تجاری سازی دانش و فناوری

با توجه به دنیای پر‌تلاطم امروز و حاکمیت فضای عدم اطمینان بر کسب و کار‌ها و صنایع وابسته آن‌ها، راهکاری که بتواند زمینه‌ساز ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان شود از اهمیت ویژه‌ای برخور‌دار است. این‌گونه می‌توان گفت که علت اهمیت روز افزون نو‌آوری، سود اقتصادی است. در کسب و کار امروز، تحقیقات مبدل به عاملی اقتصادی شده است و تجاری‌سازی نیز بخش مهمی از فرآیند نو‌آوری می‌باشد و هیچ محصول، خدمت و فناوری جدیدی بدون تجاری‌سازی امکان ورود موفق به بازار را ندارد. ایجاد بستر مناسب برای عرضه دانش و فناوری، علاوه بر فراهم کردن ارزش‌های اقتصادی، منجر به رشد و توسعه اقتصادی نیز در جامعه می‌‌گردد. با نگاهی به تحقیقات انجام شده می‌توان دریافت که تحقیقات بنیادی به تنهایی کافی و مفید نبوده و انگیزه کافی برای پژوهشگر و کاربر را ایجاد نمی‌کند، همچنین عدم استفاده از نتایج تحقیقات در کسب و کار و صنایع باعث هدر رفت سرمایه و وقت صرف شده در راه پژوهش می‌شود. امروزه رقابت روز‌افزون جهانی، دیگر فرصت تحقیقات بنیادی و پایه‌ای را از بسیاری از صنایع گرفته است. به همین دلیل بیشتر شرکت‌ها مجبورند فقط به تحقیقات مورد نیاز و اساسی کسب‌وکار خود دست بزنند. به عبارت دیگر، اهمیت تحقیقات به خاطر نوآوری و اهمیت نوآوری به دلیل سود اقتصادی آن است. در دنیای کنونی تحقیقات به عاملی اقتصادی تبدیل گردیده است، مراحل گذر از “علم ناب” طی شده است و نهاد‌های علمی- تحقیقاتی باید بطور آشکار در خدمت اقتصاد و تجارت قرار گیرند. دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی باید از “هدف بودن” خارج شوند و به وسیله‌ای برای توسعه اقتصادی تبدیل گردند. در عصر حاضر باید به دنبال ساز و کار‌هایی باشیم که روش تبدیل “ایده” به “محصول” را به ما یاد بدهد و روند تبدیل علم به ثروت را سرعت بخشد. تجاری‌سازی فناوری، فرآیند تغییر دانش به محصولات و خدمات و روش بسیار موثر برای انتقال عقاید از ذهن یا آزماشگاه به دنیایی گسترده‌تر است. شاه کلید دنیای امروز، خلق ارزش است.

دانش، همواره یک بخش مهم از زندگی انسان‌ها بوده است. به مدت قرن‌های زیادی مردم در حال به ارث گذاشتن دانش و مهارت‌ها پیرامون سنت‌های زندگی روزمره، فرهنگ [1]و مذهب [2]از نسلی به نسل بعدی بوده‌اند. پیشرفت شیوه‌های کاشت گیاهان یا پرورش حیوانات روشی برای بقای گونه‌ی انسانی بوده است. به‌عبارت‌دیگر، به شیوه‌های مختلف، دانش باعث حفظ وجود انسان‌ها شده است.

تاریخچه تجاری سازی

با ظهور عصر صنعتی در قرون هفده و هجده، از طریق یک اقتصاد مبتنی بر دانش [3]که در انتهای قرن ۲۰ رخ داد، برداشت از دانش به شکل ریشه‌ای تغییر نموده است. دانش نقش بسیار مهمی را در محیط رقابتی [4]و نوآورانه‌ی مدرن ایفا می‌کند. دانش در سازمان یک منبع ارزشمند است که باعث ایجاد مهارت‌ها و توانایی حل مسائل می‌شود. اغلب، این مقوله یک دارایی استراتژیک برای سازمان‌ها است که آن‌ها را قادر می‌سازد، دست به نوآوری بزنند. امروزه، دانش به یک کالا بدل شده است که موضوع اصلی بسیاری از علوم مدیریتی و حقوق مالکیت معنوی [5]می‌باشد.

[1] Culture

[2] Religion

[3] Knowledge-Based Economy

[4] Competitive

[5] Intellectual Property Rights

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی -كارآفريني صنايع، انتقال تكنولوژي و تجاری‌سازی دانش

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی

بخش دوم: كارآفريني صنايع، انتقال تكنولوژي و تجاری‌سازی دانش

 

پژوهش‌های صورت گرفته در زمینه کارآفرینی، نشانگر ضعف صنايع كشور در پرداختن به مقوله كارآفريني از طريق تجاری‌سازی و عملیاتی ساختن انباشت دانش به وجود آمده از تجربيات، برای ایجاد درآمد و کسب منفعت اقتصادی براي صنايع می‌باشد. در این راستا يكي از اصلی‌ترین منابع ايجاد و دستيابي به دانش،  انتقال صحيح، كار و اثربخش تكنولوژي می‌باشد كه می‌تواند با مقوله بومی‌سازی فناوري ، اشاعه و توسعه آن در ساير صنايع همسان به كسب درآمد براي كشور منجر گردد.

ادامه مطالب

اما با توجه به اينكه رشد سریع تکنولوژی‌ها و شکاف تکنولوژیک موجود بین کشورهای درحال‌توسعه يا كمتر توسعه‌یافته با کشورهای توسعه‌یافته موجب توجه ویژه صاحبان صنایع و مدیران بنگاه‌های اقتصادی به خرید و انتقال بهترین و جدیدترین تکنولوژی‌ها به داخل مرزهای کشور شده است. ولي صنایع بزرگ کشور ما باوجود تجربه چندین ساله خود در امر انتقال تکنولوژی هنوز نتوانسته‌اند در اين مقوله به‌صورت اثربخش و کارا عمل کنند.

بخش مهمی از این عدم موفقیت به دلیل عدم توجه جدی سازمان به دستيابي به دانش حاصل از انتقال تكنولوژي می‌باشد.

 

در سال‌های اخیر مدل‌های مختلفی در زمینه انتقال تکنولوژی مطرح‌شده و عوامل تأثیرگذار بر این فرآیند از جنبه‌های گوناگون مورد بررسی و تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است؛ اما هنوز در زمینه انتقال تکنولوژی و کارایی و اثربخشی انتقال باوجود تجربه چندین ساله صنایع کشور، پیشرفت قابل‌توجه و چشم‌گیری مشاهده نمی‌شود یا به‌عبارت‌دیگر آن‌طور که انتظار می‌رود صنايع کشور در انتقال تکنولوژی به شکل موفقیت‌آمیزی عمل‌نکرده‌اند.

