رویدادهای روزمره آموزنده

رویدادهای روزمره آموزنده

درس آموخته کارآفرینی از یک پسر تحویل‌دهنده روزنامه

هیئت تحریریه نشریه دانشگاه کارآفرین

 

توانایی استقامت در برابر مشکلات همان چیزی است که یک انسان معمولی را از یک انسان توانمند متمایز می‌کند. سفر به سمت کارآفرینی مملو از مشکلات سنگین و آینده‌های نامشخص است. کارآفرینی به‌سختی کار، وقت و ریسک زیادی نیاز دارد؛ اما کارآفرینان می‌توانند چیزهای زیادی را از منابع غیرمنتظره یاد بگیرند – حتی از بچه‌ای که مقاله صبح را تحویل می‌دهد.

  • هرگز از موانع نهراسید

یک پسر روزنامه‌چی با موانع مختلفی روبرو می‌شود: آب‌وهوای نامناسب یا حتی فقط خستگی. بااین‌حال، این پسر روزنامه‌نگار را از برخاستن و غلبه بر آن چالش‌ها منصرف نمی‌کند. به‌عنوان یک کارآفرین، باید آن‌قدر شجاع باشید که قدم اول را بردارید. اگر شجاعت و تلاش را به دست نیاورید، هرگز به هدف مقابل نخواهید رسید. کارآفرینان باید شکایت از موانع پیش روی خود را متوقف کنند. مثل آن پسر روزنامه‌چی، بیدار شو، بیرون برو و خودت را نشان بده!

  • همیشه به‌موقع حاضر شوید

مسئولیت اصلی یک پسر روزنامه‌چی تحویل به‌موقع است. روزنامه به‌طور مداوم و در شرایط خوب تحویل داده می‌شود. عدم حضور به‌موقع منجر به عدم اعتماد مشتری می‌شود که به‌طور بالقوه منجر به از دست دادن درآمد می‌شود. زمان، پول، یک منبع ارزشمند است و هر کارآفرینی برای موفقیت باید این را تشخیص دهد. کارآفرینان هرگز نباید در جلسات خود تأخیر کنند، زیرا این امر می‌تواند به تجارت آسیب برساند. در هر زمان، تمرکز باید روی رشد و موفقیت باشد. برای دستیابی به آن، کارآفرینان باید عادت منظم و وقت‌شناس بودن را پیدا کنند. مدیریت زمان برای موفقیت شما به‌عنوان یک کارآفرین ضروری است، زیرا به مشتری و سایر کارآفرینان شما نشان می‌دهد که شما پاسخگو و قابل‌اعتماد هستید.

  • حاضر باشید لذت‌های کوچک را فدا کنید

گاهی اوقات، ممکن است یک پسر روزنامه دار به دلایلی از لذت معاشرت با دوستانش محروم شود و یا یک گردهمایی صبحگاهی را از دست بدهد، بنابراین مهم است که بدانید ممکن است قادر به انجام همه کارهایی که دوست دارید انجام دهید نباشد. کارآفرینان باید اهمیت فدای لذت‌های کوتاه‌مدت را برای منافع بیشتر بیاموزند. تجارت فرآیند دادن و گرفتن است و کارآفرینان باید این را تشخیص دهند. هرچه یک کارآفرین بیشتر در یک تجارت سرمایه‌گذاری کند و مایل باشد از لذت‌های کوتاه‌مدت جدا شود، پاداش آن نیز بالاتر خواهد بود. برای رسیدن به موفقیت، باید فداکاری شود و شادی‌های کوچک پیداشده در لحظه باید رها شود.

  • همیشه صادق باش

صداقت بهترین سیاست است. این یکپارچگی و ارزش شما را مشخص می‌کند؛ مانند یك پسر روزنامه‌ دار، یك كارآفرین باید به خاطر داشته باشد كه درزمینهٔ راه‌اندازی مشاغل، میزان ناكامی و ناامیدی زیادی وجود دارد و گاهی اوقات، امور طبق برنامه و پیش‌بینی پیش نمی‌روند؛ بنابراین، کارآفرینان باید صادقانه رفتار کنند با مشتری خود، زیرا همه‌چیز در کنترل آن‌ها نیست و یک رابطه واقعی می‌تواند کمک زیادی کند. کارآفرینان باید در مورد هر آنچه در شرکت‌هایشان اتفاق می‌افتد با خود صادق باشند. قضاوت در مورد هر جنبه از تجارت بسیار ضروری است – از امور مالی گرفته تا توسعه محصول تا روابط با مشتری. گاهی اوقات، همه‌چیز از کنترل خارج می‌شود، اما بررسی صادقانه شرایط می‌تواند به شما کمک کند تا به مسیر درست برگردید.

  • اولویت‌های خود را بدانید

وظیفه اصلی یک پسر روزنامه‌چی تحویل روزانه روزنامه به مشتریان است. اولویت‌های اصلی یک پسر روزنامه می‌تواند از اطمینان از تجارب مثبت مشتری تا داشتن محصولی که مشتری می‌خواهد باشد. به‌عنوان یک کارآفرین، یکی از اولویت‌های مهم شما باید یافتن مشتریانی بالقوه باشد که فراتر از محصول به شما بازخورد مهمی بدهند، زیرا شما باید اکوسیستم فروخته‌شده خود را درک کنید. کارآفرینان باید فوق‌العاده متمرکز بمانند و به اولویت‌های اصلی خود پایبند بمانند که به‌نوبه خود آن‌ها را برای موفقیت آماده می‌کند.

  • با همه کارآفرینان ارتباط برقرار کرده و رابطه خوبی برقرار کنید

دوست شوید نه دشمن. در بعضی مواقع، حتی می‌تواند به‌عنوان پشتیبان عمل کند. گاهی اوقات، ممکن است یک پسر روزنامه‌چی به‌موقع نتواند این کار را انجام دهد و روابط خوب با دیگر پسران در چنین شرایطی کمک می‌کند. به‌عنوان‌مثال، ممکن است یک پسر تحویل روزنامه بیش‌ازحد سفارش‌ها تحویل گرفته باشد و تصمیم بگیرد مسیر خود را به شخص دیگری تحویل دهد تا از ناامید کردن مشتریان خود جلوگیری کند. این تنها در صورتی امکان‌پذیر است که رابطه خوبی برقرار باشد. همچنین شبکه برای زنده ماندن شما به‌عنوان یک کارآفرین ضروری است، زیرا در فرصت‌ها را باز می‌کند.

