جدال دائمی زنان کارآفرین با موانع تولید، انرژی آنان را گرفته است

جدال دائمی زنان کارآفرین با موانع تولید، انرژی آنان را گرفته است

 

به گزارش پایگاه خبری اقتصادی معاصر ، چند تن از این بانوان، بالا بودن نرخ مالیات و ارزش افزوده، مشکلات ترخیص کالا در گمرک و نبود حمایت های تامین اجتماعی را از موانع تولید بر شمردند. چندی پیش محمد شفیعی سرپرست فرمانداری قزوین و صدیقه ربیعی مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری در یک نشست تخصصی با هدف طرح مشکلات زنان کارآفرین استان اظهار داشتند که جمعیت زنان بازرگان، کارآفرین و فعال اقتصادی به ۳۰۰ نفر رسیده و ۴۵ کارگاه و واحد تولیدی توسط آنان مدیریت می شود.

 

کوه مالیاتی پیش پای فعالان حوزه اقتصاد و صنعت

رییس کانون زنان بازرگان استان قزوین گفت: زنان کارآفرین در حال حاضر با مشکلاتی از قبیل مشکلات ارزی و سرمایه در گردش، مالیات و ارزش افزوده ۹ درصدی دست و پنجه نرم می کنند.

فاطمه غفوری افزود: بانک های عامل برای تضمین ورود کالا در قبال ارز تخصیص یافته، اقدام به مسدود نمودن ۳۵ درصد ارزش کل مبلغ می کنند و تولید کنندگان برای تامین این حجم نقدینگی، راهی جز کاهش تولید ندارند.
وی ادامه داد: تامین مالی از طریق بانک ها و موسسات اعتباری، با مشکلاتی همراه است و چون امکان تامین وثیقه های مورد نظر بانک وجود ندارند هزینه مالی زیادی به این شرکت ها تحمیل می شود.

این فعال حوزه صنعتی با بیان اینکه افزایش مالیات واحدهای تولیدی در شرایط رکود اقتصادی از دیگر مشکلات بخش تولید است؛ گفت: درحال حاضر ظرفیت تولید واحدهای صنعتی بسیار پایین است و بسیاری از این واحدها زیان ده هستند که باید از پرداخت مالیات معاف شوند اما سازمان امورمالیاتی این زیان ده بودن را نمی پذیرد.
رییس کانون زنان بازرگان استان اظهار داشت: بسیاری از شرکت ها به صورت اعتباری کالای خود را به فروش می رسانند و با اینکه در وصول وجه فاکتورهای خود ناتوان هستند اما ناچارند که مالیات های محقق نشده را به سازمان امور مالیاتی پرداخت کنند.

غفوری یادآور شد: متاسفانه سازمان امور مالیاتی به دلیل عدم وجود زیر ساخت لازم برای وصول مالیات از مصرف کننده نهایی وظیفه وصول را بر عهده شرکت ها گذاشته است و به این طریق بار مالی زیادی بر شرکت های تولیدی تحمیل می شود.

رییس کانون زنان بازرگان استان قزوین یادآور شد: یکی از مشکلاتی که در حوزه تامین اجتماعی وجود دارد بدهی کارفرمایان و تقسیط آنهاست که معمولا این اقساط مشمول جریمه شده و هزینه های مضاعفی برای تولید کننده به همراه دارد.

 

چرا شرکت های زیان ده باید مالیات پرداخت کنند؟

مدیر یکی از شرکت های تولید کریستال قزوین گفت: بخش اعظم مشکلات تولید کنندگان به هزینه های مالیاتی بسیار بالا مربوط می شود و ارزش افزوده ۹ درصد باعث شده تا قیمت تمام شده کالا افزایش یابد.
محبوبه منفرد افزود: یکی از درخواست های اصلی ما از اداره امور مالیاتی استمهال (مهلت دادن) بدهی های تقسیط شده مالیات در واحدهای تولیدی است.

وی تاکید کرد: برای ما جای سوال است که چرا شرکت های زیان ده باید مالیات پرداخت کنند و این درحالی است که قانون برای شرکت های زیان ده شرایط ویژه ای درنظر گرفته است.

منفرد به مشکلات نرم افزاری سیستم مالیات اشاره کرد و گفت: مشکلات سیستم نرم افزاری در مالیات و عدم آگاهی کارکنان با این سیستم باعث شده تا عملا فرآیند رسیدگی به پرونده های مالیات طولانی شود.
این تولید کننده در پایان یادآور شد: در شرایطی که تولید با موانع بزرگی همراه است، انتظار می رود تامین اجتماعی در راستای حمایت از تولید به بخشودگی جرائم مبادرت کند تا حجم مطالبات کارفرمایان به تامین اجتماعی افزایش نداشته باشد.

شکست آزمون که تبدیل به یک هتلدار میلیونر شد

شکست آزمون که تبدیل به یک هتلدار میلیونر شد

هفته نامه BBC’s دارای پروفایل های مختلف تجاری از سراسر جهان است. این هفته ما با رابین Hutson، بنیانگذار و مدیر اجرایی هتل تجاری hotel Home UK صحبت می کنیم.

رابین Hutson’s به دلیل شکست های خود در مدرسه اکنون موفق شد.

او اکنون 62 سال دارد و از خاطراتش تعریف میکند:  من پایین ترین نمره را آورم و نتوانستم به کلاس ششم بروم، بنابراین باید کار دیگری برای انجام دادن پیدا می کردم.

در سن شانزده سالگی، من خیلی علاقه مند بودم که کارهای دخترانه مثل آشپزی انجام بدم و مادرم می گفت: من همیشه دوست داشتم که به آشپزخانه سر بزنم.

او به پسرش توصیه کرد تا در یک دوره ی هتلداری و تهیه غذا شرکت کند، که اشتیاق او را برای حرفه ای در صنعت مهمان نوازی نشان دهد.

او در سال 1994 میلادی ، شبکه زنجیره ای بین المللی را به نام “دو وین” ایجاد کرد که 10 سال بعد میلیونر شد. او و شریک تجاریش این شرکت را به ارزش 66 میلیون پوند فروختند.

در سال 2011، رابین یک مجموعه دیگر از هتل ها را به نام The Pig ساخت. در حال حاضر با شش محل در سراسر جنوب انگلستان، شرکت با نام تجاری – Home Grown Hotels – دارای درآمد سالانه بیش از 20 میلیون پوند مشغول به فعالیت می باشند.

 

در حالی که موفقیت حرفه رابین، او را “برترین هتلدار بریتانیا” نامیده اند، شما نمی توانید او را برای خدمت به یک دوره کارآموزی شایسته سرزنش کنید.

 

پس از فارغ التحصیلی از کالج غذا در سوری، در جنوب لندن، در اواسط دهه 1970، او به برنامه آموزشی مدیریت گروهی از هتل های ساویوی پیوست.

این کارآفرین قصد دارد ما را با دیدن و ثبت جهانی یک روش کاملا جدید آشنا کند

این کارآفرین قصد دارد ما را با دیدن و ثبت جهانی یک روش کاملا جدید آشنا کند


چه کسی هستید و کسب و کار شما چیست؟

من لارنس گریوس، یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل شرکت OPKIX هستم. به طور خاص برای نسل اول اجتماعی، اولین دوربین ما از نوع پوشیدنی به نام   OPKIXOne  است . و خود دارای یک اندازه بسیار مناسب و منحصر به فرد و همگام با یک برنامه یکپارچه است که به شما اجازه می دهد فیلم های خود را با اضافه کردن فیلتر، موسیقی و AR ویرایش کنید و در فضای مجازی  به اشتراک بگذارید.

 

از سیستم های محبوب اجتماعی چه نوع الهامی جهت افزایش توسعه می توان گرفت؟

شین شریک تجاری من، شاهین امیرپور، یک ایده اصلی را در اسنوبورد پیدا کرد، متوجه شد که نیازی به ضبط محتوای ویدئوی با دخالت دست وجود ندارد. من یک مورد مشابه “a-ha” داشتم که همسرم به من داد و گفت: “اگر بتوانید از بچه ها فیلم بگیرید  بدون اینکه آنها مطلع شوند و شما از صفحه نمایش گوشی خود فقط تماشا کنید، این یک تغییر بازی است”.

 

این کارآفرین می گوید که مشتریان خود را به بهترین شکل روز خود تبدیل کرده و آن ها را به بهترین شکل روز خود تبدیل می کنند.

