تجربه های خنده دار و قابل اعتماد که همه کارآفرینان از آن عبور می کنند

تجربه های خنده دار و قابل اعتماد که همه کارآفرینان از آن عبور می کنند

 

مسیر برای تبدیل شدن به یک کارآفرین ، اغلب دشوار ، خیانتکار و پر از موانع و گذرگاه های غیر منتظره از راه است. کسانی که به این سفر می پردازند ، این کار را انجام می دهند ، زیرا آنها رانده شده ، مستقل و احتمالاً کمی دیوانه هستند. به روش خوب ، البته! موفق ترین کارآفرینان دارای یک ذهن هوشمندانه ، ذکاوت شغلی قوی و یک حس طنز عمیق و پایدار هستند که آنها را در هنگام ضربه زدن به تکه های ناخوشایند ناگزیر که با هر مشاغل همراه است ، ادامه می دهد.

 

اگر تا به حال به نقطه سختی رسیده اید ، بدانید که تنها نیستید. در اینجا 8 تجربه نشان داده شده است که همه کارآفرینان با چالش روبرو هستند. ترفند این است که سر خود را بالا نگه دارید و به جلو حرکت کنید.

برقراری تماس تلفنی مهم از مکانی عجیب و غریب.

اگر تا به حال از یک سرویس بهداشتی متوقف شده از یک کامیون ، از پذیرایی عروسی یک دوست یا در هنگام تعطیلات در ساحل ، یک کنفرانس تلفنی گرفته اید ، این یک فرصت خوب است که شما یک کارآفرین زحمتکش و هر کاری را برای تحقق آن انجام می دهید وجود دارد. شکی نیست که کنفرانس موبایل نحوه کار و ارتباط با یکدیگر را تغییر داده است ، و وقتی کارآفرینی در تلاش برای راه اندازی تجارت خود هستید ، از تمام ابزارهایی که در اختیار شماست استفاده می کنید.

 

براساس داده های منتشر شده توسط InterCall ، 65 درصد از پاسخ دهندگان گفتند كه هنگام تماس تلفنی كنفرانس ، كارهای دیگری انجام داده اند ، از جمله 47 درصد كه گفته اند هنگام حمام بودن از حمام استفاده می كنند. همه ما زندگی شلوغ داریم و بسیاری از ما انعطاف پذیری و انطباق پذیری را در روز کاری و برنامه خود ارزشی قایل هستیم. بنابراین فضای اداری غیر استاندارد را در آغوش بگیرید و تشخیص دهید که در هر کجا می توانید محل کار موقت شما باشد. مرتبط: تماس ویدیویی؟ نه ممنون.

 

 

تلاش برای تأمین بودجه.

به عنوان یک کارآفرین جدید ، شما از ابتدا شروع می کنید و یاد می گیرید که روی خود شرط بندی کنید. یکی از اولین سفارشات شما این است که پول بذر لازم را جمع کنید تا تجارتتان از زمین خارج شود. این اغلب کار دشواری است و تقریباً هر کارآفرینی می تواند با آن ارتباط برقرار کند. آیا منابع مالی شخصی خود دارید که می توانید به آنها وارد شوید؟ آیا می توانید بودجه سرمایه گذاری را پیدا کنید یا یک سرمایه گذار فرشته ای که از شما حمایت کند؟ وام بانکی چطور؟ از طرف دیگر ، اگر دوست دارید دیوید دانشگر باشید ، می توانید از استعداد خود برای پوکر برای تأمین بودجه راه اندازی خود استفاده کنید. دانشگر و دو دوستش ، فربد شوراکا و گرگگ ویسشتاین ، شرکت BloomNation را پس از اینکه دانشگر بیش از 25،000 دلار در بازی در مسابقات جهانی پوکر در سال 2008 بدست آورد ، شروع به کار کردند.

وقتی به دست آخر رسید ، ویسشتین گفت که او مطمئن است که آنها را از دست داده اند ، تا زمانی که دانشگر او را مستقیماً به چشم نگاه کرد و گفت: “زمان گل است!” این دوستان با “دسته گلهای بد” تغذیه شدند ، “ منبع خبر : سایت https://www.entrepreneur.com

 

برای تحقق رویاها‌ی‌ فردا، امروز هدف‌گذاری کنید

برای تحقق رویاها‌ی‌ فردا، امروز هدف‌گذاری کنید

 

آیا برای داشتن یک زندگی یا کسب و کار رویایی تلاش می‌کنید؟ اگر جواب شما به این پرسش مثبت است ممکن در این میان دچار آشفتگی و سردرگمی شده‌باشید! آن‌چه شما باید بر روی آن تمرکز داشته‌باشید شناسایی هدف و رسالت‌تان است.

اگر شما به دنبال هدفی نیستید هیچ چیز دیگری اهمیت پیدا نخواهد کرد. هنگامی که شما هدف زندگی‌تان را پیدا کنید، می‌توانید تمام زمینه‌های زندگی خود را در جهت آن قرار دهید. در این راه شما فقط به انگیزه، اشتیاق و تفکر نیاز دارید.

برای دست یابی به هدف خود به این نکات توجه کنید:

۱.زندگی‌تان را هدفمند کنید:

«زندگی هدفمند» به معنی انجام آنچه واقعا برای شما مهم است و در تناسب با ارزش‌ها و اعتقادات شما قرار دارد. کسی نمی‌تواند به شما توضیح دهد این امر به چه معنا‌ست، زمانی که هدف زندگی خود را درک کردید به مفهوم آن نیز پی خواهید برد.

وقتی برای زندگی خود هدفی در نظر نگرفته باشید، همه چیز مبهم و بی رنگ است. شما هم به طور دایم بی حوصله و مشغول هستید و همیشه احساس خستگی می‌کنید.

هنگامی که شما در تلاش برای دستیابی به هدف ارزشمند زندگی‌تان هستید، زندگی درست است. همه چیز آسان است، و همه چیز به طور منظم انجام می‌شود. شما احساس زنده بودن خواهید کرد و سرشار از شور و اشتیاق هستید. در مورد نحوه رسیدن به هدف‌تان نگرانی نداشته باشید، ممکن است در این مسیر دچار ترس شوید، به آن توجهی نکنید و فقط به هدف‌تان بیندیشید!

۲.به ندای درون‌تان گوش دهید:

به غیر از خودتان کسی نمی‌تواند پاسخ‌تان را بدهد. فقط یک نفر وجود دارد که به شما کمک می‌کند، خودتان!

تمرینات زیادی برای برقراری ارتباط با درون انسان وجود دارد و به شما می‌تواند کمک کند، اما شما به آن‌ها نیاز نخواهید داشت چرا که هر انسانی می‌داند چگونه احساس زنده بودن می‌کند. کافی‌ست به دلایل شادی وموفقیت‌تان توجه داشته باشید.

مطمئن نیستید که ماموریت شما چیست؟ شما می توانید هدف خود را در قالب کلمات قرار دهید. با این وجود گاهی اوقات برای برقراری ارتباط با درون‌تان دچار سردرگمی می‌شوید به خصوص هنگامی که برای مدت زمان زیادی آن را نادیده گرفته باشید.

می توانید با انجام این تمرین خود را از این سردرگمی نجات دهید، از خودتان بپرسید: چه چیزی را باید بدانم و به چه چیزی باید گوش دهم؟

سپس به جواب اعتماد کنید. شما همچنین می‌توانید این کار را به عنوان بخشی از مدیتیشن یا در حین راه رفتن یا رانندگی انجام دهید.

