تردیدی وجود ندارد که نظام آموزش عالی سنگ بنای اصلی توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع است. در دنیای کنونی تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می‌گیرد و این امر باعث ایجاد چالش‌های جدیدی در جامعه می‌گردد لذا جهت رویارویی با شرایط و چالش‌های جدید، توجه به توسعه قابلیت‌های کارآفرینی و ترویج روحیه آن در دانش آموختگان و حتی دانشجویان بسیار ضروری است. با وجود اینکه واژه کارآفرینی از قدمت زیادی برخوردار است اما هنوز هم عمق مفهوم این واژه چه در عرصه کسب و کار و چه در آموزش عالی نسبتاً نهفته باقی مانده است. مفهوم دانشگاه کارآفرین نخستین بار توسط کلارک در سال 1998 مطرح شد و آوازه جهانی پیدا کرد و بعدها مشاهده شد که از واژگانی نظیر سرمایه داری آکادمیک در این حوزه استفاده گردید. ویژگی های دانشگاه کارآفرین در تحقیقات کلارک به شرح ذیل عنوان شده است :

1 – راهبری قوی

2 – توسعه پیرامون

3 – پایه مالی

انواع دانشگاه

نسل اول دانشگاه‌ها را آموزش محور، نسل دوم را پژوهش محور و نسل سوم را دانشگاه کارآفرین گویند. همانطور که از آمار و ارقام اعلام شده در خصوص تعداد مقالات پذیرش و چاپ شده و همچنین تولید علم انجام شده توسط پژوهشگران عزیز کشورمان مشخص است، دانشگاه‌های کشور گذر نسبتاً موفقی را از نسل اول به نسل دوم دانشگاهی داشته‌اند( تبدیل شدن از دانشگاه آموزش محور به دانشگاه پژوهش محور)، لذا اگر برای هر نسل از دانشگاه منحنی عمری در نظر گیریم، جهت بقای دانشگاه در عرصه داخلی و خارجی نیازمند ایجاد زیرساختی مناسب برای دانشگاه نسل سوم(دانشگاه کارآفرین)، قبل از افول نسل دوم دانشگاهی هستیم.

سیستم تولید تویوتا آغاز کار بر اساس نیازها تأثیر بحران نفت بر ما

سیستم تولید تویوتا

آغاز کار بر اساس نیازها

تأثیر بحران نفت بر ما

 

بحران نفتی 1973 و رکورد ناشی از آن سرتاسر جهان، دولت‌ها، شرکت‌ها و جوامع را تحت تأثیر قرار داد. در اوایل سال 1974، اقتصاد ژاپن در ورطه رشد اقتصادی صفر سقوط کرد و بسیاری از شرکت‌ها از این اتفاق آسیب دیدند.

هرچند در این دوره، سود تویوتا تا حدودی کاهش یافت، اما در سال‌های 1975 تا 1977 این شرکت در مقایسه با دیگران، درآمد بیش‌تری کسب کرد. در این زمان، فاصله زیاد تویوتا با دیگر شرکت‌ها مردم را علاقه‌مند کرد بدانند واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟

پیش‌ازاین بحران، وقتی با مردم درباره تکنولوژی ساخت تویوتا و سیستم تولید آن صحبت شد، آن‌ها از خود علاقه اندکی نشان می‌دادند؛ اما وقتی رشد اقتصادی متوقف شد، همه فهمیدند که دیگر، شرکت‌ها نمی‌توانند با استفاده از سیستم مرسوم تولید انبوه آمریکایی، همچنان سودآور باشند. البته نباید از یاد برد که این سیستم به مدت طولانی بسیار خوب کار کرده بود.

اما زمانه تغییر یافته بود. پس از جنگ جهانی دوم، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد تولید خودرو تا بدین حد افزایش یابد. برای دهه‌های متمادی، آمریکایی‌ها توانسته بودند با تولید انبوه فقط چند مدل محدود، هزینه‌ها را کاهش دهند. این شیوه کار، برای آمریکایی‌ها مناسب بود، اما برای ژاپنی‌ها مناسب نبود. مسئله این بود که چگونه می‌توانیم هزینه‌های خود را کاهش دهیم، وقتی تعداد کمی از انواع بسیار زیادی خودرو تولید می‌کنیم.

طی یک دوره 15 ساله که از سال 1960 شروع شد، ژاپن یک رشد سریع و نامعمول اقتصادی را تجربه کرد. طی این دوره، تولید انبوه آمریکایی، همچنان به‌طور مؤثری در همه‌جا قابل‌استفاده بود؛ اما در همان دوره در تویوتا ما به‌طور دائم به خود یادآوری می‌کردیم که درهرحال تقلید کورکورانه از سیستم آمریکایی می‌تواند بسیار خطرناک باشد. به همین دلیل با خود چنین اندیشیدند: آیا تولید تعداد بسیار کمی خودرو از مدل‌هایی بسیار متنوع، چیزی نیست که واقعاً باید به دنبال آن باشیم؟ و از این نتیجه گرفتند که یک سیستم تولید ژاپنی باید بتواند از سیستم مرسوم تولید انبوه آمریکایی بسیار فراتر رود؛ و بدین‌سان تولید خودرو در مدل‌هایی بسیار متنوع و در حجم پایین به هدف اصلی سیستم تولید تویوتا مبدل شد.

 

رسیدن به آمریکا از طریق حذف کامل اتلاف

پیروی از آمریکایی‌ها همیشه هم بد نیست. ژاپنی‌ها از امپراتوری خودروسازی آمریکا چیزهای بسیاری آموخته‌اند. آمریکایی‌ها در مدیریت تولید، مدیریت کسب‌وکار و مهندسی صنایع، مبدع تکنیک‌های فوق‌العاده‌ای بوده‌اند، تکنیک‌هایی چون کنترل کیفیت (QC) و کنترل کیفیت جامع (TQC) از این جمله‌اند. ژاپنی‌ها این ایده‌ها را وارد کرده و به کار بسته‌اند و نباید از یاد ببرند که آمریکا زادگاه این تکنیک‌ها بوده و آن‌ها محصول تلاش آمریکایی‌ها هستند.

15 آگوست سال 1945، یعنی وقتی‌که ژاپنی‌ها در جنگ شکست خوردند، همان روزی بود که تویوتا آغازی دوباره را تجربه کرد. در این روز، تویودا‌ کی‌ئی‌چی‌رو، رئیس شرکت تویوتا موتور گفت: «باید تا سه سال دیگر به آمریکایی‌ها برسیم وگرنه صنعت خودروسازی ژاپن نابود خواهد شد». برای تحقق این هدف ما باید آمریکایی‌ها و شیوه‌های آن‌ها را می‌شناختیم.

در سال 1937، من (تائی‌چی اوهنو) در کارخانه نساجی شرکت تویودا کار می‌کردم. یک روز در آنجا کسی به من گفت که یک کارگر آلمانی می‌تواند سه برابر یک کارگر ژاپنی تولید کند. در همان زمان نسبت بهره‌وری یک کارگر آلمانی به یک کارگر آمریکایی 1 به 3 بود و این بدان معنا بود که بهره‌وری نیروی کار آمریکایی 9 برابر نیروی کار ژاپنی است. من هنوز شگفتی خود را به یاد می‌آورم، وقتی فهمیدم 9 کارگر ژاپنی لازم است تا بتوان کاری را انجام داد که یک کارگر آمریکایی انجام می‌دهد.

اما آیا می‌شود میزان بهره‌وری ژاپنی‌ها را تا این حد افزایش داد؟ هرچند رئیس تویودا گفته بود باید طی سه سال به آمریکا برسیم، ولی طی این مدت، یک افزایش 9 برابری در بهره‌وری، کار بسیار سختی به نظر می‌رسید. چنین هدفی بدان معنا بود که در آینده باید 10 نفر، کار 100 نفر را انجام دهند!

از این مهم‌تر اینکه نسبت 1 به 9 یا 1 به 10، مربوط به میانگین بهره‌وری‌ها بود و اگر می‌خواستیم نسبت بهره‌وری را با صنعت خودروی آمریکا، به‌عنوان یكی از پیشرفته‌ترین صنایع این کشور مقایسه کنیم، حتماً تفاوت بهره‌وری، بسیار بیش‌تر می‌شد؛ اما واقعاً تلاش فیزیکی یک کارگر آمریکایی، 10 برابر یک کارگر ژاپنی بود؟ ما می‌دانستیم که چنین نیست و به همین دلیل با خود گفتیم اگر چنین نیست، پس می‌توان نتیجه گرفت که قطعاً ژاپنی‌ها دارند چیزهایی را تلف می‌کنند، سپس نتیجه گرفتیم اگر بتوان جلوی این اتلاف‌ها را بگیریم، می‌توانیم بهره‌وری خود را تا 10 برابر افزایش دهیم. بر اساس این ایده بود که سیستم تولید تویوتا شکل گرفت.

 

 

تولید بهنگام

اساس و زیرساخت سیستم تولید تویوتا، حذف مطلق اتلاف است. دو ستونی که این سیستم بر آن استوار است، عبارت‌اند از:

تولید بهنگام

خودگردان سازی (automation) یا خودکار سازی هوشمند.

تولید بهنگام یعنی در یک فرایند دارای حرکت  (flow)، قطعات موردنیاز باید درست زمانی و درست به میزانی به خط برسند که بدان‌ها نیاز وجود دارد. شرکتی که بتواند چنین حرکتی را محقق سازد، می‌تواند به هدف موجودی صفر دست یابد.

از منظر مدیریت تولید، چنین هدفی، بسیار آرمان‌گرایانه است. به‌خصوص وقتی محصولی از هزاران قطعه ساخته می‌شود و فرایندهای دخیل در تولید آن بسیار زیاد هستند، پیاده کردن کامل و منظم تولید بهنگام در برنامه تولید تمام این فرایندها بسیار سخت خواهد بود.

مشکلاتی که در راه تحقق سیستم تولید بهنگام وجود دارند، به‌راستی غیرقابل‌شمارش‌اند، مشکلاتی چون بروز اشتباه در پیش‌بینی‌ها، بروز اشتباه در عملیات دفتری و اداری، تولید قطعات معیوب و نیاز به دوباره‌کاری، بروز مشکل در تجهیزات تولیدی، غیبت نیروی کار و بسیاری مشکلات دیگر. در سیستم تولید بهنگام، هرگاه دریک فرایند مشکلی پیش آید و یا به هر دلیلی قطعه معیوبی تولید شود، کل خط تولید متوقف خواهد گشت و لاجرم تمام برنامه‌ها دچار اخلال خواهد شد.

خودگردان سازی یا جی دوکا

دومین ستون تولید تویوتا، خودگردان‌سازی یا به ژاپنی جی‌دو‌کا است که نباید آن را با خودکارسازی ساده و مرسوم اشتباه گرفت. این شیوه غالباً با عنوان خودکارسازی هوشمند شناخته می‌شود.

وقتی شما سوئیچ بسیاری از ماشین‌آلات تولیدی را روشن می‌کنید، آن‌ها به‌طور خودکار، پردازش‌های لازم را بر روی قطعات انجام می‌دهند. هرچند ماشین‌های امروزی غالباً دارای توانایی‌های بالای عملیاتی هستند، اما یک مشکل ساده، مثلاً ورود یک قطعه خیلی کوچک، می‌تواند خسارات بسیار زیادی را به آن‌ها وارد سازد. در چنین مواقعی، خیلی سریع، قالب‌ها و قلاویزها می‌شکنند و …  اگر چنین حوادثی اتفاق افتد، بلافاصله‌ ده‌ها یا حتی صدها قطعه معیوب، روی‌هم تلنبار می‌شوند. با چنین ماشین‌های خودکاری، به‌هیچ‌وجه نمی‌توان جلوی تولید قطعات معیوب را گرفت، زیرا در این ماشین‌ها سیستمی برای شناسایی و مقابله خودکار با مشکلات وجود ندارد.

