تردیدی وجود ندارد که نظام آموزش عالی سنگ بنای اصلی توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع است. در دنیای کنونی تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می‌گیرد و این امر باعث ایجاد چالش‌های جدیدی در جامعه می‌گردد لذا جهت رویارویی با شرایط و چالش‌های جدید، توجه به توسعه قابلیت‌های کارآفرینی و ترویج روحیه آن در دانش آموختگان و حتی دانشجویان بسیار ضروری است. با وجود اینکه واژه کارآفرینی از قدمت زیادی برخوردار است اما هنوز هم عمق مفهوم این واژه چه در عرصه کسب و کار و چه در آموزش عالی نسبتاً نهفته باقی مانده است. مفهوم دانشگاه کارآفرین نخستین بار توسط کلارک در سال 1998 مطرح شد و آوازه جهانی پیدا کرد و بعدها مشاهده شد که از واژگانی نظیر سرمایه داری آکادمیک در این حوزه استفاده گردید. ویژگی های دانشگاه کارآفرین در تحقیقات کلارک به شرح ذیل عنوان شده است :

1 – راهبری قوی

2 – توسعه پیرامون

3 – پایه مالی

انواع دانشگاه

نسل اول دانشگاه‌ها را آموزش محور، نسل دوم را پژوهش محور و نسل سوم را دانشگاه کارآفرین گویند. همانطور که از آمار و ارقام اعلام شده در خصوص تعداد مقالات پذیرش و چاپ شده و همچنین تولید علم انجام شده توسط پژوهشگران عزیز کشورمان مشخص است، دانشگاه‌های کشور گذر نسبتاً موفقی را از نسل اول به نسل دوم دانشگاهی داشته‌اند( تبدیل شدن از دانشگاه آموزش محور به دانشگاه پژوهش محور)، لذا اگر برای هر نسل از دانشگاه منحنی عمری در نظر گیریم، جهت بقای دانشگاه در عرصه داخلی و خارجی نیازمند ایجاد زیرساختی مناسب برای دانشگاه نسل سوم(دانشگاه کارآفرین)، قبل از افول نسل دوم دانشگاهی هستیم.

 مدل‌های فرآیند توسعه محصول جدید: (مدل معروف: STAGE-GATE)

مدل‌های فرآیند توسعه محصول جدید: (مدل معروف: STAGE-GATE)

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

در ادامه بحث NPDدر شماره‌ی قبلی در مورد موفقیت و شکست NPD صحبت شد در این شماره سعی شده تا نمونه‌هایی‌ از مدل‌های توسعه محصول جدید معرفی شوند؛ زیرا علاوه بر تعداد بسیار زیاد آن‌ها شباهت‌هایی نیز بین آن‌ها وجود دارد.

برای مدیریت فرآیند توسعه محصولات جدید مدل‌های زیادی از سوی افراد دانشگاهی و یا کارشناسان شرکت‌ها ارائه شده است. تمامی این مدل‌ها سعی دارند چارچوبی برای کمک به درک فرآیند توسعه محصول جدید به دست آورند. یافته‌های محققین این رشته در طول بیش از چهار دهه نشان می‌دهد که یک مدل جامع برای همه فرآیندهای توسعه محصول که مناسب همه شرکت‌ها و مدیران مسئول آن‌ها باشد و یا از انعطاف و انطباق کامل با شرایط سازمان‌ها برخوردار می‌باشد، وجود ندارد.

  • فرایند توسعه محصول جدید از دیدگاه ناسا:
  • آنالیز اولیه (فاز اول)
  • تعریف (فاز دوم)
  • طراحی (فاز سوم)
  • عملیات (فاز چهارم)
  • فرآیند توسعه محصول جدید از دیدگاه بوزآلن و همیلتون:
  • توسعه استراتژی
  • توسعه محصول جدید
  • تولید ایده
  • بازنگری و ارزیابی
  • آنالیز کسب‌وکار
  • آزمایش
  • تجاری‌سازی
  • مدل توسعه محصول مرحله- دروازه کوپر (مدل STAGE-GATE):

مدل کوپر یکی از مشهورترین مدل‌های تجاری‌سازی است و به مدل فرآیندی مرحله-دروازه معروف است. دلیل نام‌گذاری این مدل (مرحله-دروازه) این است که در هر یک از فرآیندهای مدل، حتی دقیق‌ترین جزییات نیز تنظیم می‌شوند و درمجموع دارای یک خصوصیت ارگانیک و پویاست. به‌عبارتی‌دیگر فرآیند مرحله-دروازه یک نقشه راه عملیاتی شده برای هدایت پروژه‌های محصولات جدید از مرحله ایده تا مرحله تحویل آن به بازار است. استفاده از این مدل باعث افزایش کارایی و تسریع عملکرد پروژه می‌شود، به‌طوری‌که از پیش، وظایف اصلی هر مرحله را تعیین و به بررسی نتایج پیشرفت می‌پردازد. مشخصه اصلی این مدل تخصیص حمایت‌های توسعه‌ای به‌صورت کارا است، زیرا هر فرآیند شامل مراحل و ورودی‌هایی می‌شود که پیشرفت پروژه را مشخص می‌سازد. کوپر ارائه‌کننده 13 مرحله در یک مدل می‌باشد که درنتیجه جداسازی فعالیت‌هایی نظیر تحقیقات بازار و آنالیز کسب‌وکار می‌باشد.

در این مدل مرحله جایی است که در آن اقدام به وقوع می‌پیوندد و دروازه نیز جایی است که در آن اتخاذ تصمیم در خصوص ادامه با عدم ادامه مسیر توسعه صورت می‌گیرد. مرحله اصلی و نقاط تصمیم‌گیری در مدل مرحله-دروازه عبارت‌اند از:

 

مرحله صفر: ایده‌پردازی تصمیم اول: غربال ایده
مرحله یک: بررسی اولیه تصمیم دوم: غربال ثانویه
مرحله دوم: بررسی تفصیلی تصمیم سوم: اقدام برای توسعه
مرحله سوم: توسعه تصمیم چهارم: اقدام برای تست
مرحله چهارم: انجام تست و معتبرسازی تصمیم پنجم: اقدام برای تجاری‌سازی
مرحله پنجم: تولید صنعتی و ورود به بازار

 

شش مرحله مدل کوپر:

  1. جمع‌بندی ایده‌ها: جمع‌آوری و ذخیره‌سازی ایده‌ها
  2. مفهوم دهی به ایده‌ها: ارزیابی و تجزیه‌وتحلیل فنی، مالی و ارزیابی مقدماتی ایده در بازار
  3. انتخاب بهترین ایده: ارائه برنامه مناسب، آزمون برنامه، ارائه برنامه مدیریتی، مالی، برنامه تولید و جلسات منظم بررسی و گزارش‌دهی تیم توسعه محصول
  4. توسعه ایده: تنظیم جزئیات برنامه‌ها شامل برنامه بازاریابی، جزئیات برنامه تولید، مالی و آمادگی برای تولید
  5. آزمون بازار: برنامه دقیق بازاریابی با آمیخته‌های مناسب، جمع‌بندی تجزیه‌وتحلیل مالی؛ و پیش‌بینی‌های آتی برای محصول در بازار
  6. تجارتی کردن: اجرای برنامه بازاریابی منظم برای تولید در بازارهای هدف و تعدیل برنامه‌های قبلی و اجرای برنامه‌های اقتضایی مناسب در طول دوره عمر محصول توسط تیم توسعه

 

 

 

دیگر مدل‌های اجرایی در فرآیند توسعه محصول جدید:

۱-مدل پورتر:

استراتژی رقابتی: شامل اقداماتی برای جذب مشتری، مقاومت در برابر فشارهای رقابتی، تقویت و استحکام موقعیت بازار شرکت، می‌باشد. تعاریف زیادی از استراتژی رقابتی وجود دارد که پورتر در سال 1990 این استراتژی‌ها را در قالب سه استراتژی تمایز، تمرکز و رهبری مطرح کرده است:

۱-۱ استراتژی رهبری هزینه: برتری رقابتی مستمر و پایدار نسبت به رقبا با استفاده از اهرم کاهش هزینه‌ها به‌عنوان مبنایی برای کاهش هزینه‌ها نسبت به رقبا و به دست آوردن سود یا به دست آوردن تفاوت سود بیشتر با توجه به بهای موجود استفاده می‌شود. هدف از این استراتژی کسب برتری در رقابت از طریق تولید محصول با کمترین هزینه ممکن نسبت به رقبا است.