  • روابط مشتری مهم است

یک پسر روزنامه‌چی رابطه خوبی با مشتری برای نگهداری آن‌ها و همچنین برای ارجاع برقرار می‌کند. مشتریان هزینه تحویل روزنامه را در هر مکان و زمانی که می‌خواهند تحویل شود پرداخت می‌کنند. هرگز ارزش و دسترسی یک مشتری وفادار را دست‌کم نگیرید. اطلاعات بیشتر مشتریان خود را حفظ کنید. چندین مشتری جدید می‌توانند از یک مشتری خوشحال و راضی حاصل شوند. کارآفرینان باید مدیریت ارتباط با مشتری را در اولویت کاری خود قرار دهند، زیرا این امر برای پابرجا ماندن در یک بازار رقابتی مهم است. بازخورد مشتری را نادیده نگیرید. تقاضای مشتری را کم نکنید، زیرا این‌ها دقیقاً مناطقی هستند که می‌توانید برای اصلاح خدمات خود از آن‌ها بیاموزید. به‌عنوان یک کارآفرین، همیشه سعی کنید مشتریان خود را برای ایجاد یک رابطه طولانی‌مدت خوشحال کنید. به‌قول‌معروف مشتری خوشحال مشتری وفادار است.

  • همیشه مراقب مشتریان جدید باشید

یک پسر روزنامه دار در هوشیاری خود بی‌امان است و با اشتیاق مراقب است تا ببیند روزنامه‌خوان احتمالی در آنجا وجود دارد یا خیر. یک کارآفرین باید همیشه مراقب مشتری‌ها و ایده‌های جدید باشد. آن‌ها باید دائماً خود را از نو اختراع كنند، به راه‌های بهتری برای اداره‌ی تجارت بیندیشند و روش‌هایی را كه می‌توان برای جلب مشتری بیشتر استفاده كرد، پیدا کنند.

  • در کشف فرصت‌های جدید دریغ نکنید

شاید دیده باشید که یک روزنامه دار روزنامه دار می‌ماند. نگفتن این چیز بدی است، اما لزوماً نباید تمام زندگی خود را همان کار را انجام دهید، مگر اینکه آن را دوست داشته باشید و از کاری که انجام می‌دهید راحت باشید. شما همیشه می‌توانید کاوش کنید، یاد بگیرید و بهتر شوید، درست مثل‌اینکه یک پسر تحویل روزنامه می‌تواند نماینده روزنامه شود، پسران بیشتری اضافه کند و لیست ادامه یابد. همیشه در یادگیری باز باشید. زندگی پر از غافلگیری و پایان غیرمنتظره است. از جایی که شروع می‌کنید نترسید. شما می‌توانید از همه قوانین سرپیچی کنید.

5 روند کارآفرینان هندی پس از COVID

5 روند کارآفرینان هندی پس از COVID

کارآفرینان در هند تحت تأثیر پنج روند اصلی در طول همه گیری COVID-19 قرار گرفته اند.
یک مطالعه اخیر نشان می دهد که آنها بحران را به لطف دیجیتالی شدن ، همکاری چند بخشی و بومی سازی پیش بردند.
ظهور بنگاه های اجتماعی و توجه به رفاه و انعطاف پذیری خود و اطرافیان آنها نیز به این رهبران تجاری برای زنده ماندن و حتی رشد در طول همه گیری کمک کرد.
کارآفرینی و بخش کوچک ، کوچک و متوسط ​​(MSME) تقریباً یک سوم تولید ناخالص داخلی هند را شامل می شود. با این حال ، این بخش به ویژه در برابر بحران هایی مانند همه گیری COVID-19 آسیب پذیر است زیرا آنها منابع کمتری نسبت به مشاغل بزرگ دارند.

ارائه روشی برای هوشمندسازی داده‌ها
مطالعه با 107 کارآفرین هندی انجام شد تا فهمیده شود چگونه از این همه گیری عبور کرده اند. مطالعه پنج روند نوظهور برای کارآفرینی در هند را نشان می دهد.

نخبه پروری در سازمان

نخبه پروری در سازمان

پیشرفت سازمان با استفاده از خرد جمعی

 

چندی قبل جلسه‌ای با مدیر یکی از سازمان‌های خصوصی داشتم که در خصوص افزایش شاخص‌های بهره‌وری بود و آن شخص قصد داشت تا کارایی و بهره‌وری مجموعه خود را افزایش دهد که در حین این جلسه و گفتگو حرف‌هایی از جانب او شنیدم که مرا به‌شدت به فکر فروبرد و همین عاملی شد که در ارتباط با این موضوع چندخطی را با شما عزیزان سخن بگویم.

ابتدا می‌پردازیم به نوع تفکر آن مدیر جوان که البته با کمی سانسور و اصلاح الفاظ همراه است.

هنگامی‌که بنده مشغول بررسی سوابق و رزومه کارکنان بودم، در خصوص کم‌وکاستی‌های آموزشی و کاری کارکنان از ایشان سؤالاتی پرسیدم و انتظار داشتم که همکاری کند ولی در کمال ناباوری فرمودند که ” من به‌عنوان چوپان وظیفه هدایت گله‌ای را بر عهده‌دارم و آن‌ها موظف‌اند هر کاری که من می‌گویم انجام دهند و اگر غیرازاین باشد با برخورد شدید مواجه خواهند شد، پس ‌نیازی به هیچ آموزشی ندارند، یا کاری که می‌گویم را انجام می‌دهند یا … “

این جملات باعث شد تا جلسه ما بی‌هیچ نتیجه‌ای به پایان برسد علی‌رغم اینکه بنده تلاش کردم تا با توضیحات مختلف او را متوجه کنم که نیروی کار خبره می‌تواند باعث رشد و تعالی سازمان شما گردد.

هنگامی‌که یک مجموعه خصوصی و یا دولتی تصمیم می‌گیرد که بهره‌وری و کارایی خود را افزایش دهد نیاز به رعایت چند عامل دارد که یکی از آن‌ها استفاده از خرد جمعی کارکنان است. یک مدیر اگر بتواند از نقطه نظرات کارکنان خود به خوبی استفاده کند یقیناً بدون آنکه نیاز به تلاش زیادی برای درک مشکلات آن‌ها داشته باشد، می‌تواند سریعاً نسبت به رفع آن برنامه‌ریزی کرده و موجب تشکیل یک رضایت گروهی گردد که همین امر باعث می‌شود کارکنان باعلاقه بیشتری کار کنند و یک احساس مسئولیت قوی در نحوه کارکرد آن‌ها ایجاد شود که در نهایت می‌تواند باعث افزایش بهره‌وری و کارایی سازمان گردد.

معمولاً مدیران سنتی علاقه‌ای به شنیدن نظرات کارکنان برای حل مشکلات ندارند و سعی می‌کنند طبق تفکرات خودشان تصمیم گرفته و از بحران عبور کنند اما مدیران حرفه‌ای از روش نوین مدیریتی برای عبور از بحران استفاده کرده که یکی از این روش‌ها، برگزاری جلسات دوره‌ای با کارکنان، حتی کارکنان رده پایین سازمان است که در آن جلسات، مدیر از نظرات، انتقادات و پیشنهاد‌های کارمندان و کارگران مطلع شده و آن‌ها را در سوابق عارضه‌یابی ثبت می‌کند و هنگام جمع‌بندی نهایی اگر در سازمان خود، کمبودی را احساس کند در نظرات کارکنان خود، به دنبال دلایل آن کمبودها جستجو می‌کند.

