تردیدی وجود ندارد که نظام آموزش عالی سنگ بنای اصلی توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع است. در دنیای کنونی تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می‌گیرد و این امر باعث ایجاد چالش‌های جدیدی در جامعه می‌گردد لذا جهت رویارویی با شرایط و چالش‌های جدید، توجه به توسعه قابلیت‌های کارآفرینی و ترویج روحیه آن در دانش آموختگان و حتی دانشجویان بسیار ضروری است. با وجود اینکه واژه کارآفرینی از قدمت زیادی برخوردار است اما هنوز هم عمق مفهوم این واژه چه در عرصه کسب و کار و چه در آموزش عالی نسبتاً نهفته باقی مانده است. مفهوم دانشگاه کارآفرین نخستین بار توسط کلارک در سال 1998 مطرح شد و آوازه جهانی پیدا کرد و بعدها مشاهده شد که از واژگانی نظیر سرمایه داری آکادمیک در این حوزه استفاده گردید. ویژگی های دانشگاه کارآفرین در تحقیقات کلارک به شرح ذیل عنوان شده است :

1 – راهبری قوی

2 – توسعه پیرامون

3 – پایه مالی

انواع دانشگاه

نسل اول دانشگاه‌ها را آموزش محور، نسل دوم را پژوهش محور و نسل سوم را دانشگاه کارآفرین گویند. همانطور که از آمار و ارقام اعلام شده در خصوص تعداد مقالات پذیرش و چاپ شده و همچنین تولید علم انجام شده توسط پژوهشگران عزیز کشورمان مشخص است، دانشگاه‌های کشور گذر نسبتاً موفقی را از نسل اول به نسل دوم دانشگاهی داشته‌اند( تبدیل شدن از دانشگاه آموزش محور به دانشگاه پژوهش محور)، لذا اگر برای هر نسل از دانشگاه منحنی عمری در نظر گیریم، جهت بقای دانشگاه در عرصه داخلی و خارجی نیازمند ایجاد زیرساختی مناسب برای دانشگاه نسل سوم(دانشگاه کارآفرین)، قبل از افول نسل دوم دانشگاهی هستیم.

فرانسه جدید، بهشت کارآفرینان

فرانسه جدید، بهشت کارآفرینان

 

اقتصاد فرانسه- سومین کشور بزرگ در اروپا – در سال‌های اخیر با تلاش‌های انگلستان و آلمان دستاوردهای نسبی به دست آورده است. این کشور با بحران بدهی، قوانین سخت‌گیرانه کار و بیکاری بالا مواجه است، عواملی که بسیاری از کارآفرینان را مجبور به انتقال دفاتر خود در خارج از کشور کرده است. به گزارش وزارت امور خارجه ، امروزه بیش از 1،6 میلیون تبعه فرانسوی در خارج از کشور زندگی می‌کنند.

امانوئل مكرون[1] رئیس‌جمهور جوان و خلاق فرانسه به‌منظور رهایی از این موقعیت، قوانین جدیدی برای راحت‌تر کردن تجارت و کسب‌وکارها در فرانسه وضع کرده است. برای مثال پیشنهاد داده است که نرخ مالیات شرکت‌ها را به‌طور متوسط از 33 درصد به 25 درصد کاهش دهند. او می‌خواهد قوانین کار را تغییر دهد، به‌طوری‌که شرکت‌ها بتوانند آزادی بیشتری برای مذاکره در ساعات کار و پرداخت‌هایشان داشته باشند.

مکرون چندی پیش در رویداد فناوری ویوا[2] پاریس که بیشتر به توسعه استارتاپ‌ها، ابتکار و نوآوری و فناوری‌های دیجیتال می‌پردازد، گفت: «من می‌خواهم فرانسه کشوری باشد که با استارتاپ‌ها و برای آن‌ها کار می‌کند. ملتی که همچون استارتاپ‌ها فکر می‌کند و به‌موازات این افکار حساب‌شده حرکت می‌کند.» وی افزود: » من می‌خواهم فرانسه دچار یک تحول بزرگ شود. فرانسه نباید برای کارآفرینان و نوآوران در هیچ زمینه‌ای ازجمله مالیات مانعی بتراشد بلکه باید به آسان‌تر شدن کار آن‌ها کمک کند تا این کشور تبدیل به بهشت استارتاپ‌ها شود.» مکرون به کارآفرینان وعده داد: » ما بدون هیچ تأخیری از طریق این تحولات پیشرفت خواهیم کرد. شما نباید تعلل کنید و منتظر شوید، زیرا رقبای شما هم هرگز درنگ نخواهند کرد.» مکرون در ادامه سخنان خود گفت: » اجازه بدهید من این موضوع را روشن کنم که فرانسه ملتی پیشرو در کارآفرینی، نوآوری و تغییر خواهد بود… فرانسه می‌تواند موفق شود چراکه با کمک دانشمندان و کارآفرینان و دانشجویان موفق آینده از آن ما است.» همچنین مکرون اعلام کرد که یک ویزای جدید تکنولوژی چهارساله برای تشویق کارآفرینان خارجی برای راه‌اندازی کسب‌وکارشان در فرانسه قرار داده است. مکرون در این کنفرانس توضیح داد که ویزا برای بنیان‌گذاران، کارآفرینان، کارکنان و سرمایه‌گذاران بازخواهد شد و این روند دریافت مجوز اقامت را ساده می‌کند.

مکرون پیش‌ازاین هم در زمان انتخابات گفته بود که ۱۰ میلیارد یورو در حوزه ابتکار و نوآوری فرانسه هزینه خواهد شد تا یک انقلاب فناورانه در این کشور صورت بگیرد و آن را به سمت دیجیتالی شدن سوق دهد.

فرانسه در زمینه سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر[3] نیز رشد گسترده‌ای داشته است و مکرون می‌خواهد میزان این سرمایه‌گذاری را افزایش دهد. چندی پیش بزرگ‌ترین فضای استارتاپ جهان، پروژه ایستگاه اف[4] در پاریس اجرا شد. این پروژه می‌تواند بسیاری از استارتاپ‌های جهان را زیرپوشش قرار دهد، همانطورکه مکرون خواسته تا فرانسه جهانی بی اندیشد. «رکسانا وایرز» مدیر پروژه ایستگاه اف مدعی شده است که تاکنون بیش از دو هزار و سیصد استارتاپ از بیش از پنجاه کشور جهان تقاضای حضور در این طرح را داشته‌اند که بیشتر این تقاضاها از امریکا و بریتانیا بوده است. وی دراین‌باره گفت: «بسیاری از این استارتاپ‌ها در درخواست‌های خود عنوان کرده‌اند که فاکتورهایی مانند خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، حضور دونالد ترامپ، گرانی حضور در «سیلیکون ولی» و همچنین حضور «امانوئل مکرون» رئیس‌جمهوری فرانسه و علاقه وی به فناوری و استارتاپ‌ها، در تصمیم آن‌ها برای حضور در فرانسه تأثیرگذار بوده است.»

به‌هرحال فرانسه موقعیت مناسبی دارد تا به قطب استارتاپ‌ها تبدیل شود که یکی از آن‌ها کمپانی فرنچ تک تیکت[5] است که برای جذب استعدادهای برتر جهان به پاریس فعالیت دارد و تاکنون نیز بسیار موفق عمل کرده است.

منبع: رویترز، ایران

 

پروژه «ایستگاه اف»، بزرگ‌ترین فضای استارتاپی جهان

 

 

 امانوئل مکرون در کنفرانس «ویوا»

[1] Emmanuel Macron

[2] Viva

[3] Venture Capital

[4] FStation

[5] French Tech Ticket

 

نویسنده : شادی لطیفیان / پژوهشگر حوزه مدیریت MBA

 

 

بازاریابی کارآفرینانه، رویکرد نوین در بازارهای چالشی

بازاریابی کارآفرینانه، رویکرد نوین در بازارهای چالشی

 

 بازاریابی کارآفرینانه ساختار نظری بین کارآفرینی و بازاریابی است که حدود سی سال پیش مطرح گردید اما به‌قدر کافی توسعه نیافت.

تفکر کارآفرینی غیر‌خطی و خلاق است و از پیش‌بینی اجتناب می‌نماید و با مدل‌های بازاریابی سنتی در تعارض است. در این نوشته هدف این است که تعریفی یکپارچه و مفهومی از بازاریابی کارآفرینانه از دیدگاه بازاریابی، کارآفرینی و مدیریت ارائه شود.

بازاریابی کارآفرینانه مفهومی است که از تعامل دو علم – بازاریابی و کارآفرینی- ایجاد می‌گردد.