به همین دلیل در تویوتا در مقابل خودکارسازی ساده و معمولی، بر خودگردان‌سازی تأکید می‌شود، یعنی خودکارسازی به‌نحوی‌که ماشین‌ها بتوانند بدون نیاز به وجود انسان، مشکلاتی را برطرف کنند که با آن‌ها مواجه می‌شوند. این ایده، ریشه در اختراعی دارد که برای نخستین بار توسط تویودا ساکی‌چی، در یک ماشین پارچه‌بافی خودکار مورداستفاده قرار گرفت: این ماشین در صورت پاره شدن یکی از نخ‌های تار یا پود، بلافاصله و به‌طور خودکار، عملیات را متوقف می‌کرد. درواقع چون این ماشین می‌توانست موارد عادی را از مواد غیرعادی تشخیص دهد، دیگر امکان تولید هیچ محصول معیوبی وجود نداشت.

در هر محصولی همچون خودرو، ایمنی در درجه اول اهمیت قرار دارد. به همین دلیل، در هر ماشین، در هرخط تولید و در هر کارخانه‌ای باید بتوان به‌دقت، عملیات عادی را از عملیات غیرعادی و نادرست، بازشناخت و با بهبود عملیات از بروز مجدد وضعیت‌های غیرعادی و مشکل‌ساز جلوگیری کرد.

امیدوارم اکنون بر خوانندگان معلوم شده باشد که چرا خودگردان‌سازی را یکی از دو ستون اصلی سیستم تولید تویوتا می‌دانند.

ادامه دارد…

نویسنده : یاسمن خویی / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی بخش سوم: صنعت يا دانشگاه؟

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی

بخش سوم: صنعت يا دانشگاه؟ مسئله اين است! تجاری‌سازی دانش…

 

دانشگاه‌ كانون اصلی تغييرات تكنولوژيك و خاستگاه بنیان‌های نظري در حوزه‌های مختلف اجتماعي و علمي در هر سرزميني است.

حداقل انتظاري كه از دانشگاه‌ها از گذشته تاکنون بوده ، ارائه راهكارهايي براي برون‌رفت از مسائل و مشكلات اجتماعي و اقتصادي است در ادوار مختلف است و این اصلی‌ترین و عام‌ترین مأموریت دانشگاه می‌باشد.

اما امروزه با توجه به پويايي و پیچیدگی‌های اقتصادي، اجتماعي، شناسایی اين مسائل به‌تنهایی کافی نیست، بلكه پرورش سرمایه‌های انسانی و نيز استفاده بهینه از آن‌ها و اثرگذاري مثبت در توليد ناخالص داخلي كشورهاست، وظیفه‌ای ذاتي و پارادايمي جديد كه در برنامه‌ریزی‌های كلان و سیاست‌گذاری نظام آموزش عالي، در جهان به‌عنوان يك اصل استراتژيك پذيرفته شده است.

دانشگاه ديگر به‌مانند قبل صرفاً محل توليد اطلاعات و دانش آكادميك نيست، امروزه داﻧﺶ توليدي ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ داراي ارزش خواهد بود كه منجر به ايجاد ارزش اﻗﺘﺼﺎدي گردد و در بهبود ﻋﺮﺿﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪات نقش ايفا كند. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ ﻣﺴﯿﺮي ﮐﻪ دانش ﭘﺲ از اﯾﺠﺎد ﺷﺪن ﺟﻬﺖ ﮐﺎرﺑﺮدي ﺷﺪن ﻃﯽ می‌کند، اﻫﻤﯿﺘﯽ ﻣﻌﺎدل ﺧﻮد اﯾﺠﺎد داﻧﺶ دارد. ازاین‌رو اﯾﺠﺎد و ذخیره‌سازی داﻧﺶ در داﻧﺸﮕﺎه و اﻃﻤﯿﻨﺎن از ﮐﺎرﺑﺮد آن به‌گونه‌ای ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ از ﻣﻨﺎﻓﻊ سرمایه‌گذاری در ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت بهره‌برداری ﻧﻤﺎﯾﺪ، ﯾﮑﯽ از اﻫﺪاف اﺻﻠﯽ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت دانشگاه‌ها است، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ خاطر دانشگاه‌ها به‌طور روزاﻓﺰوﻧﯽ ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ تجاری‌سازی ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت علاوه بر فعالیت‌هایی ﻧﻈﯿﺮ ﺗﺪرﯾﺲ و ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت پایه‌ای ﻣﻮاﺟﻪ شده‌اند؛ پذيرش تجاری‌سازی به‌عنوان ﯾﮏ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ اﺻﻠﯽ داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ، اﻧﻘﻼﺑﯽ داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ را در دنيا ﺷﮑﻞ داده اﺳﺖ و ما نيز بايست بپذيريم كه دانشگاه ديگر فقط محل توليد دانش نيست، دانشگاه بايد در فضاي کسب‌وکار و ثروت‌اندوزی علاوه بر فعالیت‌های ذاتي خود نيز نقش ايفا كند، درواقع علمي بهتر است كه توليد ثروت كند همان‌طور كه سعدي شیرین‌سخن نيز فرموده‌اند: دانش بی‌عمل به‌مانند زنبور بي عسل ماند.

داﻧﺸﮕﺎه بايد ﺑﺎ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ارتقا ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدي، از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﻌﺎﻣﻞ سازنده ﺑﺎ ﺻﻨﻌﺖ و تجاری‌سازی داﻧﺶ، ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺧﻮد را ﺑﻬﺒﻮد بخشد و اين مستلزم تغيير اساسي در فلسفه و رسالت دانشگاه‌ها و ﻧﻘﺶ آن‌ها است، رسالتي كه بايستي با ﺗﺤﻮﻻت و دگرگونی‌های ﺟﻬﺎﻧﯽ، همراه شده و ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﺮاﯾﻂ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ فضاي کسب‌وکار و نظام آموزش عالي، نگرش‌ها را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ خود ﻧﯿﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮ داده و جداي از ﭘﮋوﻫﺶ و آﻣﻮزش، ﺑﻪ اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ در ﺟﻬﺖ ﻣﺸﺎرﮐﺖ در ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدي كشور و ارتقا بهره‌وری صنايع كشور بپردازد. به‌طورکلی بايستي گفت كه دانشگاه‌ها بايد كارآفرين باشند.

پژوهش‌های دانشگاهي بايد به سمت تجاری‌سازی داﻧﺶ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﺮاﯾﻂ و ﻣﻘﺘﻀﯿﺎت كشور و صنايع اﻧﺠﺎم شود به عبارتی تحقيق و توسعه در كشور نيازمند ساماندهي فوري با رويكرد نوآوري و ارتقاي قابلیت‌های تجاری‌سازی، ثروت آفريني و كارآفريني است.

ايجاد شبکه‌های دانشي با حضور شركت‌هاي كوچك و همراهي پررنگ شركت‌هاي بزرگ صنعتي در کنار دانشگاه، حمايت مالي، معنوي و تسهيلگري فرايند تحقيق، توسعه و تجاری‌سازی تا زمانی که موجبات توسعه اقتصادي كشور، اثربخشي اقتصادي و تبلور آن در توليد ناخالص داخلي كشور فراهم شود.

نویسنده : دکتر سعید حاجی زاده / پژوهشگر و مدرس حوزه مدیریت

مدل کسب‌وکار (قسمت اول) دکتر شیوا شعبانی

مدل کسب‌وکار (قسمت اول)

نقطه شروع هر بحث، جلسه یا کارگاه آموزشی خوب و مناسب در زمینه نوآوری در مدل کسب‌وکار باید درکی مشترک از چیستی مدل کسب‌وکار باشد. ما نیاز به مفهومی از مدل کسب‌وکار داریم که هرکسی آن را درک کند و توصیف و بحث را تسهیل نماید. ما باید در مورد نقطه شروع و موضوع بحث به یک توافق دست‌یابیم. این مفهوم باید ساده، مناسب و به‌طور ذاتی قابل‌فهم بوده و درعین‌حال نباید پیچیدگی‌های نحوه عملکرد شرکت‌ها را بیش‌ازحد ساده نماید. این موضوع مهم‌ترین چالشی است که بر سر راه ما قرار دارد. در ادامه بحث مفهومی را پیشنهاد می‌دهیم که شما را قادر می‌سازد تا درباره مدل کسب‌وکار سازمان خود، رقبا، یا هر شرکت دیگری به تفکر پرداخته و ویژگی‌های آن را تشریح نمایید. این مفهوم در سرتاسر جهان بکار رفته و در عمل آزموده شده است و در حال حاضر در سازمان‌هایی از قبیل آی.بی.ام، اریکسون، دیلویت، پروژه‌های بخش عمومی و خدمات دولتی کشور کانادا و بسیاری دیگر، مورداستفاده قرار می‌گیرد. باور ما این است که مدل کسب‌وکار را می‌توان به بهترین شکل ممکن از طریق ۹ جزء سازنده اساسی تشریح نمود. این ۹ جزء منطق چگونگی کسب درآمد یک شرکت را نشان می‌دهند. این اجزاء چهار حیطه اصلی یک کسب‌وکار را پوشش می‌دهند: مشتریان، ارزش پیشنهادی، زیرساخت و پایداری مالی. مدل کسب‌وکار، شبیه به طرحی کلی برای استراتژی عمل می‌کند تا استراتژی از طریق ساختارها، فرآیندها و سیستم‌های سازمانی پیاده‌سازی شود.

مدل کسب‌وکار، منطق یک شرکت در چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش را توصیف می‌کند. برای طراحی مدل کسب‌وکار باید شش تکنیک زیر را اجرا نمایید.

اجزای مدل کسب‌وکار عبارت‌اند از:

  1. بخش‌های مشتری. جزء سازنده بخش‌های مشتری، گروه‌های مختلفی از افراد یا سازمان‌هایی را تعریف می‌نماید که شرکت قصد دست‌یابی و خدمت به آنان را دارد.
  2. ارزش‌های پیشنهادی. جزء سازنده ارزش‌های پیشنهادی، بسته‌ای از محصولات و خدمات را توصیف می‌کند که برای یک گروه مشتری خاص، ارزش خلق می‌نماید.
  3. کانال‌ها. جزء سازنده کانال‌ها، بیان‌کننده این است که شرکت به‌منظور ارائه ارزش پیشنهادی موردنظر به بخش‌های مشتریان هدف خود، چگونه با آن ارتباط برقرار کرده و به آن‌ها دسترسی دارد. کانال‌های ارتباطی، توزیع و فروش، واسط میان یک شرکت با مشتریان آن می‌باشند. کانال‌ها نقاط تماس با مشتری هستند و نقش مهمی را در تجربه مشتری ایفا می‌کنند.
  4. ارتباط با مشتری. جزء سازنده ارتباط با مشتری، انواع روابطی را توصیف می‌نماید که شرکت با بخش‌های خاصی از مشتریان برقرار می‌کند.
  5. جریان‌های درآمدی. جزء سازنده جریان‌های درآمدی، نشان‌دهنده درآمدی است که شرکت از هر بخش مشتری کسب می‌کند (هزینه‌ها باید از درآمدها کسر شوند تا سود به دست آید).
  6. منابع کلیدی. جزء سازنده منابع کلیدی، مهم‌ترین دارایی‌های موردنیاز برای عملکرد صحیح مدل کسب‌وکار را تشریح می‌کند.
  7. فعالیت‌های کلیدی. جزء سازنده فعالیت‌های کلیدی، مهم‌ترین کارهای موردنیاز برای عملکرد صحیح مدل کسب‌وکار را تشریح می‌کند.
  8. مشارکت‌های کلیدی. جزء سازنده مشارکت‌های کلیدی، شبکه‌ای از تأمین‌کنندگان و شرکا را توصیف می‌کند که باعث عملکرد صحیح مدل کسب‌وکار می‌شوند.
  9. ساختار هزینه. ساختار هزینه، تمام هزینه‌هایی را تشریح می‌کند که اجزای مدل کسب‌وکار با خود به همراه دارد.