 

 

تفاوت آن ها با دیگر دوربین ها در مقوله چیست؟

ما دسته خودمان را تعریف می کنیم! این واقعا اولین دوربین پوشیدنی است که می تواند در زندگی روزمره و ماجراجویی که تنها برای ورزش های اکشن نیست، ادغام شود. در مجموعه ای از یک یا دو دوربین همراه موجود است که دوربین را شارژ می کند و همچنین به صورت بی سیم به وسیله گوشی هوشمند خود تقریبا بلافاصله بارگذاری می شود. دوربین می‌تواند به انواع مختلفی از لوازم خانگی از جمله sungl متصل شود.

 

ویژگی هایی که رهبر بزرگ را تشکیل می دهند

 

استراتژی بازاریابی شما چیست؟ مشتری چه کسی است و شما می خواهید به آن دسترسی داشته باشید و چگونه این کار را انجام می دهید؟

ما این سال را مستقیما به مصرف کننده وارد کردیم، که از گروه باور نکردنی خود از سفیران نام تجاری و followings آن ها استفاده کردیم. دوربین ما با سبک زندگی متفاوتی متناسب است، و ما با مجموعه متنوعی از سفرا کار می کنیم که افتخار می کنیم نشان تجاری را به نمایش بگذاریم، از یک هنرمند موزیکال استفاده کنیم در حالی که از دوربین روی صحنه استفاده می کنیم.

این کارآفرین 19 ساله اسرار بازار خرده فروشی زیرزمینی میلیارد دلاری را به نمایش می گذارد

این کارآفرین 19 ساله اسرار بازار خرده فروشی زیرزمینی میلیارد دلاری را به نمایش می گذارد

 

براندون وب (Brandon Webb) با بهره گیری از وسواس آماری آمریکا با پا زدن زندگی می کند. براندون 19 ساله که در لس آنجلس مستقر است، مؤسس Hypluxe، این انجمن تنها به اسرار فروش بازار عظیم ثانویه را برای کفشهای ورزشی محدود می شود.

 

Webb می گوید که او با یک تیم از کارشناسان کار می کند تا مطمئن شود در خصوص فروش مجدد کفش ها با قیمت های غیرمنتظره. همانطور که Webb به کارآفرین توضیح داد، “در سال 2018، Nike یکی از محبوب ترین کفش های ورزشی را که تا به امروز به نام Off White Air Jordan 1” White “منتشر کرده است، تنها برای 190 دلار به فروش رسانده است.

با استفاده از کفش های منحصر به فرد که تقریبا هر هفته عرضه می شود، خودی ها تخمین می زنند که این بازار ثانویه در سود آن در فروش 1 میلیارد دلار است.

 

چه چیزی باعث می شود تا کفش های ورزشی ارزش زیادی داشته باشند؟

شرکت های بزرگ مانند نایک و آدیداس، با همکاری مشهور و هنرمندان مانند ویرجیل آبلو و Kanye West، نسخه های جدیدی از مدل های کلاسیک را منتشر کرده اند. فروشندگان می دانند که این کفش های کتانی به فروش می رسند ، و به همین ترتیب همه کسانی که می خواهند آنها را بپوشند. ترکیبی از دسترسی محدود و تحریک آمیز قیمت ها را از طریق سقف در بازار ثانویه در اختیار می گذارد. ”

 

درس های بازاریابی شگفت انگیز از Kanye غرب

 

چگونه کفش های ورزشی را برای خرید و تلنگر انتخاب می کنید؟

“این یکی از بهترین چیزها در مورد این بازار است – من می دانم چه پیش خواهد آمد که سود آور باشد.” به محض اعلام شدن یک کفش کتانی، من یک ایده خوب از حاشیه را دارم. انگشت شست، همکاری هنرمندان، انحصاری های خاص کشور و کلاسیک های به روزرسانی معمولا به خوبی درهم می آیند.اینها شامل Yeezys (همکاری Kanye West با Adidas) و Nike Jordan  است. چگونه آنها محدود می شود، اما شما واقعا نمی دانید چیزی در مورد کفش های کتانی بدانید که چه چیزی ارزش خرید دارد. وبلاگ های Sneaker اکنون فهرست “محبوب ترین کفش های ورزشی آینده” را ایجاد می کنند و هر هفته آنها را به روز می کنند. به طور خلاصه، اگر وجود داشته باشد و در انحصارگرایی وجود دارد، پول لازم است. ”

 

چگونه بسیاری از جفت کفش را می گیرید؟

“من تقریبا تمام زوج هایم را به صورت آنلاین می گیرم. نماینده فروش متوسط ​​از برنامه های کامپیوتری به نام ربات ها استفاده می کند تا سعی کنند دستان خود را روی کفش های ورزشی بسوزانند. ربات ها تقریبا همه چیز را اتوماتیک می کنند، تلاش می کنند تا قبل از فروش چندین جفت از وب سایت ها را چک کنند، بسیار سریعتر از هر انسانها می توانند اینها را در میان بیشتر نمایندگی فروشان رایج می دانند، اما هیچ راهی برای برنده شدن در این نمایشگاه وجود ندارد – و همانطور که انتظار می رفت، ربات هایی که در دسترس عموم قرار دارند، کمتر از آنهایی هستند که به صورت خصوصی استفاده می شوند. سرمایه گذاران، هکرهای نخبه و افراد داخلی و نیز دسترسی به نرم افزارهای خصوصی که اساسا به ما یک انحصار بر روی عرضه می دهد. هنگامی که ما بر روی آنچه کیسه ها می خواهیم قفل شده ایم، چه اندازه و جایی برای خرید آنها، تجربه برتر، ابزار و تأمین مالی عمدتا موفقیت ما را تضمین می کند. ما می توانیم هزاران جفت از لپ تاپ هایمان را دریافت کنیم، در حالی که ممکن است کسی بتواند تمام شب را برای رسیدن به یک جفت واحد بپیمایند – حتی اگر از یک ربات استفاده کنند. اما، این بازی است. ”

8 درس موفقیت از غنی ترین شخص در سیاره

 

چقدر شما در یک قطره کتانی سرمایه گذاری می کنید؟

“هر نسخه متفاوت است و هدف اصلی این است که هرچه سریعتر آنها را قبل از فروختن آن ها خریداری کنند. در آن سال انتشار نسخه ی” Off White Air Jordan  ‘White’ من حدود 100 جفت داشتم و بقیه تیمم مشابه تعداد هر یک از جفت ها 190 دلار است و من حدود 6000 دلار را صرف راه اندازی کردم تا این اتفاق بیافتد، به همین ترتیب 25 هزار دلار است. کفش کتانی به طور انحصاری در اتحادیه اروپا منتشر شد، بنابراین قیمت های فروش مجدد بسیار بالا بود. در همان روز ما آنها را خریداری کردیم، اما امروزه سهام 100 کفش حدود 290،000 دلار ارزش دارد. برای یک روز کار خیلی بد نیست.

آیا پناهندگان و کودکان خیابانی کارآفرینان پنهان اروپا هستند؟

آیا پناهندگان و کودکان خیابانی کارآفرینان پنهان اروپا هستند؟

 
روانشناس استرالیایی و کارآفرین اجتماعی لوئیز ارنشاو معتقدند که کودکان خیابانی، مهاجران و پناهجویان یا پناهندگان همه دارای ویژگی های شخصیت مشابه هستند که می تواند به معنای واقعی شدن کارآفرینان باشند.
شرکت های اجتماعی، # tech4refugees: موج جدیدی از مهاجران و پناهندگان در اروپا با فوران یک اکوسیستم راه اندازی جدید مواجه شد. بسیاری از کارآفرینان، با ایجاد مدل های کسب و کار جدید، مهارت و خلاقیت خود را برای حمایت از مهاجران آسیب پذیر ارائه دادند.

با این حال، با توجه به Earnshaw، این کارآفرینان اجتماعی و جوامع آنها در تلاش برای کمک به تفاوت در هر اندازه که شما ممکن است فکر می کنم. او معتقد است، در واقع، نارضایتی هایی که جوامع حاشیه نشین تجربه می کنند منحصر به فرد بودن توانایی های کارآفرینی است.

Earnshaw با یک PHD که به بررسی شباهت ها و تفاوت های بین کارآفرینان موفق و جوانان در معرض خطر می پردازد، متخصص در تبدیل سختی ها به یک مدل است که می تواند موفقیت شخصی، حرفه ای و اجتماعی را ارائه دهد.
عامل “chutzpah”

با توجه به لوئیس، کیفیت اتصال بین دو جمعیت شناسی، آن چیزی است که او فاکتور “چتپاها” نامیده است. یک مشتق از عبری برای توصیف کسی که مرزهای رفتار قابل قبول را بیش از حد فراتر گذاشته است، این کلمه از آن زمان به معنای گسترده تر در زبان انگلیسی گرفته شده است. امروزه، این مفاهیم شامل اعتماد به نفس، اعتماد به نفس و توانایی فراتر رفتن از ترس به ناشناخته است.