۳.به خودتان اعتماد کند :

هیچ راه درست یا غلطی برای زندگی وجود ندارد. اگر شما از شهود و حس خود پیروی نمی‌کنید، شما همچون دیگران زندگی می‌کنید. هیچکس نمی‌تواند به شما بگوید که چگونه باید باشید!

همیشه رویکرد دیگری وجود دارد. برای دستیابی به هر هدفی هزاران راه وجود دارد، راه خودتان را بیابید. رهبران برای تعیین چشم انداز، کارهای متفاوتی انجام می‌دهند؛ به همین دلیل برجسته هستند. آن‌ها آن چیزی را که برای شان مناسب‌تر است را پیدا می‌کنند.

تصور کنید که فرد موفقی هستید. هیچ کس شما را سرزنش نخواهد کرد چرا که شما در قله موفقیت قرار دارید.

از خودتان بپرسید: چه کسی باید باشید؟ چگونه باید رفتار کنید؟ اعتماد و اعتماد به نفس کلید موفقیت شما‌ست!

با اعتماد به نفس تصمیمی را بگیرید که می‌دانید بهترین تصمیم برای شماست.

دست‌تان را روی قلب‌تان بگذارید و به خود بگویید:« من به توانایی خود در تصمیم گیری اعتماد دارد و بهترین تصمیم را می‌گیرم.»

برای هر بخشی از زندگی تان که نیاز به تصمیم‌گیری مهمی دارد این کار را انجام دهید.

۴.احساس ترس کنید و بر آن غلبه کنید:

ناشناخته همیشه ترسناک است. ترس بخشی از وجود هر انسانی است، اما نمی‌تواند بر شما غلبه کند مگر این که شما این اجازه را بدهید.  به هر حال اقدامات خود را به سوی اهداف خود انجام دهید.

اگر برای هدف خود کاری انجام نداده‌اید تغییر را آغاز کنید و از انجام تغییر نترسید.

۵.لیست کارهای خود را بازنویسی کنید:

زمان گرانبهاست و باید برای آن ارزش قایل باشید . به طور مداوم اهداف و رویاهای خود را در یک سند به نام «ساختن زندگی خودم» تعیین کنید. اطمینان داشته باشید این فعالیت‌ها و این سند را برای خودتان تنظیم کرده‌اید نه دیگران! اقدامات مورد نیاز را شناسایی کنید و به طور مداوم برای دستیابی به آن برنامه‌ریزی کنید.

بازه زمانی یک ساله برای خود در نظر بگیرید و برای دست‌یابی به هدف خود در تلاش باشید. در پایان زمان مقرر این سوالات را از خودتان بپرسید: آیا مواردی که در لیست شما قرار داشتند در حال حاضرهم مهم هستند؟ در چه موقعیتی قرار داشتم و الان در چه موقعیتی قرار گرفته‌ام؟

موارد را در فهرست خود مرور کنید؛ یا آنها را حذف کنید، یا برای انجام آن‌ها برنامه‌ریزی کنید و یا آن‌ها را به شخص دیگری محول کنید.

6.روز خود را بررسی کنید:

پیش از آنکه صبح از تخت‌خواب بلند شوید، از خودتان بپرسید امروز برای من چه اهمیتی دارد؟ چگونه روز خوبی برای خود بسازم؟

بسیاری از کارهایی که ما در طول روز انجام می‌دهیم، باعث می‌شود به خودمان توجهی نداشته باشیم. بنابراین به خودتان توجه کند، فقط زمانی را به خودتان اختصاص دهید، بنشینید یا مجله مورد علاقه‌تان را حتی برای ۱۵ دقیقه مطالعه کنید.

قبل از تصمیم گیری یا اقدام، از خودتان بپرسید: آیا می خواهم این کار را انجام دهم؟ آیا این کار درستی است؟ آیا من این کار را دوست دارم؟

۷.به نیازتان توجه کنید:

وقتی برای دستیابی به هدف درست کار می‌کنید، ارزشمند است. شما می‌توانید انتخاب کنید که خودتان را انکار کنید یا به قلب و روح خود توجه کنید. برای تحقق رویاهای فردا، امروز هدف‌تان را مشخص کنید.

اگر نتایجی را که امروز می خواهید به دست نیاوردید نگران نباشید. موفقیت زمان‌بر است، به همین دلیل است که بیشتر مردم تسلیم می‌شوند. هرگز به عقب نگاه نکنید. از شکست‌ها نهراسید و ادامه دهید!

برگرفته از سایت entrepreneur

کارآفرینی که برای بهبود زندگی بشر علم و نوآوری را در هم آمیخت

کارآفرینی که برای بهبود زندگی بشر علم و نوآوری را در هم آمیخت

 

اریک بیونتگارد را می‌توان یکی از کارآفرینان سرسخت دوران حاضر دانست، کارآفرینی که علم و نوآوری را به گونه‌ای با یکدیگر ترکیب می‌کند که می‌تواند بهبود زندگی بشر را به همراه داشته باشد.
«اریک بیونتگارد» را در حال حاضر به عنوان رئیس و همچنین بنیانگذار (Total Communicator Solutions) می‌شناسند. اریک برای میلیون‌ها نفر از مردم ارزشی بی‌سابقه از طریق هوشمندسازی دستگاه‌ها به ارمغان می‌آورد. در یک گام فراتر او اجازه می‌دهد شهرهای هوشمند حتی بسیار سریع الانتقال شوند و به شما اجازه شخصی‌سازی، انتخاب، زمینه سازی و حتی احساس کردن تجربیاتی را می‌دهد که ممکن است باعث بهبود زندگی شما شوند.

 

توسعه روباتیک‌های زیردریایی

سفر اریک برای تبدیل شدن به یک کارآفرین، ریشه در دوره چهار ساله تحصیلات او در دانشگاه سالفورد انگلستان در سال ۱۹۸۶ دارد. دوره‌های آکادمیک او به پایان رسیده و زمان ترک دانشگاه بود. روزهای باقی مانده روزهایی بود که اریک در مورد شغل آینده‌اش پس از کار در مرکز فناوری زیردریایی نروژ از خود می‌پرسید، در واقع او مشتاق بود تا روباتیک‌های زیردریایی را به سمت دریای شمال توسعه دهد. مدت زمان زیادی نگذشت که تصمیم خود را گرفت و به ایالات متحده سفر کرد، کشوری که به شما به عنوان یک مهندس جوان و جویای به دست آوردن تجربیات جدید وعده‌های تازه می‌دهد تا به‌ جای کشف و توسعه وسایل نقلیه فضایی در عمق فضا به دنبال آن بر روی زمین باشید.

گردآوری گروه کوچکی از متخصصان همفکر

پس از سال‌ها کار بر روی جت‌های جنگی، شاتل فضایی، هوا‍پیماهای تجاری و مهندسی علوم موشکی، که به دنبال چند سال کار در زمینه املاک و مستغلات آمده بود، اریک به شرکت کوالکام Qualcomm پیوست؛ شرکت غول مخابراتی که بسیار هم شناخته شده بود. پیش از آن اریک همچنین نقش رهبری اجرایی در بخش تحقیق و توسعه شرکت را بر عهده داشت. درست همین‌جا بود که او به نقطه تلاقی دلخواهش رسید؛ علم و پیشرفتی که با تکنولوژی آمیخته شده و پرداختن به آن می‌توانست ارزش و چشم انداز زندگی واقعی را با تغییراتی مواجه کند.