۲-۱ استراتژی‌های تمایز: دومین استراتژی پیشنهادی پورتر ارائه محصولی ویژه است؛ یعنی کسب مزیت رقابتی از طریق تولید محصولی که از دیدگاه مشتریان، در مقایسه با محصولات مشابه دیگر، منحصربه‌فرد باشد.

۳-۱ استراتژی‌های تمرکز: آخرین استراتژی پیشنهادی پورتر تمرکز در بخش معینی از بازار برای محدود کردن دامنه رقابت است. با محدود شدن دامنه فعالیت، امکان متمرکز کردن منابع میسر و یک برتری رقابتی نسبت به رقبا ایجاد می‌شود.

۲-مدل رقابتی آنسف:

این مدل برای استراتژی جانشینی محصول با توجه به مأموریت شرکت در محیط رقابتی پیشنهاد شده است. این استراتژی‌ها به ترتیب عبارت‌اند از:

۱-۲ نفوذ در بازار: این نوع استراتژی برای نفوذ در لایه‌های نفوذ نیافته بازار یا افزایش سهم بازار موجود صورت می‌گیرد.

۲-۲ توسعه بازار: زمانی به کار گرفته می‌شود که مدیران به فکر بازارهای جدید باشند که با تکیه‌بر تحقیقات بازاریابی در مکان‌های دیگر توان عرضه کالا را می‌سنجند.

۳-۲ توسعه محصول: مدیران در شرکت‌ها، با همکاری گروه‌ها و تیم‌های متخصص، برای تغییر در محصول، ایده‌های نو را در توسعه محصولات اعمال می‌کنند که نهایتاً در بسته‌بندی، رنگ و شکل، تغییراتی داده می‌شود یا باعث تغییرات کلی در محصول می‌شود که اغلب این محصولات به بازار فعلی عرضه می‌شوند. این استراتژی توسعه محصول نامیده می‌شود.

۴-۲ متنوع‌سازی: این نوع استراتژی آخرین و ریسک‌پذیرترین استراتژی آنسف است که با توجه به‌شدت رقابت در محصولات مشابه دیگر، توسعه در محصول، مزیت ویژه‌ای برای شرکت‌ها ایجاد نمی‌کند. ازاین‌رو، مدیران تصمیم به تولید محصولات جدید برای بازارهای جدید با توجه به استراتژی‌های ادغام افقی، عمودی، کاهش، ثبات یا سیاست متنوع‌سازی محصول، می‌گیرند.

۳-مدل نقشه راه محصول:

یکی از ابزارهای قدرتمند توسعه محصول است. مدیران هوشمند از این فرایند استفاده می‌کنند تا میان کارها هماهنگی ایجاد کنند و دیدی انتقادی به خط تولید پیدا کنند.

۴-مدل گسترش کارکرد کیفیت:

در فرایند گسترش کارکرد کیفیت در فرایند طراحی محصول با استفاده از تکنیک گسترش کارکرد کیفیت به‌محض شناسایی و تعیین نیازمندی‌های مشتریان نسبت به لحاظ کردن خواسته‌های آن‌ها در طراحی محصول اقدام می‌شود. در فرآیند، خواسته‌های ذهنی مشتریان به زبان فنی- مهندسی در سازمان تبدیل می‌شود.

۵-مدل استراتژی سازگاری محصول جدید با مهارت‌های تحقیق و توسعه‌ای:

یکی از راه‌های ایجاد محصول جدید در شرکت‌ها بهره‌گیری از واحد تحقیق و توسعه است. با توجه به افزایش هزینه‌های مربوط به ایجاد کالاهای جدید، شرکت‌ها ترجیح داده‌اند به‌جای تولید کالاهای جدید، از انواع برندهای موجود تقلید کنند. چنانچه فعالیت‌های تحقیق و توسعه شرکت، چنان قوی باشند که بتواند ایده‌ها و طرح‌های جدیدی ارائه کند به‌احتمال قوی شرکت در مسیر تولید کالاهای جدید موفق خواهد بود. شرکتی که چند طرح تولید محصول جدید را در اختیار داشته باشد، طرحی را با موفقیت به مرحله تولید می‌رساند که متناسب با فعالیت‌ها و توانایی‌های تحقیق و توسعه‌ آن شرکت باشد. شرکتی که فعالیت‌های تحقیق و توسعه خود را فقط در حد بهبود محصول متمرکز کرده باشد، شاید اقدام به طراحی محصولی کاملاً جدید را محال بداند.

در پایان براساس مطالعه­ای که به‌تازگی روی فرایند توسعه­ی محصولات جدید در منابع مختلف صورت گرفت، نزدیک به 60% از شرکت­ها از فرایند مرحله – دروازه کوپر برای هدایت فعالیت­های توسعه­ای خود درزمینه‌ی محصولات جدید بهره می­برند.

 

 

مدیریت برند

مدیریت برند

 

امروزه شرکت‌ها با ساختن برندهای قدرتمند به دنبال تسخیر ذهن مشتریان و وفادار نمودن آن‌ها به برند خود هستند.

 

                                                                                                         تیلده هدینگ

                                                                                                    نویسنده کتاب مدیریت برند

 

برند یکی از ارزشمندترین دارایی‌های هر سازمان است که مدیریت مناسب آن می‌تواند راه را برای رسیدن به سهم بیش‌تر بازار و سودآوری بیش‌تر در هر صنعتی هموار سازد.  مدیریت برند برنامه کاربردی تکنیک‌های بازاریابی یک محصول خاص، خط محصول و یا نام تجاری است. هدف از مدیریت برند، افزایش ارزش محصولات برای مشتریان و درنتیجه کسب حق امتیاز برای آن محصولات است. مدیریت برند درمجموع تلاش دارد تا با هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل برای نام تجاری خود ایجاد ارزش کند و سپس در جهت حفظ و ارتقای ارزش آن بکوشد. درک دقیق از مفهوم برند و آشنایی با رویکردهای مختلف این مقوله و همچنین فرایند ماندگار ماندن در ذهن مشتری از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت برند می‌باشد زیرا در بازارهای هوشمند امروزی بیشترین رقابت برای ماندگاری در قلب و ذهن مشتریان می‌باشد که دستیابی به این امر تنها از طریق ساخت برندی قدرتمند و مدیریت صحیح آن امکان‌پذیر است. امروزه سازمان‌ها برای ورود به عرصه مدیریت برند با چالش‌های گوناگونی روبرو می‌شوند که به‌اختصار به تعریف مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم:

  • تفکر استراتژیک و استفاده از فرصت‌ها

یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت برند در شرایط متغیر کنونی بازارها و خواسته‌های متفاوت از مشتریان، فقدان تفکر استراتژیک در مدیریت است. تفکر استراتژیک به معنای “بصیرت و فهم از وضعیت موجود و بهره‌برداری از فرصت‌ها” است. وجود این بینش به مدیریت برند کمک می‌کند تا درک درستی از موقعیت و خواسته‌های بازار داشته باشد و بتواند پیشنهاد ارزشمندی به مشتریان خود ارائه دهد.

  • برنامه‌ریزی استراتژیک

ورود به عرصه مدیریت برند، مستلزم ایجاد مزیت‌های رقابتی است. این مزیت به دست نمی‌آید مگر با ایجاد و تدوین یک استراتژی مشخص و همگام با شرایط بازار. تفکر استراتژیک، اساس و پایه تدوین استراتژی‌های نوآورانه در بازار می‌باشد که می‌تواند یک مزیت رقابتی برای سازمان ایجاد کند.

 

  • ساختار سازمانی

مسئله مهم دیگر تطابق ساختارهای سازمانی با استراتژی تدوین‌شده در سازمان است چرا که نمی‌توان با استراتژی‌های جدید تدوین‌شده و ساختار قدیمی ناهماهنگ سازمانی در عرصه مدیریت برند موفق بود.

