تردیدی وجود ندارد که نظام آموزش عالی سنگ بنای اصلی توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع است. در دنیای کنونی تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می‌گیرد و این امر باعث ایجاد چالش‌های جدیدی در جامعه می‌گردد لذا جهت رویارویی با شرایط و چالش‌های جدید، توجه به توسعه قابلیت‌های کارآفرینی و ترویج روحیه آن در دانش آموختگان و حتی دانشجویان بسیار ضروری است. با وجود اینکه واژه کارآفرینی از قدمت زیادی برخوردار است اما هنوز هم عمق مفهوم این واژه چه در عرصه کسب و کار و چه در آموزش عالی نسبتاً نهفته باقی مانده است. مفهوم دانشگاه کارآفرین نخستین بار توسط کلارک در سال 1998 مطرح شد و آوازه جهانی پیدا کرد و بعدها مشاهده شد که از واژگانی نظیر سرمایه داری آکادمیک در این حوزه استفاده گردید. ویژگی های دانشگاه کارآفرین در تحقیقات کلارک به شرح ذیل عنوان شده است :

1 – راهبری قوی

2 – توسعه پیرامون

3 – پایه مالی

انواع دانشگاه

نسل اول دانشگاه‌ها را آموزش محور، نسل دوم را پژوهش محور و نسل سوم را دانشگاه کارآفرین گویند. همانطور که از آمار و ارقام اعلام شده در خصوص تعداد مقالات پذیرش و چاپ شده و همچنین تولید علم انجام شده توسط پژوهشگران عزیز کشورمان مشخص است، دانشگاه‌های کشور گذر نسبتاً موفقی را از نسل اول به نسل دوم دانشگاهی داشته‌اند( تبدیل شدن از دانشگاه آموزش محور به دانشگاه پژوهش محور)، لذا اگر برای هر نسل از دانشگاه منحنی عمری در نظر گیریم، جهت بقای دانشگاه در عرصه داخلی و خارجی نیازمند ایجاد زیرساختی مناسب برای دانشگاه نسل سوم(دانشگاه کارآفرین)، قبل از افول نسل دوم دانشگاهی هستیم.

کارآفرینی معرفی و ارائه یک کالای جدید دانشگاه کیست – کره جنوبی University of Kaist

کارآفرینی معرفی و ارائه یک کالای جدید

دانشگاه کیست کره جنوبی

University of Kaist

 

 

هرچند کره به سرزمین صبح آرام معروف است، ولی نام مناسب­تر این کشور سرزمین ۱۰۰۰۰ دانشگاه است. حتی کوچک­ترین شهرها دارای یک دانشگاه هستند و بزرگ­ترین شهرها نیز چند دانشگاه را در خود جای داده­اند. سئول به‌تنهایی دارای بیش از ۳۶ دانشگاه است و همچنان کره به‌عنوان مرکز توسعه­ فناوری شناخته می­شود و با سرعت در سراسر جهان گسترش می­یابد، دانشجویان خارجی­ بیشتری تصمیم به تحصیل در این دانشگاه‌ها می‌گیرند و تجارت، مهندسی و حتی مطالعات کره­ای، رشته‌های موردنظر این افراد برای تحصیل هستند.

دانشگاه KAIST، در منطقه Daedeko Innopolis، شهر “Daejeon” در کره جنوبی واقع شده است. این دانشگاه توسط دولت کره در سال 1971، به‌عنوان اولین مؤسسه پژوهشی ملی با هدف علوم و مهندسی تأسیس شد. در رده‌بندی “The QS-The Times World University Ranking” دانشگاه KAIST، در سال 2009، رتبه 69 را در جهان و رتبه 21 را در تکنولوژی به دست آورد. در آخرین رده‌بندی انجام‌شده، توسط “QS World University Ranking”، در سال 2011، دانشگاه رتبه 90 را در جهان و رتبه 27 را در مهندسی و فن‌آوری اطلاعات (IT) به دست آورد.

دانشگاه KAIST، از طریق سرمایه‌گذاری دولت تأسیس شده است و پرسنل آن مهندسین بااستعداد علوم و تکنولوژی کره‌ای می‌باشند که در آمریکا تحصیل کرده‌اند. از همان آغاز، این دانشگاه هم‌روی تئوری و هم‌روی تحقیقات کاربردی تأکید داشت. دانشگاه KAIST، به سمت تبدیل‌شدن به بهترین مرکز پروژه‌های تحقیق و توسعه در کره پیش می‌رود. این دانشگاه در انجام 540 تحقیق دانشگاهی، با صنایع و آکادمی‌های جهان همکاری کرده است. دانشگاه به دانشجویان خارجی کمک‌هزینه تحصیلی اعطا می‌کند.

کتابخانه این دانشگاه در سال 1971 تأسیس و در مارس 1993 مجدداً بازسازی شد و در محل فعلی خود آغاز به کار نمود. این کتابخانه شامل کتابخانه اصلی، کتابخانه بخش کارشناسی، کتابخانه کالج کسب‌وکار و کتابخانه پردیس مونجی است. کتابخانه بی‌وقفه در حال فعالیت است تا بتواند امکان دسترسی به اطلاعات فنی مطلوب، زیرساخت اطلاعات قابل‌اطمینان و تبادل فعال اطلاعات دانشگاهی با سایر مؤسسات را فراهم آورد.

 

 

رئیس دانشگاه KAIST، “Nampyo Suth” در زمینه تکنولوژی بسیار قوی می‌باشد، “soon-Heung Chang” که دانشمند هسته‌ای است، معاون دانشگاه و “Ji-Wonyang” که مهندس شیمی است، به‌عنوان نایب‌رئیس دانشگاه فعالیت می‌کند. بسیاری از استادان این دانشگاه، از مؤسسات آموزش عالی آمریکا فارغ‌التحصیل شده‌اند. دانشگاه در بسیاری از برنامه‌های بین‌المللی، با دانشگاه‌های برجسته اروپایی و آسیایی همکاری دارد و عضو انجمن تحقیقاتی آسیای شرقی (Association of East Asian Research University) ) می‌باشد.

دانشگاه KAIST همچنین در آموزش کسب‌وکار بین‌المللی شناخته شده است و جایگاه بالایی دارد. در سال 2013 این دانشگاه دارای حدود 10200 دانشجوی تمام‌وقت و 1140 محقق و بودجه کل آن 765 میلیون دلار بوده که 459 میلیون دلار آن از قراردادهای تحقیقاتی است. از سال 1980 تا 2008، این دانشگاه به‌عنوان یک مؤسسه علمی و فنی در کره جنوبی شناخته ‌شد که در سال 2008، با کوتاه شدن نام خود، به‌اختصار، “KAIST” نام‌گذاری شد.

در سال 2007، دانشگاه KAIST برنامه‌های مبادلات دانشجویی را با دانشگاه‌های برجسته جهان آغاز کرد تا برای دانش‌آموزان فرصت‌های مختلف تحصیلی را فراهم سازد و مبادلات دانشگاهی را تقویت کند؛ در این راستا با دانشگاه‌های صنعتی دانمارک، دانشگاه کارنیگه، مؤسسه فناوری گرجستان، دانشگاه صنعتی برلین و دانشگاه صنعتی مونیخ آلمان همکاری کرده است.

با در نظر گرفتن نیاز ملل به منابع انسانی نخبه در زمینه علم و فناوری، دانشگاه KAIST برای حمایت از صنعتی شدن و به‌عنوان بخشی از برنامه توسعه اقتصادی کشور کره جنوبی، تأسیس شد. برای برآورده کردن نیاز استعدادها به ادامه تحصیل و جلوگیری از فرار مغزها، نیاز به دانشکده‌های سیستماتیک تحصیلات تکمیلی در رشته‌های علوم پایه و مهندسی بود. این دانشگاه به‌عنوان اولین دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم و فناوری کشور با تمرکز بر روی تحقیق، آغاز به کار کرد.

 

دریافت پذیرش در KAIST براساس معدل کلی، نمرات ریاضی و علمی، توصیه‌نامه‌های اساتید پیشین، انگیزه‌نامه تحصیلی، اظهارات شخصی و سایر اطلاعاتی است که برتری دانشجو را نسبت به دیگر دانشجویان نشان می‌دهد. در دانشگاه  KAIST بورس تحصیلی کامل به تمام دانشجویان ازجمله دانشجویان خارجی در دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داده می‌شود. علاوه بر این، بسیاری از دوره‌ها به زبان انگلیسی ارائه می‌شود و طبق رتبه‌بندی ملی JoongAng، بیش از 80 درصد از دوره‌های اصلی در KAIST به زبان انگلیسی ارائه می‌شود.

این دانشگاه با کمک قانونی خاص خود، دارای سیستم آموزشی مستقل و انعطاف‌پذیر است درحالی‌که سایر کالج‌ها و دانشگاه‌های کره جنوبی ملزم به پذیرش برنامه تحصیلی تهیه‌شده توسط دولت هستند.

دانشجویان کارشناسی می‌توانند از طریق “سیستم رشته باز” در دانشگاه ثبت‌نام کنند و این امکان را داشته باشند که پس از گذراندن سه ترم از کلاس‌ها با در نظر گرفتن علاقه خود رشته‌ای را انتخاب کنند که متناسب با توانایی آن‌ها باشد. علاوه بر این دانشجویان کارشناسی می‌توانند هر زمان از تحصیل خود، رشته تحصیلی خود را تعویض کنند. دانشگاه KAIST همچنین با برگزاری دوره‌های ترکیبی فوق و دکترا، فارغ‌التحصیلان متعددی در این مقاطع داشته است. در این دوره‌ها دانشجویان برای فارغ‌التحصیلی باید تعداد مشخصی مقاله در مجلات مطرح علمی-بین‌المللی به چاپ برسانند.

دانشگاه KAIST به 6 کالج، 2 مدرسه و 33 دانشکده/ بخش، تقسیم‌بندی شده است. دانشگاه KAIST همچنین دارای سه مؤسسه وابسته ازجمله مؤسسه مطالعات پیشرفته کره (KIAS)، مرکز ملی NanoFab (NNFC) و آکادمی علوم کره (KSA) است.

