اکوسیستم کارآفرینی

مجموعه­ ای از دورنماهای فرهنگی متمرکز، شبکه­ های اجتماعی، حمایت مالی، دانشگاه‌ها و سیاست‌های اقتصادی فعالی هستند که محیط‌های حمایتی کسب­ وکار مخاطره­ آمیز را خلق می­کند و در این اواخر در حوزۀ کارآفرینی مورد توجه قرار گرفته‌اند. این پژوهش به­ دنبال عوامل اکوسیستم کارآفرینی در ایران براساس مدل آیزنبرگ بوده و از منظر هدف، کاربردی و برحسب روش گردآوری داده­ ها، پژوهشی از نوع توصیفی- پیمایشی است. مجموعه‌ای از عوامل وجود دارند که کارایی یک اکوسیستم کارآفرینی را تحت تاثیر قرار می­دهند که به­ ترتیب حمایت­ها، سرمایۀ انسانی، بازارها، فرهنگ ، سیاست و تامین مالی بر اکوسیستم کارآفرینی ایران تاثیرگذار هستند.

اکوسیستم استارت‌آپ کشور برزیل

اکوسیستم استارت‌آپ کشور برزیل

با توجه به اهمیت شناخت اکوسیستم‌های کارآفرینی و نقش پر اهمیت آن‌ها در تقویت و هدایت استارتآپها، در اینجا قصد دارم عوامل مؤثر بر اکوسیستم کارآفرینی استارتآپهای کشور برزیل را شرح دهم.

پرورش کارآفرینی به یکی از مؤلفه‌های اصلی توسعه اقتصادی در شهرها و کشورهای جهان تبدیل‌شده است. تقویت کارآفرینی در جهت یک استراتژی توسعه اقتصادی موفق، “اکوسیستم کارآفرینی” نامیده می‌شود.

استارتآپ یک باور و حالت ذهنی است که در قالب یک شرکت برای رشد سریع طراحی‌شده است. استارتآپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی به وجود آمده است که عدم قطعیت و ابهام بالایی وجود دارد. کسب‌وکار نوپایی که علاوه بر عدم قطعیت زیاد، دارای پتانسیل بالا برای رشد هر چه بیشتر می‌باشد. در واقع استارتآپ یک سازمان موقت است که با هدف یافتن یک مدل کسب‌وکار مقیاس‌پذیر و تکرارپذیر به وجود آمده است.

شرکت‌های نوپا با رشد بالا تمایل دارند شانس موفقیت خود را بهبود بخشند و هنگامی‌که در یک اکوسیستم کارآفرینی قرار می‌گیرند، کسب‌وکارها را به توسعه و نوآوری ترغیب ‌نمایند.

سیلیکون‌ولی و اسرائیل برای موفقیتشان در توسعه کارآفرینی در جهان مورد تحسین واقع‌شده‌اند. آن‌ها توانسته‌اند در طول سال‌ها و دهه‌های اخیر، با توجه به متفاوت بودن سطح ابهام‌های پیش رویشان، در اکوسیستم کارآفرینانه، کارآفرینان را تشویق به شکوفا شدن نمایند و بیشترین تعداد استارت‌آپ‌های موفق را به دنیا ارائه نمایند.

سیلیکون‌ولی در یک جامعه یا کشور دیگر به سادگی با تکرار ویژگی‌های مشابه اکوسیستم کارآفرینی آن امکان‌پذیر خواهد بود. شناسایی عناصر توسعه کارآفرینی به شرایط خاص کشور مذکور برمی‌گردد. با توجه به معیار کارآفرینی (OECD) اکوسیستم کارآفرینی برزیل به دنبال شناسایی نقاط قوت و ضعف محیط کارآفرینی خود است تا بتواند با تمرکز بر توسعه استارت‌آپ‌ها، آن‌ها را به ابزار قوی برای موفقیت و پیشرفت استارت‌آپ‌ها تبدیل نماید.

نهادهای نظارتی تصمیم‌گیرنده برزیل نقش مهم توسعه اقتصادی کشور را در راستای تشویق ایجاد شرکت‌های جدید و نیاز به رفع محدودیت‌های قانونی و نظارتی و تلاش برای ایجاد و رشد کسب‌وکارها را درک کرده‌اند. از طرف دیگر، بازار شرکت‌های برزیلی با داشتن تعداد زیادی از مصرف‌کنندگان بالقوه، به‌عنوان یک نیروی اصلی در برزیل خود را معرفی می‌کند.

حال سؤالی که مطرح می‌گردد این است که آیا برزیلی‌ها تمایل دارند برای یک محصول نوآورانه هزینه بیشتری بپردازند؟ برای استارت‌آپ‌ها، لازم است که مخاطب هدف آن‌ها به‌طور عمیق بررسی گردد تا از ویژگی‌های آن مطلع شده و محصولات و خدماتی را تولید کنند که در واقع برای آن‌ها جذاب باشند.

در رابطه با دسترسی به تأمین مالی، واضح است که پیشرفت اقتصاد برزیل، باعث حضور سرمایه‌گذاران بالقوه‌ شده است؛ یعنی افرادی با سرمایه قابل‌استفاده جهت سرمایه‌گذاری‌های بی‌شمار در مرحله تصمیم‌گیری قرار دارند؛ بنابراین، برزیل منبع بسیار مهمی دارد که می‌تواند اکوسیستم کارآفرینی خود را به سمت جلو پیش ببرد و این کشور تمام تلاش خود را برای ایجاد شرکت جدید انجام داده است، حتی گزینه جذاب‌تر برای افراد سرمایه‌گذار، انتقال سرمایه‌گذاری به شرکت‌های نوپا به‌جای شرکت‌های بزرگ است.

همچنین استفاده هم‌زمان دانش و متخصصان، ظرفیت‌سازی برای بازار – کارآفرینان یا سایر موارد – هم از طرف نهادهای عمومی و هم از طرف دیگر بازیگران اکوسیستم موردتوجه قرارگرفته است، در واقع، سرمایه‌گذاری عمومی در آموزش، اقدامات برای تشویق ذهنیت کارآفرینی و قرار دادن متخصصان ماهر در بازار مانند تأمین تقاضای نیروی کار در طی روند رشد آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است.

از طرف دیگر، مسئولیت عملکرد عالی اکوسیستم بر عهده کلیه بازیگران موجود در آن است. کارآفرینان و محققان بازیگران موجود در اکوسیستم کارآفرین هستند، محققان و کارآفرینان می‌توانند با اشتراک‌گذاری مطالعات و تجربیات خود، به یکدیگر کمک کنند تا کاربردهای این دانش برای هر دو طرف روشن گشته و مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

علاوه بر این، کارآفرینان برزیلی دارای توانایی‌های مانند ابتکار عمل و تمایل به جدایی از مشاغل قدیمی برای توسعه کارآفرینی در کشور هستند. توسعه این توانایی‌ها به معنای تشویق شدیدتر کارآفرینی با رشد بالا می‌باشد که بازده اقتصادی و مالی گسترده‌ای برای کشور به همراه خواهد داشت.

ظرفیت‌سازی کارآفرینی بالطبع بر تغییر فرهنگ کشور در جهت کارآفرینی تأثیرگذار می‌باشد که احتمالاً به‌عنوان اهرم تشویقی برای سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی با ظرفیت کارآفرینی عمل خواهد کرد، همچنین فرصت حضور در بازارهای بین‌المللی و جذب استعدادهای خارجی از کشورهای دیگر را نیز فراهم می‌کند.

کشور برزیل با وجود تنوع موقعیت‌های منطقه‌ای می‌تواند شرایط بسیار خوبی جهت ایجاد استارت‌آپ‌ها در حوزه گردشگری باشد. تحقیق و مطالعه بیشتر در این خصوص می‌تواند به ایجاد دانش عمیق‌تری بیانجامد.

در انتها طبق مطالب ذکرشده، عوامل تأثیرگذار در اکوسیستم کارآفرینی استارت‌آپ‌ها در کشور برزیل عبارت‌اند از: چارچوب نظارتی؛ وضعیت بازار؛ دسترسی به ایجاد منابع مالی؛ انتشار دانش توانایی‌های کارآفرینی؛ فرهنگ کارآفرینی.

دکتر شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

 

پیش به‌سوی زنجیره تأمین دیجیتال

پیش به‌سوی زنجیره تأمین دیجیتال

الزامات دیجیتالی شدن زنجیره‌های تأمین

 

افزایش نوآوری‌های تکنولوژی باعث ایجاد موج‌های بزرگی در صنایع‌‌ مختلف می‌شود و در این میان لجستیک و زنجیره تأمین قطعاً یکی از بخش‌های تحت تأثیر است. عموماً صنعت لجستیک و زنجیره تأمین به استفاده بسیار زیاد از فرآیندهای دستی و مقادیر زیادی از داده‌های ذخیره‌شده به روش‌های مختلف و در مکان‌های متفاوت، شهرت دارد؛ و درست به همین دلیل است که می‌تواند از اجرای فناوری‌های جدید و پیروی از خلاقانه‌ترین روندهای لجستیک‌‌‌ و زنجیره تأمین، بیشترین سود را داشته باشد.