اگر استفاده از نظرات کارکنان در دستور کار مدیران قرار گیرد، آن‌ها خود را در رشد و پیشرفت سازمان دخیل دانسته و اگر کم و کاستی در سازمان ببینند خود را مسئول می‌دانند و رفع آن‌ها را برای خود یک دستاورد و افتخار می‌پندارند. اگر این‌چنین حسی در هر طبقه از سازمانی نهادینه شود سرعت رشد و ارتقای سازمان به‌شدت افزایش پیداکرده و نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت می‌باشد این است که تمامی این پیشرفت‌ها به نام مدیر آن مجموعه نوشته خواهد شد.

برای شروع می‌توان در خصوص مسائل کوچک و پیش‌پاافتاده نظرسنجی کرد، به‌عنوان‌مثال: چگونه می‌توانیم هزینه‌های برق را کاهش دهیم؟ از کلیه کارکنان بخواهیم که نظر و راهکار خود را بیان کنند، در آخر درخواست کنیم که هر یک با توجه به راهکاری که ارائه دادند عمل کنند. پس از چندی می‌بینیم که دقیقاً طبق راهکار خودشان بدون هیچ مقاومتی هزینه‌های برق را کاهش دادند و ما برای نشان دادن حسن نیت خود، مبلغی را به‌عنوان پاداش این همکاری به آن‌ها پرداخت کرده و اعلام می‌کنیم که با افتخار، با همکاری شما عزیزان توانستیم هزینه‌های سازمان را در این بخش کاهش دهیم. آن زمان است که اشتیاق و شور و هیجان را در لحظه‌به‌لحظه عملکرد آن‌ها می‌بینیم و یقیناً لبخند رضایت قلبی نیز بر روی صورت خودمان نقش می‌بندد.

حال تصور کنید یک مدیر سنتی تصمیم می‌گرفت که هزینه‌های برق را کاهش دهد، دستوری را به کارکنان ابلاغ می‌کرد که همگی می‌بایست آن را انجام دهند و اگر خلاف آن عمل کنند جریمه سنگینی در انتظارشان می‌باشد. در این روش، علاوه بر عدم همکاری کامل، نارضایتی شدیدی در بین کارکنان ایجاد می‌شود و حتی اعلام می‌کنند که سازمان با این مقدار درآمد، کمی هم پول برق بدهد!

ارزش آفرینی در صنعت خودرو

تفاوت دو سبک مدیریتی با همین مثال‌های ساده قابل‌درک است و تصمیم‌گیری برای انتخاب اینکه کدام سبک بهتر است، کاری است سهل و آسان.

استفاده از خرد جمعی باعث نخبه پروری می‌شود و نخبه پروری در نهایت باعث شکل‌گیری یک سازمان تراز اول شده که همگان برای آموزش‌های مدیریتی، آن سازمان نخبه را مثال می‌زنند. کارکنان سازمان همان‌گونه که می‌توانند هزینه‌های سازمان را افزایش دهند (با عدم همکاری مؤثر) می‌توانند در مقابل، هزینه‌های سازمان را به‌شدت کاهش دهند (با ایجاد حس مسئولیت و مفید بودن در سازمان). پس بیاییم با استفاده از تفکرات مثبت و خرد جمعی، باعث رشد و بالندگی سازمان خود شویم. دانشگاه‌ها وظیفه تربیت و آموزش مدیران حرفه‌ای را بر عهده دارند و از طریق آموزش‌های آکادمیک، این افراد را برای به‌کارگیری در سازمان‌ها پرورش می‌دهند. ارتباط بین صنعت و دانشگاه تحت هیچ شرایطی نباید قطع شود زیرا علم مدیریت نوین دائماً در حال تغییر و به‌روزرسانی است و اگر این ارتباط بنا به هر دلیلی قطع شود، شاهد مدیریت سنتی خواهیم بود که از عواقب آن فرسودگی نیروی کار و عدم پیشرفت سازمان می‌باشد. صنایع و سازمان‌های پویا همواره به دنبال جذب نیروهای تحصیل‌کرده و دانشگاهی می‌باشند و می‌دانند هر زمان، هر سازمانی، از نیروی متخصص دانشگاهی استفاده کند در مدت‌زمان کوتاه به بازده دلخواه دست‌یافته و به‌تبع آن موجب پیشرفت آن می‌گردد. در جوامع پیشرفته، مدت‌هاست که مدیریت سنتی منسوخ‌شده و حتی در بازارهای محلی نیز از روش‌های نوین مدیریتی استفاده می‌شود و کشور ما نیز می‌بایست تغییرات اساسی را در روش‌های مدیریتی با اصل آموزش مناسب، ایجاد کند.

نوآوری در صنعت خودرو: رادار جدید توانایی دیدن موانع پشت پیچ را نیز دارا می باشد

 

نویسنده: مهندس کسری واشقانی فراهانی

پژوهشگر حوزه صنعت

بازشناسی ارتباط کهنِ صنعت و هنر

بازشناسی ارتباط کهنِ صنعت و هنر

لزوم بازنگری در آموزش عالی رشته های هنری

 

اثر هنری از جاری ساختن حس و الهام به درون عالم محسوسات پدید می‌آید. این اثر، در کشاکش حرکتش؛ رنگ و نقش و یا آوا و حرکت را بر پیکره جهان هستی، ثبت می‌کند. بدین ترتیب، آثار هنری پس از سال‌ها و حتی قرن‌ها، گوینده احوال روزگار خویش، باقی می‌مانند. در این میان، هنرمند با گوش فرادادن به موسیقی افلاک، دست‌به‌کار می‌شود و بی‌بدیل‌ترین اثر عالم را خلق می‌کند. این اثر، به‌منزله تفکر، دست سازه، تحرک و یا آوای دل‌نشینی می‌شود که از رنگ و لعابِ طبیعت، مایه گرفته است.

بر این اساس در بسیاری از زمان‌ها، آثار هنری علاوه بر ثبت زیبایی‌ها، در پی تکمیل طبیعت برآمده و نقشی کاربردی، در راستای ایجاد سودمندی ایفا کرده‌اند. اینک این سؤال به ذهن خطور می‌کند که به‌راستی هنر، تنها به بیان زیبایی‌ها می‌پردازد یا هدفش ایجاد سودمندی برای بشریت است؟

در قرون کهن، تفکیک میان مهارت تولید فرآورده‌های صنعتی و آفرینش‌های هنری، بسیار دشوار بوده است. به‌طوری‌که در یونان باستان، هنر و صناعت را همپای هم دانسته و به هنر به چشم صنعتی دستی می‌نگریستند.

آنان واژه “تخنه” را که هم جنبه ساخت‌وساز داشت و هم جنبه دانستن؛ برای این منظور به کار می‌بردند. تخنه؛ واژه‌ای بوده که بر هنر، صناعت، مهارت و فناوری دلالت می‌کرد و در سیر تطور تاریخی خود، در دوره مدرن نیز به دو مؤلفه تکنولوژی و هنر تقسیم‌شده است.