این دانشگاه جهت ایجاد فضایی برای طرح ایده‌های مختلف دانشجویان، ارتباط مداوم آن‌ها با یکدیگر و امکان تجاری‌سازی این ایده‌ها تأسیس شده است تا امکان تحقق این رؤیا را برای کلیه اعضاء فراهم کند. تقویت ارتباط بین دوره‌های آموزشی و برنامه‌های موجود به‌منظور تسریع در آموزش و انتقال روح کارآفرینی و فناوری است.

 

دانشگاه امکان ارائه خدمات مشاوره از طریق ارتباطات کارآفرینی به کارآفرینان و استادانی که کسب‌وکاری را ایجاد کرده‌اند، فراهم کرده است. این ارائه خدمات مشاوره یک مرحله‌ای برای شرکت‌های دانش‌بنیان بوده تا آن‌ها را به سطح جهانی برساند. این حمایت‌ها با در نظر گرفتن بودجه به انکوباتورها و از طریق شتاب‌دهنده‌های حرفه‌ای است. دانشگاه KAIST برنامه‌های کاربردی مانند سخنرانی و بحث آزاد در خصوص کارآفرینی را در برنامه‌های خود قرار داده است تا به ارتباط ایده‌ها با بخش صنعت و کارخانه‌ها و تولید نمونه‌های اولیه محصول کمک ‌نماید.

دانشگاه از سرمایه‌گذاری، بازاریابی، طراحی، حقوق مالکیت معنوی، قانون‌گذاری، مالیات/حسابرسی و سایر موضوعات مرتبط با کارآفرینی، پشتیبانی و حمایت می‌کند.

 

 

آزیتا جهانبخش پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

 

 

مدل کسب‌وکار (قسمت دوم)

مدل کسب‌وکار (قسمت دوم)

طراحی مدل کسب‌وکار

در این قسمت قصد دارم شما را تشویق نمایم تا  مدل کسب‌وکارتان را با تکنیک‌های زیر طراحی کنید. پس کاغذ سفید و خودکار رنگی فراموش نشود. در طراحی مدل کسب‌وکار، شما می‌توانید از شش تکنیک زیر استفاده نمایید؛ که هر بخش به‌صورت کامل توضیح داده خواهد شد. این شش تکنیک عبارت است از:

بینش مشتری

ایده پردازی

تفکر تصویری

نمونه‌سازی

قصه‌گویی

سناریوها

تکنیک شماره 1: بینش مشتری

ساخت مدل‌های کسب‌وکار بر پایه بینش مشتریان:

به‌کارگیری بینش مشتریان یک قاعده راهنما برای تمامی مراحل فرآیند طراحی مدل کسب‌وکار است. بینش مشتری باید تأثیر خود را در گزینش ارزش پیشنهادی، کانال‌های توزیع، ارتباط با مشتریان و جریان‌های درآمدی نشان دهد.

حال باید برای طراحی مدل کسب‌وکار مشتری محور به سؤالات زیر پاسخ دهید:

مشتری ما قصد چه‌کاری دارد و ما چگونه می‌توانیم به او کمک کنیم؟

علایق مشتریان ما چیست و ما چگونه می‌توانیم کمک کنیم که به آن‌ها دست یابند؟

مشتریان انتظار دارند چگونه روابطی با آن‌ها برقرار کنیم؟

برای کسب چه ارزشی مشتریان ما واقعاً حاضر به پرداخت پول هستند؟

برای پاسخگویی به این سؤالات پیشنهاد می‌شود که از “نقشه شناخت مشتری” استفاده کنید:

نخست برای تعیین تمامی بخش‌های بالقوه مشتری که با مدل کسب‌وکار خودتان می‌توانید به آن‌ها خدمت ارائه کنید، یک طوفان ذهنی به راه بی اندازید. از بین بخش‌ها سه گزینه‌ی محتمل را انتخاب و یکی از آن‌ها را برای تمرین پیاده‌سازی ویژگی‌ها برگزینید. کار را با اختصاص یک نام و تعدادی ویژگی جمعیت شناختی مانند میزان درآمد، وضعیت تأهل و موارد مشابه، به مشتری آغاز کنید. سپس با مراجعه به سؤالات زیر و با استفاده از صفحه‌ای سفید، مشخصات مشتری تازه نام‌گرفته خود را با پرسیدن و پاسخ دادن به شش سؤال زیر، مشخص کنید.

  • او چه چیزی می‌بیند؟(محیط، دوستان،محصولاتی که بازار ارائه می‌کند)
  • او چه چیزی می‌شنود؟(چیزهایی که دوستان، رئیس و افراد تأثیرگذار می‌گویند)
  • او واقعاً در مورد چه چیزی فکر می‌کند و چه چیزی را احساس می‌کند؟(مسائل مهم،مشغله‌های ذهنی، دغدغه‌ها و آرزوها)
  • او چه چیزی می‌گوید و انجام می‌دهد؟(نگرش به حضور در اجتماع،نوع رفتار نسبت به دیگران، ظاهر)
  • آلام و خلأهای او چیست؟ (ترس‌ها، محرومیت‌ها ،موانع)
  • آمال و آرزوهای مشتری چیست؟ (نیازها/خواسته‌ها، معیارهای موفقیت،موانع)

برای “درک یک مشتری تجاری با استفاده از نقشه شناخت”، هدف ما ایجاد منظری از مشتری جهت زیر سؤال بردن مستمر مفروضات مدل کسب‌وکار شما است. پیاده‌سازی ویژگی‌های مشتری، شما را قادر می‌سازد تا پاسخ‌های بهتری به این سؤالات دهید: آیا این ارزش پیشنهادی مشکلات واقعی مشتری را برطرف می‌کند؟ آیا او واقعاً تمایل به پرداخت پول برای این پیشنهاد دارد؟ او مایل است که چگونه به او دست پیدا کنید؟

تکنیک شماره 2: ایده پردازی

  • خلق ایده‌های جدید مدل کسب‌وکار:

چیزی که در این میان موردنیاز است، فرآیندی خلاق برای تولید تعداد زیادی ایده در زمینه مدل کسب‌وکار و غربال کردن موفق بهترین‌های آن‌هاست. این فرآیند، ایده پردازی نام دارد. نوآوری در مدل کسب‌وکار، نگریستن به گذشته نیست، زیرا گذشته تنها بخش کوچکی از آن چیزی است که در مدل‌های کسب‌وکار آینده اتفاق خواهد افتاد. نوآوری در مدل کسب‌وکار، توجه به رقبا نیست، زیرا آن تقلید یا الگوبرداری نبوده، بلکه  مدل کسب‌وکار یعنی خلق سازوکارهای جدید برای خلق ارزش و کسب جریان‌های درآمدی.

نوآوری در مدل کسب‌وکار عبارت است از به چالش کشیدن دیدگاه‌ها و تئوری‌های محافظه‌کارانه سنتی به‌منظور طراحی مدل‌های خلاقانه برای تحقق نیازهای جدید، پنهان و برآورده نشده مشتریان. به‌منظور خلق گزینه‌های جدیدتر و بهتر، شما باید قبل از این‌که به فکر کم کردن تعداد ایده‌ها و رسیدن به تعداد محدودتری گزینه بیافتید، به‌اندازه کافی رؤیاپردازی کرده و مجموعه‌ای سربسته از ایده‌های متنوع و ناشناس ایجاد کنید.

بنابراین ایده پردازی شامل دو مرحله می‌باشد: تولید ایده، که به کمیت اهمیت می‌دهد و تلفیق ایده‌ها، که طی آن برای دستیابی به تعدادی گزینه مطلوب، ایده‌های اولیه موردبحث واقع‌شده، باهم ترکیب می‌شوند و احیاناً تعدادشان کاهش می‌یابد.

گزینه‌های حاصل ضرورتاً بیانگر مدل‌های کسب‌وکار جهشی نمی‌باشند. آن‌ها احتمالاً نوآوری‌هایی هستند که مرزهای فعالیت مدل کسب‌وکار فعلی شما را برای بهبود رقابت‌پذیری، گسترش می‌دهند. شما برای خلق ایده‌های مدل‌های کسب‌وکار نوآورانه می‌توانید از جاهای مختلف شروع کنید.

ما به دو مورداشاره می‌کنیم: تمرکز بر هسته‌های نوآوری در مدل کسب‌وکار با استفاده از تابلوی طراحی مدل کسب‌وکار و طرح سؤالات “چه می‌شود اگر؟”.

 

کانون‌های نوآوری در مدل کسب‌وکار:

نوآوری‌های تحولی در مدل‌های کسب‌وکار، چندین جزء از مدل کسب‌وکار را تحت تأثیر قرار می‌دهند. می‌توان چهار یا پنج کانون برای نوآوری در مدل‌های کسب‌وکار در نظر گرفت:

1- بر اساس منبع: نوآوری بر اساس منابع، ریشه در زیرساخت‌ها یا مشارکت‌های موجود سازمان دارد و به دنبال توسعه یا تحول مدل کسب‌وکار است.

2- بر اساس پیشنهاد: نوآوری بر مبنای پیشنهاد، دربرگیرنده خلق ارزش‌های پیشنهادی جدید است که سایر اجزا سازنده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

3- بر اساس مشتری: نوآوری‌های بر اساس مشتری، بر پایه نیازهای مشتری، سهولت در دسترسی و افزایش راحتی شکل می‌گیرد. مانند تمامی نوآوری‌هایی که از یک کانون آغاز می‌گردند، این نوع از نوآوری نیز سایر اجزای مدل کسب‌وکار را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

4- بر اساس منابع مالی: نوآوری‌هایی که پیش‌ران آن‌ها جریان‌های جدید درآمدی، سازوکارهای قیمت‌گذاری یا ساختارهای هزینه کاهش‌یافته است و منجر به تغییر در سایر اجزای مدل کسب‌وکار می‌شود.

5- نوآوری چندگانه: نوآوری‌هایی است که توسط چندین کانون ایجاد می‌شوند و تأثیر زیادی بر چندین جز سازنده مدل کسب‌وکار دارند.