 

4 دیدگاه در خصوص بازاریابی کارآفرینانه وجود دارد. دیدگاه اول متمرکز بر اشتراکات کارآفرینی و بازاریابی است. دیدگاه دوم، بازاریابی کارآفرینانه را به‌عنوان کارآفرینی در بازاریابی می‌بیند و به بررسی مسائل کارآفرینی از دیدگاه بازاریابی می‌پردازد.

دیدگاه سوم، بازاریابی را در کارآفرینی می‌بیند که مسائل بازاریابی را از طریق مفاهیم کارآفرینی حل خواهد نمود.

دیدگاه چهارم، بازاریابی کارآفرینانه را به‌عنوان مفهومی منحصربه‌فرد می‌داند که از طریق ترکیب مفاهیم بازاریابی و کارآفرینی به وجود می‌آید و دارای 7 بعد اصلی می‌باشد که به‌واسطه آن بازاریابی کارآفرینانه تعریف و ارزیابی می‌گردد.

بر اساس دیدگاه چهارم ابعاد بازاریابی کارآفرینانه به شرح ذیل است.

  • ایجاد بازار که اشاره به خلق بازار جدید و هدایت آن از طریق مفاهیم کارآفرینی دارد.
  • خلق ارزش که اشاره به ایجاد هم‌افزایی از طریق تعامل با شرکای حاضر در زنجیره ارزش دارد که بتوانند ارزش‌ جدیدی را برای مشتریان ایجاد نمایند.
  • پیشرو بودن که اشاره به مطالعه و پیش‌بینی نیازهای آینده بازار و شناسایی فرصت‌های بازار دارد. این خصیصه مرتبط با شرایط محیط کسب‌و‌کار است. سازمان‌ها باید تغییرات محیطی و روندها را پایش نمایند تا جهت ایجاد مزیت رقابتی در کسب‌و‌کار تغییرات داخلی را ایجاد نمایند. این تغییرات داخلی می‌تواند درروش تولید، استراتژی معرفی محصولات، استراتژی رقابت با رقبا، روش فروش و توزیع باشد.
  • نوآوری که اشاره به اتخاذ رویکرد خلاقانه بازاریابی دارد که استراتژی‌های متمایز و متفاوت را در بازار اجرا نماید.
  • مدیریت ریسک که در راستای کاهش آسیب‌پذیری کسب‌و‌کار و وابستگی به محیط خارجی عمل می‌نماید و به دنبال افزایش انعطاف‌پذیری در برنامه‌های بازاریابی عمل می‌نماید.
  • تسطیح منابع که به دنبال ایجاد بیشترین ارزش از طریق مدیریت کارآمد منابع با رویکرد بازاریابی ارزش‌گرا می‌باشد.
  • جذب علاقه‌مندی حداکثری مشتری که سعی در ایجاد روابط صمیمانه و احساسی با مشتری به‌صورت فردی می‌باشد تا ارتباط با مشتری سودآوری را به دست ‌آورد.

بازاریابی کارآفرینانه الگوهای رفتاری برای کسب‌و‌کارهای کوچک ایجاد می‌نماید که برای کسب‌و‌کارهایی که با محدودیت منابع مواجه هستند بسیار مناسب است. این نوع بازاریابی دارای دو رویکرد بازار گرایی و نگرش کارآفرینی می‌باشد که مزیت‌های استراتژیک مهمی را برای کسب‌وکارها جهت بهبود عملکردشان ایجاد می‌نماید.

 

تعامل بازار گرایی و نگرش کارآفرینی

بازار گرایی یکی از عناصر بسیار مهم مفهوم بازاریابی است که نشانگر واکنش سازمان‌ها به تقاضای بازار است. طبق تعریفی، بازار گرایی فرآیند ایجاد رضایت در مشتریان از طریق تجزیه‌وتحلیل و ارزیابی نیازها و خواسته‌های مشتریان می‌باشد. بازار گرایی به‌واسطه دو بعد ایجاد ارزش و شدت ارتباط با مشتریان ارزیابی می‌گردد.

نگرش کارآفرینی ساختاری است که به‌واسطه وجود شناسایی فرصت‌های بازار و واکنش مناسب به آن‌ها مزیت رقابتی و دانش فنی جهت ارضای نیاز مشتریان برای کسب‌و‌کار ایجاد می‌نماید. این نگرش با تمرکز بر رویکرد نوآوری سعی می‌نماید تا رابطه جدیدی را با مشتری به وجود آورد و یا از رابطه‌های موجود، بازار جدید بسازد. مفهوم مرکزی این نگرش ایجاد ارزش نوآورانه است که وظیفه آن کشف منابع ارزش‌آفرین در مشتری و ایجاد ارزش‌های منحصربه‌فرد از ترکیب این منابع ارزشی می‌باشد.

تفاوت بازاریابی کارآفرینانه و سنتی در هدایت فرصت‌ها می‌باشد. دو اقدام مهم و حیاتی برای موفقیت کسب‌و‌کار در بازاریابی این است که فرصتی را صحیح و درست شناسایی نماید و در زمان مناسب و صحیح نسبت به آن واکنش نشان داده و اقدام مناسب صورت پذیرد. پیشرو بودن در شناسایی فرصت‌ها از ویژگی‌های بارز کارآفرینان می‌باشد که به‌واسطه شناسایی و پاسخگویی مناسب، نیازهای مشتریان را پاسخ می‌گویند و خشنودی و رضایت مشتریان را در مقابل رقبا به دست می‌آورند.

بین کارآفرینی و بازاریابی، تمرکز بر تغییرات، شناسایی فرصت‌ها و نوآوری وجه اشتراک وجود دارد و به‌واسطه این رویکرد نوین می‌توان استراتژی‌های مناسبی را در بازار برای موفقیت کسب‌وکار ایجاد نمود.

 

نویسنده: علیرضا سرحدی / کارشناس ارشد مدیریت MBA

 

وجود اكوسيستم كارآفريني، شرط لازم برای پویایی اقتصاد

وجود اكوسيستم كارآفريني، شرط لازم برای پویایی اقتصاد

 

ازآنجاکه در تعاريف اولیه کارآفرينی به نقش فرد تأکید شده و کارآفرينی نوعی نگرش و رفتار فردی ديده می‌شد، تلاش‌های اولیه دولت‌ها برای توسعه کارآفرينی نیز محدود به سیاست‌های سطح فردی بود. فرض بر آن بود که با آموزش افراد و فرهنگ‌سازی و ايجاد وجهه مناسب برای کارآفرينان در جامعه، کارآفرينی به‌صورت کمّی و کیفی توسعه خواهد يافت . لیکن تجربه نشان داد که وجود روحیه و انگیزه