  • انعطاف‌پذیری در مقابل تغییرات

در مسیر مدیریت برند، شرکت ناچار به تغییر در برابر شرایط متفاوت بازار خواهد بود؛ اما پیش از آن لازم است که این فرهنگ را در سازمان نهادینه کنیم که تغییرات را بپذیریم و حتی به استقبال آن برویم. در مدیریت برند اگر ما خود حاضر به پذیرفتن تغییرات نباشیم، چگونه از دیگران توقع داریم که در برابر تغییرات از ما پیروی کنند؟

  • مشتری مداری

مشتری مداری عبارت است از نوعی فرهنگ‌سازمانی که رفتارهای لازم جهت ارزش گذاشتن به مشتریان را به بهترین شکل ممکن ایجاد می‌نماید. همچنین بر اساس تعریفی دیگر، مشتری مداری عبارت است از برداشت مشتریان از برآورده شدن خواسته‌ها و انتظارات آن‌ها، چرا که هویت برند بر اساس قضاوت مشتری شکل می‌گیرد و تنها مشتری است که محور کلیه فعالیت‌های سازمان است و آینده برند ما را مشخص می‌کند. برای مثال شرکت‌های خودروسازی بنز و تویوتا با توجه به مدیریت برند و تغییر در نگرش‌های سنتی بازاریابی توانسته‌اند بالاترین میزان وفاداری مشتری را از آن خود کنند.

  • تولید محوری

برای موفقیت در بازار امروزی، سازمان‌ها باید به دنبال تولید متفاوت باشند نه تولید بیشتر. تولید بیشتر تنها به فرسایش تدریجی انرژی نیروهای انسانی، به‌ویژه مدیریت سازمان منجر می‌شود و مجالی برای خلاقیت و نوآوری باقی نمی‌گذارد. به همین دلیل است که برندهای قدرتمند تنها به دنبال فروش بیشتر نیستند بلکه آن‌ها خواهان نفوذ در قلب و فکر مشتریان خود هستند.

گرچه فعالیت برندسازی برای کالاها و خدمات سازمان‌ها مدت‌ها است که رواج دارد، اما دانش برندسازی و مدیریت آن عمر کوتاهی دارد. برای آشنا شدن با اصول اولیه و عمومی هر دانشی می‌بایست نگاهی به سیر تحول آن داشت. برای آشنایی با مدیریت برند نیز 7 رویکرد را که هفت مکتب فکری هستند و برداشت‌های مختلفی از برند، ماهیت تعامل و ارتباط با مشتری و نحوه خلق و مدیریت ارزش‌گذاری برند را ارائه می‌دهند، مورد بررسی و تجزیه‌وتحلیل قرار می‌دهیم. درک این هفت رویکرد کمک می‌کند تا بتوان استراتژی مناسبی منطبق بر فرصت‌ها و تهدیدهای مکانی و زمانی، برای برند خود تدوین کرد. این هفت رویکرد عبارت‌اند از:

  • رویکرد اقتصادی: برند به‌عنوان بخشی از آمیخته بازاریابی مرسوم.
  • رویکرد هویتی: برند به‌عنوان هویت ملحق شده به شرکت.
  • رویکرد مشتری محور: برند به‌عنوان یک سازمان ملحق شده به مردم.
  • رویکرد شخصیتی : برند به‌عنوان یک کاراکتر شبیه به انسان.
  • رویکرد ارتباطی: برند به‌عنوان یک یار خوشایند ماندنی.
  • رویکرد اجتماعی: برند به‌عنوان یک نقطه اساسی در ارتباطات جامعه.
  • رویکرد فرهنگی: برند به‌عنوان بخشی از تاروپود گستره فرهنگی.

 

این هفت رویکرد به ترتیب زمانی ارائه شده‌اند. اولین دوره زمانی از سال ۱۹۸۵-۱۹۹۲، دومی از سال ۱۹۹۳-۱۹۹۹ و آخرین آن از سال ۲۰۰۰ به بعد آغاز می‌شود. در اولین دوره، مدیریت برند بر پیشینه شرکتی برند و اقداماتی که شرکت بایستی انجام می‌داد تا مشتری را تحت نفوذ خود درآورد، تمرکز دارد. در دوره بعد، ارتباطات برند، کانون اصلی توجه است و مدیریت برند، یک جنبه انسانی را در ماهیت برند اتخاذ می‌کند. در دوره آخر، بعد از گزینه‌های مصرفی و وفاداری، برند، این نیروی ضمنی یا مفهومی و فرهنگی است که در مقالات مدرن و نو و مطبوعات جدید موردتوجه و بررسی قرار گرفته است. در شماره‌های آتی به‌تفصیل در خصوص هفت رویکرد برند خواهیم پرداخت.

 

با اقتباس از کتاب مدیریت برند، دکتر سمیعی

 

نویسنده : شادی لطیفیان / پژوهشگر حوزه مدیریت

افتتاح هاب «تفکر طراحی» در اصفهان

افتتاح هاب «تفکر طراحی» در اصفهان

 

سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رییس جمهوری «هاب طراحی» را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان افتتاح کرد. توسعه کسب‌و‌کارهای حوزه پزشکی و رفع مشکلات بیماران با کمک طراحی، ساخت و تجاری‌سازی ایده‌ها و ابزارهای نوآورانه و فناورانه به ویژه در حوزه پزشکی و سلامت اهداف راه اندازی این مجموعه است.
تمامی بخش‌های اساسی و مهم کسب و کارهای نوآورانه مبتنی بر تفکر طراحی در این مجموعه وجود دارد. به همین دلیل هاب طراحی نام گرفته است.
تفکر طراحی (Design Thinking) که کاربردهای فراوان خود را در توسعه ایده‌ها و طرح‌های فناورانه نمایان کرده، کار خود را نخست با درک مسأله آغاز می‌کند. پس از این مرحله نوبت به بیان مشکل و مسأله بیمار می‌رسد. مرحله بعد، درک و شناخت از مسأله، ایده پردازی است و در نهایت نیز، به طراحی و ساخت مدل مفهومی منجر می‌شود.
گفتنی است؛ هاب «تفکر طراحی»، مجموعه‌ای است که تمامی مراحل تفکر طراحی را در بر می‌گیرد.مرحله ایده پردازی آن در باشگاه پژوهشگران و مرحله طراحی مدل مفهومی در مرکز نوآوری صورت می‌گیرد.
«ریبوزوم»، آزمایشگاه ساخت طرح‌های مفهومی بخشی بود که توسط معاون علمی و فناوری رییس جمهوری بازدید شد و شامل زیرساخت‌‌های مختلف برای طراحی مدل مفهومی است.
هاب طراحی دانشگاه اصفهان از ظرفیت پذیرش روزانه 200 نفر برخوردار است و می‌تواند طرح‌های نوآورانه را از مرحله مساله تا تجاری‌سازی پشتیبانی کند

چند اشتباه رایج کارآفرینان که در مذاکرات انجام می دهند

چند اشتباه رایج کارآفرینان که در مذاکرات انجام می دهند

اشتباهات متداول کارآفرینان در مذاکره

همه ما از آمارهای وحشتناک کسب‌وکارها خبر داریم. بیشتر کسب‌وکارهای نوپا شکست می‌خورند (حدود ۸۰ درصد از آنها). بسیاری از کارشناسان، دلیل این شکست‌ها را ریسک‌های نوآوری می‌دانند. با این حال، ما پی برده‌ایم که مساله دیگری وجود دارد که به همان اندازه در شکست کسب‌وکارها اثر دارد.

این عامل، مدیریت نادرست روابط کلیدی و به ویژه شکست در مذاکرات بنیان‌گذاران و کارآفرینان است. اداره یک کسب‌وکار نیاز به مذاکرات بسیاری دارد که با شرکا، شرکای بالقوه، سرمایه‌گذاران و گروه‌های ذی‌نفع دیگر انجام شود. چنین مذاکراتی در تمام مراحل رشد کسب‌وکار ادامه خواهند یافت؛ از زمان ایده‌پردازی و شکل‌گیری کسب‌وکار تا مراحل بالاتری که شرکت بالغ می‌شود و افزایش درآمد و چالش‌های رشد را تجربه می‌کند. در پژوهش‌ها و مصاحبه‌ها برای نگارش کتاب «مذاکرات کارآفرینان: درک و مدیریت روابط تعیین‌کننده موفقیت» داشتیم، پی‌بردیم که وجه تمایز کارآفرینان موفق از سایرین، الزاما توانایی بالاتر آنها در مذاکره نیست. آنچه آنها را متمایز می‌کند، توانایی جبران پس از شکست در مذاکرات و یادگیری از این شکست‌ها است.

