توصیه های مهمی که در مورد ارائه آسانسوری باید بدانید

توصیه های مهمی که در مورد ارائه آسانسوری باید بدانید

ارائه آسانسوری یا Elevator Pitch یک توصیف جالب ۳۰ ثانیه‌ای از اقدامات شما یا محصول فروشی شماست. هدف این است که مکالمه مجددی را به دست آورید و هدف این نیست که فرد مقابل درگفت‌وگو را متقاعد به استخدام یا خرید راه حل خود کنید. ما در اینجا، توضیح می‌دهیم که این ارائه باید چگونه باشد.

شما چگونه یک ارائه آسانسوری موثری را به وجود می‌آورید؟

شما چه کسی هستید؟

قبل از پریدن درون ارائه آسانسوری خود، شما نیاز به معرفی خودتان به طرف مقابل دارید. جمله‌ای در مورد خودتان و نقش شما در شرکت بنویسید. این کار، به شما کمک می‌کند تا مکالمه را از مسیر درست خود، آغاز کنید.

شرکت شما چه فعالیت‌هایی انجام می‌دهد؟

شناخت دقیقی از فعالیت‌های شرکت خود داشته باشید. ماموریت و اهداف محصول یا خدمات شرکت چیست؟ یک بخش را در ارائه خود برای معرفی شرکت خود قرار دهید. هر چه بیشتر در مورد کسب وکار خود بدانید، این آگاهی ارائه شما را برای فرد مقابل راحت‌تر می‌کند. 

گزاره ارزشی شما چیست؟

شرکت شما چه کاری را به شدت خوب انجام می‌دهد که سبب می‌شود محصول یا خدمت آن را از بقیه جدا کند؟ یک گزاره کوتاه و ۱ یا ۲ جمله‌ای در مورد ارزش محصول یا خدمات ارائه شده به مشتریان فعلی بنویسید.

اهمیت و چگونگی بازاریابی در مسیر کارآفرینی

اهمیت و چگونگی بازاریابی در مسیر کارآفرینی

 

اهمیت و چگونگی بازاریابی در مسیر کارآفرینی » پیش از حرکت در مسیر کارآفرینی لازم است در مورد تئوری بازاریابی چند نکته را بدانیم. اینکه مفهوم بازاریابی چیست و از چه مؤلفه‌هایی تشکیل شده و با کسب چه فاکتورهایی می‌توان به نتایج مطلوب در بازاریابی رسید. در ادامه، چرخه عمر کسب و کار را در ارتباط با فعالیت های بازاریابی و نقش آن ها را در مسیر نیل به اهداف سازمان بررسی می کنیم.

بازاریابی، به عنوان فرایندی مدیریتی- اجتماعی تعریف می‌شود که توسط آن افراد و گروه‌ها از طریق تولید و مبادله کالا با یکدیگر، به امر تأمین نیازها و خواسته‌های خود اقدام می‌کنند. مفهوم بازار، مجموعه ای از خریداران بالقوه را شامل می شود. پر واضح است که نیاز در خیلی از افراد وجود دارد اما اینکه چه عاملی این نیاز را بیدار کند تا فرد را به خرید وادار نماید، نکته مهم و حائز اهمیتی در بازاریابی است.

از تعریف فوق استنباط می شود که بازاریابی بر خلاف تصور عموم، به مفهوم صِرفاً فروش و کسب سود نیست. مقصد فعالیت های بازاریابی پاسخگویی به نیاز مشتریان برای اهداف ماندگارتر از اهداف مالی است.

برای تسخیر بازار هدف، ابزارهای مختلفی وجود دارند که در این مسیر به بازاریابان و مدیران کمک می‌کند. عواملی که در تئوری بازاریابی به نام ۶P شناخته شده اند، شامل محصول (product)، محل عرضه (place)، قیمت (price)، برنامه های ترویجی (promotion)، کارکنان شرکت (people) و به عنوان آخرین عامل، فرایند (process) است.

هر کدام از این فاکتورها، پارامترهای جزئی‌تری را شامل می‌شوند که باید در روند فعالیت‌های شرکت مورد توجه قرار گیرند. در مقاله افراد در آمیخته بازاریابی چه نقشی دارند؟ می توانید اطلاعات بیشتری در مورد ۶p کسب کنید.

چگونه از کارآفرینی پولسازی کنیم؟

چگونه از کارآفرینی پولسازی کنیم؟

چگونه کارآفرینی پولساز شویم؟» اکثر مردم فکر می‌کنند که کارآفرین بودن به معنای داشتن یک ایده خارق‌العاده است. اما واقعیت این است که برای شروع کاری جدید نیازمند ایده‌ای هستید که به درستی کار کند، مردم به آن نیاز داشته باشند و از همه مهمتر حداقل برای افرادی که روی ایده شما سرمایه‌گذاری می‌کنند، قابل اندازه گیری باشد. نکته‌ای که از مصاحبه با کارآفرینان در زمینه‌های اینترنت و توسعه نرم‌افزار بدست آمده، این است که بدون در نظر گرفتن ظرفیت و توانایی اجرای یک ایده (در نظر گرفتن یک ایده و تبدیل آن به یک محصول مناسب و بادوام) شما محکوم به شکست خواهید بود. برای بسیاری از کارآفرینان که بیشتر فکر می‌کنند تا عمل، این موضوع یک مفهوم ترسناک است!

مثال‌های زیر را در نظر بگیرید:

– مالک یک شرکت نرم‌افزاری عنوان کرده است که او در زمان فروش به مشتریان اضطراب زیادی را احساس می‌کند. او عاشق توسعه محصول است و از توضیح دادن در مورد محصول به مشتریان لذت می‌برد به دلیل اینکه او واقعا به گفته‌های خود اعتماد و اعتقاد دارد. اما وقتی‌که زمان درخواست خرید از مشتری فرا می‌رسد، دچار اضطراب و استرس می‌شود و حتی در بسیاری از موارد نمی‌تواند درخواست خود را عنوان کند.

