نقش اینستاگرام و شبکه های اجتماعی

نقش اینستاگرام و شبکه های اجتماعی

نقش اینستاگرام و شبکه های اجتماعی در توسعه کسب وکارها  یکی از کم‌هزینه‌ترین و درعین‌حال پرسودترین فعالیت‌ها در بازار کسب‌وکار است. فضایی که در آن مشتریان بیشتری را نسبت به بازار کسب‌وکار ســنتی می‌توان پیدا کرد. همان‌طور که میدانید بازار کسب‌وکار ســنتی خریدوفروش محصول به‌صورت حضوری در آن انجام می‌شود و تعامل مستقیم بین خریدار و فروشنده صورت می‌گیرد؛ اما سال‌هاست که بــا ورود اینترنت به خانه‌ها و خرید به همراه موبایل‌های هوشــمند، بسیاری از کسب‌وکارها، برندهای معتبر خود را وارد فضای مجازی کرده‌اند.

فضایی که چند سالی در اختیار فیس‌بوک بود و حالا اینستاگرام توانسته پیشرفتی بسیار شگرف را داشــته باشد. می‌توان اینســتاگرام را به‌عنوان پرچم‌دار شبکه‌های اجتماعی در بسیار از موارد ازجمله، ارتباطــات، معرفی خدمات، معرفی کالا، اخبار و… در توسعه کسب وکارها عنوان کرد.

در بســیاری از کشــورها قابلیت‌هایی برای اینســتاگرام درنظرگرفته شــده اســت که شما می‌توانید به‌راحتی حتی از لایو گذاشتن هم‌ کسب درآمد کنیــد. خریدوفروش اینترنتی محصولات، یکی از پرکاربردترین خدماتی اســت که کاربران اینستاگرام می‌توانند از آن بهره‌مند شوند. ایــن موضــوع به‌خودی‌خود باعث شــده تا کسب‌وکارهای جدید و نوپایی راه‌اندازی شوند.

ضمن آنکه بســیاری از برندها و کسب‌وکارهای فعال در بازار سنتی با مشاهده چنین بازار بسیار کم‌هزینه و پررونقی، وارد شبکه‌های اجتماعی بخصوص اینستاگرام شده‌اند. شــاید تا چند ســال پیش برای خرید یک خودرو باید به بازار می‌رفتیم و بعد از ساعت‌ها جست‌وجو، دست‌خالی به منزل برمی‌گشتیم؛ اما در حال حاضر فضای بســیار خوبی که برای مشتریان و فروشندگان در اینستاگرام مهیا شده باعث شــده تا شــما از محل کار یا منزل خود، خــودروی موردنظر را در پیچ‌های خریدوفروش خودرو اینستاگرامی پیدا کنید.

این نشــان می‌دهد که حضور در شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب، همانند اینستاگرام به‌خوبی می‌تواند باعث گسترش و توسعه کسب‌وکار شما و درآمد هرچه بیشتر شــود. البته این موضوع هم بســیار مهم اســت که ما چگونه کسب‌وکار و خدمات خود را به مشــتریان معرفی کنیم و بتوانیم مشتریان موردنظر خود را پیدا کنیم. در بــازاری با تنوع و مخاطبانی بســیار زیاد که دارای ســلیقه، فرهنگ، درآمد و… مختلفی هســتند چگونه می‌توان مشتریان هدف خود را شناسی کرد؟ یکــی از فرصت‌هایی که در اینســتاگرام به صاحبان کسب‌وکار داده‌شده، این است که می‌توانند با هزینه‌های بســیار کمتر نســبت به دیگــر رسانه‌های مکتوب و یــا تلویزیون، محصولات خــود را در صفحه‌هایی پرمخاطب و نزدیک به کسب‌وکار خــود تبلیغ کنند. این موضوع یکی از ویژگی‌های حضور در شبکه‌های اجتماعی بخصوص اینستاگرام است. به نظــر باید تمام صاحبان کسب‌وکارهای بــزرگ و کوچک، قدیمی و نوپــا از این فرصت اســتفاده کنند و وارد اینستاگرام شوند. فضایی که تهدیدهای آن کمتر از فرصت‌های پیش رو و ایجادشده اســت. تنها باید وجه تمایزی بین رقبای خود در این شــبکه ایجاد کنیم و تنوع و خلاقیت را در دستور کار قرار دهیم.

ماهنامه شماره 35 دانشگاه کارآفرین – محمدحسن رزاقی (پژوهشگر حوزه کسب وکار)

مرکز جدیدی برای نوآوری و کارآفرینی MIT

مرکز جدیدی برای نوآوری و کارآفرینی MIT

InnovationHQ در میدان کندال میزبان چندین سازمان پشتیبانی کارآفرینانه است و فضایی برای فعالیت‌های راه‌اندازی ، شبکه‌سازی و آموزش دارد. جامعه کارآفرینی و نوآوری MIT فقط 50،000 فوت مربع فضای جدید برای کار دارد.

مرکز جدید InnovationHQ شامل پنج طبقه در ساختمان Suffolk یا E38 است که اخیراً بازسازی شده است ، در قلب میدان کندال. این مرکز به‌عنوان یک مرکز برای دانشجویان در هر مرحله از سفرهای کارآفرینانه آن‌ها ، از مقطع کارشناسی تا دکترا ، و شامل فضایی برای فارغ‌التحصیلان ، اعضای هیئت‌علمی و کارکنان است.

فیونا موری ، معاون دانشکده مدیریت و نوآوری در دانشکده مدیریت اسلوان MIT و مدیر مشترک نوآوری MIT می‌گوید: “IHQ برای تشویق برخوردهای تصادفی طراحی شده است که باعث ایجاد روند نوآوری در بین افراد و تیم‌هایی می‌شود که در غیر این صورت با یکدیگر ملاقات نمی‌کنند.”

تایگر می‌گوید: “ما سعی می‌کنیم نوآوری و کارآفرینی را به‌عنوان یک جزء اصلی یادگیری تجربی متمرکز کنیم ، نه اینکه فقط کاری را که در کنار آن انجام می‌دهید یا درصورتی‌که وقت اضافی دارید انجام دهید انجام دهید.” “این به شما کمک می‌کند تا به‌عنوان دانش‌آموز درک کنید که در MIT قادر به نوآوری هستید.”

هیچ ساختمان واحدی نمی‌تواند کل نوآوری در MIT را در خود جای دهد. بنابراین ، سازمان‌های دیگر مانند مرکز اعتماد مارتین برای کارآفرینی MIT ، PKG Center ، MIT D-Lab و دیگران ، درحالی‌که از نظر فیزیکی در ساختمان قرار ندارند ، از طریق اکوسیستم پر رونق I&E MIT به مرکز متصل می‌شوند.

 

راه‌اندازی iHQ

MIT InnovationHQ اوج فرایندی است که در سال 2013 آغاز شد ، زمانی که رئیس‌جمهور  L. Rafael Reif ، MITii  را متهم به ایجاد “زنجیره‌ای از فضاهای جدید و موجود کرد که با هم ، یک راهرو بی‌نهایت نوآوری را ایجاد می‌کند که شامل یک مرکز نوآوری جدید می‌شود”.

در سال‌های بعد از اتهام ، MITii   با دانشجویان ، اعضای هیئت‌علمی ، فارغ‌التحصیلان و کارکنان کار می‌کند تا در مورد آنچه جامعه نوآوری MIT نیاز دارد بیشتر بیاموزد و زیرساخت‌های فیزیکی و داده‌ای را برای پشتیبانی از این نیازها ایجاد کند.

تیم میانو مدیر برنامه ابتکار نوآوری می‌گوید: “بدیهی است که نیاز به فضای بسیار انعطاف‌پذیر وجود داشت.” شما به چیزی شبیه اتاق موردنیاز هری پاتر یا Star Trek Holodeck احتیاج دارید ، جایی که فضاها این امکان را دارند که تا آنجا که ممکن است افراد زیادی را در خود جای دهند و همه‌چیز برای خدمات‌رسانی به هر فعالیتی که در حال انجام است ، قابل تنظیم مجدد است. در سوی دیگر طیف ، فضاهای بسیار کم انعطاف‌پذیری وجود دارد که به فعالیت‌های خصوصی خدمات می‌دهد. ”

MITii میزبان مجموعه‌ای از رویدادهای خوشامدگویی برای معرفی دانش آموزان به فضای جدید است ، ازجمله اولین روز کاوش سال ، یک رویداد اکتشاف شغلی ، یک جمع‌آوری منابع I&E که برای همه دانشجویان باز است و موارد دیگر.