او به وجود یک راه حل و پلتفرم احساس نیاز کرد که بتواند در شرایط موجود فناوری‌های در دسترس را به سیستم عامل‌های قابل استفاده و قدرتمند متصل کند. به همین منظور در سال ۲۰۱۲ اریک گروه کوچکی از متخصصان همفکر را گرد هم آورد تا با هم اندیشی و صرف منابع و بودجه محدود به نقطه مورد نظر او دست یابند.

طراحی پلتفرم کامل و دقیق بازاریابی

بیونتگارد به همراه تیم کارشناسان صنعتی، معماری و توسعه یک نوع پلتفرم (PaaS) را به دست آورد که شبکه‌های حسگر موجود، ‌دستگاه‌ها و کاربران آنها را به یکدیگر متصل می‌کند. آنها در کنار یکدیگر یک پلتفرم کامل و دقیق بازاریابی سیار به وسیله اپلیکیشن‌های پویای تلفن همراه طراحی کردند؛ پلتفرم اسپارک کامپس Spark Compass. یک موتور قدرتمند برای پردازش داده‌های بزرگ، داده‌هایی که توزیع شده هستند. منظور از داده‌های توزیع شده، داده‌هایی است که بر روی چندین کامپیوتر قرار دارند و نیاز است تا مورد پردازش قرار گیرند.

اگر چندین کامپیوتر در اختیار داشته باشید می‌توانید از این طریق، موارد پردازش داده‌ها را به صورت موازی بر روی کامپیوترهای مختلف اجرا کنید و نتیجه را به صورت تجمیع شده بر روی یک کامپیوتر قرار دهید. در حقیقت این پلتفرم به شما اجازه می‌دهد تا از سیستم‌های مختلف ذخیره سازی توزیع شده استفاده کنید.

گسترش همکاری با شناخته شده‌ترین برندها

امروزه اسپارک کامپس به عنوان یک پلتفرم اختراعی به ثبت رسیده است. ارائه دهندگان و همکاران اسپارک کامپس در سراسر جهان، شرکای شبکه و شرکای هم‌پیمان سیستم از ATOS, Qualcomm,CGI و همچنین سامسونگ را تا شرکای محلی کوچکتر تشکیل می‌دهند. اریک بیونتگارد درباره جایگاه فعلی این پلتفرم می‌گوید: «این مسیری است که ما برای مطرح شدن طی کرده‌ایم و در نهایت با برخی از شناخته شده‌ترین برندها شراکت خود را بیش از پیش گسترش می‌دهیم. پلتفرم اسپارک کامپس بارها مورد امتحان و راستی آزمایی در استقرار شرکت‌های تجاری واقعی در بازارهای متعدد قرار گرفت. این فرآیند در حال تبدیل و نتیجه‌ دهی است که هم اکنون توسط شرکای ما در این شبکه در سطح جهانی تایید و مورد ترویج قرار می‌گیرد.»

فراگیری پلتفرم‌های ارتباطات هوشمند

اگر قرار باشد از سمت مقابل و روبه‌روی اریک نگاهی به پیشینه او بیندازیم، می‌بینیم که اریک Total Communicator Solutions را هدایت کرد تا به یک پلتفرم کاملا متصل و هوشمند تبدیل شود؛ این راه حل، تجزیه و تحلیل داده‌های واقعی را با داده‌های سنسورهای واقعی در اختیار کاربر قرار می‌دهد تا «ارتباطات واقعیت تکمیلی» را که موقعیت مکانی، مشخصات مورد نیاز در تبادل و ثبت شده به وسیله کاربر و اطلاعات فعالیت‌های او را با یکدیگر ترکیب می‌کند تا اطلاعات انتخاب شده دستگاه‌های موبایل و دیگر نمایشگرها را به یکدیگر منتقل کند. اختراع ثبت شده این شرکت شامل تعداد پلتفرم‌های ارتباطات هوشمند متنی است که از پرگار و جهت یاب تا سنسورهای شهر هوشمند را در برمی‌گیرد. تعداد نصب و به کارگیری اسپارک کامپس Spark Compass در این میان قابل توجه است که مورد استفاده فرودگاه‌ها، بیمارستان‌ها، تسهیلات دانشگاه‌ها، سالن‌های ورزشی، استادیوم‌ها و مراکز کنفرانس قرار گرفته است.

کاربران این اپلیکیشن عموما در سن دیه‌گو، کالیفرنیا و دیگر موقعیت‌های مکانی ایالات متحده با پذیرش مقررات ایالات متحده و همچنین اسپانیا، مکزیک، انگلستان، نروژ و نیوزیلند قرار دارند. مشتریان توتال کامیونیکتر به طور معمول برندهای بسیار بزرگ هستند که دارایی‌های بسیار زیادی دارند، این شرکت فراتر از رویکرد کسب و کار متعارف، هدف خود را تلاش برای گسترش این برندها تعیین کرده است و این گسترش نباید تنها از طریق گسترش برنامه‌های آنها باشد. بنابراین لازم است شرکت‌ها ابزار لازم را فراهم کنند، ابزارهایی که مشتری در رابطه با آنها اعلام نیاز می‌کند تا از این طریق بتوانند پیام‌های برند تجاری خود را به طرفدارانشان برسانند.

توانایی راه حل‌های توتال کامیونیکیتر

اریک در گفت‌وگویی درباره این پلتفرم توضیح می‌دهد: این دستاورد ویژه، ما را توانمند می‌کند تا از طریق سیستم‌های میراث از پایگاه داده‌های مشتریان تا برنامه‌های موجود را برای مشتریان تکمیل کنیم. تلاش ما این است که ارتباطات را برای مشتری افزایش داده و وفاداری خود را به مشتری‌ها و طرفداران اثبات کنیم. توتال کامیونیکیتر این کار را با اطمینان از این که اپلیکیشن‌های برندهایی که می‌سازد و با آنها تعامل برقرار می‌کند باعث می‌شود تا در نهایت برندها را در یک ارتباط متقابل با مشتریان آنها قرار می‌دهد. ما حتی می‌توانیم از این پلتفرم برای افزایش و بهبود گفت‌وگوهای داخلی و برقراری ارتباطات و بهبود عملیات هم استفاده کنیم. اسپارک کامپس، پلتفرمی در مجاورت تلفن همراه و در واقع یک قطب نما یا پرگار مغز است که شما را قادر می‌کند تا طیف گسترده‌ای از تجارب در سراسر جهان داشته باشید. بر اساس تکنولوژی ثبت اختراع، از جدیدترین نوآوری‌ها در نزدیکی برج‌های دیده‌بانی، یکپارچگی سنسورها، حصارهای جغرافیایی، واقعیت تکامل یافته و واقعیت مجازی تا تعدادی از موارد دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد و «ارتباطات هوشمند تکامل یافته» را تشکیل می‌دهد و کسب و کارها را قادر می‌کند تا با سازمان‌ها بازاریابی پویا داشته باشند و همچنین ارتباطات داخلی و خارجی آنها را نیز دربرمی‌گیرد. نتیجه نهایی توانایی بازگشت آسان زمان واقعی است، هوش مصنوعی تجربه‌هایی را به افراد در مکان‌هایی همچون مراکز کنفرانس، دانشگاه‌ها، فرودگاه‌ها، مراکز پزشکی و بیمارستان‌ها، رویدادها، ساختمان‌های ادارای و مقاصد توریستی منتقل می‌کند و در یک گام فراتر از هوش مصنوعی می‌توان به جرات گفت اسپارک کامپس در حال حاضر ترکیبی از همه این موارد است.