– مدیرعامل یک شرکت مشاوره کوچک بیان کرده است که تا چه اندازه تعریف از شرکت خود در کنفرانس‌ها و رویدادها به دلیل ماهیت درونگرایی و خجالتی بودن او، برایش دشوار است.

– مدیر عامل یک استارت‌آپ اینترنتی می‌تواند عمیقا به مأموریت شرکت خود اعتقاد داشته باشد اما این تلاش او بی‌نتیجه خواهد بود اگر این واقعیت را در نظر نگیرد که ممکن است کارکنان به اندازه کافی پول برای گذران زندگی روزمره خود نداشته باشند تا برای رسیدن به این رویا تلاش ‌کنند.

چگونه ایده‌های شما به عنوان کارآفرین می‌توانند عملی و تبدیل به پول شوند؟

 چگونه باید یاد بگیرید که سرمایه‌گذاران را جذب کرده، کارکنان را استخدام و اخراج کنید، خصوصاً زمانی‌که آن‌ها را مجبور به انجام کاری خارج از چارچوب شخصی و حرفه‌ای آن‌ها می‌کنید؟

گام ۱ ) چالش‌هایی که با آن‌ها مواجه هستید را مشخص کنید.

هیچ یک از ما دوست ندارد به نقاط ضعف و نقص‌های خود اعتراف کند، اما برای بهبود وضعیت مجبور به این کار هستیم. اکثر کارآفرینان موفق اهمیت این موضوع را درک می‌کنند اما در بسیاری از موارد از این کار اجتناب می‌کنند یا به تعویق می‌اندازند که در نهایت موجب زیان و ضرر به کسب‌وکار و استارتاپ خودشان می‌شود.

گام ۲) هدف و مأموریت خود را مشخص کنید.

این کار در واقع به شما انگیزه و شجاعت لازم برای قدم گذاشتن به گام بعدی را می‌دهد. برای انجام یک کار خارج از چارچوب شخصی خود واقعا باید به آن کار اعتقاد داشته باشید. آگاهی خوب است و شما باید بدانید کاری که انجام می‌دهید لازم بوده و باید در جهان وجود داشته باشد.

اعتقاد، احساس شما نسبت به کاری و تلاشی که انجام می‌دهید، است. خصوصاً زمانی‌که آن کار خارج از چارچوب شخصی شماست. با توجه به چالش ذاتی که بسیاری از وظایف به کارآفرینان جوان تحمیل می‌کنند، داشتن این اعتقاد یک بخش مهم از پازل است.

گام ۳) راه مخصوص به خودتان را بیابید.

این گام آخرین و مهم ترین مرحله است. استراتژی مشخص و ثابتی برای تبدیل شدن به یک کارآفرین وجود ندارد. همچنین استراتژی مشخص یادگیری برای عمل کردن در خارج از چارچوب شخصی وجود ندارد. برای مثال، اگر شما به پول سرمایه گذاران نیاز داشته اما از درخواست کردن پول نفرت دارید، اولین جملات درخواست خود را بنویسید یا همکاری را همراه خود داشته باشید تا به شما اعتمادبه‌نفس بدهد یا کسی که بتواند سرمایه‌گذاران را قانع به خرید کند.

مأموریت‌ خود را قبل از وارد شدن به جلسه مذاکره با خود یادآوری کنید، در اینصورت اهداف را در ذهن خود خواهید داشت و راحت‌تر می‌توانید دیگران را قانع کنید. هر چه که باشد، شما می‌توانید راه خود را در این مسیر دشوار پیدا کنید. کارآفرینانی که خارج از چارچوب شخصی خود موفق بوده‌اند کسانی اند که قادر به پیداکردن راه‌های ساده و موثر بدون گم کردن خود در فرآیند کار بوده‌اند.

چگونه می‌توانید رهبر یک تیم کارآفرین باشید؟

چگونه می‌توانید رهبر یک تیم کارآفرین باشید؟

 

چگونه می‌توانید رهبر یک تیم کارآفرین باشید؟ » اصولاً هر کارآفرین موفق، رهبر موفقی نیز می‌باشد. هرچند که تعداد افراد تحت امر او بسیار کم باشد. یک مدیر واحد تولیدی یا خدماتی باید در جستجوی فرصت باشد تا بتواند جهت اجرای طرح یا پروژه‌ای که پایه‌ریزی نموده، نسبت به تامین نیروی انسانی، منابع مالی و امکانات فیزیکی، برنامه‌ریزی و در چهارچوب هدف کلی با توجه به توان و تخصص افراد، تکلیف معین نموده و تا حصول نتیجه، رهبری اجرای طرح را برعهده گیرد.

معیارهای بسیار زیادی برای رهبری یک تیم کارآفرین برشمرده شده است که در این مقاله به بخشی از این معیارها می پردازیم.

مهار تیم

تیم شما از افراد مافوق و مادون تشکیل می شود. به عنوان یک کارآفرین باید بتوانید حرف خود را به گونه ای رهبرانه به آن ها بقبولانید. در ادامه ۴ قدم برای اینکه مهار تیم را در دست بگیرید، آورده شده است.

برنامه داشته باشید : برای ممتاز بودن باید یک برنامه خوب یا یک چشم انداز داشته باشید، یعنی داستانی که در عرض ۴۰ ثانیه یا کمتر آن را نقل کنید. در چشم انداز خود باید بتوانید موارد زیر را بیان کنید :

کجا هستید؟

به کجا خواهید رفت؟

چطور به آن جا خواهید رفت؟

سعی کنید در تدوین برنامه‌ی بلند مدت خود، علاوه بر ذکر این سه مورد، نقش افراد را نیز برایشان مشخص کنید. این کار به اعضای تیمتان، انگیزه می‌دهد.