پژوهش ما همچنین نشان دادند که ۴ عامل اصلی باعث می‌شود که مذاکرات کارآفرینان با احتمال شکست مواجه شوند. این عوامل عبارتند از: احساسات، روابط، ابهام و پیچیدگی.

احساسات: کارآفرینان باید بتوانند زمانی که غرور یا اختراعاتشان به خطر می‌افتد، واکنش‌های احساسی شدیدشان را کنترل کنند. این اتفاق زمانی می‌افتد که یک نفر پیشنهاد می‌کند که کارآفرین در ازای پول یا حمایت، کنترل بخشی از دستاوردها و دارایی‌های شرکت را واگذار کند.

روابط: روابط مولفه‌ای کلیدی در توافق‌های کارآفرینان است و به رغم اصرار بر توافق‌های سریع، بسیاری از آنها بلندمدت هستند.

ابهام: نوآوری در فناوری‌ها یا مدل‌های تحول‌آفرین کسب‌وکار را به سادگی نمی‌توان درک یا پیش‌بینی کرد. این مساله در برخی از صنایع مانند الکترونیک بیشتر دیده می‌شود و به بازارهایی متلاطم و پر از تغییر منجر می‌شوند که با ابهام فراوان از آینده رو به رو هستند.

پیچیدگی: این مساله، موانع برجسته‌ای در ارتباطات بین گروه‌های مختلف کسب‌وکار ایجاد می‌کند و رسیدن به یک توافق را دشوار می‌سازد.

زمانی که کارآفرینان تلاش می‌کنند تا کنترل احساسات، روابط، ابهام و پیچیدگی را به دست بگیرند و نتایج را کنترل کنند، در خطر ارتکاب به ۸ اشتباه رایج قرار می‌گیرند که عبارتند از:

۱- انکار احساسات

کارآفرینان هم مانند هر انسان دیگری، احساسات قدرتمندی در مورد اینکه چه چیزی منصفانه است و چه چیزی نیست، دارند. آنها ممکن است در زمان خوب بودن اوضاع، بیش از حد هیجانی شوند یا زمانی که احساس کنند رفتار منصفانه‌ای با آنها صورت نمی‌گیرد، دچار اضطراب شوند. در هر صورت، این احساسات قدرتمند مثبت و منفی باعث می‌شود تا نگرش بی‌طرفانه خود را از دست بدهند و به دامی بیفتند که روانشناسان سوگیری شناختی (cognitive biases) می‌نامند؛ سوگیری‌ها و جهت‌گیری‌هایی غیرعقلانی که بر منطق غلبه می‌کنند. اغلب یک غلیان احساسی را که ناشی از یک یا دو محرک است، می‌توان در بیشتر اشتباهات مذاکره مشاهده کرد. برخی از کارآفرینان خود را به اندازه دانشمندان، مهندسان، وکلا یا مدیرانی که متمرکز بر منطق و شواهد هستند، توانمند می‌بینند. زمانی که آنها در این مسیر زیاده‌روی می‌کنند و بیش از حد بر منطق و انکار اهمیت احساسات (و حتی غرور) پافشاری می‌کنند، به مشکل می‌خورند. در نظر نگرفتن عوامل احساسی و رابطه‌ای باعث می‌شوند که آنها نتوانند رفتارها و تفکرات طرف مقابل خود را درک کنند. اگر آنها اثرات قدرتمند احساسات را به رسمیت نشناسند، آمادگی مناسبی برای مذاکرات مهم نخواهند داشت و قربانی پیش‌داوری‌های ناشی از سوگیری شناختی می‌شوند (به عنوان مثال همان چیزی را می‌بینند که می‌خواهند ببینند و همان چیزی را می‌شنوند که انتظار دارند بشنوند).

۲- اتکای بیش از حد بر حس ششم

مذاکرات کارآفرینان شامل موضوعات در حال تغییر بسیار و عوامل گوناگونی است که می‌توانند منجر به شگفتی و اتفاقات غیرمنتظره شوند.

زمانی که کارآفرینان مجبور می‌شوند فوری به این اتفاقات و شگفتی‌ها واکنش نشان دهند، بسیاری از آنها به شهود و حس ششم خود اتکا می‌کنند؛ همان شم کارآفرینی و شهودی که در ابتدا باعث موفقیت آنها شده بود. مشکل آنجا است که بیشتر آنها نمی‌دانند شهودشان چرا و چگونه در گذشته موفق بوده است. به این دلیل، عملا تیری در تاریکی شلیک می‌کنند. زمانی که آنها با انواع جدیدی از تعامل‌ها (یا انواع قدیمی از مذاکرات با آدم‌های جدید) مواجه می‌شوند، به شدت مستاصل می‌شوند: چرا اقدامات و روش‌هایی که در گذشته نتیجه‌بخش بود، اکنون به ثمر نمی‌رسند؟ زمانی که مذاکرات طبق انتظار پیش نمی‌روند، کارآفرینانی که بیش از اندازه به شهود خود تکیه کرده (و شواهد و دلایل عقلانی را نادیده می‌گیرند)، به جای سرزنش خود، طرف مقابل را محکوم به سرسختی و سنگ‌اندازی در مسیر مذاکره می‌کنند. با این شرایط، مشکل می‌تواند حادتر شود. چرا که آنها مشکل را از خود نمی‌دانند و از شکست‌هایشان درس نمی‌گیرند و به همین دلیل، شکست‌ها بارها تکرار می‌شوند. راهکار آنها این است که به جای تکیه بیش از اندازه بر شم و شهود خود، زمانی را در خلوت گذرانده و به این فکر کنند که چه راهکارهایی می‌تواند به نتیجه برسد.

خط‌مشی دولت در قبال بنگاه‌های صنعتی کوچک و بزرگ

خط‌مشی دولت در قبال بنگاه‌های صنعتی کوچک و بزرگ (SME)

نویسنده: شادی لطیفیان / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

می‌توان گفت در تمام کشورهای جهان بنگاه‌های کوچک و متوسط از طریق برنامه‌های مشخص و متنوع مانند سیاست‌های تجاری، برنامه‌های آموزشی و تربیتی و سیاست‌های فناوری حمایت می‌شوند. در این شماره قصد داریم به این سیاست‌ها و برنامه‌ها و نحوه اجرای آن‌ها و تأثیرشان بر توسعه بنگاه‌های صنعتی کوچک و متوسط در ایران بپردازیم.

 

اهداف سیاست‌ها و راهبردها برای توسعه بنگاه‌های صنعتی کوچک و متوسط

اهداف سیاست‌های دولت در خصوص توسعه بخش صنعت و بنگاه‌های صنعتی کوچک و متوسط و راهبردهای مصوب برای دسترسی به این اهداف، از مجموعه سیاست‌ها و مقاصد ملی برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که در دو دهه گذشته به تصویب رسیده، استنتاج شدنی است. خلاصه این اهداف و مقاصد به‌قرار زیر است؛

مهم‌ترین مقاصد توسعه صنعتی اولین برنامه پنج‌ساله عبارت بودند از؛

  • افزایش سرانه تولید
  • توسعه صادرات غیرنفتی
  • گسترش اشتغال مولد
  • تأمین حداقل مایحتاج اصلی
  • بازسازی ظرفیت تولید صنعتی که در دوران جنگ از بین رفته بود.

 

 

دولت در این دوره با اتخاذ تدابیری مانند تشویق بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری در صنایع با گرایش صادرات، حمایت از بنگاه‌های صنعتی کوچک و متوسط اشتغال‌زا به تقویت قابلیت‌های تولیدی، رقابت‌پذیری، ایجاد و توسعه فعالیت‌های صنعتی به‌ویژه در مناطق روستایی پرداخت.

