آشنایی با دانشگاه های کارآفرین

شناخت دره سیلیکون

دره سیلیکون

نویسنده : شادی لطیفیان / دانشجوی کارشناسی ارشد رشته MBA

دره سیلیکون

تا نیمه دهه 1950 دره سانتاکلارا در ناحیه جنوبی خلیج سانفرانسیسکو در کالیفرنیای شمالی (ایالات متحدة آمریکا)بیشتر با باغ های میوه پوشیده شده بود، جایی که اکنون پایگاه شرکت های معتبر در زمینه های مختلف فناوری های پیشرفته است و در واقع دره سانتاکلارا را به دره سیلیکون تبدیل کرده است. اصطلاح دره سیلیکون نیز از آنجا ناشی شد که این ناحیه به مرکزیت نوآوری و تولید تراشه های سیلیکونی تبدیل شد، ولی بعدها دره سیلیکون مصداقی شد از همه فعالیت های نوآورانه در زمینة فناوری های پیشرفته،  و پایگاهی شد برای بسیاری از شرکت های بزرگ و معتبر و هزاران شرکت نوپا . روح در سیلیکون را باید در نوآوری وکارآفرینی جستجو کرد که در واقع جوهر اقتصاد آزاد است و در جامعه ای شکل گرفت که کارآفرینی در آن ریشه ای فرهنگی دارد، جامعه ای که کارآفرینان و نوآوران بزرگی چون بنجامین فرانکلین، توماس ادیسون و هنری فورد در آن سر برآورده اند، جامعه ای که کلید اصلی در توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال را کارآفرینی می داند و مخاطره پذیری را ضرورتی برای به ثمر رسیدن نوآوری می شناسد.

آنچه سرنوشت این منطقه کشاورزی و خوش آب و هوا را تغییر داد، همجواری با دانشگاه استنفورد بود، دانشگاهی که در سال 1891 توسط (LELAND STANFORD) تاسیس شده بود و امروز یکی از بهترین دانشگاههای آمــریکا به شمار می رود. برخی استادان و دانش آموختگان این دانشگاه عامل تغییر سرنوشت این منطقه و تبدیل آن به یکی از مهمترین مراکز صنعتی واقتصادی جهان بودند.
ریشه های تاریخی

درة سیلیکون مرکز توسعه فناوری های نوآورانه است که دانشگاه استنفورد و استادان و فارغ التحصیلان آن در این امر نقش ویژه ای داشته اند. در اواخر دهه 1930  فردریک ترمن  استاد و رئیس دانشکده مهندسی دانشگاه استنفورد، استادان و فارغ التحصیلان استنفورد را به راه اندازی شرکت هایی در زمینه توسعه فناوری های پیشرفته تشویق کرد و مورد حمایت قرار داد.

نخستین شرکتی که پیرو توصیه های ترمن شکل گرفت شرکت hp است. دو تن از فارغ التحصیلان مهندسی برق در استنفورد که هم کلاسی بودند به نام های ویلیام هیولیت و دیوید پاکارد  شرکت hp را در سال  1939پایه گذاری کردند. سرمایه اولیه شرکت بیش از چند صد دلار نبود که ترمن در اختیار آن ها قرار داد. شرکت در گاراژ خانه پدری دیوید پاکارد در پالوآلتو در نزدیکی دانشگاه استنفورد، شروع به کارکرد.

ترمن در اوایل دهه 1940 و هم زمان با جنگ جهانی دوم مسئولیت آزمایشگاه پژوهشی رادیو را در دانشگاه هاروارد عهده دار شد و خدمات ارزنده ای در راه توسعه صنایع دفاعی مخابراتی و الکترونیکی در دورة جنگ به انجام رساند.

ترمن برای توسعه هر چه بیشتر فعالیت های صنعتی در جوار دانشگاه استنفورد در سال 1951 پارک صنعتی استنفورد (بعدا به پارک پژوهشی استنفورد تغییر نام داد)را در زمین های دانشگاه تاسیس کرد و در آن ها فضاهای مناسبی به شرکت های صنعتی معتبر اجاره داده شد و این امر باعث شد که این منطقه به یک منطقه صنعتی و فناوری بسیار فعال تبدیل شود و جنبشی برای راه اندازی شرکت های نوپا شکل گرفت و بسیاری از فناوری های پایه که در آزمایشگاه های پژوهشی استنفورد حاصل می شد به صورت محصولی تجاری، به بازار عرضه گردید و توسعه فناوری های پایه و توسعه بازار، موجبات رونق بیشتر درة سیلیکون را فراهم کرد.

ترمن پس از پایان جنگ به دانشگاه استنفورد برگشت و هر چند در دورة جنگ استنفورد از بودجه های صنایع دفاع بهره ای نبرده بود و نقشی هم در انجام پروژه های دفاعی انجام نداده بود ولی با حضور ترمن به یکی از قطب های ویژه تحقیقات در صنایع دفاع به ویژه در الکترونیک، مخابرات و مایکروویو تبدیل شد. بودجه های زیادی که به این امر اختصاص داده شد موجب توسعه آزمایشگاه های پژوهشی متعددی در دانشگاه استنفورد گردید. دستاوردهای فناورانه این آزمایشگاه ها از یک سو پاسخ گوی نیازهای صنایع دفاعی بود و از سوی دیگر به تاسیس شرکت های فناورانه بیشتری در اطراف استنفورد انجامید که هستة اولیه توسعه درة سیلیکون را شکل داد.