 

برگرفته از سایت https://news.mit.edu 

نویسنده: عارفه داودی / پزوهشگر حوزه مدیریت و کسب و کار

تأثیر نخبگان دانشگاهی در رشد صنعت کشور

تأثیر نخبگان دانشگاهی در رشد صنعت کشور

هدایت جوانان پرشور در صنعت

 

چندی است که ارتباط بین صنعت و دانشگاه نقل محافل صنعتی کشور علی‌الخصوص صنایع دولتی شده است و مدیران این صنایع در ابتدای تصدی خود در پست مربوطه، بارها جلساتی در این زمینه را برگزار کرده و چراغ سبزی به فرهیختگان دانشگاهی نشان می‌دهند، اما در واقع در اکثر اوقات این موضوع در همین مقدار مسکوت می‌ماند و خبری از همکاری دوجانبه صنعت و دانشگاه به گوش نمی‌رسد. دلایل عدم محقق شدن این همکاری به نوع اداره کردن سازمان‌ها برمی‌گردد و معمولاً در سازمان‌ها و صنایعی که نوع مدیریت آن‌ها بر پایه شایسته‌سالاری نبوده و انتصاب مدیران فقط به دلیل خالی نماندن مسند است، هیچ‌وقت ارتباطی بین صنعت و دانشگاه رخ نخواهد داد.

اما کمی از نگاه انتقادی فاصله بگیریم و نظر به فعالیت‌های مثبت در این زمینه انداخته و بیشتر در خصوص امکان ایجاد همکاری فیمابین صنعت و دانشگاه تأمل‌کنیم.

اولین قدم برای همکاری دوجانبه، افزایش سطح علمی دانشجویان و اصلاح سرفصل‌ها و عناوین دروس آموزشی در دانشگاه‌هاست. در اکثر دانشگاه‌ها بعضاً دروس و سرفصل‌هایی تدریس می‌شوند که جنبه تخصصی نداشته و بیشتر با عنوان اصلی رشته تحصیلی ارتباط دارند و همین باعث می‌شود که دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی با ذهنی سرشار از فرضیات و فرمول‌ها قدم به دنیای کاری بگذارند که به دنبال متخصص می‌گردد نه کسی که می‌تواند سخت‌ترین محاسبات ریاضی را در کوتاه‌ترین زمان حل کند!

پس دانشگاه‌های ما باید رویکرد پرورش متخصص را در پیش بگیرند که این امر با به‌کارگیری اساتید مجرب و حرفه‌ای و همچنین اصلاح عناوین درسی و البته صرف هزینه‌های بیشتر، امکان‌پذیر است.

قدم بعدی اصلاح تفکری است که در خانواده‌ها جا افتاده است که بر اساس آن فرزند خانواده حتماً باید به تحصیلات پس از دوران متوسطه در دانشگاه ادامه دهد و همین موجب می‌شود که تعداد زیادی دانشجو، به روش‌های سهل و آسان وارد دانشگاه شوند و علاوه بر ترافیک فارغ‌التحصیلی، بدون هیچ تخصصی در مسیر بازار کار قرارگرفته و آمار نخبگان دانشگاهی را با چالش جدی مواجه کنند!

اگر این افراد به طرق مختلف جذب صنایع شوند قطعاً آن صنعت دچار مشکلات فراوانی خواهد شد و پیشرفت محسوسی نخواهد داشت و اگر در بازار آزاد مشغول به کار شوند، هزینه و زمانی که در دانشگاه صرف کرده‌اند بیهوده بوده و سودی از آن حاصل نشده است.

گام بعدی، برنامه‌ریزی صنایع در جذب مستمر نخبگان و متخصصان دانشگاهی است و می‌تواند در قالب برگزاری آزمون و یا ایجاد پروژه‌های مختلف باشد که از این طریق نخبگان دانشگاهی علاوه بر گزینش صحیح توسط سازمان، از نظر بار علمی و مهارت تخصصی نیز سنجیده شده و پس از مدتی جذب می‌شوند که مثال عینی آن برگزاری آزمون استخدامی گروه صنعتی ایران‌خودرو بوده که چندی پیش برگزار شد و به‌موجب آن 400 نفر از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در رشته‌های مختلف در مقاطع کاردانی و کارشناسی پس از قبولی در آزمون و طی نمودن مراحل گزینش، جذب شرکت ایران‌خودرو می‌شوند. این عمل در اصل یک حرکت مثبت در تحقق همکاری صنعت و دانشگاه است که انتظار می‌رود سایر صنایع نیز از این روش جهت جذب نیروی متخصص خود استفاده کنند.

در نهایت و در گام آخر حمایت‌های دولتی است که باید صورت گیرد و از سازمان‌ها جهت جذب نیروهای نخبه دانشگاهی حمایت شود. گاهی هزینه‌های جذب نیروهای متخصص بسیار زیاد بوده و حتی با وجود سودآوری درازمدت، سازمان‌ها زیر بار این هزینه‌ها نمی‌روند که در این شرایط، کمک‌های دولتی می‌تواند کمی این فرآیند را تسهیل کند.

همه ما هنگامی که برای اولین بار قدم در دانشگاه گذاشتیم رؤیایی در سر داشتیم که چیزی جز پیشرفت کشور عزیزمان نبوده و خود را در بالاترین جایگاه در زمینه تحصیلی خود می‌دیدیم؛ چه می‌شود که پس از فارغ‌التحصیلی بخش اعظمی از آن جوانان پرشور و با استعداد، راهی مشاغلی می‌شوند که نه مرتبط با تحصیلاتشان است و نه مرتبط با علاقه‌مندی‌شان؟ اگر از همین امروز برنامه‌ریزی صحیحی صورت گیرد یقیناً تا 10 سال آینده کسانی که با عشق و علاقه رشته تحصیلی موردنظرشان را پیش‌گرفته‌اند، پس از پایان تحصیلات نیز در صنعت مرتبط با تحصیلشان فعالیت می‌کنند و می‌توانیم شاهد رشد و بالندگی صنعت کشور باشیم. هرجایی که دانشگاه و دانشگاهی حضور داشته باشد، پیشرفت و خرد حاکم خواهد شد به‌شرط آن‌که زمینه‌های صحیحی برای این امر ایجاد شود.

 

نویسنده: کسری واشقانی

پژوهشگر حوزه صنعت

اکوسیستم استارت‌آپ کشور برزیل

اکوسیستم استارت‌آپ کشور برزیل

با توجه به اهمیت شناخت اکوسیستم‌های کارآفرینی و نقش پر اهمیت آن‌ها در تقویت و هدایت استارتآپها، در اینجا قصد دارم عوامل مؤثر بر اکوسیستم کارآفرینی استارتآپهای کشور برزیل را شرح دهم.

پرورش کارآفرینی به یکی از مؤلفه‌های اصلی توسعه اقتصادی در شهرها و کشورهای جهان تبدیل‌شده است. تقویت کارآفرینی در جهت یک استراتژی توسعه اقتصادی موفق، “اکوسیستم کارآفرینی” نامیده می‌شود.

استارتآپ یک باور و حالت ذهنی است که در قالب یک شرکت برای رشد سریع طراحی‌شده است. استارتآپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی به وجود آمده است که عدم قطعیت و ابهام بالایی وجود دارد. کسب‌وکار نوپایی که علاوه بر عدم قطعیت زیاد، دارای پتانسیل بالا برای رشد هر چه بیشتر می‌باشد. در واقع استارتآپ یک سازمان موقت است که با هدف یافتن یک مدل کسب‌وکار مقیاس‌پذیر و تکرارپذیر به وجود آمده است.

شرکت‌های نوپا با رشد بالا تمایل دارند شانس موفقیت خود را بهبود بخشند و هنگامی‌که در یک اکوسیستم کارآفرینی قرار می‌گیرند، کسب‌وکارها را به توسعه و نوآوری ترغیب ‌نمایند.

سیلیکون‌ولی و اسرائیل برای موفقیتشان در توسعه کارآفرینی در جهان مورد تحسین واقع‌شده‌اند. آن‌ها توانسته‌اند در طول سال‌ها و دهه‌های اخیر، با توجه به متفاوت بودن سطح ابهام‌های پیش رویشان، در اکوسیستم کارآفرینانه، کارآفرینان را تشویق به شکوفا شدن نمایند و بیشترین تعداد استارت‌آپ‌های موفق را به دنیا ارائه نمایند.

سیلیکون‌ولی در یک جامعه یا کشور دیگر به سادگی با تکرار ویژگی‌های مشابه اکوسیستم کارآفرینی آن امکان‌پذیر خواهد بود. شناسایی عناصر توسعه کارآفرینی به شرایط خاص کشور مذکور برمی‌گردد. با توجه به معیار کارآفرینی (OECD) اکوسیستم کارآفرینی برزیل به دنبال شناسایی نقاط قوت و ضعف محیط کارآفرینی خود است تا بتواند با تمرکز بر توسعه استارت‌آپ‌ها، آن‌ها را به ابزار قوی برای موفقیت و پیشرفت استارت‌آپ‌ها تبدیل نماید.