– حمایت مناسب را هم درون تیم خود و هم فراتر از آن به دست آورید. اینکه افراد شما را به عنوان رهبر تیم قبول داشته باشند، به امور سرعت می بخشد. سعی کنید با قاطعیت و مهربانی، افراد را به سمت خود جلب کنید. در بیرون از تیم خود نیز حمایت ذینفعان و همکارانی که برای برنامه ی شما مهم هستند را بدست آورید. زودتر از موعد حمایت ها را کسب کنید تا زمانی که به آن ها نیاز داشتید، قابل دستیابی باشند.

– انتظارات را سریعا مشخص کنید. همه ی اعضای تیم انتظار ارتقا و ترفیع دارند و رئیس نیز انتظار دارد فروش تا سال بعد، سه برابر شود. این را بدانید که به معجزات مورد انتظار نائل نخواهید شد. تصویری از لبه ی پرتگاهِ قریب الوقوع ترسیم کنید و ارائه دهید. اگر نظر شما پذیرفته شد، در آن صورت می توانید موفقیت را به همراه تیم خود بسازید. در غیر این صورت تلاشتان به هیچ هدفی نخواهد رسید.

اما تیم از شما چه می خواهد؟

منطقی است که برای کسانی که از آن ها انتظاراتی دارید، انتظاراتی را نیز برآورده کنید. اما قبل از آن باید بدانید که تیمتان از شما چه می خواهد. حتما دیده اید در فرم های استخدامی استاندارد، یک بند به عنوان “میزان حقوق درخواستی” قرار داده می شود.

این نمونه ای از میزان انتظار فرد داوطلب را نشان می دهد. واضح است فردی که در ابتدای مسیر میزان حقوق بالایی می خواهد، آمادگی و صلاحیت همکاری در پروژه ی کارآفرینی را ندارد. اما تمام درخواست ها مادی نیستند. در ذیل به چند مورد که تیم از رهبر خود می خواهد اشاره می کنیم:

– چشم انداز: این مورد را در قسمت به دست گرفتن مهار تیم ذکر کردیم. اهمیت این موضوع اشاره دارد به اینکه افراد می خواهند بدانند در سیستمی که عضو هستند هدف چیست، مقصد چیست و آن ها در این مسیر چه نقشی دارند. انگیزه ی آن ها منوط به تاثیر نقش آن ها در نیل به اهداف سازمانی است.

– توانایی انگیزه دادن: در مرحله ای از عمر مدیریتی خود، درباره ی هرم نیاز های مازلو خواهید خواند. این به صورت پاسخی به معمای انگیزش افراد خواهد بود. بنابراین راهنمای کوتاهی درباره ی اصل نظریه ارائه خواهد شد و یک جایگزین عملی تر که همه روزه می توانید استفاده کنید. نیازهای جسمانی، امنیت، محبت، عزت نفس و خودشکوفایی، به ترتیب از سلسله مراتب نیاز های انسان ها هستند.
می بینیم که نیاز به مادیات از اهمیت کمتری برخوردار است اما نیاز به خودشکوفایی از نیاز های مهم انسان ها به شمار می آید. این به این معنی نیست که فردی که نیاز مالی فراوانی دارد، به شغلی تن می دهد که درآمد کم اما معنویات بالایی دارد. پر واضح است مادامی که نیازهای جسمانی و امنیت برطرف نشود، نیاز به عزت نفس و خودشکوفایی اهمیتی نخواهد داشت.

نقش زیبای خلاقیت در ایجاد کارآفرینی

نقش زیبای خلاقیت در ایجاد کارآفرینی

در بیان شاخص های کارآفرینی، به خلاقیت، نوآوری، ریسک پذیری، مسئولیت پذیری، قدرت تصمیم گیری و مشارکت جویی (علاقه به کارگروهی)  به عنوان اهم موارد اشاره می شود. در این مقاله سعی داریم با بررسی رابطه ی کارآفرینی و خلاقیت، این مورد را مورد بررسی قرار داده و ابعاد آن را تجزیه و تحلیل کنیم.

خلاقیت، خلق ایده ی جدید است. ایده ی جدیدی که کاربردی و مفید بوده و بتواند بر تولید کالا یا خدمات تاثیر مثبت بگذارد. خلاقیت، هسته ی اصلی کارآفرینی و پیش نیاز نوآوریست. صاحب نظران، خلاقیت را گرایش برای یافتن راه حل های مختلف، روش حل مسئله، نشان دادن انعطاف پذیری و تفکر واگرا می دانند. در واقع خلاقیت، فرایند انجام یک کار جدید است.

ارتباط کارآفرینی با خلاقیت

راز کارآفرینان برای ایجاد ارزش در بازارچیست؟ در واقع این راز همان به کارگیری خلاقیت برای حل مشکلات و بهره برداری از فرصت هایی است که افراد همواره با آن مواجه می شوند. خلاقیت، به عنوان توانایی خلق ایده های جدید و کشف راه جدید در برخورد با مشکلات می باشد.

میلیون ها نفر از مردم، ایده های خلاقی برای تولید محصولات یا خدمات جدید و مختلف دارند اما بیشتر آن ها نمی توانند این ایده ها را به مرحله ی اجرا درآورند.  اما کارآفرینی صرفاً با تعریفی از خلاقیت انجام نمی شود.

فرایند نظام مندی در بکارگیری خلاقیت لازم است که در نتیجه ی بکارگیری آن، انگیزش لازم ایجاد شده، استراتژی های اجرای ایده ها بکارگرفته می شوند و در نتیجه کالا و خدمات جدید تولید می شوند.