بسیاری از محققان، پروفسور فرد ترمن را پدر دره سیلیکون می دانند.

از مهمترین فناوری های پایه ای که در درة سیلیکون توسعه پیدا کرد باید از صنعت میکروالکترونیک و ساخت ترانزیستور و مدارهای مجتمع نام برد. ویلیام شاکلی در اواخر دهه 1940 با همکاری دو دانشمند دیگر به نام های ویلیام برتین و جان بردین در آزمایشگاه های بل در شرق آمریکا موفق به اختراع ترانزیستور شدند، که از سیلیکون به عنوان ماده اصلی در ساخت آن استفاده کردند. اختراع ترانزیستور موجب تحول عظیمی در صنایع الکترونیک شد و شاکلی با دو نفر دیگر در سال 1956 به دریافت جایزه نوبل فیزیک نایل آمدند.

راز درة سیلیکون چیست؟ چه عواملی درة سیلیکون را به نشانة بی بدیلی از توسعه فناوری های پیشرفته تبدیل کرده اند؟ پاسخ را می توان در وجود یک اِکوسیستم مناسب یافت. اکوسیستمِ درة سیلیکون را می توان مشتمل بر مؤلفه های مختلفی دانست، یکی از مؤلفه های مهم، دانشگاه استنفورد است که مشتمل بر آزمایشگاه های پژوهشی و هیات علمی و دانشجویان برجسته ای است که در تلاش و کوشش برای نوآوری و خلاقیت هستند، اخیرا دانشگاه برکلی نیز در سمت دیگر خلیج سانفرانسیکو بیش از پیش به توسعه و تجاری سازی فناوری و حمایت از شرکت های نوپا پرداخته است.

زیر ساخت مناسب نیز به عنوان بخشی از اکوسیستم می تواند به عنوان جوهرة درة سیلیکون محسوب شود. زیر ساخت مورد نظر مشتمل بر دفاتر حقوقی و سیستم های پشتیبانی و از همه مهم تر سرمایه گذاران خطرپذیر است که به طور عمده در خیابان سند هیل در جوار دانشگاه استنفورد مستقر شده اند.

عوامل موفقیت

مهم ترین عامل موفقیت درة سیلیکون را باید در شکل گرفتن اکوسیستم مناسب دانست، از مؤلفه های اساسی این اکوسیستم می توان محیط و فرهنگ کاری و ساختارهای ویژه اعم از حقوقی و سرمایه گذاری را نام برد. در ایالات متحده بنگاه داری پیشینه زیادی داشته است و شرکت های بزرگ نظیر آی بی ام یا جنرال الکتریک که در شرق آمریکا مستقر بودند فرهنگ ویژه کاری که مبتنی بر سلسله مراتب و انجام بیشتر امور پژوهش و توسعه در داخل شرکت بود را شکل دادند ولی در درة سیلیکون فرهنگ کاری جدیدی مبتنی بر همکاری و تقسیم کار و ارتباطات شبکه ای در داخل شرکت ها به وجود آمد که از عوامل مهم تحرک و پویایی درة سیلیکون در عصر اقتصاد نوآرانه محسوب می شوند.

درة سیلیکون جاذبة زیادی برای استعدادهای جوان و برجسته دارد که از اقصی نقاط دنیا جذب درة سیلیکون می شوند ولی عامل اصلی در این جذابیت همان محیط سامان یافته در درة سیلیکون است، در فضای فناورانه درة سیلیکون دانشگاه ها، مراکز پژوهشی دولتی و آزمایشگاه های تحقیقاتیِ بخش خصوصی نقش عمده ای دارند و محیط جذابی برای جذب برجسته ترین استعدادها از سرتا سر دنیا فراهم آمده است.

در حال حاضر نظامِ تقریبا جا افتاده ای در اکو سیستم درة سیلیکون شکل گرفته است که گردش کارها و فعالیت های اقتصاد نوآورانه را سامان می دهد. برای این اکو سیستم چهار مرحله به قرار زیر می توان در نظر گرفت.

مرحلة اول: شکل گرفتن ایده

مرحلة اول در اکو‌‌ سیستم، شکل گرفتن ایدة نوآورانه است. ایده های نوآورانه در نهادهای زیر شکل می گیرند:

دانشگاه ها و موسسات پژوهشی

گاراژهای کارآفرینی

در هر یک از نهادهای فوق گروه های نوآور با تشکیل تیمی کارآمد بر روی یک ایده کار می کنند تا محصول اولیه ای شکل بگیرد و در مسیر اکو سیستم درة سیلیکون جلو می روند. در دانشگاه ها و موسسات پژوهشی تیم هایی از دانشجویان خلاق و نوآور تحت نظر استادان علاقه مند بر روی پروژه های پژوهشی اصیل کار می کنند که ممکن است به دستاوردهای نوآورانه ای منجر شود و به توسعة یک محصول بیانجامد.