صنعت اینترنت به سرعت در حال گسترده شدن است و به نظر می‌رسد همه چیز برای یک آینده بی نظیر تنظیم شده است. در این میان برخی مدل‌های جالب کسب و کار هم ظهور کرده‌اند و راه حل‌های توتال کامیونیکیتر هم در این میان توانایی دارد تا کارآیی کسب و کار مبتنی بر مکان را متحول کند. این شرکت به رهبری اریک بیونتگارد به دنبال دستاوردهای نوآورانه و خودمحور است که اشتیاق برای کسب تجربه‌های جدید و شهر هوشمند سریع الانتقال دارد.

با جوانان ایرانی فعال در سیلیکون ولی آشنا شوید

با جوانان ایرانی فعال در سیلیکون ولی آشنا شوید.

ایرانیان بسیاری از مدیران اجرایی و بنیان‌گذاران گرفته تا سرمایه‌گذاران در سیلیکون ولی فعالیت می‌کنند.

بیایید به داستان آرش فردوسی، هم‌بنیان‌گذار دراپ‌باکس (Dropbox) بپردازیم. آرش فردوسی در کانزاس و از والدین مهاجر ایرانی متولد شد. وقتی که در MIT مشغول به تحصیل بود، طی یک دوره تابستانی کارورزی با پرتوی ملاقات کرد. پرتوی از وی خوشش آمد و وقتی فردوسی MIT را برای راه‌اندازی دراپ‌باکس ترک کرد، به او مقداری سرمایه‌ اولیه پیشنهاد داده و توصیه‌های زیادی هم برای او داشت. وقتی فردوسی به همراه هم‌کارش درو هیوستون (Drew Houston) دراپ‌باکس را برای جمعی از سرمایه‌گذاران احتمالی توضیح می‌داد، با پژمان نوزاد آشنا شد. نوزاد در استارتاپ‌هایی همچون Doordash و شرکت دراپ‌باکس سرمایه‌گذاری کرده است.

فردوسی می‌گوید:

به محض اینکه ارائه ما تمام شد، پژمان به سمت ما دوید و با من به فارسی شروع به صحبت کرد. او بسیار هیجان زده بود، هم برای ایده‌مان و هم برای اینکه من ایرانی بودم.

نوزاد قبلاً یک تاجر فرش و قالی بود که به یک سرمایه‌گذار در دایره‌ی فناوری ایرانی-آمریکایی‌ها مبدل شده بود. برای سالیان سال، نوزاد در روزهای جمعه و در پالو آلتو یک صبحانه‌ی ایرانی تدارک می‌دید.

برنامه صبحانه وی چنان محبوب شد که نسخه‌های مشابه آن هم‌اکنون در سان‌فرانسیسکو،  منلو پارک، اورنج کانتی، ونکوور، بارسلونا و لندن برگزار می‌شود. او از سرمایه‌گذاران اولیه در تعدادی از شرکت‌های موفق فناوری با بنیان‌گذاران ایرانی-  آمریکایی مانند Aquantia ،SoundHound و AppLovin است. بعد از ملاقات با فردوسی، وی در دراپ‌باکس سرمایه‌گذاری می‌کند.

نوزاد می‌گوید:

وقتی که من به کارآفرینان نگاه می‌کنم، دنبال بخشی از خودم در تمامی این مردم می‌گردم و اگر آن را پیدا کنم به سرعت ارتباط برقرار می‌کنم. وقتی شما ایرانی باشید و ما درباره‌ی غذا، داستان زندگی و فرهنگ با هم صحبت کنیم، مانند آهنربا جذب هم می‌شویم.

 

منبع خبر : سایت زومیت

 

کارآفرینی شغل نیست؛ کارآفرینی هنر است

کارآفرینی شغل نیست؛ کارآفرینی هنر است.

 

طی دهه گذشته افراد فکر می‌کردند که اگر بتوانند متدولوژی‌های قابل‌تکراری برای مراحل اولیه راه‌اندازی کسب‌و‌کار پیدا کنند، کارآفرینی به یک «علم» تبدیل می‌شود. در این صورت هر کسی قادر به اجرای قواعد آن خواهد بود.

این فرض می‌تواند اشتباه باشد. البته نه به این معنا که ابزارهای مناسبی برای کارافرینی طراحی نشده‌ باشد، اتفاقا پایه و اساس مدیریت کارآفرینی درست و منطقی است و سهم عمده‌ای در کاهش شکست استارتاپ‌ها دارد. اشتباه ما جایی‌ست که فکر می‌کنیم هرکسی می‌تواند از این ابزارها به‌درستی استفاده کند و بیشترین بهره‌برداری را داشته باشد.

کارآفرینی هنر است نه شغل:

دو نوع هنرمند را در نظر بگیرید: «آهنگ‌ساز» در مقایسه با «نوازنده آهنگ» یا «نمایشنامه نویس» در مقایسه با «بازیگر». بنیان‌گذار در شکل‌گیری کسب‌و‌کار نقش همان آهنگساز را در شکل‌گیری موسیقی ایفا می‌کند.

او چیزهایی را می‌بیند که دیگران قادر به دیدن آن نیستند و به تیم کسب‌و‌کار کمک می‌کند تا بتوانند از هیچ، چیزی جدید خلق کند. خلق چیزهایی که کمتر کسی قادر به دیدن آن‌ها بشد، وظیفه کلیدی هر بنیان‌گذار است. این مهارت بسیار متفاوت از علومی مانند مهندسی یا مدیریت است.

ارکنان کارآفرین افراد با استعدادی هستند که در اصطلاح صدای سوت کارخانه را به همان شکلی می‌شنود که بنیان‌گذار می‌شنود. آن‌ها درحالی به یک استارتاپ ملحق می‌شوند که هنوز به دنبال یک مدل کسب و کار پایدار است و وعده تحقق اهدافی را می‌دهد که در هاله‌ای از ابهام قرار دارند. کارکنان کارآفرین با پیوستن به بنیان‌گذار و تیمش دیدگاه‌های او را به‌عنوان بخشی از زندگی‌شان می‌پذیرند.

سپس بنیان‌گذار هر مهارتی را که او و تیمش را منحصر‌به فرد می سازد از جمله اشتیاق،‌ چابکی، انعطاف‌پذیری،‌ توانایی ایجاد نظم از دل بی‌نظمی،‌ کشف‌و‌یادگیری، کنجکاوی، رهبری و تمرکز دقیق روی اجرا را به‌کار می‌گیرد تا به یک فرایند پالایش دیدگاه منجر شود و بتواند واقعیتی را ایجاد کند.

بنیان‌گذاران و کارکنان کارآفرین هر دو ترجیح می‌دهند تا چیزی را از دل فرایندهای‌شان استخراج کنند که به موجودیت یک شرکت بپیوندد. مانند موسیقی‌دانان حرفه‌ای یا ستارگان سینما که ترجیح می‌دهند در یک محیط نامنظم با ناشناخته‌های چندگانه کار کنند.

آن‌ها کلیت مسیری که به سمت آن کشیده شده‌اند را درک و حس کرده‌اند، با عدم اطمینان و شگفتی‌های آن کنار می‌آیند و با استفاده از هوش طبیعی و ابزارهایی که در دست دارند،‌ برای تحقق هدف و چشم‌اندازشان رو به جلو پیش می‌روند.

«بنیان‌گذار در شکل‌گیری کسب‌و‌کار نقش آهنگساز در شکل‌گیری موسیقی را ایفا می‌کند.»