حال برای طراحی مدل کسب‌وکارتان کاغذی برداشته و با پاسخگویی به سؤالات مطرح‌شده در هر بخش، خانه‌های جدول زیر را تکمیل نمایید.

کانال‌ها

1. بخش‌های مختلف مشتریان، چه کانال‌هایی را برای دسترسی به ما ترجیح می‌دهند؟

2. هم‌اکنون چگونه به آن‌ها دسترسی داریم؟ کانال‌های ما چگونه یکپارچه‌ شده‌اند؟ ما چگونه آن‌ها را با برنامه روزمره زندگی مشتری هماهنگ می‌سازیم؟

ارزش‌های پیشنهادی

1. چه ارزش‌هایی را به مشتریان ارائه می‌دهیم؟

 2. به حل کدام‌یک از مشکلات مشتریان خود کمک می‌کنیم؟

3. چه نیازهایی از مشتری را برآورده می‌نماییم؟

 4. چه بسته‌ای از محصولات و خدمات را به هر بخش مشتری پیشنهاد می‌دهیم؟

بخش مشتری

1. ما برای چه کسانی ارزش خلق می‌کنیم؟

2. مهم‌ترین مشتریان ما چه کسانی هستند؟

 

منابع کلیدی

1. ارزش‌های پیشنهادی ما به چه منابع کلیدی نیاز دارند؟

 2. کانال‌های توزیع، نیازمند چه منابعی هستند؟

 3. برای ارتباط با مشتری باید چه منابعی را در نظر بگیریم؟

4. ایجاد جریان‌های درآمدی به چه منابعی احتیاج دارد؟

جریان‌های درآمدی

1. مشتریان ما واقعاً برای چه ارزشی تمایل به پرداخت پول‌دارند؟

2. آن‌ها در حال حاضر برای چه چیزی پول می‌پردازند؟ چگونه پول می‌پردازند؟ ترجیح می‌دهند که چگونه بپردازند؟ 3. هر جریان درآمدی چه سهمی از کل درآمدها را به خود اختصاص می‌دهد؟

ارتباط با مشتری

1. هر یک از بخش‌های مشتریان ما انتظار برقراری و حفظ چه نوع ارتباطی را دارند؟

 2. کدام‌یک از این روابط را ایجاد نموده‌ایم؟ هزینه برقراری این روابط چقدر است؟

3. این ارتباط‌ها چگونه با سایر اجزای مدل کسب‌وکار ما هماهنگ شده‌اند؟

ساختار هزینه

1. مهم‌ترین هزینه‌های مدل کسب‌وکار ما چیست؟

 2. گران‌ترین منابع کلیدی کدام‌ها هستند؟

 3. گران‌ترین فعالیت‌های کلیدی کدام‌ها هستند؟

مشارکت‌های کلیدی

1. شرکای کلیدی ما چه کسانی هستند؟

 2. تأمین‌کنندگان کلیدی ما چه کسانی هستند؟

 3. کدام‌یک از منابع کلیدی را از طریق شرکا به دست می‌آوریم؟

 4. کدام‌یک از فعالیت‌های کلیدی را شرکای ما انجام می‌دهند؟

فعالیت‌های کلیدی

1. ارزش‌های پیشنهادی ما به چه فعالیت‌های کلیدی‌ نیاز دارند؟

 2. کانال‌های توزیع نیازمند چه فعالیت‌های کلیدی‌ای هستند؟

 3. برای ارتباط با مشتری باید چه فعالیت‌های کلیدی‌ را در نظر بگیریم؟ 4. ایجاد جریان‌های درآمدی به چه فعالیت‌های کلیدی‌ احتیاج دارد؟

پژوهشگر و مدرس دانشگاه

دکتر شیوا شعبانی

کارآفرینی به سبک آقای لامبورگینی

کارآفرینی به سبک آقای لامبورگینی/ عارفه داودی

 

 

همیشه پای یک فراری در میان است!

در تأسیس کمپانی لامبورگینی، «انزو فراری» نقش بسیار مهمی را ایفا کرده است. نکته جالب آنجاست که بسیاری از خودرو‌های غیرفراری معروفیت خود را مدیون انزو فراری هستند. به‌طورمثال در اواسط دهه ۶۰ میلادی زمانیکه هنری فورد درصدد خرید کمپانی فراری بود به‌طور ناگهانی انزو فراری از فروش منصرف شد و این باعث ناراحتی شدید هنری فورد شد و او به مهندسان خود دستور داد تا خودروی GT40 را طراحی کنند به‌این‌ترتیب یکی از ماندگارترین سوپر کارهای کلاسیک جهان براثر لجبازی فراری ساخته شد.

در ارتباط با لامبورگینی، داستان به این شکل بود که «فروچیو لامبورگینی» متولد ۱۹۱۶ و بنیان‌گذار لامبورگینی، تحصیلاتش را در زمینه طراحی ماشین‌آلات کشاورزی و صنعتی، به پایان رساند و سپس وارد نیروی هوایی ارتش ایتالیا شد. در جنگ جهانی دوم او به‌عنوان مکانیک در یک کارخانه مشغول به کار شد و پس از جنگ، با استفاده از بقایای تجهیزات نظامی کارخانه مذکور، به تولید تراکتور پرداخت. بعد از جنگ جهانی دوم، تراکتور و ادواتی ازاین‌دست فروش خوبی داشت دلیل آن‌هم ساخت و بازسازی مردم و دولت بعد از جنگ بود درنتیجه فروچیو لامبورگینی در سال ۱۹۴۹ شرکت تولید تراکتور خود را به نام «لامبورگینی تراکتوری» بنیان نهاد. شرکت لامبورگینی در اواسط دهه ۱۹۵۰ تبدیل به بزرگ‌ترین تولیدکننده ماشین‌آلات کشاورزی ایتالیا گردید.

همچنین شرکت لامبورگینی در راستای ساخت سیستم‌های تهویه گرمازا و سرمازا هم فعالیت می‌کرد و در پی آن توانست خودروهای بسیاری لوکسی ازجمله فراری GT250 را سوار شود. دلایل متعددی از چگونگی ورود لامبورگینی به دنیای خودرو‌ها وجود دارد. یکی از آن موارد، بحث بین انزو فراری (رئیس کارخانه خودروسازی فراری) و فروچیو لامبورگینی این‌گونه نقل شده است که آن دو بر سر اینکه چه کسی توان تولید خودروهای بهتری را دارد بحث می‌کردند. داستان دیگر حاکی از آن است که فروچیو لامبورگینی دائماً از خودروی فراری خود شکایت و عدم رضایت داشت. (به عللی از قبیل تعداد دفعات بردن ماشین به تعمیرگاه، خدمت‌رسانی ضعیف و غیره). در یکی از همین روزهایی که فروچیو سوار فراری بود، سیستم کلاچ آن دچار مشکل می‌شود و این مشکل بارها تکرار می‌شود، به همین خاطر فروچیو به شرکت فراری شکایت می‌کند و ازآنجاکه انزو فراری به فردی جسور و مغرور، معروف بود، به فروچیو گفت:

تو یک کشاورزی و نیازی به فراری نداری، می‌توانی پیاده رفت‌وآمد کنی! واقع‌بینانه‌ترین استدلال، پیش‌زمینه دانش مکانیکی و کار منحصربه‌فرد فروچیو لامبورگینی در حس تجارت بوده است. فروچیو لامبورگینی اوقات فراغت خود را به پیاده‌سازی موتور و سایر قطعات خودرو شخصی‌اش که در اکثر اوقات فراری یا مازراتی بود؛ می‌گذراند. پس‌ازآن شاسی، سیستم تعلیق، ترمز خودرو و سیستم برق‌کشی آن‌ها را بررسی می‌نمود. آنچه او دریافت، این بود که بسیاری از قسمت‌های وسایل نقلیه او درواقع شبیه به قسمت‌های بکار رفته در تراکتورهای تولیدشده در کارخانه او بودند. بااین‌وجود مبلغ دینام یا تایر ایتالیایی نصب‌شده در خودروی فراری، سه برابر قیمت معمول بود؛ بنابراین در حقیقت اولین چشم‌انداز کسب‌وکار او آن‌چنان در رابطه با طراحی لامبورگینی میورا نبود؛ بلکه به‌نوعی فرصت کسب‌وکار/درآمد موجود در بازار قطعات ارتباط داشت.

 

در سال ۱۹۶۲ فروچیو لامبورگینی با برداشت ذهنی از کسب‌وکار مکمل، شروع به پایه‌گذاری شرکت خود نمود. فروچیو شرکتی به نام Automobili Ferruccio Lamborghini را در سال 1963 به ثبت رساند و برای ایجاد زیرساخت‌های تولید و فروش و … قطعه زمینی به بزرگی 90 هزار متر در Sant’Agata خریداری کرد. حدود ۸ ماه بعد یک زمین ۹۰ هزار متری در کنار کارخانه تراکتورسازی فروچیو تبدیل به یک ساختمان مدرن و شیک شد. فروچیو لامبورگینی تا اینجای کار 500 میلیون لیر ایتالیا خرج کرده بود و حالا یک کمپانی اتومبیل‌سازی به نام خودش داشت که باید برای راه اندازیش پرسنلی مجرب استخدام می‌کرد.

در طی چند ماه بعد از پایه‌گذاری فروشگاه خودرو خود در سال ۱۹۶۳، لامبورگینی توانایی‌های تیم خود را مورد سنجش قرار داد. این سنجش در قالب یک طرح مفهومی خودرو برای نمایشگاه اتومبیل تورین؛ در نوامبر همان سال به اجرا درآمد؛ و ازآنجایی‌که او کمپانی لامبورگینی را برای مبارزه با فراری تأسیس کرده بود و به همین دلیل راه میان‌بر را انتخاب کرد و یک‌راست به سراغ مهندسین فراری یعنی Giotto Bizzarini که بسیار از دست انزو فراری ناراحت بودند، رفت و در قالب شرکت رقیب برای فراری مشغول به کار شدند، باوجود شانس کم و زمان محدود، فروچیو لامبورگینی و تیمش به‌گونه‌ای موفق به ادامه کار خود پرداخته و بر مشکلات غلبه کردند.

این مدل که GTV350 نام داشت، در نمایشگاه، نظر منتقدان را به‌سوی خود معطوف نمود. در کل این خودرو نه فقط به‌عنوان تلاش فوق‌العاده فروچیو لامبورگینی به شمار می‌رفت بلکه به سهم خود یک خودروی عالی هم بود. موتور ۳۶۰ اسب بخار ۱۲ سیلندر، نیروی کافی برای این مدل خودرو را تأمین می‌نمود.