هم‌اینک با نگاهی به پیوندهای تاریخی و مفهومی آن، این موضوع را بررسی کرده و اشتراکات و افتراقات آن را درمی‌یابیم.

بحث نظری درباره هنر و صنعت، نخستین بار توسط فلاسفه نامداری چون افلاطون و ارسطو مطرح شد. آن‌ها هنر را از لحاظ مباحث هستی‌شناسی، تعلیم و تربیت، اخلاق و اجتماع تبیین کردند و به این شکل طرح پرسش‌ها از ذات و ماهیت و وجوه اشتراک و افتراق صنعت و هنر آغاز شد.

افلاطون، هنر را در جایگاهی سودمند و کاربردی، قرار داد. او همچون استادش سقراط، به جهانی ورای جهان مادیات اشاره داشت و معتقد بود که اصالت، کمال و زیبایی هر پدیده‌ای، قبلاً در جهانی دیگر، به نام عالم مُثُل آفریده‌شده است. لذا هنر از دید او، در مرتبه دومِ تقلید از آفرینش قرار داشت.

در لغت‌نامه دهخدا نیز هنر به معنای علم، معرفت، دانش، فضل، فضیلت، كمال، كیاست، فراست و زیركی آمده است. همچنین هنر را دارای دو بعد خوانده‌اند: یك بعدِ آن؛ بر فرزانگی، فرهیختگی و كمال و بعدِ دیگر آن؛ بر توانایی بیان افكار، احساسات، عواطف، تخیلات و تفكر در قالب یكی از رشته‌‌های هنری دلالت می‌کند.

در این میان، هنرهای زیبا بدون توجه به کارکرد، بر اساس ذهنیت و خلاقیت هنرمند خلق‌شده و در آن‌ها کیفیت‌های زیبایی‌شناختی، بر اساس ذوق و سلیقه قضاوت می‌شوند؛ اما هنرهای کاربردی علاوه بر در نظر گرفتن جنبه‌های زیبایی شناسانه، با هدف کارایی عجین شده و شکل می‌گیرند.

بنابراین ردپای ارتباط هنر و صنعت، در اولین نشانه‌های به‌جامانده از هنر در فلسفه غرب، دیده‌شده و هنرمند به‌عنوان صنعت گری ماهر پرورش داده می‌شده است. از این‌رو، کاربرد هنر، تنها به زیبایی ختم نمی‌شده، بلکه هدف داشته و هدفش ایجاد سودمندی برای بشریت بوده است.

پس‌ازآن دوره، با انقلاب کانت در فلسفه که به چرخش کوپرنیکی کانت مشهور است، توجه به زیبایی از اوبژه به سوبژه تغییر یافت و مهم‌ترین تفاوت زیبایی‌شناسی مدرن و زیبایی‌شناسی کلاسیک رقم خورد. سرشت زیبایی به همراه چیستی هنر، موضوعات اساسی در زیبایی‌شناسی فلسفی شدند. با این دیدگاه، زیبایی به‌طور سنتی جزئی از ارزش‌های نهایی از جمله خوبی، حقیقت و عدالت شمرده شد.

با بسطِ موضوعِ فوق درمی‌یابیم که؛ زیبایی، زیوری نیست که به گردنِ هنر آویزان شود، بلکه نتیجه کارکرد انطباقیِ ارزش‌های موجود در اثر هنری، بر ارزش‌های مادی در ذهن مخاطب است؛ بنابراین کمیت و کیفیت آن به‌طور مستقیم؛ با سیستم اقتصادی، اجتماعی، بافت فکری، فلسفی، فرهنگی و حتی سنتی جامعه ارتباط دارد.

همچنین هنرهای کاربردی اغلب ترکیبی از هنر و تکنیک هستند. ازاین‌رو مفهوم سودمندی و هنر که در واژه تخنه در یونان باستان نهان بود، در دوران صنعتی به دو مفهوم متمایز تقسیم شد؛ یکی مفهوم تکنیک، با اشاره به مهارت‌های مهندسی و دیگری مفهوم هنر، مجزا از پیشرفت فنی و تکنیکی.

بنابراین در دوره‌های طولانی در گذر زمان؛ برخی از هنرها، به‌عنوان زیرمجموعه‌هایی از صناعت‌های سودمند طبقه‌بندی شدند و با حمایت از سوی اصناف و انطباق بر نیازهای اقتصادی یا اجتماعی، نظم و سامان یافتند. همچنین از دیدگاه جامع شناختی نیز چون یک هنرمند، با مواد و مصالح سروکار داشته، یک صنعتگر به شمار می‌آمده است.

در پایان می‌توان نتیجه گرفت که هنرمند و صنعتگر به خاطر کاری که با دقت انجام می‌دهند و دغدغه‌های شخصیِ انجام آن را دارند؛ زیبایی را می‌جویند و هم‌ردیف هم قرار می‌گیرند. پس آنچه امروزه با نام هنرهای کاربردی یا تولید هنری نامیده می‌شوند درست به همین دغدغه‌ها اشاره دارند.

 

نویسنده: مهندس بنفشه دین­محمدی آذری

پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

منتورینگ، مهمترین استراتژی حفظ کارکنان نمونه

منتورینگ، مهمترین استراتژی حفظ کارکنان نمونه

 

هر انسانی برای موفقیت نیاز به یک راهنما دارد. این راهنما می‌تواند معلم، والدین، خواهر، برادر، یک قهرمان سیاسی یا شریک تجاری او باشد. به چنین فردی منتور می‌گویند. منتور کسی است که دانش و تجربیات خود را در اختیار فردی کم‌تجربه‌تر می‌گذارد. در طول تاریخ، افراد موفق بی‌شماری را می‌توان یافت که از راهنمایی‌های یک فرد باتجربه بهره برده‌اند.

یکی از بهترین نمونه‌های تاریخی، رابطه سقراط در جایگاه راهنما و افلاطون در جایگاه شاگرد است. در عصر حاضر نیز شاهد نمونه‌های فراوانی بوده‌ایم. ریچارد برانسون بارها تأکید کرده که اگر راهنمایی‌های سر فردی لیکر نبود، او به هیچ موفقیتی دست نمی‌یافت. فرانک سیناترا درس‌های زیادی از بینگ کرازبی یاد گرفته است. چارلز شواب از اندرو کارنگی مشاوره مالی دریافت می‌کرده و رابرت فریدلند، راهنما و مشاور استیو جابز بوده است.

بر اساس گزارش‌ها، ۲۵ درصد کارکنانی که دارای پتانسیل‌ بالایی هستند در کمتر از یک سال تصمیم به استعفا می‌گیرند. به همین علت سازمان‌ها باید به دنبال راه‌هایی جدید برای حفظ کارکنان نمونه باشند.