 

ازآنجایی‌که عوامل حياتي موفقيت وجود دارند و خلق نمی‌شوند، ازاین‌رو بايد آن‌ها را شناسایی و كشف كرد. به‌منظور حرکت در جهت خوداتکایی تکنولوژیک، بایستی مشکلات و تنگناهای موجود در این زمینه مشخص گردند. سپس چگونگی ایجاد زمینه‌های لازم به‌منظور بومی کردن و توسعه تکنولوژی روشن شود. نتیجه نهایی این فرآیند برای گیرنده تکنولوژی، نباید چیزی جز توان به‌کارگیری، تکرار، بهبود و فروش مجدد تکنولوژی يا همان تجاری‌سازی فناوري باشد.

 

در رابطه با عناصر تکنولوژی شاید به‌جرات بتوان گفت که تنها چیزی که در بخش صنعت وارد می‌شود فقط سخت‌افزار (ماشین‌آلات ابزار و قطعات یدکی) بود و تلاش چندانی در توسعه دانش فني تکنولوژی‌های انتقالي صورت نگرفته است.

با توجه به اینکه کارکنان مشاغل علمی و فنی و تخصصی در بخش صنعت به‌ویژه متخصصان و کارشناسان علوم، وظیفه اصلی نوآوری و تغییر و ارتقاء تکنولوژی‌هاي تولید را به عهده‌دارند طبیعتاً برداشتن محدودیت‌های اين حوزه و كمك در جهت توسعه و بومی‌سازی اين فناوری‌ها، صنايع كشور را قادر به توسعه بنیان‌های تکنولوژی و جذب و توسعه تکنولوژی‌های انتقالی خواهد نمود.

صنايع كشور باوجود داشتن تجارب فراوان در امر انتقال تكنولوژي در اكتساب دانش فني موجود در تکنولوژی‌های انتقالي موفق نبوده و اين موضوع به‌عنوان يك عدم موفقيت در انتقال تكنولوژي محسوب می‌شود و بايستي براي انتقال كارا و اثربخش در كشور بايستي مقوله كارآفريني سازماني از طريق دستيابي به دانش فني و بومی‌سازی آن از مسير انتقال تكنولوژي توجه ویژه‌ای شود و توجه به كسب درآمد حاصل از نوآوري، بومی‌سازی و تجاری‌سازی دانش مسير توسعه صنعت و كشور خواهد بود.

 

نویسنده: سعید حاجی‌زاده / پژوهشگر و مدرس حوزه مدیریت

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی بخش اول: تجاری‌سازی دانش، مسير توسعه كارآفريني و اقتصادي كشور

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی

بخش اول: تجاری‌سازی دانش، مسير توسعه كارآفريني و اقتصادي كشور

 

داﻧﺶ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ داراي ارزش خواهد بود ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ايجاد فرايند يا روشي نوين و مقرون‌به‌صرفه در توليد و ارائه خدمات، ﺑﻬﺒﻮد محصولات و خدمات توليدي، خلق محصول يا خدمتي جديد كه بخشي از نیازهای بازار را تأمين كند و يا باعث خلق نيازي جديد در بازار شده و ايجاد مزيت رقابتي نمايد. در غير اين صورت ارزشي بيش از يك مستند علمي كه در بهترين شرايط به‌عنوان منبع علمي براي استناد و ارجاع مقالات خواهد بود.

ازاین‌رو فرآيندي ﮐﻪ داﻧش بايستي ﻃﯽ كند تا ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻣﺤﺼﻮل، ﺧﺪﻣﺖ ﯾﺎ ﻓﻨﺎوري گردد و در جامعه صنعتي مورد اقبال واقع گردد بايست ازنظر اﻗﺘﺼﺎدي ارزش‌افزوده‌ای را ﺑﺮاي ﺟﺎﻣﻌﻪ اﯾﺠﺎد ﮐﻨﺪ انباشت و ذخیره‌سازی داﻧﺶ در دانشگاه‌ها و مراكز علمي و تحقيقاتي، به‌تدریج و ﺑﺎ ﻇﻬﻮر پارادایم‌های جديد توليد و اقتصاد، جهانی‌شدن، ﮐﺎﻫﺶ بودجه‌های ﭘﺎﯾﻪ، تغییریافته است.

امروزه تجاری‌سازی دانش به‌عنوان يكي از ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ اﺻﻠﯽ داﻧﺸﮕﺎه‌ها، محسوب می‌گردد. به‌طوری‌که داﻧﺸﮕﺎه‌ها و مراكز علمي و تحقيقاتي ﺑﺎ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ايفاي نقش در اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدي جوامع به بازتعريف جايگاه خود در جوامع پرداخته‌اند و اهميت اين مورد را در تأسيس و راه‌اندازی دانشگاه‌های شرکت‌های بزرگ چندملیتی در دنيا می‌تواند به‌وفور ديد.

دانشگاه‌ها در عصر جديد ﺑﻪ دنبال ﺗﻮﺳﻌﻪ روابط و تعاملات خود با صنايع می‌باشند و در ﮐﻨﺎر آن ﺑﺎ اﻧﻮاع تجاری‌سازی داﻧﺶ ازﺟﻤﻠﻪ اﯾﺠﺎد کسب‌وکارها سعي در تجاری‌سازی یافته‌های خود می‌باشند. در دهه‌های اﺧﯿﺮ ﮔﺮاﯾﺶ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﮋوﻫﺶ درزمینه تجاری‌سازی داﻧﺶ و فناوري رو ﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮش ﺑﻮده اﺳﺖ.

در پارادايم جديد، تحقيق و توسعه‌ای ارزشمند خواهد بود كه با استفاده از كارآفريني در پي خلق و بهره‌برداری از دانش جديد براي پاسخگويي به نيازها و درنهایت خلق ارزش باشد. اين نوع از تحقيق و توسعه می‌تواند زمينه اصلي نوآوري باشد و منجر به بهبود فناوری‌ها شده و عاملي براي رشد اقتصاد گردد.

در تحقيق و توسعه كارآفرينانه كه منجر به ارائه انواع فناوری‌ها می‌گردد، بسياري از ابعاد فناوري موردتوجه می‌باشد و امروزه مفهوم تجاری‌سازی دانش، كارآفريني و نوآوري بسيار به هم تنيده بوده و داراي مرز مشخصي نمی‌باشند.

لذا ايجاد بسترهايي براي تجاری‌سازی یافته‌های تحقيقاتي و عرضه دانش به بازار و جامعه علاوه بر فراهم آوردن ارزش‌های اقتصادي قابل‌توجه براي سازمان‌های تحقيقاتي، منجر به رشد اقتصادي و افزايش رفاه اجتماعي می‌شود كه از اهداف اصلي كارآفريني است. دانش و يافته‌هاي تحقيقاتي عليرغم بعد نوآوري مادامی‌که در فرايند كارآفريني وارد نشوند و كاربردي نگردند و پاسخگوي نياز مشخصي نباشند منجر به خلق ارزش‌افزوده براي جامعه نخواهد بود و اصطلاحاً مشتري در صف انتظار براي آن وجود نداشته باشد ارزش و توجيه اقتصادي نخواهد داشت.