 

چند نکته که در مورد تبدیل به زنجیره تأمین دیجیتال باید بدانیم:

  1. شرکت‌ها برداشت‌ها و تعاریف مختلفی از «انتقال زنجیره تأمین دیجیتال» دارند. برای برخی از شرکت‌ها به معنای استفاده از روبات‌های متحرک مستقل و دیگر اشکال رباتیک در زنجیره تأمین است. برای برخی، به معنای استفاده از یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی برای زنجیره تأمین کلان داده‌ها است؛ و برای برخی، به معنی داشتن داده‌های دیجیتال بهتر برای پشتیبانی از کل زنجیره تأمین شامل تمامی چرخه‌های موجود در شرکت است. درنتیجه ابتدا باید تعریفی از زنجیره تأمین دیجیتال متناسب با رویکرد شرکت ارائه نمود.
  2. اگر یک شرکت روی پروژه‌های دیجیتال که برای جایگزین کردن فرایندهای دستی موجود در چارچوب شرکت طراحی‌شده متمرکز باشد، رویکرد زنجیره تأمین آن‌ها به دیجیتال شدن ناپخته است. به‌عنوان‌مثال، قرار دادن یک سیستم مدیریت انبار برای جایگزینی داده‌های دیجیتال به‌جای استفاده از کاغذ و مداد در انبار، شکل محدودی از دیجیتال‌سازی خواهد بود. این کاری است که شرکت‌ها باید سال‌ها پیش انجام می‌دادند. “​بزرگ فکر کنیم.”
  3. پر کردن سیاهچاله‌های اطلاعاتی که در بیشتر شرکت‌ها در کل زنجیره تأمین وجود دارد می‌تواند یک پروژه تبدیل به دیجیتال باشد که در سطح بلوغ بسیار بالاتری عمل می‌کند که به معنای ارتباط با تأمین‌کنندگان، مشتریان و شرکای کلیدی در رده‌های متعدد زنجیره تأمین توسعه‌یافته یک شرکت است.
  4. خواه یک شرکت با تمرکز بر رباتیک در پی برطرف کردن خلأ اطلاعات در چهارچوب شرکت باشد و خواه گرفتن داده‌های دیجیتالی بهتر برای پشتیبانی کل زنجیره تأمین را مدنظر داشته باشد، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین نقش اصلی را خواهند داشت. ​
  5. برای یک زنجیره تأمین توسعه‌یافته، اتصال دیجیتالی به شرکای تجاری حائز اهمیت است. بازار جدیدی به نام شبکه‌های همکاری زنجیره تأمین (SCCN)‏برای تسهیل این امر پدید آمده است. طبق تحقیقات بازار، این بازار بیش از ۳ میلیارد دلار درآمد سالانه دارد و با نرخ دورقمی رشد می‌کند.​
  6. شبکه همکاری زنجیره تأمین یک راه‌حل مشترک برای فرایندهای زنجیره تأمین است که بر روی یک ابر عمومی ساخته‌شده است؛ یک معماری منحصربه‌فرد «بسیار به بسیار» که تمامی شرکای تجاری را پشتیبانی می‌کند. “بسیار به بسیار ” اشاره دارد به بسیاری از شرکت‌کنندگان در یک شبکه که قادر به همکاری با بسیاری از شرکای دیگر هستند و بسیاری از شرکت‌کنندگان که قادر به دسترسی به بسیاری از منابع داده‌های رویدادی نرمال شده حیاتی برای عملیات زنجیره تأمین هستند.​
  7. یک برند در بازار جدید چطور می‌تواند بیش از ۳ میلیارد دلار درآمد داشته باشد؟

پاسخ بسیار ساده است؛ زیرا اصلاً جدید نیست! بلکه، نشان‌دهنده اهمیت روزافزون شرکت‌های تحلیلگر صنعت پیشرو است که به دلیل افزایش تمرکز بسیاری از شرکت‌ها بر دیجیتالی شدن، به این مجموعه راه‌حل پیوستند. Gartner نام این بازار را «شبکه‌های تجاری زنجیره تأمین چند سازمانی» می‌گذارد، IDC آن را «شبکه‌های بازرگانی زنجیره تأمین چند سازمانی» و ARC از اصطلاح دقیق‌تر «شبکه‌های همکاری زنجیره تأمین» استفاده می‌کند. در کل، منصفانه‌تر است که بگوییم این بازار به‌تازگی نام‌گذاری شده است نه اینکه بازار کاملاً جدید باشد.

  1. ممکن است “تأثیرات شبکه ” در ارتباط با بازار SCCN وجود داشته باشد که سعی دارد تأمین‌کنندگان پیشرو در طول زمان را به‌طور روزافزون بزرگ‌تر و مسلط‌تر نماید. زمانی که شرکت یا طرف تجاری به یک شبکه پیشرو متصل شد، شرکای تجاری می‌توانند اطلاعات زنجیره تأمین الکترونیکی را با یکدیگر تبادل کنند. ارزش شبکه با تعداد شرکای تجاری متصل به آن افزایش می‌یابد. افزودن هر شرکت جدید آن شرکت را قادر می‌سازد تا با مشتریان موجود در شبکه ارتباط برقرار کند. برای شبکه‌های دارای نرم‌افزار تأمین، به کاربران موجود شبکه اجازه می‌دهد تا با مشتری جدید در شبکه، تجارت کنند.​
  2. فرمت‌های مختلف پیام فرآیندهای زنجیره تأمین شامل برنامه، منبع، ساخت، تحویل، برگشتی‌ها، ریسک‌های زنجیره تأمین و تدارکات زنجیره تأمین را پشتیبانی می‌کنند. در برخی موارد، برنامه‌های کاربردی زنجیره تأمین واقعی حتی فراتر از پلتفرمی برای پشتیبانی از برنامه، منبع، ساخت و غیره حرکت می‌کنند. تحقیقات بازار شرکت ARC نشان می‌دهد که مقوله‌های تحویل و منابع عمده‌ترین مقوله‌های پیغام‌رسانی و کاربردی هستند. ​
  3. اتصال همیشه نباید از طریق شبکه باشد. OpenText و IBM توانایی خود را برای اتصال مشتریان به شبکه خود برای تسهیل همکاری زنجیره تأمین نشان می‌دهند؛ اما آن‌ها اشاره می‌کنند که امکان دارد شرکای تجاری‌ای وجود داشته باشند که یک شرکت ممکن است بخواهد مستقیماً به برج کنترل زنجیره تأمین آن‌ها متصل شود، نه از طریق شبکه. هر دو تأمین‌کننده انواع ابزارهای یکپارچه‌سازی را ارائه می‌دهند. به این استراتژی با عنوان یک استراتژی “ترکیبی ” برای همکاری زنجیره تأمین اشاره می‌شود. ​
  4. شرکت‌های تحلیل‌گر صنعتی که راهنمای انتخاب تأمین‌کنندگان را انجام می‌دهند، تمایل به‌قرار دادن تأمین‌کنندگان شبکه همکاری با مجموعه گسترده‌ای از برنامه‌های کاربردی زنجیره تأمین و شبکه‌های بزرگ به‌عنوان رهبران دارند؛ اما ارائه‌دهندگان نرم‌افزارهای کاربردی تحویل کالا و برنامه بر اساس نرخ بازگشت سرمایه فوق‌العاده برای مشتریان می‌توانند با مدیریت حمل‌ونقل و کاربردهای برنامه‌ریزی زنجیره تأمین درآمد خوبی برای آن‌ها داشته باشند.
  5. برج کنترل زنجیره تأمین نیز سطح بالایی از بلوغ دیجیتال را نشان می‌دهد. برج کنترل اصطلاحی است که بر دید زمان واقعی دلالت دارد؛ اما دید چه چیزی؟ حمل‌ونقل؟ فرآیند یکپارچه برنامه‌ریزی کسب‌وکار؟ موجودی محصول تمام‌شده؟ وضعیت کار در کارخانه؟ ریسک‌های زنجیره تأمین؟ باید گفت که در حالت ایده آل همه این‌ها را شامل می‌شود.​
  6. علاوه بر این، از طریق ارتباط با ریسک زمان واقعی و داده‌های مرتبط بازمان مورد انتظار تحویل و توانایی انجام برنامه‌ریزی مستمر برای کاهش اثرات رویدادهای غیرمنتظره، یک پلتفرم شبکه همکاری مفهوم کلی از این‌که یک برج کنترل باید چه باشد را پشتیبانی می‌کند. برنامه‌های ریسک و برنامه‌ریزی زنجیره تأمین مهم‌ترین برنامه‌های SCCN هستند که برج‌های کنترل قوی را احاطه کرده‌اند.
  7. راه‌حل‌های ریسک زنجیره تأمین مبتنی بر یک نقشه نهایی از زنجیره تأمین مشتری، تأمین‌کنندگان آن‌ها (‏حتی تأمین‌کنندگان ردیف دوم یا سوم)‏، چگونگی جریان کالا از کارخانه‌ها و انبارهای خاص، از طریق بندرها خاص و غیره به زنجیره تأمین یک شرکت می‌باشد. این راه‌حل‌ها صدها هزار سایت خبری و اجتماعی را ازنظر شرایطی مانند آتش‌سوزی کارخانه، انفجار بندر و بسیاری از اصطلاحات مرتبط کنترل می‌کنند تا هشدارهای اولیه یک مشکل در زنجیره تأمین گسترده را انجام دهند. داده‌های ریسک زنجیره تأمین نیز می‌تواند بر اساس داده‌های زمان واقعی در مورد زمان مورد انتظار تحویل ازجمله اطلاعات مهم ورودی یا خروجی باشد.
  8. توانایی بهره‌برداری از برنامه‌های زنجیره تأمین نسبت به برج‌های کنترل که تنها از داده‌های اجرایی استفاده می‌کنند، قابلیت پیش‌بینی بسیار بهتری را فراهم می‌کند. برنامه‌ریزی زنجیره تأمین که حول رویدادهای زمان واقعی انجام می‌شود به برنامه‌ریزی پیوسته مشهور است. برنامه‌ریزی پیوسته نیازمند توانمندی خاصی است تا بفهمد کدام نوع از حوادث غیرمنتظره مهم هستند و کدام ها مهم نیستند. انواع جمع‌آوری داده‌ها در برنامه‌ریزی نیازمند استفاده از مفروضات می‌باشد که برنامه را از مسیر بهینه‌سازی دور می‌کند، چراکه ممکن است مفروضات به‌طور کامل در نظر گرفته نشود و برخی از فرضیات نادیده گرفته‌شده یا فراموش شوند. ​

با توجه به ماهیت عمدتاً فیزیکی کسب‌وکارهای حوزه زنجیره تأمین، روند خودکارسازی و بهره‌برداری از فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی در این صنعت تحولی عظیم را به وجود می‌آورد. تحولی که بر پایه‌ی ذخیره‌سازی زمان و انرژی خواهد بود و دور از انتظار نیست که در آینده‌ای نزدیک تمام مراحل صنعت زنجیره تأمین بدون دخالت فیزیکی انسان صورت بگیرد. سرعت شگفت‌انگیز تجارت الکترونیک در دنیا، نوآوری‌های جدید حاصل‌شده در زیرساخت‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات و رویکرد مشتریان به دریافت هر چه بیشتر خدمات با ارزش‌افزوده، ابر شرکت‌های لجستیکی، نظیر DHL و غول‌های فناوری دنیا در عرصه فناوری، نظیر گوگل و حتی فروشگاه‌های اینترنتی بین‌المللی، همانند آمازون که بخش عمده موفقیت خود را مدیون لجستیک هستند را بر آن داشته تا هرچه بیشتر به سمت استفاده از فناوری‌های خودکارسازی،‌ اطلاعاتی و ارتباطی پیش روند.