ذر دنیای امروزی که تغییرات سریع و رقابت شدید حرف اول را می زند، خلاقیت نه تنها منبعی مهم برای کسب سودهای ناشی از رقابت است بلکه ضرورتی برای بقا محسوب می شود. علاوه بر این ماهیت کارآفرینی در خلاقیت نهفته است.

کارآفرینان با مسائلشان خلاقانه برخورد می کنند و غالباً احساس می کنند که باید تصورات و آرمان های درونی خود را بیان کنند خلاقیت از این جهت برای کارآفرینان مهم است که آن ها دارای ابزارهای متعددی همچون افراد، سرمایه، بازار، ایده و تفکرات هستند و برای موفقیت نیاز دارند تا این ابزارها را به شیوه های جدید و متفاوتی سازماندهی کنند. بنابراین خلاقیت یکی از شروط لازم برای موفقیت فعالیت های کارآفرینانه محسوب می شود.

انگیزش؛ پیش نیاز خلاقیت

انگیزه ها به طور کلی به دو بخش انگیزه های درونی و بیرونی تقسیم می شوند.

۱-انگیزه ی درونی یعنی تمایل به انجام کاری به دلیل خود آن کار. چرا که خود آن کار جذاب، لذت بخش، ارضا کننده و دارای چالش های مثبت است.

۲-انگیزه ی بیرونی یعنی تمایل به انجام کار به منظور رسیدن به بعضی از اهداف بیرونی صرف نظر از خود کار.

به رابطه ی بین خلاقیت و انگیزش در شکل زیر دقت کنید:

خلاقیت

در این شکل، منظور از تخصص عبارتست از:

-برخورداری از دانش در حوزه ی مربوطه،

-کسب مهارت های فنی مورد نیاز،

-برخورداری از استعداد و توانایی.

منظور از مهارت های خلاقیت عبارتست از:

-سبک کاری فعال و همراه با پایداری،

-جهت گیری به سمت ریسک پذیری و استقلال.

عملکرد انگیزش های خلاقیت زمانی مطلوب خواهد بود که افراد از انگیزه های درونی بالایی برخوردار باشند. بنابراین افراد خلاق ابتدا به دلیل علاقه، لذت و رضایت خود از کار برانگیخته می شوند نه از طریق فشارهای بیرونی.

نمونه هایی از بهترین شهرهای جهان برای راه اندازی استارتاپ ها.

نمونه هایی از بهترین شهرهای جهان برای راه اندازی استارتاپ ها.

زمانی که صحبت از شروع یک کسب و کار در حوزه تکنولوژی های جدید و بروز می‌شود، اولین مکانی که به ذهن می‌آید دره سیلیکون واقع در سان فرانسیسکو در کشور آمریکاست. با این حال، گرانی هزینه های زندگی و قیمت املاک و مستغلات، کارآفرینان را به سختی می اندازد زیرا معمولا آنها دارای بودجه های محدود و اندک هستند. به همین دلیل، کارآفرینان نباید فراموش کنند که مکان های بسیاری ارزان تری به جای دره سیلیکون وجود دارد که می‌توانند یک کسب و کار جدید را در آنجا راه اندازی کنند.

1. بوستون، آمریکا

بوستون شهری واقع در سواحل شرقی سان فرانسیسکو است. که دارای جمعیت تحصیل کرده ای است زیرا بیش از 60 دانشگاه میزبان دارد. همچنین، برخی از معتبرترین دانشگاه ها مانند MIT و هاروارد در بوستون واقع شده اند و این امر باعث می شود که استعداد لازم را پیدا کنید. همچنین، فراموش نکنید که بیل گیتس و مارک زاکربرگ هردو تحصیلات خود را در بوستون آغاز کرده اند.

ترجمه و گردآوری: واحد تحقیق و توسعه دفتر مطالعات و پژوهش های علی شیخ زاده

2. برلین، آلمان

برلین یکی از سریع ترین اکوسیستم های راه اندازی و پیشرفت در سراسر جهان است. مقر اصلی شروع بسیاری از کسب و کارهای بزرگ و معروف در برلین است. همچنین برنامه های شتاب دهنده و مراکزی در برلین وجود دارد که به کارآفرینان برای رشد کسب و کارشان کمک شایانی می‌کند. این شهر در مرکز اروپا واقع است و همچنین کشور آلمان دارای اقتصاد بسیار قوی است. بنابراین، اگر یک کارآفرین برای راه اندازی یک کسب و کار اروپا را هدف خود قرار می دهد یا می خواهد کسب و کار خود را در اروپا رشد و ارتقاء دهد، برلین می‌تواند بهترین گزینه باشد.

“احد عظیم زاده” مولتی میلیارد ایرانی از زندگی اش می گوید 

“احد عظیم زاده” مولتی میلیارد ایرانی از زندگی اش می گوید

من احد عظيم‌زاده هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسكو متولد شدم. هفت ساله بودم كه پدرم را از دست دادم و يتيم شدم.
امكانات مالي‌مان اجازه نمي‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به كلاس اول مجبور شدم پشت دار قالي بنشينم و قاليبافي كنم. تا 13 سالگي روزها قالي مي‌بافتم و شب‌ها درس مي‌خواندم. چاره‌اي نبود، وسع مالي ما جز اين اجازه نمي‌داد.

خاك خوردم و زحمت بسيار كشيدم. در سال 2بار بيشتر نمي‌توانستيم برنج بخوريم. يك بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوري. آرزو داشتم يا خلبان شوم يا پولدار و براي رسيدن به اين آرزوها بسيار زحمت كشيدم.كارم را با به دوش كشيدن پشتي و قالي‌هاي كوچك و بردن آن از اسفنجان يا اسكو براي فروش آغاز كردم. در آغاز كار از هركدام از آنها يك يا دو تومان (نه هزار يا 2هزار تومان) سود مي‌كردم. پنج سال اينچنين سخت كار كردم. بسيار دشوار بود. اما پشتكار و اعتقاد به هدف با توكل به خدا تحمل سختي‌ها را آسان مي‌كرد. در 18 سالگي توانستم 20 هزار تومان پس‌انداز كنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا اين‌كه مجبور به ترك تحصيل شدم.