بعد از نمایشگاه اتومبیل تورین، فروچیو لامبورگینی قصد تولید مدل 350GT، اما با طراحی فرانکو اسکالیونه را داشت. لامبورگینی فقط 120 دستگاه از این خودرو را تولید کرد و جالب آن‌که پیشرانه 12 سیلندرش در آن دوران 2 میل‌سوپاپ در سرسیلندر داشت. در طی سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ شرکت لامبورگینی برای نخستین بار حس احترام و تقدیر را از سرتاسر دنیا دریافت نمود و موردتوجه بزرگان صنعت خودروسازی واقع شد. بعد از چندین بررسی کیفیت به‌وسیله نشریات اتومبیل و روزنامه‌های آمریکایی و اروپایی، محصولات شرکت لامبورگینی آغاز به جذب خریدار نمود.

لامبورگینی مدل 400GT را روانه بازار کرد و تا سال 1968 هم 247 دستگاه از این خودرو را تولید کرد. این خودرو با گیرباکس 5 سرعتِ ارائه شد یعنی همانند رقبایی ازجمله پورشه و فراری که آن‌ها نیز گیرباکس‌های مشابه داشتند.

 

ظهور یک اسطوره:

فروچیو لامبورگینی به طرح‌های مفهومی (نمایشی) علاقه‌مند نبود. او به‌راحتی می‌خواست که اتومبیل‌های معمولی فوق‌العاده سریع و بی‌عیب و نقص را بسازد. دو مهندس باهوش جوان از بولونیا، فروچیو را درک کردند و بر روی یک طراحی مفهومی در ذهن خود به کار پرداختند. ایده این بود که یک خودروی مسابقه‌ای، اندکی رام‌تر برای جاده‌ها و همچنین کاربردی در حومه شهر طراحی نمایند. به دستور فروچیو پروژه‌ای مخفیانه به نام TP400 کلید خورد. حرف P در نام این پروژه نشانگر کلمه Posteriore بود که در زبان ایتالیایی به معنی عقب است و اشاره به نصب موتور در پشت کابین را دارد.

ضمناً 400 هم درواقع نمایانگر حجم پیشرانه ضرب در عدد 10 است که 4000 سی‌سی می‌شود. هرچند شاسی و پلت فرم اصلی در سال 1965 ساخته شد و حتی در نمایشگاه خودروی تورین هم به نمایش درآمد، اما این پلت فرم شامل شاسی جدیدی بود که پیشرانه 12 سیلندر V شکلی در پشت آن به‌صورت عرضی قرار داشت. این سبک از چیدمان پیشرانه برای اولین بار بود که در خودرویی غیر مسابقه‌ای و برای خیابان‌ها به‌کارگیری می‌شد.

نام این خودرو مدل جدید “میورا” برگرفته از کلمه گاوهای مسابقه‌ای بود. گاوهای میورا از قوی‌ترین گاوهای نر مسابقه‌ای بودند و همچنین به‌عنوان باهوش‌ترین و درنده‌ترین آن‌ها نیز به‌حساب می‌آمدند.

هنگامی‌که به اتومبیل میورا از جلو با درب‌هایی که رو به جهت بالا باز می‌شوند می‌نگریم؛ نام آن بسیار مطلوب و موردپسند است؛ و از طرفی لامبورگینی که علاقه شدیدی به مراسم گاوبازی مرسوم در اسپانیا داشت، نام و نشان کمپانی‌اش را نیز از همین مراسم اقتباس کرده بود.

شنیده ‌شده از اکتبر 1965 تا نمایشگاه ژنو در سال 1966‌، کارکنان شرکت شبانه‌روز در هفت روز هفته تلاش کردند تا اولین نمونه برای نمایش در ژنو موتور شو آماده شود. استقبال از این خودرو در خلال نمایشگاه آن‌قدر خوب بود که 10 دستگاه از میورا در همین نمایشگاه پیش‌فروش شد. جالب است که لامبورگینی برای تبلیغ این خودرو تصمیم گرفت یک میورا را بدون برنامه خاصی جلوی هتل De Paris پارک کند. وجود خودرویی با این شکل و شمایل جلوی هتل، باعث شد توجه مردم به این خودرو جلب شود.

در ماه مارس سال 1967 اولین خریدار میورا خودروی خود را تحویل گرفت تا چرخ‌های 205 میلی‌متری پیرلی آن برای اولین بار خیابان‌های شهر را لمس کند.

بعد از موفق شدن میورا، شرکت لامبورگینی همچنان به سنجش و تکامل راه خود پرداخت. درواقع باید P400 را میورای استاندارد یا Bace نامید. P400 S، میورا S یک نسخه اسپرت شده از P400 است. P400SV و P400 Jota، در سال 1970 لامبورگینی یک نسخه ویژه از مدل SV را ساخت. این خودرو که فقط یک دستگاه از آن تولید شد، شماره شاسی 5048 داشت و باید آن را یک میورای مسابقه‌ای تمام‌عیار نامید. P400 SV/J بعد از رسیدن آوازه مدل جوتا به خریداران میورا، 5 سفارش ویژه دیگر نیز برای این خودرو به ثبت رسید که یکی از آن‌ها مربوط به محمدرضا پهلوی بود. از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱ لامبورگینی گونه‌های متنوعی از خودروها را تجربه نمود. لامبورگینی سرانجام در سال 1973 و بعد از تولید 764 دستگاه میورا با این خودروی تاریخ‌ساز خداحافظی کرد.

سرانجام لامبورگینی:

در اوایل سال ۱۹۷۰، مشکلاتی از قبیل ناآرامی‌های کارگری در ایتالیا و افزایش قیمت گاز و معاملات بزرگ تراکتور استرس فوق‌العاده‌ای را در لامبورگینی و شرکت او به وجود آورد؛ بنابراین در سال ۱۹۷۲ پس از هشت سال بودن در رأس، فروچیو ۵۱٪ درصد از سهام شرکت را به یک کارخانه‌دار سوئیسی با نام «ژرژ هنری روزتی» فروخت.

سال بعد او باقی سهام خود را نیز به دوست خود، رنه لایمر، واگذار کرد؛ بنابراین، مردی که نیروی محرکه و عامل صعود این کمپانی بود، مجبور به حذف خود از این شرکت شد. اولین خودرو بعد از دوره فروچیو لامبورگینی کونتاش بود که به‌عنوان اولین خودرویی که با درهای قیچی‌وار (Scissor doors) و به سمت بالا باز می‌شدند، در سال ۱۹۷۴ وارد خط تولید لامبورگینی گردید.

در طی دهه ۱۹۸۰ تلاش‌های برادران میمران برای روی پا آوردن شرکت لامبورگینی در آخر با شکست مواجه گردید و برادران میمران در اواسط دهه ۱۹۸۰ آغاز به مذاکره با مدیران شرکت خودروسازی کرایسلر کردند. این مذاکره‌ها در آخر در سال ۱۹۸۶ به پیوستن لامبورگینی به کرایسلر منجر شد.

در سال ۱۹۹۴، کرایسلر با مشکلاتی در شرکت خود روبرو شد. براین اساس در سال ۱۹۹۴ مجدداً لامبورگینی به گروهی از سرمایه‌گذاران اندونزیایی فروخته شد. این تغییر امیدوارکننده نتیجه‌ای جز عدم ثبات بیشتر برای لامبورگینی در برنداشت. این شرایط همچنین با درگذشت فروچیو لامبورگینی در سن ۷۶ سالگی در ایتالیا مصادف گردیده بود. فروچیو لامبورگینی بدون مشاهده اینکه خودرو‌های او دوباره ابهت دهه ۱۹۶۰ را کسب نمودند، از دنیا رفت. در سال ۱۹۹۷ فردیناند پیک، نوه فردیناند پورشه و مدیرعامل گروه فولکس‌واگن به لامبورگینی علاقه‌مند شد. هنگامی‌که شانس به دست آوردن لامبورگینی را پیدا کرد، فوراً در این مسیر قدم گذاشت تا اطمینان حاصل کند که این شرکت به‌سوی دیگر شرکت‌ها کشیده نمی‌شود. درنهایت سال ۱۹۹۸ گروه خودروسازی فولکس‌واگن لامبورگینی را با قیمت ۱۱۰ میلیون دلار خریداری نمود.

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

نگاهی به رویکردهای بزرگ‌ترین خودروساز کشور در همکاری با دانشگاه

نگاهی به رویکردهای بزرگ‌ترین خودروساز کشور در همکاری با دانشگاه

ایران‌خودرو پیشتاز همکاری صنعت با دانشگاه

امید آذرزمانی / تحلیل گر صنعت خودرو

 

صنعت خودرو جزء صنایع مادر و مولد دسته‌بندی می‌شود که گردش مالی و کارآفرینی بالایی برای هر کشور دارد. ازاین‌رو صنعت خودروی ایران نیز باسابقه‌ی بیش از 60 سال، ازجمله تأثیرگذارترین بنگاه‌های اقتصادی کشور به شمار می‌آید؛ اما نباید فراموش کرد، اداره یک بنگاه صنعتی- اقتصادی در دنیای امروز که هرلحظه با یافته‌ها و علوم جدید در حال تغییر است، کاری سخت و دشوار است. همه کمپانی‌های بزرگ صنعتی در جهان پیوسته در حال تحقیق، توسعه و آزمایش ایده‌ها و دستاوردهایی هستند که به همکاری با مؤسسات بین‌المللی و دانشگاه‌های جهان به چنگ آورده‌اند.

دراین‌بین همکاری با دانشگاه‌ها و نوابغ علمی ازجمله استراتژی‌هایی هستند که در برنامه‌های تحقیق و توسعه کمپانی‌های معروف جهان جایگاه ویژه‌ای دارند. به‌طور مثال کمپانی جنرال موتورز در آمریکا دارای چند مرکز تحقیقات مجهز است که محل اصلی اجرای تفکرات علمی دانشمندان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های آمریکا و دیگر نقاط جهان به‌حساب می‌آیند. حتی کمپانی‌هایی مثل نورث روپ گرومن و بوئینگ نیز که در صنایع هوایی فعالیت می‌کنند، سالانه از سراسر جهان اساتید و دانشجویان ممتاز را به همکاری با این خود و اجرای پروژه‌های تحقیقاتی فرامی‌خوانند.

در ایران سابقه همکاری صنعت و دانشگاه بعد از انقلاب اسلامی به دوران جنگ تحمیلی در دهه 60 بازمی‌گردد. این همکاری‌ها بیشتر در راستای تأمین نیازهای علمی ادوات نظامی شکل گرفت و سپس در دهه 70 با روندی نزولی همراه شد. در دهه 80 کلید استارت این همکاری‌ها دوباره فشرده شد و در دهه 90 روندی صعودی را طی کرد؛ اما در سال‌های میانی دهه 90 شمسی همکاری صنعت و دانشگاه رنگ دیگری به خود گرفت. رنگی از خوداتکایی و باور توانمندی‌های داخلی؛ زیرا در دوران تحریم‌های ظالمانه، بسیاری از صنایع به سمت مراکز تولید علم یعنی دانشگاه‌ها روی آوردند تا کمبودهای موجود از طریق ایجاد فرآیندهای نو و تفکرات متکی بر توانمندی‌های داخل کشور جبران شود. در میان خودروسازان کشور ایران‌خودرو جزء پیشتازان این همکاری دسته‌بندی می‌شود؛ زیرا بررسی گزارش‌های این شرکت از همکاری با دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی نشان می‌دهد، بعد از حضور هاشم یکه زارع به‌عنوان مدیرعامل در کیلومتر 14 جاده مخصوص این نوع از همکاری‌ها در نمودار سیر صعودی را طی کرده است.