کارآفرينی در افراد کافی نیست بلکه بروز کارآفرينی نیازمند محیطی مساعد است. ازآنجاکه کارآفرينی به‌شدت وابسته به زمینه‌ای است که کارآفرين در آن فعالیت می‌کند )شامل اجتماع، محیط نهادی و محیط فیزيکی(، استفاده از اصطلاح اکوسیستم کارآفرينی در ادبیات سیاست‌گذاری کارآفرينی گسترش يافت. در حال حاضر، پژوهشگران حوزه سیاست‌گذاری کارآفرينی به اين اجماع رسیده‌اند که کشورها نیازمند تعداد زياد کارآفرين )به معنای کسب‌وکار جديد يا خوداشتغالی( نیستند بلکه نیازمند اکوسیستم کارآفرينی خوب و کیفی هستند تا به رشد و توسعه اقتصادی دست يابند. کارآفرينی پدیده‌ای فرا بخشی و چندوجهی است به‌نحوی‌که از یک‌سو متأثر از همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است و از سوی ديگر بر اين ابعاد تأثیرگذار است. ازاین‌رو توسعه کارآفرينی درگرو توجه به موضوعات مختلف از زوايا و جنبه‌های متعددی می‌باشد که ضرورت به‌کارگیری رهیافت اکوسیستم را روشن می‌کند. در مفهوم اکوسیستم کارآفرينی به‌عنوان روشی جديد برای تفکر و اقدام، جهت طراحی سیاست‌های کارآفرينی در سال‌های اخیر به کار گرفته‌شده است. اکوسیستم کارآفرينی به افراد، سازمان‌ها و نهادهايی اشاره دارد که محرك يا مانع تصمیم فرد برای کارآفرين شدن بوده و يا بر احتمال موفقیت او در صورت راه‌اندازی کسب‌وکار کارآفرينانه مؤثرند.  OECD  اکوسیستم را شامل چارچوب‌های تنظیمی، شرايط بازار، دسترسی به منابع مالی، تحقیق و توسعه و فن‌آوری، فرهنگ و قابلیت‌های کارآفرينانه معرفی کرده است. اکوسیستم‌ها، محیطی را ايجاد می‌کنند که لازم است عناصر آن هم‌نوا با يکديگر برای شکوفايی بنگاه‌های نوآور و پر رشد به نظم درآيند. اين بنگاه‌ها نیازمند کارکنان ماهر هستند، لازم است تا دسترسی به فن‌آوری داشته باشند، زيرساختی با کارکرد مطلوب لازم دارند، مشاوره تخصصی و پشتیبانی می‌خواهند، بايد به منابع مالی دسترسی داشته باشند، محلی برای کسب‌وکار لازم دارند، و نیازمند يك چارچوب قانونی هستند که از آن‌ها حمايت کند. در اکوسیستم کارآفرينی وجود ذينفعان و همکاری متقابل آن‌ها با يکديگر سبب ايجاد شرايط مناسب برای فعالیت‌های کارآفرينانه و توسعه کسب‌وکارهای جديد می‌شود. منظور از ذينفع هر نهادی است که به‌طور بالفعل يا بالقوه حامی و مشوق کارآفرينی است. ارگان‌های دولتی، دانشگاه‌ها، انجمن‌های کسب‌وکار، تشکل‌های بخش خصوصی، سرمایه‌گذاران، بانک‌ها، کارآفرينان، مراکز رشد، مراکز شتاب‌دهنده، رهبران اجتماعی، مراکز تحقیقاتی، نمايندگان نیروی کار، وکلا و غیره از ذينفعان اکوسیستم کارآفرينانه هستند. کارآفرين نیز هرچند حاصل اکوسیستم کارآفرينانه است اما خود نیز نقش فعال در ايجاد اکوسیستم و سلامت آن بازی می‌کند. تعامل و همکاری متقابل بین ذينفعان مختلف نیازمند تبادل رسمی و غیررسمی اطلاعات جهت هماهنگی میان فعالیت‌های آنان است. بررسی‌ها نشان می‌دهند که نحوه‌ی ترکیب اين عوامل که باگذشت زمان تکامل می‌یابند وابسته به شرايط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و جغرافیايی است. بديهی است که اکوسیستم‌های کارآفرينی يکتا و منحصربه‌فرد هستند زيرا نتیجه و برآيند تعاملات متقابل و پیچیده‌ی صدها عامل هستند که ريشه در نهادهايی شکل‌گرفته در طول تاریخ‌دارند؛ نهادهايی که برای کشورهای مختلف، در کنار مزیت‌های رقابتی منحصربه‌فرد، مجموعه‌ای خاص از چالش‌ها به وجود می‌آورند که بايد بر آن‌ها غلبه کرد. به همین سبب است که در اين رويکرد، استفاده‌ی کورکورانه از الگوی توسعه‌ی کارآفرینانه‌ی يك کشور و اعمال آن برای کشور ديگر ناکاراست. ازآنجاکه تنها در اثر وجود ویژگی‌هایی همچون همگنی، تعادل و هم‌افزایی است که اکوسیستم توان پرورش کارآفرينان موفق را خواهد داشت، لازمه تشخیص و طراحی سیاست‌های مناسب برای توسعه کارآفرينی توجه به کلیه عناصر )کاستی‌ها يا نقاط قوت( اکوسیستم و شیوه تعاملات آن‌ها است. در چنین نگاهی ضعف در يك زيرسیستم يا نهاد می‌تواند بر عملکرد کلی اکوسیستم تأثیر داشته و علیرغم وجود نقاط قوت، همانند يك گلوگاه عمل نمايد.

با توجه به‌مرور ادبیات و پیشینه آکادمیک و عملیاتی این حوزه :

آموزش‌وپرورش، مکانیسم پشتیبانی، بودجه و امور مالی، سرمایه‌های انسانی، زیرساخت و چارچوب قانونی، فرهنگ حاکم و نهایتاً وضعیت بازار، المان‌های حیاتی و تأثیرگذار در موفقیت و ثبات یک اکوسیستم کارآفرینی بشمار می‌روند که وجود یا عدم وجود این اجزا در توانایی یک شرکت جهت حفظ و توسعه جایگاه رقابتی، بسیار قابل‌توجه و تعیین‌کننده هستند.

دکتر عرفان حاجی آخوندی مدرس دانشگاه

 

نقش آموزش عالی در رشد علمی و اقتصادی بر اساس برنامه ششم و چشم‌انداز

نقش آموزش عالی در رشد علمی و اقتصادی بر اساس برنامه ششم و چشم‌انداز

 

بر اساس چشم‌انداز ۲۰ ساله ، کشور در پایان چشم‌انداز بایستی  جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه آسياي جنوب غربـي (شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه) با تأكيد بر جنبش نرم‌افزاری و توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي، ارتقاء نسبي سطح درآمد سـرانه و رسـيدن به اشتغال كامل کسب نماید همچنین بر این اساس ایران اسلامی در ۱۴۰۴ ،برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري، متكي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي در توليد ملي خواهد بود .

ادامه مطالب

مروری بر وضعیت سالیان گذشته ،چالش‌ها ،اقدامات و سیاست‌های برنامه ششم می‌تواند ضرورت تلاش ملی و حداکثری را نشان می‌دهد .آموزش عالی در سالیان گذشته گسترش کمی را در پیش گرفت به‌طوری‌که در سال ۹۲ میزان دسترسی به آموزش عالی ( نسبت دانشجو به جمعیت ۱۸-۲۴ سال ) به حدود ۴۴ درصد رسید .این میزان در سال ۹۴ به ۵۰.۶ رسید و برای انتهای برنامه ششم ۵۴ درصد پیش‌بینی‌شده است .در عوض تعداد دانشجویان خارجی به‌کل دانشجویان در۲۴ صدم درصد متوقف شد که این عدد در ۹۵ به ۴ دهم درصد رسید و برای سال ۱۴۰۰ حدود ۷۵ هزار دانشجوی خارجی و سهم ۱.۷ درصدی پیش‌بینی‌شده است ..سهم دانشجویان کاردانی از ۲۲.۳در سال۹۲ به۲۲.۵ درصد در سال۹۵ رسید و برای انتهای برنامه ششم ۲۳ درصد در نظر گرفته‌شده است .  سهم دانشجویان تحصیلات تکمیلی ۱۵.۴ در سال ۹۲شد که برای انتهای برنامه این عدد ۳۰ درصد پیش‌بینی‌شده است .

سهم اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت استادیار و بالاتر به‌کل اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت در سال ۹۲ به حدود ۵۸.۲ درصد رسید .در ۹۴ این عدد به ۶۳ درصد رسید و برای سال ۱۴۰۰ به ۹۳ درصد خواهد رسید . نسبت دانشجو به اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت نیز از ۳۰ نفر در سال ۹۲ در سال ۹۴ به ۲۶رسید که درنهایت در پایان  برنامه به ۲۰ نفر خواهد رسید .

رتبه ایران در نانو ششم و در تولید علم از ۲۴ در سال‌های اخیر به ۱۵ رسیده است. (یعنی سهم ۱.۸۵ درصدی در کل تولید علم در جهان )  برای انتهای برنامه رتبه ۱۲ مدنظر است .افزایش تعداد پژوهشگر به ۲۶۰۰ نفر به ازای هریک میلیون نفر از دیگر هدف‌های برنامه توسعه می‌باشد .  .این در حالی است که باوجود سهم مناسب نفت در میزان تولید ناخالص داخلی ،کشورمان با ۴۱۲ میلیارد دلار، رتبه جهانی ۲۷ را در میزان تولید ناخالص داخلی کسب کرده است این امر نشان می‌دهد که باوجود کسب رتبه‌های مناسب علمی ، به‌کارگیری علم در تولید و صنعت و … روند مناسبی نداشته است . به‌عبارت‌دیگر سطح تعامل آموزش عالی با نیازهای بخش‌های اقتصادی –اجتماعی کشور بسیار پایین است .ضعف در اداره اقتصادی آموزش عالی و تعاملات ناکارآمد در مراکز پژوهشی بین‌المللی از دیگر عوامل مؤثر در این خصوص بوده است .

در سند برنامه ششم توسعه برای تحقق هدف هماهنگی بین برنامه‌های آموزش عالی با نیازهای بخش‌های اقتصادی –اجتماعی کشور راهبردهای چون هم‌راستا نمودن آموزش عالی کشور با نظام اقتصادی –اجتماعی ، متناسب‌سازی تحصیل و اشتغال ،مأموریت گرا کردن مؤسسات آموزش عالی با رویکرد آمایشی و توسعه پایدار ،متنوع سازی مدارک برای پاسخگویی به نیازهای جامعه لحاظ شده است .

رقابتی کردن فعالیت‌های آموزش عالی به لحاظ اقتصادی ،قیمت‌گذاری واقعی خدمات آموزشی ،تحول در تأمین منابع مالی و انسانی و توسعه منابع دانشگاه‌ها از محل تبدیل علم به ثروت از راهبردهای در نظر گرفته‌شده جهت تحقق هدف کارا مدسازی اداره اقتصادی آموزش عالی کشور می‌باشد .

