یودا در ارباب حلقه‌ها، آقای میاگی در پسرک کاراته‌‌باز و گندالف در هابیت. شاید به همین علت است که سازمان‌ها به‌طور فزاینده‌ای در حال حمایت از برنامه‌های منتورینگ درون‌سازمانی، پلتفرم‌های اجتماعی، تشکیل گروه‌های فردبه‌فرد و دیگر استراتژی‌هایی هستند که بتوانند منتورها و شاگردان را دور هم جمع کنند.

منتور کیست؟

منتورینگ (mentoring) و کوچینگ (coaching) تا حدی شبیه هم هستند. در منتورینگ، تمرکز اصلی روی قابلیت‌ها، پیشرفت شغلی و مهارت‌های رهبری در بلندمدت است، درحالی‌که در کوچینگ، تمرکز بر طیف محدودی از مهارت‌ها برای انجام یک وظیفه مشخص است. در منتورینگ، ارتباط بین طرفین داوطلبانه است، اما در بعضی از سازمان‌ها به‌منظور پرورش استعدادها، شرکت در برنامه‌های منتورینگ اجباری است. برخی از عناصر اولیه منتورینگ عبارت است از: بهبود عملکرد شغلی، مشاوره به کارکنان، تبادل دانش و اطلاعات و تقویت مهارت‌های شغلی.

 

چرا به یک منتور نیاز دارید؟

منتورها می‌توانند دانش و خرد خود را که پس از سال‌ها تجربه به دست آورده‌اند در اختیار شما بگذارند. آن‌ها دارای ارتباطات، رهنمون‌ها و توصیه‌هایی هستند که معمولاً سال‌ها طول می‌کشد تا یک فرد تازه‌کار، چنین قابلیت‌هایی را کسب کند که آن‌هم نیازمند تجربیات و شکست‌های فراوان است. یک منتور می‌تواند از بسیاری از موانع جلوگیری کند، راه‌هایی برای پیشرفت سریع شغلی را به شما ارائه کند و الگوی شما باشد. شما با کمک او می‌توانید به دانش و بینشی فراتر از تجربیات خود دست پیدا کنید. یک مشاور مناسب می‌تواند به منبعی تبدیل شود که در بلندمدت، بارها به او رجوع کنید. منتورها الهام‌بخش هستند، از احتمالات پرده برمی‌دارند و بهترین استراتژی‌ها‌ برای نیل به اهداف را به شما نشان می‌دهند.

روشها و توصیههایی برای یافتن یک منتور

بسیاری از شرکت‌ها برنامه‌های منتورینگ و فروم‌های گفت‌وگوی رسمی را پیشنهاد می‌کنند. این برنامه‌ها مانند پل ارتباطی میان منتورها و شاگردان هستند. این روش‌ها و استراتژی‌ها به شما کمک می‌کنند به یک منتور دسترسی پیدا کنید، اما تنها یافتن یک منتور کافی نیست. حفظ رابطه با منتور نیازمند تلاش است:

۱) کجا دنبال یک گزینه برای منتورینگ بگردیم؟

می‌توانید منتور خود را در محیط‌های رسمی یا غیررسمی جست‌وجو کنید. می‌توانید او را در میان ارتباطات فعلی خود جست‌وجو کنید یا در شبکه‌های اجتماعی، مثل لینکدین، توییتر یا فیس‌بوک به دنبال او بگردید. بسیاری از سازمان‌ها مجری برنامه‌های منتورینگ هستند و این برنامه‌ها را در اختیار بسیاری از صنایع می‌گذارند. برنامه‌هایی هم مختص کارآفرینان وجود دارد. مجله فوربز این چند استراتژی را برای یافتن یک منتور پیشنهاد می‌کند:

  • از محدوده محل کار خود فراتر بروید و دوستان، همسایه‌ها، شرکای تجاری و تمام کسانی را که به‌نوعی با آن‌ها در ارتباط هستید در نظر داشته باشید.
  • به یکی از شبکه‌های اجتماعی بروید و به دنبال کسانی بگردید که همکار، همشهری، هم‌دانشگاهی یا هم‌مدرسه‌ای سابق شما بوده‌اند. ما سایت لینکدین را به شما پیشنهاد می‌کنیم.
  • از کارفرمای خود بپرسید که آیا برنامه منتورینگ یا کوچینگ خاصی را به شما پیشنهاد می‌کند یا خیر.
  • تحقیق کنید که آیا در نزدیکی محل کار یا زندگی شما کلاس‌های منتورینگ برگزار می‌شود یا خیر.
  • به گروه‌های تفکر جمعی بپیوندید. در این گروه‌ها که به جلسات منتورینگ فردبه‌فرد (peer to peer) شباهت زیادی دارند، همه اعضا دارای یک هدف مشترک‌اند و با یکدیگر تبادل افکار می‌کنند. در این گروه‌ها، اعضا موظف‌اند نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند و هریک از آن‌ها از همتای خود کمک و مشاوره دریافت می‌کند.
  • برای دریافت راهنمایی، افرادی را انتخاب کنید که در کار خود پیشرفت کرده‌ و از شما باتجربه‌تر هستند.