ابزارها هنرمند نمی‌سازند:

در سال ۱۹۸۴ زمانی که برنامه‌های طراحی صفحه با مکینتاش عرضه شد، همه فکر می‌کردند این‌جا دیگر پایان کار هنرمندان و طراحان گرافیک است. چون دیگر هرکسی می‌تواند کار طراحی را انجام دهد. کاربران به سرعت آموختند که یک طراحی خوب چقدر سخت است. البته تعجبی هم ندارد چون طراحی خوب یک هنر است و مجددا این متخصصان و طراحان حرفه‌ای هستند که استخدام می‌شوند. در واقع کسی که از آلات موسیقی استفاده می‌کند، الزاما نمی‌تواند همان آهنگی را بسازد که علاقه‌مندان منتظر شنیدنش هستند.

اگر ابزارها هنرمند نمی‌سازند پس چه چیزی هنرمند می‌سازد؟

آهنگ‌سازی مقوله‌ای است که از دوران شکل‌گیری تمدن‌ها تاکنون رواج داشته است. اما این بحث که چه چیزی توانسته است یک آهنگ‌ساز بزرگ بسازد، همچنان به‌صورت یک معما باقی مانده است. آیا آهنگ‌سازی یک فرایند است؟ (استفاده از استراتژی‌های آهنگ‌سازی در فرایند آهنگ‌سازی‌؟) آیا آهنگ‌سازی با ویژگی‌های شخصی فرد مثل توانایی‌های موسیقی، اعتماد به نفس موسیقی، نمرات آکادمیک، IQ و جنسیت ارتباط دارد؟  آیا آهنگ‌سازی با محیط و اجتماع مثل والدین، معلمان، دوستان، خواهر و برادر، مدرسه، جامعه، یا ارزش های فرهنگی ارتباط دارد؟ آیا آهنگسازی تمرین مداوم است. مثلا10،000 ساعت تمرین برای کارآموزی؟

شاید بتوانیم تعداد بنیان‌گذاران و کارکنان کارآفرین را با ابزارهای بهتر، پول بیشتر و آموزش‌های عالی افزایش دهیم، اما اگر حقیقتا بدانیم چگونه خلاقیت را آموزش بدهیم این امکان به قطعیت نزدیک‌تر می‌شود.

بنیان‌گذاران کسب‌و‌کار و کارآفرینان چیزهایی را می‌بینند و خلق می‌کنند که هرکسی قادر به دیدن آنها نیست. کارآفرینان افرادی نادر، هنرمند و با ویژگی‌های منحصر به فرد هستند. هرکسی نمی‌تواند هنرمند باشد.

 

مترجم: نازنین توکلی (کارشناس ارشد مدیریت صنعتی)

برگرفته از سایت medium.com

نگاهی بر مدل کسب‌و‌کار فروشگاه همواره تخفیف افق کورو

نگاهی بر مدل کسب‌و‌کار فروشگاه همواره تخفیف افق کوروش

امروزه بسیاری از کسب و کارها نسبت به محیط رقابتی خود آشنا هستند. محیط رقابتی دنیای کسب و کارها را می‌توان با استفاده از ابزارهایی شناخت و از رقابت به بهترین شکل استفاده کرد و پیشرفت را برای کسب و کار خود به ارمغان آورد. اگر بپذیریم برای هرکار به ابزاری نیازمندیم، می توانیم با استفاده از همین ابزارها کسب‌و‌کارمان را رونق داده و گوی سبقت را از رقبای‌مان برباییم.

در مطلب قبلی به بررسی آمیخته بازاریابی برای فروشگاه همواره تخفیف پرداختیم. در این مطلب مدل کسب‌وکار و پنج نیروی رقابتی فروشگاه همواره تخفیف کوروش، را به اختصار بیان می‌کنیم

 

مدل کسب‌وکار چیست؟ همه چیز درباره مدل کسب و کار به زبان ساده

پنج نیروی رقابتی پورتر:

شدت رقابت: (متوسط رو به بالا)

در صنعت خرده فروشی رقبای زیادی برای افق کوروش وجود دارد. نظیر جامبو و … با توجه به متغیر بودن بازارهدف این رقبا بازهم شدت رقابت بسیار بالاست. پراکندگی جغرافیایی این رقبا، همانند افق کوروش زیاد است اما می‌توان گفت با در نظرگرفتن تخفیف همیشگی تا حدودی تمایز رقابتی ایجاد بشود. علاوه بر آن رقبایی نظیر سوپر مارکت‌ها همیشه حضور داشته و بسیاری از مشتریان وفادار به این نوع خرده فروشی ها هستند.

 

تهدید کالای جایگزین: (متوسط رو به بالا)

وجود رقبایی نظیر فروشگاه ها، سوپر مارکت ها و پراکندگی جغرافیایی سبب می شود تهدید کالای جایگزین بالا باشد. چرا که مشتریان به راحتی می توانند تامین کننده محصولات مورد نظر خود را تعویض کنند.

 

قدرت چانه زنی خریداران: (متوسط رو به پایین)

• حساسیت قیمتی:
کشش قیمتی در کورش بالاست. کوروش محصولات تند مصرف را به فروش می رساند. محسولات کوروش نسبت به رقبا تمایزی نداشته چرا که همه به فروش محصولات تند مصرف پرداخته لذا حساسیت قیمتی وجود داشته است. اما کوروش با وجود در نظر گرفتن تخفیفات همیشگی این امر را کنترل کرده است. محصولات مورد نظر به دلیل حیاتی بودن آن دارای حساسیت کمتری هستند.

  • قدرت چانه زنی نسبی:
    خریداران محصولات جزیی را خریداری می‌کنند و تعداد این خریداران زیاد بوده لذا قدرت چانه‌زنی آن‌ها کاهش می‌یابد.
    به دلیل آگاهی نسبی نسبت به محصولات و عدم پیچیدگی فرایند تولید و مصرف آن قدرت چانه زنی آن‌ها افزایش می‌باید.
    با در نظر گرفتن تمامی این مسایل می‌توان گفت قدرت چانه زنی خریداران متوسط رو به پایین است .

 

  • قدرت چانه زنی تامین کنندگان:

برندهایی موجود در  فروشگاه کوروش ، تامین کنندگان کوروش هستند.
به دلیل قدرت بالای فروشگاه‌های زنجیره‌ای در فروش محصولات و ایجاد جریان درآمدی سریع برای برندها و تامین کنندگان و تعداد بالای تامین کنندگان، تامین کنندگان قدرت چانه زنی پایینی دارند. اما با وجود تحریم های اخیر و افزایش تقاضا برای محصولات ایرانی، قدرت تامین کنندگان نسبت به قبل افزایش یافته است اما با این حال،هنوز قدرت چانه زنی آنها پایین است

  • خطر ورود رقبای جدید: (پایین)

• الزامات سرمایه:
در صنعت خرده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای نظیر افق کوروش نیاز به سرمایه بسیار زیاد است. این صنعت علی‌رغم صنعتی مثل کسب و کارهای اینترنتی که موانع کمی برای ورود رقبا و تازه واردین وجود دارد، دارای موانع بسیاری است.

• صرفه جویی ناشی از مقیاس:
کسب‌و‌کارهای تازه‌وارد به دلیل سهم کم در بازار، هزینه زیادی را متقبل می‌شوند و این موضوع تازمانی که به ‌سهم بازار مناسبی دست یابند ادامه دارد.

• تصمیم مشتریان:
با وجود برند همیشه تخفیف دار و همیشگی افق کوروش و وجود مشتریان وفادار رقبای جدید در برند سازی  جلب اعتماد مشتریان با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد.
در گذشته توافق حضور برندهایی از فروشگاه های زنجیره ای از شرق آسیا در ایران شد. اما به دلیل تحریم ها این موضوع به تعویق افتاده است و در حال حاضر، تهدیدهای اصلی فروشگاه های اینترنتی فروش کالا هستند که پا به عرصه گذاشتند.