به نظر می‌رسد ارتباط صنعت و دانشگاه بایست از امضای  تفاهم‌نامه و تعاملات حداقلی به سمت ارتباط اجرایی تنگاتنگ حرکت نماید .اثبات توانمندی دانشگاه‌ها در رشته‌های مختلف می‌تواند اعتماد صنعت و تولید را دوچندان نماید .معمولاً برخی صنایع و شرکت‌های تولیدی همکاری با دانشگاه را هزینه زا ، کندی امور و ریاست بر کارها می‌دانند .البته در امور تولید دانش‌بنیان موضوع متفاوت است و دانشگاه خط مقدم است اما در همین زمینه نیز در بخش تجاری‌سازی مشکلاتی گریبان گیر دانشگاه‌ها می‌باشد .بودجه برای تولید دانش‌بنیان ۲۰۰ میلیون دلار می‌باشد که کافی نیست در ضمن به جهت سخت‌گیری‌های موجود مراحل اخذ مجوز شرکت دانش‌بنیان طولانی و خسته‌کننده است .حمایت از تولید دانش‌بنیان صرفاً تخصیص وام ارزان‌قیمت نیست .بهبود فضای کسب‌وکار ،تقویت مراکز رشد و کارآفرینی ،تغییر محتوی و سرفصل دروس از مطالعات صرف به سمت پژوهش‌های کاربردی ، ایجاد فضای مناسب برای فرایند تجاری‌سازی و … می‌تواند مسیر حرکت به سمت برنامه چشم‌انداز را هموار نماید .در این برنامه کسب جایگاه اقتصادی ،علمی و فناوری در منطقه و استفاده از تولید دانش‌بنیان در کنار هم موردنظر است بنابراین آموزش عالی مسئولیت بسیار بزرگی دارد و در این راه تدبیر و تلاش همگانی ضرورت دارد .امید است دانشگاه‌ها نقش شایسته خود را در این مسیر با تعامل دولت و مجلس محقق سازند .

 

دکتر مریم بهبودی محقق و مدرس دانشگاه

 

کارآفرینی، ایجاد تشکیلات جدید در صنعت دانشگاه MIT ماساچوست

کارآفرینی، ایجاد تشکیلات جدید در صنعت

دانشگاه MIT ماساچوست

 

دانشگاه MIT یک دانشگاه خصوصی واقع در شهر کمبریچ در ایالت ماساچوست آمریکا است که دارای 5 دانشکده اصلی (علوم، مهندسی، معماری و برنامه‌ریزی، مدیریت و علوم انسانی و علوم اجتماعی)، یک کالج درمانی و فناوری و 32 گروه آموزشی است. جالب آنکه در این دانشگاه دانشکده حقوق و پزشکی وجود ندارد. این دانشگاه یکی از بزرگ‌ترین مؤسسات آموزشی ایالات‌متحده آمریکا به شمار می‌رود که هرساله رتبه اول را میان دانشگاه‌های مهندسی جهان کسب می‌کند. این دانشگاه یکی از بزرگ‌ترین و برترین مراکز علمی-تحقیقاتی دانشگاهی آمریکا و جهان بر اساس جدیدترین رتبه‌بندی QS است. این مؤسسه از گذشته تابه‌حال به خاطر آموزش و پژوهش در زمینه علوم فیزیکی و مهندسی و به‌تازگی نیز علوم زیستی، اقتصاد، زبانشناسی و مدیریت شهرت زیادی به دست آورده است.

دانش‌آموختگان این دانشگاه تاکنون 80 بار در رشته‌های مختلف موفق به دریافت جایزه نوبل شده‌اند. مفاخر این دانشگاه در تأسیس و راه‌اندازی شرکت‌های معروفی همچون «اینتل»، «com3»، «مک‌دونالد»، «داگلاس» و «راک ول» نقشی اساسی داشته‌اند. ازجمله دانش‌آموختگان ایرانی این دانشگاه می‌توان به نام آقایان علی‌اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و وزیر سابق امور خارجه و محمدعلی نجفی سیاستمدار اشاره نمود.

یادگیری به همراه کار در حقیقت یک تجربه بزرگ آموزشی در MIT است و فرهنگ اولین اختراع و پایه و اساس اکوسیستم نوآوری است. اکوسیستم کارآفرینی MIT از آموزش، تحقیقات، شبکه‌های اجتماعی و پدیده‌هایی که در رشد سریع کارآفرینی سهیم هستند، تشکیل‌شده است درواقع این اکوسیستم از گذشته‌های دور یعنی از زمان تأسیس آن در سال 1861 منشأ می‌گیرد.

در این دانشگاه رابطه بسیار محکمی بین دانشگاه و صنعت وجود دارد که در طولانی‌مدت ایده‌ها را در دنیای واقعی به حقیقت می‌رساند و مسیر آن به سمت بازار رو به تکامل می‌رود. ایده همراه با سرمایه‌گذاری‌های جدید رو به افزایش است و MIT به تقویت چشم‌انداز نوآوری تغییر و توسعه راه‌های جدید برای کوتاه کردن مسیر از الهام به واقعیت متعهد است.

 

فارغ‌التحصیلان فعلی کارآفرینان آینده

این دانشگاه از مدل دانشگاه‌های پلی‌تکنیکی استفاده کرده و تأکید زیادی برساخت آزمایشگاه داشته است. تأکید اولیه بر فناوری‌های کاربردی در سطوح کارشناسی و کارشناسی ارشد منجر به همکاری بسیار نزدیک این دانشگاه با صنعت شد. محققان در این مرکز بر روی پروژه‌های رایانه‌ای، راداری، سیستم‌های هدایت حرکتی در دوران جنگ جهانی دوم و جنگ سرد مطالعه می‌کردند که این مطالعات به توسعه سریع دانشکده‌ها و فضای دانشگاه کمک فراوانی کرد. دانشگاه، دانشجویان را به دانش موردنیاز مجهز نموده تا بتوانند ایده‌های خود را به جهان عرضه و امکانات و تزریق نوآوری را به هنر نوآوری تقویت نمایند. در این دانشگاه برخی برنامه‌های تحقیقات میان‌رشته‌ای برگزار می‌شود که دانشجویان می‌توانند در آن شرکت کنند.

دانشگاه MIT در توسعه و پیشرفت کارآفرینان پیش‌قدم بوده است و در طی 20 سال MIT اقدام به تأسیس بیش از 30 رشته کارآفرینی جدید نمود و این اقدام باعث افزایش شمار دانشجویان در این رشته گردید. کلاس‌های تیمی تأثیر بسزایی بر درک دانشجویان مدیریت، مهندسی و سایر رشته‌ها داشته و این امکان را فراهم می‌سازد که آن‌ها با شرکت‌هایی که در حوزه کارآفرینی فعال‌اند آشنا شوند که این مسئله منجر به تأسیس شرکت‌های جدید بسیاری گشت. 85% کارآفرینان فارغ‌التحصیل این دانشگاه معتقدند که فارغ‌التحصیلی از دانشگاه MIT تأثیر بسزایی در شکل‌گیری اهداف شرکت‌هایشان داشته است.

MIT امروزه از فرهنگ کارآفرینی پرباری برخوردار است و بازده مالی بالای شرکت‌هایی که توسط این دانشگاه تأسیس‌شده‌اند می‌تواند آن را در رتبه یازدهمین اقتصاد بزرگ جهان قرار دهد. اولین اقدام تشویقی جهت سوق به کارآفرینی توسط فارغ‌التحصیلان اولیه ام.آی.تی در سال 1969 و اوایل 1970 انجام پذیرفت که منجر به تأسیس میعادگاه عمومی کارآفرینی این دانشگاه شده است. برنامه‌های تشویقی اجراشده در دانشگاه از قبیل برگزاری مسابقات طرح تجاری با جایزه 100 دلاری، باعث تشویق بسیاری از دانشجویان در همکاری با اعضای هیئت‌علمی جهت ارتقاء ایده‌هایشان در تحقیق و پژوهش عمومی شد. شرکت‌کننده‌ها در این نوع مسابقات بیشتر از 150 شرکت تأسیس کرده‌اند که بسیاری از آن‌ها به شرکت‌های بسیار موفق تبدیل‌شده‌اند.

دفتر صدور مجوز فناوری برای بسیاری از دانشگاه‌های کشور گواهی صادر می‌کرد که این گواهی به شرکت‌های در حال تأسیس و نوپا اعطاء می‌شد و طی 10 سال به 210 شرکت گواهینامه اعطاء گردید و بسیاری از دیگر شرکت‌ها نیز قبل از آن گواهینامه اخذ کرده بودند. این دفتر تجربیات و دانش را در اختیار دانشجویان، اساتید و فارغ‌التحصیلان آن دانشگاه قرار می‌داد.