فرآیند ایده پردازی

یک تیم متنوع نوآوری در مدل کسب‌وکار شامل افرادی است از:

از واحدهای مختلف کسب‌وکار

با سنین متفاوت

با حیطه‌های مختلف تجربه

با سطوح مختلف ارشدیت

با ترکیبی از تجارب مختلف

با پیش‌زمینه‌های فرهنگی متفاوت

طوفان ذهنی

ادامه دارد…

 

شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

 

برندی که شما نامیده می‌شوید؟ برند شخصی (قسمت چهارم)

برندی که شما نامیده می‌شوید؟

برند شخصی (قسمت چهارم)

همان‌طور که می‌دانید برند شخصی یعنی هر شخص شامل مجموعه‌ای از مهارت‌ها است. برند شخصی بیانگر یک ایده بزرگ یا یک سیستم اعتقادی- نگرشی است که برای سایر افراد متمایز و جذاب است. در این شماره قصد دارم شما را با مؤلفه‌های برند شخصی آشنا نمایم. دفتر یادداشتی برداشته و به سؤالات زیر پاسخ دهید. کونل (2009) برند شخصی را با شش جزء ارائه نمود این اجزاء پایه‌هایی هستند که افراد، برند شخصی‌شان را روی آن‌ها بنا می‌کنند. آن‌ها افتراق فرد را پررنگ نموده و هنگامی‌که تعریفی از ماهیت برند شخصی‌اش ارائه می‌کند، صحت آن را تضمین می‌کند. این اجزاء عبارت است از:

ویژگی‌ها: در این قسمت شما باید ویژگی‌های فیزیکی خویش را توصیف کنید. این‌که شما خود را چگونه می‌بیند و دیگران شما را چگونه می‌بینند. ازنظر فیزیکی چه چیز در مورد شما متمایز است که شما را از دیگران متفاوت می‌سازد.

مزایا: توضیح اینکه مردم در معاشرت با شما چه احساسی دارند.

ارزش‌ها: چه ارزش‌هایی بیشترین اهمیت را برای شما دارند. این ارزش‌ها در طی تربیت و تجارب زندگی شکل می‌گیرند و شما در طی آن‌ها، ازآنچه که به‌عنوان درست و غلط در جهان می‌بینید، بیشتر آگاه می‌شوید.

تجربه: اینکه شما در چه مواردی خوب عمل می‌کنید و در زندگی شخصی یا کاری‌تان چه‌کاری انجام داده‌اید که می‌توانید به آن استناد کنید.

رفتارها: اینکه شما از چه چیزهایی صحبت کرده و آن‌ها را انجام می‌دهید. آیا رفتارهای شما پایدار است.

شخصیت: ویژگی‌های شخصیتی شما چیست و خود شما و دیگران، شمارا چگونه توصیف می‌کنند.

حال به چک‌لیست زیر پاسخ دهید.

 

 

ویژگی‌ها

دیگران شمارا چه ازنظر فیزیکی و چه ازنظر احساسی چگونه می‌بینند که باعث متمایز ساختن شما از سایرین می‌شود؟

شخصیت

خصوصیات فردی شما چیست؟ خودتان را چگونه توصیف می‌کنید؟

رفتارها

چیزهایی که می‌گویید و انجام می‌دهید کدام‌اند؟

به موقعیت‌های خاص چگونه واکنش نشان می‌دهید؟

ماهیت برند شخصی
ارزش‌ها

آنچه شمارا عزیزترین و باارزش‌ترین نگه می‌دارد، اصولی که بیشتر از دیگران به آن‌ها اعتقاددارید، نام ببرید.

تجربه

چه می‌دانید؟

در چه زمینه‌های شخصی و حرفه‌ای موفق بوده‌اید؟

مزایا

افراد به خاطر تجربه‌هایی که با شما داشته‌اند چه احساسی دارند؟

شما برای آن‌ها چه منافعی دارید؟

 

برندسازی شخصی به‌طورمعمول با ایجاد فهرستی از ویژگی‌ها، اعتقادات، ارزش‌ها و انگیزه‌هایی آغاز می‌شود که افراد از طریق آن‌ها خود را در یک نقش تعریف می‌کنند. هویت برند شخصی بر مبنای ویژگی‌های درونی و ذاتی فرد که باید تبدیل به برند شوند و نیز عوامل بیرونی شامل روابط فرد با دیگران، می‌باشد. برند شخصی یک فرآیند از درون به بیرون است که بر مبنای نقاط قوت و ویژگی‌های متمایز فرد در مقایسه با دیگران می‌باشد.

جایگاه‌یابی برند شخصی.

برند افراد نیازمند جای گرفتن در ذهن مصرف‌کنندگان (دیگران) را دارد. جایگاه‌یابی برند، تلاش‌های ارتباطات بازاریابی است که به‌طور فعالانه در ارتباط با هویت برند فرد و برای بازار هدف مشخصی انجام می‌شود. برندسازی شخصی بر محور ترویج خود[1] است. افراد جایگاه‌یابی برند را برای برجسته ساختن ویژگی‌های مثبت خود که برای مخاطبان بازار هدف ارزشمند است و به‌طور هم‌زمان برای متمایز ساختن خود از دیگر افراد در بازار به کار می‌گیرند. در مورد برندسازی شخصی، جایگاه‌یابی برند از طریق معرفی خود[2] اتفاق می‌افتد. بنا به دیدگاه نمایش‌پردازی[3]، عملکرد بازیگر، ترکیبی از آثار مصنوعی[4]، رفتارهای غیرکلامی و تاکتیک‌های کلامی است که توسط انگیزه‌های تعاملی او تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

 

ابزارهای ساخته‌شده.

: مجموعه‌ای از فعالیت‌های مرتبط با نگارش شرح زندگی شخصی خود توسط خود فرد، وجود دارند و نیز ابزارهای بسیاری می‌توانند برای مدیریت و کنترل اطلاعات در مورد پتانسیل‌های فرد مورداستفاده قرار گیرند مانند رزومه و نامه درخواست که شیوه‌ای برای نمایش شواهدی از مهارت‌ها و قابلیت‌های فرد فراهم می‌سازد.

ظاهر شخصی:

ظاهر به سطح بهداشت، نظافت شخصی و لباس مناسب فرد اشاره دارد. هنجارهای خاصی در مورد لباس حرفه‌ای و سطح پاکیزگی وجود دارد که عموماً مورد انتظار است. افراد از ظاهر به‌عنوان بخشی از شیوه ایجاد تصویر خود در محیط کار استفاده می‌کنند. ظاهر حرفه‌ای می‌تواند تلاشی آگاهانه به‌منظور معرفی خود را منعکس سازد که برای تأثیرگذاری بر برداشت دیگران از فرد در محیط کار، مورداستفاده قرار می‌گیرد.

شیوه تعامل:

شیوه تعامل شامل نگرش‌هایی است که فرد در تلاش برای تأثیرگذاری بر دیگران جهت ایجاد برداشتی خاص در مورد او، به آن‌ها منتقل می‌کند. یکی از شیوه‌های بسیار رایج برای انتقال نگرش‌ها، ارتباطات غیرکلامی است؛ یعنی شیوه‌ای ارتباطی که از واژگان گفتاری استفاده نمی‌کند. این شیوه‌ها شامل اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن، حالات صورت و زبان بدن می‌باشد و می‌تواند انواع زیادی از اطلاعات را منتقل کند.

رفتارهای کلامی: نشانه‌های ارتباط کلامی می‌تواند به دوطبقه گسترده از تاکتیک‌ها تقسیم شود: تاکتیک‌های مدعی و دفاعی. افراد از تاکتیک‌های مدعی برای ایجاد تصویری استفاده می‌کنند که قابلیت‌های موردنظر را ترویج می‌کند، درحالی‌که تاکتیک‌های دفاعی به‌منظور حفاظت یا اصلاح تصویر فرد مورداستفاده قرار می‌گیرند (بهانه‌ها، توجیه‌ها و عذرخواهی‌ها).

 

 

[1] Promotion of the self

[2] Self presentation

[3] Artifactuals

[4]  Interation motives

شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

 

مدل‌های فرآیند توسعه محصول جدید: (مدل معروف: STAGE-GATE)

 مدل‌های فرآیند NPD: (مدل معروف: STAGE-GATE)

 

 در ادامه بحث NPDدر شماره‌ی قبلی در مورد موفقیت و شکست NPD صحبت شد در این شماره سعی شده تا نمونه‌هایی‌ از مدل‌های توسعه محصول جدید معرفی شوند؛ زیرا علاوه بر تعداد بسیار زیاد آن‌ها شباهت‌هایی نیز بین آن‌ها وجود دارد.

برای مدیریت فرآیند توسعه محصولات جدید مدل‌های زیادی از سوی افراد دانشگاهی و یا کارشناسان شرکت‌ها ارائه شده است. تمامی این مدل‌ها سعی دارند چارچوبی برای کمک به درک فرآیند توسعه محصول جدید به دست آورند. یافته‌های محققین این رشته در طول بیش از چهار دهه نشان می‌دهد که یک مدل جامع برای همه فرآیندهای توسعه محصول که مناسب همه شرکت‌ها و مدیران مسئول آن‌ها باشد و یا از انعطاف و انطباق کامل با شرایط سازمان‌ها برخوردار می‌باشد، وجود ندارد.

  • فرایند توسعه محصول جدید از دیدگاه ناسا:
  • آنالیز اولیه (فاز اول)
  • تعریف (فاز دوم)
  • طراحی (فاز سوم)
  • عملیات (فاز چهارم)
  • فرآیند توسعه محصول جدید از دیدگاه بوزآلن و همیلتون:
  • توسعه استراتژی
  • توسعه محصول جدید
  • تولید ایده
  • بازنگری و ارزیابی
  • آنالیز کسب‌وکار
  • آزمایش
  • تجاری‌سازی
  • مدل توسعه محصول مرحله- دروازه کوپر (مدل STAGE-GATE):

مدل کوپر یکی از مشهورترین مدل‌های تجاری‌سازی است و به مدل فرآیندی مرحله-دروازه معروف است. دلیل نام‌گذاری این مدل (مرحله-دروازه) این است که در هر یک از فرآیندهای مدل، حتی دقیق‌ترین جزییات نیز تنظیم می‌شوند و درمجموع دارای یک خصوصیت ارگانیک و پویاست. به‌عبارتی‌دیگر فرآیند مرحله-دروازه یک نقشه راه عملیاتی شده برای هدایت پروژه‌های محصولات جدید از مرحله ایده تا مرحله تحویل آن به بازار است. استفاده از این مدل باعث افزایش کارایی و تسریع عملکرد پروژه می‌شود، به‌طوری‌که از پیش، وظایف اصلی هر مرحله را تعیین و به بررسی نتایج پیشرفت می‌پردازد. مشخصه اصلی این مدل تخصیص حمایت‌های توسعه‌ای به‌صورت کارا است، زیرا هر فرآیند شامل مراحل و ورودی‌هایی می‌شود که پیشرفت پروژه را مشخص می‌سازد. کوپر ارائه‌کننده 13 مرحله در یک مدل می‌باشد که درنتیجه جداسازی فعالیت‌هایی نظیر تحقیقات بازار و آنالیز کسب‌وکار می‌باشد.