پس از آن که شرکت های hp و اپل با امکانات محدود در گاراژِ خانه هایشان شروع به کار کردند و پیشرفت قابل توجهی داشتند، کارآفرینی گاراژی اصطلاحی شد برای نوآوران و کارآفرینانی که با امکانات اندک و محدود کار را شروع می کنند. در مرحلة شکل گرفتن ایده ممکن است عده ای از جوان های خلاق با امکانات محدود در خوابگاه های دانشگاهی و یا گوشه و کنار محل اقامت خود در درة سیلیکون ایدة نوآورانه ای را سامان دهند و با تشکیل یک تیم نسبت به توسعه آن ایده اقدام کنند.

فعالیت هایی که در مرحلة شکل گرفتن ایده صورت می گیرد به طور خلاصه عبارتند از:

تشکیل تیمی از بنیان گذاران

توسعة ایده و محصول اولیه

فعالیت های فوق موجب رونق فرهنگ نوآوری و حتی ایجاد شغل های جدید می شود.  ترکیب تیم چند نفرة بنیان‌گذاران نیز اهمیت زیادی دارد باید افرادی کارآمد که به نوعی کامل کنندة توانایی های یک دیگر هستند و با تفاهم کامل با یک دیگر همکاری دارند در کنار هم فعالیت نوآورانه را شروع کنند تا به موفقیت برسند. ولی نکته بسیار مهم در موفق شدن یک ایده این است که ایده در راستای نیاز بازار شکل گرفته باشد و محصولی که قرار است تولید شود مورد پذیرش بازار قرار گیرد چه در غیر این صورت موفقیتی حاصل نخواهد شد.

مرحلة دوم : شکل گرفتن کسب و کار

نهادهای زیر بستر لازم را برای شکل گرفتن و توسعة کسب و کار در مرحلة دوم فراهم می کنند.

انکوباتورها، برنامه های شتاب دهنده

سرمایه گذاران فرشته )سرمایه گذاری هستة اولیه، وام قابل تبدیل به سرمایه (

سرمایه گذاران خطر پذیر )مرحلة اولیه، سری آ(

دفاتر خدمات حقوقی و مالی

فعالیت هایی که در این مرحله صورت می گیرد عبارتند از:

تشکیل شرکت

تشکیل تیم مدیریتی

توسعة محصول

تدوین برنامه ورود به بازار

این فعالیت ها موجب توسعه فرهنگ نوآوری می گردد.

مرحلة سوم: رشد و توسعه

مرحلة سوم، مرحلة رشد و توسعه است، نهادهای زیر بستر لازم را برای رشد و توسعة کسب و کار فراهم می کنند.

سرمایه گذاران خطر پذیر ) سری ب، و ج(

سرمایه گذاران خطر پذیر بین المللی

کمپانی های چند ملیتی )بستر توزیع بین المللی، مشارکت در سرمایه گذاری(

دفاتر خدمات حقوقی و مالی

در این مرحله فعالیت های زیر صورت می گیرد:

تولید درآمد برای شرکت

توسعة محصول یا افزایش تولید

غالب شدن به بازار آمریکا

ورود به بازار سایر کشورها

این فعالیت ها هم موجب توسعه بیشتر فرهنگ نوآوری می شود و علاوه بر آن به رشد و توسعه کمک خواهد کرد.

مرحلة چهارم: تولید ارزش و برداشت محصول

مرحلة چهارم تولید ارزش و برداشت محصول است، نهادهای زیر توانمند ساز در این مرحله هستند:

سرمایه گذاران خطر پذیر )مراحل پیشرفته(

سرمایه گذاران بانکی

شرکت های چند ملیتی

فعالیت های این مرحله عبارتند از:

افزایش درآمد

رسیدن به مرحله سوددهی

توسعة بازار بین المللی

فروش و واگذاری شرکت و یا عرضة عمومی سهام و ورود به بازار بورس

درة سیلیکون یک سیستم باز است با یک شبکه ارتباطی گسترده، علاوه بر این ها هوای خوب در درة سیلیکون، نزدیکی به کوهستان و اقیانوس و مسیرهای متنوع کوه پیمایی همه این ها موجب می شوند که فرهنگ واقع گرایی و همکاری شکل بگیرد و رشد کند. نکتة قابل توجه دیگر مهاجرپذیری در درة سیلیکون است درصد بالایی از شرکت های نوپا در بین بنیان گذارانشان فردی مهاجر وجود دارد و در شرکت های بزرگ نظیر گوگل و غیره کارکنانی از بسیاری از کشورها حضور دارند، مهاجران به راحتی جذب می شوند و جایگاه خود را پیدا می کنند. تنوع های فرهنگی در درة سیلیکون نیز از سوی دیگر به نوعی به فضای آزاد موجود یاری می رساند و مهاجران شناختی از بازارهای منطقه ای را نیز به همراه می‌آورند که در توسعه و نوآوری کمک موثری است. مهاجرانی که به کشورهای خود بازمی گردند نیز به نوعی بازهم یاری رسان به روند فعالیت های درة سیلیکون اعم از کارهای برونسپاری و غیره هستند. به گونه ای دیگری نیز می توان عوامل موفقیت درة سیلیکون اعم از مولفه های فرهنگی، زیر ساختی  و غیره را مورد بررسی قرار داد، فرض کنیم در نقطة دیگری بخواهیم درة سیلیکون جدیدی پدید آوریم توجه  به نکات و مؤلفه های زیر می تواند راهگشا باشد :