نهادهای نظارتی تصمیم‌گیرنده برزیل نقش مهم توسعه اقتصادی کشور را در راستای تشویق ایجاد شرکت‌های جدید و نیاز به رفع محدودیت‌های قانونی و نظارتی و تلاش برای ایجاد و رشد کسب‌وکارها را درک کرده‌اند. از طرف دیگر، بازار شرکت‌های برزیلی با داشتن تعداد زیادی از مصرف‌کنندگان بالقوه، به‌عنوان یک نیروی اصلی در برزیل خود را معرفی می‌کند.

حال سؤالی که مطرح می‌گردد این است که آیا برزیلی‌ها تمایل دارند برای یک محصول نوآورانه هزینه بیشتری بپردازند؟ برای استارت‌آپ‌ها، لازم است که مخاطب هدف آن‌ها به‌طور عمیق بررسی گردد تا از ویژگی‌های آن مطلع شده و محصولات و خدماتی را تولید کنند که در واقع برای آن‌ها جذاب باشند.

در رابطه با دسترسی به تأمین مالی، واضح است که پیشرفت اقتصاد برزیل، باعث حضور سرمایه‌گذاران بالقوه‌ شده است؛ یعنی افرادی با سرمایه قابل‌استفاده جهت سرمایه‌گذاری‌های بی‌شمار در مرحله تصمیم‌گیری قرار دارند؛ بنابراین، برزیل منبع بسیار مهمی دارد که می‌تواند اکوسیستم کارآفرینی خود را به سمت جلو پیش ببرد و این کشور تمام تلاش خود را برای ایجاد شرکت جدید انجام داده است، حتی گزینه جذاب‌تر برای افراد سرمایه‌گذار، انتقال سرمایه‌گذاری به شرکت‌های نوپا به‌جای شرکت‌های بزرگ است.

همچنین استفاده هم‌زمان دانش و متخصصان، ظرفیت‌سازی برای بازار – کارآفرینان یا سایر موارد – هم از طرف نهادهای عمومی و هم از طرف دیگر بازیگران اکوسیستم موردتوجه قرارگرفته است، در واقع، سرمایه‌گذاری عمومی در آموزش، اقدامات برای تشویق ذهنیت کارآفرینی و قرار دادن متخصصان ماهر در بازار مانند تأمین تقاضای نیروی کار در طی روند رشد آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است.

از طرف دیگر، مسئولیت عملکرد عالی اکوسیستم بر عهده کلیه بازیگران موجود در آن است. کارآفرینان و محققان بازیگران موجود در اکوسیستم کارآفرین هستند، محققان و کارآفرینان می‌توانند با اشتراک‌گذاری مطالعات و تجربیات خود، به یکدیگر کمک کنند تا کاربردهای این دانش برای هر دو طرف روشن گشته و مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

علاوه بر این، کارآفرینان برزیلی دارای توانایی‌های مانند ابتکار عمل و تمایل به جدایی از مشاغل قدیمی برای توسعه کارآفرینی در کشور هستند. توسعه این توانایی‌ها به معنای تشویق شدیدتر کارآفرینی با رشد بالا می‌باشد که بازده اقتصادی و مالی گسترده‌ای برای کشور به همراه خواهد داشت.

ظرفیت‌سازی کارآفرینی بالطبع بر تغییر فرهنگ کشور در جهت کارآفرینی تأثیرگذار می‌باشد که احتمالاً به‌عنوان اهرم تشویقی برای سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی با ظرفیت کارآفرینی عمل خواهد کرد، همچنین فرصت حضور در بازارهای بین‌المللی و جذب استعدادهای خارجی از کشورهای دیگر را نیز فراهم می‌کند.

کشور برزیل با وجود تنوع موقعیت‌های منطقه‌ای می‌تواند شرایط بسیار خوبی جهت ایجاد استارت‌آپ‌ها در حوزه گردشگری باشد. تحقیق و مطالعه بیشتر در این خصوص می‌تواند به ایجاد دانش عمیق‌تری بیانجامد.

در انتها طبق مطالب ذکرشده، عوامل تأثیرگذار در اکوسیستم کارآفرینی استارت‌آپ‌ها در کشور برزیل عبارت‌اند از: چارچوب نظارتی؛ وضعیت بازار؛ دسترسی به ایجاد منابع مالی؛ انتشار دانش توانایی‌های کارآفرینی؛ فرهنگ کارآفرینی.

دکتر شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

 

ظرفیت‌سازی اقتصاد مبتنی بر دانش برای کشورهای درحال‌توسعه

ظرفیت‌سازی اقتصاد مبتنی بر دانش برای کشورهای درحال‌توسعه

 

در صورت تمام نشدن سیاست‌های پولی، مجمع جهانی اقتصاد گزارش می‌دهد که وابستگی اقتصاد به سیاست‌های مالی، تغییرات ساختاری و انگیزه‌های عمومی برای اختصاص سرمایه بیشتر به طیف کاملی از عوامل رشد برای اقتصاد بستگی دارد. این به کشورها این امکان را می‌دهد تا از چشم‌اندازهای جدید ارائه‌شده توسط انقلاب صنعتی چهارم، ناشی از گذر به اقتصادهای دانش‌بنیان (KBE)، بهره کافی را ببرند. اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی است که از دانش به‌عنوان موتور اصلی رشد اقتصادی استفاده می‌کند. اساساً، این اقتصادی است که در آن عامل اصلی رشد، ایجاد ثروت و اشتغال در تمام صنایع تولید، توزیع و استفاده از دانش است. به‌طور خاص، کشورها نه‌تنها برای ساختن اقتصاد داخلی مؤثرتر بلکه برای استفاده از فرصت‌های اقتصادی خارج از مرزهای خود به اقتصاد مبتنی بر دانش نیاز دارند.

استفاده از دانش، همان‌طور که در زمینه‌هایی مانند تحقیق و توسعه، کارآفرینی و نوآوری و در سطح آموزش و مهارت افراد بیان می‌شود، اکنون به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی رشد، بهره‌وری و رقابت در اقتصاد جهانی شناخته‌شده است. مفهوم دانش از چارچوب اقتصاد دانشی موسسه بین‌المللی جهان اقتباس‌شده است که دانش را در چهار رکن طبقه‌بندی می‌کند: رژیم اقتصادی و نهادی، آموزش و مهارت‌ها و یک سیستم نوآوری کارآمد و همچنین زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات که همه اقتصاد مبتنی بر دانش یک کشور را تشکیل می‌دهند.

در اقتصاد جهانی که به‌طور فزاینده‌ای رقابت وجود دارد، دیگر نمی‌توان علم، فناوری، کارآفرینی، توسعه منابع انسانی و ظرفیت‌سازی نوآوری را در درجه اول برای کشورهای ثروتمندتر و ازنظر اقتصادی پویاتر دانست. در عوض، اگر هر ملتی امیدوار به پیشرفت و زنده ماندن از چالش‌های اقتصاد جهانی باشد و اگر رهبران جهان انتظار دارند جهانی‌شدن به توسعه پایدار و کاهش فقر پایدار منجر شود، ظرفیت‌سازی اقتصاد مبتنی بر دانش(KBE)  یک ضرورت مطلق است. این واقعیت را می‌توان تأیید کرد که محققان مختلف رابطه بین نقش اقتصاد دانش‌بنیان و رشد اقتصادی کشورها و مناطق منتخب را بررسی کرده‌اند و همه آن‌ها تأثیر قابل‌توجه و مثبت دانش در رشد اقتصادی را دریافته‌اند؛ بنابراین به‌طور گسترده اذعان شده است که دانش برای رشد و توسعه اقتصادی ضروری است. وقتی کشوری سرمایه‌گذاری بیشتری در دانش داشته باشد، ازنظر اقتصادی نیز پیشرفت بیشتری خواهد داشت. بنابراین، مسئله مهم توسعه اقتصادی و رشد این است كه آیا كشورها باید ظرفیت KBE را ایجاد كنند یا خیر؟ و یا با توجه به محدودیت‌های اقتصادی و نقطه شروع هر كشور، از چه نوع ظرفیتی استفاده و از كجا شروع و چگونه می‌توان آن را ایجاد كرد؟ KBE‌ها در سال‌های اخیر در مرکز گزارش‌های اصلی سیاست‌های سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) و بانک جهانی بوده‌اند. در این چارچوب سیاست است که اهمیت KBE توسط آمریکای شمالی، اروپا و آسیای شرقی که به‌طور حتم تعیین‌کننده الگوی توسعه اقتصادی درصحنه بین‌المللی بوده است، کنترل‌شده است.