طبق آمارهای موجود، فقط در سال 93 بیش از 20 پروژه تحقیقاتی و عملیاتی در ایران‌خودرو انجام‌شده است که حاصل همکاری این خودروساز با نخبگان دانشگاه‌های کشور است. یکی از این پروژه‌ها در حوزه رنگ و باهدف استانداردسازی تعمیرات و نگهداری از تجهیزات سالن‌های رنگ انجام‌گرفته است. این پروژه در قالب طرحی تحقیقاتی پژوهشی با همکاری تیم دانشگاه آزاد تهران جنوب و متخصصان ایران‌خودرو به انجام رسیده است که نشان از عزم جدی ایران‌خودرو در همکاری با دانشگاه‌های کشور دارد. ازجمله دستاوردهای این نوع از همکاری جلوگیری از خروج ارز از کشور و کارآفرینی است. دو فاکتوری که شاید امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داشته باشد.

حمایت دولت از همکاری صنعت و دانشگاه

آموزش كاربردي در دانشگاه‌هاي صنعتي و تربيت نيروي كارآفرين ازجمله اهداف دولت است كه در سايه ارتباط با صنعت محقق خواهد شد. دولت يازدهم توجه ویژه‌ای به ايجاد و گسترش ارتباط ميان صنعت و دانشگاه داشت. حمايت و پشتيباني دولت از ارتباط نيروي فكري و فيزيكي صنعت و دانشگاه منجر به عقد تفاهم‌نامه ميان خودروسازان و دانشگاهيان در دوره چهارساله دولت يازدهم شده است. امضاي تفاهم‌نامه همكاري براي توليد خودروي هيبريدي و الكتريكي ميان ایران‌خودرو و دانشگاه اميركبير نيز از رويكردهاي اجراشده توسط دولت در راستاي تقويت ارتباط صنعت و دانشگاه است. سیاست‌های حمایتی دولت حسن روحانی در دولت دوازدهم هم ادامه دارد و در حال حاضر نیز بسیاری از پروژه‌های مهم افزایش بهره‌وری در صنعت خودرو با همکاری دانشگاه‌های کشور در حال اجراست.

اما نقطه عطف همکاری صنعت و دانشگاه را باید در قرار داده کنسرسیوم 10 جانبه ایران‌خودرو با شریکان خارجی باهدف طراحی پلتفرم جدید این شرکت پیدا کرد. نقطه‌ای که به‌جرئت می‌توان گفت سوزن پرگار صنعت، دایره‌ای گسترده رسم کرده است تا درون این دایره جایی باشد برای همکاری‌های دانشگاهی. بی‌شک این جدی‌ترین سهم در همکاری‌های بین‌المللی است که بعد از انقلاب اسلامی در یک قرارداد صنعتی به دانشگاه‌های کشور واگذارشده تا در کنار بزرگ‌ترین برندهای طراح و تولیدکننده جهان کسب علم و تجربه کنند. ازاین‌رو در این قرارداد معاونت علمی- پژوهشی ریاست جمهوری به همراه دانشگاه صنعتی شریف و امیرکبیر حضور دارند. با توجه به اهداف تعریف‌شده این قرارداد همکاری دانشگاه صنعتي شريف براي طراحي و توسعه خودروهاي الكتريكي و دانشگاه صنعتي اميركبير براي طراحي و توسعه خودروهاي هيبريدي در اين طرح مشاركت خواهند داشت.

 

پروژه‌هاي اينترنشيپ

ميزباني پروژه‌هاي اينترنشيب بخش ديگري از مقولات مرتبط ایران‌خودرو با دانشگاه‌ها به شمار می‌آید. اين پروژه‌ها، قراردادي با دانشگاه‌ها است كه اجراي چند پروژه در طول سال با بازه زماني سه‌ماهه و هزينه مشخص را شامل می‌شود. پروژه‌هاي پژوهشي طرح اينترنشيپ، برحسب بروز مسائل و مشکلات سازمان و با حضور اساتيد مجرب و مرتبط در حوزه‌های مختلف تعريف و شروع می‌شود. تعاملي پيوسته در طول مدت 3 تا 6 ماه ميان يک تيم دانشگاهي متشکل از سرپرست علمي و چندين دانشجو در مقاطع تحصيلي مختلف و تیم‌های اجرايي در واحدهاي مختلف شرکت علاوه بر يافتن راهکارهاي عملي به‌منظور دستيابي به حل مسئله اولویت‌دار سازماني مطروحه در خلال پروژه، بستري مناسب براي انجام فعالیت‌های پژوهشي و آموزشي را نيز مهيا می‌کند. هدف از حمايت پروژه‌هاي اينترنشيپ استفاده از قابلیت‌ها و توانایی‌های دانشگاه براي پاسخگويي به نيازهاي رو به رشد صنعت خودرو و حل مشكلات واحدهاي شركت با رويکرد توسعه فرهنگ پژوهش و کار تيمي در ایران‌خودرو در راستاي ارتقاي سطح دانش کارکنان و مرتفع كردن خلأهای کوتاه‌مدت نيروي کار با بهره‌مندی از پتانسيل و توانمندی‌های موجود در دانشگاه، از سال 79 در اين شركت آغازشده است.

حمايت از دانشجويان در پایان‌نامه‌های كارشناسي ارشد و دكتري

طبق گزارش‌هایی که ایران‌خودرو در رسانه‌ها منتشر کرده است، در اين مقوله همكاري با دانشجويان براي تعريف و اجراي پروژه‌هاي كارشناسي ارشد و دكتراي موردنیاز شركت ایران‌خودرو با هزينه مشخص، يكي از رويكردهای مهم این شرکت بوده است. اين موضوعات با توجه به اهداف کسب‌وکار و كليدي سازمان چون ارتقاي كيفيت، رضايت مشتري، توسعه محصولات جديد، فن‌آوری‌های آينده و مديريت هزینه‌ها تعيين و اجرايي می‌شود. هدف از حمايت دانشجويان مرتفع شدن نيازهاي پژوهشي گروه صنعتي ایران‌خودرو از طريق ايجاد فرصت تحقيق و پژوهش در صنعت براي دانشجويان در قالب تعريف پایان‌نامه‌های مقاطع كارشناسي ارشد و بالاتر است که می‌تواند علاوه بر ایجاد فضایی تجربی برای دانش‌آموختگان، با هدفمندسازی پروژه‌ها، کمک‌های شایانی در رفع نیازهای صنعت خودروسازی کشور نیز باشد.

همچنین پذیرش دانشجویان برای دوره کارآموزی نیز ازجمله محورهای این همکاری‌های مشترک با دانشگاه به شمار می‌رود. هدف از آن، انجام رسالت اجتماعي و الزامات قانوني، ايجاد بستر و زمينه مناسب براي توسعه ارتباط صنعت و دانشگاه از طريق حمايت دانشجويان در كارآموزي، استفاده مؤثر از توانمندي دانشگاه در جهت رفع نيازهاي سازمان در قالب كارآموزي، توانمند ساختن دانشجويان از طريق حضور مؤثر در فرآيندها است.

نباید فراموش کرد صنعت خودرو در ایران همانند دیگر نقاط جهان، ازجمله صنایع کارآفرین محسوب می‌شود. صنعتی که می‌تواند کارآفرینی پایدار داشته باشد و این به معنای پاسخ‌گویی به نیاز بزرگ کشور در شرایط فعلی است. هرچند همکاری‌های صنعت خودرو و حتی قطعه‌سازی با دانشگاه‌ها در سال‌های اخیر افزایش‌یافته، اما این عرصه هنوز هم نیاز به گسترش و حمایت دارد. درخت همکاری صنعت و دانشگاه در سال‌های اخیر همواره توانسته به گل بنشیند ولی هنوز هم این درخت نیاز به تنومند شدن دارد. خوشبختانه ایران‌خودرو بعد از حضور هاشم یکه زارع به‌عنوان مدیرعامل این گروه صنعتی توانسته توجه ویژه‌ای به این حوزه داشته باشد و آثار آن را می‌توان در بسیاری از بخش‌های این شرکت مشاهده کرد. صنعت نیازمند علم است و دانشگاه مولد آن. پس پرواضح است که این دو ریسمانی ناگسستنی از هم دارند.

 

عدم توجه به اصل کارآفرینی، رکنی تأثیرگذار در مغفول ماندن صنعت توریسم

عدم توجه به اصل کارآفرینی، رکنی تأثیرگذار در مغفول ماندن صنعت توریسم

 

به باور کارشناسان، سهم نیم درصدی ایران از درآمد یک هزار و 500 میلیارد دلاری گردشگری جهان باید حداقل بین 2 تا 3 درصد باشد. هنگ‌کنگ بعد از سردی روابطش با چین، بازهم جای خود را به‌عنوان منطقه‌ای که بیشترین گردشگر خارجی جهان را دارد، حفظ کرد. در گزارشی که “یورومونیتور” منتشر کرد، امسال تعداد گردشگران هنگ‌کنگ به 25.7 میلیون نفر رسید.

بانکوک پایتخت تایلند هم رتبه دوم جهان را با 21.3 میلیون نفر، به خود اختصاص داده با این تفاوت که نرخ رشد جمعیت تایلند بیشتر از هنگ‌کنگ است. لندن هم به‌عنوان نماینده‌ای از اروپا، رتبه سوم شهرهای پربازدید جهان را با 19.8 میلیون نفر، دارد که البته پیش‌بینی می‌شود طی هفت سال آینده با توجه به نرخ افزایش محبوبیت شهرهای آسیایی، این رتبه هم توسط یکی از شهرهای آسیایی گرفته شود.

چرا با عنایت به قابلیت‌ها و پتانسیل بالقوه‌ای که ایران در حوزه منابع طبیعی، جاذبه‌های محیطی و توریستی فراوانی که در اختیار دارد، فاصله معناداری با پیشروان این صنعت در دنیا دارد؟! به‌غیراز برخی ملاحظات که در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و … خط قرمزهای کشور را تعیین می‌کنند، راه‌های بسیاری وجود دارند که امکان رشد و توسعه صنعت توریسم را در کشور فراهم می‌کند.

در شرایطی که رکود اقتصادی در حوزه‌های مختلف پررنگ می‌شود و سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را هم به‌عنوان راه‌حلی برای برون‌رفت از وابستگی بیش‌ازحد به نفت و فراورده‌های نفتی می‌دانیم، تمرکز و وفاق همه‌جانبه در صنعت توریسم می‌تواند نقش بسزایی در بهبود وضعیت و ورود ارز خارجی به کشور شود.

مدل‌های متنوع و پربازده‌ای که کشورهای مختلف با دسترسی به منابع حداقلی به‌وسیله اولویت دادن جایگاه این صنعت در سیاست‌گذاری القا ساز ، کار نوآورانه و خلاق، فضاسازی و توسعه زیرساخت و همچنین بدون اتکا به اقتصادی تک‌محور، به دستاوردهای ارزنده‌ای رسیده‌اند.

 

یکی از راه‌های تحقق این مهم، بهبود شاخص‌های جهانی کارآفرینی در این صنعت است. اکوسیستم صنعت گردشگری ایران را می‌توان در حوزه گرایش کارآفرینانه بررسی کرد. شاخص فرعی گرایش کارآفرینانه، گرایش جمعیت یک کشور نسبت به کارآفرینی را سنجیده و بیانگر دیدگاه عموم مردم در خصوص کارآفرینی و کارآفرینان است. گرایش کارآفرینی تحت تأثیر ارکانی نظیر درک فرصت، مهارت شرکت‌های نوپا، پذیرش ریسک، شبکه‌سازی و پشتیبانی فرهنگی قرار دارد.