مهم ترین نکته افراد مناسب هستند، اگر بتوانیم ده هزار نفر را از درة سیلیکون به نقطه دیگری کوچ دهیم می‌توان انتظار داشت که درة سیلیکون جدیدی شکل بگیرد.

دو دسته نیروی انسانی لازمة شکل دادن درة سیلیکون است: آدم های پولدار و آدم های خوره و کاردرست! چون این ها اصلی ترین افراد در راه اندازی شرکت های نوپا هستند. بالاخره جمع آدم های پولدار که آمادة سرمایه گذاری باشند و آدم های کار درست که خلاقانه و نوگرایانه بیاندیشند برای شکل گرفتن و رونق یک درة سیلیکون دیگر ضروری است.

دیوانسالاران دقیقا در نقطه مقابل سرمایه گذاران نسبت به شرکت های نوپا قرار دارند. دیوانسالاران ذاتا فقط در پیچ و خم ظاهر کار باقی می مانند ولی سرمایه گذاران با انگیزه و احساس رقابت بالا به عمق و پیشرفت کار توجه دارند. حتی شرکت های بزرگی که خود بخش سرمایه گذاری نیز دارند، از بیم افتادن به گرداب دیوانسالاری از سرمایه گذاری مستقیم روی کارهای خود اجتناب می کنند و فقط همراهی با سایر سرمایه گذاران را در پروژه های مربوطه تایید می کنند.

در درة سیلیکون آدم ها نقش اساسی را دارا هستند نه ساختمان ها. فضاهای کاری فرع قضیه هستند، نقش اساسی به عهدة آدم های خوره و کاردرست است که عمدتا کار اصلی را حتی قبل از تاسیس شرکت نوپا در هر کنج و گوشه ای انجام داده اند و نکته مهم این است که شرکت ها جایی که شروع به کار کنند همان جا ماندگار می شوند. مهم نیست که گوگل، اپل و یا اینتل در درة سیلیکون هستند، مهم تر این است که از آن جا شروع کردند. در باز تولید درة سیلیکون آدم های کاردرستی را می خواهیم که در کنج خانه ها یا خوابگاه های دانشجویی دورهم جمع شوند و تصمیم به راه اندازی یک شرکت نوپا بگیرند، در آن صورت است که می توانیم امیدوار باشیم و جلو برویم .

دانشگاه معتبر جذابیت ویژه ای دارد و معمولا برای شروع در جذب آدم های کاردرست خیلی ضروری است ولی کافی نیست باید شهری که دانشگاه در کنار آن قرار گرفته نیز مشخصات جغرافیایی و فرهنگی مناسبی داشته باشد. باید جایی باشد که سرمایه گذاران علاقه مند به اقامت در آنجا شوند و دانشجوها علاقه مند شوند که بعد از فارغ التحصیلی نیز آن جا بمانند.

جوان های خوره و کاردرست هستند که شرکت های نوپا را ایجاد می کنند، لذا در شهرهایی فضای لازم برای توسعه شرکت های نوپا به وجود می آید که شهر روح جوانی داشته باشد، مقصود شهرهای جدید نیست بلکه شهرهایی است حتی قدیمی ولی با روحیه جوانی و جو فرهنگی پویا و فعال .

نکتة مهم دیگر توجه به چرخه زمانی مناسبی است که به طور ارگانیک باید طی شود تا یک درة سیلیکون شکل بگیرد. ویلیام شاکلی پس از اختراع ترانزیستور به درة سیلیکون آمد و آزمایشگاه نیمه هادی های شاکلی را بنیان گذاشت پس از مدتی صنایع فیرچایلد از آن بیرون آمد و از صنایع فرچایلد هم اینتل و AMD و شرکت های دیگر زاده شدند، این امر، امری است که هم چنان در درة سیلیکون تکرار می شود: زاده شدن شرکت های جدید از درون شرکت های دیگر، امری که توده وار به توسعة روزافزون می انجامد . ولی برای شکل گرفتن این گونه توسعة توده وار به چرخه های زمانی مناسبی نیاز است و باید به آن توجه داشت.