برگرفته از:

https://www.bizclikmedia.com

https://tinextco.com

 

نویسنده: بهادر پارسیا

پژوهشگر حوزه مدیریت زنجیره تأمین

ارزش آفرینی در صنعت خودرو

ارزش آفرینی در صنعت خودرو

نویسنده : دکتر بهرام ستاری 

 

تشخیص فرصت اولین مرحله از فرآیند خلق ارزش و کارآفرینی است. کارآفرینی منجر به خلق، ارتقا و بازآفرینی ارزش های جدید می شود. انواع فرصت های کارآفرینی به وسیله معرفی روش جدید تولید، استفاده از منابع جدید و گشایش بازارهای جدید ایجاد می گردند.

یکی از نیازهایی که امروزه جز لاینفک زندگی بشر است، نیاز به حمل و نقل است و از طرفی بخش صنعت یکی از مهم ترین بخش های اقتصادی هر کشور محسوب می شود و نقشی اساسی در رشد و توسعه کشورها ایفا می کند. صنعت خودرو نیز یکی از مهم ترین صنایعی است که تاثیر به سزایی در رشد کشورها داشته و اساسی ترین نیروی محرکه توسعه اقتصادی و یکی از شاخص‌هاي توسعه ‌يافتگي در قرن بیستم بوده است.

در ایران، صنعت خودرو سازی پس از صنعت نفت بزرگترین صنعت کشور قلمداد می شود و خودروسازی ایران از لحاظ میزان تولید، در میان بیست کشور اول دنیا قرار دارد. اما کمبود نقدینگی جهت توسعه زیرساخت‌ها، عدم وجود تحقیق و توسعه کافی، همگام نشدن با پیشرفت های جهانی، انحصارگرایی، عدم تناسب قیمت و کیفیت محصولات، خدمات پس از فروش نامناسب، واسطه گری های کاذب و … از جمله عواملی است که باعث شده تا ایران علی رغم توانایی های بالقوه اش پس از گذشت پنجاه سال از ورود این صنعت به کشور، همچنان از رسیدن به توسعه پایدار و ورود به بازارهای جهانی باز ماند.

 

در این فرصت محدود به یکی از بزرگترین مشکلات کنونی دنیای اقتصاد و صنعت خوردو، یعنی کمبود نقدینگی می پردازیم و می خواهیم ببینیم که خودروسازان بزرگ دنیا با این مشکل چه کرده اند.

نزدیک به 90 درصد خودروهای دنيا را ده كمپانی توليد می كند و يكی از آن ده كمپانی موفق، فولكس واگن است که با شرکت‌های متعدد جهت تهیه قطعات و سفارشات خود قرارداد دارد. بعبارتی فولکس واگن تمام کارهای خود را به سایر شرکت‌های موفق دنیا چون Z.F آلمان برون سپاری و تقسیم کار کرده و در واقع مجموعه ای از قرارداد است و نیازی به نقدینگی زیاد ندارند. فولكس واگن هيچ قطعه ای را خود توليد نمی‌كند، بلکه با شرکت‌های متعدد قطعه‌ساز قرارداد دارد که قطعات را ظرف مدت یک هفته به خودرو تبدیل نموده و از كارخانه خارج مي‌کند، پول قطعه ساز را نیز 10 روز پس از ورود قطعه به كارخانه، پرداخت می كند.

وقتی چنین شرکت‌هایی به مجموعه ای از قرارداد تبدیل شدند، در صورت زیان مالی در شرکت مادر، ضرر حاصله بین شرکت‌های تامین کننده و شرکت های مکمل تقسیم می‌شود و ماندگاری برند اصلی تضمین می شود. بعبارتی بهتر راهبرد این نوع شرکت ها «بازاریابی جودوئی» است و از انرژی طرف مقابل برای زمین زدن او استفاده می‌شود. امید است مدیران خوش فکر صنعت خودروی کشور در آینده نگاهی به راهبردهای خودروسازان موفق دنیا داشته باشند.

دکتر بهرام ستاری

رئیس کانون کارآفرینی و سرپرست راهبران شغلی استان آذربایجان شرقی

(عضو هیئت مدیره شورای مرکزی کانون های کارآفرینی کشور)

احیای قصه‌های بومی مناطق

احیای قصه‌های بومی مناطق

از زبان حامد مهر افروز / معلم کارآفرینی و مؤسس برکه

 

داستان از اونجایی شروع میشه که هشتگی درست کردم به نام سنجش پتانسیل مهمان‌پذیری روستاها، هر هفته روزهای جمعه تنهایی یا با جمعی از دوستان می‌رفتیم به روستاهای اطراف شهرستان مرند و قبل حرکت از دوستان درخواست می‌کردم که هیچ وسیله خوراکی بر ندارن، می‌رسیدیم به روستا دنبال قهوه خونه یا مغازه می‌گشتیم و بهشون می‌گفتم ما غذایی برای خوردن می‌خواهیم و جایی برای موندن و بابتش پول پرداخت می‌کنیم ، بجای اون یه شرط داریم و اونم اینه که حتماً وسایل غذا باید محصول خود روستا باشه از نون محلی گرفته تا هرچی که هست.

 

اما چرا این سفرها رو شروع کردم با این موضوع؟

یکی از اعضا یک شرکت گردشگری اسپانیایی مهمونم شد و چون مرند سه‌راهی ورودی به ایران از باکو و ارمنستان و اروپا به‌حساب میاد گردشگران زیادی میومدن و من همیشه به این فکر بودم که ما چه چیز فرهنگی مخصوص منطقه خودمون داریم تا بهشون ارائه بدیم و سبب بشه تا شهر من مقصد گردشگری باشه ، تا اینکه این دوستمون رسید و کلی درباره جاهای دیدنی مرند باهاش صحبت کردم و طی گفتگو مزیت رقابتی منطقه رو در گزینه اکوتوریسم دیدم و بردن تورهای خارجی به روستاهای اطراف ولی یک سری مؤلفه‌ها باید روستا هامون داشته باشن تا برای گردشگر خارجی جذبه‌ای ایجاد کنه یا سبب بشه اتراق کنه در اونجا و یکسری زیرساخت‌ها هم نیاز بود همچون محل اسکان در یه خونه روستایی بافرهنگ بومی و غیره.

برای همین اول باید زیرساخت‌ها رو بررسی می‌کردم که موضوع پتانسیل مهمان‌پذیری روستاها استارت خورد.

طی سفر به مدت چند ماه و به روستاهای اطراف با زیبایی‌ها و نقص‌های زیادی روبرو می‌شدم و یادداشت می‌کردم و به خاطر می‌سپردم تا حین برگشت در فضای کلاه موتورسواری که به نظرم یکی از بهترین اتاق فکراست ، فکر کنم.

اصابت مدرنیته سبب شده بود تا روستاها شبیه هم بشن، خونه‌ها شبیه هم ، خوراک‌ها شبیه هم ، استفاده از غذاهای کنسروی و پوششی عرفی که تقریباً در همه جای ایران میشه دید و فرهنگی که زیاد طالب ورود فردی خارجی به محیط‌زیستش نبود ،

ماه‌ها گذشت و هر چیزی که از سایش در این سفر به دست آورده و طبق معمول توو دفترچم نوشته بودم ، حالا دیگه وقتش بود تا بررسی بیشتری کنم تا ببینم چه ماجرایی هست و چه مزیتی برای نشان دادن می‌تونه داشته باشه. از سمتی در گوشه‌ای از ذهنم جهان، زیسته‌ای بود از روستاهای ترکیه که چقدر روش کارشده بود، از محصولات خاص هر منطقه گرفته تا مؤلفه‌های فرهنگی خاصی که به چشم می‌خورد و از رسانه ملی‌اش مدام پخش می‌شد.

فکرم پرواز می‌کرد تا دوردست‌ها و ایده‌های مختلفی در سرم می‌پیچید به‌عنوان راهکار ولی منابعم محدود بود و هر مسیری نیاز به توانمندی خاصی داشت و منابع خاص خودش، پس تصمیم گرفتم با افسار عقل و با تکیه‌بر منابع و توانمندی‌هایم فیلتری بر کمند بازشده تخیلاتم بذارم تا در دام کمال‌گرایی یا تخیل خالی گیر نکنم.

برای هر مسیر بعد از فیلترینگ، بیزینس مدلی می‌نوشتم و بررسی می‌کردم و راهکارها دونه به دونه در بعد زمان جلو عقب می‌شدن .

از سمت دیگه بااهمیت داستان و قصه‌گویی هم به دلیل تولد سارا دخترم آشنا شده بودم و هرروز قصه‌ای براش می‌گفتم از قصه انگلیسی گرفته تا شرح اتفاقات روزانه شخصی خودم به شکل قصه تا کارهایی که خودش کرده بود.

اصابت قصه‌هایی که مادربزرگم دوران بچگی می‌گفت و داستان‌هایی که برای سارا تعریف می‌کردم و یکی از راهکارهای خارج‌شده از سفرهای در جستجوی پتانسیل گردشگری روستاهای مرند سبب شد تا به این فکر بیافتم که این قصه‌ها رو احیا کنم ، هرچند اندکی هم در طی آن سفرها ضبط‌شده بود ولی نه به این جدیت.

با استاد میرحسین دلدار بناب دوست بودم ، پژوهشگری ارزشمند در حوزه زبان و ادبیات ترکی که چندین جلد کتاب منتشر کرده بود ، کل داستان رو برایش تعریف کردم و جویا شدم که آیا قبلاً چنین کاری انجام‌گرفته یا نه ، اگر آره کیفیتش در چه حدی بود .

با لبخندی گفت : حامد جان ، من از روز اولی که معلم بودم در روستاهای مختلف بجای انشا از شاگردانم می‌خواستم تا برن و از مادربزرگ و پدربزرگ هاشون قصه‌های قدیمی رو یاد بگیرن ، بنویسن و برام بیارن و کلی از این قصه‌ها جمع کردم که سال‌هاست در زیرزمین خونم داره خاک می‌خوره و اخیراً طی اسباب‌کشی دیدمشون ، منم کلی ذوق‌زده که استاد هر جا هست من کمکت می‌کنم پاشیم بریم بیاریم.

و تازه داستان از اونجا شروع شد و اتفاقات احتمالی که اصلاً فکر شو نمی‌کردم پیش اومد.