در دومین برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛ علاوه بر اهداف برنامه اول توسعه، خواستار توجه بیشتر به توسعه بنگاه‌های صنعتی کوچک و متوسط از طریق تأمین تسهیلات مالی برای حمایت بود. مهم‌ترین اهداف برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بخش صنعت عبارت بودند از؛

 

  • ارتقای بهره‌وری و کارایی منابع انسانی
  • ارتقاء دانش فنی و حرفه‌ای و سطح مهارت نیروی انسانی
  • کاهش انحصار دولتی در ارتقای فعالیت‌های اقتصادی رقابتی
  • ارائه تسهیلات به سرمایه‌گذاران در بخش صنایع کوچک
  • توسعه صادرات غیرنفتی و صادرات خدمات فنی و مهندسی
  • تقویت صنایع الکترونیکی با هماهنگی سرمایه‌گذاری‌ها

 

 

به همین منظور دولت برای دستیابی به اهداف موردنظر، سیاست‌های متنوعی اتخاذ کرد؛

  • سازمان‌دهی مجدد آموزش نیروی کار به‌منظور افزایش رقابت‌پذیری فنی و حرفه‌ای و درنتیجه دستیابی به سطوح بالاتر بهره‌وری و کارایی
  • ارائه تسهیلات برای بنگاه صنعتی کوچک و متوسط به‌ویژه در مناطق محروم با هدف ایجاد اشتغال
  • تأمین اعتبارات مالی بانک صنعت و معدن
  • دادن معافیت مالیاتی در مناطق کمتر توسعه‌یافته
  • بازنگری حقوق گمرکی، مالیات‌ها و سایر عوارض به‌منظور تشویق صادرات غیرنفتی

دولت همچنین تصمیم گرفت بخشی از درآمدهای نفتی خود و سایر درآمدها را به هدف خود درزمینه توسعه اشتغال‌زایی اختصاص دهد و تسهیلات مالی و غیرمالی مناسبی را برای اجرای برنامه‌های اشتغال‌زایی و تقویت فعالیت‌های صادراتی صنعتی کوچک، ارائه دهد.

 

سیاست صنعتی

طی سال‌های اخیر بخش صنعتی کشور با مشکلات بسیاری برای مثال هزینه‌های زیاد ارزی به دلیل وابستگی واحدهای صنعتی به واردات کالاهای سرمایه‌ای و مواد اولیه، مشکلات مربوط به منابع مالی به‌منظور تأمین ارز خارجی، صادرات کم محصولات صنعتی به دلیل مقررات محدودکننده و کیفیت نامناسب کالاها، دادن اولویت مستمر به شرکت‌های صنعتی بخش دولتی در اخذ تسهیلات مالی و غیرمالی و درنتیجه کاهش این‌گونه تسهیلات برای بخش خصوصی روبرو شده است. ازجمله سیاست‌های صنعتی که دولت برای رویارویی با این موارد در برنامه سوم توسعه اقتصادی در پیش گرفته است، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد؛

  • جذب سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی
  • تعدیل سیاست‌ها برای افزایش سهم بنگاه‌های صنعتی کوچک و متوسط در تولید ناخالص داخلی ازجمله از طریق توسعه کارآفرینی زنان
  • حمایت از تمامی اشکال فعالیت‌های اشتغال‌زا
  • ساده‌سازی چارچوب مقرراتی برای سرمایه‌گذاری در بخش تولیدات صنعتی
  • اعطای تسهیلات ارزی به بخش خصوصی
  • کاهش نرخ‌های حداکثر مالیات در تمامی بخش‌های اقتصادی
  • دسترسی بخش خصوصی به وام و سایر تسهیلات مالی

 

سیاست‌های تجاری تأثیرگذار بر SME

سیاست‌های تجاری حاکم بر تمام بخش‌های صنعتی بدون توجه به‌اندازه کسب‌وکار تأثیرگذار است. نحوه تأثیرپذیری بنگاه‌های صنعتی کوچک و متوسط از این سیاست‌ها را در زیر به‌طور خلاصه اشاره می‌کنیم.

 

 مشوق‌های مالیاتی

مشوق‌های مالیاتی بخشی از مقررات مربوط به مالیات‌های مستقیم هستند که به‌منظور سرمایه‌گذاری صنعتی، بازسازی و توسعه توان بالقوه بنگاه‌های صنعتی کوچک و متوسط برای صادرات به اجرا گذاشته شده‌اند.

 

مشوق‌های گمرکی

مشوق‌های گمرکی شامل تسهیلات گمرکی ویژه به‌منظور حمایت از تولیدات صنعتی داخلی در مقابل واردات و ایجاد مشوق‌ها برای توسعه صادرات صنعتی هستند. این حمایت‌ها از طریق اعمال معافیت‌های حقوقی و گمرکی مناسب صورت گرفته و در این زمینه سعی شده که کالاهای صنعتی تولید داخل را برای رقابت با کالاهای وارداتی در بازار داخلی توانمند کنند.

 

مشوق‌های مالی

به‌منظور کاهش ریسک‌های سرمایه‌گذاری در بخش صنعت و کاهش هم‌زمان هزینه‌های تولید و تقویت بنیه مالی بنگاه‌های صنعتی کوچک و متوسط مشوق‌های مالی زیر به اجرا گذاشته شدند؛

  • کاهش نرخ بهره برای بخش صنعت نسبت به بخش خدمات
  • تخفیف‌های ویژه در اعطای تسهیلات اعتباری و تأمین تضمین‌های ویژه برای سرمایه‌گذاری‌ها در زمینه‌های صنعتی اولویت‌دار
  • اعطای تسهیلات مالی ویژه برای افزایش ظرفیت صنایع با گرایش صادرات

 

 

مشوق‌های سرمایه‌گذاری خارجی

هدف از جذب سرمایه‌گذاری خارجی، ایجاد واحدهای تولیدی نوآور، ایجاد اشتغال، ارتقای ظرفیت‌های علمی و فنی نیروی کار، ارتقای کیفیت محصولات صنعتی و دسترسی به بازارهای صادراتی است. این امر رشد درآمد ملی و روند بازسازی کشور را تسریع خواهد کرد. مشوق‌های اصلی دولت در این رابطه عبارت‌اند از؛

  • سرمایه‌گذاری در بخش‌های صنعتی ازنظر معافیت‌های مالیاتی و مشوق‌های مالی دیگر از همان تسهیلاتی برخوردار خواهند بود که برای سرمایه‌گذاران داخلی فراهم شده است.
  • تصویب قانون جدید سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به‌وسیله مجلس و تائید شورای نگهبان

 

سیاست‌های آموزشی و تربیتی

یکی از اهداف اصلی سیاست‌های دولت، ارتقای مهارت‌ها و دانش فنی از طریق آموزش‌های فنی است که می‌توان آن را به دو بخش آموزش‌های رسمی و غیررسمی تقسیم کرد.

آموزش رسمی: آموزشی است که به اخذ مدرک منتهی می‌شود و شامل آموزش فنی و حرفه‌ای در سطح متوسطه و دیپلم است.

آموزش غیررسمی: شامل مجموعه‌ای از دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت است که به‌وسیله مؤسسات آموزشی دولتی و غیردولتی عرضه می‌شود و متقاضیان شرکت در این دوره‌ها اغلب از سوی واحدهای صنعتی دولتی و خصوصی معرفی می‌شوند و بیشتر شهریه آموزشی به‌وسیله دولت پرداخت می‌شود.