یکی دیگر از مهم ترین عوامل موفقیت درة سیلیکون وجود سرمایه گذاران مخاطره پذیر است. در واقع سرمایه گذاران مخاطره پذیر در زمان شاکلی حضور نداشتند و به عبارت دیگر آزمایشگاه نیمه هادی های شاکلی و صنایع فیرچایلد به معنای امروزی شرکت نوپا تلقی نمی شدند. آزمایشگاه نیمه هادی ها به عنوان زیر مجموعه ای از صنایع بکمن 28 و گروه نیمه هادی ها در فیرچایلد نیز به عنوان زیر بخشی از صنایع فیرچایلد شکل گرفتند. ولی اکنون سرمایه گذاران خطرپذیر هستند که به درة سیلیکون معنی بخشیده اند، آنان با شتاب و سرعت در تصمیم گیری نسبت به راه اندازی شرکت های نوپا اقدام می کنند. و با حضور در کنار شرکت های نوپا و مراقبت از آنان به توسعه و پیشرفت آن ها کمک می نمایند. لازمة ایجاد و توسعه یک درة سیلیکون جدید حضور سرمایه گذاران خطرپذیر است.

در بررسی عوامل موفقیت در درة سیلیکون به فرایند توسعة تکنولوژی نیز می توان توجه کرد. درة سیلیکون عمدتا با توسعه فناوری تولید تراشه های سیلیکونی رونق گرفت که از آزمایشگاه شاکلی شروع شد و با صنایع فیرچایلد و بالاخره اینتل ادامه پیدا کرد و به توسعه کامپیوترهای شخصی انجامید پس از آن با توسعه شبکه و اینترنت، نیازهای ویژه موجب توسعه سیستم های کاربردی و نرم افزاری گردید و شرکت هایی نظیر گوگل و فیس بوک به وجود آمدند که به طور وسیع و در گسترة جهانی تاثیر گذار شدند.

 

منابع

شناخت دره سیلیکون، یحیی تابش، محمد مروتی، محمد اکبرپور

دره سیلیکون ، محمد رضا گرامی، http://technologyworld.blogsky.com/1386/11/26/post-164/

بررسی علل تمایل تبدیل دانشگاه‌ها به دانشگاه کارآفرین

نسل سوم دانشگاهی، دانشگاه کارآفرین

بررسی علل تمایل تبدیل دانشگاه‌ها به دانشگاه کارآفرین

 

تردیدی وجود ندارد که نظام آموزش عالی سنگ بنای اصلی توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع است. در دنیای کنونی تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می‌گیرد و این امر باعث ایجاد چالش‌های جدیدی در جامعه می‌گردد لذا جهت رویارویی با شرایط و چالش‌های جدید، توجه به توسعه قابلیت‌های کارآفرینی و ترویج روحیه آن در دانش آموختگان و حتی دانشجویان بسیار ضروری است. با وجود اینکه واژه کارآفرینی از قدمت زیادی برخوردار است اما هنوز هم عمق مفهوم این واژه چه در عرصه کسب و کار و چه در آموزش عالی نسبتاً نهفته باقی مانده است. مفهوم دانشگاه کارآفرین نخستین بار توسط کلارک در سال 1998 مطرح شد و آوازه جهانی پیدا کرد و بعدها مشاهده شد که از واژگانی نظیر سرمایه داری آکادمیک در این حوزه استفاده گردید. ویژگی های دانشگاه کارآفرین در تحقیقات کلارک به شرح ذیل عنوان شده است :

1 – راهبری قوی

2 – توسعه پیرامون

3 – پایه مالی

نسل اول دانشگاه‌ها را آموزش محور، نسل دوم را پژوهش محور و نسل سوم را دانشگاه کارآفرین گویند. همانطور که از آمار و ارقام اعلام شده در خصوص تعداد مقالات پذیرش و چاپ شده و همچنین تولید علم انجام شده توسط پژوهشگران عزیز کشورمان مشخص است، دانشگاه‌های کشور گذر نسبتاً موفقی را از نسل اول به نسل دوم دانشگاهی داشته‌اند( تبدیل شدن از دانشگاه آموزش محور به دانشگاه پژوهش محور)، لذا اگر برای هر نسل از دانشگاه منحنی عمری در نظر گیریم، جهت بقای دانشگاه در عرصه داخلی و خارجی نیازمند ایجاد زیرساختی مناسب برای دانشگاه نسل سوم(دانشگاه کارآفرین)، قبل از افول نسل دوم دانشگاهی هستیم.

تحولاتی که در دو دهه اخیر در تمامی عرصه‌ها در کشور‌های مختلف رخ داده، آموزش عالی را با تحولات نوینی مواجه ساخته که از مهمترین این تحولات می‌توان به آموزش‌های معطوف به اشتغال، رشد پژوهش‌های مسئله محور و همچنین پاسخگویی آموزش عالی به صنعت و جامعه می‌باشد. بنابراین نظام آموزش عالی و دانشگاهی علاوه بر ماموریت آموزشی و تحقیقاتی ماموریت آموزشی و تحقیقاتی، ماموریت دیگر خود یعنی مشارکت پررنگ در فرآیند توسعه فناوری، کسب و کار و زمینه های فردی، سازمانی و بین المللی را نیز عهده دار شده اند. بر این اساس دانشگاه از طریق جاری و ساری سازی فرآیند مدیریت دانش مستمر، دیگر نیازی به ایجاد پل بین صنعت و خود را ندارد بلکه صنعت زاییده و به بیانی بهتر مدیون دانشگاه است و پیشرفت در عرصه صنعتی و اقتصادی کشور نیاز به دانشگاه کارآفرین دارد. بنابراین ضرورت تحول آموزش عالی کشور زیر چتر کارآفرینی به دلایل ذیل اجتناب ناپذیر است:

  • تغییرات و تحولات محیطی در سطح ملی و جهانی
  • تغییر انتظارات عمومی
  • رقابت فزاینده بر سر منابع عمومی
  • انتقاد از وضعیت مالی و ساختاری آموزش عالی
  • وابستگی به بودجه دولتی

تغییر در سیاست های آموزش عالی نظیر تمرکز زدایی، کاهش وظایف تصدی گری، ایجاد مجموعه‌های قوی سیاست گذاری، ایجاد و حفظ تنوع در آموزش عالی و کاهش بوروکراسی. اهمیت توجه به مشتریان و حفظ حرمت انسان ها; پیشرفت فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی از دیگر دلایل هستند.

در خصوص طرح ایده دانشگاه کارآفرین و عوامل موثر بر ارائه آن می‌توان به موارد ذیل اشاره نموده :

  • افزایش تعداد دانشجویان
  • تقاضای آموزش مهارت توسط خبرگان و متخصصین
  • درخواست نتایج بهتر با پرداخت وجه کمتر
  • گشترش دامنه دانش و خرد

هدف اصلی سیاستمداران و سیاستگذاران توسعه کشور در تمامی سطوح است که البته چنین امری زیر چتر توسعه اقتصادی محقق خواهد شد، لذا دانشگاه به عنوان پایه و اساس آموزش کشور‌ها باید وارد عمل شده و ایفای نقش نماید. اینجاست که اهمیت ورود به دانشگاه ها پررنگ می شود.

 

ضرورت کارآفرینی در دانشگاه

آموزش کارآفرینی امروزه در کشورهای صنعتی و فرا صنعتی بخش قابل توجهی از برنامه های آموزشی دانشگاه‌ها را به خود اختصاص داده است. در آمریکا بیش از پنجاه دانشگاه‌, در آلمان چهل و دو دانشگاه , در سوئد هشت دانشگاه‌, مالزی چهار دانشگاه و … آموزش کارافرینی و مدیریت واحدهای کوچک اقتصادی در این کشورها به ویژه در بین بانوان بسیار رایج شده است. هدف این آموزش این است که فارغ التحصیلان بتوانند موسسان و بنیانگذاران شرکت‌های خصوصی باشند بخصوص که در ده ساله آخر برنامه‌های دولت تاکید بر خصوصی سازی دارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایجاد شغل را از وظایف دولت دانسته لذا ترویج فرهنگ کارافرینی و ایجاد بستری مناسب برای ظهور کارافرینان از وظایف دولت است. پس رابطه تنگاتنگ دانشگاه ها با بازار کار و صنعت از اهم امور است.

امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا, دانشگاه‌ها محل آموزش دادن مدیران، تجار , دانشجویان و زنان مدیر و حتی خانه‌دار می‌باشند. علاوه بر آن دوره‌های آموزش کارآفرینی نه تنها جای خود را در بستر دروس دانشگاهی باز نموده بلکه دوره‌های ابتدایی و متوسط را نیز مورد توجه قرار داده است. محور این آموزش‌ها ایجاد روحیه کسب و کار و تلاش در کسب موفقیت های اقتصادی می‌باشد.

 

  • نقش دانشگاه در توسعه کارآفرینی

برای ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان دانشگاه باید به مواردی چون مورد ذیل توجه زیادی داشته باشد:

  • علاقه‌مند ساختن مدیران و سیاست گذاران دانشگاه ها برای زمینه سازی آموزش کارآفرینی .

در این زمینه می‌توان به تبیین نقش و اهمیت کارآفرینی در پیشگاه مسئولین از جمله ریاست , هیئت امنا, شوراهای آموزشی و پژوهش دانشگاه اقدام کرد. با این کار می‌توان از حمایت های موثر آنها برای گسترش کارآفرینی در بین دانشجویان استفاده کرد. همچنین می‌توان برنامه‌هایی در جهت تعیین دروسی که منجر به تقویت مهارت‌های کارآفرینی می‌شوند تدوین کرد. افزایش خودکارآمدی, عزت نفس و استقلال در دانشجویان از طریق برنامه‌های متنوع مانند برگزاری کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی خلاقیت و یا جرات ورزی و همچنین برپایی همایش‌ها با حضور افراد صاحب نظر و کارآفرین برای اطلاع رسانی و تبلیغات موثر خواهد بود. آشناسازی اساتید با مباحث کارآفرینی به گونه‌ای که اساتید در فرآیند آموزش و تدریس به مولفه‌های کارآفرینی مانند در جستجوی فرصت‌ها بودن, خلاقیت‌, استقلال و ریسک پذیری توجه داشته و آنها را در بین دانشجویان پرورش دهند. بها دادن به طرح‌ها و ایده‌های دانشجویان و حمایت معنوی از دانشجویان خلاق و صاحب ایده از طریق کمک به آنها در جهت ثبت و تجاری‌سازی ایده , در توسعه کارآفرینی دانشگاهی امری ضروری به نظر می‌رسد. ایجاد ساز و کاری برای ارتباط موثر و پویای مراکز کارآفرینی با شرکت‌ها و افراد سرمایه گذار برای معرفی ایده‌های ناب دانشجویان جهت تجاری‌سازی ایده ها یکی از اقدامات حیاتی و مهم می‌باشد. همچنین مسئولین امر با توجه به مزایایی که کارآفرینی برای جامعه و افراد دارد, می‌توانند محرک‌هایی جهت تشویق افراد برای وارد شدن به حیطه کارآفرینی در نظر گیرند.