در دهه اخیر شکل‌گیری مؤسسات رسمی با تمرکز بر تشویق کارآفرینی سرعت یافته است. در سال 2000 خدمات مشاوره‌ای سرمایه‌گذاری باهدف کمک به دانشجویان، اساتید، کارکنان و فارغ‌التحصیلان شروع به کار کرد که پیش از آن به 152 شرکت در حال تأسیس نیز مشاوره داده بود.

طی ۱۲ سال اخیر، بیشتر دانشجویان کارآفرین خارجی MIT از اروپا بوده‌اند ولی بااین‌وجود رشد چشمگیر تعداد دانشجویان آسیایی در دانشگاه باعث افزایش تعداد کارآفرینان آسیایی شده است.

 

** شکل شماره (2) **

آزیتا جهانبخش

پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

نمایشگاه بین‌المللی چاپ، بسته‌بندی و فرآوری (PACPROCESS 2017 & IPAP)

نمایشگاه بین‌المللی چاپ، بسته‌بندی و فرآوری (PACPROCESS 2017 & IPAP)

نمایشگاهی جهت رونمایی و ارائه جدیدترین محصولات و خدمات صنعت چاپ

 

نمایشگاه چاپ و بسته‌بندی با حضور جمعی از فعالان عرصه صنعت چاپ، نشر و بسته‌بندی در شهر آفتاب به فعالیت خود خاتمه داد. در این نمایشگاه، ماشین سازان حرفه‌ای بسته‌بندی، اعم از بسته‌بندی مواد غذایی، ظروف یک‌بارمصرف، سیمان، کارتن و … به نمایش گذاشتند.

به گزارش نشریه چاپ و نشر، بسته‌بندی و فرآوری با مشارکت نمایشگاه دوسلدروف آلمان (Pac process 2017 & IPAP) برگزارکننده بزرگ‌ترین نمایشگاه چاپ در دنیا افتتاح یافت.

 

 

این نمایشگاه از 20 الی 23 مهرماه در فضایی به وسعت 15 هزار مترمربع و با حضور 150 شرکت داخلی و خارجی ازجمله کشورهای آلمان، اتریش، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، کره جنوبی، لهستان، ترکیه و چین حضور داشتند. زمینه‌های فعالیت شرکت‌کنندگان را می‌توان در زمینه‌های خدمات پیش‌تولید چاپ، خدمات پس از چاپ، ماشین‌آلات، ابزار و تجهیزات جانبی چاپ، چاپ دیجیتال، بسته‌بندی کاغذ، مواد اولیه، نرم‌افزارهای مدیریت چاپ، ماشین‌آلات بسته‌بندی مواد غذایی، نوشیدنی‌ها، مواد دارویی و آرایشی و … اشاره کرد.

سبین گلدرمان مدیر دروپا 2020 در مورد این نمایشگاه بیان کرد: فضای برگزاری نمایشگاه حرفه‌ای و تخصصی است و مطابق با توقعات اقتضائاتی است که شرکت‌کنندگان و دست‌اندرکاران حاضر از این نمایشگاه انتظار دارند و به نظر من این فضا زمینه مناسبی برای ایجاد ارتباطات حرفه‌ای میان این دو گروه تخصصی است.

وی در بخش دیگر صحبت‌های خود بابیان اینکه نمایشگاه دروپا بیش از 65 سال سابقه برگزاری در کشور آلمان دارد، عنوان کرد: بازار ایران فرصت و پتانسیل بسیار خوبی در حوزه چاپ و بسته‌بندی دارد که از اهمیت ویژه‌ای برای ما برخوردار بوده و حضور در این نمایشگاه فرصتی برای شناسایی این ظرفیت‌ها است.

 

گلدرمان همچنین آماری از نمایشگاه دروپا در سال گذشته ارائه کرد و گفت: در سال گذشته 1800 نماینده از 54 کشور دنیا در فضایی به وسعت 16 هزار مترمربع در نمایشگاه دروپا حضور داشتند که از میان آن‌ها 1300 نفر از میهمانان و بازدیدکنندگان ما از کشور ایران بودند و اکنون در اینجا برای حضور پررنگ ایرانیان در دروپا 2020 دعوت می‌کنم.

«آیمن علی» مدیر ارشد شرکت مارکتینگ کانن در نخستین نمایشگاه چاپ و بسته‌بندی شهر آفتاب گفت: ما 12 کشور را در منطقه خاورمیانه پشتیبانی می‌کنیم که ایران هم یکی از این کشورها است.

«نماینده کانن» در خاورمیانه در ادامه افزود: ما در این نمایشگاه شرکت کردیم تا بازار ایران را بیشتر بشناسیم و بدانیم بازار ایران به چه چیزهایی نیاز دارد و چه سیستم‌هایی می‌توانیم در ایران داشته باشیم.

«آیمن علی» اظهار کرد: ایران برای کانن در منطقه خاورمیانه بازار بسیار بزرگی است و توانایی‌های زیادی دارد. وی همچنین با اشاره به استراتژی کانن گفت: ما بر آنیم تا در ایران فضای محلی داشته باشیم و به‌واسطه نماینده‌هایمان در ایران فروش و خدمات پس از فروش بر محصولات کانن داشته باشیم. وی در ادامه گفت: برای اولین بار است که در نمایشگاه ایران شرکت می‌کنم و نمایشگاه را بسیار خوب دیدم. وی ابراز امیدواری کرد که این نمایشگاه در سال‌های آینده بهتر عمل خواهد کرد و شرکت کانن حتماً در سال‌های آینده در نمایشگاه شهر آفتاب شرکت خواهد کرد.

 

 

اولین پاویون تخصصی صنعت کارتن سازی ایران

امروزه بسته‌بندی به‌عنوان یک ابزار مهم، تأثیرگذار و رقابتی در تولید درآمد و افزایش صادرات محسوب می‌شود و به‌عنوان ابزاري جهت برقراري ارتباط با مصرف‌کننده شناخته می‌شود. برندهای مختلف تجاری با بررسی رفتار مصرف‌کننده سعی بر تولید بسته‌بندی‌های متنوع دارند تا بیشترین جذب مخاطب را در بازارهای مورد هدف خود داشته باشند. فرآیند تولید بسته‌بندی شامل مراحل ایده و طراحی، مواد اولیه جهت تولید متر یال مورداستفاده، استفاده از ماشین‌آلات و ابزارهای بسته‌بندی، بکار گیری از تکنولوژی‌های به‌روز در بسته‌بندی، چاپ و درنهایت بسته‌بندی نهایی جهت ارسال به بازار می‌باشد.

 

کارتن به‌عنوان یک متر یال پرمصرف در صنعت بسته‌بندی بیشترین سهم استفاده در بسته‌بندی محصولات را به خود اختصاص داده است. با توجه به شکل‌گیری صنعت کارتن سازی در ایران و روند رو به رشد آن و اهمیت ویژه این صنعت در راستای ارائه محصولات با استانداردهای بین‌المللی در بازارهای مختلف منطقه، اروپا، آسیا، آفریقا و حتی آمریکا، سنگ بنای اولین پاویون اختصاصی صنعت کارتن سازی ایران در نمایشگاه IPAP‌ و pacprocess تهران گذاشته‌شده است. هدف از ایجاد این پاویون، گردهمایی فعالان این صنعت و ارائه توانمندی‌های داخلی در کنار تولیدکنندگان خارجی است تا از هم‌افزایی ایجادشده بتوانیم گامی مؤثر در جهت رونق کسب‌وکار و ارائه بسته‌بندی‌های باکیفیت و کمک به افزایش صادرات غیرنفتی برداریم.

 

پاویون تخصصی صنعت کارتن سازی، فرصتی مناسب جهت حضور فعالان این عرصه است تا با مشارکت حداکثری علاوه بر پررونق نمودن آن موجبات توجه بیش‌ازپیش به جایگاه این صنعت در افزایش صادرات را فراهم آورد.

ایلیا سبز علیان مسئول R&D مجتمع چاپ و بسته‌بندی ماتریس که در حدود ۱۲ سال در حوزه چاپ فعالیت دارد، در گفت‌وگو با چاپ و نشر درباره نمایشگاه بین‌المللی شهر آفتاب گفت: نمایشگاه چاپ و بسته‎بندی شهر آفتاب که با حمایت دروپا و اینترپک برگزار می‌شود باوجود اولین سال برگزاری‎اش، به نظر بنده با توجه به دارا بودن فضای مناسب مرکز نمایشگاهی شهر آفتاب بسیار خوب است و می‎توان گفت در سال‌های آینده جای پیشرفت بسیاری دارد.

به گفته وی مزیت این نمایشگاه کاملاً تخصصی بودن آن است و افرادی که برای بازدید، مسافت طولانی را طی می‌کنند، از فعالان این صنعت هستند.