و سفر وارد مرحله دومش شد ، یعنی پروسه تبدیل دیتاها به یک محصول ، در مسیر اصطکاک‌های زیادی بود که جزوی از سفره و سؤالات زیادی باید پاسخ داده می‌شد . همچون:

 

هر قصه شفاهی بومی دارای واریانت‌های مختلفه کدومش رو اولویت قرار بدیم؟

تبدیلش کنیم به کتاب فیزیکی ، دیجیتالی یا پادکستش کنیم و مدل کسب سودمون رو فریمیوم انتخاب کنیم؟

تبدیلش کنیم به آلبوم صوتی و به فروش برسونیم؟

صوتی دیجیتال باشه یا فیزیکی ؟ معایب و مزایای هرکدوم چیه؟

تبدیلش کنیم به انیمیشن یا تئاتر عروسکی ؟

و سؤال‌های این‌چنینی و بررسی معایب و مزایای هرکدوم و مهم‌تر از همه سنجش منابعمون .

سنجش اوضاع بازار ایران و شیوع و گسترش کرونا و تغییر نیازهای مخاطبان و نوسانات دلار و غیره و باز نیاز بود تا افسار تخیل رو رها کنیم تا دوردست‌ها بره و کم‌کم با فیلتر عقل و منابعمون جمع کنیم تا به نتیجه‌ای برسیم .

و تصمیم بر این شد که اولین محصولمون به شکل صوتی با یک راوی گفته بشه و ضبط بشه و تبدیل بشه به یک فایل صوتی  و باز مسیری جدید باز شد و سفری جدید با کلی سؤال پیش رو از انتخاب گوینده و نحوه و طریق فیلتر گوینده‌ها و تمرین و یافتن تلفظ صحیح کلمات که هرکدوم اصطکاکی بود و سایشی ولی سبب می‌شد تا صیقلی‌تر و صیقلی‌تر بشیم.

همین‌طور که داشتیم حرکت می‌کردیم به آخرهای سفرمون و شهر هدفمان وارد استودیو که شدیم باز پارامترها و متغیرهای زیادی پیش رومون قرار گرفت و بررسی نحوه‌های مختلف ارائه و خلاصه اولین قسمت بنام داستان تنبل احمد ضبط شد و مابقی قصه‌ها و طریق اخذ مجوزش و نحوه تبدیل‌شدنش به محصولات دیگه هم کم‌کم رقم خورد.

دیگه وقتش بود که مستندهایی که هرازگاهی بعد از دیدار با استاد میرحسین دلدار بناب پژوهشگر و نویسنده فعال در حوزه فرهنگ و ادبیات ترکی ضبط کردم رونمایی کنم تا قصه‌ای باشه از مسیرهای رفته تا اهلش ببینه و بتونه با قدم گذاشتن به این پله بعدازاینکه خوب نگاه کرد و دید جای پای مناسبیه بذاره و بتونه مسیر خودش رو ارتقا بده.

استاد دلدار معلم بود و از جوانی خواسته بود علاوه بر تعلیم و تربیت کودکان و دانش آموزان ، روی خودش و یادگیریش هم کار کنه و چه‌بهتر مسیری برای یادگیری که در اون به شکل عملی وارد کار بشیم ، یک تحقیق میدانی کیفی.

همان‌طور که اول آشنایی با استاد دلدار عزیز گفتم؛ ایشون از دانش آموزاش خواسته بود تا به‌جای انشا ، برن پیش بزرگ‌ترها همچون پدربزرگ ، مادربزرگ یا هرکسی که قصه‌ای بلده و یا لالایی میخونه و یا سر مزار و حین دفن عزیزش با آواز نوحه‌ای سر میده با زبون خودش و نه به شکل عرفی و عمومی که الآن مرسومه ، جمع‌آوری کنن بنویسن و بیارن ، به همین سادگی و به همین زیبایی.

گاهی وقتی چنین قصه‌ها و روایت‌هایی می‌شنوم تنها به یک‌چیز ایمان میارم که فقط انسان‌هایی که دغدغه‌های ارزشمندی دارن میتونن خلق اصیل کنن، و این مطالب موضوعاتی داشت چنین: ( ایش اوخومالاری (آوازی که حین کار میخونن)، قدیم کلمه لر (کلمات قدیمی)، ناغیلار (قصه‌ها)، لالایی، تعبیر خواب (تفسیری از خواب‌دیده شده توسط مردم محلی)، دعالار (دعاها)، قارقیشلار (لعن و نفرین‌ها)، اویون لار (بازی‌های محلی)، عامیانه باورلر (باورهای عامیانه)، طب سنتی (روش‌های طبابت توسط مردم محلی) و …

وقتی دونه دونه پک‌ها رو باز می‌کرد هم خیلی خوشحال می‌شدم که عجب گنجینه‌ای و از سمتی ناراحت می‌شدم که چرا این‌همه سال روشی نبود تا انسان‌هایی با چنین دغدغه‌ای بتونن این پژوهش ارزشمندشون رو ارائه بدن ، درصورتی‌که در کشوری درحال‌توسعه این‌همه فضا هست برای خلق که می‌تونه هم مردم رو توانمند کنه و هم منطقه و هم کشور رو ، همه به دنبال کارهای تکراری هستند و یا گاها آن‌چنان افسرده از نبود کار. چکاری می‌شد کرد تا هم پژوهشگر و هم جوان و نوجوانی که نوری از امید در دلش روشنه به روشی ، باهم تعامل پیدا کنند و چنین آثاری رو تبدیل کنند به محصول. و باز از سمتی خوشحال بودم که این پروژه‌ای که من شروع کردم و پروسه کارآفرینی‌اش رو دارم بررسی می‌کنم و به شکل عملی پیش میرم شاید نتیجه بده و مسیری باز کنه برای اهلش، گاهی با یکسری اساتید و صاحبان مدرک و منصب در حوزه کارآفرینی و امور اقتصادی صحبت می‌کردم و اکثریت می‌گفتن آخه مخاطبی نداره و از سمت دیگه می‌دیدم یوتیوب و ویدیوهایی عقیم که بازدید خیلی بالایی دارند و از محتوی کاملاً عقیم‌اند و به دلیل مدل کسب‌وکار فریمیومی که دارند و درآمدشان از تبلیغاته ، داستان هر ویدیو باید منجر به تبلیغ محصولی باشه با مشتریان هدف کودک. پس مخاطبی بود شاید ما روش ارائه را خوب بلد نیستیم و شاید غرق در چیزی شدیم و نمی‌دونیم که با داشتن چنین گنجینه‌هایی هم خوراک فکری کودکانمون عقیمه و هم از سمت دیگه در طولانی‌مدت آسیب شدیدی می‌تونه به کسب‌وکارهای کوچک ما در این زمینه وارد کنه چون ، شرکت‌هایی خارجی با سرمایه‌گذاری هنگفت برای ساختن محصولی که شاید تکنولوژی‌اش در ایران نیست و اگر هم هست سرعت تغییر کمتری داره و از سمتی نمی‌تونه تبلیغاتی بدین وسعت داشته باشه ، این‌ها مثل فیلم مخصوصاً در اتاق فکر کلاه موتورسواری حین سفر می‌چرخید و می‌چرخید همچون خیالاتی.

داشتم فکر می‌کردم درباره لالایی‌ها و لالایی که من برای دخترم همیشه می‌خونم و در ویدیو بخشیش هست، از سمت دیگه حوزه یادگیری در کودکان و استعدادیابی کودکان و روش‌های شکوفاسازی استعدادهای کودکان و کتاب‌هایی که خونده بودم در این باب و توسط انسان‌های عمل‌گرایی نوشته‌شده بود و داشتم ترکیب می‌کردم با آنچه از گذشته داریم.

بازی‌های عقیم و تفاوتش با بازی‌های کامل ، بازی عقیم بازیِ که زود برای بچه تموم میشه ، مثلاً گرون‌ترین پک لایف‌استایل باربی رو می‌خریم و بعد از شاید چند روز اول جذبه‌ای که خرید جدید ایجاد می‌کنه ، زودی عطش و انگیزش برای کودک می‌خوابه و تنها چیزی که از این بازی میمونه مخصوصاً اگرم معروف باشه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها ، کلاسیه که خانواده یا کودک برای دوستاشون میذارن و خبری از خود بازی نیست ، در مقایسه با بازی کاملی همچون آشپزی واقعی برای کودک که هیچ‌وقت براش تموم نمیشه ، مثل خاک‌بازی که در شهرستان وقتی بچه بودیم به‌زور، اون هم شب می‌تونستن مارو بکشن خونه و هرروز و هرروز و این بازی برای ما تموم نمی‌شد ، آن‌قدر متغیر ساده و کامل بود که از ترکیبش پایانی نبود.

تفاوت لالایی کامل با آهنگ‌های تبلیغاتی که صبح تا شب به گوش بچه میرسه و یا صدای مدام روشن رادیو، اخبار و غیره با لالایی که مادر یا پدر با تمام وجود یا خلق می‌کرد یا حفظ می‌کرد و در اون لحظه با آورده‌هایی که از محیط بهش اصابت کرده بود و انرژی جهان زیسته‌اش پشت اون لالایی خوابیده بود به بچه اصابت می‌کرد و باز تفاوتش با صدای تلویزیونی که روشنه و کودک در اتاقش با اون صدا بخواب می‌ره.

هر چه بیشتر مصمم می‌شدیم تا راهکاری پیدا کنیم ، هرکسی که طلب کنه می‌تونه این جمع‌آوری رو انجام بده و باید تبدیل بشه به محصول ، اما به چه شکل ، چطور؟ چقدر منابع می‌طلبه ؟ باید چه روشی اتخاذ کرد تا این روند به شکل پایدار و پویا ادامه پیدا کنه .