 

سیاست‌های فناوری

راهبردهای فناوری برای توسعه صنعتی باید در اقتصادهای درحال‌توسعه حائز اولویت باشند تا بهره‌وری ملی تقویت و توانایی‌های فنی و حرفه‌ای توسعه یابند. این راهبردها باید به ادغام‌های افقی و عمودی مدرن میان بخش‌های متنوع صنعتی ازجمله بخش صنایع کشاورزی و خدمات توجه کنند. این امر به گسترش دانش فنی و فعالیت‌های تحقیق و توسعه در میان صنایع کوچک و متوسط تولیدی در داخل کشور کمک خواهد کرد. برای مثال در برنامه سوم توسعه اقتصادی به‌منظور ارتقای سطح فناورانه و توانایی‌های صنایع تولیدی در بخش‌های مختلف تدابیر تکمیلی زیر موردتوجه قرار گرفت؛

 

  • ایجاد سیستم‌های کنترل کیفیت برای بهبود کیفیت تولیدات از طریق همکاری بین مراکز تحقیقاتی، مراکز استاندارد صنعتی و سایر نهادهای مربوط
  • مساعدت به ایجاد واحدهای توسعه و تحقیق در کارخانه‌های بزرگ و متوسط و همچنین ایجاد مراکز تحقیق و توسعه برای صنایع خاص
  • گسترش ارتباطات و تماس‌های پویا و مستمر بین نهادهای علمی، مراکز صنعتی، واحدهای صنعتی دولتی، نهادهای مربوط به دستیابی به سطوح عالی فناوری
  • فضاسازی رقابتی برای فعالیت‌های صنعتی و معدنی
  • ایجاد شرایط ضروری برای توسعه نوآوری فناورانه و فعالیت‌های نوآوری کاربردی در بنگاه‌های صنعتی

در این شماره به‌طور خلاصه به سیاست‌های دولت در برابر SME ها پرداختیم، در شماره بعد به محیط قانونی حاکم بر بنگاه‌های صنعتی و کوچک و متوسط می‌پردازیم.

 

با اقتباس از

نقش راهبردي SMEs در توسعه ملي، دكتر كامبيز طالبي

 

 

 

جملاتی که هر کارآفرین نیاز است آنها را بداند و با آنها زندگی کند

کارآفرین بودن یعنی اینکه بتوانید انواع پیچیدگی ها را حل و فصل و با انواع چالش های دایمی دست و پنجه نرم کنید. قرار دادن سرمایه خود در کارهای تولیدی با دانستن انواع خطرات احتمالی چندان کار عاقلانه ای به نظر نمی رسد زیرا آینده کاملا مبهمی دارد. اما خیلی از افراد در این مسیر موفق می شوند. دلیل آن نیز ایمان به کاری است که انجام می دهند.

 

راه اندازی یک شرکت یا تجارت مثل ترن هوایی پر از فراز و نشیب های هیجان انگیز و ترسناک است. اما با وجود قوانین سخت گیرانه، رقبای متعدد و نامعلوم بودن آینده، اینکه جرات راه اندازی یک شرکت را داشته باشید واقعا جای تحسین دارد.

در همین راستا، برخی از جملات افراد موفق را برایتان نقل قول کرده ایم که باید با تمام وجود آنها را درک و باور داشته باشید تا در مسیر کارآفرینی خود موفق شوید.

 

نبود خلاقیت از مشکلات اصلی راه اندازی کسب و کارهای جدید است

1. بهترین راه برای پیش بینی آینده ساخت آن است. (پیتر دروکر)

2. برنده ها هرگز دست از تلاش بر نمی دارند و آنهایی که ناامید می شوند هرگز برنده نمی شوند. (وینسه لومباردی)

3. زمان شما محدود است، بنابراین آن را با زندگی به سبک دیگران هدر ندهید. اجازه ندهید زمزمه های دیگران باعث شوند تا صدای درونی خود را نشنوید. از همه مهم تر، شجاعت این را داشته باشید که به حرف دل خود و یافته های درونی خود عمل کنید. آنها به خوبی می دانند که شما دوست دارید چه کاری انجام دهید. همه چیزهای دیگر در درجه دوم اهمیت قرار دارند. (استیو جابز)

4. بزرگ ترین مشوق من؟ فقط این بود که مدام خود درونی‌ام را به مبارزه بطلبم. من زندگی را به چشم یک دانشگاه با دوره تحصیلی طولانی می بینم که هرگز نداشته ام – هر روز یک چیز جدید می آموزم. (ریچارد برنسون)

5. هنگامی که چیزی که می خواهید یا به آن ایمان دارید را بیان می کنید، خودتان نخستین فردی هستید که آن را می شنوید. این پیغامی برای خود شما و دیگران است که می گوید چیزی که فکر می کنید امکان دارد. برای خود حد و مرز تعیین نکنید. (اپرا وینفری)

6. اینکه موفقیت های خود را جشن بگیرید بسیار خوب است اما از آن بهتر این است که از شکست های خود درس بگیرید. (بیل گیتس)

7. 20 سال طول می کشد تا به شهرت برسید اما در عرض 5 دقیقه می توانید آن را خراب کنید. اگر احتمال دادید ممکن است شهرتتان به خطر بیفتد حتما به گونه ای دیگر به مساله نگاه کنید. (وارن بافت)

8. یکی از بزرگ ترین اشکالاتی که به انسان ها وارد است این است که سعی می کنند علاقه را به خود تحمیل کنند. شما رنج و اندوه را انتخاب نمی کنید بلکه اندوه است که شما را انتخاب می کند. (جف بیزوس)

9. من هرگز شکست نخورده ام من فقط 10 هزار راه جدید یافته ام که کار نمی کنند. (توماس ادیسون)

کارخانه نوآوری آزادی،‌ کارخانه استارت‌آپ‌سازی

10. عقل و منطق شما را از نقطه الف به ب می رساند. اما خیالپردازی شما را به همه جا می برد. (آلبرت انیشتین)

11. اگر در هر حالت می خواهید به چیزی فکر کنید، به مسایل بزرگ و ارزشمند فکر کنید. (دونالد ترامپ)

12. موفقیت بدون اینکه اشتیاق خود را از دست بدهد، از شکستی به شکست دیگر حرکت می کند. (وینستون چرچیل)

13. نبوغ یک درصد الهام بخش و 99 درصد تلاش است. (توماس ادیسون)

14. 20 سال دیگر از کارهایی که انجام نداده اید پشیمان می شوید نه کارهایی که انجام داده اید. بنابراین خود را گرفتار دور باطل زندگی نکنید. از یک اسکله امن به دل دریا بزنید. بادها را در قایق خود جمع کنید. دنیای جدیدی کشف و رویاپردازی کنید. زندگی را درک کنید. (مارک تواین)

15. کلید رسیدن به موفقیت سخت کوشی، تعیین وظیفه و اینکه آیا بازنده یا برنده خواهید بود است. ما اصولا در انجام وظایف خود از جان مایه می گذاریم. (وینسه لومباردی)

16. اگر نمی توانید کارهای بزرگی انجام دهید، کارهای کوچک را به بهترین نحو انجام دهید. (ناپلئون هیل)

تیم‌سازی قوی؛ یک الزام برای دانشگاه کارآفرین

تیم‌سازی قوی؛ یک الزام برای دانشگاه کارآفرین

مسئول ارتباط با صنعت پژوهشکده بوعلی گفت: اگر دانشگاهی می‌خواهد کارآفرین باشد باید اصولی را به کار گیرد تا اساتید در کنار سایر آموزش‌ها به دانشجویان اصل مهم تیم‌سازی را یاد دهند.

خودت باش! تو کارآفرینی و این تنها کاریِ که از دستت برمیاد
مهندس باقری در نشست «شرکت‌های دانش‌بنیان از تولد تا موفقیت» با محوریت کارآفرینی که در دانشکده علوم دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: شاید در سیاست‌گذاران حوزه‌های مختلف، تطبیقی در میان دانش‌آموختگان و فرصت‌های شغلی دیده نشده و بسیاری از افراد بیکار مشاغلی را انتخاب کرده‌اند که غیر مرتبط بوده است. این امر باعث شده تا هزینه‌های زیادی برای کشور گذاشته شود و شاید بعضی از سیاست‌گذاران ما فراموش کرده‌اند که بیشتر به موضوع کارآفرینی اهمیت دهند.
وی افزود: دانشجویان در ترم سوم باید بدانند که به چه حرفه‌ای علاقه دارند و این امر باعث می‌شود که به صورت هدفمند به کلاس بروند و صحبت‌های استاد را درک کنند. دانشجو باید بداند که به حوزه‌های مختلفی مانند پژوهش، خدمات، بازار، تولید، آموزش و … علاقه‌مند است چرا که در ترم آخر تحصیلی خود تازه به این فکر نیفتد که باید چه شغلی را انتخاب کند. اگر دانشجویان به این موضوع مهم توجه کنند قطعاً پیروز و موفق خواهند شد.
مسئول ارتباط با صنعت پژوهشکده بوعلی تصریح کرد: در دانشگاه فردوسی مشهد چهار مرکز رشد وجود دارد و مراکزی هستند که افراد دارای ایده وارد این مجموعه می‌شوند و ایده‌های خود را به یک محصول تبدیل می‌کنند. این امر موضوعی است که در تمام دنیا به عنوان یک قدرت استراتژیک به کار گرفته می‌شود و ما هم باید این حرکت را انجام دهیم چرا که از دیگر کشورها عقب می‌افتیم.