Earnshaw استدلال می کند این ارزش دقیقا همان چیزی است که کارآفرینان و بچه های خیابانی را متصل می کند، در حالی که آنها را از مدیر بازرگانی متوسط ​​جدا می کند. هر دوی آنها توانایی شناسایی منابع را دارند و آنها را با هم ترکیب می کنند که کارآفرینانه سازنده است و بچه خیابانی به طور کلی سازنده نیست.

به طور خلاصه، “آنها هر دو حکومت شکن” هستند، او به 150 ثانیه گفت.
یک مدل برای کارآفرینی اجتماعی

با توجه به تحقیقات و یافته های دکترای Earnshaw، یک مدل کارآفرینی پایدار به وسیله سه اصل اساسی ایجاد شده است: حرفه ای که بر اساس اشتیاق، یادگیری مادام العمر و فرد سالم است.

در مورد بچه های خیابانی، او ابتدا نیازهای شخصی خود را مشخص می کند، چه از نظر بهداشتی و چه از نظر اجتماعی. او توضیح می دهد که تمرکز بعدی بر روی شناسایی اشتیاق آنها است و بعد از آن ارائه آموزش های آموزشی و حرفه ای برای کمک به آنها برای استفاده از آن برای تولید درآمد.

پس از آنکه با این آمار جمعیتی در پروژه های خود در استرالیا کار کرد، Earnshaw تصمیم گرفت پروژه خود را به اروپا منتقل کند، که چشم او را به این واقعیت که مدل آن می تواند برای مهاجران تازه وارد و پناهجویان تازه وارد نیز مفید باشد، انتخاب کرد.

او گفت: “اگرچه [مهاجران] لزوما قاتل قانون نیستند،” او اذعان داشت: “من فکر می کنم کسی که از طریق تجربیات فردی محروم شده است، از بیرون از منطقه راحتی خود بیرون نیامده است. آنها باید در این بخش های دیگر ما قرار بگیرند تا زنده بمانند، جهان را درک کنند و به صورت سازنده حرکت کنند. ”

برگرفته از سایت www.entrepreneur.com

 

رویکرد مالی رفتاری برای تصمیم‌گیری در مباحث مالی کارآفرینی

رویکرد مالی رفتاری برای تصمیم‌گیری در مباحث مالی کارآفرینی

 

مسئله‌ای که در تصمیم‌گیری در ارتباط با کارآفرینان و سرمایه‌گذاران نیاز است عبارت‌اند از:

  1. تصمیمات مربوط به تأمین وجوه مرحله ورود/مفهوم
  2. تصمیمات مربوط به تأمین مالی/سرمایه‌گذاری
  3. تصمیمات رشد/خروج

دو تصمیم‌گیرنده وجود دارد ۱) کارآفرینان ۲) سرمایه‌گذاران که به‌عنوان VC ها شناخته می‌شوند. علاوه بر این اگر فرد به دو مبحث مهم مالی سنتی یا مالی رفتاری توجه نکند، دو عامل که عدم اطمینان و بازده می‌باشند در تمام تصمیم‌گیری‌ها خود را نشان می‌دهند.

در این شماره تلاش شده تا شما را با تصمیمات مربوط به تأمین وجوه مرحله ورود/مفهوم آشنا کرد؛ که آن را تصمیمات راه‌اندازی هم می‌گویند.

در ابتدا پرسش‌های اصلی در تصمیم‌گیری مربوط به راه‌اندازی مطرح می‌شود. این تصمیمات مشترک از دو تصمیم جدا به‌وسیله کارآفرین و VC تشکیل شده است به این معنی که تصمیم کارآفرین برای وارد شدن به یک کسب‌وکار به تنهایی کافی نیست بلکه باید یک سرمایه‌گذار را هم برای فاز راه‌اندازی متقاعد کرد. در نتیجه ۲ سؤال اصلی:

 

  1. فرآیندهای تصمیم‌گیری برای کارآفرینان در تصمیم‌گیری راه‌اندازی چیست و ضوابط تصمیم‌گیری در این زمینه چه می‌باشد؟
  2. فرآیندهای تصمیم‌گیری برای VC ها در سرمایه‌گذاری به‌منظور راه‌اندازی چگونه است و ضوابط تصمیم‌گیری در این زمینه چه می‌باشد؟

مورد دوم بازارهایی برای سرمایه‌گذاری خطرپذیر می‌باشد. بازارهای سرمایه دارای ویژگی‌هایی از جمله کارا بودن، تسهیل جریان وجوه بین عرضه‌کنندگان و متقاضیان سرمایه، دارای شفافیت عملیاتی، حامی نوآوری، ایجاد اشتغال، توسعه اقتصادی و رشد کسب‌وکار می‌باشند. درحالی‌که بازارهای VC برعکس عمل کرده و دلیل اصلی ناکارآمد بودن آن عدم شفافیت می‌باشد که منجر به افزایش سطح ریسک و عدم اطمینان و در نتیجه باعث افزایش هزینه‌های کسب‌وکار برای شرکت‌های کارآفرین و کوچک می‌شود.

مورد سوم پاسخ اقتصاد و مالی سنتی به تصمیمات راه‌اندازی می‌باشد. برای رفع مشکلاتی که در بازارهای سرمایه‌گذاری خطرپذیر غیر شفاف وجود دارد از ۲ نظریه‌ی نمایندگی کلاسیک و نظریه عدم تقارن اطلاعاتی می‌توان کمک گرفت.

بر اساس نظریه نمایندگی، کارآفرینان به عنوان عامل و VC ها به عنوان کارفرما تعریف شده‌اند؛ و این سؤال مطرح می‌شود که کارآفرینان نقطه‌ی مقابل عامل (که به خوبی دستور می‌گیرند) می‌باشند و افرادی کاملاً مستقل هستند که دست دارند رئیس خود باشند.

 

رویکردی رفتاری به تصمیم‌گیری در مباحث مالی کارآفرینی:

در این قسمت ما به دنبال این موضوع هستیم که اگر بتوانیم انواع ریسک‌ها و عدم اطمینان را بشناسیم، شانس بهتری در درک فرآیند تصمیم‌گیری خواهیم داشت. از طرفی بحث ادراک هم می‌تواند شفافیت بیشتری را برای هر یک از طرفین (کارآفرین و سرمایه‌گذار) در هر معامله‌ای مثل قراردادهای مالی داشته باشد و در نتیجه فرآیند تصمیم‌گیری را بهبود می‌دهد.

در ادامه ادراک، بحث عدم تقارن ادراک وجود دارد که قبل از توصیف آن بهتر است ذهن خود را معطوف دو نظریه کنید: ۱) نظریه چشم‌انداز ۲) نظریه تأثیرپذیری

در نظریه چشم‌انداز دو فاز وجود دارد: ۱) ویرایش (قالب‌سازی) ۲) ارزیابی

در فاز اول سعی می‌شود که مسئله مورد تصمیم را از طریق انجام تعدادی عملیات ساده‌تر کرده و در نتیجه انتخاب گزینه‌ای که برای تصمیم‌گیرنده بیش‌ترین ارزش را دارد، ساده‌تر می‌کند؛ و در فاز دوم با استفاده از تابع ارزش، چشم‌اندازهای ویرایش شده با بیشترین ارزش انتخاب می‌شوند.

در نظریه تأثیرپذیری اینکه ذهن آدمی نسبت به یک مسئله خوب یا ید باشد می‌تواند منجر به قضاوت ادراکی سریع شود. به طور مثال سهامی که ناآشنا باشد و به شکل منفی ادراک شود، ریسک و بازده دارای همبستگی منفی می‌شود و بالعکس.

در نتیجه می‌توان برداشت کارآفرینان و vc ها و قضاوت آن‌ها را با دو نظریه‌ی بالا تشخیص داد.

حال برمی‌گردیم به بحث عدم تقارن ادراک، وضعیتی است که در آن بین کارآفرین و VC در ارتباط با یک فرصت کسب‌وکار، سود یا زیان، یک شکاف ادراکی وجود داشته باشد.