 

و درنهایت این‌طور میشه گفت: «بهترین یاد دهنده، بهترین یادگیرندست»

 

 

مسیر برگشت از قله تورمی

مسیر برگشت از قله تورمی

نرخ تورم ماهانه با ثبت رقم ۷ درصد در مهرماه سال جاری به بیشترین مقدار در دو سال اخیر رسیده است. همچنین نرخ تورم متوسط و نقطه به نقطه نیز در اولین ماه پاییز نسبت به ماه قبل افزایشی بوده است. مرکز آمار ایران نرخ تورم نقطه به نقطه را ۵/ ۴۱ درصد و نیز نرخ تورم متوسط را ۲/ ۲۷ درصد گزارش کرده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد مسیر بازگشت از قله تورمی ماهانه، به انتخاب سیاست‌های پولی و ارزی درست بازمی‌گردد. کنترل انتظارات تورمی، تنظیم نرخ سود بانکی در کوتاه‌مدت و ثبات‌بخشی به بازار ارز می‌تواند مسیر بازگشت تورم از قله دوساله را هموار سازد.
نرخ تورم ماهانه در مهرماه سال جاری به سطح ۷ درصد رسیده است، این بیشترین رقم تورم ماهانه در دو سال اخیر است و نرخ تورم به قله خود در این مدت رسیده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که افزایش قیمت در کالاهای بادوام نظیر خودرو، وسایل خانگی و وسایل الکترونیکی بیشترین اثر را در تورم مهر داشته است. از سوی دیگر، در ماه اول سال جاری تورم خوراکی‌ها نیز نسبتا بالا ثبت شده و برخی کالاها نظیر روغن در یک ماه ۱۶ درصد رشد کرده است. اما تغییرات قیمت روغن نیز تا حدود زیادی، متاثر از نرخ ارز است. به نظر می‌رسد که دو سناریو را می‌توان برای آینده در نظر گرفت؛ اگر سیاست‌گذار بتواند از ابزارهای خود برای مهار رشد نقدینگی و نرخ ارز استفاده کند، نرخ تورم از قله مهار خود عقب خواهد کشید، در غیر این‌صورت دوباره تکانه‌های تورمی در ماه‌های آینده تکرار می‌شود. در هر صورت به نظر می‌رسد که شوک انتخابات آمریکا می‌تواند بر مسیر تورم ماه‌های بعد نیز اثرگذار باشد. تغییر جهت انتظارات در نیمه آبان، تورم را از قله به پایین خواهد آورد. در کنار این انتظارات، بهره‌گیری از ابزارهای مهار تورم نظیر نرخ سود بانکی و کنترل رشد نقدینگی نیز می‌توانند تورم را در پایین آوردن از قله همراهی کنند. دو سال پیش نیز نرخ تورم در مهرماه ۹۷ به رقم ۷ درصد رسید، اما ثبات نرخ ارز باعث کاهش مسیر تورم ماهانه تا پایان سال شد.

ثبت بالاترین نرخ تورم ماهانه در مهرماه

گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد تورم ماهانه مهر ماه ۹۹ به عدد ۷ درصد رسیده است که نسبت به شهریور ماه تقریبا دوبرابر شده است. این داده‌ها حاکی از آن است که این رقم برای تورم ماهانه، آمار بالایی است. نگاهی به روند نرخ تورم ماهانه نشان می‌دهد که از سال ۹۰ تا سال جاری، تورم مهر ۹۷ بالاترین رقم را با ثبت ۱/ ۷ درصد به خود اختصاص داده است. تورم مهر ۹۹ با ثبت ۷ درصد بعد از مهر ۹۷، بالاترین رقم تورم ماهانه از سال ۹۰ تاکنون را از آن خود کرده است. این گزاره نیز بر بالا بودن رقم تورم ماهانه مهر ماه تاکید دارد. محاسبه میانگین تورم ماهانه ۶ ماهه نخست امسال، عدد ۴/ ۳ درصد را نشان می‌دهد. در نتیجه، تورم ماهانه مهر ماه نسبت به میانگین تورم ماهانه ۶ ماه نخست بیش از ۲ برابر شده است. این آمارها حاکی از آن است که روند افزایشی تورم ماهانه مهر ماه در طول ماه‌های اخیر بی سابقه بوده است. تورم ماهانه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت مصرف‌کننده ماه مورد نظر را نسبت به ماه گذشته خود نشان می‌دهد.
عوامل موثر بر افزایش تورم ماهانه
شاخص بهای مصرف‌کننده، شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوارهای کشور را در ۱۲ گروه «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها»، «دخانیات»، «پوشاک و کفش»، «مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها»، «مبلمان و لوازم خانگی و نگهداری معمول آنها»، «بهداشت و درمان»، «حمل و نقل»، «ارتباطات»، «تفریح و فرهنگ»، «آموزش»، «هتل و رستوران» و «کالاها و خدمات متفرقه» محاسبه می‌کند. طبق گزارش مرکز آمار، گروه خوراکی‌ها و مسکن به ترتیب با داشتن ضرایب اهمیت ۵۵/ ۲۵ و ۱۲/ ۳۱ مهم‌ترین قسمت‌های شاخص قیمت مصرف‌کننده را تشکیل می‌دهند. از آنجا که این دو گروه حدود ۶۰ درصد ضریب اهمیت شاخص را تشکیل می‌دهند، بنابراین این دو گروه از اهمیت بالایی برخوردار هستند. با بررسی گزارش مرکز آمار که ۴ گروه «خوراکی‌ها»، «حمل و نقل»، «مسکن» و «تفریح و فرهنگ» بیشترین رشد و اثر را در تورم ماهانه داشتند. رشد تورمی این گروه‌ها به ترتیب ۷/ ۵، ۱۷، ۶/ ۳ و ۳/ ۷ واحد درصد است.
کالاهای تورم‌ساز
در گروه عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به گروه «روغن‌ها و چربی‌ها» (کره پاستوریزه حیوانی و روغن جامد)، گروه «شیر، پنیر و تخم مرغ» (تخم مرغ و خامه پاستوریزه)، گروه «سبزیجات» (فلفل دلمه‌ای، کاهو، نخود، پیاز و قارچ)، گروه «چای، قهوه و سایر نوشیدنی‌ها» (انواع نوشابه و آبمیوه) است. در گروه عمده «کالاهای غیر خوراکی و خدمات»، گروه «حمل و نقل» (قیمت انواع خودرو)، گروه «مبلمان و لوازم خانگی» (بخاری گازی، فرش ماشینی، لوازم پلاستیکی آشپزخانه، یخچال فریزر و ظروف شیشه‌ای آشپزخانه)، گروه «تفریح و فرهنگ» (لپ‌تاپ، قطعات کامپیوتر، دوربین عکاسی و دوچرخه بچگانه) بیشترین افزایش قیمت را نسبت به ماه قبل داشته‌اند. رشد تورم ماهانه شهری و روستایی در مهر ۹۹ به ترتیب ارقام ۱/ ۷ و ۹/ ۶ واحد درصد بوده است. به این ترتیب می‌توان گفت رشد تورم ماهانه شهری در این ماه بیشتر از روستایی بوده است. همچنین رشد تورم ماهانه گروه «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» و گروه «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» به ترتیب ارقام ۸/ ۵ و ۶/ ۷ واحد درصد بوده است. به این ترتیب می‌توان گفت که رشد تورم ماهانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات نسبت به گروه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات بیشتر بوده است.
در گروه کالاها، بیشترین و کمترین اثر روی شاخص تورم ماهانه به ترتیب از آن کالاهای بادوام و کالاهای بی دوام است. اثر این گروه از کالاها روی این شاخص به ترتیب ۴/ ۲۲ و ۳/ ۶ واحد درصد است. اثر کالاهای بادوام بر روی شاخص حتی از خدمات نیز بیشتر بوده است. گروه خدمات ۷/ ۳‌واحد درصد روی شاخص تورم ماهانه اثر داشته است. تورم بالاتر کالاهای بادوام حتی نسبت به خدمات به دلیل افزایش نرخ ارز در ماه‌های قبل است و باعث اوج‌گیری تورم ماهانه در مهرماه شده است.
بیشترین مقدار نرخ تورم ماهانه به مهرماه ۹۷ باز می‌گردد. در این ماه نرخ تورم ماهانه به عدد ۱/ ۷ درصد رسیده بود؛ که این رشد تورمی به دلیل سیاست‌های نوسان نرخ ارز رخ داد. در آن برهه زمانی سیاست ثبات نرخ ارز باعث شد رخ تورم ماهانه تا پایان سال روند نزولی به خود بگیرد. اکنون پس از گذشت دو سال نرخ تورم دوباره به سطح ۷ درصدی رسیده است. در مقطع فعلی اگر سیاست‌گذار بتواند از ابزارهای خود در کنترل رشد نقدینگی، افزایش نرخ سود و نرخ ارز استفاده کند، می‌تواند بار دیگر نرخ تورم را از قله مهار خود به عقب بکشد در غیر این‌صورت شاهد تکرار دوباره تکانه‌های تورمی در ماه‌های آینده خواهیم بود.

حمایت از مشاغل خانگی با اجرای رشته های جدید

حمایت از مشاغل خانگی با اجرای رشته های جدید

 

دبیر ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی کشور بر اجرای رشته‌های جدید در طرح مشاغل خانگی تاکید کرد.

به گزارش خبرنگار اقتصادی شیوع بیماری کرونا و الزام به تعطیلی کسب و کارها موجب شد تا در بحث ایجاد اشتغال، مشاغل خانگی مورد توجه قرار گیرد.  پیش از این، طرح ملی توسعه مشاغل خانگی در دبیرخانه توسعه و حمایت از مشاغل خانگی معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پس از آسیب‌شناسی طرح‌های قبلی و انجام مطالعات داخلی و خارجی در سال 96 طرح تصویب شد.

قرار است جهاد دانشگاهی مسئولیت پیاده‌سازی و اجرای طرح ملی توسعه مشاغل خانگی را با کارفرمایی وزارت تعاون، ‌کار و رفاه اجتماعی اجرا کند.
این طرح طی سال‌های 96 تا 98 به صورت آزمایشی در 9 استان با ظرفیت 20 هزار نفر اجرا شد و با توجه به نتایج قابل قبول این طرح و ضرورت توجه بیش از پیش مشاغل خانگی در دوران کرونا بنا به گفته معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزارت تعاون مقرر شد برای رونق اقتصاد خانوار، تحقق شعار سال و توسعه جایگاه مشاغل خانگی در اقتصاد کشور در 31 استان اجرا شود.