توانایی دولت در ارائه چارچوب نظارتی مؤثر می‌تواند معیار عملکرد اقتصاد و معاملات بازار باشد؛ بنابراین، تأثیر نظام اقتصادی و نهادی بر توسعه اقتصادی به کیفیت فرآیند حاکمیت، سیاست‌های نظارتی اتخاذشده و انگیزه‌های اعمال‌شده بستگی دارد. به‌طور خاص، تحقیقات اثبات کرده‌اند که مشوق‌های دولتی و نظام‌های نهادی کمک‌های منحصربه‌فرد و آماری قابل‌توجهی در رشد اقتصادی دارند. این بدان دلیل است که رشد اقتصادی به این بستگی دارد که آیا دولت از سیاست‌های کلان اقتصادی و رقابتی شفاف و همچنین چارچوبی قانونی برخوردار است که راهی را برای افراد مختلف فراهم می‌کند تا دانش را به‌صورت آزاد، کارآمد و مؤثر تولید و استفاده کنند. تحقیقات نشان داده است که کیفیت نهادی به‌طور مثبت و قابل‌توجهی بر رشد اقتصادی در کشورهای اسلامی تأثیر می‌گذارد. گزارش نشان می‌دهد که نظام‌های اقتصادی و نهادی، از دیگر عوامل تولید، تأثیر قابل‌توجهی در رشد اقتصادی دارند. علاوه بر این، بحث شده است که با توجه به فراهم آوردن شرایط مناسب برای فعالیت اقتصادی، رژیم نهادی یک کشور باید به‌گونه‌ای کارآمد برنامه‌ریزی شود که مشاغل را به استفاده از دانش تشویق کند.

برای توسعه کارآمد، کسب، توزیع و استفاده از اطلاعات قابل‌استفاده، جمعیت تحصیل‌کرده و آموزش‌دیده مهم است. این امر باعث افزایش ضریب بهره‌وری کلی و درنتیجه رشد اقتصادی می‌شود. به نظر می‌رسد که ازنظر فنی، یک جمعیت تحصیل‌کرده‌تر از این هم برخوردار باشند. این امر تقاضای محلی برای محصولات نوآورانه با بهترین کیفیت را افزایش می‌دهد که به الهام بخشیدن به صنایع محلی برای نوآوری و ایجاد کالاهای پیشرفته و فن‌آوری‌های پیشرفته کمک می‌کند.

پژوهشی که ارتباط طولانی‌مدت بین آموزش عالی و پیشرفت مالی در کشورهای آسیای جنوبی را با اجرای پتانسیل انسجام اقتصادسنجی بررسی کرد به این نتیجه رسید که ارتباط مثبتی بین توسعه مالی کشورهای آسیای جنوبی و درصد کل ثبت‌نام در دبیرستان‌ها شناسایی کرد؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اگر ملت‌های آسیای جنوبی به آموزش عالی توجه بیشتری نشان دهند، سرمایه انسانی با کیفیت لازم برای رشد اقتصادی ممکن است بهبود یابد.

ارتقا نوآوری به‌طور خودکار به سمت ارتقا آموزش‌وپرورش و رشد مهارت‌ها که دومین ستون تأثیرگذار بر رشد اقتصادی است، سرایت می‌کند. با این کار، تداوم سرمایه‌گذاری در توسعه سرمایه انسانی بسیار مهم است. تقویت مشارکت برای سرمایه‌گذاری در آموزش مهارت‌ها (یادگیری رسمی، غیررسمی، شغلی، مادام‌العمر و غیره) و رشد سرمایه انسانی در ایجاد جوامعی که برای موفقیت KBE به‌طور فزاینده‌ای دانش‌بنیان هستند، مهم است. همکاری‌های تقویت‌شده دانشگاه و صنعت باید از طریق افزودن اعضای خصوصی / صنعت به شورای آموزش ملی آموزش و همچنین هیئت‌های مشاوره دانشگاهی در دانشگاه‌ها برای بهبود برنامه درسی ایجاد شود.

 

نویسنده: امیر آزاد ارمکی

پژوهشگر حوزه اقتصاد

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

پیش از بحران آماده آن باشیم.

 

وقتي در جامعه‌ای، بحراني بروز نموده و رفع می‌شود جمعي از محققان و پژوهشگران نسبت به عملكرد دولت و رفتار مردم از دیدگاه‌های مختلف مشغول به تحقيق می‌شوند كه چرا و چگونه اين بحران بروز نمود، كنترل شد و درنهایت بعد از صرف چه هزینه‌ای به حالت عادي بازگشتيم. حال كه همه‌چیز به روال عادي خود بازگشته است داوری‌ها شروع می‌شود و اما ها و اگر ها يكي پشت ديگري در روزنامه‌ها و سایت‌های مختلف خودنمايي می‌کند. چرا برخي دولت‌ها و ملت‌ها در خصوص برخي بحران‌ها از قبل آماده‌اند. آيا اصلاً می‌شود در مواجه با بحران آماده بود؟ چه بحران‌هایی قابل پیش‌بینی هستند و يا اصلاً بحران قابل پیش‌بینی وجود دارد.

وقتي صحبت از موجودي بنام انسان به ميان می‌آید لازم است به ريشه اين كلمه نیم‌نگاهی داشته باشيم. انسان در فارسی به معنی مفرد یک‌تن از مردمان است که ریشه در زبان اوستایی دارد و از واژه اوستایی انیسان به معنی داستان فراموش‌شده گرفته‌شده است. در عربی برگرفته‌شده از نسیان به معنی کسی که فراموش می‌کند و هم از واژه انس به معنی کسی که انس یافته است، می‌باشد که اصل این واژه در فارسی از زبان اوستایی و در عربی از زبان آشوری می‌باشد.

انسان موجودي است كه فراموش می‌کند. به عبارتی موجوداتي كه در لحظه زندگي می‌کنند و بسيار فراموش‌کارند. ولي چطور می‌شود همين انسان فراموش‌کار در جوامع مختلف در مواجه با بحران‌ها رفتارهای متفاوتي داشته باشد؟ مردم كشوري در زمان بروز زلزله طوري رفتار می‌کنند كه انگار بخشي از زندگي روزه آن‌ها زلزله است.

وقتي رفتار مردم ژاپن را در قبال بروز آنچه ما بحران می‌نامیم مشاهده می‌کنیم شك می‌کنیم كه اگر ما انسان فراموش‌کار هستيم پس آن‌ها كجاي كار قرار دارند؟ اشتباه نكنيد همه انسان‌ها فراموش‌کارند ولي برخي فراموش‌کارترند.

وقتي در كشوری زندگي می‌کنید كه جزیره‌ای است در وسط اقيانوس و هرروز زلزله، سونامي، آتش‌فشان بخشي از عوارض زندگي در چنين مكاني می‌باشد پس حالا كه نمی‌توان تمام رفتارهاي طبيعت را كنترل و پیش‌بینی كرد آيا نمی‌توان در زمان بروز آن رفتار درست را آموزش داد و كنترل كرد؟ نكته در اينجاست كه آن‌ها هم همانند دیگران‌اند با اين تفاوت بزرگ که موقعيت خود را درك کرده‌اند و پذیرفته‌اند كه از اين بحران‌ها ناگزیرند. پس خود و مردم جامعه را در رفتار مناسب با اين بحران‌ها آماده می‌نمایند. درست است كه انسان را توان مقابله به طبيعت نيست ولي آيا انسان توانايي پیش‌بینی و آمادگي محدود را نيز ندارد و يا در زمان بروز، امكان كنترل و بازگشت سريع به حالت عادي را می‌توان تمرين كرد. مردم جامعه نيز با اين سياست هم‌راستا می‌شوند و نتيجه مثبت آن را می‌بینند.

لذا است كه وقتي حادثه تروريستي پخش گاز سارين در مترو توكيو بروز می‌نماید همين كشور پيشرفته و آماده مقابله بحران نيز دچار سردرگمي می‌شود چون آمادگي خود را در برابر چنين حملاتي پیش‌بینی ننموده است و لازم است در روش‌های خود بازنگري و بروز رساني لازم را انجام دهد.

نظریه‌های سنتی مديريت نوآوري و تغيير نشان می‌دهد که مدیریت نظام‌مند، فعالیت ذهنی خطی با ساختار محکم است. مدیران احتمالاً تدوین و فرموله كردن اهداف را با دقت و وسواس فراواني انجام می‌دهند و با دقت تحت كنترل دارند.