تجاری‌سازی ایده‌ها و دستاوردهاي پژوهشي با رويكرد كارآفرينانه می‌تواند به‌مثابه سنگ بناي توسعه و پيشرفت در هزاره جديد براي کشورهای درحال‌توسعه باشد.

نویسنده دکتر سعید حاجی‌زاده رئیس اداره توسعه دانایی شرکت مترو

تبدیل دانش به ثروت نقش تجاری سازی دانش در رشد و توسعه کشور

تبدیل دانش به ثروت

نقش تجاری سازی دانش در رشد و توسعه کشور

 

          در قرن حاضر دانش به‌مثابه مزیت رقابتی اصلی در اقتصاد ملی و جهانی نقش ایفا می­کند و توان علمی و فنی، بارزترین شاخص توسعه‌یافتگی یک کشور به شمار می ­آید. این رقابتی بودن و سرعت‌بالا در تولید و بهره ­برداری از دانش، چالشی در چگونگی تبدیل آن به جریان بازده اقتصادی را به وجود می­ آورد. لذا، پرداختن به موضوع تجاری­ سازی دانش که از دانشگاه به‌عنوان اصلی ­ترین نهاد تأمین خوراک خود بهره می­ برد، بیش از هر زمان دیگر ضرورت یافته است.

تجاری­ سازی یک ایده جدید که با خلاقیت و نوآوری از مراکز تحقیق و توسعه نشأت گرفته، نقش تسریع‌کنندگی دررسیدن کشور به توسعه پایدار را ایفا می­ کند. این فرایند که در صنعت از پنج مرحله اساسی تحقیقات بنیادین، نوآوری و اختراع، توسعه فناوری اولیه، توسعه محصول، تولید و بازاریابی تشکیل‌شده است، به روش­های مختلفی ازجمله، سرمایه­ گذاری­ های مشترک، فروش و انتقال تکنولوژی، حق امتیاز، خدمات فنی و مهندسی و … صورت می­پذیرد و عامل موفقیت در آن متأثر از وجود زیرساخت­ های مناسب علمی و نیروی انسانی تحصیل‌کرده در کشور، استفاده از تکنولوژی­های روز دنیا، سهولت در کسب‌وکار، وجود مواد اولیه و حامل­ های انرژی در دسترس، وجود اراده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نهایتاٌ استراتژی و برنامه مشخص خواهد بود.

در کشور درحال‌توسعه ایران، به دو دلیل مغفول ماندن دانش در مراکز تحقیق و توسعه و یا عدم وجود تحقیقات داخلی مناسب، حلقه واسط بین دانش و صنعت به‌خوبی برقرار نمی­گردد. این در حالی است که دستاوردهای پژوهشی تا مادامی‌که در عرصه عمل استقرار نیابند و جامعه از آن عوایدی نداشته باشد، نمی­توانند منشاء رفاه عمومی و خلق ثروت باشند. در این راستا راهکارهای مؤثری به‌منظور تسریع در اهتمام هرچه بیشتر به موضوع تجاری­سازی وجود دارد که با بهره­گیری از اقدامات کشورهای پیشرو در این عرصه می­توان به مقصود رسید. این اقدامات شامل ایجاد بسترهای مناسب در جامعه جهت ایجاد انگیزه­ های مالی مطلوب، در اختیار قرار دادن آمار و اطلاعات جهت سرمایه­ گذاری مطمئن و پیش‌بینی شرایط در آینده از سوی دولت از طریق تدوین استراتژی­های جدید و وضع قوانین حمایتی شامل ثبات سیاست­ها، کاهش نرخ سود، معافیت­های مالیاتی بلندمدت، تأمین و تخصیص سرمایه­ای جهت اعطای وام و … می­باشد.

 

همچنین برای انجام موفقیت‌آمیز تجاری­ سازی، انتخاب مدل و راهبرد مناسب امری اجتناب­ ناپذیر است. در مرحله برنامه­ ریزی باید مدل مناسب و راهبردهای موردنظر جهت تجاری­ سازی موفقیت دانش شناسایی و تعیین گردد و در مرحله اجرا فرآیند تجاری­ سازی طبق مدل شناسایی‌شده و با توجه به راهبردهای موردنظر، پیاده­ سازی می­شود. درواقع هر شرکت قبل از این‌که وارد فرآیند تجاری­ سازی شود باید یک برنامه راهبردی فراهم کند. این کار تفکر نظام­مند را تشویق و با تجزیه‌وتحلیل محیط درونی و بیرونی، صحنه را برای طرح بازاریابی مهیا می­سازد. این تحلیل خلاصه­ ای از نقاط ضعف و قدرت شرکت و فرصت­ها و تهدیدهایی که با آن روبرو است را ترسیم می­کند.

من‌حیث‌المجموع ازآنجاکه فرآیند تجاری­ سازی تحقیقات و دانش تولیدی در کشور، می­تواند علاوه بر فراهم نمودن امکان سرمایه ­گذاری در تکنولوژی­ های برتر، برای محققان و مؤسسات عرضه‌کننده دانش، نقش مهمی در توسعه‌یافتگی و رقابت­ پذیر شدن کشور در صنعت ایفا می­کند، می­توان با برنامه ­ریزی سیستماتیک و حمایت ­های صحیح دولت در فاز برنامه­ ریزی و اجرا، بسترهای مناسب موردنیاز جهت تجاری­ سازی موفق تحقیقات در کشور را ایجاد نمود که این امر علی­ رغم زمان‌بر بودن، گام بلندی به‌سوی رشد، توسعه و تعالی کشور خواهد بود.

 

 

نویسنده : دکتر امیرحسین کرد نوری

 

 

موانع تجاری‌سازی دانش و فناوری در ایران

موانع تجاری‌سازی دانش و فناوری در ایران

اهمیت تجاری‌سازی نتایج تحقیقات

در دهه‌های اخیر شاهد رشد چشم‌گیر و سرعت‌بالای تولید دانش و ارتقای جایگاه کشورمان در رتبه‌بندی تولید دانش هستیم. امروزه توان علمی و فنی، بارزترین شاخص توسعه‌‌یافتگی یک کشور به شمار می‌رود. اما، افزایش ظرفیت و کارایی علمی و فنی و استفاده بهینه از آن مستلزم شناخت دقیق مؤلفه‌های آن است.

این مؤلفه‌ها، مجموعه‌ای از منابع نیروی انسانی، منابع مالی و سرمایه‌ای، تجهیزات و فضای کالبدی است که تحت یک مدیریت منسجم و سازمان‌یافته در محدوده علوم و فناوری بکار می‌رود و یکی از مؤلفه‌هایی که می‌تواند معیار مناسبی برای نشان دادن اهمیت و اولویت یک موضوع یا قلمرو از دانش باشد، حجم منابع مالی و میزان سرمایه‌گذاری در بستر تحقیق و توسعه است.