رشد چشمگیر پلتفرم های دیجیتال در روزهای کرونایی

رشد چشمگیر پلتفرم های دیجیتال در روزهای کرونایی

نشست بررسی پیش‌نویس «سیاست‌ها و برنامه‌های اقدام شبکه ملی آموزشی، پژوهشی و تربیتی» به ریاست دکتر سعید رضا عاملی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در محل دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد.
مهدی محمدی دبیر ستاد توسعه اقتصاد دیجیتال معاونت علمی و فناوری رئیس‌جمهور نیز با بیان اینکه در یکپارچگی باید عناصر یکپارچگی در پلتفرم‌ها را نیز ببینیم گفت: راه‌اندازی این شبکه می‌تواند مشکل بخش خصوصی و عناصر فعال آموزش مجازی را حل کند.
وی افزود: پلتفرم‌های کشور در ایام کرونا رشد و ارزش‌افزوده چشمگیری داشتند و به سوددهی و رشد خوب رسیدند اگر بتوانیم به این‌ها کمک کنیم خیلی خوب است.
محمدی با اشاره به تحلیل محتوای صورت گرفته در تجارب کرونا در کشورها که یونسکو آن را ارائه کرده است، گفت: این موضوع دو عنصر کلیدی داشتند و آن اینکه آموزش‌ و پرورش مهم‌تر بوده است و در آموزش عالی بیشتر موضوع به دانشگاه‌ها واگذار شده است.
وی افزود: نکته دیگر اینکه عمدتاً سامانه‌هایی در این شرایط بالا آمده‌اند که کار آنها اشتراک‌گذاری محتواست و عدالت آموزشی را توسعه داده است.
دبیر ستاد توسعه اقتصاد دیجیتال معاونت علمی و فناوری رئیس‌جمهور در ادامه به ارائه پیشنهاد در سه لایه سیاست و برنامه پرداخت و اظهار داشت: اولین لایه کاربرد است یعنی ما می‌خواهیم این ساماندهی را انجام دهیم تا اطلاعات را اشتراک‌گذاری عادلانه و گسترده در کشور کنیم که در این لایه ظرفیت‌های خوبی در بخش خصوصی داریم.
وی افزود: بخش دوم تعامل برخط بین آموزش‌دهنده و آموزش‌گیرنده که خیلی از معلم‌ها و اساتید هم نمی‌توانند در این فضا فعالیت کنند و آموزش‌های اولیه برای بهره‌برداری سامانه‌ها این کار می‌تواند مفید باشد. لایه سوم زیرساخت است که وزارت ارتباطات باید این کار را انجام دهد.
محمدی موضوع تحلیل داده را بسیار حائز اهمیت دانست و گفت: اگر متولی این کار جایی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی یا شورای عالی فضای مجازی باشد قطعاً در اجرا موفق‌تر خواهیم بود چرا که ظرفیت‌های هماهنگی بالاتری دارند و معاونت علمی نیز ظرفیت دانش‌بنیان‌ها را می‌تواند پای‌کار بیاورد.

اکوسیستم نوآوری به الگوی دیگر بخش‌های اقتصاد تبدیل شده است

اکوسیستم نوآوری به الگوی دیگر بخش‌های اقتصاد تبدیل شده است

ستاری در این برنامه همچنین گفت: تسهیلات نظام وظیفه سرباز فناور با عنایت مقام معظم رهبری ایجاد شد که اتفاقی بی‌نظیر در تاریخ کشور است. با این تسهیلات شخص سربازی را در شرکت خودش طی می‌کند. مسئولان باید توجه داشته باشند زمانی که رهبر یک مملکت چنین تسهیلاتی را به شرکت‌های دانش‌بنیان عرضه می‌کند، آنها نباید در صدور چند مجوز ساده سختگیری کنند.
معاون علمی و فناوری رییس جمهوری در ادامه بیان کرد: باید به این مسئله توجه داشت که در چند سال اخیر یک تغییر بزرگ در فرهنگ کسب و کار و کارآفرینی کشور به وجود آمده است. تولید، رشد و بالندگی زیست‌بوم فناوری و نوآوری کشور، باعث شده است که در دیدگاه کلان عمومی یک تغییر عمده ایجاد شود. بر عکس گذشته والدین و سیستم آموزشی به این حقیقت واقف شده‌اند که جوانان ما نه برای اخذ مدرک که برای ایجاد ارزش افزوده تحصیل می‌کنند.
رییس ستاد فرهنگسازی اقتصاد دانش‌بنیان افزود: همین تغییر دیدگاه و نگرش عمومی و فرهنگ‌سازی، خود باعث می‌شود که تحرک و رونق بیشتری در زیست‌بوم نوآوری کشور به وجود آید و جریان ورودی استارتاپ‌ها و فعالان فناور به این زیست‌بوم پرفشارتر شود.

رشد متوازن زیست‌بوم نوآوری نیازمند توجه بیشتر است

به گفته ستاری، در حال حاضر تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان از 5 هزار و 300 شرکت فراتر رفته است، فروش این شرکت‌ها نیز به بیش از 120 هزار میلیارد تومان رسیده است. حدود 41 شرکت برخواسته از این زیست‌بوم در تابلوی بورس مورد معامله قرار می‌گیرند که در مجموع 280 هزار میلیارد تومان ارزش گذاری شده‌اند. این زیست‌بوم در برخی رشته‌ها و حوزه‌ها به خوبی شکل گرفته است و در حال طی کردن مسیر طبیعی رشد است، اما در برخی حوزه‎ها زیست‌بوم نوآوری هنوز به صورت کامل تکوین نیافته است. بی‌شک، رشد متوازن زیست‌بوم نوآوری در همه زمینه‌ها، نیازمند توجه بیشتر و تزریق حجم قابل قبولی از سرمایه‌گذاری است. ظرفیت‌های بالقوه بسیاری در کشور وجود دارد و زیست‌بوم نوآروی شکل گرفته، هنوز با ظرفیت‌های کشور فاصله دارد.
رئیس بنیاد ملی نخبگان با اشاره به رشد همسان کیفی و کمی شرکت‌های دانش بنیان، گفت: با وجود افزایش قابل توجه درخواست جوانان، فعالان فناور و هسته‌های دانشگاهی برای تاسیس شرکت‌های دانش بنیان، استانداردها و ملاک‌های ثبت شرکت دانش‌بنیان هنوز مانند گذشته دقیق و توام با ارزش‌سنجی محصول و شرکت است. این مسئله برای این مورد توجه قرار گرفته است تا رشد کمی شرکت‌های دانش‌بنیان همراستا با رشد کیفی آنها باشد.
وی به چالش کرونا یک آزمون پیش‌بینی نشده برای شرکت‌های دانش‌بنیان، فناور و خلاق اشاره کرد و افزود: به گفته همه ناظران این حوزه آنها از این آزمون سربلند بیرون آمدند. کشور به یک‌باره به بسیاری از محصولات نیاز شدید پیدا کرد که تا چند روز قبل یا تولید نمی‌شد و یا تولید آنها بسیار کم بود. این شرکت‌ها با یک واکنش سریع و چابک، بلافاصله خطوط تولید پرشماری را در سراسر کشور تاسیس کردند و مقدار قابل توجه‌ای انواع ماسک، لباس‌های حفاظتی، مواد ضدعفونی، تجهیزات پزشکی و دیگر اقلام مورد نیاز را تولید کردند.