نویسنده: ملیکا نصیر (کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی)

معرفی کارآفرینانی عجیب نام کارآفرین  Gustavia Lui 

معرفی کارآفرینانی عجیب

نام کارآفرین  Gustavia Lui

محل کار قبلی : توسعه دهنده شبکه های اجتماعی

کسب و کار فعلی : صاحب یک فروشگاه اینترنتی کفش های زنانه

مهارت های بدست آورده از شغل قبلی : گوش کردن – خدمات و پشتیبانی مشتریان – تطبیق پذیری – حل مشکلات

 

کار قبلی من پیدا کردن مشکلات مردم و حل آن بود و باید به سرعت و زیر فشار فکر می کردم تا بتوانم بهترین خدمات را به مشتریان عرضه کنم .

من در گذشته هیچ آموزشی در زمینه کسب و کار ندیده بودم اما هر لحظه از کارم برای من آموزشی به حساب می آمد . همچنین توانستم هر چیزی را که یاد گرفتم در کسب و کار فعلی نیز اعمال نمایم . برای مثال تلاش کردم بیشتر از این که حرف بزنم گوش کنم .

در فرایند کسب و کار اگر به مشتریانتان گوش ندهید ، بخش بزرگی از آن را از دست داده اید و بسیار کمتر رشد خواهید کرد .

به نظر من ، مهربانی و شفقت چیزیه که می تونه هر کسب و کاری را شکوفا کنه و به همین دلیل به آن زیاد توجه می کنم و در پایان باید تذکر بدم که کسب و کار بدون مردم ، هیچ ارزشی ندارد .

این مهم است که مشتریان خود را از هر چشم اندازی بشناسید و لزومی ندارد که همیشه با آن ها موافقت کنید ، فقط کافی است مهربانی باشید و با روی شاد با آن ها برخورد کنید . همچنین از انجام کار های جدید هراس نداشته باشید . در کار قبلی من همه چیز سیاه و سفید نبود و من تلاش می کردم برای حل مشکلات از روش های متنوع و جدید استفاده کنم . در هر کسب و کاری این مهم است که شما از شرایط راحت خودتان بیرون بیایید و چیز هایی را امتحان کنید که هرگز انجام نشده اند . درست است که این کار قدری ترسناک است اما یک کسب و کار موفق ، به شدت به آن نیازمند است .

منبع: سایت کاموا

برندآفرینی شهری

برندآفرینی شهری

نویسنده: دکتر شیوا شعبانی / پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

برند شهری، دارایی مهمی برای توسعه پایدار شهری و وجه تمایز بین شهر است. برند آفرینی شهر پدیده‌ای است که شهرها برای نیل به مزیت رقابتی پایدار در عصر جهانی‌شدن و بسترسازی برای کارآفرینی، به آن نیاز دارند. برند شهری ابزاری مؤثر برای توسعه شهرها و درواقع وجه تمایز شهرهاست و موفقیت آن‌ها را فزونی می‌بخشد و بر ارزش‌آفرینی و توسعه اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و به‌تبع آن جذب و توسعه سرمایه‌گذاری، رونق گردشگری، انتقال فناوری و … تأثیر می‌گذارد.

اهمیت برند شهری، از دهه 1990 با دیدگاه‌هایی نظیر دیدگاه پورتر و تغییرات شگرف در توزیع توان اقتصادی کشورها، روزافزون شده است. سه عامل سرمایه‌گذاری جدید، نوآوری و توسعه شرکت‌ها و توریسم، از عوامل مؤثر در توسعه محلی، شناخته‌ شده‌اند. لذا امروزه رقابت شدیدی بین مناطق و شهرها در جهت تقویت عوامل فوق و درنتیجه افزایش مزیت رقابتی مناطق به وجود آمده است.

با شنیدن نام یک شهر، تصویری مطلوب یا نامطلوب در ذهن ما تداعی می‌گردد؛ این تصویر می‌تواند از تعامل ما با ساکنان شهر و یا از تبلیغات توصیه‌ای و … نشات گرفته و ابعادی چون: تصویر اجتماعی (مانند تصویری که از مردم، رفتارها، هنجارها، نمادها و آیین‌های آن جامعه داریم)، تصویر اقتصادی (مانند سطح توسعه‌یافتگی، فضای کسب‌وکار، ظرفیت‌های اقتصادی و …)، یا تصویر کالبدی (مبلمان شهری، موقعیت جغرافیایی، معماری و گردشگری و …) و یا تصویری که از گذشته تاریخی آن شهر داریم را شامل شود.

 

برند آفرینی شهری، بازاریابی تصویر شهر را به شیوه‌های مختلف از طریق تبدیل تصویر بصری شهر به یک تصویر برند، بهبود می‌بخشد و ویژگی‌های منحصربه‌فرد شهر، برجسته‌سازی می‌شود و یک تصویر شهری پایدار ایجاد می‌شود. برندها ممکن است به خلق ایده‌های جدید و نوآوری منجر شوند که روح و جان کارآفرینی است. با درنظرگرفتن شرایط حاکم بر اقتصاد کنونی، برند آفرینی لازمه کارآفرینی و حتی تعیین‌کننده رشد و سقوط یک کسب‌وکار است. در جهان رقابتی امروز، به برند آفرینی شهر به‌صورت فرآیندی پیوسته، کل‌نگر، تعاملی و بسیار پردامنه توجه شده است. برند آفرینی شهری موجب رونق اقتصادی و تغییرات اساسی در سبک زندگی ساکنان محلی می‌شود.

درواقع در تعریفی نسبتاً جامع، می‌توان مدیریت شهرها را تلاش برای ایجاد آوازه و اعتباری دانست که قدرتمند و جذاب بوده و برای اهداف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مفید باشد و بتواند جوهره و اصالت مردم را منعکس نماید؛ درواقع هدف شهرهای مدرن را افزایش قابلیت رقابت‌پذیری خود از طریق برند سازی می‌دانند. شهرها دارای قابلیت‌هایی هستند که از طریق شناسایی آن می‌توانند به متمایز ساختن خود از دیگران پرداخته و از این راه به پیروزی بر رقبایشان امیدوار باشند، اما لازمه این کار در پیش گرفتن نگاه بازاریابی و یافتن نشان ویژه شهر است، نشانی که قابلیت متمایزشدن و ایجاد تصویر منحصربه‌فرد را برای شهرها فراهم آورد.

برند آفرینی بیش از هر چیز در امتداد کارآفرینی و بازاریابی مکان قرار می‌گیرد و امور کسب‌وکار با رویکرد رقابتی در حوزه حکمرانی شهری قرار دارد. توسعه حکمرانی و شکل‌گیری گرایش‌های کارآفرینی شهری را می‌توان مهم‌ترین زمینه‌های بازاریابی مکان و برند آفرینی شهری قلمداد کرد؛ بنابراین جهانی‌شدن و توسعه نظام‌های شهری و حکومت‌های محلی، روند بازاریابی مکان و برند آفرینی شهری را تسریع بخشیده است. توسعه کارآفرینی یکی از نیازهای جدی اقتصاد ایران است. توسعه کارآفرینی و ترویج فرهنگ آن در کشور و به‌ویژه در شهرها و مناطق روستایی، یک ضرورت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.