این در حالی است که بعضاً ردیف بودجه تحقیقات در بودجه سنواتی برخی دستگاه‌های دولتی هرساله سهم کمتری را به خود اختصاص می‌دهد. از طرفی سایر هزینه‌های اداری و عمومی شامل نگهداری ساختمان، تجهیزات، پذیرایی، خدمات قراردادی، بیمه و بهداشت، سوخت و حامل‌های انرژی، مخابرات و ارتباطات و … به دلیل افزایش نرخ تورم سالیانه، دارای درجه اهمیت و اولویت بیشتری نسبت به بودجه تحقیقات نزد ایشان است.

تجاری‌سازی نتایج تحقیقات، یکی از گام‌های مهم نظام نوآوری است که پایداری و استمرار امر تحقیق را تضمین می‌کند و متناسب با آن ارزش‌های اقتصادی قابل‌توجه برای سازمان‌ها خلق می‌کند و رشد اقتصادی دانش‌محور جامعه را نیز تسریع می‌نماید.

لذا تجاری‌سازی تحقیقات فرایندی است که هنگام ورود به بازار می‌تواند ایجاد درآمد کند و در مرحله شکل‌گیری ازنظر درآمدزایی هیچ‌گونه ارزشی ندارد. فناوری اگر در قفسه بماند (وارد بازار نشود) هیچ درآمدی ایجاد نمی‌کند.

موانع کارآفرینی دانشگاهی و تجاری‌سازی دانش

با ابداع مدل دانشگاه کارآفرین در موسسه فناوری ماساچوست و تسری آن به دانشگاه استنفورد در اوایل و اواسط قرن بیستم و همچنین با ضرورت یافتن تجاری‌سازی دانش تولیدشده در دانشگاه‌ها، تحقیقات متعددی در زمینه عوامل و موانع تأثیر‌گذار در این فرایند انجام‌گرفته است.

در کشور ما نیز تحقیقاتی در زمینه تجاری‌سازی و عوامل و موانع آن صورت پذیرفته و گرایش به این موضوع در حال افزایش است. مثلاً دریکی از تحقیقات انجام‌شده در ایران، به توسعه مدلی جهت هدفمند کردن فعالیت مراکز تحقیق و توسعه و افزایش کارایی و اثربخشی این‌گونه مراکز پرداخته‌شده است که با اجرای گام‌به‌گام این الگو، سازمان تحقیق و توسعه می‌تواند اطمینان حاصل کند که هر ایده‌ای که خلق می‌شود به‌شرط آنکه بستر آماده باشد، در مسیر برنامه‌ریزی‌شده‌ای برای رسیدن به بازار قرار می‌گیرد.

اما به‌طورکلی مهم‌ترین موانع تجاری‌سازی دانش در دانشگاه‌های ایران عبارت‌اند از:

ردیف موانع تجاری‌سازی دانش در دانشگاه‌های ایران
1 فرهنگ، انگیزه، نگرش، منافع و تفکر متفاوت فعالان صنعت و دانشگاهیان
2 عدم وجود ارتباطات و شبکه‌هایی میان سرمایه‌گذاران، بازار، فعالان صنعت و دانشگاهیان
3 بوروکراسی و عدم انعطاف‌پذیری سیستم و سازمان مدیریتی دانشگاه‌های کشور
4 قوانین ضعیف حفاظت از دارایی‌های فکری در سطح ملی و عدم آگاهی فعالان دانشگاه‌ها از این قوانین
5 وابسته بودن دانشگاه به بودجه‌های دولتی (در دانشگاه‌های دولتی) و وجوه دریافتی از دانشجویان بابت شهریه (در دانشگاه‌های غیردولتی)
6 دور بودن دانشگاه‌ها از نیازها و اولویت‌های بازار
7 عدم احساس نیاز (عدم انگیزه) دانشگاه به تجاری‌سازی دانش
8 کمبود توان مالی دانشگاه‌ها در حمایت‌ از پژوهش‌گران برای بهره‌برداری از دانش تولیدشده توسط آن‌ها
9 فقدان آگاهی فعالان صنعت از فناوری‌های تولیدشده در دانشگاه‌ها
10 کیفیت پایین دانش و فناوری تولیدشده در دانشگاه‌ها
11 فقدان بخشی ویژه در دانشگاه به‌منزله تصدی تجاری‌سازی دانش
12 عدم آشنایی پژوهشگران دانشگاها با مهارت‌های کارآفرینی و کسب‌وکار
13 کمبود آزادی عمل استادان در مشارکت در فعالیت‌های کسب‌وکار
14 کمبود زیرساخت فیزیکی (تجهیزات و فضا) دانشگاه‌ها برای بهره‌برداری از دانش تولیدشده توسط پژوهشگران
15 کمی سهم استادان (پژوهشگران) از درآمدهای حاصل از تجاری‌سازی

 

سخن نهایی

با عنایت به نتایج تحقیقات مختلف انجام‌شده در این خصوص پیشنهاد می‌شود که دانشگاه در درجه اول با منعطف ساختن سیستم مدیریت خود و ایجاد شبکه‌ها و ارتباطات گسترده بین پژوهشگران دانشگاه و فعالان صنعت و نیز سرمایه‌گذاران و کارآفرینان، در جهت از میان برداشتن موانع تجاری‌سازی دانش گام بردارد.

توسعه این‌گونه ارتباطات ممکن است منجر به کاهش فاصله فرهنگی بین طرف‌های گوناگون و افزایش آگاهی و شناخت آن‌ها نسبت به نیازها و قابلیت‌های یکدیگر شود. هم‌چنین دولت می‌بایست با اتخاذ تدابیر هوشمندانه، دانشگاه‌ها را به سمت مدل دانشگاه کارآفرین و تجاری‌سازی دانش سوق دهد.

در این خصوص سعی می‌شود در شماره‌های بعدی نشریه موارد به‌صورت تفصیلی‌ تشریح شود.

دانشجوی دکتری کارآفرینی- دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین

دکتر شهنام زندیه

نویسنده : دکتر شهنام زندیه

فرآیند توسعه از جنس آکادمیک

فرآیند توسعه از جنس آکادمیک

نقش دانشگاه کارآفرین در تجاری‌سازی پژوهش‌های دانشگاهي

 