حال نوبت به موضوع ریسک می‌رسد، این‌گونه باید گفت که برخی محققان اعتقاد دارند که ریسک مثل انحراف معیار یا بتا نیست که بتوان آن را مشاهده و اندازه‌گیری و تجزیه‌وتحلیل کرد. اسلویک می‌گوید که ریسک کسب‌وکار به ریسک بقای فرد بستگی دارد؛ و در ادامه مطرح می‌کند که انسان قادر به تغییر محیط پیرامون خود و پاسخ به آن است؛ که این توانایی منجر به افزایش ریسک شده و همان‌طور که در نظریه تأثیرپذیری گفته شد مثلاً اگر فردی تأثیرپذیری مثبتی نسبت به یک اقدام مخاطره‌آمیز داشته باشد، ریسک کمتری را ادراک می‌کند نسبت به شخصی که تأثیرپذیری منفی برای همان اقدام در شرایط یکسان دارد.

اولسن معتقد است که تمام ریسک‌ها، ریسک ادراکی می‌باشند؛ زیرا ادراک از طریق داده‌های حسی رخ می‌دهد و این بدان معناست که ریسک پدیده‌ای است که در روان ما اتفاق می‌افتد؛ و اگر بخواهیم این استدلال را داشته باشیم که ریسک به‌طور کامل در روان ما ادراک نشده است، هنگامی به‌طور واضح دیده می‌شود که ریسک را به اجزای سازنده آن تفکیک کرده و ریسک‌های موجود را شناسایی کنیم.

پس برای شروع کل ریسک را این‌گونه تعریف می‌کنیم:

کل ریسک= ریسک موجود+- ریسک‌های رفتاری

 

ریسک‌های موجود:

در ارتباط با ریسک موجود از قیاس سکه استفاده شده است. به این معنا که نتایج ممکن در یک تصمیم‌گیری راه‌اندازی یک کسب‌وکار را می‌توانیم دقیقاً مانند چرخ خوردن یک سکه بیان کنیم که می‌تواند شامل امکان موفقیت/شکست به‌طور هم‌زمان باشند.

عوامل تعیین‌کننده ریسک موجود شامل:

الف) عامل ریسک فناوری و تجاری‌سازی: ریسک اخذ یک فرصت یا یک نمونه اولیه و تبدیل آن به محصول کاملاً کاربردی یا خدمتی که مشتریان حاضر به پرداخت برای استفاده از آن باشند.

ب) عامل ریسک بازار: اینکه آیا بازار سودآور یا پایدار برای محصول یا خدمت پیش‌بینی‌شده به وجود خواهد آمد.

ج) عامل ریسک مدیریت: اینکه آیا کارآفرین و تیم او در اجرای استراتژی‌های پیش‌بینی‌شده موفق می‌شوند یا خیر

د) عامل ریسک مالی: اینکه آیا کارآفرین و تیم او می‌توانند منابع مالی موردنیاز را به‌موقع برای اجرای استراتژی‌های پیش‌بینی‌شده برای کار جمع‌آوری کنند یا خیر

ه) فاکتورهای ریسک کلان: شامل ریسک‌های مربوط به مقررات، ریسک‌های محیطی و غیره

در مجموع این نوع ریسک‌ها در خارج و اطراف هر کسب‌وکار وجود دارند و به آن‌ها ریسک موجود می‌گویند.آآ

ریسک‌های رفتاری:

اجزای ریسک رفتاری در واقع همان فرآیندهای ریسک رفتاری را دربر می‌گیرند که پیش‌تر درباره‌ی آن صحبت شد و شامل دو نظریه چشم‌انداز و تأثیرپذیری هستند.

  • فرآیندهای قالب‌سازی
  • فرآیندهای ارزیابی
  • فرآیندهای تأثیرپذیری
  • فرآیندهای دیگر، غیر از تأثیرپذیری مانند اعتماد بیش از حد (خودرایی)، در دسترس بودن، اتکا (لنگر انداختن) و غیره

ریسک‌های رفتاری در معادله‌ای که نشان داده شد می‌تواند ریسک کلی را افزایش یا کاهش دهند. افزایش آن از طریق استاندارد مالی قابل درک است اما کاهش آن برای اقتصاددان رفتاری نتیجه‌ای از تأثیرپذیری است.

پروفسور یزدی‌پور استدلال می‌کند که یک کارآفرین

  • تصمیم‌گیری نهایی خود را عمدتاً براساس سود و زیان ادراکی فرصت‌های سرمایه‌گذاری که خودش با توجه به نتایج جست‌وجو در فرصت‌های مشابه، انتخاب کرده است، می‌گیرد و مهم‌تر از آن
  • فرصت‌های کسب‌وکار انتخاب و نهایی شده، همان سطح از ریسک و عدم اطمینان را دارند که کارآفرین درباره آن احساس راحتی می‌کند.

در آخر باید گفت که با اتکا به نظریه چشم‌انداز و تأثیرپذیری بررسی خواهیم کرد که چگونه می‌توانند این دو نظریه بر پیش‌بینی و قضاوت کارآفرینان و vc ها با توجه به فرصت‌هایی که در کسب‌وکار خود وجود دارد، تأثیر بگذارند.

 برگرفته از کتاب مباحثی نوین در تأمین مالی کارآفرینی، تألیف پروفسور یزدی‌پور

 

 

نویسنده : عارفه داودی پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

کارآفرینی سبز

کارآفرینی سبز

 

چکیده

تحولات شگرف و گسترده‌ای که هرروزه در تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی و حتی ارزش‌ها و فرهنگ حاکم بر جوامع رخ می‌دهد، موجب شده تا کارآفرینی به‌عنوان یک راهبرد اثربخش براي توسعه اقتصادي و ایجاد اشتغال پایدار شناخته شود. در این راستا نیاز به توسعه نسل جدیدي از کارآفرینان را موردبررسی قراردادیم که قادر هستند به شناخت و کسب مزیت از فرصت‌های کسب‌وکار سبز بپردازند. در کشورهاي درحال‌توسعه، سرمایه‌گذاری در مشاغل سبز، آموزش کارآفرینی سبز می‌تواند کمک بزرگی به ایجاد اشتغال پایدار تلقی شود.

 

مقدمه

تا قبل از دهه هفتاد میلادي، در تمامی پروژه‌های توسعه، صرفاً دیدگاه اقتصادي و ایجاد درآمد و بازده اقتصادي بیشتر، مدنظر بود؛ درواقع بر این باور بودند که رشد و توسعه اقتصادي در یک نظام، زمانی میسر خواهد بود که افرادي در بین سایر آحاد جامعه با خطرپذیري، اقدام به نوآوري کرده و با این کار روش‌ها و راه‌حل‌های جدید جایگزین راهکارهاي ناکارآمد و کهن قبلی شود.

مفهوم کارآفرینی سبز

کارآفرینی سبز را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: کسب‌وکاري که کالا و خدماتی را فراهم می‌کند که به حرکت در اقتصاد کمک کند و منجر به کاهش کربن و راندمان بیشتر منابع شود. کارآفرینی سبز شامل کسب‌وکارهایی در بخش محیط‌زیست (ازجمله بازیافت، مدیریت مواد زائد، مشاوره در زمینه کمک به محیط‌زیست و نظارت بر سازمان‌های فعال در عرصه محیط‌زیست)، فن‌آوری‌های مرتبط باانرژی هاي تجدید پذیر (ازجمله باد، موج، حرارت مرکزي زمین) و سوخت‌های جایگزین می‌باشد. کسب‌وکارهاي سبز مشاغلی‌اند که در فعالیت‌های اقتصادي درگیرند. جنبش و به حفاظت یا بازیابی محیط‌زیست و یا حفظ منابع طبیعی کمک می‌کنند. کارآفرینی سبز را می‌توان عملاً در هر کشوري در سرتاسر دنیا یافت. در بریتانیا، یک گزارش، پارلمانی بیان می‌کند که انتقال به اقتصاد سبز نیازمند بهتر شدن کل اقتصاد است و همه کسب‌وکارها باید تا حدي “سبز ” شوند. در استرالیا و نیوزیلند، کسب‌وکارهاي سبز این‌گونه تعریف می‌شوند “مدیران، کارکنان حرفه‌ای و مشاورانی که در سازمان‌های سبز کار می‌کنند یا مهارت‌ها و مسئولیت‌های سبزي درون سایر سازمان‌ها دارند تحقیقات مرتبط انجام‌شده توسط موسسه محیط‌زیست استرالیا و نیوزیلند، سازمان بین‌المللی کار و برنامه محیط‌زیست ملل متحد کسب‌وکار سبز را چنین تعریف کرده‌اند: فرصت‌های شغلی در کشاورزي، صنعت کارخانه‌ای، ساخت‌وساز، تأسیسات، تعمیر و نگهداري و فعالیت‌های علمی و فنی، مدیریتی و خدماتی که به‌طور اساسی در حفاظت و احیاي دین و مکملان کارآفرینی سبز را به‌عنوان، محیط‌زیست نقش دارند سازمان بین‌المللی کار فرایند تعیین و بهره‌برداری از فرصت‌های اقتصادي که در بازار سازگار با محیط رو به شکست‌اند، می‌دانند. مشابهاً کوچن (2009) پیشنهاد می‌کند کارآفرینی سبز را می‌توان به‌عنوان عمل شروع کسب‌وکار جدید در پاسخ به یک فرصت شناخته‌شده براي دستیابی به سود و ایجاد (حداقل سازي) اثر جانبی زیست‌محیطی مثبت (منفی) تعریف نمود.