۲) به دنبال کسی بگردید که آرزو دارید جای او باشید.

منتورها محدود به حوزه کسب‌وکار نیستند. در هر عرصه‌ای از زندگی‌تان که دچار مشکل هستید، می‌توانید از راهنمایی‌های یک منتور بهره‌مند شوید. ممکن است با تقویت مهارت‌های اجتماعی یا توانایی‌های بدنی یا یادگیری مهارت‌هایی مثل آشپزی، خوانندگی یا کاردستی به یک شخصیت تأثیرگذارتر تبدیل شوید. بهترین منتورها کسانی هستند که شما تحسینشان می‌کنید یا از آن‌ها الهام می‌گیرید. آن‌ها بیشترین تأثیر را روی شما خواهند گذاشت، حتی اگر حوزه فعالیتشان ارتباطی به کسب‌وکار شما نداشته باشد؛ اما علایق، اصول و ارزش‌های طرفین باید با یکدیگر متناسب باشد.

3) چگونه منتوری پیدا کنیم که ارزشهایش با ارزشهای ما همسو باشد؟

یافتن منتوری که ارزش‌هایش با قابلیت‌ها و اعتقادات شما همخوانی داشته باشد بسیار مهم است چون اگر ارزش‌هایتان باهم تناسب نداشته باشد، مجبور می‌شوید موضعی اتخاذ کنید که به آن اعتقادی ندارید. بهترین استراتژی برای یافتن یک منتور، جست‌وجوی فردی است که نظام اعتقادی‌اش با شما یکسان باشد. مثلاً اگر شما جزو افرادی هستید که از تعامل رو‌در‌رو با افراد لذت می‌برید، در مشاغلی مثل حسابداری یا فناوری اطلاعات که با مشتریان مستقیماً در تماس نیستند، احساس رضایت نخواهید داشت.

4) از شبکههای اجتماعی برای شناخت افراد استفاده کنید

همیشه می‌توانید از افراد موفق الگوبرداری کنید، اما یک رابطه منتورینگ حقیقی، فراتر از الگوبرداری است. منتورینگ در واقع، یک رابطه دو طرفه و بر پایه «بده بستان» است. به همین علت، پیش از انتخاب منتور باید به یک شناخت کلی از او دست پیدا کنید. می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی برای جست‌وجوی کسانی که با شما همفکر هستند، استفاده کنید.

سایت‌هایی وجود دارند که منتورها و شاگردان را گرد هم می‌آورند. شما می‌توانید به‌منظور تحقیق درباره منتورهای احتمالی از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید. به این شبکه‌ها بروید، افراد تأثیرگذار حوزه کاری خود را پیدا کنید،

آن‌ها را فالو کنید و از آن‌ها بخواهید توصیه‌های خود را در اختیار شما بگذارند. از این طریق می‌توانید میزان پذیرش آن‌ها را بسنجید. با آن‌ها چند پیام یا توییت ردوبدل کنید تا رابطه‌ای میان شما شکل بگیرد. هرچه درباره آن‌ها بیشتر بدانید، انتخاب یک منتور مناسب از میان چند گزینه آسان‌تر خواهد بود.

یکی از مؤثرترین روش‌ها استفاده از سایت لینکدین است چون می‌توانید بلافاصله با منتورهای احتمالی خود ارتباط برقرار کنید. اگر گزینه ایده آل خود را پیدا نکردید، می‌توانید از قابلیت ارجاع استفاده کنید و گزینه‌های نامناسب را از فرآیند جست‌وجو حذف کنید. همچنین می‌توانید از نقطه‌های اتصال خود بخواهید شما را به فرد موردنظرتان معرفی کنند. ارجاع و معرفی دو قابلیت مفید لینکدین برای یافتن یک منتور مناسب هستند.