توجه به مبحث کارآفريني در تمامي سازمان‌ها و شرکت‌ها، چه خصوصي و چه عمومي، چه انتفاعي و چه غیرانتفاعی، ضرورت يافته است. از طرف ديگر با ورود به عصر اطلاعات و تبدیل‌شدن جوامع سنتي و صنعتي به جوامع اطلاعاتي، منبع قدرت از نيروي بازو و ماده و انرژي، به دانش انتقال‌یافته است. درواقع نقش دانشگاه‌ها به‌عنوان يکي از نهادهاي عمده توليد دانش، در حال تغيير و تحول است. دانشگاه‌ها نيز به‌عنوان يک سازمان، و به‌عنوان جزئي اساسي از اجزاي جامعه، می‌بایست توجه و تمرکز ویژه‌ای بر کارآفريني داشته باشند. در اقتصاد دانش‌محور دانشگاه‌ها در کنار توليد، انتقال و ترويج علم، دست به تجاری‌سازی علم نيز می‌زنند. تأسيس مراکز رشد، پارک‌های فن‌آوری، و … ازجمله نمادهاي تجاری‌سازی دانش هستند. تجاری‌سازی را می‌توان به‌عنوان فرايند تبديل دانش تئوريک موجود در نهادهاي دانشگاهي به برخي انواع فعالیت‌های اقتصادي تعريف کرد محققین مدل‌هایی را براي فرايند انتقال تجاري دانش، ارائه کرده‌اند. برخي از پژوهشگران نيز ، چهار مرحله را در رابطه با تبديل نتايج پژوهش‌های دانشگاهي به ارزش اقتصادي، البته از طريق ايجاد شرکت‌های انشعابي، معرفي می‌کنند. عوامل متعددي بر پيشبرد فعالیت‌های تجاری‌سازی دانش تأثیرگذارند که می‌توان آن‌ها را به دودسته عوامل درون‌سازمانی و عوامل برون‌سازمانی تقسيم کرد. انتقال تجاري دانش در دانشگاه‌ها با موانعي روبرو است. درمجموع می‌توان گفت که موانع زيادي بر سر راه اثربخشی انتقال تجاري در دانشگاه کارآفرين جود دارد که شامل: تقابل فرهنگ‌ها، عدم انعطاف بوروکراتیک، سیستم‌های ضعيف پاداش‌ده‌ی و مديريت غير اثربخش دفاتر انتقال تکنولوژي دانشگاه‌ها می‌باشند

 

انتقال تجاري دانش از دانشگاه به صنعت، به معناي عام، يکي از کارکردهای نوين دانشگاه محسوب می‌شود که با توجه به کاهش بودجه‌های عمومي پژوهشي در کشورهاي مختلف جهان و روند رو به افزايش اين پديده، امري ضروري و اجتناب‌ناپذیر است. امروزه بسياري از دانشگاه‌های معتبر و بزرگ جهان سالانه مبالغ بسيار زيادي را از طريق انتقال تجاري نتايج پژوهش‌های خود در قالب، واگذاري حق امتياز، ايجاد شرکت‌هاي انشعابي(اسپین آف‌ها) و … کسب می‌کنند و اين روش يکي از منابع عمده درآمدي آن‌ها محسوب می‌شود. انتقال تجاري دانش در دانشگاه‌ها با موانعي روبرو است که به برخي از عمده‌ترین آن‌ها عبارتند از:

مديريت غير اثربخش مالکيت دارایی‌های فکري دانشگاه

مخالفت برخي دانشگاهيان با تجاری‌سازی دانش

عدم انگيزه پژوهشگران در تجاري سازي يافته‌ها و اختراعات خود

فرهنگ دانشگاه

 

درمجموع می‌توان گفت که موانع زيادي بر سر راه اثربخشی تجاری سازی دانش و فناوری وجود دارد که شامل: تقابل فرهنگ‌ها، عدم انعطاف بوروکراتیک، سیستم‌های ضعيف پاداش‌ده‌ی و مديريت غير اثربخش دفاتر انتقال تکنولوژي دانشگاه‌ها می‌باشند . درنتیجه می‌توان پيشنهاد داد که دانشگاه‌ها براي افزايش مشارکت دانشمندان و محققين خود در فعالیت‌های مربوط به انتقال تجاري دانش، برنامه‌های انگيزشي همچون تعيين سهمي براي مخترعين در حق امتياز يا سهيم کردن آن‌ها را، اجرا کنند و از طرفي با واگذاري امتيازات انحصاري يا غير انحصاري ،سهيم شدن در مخاطرات مبتني بر اين امتيازات، آزادي عمل اساتيد و محققين دانشگاهي در ورود به فعالیت‌های اجرايي و راه‌اندازی کسب‌وکار مبتني بر پژوهش‌های خود، اجازه استفاده از منابع دانشگاهي براي ايجاد مخاطرات جديد مبتني بر دانش و تکنولوژي دانشگاهي، نحوه تقسيم سود حاصل از تجاری‌سازی تکنولوژي ،کمک‌های مالي دانشگاه درراه اندازي شرکت‌هاي جديد ،تجاری‌سازی دانش را تسهيل نمايند.

نویسنده : وحیده نکونام طوسی / مشاوره حوزه کارآفرینی

عوامل پیش برنده تجاری‌سازی پژوهش‌های دانشگاهي

عوامل پیش برنده تجاری‌سازی پژوهش‌های دانشگاهي

 

عوامل متعددي بر پيشبرد فعالیت‌های تجاری‌سازی دانش تأثیرگذارند که می‌توان آن‌ها را به دودسته تقسيم کرد:

عوامل درون‌سازمانی:  شامل کليه عوامل مربوط به محيط دروني دانشگاه، به‌عنوان يک سازمان داراي ساختار، فرهنگ و فرايندهاي ويژه خود که اين دسته از عوامل عبارت‌اند از:

سیاست‌های دانشگاهي: اينکه دانشگاه چه سیاست‌ها و رویه‌هایی را در قبال ارتباط با نهادهاي خارج از دانشگاه، مانند شرکت‌ها و سازمان‌های صنعتي اتخاذ نمايد تأثير بسیار زيادي بر توانايي و قابليت آن در تجاری‌سازی تکنولوژی‌ها و دانش خواهد داشت.

عملکرد نهادهاي مسئول در واگذاري امتياز و ارتباط با صنعت: ویژگی‌ها، نحوه عملکرد و ميزان تجربه و تخصص واحدهاي دانشگاهي مسئول تجاری‌سازی دانش، يکي ديگر از عوامل بسیار مهم تأثيرگذار بر عملکرد دانشگاه‌ها در تجاری‌سازی دانش است.

ويژگي دانشگاه: برخي ديگر از ویژگی‌های دانشگاه، همچون شهرت، فرهنگ و … از عوامل تأثیرگذار مربوط به خود دانشگاه در تجاری‌سازی دانش و تکنولوژي هستند.

 

عوامل برون‌سازمانی:

که شامل کليه عوامل سياسي، فرهنگي، اجتماعي و … مربوط به محيط گسترده‌تر، يعني جامعه‌ای که دانشگاه در آن واقع‌شده است، می‌گردند. درواقع اين عوامل همان عوامل محيط کسب‌وکار هستند که می‌توان برخي از مهم‌ترین آن‌ها را در موارد زير خلاصه کرد:

عوامل فرهنگي: که به نحوه نگرش و ديدگاه افراد جامعه نسبت به موضوعات کارآفريني، تجاری‌سازی دانش و کسب‌وکار اشاره دارد. مسلماً در جوامعی که مردم نگرش مثبتي نسبت به کارآفريني و ايجاد کسب‌وکار و کسب درآمد از طريق تجاری‌سازی نتايج پژوهش‌ها داشته باشند، امکان گسترش اين نوع فعالیت‌ها بيشتر خواهد بو.  از طرفي موضوع فرهنگي می‌تواند به فرهنگ حاکم بر بخش کسب‌وکار و صنعت نيز اشاره داشته باشد که تا چه ميزان نگرش مثبت نسبت به یافته‌های علمي دانشگاهيان در آن‌ها وجود دارد. زبان و فرهنگ متفاوت بين صنعت و دانشگاه در بسياري موارد جزء موانع عمده انتقال دانش و تکنولوژي محسوب می‌گردد.