وی افزود: درکل نمایشگاه به‌خوبی برگزار شد، بازدیدکنندگان بسیاری به غرفه ما که در سالن کوچک‌تر واقع‌شده به‌خصوص در روز جمعه مراجعه کردند.

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی بخش اول: تجاری‌سازی دانش، مسير توسعه كارآفريني و اقتصادي كشور

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی

بخش اول: تجاری‌سازی دانش، مسير توسعه كارآفريني و اقتصادي كشور

 

داﻧﺶ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ داراي ارزش خواهد بود ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ايجاد فرايند يا روشي نوين و مقرون‌به‌صرفه در توليد و ارائه خدمات، ﺑﻬﺒﻮد محصولات و خدمات توليدي، خلق محصول يا خدمتي جديد كه بخشي از نیازهای بازار را تأمين كند و يا باعث خلق نيازي جديد در بازار شده و ايجاد مزيت رقابتي نمايد. در غير اين صورت ارزشي بيش از يك مستند علمي كه در بهترين شرايط به‌عنوان منبع علمي براي استناد و ارجاع مقالات خواهد بود.

ازاین‌رو فرآيندي ﮐﻪ داﻧش بايستي ﻃﯽ كند تا ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻣﺤﺼﻮل، ﺧﺪﻣﺖ ﯾﺎ ﻓﻨﺎوري گردد و در جامعه صنعتي مورد اقبال واقع گردد بايست ازنظر اﻗﺘﺼﺎدي ارزش‌افزوده‌ای را ﺑﺮاي ﺟﺎﻣﻌﻪ اﯾﺠﺎد ﮐﻨﺪ انباشت و ذخیره‌سازی داﻧﺶ در دانشگاه‌ها و مراكز علمي و تحقيقاتي، به‌تدریج و ﺑﺎ ﻇﻬﻮر پارادایم‌های جديد توليد و اقتصاد، جهانی‌شدن، ﮐﺎﻫﺶ بودجه‌های ﭘﺎﯾﻪ، تغییریافته است.

امروزه تجاری‌سازی دانش به‌عنوان يكي از ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ اﺻﻠﯽ داﻧﺸﮕﺎه‌ها، محسوب می‌گردد. به‌طوری‌که داﻧﺸﮕﺎه‌ها و مراكز علمي و تحقيقاتي ﺑﺎ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ايفاي نقش در اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدي جوامع به بازتعريف جايگاه خود در جوامع پرداخته‌اند و اهميت اين مورد را در تأسيس و راه‌اندازی دانشگاه‌های شرکت‌های بزرگ چندملیتی در دنيا می‌تواند به‌وفور ديد.

دانشگاه‌ها در عصر جديد ﺑﻪ دنبال ﺗﻮﺳﻌﻪ روابط و تعاملات خود با صنايع می‌باشند و در ﮐﻨﺎر آن ﺑﺎ اﻧﻮاع تجاری‌سازی داﻧﺶ ازﺟﻤﻠﻪ اﯾﺠﺎد کسب‌وکارها سعي در تجاری‌سازی یافته‌های خود می‌باشند. در دهه‌های اﺧﯿﺮ ﮔﺮاﯾﺶ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﮋوﻫﺶ درزمینه تجاری‌سازی داﻧﺶ و فناوري رو ﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮش ﺑﻮده اﺳﺖ.

در پارادايم جديد، تحقيق و توسعه‌ای ارزشمند خواهد بود كه با استفاده از كارآفريني در پي خلق و بهره‌برداری از دانش جديد براي پاسخگويي به نيازها و درنهایت خلق ارزش باشد. اين نوع از تحقيق و توسعه می‌تواند زمينه اصلي نوآوري باشد و منجر به بهبود فناوری‌ها شده و عاملي براي رشد اقتصاد گردد.

در تحقيق و توسعه كارآفرينانه كه منجر به ارائه انواع فناوری‌ها می‌گردد، بسياري از ابعاد فناوري موردتوجه می‌باشد و امروزه مفهوم تجاری‌سازی دانش، كارآفريني و نوآوري بسيار به هم تنيده بوده و داراي مرز مشخصي نمی‌باشند.

لذا ايجاد بسترهايي براي تجاری‌سازی یافته‌های تحقيقاتي و عرضه دانش به بازار و جامعه علاوه بر فراهم آوردن ارزش‌های اقتصادي قابل‌توجه براي سازمان‌های تحقيقاتي، منجر به رشد اقتصادي و افزايش رفاه اجتماعي می‌شود كه از اهداف اصلي كارآفريني است. دانش و يافته‌هاي تحقيقاتي عليرغم بعد نوآوري مادامی‌که در فرايند كارآفريني وارد نشوند و كاربردي نگردند و پاسخگوي نياز مشخصي نباشند منجر به خلق ارزش‌افزوده براي جامعه نخواهد بود و اصطلاحاً مشتري در صف انتظار براي آن وجود نداشته باشد ارزش و توجيه اقتصادي نخواهد داشت.

تجاری‌سازی ایده‌ها و دستاوردهاي پژوهشي با رويكرد كارآفرينانه می‌تواند به‌مثابه سنگ بناي توسعه و پيشرفت در هزاره جديد براي کشورهای درحال‌توسعه باشد.

نویسنده دکتر سعید حاجی‌زاده رئیس اداره توسعه دانایی شرکت مترو

موفقیت در سازمان‌های امروزی توجه به تفاوت سبک‌های رهبری مدیران زن و مرد

موفقیت در سازمان‌های امروزی

توجه به تفاوت سبک‌های رهبری مدیران زن و مرد

 

مریم ادیب زاده

پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

ازآنجایی‌که انسان‌ها با یکدیگر متفاوت‌اند، دارای اندیشه‌های مختلفی می‌باشند. این تفاوت زمانی اهمیت پیدا می‌کند که در اداره سازمان‌ها بتوان از آن کمک گرفت. نیاز سازمان‌های امروزی تنها با مدیریت کردن برطرف نمی‌شود بلکه برای اداره بهتر نیاز به رهبری سازمانی داریم. رهبری سازمانی فرآیند تأثیرگذاری بر پیروان است که بتوان به‌صورت مؤثر افراد را به کارهای مختلف واداشت. در این میان مدیرانی که بتوانند این تأثیرگذاری را در سازمان داشته باشند، رهبر سازمانی محسوب می‌شوند و برای آن سازمان حائز اهمیت می‌شوند.

اما با توجه به تفاوت‌های میان مردان و زنان، الگوهای فکری رهبران و به‌تبع آن سبک‌های رهبری آن‌ها نیز متفاوت خواهد بود. قبل از ورود به بحث سبک‌های رهبری باید دانست زنان و مردان متفاوت فکر می‌کنند، متفاوت نگاه می‌کنند و سرانجام متفاوت رفتار می‌کنند. دلیل این تفاوت را می‌توان در عملکرد نیمکره‌های مغز جستجو کرد. مغز انسان از دو نیمکره چپ و راست تشکیل‌شده است. مواردی مانند خلاقیت، تجسم، افکار، قدرت تخیل و حافظه بلندمدت در نیمکره راست مغز اتفاق می‌افتد درحالی‌که جزئیات، تجزیه‌وتحلیل، منطق، حقایق در نیمکره چپ مغز انجام می‌شود؛ اما آنچه مهم است این است که به دلیل همین تفاوت، عملکرد مردان و زنان نیز متفاوت خواهد بود و این موردی است که برایان راسول و لیزکوک در کتاب سبک‌های رهبری مدیران زن و مرد خود به آن اشاره نموده‌اند. باز بودن دو طرف مغز هنگام تمرکز در زنان و بسته بودن یک‌طرف مغز هنگام تمرکز در مردان عامل تفاوت در عملکرد آن‌هاست. اکنون به تفاوت‌های دیگری نیز اشاره می‌گردد: مغز یک مرد برای انجام دادن امور سازمان‌دهی می‌شود. در موقعیت‌های سخت و تحت‌فشار یا اضطراب، مغز وی تمایل به انجام کارهایی دارد که هیجان وی را فرونشاند. مغز جنس مذکر برای کار و فعالیت و مغز جنس مؤنث برای ایجاد ارتباط و مناسبات از طریق شنیدن و صحبت کردن ایجادشده است.

مردان تمایل به گفتگوهای خبری راجع به آنچه انجام داده یا کسب کرده‌اند دارند درحالی‌که این امر در مورد زنان به‌صورت خودستایی و مباهات به نظر می‌آید. زنان در گفتگو و همدلی انعطاف بیشتری نسبت به مردان دارند. زنان دوست دارند صحبت کنند و بشنوند و دیگران را در این حس شریک کنند؛ بنابراین درصد صحبت با تلفن در زنان بیشتر است. به‌صورت کلی مردان رقابت را دوست دارند حتی در شغل باغبانی برای پرورش بزرگ‌ترین محصول وارد رقابت می‌شوند. همچنین بیشتر مردان رقابت را در عرصه‌های سیاسی می‌پسندند.