اصول زمینه‌ای لازم براي توسعه کارآفرینی سبز در مشاغل:

از ابزارهاي مهم که براي توسعه کارآفرینی سبز در مشاغل لازم است و می‌توانند بر تقاضاي محصول تأثیرگذارند شامل: محصول، قیمت، ترویج و توزیع می‌باشد.

محصول سبز: مهم‌ترین عامل در کارآفرینی سبز که باید به آن توجه شود، محصول است. محصول سبز به حفظ محیط طبیعی و کاهش یا حذف استفاده از مواد آلوده‌کننده و ضایعات کمک می‌کند. ویژگی‌های محصولات سبز در دوطبقه کلی جاي می‌گیرند. نخست آن‌هایی که به تأثیرات اجتماعی و محیطی محصول یا خدمت مربوط است. گروه دوم ویژگی‌ها، به فرایند تولید کالا و شرکت تولیدکننده آن مربوط هستند.

قیمت سبز: قیمت عامل بحرانی و مهم عرضه محصولات سبز است. محصولات سبز اغلب قیمتی بالاتر نسبت به کالاهاي سنتی دارند. اغلب آن‌ها هزینه‌های ابتدایی و خروجی بالاتري دارند اما هزینه‌های بلندمدت آن‌ها کمتر است. اکثر مصرف‌کنندگان تنها در صورتی حاضر به پرداخت قیمت بالاتر هستند که ارزش‌افزوده محصول را دریابند. محصولات سبز باید با حفظ تعادل بین هزینه‌های پرداختی مشتري و رضایت کسب‌شده براي پرداخت بیشتر به خاطر امنیت محیطی باشد ترویج و تبلیغ سبز: بسیاري از شرکت‌ها براي ارتقاء فعالیتشان از مباحث زیست‌محیطی بهره می‌گیرند؛ اما به‌هرحال خود مفهوم ارتقاء، یکی از حیطه‌های بحث‌برانگیز زیست‌محیطی است. تبلیغات سنتی ازاین‌جهت که تنها با تأکید بر عرضه محصولات سبز تلاش دارند مسائل پیچیده، زیست‌محیطی را کاهش دهند، موردانتقاد قرار می‌گیرند.

توزیع سبز: زنجیره عرضه چارچوبی براي رسیدن به یک مزیت رقابتی پایدار براي تمام بخش‌های درگیر است. زنجیره عرضه سبز اخیراً به‌وسیله قوانین محیطی براي شرکت‌هاي تولیدکننده سبز و فعالان زنجیره عرضه که مشتاق توسعه فعالیت‌های دوستانه زیست‌محیطی هستند ایجادشده است، توزیع سبز باید با کاهش آلودگی و نگهداري منابع در انتقال محصولات به بازار همراه باشد.

کارآفرینی سبز: حال و آینده (تجارب سایر کشورها): یکی از دغدغه‌های عمده کشورهاي پیشرفته دنیا که بزرگ‌ترین تخریب‌کنندگان محیط‌زیست به‌حساب می‌آیند، بهبود وضعیت موجود و حرکت در مسیر حفظ محیط‌زیست است. یکی از راهکارهاي عمده که با استقبال عمومی کشورهاي پیشرفته و سایر کشورهاي قرارگرفته است، توسعه کارآفرینی سبز است. کسب‌وکارهایی که وظیفه آن‌ها، جلوگیري از تخریب محیط‌زیست و حمایت از آن می‌باشد. هر یک کشورهاي پیشرفته براي توسعه کسب‌وکارهاي سبز اقدامات خاصی را اتخاذ نموده‌اند به همین منظور 5 کشور پیشرفته که در زمینه توسعه کارآفرینی سبز پیشتاز نیز بوده‌اند شناسایی شدند. این کشورها عبارت‌اند از چین، ایالات‌متحده امریکا، آلمان، ژاپن و استرالیا.

 

نویسنده: دکتر آزاده کاظمی / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

کارآفرینی فناورانه یا کارآفرین فناور

کارآفرینی فناورانه یا کارآفرین فناور

 

 

انقلاب فناوری اطلاعات در قرن بیست­ و­ یکم چنان سایه­ ای بر زندگی بشر انداخته است که گویی این فناوری اطلاعات است که زندگی بشر را مدیریت میکند. روند فناوری اطلاعات به بخش­های مختلف زندگی بشر رو به گسترش است و تغییرات شگرفی را در سبک زندگی و مبادلات اجتماعی بشر ایجاد کرده است، این تغییرات در زمینه فرهنگ، روابط اجتماعی، کسب­ و­کار، خانواده و آموزش و … به‌وفور تأثیرگذار بوده است و شیوه­ های انجام کسب­ و­کار شرکت‌ها را تغییر داده است و محصولات فناورانه در همه عرصه­ های زندگی بشر رسوخ نموده و سبک زندگی او را در دنیای فناوری محور جدید دچار تغییر اساسی نموده است. دراین‌بین توجه ویژه­ای به کارآفرینان که به‌عنوان عوامل تغییر و پیشگامان موفقیت در عرصه اقتصاد و کسب­و­کار هستند، معطوف شده است.

کارآفرینی را می­توان یک دیدگاه، یک تفکر و حتی یک سبک زندگی دانست که قابلیت توسعه در افراد را دارد و در دنیای فناورانه امروز نیز بسیار جایگاه ویژه ای پیدا نموده است که در این مقاله قصد داریم مفهوم «کارآفرینی فناورانه» را مورد واکاوی قرار دهیم و باید گفت در تلفیق فلسفه فناوری و کارآفرینی فناورانه باید به این سؤال پاسخ داد که ما چگونه باید فناوری را خلق کنیم و به بهره­ برداری برسانیم و آن را در شکل محصولات و فرآیند متبلور کنیم تا به نابودی ما منجر نشود؟ با توجه به ماهیت بین‌رشته‌ای کارآفرینی فناورانه، حوزه ­های علمی مختلفی با آن مرتبط می­شوند. کارآفرینی فناورانه ریشه در نظریه­ های متفاوتی دارد. این نظریه ­ها عبارت‌اند از کارآفرینی، مدیریت نوآوری و فناوری، مدیریت استراتژیک، سرمایه اجتماعی، شبکه و نهادها می­باشند. می بایست برای مطالعه کارآفرینی فناورانه هم‌زمان به دو منظر خرد و کلان توجه داشت. سطح خرد حوزه­های کوچک­تر عملیاتی­ تر مانند مدیریت مهندسی و سیستم­های اطلاعاتی، پویایی­ های شبکه­ سازی، رهبری، علوم تصمیم­ گیری و تئوری بازی­ها و سطح کلان حوزه­ های جامعه‌شناسی و اقتصاد را شامل می گردد.

 

 

 

  • کارآفرین فناور، قهرمان سازمانی

اهمیت فزاینده رقابت­پذیری مبتنی بر فناوری به‌ویژه در صنایع فناوری محور، نیاز به شناسایی نوع خاصی از کارآفرین به نام کارآفرین فناور دارد که گویای فردی در یک سازمان است که قهرمان یک فعالیت علمی و فنی است. واژه کارآفرین و کارآفرینی از ریشه کلمه فرانسوی (Entreprendre) به معنای متعهد شدن و متقبل شدن، برگرفته شده است. کارآفرین فناور گاهی قهرمان محصول نامیده می­شود. کارآفرین فناور فردیست که قابلیت­های یک مخترع، یک نوآور و یک کارآفرین را به‌صورت آمیخته داراست و فردی است با پایه دانشی عمیق در حوزه­های نوآوری و کارآفرینی که قادر به بهره­برداری از آن‌ها برای حفظ کسب‌وکار خود و مزیت رقابتی آن است. او تغییرات محیطی و روندهای بازار را تشخیص می­دهد و پیوسته در حال رصد فرصت­ها می­باشد. راهبردها را به شکل مؤثر ساختاردهی می­کند و شایستگی­های اصلی را توسعه داده و دارای دانش ضمنی و آشکار در یک فناوری خاص بوده و به شکل مؤثری وظایف عملیاتی و مدیریتی یک شرکت را برای حفظ انگیزه عملکرد پایدار آن شرکت، رهبری می­نماید.