اما بااین‌حال در دنیای واقعی، ممكن است مدیران هرگز اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری مناسب در لحظه را با توجه به شرايط پیش‌بینی‌نشده را نداشته باشند و همين مسئله آن‌ها را از اهداف از پيش طراحی‌شده خودشان دور نمايد. متغیرهای درگیر با برنامه‌های بلندمدت در این جهان همراه با تغییرات پر هرج‌ومرج، سردرگمی فراواني را براي تصميم گيران ايجاد می‌نماید.

  • کلید پیروزی مدیران و تصمیم گیران

ازاین‌رو لازم است مدیران ترکیبی از برنامه‌ریزی و بداهه را در تصمیم‌گیری‌هایشان داشته باشند. يعني با استفاده از خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در حين اجراي تصمیم‌گیری‌های در راستاي مديريت عدم قطعیت‌های اجتناب‌ناپذیر گام بردارند. هرچند اين رویکرد به مدیریت ممکن است با عنوان‌های خودسرانه و هوس‌باز به نظر آيد. ليكن درواقع، یک استراتژی بداهه نیاز به یک‌پایه محکم از رشته‌های عمومی از برنامه‌ریزی استراتژیک و مدیریت نوآوري موفق را دارد و سازمان بداهه‌نواز نوعي مديريت در تنش سالم بین نظم و انضباط و هنر را حفظ مي‌کند. به‌این‌ترتیب این سازمان می‌تواند با تمرکز بر اهداف بلندمدت با انعطاف‌پذیری كامل برای حل مشکلات خويش، خلاقانه به بهره‌برداری از فرصت‌ها و تبديل تهديدها به نعمت‌های غیرمترقبه اقدام ورزد.

 

مهندس حسين امیر احمدی

مدیر ایمنی و مهندسی عملیات مترو تهران

احیای قصه‌های بومی مناطق

احیای قصه‌های بومی مناطق

از زبان حامد مهر افروز / معلم کارآفرینی و مؤسس برکه

 

داستان از اونجایی شروع میشه که هشتگی درست کردم به نام سنجش پتانسیل مهمان‌پذیری روستاها، هر هفته روزهای جمعه تنهایی یا با جمعی از دوستان می‌رفتیم به روستاهای اطراف شهرستان مرند و قبل حرکت از دوستان درخواست می‌کردم که هیچ وسیله خوراکی بر ندارن، می‌رسیدیم به روستا دنبال قهوه خونه یا مغازه می‌گشتیم و بهشون می‌گفتم ما غذایی برای خوردن می‌خواهیم و جایی برای موندن و بابتش پول پرداخت می‌کنیم ، بجای اون یه شرط داریم و اونم اینه که حتماً وسایل غذا باید محصول خود روستا باشه از نون محلی گرفته تا هرچی که هست.

 

اما چرا این سفرها رو شروع کردم با این موضوع؟

یکی از اعضا یک شرکت گردشگری اسپانیایی مهمونم شد و چون مرند سه‌راهی ورودی به ایران از باکو و ارمنستان و اروپا به‌حساب میاد گردشگران زیادی میومدن و من همیشه به این فکر بودم که ما چه چیز فرهنگی مخصوص منطقه خودمون داریم تا بهشون ارائه بدیم و سبب بشه تا شهر من مقصد گردشگری باشه ، تا اینکه این دوستمون رسید و کلی درباره جاهای دیدنی مرند باهاش صحبت کردم و طی گفتگو مزیت رقابتی منطقه رو در گزینه اکوتوریسم دیدم و بردن تورهای خارجی به روستاهای اطراف ولی یک سری مؤلفه‌ها باید روستا هامون داشته باشن تا برای گردشگر خارجی جذبه‌ای ایجاد کنه یا سبب بشه اتراق کنه در اونجا و یکسری زیرساخت‌ها هم نیاز بود همچون محل اسکان در یه خونه روستایی بافرهنگ بومی و غیره.

برای همین اول باید زیرساخت‌ها رو بررسی می‌کردم که موضوع پتانسیل مهمان‌پذیری روستاها استارت خورد.

طی سفر به مدت چند ماه و به روستاهای اطراف با زیبایی‌ها و نقص‌های زیادی روبرو می‌شدم و یادداشت می‌کردم و به خاطر می‌سپردم تا حین برگشت در فضای کلاه موتورسواری که به نظرم یکی از بهترین اتاق فکراست ، فکر کنم.

اصابت مدرنیته سبب شده بود تا روستاها شبیه هم بشن، خونه‌ها شبیه هم ، خوراک‌ها شبیه هم ، استفاده از غذاهای کنسروی و پوششی عرفی که تقریباً در همه جای ایران میشه دید و فرهنگی که زیاد طالب ورود فردی خارجی به محیط‌زیستش نبود ،

ماه‌ها گذشت و هر چیزی که از سایش در این سفر به دست آورده و طبق معمول توو دفترچم نوشته بودم ، حالا دیگه وقتش بود تا بررسی بیشتری کنم تا ببینم چه ماجرایی هست و چه مزیتی برای نشان دادن می‌تونه داشته باشه. از سمتی در گوشه‌ای از ذهنم جهان، زیسته‌ای بود از روستاهای ترکیه که چقدر روش کارشده بود، از محصولات خاص هر منطقه گرفته تا مؤلفه‌های فرهنگی خاصی که به چشم می‌خورد و از رسانه ملی‌اش مدام پخش می‌شد.

فکرم پرواز می‌کرد تا دوردست‌ها و ایده‌های مختلفی در سرم می‌پیچید به‌عنوان راهکار ولی منابعم محدود بود و هر مسیری نیاز به توانمندی خاصی داشت و منابع خاص خودش، پس تصمیم گرفتم با افسار عقل و با تکیه‌بر منابع و توانمندی‌هایم فیلتری بر کمند بازشده تخیلاتم بذارم تا در دام کمال‌گرایی یا تخیل خالی گیر نکنم.

برای هر مسیر بعد از فیلترینگ، بیزینس مدلی می‌نوشتم و بررسی می‌کردم و راهکارها دونه به دونه در بعد زمان جلو عقب می‌شدن .

از سمت دیگه بااهمیت داستان و قصه‌گویی هم به دلیل تولد سارا دخترم آشنا شده بودم و هرروز قصه‌ای براش می‌گفتم از قصه انگلیسی گرفته تا شرح اتفاقات روزانه شخصی خودم به شکل قصه تا کارهایی که خودش کرده بود.

اصابت قصه‌هایی که مادربزرگم دوران بچگی می‌گفت و داستان‌هایی که برای سارا تعریف می‌کردم و یکی از راهکارهای خارج‌شده از سفرهای در جستجوی پتانسیل گردشگری روستاهای مرند سبب شد تا به این فکر بیافتم که این قصه‌ها رو احیا کنم ، هرچند اندکی هم در طی آن سفرها ضبط‌شده بود ولی نه به این جدیت.

با استاد میرحسین دلدار بناب دوست بودم ، پژوهشگری ارزشمند در حوزه زبان و ادبیات ترکی که چندین جلد کتاب منتشر کرده بود ، کل داستان رو برایش تعریف کردم و جویا شدم که آیا قبلاً چنین کاری انجام‌گرفته یا نه ، اگر آره کیفیتش در چه حدی بود .

با لبخندی گفت : حامد جان ، من از روز اولی که معلم بودم در روستاهای مختلف بجای انشا از شاگردانم می‌خواستم تا برن و از مادربزرگ و پدربزرگ هاشون قصه‌های قدیمی رو یاد بگیرن ، بنویسن و برام بیارن و کلی از این قصه‌ها جمع کردم که سال‌هاست در زیرزمین خونم داره خاک می‌خوره و اخیراً طی اسباب‌کشی دیدمشون ، منم کلی ذوق‌زده که استاد هر جا هست من کمکت می‌کنم پاشیم بریم بیاریم.

و تازه داستان از اونجا شروع شد و اتفاقات احتمالی که اصلاً فکر شو نمی‌کردم پیش اومد.

و سفر وارد مرحله دومش شد ، یعنی پروسه تبدیل دیتاها به یک محصول ، در مسیر اصطکاک‌های زیادی بود که جزوی از سفره و سؤالات زیادی باید پاسخ داده می‌شد . همچون:

 

هر قصه شفاهی بومی دارای واریانت‌های مختلفه کدومش رو اولویت قرار بدیم؟

تبدیلش کنیم به کتاب فیزیکی ، دیجیتالی یا پادکستش کنیم و مدل کسب سودمون رو فریمیوم انتخاب کنیم؟

تبدیلش کنیم به آلبوم صوتی و به فروش برسونیم؟

صوتی دیجیتال باشه یا فیزیکی ؟ معایب و مزایای هرکدوم چیه؟

تبدیلش کنیم به انیمیشن یا تئاتر عروسکی ؟

و سؤال‌های این‌چنینی و بررسی معایب و مزایای هرکدوم و مهم‌تر از همه سنجش منابعمون .