 

بر اساس برخی تحقیقات؛ درزمینهٔ ایجاد ابتکار به علت عملکرد متوالی نیمکره‌ها مردان موفق‌تر عمل می‌کنند. زنان در درک تفاوت بین آنچه مردم می‌گویند و آنچه موردنظرشان است بهترند. هم‌چنین، ازنظر یادگیری و درک زبان بدن، زنان موفق‌ترند. زنان کمتر مانع سایرین می‌شوند حتی بیشتر به لطیفه‌های افراد می‌خندند. یا مهارت‌های دیداری جنس مؤنث بسیار گسترده است.

جنس مؤنث می‌تواند اقلام یک اتاق را بهتر از جنس مذکر مجسم کند. او کاملاً به خاطر می‌آورد که در چه روزی مردم چه لباسی به تن داشته‌اند. زنان سخن گفتن را دوست دارند چون احساس خود را به این وسیله منتقل می‌کنند همچنین شنوندگان بهتری هم هستند. به دلیل اینکه مردان فقط از نیمی از مغزشان استفاده می‌کنند مغز آنان در هنگام بمباران جزئیات و احساسات به‌آسانی طغیان می‌کند. او بیشتر به‌تنهایی نیاز دارد تا به مسائل بیندیشد. زنان برعکس دوست دارند در گروه بوده و در مورد مسائل بیشتر مشورت کنند.

مواردی که اشاره شد تنها بخشی از تفاوت‌های میان زنان و مردان است چیزی که مهم است نوع نگاه به اداره سازمان است. الگوهای فکری رهبر که سازنده سبک‌های رهبری می‌باشند، عبارت‌اند از: رابطه مداری- وظیفه مداری، جزءنگرانه-کل‌نگرانه، مربی‌گری، مشارکتی، رقابتی، عمل‌گرایی، فرماندهی و مخاطره پذیری. الگوی فکری رهبری در مردان بیشتر شامل وظیفه مداری، کل‌نگرانه، عمل‌گرایی، رقابتی، مخاطره پذیری و فرماندهی است. درحالی‌که الگوی فکری رهبری در زنان شامل رابطه مداری، جزء نگرانه، مشارکتی و مربی‌گری است.

نتیجه آنکه الگوی کامل رهبری، تفکر زنان و مردان را توأمان داراست و نیاز سازمان‌های امروزی استفاده از مدیران تأثیرگذاری است که نقش رهبری سازمان را ایفا می‌کنند.

 

آشنایی با کارآفرینان شرکت اپل نمونه موفق یک شرکت کارآفرین

آشنایی با کارآفرینان

شرکت اپل نمونه موفق یک شرکت کارآفرین

من معتقدم نیمی از چیزی که کارآفرینان موفق را از افراد ناموفق متمایز می­سازد، فقط پشتکار است.

استیو جابز

آغاز اپل در گاراژ خانه پدری

در سال ۱۹۷۶، وقتی جابز ۲۱ ساله و وزنیاک ۲۵ ساله بود، شرکت رایانه‌ای اپل را در پارکینگ خانواده جابز، بنیان گذاشتند. اولین رایانه شخصی که جابز و وزنیاک به بازار معرفی کردند Apple I نام داشت.  قیمت این رایانه که در سال ۱۹۷۶ معرفی شد، ۶۶۶ دلار و  ۶۶ سنت بود. در سال ۱۹۷۷، جابز و وزنیاک رایانه Apple II  را معرفی کردند. در سال ۱۹۸۰، اپل عرضه اولیه سهام خود را در بازار بورس ارائه کرد و به سهامی عام تبدیل شد. در همان سال، شرکت اپل، رایانه Apple III را معرفی کرد که این رایانه به دلیل قیمت زیاد و برخی مشکلات سخت‌افزاری با شکست تجاری در بازار مواجه شد. پس از ورود به بورس سهام، توسعه محصولات و توسعه ساختار و نظام مدیریتی شرکت موردتوجه استیو جابز و سایر مدیران قرار گرفت. کامپیوترهای سری Mac با صفحه‌نمایش گرافیکی پیشرفته و نرم‌افزارهای مناسب نظیر Mac Writer و Mac Paint موردتوجه بیش‌ازپیش کاربران قرار گرفت. هم‌زمان با رشد اپل، این شرکت جستجویی را برای یافتن مدیران مستعد که بتوانند آن را در مدیریت توسعه و گسترش، کمک کنند، آغاز کرد. ازلحاظ نظام مدیریتی نیز، مدیران اپل که بیشتر روحیه فنی و تکنیکی داشتند تصمیم گرفتند یک مدیر باسابقه را به مدیرعاملی برگزینند تا شرکت به‌صورت حرفه‌ای‌تر اداره شود.

 

 گاراژ خانه پدری استیو جابز در لوس آلتوس، محل تولید اولین کامپیوترهای شخصی

لذا جان اسکولی مدیرعامل شرکت پپسی کولا را به‌عنوان مدیرعامل برگزیدند. اسکولی با استقبال استیو جابز عهده‌دار مسئولیت شرکت شد و در جلسه معارفه استیوجابز خطاب به او گفت آیا می‌خواهی همه عمر آب و شکر بفروشی یا می‌خواهی بیایی تا باهم دنیا را عوض کنیم؟» اسکولی سیستم‌های بازاریابی و مدیریتی جدیدی را که بعضاً موفق هم نبود در شرکت حاکم کرد ولی فضای کاری جدید که بر اساس دیسیپلین‌های مدیریتی شکل می‌گرفت به مذاق استیو جابز که همیشه متفاوت عمل می‌کرد خوش نیامد و در برخورد بین این دو، مدیران ارشد با این فکر که با نظام مدیریتی پیشرفته سودآوری شرکت تضمین
می‌شود، طرف اسکولی را گرفتند و جابز با فروش همه 5/6 میلیون سهامش به‌جز یک سهم به مبلغ 70 میلیون دلار در سال 1985 از شرکت اپل بیرون رفت!

اپل بدون جابز!

جابز پس از خروج از اپل شرکت پیکسار را خریداری کرد و با افزایش سرمایه آن را به موفق‌ترین شرکت در تولید فیلم‌های انیمیشن به کمک کامپیوتر، تبدیل کرد و پس از موفقیت زیادِ فیلم داستان اسباب‌بازی این شرکت را هم به مبلغ خوبی به شرکت دیسنی فروخت. هم‌زمان، شرکت کامپیوتری جدید Next را نیز راه‌اندازی کرد که با همکاری عده‌ای از مهندسانی که از اپل به او پیوسته بودند ابتدا روی ایجاد سخت‌افزارهای جدید و پیشرفته متمرکز شد ولی پس از مدتی صرفاً به فعالیت‌های نرم‌افزاری به‌ویژه توسعه سیستم‌عامل پیشرفته NEXT STEP روی آوردند. شرکت اپل با خروج جابز دوران فراز و نشیب را آغاز کرد ولی کم‌کم در اوایل دهه 1990 از رقبا عقب ماند و شرکت در وضعیت ورشکستگی قرار گرفت، ولی مدیران و سهامداران برای خروج شرکت از بحران به دنبال توسعه و یا خریداری سیستم‌عامل جدیدی افتادند که محصولات اپل را ارتقا دهد بعد از مدتی بهترین انتخاب برای آن‌ها سیستم‌عامل NEXT STEP شناخته شد که در شرکت NEXT توسعه‌یافته بود. اپل شرکت NEXT را به مبلغ 429 میلیون دلار و اهدای 5/1 میلیون سهم از سهام اپل به استیو جابز خریداری کرد و استیو جابز مجدداً در سال 1996 به اپل بازگشت و کم‌کم دوباره زمام امور اپل را در دست گرفت.

بازگشت دوباره

جابز در سال 1997 کار را مجدداً در اپل شروع کرد و به بازسازی خط تولید شرکت پرداخت و فعالیت‌های متعددی را در توسعه محصولات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و مدل تجاری معمول داشت. کامپیوترهای Mac را با سیستم Mac OS که بر اساس NEXT STEP توسعه‌یافته بود و بالاخره هم به iOS تبدیل شد ارتقا داد و بهره‌وری آن‌ها را روزآمد کرد. محصولاتی نظیر Mac Book و کامپیوترهای جدیدتر و iPod به‌عنوان سیستم صوتی دیجیتالی جدید، محیط تازه‌ای از کار و تلاش و پیشرفت و موفقیت در اپل پدید آوردند. در سال 2001 اپل استور راه‌اندازی شد که به فروش موسیقی و آهنگ‌های جدید از روی شبکه می‌پرداخت که بالاخره به iTunes تبدیل شد که انواع سیستمهای کاربردی را بر روی شبکه اینترنت برای فروش عرضه می‌کند. راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره­ای اپل در ایالات‌متحده و بعضی کشورهای دیگر ارتباط تنگاتنگی با مشتریان محصولات سخت‌افزاری ایجاد کرد.