 

عوامل سياسي/قانوني: اين دسته از عوامل به سیاست‌ها و قوانين حاکم بر بخش‌های مختلف کشور اشاره دارند. قوانين و سیاست‌هایي که در راستاي گسترش و تقويت فعالیت‌های کارآفرينانه مبتني بر دانش و تکنولوژی‌های جديد بوده و به دانشگاه‌ها اجازه و انگيزه کافي براي اين فعالیت‌ها را بدهند، از عوامل عمده پیش برنده تجاری‌سازی دانش هستند. به‌طور مثال قانون باي – دل بهترين مثال در اين زمينه است که در بسياري پژوهش‌ها به آن به‌عنوان يکي از عوامل عمده گسترش کارآفريني دانشگاهي در آمريکا، اشاره‌شده است.

قوانين و مقررات مربوط به واگذاري حق امتياز ، قوانين مالکيت و حمايت از دارایی‌های فکري، قوانين مربوط به‌حق کپی‌برداری و … ازجمله موارد مهم درزمینه محيط سياسي و قانوني کشورها هستند که تأثير بسزايي بر توسعه فعالیت‌های کارآفرينانه در دانشگاه‌ها دارند.

نویسنده: دکتر آزاده کاظمی / پژوهشگر حوزه دانشگاه کارآفرین

تجاری‌سازی دانش و فناوری: ارتباط پایدار صنعت و دانشگاه

تجاریسازی دانش و فناوری

ارتباط پایدار صنعت و دانشگاه

 

 

با توجه به دنیای پر‌تلاطم امروز و حاکمیت فضای عدم اطمینان بر کسب و کار‌ها و صنایع وابسته آن‌ها، راهکاری که بتواند زمینه‌ساز ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان شود از اهمیت ویژه‌ای برخور‌دار است. این‌گونه می‌توان گفت که علت اهمیت روز افزون نو‌آوری، سود اقتصادی است. در کسب و کار امروز، تحقیقات مبدل به عاملی اقتصادی شده است و تجاری‌سازی نیز بخش مهمی از فرآیند نو‌آوری می‌باشد و هیچ محصول، خدمت و فناوری جدیدی بدون تجاری‌سازی امکان ورود موفق به بازار را ندارد. ایجاد بستر مناسب برای عرضه دانش و فناوری، علاوه بر فراهم کردن ارزش‌های اقتصادی، منجر به رشد و توسعه اقتصادی نیز در جامعه می‌‌گردد. با نگاهی به تحقیقات انجام شده می‌توان دریافت که تحقیقات بنیادی به تنهایی کافی و مفید نبوده و انگیزه کافی برای پژوهشگر و کاربر را ایجاد نمی‌کند، همچنین عدم استفاده از نتایج تحقیقات در کسب و کار و صنایع باعث هدر رفت سرمایه و وقت صرف شده در راه پژوهش می‌شود. امروزه رقابت روز‌افزون جهانی، دیگر فرصت تحقیقات بنیادی و پایه‌ای را از بسیاری از صنایع گرفته است. به همین دلیل بیشتر شرکت‌ها مجبورند فقط به تحقیقات مورد نیاز و اساسی کسب‌وکار خود دست بزنند. به عبارت دیگر، اهمیت تحقیقات به خاطر نوآوری [1]و اهمیت نوآوری به دلیل سود اقتصادی آن است. در دنیای کنونی تحقیقات به عاملی اقتصادی تبدیل گردیده است، مراحل گذر از “علم ناب” طی شده است و نهاد‌های علمی- تحقیقاتی باید بطور آشکار در خدمت اقتصاد و تجارت قرار گیرند. دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی باید از “هدف بودن” خارج شوند و به وسیله‌ای برای توسعه اقتصادی تبدیل گردند. در عصر حاضر باید به دنبال ساز و کار‌هایی باشیم که روش تبدیل “ایده” به “محصول” را به ما یاد بدهد و روند تبدیل علم به ثروت را سرعت بخشد. تجاری‌سازی فناوری، فرآیند تغییر دانش به محصولات و خدمات و روش بسیار موثر برای انتقال عقاید از ذهن یا آزماشگاه به دنیایی گسترده‌تر است. شاه کلید دنیای امروز، خلق ارزش است. راهکار ورود به دنیای کسب و کار امروزی فناوری است و شاه کلید فناوری، تجاری‌‌سازی و ارزش افزوده ناشی از آن است.  اقتصاد امروز جهان به شدت از وابستگی به منابع زیر‌زمینی و صنایع صنعتی فاصله گرفته و اقتصاد دانش‌محور و شرکت‌های دانش‌بنیان را به عنوان راهبرد اساسی خود برای رشد و توسعه اقتصادی می‌داند و توجه بسیاری از اندیشمندان، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان را به خود معطوف کرده که در این میان دانشگاه به عنوان ایجاد‌کننده دانش و ناشر نقش کلیدی ایفا می‌کند. لذا از آنجا که اهمیت دانش در نوآوری و توسعه کسب و کار روز به روز بیشتر می‌شود و درست همان‌گونه که سهم بیشتری از جامعه وارد آموزش عالی می‌گردند، دانشگاه‌ها می‌توانند نقش بیشتر و فعال‌تری در نوآوری ملی و توسعه اقتصادی را داشته باشند.

تجاری‌سازی تحقیقات و دانش تولیدی، فعالیتی اجتناب‌ناپذیر در راستای جبران هزینه‌های تحقیق و توسعه دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی دولتی و خصوصی کشور است که می‌تواند علاوه بر فراهم آوردن امکان سرمایه‌‌گذاری در فناوری‌‌های بهتر و پیشرفته‌‌تر برای محققان و مؤسسات عرضه‌کننده دانش، به توسعه‌‌یافتگی کشور و رقابت‌پذیر شدن آن در کلیه صنایع، به ویژه صنایع پیشرفته کمک شایانی نماید. چالش مديريتي صاحبان و سرمایه‌‌گذاران دانش، اين است که چگونه دانش تولیدی و نوين خود را به جريان بازده اقتصادي براي مؤسسان، سرمايه‌‌گذاران و کارکنان تبديل کنند. به عبارت ديگر، مشکل اصلي اختراع نيست بلکه تجاري‌سازي آن است.

ورود موسسات تحقیقاتی[2] به عرصه تجارت و بازاریابی محصولات خود و توجه به نیازمندی‌هاي بازار و معیار‌هاي مشتریان، منجر به پیدایش فرصت‌ها و پیامد‌هاي مثبتی است. پیامد‌هایی که در کمترین سطح بهره‌وري کمک به خودگردانی موسسات و در بالاترین سطح، انتظار افزایش استاندارد‌هاي زندگی (ایمنی و امنیت)، کیفیت زندگی، تولید ثروت و رشد اقتصادي را در پی خواهد داشت. در حقیقت تجاری‌سازی موتور رشد اقتصادی است. در تغییرات سریع امروزی سازمان‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند خود را با این تغییرات انطباق داده و از قدرت نوآوری لازم برخوردار باشند. در دانشگاه‌ها و نهاد‌های آموزش عالی نیز نوآوری و خلاقیت از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین جهت تحقق این هدف، این نهاد‌ها باید در زمینه اشاعه، نشر دانش و انتقال آن به جامعه و نسل‌‌های جوان بیش از پیش تلاش و کوشش کنند.