کارآفرینی فناورانه به‌عنوان پیوند بین علم و فناوری ازیک‌طرف و ارزش­های جدید علمی خلق‌شده برای جامعه از طرف دیگر، استانداردها و شرایط زندگی افراد جامعه را بهبود می­بخشد و در رفاه عمومی، اقتصادی و اجتماعی نقش ایفا می­نماید.

 

کارآفرینی فناورانه

کارآفرینی فناورانه از دو منظر حائز اهمیت است. اول اینکه فرآیندی است که کارآفرین فناور با به‌کارگیری فناوری و با خلق، توسعه و تبلور آن در قالب محصولات و خدمات ارزشمند، به رشد اقتصادی و پیشرفت جامعه کمک می­کنند ازاین‌رو آن را کارآفرینی فناورانه مستقل می­نامیم و از منظر دیگر در شرکت­های پیشرو موجب نوآوری در محصول و فرآیند است که سبب تغییر در محیط رقابتی می­شود که به آن کارآفرینی فناورانه سازمانی می­گوییم که موجب افزایش توان رقابتی و تثبیت ماندگاری آن‌ها در محیط بین­المللی می­گردد.

اندیشمندان حوزه کارآفرینی فناورانه این مفهوم را به‌صورت مفاهیم محوری تعریف و تشریح نموده­اند که در ادامه به بررسی این تعاریف مفهوم محور و برجسته، جهت شناخت و بررسی کارآفرینی فناورانه از جنبه­های مختلف خواهیم پرداخت.

کارآفرینی فناورانه مبتنی بر مفهوم ایجاد شرکت­های جدید مبتنی بر فناوری بدین‌صورت معنا می­شود: کارآفرینی فناورانه، کاربرد نوآورانه دانش علمی و فنی به‌وسیله یک نفر یا تعدادی از افراد است که یک کسب­و­کار را راه‌اندازی و اداره کرده و مخاطرات مالی را برای دستیابی به چشم‌انداز و اهداف تقبل می­کنند. تا سال 2000 میلادی اغلب تعاریف کارآفرینی فناورانه، برمبنای راه‌اندازی یک کسب­و­کار مبتنی بر فناوری توسط کارآفرینان فناور بوده­اند. این کسب­و­کار مبتنی بر فناوری می­تواند یک شرکت زایشی دانشگاهی یا پژوهش محور یا شرکت مستقل باشد.

در تعریف کارآفرینی فناورانه با محوریت مفهوم نوآوری، رویکرد شومپیتری به کارآفرینی فناورانه معطوف می­گردد که بیانگر دو رکن اصلی و اساسی «تولید ثروت» و «بازتوزیع منصفانه ثروت» در جامعه سرمایه­داری از طریق ارائه نوآوری­های فناورانه است. براین منظر کارآفرین فناور با تأسیس شرکت­های جدید و مستقل و ارائه نوآوری به تولید ثروت و توزیع مجدد آن منجر می­گردد.

فرصت از دیدگاه کرزنر از اختلاف باور در مورد ارزش فعلی یک ایده یا اختراع و ارزش آینده آن وقتی که به یک دستاورد مشخص تبدیل شود، تعریف می­شود. زمانی که اختلاف بین این ارزش­ها برای فرد محقق شود و به باور او تبدیل شود، یک فرصت ­شناسایی شده است. پس اختلاف باورها درباره ارزش ایده­ها و اختراعات، وقتی‌که به‌عنوان ورودی فرآیند کارآفرینی به خروجی تبدیل ­می­شوند و به‌ویژه فعالیت در مورد فرصت­های بهره­برداری نشده، رکن توصیف‌کننده فرصت­های کارآفرینانه و از طرفی همه کارآفرینی است. اگر این ایده یا اختراع مبتنی بر فناوری باشد، آن فرصت، یک فرصت فناورانه یا فرصت مبتنی بر فناوری نامیده می­شود. فرصت­ها بر سه دسته تقسیم می­شوند:

  • تشخیص فرصت که در آن‌هم عرضه و هم تقاضا وجود دارند.
  • کشف فرصت که یک‌طرف عرضه یا تقاضا وجود ندارد. به عبارتی یک‌طرف عرضه یا تقاضا بالفعل است و طرف دیگر بالقوه است که کارآفرین با کشف طرف بالقوه و به فعلیت درآوردن آن، اقدام به کارآفرینی می­نماید.
  • خلق فرصت، دو طرف عرضه و تقاضا وجود ندارند و کارآفرین هر دو طرف را به فعلیت می­رساند.

کارآفرینی فناورانه مبتنی بر مفهوم فرصت، یافتن راه­حل­هایی در جست­و­جوی مسائل در مورد یک فناوری خاص است که به تشخیص، کشف یا خلق فرصت مبتنی بر فناوری و بهره­برداری از آن منجر گردد. کارآفرینان فناور قصد دارند تا با شناسایی و بهره­برداری از راه‌حل‌های مبتنی بر فناوری، به ایجاد و کسب ارزش اقتصادی دست بزنند.

به گفته محققان، فناوری به‌خودی‌خود خلق ارزش را تضمین نمی­کنند بلکه فناوری­ها زمانی خلق ارزش می­کنند که به شکل محصولات جدید متبلور شوند. محصولاتی که به‌سرعت به بازارها راه‌یافته و سود ویژه­ای برای شرکت­ها به ارمغان آورند. به‌عبارت‌دیگر پیشرفت­های سریع علمی، اختراعات و توسعه­های فناورانه برای خلق ارزش و رقابت­پذیری ضروری هستند اما کشف فرصت­های فناورانه و بهره­برداری تجاری از آن‌ها است که ایجاد تمایز می­نماید. کارآفرینی فناورانه مبتنی بر مفهوم محصول جدید، تلفیق نوآوری و محصول است که در خروجی موفق توسعه محصول جدید متبلور می­شود.

 

 

کارآفرینی فناورانه مبتنی بر مفهوم اقدام مخاطره‌آمیز یعنی سازمان‌دهی مدیریت و پذیرش مخاطره یک کسب­و­کار مبتنی بر فناوری است.

کارآفرینی فناورانه مأموریتی است که بین بازیگران مختلف توزیع می­شود و هر یک از آن­ها به نحوی در یک فناوری و فرآیند درگیر می­شوند که داده­هایی تولید می­کنند و درنهایت منجر به تحول یک مسیر فناورانه نوظهور می­شود . کارآفرینی فناورانه سازمانی نوعی کارآفرینی سازمانی است که در آن اجرای نوآوری­های فنی و فناورانه در یک سازمان چه از طریق منابع خارجی و چه از طریق منابع داخلی محقق می­گردد.

همان‌طور که مشاهده می­گردد کارآفرینی فناورانه بدون حضور کارآفرین فناور محقق نمی­گردد که کارآفرین فناور نیز دارای تقسیماتی است:

کارآفرین فناوری که توسعه‌دهنده فناوری است و یک پژوهشگر است. کارآفرین فناوری که تولیدکننده محصول فناورانه است. دیگری کارآفرینی است که نقش پشتیبان در توسعه یک فناوری را داشته یا کاربر محصول است. کارآفرین فناور فرصت­جو که فقط طرف عرضه یا تقاضا را از طریق تأسیس یک شرکت مبتنی بر فناوری به هم وصل می­کند.

حال باید اندیشید که بهتر است فرآیند کارآفرینی فناورانه را از بحث کارآفرین فناور جدا نمایید. چراکه کارآفرینی فناورانه مسیر توسعه فناوری تا تجاری­سازی را پوشش می­دهد اما برخی از انواع کارآفرین فناور (مانند فرصت­جو) ممکن است در همه این مسیر ایفای نقش نکنند و در این صورت آیا بهتر نیست ایفای نقش کارآفرین فناور را بین گروهی از افراد توزیع نمود؟ و گاهی هم باید کارآفرین فرصت­جو را از کارآفرین فناور تمیز دهیم و او را فقط کارآفرین بنامیم.

منبع: سید رضا حجازی، فیروز کرمانشاه

 

نویسنده : غزل معصومی / کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی

 

نظریه مغز قلب(رویکرد روان‌تنی) (قسمت اول)

نظریه مغز قلب(رویکرد روان‌تنی)

(قسمت اول)

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

در ابتدا لازم است که مفهوم همدوسی را مطرح کنیم: همدوسی به معنای همبستگی، چسبیدن به یکدیگر یا اتصال و نیز سازگاری در یک سیستم است؛ بنابراین زمانی از سخنان و تفکرات آدمیان به‌عنوان همدوس یاد می‌کنیم که اجزای آن به خوبی با یکدیگر تناسب داشته باشند و اگر مفاهیمی بی‌معنا و بی‌احساس به زبان بیاورند یا ایده‌ها و نظراتی را ارائه دهند که در کل هیچ حسی را منتقل نکنند، ناهمدوس نامیده می‌شوند.