 

5) رویکرد خود را انتخاب کنید

یافتن منتور، پایان ماجرا نیست.  پس از پیدا کردن فرد موردنظر، باید بتوانید با او ارتباط برقرار کرده و این ارتباط را حفظ کنید. این یعنی نباید به‌محض آشنایی از او بخواهید که منتور شما شود. وقتی گزینه احتمالی خود را پیدا کردید، ابتدا درباره‌اش تحقیق کنید، با او رابطه‌ای غیررسمی برقرار کنید و سپس به اصطلاح، مزه دهان او را بچشید و نظر او را درباره منتورینگ کشف کنید. این روش شاید کمی پیش‌پاافتاده به نظر برسد، اما معمولاً وقتی هم‌زمان با تعریف و تمجید از کسی درخواست می‌کنید که منتور شما شود، پاسخ مثبت دریافت می‌کنید. سؤال بپرسید، به توصیه‌هایش دقت کنید و بعضی از آن‌ها را به‌کار بگیرید. سپس برای او توضیح دهید که چگونه توصیه‌هایش برای شما مفید یا مشکل‌آفرین بوده است. استراتژی‌های دیگری که برای یافتن یک منتور توصیه می‌شوند:

  • سعی کنید با او حضوری دیدار کنید، اما اگر ملاقات حضوری ممکن نیست، با او تلفنی تماس بگیرید یا جلسه‌ای را در یکی از شبکه‌های اجتماعی ترتیب دهید.
  • اگر هر یک از روش‌های ذکر شده نتیجه نداد، به او یک ایمیل بفرستید. از او بخواهید در یک جلسه حضوری یا یک کنفرانس ویدئویی شرکت کند.
  • برای او توضیح دهید که دلیل شما برای انتخاب او، دستاوردها، توانمندی‌ها و گرایش‌های او بوده است.
  • او برای برقراری این ارتباط، به انگیزه نیاز دارد. به او بگویید که او نیز از برقراری این رابطه نفع خواهد برد. مثلاً می‌توانید درباره موضوعاتی صحبت کنید که مورد علاقه هر دوی شماست. یا راهی پیدا کنید که شما نیز توصیه‌هایی را در اختیار او بگذارید.
  • برای او توضیح دهید که تنها به دنبال راهنمایی‌های او هستید، نه به دنبال یک معلم خصوصی.
  • اگر او را از طریق سایت‌ها یا برنامه‌های منتورینگ پیداکرده‌اید، باید از سیاست‌ها و راهبردهای برنامه مربوطه پیروی کنید.
  • اجازه دهید که او محدوده‌ها و چارچوب‌های رابطه را تعیین کند.
  • به او بگویید که ترجیح می‌دهید چگونه بازخورد دریافت کنید؛ اما اگر او شما روش دیگری را پیشنهاد کرد، آن را بپذیرید.
  • به او نشان دهید که مشتاقانه منتظر شنیدن و به‌کارگیری توصیه‌های او هستید.
  • هرگز حالت تدافعی به خود نگیرید و بابت راهنمایی‌ها و توصیه‌هایش از او تشکر کنید.

6) زمان منتور ارزشمند است

زمان، منبع ارزشمندی است. منتور شما سخاوتمندانه وقت خود را به شما اختصاص می‌دهد تا به اهداف خود نزدیک شوید. نظرات و صحبت‌های شما باید کوتاه و مختصر باشد. اگر او با شما تماس گرفت یا پیامی فرستاد، بلافاصله پاسخ دهید و اگر قرار ملاقات حضوری (غیرحضوری) گذاشتید، به‌موقع در محل قرار حاضر شوید. اگر توافق کرده‌اید که مدت‌زمان هر جلسه، مثلاً ۱۰ دقیقه باشد، صحبت خود را بیشتر از ۱۰ دقیقه طول ندهید، مگر اینکه او تمایل به ادامه گفت‌وگو داشته باشد. هرگز در مسائل شخصی او دخالت نکنید. فراموش نکنید که او دوست صمیمی شما نیست، مگر اینکه خودش مایل به برقراری چنین رابطه‌ای باشد.

7) در شرایط سخت، میدان را خالی نکنید

هدف اصلی منتورینگ، یافتن راه‌هایی برای مدیریت پروژه‌های سخت و کسب مهارت در دل بحران‌ها است. پس انتظار نداشته باشید که او شرایط را برای شما آسان کند. تنها زمانی می‌توانید مهارت‌های خود را توسعه دهید که خودتان را به چالش بکشید. به همین علت نباید در شرایط سخت میدان را خالی کنید. پروژه‌های سخت را به پایان برسانید. اگر از مشکلات فرار کنید، چیزی یاد نخواهید گرفت.