درک فرصت از منظر کارآفرینانه به معنای شناخت نیاز، علایق و خواسته‌های بازار و پاسخگویی به آن از طریق یک ترکیب خلاقانه از منابع موجود است. درک فرصت در ایران در میان 15 کشور منطقه، با فاصله کمی از تونس، مصر و اردن، مقام 11 منطقه را دارد. مهارت کسب‌وکارهای نوپا نیز درصد جمعیتی را می‌سنجد که احساس می‌کنند از دانش و مهارت لازم برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید برخوردارند و در کنار آن به جمعیت دارای تحصیلات عالی به‌عنوان بازار کار متخصص و ماهر در آن کشور توجه دارد. امکان دسترسی و قابلیت اطمینان از اطلاعات مالی شرکت‌ها، حمایت قانونی از بستانکاران و پشتیبانی نهادی از مبادلات بین شرکتی ازجمله موضوعاتی است که ایران در آن توفیق چندانی کسب نکرده و به‌ویژه در صنعت گردشگری در سنوات گذشته خسارات قابل‌توجهی به بخش خصوصی که معاش آن‌ها درگرو مساعد بودن روابط سیاسی و فرهنگی بین دولت‌ها است، وارد شده است. رکن شبکه‌سازی با کارآفرینان، ازآنجاکه شناخت کارآفرینان از سوی افراد جامعه موجب الگوگیری از کارآفرینان و گردش تجارب کسب‌وکار است، ایجاد بانک‌های اطلاعاتی از کارآفرینان برتر، تشکیل انجمن‌ها و تشکل‌های کارآفرینی، تشکیل شبکه‌های کارآفرینی برخط و برگزاری رویدادهای کارآفرینی، در گسترش شبکه اجتماعی کارآفرینان مؤثر است. برای سنجش پشتیبانی فرهنگی نیز از متغیر فردی «باور به مسیر شغلی کارآفرینی» و متغیر نهادی «فساد» استفاده می‌شود. در این رکن، رویکرد جامعه نسبت به ارزش‌گذاری کارآفرینان مورد سنجش قرار می‌گیرد. در سنوات اخیر برخی ذهنیت‌ها به‌گونه‌ای بوده است که ورود گردشگران خارجی را مخرب فرهنگ شهری و روستایی دانسته‌اند. قطعاً این نگرانی جای تأمل و بررسی دارد ولی دسترسی به راهکار برای حفظ و حراست از فرهنگ ایرانی-اسلامی نیاز به یک نوع نگرش حمایت‌کننده از کارآفرینی در بستر گردشگری را می‌طلبد.

نویسنده : دکتر عرفان حاجی آخوندی / مدرس و پژوهشگر حوزه مدیریت

 

برندی که شما نامیده می‌شوید؟ برند شخصی (قسمت سوم)

برندی که شما نامیده می‌شوید؟

برند شخصی(3) (قسمت سوم)

همان‌طور که می‌دانید برند شخصی(3) یعنی هر شخص شامل مجموعه‌ای از مهارت‌ها است. برند شخصی بیانگر یک ایده بزرگ یا یک سیستم اعتقادی- نگرشی است که برای سایر افراد متمایز و جذاب است. در این شماره قصد داریم شما را با معیارهای برندسازی شخصی آشنا نماییم. در این قسمت، هشت معیار که فرد می‌تواند برند شخصی خود را در حین تکامل در مقایسه با آن‌ها بسنجد را مطرح می‌کنیم. درواقع این قوانین استانداردهایی هستند که باید در هنگام ایجاد برند شخصی موردتوجه قرارگرفته و برای بررسی پیشرفت آن در طول زمان مورداستفاده قرار بگیرند. این هشت قانون عبارت‌اند از:

قانون 1. تخصص: اگر فرد بخواهد برای همه افراد تداعی‌کننده همه‌چیز باشد، نتیجه این می‌شود که برای هیچ‌یک از آن‌ها هیچ‌چیز نخواهد بود. تخصص مفهومی بسیار مهم در بازاریابی شخصی می‌باشد که به معنای انتخاب یک بخش محدود از میان همه مخاطبان و سپس رساندن پیامی مشخص به آن‌ها است.

قانون 2. رهبری: برای داشتن یک برند شخصی(3) خوب، فرد به‌عنوان یکی از مطلع‌ترین، برجسته‌ترین یا ماهرترین افراد در زمینه خود در نظر گرفته شود.

قانون 3. ویژگی‌های شخصیتی: برند شخصی باید پیرامون ویژگی‌های شخصیتی فرد در تمامی ابعاد حتی شامل خطاها، ساخته شود.

قانون 4. تمایز: هنگامی‌که فرد برند شخصی خود را ایجاد کرد، باید آن را به شیوه‌ای منحصربه‌فرد بیان کند. برای تأثیرگذاری قدرتمند، فرد باید خود را به شیوه‌ای متفاوت از دیگر افرادی که در همان حوزه هستند، بیان کند. بیان خود به شیوه‌ای متمایز تنها روشی است که توسط آن برند شخصی(3) در ذهن افراد نقش می‌بندد.

قانون 5. مشهود بودن: برند شخصی(3) باید به‌طور سازگار و مکرر دیده شوند تا زمانی که برند شخصی فرد شناخته شود، مشهود بودن مهم‌تر از توانایی‌های او است.

قانون 6. وحدت: رفتار فرد در خفا باید با برند عمومی او تطابق داشته باشد. وحدت درباره هدایت زندگی شخصی، مطابق با شخصیت عمومی او می‌باشد.

قانون 7. پشتکار: هنگامی‌که برند شخصی(3) ایجاد شد، باید به آن زمان داده شود تا رشد کند، باید به آن وفادار ماند و هوس‌های زودگذر را نادیده گرفت. هیچ راه میان بری برای دستیابی به برند شخصی(3) وجود ندارد، آن برندهایی که یک‌شبه به نظر می‌رسند، حاصل سال‌های زیاد پشتکار داشتن است.

قانون 8. حسن نیت: هرچه که فرد بیشتر به‌عنوان فردی خوش‌نیت یا مجسم کننده آرمان‌های ارزشی در نظر گرفته شود، برند او نفوذ بیشتری خواهد داشت. برند شخصی(3) می‌تواند برای دارنده خود، موفقیت به ارمغان آورد اما این امر باید به‌عنوان نتیجه فرعی در نظر گرفته شود.

 

حال زمان ایجاد یک هویت برند معتبر شخصی برای خودتان است، دفتر یادداشتی برداشته و مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید:

  1. تعریف و تنظیم بلندپروازی شخصی: این مرحله شامل تعریف و تنظیم بلندپروازی‌های فرد به شیوه‌ای هیجان‌انگیز و متقاعدکننده و مشهود ساختن آن است. بلندپروازی شخصی فرد، روح، نقطه آغاز، هدف اصلی و اصول راهنمای ببرند شخصی(3) فرد است. بلندپروازی‌های شخصی شامل چشم‌انداز شخصی، رسالت و نقش‌های کلیدی فرد است که با چهار زاویه دید شامل درونی، بیرونی، دانش و یادگیری و مالی در ارتباط است. بدین ترتیب در برند فرد و نیز در زندگی او توازن ایجاد می‌شود. این مرحله شامل شناختن خود و پاسخگویی به سؤالات زیر است: رؤیاهای شما چیست؟ شما چگونه انسانی هستید؟ چه چیزهایی برای شما مهم است؟ چه چیز شما را منحصربه‌فرد و خاص می‌سازد؟ چرا شما با دیگران متفاوت هستید؟ ارزش‌های شما چیست؟ و استعدادهای شما کدام است؟
  2. تعریف و تنظیم برند شخصی(3)

    : این مرحله شامل تعریف و تنظیم پیمان برند شخصی معتبر، متمایز، مرتبط، برانگیزاننده، بلندپروازانِ و به‌یادماندنی است. در وهله اول باید یک تحلیل نقاط قوت و ضعف/ فرصت و تهدید[1] شخصی و ارزیابی خود انجام شود. نتیجه این مرحله تعریف سبک زندگی شخصی فرد است که باید با بلندپروازی شخصی و اهداف برند فرد مرتبط باشد. اهداف برند عبارت است از چیزی که فرد می‌خواهد برند شخصی‌اش آن را تحقق بخشد. این مرحله نیز باید با چهار زاویه دید ذکرشده: درونی، بیرونی، دانش و یادگیری و مالی مرتبط باشد. به‌علاوه فرد باید تخصص خود را نیز تعریف کند، یعنی تمرکز بر یک استعداد اصلی. حال در دفتر یادداشت خود به این سؤالات پاسخ دهید: مخاطبان شما چه کسانی هستند و بزرگ‌ترین نیازهای آن‌ها چیست؟ بیانه برند شخصی(3) شما شامل مجموعه بلندپروازی شخصی، اهداف برند، تخصص، صفات غالب می‌باشد.

  3. تنظیم یک چک‌لیست شخصی متعادل: بلندپروازی شخصی و برند شخصی(3) اگر اقدامی در جهت تحققشان صورت نگیرد، هیچ ارزشی ندارند؛ بنابراین در این مرحله تمرکز بر ایجاد یک برنامه عمل منسجم و متوازن بر مبنای بلندپروازی شخصی و برند شخصی(3)، برای دستیابی به اهداف زندگی، برند و حذف عوامل منفی است. این مرحله پیرامون ترجمه بلندپروازی و برند شخصی(3) به یک چک‌لیست شخصی متعادل است. این چک‌لیست شامل عوامل کلیدی موفقیت شخصی است که به بلندپروازی و برند شخصی و مقاصد، معیارهای عملکرد، اهداف و فعالیت‌های بهسازی مرتبط به آن‌ها، در ارتباط است. این مرحله نیز به چهار زاویه دید درونی، بیرونی، دانش و یادگیری و مالی تقسیم‌بندی می‌شود. شما باید این چک‌لیست را به‌طور مستمر بر مبنای بلندپروازی و برند شخصی(3) خودتان بهبود داده و مدیریت کنید.
  4. اجرا و ترویج بلندپروازی، برند و چک‌لیست متعادل شخصی: بلندپروازی، برند شخصی(3)و چک‌لیست متعادل شخصی درصورتی‌که اجرایی نشوند، هیچ ارزشی ندارند؛ بنابراین مرحله بعدی اجرا، نگهداری و ترویج آن‌ها است. فرد در این مرحله می‌تواند به‌عنوان راهنما از چرخه معرفی‌شده یعنی برنامه‌ریزی، به‌کارگیری، اقدام و به چالش کشیدن، استفاده کند که باید به‌طور مستمر پیگیری شود. این چرخه برای رشد تدریجی آگاهی از برند فرد ضروری است. هنگامی‌که برند شخصی ایجاد شد، باید به‌طور مستمر از آن نگهداری شود. شما باید پیمان برند شخصی(3) خود را با توجه به بینش‌ها، چالش‌ها و تجربه‌های جدید، تعدیل کنید. هرچه شما بیشتر برند شخصی(3) خود را تقویت، نگهداری و حفاظت نمایید و آن را ترویج دهید، موفق‌تر خواهید بود.