با توجه به موارد ذکر شده این‌گونه می‌توان گفت که ارتباط بهینه صنعت و دانشگاه نیازمند پلی ارتباطی است. پلی که از استحکام لازم برخوردار باشد لذا با توجه به اهمیت تجاری‌‌سازی نتایج تحقیقات آموزش عالی بر رشد صنعت و تاثیر آن بر اقتصاد کشور، در این مقاله سعی بر آن است تا با بیان دقیق مفاهیم تجاری‌سازی و همچنین بیان فرآیند و ضرورت فرآیند تجاری‌سازی در ارتباط موثر صنعت و دانشگاه، زیرساخت تئوریک[3] مناسبی را برای رسیدن به این مهم فراهم سازد.

 

 

مفهوم تجاری سازی[4]

تجاري‌سازي عبارت است از تبدیل یافته‌هاي جدید و ایده‌هاي پژوهشی به محصولات و خدمات و فن‌آوري‌هاي قابل ارائه به بازار. به عبارت دیگر تجاري‌سازي تحقیقات مجموعه تلاش‌هایی را که به منظور فروش کار‌هاي تحقیقاتی با هدف کسب سود و ارتباط هرچه بیشتر آموزش و پژوهش با اهداف اقتصادي و اجتماعی صورت می‌پذیرد را گویند. با توجه به تعاریف بالا تجاري‌سازي را می‌توان به بازار رسانیدن یک ایده و یا یک نوآوري دانست.

تجاری‌سازی فناوری، خلق محصول، خدمت یا فرآیند جدیدی مبتنی بر رفع تقاضای جدید است و رفع آن مستلزم تلاش مستمر در راه تبدیل نتایج محصولات و خدمات جدید [5] و بازاریابی موفق[6] آن‌هاست. تجاری‌سازی به انتقال فناوری بسیار نزدیک است. به عبارت دیگر فرآیند تجاری‌سازی، همان فرآیند انتقال دانش و فناوری از مراکز تحقیقاتی مانند مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری به صنایع موجود یا کسب و کار‌های جدید است. در واقع تجاری‌کردن فرآیندی است که از طرح کردن و پروردن یک ایده آغاز می‌شود و به سمت تولید (کالا و خدمات) و در نهایت فروش آن به مشتری (صنعت یا استفاده‌کننده نهایی) می‌انجامد. لغتنامه کمبریج واژه “تجاری کردن” را به معنای “سازماندهی چیزی برای کسب سود” و واژه “تکنولوژی” را مطالعه و دانش عملی در استفاده از اکتشافات علمی خصوصا در حوزه صنعت ” تعریف کرده است.

 

روند تجاری‌سازی دانش

در سال‌‌های اخیر موسسات آموزش عالی در جوامع غربی و در حال توسعه، با تغییرات زیادی مواجه بوده‌اند. با ظهور اقتصاد دانشی، خط مشی‌های ناظر بر آموزش عالی، متحمل فشار‌هایی شده‌اند که سبب شده، به عنوان ابزاری برای رقابت‌‌های اقتصادی در بازار‌های جهانی ایفای نقش کنند. این بدان معنا‌ست که ارزشیابی و نگاه به آموزش و تحقیق دانشگاهی به طور فزاینده‌ای از زاویه اقتصادی امکان پذیر شده است. در تطابق با این تغییر خط مشی‌ها و تغییر زاویه نگاه به دانشگاه، الگو‌‌های تامین سرمایه و سبک‌های مدیریت دانشگاه‌ها با تحولات کثیری مواجه شده است.

در بسیاری از کشور‌‌ها اداره‌ای تحت عنوان دفاتر انتقال فناوری، جهت تسهیل انتقال دانش تجاری شده از دانشگاه‌ها به صنایع تاسیس شده است. نقش عمده این دفاتر، حفاظت از دارایی‌های فکر دانشگاه و نتایج پژوهش‌های دانشگاهی و انتقال تجاری دانش از طریق واگذاری حق امتیاز اختراعات یا سایر انواع دارایی‌های فکری ناشی از پژوهش‌های دانشگاهی به صنعت است.

 

اهمیت تجاری‌سازی فناوری[7]

امروزه در مورد اینکه، تجاری‌سازی ایده‌ها و درگیر کردن محققان در ایجاد و توسعه محصولات فواید بسیاری در بر‌دارد، شکی باقی نمانده است. به عنوان مثال، می‌‌توان تصور کرد که در غیاب فعالیت‌های تجاری‌سازی رادیو دارو‌های تولیدی توسط کارشناسان انرژی اتمی، چه تاثیری بر درمان بیماری‌های خاص و در انتها زندگی انسان گذاشته است.

ایجاد بستر‌هایی برای دانش، علاوه بر فراهم آوردن ارزش‌های اقتصادی برای سازمان‌ها، منجر به رشد اقتصادی و فنی جامعه می‌شود. از آنجا که به بازار رسانیدن یک محصول می‌تواند تضمین کننده موفقیت و بقای سازمان‌ها باشد، تجاری‌سازی به عنوان یک عامل حیاتی مطرح شده است. در سازمان‌های تحقیقاتی نیز تحقیقات، بدون تجاری‌سازی یک محصول معنایی ندارد در همین راستا نیز تا فناوری منتقل شده، توسعه نیابد، نمی‌توان گفت فرآیند انتقال فناوری تکمیل شده است. اهمیت تجاری‌سازی R&D و فناوری به حدی است که در حال حاضر بسیاری از موسسات تحقیقاتی به صورت همکاری مشترک به تجاری‌سازی فناوری خود رسمیت داده‌اند و تعداد این گونه مراکز خدمات مشاوره‌ای در کشور‌های پیشرفته صنعتی در حال افزایش است. در خصوص ایران نیز، طی سال‌های اخیر، مراکز عرضه‌کننده خدمات فناوری تحت نظر مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری به ارائه خدمات مشاوره‌ای به فعالان حوزه فناوری و شرکت‌های دانش‌بنیان می‌پردازند که البته، نیاز به تقویت هرچه بیشتر این مراکز امری حیاتی در انجام وظایفشان است.