از آنجائی که توسعه کارآفرینی و اقدامات کارآفرینانه در محیط شهری در بهبود عملکرد شهری مؤثر است؛ بنابراین، مدیران شهری همواره به استفاده از تمامی ظرفیت‌های موجود محلی در راستای کاهش آسیب‌های اجتماعی و توسعه اقتصاد شهری و کاهش هزینه‌های اداره شهر توجه داشته‌اند.

درواقع شهرها در صورت داشتن شرایط لازم و با فراهم کردن بستر مناسب، در تربیت کارآفرینان مؤثرند که این مسئله به رشد و توسعه اقتصادی و همچنین رشد اشتغال منجر می‌شود.

 در ادامه

برند آفرینی شهری، راهبردی است که به شهر هویتی فراموش‌نشدنی می‌دهد و ابزاری است که قادر است ارزش محوری شهر را به‌سرعت منتقل کند. به‌عبارت‌دیگر، برند شهری ارائه‌دهنده تصویر بسته‌ای در مورد مکان است؛ که به تأکید بر ویژگی‌های منحصربه‌فرد شهر می‌پردازد. به‌گونه‌ای که شهر بتواند در رقابت از سایر رقبا پیشی بگیرد. فرآیند برند آفرینی شهری نیز فرآیندی دنباله‌دار است. برند آفرینی شهری را روشی برای ساختن تصورات شهری و شکل دادن به آن تعریف می‌کند. فرآیند برند کردن کشورها، بخشی از فرآیند تجاری‌سازی فرهنگ و جامعه است و در اصل، از برند کردن محصولات متفاوت است، پیترسون، برند ملی را تصور افکار جامعه جهانی در مورد یک کشور خاص می‌داند. قلمرو مزیت رقابتی برند ملی، دربرگیرنده بخش‌های مختلف ازجمله جذب کارآفرینان و مصرف‌کنندگان خارجی خدمات و محصولات، جذب گردشگر و سرمایه‌گذار خارجی یک کشور است. برند آفرینی شهری (بازاریابی شهری) به‌منظور جذب سرمایه‌گذاری، تجارت، گردشگری و نیروی کار واجد شرایط ضروری است. به‌علاوه بسیاری از کارشناسان این حوزه معتقد هستند علاوه بر اهداف و انگیزه‌های کلیدی همچون تشویق برای جذب گردشگران، تقویت صادرات و سرمایه‌گذاری خارجی، امکان محقق شدن مجموعه گسترده‌تری از مزایای بالقوه، به کمک فرآیند برند آفرینی ملی و شهری وجود دارد. ازجمله این نتایج بالقوه، می‌توان به ثبات ارز، تجدید اعتبار بین‌المللی، ایجاد محیطی امن برای سرمایه‌گذاری خارجی، ارتقای جایگاه بین‌المللی، افزایش نفوذ سیاسی در عرصه بین‌المللی، تشویق مشارکت بین‌المللی قوی و تقویت نماد ملی اشاره کرد. برند ملی می‌تواند افکار غلطی که نسبت به یک کشور وجود دارد را به سمت دیگری هدایت و جایگاه آن کشور را در بازارهای هدف پررنگ ترکند. نقش برند آفرینی در توسعه همه‌جانبه کشورها به حدی است که یکی از زیرمجموعه‌های وابسته به سازمان ملل متحد به نام سازمان دارایی‌های معنوی دنیا، مأموریت دارد تا در مقوله برند آفرینی به کشورهای توسعه‌نیافته و فقیر کمک کند.

درنهایت پیشنهاد می‌گردد، مدیران شهری ضمن بررسی وضعیت فعلی برند و تصویر ذهنی موجود از شهرهای خود، به تدوین استراتژی برند سازی شهری پرداخته و در صورت نیاز، با بازنگری، تغییر و موقعیت‌یابی مجدد، به اصلاح تصویر بیرونی و درونی نامناسب از جغرافیای طبیعی و انسانی شهرها پرداخته و با بازتولید برند، جایگاه و موقعیت شایسته را در ذهن مخاطبان هدف ایجاد نمایند. در این راستا وجود شهروندانی راضی که هویتی باثبات برای شهر ایجاد می‌کنند و باقدرت از برند شهر دفاع می‌کنند، می‌تواند تضمین‌کننده توفیق هر برنامه برندسازی باشد. چراکه شهروندان ساکن از یک‌سو درکنش متقابل انسانی با مخاطبین قرار داشته و سطح رضایت آن‌ها می‌تواند سطح رضایت مخاطبین ازجمله گردشگران را متأثر سازد. از سوی دیگر، این گروه می‌توانند به‌عنوان سفرای برند، ایفای نقش‌نمایند. در سطحی کلان‌تر، یک شهر برای ادامه حیات خود به‌صورت پویا و قدرتمند، نیازمند شهروندانی راضی و فعال است که می‌بایست در برنامه‌های برندسازی شهری و سایر برنامه‌های مدیریت شهری موردتوجه قرار گیرند؛ بنابراین آنچه می‌تواند تأثیری درون‌زا و پایدار در موضوع برندسازی شهری و به‌تبع آن، توسعه گردشگری و سرمایه‌گذاری داشته باشد، بازاریابی داخلی و کار فرهنگی بر تقویت تصویر مطلوب درونی بر مبنای سرمایه‌های ارزشی و تاریخی برای شهروندان ساکن در چارچوب بازشناسی شناسه‌های هویت اجتماعی افتخارآمیز شهرها می‌باشد. در این راستا پیشنهاد می‌گردد تا مدیران شهری ضمن بهره‌گیری از استراتژی‌های برندسازی، با اجرای برنامه‌های بازاریابی داخلی، رضایت شهروندان ساکن را جلب نمایند.

اما آنچه مهم و حائز اهمیت است آن است که برای اجرای اغلب تصمیمات برندسازی شهری نیازمند بازه زمانی نسبتاً بلندمدتی هستیم و این موضوع در حوزه مدیریت شهری با چالشی جدی مواجه است. تغییرات گسترده در مدیریت شهری و عدم ثبات به دلیل کوتاه بودن دوره‌های مدیریت، ازجمله مقوله‌هایی است که می‌بایست مدنظر قرارگرفته و برای آن تمهیدی جدی اندیشید.

عوامل موفقیت زنان کارآفرین

عوامل موفقیت زنان کارآفرین

موفقیت زنان را اغلب به شانس نسبت می‌دهند، اما درواقع سخت‌کوشی و پشتکار زنان است که آنها را سرآمد حرفه‌ی خود می‌کند: چه هنرمند یا کارآفرین باشند و چه دانشمند یا استاد دانشگاه. حد وسط، هیچ‌وقت برای زن‌های موفق معنی ندارد. آنها دائما در تلاش و تکاپو هستند و می‌دانند موفقیت واقعی تنها با عبور از محدودیت‌های نادرست زمانی، فرهنگی و موانع بازدارنده تحقق پیدا می‌کند. پنج عامل جهانی وجود دارد که زنان جوان را، فارغ از ریشه و فرهنگ و مرزوبوم، برای رسیدن به موفقیت تقویت می‌کند.

این عوامل، که به شکل‌گیری نسل بعدی زنان راهبر کمک می‌کند، از تجربه‌های زنان موفقِ نسل‌های پیشین گرفته شده‌اند. موفق‌ترین زنان جهان از هر فرصتی که برای‌شان پیش آمده، به‌خوبی استفاده کرده‌اند و گاهی هم، خودشان برای خودشان فرصت خلق کرده‌اند. ترس‌ها و تردیدهای‌ این زنان، به‌جای اینکه جلوی پای‌شان سنگ بیندازد، پله‌ای برای بالارفتن‌ آنها شده ‌است.