جوزف کمپبل، پس از انجام مطالعاتی روی داستان‌های اسطوره‌‌ای دریافت که درون‌مایه مشترک بسیاری از این داستان‌ها، وجود یک راهنما بوده است که در تمامی فرهنگ‌ها و مقاطع تاریخی بارها تکرار شده است، مثل یودا در ارباب حلقه‌ها، آقای میاگی در پسرک کاراته‌‌باز و گندالف در هابیت. شاید به همین علت است که سازمان‌ها به‌طور فزاینده‌ای در حال حمایت از برنامه‌های منتورینگ درون‌سازمانی، پلتفرم‌های اجتماعی، تشکیل گروه‌های فردبه‌فرد و دیگر استراتژی‌هایی هستند که بتوانند منتورها و شاگردان را دور هم جمع کنند.

منتور کیست؟

منتورینگ (mentoring) و کوچینگ (coaching) تا حدی شبیه هم هستند. در منتورینگ، تمرکز اصلی روی قابلیت‌ها، پیشرفت شغلی و مهارت‌های رهبری در بلندمدت است، درحالی‌که در کوچینگ، تمرکز بر طیف محدودی از مهارت‌ها برای انجام یک وظیفه مشخص است. در منتورینگ، ارتباط بین طرفین داوطلبانه است، اما در بعضی از سازمان‌ها به‌منظور پرورش استعدادها، شرکت در برنامه‌های منتورینگ اجباری است. برخی از عناصر اولیه منتورینگ عبارت است از: بهبود عملکرد شغلی، مشاوره به کارکنان، تبادل دانش و اطلاعات و تقویت مهارت‌های شغلی.

 

چرا به یک منتور نیاز دارید؟

منتورها می‌توانند دانش و خرد خود را که پس از سال‌ها تجربه به دست آورده‌اند در اختیار شما بگذارند. آن‌ها دارای ارتباطات، رهنمون‌ها و توصیه‌هایی هستند که معمولاً سال‌ها طول می‌کشد تا یک فرد تازه‌کار، چنین قابلیت‌هایی را کسب کند که آن‌هم نیازمند تجربیات و شکست‌های فراوان است. یک منتور می‌تواند از بسیاری از موانع جلوگیری کند، راه‌هایی برای پیشرفت سریع شغلی را به شما ارائه کند و الگوی شما باشد. شما با کمک او می‌توانید به دانش و بینشی فراتر از تجربیات خود دست پیدا کنید. یک مشاور مناسب می‌تواند به منبعی تبدیل شود که در بلندمدت، بارها به او رجوع کنید. منتورها الهام‌بخش هستند، از احتمالات پرده برمی‌دارند و بهترین استراتژی‌ها‌ برای نیل به اهداف را به شما نشان می‌دهند.

روشها و توصیههایی برای یافتن یک منتور

بسیاری از شرکت‌ها برنامه‌های منتورینگ و فروم‌های گفت‌وگوی رسمی را پیشنهاد می‌کنند. این برنامه‌ها مانند پل ارتباطی میان منتورها و شاگردان هستند. این روش‌ها و استراتژی‌ها به شما کمک می‌کنند به یک منتور دسترسی پیدا کنید، اما تنها یافتن یک منتور کافی نیست. حفظ رابطه با منتور نیازمند تلاش است:

۱) کجا دنبال یک گزینه برای منتورینگ بگردیم؟

می‌توانید منتور خود را در محیط‌های رسمی یا غیررسمی جست‌وجو کنید. می‌توانید او را در میان ارتباطات فعلی خود جست‌وجو کنید یا در شبکه‌های اجتماعی، مثل لینکدین، توییتر یا فیس‌بوک به دنبال او بگردید. بسیاری از سازمان‌ها مجری برنامه‌های منتورینگ هستند و این برنامه‌ها را در اختیار بسیاری از صنایع می‌گذارند. برنامه‌هایی هم مختص کارآفرینان وجود دارد. مجله فوربز این چند استراتژی را برای یافتن یک منتور پیشنهاد می‌کند:

  • از محدوده محل کار خود فراتر بروید و دوستان، همسایه‌ها، شرکای تجاری و تمام کسانی را که به‌نوعی با آن‌ها در ارتباط هستید در نظر داشته باشید.
  • به یکی از شبکه‌های اجتماعی بروید و به دنبال کسانی بگردید که همکار، همشهری، هم‌دانشگاهی یا هم‌مدرسه‌ای سابق شما بوده‌اند. ما سایت لینکدین را به شما پیشنهاد می‌کنیم.
  • از کارفرمای خود بپرسید که آیا برنامه منتورینگ یا کوچینگ خاصی را به شما پیشنهاد می‌کند یا خیر.
  • تحقیق کنید که آیا در نزدیکی محل کار یا زندگی شما کلاس‌های منتورینگ برگزار می‌شود یا خیر.
  • به گروه‌های تفکر جمعی بپیوندید. در این گروه‌ها که به جلسات منتورینگ فردبه‌فرد (peer to peer) شباهت زیادی دارند، همه اعضا دارای یک هدف مشترک‌اند و با یکدیگر تبادل افکار می‌کنند. در این گروه‌ها، اعضا موظف‌اند نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند و هریک از آن‌ها از همتای خود کمک و مشاوره دریافت می‌کند.
  • برای دریافت راهنمایی، افرادی را انتخاب کنید که در کار خود پیشرفت کرده‌ و از شما باتجربه‌تر هستند.

۲) به دنبال کسی بگردید که آرزو دارید جای او باشید.

منتورها محدود به حوزه کسب‌وکار نیستند. در هر عرصه‌ای از زندگی‌تان که دچار مشکل هستید، می‌توانید از راهنمایی‌های یک منتور بهره‌مند شوید. ممکن است با تقویت مهارت‌های اجتماعی یا توانایی‌های بدنی یا یادگیری مهارت‌هایی مثل آشپزی، خوانندگی یا کاردستی به یک شخصیت تأثیرگذارتر تبدیل شوید. بهترین منتورها کسانی هستند که شما تحسینشان می‌کنید یا از آن‌ها الهام می‌گیرید. آن‌ها بیشترین تأثیر را روی شما خواهند گذاشت، حتی اگر حوزه فعالیتشان ارتباطی به کسب‌وکار شما نداشته باشد؛ اما علایق، اصول و ارزش‌های طرفین باید با یکدیگر متناسب باشد.

3) چگونه منتوری پیدا کنیم که ارزشهایش با ارزشهای ما همسو باشد؟

یافتن منتوری که ارزش‌هایش با قابلیت‌ها و اعتقادات شما همخوانی داشته باشد بسیار مهم است چون اگر ارزش‌هایتان باهم تناسب نداشته باشد، مجبور می‌شوید موضعی اتخاذ کنید که به آن اعتقادی ندارید. بهترین استراتژی برای یافتن یک منتور، جست‌وجوی فردی است که نظام اعتقادی‌اش با شما یکسان باشد. مثلاً اگر شما جزو افرادی هستید که از تعامل رو‌در‌رو با افراد لذت می‌برید، در مشاغلی مثل حسابداری یا فناوری اطلاعات که با مشتریان مستقیماً در تماس نیستند، احساس رضایت نخواهید داشت.