حکایت کارآفرین کهنه کار: از دست‌فروشی تا تولید اولین هلیکوپتر رادیو کنترل ایران
وی بیان کرد: استارتاپ‌ها در واقع ایده‌هایی است که توسط یک تیم با توجه به نیاز جامعه ارائه می‌شود و به یک‌باره رشدهای غول‌آسایی می‌کنند. این موفقیت‌ها تنها با هم‌افزایی و همکاری یک تیم میسر می‌شود و می‌توانیم به نیازهای جامعه، جامه عمل بپوشانیم. کتابی تحت عنوان «17 اصل کار تیمی» وجود دارد که بیان می‌کند در یک کار تیمی باید چه اقداماتی را انجام داد.
باقری خاطرنشان کرد: دانشگاه سه نسل دارد، در نسل اول آموزشی، نسل دوم آموزشی و پژوهشی و دانشگاه‌ها در نسل سوم به سمت کارآفرینی پیش رفته‌اند و اگر دانشگاهی می‌خواهد کارآفرین باشد باید اصولی را به کار گیرد تا اساتید در کنار درس، به دانشجویان آموزش دهند. باید یادآور شد که برای انجام و تحقق این امر مهم، اولین اصل تیم‌سازی قوی است که باید مورد توجه همگان قرار گیرد.

خودت باش! تو کارآفرینی و این تنها کاریِ که از دستت برمیاد

خودت باش! تو کارآفرینی و این تنها کاریِ که از دستت برمیاد

 

ما کارآفرین‌جماعت، همیشه تحت تاثیر حرفا، قضاوت ها و فشارای بقیه هستیم، همیشه مورد انتقاد قرار گرفتیم، همیشه بهمون بار منفی منتقل شده، اما بذارید یکم با هم گپ بزنیم!

حتما شمام مثل من این عبارت ها براتون آشناست:

  • مگه دیوونه ای صبح تا شب خودتو درگیر میکنی؟
  • چرا دوس داری استرس داشته باشی همیشه؟
  • چرا الکی ذهنتو درگیر چیزی میکنی که تهش معلوم نیست چی میشه؟
  • چی میشه یه شب دیر نخوابی؟ مثِ آدم زندیگتو بکنی؟
  • چرا مثِ بقیه آدما زود بیدار نمیشی پاشی بری پشت میزت؟!
  • چرا نمی تونی رو یه کاری تمرکز کنی؟
  • چرا نمیری یه جای ثابت با حقوق ثابت مثل آدم زندگیتو کنی؟
  • فردا روز زن و بچه دار میشی، اونارو میخوای چیکار کنی؟
  • و عبارتایی مثه اینا

خوب یا بد، ما همینیم، چون خودمون انتخابش کردیم، خودمون خواستیم این شکلی باشیم، خودمون خواستیم مثل بقیه نباشیم!

پس بذار یه چیزی رو بهت بگم، «یکی مثل خودت باش، مثل بقیه زیاده، بقیه به اندازه کافی هستن! سعی کن خودِ بهترینت باشی»

واقعا مثل بقیه زیاده، خیلی راحت میشه همرنگ جماعت شد، زخم زبونای دیگرانو نشنید، قضاوت نشد و هزار تا چیز دیگه، اما ما همینیم، ما کارآفرینیم، ما خواستیم که خودمون باشیم!

ما میخوایم به رویاهامون برسیم، اسمی ازمون بمونه، تلاشمونو کرده باشیم و مهمتر از همه، همونی باشیم که خودِ واقعی‌مونِ.

خلاصش اینکه، همه میل به همرنگ جماعت شدن دارن، اما اگه تو متمایز باشی، اولش سخته، اولش طرد میشی، مسخرت میکنن، نا امیدت میکنن، قضاوت یا شماتت میکنن، تحت فشارت میذارن و زیر سئوالت میبرن!


اما الان وقتشه انتخاب کنی، کم کم خودتُ از دست بدی و بشی یکی مثل همه یا بشی یکی مثلِ خودت، اون موقع‌س که دیگه تو رو میبنین، اون موقع‌س که همون آدما میخوان مثل تو بشن، چون عادت دارن مثل دیگران بشن. عادت دارن کپی باشن، عادت دارن مثل هم باشن!

اگه از من میشنوی، خودت باش! اگه کارآفرین هستی، پس این تنها کاریِ که از دستت برمیاد

 

 

http://manuelohan.com/beyourself/  منبع

گنج نوآوری در سوله متروکه

گنج نوآوری در سوله متروکه

سال پیش اکبر علیزاده فکر می‌کرد که روزی دستاوردش به کارخانه‌ای تبدیل شود که دیگر به کوره، ماشین‌آلات و دستگاه نیاز نداشته باشد؟ روزی فکر می‌کرد که تمام تجهیزاتی که خریداری می‌کند دکور شود؟ روزی فکر می‌کرد که هر هفته و هر ماه صدها نفر از او یاد کنند؟
اکبر علیزاده در سن 93 سالگی برگه‌ای را امضا کرد که طی آن خاطراتش را در جاده مخصوص جای گذاشت. او اجازه داد، بیش از 1000 نفر در جاده مخصوص شاغل شوند و البته هر روز و هر ماه بر تعداد آنها اضافه شود.
او که 95 سال دارد در تمام مصاحبه‌هایش گفته است: «در ایران اگر کسی می‌خواهد وارد صنعت شود، می‌بایست عاشق باشد. اگر هدف پولدار شدن است، شاید واسطه گری کار مناسب‌تری باشد زیرا مشکلات عرصه تولید آن چنان زیاد است که پس از مدتی شخص را منصرف خواهد کرد، اما کسی که عاشق است می‌ماند و با کمک خلاقیت و نوآوری برای بقا مبارزه می‌کند.»
او با همین باور ذهنی، کارخانه متروکه خود را به جوانان خلاق و نوآور امروز سپرد تا آنها در این کارخانه ساکن شوند و به تولیدی بپردازند که کشور به آن نیاز دارد. در این کارخانه فکر و ایده تولید می‌شود. البته اکبرعلیزاده هم کار و صنعت خود را رها نکرده بلکه در 17 کیلومتری جاده مخصوص مستقر شده و همچون گذشته به تولید الکترود جوشکاری مشغول است.
می‌خواهم از کارخانه‌ای برای شما بگویم که رنگ و رویش تغییر کرده و دیگر هیچ آلایندگی ندارد. کارخانه‌ای که خیلی از صاحبان ایده، برای رفتن به آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند.

حوالی آزادی جنب ایستگاه بیمه

وقتی می‌گویم کارخانه؛ همه تصور می‌کنند که ما از مسافت دور صحبت می‌کنیم و فکر می‌کنند تمام کارخانه‌ها در حاشیه شهر هستند. اما برای رسیدن به این کارخانه فقط 7 دقیقه با میدان آزادی فاصله دارید، اگر با مترو هم بخواهید بروید که ایستگاه بیمه تقریباً دیوار به دیوار کارخانه نوآوری است، همان کارخانه‌ای که سال‌ها الکترود جوشکاری تولید می‌کرد.
اگر چند دقیقه روبه‌روی در ورودی، کارخانه بایستید جمعیت زیادی از زنان و مردان جوانی را می‌بینید که با انگیزه وارد این کارخانه چند هزار متری می‌شوند و می‌خواهند آینده خود را بسازند.
چین و چروک صورتش از او یک مرد 32 ساله ساخته بود. می‌خواست وارد کارخانه نوآوری شود که از او پرسیدم، شما اینجا مستقر هستید؟ گفت: دو ماهی است که به اینجا آمده‌ام و می‌خواهم برای کشورم مفید باشم، کلی ایده دارم که یک ایده آن پذیرفته شده است. با سرعت وارد کارخانه شد و به سمت یکی از سوله‌ها رفت.
پشت سر او وارد کارخانه شدیم، روبه‌روی ما و در یک ردیف تا جایی که چشم کار می‌کرد سوله (فضاهای بزرگ سرپوشیده که در گذشته خطوط تولید الکترود در آن مستقر بوده است) بود. سوله اول مربوط به کارهای اداری و به قول معروف بروکراسی بازی بود.