8) تکالیف خود را انجام دهید

باید تمام وظایفی را که او به شما محول می‌کند تمام و کمال انجام دهید. این تکالیف می‌تواند شامل مطالعات و تحقیقات، دریافت مدارک آموزشی، سخنرانی یا گذراندن دوره‌های آموزشی باشد. حفظ رابطه‌ با منتور حائز اهمیت است. محور این رابطه شما نیستید. انعطاف‌پذیر باشید و زمان خود را با وقت‌های بیکاری او تنظیم کنید. با او بحث نکنید اما اگر نکته‌ای را درک نکردید، سؤال بپرسید. طی جلسات، به گفته‌های او توجه کنید و نسبت به صحبت‌های او اشتیاق نشان دهید. از او بخواهید به شما بازخورد ارائه کند. شنیدن انتقاد، آسان نیست اما برای رشد شما لازم است. از او بخواهید که مکرراً به شما بازخورد دهد و نقاط مثبت و منفی شما را بازگو کند. اگر در محل کارتان جلسه یا سخنرانی مهمی دارید، از او بخواهید در محل کار شما حاضر شود و نحوه عملکردتان را ارزیابی کند. صداقت، شفافیت و احترام، سه عنصر اصلی حفظ ارتباطات هستند. شما در حال ایجاد برقراری یک رابطه بلندمدت هستید پس بد نیست گاهی منتور خود را به ناهار یا قهوه دعوت کنید تا محبت‌های او را جبران کنید. منتورینگ به بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند جذب نیرو و استراتژی‌های حفظ کارکنان تبدیل‌شده است. با یافتن یک راهنمای توانمند می‌توانید به زندگی شغلی خود جهت ببخشید و هنگام مواجهه با مشکلات به حضور آن‌ها دلگرم باشید.

 

نویسنده: یاسمن خویی

پژوهشگر حوزه مدیریت

کارگو بایک – کسب‌وکار مبتنی بر دوچرخه

کارگو بایک

کسب‌وکار مبتنی بر دوچرخه

از زبان حامد مهر افروز معلم کارآفرینی و مؤسس برکه

 

داستان راه‌های رفته‌ی قبل از برکه

داستان از اونجایی شروع میشه که تقریباً سال 94 بود که تصمیم گرفتم سبک زیستنم رو عوض کنم. اولش با دوچرخه شروع کردم به طی طریق و یادگرفتن اصول و آدابش.

از 18 سالگی که طلب کرده بودم مستقل بشم رفته‌رفته هم‌زمان بعد دو سال وارد دانشگاه شدم و از دوران دانشجویی چون رشتم مهندسی مکانیک بود، علاقه‌مند شده بودم به انرژی‌های نو که استادم گفت اینجا کسی بودجه تحقیقات نمی‌ده بهت برو و زندگی تو بساز، راهی شدم برای یافتن دنیاهای دیگه، از کار در رستوران در تهران گرفته تا نگهداری از سالمندان و تراکت پخش‌کنی و رفته‌رفته سوق پیدا کردم به دست‌فروشی لباس‌زیر و نیاز به پول داشتم برای یادگیری علوم انسانی. از در علم الابدان طب قدیم ایران واردشده بودم و در جستجوی دیگر مکاتب و دیدشون نسبت به انسان، از عرفان اسلامی گرفته تا عرفان غربی و علوم قدیم و هم‌زمان در هر هفته هم خوی بودم که کلاس‌های دانشگاه برم هم مرند دیدار خانواده، هم تهران برای فروش و شرکت در کلاس‌های عرفان و سنگ درمانی و شاگردی پیش استاد خیراندیش و دیدار دراویش در کرمانشاه و چند سالی اوضاع بدین منوال می‌گذشت و با اتوبوس‌های بنز قدیمی هم‌فاز شده بودم و با چراغ پیشانی کتاب قرابادین کبیر عقیلی خراسانی رو بازنویسی کردم به زبان روز و با علم ترکیب گیاهان آشنا شدم و مقالات شمس و منطق‌الطیر هم در همون اتوبوس‌ها می‌جوندم و درراه .