4) از شبکههای اجتماعی برای شناخت افراد استفاده کنید

همیشه می‌توانید از افراد موفق الگوبرداری کنید، اما یک رابطه منتورینگ حقیقی، فراتر از الگوبرداری است. منتورینگ در واقع، یک رابطه دو طرفه و بر پایه «بده بستان» است. به همین علت، پیش از انتخاب منتور باید به یک شناخت کلی از او دست پیدا کنید. می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی برای جست‌وجوی کسانی که با شما همفکر هستند، استفاده کنید.

سایت‌هایی وجود دارند که منتورها و شاگردان را گرد هم می‌آورند. شما می‌توانید به‌منظور تحقیق درباره منتورهای احتمالی از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید. به این شبکه‌ها بروید، افراد تأثیرگذار حوزه کاری خود را پیدا کنید،

آن‌ها را فالو کنید و از آن‌ها بخواهید توصیه‌های خود را در اختیار شما بگذارند. از این طریق می‌توانید میزان پذیرش آن‌ها را بسنجید. با آن‌ها چند پیام یا توییت ردوبدل کنید تا رابطه‌ای میان شما شکل بگیرد. هرچه درباره آن‌ها بیشتر بدانید، انتخاب یک منتور مناسب از میان چند گزینه آسان‌تر خواهد بود.

یکی از مؤثرترین روش‌ها استفاده از سایت لینکدین است چون می‌توانید بلافاصله با منتورهای احتمالی خود ارتباط برقرار کنید. اگر گزینه ایده آل خود را پیدا نکردید، می‌توانید از قابلیت ارجاع استفاده کنید و گزینه‌های نامناسب را از فرآیند جست‌وجو حذف کنید. همچنین می‌توانید از نقطه‌های اتصال خود بخواهید شما را به فرد موردنظرتان معرفی کنند. ارجاع و معرفی دو قابلیت مفید لینکدین برای یافتن یک منتور مناسب هستند.

 

5) رویکرد خود را انتخاب کنید

یافتن منتور، پایان ماجرا نیست.  پس از پیدا کردن فرد موردنظر، باید بتوانید با او ارتباط برقرار کرده و این ارتباط را حفظ کنید. این یعنی نباید به‌محض آشنایی از او بخواهید که منتور شما شود. وقتی گزینه احتمالی خود را پیدا کردید، ابتدا درباره‌اش تحقیق کنید، با او رابطه‌ای غیررسمی برقرار کنید و سپس به اصطلاح، مزه دهان او را بچشید و نظر او را درباره منتورینگ کشف کنید. این روش شاید کمی پیش‌پاافتاده به نظر برسد، اما معمولاً وقتی هم‌زمان با تعریف و تمجید از کسی درخواست می‌کنید که منتور شما شود، پاسخ مثبت دریافت می‌کنید. سؤال بپرسید، به توصیه‌هایش دقت کنید و بعضی از آن‌ها را به‌کار بگیرید. سپس برای او توضیح دهید که چگونه توصیه‌هایش برای شما مفید یا مشکل‌آفرین بوده است. استراتژی‌های دیگری که برای یافتن یک منتور توصیه می‌شوند:

  • سعی کنید با او حضوری دیدار کنید، اما اگر ملاقات حضوری ممکن نیست، با او تلفنی تماس بگیرید یا جلسه‌ای را در یکی از شبکه‌های اجتماعی ترتیب دهید.
  • اگر هر یک از روش‌های ذکر شده نتیجه نداد، به او یک ایمیل بفرستید. از او بخواهید در یک جلسه حضوری یا یک کنفرانس ویدئویی شرکت کند.
  • برای او توضیح دهید که دلیل شما برای انتخاب او، دستاوردها، توانمندی‌ها و گرایش‌های او بوده است.
  • او برای برقراری این ارتباط، به انگیزه نیاز دارد. به او بگویید که او نیز از برقراری این رابطه نفع خواهد برد. مثلاً می‌توانید درباره موضوعاتی صحبت کنید که مورد علاقه هر دوی شماست. یا راهی پیدا کنید که شما نیز توصیه‌هایی را در اختیار او بگذارید.
  • برای او توضیح دهید که تنها به دنبال راهنمایی‌های او هستید، نه به دنبال یک معلم خصوصی.
  • اگر او را از طریق سایت‌ها یا برنامه‌های منتورینگ پیداکرده‌اید، باید از سیاست‌ها و راهبردهای برنامه مربوطه پیروی کنید.
  • اجازه دهید که او محدوده‌ها و چارچوب‌های رابطه را تعیین کند.
  • به او بگویید که ترجیح می‌دهید چگونه بازخورد دریافت کنید؛ اما اگر او شما روش دیگری را پیشنهاد کرد، آن را بپذیرید.
  • به او نشان دهید که مشتاقانه منتظر شنیدن و به‌کارگیری توصیه‌های او هستید.
  • هرگز حالت تدافعی به خود نگیرید و بابت راهنمایی‌ها و توصیه‌هایش از او تشکر کنید.

6) زمان منتور ارزشمند است

زمان، منبع ارزشمندی است. منتور شما سخاوتمندانه وقت خود را به شما اختصاص می‌دهد تا به اهداف خود نزدیک شوید. نظرات و صحبت‌های شما باید کوتاه و مختصر باشد. اگر او با شما تماس گرفت یا پیامی فرستاد، بلافاصله پاسخ دهید و اگر قرار ملاقات حضوری (غیرحضوری) گذاشتید، به‌موقع در محل قرار حاضر شوید. اگر توافق کرده‌اید که مدت‌زمان هر جلسه، مثلاً ۱۰ دقیقه باشد، صحبت خود را بیشتر از ۱۰ دقیقه طول ندهید، مگر اینکه او تمایل به ادامه گفت‌وگو داشته باشد. هرگز در مسائل شخصی او دخالت نکنید. فراموش نکنید که او دوست صمیمی شما نیست، مگر اینکه خودش مایل به برقراری چنین رابطه‌ای باشد.

7) در شرایط سخت، میدان را خالی نکنید

هدف اصلی منتورینگ، یافتن راه‌هایی برای مدیریت پروژه‌های سخت و کسب مهارت در دل بحران‌ها است. پس انتظار نداشته باشید که او شرایط را برای شما آسان کند. تنها زمانی می‌توانید مهارت‌های خود را توسعه دهید که خودتان را به چالش بکشید. به همین علت نباید در شرایط سخت میدان را خالی کنید. پروژه‌های سخت را به پایان برسانید. اگر از مشکلات فرار کنید، چیزی یاد نخواهید گرفت.