سنجش اوضاع بازار ایران و شیوع و گسترش کرونا و تغییر نیازهای مخاطبان و نوسانات دلار و غیره و باز نیاز بود تا افسار تخیل رو رها کنیم تا دوردست‌ها بره و کم‌کم با فیلتر عقل و منابعمون جمع کنیم تا به نتیجه‌ای برسیم .

و تصمیم بر این شد که اولین محصولمون به شکل صوتی با یک راوی گفته بشه و ضبط بشه و تبدیل بشه به یک فایل صوتی  و باز مسیری جدید باز شد و سفری جدید با کلی سؤال پیش رو از انتخاب گوینده و نحوه و طریق فیلتر گوینده‌ها و تمرین و یافتن تلفظ صحیح کلمات که هرکدوم اصطکاکی بود و سایشی ولی سبب می‌شد تا صیقلی‌تر و صیقلی‌تر بشیم.

همین‌طور که داشتیم حرکت می‌کردیم به آخرهای سفرمون و شهر هدفمان وارد استودیو که شدیم باز پارامترها و متغیرهای زیادی پیش رومون قرار گرفت و بررسی نحوه‌های مختلف ارائه و خلاصه اولین قسمت بنام داستان تنبل احمد ضبط شد و مابقی قصه‌ها و طریق اخذ مجوزش و نحوه تبدیل‌شدنش به محصولات دیگه هم کم‌کم رقم خورد.

دیگه وقتش بود که مستندهایی که هرازگاهی بعد از دیدار با استاد میرحسین دلدار بناب پژوهشگر و نویسنده فعال در حوزه فرهنگ و ادبیات ترکی ضبط کردم رونمایی کنم تا قصه‌ای باشه از مسیرهای رفته تا اهلش ببینه و بتونه با قدم گذاشتن به این پله بعدازاینکه خوب نگاه کرد و دید جای پای مناسبیه بذاره و بتونه مسیر خودش رو ارتقا بده.

استاد دلدار معلم بود و از جوانی خواسته بود علاوه بر تعلیم و تربیت کودکان و دانش آموزان ، روی خودش و یادگیریش هم کار کنه و چه‌بهتر مسیری برای یادگیری که در اون به شکل عملی وارد کار بشیم ، یک تحقیق میدانی کیفی.

همان‌طور که اول آشنایی با استاد دلدار عزیز گفتم؛ ایشون از دانش آموزاش خواسته بود تا به‌جای انشا ، برن پیش بزرگ‌ترها همچون پدربزرگ ، مادربزرگ یا هرکسی که قصه‌ای بلده و یا لالایی میخونه و یا سر مزار و حین دفن عزیزش با آواز نوحه‌ای سر میده با زبون خودش و نه به شکل عرفی و عمومی که الآن مرسومه ، جمع‌آوری کنن بنویسن و بیارن ، به همین سادگی و به همین زیبایی.

گاهی وقتی چنین قصه‌ها و روایت‌هایی می‌شنوم تنها به یک‌چیز ایمان میارم که فقط انسان‌هایی که دغدغه‌های ارزشمندی دارن میتونن خلق اصیل کنن، و این مطالب موضوعاتی داشت چنین: ( ایش اوخومالاری (آوازی که حین کار میخونن)، قدیم کلمه لر (کلمات قدیمی)، ناغیلار (قصه‌ها)، لالایی، تعبیر خواب (تفسیری از خواب‌دیده شده توسط مردم محلی)، دعالار (دعاها)، قارقیشلار (لعن و نفرین‌ها)، اویون لار (بازی‌های محلی)، عامیانه باورلر (باورهای عامیانه)، طب سنتی (روش‌های طبابت توسط مردم محلی) و …

وقتی دونه دونه پک‌ها رو باز می‌کرد هم خیلی خوشحال می‌شدم که عجب گنجینه‌ای و از سمتی ناراحت می‌شدم که چرا این‌همه سال روشی نبود تا انسان‌هایی با چنین دغدغه‌ای بتونن این پژوهش ارزشمندشون رو ارائه بدن ، درصورتی‌که در کشوری درحال‌توسعه این‌همه فضا هست برای خلق که می‌تونه هم مردم رو توانمند کنه و هم منطقه و هم کشور رو ، همه به دنبال کارهای تکراری هستند و یا گاها آن‌چنان افسرده از نبود کار. چکاری می‌شد کرد تا هم پژوهشگر و هم جوان و نوجوانی که نوری از امید در دلش روشنه به روشی ، باهم تعامل پیدا کنند و چنین آثاری رو تبدیل کنند به محصول. و باز از سمتی خوشحال بودم که این پروژه‌ای که من شروع کردم و پروسه کارآفرینی‌اش رو دارم بررسی می‌کنم و به شکل عملی پیش میرم شاید نتیجه بده و مسیری باز کنه برای اهلش، گاهی با یکسری اساتید و صاحبان مدرک و منصب در حوزه کارآفرینی و امور اقتصادی صحبت می‌کردم و اکثریت می‌گفتن آخه مخاطبی نداره و از سمت دیگه می‌دیدم یوتیوب و ویدیوهایی عقیم که بازدید خیلی بالایی دارند و از محتوی کاملاً عقیم‌اند و به دلیل مدل کسب‌وکار فریمیومی که دارند و درآمدشان از تبلیغاته ، داستان هر ویدیو باید منجر به تبلیغ محصولی باشه با مشتریان هدف کودک. پس مخاطبی بود شاید ما روش ارائه را خوب بلد نیستیم و شاید غرق در چیزی شدیم و نمی‌دونیم که با داشتن چنین گنجینه‌هایی هم خوراک فکری کودکانمون عقیمه و هم از سمت دیگه در طولانی‌مدت آسیب شدیدی می‌تونه به کسب‌وکارهای کوچک ما در این زمینه وارد کنه چون ، شرکت‌هایی خارجی با سرمایه‌گذاری هنگفت برای ساختن محصولی که شاید تکنولوژی‌اش در ایران نیست و اگر هم هست سرعت تغییر کمتری داره و از سمتی نمی‌تونه تبلیغاتی بدین وسعت داشته باشه ، این‌ها مثل فیلم مخصوصاً در اتاق فکر کلاه موتورسواری حین سفر می‌چرخید و می‌چرخید همچون خیالاتی.

داشتم فکر می‌کردم درباره لالایی‌ها و لالایی که من برای دخترم همیشه می‌خونم و در ویدیو بخشیش هست، از سمت دیگه حوزه یادگیری در کودکان و استعدادیابی کودکان و روش‌های شکوفاسازی استعدادهای کودکان و کتاب‌هایی که خونده بودم در این باب و توسط انسان‌های عمل‌گرایی نوشته‌شده بود و داشتم ترکیب می‌کردم با آنچه از گذشته داریم.

بازی‌های عقیم و تفاوتش با بازی‌های کامل ، بازی عقیم بازیِ که زود برای بچه تموم میشه ، مثلاً گرون‌ترین پک لایف‌استایل باربی رو می‌خریم و بعد از شاید چند روز اول جذبه‌ای که خرید جدید ایجاد می‌کنه ، زودی عطش و انگیزش برای کودک می‌خوابه و تنها چیزی که از این بازی میمونه مخصوصاً اگرم معروف باشه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها ، کلاسیه که خانواده یا کودک برای دوستاشون میذارن و خبری از خود بازی نیست ، در مقایسه با بازی کاملی همچون آشپزی واقعی برای کودک که هیچ‌وقت براش تموم نمیشه ، مثل خاک‌بازی که در شهرستان وقتی بچه بودیم به‌زور، اون هم شب می‌تونستن مارو بکشن خونه و هرروز و هرروز و این بازی برای ما تموم نمی‌شد ، آن‌قدر متغیر ساده و کامل بود که از ترکیبش پایانی نبود.

تفاوت لالایی کامل با آهنگ‌های تبلیغاتی که صبح تا شب به گوش بچه میرسه و یا صدای مدام روشن رادیو، اخبار و غیره با لالایی که مادر یا پدر با تمام وجود یا خلق می‌کرد یا حفظ می‌کرد و در اون لحظه با آورده‌هایی که از محیط بهش اصابت کرده بود و انرژی جهان زیسته‌اش پشت اون لالایی خوابیده بود به بچه اصابت می‌کرد و باز تفاوتش با صدای تلویزیونی که روشنه و کودک در اتاقش با اون صدا بخواب می‌ره.