ارتباط میان صدها استارتاپ و شرکت ایجاد شد

معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهوری در ادامه با اشاره به راهبردهای توسعه زیست بوم‌نوآوری در کشور افزود: چند سالی است که محور اصلی کار بر روی ایجاد زنجیرهای ارزش متمرکز شده است. اجزای این زنجیره‌ها در تعامل و اشتراک با یکدیگر مانند سلول‌های در کنار هم قرار گرفته، باعث ایجاد ارتباط میان صدها استارتاپ و شرکت در یک حوزه خاص می‌شوند و کلیه محصولات و خدمات مورد نیاز آن رشته را به جامعه مصرف عرضه می‌کنند.
به گفته وی، وقتی که یک شخص تحصیل‌کرده 12 سال پس از فارغ‌التحصیلی هنوز نتواسته است شغلی برای خود ایجاد کند، یعنی یک مشکل اساسی در سیستم آموزشی وجود دارد. در برخی رشته‌ها مانند کشاورزی، علیرغم وجود ظرفیت و نیازهای عمده در کشور، فارغ‌التحصیلان آن در جذب به بازار کار رشته تخصصی خود مشکل دارند. این موضوع باید همه مسئولین و تصمیم‌گیران کشور را قانع کند که باید یک چرخش و دگرگونی اساسی در سیستم آموزش کشور به وجود آید تا این سیستم با نیازهای کشور منطبق باشد. هر آموزشی در یک برهه زمانی 5 تا 10 ساله باید به نحوی خود را در اقتصاد کشور نشان دهد، اگر غیر از این باشد، یعنی یک حفره و نقصانی وجود دارد. در زیست‌بوم اقتصاد دانش‌بنیان اما، نگرش به آموزش بسیار متفاوت است و رویکردی کاملاً عمل‌گرایانه و نیاز محور دارد.
معاون علمی و فناوری رییس جمهوری همچنین بیان کرد: زمانی که شما یک بشکه نفت را با 154 کیلو حجم، حداکثر تا 40 دلار به فروش می‌رسانید، اما از خارج از کشور یک شیشه عطر را با چند میلی‌لیتر حجم با نرخ 100 دلار خریداری می‌کنید، این خود به خوبی تفاوت اقتصاد سنتی و نفت محور را با اقتصاد دانش‌بنیان نشان می‌دهد. یک ویال بیوتک با چند گرم وزن کمتر از 2 هزار دلار قیمت ندارد، یا یک کیلو بذر در حوزه کشاورزی گاهاً هم‌قیمت طلا است.
تکیه اقتصاد بر مواد اولیه فراوری نشده بی نتیجه است
وی ادامه داد: این نشانگر اثر دانش و فناوری روی مواد اولیه است. تکیه اقتصاد بر مواد اولیه فراوری نشده بی نتیجه و بحران‌زا است، لازم است که دانش و فناوری در ترکیب با ذخیر بزرگ طبیعی، معدنی و نفت و گاز کشور به کار برده شود. برای کشوری با ظرفیت‌ها و توانای‌های ایران معنی ندارد که در سال 7 تا 10 میلیارد دلار در حوزه امنیت غذایی واردات داشته باشد، این واردات از ذرت، کنجاله، سویا تا واردات سموم کشاورزی و واکسن و داروی طیور و دام را شامل می‌شود. صنعت مرغ و طیور کشور حدود 3 میلیارد و پانصد میلیون دلار واردات دارد.
ستاری همچنین افزود: این عدد نباید به همین روال باقی بماند و باید با استفاده از ظرفیت شرکت‌های دانش‌بنیان و فناور کاهش یابد. تولید واکسن‌ها، داروها و آنزیم‌های مورد نیاز این صنعت از جمله کارهای است که فعالان فناور می‌توانند برای این صنعت انجام دهند. در دیگر حوزه‌ها و صنایع نیز اگر فرایند عارضه‌یابی و بررسی نیازهای فناورانه صورت گیرد، به خوبی می‌توانیم موارد مشابه‌ای را احصاء کنیم که در صورت بومی‌سازی و تولید داخلی می‌تواند علاوه بر رفع نیاز آن صنعت، ارزش افزوده قابل توجهی نیز به همراه داشته باشد
معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهوری در ادامه بیان کرد: زمانی که از زیست‌بوم صحبت می‌کنیم، منظور مجموعه‌ای از استارتاپ‌ها و شرکت‌های فناور و دانش‌بنیان است که در صورتی که یک نیاز فناورانه به آنها محول شود برای آن پاسخی فناورانه ارائه می‌دهند و مشکل را حل میکنند. در حوزه پژوهش چند اشتباه تاریخی در عرصه سیاستگذاری کشور اتفاق افتاده است، باید قبول کرد که با پول و بودجه دولتی نمی‌توان پژوهش‌های موفق و ادامه‌دار ایجاد کرد. لازم است که پژوهش با سرمایه بخش خصوصی و توسط این بخش انجام گیرد. بخش دولتی باید در موضوع پژوهش نقش منتور و سیاستگذار را داشته باشد. پژوشگاه‌های بزرگ دولتی باید درهای خود را به روی بخش خصوصی و فعالان فناور باز کنند تا تاثیر گذار باشند. دانشگاه نیز زمانی می‌تواند تاثیر‌گذار باشد که از طریق تولید محصول، کالا، دانش، فناوری و خدمات فنی و فروش آن به صنعت و مردم درآمدزایی کند.
در زمینه تعداد مقالات تخصصی 8 درصد رشد را تجربه کردیم
رئیس ستاد فرهنگ‌سازی اقتصاد دانش‌بنیان با اشاره به برخی موانع ورود شرکت‌های دانش‌بنیان برای ورود به بازار سرمایه و بورس گفت: بسیاری از دارایی‌های این شرکت‌ها از نوع دارایی نامشهود است. ارزشگذاری این دارایی‌ها باید با توجه به ارزش ذاتی این فناوری و دانش صورت گیرد. یک شرکت دارویی کوچک در برخی کشورهای توسعه‌یافته، دانشی در اختیار دارد که به ساخت میلیاردها دلار دارو منتهی می‌شود و این فناوری است که بر سهام آن شرکت در بورس موثر است، این مسئله در بورس کشور ما نیز باید لحاظ شود.
به گفته ستاری، در حوزه علمی نیز کشور در سال جاری نسبت به سال گذشته در زمینه تعداد مقالات تخصصی 8 درصد رشد داشته است و در این حوزه رتبه 15 جهانی را به خود اختصاص داده است. در بسیاری از رشته‌های مهندسی نیز رتبه ایران زیر 10 است. البته در برخی رشته‌های علوم‌انسانی و هنر رتبه کشور در حدود 30 و 40 جهانی است و همین موضع باعث شده است که رتبه کشور در جهان 15 باشد، وگرنه احتمالاً رتبه جهانی ایران در حوزه تولید مقالات کمتر از 15 می‌بود.
معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهوری با اشاره به روندهای طولانی اداری در برخی دستگاه‌ها، افزود: ما خود را در حال مبارزه می‌بینیم، از چند سال قبل که تلاش کردیم تا یک قسمت جداگانه در اقتصاد ایجاد کنیم که قوانین آن مبتنی براقتصاد دانش‌بنیان و مقاومتی باشد تا کنون تلاش کرده‌ایم که از طریق تاثیر بر ابزارهای سیاستگذاری و هماهنگی با دیگر دستگاه‌ها، سازوکارهای معیوب در کشور را اصلاح کینم تا شرایط کسب و کار شرکت‌های دانش بنیان و فناور تسهیل شود. البته در کشوری که نزدیک به 100 سال اقتصاد آن معتاد به نفت بوده، نمی‌توان انتظار داشت که یک شبه تمام سازو کارهای اجرایی و اداری آن اصلاح شود و این اقتصاد غول‌آسا در کسری از ثانیه مسیر خود را تغییر دهد.
ستاری با بیان اینکه می‌توان به تدریج و با ممارست در کار، مسیر اقتصاد را تغییر داد گفت: در این صورت می‌توان از زیست‌بوم نوآروی کشور برای تمام حوزه‌های اقتصادی یک الگو ساخت، اتفاقی که در حال حاضر نیز رخ داده و این الگو باعث شده است که دیگر بخش‌ها نیز به فکر تغییر رویکرد باشند. اگر بحث‌های رخ‌داده در سال 94 را مرور کنیم، می‌بینیم که چه مخالفت‌های نسبت به فعالیت تاکسی‌های آنلاین ابراز می‌شد. همین مخالفت در برخی دیگر حوزه‌ها هست و در معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری سعی داریم تا یک به یک این موانع و مخالفت‌ها را برطف کنیم و جاده را برای عبور استارتاپ‌ها صاف کنیم.
به گفته معاون علمی و فناوری رییس جمهوری، بیش از 140 خدمت نیز به شرکت‌های دانش‌بنیان و فناور ارائه می‌شود. یکی از این خدمات، تسهیلات نظام وظیفه است که با عنایت مقام معظم رهبری، شخص فناور، سربازی را در شرکت دانش‌بنیان می‌گذارند. این یک اتفاق بی‌نظیر در تاریخ کشور است که یک شخص سربازی را در شرکت خودش طی کند. مسئولین باید ببینند که زمانی که رهبر یک مملکت چنین تسهیلات و کمکی را به شرکت‌های دانش‌بنیان و فناور عرضه می‌کند، آنها نباید در صدور چند مجوز و اجازه‌نامه ساده سختگیری کنند.

آغاز به کار مرکز نوآوری و کارآفرینی شهری در بوستان جمشیدیه تهران

آغاز به کار مرکز نوآوری و کارآفرینی شهری در بوستان جمشیدیه تهران

مرکز نوآوری و کارآفرینی شهری، با محوریت گردشگری سلامت، در بوستان جمشیدیه تهران (منطقه یک) کار خود را آغاز کرد.
این مرکز نخستین مرکز استارتاپ فعال در حوزه گردشگری سلامت است.
این مرکز، با بهره گیری از ظرفیت‌های تعدادی از شرکت‌های دانش بنیان راه اندازی شده تا با استفاده از ایده‌های نو نخبگان دانشگاهی به توسعه کارآفرینی در این حوزه اقدام کند.
«سید حمید موسوی»، شهردار منطقه یک درباره این مرکز اظهار داشت: امروز وظیفه داریم از بعد سرمایه گذاری و عدالت اجتماعی به بخش گردشگری توجه کنیم.
وی ادامه داد: با وجود بیمارستان‌ها و اماکن مذهبی و تاریخی این منطقه، توریست سلامت و توریست مذهبی می تواند در این منطقه رشد یابد.
وی با بیان اینکه در راستای توسعه پایدار ناگزیر هستیم که به سمت گردشگری برویم، گفت: در این مرکز نوآوری می توانیم از گروهها دانش بنیان که دارای توانایی مالی نیستند، حمایت کنیم و با حمایت از جوانان و ایده های نو در حوزه گردشگری می توانیم به توسعه پایدار دست یابیم.
موسوی در بخشی از سخنان خود، تاکید کرد: برای توسعه گردشگری نیازمند زیرساخت هستم اما به دلیل بافت منطقه یک، نگاه منطقه یک در گذشته، توجه به توسعه سکونتگاه‌ها بوده است.
شهردار منطقه یک، گفت: ساکنان این منطقه انقلابی و دیندار بوده و غالب آنان با اقتصاد متوسط رو به بالا و بومی های منطقه کمتر دیده می شوند.
وی ادامه داد: سیاست جدید مدیریت شهری تغییر رویکرد سرمایه‌گذاری از بخش ساخت و ساز به گردشگری است.
به گفته وی در سال ۱۳۳۶، منطقه یک حدود ۶ هکتار هکتار باغ داشت و اکنون ۸۰۰ هکتار باغ دارد.
وی درباره ترافیک این منطقه هم گفت که این منطقه روزانه ۱۶ تا ۱۷ ساعت پیک ترافیک دارد و اگر می خواهیم به سمت تقویت گردشگری برویم باید زیرساخت ها را تقویت کنیم.
موسوی با بیان اینکه در صدد این هستیم که مشکلات را حل کنیم، اتصال خط یک به خط سه مترو، راه اندازی مد جدید حمل و نقل در ولنجک و سازمان‌های ترافیک در خیابان ولیعصر و شریعتی را از جمله برنامه های منطقه برای توسعه زیر ساخت گردشگری دانست.
«سید عباس سجادی» معاون امور فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه یک تهران در این آیین گفت: گردشگری ورزشی، تندرستی و غذا مقدمات رشد و توسعه در عرصه های داخلی و بین‌المللی را فراهم می‌کند.
وی با بیان اینکه خدمات ویژه در این مرکز ارایه می شود، افزود: با حضور موثر تسهیل گران کسب و کار، خدماتی به شهروندان ارایه می کند.
سجادی با بیان اینکه در افق ۲۰ ساله، تهران به عنوان یک مقصد جدی برای گردشگران در نظر گرفته شده است گفت: تهران را ایران کوچک می دانیم و رویکرد مدیریت شهری منطقه یک از ساخت و ساز به گردشگری تغییر کرده است.
«آرمین شهریاری» مدیر اجرایی مرکز کارآفرینی گفت: با توجه به موقعیت جغرافیایی این مرکز، و حضور افراد مختلف در پارک جمشیدیه به ویژه در آخر هفته ها، شهروندان به صورت رایگان می توانند در این مرکز مشاوره کارآفرینی رایگان دریافت کنند.
وی گفت: فرهنگ سازی کارآفرینی و کارآفرینی نوآورانه در این مرکز مورد توجه است.
«سعید هاشم زاده» رییس اداره گردشگری سلامت وزارت بهداشت گفت: با ظهور کرونا یک عصر و روزگار جدید در همه جای دنیا شروع شد.
و به نظر می آید پیام ویروس کرونا در بخش خصوصی حدی تلقی نشد.
وی ادامه داد که با بروز کرونا، سینمای آنلاین و کتابخانه آنلاین راه اندازی شد و بازدید از موزه‌ها و مناطق دیدنی به طور آنلاین در دنیا، رشد کرد.
وی با بیان اینکه با شیوع کرونا، در حوزه گردشگری سلامت، ارتباط بیماران با مراکز درمانی قطع شد، گفت: دوباره باید تلاش کرد و اعتماد سازی برای گردشگری سلامت را انجام داد.
هاشم زاده با بیان اینکه ما فعالیت های خود در دوره کرونا را به خوبی معرفی نکرده ایم، ادامه داد: ترکیه و هند که رقیب ما در گردشگری سلامت هستند، اقدامات خود را بهتر از کشور ما در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و با انتشار مقالات علمی، به دنیا معرفی کرده اند.
«مهدی کریمی» رییس شورای سیاست گذاری مرکز توسعه سلامت کشورهای اسلامی نیز گفت: اتفاقی که در شهرداری منطقه افتاد برای نخستین بار در کشور چشمگیر است.
وی افزود: در تحریم ها توانستیم تهدید ها را به فرصت تبدیل کنیم.
وی گفت: با اقتصاد نفتی همیشه زندگی کردیم، اما چون فروش نفت را از دست می دهیم،
کریمی با بیان اینکه مهمترین عرصه ای که می توانیم با آن اشتغال ایجاد کنیم، حوزه گردشگری است، اظهارداشت: طرح ملی گردشگری ارزان را به دفتر رهبری و به دولت ارایه کرده ایم.
رییس شورای سیاست گذاری مرکز توسعه سلامت کشور های اسلامی افزود: همچنین اولین پکیج حضور گردشگری در بورس را امسال کلید خواهیم زد.
وی از شهردار منطقه یک درخواست کرد که برای حضور در عرصه های بین المللی این مرکز هرچه زودتر تجهیز و تکمیل شود.
وی گفت: اگر در کشور، خود تحریمی نکنیم، در سال جهش تولید می‌توانیم به موفقیت خوبی در حوزه گردشگری دست یابیم.
هاشمی زاده، تاکید کرد که باید از فضایی که کرونا ایجاد کرده بهره گرفت و استارت آپ ها وارد این حوزه شوند.
وی، ایجاد کلینیک مجازی و ارایه خدمات پزشکی با استفاده از فضای مجازی را در حال گسترش دانست و افزود: طی روزهای آینده اخبار خوبی در این حوزه خواهیم داشت.