در این مدل مرحله جایی است که در آن اقدام به وقوع می‌پیوندد و دروازه نیز جایی است که در آن اتخاذ تصمیم در خصوص ادامه با عدم ادامه مسیر توسعه صورت می‌گیرد. مرحله اصلی و نقاط تصمیم‌گیری در مدل مرحله-دروازه عبارت‌اند از:

 

مرحله صفر: ایده‌پردازی تصمیم اول: غربال ایده
مرحله یک: بررسی اولیه تصمیم دوم: غربال ثانویه
مرحله دوم: بررسی تفصیلی تصمیم سوم: اقدام برای توسعه
مرحله سوم: توسعه تصمیم چهارم: اقدام برای تست
مرحله چهارم: انجام تست و معتبرسازی تصمیم پنجم: اقدام برای تجاری‌سازی
مرحله پنجم: تولید صنعتی و ورود به بازار

 

شش مرحله مدل کوپر:

  1. جمع‌بندی ایده‌ها: جمع‌آوری و ذخیره‌سازی ایده‌ها
  2. مفهوم دهی به ایده‌ها: ارزیابی و تجزیه‌وتحلیل فنی، مالی و ارزیابی مقدماتی ایده در بازار
  3. انتخاب بهترین ایده: ارائه برنامه مناسب، آزمون برنامه، ارائه برنامه مدیریتی، مالی، برنامه تولید و جلسات منظم بررسی و گزارش‌دهی تیم توسعه محصول
  4. توسعه ایده: تنظیم جزئیات برنامه‌ها شامل برنامه بازاریابی، جزئیات برنامه تولید، مالی و آمادگی برای تولید
  5. آزمون بازار: برنامه دقیق بازاریابی با آمیخته‌های مناسب، جمع‌بندی تجزیه‌وتحلیل مالی؛ و پیش‌بینی‌های آتی برای محصول در بازار
  6. تجارتی کردن: اجرای برنامه بازاریابی منظم برای تولید در بازارهای هدف و تعدیل برنامه‌های قبلی و اجرای برنامه‌های اقتضایی مناسب در طول دوره عمر محصول توسط تیم توسعه

 

 

 

دیگر مدل‌های اجرایی در فرآیند توسعه محصول جدید:

۱-مدل پورتر:

استراتژی رقابتی: شامل اقداماتی برای جذب مشتری، مقاومت در برابر فشارهای رقابتی، تقویت و استحکام موقعیت بازار شرکت، می‌باشد. تعاریف زیادی از استراتژی رقابتی وجود دارد که پورتر در سال 1990 این استراتژی‌ها را در قالب سه استراتژی تمایز، تمرکز و رهبری مطرح کرده است:

۱-۱ استراتژی رهبری هزینه: برتری رقابتی مستمر و پایدار نسبت به رقبا با استفاده از اهرم کاهش هزینه‌ها به‌عنوان مبنایی برای کاهش هزینه‌ها نسبت به رقبا و به دست آوردن سود یا به دست آوردن تفاوت سود بیشتر با توجه به بهای موجود استفاده می‌شود. هدف از این استراتژی کسب برتری در رقابت از طریق تولید محصول با کمترین هزینه ممکن نسبت به رقبا است.

۲-۱ استراتژی‌های تمایز: دومین استراتژی پیشنهادی پورتر ارائه محصولی ویژه است؛ یعنی کسب مزیت رقابتی از طریق تولید محصولی که از دیدگاه مشتریان، در مقایسه با محصولات مشابه دیگر، منحصربه‌فرد باشد.

۳-۱ استراتژی‌های تمرکز: آخرین استراتژی پیشنهادی پورتر تمرکز در بخش معینی از بازار برای محدود کردن دامنه رقابت است. با محدود شدن دامنه فعالیت، امکان متمرکز کردن منابع میسر و یک برتری رقابتی نسبت به رقبا ایجاد می‌شود.

۲-مدل رقابتی آنسف:

این مدل برای استراتژی جانشینی محصول با توجه به مأموریت شرکت در محیط رقابتی پیشنهاد شده است. این استراتژی‌ها به ترتیب عبارت‌اند از:

۱-۲ نفوذ در بازار: این نوع استراتژی برای نفوذ در لایه‌های نفوذ نیافته بازار یا افزایش سهم بازار موجود صورت می‌گیرد.

۲-۲ توسعه بازار: زمانی به کار گرفته می‌شود که مدیران به فکر بازارهای جدید باشند که با تکیه‌بر تحقیقات بازاریابی در مکان‌های دیگر توان عرضه کالا را می‌سنجند.

۳-۲ توسعه محصول: مدیران در شرکت‌ها، با همکاری گروه‌ها و تیم‌های متخصص، برای تغییر در محصول، ایده‌های نو را در توسعه محصولات اعمال می‌کنند که نهایتاً در بسته‌بندی، رنگ و شکل، تغییراتی داده می‌شود یا باعث تغییرات کلی در محصول می‌شود که اغلب این محصولات به بازار فعلی عرضه می‌شوند. این استراتژی توسعه محصول نامیده می‌شود.

۴-۲ متنوع‌سازی: این نوع استراتژی آخرین و ریسک‌پذیرترین استراتژی آنسف است که با توجه به‌شدت رقابت در محصولات مشابه دیگر، توسعه در محصول، مزیت ویژه‌ای برای شرکت‌ها ایجاد نمی‌کند. ازاین‌رو، مدیران تصمیم به تولید محصولات جدید برای بازارهای جدید با توجه به استراتژی‌های ادغام افقی، عمودی، کاهش، ثبات یا سیاست متنوع‌سازی محصول، می‌گیرند.

۳-مدل نقشه راه محصول:

یکی از ابزارهای قدرتمند توسعه محصول است. مدیران هوشمند از این فرایند استفاده می‌کنند تا میان کارها هماهنگی ایجاد کنند و دیدی انتقادی به خط تولید پیدا کنند.

۴-مدل گسترش کارکرد کیفیت:

در فرایند گسترش کارکرد کیفیت در فرایند طراحی محصول با استفاده از تکنیک گسترش کارکرد کیفیت به‌محض شناسایی و تعیین نیازمندی‌های مشتریان نسبت به لحاظ کردن خواسته‌های آن‌ها در طراحی محصول اقدام می‌شود. در فرآیند، خواسته‌های ذهنی مشتریان به زبان فنی- مهندسی در سازمان تبدیل می‌شود.

۵-مدل استراتژی سازگاری محصول جدید با مهارت‌های تحقیق و توسعه‌ای:

یکی از راه‌های ایجاد محصول جدید در شرکت‌ها بهره‌گیری از واحد تحقیق و توسعه است. با توجه به افزایش هزینه‌های مربوط به ایجاد کالاهای جدید، شرکت‌ها ترجیح داده‌اند به‌جای تولید کالاهای جدید، از انواع برندهای موجود تقلید کنند. چنانچه فعالیت‌های تحقیق و توسعه شرکت، چنان قوی باشند که بتواند ایده‌ها و طرح‌های جدیدی ارائه کند به‌احتمال قوی شرکت در مسیر تولید کالاهای جدید موفق خواهد بود. شرکتی که چند طرح تولید محصول جدید را در اختیار داشته باشد، طرحی را با موفقیت به مرحله تولید می‌رساند که متناسب با فعالیت‌ها و توانایی‌های تحقیق و توسعه‌ آن شرکت باشد. شرکتی که فعالیت‌های تحقیق و توسعه خود را فقط در حد بهبود محصول متمرکز کرده باشد، شاید اقدام به طراحی محصولی کاملاً جدید را محال بداند.

در پایان براساس مطالعه­ای که به‌تازگی روی فرایند توسعه­ی محصولات جدید در منابع مختلف صورت گرفت، نزدیک به 60% از شرکت­ها از فرایند مرحله – دروازه کوپر برای هدایت فعالیت­های توسعه­ای خود درزمینه‌ی محصولات جدید بهره می­برند.

*** عکس شماره 1***

لطفا عکس در این محل الصاق شود

توسعه

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

حمایت از تولید داخلی، چرا و چگونه؟

حمایت از تولید داخلی، چرا و چگونه؟

 

 

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه امروز ایران، کاستی‌های اشتغال و نرخ قابل‌توجه بیکاری است.

به گزارش مرکز آمار ایران در تابستان سال 1396 نرخ بیکاری به 7/11 درصد رسیده است و با توجه به تحولات نرخ ارز، شرایط بازار نفت و نیز تحولات سیاسی و نظامی در خاورمیانه و بدعهدی‌های برخی از کشورها نسبت به پایبندی به تعهدات برجام، بیم آن می‌رود که نرخ رشد و تقاضای عرضه نیروی کار (که متأثر از سرمایه‌گذاری‌های تولیدی است) هم پای رشد جمعیت و افزایش عرضه نیروی کار پیش نرود. نگرانی‌هایی که ذکر شد به‌تنهایی کافی است که اهمیت توجه به تولیدات داخلی را نمایان کند.

نقش تولیدات داخلی در کشور از دو جنبه قابل‌توجه است. افزایش تولید ناخالص (GDP) از یک‌سو موجب عرضه کالا و خدمات به بازار شده و به تقاضا پاسخ می‌گوید و از سوی دیگر موجب تقاضای نیروی کارشده و برای جمعیت فعال کشور فرصت شغلی و کسب درآمد به وجود می‌آورد.

طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول، تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2015 معادل 397 میلیارد دلار و در سال 2016 معادل 416 میلیارد دلار بوده و بر اساس پیش‌بینی در سال 2017 به 447 میلیارد دلار خواهد رسید؛ اما همین منبع اعلام کرد که سرانه تولید ناخالص داخلی ایران از 5290 دلار در سال 2014 به 4680 دلار در سال 2016 کاهش‌یافته و در پیش‌بینی سال 2017 نیز به 4530 دلار کاهش خواهد یافت. به‌این‌ترتیب این نگرانی وجود دارد که در صورت حفظ وضعیت موجود پیامدهای منفی ناشی از اشتغال کم و نرخ بیکاری بالا در ایران افزایش یابد. لذا توجه ویژه به افزایش تولید ناخالص از طریق گسترش تولیدات در بخش‌های مولد اقتصادی باید یکی از مهم‌ترین رویکردهای اقتصادی دوران حاضر قرار گیرد.

ابتدا باید به موانع پیش روی رشد و بالندگی تولیدات داخلی توجه شود، افزایش حجم نقدینگی در دست مردم و گردش این نقدینگی در فعالیت‌های عمدتاً سوداگرانه و غیر تولیدی نظیر بازار ارز و طلا از یک‌سو موجب افزایش درآمد پولی بخشی از افراد کشور و از سوی دیگر بالا رفتن تقاضای مصرفی آنان شده است. معمولاً این واردات است که زودتر از تولید به تقاضا پاسخ داده و فرصت را از تولیدکننده داخلی می‌رباید. به گزارش سازمان گمرک کشور، تنها در پنج‌ماهه ابتدای سال 1396، اقلام عمده وارداتی را به شرح ذیل اعلام داشته است: برنج با 963 میلیون دلار، ذرت دامی به ارزش 612 میلیون دلار، وسایل نقلیه موتوری با حجم سیلندر 1500 تا 2000 سی‌سی به ارزش 515 میلیون دلار، قطعات منفصله جهت تولید خودروی سواری با 434 میلیون دلار و لوبیای سبز به ارزش 410 میلیون دلار، بوده‌اند.

همان‌طور که در اقلام این لیست دیده می‌شود، بسیاری از این اقلام امکان تولید در داخل کشور را داشته و تنها به دلیل ارزان‌تر بودن واردات نسبت به هزینه‌های تولید داخلی، این امکان از تولیدکنندگان کشور گرفته‌شده است. علاوه بر این قاچاق نیز مزید بر علت شده و تولیدات داخلی را بیش‌ازپیش با مشکل مواجه کرده است.

بر اساس اظهارات گمرک جمهوری اسلامی ایران در 9 ماه منتهی به آذر سال 1395 شش کشوری که بیشترین قاچاق به ایران را داشته‌اند، کشورهای چین، ترکیه، بلاروس، برزیل، کره جنوبی و آلمان و بیشترین اقلام قاچاق شده کالاهای مصرفی بوده‌اند.

حال نکته قابل‌توجه دیگر یعنی استقبال مصرف‌کنندگان از این کالاها پیش می‌آید که عمدتاً به دلیل قیمت بالاتر و کیفیت پایین‌تر محصولات داخلی است.

درنتیجه می‌توان این‌گونه به موضوع نگاه کرد که برای حمایت از تولیدات داخلی که نتیجه آن افزایش تولید ناخالص داخلی، کاهش نرخ بیکاری، افزایش سطح درآمد سرانه و افزایش سطح زندگی مردم کشور خواهد بود، توجه به چند راهکار ضروری می‌باشد:

  • افزایش جذابیت فرصت‌های سرمایه‌گذاری تولیدی از طریق کاهش هزینه‌های تولید، نظیر کاهش نرخ بهره، استفاده از معافیت‌های مالیاتی سرمایه‌گذاری‌های اشتغال‌زا و نیز سایر راهکارهای تشویق تولیدکنندگان داخلی
  • ایجاد فرصت مناسب جهت آشنایی تولیدکنندگان با روش‌های نوین بازاریابی (داخلی و بین‌الملل) و استفاده از تکنولوژی‌های به‌روز دنیا و جهانی‌سازی کیفیت محصولات داخلی
  • مبارزه قانونی با قاچاق کالا و افزایش هزینه‌های تمام‌شده برای قاچاق در مقابل فضای مناسب برای تولیدات داخلی در کشور
  • افزایش فرهنگ حمایت از تولیدات داخلی از طریق آموزش مصرف‌کنندگان، برگزاری نمایشگاه‌ها و مطلوب سازی فضای ذهنی جامعه برای پذیرش کالاها و خدمات داخلی
  • استفاده از رسانه‌های مناسب جهت تبلیغات در راستای تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
  • درنهایت می‌توان از منظر ایجاد بستر مناسب برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی و انتقال تکنولوژی‌های روز دنیا و برداشتن گام‌های بلندتر و مؤثرتر به‌سوی افزایش سطح کیفی و کمی تولیدات داخلی به موضوع توجه کرد.

امید است حمایت از تولیدات داخلی بتواند از یک‌سو مشکلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از نرخ بالای بیکاری در کشور را حل کرده و از سوی دیگر جایگاه مناسب و درخوری برای اقتصاد ایران در اقتصاد بین‌الملل فراهم آورد.

نویسنده: دکتر معصومه شجاعی عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی

 

محصول در فضای مجازی

محصول در فضای مجازی

 

انقلاب فناوری اطلاعات در قرن بیست­ و­یکم چنان سایه­ ای بر زندگی بشر انداخته است که گویی این فناوری اطلاعات است که زندگی بشر را مدیریت می­کند. درحالی‌که روند فناوری اطلاعات در بخش­های مختلف زندگی بشر رو به گسترش است و تغییرات شگرفی را در سبک زندگی و مبادلات اجتماعی بشر ایجاد کرده­ است، این تغییرات درزمینه فرهنگ، روابط اجتماعی، کسب­ و­کار، خانواده و آموزش و … به‌وفور تأثیرگذار بوده­ است و شیوه ­های انجام کسب­ و­کار شرکت­ ها را تغییر داده­ است. رسانه‌های جمعي بی‌شک از پدیده‌های بارز جهان معاصر به شمار می‌روند. سهم عمده و تعیین‌کننده آن‌ها در تغيير و تحولات فرهنگي و اجتماعي به‌ویژه سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه در صدسال گذشته به حدي بوده است كه عصر حاضر را «عصر ارتباطات» نامیده‌اند.

ظهور فن­ آوری­ رسانه­ های اجتماعی و محبوبیت سایت­ های رسانه اجتماعی از یک واقعیت ساده که انسان­ها ذاتاً اجتماعی هستند، نشأت می­گیرد. رسانه­ های اجتماعی معاصر، ابزاری برای به اشتراک‌گذاری و بحث درمورد اطلاعات هستند. بدیهی و واضح است که چرا شرکت­ها هرچه بیشتر و فعال­تر جهت تسریع اثرگذاری بر رفتار مصرف­ کنندگان در رسانه­ های اجتماعی فعالیت می­کنند، چراکه رسانه‌های اجتماعی می­توانند به خریداران در تصمیم‌گیری خرید کمک نمایند. بسیاری از مطالعات بر روی موضوعات خاصی مانند رفتار خرید، مدیریت ارتباط با مشتریان، مدیریت برند، مدیریت نوآوری و جذب کارکنان و عوامل تحریک خرید، متمرکز شده است. تحقیقات در حال انجام بر اهدافی مانند شناسایی عوامل محرک فروش، افزایش آگاهی نام تجاری، بهبود تصویر نام تجاری، تولید ترافیک بر روی بسترهای آنلاین، کاهش هزینه­ های بازاریابی و ایجاد تعاملات کاربران از طریق تحریک کاربران به جهت انتشار محتوا بر روی پلتفرم­ های آنلاین، متمرکز شده است؛ اما کمتر به مفهوم محصول در فضای دیجیتال توجه شده است. فیلیپ کاتلر در خصوص محصول می­گوید: قلب هر نام تجاری موفقی، یک محصول موفق است. محصول، کلیدی­ترین عامل موفقیت پیشنهاد بازار است. بسیاری از افراد فکر می­کنند محصول هر چیز ملموسی می­باشد، اما یک محصول هر چیزی است که بتوان برای ارضاء خواسته یا نیاز بازار پیشنهاد داد که شامل کالاهای فیزیکی، خدمات، تجربیات، رویدادها، اشخاص، مکان­ها، سرمایه­ ها، سازمان­ها، اطلاعات و ایده ­ها می­باشد. در طرح‌ریزی یک محصول 5 سطح وجود دارد که هر یک از این سطوح به‌صورت سلسله مراتبی به ارزش‌افزوده مشتریان می­افزاید. سطح بنیادین هر محصولی دلیل اصلی خرید محصول توسط خریدار است. در سطح دوم بازاریابان منفعت هسته­ ای را به محصول اولیه تبدیل می­ نمایند. سطح بعدی، محصول با ویژگی­ها و شرایط مشخص و مورد انتظار مشتری آماده می­شود. در سطح چهارم محصولی فراتر از انتظار مشتری ارائه می گردد. در سطح پنجم توسعه محصول و تحول آن جای دارد.

حال باید توجه نماییم که مفهوم محصول در عصر دیجیتال در حال تغییر است. اول اینکه هسته محصول با خدمات دیجیتال به‌صورت فزاینده تقویت می­شوند. دوم، شبکه‌سازی محصولات با به‌کارگیری تکنولوژی­ های آنلاین و موبایلی که به‌مانند یک تولیدمثل هستند و از اقتصاد اجاره­ای که در ارزش خود محصول خفته است، استفاده می­کنند. سوم، محصولات/خدمات هستند که به شکل خدمات دیجیتال تغییر نموده­ اند و ارائه می­شوند.