“احد عظیم زاده” مولتی میلیارد ایرانی از زندگی اش می گوید

غصه يتيمي چون باري سنگين به دوشم بود. (بغض مي‌كند) يتيم هيچ‌كس را ندارد. كارمند، كارگر، بانكي، كاسب و هركس ديگري شب كه به خانه‌اش مي‌رود دستي به سر و روي بچه‌اش مي‌كشد. اما يتيم اين محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌هاي جمعه پاهايش را در بغل مي‌گيرد و به انتظار مي‌نشيند. در انتظار آن كس كه دستي به سرش بكشد…

در اين فكر بودم كه سرمايه‌ام را افزايش بدهم تا بتوانم كاري بكنم. مي‌خواستم يك كارگاه فرشبافي راه بيندازم. سراغ پسرعموي پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض كردم و 60 هزار تومان هم از بانك وام گرفتم. سرمايه‌ام شد 100 هزار تومان يعني به اندازه يك تراول صد توماني امروزي.


وقتي اين پول دستم آمد تازه به فكر افتادم كه چه بكنم. چه ايده جديدي داشته باشم؟ ماه‌ها فكر كردم. آن روزها چون انقلاب پيروز شده بود تا 2 سال به هيچ ايراني پاسپورت نمي‌دادند. در اين مدت فكر كردم و فكر كردم تا به اين نتيجه رسيدم كه با صادرات كارم را شروع كنم.

اما هيچ اطلاعاتي نداشتم. شنيده بودم آلمان مركز تجارت فرش است. ويزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در يك مسافرخانه يا پانسيون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهاي فرش آنجا سرزدم و با سليقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان براي خريد فرش به سوئيس مي‌روند. ويزاي 15 روزه سوئيس گرفتم و به ژنو رفتم.
زبان هم نمي‌دانستم. در يك هتل با تاجري آشنا شدم و او ايده اصلي را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ايران فرش گرد بافته نمي‌شد و
كيفيت توليد فرش و رنگ‌بندي‌ها هم مناسب نبود. چاي و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ايران برگشتم.
به ده خودمان آمدم و ساختماني اجاره كردم. دستگاه خريدم، با 10 درصد نقد و بقيه اقساط. ابريشم هم قسطي خريدم. انسان بايد ريسك‌پذير باشد و من هم ريسك كردم. با دست خالي و از هيچ.

کارآفرینی شغل نیست؛ کارآفرینی هنر است

شروع به بافتن فرش گرد كردم و چند نمونه كه بيرون آمد سر و كله تاجران آلماني پيدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور مي‌كنيد يا نه؟ در اولين معامله 6.5 ميليون تومان نقد پرداختند و شش ميليون تومان هم چك دادند! آن شب از شدت هيجان نخوابيدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمايه 100 هزار توماني من كه 80 هزار تومانش قرض بود در كارخانه اجاره‌اي اينچنين سودي نصيب من كرده بود، در اولين قدم…  كسب و كارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ايتاليا، سوئيس، انگليس، بلژيك و ديگر كشورها آغاز كردم. بسيار سفر كردم و ايده‌هاي جديد دادم. از موزه‌هاي فرش كشورها بازديد مي‌كردم و از طرح‌ها اقتباس يا از آنها عكس مي‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفيق طرح‌ها، ايده‌هاي نو بيرون مي‌دادم. در اين مدت سليقه مشتريان را شناختم.
اصول كار خودم را پيدا كردم. من شريك ندارم. هيچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شريك خوب بود، خدا براي خودش شريك مي‌گذاشت.

اصل ديگر من احترام به مشتري است، هر كه مي‌خواهد باشد. پيش مشتري مثل سربازي كه جلوي تيمسار خبردار مي‌ايستد، با احترام مي‌ايستم. اتكاي خودم اول به خدا و دوم به ايده و تفكر و پشتكار و ريسك‌پذيري خودم است. بسيار ريسك مي‌كنم،بسيار.

كمي بعد در بازديد از هتل‌هاي معروف جهان تصميم گرفتم وارد كار ساخت بزرگ‌ترين پروژه هتل كشور شوم. تاكنون 180 ميليارد تومان در اين پروژه سرمايه‌گذاري كرده‌ام. تمام مصالح اين پروژه خارجي و بهترين است.

معرفی کارآفرینانی عجیب نام کارآفرین  Gustavia Lui 

سنگ برزيل، شيشه بلژيك، دستگيره در انگليس و تاسيسات آلماني است. كابين چهار آسانسور نيز از طلاي 18 عيار است. اين هتل 340 واحد مسكوني در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشي، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روي درياچه، 10 هزار متر شهر آبي، 70 هزار متر زمين آمفي‌تئاتر، 90 هزار متر زمين گلف و 2 باند هليكوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازي اين پروژه با فرانسوي‌ها 9 ميليون دلار (9 ميليارد تومان)‌ است. اين پروژه آبروي كشور است و من با افتخار روي آن سرمايه‌گذاري كرده‌ام. من ايران را دوست دارم. برويد بگرديد حتي يك دلار و ريال در خارج كشور ندارم و سرمايه‌گذاري يا ذخيره نكرده‌ام….