 

اهمیت تجاری‌سازی تحقیقات علمی[8]

تجاری‌‌‌سازی نتایج تحقیقات، یکی از گام‌های مهم نظام نوآوری است که پایداری و استمرار امر تحقیق را تضمین می‌کند و متناسب با آن علاوه بر فراهم آوردن ارزش‌های اقتصادی قابل توجه برای سازمان‌ها، رشد اقتصادی دانش‌محور جامعه را نیز تسریع می‌نماید. “تجاری‌سازی تحقیق فرآیندی است که هنگام ورود به بازار می‌تواند ایجاد درآمد کند و در مرحله توسعه از نظر درآمد‌زایی هیچگونه ارزشی ندارد. فن‌آوری اگر در قفسه بماند (وارد بازار نشود) هیچ درآمدی ایجاد نمی‌کند”.

این موضوع در مورد فن‌آوری‌هایی که از طریق داخلی به دست می‌آید به مراتب برای حمایت‌کننده آن از اهمیت بیشتری برخوردار است. “علم زیر بنای توسعه فن‌آوری را فراهم می‌کند و توسعه فناوری به سهم خود بازار‌های جدیدی خلق می‌کند”.

بدیهی است علم به خودی خود و بدون در نظر گرفتن چارچوب و فرآیندی کارآمد در چرخه توسعه فناوری، نخواهد توانست بازار جدیدی را خلق نماید.

تحقیقات بسیاری در کشور‌های پیشرفته صنعتی در موضوع تجاری‌سازی نتایج تحقیق صورت گرفته است. کارلوس در مورد ارتباط دانشگاه و صنعت در آمریکا دارای سابقه طولانی است که عوامل اصلی آن قانون موریل (1862) مبنی بر اعطای تاسیس سیستم کالج، دفاع مبتنی بر تحقیق و توسعه در طول جنگ جهانی دوم و رقابت با اتحاد جما‌هیر شوروی در طول سال‌های جنگ سرد است.

 

فرآیند تجاری‌‌سازی

اساس فرآیند تجاری‌سازی مشارکت بخش تحقیقاتی و بخش صنعت، در تبدیل نتایج تحقیقات به نوآوری است و امروزه تجاری‌سازی به یکی از حلقه‌های اصلی فرایند نوآوری تبدیل شده است. به طور کلی فرآیند تجاری‌سازی را می‌توان به چهار مرحله مجزا تفکیک نمود که عبارتند از سرمایه، که باید برای انجام پژوهش ایده پرورش یافته تامین شود و سپس خط مشی بازاریابی تعیین و تعریف گردد، این ایده در مرحله توسعه به فناوری مورد نظر تبدیل می‌شود. هنگامی که یک دستاورد قابل ارایه به بازار حاصل شود، مرحله اجرای تجاری‌سازی شروع می‌شود. هنگامی که یک محقق یک یا چند فناوری قابل ارایه به بازار را توسعه داده است، باید برای تجاری‌سازی آن‌ها وارد مرحله تجاری‌سازی شود.

جایگاه تجاری‌سازی در فرآیند نوآوری[9]

تکنولوژی و تجاری‌سازی، قسمت‌های مهم فرایند نوآوری هستند که باعث می‌شوند اختراعات، به تولیدات دارای بازار تبدیل شود. بازاریابی و فرآیند تجاری‌سازی، مرحله نهایی فرآیند نوآوری هستند این دو جز برای دستیابی به موفقیت هر اختراعی، لازم و ضروری هستند. از روش‌های تجاری‌سازی می‌توان به سرمایه‌گذاری مشترک، فروش و انتقال فن‌آوری، فروش حق اختراع، حق امتیاز و خدمات مهندسی اشاره کرد.

 

بحث و نتیجه‌گیری

ثبت‌های اختراع دانشگاهی [10] اغلب به عنوان شاخص‌های کلیدی از فعالیت‌های مربوط به انتقال تکنولوژی در حوزه‌های تکنولوژی از قبیل زیست شناسی، داروشناسی، الکترونیک، و شیمی در نظر گرفته می‌شوند، در حالیکه سودمندی کمتری در رشته‌هایی از قبیل مهندسی مکانیک و کالاهایی برای مصرف‌کننده دارند. یکی از ضرورت‌های نظام پژوهشی کشور، توجه پژوهش‌های کاربردی به نیاز‌های جامعه و بومی‌سازی آن متناسب با شرایط کشور است. بدین منظور لازم است، مدیران شرایط لازم را برای فعالیت‌های علمی استادان و دانشجویان فراهم کرده و از ایده‌های نوآورانه آن‌ها در زمینه حل مسایل جامعه حمایت‌های لازم را به عمل آورند. به طوری کلی تجاری‌سازی را می‌توان به بازار رسانیدن یک ایده تا نوآوری دانست که باید با مطالعه دقیق بازار و استخراج نیاز‌های بازار، انجام تحقیقات و آزمایش‌های لازم، تهیه نمونه، استاندارد‌سازی فرآیند توسعه محصول و هماهنگی‌های مدیریتی برای عرضه آن به متقاضی یا بازار توام باشد. فناوری به تنهای عامل خلق ثروت نیست؛ بلکه استفاده موثر و مناسب از آن است که باعث خلق ثروت می‌شود. خلق ارزش افزوده ناشی از استفاده فناوری در عرضه محصولات و خدمات مورد نیاز، موجب افزایش ثروت می‌شود. دانش و فناوری می‌تواند در قالب محصولات تولید، خدمات یا حتی بازاریابی باشد، اما به هر حال استفاده از فناوری یا تجاری‌سازی فناوری در خلق ثروت و رشد اقتصاد مهم است. تجاری‌سازی دانش و فناوری برای تبدیل فناوری به کالا یا خدمات قابل استفاده و ارائه و انتشار آن در سطح جامعه نیازمند تحقیق و توسعه، خلاقیت و نوآوری، منابع خطر پذیر و زنجیره‌ای از فعالیت‌ها و اقدامات متعدد و مختلف است. زنجیره اقدامات تجاری‌سازی فناوری از اعتبار‌سنجی اولیه و امکان‌سنجی فنی شروع و با مطالعه بازار، تامین منابع مالی و سرمایه اولیه مورد نیاز، مدیریت و شناسایی خطر‌ها و … ادامه می‌یابد. . طی کردن این فرایند، پیچیده و طولانی می‌باشد و عرضه یک نوآوری به بازار می‌تواند سالیان زیادی به طول انجامد، اما این زنجیره سبب می‌گردد تا یک دلار سرمایه‌گذاری در تحقیقات، منجر به کسب هزار دلار در کارخانه شود. البته فقط تعداد کمی از نوآوری‌ها قادر به طی کردن کل زنجیره ارزش و رسیدن به بازار هستند و بیشتر آن‌ها در میانه راه و گردنه‌های مسیر جا‌مانده و به سر انجام نمی‌رسند لذا تعامل مناسب بین صنعت و دانشگاه از طریق برگزاری سمینار‌ها تحقق نخواهد یافت و باید عزمی جدی در این راه وجود داشته باشد.

 

نویسنده : شهنام زندیه / پژوهشگر و مدرس دانشگاه

[1] Innovation

[2] Research Institutes

[3] Theoretical

[4] Commercialization concept

[5] New Services

[6] Successful Marketing

[7] Technology Commercialization importance

[8] Scientific research

[9] Innovation process

[10] Registration of university inventions