این­ها فرصت­هایی را جهت خلق خطوط محصولات متنوع دیجیتال و سنتی غیردیجیتال با کاربردهای قیمت­ گذاری و بازاریابی موردعلاقه ایجاد می­کنند. تمام این تحولات، فرصت­ هایی برای سفارشی­ سازی و شخصی­ سازی پیشنهاد‌های مشتریان فراهم می­کند که تنها هسته محصول نیست و خدمات دیجیتال را نیز شامل می­گردد. یکی از موضوعات کلیدی در جست­و­جوهای طراحی محصولات، انتخاب ویژگی‌های متنوع و گزینه­ های پیکربندی محصول/خدمت است. درحالی‌که مفهوم محصول در بسترهای دیجیتالی کاملاً متفاوت شده است، مدل­ های کسب‌وکار جدیدی وجود دارند که در آن‌ها هسته اصلی محصول، مشابه باقی می­ماند اما تقویت‌کننده‌های محصول از طریق خدمات دیجیتال متفاوت خواهند شد. با توجه به اینکه محصولات به‌طور فزاینده با تکنولوژی دیجیتال یکپارچه شده‌اند و ارتباط برقرار کرده­اند، درک شرایط استفاده و درک هدایتگرهای مطلوبیت محصول مهم هستند. چنین درکی می‌تواند مبنایی برای شخصی­ سازی محصولات با استفاده از خدمات دیجیتال جهت تقویت محصول ایجاد کند.

 

رویکرد دیگر بازاریابی رسانه اجتماعی، بازاریابی مشارکتی با خریدار است تا بتواند تجارب خریدار را پس از استفاده از محصول درک نماید و در خریدار احساس مشارکت در خلق محصولات بعدی را ایجاد نماید که منجر به تقویت بازاریابی دهان‌به‌دهان و تکرار خرید محصول می­گردد، که این بخش از بازاریابی را می­توان به‌عنوان مدیریت ارتباط با مشتریان در رسانه­های اجتماعی درنظر گرفت.

در قدم اول برای طراحی یک محصول در فضای دیجیتال می­بایست مبنای مناسبی جهت بخش­ بندی بازار انتخاب نمود. سپس می­ بایست به طراحی ارزش پیشنهادی پرداخت. این موضوع باید درک شود که ارزش پیشنهادی فراتر از خود محصول و خدمت است. در طراحی ارزش پیشنهادی ابتدا باید براساس بخش­بندی مشتریان به شناسایی نیازهای اصلی مشتریان، سپس شناسایی دغدغه­ها و نگرانی های مشتریان از نحوه به دست ­آوردن و مصرف محصول و شناسایی انتظارات منفعت­ ساز مشتریان پرداخت و براساس نقشه ارزش در کنار محصول و خدمت، راه‌حل‌هایی برای کاهش دغدغه ­ها و افزایش منفعت­ های مشتریان طراحی و ارائه نماییم و همچنین انگیزه ­هایی که مشتریان را به سمت خرید محصولات سوق می­دهند را باید شناسایی نماییم.

نویسنده: علیرضا سرحدی / پژوهشگر حوزه کسب و کار

اولویت تخصص‌گرایی و کارآفرینی در مقابل تحصیلات تکمیلی

اولویت تخصص‌گرایی و کارآفرینی در مقابل تحصیلات تکمیلی

 

چرا رابطه معنادار و پویایی بین دانشگاه‌ها و فضای حرفه‌ای کاری برقرار نیست؟

چرا خروجی دانشگاه‌ها چندان حرفی برای گفتن ندارند؟

چرا بسیاری از فارغ‌التحصیلان مقاطع تحصیلی یا در کار مرتبط با رشته تخصصی خود مشغول نمی‌شوند و یا بی‌میل و رغبت به آن کار ادامه می‌دهند و آن‌چنان اثری از انگیزه، هدف و هیجان در چهره آن‌ها دیده نمی‌شود!

آیا ادامه تحصیلات دانشگاهی در مقاطع بالا برای آقایان که اغلب به دلیل فرار از خدمت سربازی یا به تعویق انداختن آن می‌باشد و هم‌چنین بالا رفتن سن ازدواج برای خانم‌ها، می‌توانند دلایل محکم و قانع‌کننده‌ای برای ورود آن‌ها به تحصیلات تکمیلی باشد!

به فرض که این اتفاق افتاد و جمعیت کثیری از آقایان و خانم‌ها به هر دلیلی تصمیم به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر دانشگاهی گرفتند! آیا این سیاست دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجو در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری توجیه منطقی دارد!؟

پرواضح است که در این وضعیت، برای استفاده اقتصادی بهینه از سیل جمعیت دانشجوها، پذیرش آن‌ها به‌آسانی و بدون بها به دانش، مهارت و کیفیت ویژه‌ای صورت می‌گیرد.

شاید منطقی هم هست! درآمدزایی بسیار قابل‌توجهی را می‌توان از طریق جذب این جمعیت کثیر متصور شد. میانگین ترمی سی میلیون ریال برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و نود میلیون ریال برای دانشجویان مقطع دکتری در دانشگاه آزاد اسلامی چنان جذابیتی ایجاد می‌کند که کمتر کسب‌وکار موفقی قادر به ایجاد چنین سودآوری خواهد بود.

مشکل اینجاست که ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل، ساده‌ترین راه برای ادامه زندگی در سنین جوانی است و قطعاً در اکثر مواقع، ساده‌ترین راه بهترین و منطقی‌ترین راه نیست.

مورد بعد اینکه چون بستر برای ادامه تحصیلات تکمیلی فراهم است، بجای تخصص در یک حوزه خاص، افزایش مهارت و تجربه در فضای کاربردی، ارتقا زیرساخت و شخصیت خودباوری، اکثریت، ورود به مقطع بعدی دانشگاهی را انتخاب می‌کنند و قطعاً راهی که اکثریت مردم می‌روند راه درستی نیست!

مشکل به همین‌جا ختم نمی‌شود! این جمعیت و کلاس‌های متعدد نیازمند اساتید خبره و باتجربه هستند که عدم تأمین این تعداد اساتید سطح بالا و متخصص چالش بزرگ دیگری است که دانشگاه‌ها با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. به هرجهت برای سرویس دادن به این دانشجویان ناچاریم بعضاً اساتید غیرمتخصص با رشته مربوطه و یا بی‌تجربه و جوان استفاده کنیم که طبیعتاً احتمال افت کیفیت را به دنبال خواهد داشت.

درحالی‌که از این جمعیت جوان، پرانرژی و خوش‌فکر می‌توان با برنامه‌ریزی مناسب و هوشمندانه، با هدایت و رهبری افراد خبره و کار بلد، کسب‌وکارهای نوین را راه‌اندازی کرد، کارآفرینی‌های مدرن را شکل داد و در کنار این پویایی عملیاتی، درآمدزایی کرد، اشتغال‌زایی کرد، به چرخه اقتصادی کمک کرد و تناسبی میان جمعیت آماده‌به‌خدمت و فضای حرفه‌ای کاربردی، برقرار کرد. در این حالت می‌توان انتظار بهبود وضعیت اقتصادی را داشت و الا تحصیلات صرف آکادمیک و دانشگاهی، تولید محتوا و مقالات، کارهای تحقیقاتی و کاغذی که هیچ‌گاه رنگ و بوی عملیاتی و کاربردی در جهت رفع مشکلات، ایجاد کسب‌وکار و … را به خود نمی‌گیرند، چندان ارزشمند و هدفمند نیست!

دکتر عرفان حاجی آخوندی / مدرس و پژوهشگر حوزه مدیریت

 

www.ErfanAkhoondi.ir

 

دو مفهوم متفاوت از کارآفرینی

دو مفهوم متفاوت از کارآفرینی

 

کارآفرینی مربوط می‌شود به ایجاد کسب‌وکاری جدید که قبلاً وجود نداشته است. اما با توجه به ترویج کارآفرینی در مناطق مختلف جهان، حداقل می‌توان به دو مفهوم بسیار متفاوت از کارآفرینی اشاره نمود. این تفاوت‌ها تأثیر بسزایی دارند، زیرا هرکدام از این نوع کارآفرینی اهداف و نیازهای متفاوتی را در خود به دنبال دارند.

کارآفرینی در سازمان‌های کوچک و متوسط:

نوع اول کارآفرینی مربوط به کارآفرینی در سازمان‌های کوچک و متوسط است. به‌احتمال‌زیاد، این نوع کسب‌وکار را یک نفر برای خدمت به بازار محلی راه انداخته و آن را تبدیل به کسب‌وکاری کوچک یا متوسط می‌کند، که در این بازار محلی خدمات‌رسانی را انجام می‌دهد . این نوع کسب‌وکار را اغلب فرد و نزدیکانش تأسیس می‌کنند که به‌احتمال‌زیاد کسب‌وکاری خانوادگی است و کنترل دقیق کسب‌وکار کوچک در آن مهم است. “پاداش” کسب‌وکار برای این بنیان‌گذاران در درجه اول در قالب استقلال شخصی و جریان نقدی حاصل از کسب‌وکار است. به‌طورکلی، این نوع کسب‌وکار نیاز به جمع‌آوری پول زیادی ندارد. زمانی که پول موردنیاز برای این کسب‌وکار فراهم شود، به‌سرعت موجب افزایش درآمد و ایجاد شغل می‌شود. چنین کسب‌وکارهایی می‌تواند ازلحاظ جغرافیایی پراکنده باشد و مشاغلی که آن‌ها ایجاد می‌کنند عمدتاً “غیرقابل‌مبادله” است؛ به این معنی که برای کاهش هزینه‌ها نمی‌توان آن‌ها را به‌جای دیگر انتقال داد. غالباً این کسب‌وکارها خدماتی هستند یا فروشندگان محصولات شرکت‌های دیگرند. تمرکز آن‌ها بر بازارهای محلی عامل کلیدی متمایزکننده است.