تا اینکه روزی ترمزدستی کشیدم بر هرچه بود و ازدواج و تلاش برای تولید توسط مراکز تحقیقات داروسازی دانشگاه تبریز و چون نشد تولید سرکه و تولیدی کیف چرمی و غیره و باز در سال 94 ترمزدستی کشیدم تا مسیر سفر زندگی‌ام رو بررسی کنم و شروع کردم به سفر با موتور و دوچرخه و کوله‌پشتی و بررسی کسب‌وکارهای کوچک و می‌گشتم و نگاه می‌کردم و می‌پرسیدم و یاد می‌گرفتم و از وقتی فهمیدم دارم پدر میشم، وارد وادی یادگیری درباره فرزند و استعدادهاش و متدهای مختلف یادگیری شدم و با نظام‌های تعلیم و تربیت و معایب و مزایاش آشنا شدم تا اینکه دخترم سال 95 به دنیا اومد، و ازاین‌پس اسم مسیرهایی که قرار بود برم رو گذاشتم سفرهای پدر، برای همین بچه‌هایی که بعدازاین باهاشون آشنا شدم بهم میگن ددی و الان در پیج خودم به نشونیه (https://berkehmehrafrouz.ir/ ) داستان‌های خروجی هام با اسم مستعار ددی هست.

 

بعد سارا سفرهام باز ادامه داشت و داره، از کشورهای اطراف گرفته تا شهرهای ایران و هر سفری با موضوع خاص خودش گاهی مسیر تأثیر محیط بر کسب‌وکار رو جستجو کردم و تأثیرات اجتماعی فرهنگی بر کسب‌وکار رو یاد می‌گرفتم و گاهی برای یافتن پتانسیل‌های گردشگری روستاها از منظر فرهنگی و غیره ، گاهی برای یافتن و پیدا کردن بسته‌بندی‌های دوست دار محیط‌زیست راهی روستاهای شمال می‌شدم تا فراروی بامبو رو ببینم و استفاده انسان‌های اون منطقه از علف‌ها ، سال 96 بود که خواستم بر این آموخته هام جنبه علمی ببخشم و بیشتر بیاموزم و از طرفی در قیدوبند کلاس‌ها و دانشگاه نمی‌خواستم باشم ، پس هدفم دانشگاه‌های الکترونیکی بود و رشته کارآفرینی که بخشی از جهان زیستم باهاش پیوند داشت.

از بین چهار دانشگاه الکترونیکی که این رشته رو برای مقطع ارشد داشتن، دانشگاه آزاد واحد الکترونیکی قبول شدم و جمع‌بندی جهان زیسته‌ام از منظر علم کارآفرینی که تخصصی میان‌رشته‌ای بود .

باورم این بود و هست که همچون علوم قدیم بعد از بازه‌ای تخصص گرایی کم‌کم دنیا نیاز داره به تخصص‌های میان‌رشته‌ای همچون کارآفرینی  که ترکیبی است از چند رشته و زاویه دید.

رفته‌رفته در کشورهای اطراف که با موتور سفر می‌کردم و با توریست‌های خارجی رفاقت می‌کردم با موضوعاتی همچون کارآفرینی اجتماعی به معنی پروسه خلق ارزش اجتماعی و کارآفرینی پایدار به معنی خلق ارزشی جدید مسئولانه آشنا شدم.

به زبان ساده بگم، در طب قدیم وقتی بیماری عارض می‌شد بر تن ، حکیم و طبیب اون رو خروج بخشی از بدن از اعتدال تعریف می‌کرد و دارویی می‌داد برای رساندن آن بخش به‌اعتدال ماهیت اصلی  همون بخش، تا حدودی می‌شد خلق ارزش جدید در کارآفرینی پایدار رو چنین معنی کرد.

همچون دارویی برای رساندن محیط به‌اعتدال. و چون کثرت نظر زیادی در این بخش بود و هر کس و اندیشمندی با دیدی به موضوع نگاه می‌کرد و دراین‌بین کسب‌وکارهایی از این نام سوءاستفاده می‌کردن تا بازار جدیدی تعریف کنن، پس با مشاوره از دوستم که پژوهشگر فلسفه علم بود، شروع کردم و راهی شدم به ریشه علم تا ببینم سرچشمه این نظریاتی که میگن کجاست، سپس نیاز پیدا کردم تا بیشتر درباره جوامع و دیدگاه انسان شناسان رو مطالعه کنم، چون درمان بدون شناخت علم درمان و موردی بنام بدن در طب قدیم معنی نداره، پس در این حوزه هم باید علاوه بر روش‌های درمان، جوامع انسانی رو بیشتر می‌شناختم، بعد از دیدن زوایای مختلف رسیدم به جوامع شکارچی گردآورنده که الیزابت مارشال توماس انسان‌شناس و اولین مشاهده‌گر این جوامع بود، پس دیدگاه‌های اون رو بررسی کردم و با پژوهشگرانی همچون پیتر گری آشنا شدم که در حوزه روانشناسی به دلیل پسرش وارد یادگیری انسان شده بود و درباره نظریات تعلیم و تربیت و تفاوتش با یادگیری دیدگاه‌هایی داشت، حس همزادپنداری داشتم باهاش و منم به خاطر دخترم وارد وادی روش‌هایی یادگیری شده بودم.