بعضی ویژگی‌های افراد موفق مانند انگیزه، کنجکاوی ذاتی، شجاعت، مدیریت خود، لذت‌بردن از به‌چالش کشیده‌شدن، اراده[ی قوی]، پایداری، اشتیاق و انعطاف‌پذیری، شاید ذاتی باشند، اما بدون شک این ویژگی‌ها را هم باید پرورش داد و تقویت کرد.
در ادامه پنج عامل مهم برای شکل‌گیری زنان راهبر را بررسی می‌کنیم، عواملی که اثرگذاری‌شان ثابت شده است.

۱. مهارت‌های اساسی

مهارت‌های اساسی و ویژه‌ای وجود دارند که هرکس باید ورای آموزش استاندارد، به آنها دسترسی پیدا کند. ما باید مطمئن شویم که زنان جوان به این مهارت‌ها دسترسی دارند، مهارت‌هایی که به آنها کمک می‌کند به‌سمت دستیابی به موفقیت در اوایل دوران حرفه‌ای خود حرکت کنند. این مهارت‌ها عبارت‌اند از: سخن‌وری، نوشتن، مذاکره و ارتباطات شبکه‌ای مؤثر. خیلی‌ها ممکن است بعضی از این مهارت‌ها را به‌صورت ذاتی داشته باشند. در غیر این صورت، برای تمرین این مهارت‌ها باید از دوره‌های آموزشی مختلف بهره برد. به‌علاوه، بعضی کارفرمایان به‌واسطه‌ی توسعه‌ی فرصت‌های شغلی، امکان دسترسی به بعضی دوره‌های آموزشی در این حوزه‌ها را برای زنان فراهم می‌کنند، اما این فرصت‌ها اغلب در اواسط دوره‌ی شغلی زنان ارائه می‌شود. این در حالی است که اگر از ابتدا فراهم شوند، تأثیرگذارتر خواهند بود. با‌این‌حال حتی اگر این فرصت‌ها از طریق کارفرما هم فراهم نشد، خود زنان باید به‌دنبال این باشند که به‌طریقی این مهارت‌ها را فرابگیرند.

۲. کسب تجربه در فضای بین‌الملل

سفرکردن، انسان را با سایر فرهنگ‌ها و طرز تفکرها آشنا می‌کند. این امر برای پیشرفت در هر حرفه‌ای، حتی حرفه‌ها و صنایع محلی، ضروری است. اهمیت این موضوع از این جهت است که جهان روزبه‌روز به‌سمت جهانی‌ترشدن و وابستگی متقابل و روزافزون ملت‌ها به یکدیگر پیش می‌رود. اقداماتی که در دو مکانِ کاملا دور از هم اتفاق می‌افتند، امروزه به‌طور اجتناب‌ناپذیری، مستقیم یا غیرمستقیم، بر همه اثر می‌گذارند. تجارب بین‌المللی، تفکر انسان را به‌چالش می‌کشد و این موضوع قطعا بسیار مهم است. مهارت‌هایی که افراد از زندگی و کارکردن در محیط‌های ناآشنا فرامی‌گیرند و همچنین تجربه‌هایی که از مشاهده‌ی نحوه‌ی برخورد فرهنگ‌های دیگر با مسائل کسب می‌کنند، به‌خودی‌خود ارزشمندند. این مهارت‌ها و تجربه‌ها افراد را مجبور می‌کنند خارج از چهارچوب‌های متداول فکر کنند و آنها را برای پیداکردن و به‌کارگرفتن راه‌حل‌هایی که بیرون از منطقه‌ی امن‌شان است، به‌چالش می‌کشند.

از ایده‌پردازی تا مربی‌گری کارآفرینی

از ایده‌پردازی تا مربی‌گری کارآفرینی

الکسیس ۲۴ آوریل ۱۹۸۳ در بروکلین نیویورک متولد شد. او دوره‌های ابتدایی طراحی وب و مدیریت را گذراند، سپس وارد دانشگاه ویرجینیا شد. دوستی او با استیو هافمن در همین دانشگاه اتفاق افتاد و باعث شد این دو بعدا شریک کاری هم شوند. الکسیس در رشته تاریخ درس می‌خواند و می‌خواست وکیل شود. اما آینده، برنامه‌های دیگری برای او داشت. اوهانیان و هافمن در کنفرانسی با موضوع «چگونه یک استارت‌آپ راه‌اندازی کنیم» در کمبریج شرکت کردند که سخنران آن پائول گراهام، کارآفرین و از موسسان شتاب‌دهنده Y Combinator بود. آنها بعد از کنفرانس دیداری با گراهام داشتند و ایده‌هایی که در سرشان بود را با او مطرح کردند. اولین طرح آنها ساختن سیستمی بود که به افراد امکان می‌داد با گوشی تلفن همراه خود غذا سفارش دهند، اما گراهام آن را رد کرد. ایده دیگر، تاسیس سایت ردیت بود.ردیت یک وب‌سایت خبری است که کاربران آن اخبار اجتماعی را با دیگران به اشتراک می‌گذارند و با رای دادن به خبرهای به اشتراک گذاشته شده، تعیین می‌کنند که کدام خبر در صفحه اصلی یا قسمت‌های دیگر قرار بگیرد. این وب‌سایت بیش از ۳۵ میلیون بازدیدکننده دارد و یکی از پرترافیک‌ترین وب‌سایت‌های خبری محسوب می‌شود. در سال ۲۰۰۶ وب‌سایت ردیت فروخته شد، اما الکسیس تا سال ۲۰۱۰ همچنان به آنها مشاوره می‌داد.

در همین زمان، او به ارمنستان رفت و چند ماه در شعبه سازمان غیرانتفاعی کیوا (Kiva.org) در این کشور که به کارآفرینان و دانشجویان نیازمند به‌صورت اینترنتی وام می‌دهد، داوطلبانه همکاری کرد. او هنوز هم یکی از اعضای هیات‌مدیره ردیت است.پس از بازگشت از ارمنستان، الکسیس تمام توجهش را بر یک پروژه جدید به نام بردپیگ متمرکز کرد. هدف از تاسیس بردپیگ از ابتدا این بود که به‌جای دنبال کردن مسیر شرکت‌های سنتی برای به حداکثر رساندن سود سهامداران، با سودی که به‌دست می‌آورد کارها و خدمات جالب با موضوع سرگرمی و طنز انجام دهد.  وب‌سایت این شرکت به محلی برای مجموعه‌ای از پروژه‌ها تبدیل شد که اغلب محصولات یا خدماتی نوآورانه از آن بیرون می‌آید که مردم دوست دارند؛ مثلا تی‌شرت‌هایی که طرح‌های خاص و بامزه روی آنها چاپ شده است. آنها به افراد خلاق کمک می‌کنند فرصت‌ها را شناسایی کرده و از ریسک‌ها دوری کنند و بدانند دلایل پشت یک پروژه موفق کدامند.الکسیس اوهانیان وقتی به آمریکا بازگشت، عنوان سفیر Y Combinator در شرق را از آن خود کرد. او همچنین یک سرمایه‌گذار فعال است و تاکنون در بیش از ۵۰استارت‌آپ تکنولوژی سرمایه‌گذاری کرده است. او برندها و لوگوهای مختلفی برای وب‌سایت ردیت، hipmunk و بردپیگ طراحی کرده است. همه این تجربیات کمک کرده او به یک مربی برای راه‌اندازی استارت‌آپ‌های جدید و کارآفرینان جوان تبدیل شود.