شبکه روان‌تنی: پس از استقبال فزاینده علم از نگرش سیستمی برای بررسی و تحلیل مسائل، این شناخت حاصل شد که عملکرد و کارکردهای ذهنی و احساسی همچون سایر عملکردهای فیزیولوژیکی، ریشه در فعالیت‌های سیستم‌ها دارند، مسیر‌های سازمان‌دهی شده‌ای که اندام‌ها و نواحی مختلف مغز و بدن را به یکدیگر پیوند می‌دهند. علاوه بر این، سیستم‌های ذهنی و احساسی ما نمی‌توانند منفک از فیزیولوژی ما در نظر گرفته شوند. بلکه باید به‌عنوان اجزای یکپارچه شبکه ارتباطی و پویا از فعالیت‌های متقابل در نظر گرفته شوند که ارگانیسم انسانی را دربرمی‌گیرند.

این ادراکات و یافته‌ها منجر به پیدایش و رشد شاخه‌ای جدید در مطالعات علمی تحت عنوان روان‌تنی گردید. روان‌تنی در ارتباط با روابط بین سیستم‌های فیزیولوژیک، شناختی و احساسی و رفتار انسانی است. امروز کاملاً آشکار گردیده‌ است که همه‌ی تفکرات، نگرش‌ها و احساسات، دارای پیامدهای‌ فیزیولوژیک می‌باشند و اینکه الگوهای فعالیت‌های فیزیولوژیکی، تأثیر مستمر بر تجارب احساسی و فرآیندهای فکری و رفتاری ما دارند.

در مراحل اولیه تحقیقات در موسسه هارت مث، هدف این بوده است که مشخص شود کدام یک از متغیرهای فیزیولوژیکی، بیشتر به تغییرات حالت‌های احساسی، حساس و وابسته هستند. با بررسی و تحلیل سنجش‌های متعدد فیزیولوژیکی دریافتند که الگوی ریتمیک فعالیت قلب، ارتباطی مستقیم با فعال‌سازی ذهنی حالت‌های احساسی متمایز دارد و اینکه الگوی ریتم قلب بازتاب‌کننده تغییرات در حالت‌های احساسی است و هم‌زمان با احساسات و هیجانات موجود، تغییر می‌کند.

درمجموع دریافتند که الگوی فعالیت قلب، شاخص فیزیولوژیکی معتبری برای تجارب احساسی است و همچنین اینکه این شاخص با تکرار در زمان‌های متفاوت و در جمعیت‌های مختلف پایایی دارد. تغییرات در الگوی ریتم قلب مستقل از سرعت ضربان قلب می‌باشد بدین معنی که ممکن است فردی با ضربان قلب تند یا کند، دارای الگوی همدوس یا ناهمدوس باشد؛ بنابراین ریتم ضربان قلب و نه سرعت آن است که با پویایی‌های احساسی و هم‌زمانی‌های فیزیولوژیکی، مستقیم‌ترین ارتباط را دارد.

بخش عظیمی از تحقیقات صورت گرفته در زمینه نوروبیولوژی (زیست‌شناسی عصبی) نشان می‌دهند که تأثیر احساسات مثبت، نقشی حیاتی را برای افراد بزرگ‌سال و بر پردازش شناختی، رفتار، سلامت و رفاه آن به اثبات رسانده‌اند. به نظر می‌رسد که احساسات مثبت دامنه ادراک‌ها، شناخت و رفتار را گسترش داده و به‌این‌ترتیب توانایی‌هایی چون خلاقیت را ارتقا می‌دهند. علاوه براین تجربه مداوم احساسات مثبت به انعطاف‌پذیری و رشد روانی منجر می‌شود. سرانجام نتایج نشان می‌دهد که استفاده از تکنیک‌های عملی آموزش چگونگی ایجاد و حفظ احساسات و نگرش‌های مثبت برای دوره‌های زمانی طولانی‌تر، پیامدهای سلامتی مثبتی را در پی دارد.

پس چنین برمی‌آید که احساسات مثبت پایداری همچون قدردانی، علاقه، شفقت و عشق، الگوی یکدست و سینوسی شکلی در ریتم قلب ایجاد می‌کنند و الگوهای همدوس ریتم قلب برای دوره‌های زمانی طولانی‌تری باقی می‌ماند که این خود به همگامی و هم‌زمانی بیشتر بین سیستم‌های متعدد بدن منجر می‌شود. ازآنجایی‌که این حالت با همبسته‌های رفتاری و روان‌شناختی و هم الگوهای خاصی از فعالیت فیزیولوژیکی در سرتاسر بدن همراه است، برای توصیف آن از واژه همدوسی روان‌تنی استفاده می‌شود. همچنین نتایج پژوهش‌ها حاکی از آن است که احساسات منفی چون ناکامی، عصبانیت، اضطراب و نگرانی، منتهی به الگوهای ریتم قلب ناهمدوسی می‌شود که به‌شدت متغیر و نامنظم هستند.

همبسته‌های فیزیولوژیکی حالت همدوسی شامل، هم‌زمانی بیشتر در سیستم عصبی خودکار (ANS)، تغییر تعادل خودکار به سمت افزایش فعالیت‌های پاراسمپاتیک، افزایش رزونانس عروقی و همگامی بین سیستم‌های نوسانی فیزیولوژیکی مختلف هستند.

تجربه حالت همدوسی، در سطح روان هم ازلحاظ کیفیت متمایز است. این حالت همراه با کاهش استرس، احساسات مثبت پایدار و درجه بالایی از شفافیت ذهنی و ثبات احساسی است. همچنین افراد در هنگام درگیر شدن در حالت همدوسی، به‌طور مکرر کاهش قابل‌ملاحظه‌ی گفت‌وگو‌های درون ذهنی، افزایش احساس آرامش و امنیت درونی، تصمیم‌گیری مؤثرتر، افزایش خلاقیت و درک شهودی بیشتر را گزارش کرده‌اند. در سطح روانی، واژه همدوسی به معنای درجات بالای نظم، هارمونی و ثبات در پردازش‌های ذهنی و احساسی است که طی این حالت تجربه می‌شود.

محرک‌های همدوسی: در ارتباط با محرک‌های همدوسی باید گفت که افراد می‌توانند به‌طور ارادی و از راه ایجاد، تنظیم و تثبیت یک حالت احساسی مثبت متمرکز بر قلب، همدوسی را برای دوره طولانی‌تری حفظ کنند. خودتنظیمی تجارب احساسی یکی از شرط‌های کلیدی برای ایجاد ارادی احساسات مثبت پایدار است. این احساسات پایدار، محرک تغییر الگوهای همدوسی فعالیت‌های فیزیولوژیکی هستند. خودتنظیمی احساسی شامل مدیریت لحظه‌به‌لحظه جنبه‌های متمایز تجارب احساسی است. یکی از این جنبه‌ها، خنثی کردن احساسات منفی، نامناسب یا معیوب است. از سوی دیگر لازم است که احساسات مثبت فعال‌شده، به‌گونه‌ای تنظیم شوند که در محدوده فرکانس تشدید احساساتی چون قدردانی، شفقت و عشق بمانند و نه اینکه در محدوده احساساتی مانند هیجان، وجد و شعف قرار گیرند که با الگوهای روان‌تنی بی‌ثبات‌تری همراه هستند.

مزایای همدوسی روان‌تنی:

برحسب عملکرد فیزیولوژیکی، همدوسی حالتی بسیار کارا است که مزایای متعددی را دربردارد. این مزایا شامل:

  1. تنظیم مجدد حساسیت گیرنده فشار که مرتبط با بهبود کنترل کوتاه‌مدت فشارخون و افزایش کارایی تنفس است.
  2. افزایش نقل و انتقالات اعصاب آوران واگ که در بازداری سیگنال‌های درد و جریان‌های سمپاتیک درگیر می‌باشند.
  3. افزایش بازده قلب همراه با افزایش کارایی در مبادلات مایعات، تصفیه و جذب بین مویرگ‌ها و بافت‌ها.
  4. افزایش کارکرد و توانایی سیستم قلبی-عروقی برای سازگاری با نیاز‌های گردش خون.
  5. افزایش هم‌زمانی موقتی سلول‌ها در سرتاسر بدن

به‌طورکلی افراد در هنگام همدوسی به علت کاهش اختلال‌های درونی اضافی و نامربوط که به‌واسطه پردازش احساسی و ذهنی استرس‌های روزمره ایجاد شده‌اند و هم به دلیل تغییر حالت ناشی از تجربه احساسات مثبت، به سمت هارمونی بیشتر در فرآیندهای بدنی، حسی از سلامت ذهنی تقویت‌شده را تجربه می‌کنند. بعضی اشخاص هم افزایش درک و شفافیت شهودی و کارایی در حل‌و‌فصل مشکلات زندگی را گزارش کرده‌اند.