جریان این 8 کانتینر چیست؟

ما وارد سوله دوم شدیم. سوله‌ای که 1000 متر بود. برعکس تمام کارخانه‌ها و اداره‌ها همه لبخند بر لب داشتند و با روی گشاده با ما گپ زدند. چند دقیقه از ورودمان به سوله نگذشته بود که کانتینرهای خاکستری نظرمان را جلب کرد. در این کانتینرها افراد حسابی مشغول صحبت کردن بودند. از یکی از کسانیکه داشت از راهرو عبور می‌کرد، پرسیدیم که جریان این 8 کانتینر چیست؟ گفت: این کانتینرها برای ما حکم آینده را دارد. در این کانتینرها مذاکره می‌کنیم، قرارداد می‌بندیم و با همکارانمان جلسات تخصصی می‌گذاریم.

وقتی از آن راهرو عبور کردیم، به سالن بزرگی رسیدیم که ناخودآگاه من را یاد سالن والیبال آزادی انداخت. سالنی پر از صندلی و میزهای بزرگ که تعداد زیادی جوان دور آن نشسته و با کامپیوتر مشغول کار کردن، بودند.

اینجا زمان تعریف دیگری دارد

برای آنها زمان تعریف ویژه‌ای دارد، چرا که می‌دانند روی صندلی‌هایی که نشستند زمان زود می‌گذرد و باید جای خود را به دیگران بدهند. البته در این سالن، روز شمار و ماه شمار برای ماندن وجود ندارد، اما کسانیکه آنجا هستند، به خاطر استقلال در فعالیت، ترجیح می‌دهند بروند و برای خود دفتر و دستکی راه بیندازند.
در اینجا با اولین فردی که آشنا شدیم، در حوزه شتابنده‌ها فعال بود. شتاب دهنده‌ها مجموعه‌هایی هستند که برای ایده‌های نو و استارتاپ‌هایی که فعالیت آنها امکان تجاری‌سازی دارند، سرمایه‌گذاری می‌کنند. شتاب دهنده‌ها درصدی از سهم استارتاپ‌ها را می‌گیرند و استارتاپ‌ها با حمایت مالی که از سوی شتابنده‌ها می‌شوند، بنیه مالی برای انجام فعالیت پیدا می‌کنند و می‌توانند ایده‌های خود را عملیاتی کنند.
شتاب دهنده‌ای که با ما صحبت می‌کرد، گفت: ما به غیر از هزینه‌های مالی، زیرساخت و فضای اشتراکی هم در اختیار استارتاپ‌ها قرار می‌دهیم.

کسب و کار با یک آمپول به افراد تزریق نمی‌شود!

کسب و کار با یک آمپول به افراد تزریق نمی‌شود!

عضو هیئت علمی دانشگاه امیرکبیر با بیان اینکه جوانان امروز تصور می کنند کسب و کار با یک آمپول به افراد تزریق می شود، افزود: کارآفرین از مشق و درس متولد نمی شود.
داوود فدایی با بیان اینکه بخش اعظم افراد جامعه دنباله رو دیگران هستند و بخش اندکی ایده های کارآفرینی دارند، گفت: «12درصد افراد ریسک پذیر نبوده و ایده ای ندارند ولی دارای مهارت می باشند.»
وی تصریح کرد: «یک درصد افراد جامعه ریسک پذیر بوده و مهارت و توان نوآوری را دارا می باشند.»
فدایی ادامه داد: «در گذشته با آموزش افراد را به کارآفرین تبدیل می کردند. این افراد فاقد توان نوآوری بودند. لذا امروز کسب و کارهایی می بینیم که اگر فاقد نوآوری باشند، تنها سه ماه عمر می کنند.»
وی با بیان اینکه از درس و کتاب کارآفرین استخراج نمی شود، گفت: «یک مدرسه کارآفرینی اگر از درس و کتاب سودی می برد که اقدام به درس دادن نمی کرد.»
فدایی افزود: «در خارج کشور ابتدا تست های روانشناسی از کارآفرین می گیرند تا مشخص شود آیا جز یک درصد جامعه که دارای مهارت و ایده هستند، قرار دارد یا خیر!»
وی با بیان اینکه جوانان امروز تصور می کنند کسب و کار با یک آمپول به افراد تزریق می شود، افزود: «کسب و کار دقیقا مانند کاشت، داشت و برداشت است.»
فدایی با علام اینکه 90درصد آموزه های دانشگاهی برای بیزینس متناسب نیست، افزود: «این آموزش متناسب با بازار کار نیست. از طرفی نوآوری نیازمند خلاقیت است.»
سیدحسین حسینی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر مطالعات سیستمی مراکز رشد و نوآوری در کنار پارک های علم و فناوری را منجر به تبدیل ایده به کسب و کار دانست و افزود: «اگر دانشگاه ها خدمات یکپارچه ارائه دهند، به توسعه کسب و کار بسیار کمک می کند.»
وی نخ تسبیح کارآفرینی را ناظر بر هسته هدایت گری در دانشگاه دانست و افزود: «دانشگاه باید شرکت های بزرگ را وارد اکوسیستم خود کرده و کارآفرینی را هدایت و راهبری نماید.»
حسینی ادامه داد: «اگر هر جز بدرستی کار نکند، دانشگاه تنها به محل نمایشی برای مرکز رشد تبدیل می شود.»
وی ادامه داد: «اساتید دانشگاه و تیم آموزشی باید مقالات موضوعی را طی چندین سال بررسی کرده تا شکافی تحقیقاتی بیابند و بعد اقدام به کاری پژوهشی کرده و مقاله ای چاپ کنند. حال این استاد دانشگاه چه زمانی می تواند سراغ صنعت برود؟»
همچنین فرشید عبدی، عضو هیئت علمی دانشکده مهندس صنایع و سیستم های دانشگاه آزاد اسلامی تجاری سازی علم را از اقدامات مهم دانشگاه ها برشمرد و گفت: «بیماری مقاله نویسی را نمی توان کنار گذاشت اما باید بدانیم هیچ رویه ای در حوزه علم بهتر و کاربردی تر از یک تئوری خوب نیست!»
وی با بیان اینکه حتی اگر وارد صنعت می شویم، بدون داشتن تئوری و دانش وافی موفق نخواهیم شد، افزود: «دهه 60 بدلیل رشد جمعیت دانشگاه ها پر شد از کلاس و به مدارس بزرگی تبدیل شد و نتیجه منفی این روند را در نرخ های اقتصادی دیدم.»
عبدی با بیان اینکه برای تولید علم، صنعت و دانشگاه باید بهبود پیدا کرده باشد، گفت: «آنقدر که مقاله نوشته ایم، حوزه صنعت دچار بهبودی نشده است.»
در ادامه جعفر کرمی، مدیرعامل صندوق حمایت از توسعه کشاورزی با بیان اینکه دانشگاه های نسل سه هنوز در کشور بخوبی پیاده سازی نشده، گفت: «طرح کاراد موضوع کارآفرینی را از منظر رفع معضل بیکاری نگریسته است.»
وی ادامه داد: «امروزه شرایط اشتغال برای فارغ التحصیلان فراهم نیست؛ لذا طرح کاراد در نظر گرفته شده است تا بحث بیکاری فارغ التحصیلان مرتفع شود.»
کرمی با اعلام اینکه کارآفرینی در کشورمان باید همچون ژاپن به فرهنگ تبدیل شود، افزود: «در یک سیر منطقی اگر حتی یک کودک احساس کرد کارآفرین موفقی خواهد شد، نباید اجباری برای ورود به دانشگاه داشته باشد.»
وی افزود: «امروز کارآفرینی به فرهنگ تبدل نشده و قبل از هر اقدامی این روند باید در جامعه پیاده ساز شود.»