برای نمونه دادن امتیازهایی مانند معاف کردن شرکت‌های کارآفرین از مالیات گام موثری در تشویق بسیاری افراد برای گرایش به کارآفرینی خواهد بود‌.

همچنین مراکز کارآفرینی دانشگاهی کمک به توسعه فرهنگ کارآفرینی می‌کند. این فرایند با برگزاری دوره‌های آموزشی و سمینارهای کارآفرینی, اطلاع رسانی و همچنین حمایت مادی و معنوی از دانشجویان خلاق میسر می‌شود.

 

حال نوبت به این سوال رسید، دانشگاه کارآفرین با کارآفرینی دانشگاهی چه تفاوتی دارد؟

دانشگاه کارآفرین یک سیستم اجتماعی است که در آن واحدهای سازمانی درونی , از جمله گروه های آموزشی ,مراکز پژوهشی , اعضای هیات علمی و دانشکده ها تلاش می‌کنند تا با نیازهای واقعی بازار و محیط (اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی) پاسخ بدهند و نه تنها به نوآوری بپردازند بلکه با ایجاد تغییرات اساسی در عملکرد خودشان به طور مستمر اقدام کنند؛

اما منظور از کارآفرینی دانشگاهی توسعه نوآوری در فعالیت ها و تعامل عناصر دانشگاهی است. به نحوی که, در راستای نیل به دانشگاه کارآفرین منجر به باز تعریف کارکردهای آموزش و عرضه خدمات شود. از این جمله می‌توان به تحول در مدیریت دارایی های معنوی دانشگاه (اختراعات , مالکیت فکری, مجوزها, انتشارات و … ) ویژگی های دانش آموختگان, انتقال فناوری از طریق ایجاد شرکت‌های تکنولوژی محور و همکاری نزدیک بین دانشگاه و صنعت اشاره کرد.

 

موانع توسعه کارآفرینی

دانشگاهها در حال حاضر کارآفرین ترین موسسات نمی باشند، دلیل عمده این موضوع به طبیعت ذاتی سازمانها باز می گردد که عبارتند از:

  • ماهیت غیر شخصی روابط
  • ساختار سلسله مراتبی و سطوح بالای تصویب
  • نیاز به کنترل و پایبندی بیش از حد به قوانین
  • فرهنگ سازمانی محافظه کارانه
  • محدودیت زمانی و نیاز سریع به نتایج
  • فقدان استعداد کارآفرینی
  • روشهای نامناسب جبران خدمات

 

 

دانشگاهها كم و بيش با موانع سنتي مذكور مواجه هستند. متاسفانه بسیاری از سازمانهای بزرگ هرگز کارآفرین نبوده و کاملاً بر اساس سرمایه گذاری های سنتی عمل می کنند.

همچنین، بسیاری از دانشگاهیان نقش خود را محدود به تحقیق و تدریس می دانند و کمتر به فعالیتهای کارآفرینانه توجه می کنند از طرفی بسیاری از مدیران دانشگاهها گمان می کنند که  درگیر شدن در فعالیتهای کارآفرینانه ممکن است بر عملکرد علمی آنان تاثیر منفی داشته باشد. وی معتقد است که از دانشگاهیان بیشتر از سایر افراد انتظار می رود تا به انجام فعالیتهای کارآفرینانه بپردازند وی با تحقیقاتی که در دانشگاه surrey  انجام داد به این نتیجه رسید که میل به ریسک پذیری در افراد آکادمیک کمتر است و  دانشگاهیان بیشتر ترجیح می دهند تا در یک محیط امنی که در آن درصد خطا و ریسک کمتر است فعالیت کنند.