[SWOT 1d

پژوهشگر و مدرس دانشگاه

دکتر شیوا شعبانی

 

اهمیت جذب کارآفرینان غیر مقیم به‌منظور توسعه کسب‌وکارهای دانش‌بنیان چالش مدیریت کلان منابع مالی

اهمیت جذب کارآفرینان غیر مقیم به‌منظور توسعه کسب‌وکارهای دانش‌بنیان

چالش مدیریت کلان منابع مالی

 

طبق آمار ارائه‌شده از سوی معاون اجرایی رئیس‌جمهور، 6 میلیون ایرانی نخبه در آن‌سوی مرزها وجود دارند که تعداد زیادی از آنان می‌توانند در نقش کارآفرین به توسعه اقتصادی کشور کمک شایانی دهند. از این‌سو، دولت با درک این نکته کلیدی در دوران پسا برجام به‌منظور جبران عقب‌ماندگی‌های گذشته، مقوله حضور آنان در کشور را از موضوعات کلی خارج کرده و نقش کارآفرینان غیر مقیم را به‌منظور شناسایی ظرفیت‌ها، موشکافانه موردبررسی قرار می‌دهد. از سوی دیگر، همچنین معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در بهار ۱۳۹۶ طرح “۱۱۰ برنامه حمایتی از شرکت‌های دانش‌بنیان” را برای تأمین قانون حمایت از شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان و تجاری‌سازی نوآوری‌ها و اختراعات که به تصویب مجلس شورای اسلامی نیز رسیده است، اجرایی کرده است. حال سؤال آن است که باوجود ایجاد چنین بستر منحصربه‌فرد، چه چالش‌های اساسی سبب عدم همکاری بسیاری از کارآفرینان غیر مقیم در توسعه کسب‌وکارهای دانش‌بنیان شده است؟

بسیاری از اقتصاددانان نامی جهان مانند استیگلیتز بر ایـن باورنـد کـه امـروزه دیگـر حجـم سرمایه و اندازه بازار، در توسعه اقتصادی ملل نقش اساسـی را نداشـته، بلکـه ایـن نقـش را دانـش و فناوری ایفا می‌کند؛ بنابراین عوامل متخصص انسانی به‌عنوان نیروی اصلی تحول اقتصـادی موردتوجه بوده و برنامه‌های توسعه اقتصادی با توجه به نقش این عامل مهم تـدوین و بـه اجـرا درمی‌آیند. ازلحاظ کاربردی، برای دستیابی به اقتصاد دانش‌بنیان، فقط تولید و توزيع اطلاعات و پرداختن به آموزش و پژوهش كافي نیست، بلکه نکته مهم، به‌کارگیری آن‌ها در استفاده از منابع اقتصـادی به‌صورت مستمر و پايدار است. به‌عبارت‌دیگر، کاربردی کردن دانش و استفاده مؤثرتر از آن در گسترش ظرفیت‌ها و ارتقاء درجه بهره‌برداری از منابع است که تحقق یک اقتصـاد دانش‌بنیان را مقدور می‌سازد.

 

نمونه‌ای از نقش کلیدی سرمایه انسانی در رشد و اعتلای یک کشور، هندیان مهاجر در انگلستان هستند. کشور هندوستان نیز در بخش فناوری اطلاعات یکی از کشورهای پیشرو در دنیا است که این امر را مدیون همین مهاجرانی است که در انگلستان زندگی می‌کنند. واقعیت این است که انگلیسیان هندی تبار که در صنعت فن‌آوری اطلاعات از بهترین‌ها به شمار می‌آیند، با تبادل دانش و انتقال سرمایه، هند را به سرزمینی کارآفرینی تبدیل کرده‌اند. با تسهیل زمینه‌های علمی و همچنین جذب سرمایه، هند موفق شد از ظرفیت‌های مهاجرانی که برای تحصیل و کار به انگلستان رفته بودند، بهره‌برداری کند و در یک بازه زمانی ۱۰ ساله بسیاری از آنان را به سرمایه‌گذاری و حضور مجدد در فضای اقتصادی ترغیب کند. چنین ارتباط و پیوندی سبب شد که سهم تولید ناخالص هند در فناوری‌های پیشرفته از ۲ درصد در سال‌های پایانی قرن ۲۰ ام به نزدیک ۶ درصد در سال‌های اخیر برسد. با درک این نمونه چگونه است که کشور ما در امر برقراری چنین ارتباطی با کارآفرینان غیرمقیم به بهترین نتایج ممکن نمی‌رسد؟

پاسخ اما در بیانات مقام معظم رهبری مدظله‌العالی دریکی از دیدارهای اخیر ایشان با فعالان تولید دانش‌بنیان مبنی بر عدم استفاده صحیح از منابع مالی و علل آن به‌وضوح مشاهده می‌شود. ایشان فرمودند شایسته است این مانع که به‌عنوان محدودیتی بزرگ در رشد اقتصادی و حصول اقتصاد پایدار محسوب می‌شود، به‌دقت مورد ارزیابی قرار گیرد. تحصیل ثروت از راه خام فروشی یکی از موارد مهم و مؤثر در عدم توسعه اقتصادی و پیشرفت کارآفرینی در ایران است. اقبال به دستیابی اقتصاد دانش‌بنیان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین راهکارهای استفاده صحیح از منابع مالی در جایگاه درست و به‌اندازه مطرح است. از سویی دیگر لزوم ارتقای مدیریت منابع مالی نیز به‌عنوان راهکاری دیگر از سوی ایشان پیشنهادشده است. بدین منظور تأمین حداقل ۲۰ درصد از درآمد مالي كشور از راه صنايع دانش‌بنیان تا افق ۱۴۰۴ در بیانات ايشان راهکار دیگری برای کاهش وابستگی به خام فروشی نفت بوده است.

بررسی‌ها حاکی از آن است که حدود ۵۰ درصد از تولیدات صنعتی ایران را محصولات منبع گرا تشکیل می‌دهند. حدود ۲۰ درصد از محصولات صنعتی نیز اختصاص به صنایع با فناوری ساده دارد؛ بنابراین مجموع صنایع منبع گرا و ساده حدود ۷۰ درصد تولیدات صنعتی ایران را تشکیل داده که بیانگر سطح پایین فناوری صنعتی ایران است. محصولات با فناوری متوسط نیز اندکی کمتر از ۳۰ درصد از تولیدات صنعتی ایران را شامل می‌شود که بیشتر شامل صنایع پتروشیمی و شیمیایی است. بخش صنایع با فناوری بالا نیز سهم بسیار ناچیزی بین ۱.۹ تا ۲.۵ درصد از محصولات صنعتی ایران را شامل می‌شود که بخش عمده آن محصولات الکترونیکی است؛ بنابراین ساختار اقتصاد ایران از منظر سطح فناوری به‌کاربرده شده در تولید، بیشتر (بیش از ۷۰ درصد) مبتنی بر تولید کالاهای منبع گرا و دارای تکنولوژی سطح پایین است و سهم تولید کالاهای با تکنولوژی سطح بالا بسیار ناچیز است.

همچنین بررسی سبد صادراتی ایران به کشورهای اروپایی نیز حاکی از آن است که بیش از ۹۰ درصد از صادرات ایران به اروپا، مواد اولیه بوده و تنها ۷ درصد از صادرات شامل کالاهای تولیدشده است که در فرایند تولید آن‌ها از تکنولوژی متوسط استفاده می‌شود و سهم تجهیزات مخابراتی که تولید آن‌ها مبتنی بر استفاده از تکنولوژی پیشرفته است، شوربختانه کمی بیش از صفر است. با توجه به مقایسه سبد صادراتی ایران به کشورهای عضو اتحادیه اروپا الزام به کاهش میزان خام فروشی و سوق به‌سوی اقتصاد مبتنی بر دانش درک می‌گردد. نتایج عملکرد کشورهای توسعه‌یافته نشان داده است که این مهم با ارائه تسهیلات لازم برای کارآفرینان از طریق مدیریت صحیح منابع مالی محتمل‌تر خواهد شد.

بدین ترتیب توسعه کارآفرینی در جوامع نیازمند آمادگی زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی، همکاری نظام‌های آموزشی، ساختارهای اداری و مالی و سایر مکانیسم‌های حمایتی است. بر این اساس توسعه کارآفرینی در بخش‌های مختلف اقتصادی با توجه به ویژگی‌ها و شرایط این بخش‌ها، مقوله‌ای چندبعدی بوده و نیازمند توجه همه‌جانبه دولت و مجلس در تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های کلان، تأمین زیرساخت‌های لازم و اجرای برنامه‌هایی هدفمند برای ترویج کارآفرینی به‌منظور رواج اندیشه‌های کارآفرینانه، ارتقاء دانش و توانمندی‌های افراد برای استفاده صحیح از پتانسیل‌ها ازجمله جذب کارآفرینان تحصیل‌کرده غیر مقیم برای مدیریت چالش‌های اقتصادی پیش روست.

نویسنده: دکتر فرهاد حسنی مهربان / مدرس و پژوهشگر

 

کارآفرینی پایه‌‌های شکل‌گیری اقتصاد نوین بررسی دانشگاه توکیو-ژاپن

کارآفرینی پایه‌‌های شکل‌گیری اقتصاد نوین

بررسی دانشگاه توکیو-ژاپن

University of Tokyo

 

دانشگاه توکیو در سال ۱۸۷۷ به‌عنوان اولین دانشگاه ملی ژاپن تأسیس شد و به‌عنوان یک دانشگاه تحقیقاتی پیشرو در زمینه تحصیلات عالیه در ژاپن، شناخته شد. در دوره‌های اصلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و در تمامی رشته‌ها طیف کاملی از فعالیت‌های تحقیقاتی و پژوهشی را دانشجویان انجام می‌دهند. این دانشگاه ازلحاظ علمی بسیار غنی و ازلحاظ ارائه رشته بسیار متنوع است که تضمین‌کننده‌ای برای رشد فکری و کسب دانش و مهارت‌های حرفه‌ای است. نحوه پذیرش دانشجو در دانشگاه توکیو با آزمون ورودی است و تمامی مدارک سطوح قبلی فرد متقاضی باید ارائه شود و هزینه تحصیل در این دانشگاه تقریباً بین ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار در سال می‌باشد. محدوده قبولی در این دانشگاه ۱ به ۱۰ است و رتبه بین‌المللی این دانشگاه در جهان ۶۰ و برترین و اولین دانشگاه ژاپن محسوب می‌شود.

این دانشگاه در حقیقت با ترکیب دانشکده‌های دولتی پزشکی و علوم غربی به وجود آمده و سپس به نام دانشگاه امپریال توکیو نام‌گذاری شد. در سپتامبر ۱۹۲۳ میلادی پس از زلزله و آتش‌سوزی حدود ۷۰۰ هزار جلد از کتاب‌های آن نابود شد اما به‌هرحال در سال ۱۹۴۷ میلادی و پس از شکست در جنگ جهانی دوم این دانشگاه با نام اصلی خود فعالیتش را دوباره آغاز کرد. سیستم جدید دانشگاهی در سال ۱۹۴۹ میلادی  شروع شد.

اکنون بیش از ۵۵۰۰ نفر در بخش‌های مختلف آن مشغول به کار هستند و همچنین وجود ۳۰ هزار دانشجو سبب شده دانشگاه توکیو به یکی از مهم‌ترین مراکز بین‌المللی تحقیق و تحصیل در جهان و همین‌طور آسیا، تبدیل شود. در حال حاضر نیز حدود ۲۱ هزار دانشجوی خارجی در آن مشغول به تحصیل هستند.

البته این دانشگاه بیشتر یک دانشگاه تحقیقاتی است و ۱۰ دانشکده را در زیرمجموعه خود جا داده است. دانشگاه توکیو دارای ۵ پردیس در هونگو، کومابا، کاشیوا، شیرواکنه  و ناکانو است. ژاپن تایمز در سال ۲۰۱۲ میلادی اعلام نمود که از ۱۲۸۲ پروفسور دانشگاه توکیو، ۵۸ نفر آن زن بوده‌اند.