کارآفرینی در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری:

در مقایسه با نوع اول کارآفرینی، کارآفرینی در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری پر ریسک تر و بلندپروازانه تر است. کارآفرینان این سازمان‌ها تمایل به خدمت‌رسانی در بازارهایی فراتر بازار محلی دارند و به دنبال فروش محصولات خود در سطح جهانی، یا حداقل در سطح منطقه‌ای هستند. این کارآفرینان معمولاً به‌صورت گروهی و با کمک فناوری، پردازش مدل کسب‌وکار یا نوآوری‌های دیگر به ایجاد کسب‌وکاری جدید می‌پردازند که به آن‌ها مزیت رقابتی قابل‌توجهی در مقایسه با سایر شرکت‌های موجود می‌دهد. آن‌ها بیش از آنکه علاقه‌مند به کنترل باشند، به خلق ثروت علاقه دارند و اغلب، به‌منظور حمایت از برنامه‌های رشد بلندپروازانه خود، مجبور به فروش سهام شرکت می‌شوند. این کارآفرینان در ایجاد کسب‌وکار خود اغلب به‌کندی عمل می‌کنند، اما زمانی که توجه مشتری را جلب می‌کنند، رشد صعودی چشمگیرتری دارند. رشد همان چیزی است که آن‌ها در زمان تهدید از دست دادن کنترل شرکت و داشتن صاحبان متعدد جست‌وجو می‌کنند. درحالی‌که شرکت‌های کوچک و متوسط معمولاً تمایل به رشد نسبتاً کمی دارند، شرکت‌های مبتنی بر نوآوری بیشتر علاقه‌مند به پیشرفت و گسترش‌اند. به‌منظور تحقق بلندپروازی‌های خود، آن‌ها به رشد سریع و گسترده نیازمندند تا بتوانند به بازارهای جهانی خدمات‌رسانی کنند.

کارآفرینی در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری موجب ایجاد شرکت‌هایی با مشاغلی “قابل‌مبادله” می‌شود که اگر برون‌سپاری منجر به رقابتی‌تر شدن کل کسب‌وکار شود، این مشاغل کاملاً برون‌سپاری خواهند شد. این شرکت‌ها به‌احتمال‌زیاد ازلحاظ جغرافیایی تنوع کمتری دارند و در اطراف خوشه نوآوری متمرکزشده‌اند. به‌طورکلی، برای نشان دادن درآمد یا مشاغل جدید، هرگونه سرمایه‌گذاری یا تزریق پول نیازمند زمان بسیار طولانی‌تری است.

در کوتاه‌مدت، مدل کارآفرینی در سازمان‌های کوچک و متوسط بهتر جواب می‌دهد. اما با صبر و شکیبایی، سرمایه‌گذاری در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری ظرفیت آن را دارد که به نتایج ماندگارتری برسد، همان‌گونه که این امر در مورد شرکت‌هایی مانند اپل، گوگل، هیولت پاکارد و دیگر شرکت‌های سهامی عام نیز دیده می‌شود.

تمرکز ما بر کارآفرینی در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری است

اقتصاد سالم هر دو نوع کارآفرینی را شامل می‌شود و نقاط قوت و ضعف هر دو آن‌ها هیچ‌یک بهتر از دیگری نیست. آن‌ها اساساً آن‌قدر متفاوت‌اند که برای موفقیت در هریک نیازمند بینش‌های متفاوت و مجموعه مهارت‌های متفاوت است.

شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

صنعت مد در سال حمایت از کالای ملی

صنعت مد

در سال حمایت از کالای ملی

 

با نام‌گذاری سال 97 به‌عنوان حمایت از کالای ایرانی توسط آیت‌الله خامنه‌ای، بار دیگر مسئله بسترسازی برای تولید داخلی و کارآفرینی در سطح ملی موردتوجه قرار گرفته است. امروزه صنعت مد و پوشاک به دلیل درآمد و اشتغال‌زایی بالا یکی از صنایع به‌شدت درحال‌توسعه می‌باشد. مزیت‌های توسعه این صنعت همچون قدرت ارزآوری بالا، اشتغال‌زایی بسیار بالا، افزایش صادرات غیرنفتی، زودبازده بودن و نیاز به سرمایه‌گذاری پایین و کمترین امکانات جانبی و تأسیساتی نسبت به دیگر صنایع، توان بالقوه رقابت‌پذیری و ایجاد ارزش‌افزوده بالا می‌تواند این صنعت را ازجمله صنایع اولویت‌دار و پیشرو در تحقق اهداف حمایت از کالای ملی قرار دهد. این امر مستلزم توجه و حمایت دولت از این صنعت با بهره‌مندی از تجربه و نظرات تولیدکنندگان و متخصصان بازاریابی این حوزه می‌باشد. دولت می‌تواند با حمایت واقعی از فعالان صنعت نساجی به‌خصوص طراحان و تولیدکنندگان محصولات مد و لباس، زمینه‌ای فراهم آورد که آن‌ها قادر باشند در فضای رقابتی سالم، محصولات خود را در اختیار مصرف‌کننده قرار دهند. حمایت از کالای ایرانی جز با ارتقای کیفیت، تشویق‌های لازم برای تولیدکنندگان، حمایت فنی و مهندسی از شرکت‌ها و تولیدکنندگان داخلی پوشاک، الزام تدریجی تولید پوشاک با فرهنگ ایرانی و فرهنگ‌سازی استفاده از کالای ایرانی، امکان‌پذیر نمی‌باشد. موضوعی که مطرح می شود این است: که بنیاد ملی مد و لباس ایرانی بتواند در شناسایی و معرفی فعالان مد و لباس کشور در عرصه تولید و عرضه، نقش محوری ایفا کند تا کالای وطنی این حوزه در اختیار مصرف‌کننده بیشتر قرار بگیرد. وقتی همه این شرایط فراهم شود و موانع تولید رفع شود، آنگاه می‌توان از تولیدکننده انتظار رقابت با کالای خارجی را داشت. از سوی دیگر در نگاه آکادمیک، در دانشگاه‌های جهان در حوزه آموزش ۳۰۰ رشته بین‌المللی در بخش لباس، تدریس می‌شود، اما در ایران فقط طراحی لباس و نساجی آن‌هم به‌طور ناقص و غیرکاربردی و با متون ۴۰ سال پیش تدریس می‌شود و درواقع هیچ امکاناتی در حوزه طراحی لباس نداریم.

فارغ از مسئولیت دولت و متصدیان امر در پیشرفت این صنعت مغفول مانده که به گفته کارشناسان علاوه بر اینکه می‌تواند موجب رونق و زنده نگه‌داشتن فرهنگ ایرانی- اسلامی شود، اشتغال و درآمد پایدار را نیز برای کشور به همراه دارد، بازاریابان چه کمکی می‌توانند انجام دهند؟ اگرچه بازاریابی مد از قوانین عمومی بازاریابی تبعیت می‌کند اما ماهیت متغیر دنیای مد که ناشی از ارتباط پیچیده این صنعت با گرایش‌ها و وقایع اجتماعی است، سبب شده است تا بازاریابی مد به‌عنوان واحدی متمایز در صنعت مد و پوشاک و در دنیای بازاریابی موردتوجه قرار گیرد. نقش خریداران کالای مد تأثیری اساسی بر وظیفه مدیران بازاریابی مد دارد. شناسایی رفتار خرید مشتریان و برنامه‌ریزی برای تأثیر بر رفتار خرید مصرف‌کنندگان و پیش‌بینی آن از وظایف مدیران بازاریابی مد است. در جهان مدرن امروزی، بازاریاب باید بتواند طیف وسیعی از کسب‌وکارهای عملی و مهارت‌های خلاقانه را در مد ازجمله برندینگ، مدیریت، تبلیغات، خرید و بازاریابی دیجیتال استفاده کند. این مهم با توجه به تحولات متعدد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی (به‌خصوص در ایران)، فعالیت در حیطه بازاریابی مد را بسیار دشوار می‌کند. مد در برابر تغییراتی که در محیط رخ می‌دهد فوق‌العاده حساس است. پس برای به دست آوردن ابزار مناسب جهت مقابله با رقبا در بازاری با خصوصیات پوشاک و مد در قدم اول لازم است بازاریابان مد، عوامل تحلیل PESTEL را به‌طور مداوم کنترل و تأثیر آن‌ها را بر تجارت پیش‌بینی کنند. این تحلیل به‌عنوان یکی از اصول بازاریابی، تحلیل محیط به‌مثابه یک کل است که کسب‌وکار در آن فعالیت یا محصولاتش را عرضه می‌کند و هرکدام از حروف آن، نماینده‌ی جنبه‌ی مهمی از محیطی است که کسب‌وکار در آن فعالیت می‌کند که در ذیل به بررسی اجمالی این عوامل در صنعت مد می‌پردازیم؛

تغییرات سیاسی: تأثیرات سیاست بر تولیدکننده و مصرف‌کننده در سال‌های پیشین کاملاً قابل‌لمس است، چراکه فعالیت‌های سیاسی در روحیه مردم تأثیری فوق‌العاده دارد. برای مثال گاهی تبلیغات لباس به دلایل سیاسی یا مذهبی ممنوع شده است و یا در گذشته در جریان جنگ‌ها و فتوحات، برخی از صنایع مربوط به پوشاک نابود می‌شد یا بدعت‌های جدیدی در این صنعت پا می‌گرفتند.

تأثیرات اجتماعی و اقتصادی: تأثیر تغییر نرخ ارز بر این صنعت غیرقابل‌انکار است. تورم و دارا بودن اعتبار برای مصرف‌کننده که محرک خرید می‌باشد، عوامل اقتصادی مهمی هستند که بر بازاریابی مد بیشترین تأثیر را می‌گذارد. کاهش خرید اقلامی که غیرضروری محسوب می‌شوند مانند کالاهای مد، اغلب واکنش اولیه مصرف‌کنندگان در دوران کساد اقتصادی است. پس می‌توان گفت اقتصاد همواره خود را در سبک زندگی افراد و پوشاک که از مظاهر آن است نشان می‌دهد؛ بنابراین دوره‌های پررونق و شکوفایی اقتصادی سبب افزایش تنوع، ظرافت و ارزش مادی پوشاک می‌شود. از نگاه دیگر، جمعیت جوان ایران سبب شده است تا بازار مد ایران به‌عنوان جذاب‌ترین بازار مد خاورمیانه شناخته شود.

تأثیر تغییرات تکنولوژی: توسعه فناوری بر روش‌های تولید و بر نوع انتخاب مشتریان تأثیر دارد. فناوری برای صاحبان صنایع منافع بسیاری دربر داشته است، اما برای مدیران بازاریابی به‌منظور همگامی با این تغییرات، چالش مداوم محسوب می‌شود چرا که تغییرات تکنولوژی بر زندگی و انتخاب‌های مشتریان تأثیر بسزایی داشته است. امروزه مشتریان با توجه به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جمعی با طیف گسترده‌تری نسبت به گذشته در مورد تحولات مد آگاهی می‌یابند. شبکه‌های اجتماعی، مؤثرترین روش برای خلق تصویر مناسب برای یک برند از مسیر مد و درنتیجه افزایش فروش آن می‌باشند.