8) تکالیف خود را انجام دهید

باید تمام وظایفی را که او به شما محول می‌کند تمام و کمال انجام دهید. این تکالیف می‌تواند شامل مطالعات و تحقیقات، دریافت مدارک آموزشی، سخنرانی یا گذراندن دوره‌های آموزشی باشد. حفظ رابطه‌ با منتور حائز اهمیت است. محور این رابطه شما نیستید. انعطاف‌پذیر باشید و زمان خود را با وقت‌های بیکاری او تنظیم کنید. با او بحث نکنید اما اگر نکته‌ای را درک نکردید، سؤال بپرسید. طی جلسات، به گفته‌های او توجه کنید و نسبت به صحبت‌های او اشتیاق نشان دهید. از او بخواهید به شما بازخورد ارائه کند. شنیدن انتقاد، آسان نیست اما برای رشد شما لازم است. از او بخواهید که مکرراً به شما بازخورد دهد و نقاط مثبت و منفی شما را بازگو کند. اگر در محل کارتان جلسه یا سخنرانی مهمی دارید، از او بخواهید در محل کار شما حاضر شود و نحوه عملکردتان را ارزیابی کند. صداقت، شفافیت و احترام، سه عنصر اصلی حفظ ارتباطات هستند. شما در حال ایجاد برقراری یک رابطه بلندمدت هستید پس بد نیست گاهی منتور خود را به ناهار یا قهوه دعوت کنید تا محبت‌های او را جبران کنید. منتورینگ به بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند جذب نیرو و استراتژی‌های حفظ کارکنان تبدیل‌شده است. با یافتن یک راهنمای توانمند می‌توانید به زندگی شغلی خود جهت ببخشید و هنگام مواجهه با مشکلات به حضور آن‌ها دلگرم باشید.

 

نویسنده: یاسمن خویی

پژوهشگر حوزه مدیریت

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

پیش از بحران آماده آن باشیم.

 

وقتي در جامعه‌ای، بحراني بروز نموده و رفع می‌شود جمعي از محققان و پژوهشگران نسبت به عملكرد دولت و رفتار مردم از دیدگاه‌های مختلف مشغول به تحقيق می‌شوند كه چرا و چگونه اين بحران بروز نمود، كنترل شد و درنهایت بعد از صرف چه هزینه‌ای به حالت عادي بازگشتيم. حال كه همه‌چیز به روال عادي خود بازگشته است داوری‌ها شروع می‌شود و اما ها و اگر ها يكي پشت ديگري در روزنامه‌ها و سایت‌های مختلف خودنمايي می‌کند. چرا برخي دولت‌ها و ملت‌ها در خصوص برخي بحران‌ها از قبل آماده‌اند. آيا اصلاً می‌شود در مواجه با بحران آماده بود؟ چه بحران‌هایی قابل پیش‌بینی هستند و يا اصلاً بحران قابل پیش‌بینی وجود دارد.

وقتي صحبت از موجودي بنام انسان به ميان می‌آید لازم است به ريشه اين كلمه نیم‌نگاهی داشته باشيم. انسان در فارسی به معنی مفرد یک‌تن از مردمان است که ریشه در زبان اوستایی دارد و از واژه اوستایی انیسان به معنی داستان فراموش‌شده گرفته‌شده است. در عربی برگرفته‌شده از نسیان به معنی کسی که فراموش می‌کند و هم از واژه انس به معنی کسی که انس یافته است، می‌باشد که اصل این واژه در فارسی از زبان اوستایی و در عربی از زبان آشوری می‌باشد.

انسان موجودي است كه فراموش می‌کند. به عبارتی موجوداتي كه در لحظه زندگي می‌کنند و بسيار فراموش‌کارند. ولي چطور می‌شود همين انسان فراموش‌کار در جوامع مختلف در مواجه با بحران‌ها رفتارهای متفاوتي داشته باشد؟ مردم كشوري در زمان بروز زلزله طوري رفتار می‌کنند كه انگار بخشي از زندگي روزه آن‌ها زلزله است.

وقتي رفتار مردم ژاپن را در قبال بروز آنچه ما بحران می‌نامیم مشاهده می‌کنیم شك می‌کنیم كه اگر ما انسان فراموش‌کار هستيم پس آن‌ها كجاي كار قرار دارند؟ اشتباه نكنيد همه انسان‌ها فراموش‌کارند ولي برخي فراموش‌کارترند.

وقتي در كشوری زندگي می‌کنید كه جزیره‌ای است در وسط اقيانوس و هرروز زلزله، سونامي، آتش‌فشان بخشي از عوارض زندگي در چنين مكاني می‌باشد پس حالا كه نمی‌توان تمام رفتارهاي طبيعت را كنترل و پیش‌بینی كرد آيا نمی‌توان در زمان بروز آن رفتار درست را آموزش داد و كنترل كرد؟ نكته در اينجاست كه آن‌ها هم همانند دیگران‌اند با اين تفاوت بزرگ که موقعيت خود را درك کرده‌اند و پذیرفته‌اند كه از اين بحران‌ها ناگزیرند. پس خود و مردم جامعه را در رفتار مناسب با اين بحران‌ها آماده می‌نمایند. درست است كه انسان را توان مقابله به طبيعت نيست ولي آيا انسان توانايي پیش‌بینی و آمادگي محدود را نيز ندارد و يا در زمان بروز، امكان كنترل و بازگشت سريع به حالت عادي را می‌توان تمرين كرد. مردم جامعه نيز با اين سياست هم‌راستا می‌شوند و نتيجه مثبت آن را می‌بینند.

لذا است كه وقتي حادثه تروريستي پخش گاز سارين در مترو توكيو بروز می‌نماید همين كشور پيشرفته و آماده مقابله بحران نيز دچار سردرگمي می‌شود چون آمادگي خود را در برابر چنين حملاتي پیش‌بینی ننموده است و لازم است در روش‌های خود بازنگري و بروز رساني لازم را انجام دهد.

نظریه‌های سنتی مديريت نوآوري و تغيير نشان می‌دهد که مدیریت نظام‌مند، فعالیت ذهنی خطی با ساختار محکم است. مدیران احتمالاً تدوین و فرموله كردن اهداف را با دقت و وسواس فراواني انجام می‌دهند و با دقت تحت كنترل دارند.

اما بااین‌حال در دنیای واقعی، ممكن است مدیران هرگز اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری مناسب در لحظه را با توجه به شرايط پیش‌بینی‌نشده را نداشته باشند و همين مسئله آن‌ها را از اهداف از پيش طراحی‌شده خودشان دور نمايد. متغیرهای درگیر با برنامه‌های بلندمدت در این جهان همراه با تغییرات پر هرج‌ومرج، سردرگمی فراواني را براي تصميم گيران ايجاد می‌نماید.

  • کلید پیروزی مدیران و تصمیم گیران

ازاین‌رو لازم است مدیران ترکیبی از برنامه‌ریزی و بداهه را در تصمیم‌گیری‌هایشان داشته باشند. يعني با استفاده از خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در حين اجراي تصمیم‌گیری‌های در راستاي مديريت عدم قطعیت‌های اجتناب‌ناپذیر گام بردارند. هرچند اين رویکرد به مدیریت ممکن است با عنوان‌های خودسرانه و هوس‌باز به نظر آيد. ليكن درواقع، یک استراتژی بداهه نیاز به یک‌پایه محکم از رشته‌های عمومی از برنامه‌ریزی استراتژیک و مدیریت نوآوري موفق را دارد و سازمان بداهه‌نواز نوعي مديريت در تنش سالم بین نظم و انضباط و هنر را حفظ مي‌کند. به‌این‌ترتیب این سازمان می‌تواند با تمرکز بر اهداف بلندمدت با انعطاف‌پذیری كامل برای حل مشکلات خويش، خلاقانه به بهره‌برداری از فرصت‌ها و تبديل تهديدها به نعمت‌های غیرمترقبه اقدام ورزد.