نوآور ترین دانشگاه های جهان – دانشگاه استنفورد

مي‌پرسيد چه احساسي نسبت به پول دارم؟ پول ديگر مرا ارضا نمي‌كند. هدف من كارآفريني است. تنها در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقيم كار مي‌كنند.
من 2 بار برنده تنديس الماس بزرگ‌ترين بيزينس‌من جهان شدم و بزرگ‌ترين صادركننده فرش كشور هستم. اما مي‌دانيد بزرگ‌ترين افتخار من چيست؟
يتيم‌نوازي. افتخار مي‌كنم 2 سال خير نمونه كشور شدم. افتخار مي‌كنم جزو 100 كارآفرين برتر كشور هستم. دوست دارم اشتغالزايي كنم. دوست دارم سفره مرتضي علي باز كنم، معتقدم خدا من را وسيله قرار داده است. هم‌اكنون 1070 بچه يتيم را زير پوشش دارم و با خودم پيمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه كنم. وصيت كرده‌ام وقتي مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر سال 100 بچه يتيم اضافه شود و مخارج همه يتيم‌ها را از محل ارثم بپردازند. بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لياقت داشتند، راه من را ادامه مي‌دهند. سفره كه مي‌اندازيم براي يتيم‌ها و مي‌آيند و غذا مي‌خورند، كيف مي‌كنم. گريه مي‌كنم و حال مي‌كنم.

در يك مراسمي بچه‌ها دورم جمع شده بودند و هر كس چيزي مي‌خواست. در اين ميان دختربچه‌اي به من نزديك شد و به جاي آن كه چيزي بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بيايند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است. روي پايم نشست و بابايي صدايم كرد. من به هر دخترم 50 ميليون تومان جهاز دادم و مقرر كردم به اين يكي 100 ميليون تومان جهاز بدهند. اين دست خداست كه مهر اين دختر را به دل من انداخت.
يتيمي سخت است. بهترين ساعات عمر من زماني است كه در خدمت يتيمان هستم.
پول را براي چه مي‌خواهيم؟ خدا به ما داده و ما هم بايد به بقيه بدهيم.

ما وسيله هستيم. بايد بخشيد و بي‌منت و زياد بخشيد. اين توصيه من به همكارانم است. من از زير صفر شروع كردم.  توصيه من به جوانان اين است كه منطقي فكر كنند. اين گونه نبوده كه شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاك خوردم و رنج كشيدم و آثار اين رنج هنوز در من هست. اميدشان به خدا و فكر و بازوي خودشان باشد. درستكار باشند و تلاش و تلاش و تلاش كنند. اين فرمول من است…

احداث پارک ویژه برای استارت‌آپ های ایرانی در ارمنستان

احداث پارک ویژه برای استارت‌آپ های ایرانی در ارمنستان

محمدجواد آذری جهرمی در ادامه سفر خود به ایروان ظهر امروز با هاکوپ آرشاکیان وزیر حمل‌ و نقل و فناوری‌های پیشرفته ارمنستان دیدار و گفتگو کرد.

وی در این دیدار بر تسریع اجرایی شدن توافق احداث پارک ویژه برای شرکت‌ها و استارت‌آپ‌های حوزه فناوری اطلاعات در ارمنستان تأکید کرد و با اشاره به سفر اخیر رئیس‌جمهوری اسلامی ایران به ارمنستان، از دستور حسن روحانی برای دو برابر شدن حجم همکاری‌های دو کشور خبر داد و گفت: ایران و ارمنستان می‌توانند در زمینه‌های ترانزیت دیتا، حمایت از استارت‌آپ‌ها و نیز تأمین نیروی کار متخصص فرامرزی (outstaffing) با یکدیگر همکاری کنند.

وزیر ارتباطات با اشاره به توافقات انجام‌شده در سفر گذشته هاکوپ آرشاکیان به تهران، از وی خواست موضوع ایجاد پارک ویژه برای شرکت‌ها و استارت‌آپ‌های ایرانی حوزه فناوری اطلاعات در ارمنستان را تسریع کرده و تفاهم‌نامه مربوطه در اسرع وقت به امضاء برسد تا شرکت‌های ایرانی بتوانند از معافیت‌ها و تسهیلات ویژه برای تجارت و کسب‌وکار در ارمنستان برخوردار شوند.

جهرمی همچنین به طرح‌های ترانزیت دیتا در منطقه اشاره و جزئیات آن‌ها را با وزیر ارمنستانی موردبحث و بررسی قرار داد.

آرشاکیان نیز در این دیدار با بیان اینکه روز گذشته در جریان بازدید خود از نمایشگاه ۲۰۱۹ Digi tec از پاویون ایران دیدن کرده و با استارت‌آپ‌های ایرانی حاضر در نمایشگاه آشنا شده است، گفت: منطقه آزاد «مغری» در نزدیکی مرزهای ایران (منطقه آزاد ارس) می‌تواند به‌عنوان فضای مناسبی برای همکاری با ایران و ایجاد پارک ویژه برای شرکت‌های ایرانی در نظر گرفته شود.

محمدجواد آذری جهرمی در رأس هیئتی متشکل از ۲۰ استارت‌آپ ایرانی به ارمنستان سفر کرده است.

 

چگونه کارآفرینان عدم اطمینان را تحمل می کنند کارآفرینی غالباً عدم قطعیت را درگیر می‌کند.

چگونه کارآفرینان عدم اطمینان را تحمل می کنند

کارآفرینی غالباً عدم قطعیت را درگیر می‌کند. در اینجا نحوه برخورد با آن به‌طور خلاصه آمده است.

نویسنده : (Per Bylund) دانشیار کارآفرینی دانشگاه اوکلاهوما

 

اقتصاددان فقید آفریقای جنوبی، لودویگ لاچمان، زمانی نوشت: \”آینده غیرقابل شناختن است، اما غیرقابل‌تصور نیست.\”

منظور او این است که فراتر از توانایی ماست که بدانیم آینده چه چیزی را برایمان به ارمغان خواهد آورد. ما نمی‌توانیم بدون خطا برنامه‌ریزی کنیم، زیرا ماقبل از واقعیت چیزی در مورد آینده نمی‌دانیم.