 

 

غلبه بر موانع کارآفرینی دانشگاهی

 

در بریتانیا به طور سنتی برای ایجاد و تشویق کارآفرینی دانشگاهی تمرکز بر اختصاص بودجه به فعالیتهای “نوآورانه” (از طریق ایجاد انگیزه های مالی ) شده است. و به تازگی دانشگاههای بریتانیا به معرفی تعدادی از اقدامات هدفمند پرداخته اند که عبارتند از:

  • ایجاد صندوق نوآوری آموزش و پژوهش جهت تشویق دانشگاهیان تا بتوانند به ایجاد ارتباطاتی با جامعه کسب و کار و سایر همکاران جهت توسعه مراکز نوآوری بپردازند.
  • اختصاص بودجه به فعالیتهای چالشی شرکتهای دانشگاهی جهت تشویق دانشجویان کارآفرینی و مهندسی به فعالیتهای کارآفرینانه.
  • اختصاص بودجه برای کارکنان دانشگاه جهت دسترسی به امکانات لازم جهت تبدیل تحقیقات مناسب به کسب و کارهای مناسب .
  • اسپورن در مقاله خود به این موضوع اشاره می کند که، دانشگاهها با محیط پویایی روبرو هستند که برای پاسخگو بودن به چنین محیطی نیازمند اشکال جدید سازمانی هستند که بتوانند خود را با محیط تطبیق بدهند. بنابراین ساختار حکومت، مدیریت و رهبری در حال تغییر  به سمت انعطاف پذیری، کارایی و اثر بخشی بیشترمی باشند. این عوامل شامل روش های جدید جهت مدیریت روابط با محیط، ساختارهای قدرت جدید در دانشگاه و روش های جدید در تخصیص منابع می باشد. در مقاله ای که ایشان در سال 2007 ارائه نمودند شامل نتایج تجربی است که از طریق مطالعه شش دانشگاه برتر در زمینه انطباق با شرایط اجتماعی و اقتصادی  ایالت متحده ی آمریکا و استرالیا  می باشد و در این تحقیق سازه های انطباقی دانشگاهها با محیط شناسایی و معرفی شده اند. بر مبنای آن،  در این تحقیق اشکال جدید سازمانی معرفی شده اند که روند فعلی دانشگاهها را در جهت حرکت به سمت دانشگاه کارآفرین حمایت و توسعه می دهند.در این مطالعه فرض بر این است که ارتباط عمیقی بین سازمان و محیط وجود دارد، همانطور که نمودار زیر نمایش می دهد ساختار دانشگاهها، حاکمیت، مدیریت ، رهبری و فشارهای محیطی با یکدیگر کاملا مرتبط می باشند.

تمرکز بر فعایتهای شرکت دانش بنیان

شواهد بسیاری حاکی از این است که فعالیت مربوط به ایجاد شرکتهای دانش بنیان دانشگاهی در تعداد کمی از دانشگاهها انجام می شود.  طی تعاملات با 70 نهاد دانشگاهی در سال 2001  مشخص گردید که تنوع بسیاری در رابطه با علاقه و حمایت دانشگاهها به ایجاد شرکتهای دانش بنیان وجود دارد. در یک مشاهده  کمی که توسط پرسمن[1]در سال 2002 انجام گردید، مشخص شد که در ایالت متحده ی آمریکا از 190 موسسه دانشگاهی 121 دانشگاه به ایجاد شرکتهای دانش بنیان می پردازند در حالیکه  69 دانشگاه (36%) این کار را انجام نمی دهند. تنوع در نرخ ایجاد شرکتهای دانش بنیان فقط به ایالت متحده  آمریکا محدود نمی شود.

چرا برخی از دانشگاهها نسبت به برخی دیگر شرکتهای دانش بنیان بیشتری را ایجاد می کنند؟

شواهد بدست آمده تا به امروز نشان می دهد که 3 دلیل عمده برای توجیه این که چرا برخی از دانشگاهها نسبت به برخ دیگر به ایجاد شرکتهای زایشی مبادرت می کنند وجود دارد:

  • تفاوت در سیاستهای دانشگاه
  • تفاوت در دفاتر صدور مجوز دانشگاهها
  • سایر ویژگیهای دانشگاهها(از قبیل فرهنگ و سیاست دانشگاه)

سیاستهای دانشگاه

دانشگاهها سیاستهای بسیار مختلفی را نسبت به انتقال تکنولوژی اتخاذ می کنند. برخی از دانشگاهها تمایل بیشتری به اتخاذ سیاستهایی دارند که از ایجاد شرکتهای دانش بنیان حمایت می کنند ، شاید به این دلیل است که هدف آنها حمایت از توسعه اقتصادی می باشد.  محققین چندین سیاستی را که فعالیت های شرکتهای دانش بنیان را حمایت می کنند ، شناسایی کرده اند که شامل ارائه مجوز های منحصر بفرد، ایجاد سهام در شرکتهای زایشی، دانشگاه به مخترعین اجازه می دهد تا جهت بهره برداری از اختراعات خود دانشکده را ترک کنند و غیبت داشته باشند، به افراد اجازه می دهند تا از منابع دانشگاهی جهت توسعه فن آوری استفاده کنند همچنین امکان دسترسی به سرمایه را قبل از بهره برداری از فن آوری فراهم می گردانند.

در این مقاله سعی شد، کلیاتی در حوزه دانشگاه کارآفرین مطرح شود تا در شماره های بعد و به صورت بخش به بخش به پایه ریزی تئوریک و اجرایی این پارادایم بپردازیم.

 

نویسنده : دکتر امیررضا علیزاده مجد / دکتری کارآفرینی