هر چه بیشتر مصمم می‌شدیم تا راهکاری پیدا کنیم ، هرکسی که طلب کنه می‌تونه این جمع‌آوری رو انجام بده و باید تبدیل بشه به محصول ، اما به چه شکل ، چطور؟ چقدر منابع می‌طلبه ؟ باید چه روشی اتخاذ کرد تا این روند به شکل پایدار و پویا ادامه پیدا کنه .

 

و درنهایت این‌طور میشه گفت: «بهترین یاد دهنده، بهترین یادگیرندست»

 

 

5 گام برای نوآوری در مدل کسب و کار

5 گام برای نوآوری در مدل کسب و کار

در دهه 1950، شرکت هالوید تصور می کرد که یک محصول برنده دارد. به واسطه مهندسی هوشمندانه، فناوری جدیدی را ایجاد کرده بود که بهتر از محصولات رقبا بود. تنها مشکل این بود که هیچ کس نمی خواست آن را بخرد.

از این رو شرکت را به تفکر انداخت که اگر کسی نمی خواهد دستگاه های کپی آنها را بخرد، شاید برخی حاضر به اجاره آن باشند؟ این به یک ایده چند میلیارد دلاری انجامید و این شرکت که اکنون با نام زیراکس شناخته شده است، به قدرتی بزرگ تبدیل شد.

نوآوری های منزوی بعید است که تأثیر قابل توجهی در سودآوری کسب و کار داشته باشند. خلق محصول جدید، بازار هدف یا جریان درآمدی جدید ممکن است تغییراتی را در کسب و کار ایجاد کند اما برای ایجاد تحولات پایدار و اثر بخش باید مدل کسب و کار را تغییر داد.

در ادامه به آنچه باید درباره نوآوری در مدل کسب و کار بدانید، بیشتر می پردازیم:

۱. برنامه ریزی را متوقف و آماده سازی را شروع کنید:

پس از جنگ جهانی دوم، شرکت های عظیمی برای تولید محصولات و بازاریابی انبوه تاسیس شد. در آن زمان بود که برنامه ریزی استراتژیک در دسترس قرار گرفت. مدیریت ارشد طرحی را تدوین می کرد و از کارکنان رده های پایین تر می خواست که آنرا اجرا کنند. اگر کل مجموعه خوب کار می کردند، همه چیز به خوبی پیش می رفت.

اما هنگامی که «جک ولچ» مدیرعامل شرکت جنرال الکتریک شد، فرایند برنامه ریزی استراتژیک را محدود کرد و تلاش های خود را برای ساده سازی فرایندهای سازمان آغاز کرد.

از آن زمان، بسیاری دیگراز متخصصین و صاحبان کسب و کارهای بزرگ بر اهمیت آماده سازی تاکید بیشتری داشتند. به عنوان مثال «راجر مارتین» از مدیران می خواهد که اجازه ندهند برنامه ریزی استراتژی بیشترین زمان را به خود اختصاص دهد و این بدان معنی است که ما باید سریع ترشروع به آماده سازی کنیم.

شاید برنامه ریزی به ما اجازه تصمیم گیری سریع را دهد، اما این آماده سازی، توجه به جزییات و گسترش مهارت هاست که به ما توانایی اخذ تصمیمات به موقع و منطبق بر تغییرات در زمان واقعی را می دهد.

۲. به چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش از طریق مدل کسب و کارتان بیندیشید:

در حالی که طرح کسب و کار نیاز به ارزیابی مشخصی از درآمدها و هزینه ها دارد، مدل کسب و کار چنین نیست. به عبارت ساده تر، منطقی منسجم برای چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش است. کسب و کارهایی که به این سه مورد را به شکلی منطقی پاسخ دهند، شرکتهای بسیار موفقی را راه اندازی خواهند کرد.

متأسفانه، در جهان امروز چرخه های فناوری به طور قابل توجهی کوچک شده اند و مدل های کسب و کار دیگر دوام و پایداری ندارند و باید در مدل کسب و کارتان نوآوری ایجاد کنید.

این نکته مهمی است اما بدان معنا نیست که باید مرتباً همه چیز را تغییر دهید.

کافی است از خودتان بپرسید، چگونه می توانید ارزش جدیدی ایجاد کنیم؟ آیا می توانیم آن ارزش را در یک مسیر متفاوت هدایت کنید؟ آیا راهی وجود دارد که بتوانید به ارزش اثربخش تری دستیابی داشته باشید؟

۳. به کمک بوم مدل کسب وکار، کمینه محصول پذیرفتنی را تولید کنید:

من قبلاً کسب و کار دیجیتالی را اداره می کردم که تقریبا سهم ۴۰ تا ۵۰ درصدی بازار را به خودش اختصاص داده بود و به ما این امکان را می داد تا منابع مهندسی بهتری نسبت به رقبا داشته باشیم. چون ما آن را یک مزیت مهم رقابتی می دیدیم. به منظور سرمایه گذاری بر این مزیت، پروژه های بزرگی را برنامه ریزی کردیم .

متأسفانه آنچه که در طی فرایند توسعه ۶ الی ۱۲ ماهه اتفاق افتاد این بود که نیازها در بازار به سرعت تغییر می کردند و ما باید به طور مداوم ویژگی های پروژه را تغییر می دادیم. نتیجه این شد که پروژه های کلان ما پر از اشکال بودند و ما مجبور می شدیم وقت بیشتری را برای رفع آنها بگذاریم.

سرانجام شروع به تولید محصولاتی با حداقل سود کردیم که معمولاً تولید آنها طی شش هفته انجام می شد. هر چند تولیدمان فراگیر نبود، اما به موقع و در زمان نیاز مشتری انجام می شد. در نتیجه توانستیم سریع تر واکنش مصرف کننده را دردنیای واقعی ارزیابی کنیم. سپس ما از این دانش برای بهبود پروژه شش هفته آینده استفاده می کردیم.

۴. ارزیابی هوشمندانه ای از مدل کسب و کارتان داشته باشید:

ایجاد یک مدل کسب و کار موفق کار ساده ای نیست، اما سخت تر از آن ارزیابی صحیح مدل کسب و کاراست. رشد گاهی می تواند به مرگ کسب و کار بیانجامد. همچنان که کارکنان و منابع جدیدی را برای پاسخ به تقاضا وارد کسب و کار خود می کنید، عملکردتان می تواند تحت تاثیر اثرات منفی قرار گیرد.

در واقع ارایه یک دفترچه با مجموعه ای از قوانین برای پیروی کردن به کارمندان آسان است. آنچه که مشکل است، آگاهی رسانی صحیح از مدل کسب و کار و اجازه دادن به تیم تان برای دنبال کردن اهداف است.

۵. همواره برای مواجهه با شکست آماده باشید:

در قرن بیستم، برخی شرکت ها توانستند با ایجاد مزیت رقابتی پایدار از طریق پیشرفت مداوم، مسیر موفقیت در کسب و کار را هموار کنند. حتی یک مزیت رقابتی کوچک، که با صبر و حوصله دنبال می شد  می توانست  موقعیت پیروزمندانه ای را برای کسب و کارها ایجاد کند.

با این حال، حتی برترین شرکت ها ازجمله «کداک» در حال فروپاشی هستند. درحقیقت نباید تنها به یک مزیت رقابتی گذرا اندیشید.

ذات نوآوری درتار و پود مدل کسب و کار است. نوآوری در مدل کسب و کار به معنای جستجو درمورد ناشناخته ها نیست، بلکه یک پیگیری مداوم برای چگونگی خلق ارزش، ارائه آن و کسب ارزش بهتر است. حتی بهترین مدل های کسب و کارها هم بدون نوآوری در نهایت با شکست مواجه خواهند شد.

نویسنده: Greg Satell

مترجم: شیدا انصاری

برگرفته از www.forbes.com

هوشمندسازي کسب‌وکار

هوشمندسازي کسب‌وکار

 

امروزه سازمان‌ها و کسب‌وکارهای مختلف با تغييراتي اساسي روبه‌رو هستند. رشد جهانی‌شدن، توسعه و پيشرفت فناوري، نفوذ رو به رشد فناوري در بخش‌های مختلف توليد و خدمات و نيز توليد حجم انبوه داده‌ها در فضاي کسب‌وکار و انقلاب دانشي را می‌توان ازجمله مهم‌ترین تحولات در فضاي کسب‌وکار، علم و فناوري برشمرد.