آینده به‌سادگی قابل شناختن نیست، این نشانگر کمبود اطلاعات کافی است، اما دانایی ازآنچه اتفاق خواهد افتاد نامشخص است. به این معنا، ما برده‌های سرنوشت هستیم.

آینده ناشناخته است، اما به این معنا نیست که ما در برابر آن ناامید باشیم. تلاش‌های ما همیشه در ایجاد بخشی خاص و محدود از آینده به شمار می‌رود. به گفته دانشمند کارآفرین ساراس ساراسواتی، کارآفرینان این کار را بیش از دیگران انجام می‌دهند.

تصور آینده‌ی هر شخص نسبت به توانایی آن فرد متفاوت خواهد بود. اکثر اوقات ممکن است افرادی خوش‌شانس باشند. اما شانس برای همه وجود ندارد و مطمئناً نمی‌توان تنها به این موضوع اطمینان کرد.

به نظر می‌رسد برخی با تصور و تلاش برای شکل دادن به آن ،  توانایی و تمایل برای مواجهه با ناشناخته را دارند، و آن‌ها ریسک‌های موجود را به جان می‌خرند و شروع می‌کنند.

کارآفرینان در تلاش‌اند بخش‌های بزرگی از آینده ما را بسازند. آن‌ها خطرات احتمالی موجود را متحمل می‌شوند.

اما آن‌ها چگونه این عمل را انجام می‌دهند؟ دکتر استیو تروست در پایان‌نامه دکتری خود، بررسی می‌کند که چگونه کارآفرینان عدم اطمینان را تحمل می‌کنند. آن‌ها به شانس اعتماد نمی‌کنند. اکثر اوقات، کارآفرینان تلاش‌های خود را ظاهراً مخالف با فرصت‌ها هدایت می‌کنند، زیرا آن‌ها از اطلاعاتی که دیگران در مورد محدودیت‌های اطلاعاتی غافل می‌شوند، صرف‌نظر نمی‌کنند.

در روزهای آینده با ادامه‌ی مطلب با ما همراه باشید…

منبع: سایت www.entreprenur.com

 

 

در مراسم خاکسپاریتان فناورانه شرکت کنید

در مراسم خاکسپاریتان فناورانه شرکت کنید

برخی کارشناسان بر این باورند که در آینده ای نه چندان دور ما توان آن را خواهیم داشت که مغزهایمان را با تمام محتویات موجود در آن روی رایانه‌ها کپی ‌کنیم تا کلیه اطلاعات آن برای همیشه ذخیره شود.

ولی “یان پیرسون” ، دانشمند پیشرو در علوم، نظر متفاوتی دارد. او چند روز قبل برای نخستین بار این نظریه را مطرح کرد که در سال 2050 میلادی تقریباً همه آنچه که در ذهن ما ذخیره شده است به رایانه‌ها انتقال می‌یابد تا هر زمان که گوشت و استخوان‌های ما پس از مرگ از بین رفت، مغز همچنان به حیات خود ادامه دهد.

پیرسون بر اساس استدلال‌های جدید خود اینگونه توضیح داده است که در آینده نزدیک رایانه‌ها به مغز ما متصل می‌شوند و به جای کپی از محتویات آن، به‌صورت مستقیم هرچه را که در مغز ما پردازش می‌شود به حافظه خود انتقال می‌دهند تا پس از مرگ ما از آنها استفاده کنند.

گفتنی است پیرسون که از او به‌عنوان معروف‌ترین آینده‌شناس جهان یاد می‌شود این هفته روی وبلاگ خود نوشت: “بالاخره یک روز بدن من و شما می‌میرد و همراه با این اتفاق مغز شما از فعالیت بازمی‌ایستد.

ولی مشکل بزرگی در این زمینه وجود ندارد. زیرا 99 درصد ذهن شما همچنان بخوبی کار می‌کند و بواسطه فناوری‌های جدید مبتنی بر فضای پردازش ابری، مغز شما پس از مرگ هم می‌تواند به فعالیت‌های خود ادامه دهد”. با نظریه پیرسون، در سال 2050 میلادی زمانی که بدن انسان می‌میرد و مغز او به شکل رایانه‌ای به حیات خود ادامه می‌دهد، انسان می‌تواند در بدن روبات در مراسم خاکسپاری خود شرکت کند.

 

حیات ابدی فناورانه

اگر هم‌اکنون که این گزارش را می‌خوانید سن شما کمتر از 40 سال است، این شانس برای شما وجود خواهد داشت تا به کمک فناوری‌هایی که در آینده نزدیک روی کار می‌آیند در مراسم خاکسپاری خود شرکت کنید.

این فناوری‌ها به گونه‌ای توسعه یافته‌اند که کمک می‌کنند یک کپی از مغز انسان با تمام محتویات آن به سیستم رایانه‌ای منتقل شود و سپس این رایانه هوشمند پردازش اطلاعات مغز را به شیوه‌ای که تاکنون دنبال شده است، ادامه دهد.

پیرسون در این خصوص می‌گوید: زمانی که بدن انسان می‌میرد و مغز او به فعالیت خود خاتمه می‌دهد، سیستم جدید این امکان را فراهم می‌کند تا مغز به شیوه‌ای که تاکنون دنبال کرده است به حیات خود ادامه دهد.

پیرسون این تصور را دارد که اگر افراد داده‌های کافی را در مغز خود ذخیره کنند، پس از اقدامات لازم مغز به یک دستگاه اندرویدی ساده متصل می‌شود و سپس بدن یک روبات فعالیت‌های مورد نظر را شبیه به زمانی که در بدن انسان بود دنبال کند.

این مسأله در اصل به این معنی خواهد بود که شخص هرگز نمی‌میرد و فقط عمر بدن او پایان می‌یابد. افراد با این فناوری قادر خواهند بود در تشییع جنازه خود شرکت کنند تا با خداحافظی از بدن قدیمی، زندگی را به شیوه گذشته در بدن روباتیک ادامه دهند.