تأثیرات محیط و شرایط بوم‌شناختی: درک جوامع امروزی از محیط و تأثیر فعالیت‌های انسان بر نظام حامی محیط‌زیست همواره در حال پیشرفت می‌باشد. توسعه تکنولوژی بر تجارت کالاهای تجملی هم تأثیر گذاشته است و بعضی متصدیان برندهای بزرگ مد، امیدوارند با نوآوری‌هایی عجیب بتوانند صنعت خود را با محیط‌زیست سازگارتر کنند. البته بازاریابی مد در ایران هنوز به سطحی نرسیده است که بتواند مطالبات محیط‌زیستی مشتریان را تأمین نماید.

تأثیرات قانون: قانون‌گذاری ملی و بین‌المللی بر شیوه تجارت شرکت‌ها و صنایع مرتبط با مد تأثیر می‌گذارد.  برای مثال قانون ساماندهی مد و لباس در ایران به‌منظور حفظ و تقویت فرهنگ و هویت ایرانی، ترویج الگوهای بومی و ملی، هدایت بازار تولید و عرضه البسه و پوشاک بر اساس طرح‌ها و الگوهای داخلی، تأثیر بسیاری بر این صنعت داشته است.

پیچیدگی وظیفه بازاریابی، در صنعت مد بسیار است. در شماره آتی بیشتر به مقوله بازاریابی مد و نقش بازاریابان و جامعه در پیشرفت و توسعه آن می‌پردازیم. امیدواریم انتخاب سال ۹۷ به‌عنوان سال حمایت از کالای ایرانی، مقدمه‌ای برای حمایت از مد و لباس ایرانی  در فضای رقابتی و واقعی توسط مسئولان و متصدیان دولتی این حوزه شود تا با کمک بازاریابان این صنعت شاهد رشد چشمگیر این صنعت در سال پیش رو باشیم.

 

 

نویسنده : شادی لطیفیان / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

 

 

خلق ارزش پیشنهادی، کلید موفقیت کسب‌وکارها

خلق ارزش پیشنهادی، کلید موفقیت کسب‌وکارها

 

 

قلب یک برند موفق، یک محصول موفق است. این جمله را باید این‌گونه تصحیح کنیم که قلب یک برند موفق، یک ارزش پیشنهادی موفق است. همیشه سؤالاتی از قبیل «مشتری ما کیست؟»، «چه نیازهایی دارد؟» و «چه پیشنهادی از محصولات ما را قبول می­کند؟» ذهن صاحبان کسب­و­کار، مدیران بازاریابی و فروش را درگیر خود نموده است. برخی از کسب­و­کارها بخش­بندی مشتریان را خوب انجام می­دهند، نیاز اصلی مشتری را خوب شناسایی می­کنند و محصول مناسبی را طراحی و تولید می­کنند، اما این محصول از سوی مشتری با مقبولیت روبرو نمی­شود و سؤالاتی مانند اینکه «چرا استقبال از محصول کم است؟»، «چرا تکرار خرید پایین است؟»، «چرا وفاداری مشتریان نسبت به محصول کم است؟» در ذهن ما تکرار می­شود و به دنبال جواب آن­ها می­گردیم. در این مقاله سعی داریم تا مؤلفه­های خلق ارزش پیشنهادی که علاوه بر هسته محصول برای مشتریان ارزش‌آفرین است را بررسی نماییم.

 

ارزش پیشنهادی می­تواند معادل این عبارت باشد که ارزش مورد انتظار مشتری چیست؟

ارزش پیشنهادی، بسته­ای از محصولات، خدمات، تجربیات و راه‌حل‌هایی را توصیف می­نماید که برای هر بخش از مشتریان، ارزش خلق کند. ارزش پیشنهادی دلیل ترجیح یک شرکت نسبت به شرکت دیگر، یک محصول به محصول دیگر از سوی مشتریان است. مشتریان وفادار، کلید موفقیت هر سازمانی هستند. آن­ها پول صرف می­کنند، شما را به دیگران معرفی می­کنند و آن­ها از شما چندین بار خرید می­کنند. این مشتریان وفادار به‌واسطه ارائه ارزش پیشنهادی منحصربه‌فرد و با ثبات، ایجاد می­شوند. ارزش پیشنهادی فراتر از قیمت، کیفیت و مکان عرضه است.

خلق یک ارزش پیشنهادی دارای دو بخش است. با استفاده از پروفایل مشتری، شما درک واضح­تری از مشتری پیدا می­کنید و با استفاده از نقشه ارزش، چگونگی ایجاد ارزش برای مشتری را توصیف می­کنید. هنگامی‌که این دو بخش در یک راستا باشند، می توانید به تناسب بین آن­ها دست خواهید یافت. ارزش پیشنهادی، توصیف‌کننده فایده­هایی است که مشتریان می­توانند از محصولات شما انتظار داشته باشند.

  • پروفایل مشتری را رسم کنید:

در ابتدا باید تابلو پروفایل مشتری را رسم کنید. پروفایل مشتری از سه بخش کار مشتری، دردسرها و منفعت­های مورد انتظار مشتری تشکیل ­می­گردد. کارهای مشتری (Job Customer) مواردی را توصیف می­کنند که مشتریان در شغل یا زندگی خود سعی در انجام آن را دارند. کار مشتری می­تواند فعالیت­هایی باشد که مشتری سعی در انجام و اتمام آن­ها را دارد. در شناسایی کارها باید اطمینان حاصل شود که حتماً دیدگاه مشتری به مسائل مشخص شود. سه نوع کار مشتری وجود دارد. کارهای کارکردی، هنگامی‌که مشتریان شما سعی در اجرا و اتمام فعالیتی خاص یا حل مسئله­ای خاص دارند؛ مانند مراقبت از کودکان، یادگیری مهارت و کوتاه کردن چمن و … . کارهای اجتماعی که مشتریان شما می­خواهند خوب به نظر برسند یا به قدرت و جایگاه اجتماعی برسند. این کارها توصیف می­کنند که مشتریان می­خواهند از دیدگاه دیگران چگونه به نظر برسند. کارهای احساسی، مشتریان می­خواهند خوب به نظر برسند؛ مانند داشتن یک حالت و حس خوب امنیت و رسیدن به آرامش ذهنی.

بخش دیگر، دردسرهای مشتری است که توصیف‌کننده هر چیزی است که مشتری، شما را قبل، در حین و بعد از تلاش برای انجام کار و رفع نیاز، با مشکل و مانع روبرو می­سازد. دردسرها، دغدغه­ها و نگرانی­های مشتری در خصوص استفاده از راه‌حل پیشنهادی شما است. دردسرها می­توانند ناشی از کارهای مشتری باشد. پس در این بخش باید دغدغه­ها، موانع و نگرانی­های مشتری در مرحله انتخاب، مصرف و پس از مصرف، آنها را مطالعه نماید.

منفعت­های مشتری، نتایج و فایده­هایی را توصیف می­کنند که مشتریان شما در طلبشان هستند. برخی منفعت­ها ضروری، برخی مورد انتظار، برخی مطلوب مشتریان و برخی نیز برای مشتری غیرمنتظره هستند. عدم ارائه برخی منفعت­ها سبب عدم رضایت مشتری می­شوند. برخی منفعت‌ها در صورت ارائه باعث خشنودی و برخی نیز در صورت ارائه باعث شگفتی مشتریان می‌شوند. شناسایی این منفعت­ها می­تواند به منحصربه‌فرد نمودن ارزش پیشنهادی کمک شایانی نماید.

پس در بخش پروفایل مشتری شما به مطالعه و شناخت مشتریان و کشف انتظارات آن­ها می­پردازید.

  • نقشه ارزش مشتری را کشف کنید:

نقشه ارزش مشتری از سه بخش تشکیل می­شود. این سه بخش متناسب با پروفایل مشتری، به ارائه اره حل می­پردازند. محصولات/خدمات، دردسرکاه­ها و منفعت­سازها سه بخش اصلی تشکیل‌دهنده نقشه ارزش مشتری هستند.

این بخش شامل تمامی محصولات و خدماتی است که به مشتریان شما کمک می­کند تا نیازهای اولیه و کارهای مشتریان را پاسخ دهند. ارزش پیشنهادی شما از انواع مختلفی از محصولات و خدمات تشکیل شده است که می­توانند فیزیکی و ملموس، نامشهود، دیجیتال و مالی باشند. در ادامه شما با توجه به دردسرهای شناسایی‌شده مشتریان به آن­ها پاسخ خواهید گفت که به بخش دردسرکاه­ها معروف است. دردسرکاه­ها توصیف می­کنند که دقیقاً چگونه محصولات و خدماتتان دردسرهای خاصی از مشتری را برطرف می­کنند. ارزش­های پیشنهادی عالی بر دردسرهایی تمرکز دارند که برای مشتری مهم است.

در بخش پایانی، منفعت­سازها را مشخص می­نماییم. منفعت­سازها توصیف ­می­کنند که چگونه محصولات و خدمات برای مشتریان منفعت ایجاد ­می­کنند. درواقع باید مشخص کنید چگونه به مشتریان کمک خواهید نمود که به آرزوهایشان برسند و با دیدنش شگفت­زده شوند. منفعت­های دارای اولویت مشتریان را شناسایی نمایید.

در پایان باید ذکر نمود که یک محصول و خدمت می­تواند در چندین شکل از ارزش پیشنهادی به بخش­های مشتریان ارائه شود و برای هر یک از آن­ها خلق ارزش نماید. ایجاد یک تابلو طراحی ارزش پیشنهادی در اتاق فکر کسب­و­کارتان باعث بهبود مستمر و ایجاد زبان مشترک در سازمانتان می­گردد. در شماره­های بعدی نکات اجرایی این ابزار را به اشتراک خواهیم گذاشت.

 

 

نویسنده : علیرضا سرحدی / پژوهشگر حوزه مدیریت کسب و کار