استیو جابز بالاخره با ارائه iPhone در سال 2007 تحول جدیدی در سیستمهای موبایل و ارائه موبایل‌های هوشمند ارائه کرد و در سال 2010 نیز با ارائه iPad تحول جدیدی در دنیای کامپیوتر و ارتباطات به وجود آورد. پس‌ازآن با فراخوان برنامه نویسان برای توسعه سیستمهای کاربردی و ارائه آن‌ها برای فروش روی اَپ استور و مشارکت به میزان %70 درفروش حاصله، تحولی بزرگ در تولید سیستم­های کاربردی در جهان پدید آورد که موجب شده است صدها هزار سیستم توسط برنامه­ نویسان در اقصی نقاط دنیا تولید و برای فروش ارائه شود

استیو جابز با خلاقیت و نوآوری از 2007 تا 2011 به‌عنوان مدیرعامل اپل تحولاتی زیادی در دنیای فناوری و کسب‌وکار پدید آورد تا این‌که بیماری امانش نداد و اپل را به یاران جوان‌تر سپرد. پس‌ازآن نیز اپل هم چنان در ارائه محصولات جدید که سیستم­های توسعه‌یافته محصولات قبلی هستند و ارائه محصولاتی از قبیل ساعت‌های هوشمند یا سیستم­های مالی برای پرداخت و دریافت به کمک تلفن هوشمند و غیره همچنان به‌عنوان یک شرکت فعال و پویا مشغول فعالیت است . شرکت اپل در سال ۲۰۱۷ برای دهمین سال متوالی، عنوان تحسین‌شده‌ترین شرکت فناوری اطلاعات در جهان را به خود اختصاص داد.

شادی لطیفیان پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

تأملی پدیدارشناسانه در چرایی بومی نشدن مبانی اقتصاد و کارآفرینی در ایران

تأملی پدیدارشناسانه در چرایی بومی نشدن مبانی اقتصاد و کارآفرینی در ایران

 

پرسش آن است که از منظر تئوریک چطور پس از گذشت سال‌ها هنوز هم به نظر می‌رسد مبانی اقتصاد و به‌تبع آن مدیریت و کارآفرینی در ایران همچنان بومی نشده است؟ هرچند در طول سالیان اخیر در حوزه علوم انسانی هستند جامعه شناسان و انسان شناسان متأخری که با عرق‌ریزان روح، با طرح مسئله‌ای از جنس «اینجا و اکنون» به این حوزه پرداخته و می‌پردازند؛ که از این جمله می‌توان به آثار ارزشمندی در قالب کتاب همچون: «فرهنگ یاریگری در ایران»، «واره_درآمدی بر مردم‌شناسی تعاون»، «انسان‌شناسی یارگیری»، «کَمَره نامه» و نیز «بّنِه ها» و مقالات ماندگاری نظیر: «صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن» اشاره کرد.

 

در گام نخست به ریشه‌های پدیدارشناسانه‌ی این رویکرد از منظر برخی فیلسوفان و روش شناسان ایرانی می‌پردازیم و در گام‌های بعد رویکردهای جامعه‌شناسانه آن را نیز تا حد امکان، بررسی خواهیم کرد. دکتر محمدعلی مرادی و برخی هگل شناسان معتقدند، هگل در مقدمه اثر سترگ خویش، «پدیدارشناسی روان» می‌گوید: این ترس از حقیقت است که مواجه با آن را ناممکن دانسته، او تلویحاً به کانت خورده می‌گیرد که استدلال او بر ناشناخته ماندن فنومن (fenomen)، شیی فی‌نفسه، حقیقت، مطلق، روان (با بهانه تحت مقولات تألیفی ما تقدم، نگنجیدن، متقن به نظر می‌رسد. ازنظر هگل، مطلق یا روان در سیر تکوینی خویش در زمان که برای او همان تاریخ می‌باشد، عینیت می‌یابد ازنظر او این عقل و مطلق است که تاریخ را می‌سازد. (تاریخ برای هگل همان زمان است.)

بنا به تفسیر او، مطلق در فراشد خویش، اطوار پیکر پذیر، منازل، اطوار و دقایق گوناگون را سپری می‌کند ازنظر او هر مرحله از تاریخ یا زمان، جلوه، عینیت و خودنمایی از مطلق است که هر مرحله وضع پیشین را نفی و در سیر تکوینی وضع دیگری را به اثبات می‌رساند.

پس با این نگاه، ورود ایران به دوران جدید که با انقلاب مشروطيت شکل گرفت، از جنبه‌ی نظري علم اقتصاد، مدیریت و کارآفرینی همچون تمامي علوم جديد که به ايران وارد شدند بدون توجه به علوم در سنت گذشته‌ی ايران و ايران دوره اسلامي بوده است. ازاین‌رو پرداختن به نسبت سنت قدمایي و علم اقتصاد، مدیریت و کارآفرینی نوين ايران، ضرورت جدي شکل‌گيري علوم، در ايران امروز است که مي‌توان گفت در اين زمينه تاکنون کار چنداني صورت نگرفته است.

در همین دوران، مي‌توان به دو کتاب مهم با عناوین اقتصادی، يکي از محمدعلي جمال‌زاده به نام «گنج شايگان» و ديگري «ثروت ملل» محمدعلی فروغي اشاره کرد. فروغی در این کتاب می‌کوشد علم ثروت ملل را نوعی معرفت به قوانین و کیقیات ازدیاد ثروت مملکت و سایر امور راجع به آن تعریف کند و ابعاد اجتماعی به اقتصاد بدهد. این نخستین اثر مکتوبی است که یک ایرانی در دوران جدید راجع به اقتصاد به رشته تحریر درآورده است که فاقد مبانی جدی از جنبه تئوریک و فلسفی است. می‌توان گفت فروغی اطلاع چندانی از شکل‌گیری علوم از جنبه روش و محتوی نداشته است اما اين دو کتاب چندان پايه‌ی عمل واقع نشد و از اساس واجد آن‌چنان کيفيتي ازنظر علمي نيز نبودند که بتواند پايه‌ی عمل واقع شود.

در ادامه خواهید خواند

بسياري از کتاب‌هايي که در زمينه‌ اقتصاد پايه‌ی کار براي روندهاي اقتصادي در ايران بوده است، کتاب‌هاي ترجمه از گرايش‌هاي متنوع و متکثر اروپایي و آمريکایي بوده است که در قالب گرايش‌هاي متفاوت، خود را در پروژه‌هاي اجرایي ايران طي نزديک به صدسال گذشته نشان داده است؛ اما آنچه در ميان اين گرايش‌هاي متنوع مي‌توان ديد، همانا الگوبرداري از مدل‌هاي اروپایي و آمريکایي بوده است که بدون توجه به تکوين تاريخ اجتماعي و فرهنگي، اين الگوها به جامعه و تاريخ ايران تحمیل‌شده است. به‌تدریج در مدرسه‌های عالی و دانشگاه‌ها رشته‌های اقتصاد و شاخه‌های مختلف در ایران تأسیس شدند. بررسی روند دانش اقتصاد در ایران در دانشگاه‌های رسمی مؤید این نظر است که اکثر کتاب‌های اقتصادی بیش‌ازپیش به تمرین‌های ریاضی تقلیل یافته است و کمتر به بررسی مسائل اقتصادی می‌پردازند. محتوی این کتاب‌ها بیشتر به نحوه سرمایه‌گذاری و بازدهی بیشتر یا تخصیص بهتر منابع می‌پردازند و در این الگو و اندیشه راهنما تصور می‌شود که اگر بازدهی زیاد شود و یا که سرمایه‌گذاری بالاتر رود و یا اینکه منابع به‌صورت بهینه تخصیص یابد رفاه مردم بالاتر خواهد شد. اگرچه برخی اقتصاددان‌های ایرانی متأثر از مباحث انتقادی و مباحث توسعه کوشیدند مؤلفه‌های اجتماعی را در اقتصاد وارد کنند و در چارچوب اقتصاد توسعه، ادبیاتی به وجود آورند و طرح‌هایی را ارائه دهند اما ازآنجاکه این ادبیات به نفس امر جامعه ایران همواره بی‌توجه بوده‌اند نتوانسته‌اند به اهداف موردنظر برسند.

 

منابع:

  1. رك: هوسرل، ادموند؛ ایده‌ی پدیده‌شناسی، ترجمه‌ی عبدالكريم رشيديان، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1386.
  2. رك: -محمدعلی مرادی، بنیان‌های فلسفی اقتصاد فرهنگی

نویسنده: کاوه فرهادی                  (عضو هیئت‌علمی و مدرس دانشگاه)