 

دانشکده‌ها، سطوح و دروس ارائه‌شده در دانشگاه توکیو:

سطوحی که در دانشگاه توکیو ارائه می‌شود در سه سطح کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است که دانشکده‌های آن عبارت‌اند از:

الف- دانشکده کشاورزی و علوم پایه: این دانشکده تحصیلات تکمیلی را پوشش می‌دهد، که به‌صورت پیشرفته به اکوسیستم جهانی ، مزارع ، جنگل‌ها و کشاورزی صنعتی را شامل می‌شود. این دانشکده ۱۲ بخش دارد  و در هر بخش بیش از ۱۸۰ نفر از دانشجویان در حال تحصیل هستند که این رشته‌ها و دپارتمان‌ها عبارت‌اند از: ۱- دپارتمان کشاورزی، زیست‌شناسی، محیط‌زیست ۲-گروه شیمی کاربردی زیست‌شناسی ۳- گروه بیوتکنولوژی ۴- گروه علوم جنگل ۵- گروه آبزیان علوم زیستی ۶- اقتصاد کشاورزی و منابع ۷- گروه زیست‌شناسی و مهندسی محیط‌زیست ۸- گروه علوم ماده ۹- گروه جهانی علوم کشاورزی ۱۰ – گروه مطالعات اکوسیستم ۱۱- گروه علوم منابع حیوانات ۱۲- گروه دامپزشکی علوم پزشکی

ب- دانشکده علوم و هنر: دانشکده تحصیلات تکمیلی جامع و پیشگام در زمینه‌های جدید تحقیق در حوزه‌های مختلف علوم پایه انسانی است و از اهداف این دانشکده می‌توان به تعمیق و تقویت آموزش‌وپرورش در رشته‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی اشاره کرد و استفاده از تمامی ظرفیت‌های دانشجویان بین‌المللی و روابط علمی بسیار نزدیک با دانشگاه‌های اروپا و آمریکا که از سال ۲۰۰۵ به بعد به طرز چشمگیری افزایش پیداکرده است که این عوامل باعث پیشگام شدن این دانشکده در علوم انسانی در سطح جهان شده است. رشته‌های این دانشکده عبارت‌اند از: علوم زبان و اطلاعات، مطالعات فرهنگی میان‌رشته‌ای، گروه مطالعات منطقه‌ای، برنامه تحصیلات تکمیلی رشته‌های : امنیت انسانی، علوم انسانی جهانی، دوره تحصیلات در جامعه جهانی، علوم محیط‌زیست و همچنین در سطح کارشناسی ارشد و دکتری نیز این دانشکده فعالیت می‌کند.

ج- دانشکده زبان: این دانشکده یکی از مطرح‌ترین دانشکده‌های آسیا و پیشرو در سطح جهان است و تقریباً تمامی رشته‌های زبان در تمام دنیا از آفریقا تا اروپا و آسیا را در برمی‌گیرد. ازجمله رشته‌های این دانشکده می‌توان به گروه زبان فرانسه، گروه زبان ایتالیایی، گروه زبان هندی، گروه زبان روسی و پرتغالی و دیگر زبان‌های مطرح دنیا اشاره کرد. این دانشکده در تمامی سطوح مطالعاتی دانشجو می‌پذیرد.

د- دانشکده پزشکی: دانشگاه توکیو یکی از پیشرفته‌ترین دانشکده‌های سطح بین‌المللی است. در عرصه مطالعات دانشگاهی و تحقیقات، همگام و هم‌سطح دانشگاه‌های کانادا است که در این دانشکده اکثر رشته‌های پزشکی اعم از دندانپزشکی، بیولوژی، پرستاری، رادیولوژی و دیگر رشته‌های پزشکی ارائه می‌شود و در تمامی سطوح پزشکی، این دانشکده پذیرش دارد.

هـ- دانشکده مهندسی: دانشگاه توکیو یکی از محبوب‌ترین دانشکده‌های ژاپن برای دانشجویان به‌حساب می‌آید و از شاخص‌ترین ویژگی‌های این دانشکده می‌توان به تنوع رشته‌های فنی و مهندسی این دانشکده اشاره کرد. رشته‌های مهندسی عمران، مهندسی برق، مهندسی الکترونیک، مهندسی شیمی، مهندسی مواد، مهندسی جغرافیا و دیگر رشته‌های مهندسی در تمامی سطوح دانشگاهی لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری ارائه می‌شود.

 

جذب دانشجویان خارجی:

هرچند اصولاً در دانشگاه‌های ژاپن جمعیت دانشجویان خارجی محدود است اما طی سال‌های اخیر مقامات این دانشگاه تصمیم گرفته‌اند با اجرای برنامه‌هایی به زبان انگلیسی درهای خود را به روی دانشجویان بین‌المللی بگشایند.

در همین راستا دانشگاه توکیو از سال ۲۰۱۲ میلادی دو برنامه برای دانشجویان کارشناسی به زبان انگلیسی در نظر گرفت. همچنین در سال ۲۰۱۴ میلادی نیز دانشکده علوم، برنامه‌ای برای انتقال دانشجویان  انگلیسی‌زبان، به نام GSC، ایجاد کرد.

مرکزی برای تحقیقات علوم مختلف:

یکی از نکات مهم درباره دانشگاه توکیو، وجود مؤسسات تحقیقاتی متعدد در آن است. دانشگاه توکیو شامل مؤسسه‌های تحقیقاتی در علوم و بخش‌های مختلف ازجمله علوم پزشکی، زلزله، فرهنگ شرقی، علوم اجتماعی، صنایع، تاریخ، علوم زیستی مولکولی و سلولی، تحقیقات اشعه‌های کیهانی، فیزیک، جوی و اقیانوسی و غیره است.

 

برندگان جایزه نوبل درمیان فارغ‌التحصیلان:

در این دانشگاه ۱۵ نخست‌وزیر ژاپن تحصیل‌کرده‌اند. علاوه بر آن  ۱۲ فارغ‌التحصیل آن برنده جوایز نوبل شده‌اند که ازجمله می‌توان ساتوشی امورا برنده نوبل پزشکی و تاکاکی کاجیتا برنده نوبل فیزیک در سال ۲۰۱۵ را اشاره نمود. همچنین یوشینوری اوهسومی برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۶ نیز در همین دانشگاه تحصیل‌کرده بود.

 

دفتر کارآفرینی و توسعه‌سازمانی- بخش روابط سازمانی دانشگاه:

این دفتر تلاش می‌کند تا همکاری‌های خلاقانه دانشگاه و صنعت را به‌منظور تحقق نتایج تحقیقات دانشگاه در جامعه و به دست آوردن نوآوری با تأثیر بسیار بالا را دنبال کند. یکی از مأموریت‌های این دفتر ایجاد پروژه‌های تحقیقاتی خاصی است که مهارت و توانایی‌های جامع دانشگاه توکیو را در برگیرد. برای این منظور و جهت ارتقاء برنامه‌های مختلف، یک طرح تحقیقاتی مشترک به نام Proprius21 در دست اجرا است، پروژه‌ای که برای ایجاد همکاری بین‌المللی دانشگاه و صنعت و همچنین انجمن علمی و فناوری است.مأموریت بعدی این دفتر حمایت از شرکت‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر تحقیق و فن‌آوری توسعه‌یافته در دانشگاه توکیو می‌باشد. دانشگاه توکیو مرکز کارآفرینی پلازا را در سال 2007 به‌عنوان یک مرکز حمایت از شرکت‌های سرمایه‌گذاری و به‌منظور پاسخگویی به نیازهای تحقیقاتی مختلف آن‌ها افتتاح کرد. بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری کار خود را از این مرکز کارآفرینی شروع کرده‌اند. این دفتر با همکاری تمامی دانشکده‌های تحصیلات تکمیلی دانشگاه همکاری می‌کند و تلاش‌های متمرکز در زمینه آموزش کارآفرینی را ادامه می‌دهد.

آزیتا جهانبخش پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

همایش ملی جایگاه زنان در کارآفرینی و توسعه پایدار در اصفهان

همایش ملی جایگاه زنان در کارآفرینی و توسعه پایدار در اصفهان

نویسنده : نرگس سقازاده / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

دومین همایش ملی جایگاه زنان در کارآفرینی و توسعه پایدار با شعار «زنان، هم‌پیمانان توسعه و برکت اقتصادی» اسفندماه سال جاری به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س) و به همت معاونت بانوان اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد.

هدف شورای عالی بانوان اتاق بازرگانی اصفهان، راهنمایی مطلوب جوانان به‌ویژه بانوان برای ورودی منطقی و اثرگذار به محیط کسب‌وکار است و ازاین‌رو موضوعات «زن، اقتصاد و توسعه پایدار»، «زن، سیاست، فرهنگ، اجتماع و توسعه پایدار» و «زن، محیط‌زیست و توسعه پایدار» ازجمله محورهای اصلی این همایش بودند.

ادامه..

از اهداف اصلی این همایش می‌توان به موارد معرفی بانوان کارآفرین و تبادل تجارب آن‌ها به‌عنوان الگوهای موفق در سطح ملی و فراملی و ایجاد بستر مناسب جهت توسعه همکاری اقتصادی بانوان در سطوح ملی منطقه‌ای و بین‌المللی، ترویج و توسعه فرهنگ نقش‌آفرینی بانوان، مشارکت همه‌جانبه آنان در حوزه‌های مختلف ازجمله پایداری خانواده و استفاده بهینه از توانمندی‌های آنان در راستای دستیابی به توسعه پایدار، ترغیب به ایجاد شبکه‌های اطلاعاتی و ارتباطی میان بانوان کارآفرین در فعالیت‌های اقتصادی در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی و کمک به پیوند منطقی و متناسب میان کارآفرینان با دولت، بانک‌ها و سایر ذی‌نفعان اشاره کرد.

زهرا اخوان نسب با تأکید بر نقش اساسی زنان در خانواده ادامه داد: تحکیم بنیاد خانواده، تربیت فرزند و نسل آینده کشور بر عهده بانوان است و با سرمایه‌گذاری و مشارکت آنان در توسعه اقتصاد کشور، می‌توان به افق‌های روشن‌تری دست‌یافت، هرچند هم‌اکنون بیش از 400 بانوی کارآفرین با شورای عالی بانوان اتاق بازرگانی اصفهان در ارتباط هستند اما هدف ما شناسایی هر چه بیشتر بانوان توانمند و برقراری ارتباط با آنان است که بتوانند نسبت به قبل جایگاه بهتری داشته باشند.

وی با اشاره به اینکه، شعار امسال همایش ” زنان هم‌پیمانان توسعه و برکت اقتصادی ” است افزود: زنان حلقه‌های نامرئی اقتصادی هستند و برای دست‌یابی به توسعه پایدار نیاز به آموزش‌های صحیح در این زمینه‌داریم، آموزش‌های ما فقط برای قشر محدودی از بانوان نیست چراکه در بسیاری از روستاها و شهرستان آموزش‌های اصولی برای افرادی که کسب‌وکارهای کوچک خانگی را دنبال می‌کنند برگزار کردیم و بانوان زیادی را شاهد بودیم که از همین کارهای کوچک شروع کرده و با آموزش، کارگروهی و توسعه فعالیت خود به موفقیتی چشمگیر دست‌یافته‌اند.
رئیس شورای عالی بانوان اتاق بازرگانی اصفهان بیان کرد: بسیاری از بانوانی که سال‌های پیش حتی در نوشتن رزومه کاری مشکل داشتند، امسال برای ما مقاله ارسال کرده‌اند و این خودباوری و پیشرفت باعث افتخار ما است، از همه بانوان دعوت می‌کنیم با شرکت در این همایش برای توسعه توانمندی‌های خود اقدام کنند و با شناخت و ارتباط با زنان موفق و کارآفرین و دریافت آموزش‌های اصولی، در مسیر صحیح فعالیت‌های اقتصادی گام بردارند.

 

نویسنده : نرگس سقازاده / پژوهشگر حوزه مدیریت