پیرسون و همکارانش برای آنکه پروژه جدید خود را به بهترین شکل ادامه دهند، تلاش می‌کنند روبات‌های مورد نظر را با شکل ظاهری کاملاً شبیه به افراد مورد نظری که مغز آنها کپی شده است طراحی کند.

در حال حاضر چهره‌های بسیار واقعی شبیه انسان از جنس سیلیکون تولید می‌شود که قرار است نسل آینده روبات‌های انسان‌نما هم به همین شکل ساخته شوند.
پیرسون ادعا می‌کند که فرد پس از مرگ جسمانی با همان طرز فکر، رفتار، احساسات و شخصیت در بدن روبات به زندگی خود ادامه می‌دهد و به مرور زمان بدن او تغییر حالت می‌دهد تا واقعی‌تر به نظر برسد و به این شکل هرگز به عمر خود پایان نمی‌دهد.

او در این خصوص گفت: “شما پس از مرگ با یک بدن جوان‌تر و به‌روز شده‌تر به حیات خود ادامه می‌دهید و با این بدن جدید در مراسم خاکسپاری خود شرکت می‌کنید.”

زندگی فناورانه پس از مرگ

این نخستین باری نیست که پیرسون چنین ادعای عجیبی را برای حیات ابدی انسان‌ها مطرح می‌کند. چندی پیش او روش‌های مختلفی را برای به تعویق انداختن مرگ و افزایش چند برابری طول عمر انسان مطرح کرده بود.

در این روش‌ها همچنین تئوری‌هایی برای تجدید قسمت‌های مختلف بدن انسان مبتنی بر علم ژنتیک مطرح شده بود تا در نهایت حیات مغز به کمک رایانه و روبات‌ها ممکن شود و زندگی مجازی پس از زندگی حقیقی ادامه یابد.

پیرسون در تازه‌ترین تئوری خود توضیح داد که همه به اندازه کافی خوش‌شانس نیستند تا بتوانند برای همیشه در بدن یک روبات زندگی کنند.

او گفت:‌ “ممکن است افراد مجبور شوند تا سال 2060 یا پس از آن صبر کنند تا قیمت این دستگاه‌های هوشمند اندرویدی کاهش یابد و آنها هم بتوانند یک دستگاه از این روبات‌ها را برای خود خریداری کنند. این مسأله به آن معنی است که در مرحله نخست فقط ثروتمندان می‌توانند به کمک فناوری جدید حیات ابدی داشته باشند.”

با وجود این اگر شرایط مالی مناسبی نداشته باشید تا یک بدن روباتیک اندرویدی را خریداری کنید، می‌توانید برای دوره زمانی مشخص یکی از این روبات‌ها را اجاره کنید تا به‌عنوان مثال در مراسم خاکسپاری، سالگرد ازدواج، جشن تولد اطرافیان، مراسم فارغ‌التحصیلی فرزندان و… حضور داشته باشند.

در این میان سؤالات فراوانی در مورد چگونگی ذخیره محتویات مغز انسان روی رایانه و مراقبت از این اطلاعات مطرح شده است.

پیرسون در رابطه با نحوه ذخیره محتویات مغز روی سرورهای هوشمند و اتصال آن به سرور شرکت‌های بزرگ نظیر فیس بوک، اپل، گوگل و مایکروسافت هم توضیح داد.

او در این خصوص گفت: «شرکت‌های بزرگ که از طریق اپلیکیشن‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی اطلاعات کاربران را به‌صورت لحظه به لحظه در اختیار می‌گیرند، می‌توانند به ما کمک کنند تا جامع‌تر و دقیق‌تر تفکر، شخصیت و نوع رفتار افراد را بررسی کنیم.

پیرسون هم‌اکنون روش‌های مختلف را در فضای آزمایشگاهی مورد بررسی قرار می‌دهد تا بهترین حالت ممکن را به کار بگیرد.

از جمله این روش‌ها می‌توان به تجدید و بازیابی قسمت‌هایی از بدن به کمک مهندسی ژنتیک، مهاجرت به بدن‌های اندرویدی، ساده‌سازی مغز روی رایانه، ادامه حیات مجازی و… اشاره کرد.

البته در این زمینه نگرانی‌های فراوان در مورد شرکت‌هایی وجود دارد که محتوای مغز انسان‌ها را کپی می‌کنند و می‌توانند آنها را به فروش برسانند.

همچنین این امکان وجود دارد که شرکت‌های مذکور مغز افراد را در قالب یک ذهن کارگر مورد استفاده قرار دهند تا فرد به یک برده تبدیل شود و با این توضیحات می‌توان گفت تئوری مذکور نکات منفی فراوانی را هم در خود جا داده است که باید به آنها توجه شود.

لازم به ذکر است در سال 2007 میلادی بنیاد ملی علوم ایالات متحده جایزه 500 هزار دلاری خود را به دو دانشگاه که طرح «جاودانگی مجازی» را مطرح کرده بودند، اهدا کرد.

در کشور روسیه نیز طرح «ابتکار 2045» از سوی یک کارآفرین روسی به‌نام «دمیتی ایتسکوف» ارائه شده است.

این طرح که در یک سازمان غیرانتفاعی دنبال می‌شود بر ایجاد فناوری‌هایی تأکید دارد که امکان انتقال شخصیت یک فرد به یک حامل غیربیولوژیکی پیشرفته را فراهم می‌کند و زندگی تا حد جاودانگی را برای همگان ممکن می‌سازد.

به هر حال، باید دید کدام یک از این طرح‌ها در آینده نزدیک می‌توانند امکان زندگی جاودانه را برای انسان‌ها به ارمغان آورند.

 

برگرفته از سایت مدیراینفو