با همه اين مسائل و چالش‌ها و تحولات علمي و فناورانه، تصمیم‌گیری‌های به‌جا، به‌موقع و صحيح (بهنگام) نيازمند اطلاعات دقيق و بهنگام می‌باشد كه با حجم انبوه داده‌های توليدي در صنعت و فضاي کسب‌وکار اين مورد عملاً به‌صورت دستي و با روش‌های سنتي قابل‌اجرا نخواهد بود. بنابراين نياز است فعاليتي نظام‌مند و يكپارچه در جهت جمع‌آوری، تحليل، ارزيابي و تبادل اين اطلاعات صورت گيرد. مجموعه اين اقدامات در ادبيات مديريت کسب‌وکار، هوشمندي کسب‌وکار ناميده می‌شود.

هوشمندی کسب‌وکار يک چارچوب کاري شامل فرايندها، ابزار و فناوری‌های مختلف است که براي حرکت از داده به اطلاعات و از اطلاعات به دانش طراحی‌شده و موجب ايجاد ارزش‌افزوده براي سازمان می‌شود.

هوشمندی کسب‌وکار عبارت است از فعالیت‌های جمع‌آوری، تجزیه‌وتحلیل و به‌کارگیری اطلاعات مرتبط با کسب‌وکار سازمان به‌منظور پشتیبانی از فرایندهای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی سازمانی كه منجر به ايجاد مزيت رقابتي براي سازمان شده و در عصر حاضر، بقاي سازمان‌ها درگرو اين مهم خواهد بود. چراکه شناسايي و تحليل فرصت‌ها و تهديدهاي کسب‌وکار و توجه به مسائل درون سازمان در فرايند تصمیم‌گیری به‌عنوان عاملي در جهت پشتيباني از تصميمات کسب‌وکار حائز اهميت می‌باشد. توجه به اين نكته كه هوشمندي فرايندي است مستمر و دائمي كه بايستي در جهت بهبود مستمر فعالیت‌های سازمان و دستيابي به اهداف استراتژيك سازمان، ايفاي نقش نمايد، مقوله‌ای است اساسي و كليدي كه بايد در شریان‌های اصلي يك کسب‌وکار و سازمان به‌عنوان تفكر غالب جريان داشته و تبديل به رويكرد و نگرش اجزاي سازمان شود تا منجر به ايجاد ارزش‌افزوده در فرايندهاي اصلي کسب‌وکار گردد. درواقع اين امر بايستي به‌عنوان هدف اصلي فرايند هوشمند سازي کسب‌وکار موردتوجه قرار گيرد.

اهميت هوشمند سازي کسب‌وکار در بهبود فرايندهاي تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی راهبردي در کسب‌وکار به شكلي است كه شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ كه با حجم انبوهی از داده‌ها سروکار دارند در پایگاه‌های داده، سیستم‌های توزیع‌شده و مکانه‌ای دیگر داده‌های خود را انبار می‌نمایند و این پایگاه‌های داده معمولاً با تراکنش‌های مختلفی درهم‌تنیده هستند، پایگاه‌های داده هراندازه هم که مفید و ضروری باشند، قادر به برقراري ارتباط و تحليل داده‌ها نيستند.

به‌وسیله هوشمندي کسب‌وکار، بخش عمده‌اي از اطلاعات مستقيماً و بدون دخالت انسان از سيستم‌هاي اطلاعاتي موجود دريافت خواهد شد و لذا دقت اطلاعات ارائه‌شده بسيار بالاتر از قبل خواهد بود (حذف عامل انساني). همچنين در مورد اطلاعات چند منبعي (اطلاعاتي كه داراي بيش از یک منبع است) مي‌توان مكانيزم‌هاي كشف مغايرت در سيستم، طراحي كرد تا با كشف علل مغايرت‌، صحت اطلاعات دريافتي بالاتر رود.

همچنين با پیاده‌سازی سیستم‌های نرم‌افزاری و فرايندها و ساختارهاي هوشمند سازي کسب‌وکار در سازمان‌ها انتقال، دريافت و سرعت دريافت گزارش‌ها و اطلاعات بسيار بالاتر خواهد رفت. اطلاعات مختلف با ابعاد مختلف از تمام بخش‌های مختلف سازمان به‌صورت جامع و يكپارچه در كنار هم قابل ضمن ارتقاي امنيت داده‌ها در دسترس قرار خواهد گرفت.

سازمان‌ها بايد بپذيرند كه داشتن اطلاعات بسیار زیاد معادل نداشتن اطلاعات است، زيرا افراد و سازمان‌ها را در انبوهي از اطلاعات غرق مي‌نمايد. هوشمندي در مديريت و كنترل داده‌ها يعني اينكه سیستم‌های اطلاعاتي سازمان به بررسي اطلاعات موجود و اطلاعات موردنیاز پرداخته و متناسب با شاخص‌هاي كليدي عملكرد سازمان از بين انبوه اطلاعات‌، مفيدترين اطلاعات براي تصميم‌گيري را در اختيار مديران سازمان قرار دهد.

هوشمند سازي کسب‌وکار امروزه می‌تواند از طريق حذف عوامل انساني در توليد اطلاعات در سازمان، هزينه‌هاي بسياري را صرفه‌جويي نمود و با به دست آوردن اطلاعات به‌موقع و مناسب، دقت و صحت تصميم‌گيري‌ها را افزايش داده و در سازمان ايجاد ارزش نمود.

سازمان‌های ايراني در شرايط كنوني با توجه به اختلاف هزینه‌ها و درآمدها بایستی به‌منظور کسب موفقيت در اجرای پروژه‌های هوشمندسازي کسب‌وکار خود ابتدا چالش‌هاي پيش‌رو جهت يکپارچه‌سازي اطلاعات را تقسیم‌بندی نموده و سپس معماري سازماني خود را به‌گونه‌ای طراحي نمايند تا با استفاده از دانش به‌دست‌آمده، مديران سازمان بتوانند تصميمات بهتری اتخاذ نمایند و با طرح برنامه‌های عملي براي سازمان، فعالیت‌های تجاري را به‌صورت مؤثرتري انجام دهند. چراکه هوشمندی کسب‌وکار تنها یک ابزار نیست بلکه معماری است در راستاي شناسايي، جمع‌آوری، پردازش و نتیجه‌گیری از داده‌ها به‌منظور كسب ارزش‌افزوده.

امروزه به‌کارگیری مفاهیمی چون هوشمندی کسب‌وکار به دلیل ایفای نقش در تصمیم‌گیری سازمانی و ارتقای بهره‌وری در صنایع مختلف بسیار موردتوجه است. سیستم هوشمندی کسب‌وکار موجب ارتقاء ارزشی اطلاعات در آغاز یک زنجیره اطلاعاتی می‌شود و با استفاده از فناوری‌های مختلف موجب جمع‌آوری و ساختارمند کردن داده‌ها و تبدیل آن‌ها به اطلاعات می‌شود.

بنگاه‌ها و کسب‌وکارهای ايراني با توجه به شرايط فعلي اقتصاد و کسب‌وکار و الزام در چابكي ارائه خدمات و همچنين محيط به‌شدت رقابتي براي بقا، چاره‌ای جز استفاده از داده‌ها و تبديل آن‌ها به خرد و دانش در هرم مديريت دانش ندارند.

نویسنده: سعید حاجی زاده / پژوهشگر و مدرس حوزه مدیریت

حمایت از مشاغل خانگی با اجرای رشته های جدید

حمایت از مشاغل خانگی با اجرای رشته های جدید

 

دبیر ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی کشور بر اجرای رشته‌های جدید در طرح مشاغل خانگی تاکید کرد.

به گزارش خبرنگار اقتصادی شیوع بیماری کرونا و الزام به تعطیلی کسب و کارها موجب شد تا در بحث ایجاد اشتغال، مشاغل خانگی مورد توجه قرار گیرد.  پیش از این، طرح ملی توسعه مشاغل خانگی در دبیرخانه توسعه و حمایت از مشاغل خانگی معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پس از آسیب‌شناسی طرح‌های قبلی و انجام مطالعات داخلی و خارجی در سال 96 طرح تصویب شد.

قرار است جهاد دانشگاهی مسئولیت پیاده‌سازی و اجرای طرح ملی توسعه مشاغل خانگی را با کارفرمایی وزارت تعاون، ‌کار و رفاه اجتماعی اجرا کند.
این طرح طی سال‌های 96 تا 98 به صورت آزمایشی در 9 استان با ظرفیت 20 هزار نفر اجرا شد و با توجه به نتایج قابل قبول این طرح و ضرورت توجه بیش از پیش مشاغل خانگی در دوران کرونا بنا به گفته معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزارت تعاون مقرر شد برای رونق اقتصاد خانوار، تحقق شعار سال و توسعه جایگاه مشاغل خانگی در اقتصاد کشور در 31 استان اجرا شود.