درمجموع این یافته‌ها پیرامون همدوسی روان‌تنی، در اصل آنچه انسان در طی هزاران سال به‌طور شهودی درک کرده است را به اثبات می‌رساند و آن این است که احساسات مثبت نه تنها موجب احساس بهتری ازنظر ذهنی می‌شوند، بلکه افزایش عملکرد متوازن و هماهنگ سیستم‌های بدن را هم به همراه دارند. موضوع سلامت، رفاه و سرزندگی ما را توانمند کرده است و این توانایی را به ما می‌دهد تا با کارایی و اثربخشی بیشتری عمل کنیم.

۶الگوی متمایز از تغییرپذیری ضربان قلب:

 

 

درون دایره داخلی شش قسمت وجود دارد که هر یک گستره‌ای از احساسات تجربه‌شده در زندگی روزمره را تعیین می‌کنند. محدوده بیرون دایره‌ خارجی ۶ وضعیت فوق‌العاده را به تصویر می‌کشد که در آن‌ها تجارب احساسی شدید به این منجر می‌شوند که فعالیت سیستم‌های فیزیولوژیکی، عملکرد طبیعی فرد را به حالت‌های افراطی بکشانند. حالت‌های احساسی منفی می‌توانند منجر به خستگی و فرسایش احساسی و تحلیل و ذخایر فیزیولوژیک منجر شوند. در مقابل حالت‌های احساسی مثبت با افزایش کارایی و نوسازی روان‌تنی همراه هستند.

همان‌طور که مشخص است، واژه روان‌تنی از دو جز روانی و فیزیولوژیکی تشکیل شده است. دو بعد در پدیده تعامل روا‌ن‌تنی پایه و اساس لازم برای تفکیک انواع تجارب احساسی را در سنخ‌شناسی فراهم می‌کنند. یکی از ابعاد، میران برانگیختگی احساسی(بالا به پایین) است که در ظاهر با توازن سیستم عصبی خودکار(ANS) تغییر می‌کند. بعد دوم والانس احساسات (مثبت یا منفی) است و فرض می‌شود که والانس احساسات با میزان فعال شدن محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال(HPA) که رهاسازی کورتیزول را در خون کنترل می‌کنند، تغییر می‌کند.

با  مرتب کردن برحسب میزان برانگیختگی و والانس احساسات و با چرخش در جهت عقربه‌های ساعت در شکل با احساسات آشنایی روبه‌رو می‌شویم این احساسات با عناوین شادی-هیجان-عشق-قدردانی-رضایت- آرامش-، غم-بی‌احساسی-، ناکامی-تنفر و عصبانیت-اضطراب نامیده می‌شوند. در مرکز دایره در محدوده کوچکی که فصل مشترک دو محور را احاطه کرده است، منطقه بی‌تفاوتی احساسی قرار دارد. این منطقه اغلب زمانی تجربه می‌شود که فرد ازنظر ذهنی درگیر انجام فعالیتی شناخته‌شده یا یک وظیفه عادی و معمولی است.

در ادامه تلاش خواهد شد تا شما را با همزمانی قلب و مغز و مرکزیت قلب در شبکه روان‌تنی و همچنین رویکرد سیستمی به پدیده‌های روان‌تنی آشنا کرد.

برگرفته از کتاب نظریه مغز قلب، نگاهی نوین به نقش قلب در کیفیت شهود کارآفرینان، تالیف دکتر رولین مک‌کراتی و همکاران

 

 

اولویت تخصص‌گرایی و کارآفرینی در مقابل تحصیلات تکمیلی

اولویت تخصص‌گرایی و کارآفرینی در مقابل تحصیلات تکمیلی

 

چرا رابطه معنادار و پویایی بین دانشگاه‌ها و فضای حرفه‌ای کاری برقرار نیست؟

چرا خروجی دانشگاه‌ها چندان حرفی برای گفتن ندارند؟

چرا بسیاری از فارغ‌التحصیلان مقاطع تحصیلی یا در کار مرتبط با رشته تخصصی خود مشغول نمی‌شوند و یا بی‌میل و رغبت به آن کار ادامه می‌دهند و آن‌چنان اثری از انگیزه، هدف و هیجان در چهره آن‌ها دیده نمی‌شود!

آیا ادامه تحصیلات دانشگاهی در مقاطع بالا برای آقایان که اغلب به دلیل فرار از خدمت سربازی یا به تعویق انداختن آن می‌باشد و هم‌چنین بالا رفتن سن ازدواج برای خانم‌ها، می‌توانند دلایل محکم و قانع‌کننده‌ای برای ورود آن‌ها به تحصیلات تکمیلی باشد!

به فرض که این اتفاق افتاد و جمعیت کثیری از آقایان و خانم‌ها به هر دلیلی تصمیم به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر دانشگاهی گرفتند! آیا این سیاست دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجو در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری توجیه منطقی دارد!؟

پرواضح است که در این وضعیت، برای استفاده اقتصادی بهینه از سیل جمعیت دانشجوها، پذیرش آن‌ها به‌آسانی و بدون بها به دانش، مهارت و کیفیت ویژه‌ای صورت می‌گیرد.

شاید منطقی هم هست! درآمدزایی بسیار قابل‌توجهی را می‌توان از طریق جذب این جمعیت کثیر متصور شد. میانگین ترمی سی میلیون ریال برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و نود میلیون ریال برای دانشجویان مقطع دکتری در دانشگاه آزاد اسلامی چنان جذابیتی ایجاد می‌کند که کمتر کسب‌وکار موفقی قادر به ایجاد چنین سودآوری خواهد بود.

مشکل اینجاست که ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل، ساده‌ترین راه برای ادامه زندگی در سنین جوانی است و قطعاً در اکثر مواقع، ساده‌ترین راه بهترین و منطقی‌ترین راه نیست.

مورد بعد اینکه چون بستر برای ادامه تحصیلات تکمیلی فراهم است، بجای تخصص در یک حوزه خاص، افزایش مهارت و تجربه در فضای کاربردی، ارتقا زیرساخت و شخصیت خودباوری، اکثریت، ورود به مقطع بعدی دانشگاهی را انتخاب می‌کنند و قطعاً راهی که اکثریت مردم می‌روند راه درستی نیست!

مشکل به همین‌جا ختم نمی‌شود! این جمعیت و کلاس‌های متعدد نیازمند اساتید خبره و باتجربه هستند که عدم تأمین این تعداد اساتید سطح بالا و متخصص چالش بزرگ دیگری است که دانشگاه‌ها با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. به هرجهت برای سرویس دادن به این دانشجویان ناچاریم بعضاً اساتید غیرمتخصص با رشته مربوطه و یا بی‌تجربه و جوان استفاده کنیم که طبیعتاً احتمال افت کیفیت را به دنبال خواهد داشت.

درحالی‌که از این جمعیت جوان، پرانرژی و خوش‌فکر می‌توان با برنامه‌ریزی مناسب و هوشمندانه، با هدایت و رهبری افراد خبره و کار بلد، کسب‌وکارهای نوین را راه‌اندازی کرد، کارآفرینی‌های مدرن را شکل داد و در کنار این پویایی عملیاتی، درآمدزایی کرد، اشتغال‌زایی کرد، به چرخه اقتصادی کمک کرد و تناسبی میان جمعیت آماده‌به‌خدمت و فضای حرفه‌ای کاربردی، برقرار کرد. در این حالت می‌توان انتظار بهبود وضعیت اقتصادی را داشت و الا تحصیلات صرف آکادمیک و دانشگاهی، تولید محتوا و مقالات، کارهای تحقیقاتی و کاغذی که هیچ‌گاه رنگ و بوی عملیاتی و کاربردی در جهت رفع مشکلات، ایجاد کسب‌وکار و … را به خود نمی‌گیرند، چندان ارزشمند و هدفمند نیست!

دکتر عرفان حاجی آخوندی / مدرس و پژوهشگر حوزه مدیریت

 

www.ErfanAkhoondi.ir