نگاهی بر تأثیرات تکنولوژی‌هایی همچون IoT و AI بر آینده ورزش فوتبال

نگاهی بر تأثیرات تکنولوژی‌هایی همچون IoT و AI بر آینده ورزش فوتبال

 

یکی از بحث‌های داغ کنونی، استفاده از فناوری در فوتبال است. به‌طوری‌که برخی کارشناسان با حضور تکنولوژی در فوتبال موافق‌اند و بر این باورند که تکنولوژی، خطاهای داوری را به حداقل می‌رساند و باعث برقراری عدالت در زمین فوتبال می‌شود اما درعین‌حال عدۀ دیگر بر این باورند که با کم‌تر شدن اشتباهات داوری و رُباتی شدن داوریِ فوتبال، لذت فوتبال از بین می‌رود!

درواقع، منتقدین استفاده از تکنولوژی در فوتبال می‌گویند که چنین کاری روح و جان فوتبال را از بین می‌برد؛ اما در نظر داشته باشیم که اشتباهات داوری هیچ‌گاه شیرین نبوده‌اند. برای مثال، گل Frank Lampard در مقابل آلمان در جام‌جهانی 2010 به‌اشتباه قبول واقع نشد و هواداران انگلیسی هنوز هم از این بابت ناراحت‌اند!

این اختلافات هرچه که باشند، نیاز به توضیح نیست که اشتباهاتِ بزرگی مانند قبول نشدن گل دربازی‌های بزرگی مانند جام‌جهانی چندان خوشایند نیست. در همین راستا، برخی بر این باورند که با حضور داوران حرفه‌ای‌تر مشکلات حل می‌شوند؛ ولی به نظر می‌رسد که چنین دیدگاهی تنها مانع ورود نوآوری به فوتبال می‌گردد و اگر بخواهیم عادلانه به قضیه نگاه کنیم، تاکنون به‌قدری اشتباهات داوری دیده‌ایم که می‌دانیم حداقل برای مدتی به نوآوری‌های جدید هم نباید اطمینان کورکورانه داشته باشیم!

 

تاریخ‌ساز شدن جام‌جهانی 2018

    بی‌عدالتی در داوری مهم‌ترین دلیلی است که باید شاهد استفاده بیش‌تر از تکنولوژی در فوتبال باشیم. به‌طوری‌که در جام‌جهانی 2018 روسیه دیدیم که استفاده وسیع از تکنولوژی‌های مختلف، چگونه به کمک‌داوران آمد. درواقع، برای اولین بار در تاریخِ جام‌جهانی شاهد حضور Video Assistant Referee یا به‌اختصار VAR (کمک‌داور ویدئویی) بودیم که به داوران در تصمیم‌گیری‌هایی مانند قبول کردن گل، دادن کارت قرمز، پنالتی و تشخیص اشتباهاتشان کمک کرد.

اساساً بررسی این تصمیم‌های چند میلیون دلاری تا پیش از جام‌جهانی روسیه کارِ کارشناسان و مفسران فوتبال بوده که اساساً تأثیری هم درنتیجه بازی نداشته‌اند اما با استفاده از تکنولوژی‌هایی مانند Hawk-Eye و Goal Ref برای دومین بار در تاریخ جام‌جهانی، مبرهن است که اکنون ‌در تاریخِ فوتبال بیش از هر زمان دیگری در حال استفاده از فناوری‌های نوین هستیم.

VAR چگونه کار می‌کند؟

VAR به‌طورکلی به داور پیشنهاد می‌کند که آیا اتفاقی رخ‌داده است که از چشم داور پنهان مانده باشد! این تکنولوژی، ویدیوهای حوادث مختلفِ بازی را بررسی می‌کند و به داوران توصیه‌ها و پیشنهاد‌هایش را اعلام می‌کند. همچنین داور می‌تواند تصمیم بگیرد که به VAR اعتماد کند و تصمیم آن را بپذیرد یا می‌تواند ویدئو حادثه را از کنار زمین بار دیگر بررسی کند.

طبق گفته‌های  FIFA، در موقعیت‌های حساس و مهم، VAR ابزاری خواهد بود برای تصحیحِ اشتباهاتِ واضح و حوادثی که توسط داوران نادیده گرفته‌شده‌اند. با احتمالات بی‌شماری که پیش رو است، با موفق بودن VAR شاهد یک دوره جدید در فوتبال خواهیم بود که توسط تکنولوژی رقم می‌خورد.

 

 

چه ارتباطی مابین AI،IoT و فوتبال می‌تواند وجود داشته باشد؟

فناوری اینترنت اشیاء (IoT) یک عنصر حیاتی برای ایجاد تجربیات نوظهور و پیشرفت در دنیای مدرن است. بر این اساس، اینترنت اشیاء در سال‌های پیشرو قرار است تغییرات انقلابی زیادی را در هر ورزشی، نحوه مربی‌گری، برگزارکنندگانِ رویدادهای ورزشی و حامیان ایجاد کند. با کمک هوش‌ مصنوعی و یادگیری ماشینی نیز می‌توان اشتباهات داوری را به صفر رساند؛ بنابراین دیگر هیچ اشتباه مرتبط با داوری از قبیل برخورد توپ با دست بازیکن دور از چشمان داور نخواهیم داشت.

در پاسخ به این سؤال که ” این تکنولوژی‌ها چگونه کار می‌کنند؟ ” باید گفت که سنسورهای متصل به پلتفورم‌های مجهز به IoT درصحنه‌های مشکوک و حساس اطلاعات را جمع‌آوری کرده و در همان لحظه اطلاعات را مورد پردازش قرار می‌دهند و بدون برهم زدن و قطع کردن بازی، داور را از نتیجه پردازش داده‌ها مطلع می‌کنند. همچنین این سیستم‌ها با پردازش اطلاعاتِ به‌دست‌آمده، پس از بازی آمار و ارقام بی‌نقصی ازجمله عملکرد بازیکنان در اختیار کارشناسان قرار می‌دهند. به‌طورکلی، حوزه‌هایی که در آن‌ها  IoT و AI به کمک ورزش فوتبال می‌آید عبارت‌اند از:

 اوت و گل:  سنسورهای کار گذاشته در توپ می‌توانند تشخیص بدهند که آیا توپ از خطِ اطرافِ زمین یا خط دروازه رد شده است یا خیر.

آفساید: سنسورهای موجود در کفش بازیکن و توپ می‌توانند آفساید را تشخیص بدهند. هوش‌ مصنوعی با بررسی موقعیت توپ و کفش‌های بازیکنان حمله و دفاع تیم‌های مقابل، درستیِ آفساید را تشخیص می‌دهد.

خطا: هوش‌ مصنوعی با بررسی موقعیت پاهایِ دو بازیکن و نحوه برخورد بازیکنان، می‌تواند تشخیص بدهد که آیا خطایی رخ‌داده‌ است یا خیر.

موقعیت خطا: از همین تکنولوژی‌ها برای بررسی موقعیت خطا نیز استفاده می‌شود. در این صورت می‌توان به‌راحتی فهمید که برای مثال، خطا در محوطه جریمه رخ‌داده و پنالتی شده است یا خیر.

به‌غیراز این‌ها، سنسورهای به‌کاررفته می‌توانند باعث کمتر شدن تلفات فوتبال میان بازیکنان و تماشاگران نیز شوند. سنسور‌های پوشیدنی‌ بر پایه اینترنت اشیاء، می‌توانند قبل از وقوع هر نوع حادثه‌ای (مانند تجمعات گروهیِ تخریب آمیز تماشاگران) پلیس‌های امنیتی را مطلع نمایند.

در زمین هم سنسور‌های کار گذاشته‌شده در لباس‌ بازیکنان، سلامتی و الگوی ضربان قلب ایشان را زیر نظر می‌گیرند و در صورت بروز هرگونه مشکلی، سریعاً پزشکان حاضر در استادیوم را مطلع می‌سازند. چنین قابلیتی می‌تواند در صورت بروز مشکلاتی مانند حمله قلبی، با به‌موقع خبر دادن به پزشکان، از بروز مشکلات جدی جلوگیری کند. در سال 2012 چنین مشکلی برای  Fabrice Muamba، هافبک تیمِ  Bolton Wanderers، رخ داد به‌طوری‌که وی پس از بهبودی کامل نیز قادر به بازی نبود و مجبور شد از دنیای فوتبال خداحافظی کند.

نیاز به توضیح نیست که با استفاده از چنین تکنولوژی‌هایی، فوتبال به‌قدری رباتی می‌شود. ولی نیمه‌پر لیوان این است که خطاهای داوری به حداقل می‌رسند، سلامتی بازیکنان موردتوجه بیشتری قرار می‌گیرد، نظارت بر تماشاچیان بی‌اخلاق بیشتر می‌شود و در کل شاهدِ فوتبال سالم‌تری خواهیم بود.

نویسنده: دکتر عرفان حاجی آخوندی

مدرس و پژوهشگر حوزه مدیریت