همین‌طوری راه می‌رفتم و در جاده‌ها و مسیرها آنچه یاد می‌گرفتم با این جهان زیسته ترکیب می‌کردم و می‌نوشتم و مسائل رو با این دید بررسی می‌کردم و تصمیم گرفتم بیشتر داخل در حوزه کارآفرین پایدار بشم و این مسیر رو انتخاب کنم برای ادامه

 

داستان پیدایش فلسفه برکه

همینطور که پیش میرفتم و در سایش با محیط و دانشگاه و سارا و جهان زیسته ام یکسری بازیهایی که بر حسب دغدغه ای ایجاد شده بودن کم کم وقتش رسیده بود که عملی کنم و اینبار در عمل بسنجم و مسیرم رو تکامل بدم و این خروجی هایی که در بخش پروژه ها میبینید همانهاست، که مسلما طی زمان تغییر و تکامل پیدا خواهند کرد.

چون همچون رودی جاری بودم و از هر مسیری چیزی با خود جمع کرده بودم تصمیم گرفتم مهاجرت معکوس کنم به یک روستا و محل کار و زندگیم اونجا باشه و اسمشو گذاشتم برکه و این وبسایت قصه برکه رو روایت خواهد کرد.

برکه برای اینکه همچون نامش غنی بشه و ماهیتی داشته باشه، همان بازی مموری وال که روی سومین موتور سفرم اوزگور اعمال کردم و هر کسی که دوست داشت در مسیر میتونست یادگاری روش بنویسه، برکه هم دیوارهاش توسط هر کسی که مهمونمون میشد چیزی بر تنش رسم میشد و میشه، مثل ما آدمها که به مرور در سایش با محیط و انسانها چیزی بر تن و دل و افکارمون نقش میبنده و تغییری در ماهیت ما ایجاد میکنه. تغییری در معنی ما. فلانی کیست؟ فلان جا کجاست؟ هر چیزی و هر کسی تعریفی میکنیم در قبال این سوالات نسبت به شناختمون و ماهیتش.

این کار یک بازی کاملتری هم به مهمانها و دخترم سارا ارائه میداد و همزمان در عین تفریح ابعاد وجودی بیشتری ازشون رو درگیر میکرد و تاثیرات خودش رو میذاشت و ریشه در فلسفه افزایش خلاقیت با بازی و تکامل روانی انسان در هنر درمانی داشت.

یعنی یک بازی بود که بعنوان یک راهکار میتونست کسی که باهاش درگیر میشه رو بسمت اعتدال ببره، پس شعبه ای بود بر کارافرینی پایدار.

رفته رفته تصمیم بر این شد تا دکوراسیون داخلی پایدار رو هم اجراییش کنیم پس میز و اثاث شرکت تولیدی بازرگانی قبلیمو فروختم و اثاث دست دوم جمع آوری کردم از خانه پدری تا سمساری ها و به شکل بازی دخترم و هرکسی که میومد میتونست اونها رو نقاشی و باز آفرینی کنه که عکسهاشو در گالری زیر میتونید ببینید، داستان درازه و چون پویاست، برای همین رفته رفته در وبلاگ خواهم نوشت تا زمانی که پیش میرویم و هنوز به سکون مطلق نرسیدم.

هستم اگر میروم ، گر نروم نیستم (اقبال لاهوری)

حال قصه مسیرهای رفته  رو در این وبسایت منتشر میکنم و همونو به اهلش یاد میدم و به این حرکت در آموزش و توسعه کارآفرینی، تسهیلگری گفته میشه با متدهای یادگیری که در هر دوره و کلاس خواهم گفت. برای دیدن این پروژه های جذاب و دوستداشتنی می تونید از سایتمون دیدن کنید.