 

مهندس حسين امیر احمدی

مدیر ایمنی و مهندسی عملیات مترو تهران

 DNA آموزش‌های سنتي را براي آينده تغيير دهيم!

 DNA آموزش‌های سنتي را براي آينده تغيير دهيم!

 

دانش منبع استراتژیک مزیت رقابتی در کسب‌وکار شناخته می‌شود و با توجه به تغييرات پی‌درپی خواسته‌های مشتریان، سازمان برای بقا در محیط به‌شدت رقابتی امروزی باید علاوه بر دستيابي به دانش روز، دانش قبلي و منقضي شده را به فراموشي بسپارند. با توجه به پويايي محيط کسب‌وکار و لزوم دسترسي به دانش جديد براي حفظ بقاي کسب‌وکار، سازمان‌ها و بنگاه‌ها بايد بتوانند محيط کسب‌وکار خود را به‌خوبی شناسايي و مديريت كنند تا ضمن بقا زمینه‌های رشد، پويايي و تعالي را نيز فراهم نموده و همواره در جهت بهبود و ارتقاي عملكرد خود باشند.

اولين قدم در اين راه تدوين و برنامه‌ریزی استراتژيك دانش‌محور با رويكرد آینده‌نگری در دستيابي به فناوری‌های آينده در حوزه کسب‌وکار مربوط به هر سازمان می‌باشد. در واقع توجه به سرمایه‌های فكري و ترسيم آينده مطلوب سازمان، توجه به اين مهم در فرآیند برنامه‌ریزی سازمان مي‌باشد.

يكي از روش‌های مرسوم و متداول براي بهبود عملكرد سازمان توجه به فرآیندهای آموزشي می‌باشد؛ اما امروزه با توجه به محيط کسب‌وکار، پيچيدگي آن فرآیندهای سنتي آموزش كاركرد مورد انتظار را ندارند و بايستي در طراحی‌های آموزشی نوآوري داشته باشيم؛ سیستم‌های نوين آموزش با رويكرد دانشي را جايگزين آموزش‌های سنتي نماییم و به‌طور خلاصه سازمان‌ها امروزه نياز به آموزش‌های نوين دارند تا پارادايم سرمایه‌های فكري را در ادبيات مديريت سازمان به‌طور صحيح مستقر نمايند.

هدف از آموزش‌هاي سازماني به معناي واقعي تربيت‌و‌پروش نيروي انساني و شكوفايي استعدادهاي آن‌ها در جهت دستيابي به اهداف سازمان می‌باشد. از این‌رو مديريت دانش به‌عنوان بخش كليــدي اين فرآیند بايستي بكار گرفته شود و با پیش‌بینی تغييرات سريع محيطي و تدوين نقشه راه دانش سازمان براي بقا و تعالي در آينده، اقدام به تدوين سرفصل‌ها و محتواي آموزشي دانش‌محور براي آينده باشد.

اكتساب دانش و بينش، نیازمندی‌های آينده و ترسيم جايگاه مطلوب سازمان، از طريق پیش‌بینی، آينده‌نگاري و ترسيم نقشه راه دستيابي به آن، از طريق طراحي سیستم‌های متعالي آموزشي حاصل مي‌شود و مي‌تواند رشد و پويايي را براي سازمان به ارمغان بياورد.

درواقع توانمندسازی منابع انساني و تبديل آن‌ها به سرمایه‌های انساني، تبديل ايشان به كاركنان دانشي می‌باشد كه در محيط پرتلاطم کسب‌وکار فعلي، منظور دانشي است كه مي‌تواند ايجاد مزيت رقابتي را براي سازمان در پي داشته باشد كه به‌یقین اين مهم از طريق آموزش‌های سنتي فعلي امکان‌پذیر نخواهد بود.

مدیران کسب‌وکارها بايست سرمایه‏ های دانش خود را به‌درستی شناسایی و مدیریت کنند و با بهره‌گیری از مهندسي فرآیندهای کسب‌وکار، حمايت از خلاقيت و نوآوري و جاری‌سازی رويكرد دانش‌محوري و آینده‌نگری در دستيابي به اهداف استراتژيك سازمان و همچنين توجه ويژه به مقوله آموزش و تبديل آن به آموزش‌های متعالي، مرحله گذار از مديريت منابع انساني و دارایی‌های فيزيكي به سمت سرمایه‌های انساني و دانشي را به سلامت طي كنند و اين مهم با جذب و پرورش نخبگان به عنوان نیروهای دانشی ايجاد مي‌شود.

تكثير كاركنان خلاق، نوآور و دانش‌محور در بافت و استخوان‌بندی سازمان از طريق تغيير پارادايم آموزش‌های سنتي و تعالي آموزشي حاصل می‌شود.

در واقع بايست بپذيريم كه کسب‌وکارها و بنگاه‌هاي ايراني نياز به تغيير DNA آموزش‌های خود دارند و تعالي سازماني از مسير تعالي آموزش‌های سازماني مي‌گذرد. حاكميت نظام نوآوري و مديريت دانش موجب تسريع اين فرآیند براي دستيابي به اهداف استراتژيك در آينده کسب‌وکارهاي ايراني است.

 

نویسنده : سعيد حاجی‌زاده دكتري مديريت فنّاوری (سیاست‌های تحقيق و توسعه)

مدرس دانشگاه و مشاور حوزه مديريت و فناوري

رؤیای یک کارآفرین (همانندجغد بیدار باشیم؟)

رؤیای یک کارآفرین

(همانندجغد بیدار باشیم؟)

 

اگه تصمیم جدی داشتی که یه کارآفرین بشی ، پس باید یک کفش آهنی پا کنی ، آذوقه‌ی کافی همراهت باشه و  ویتامین فراوون بخوری که مبادا توو این راه پرپیچ‌وخم و پر از اتفاقای قشنگ که قراره ببینیشون کم بیاری .

وقتی تصمیم گرفتی یه کارآفرین باشی، معمولاً یه تصویر قشنگی از نحوه‌ی انجام کارها توو ذهن خودت می‌چینی. ممکنه تصور کنی که پشت میز خودت نشستی ، گه گاهی تصمیم‌هایی می‌گیری و با اطمینان خاطر از اینکه تیم‌تون ثبات کسب‌وکار رو می‌تونه حفظ کنه به تعطیلات میری.

ممکنه هم تصور کنی که به‌سختی در حال کار کردن هستی و تا زمان تکمیل پروژه خودت به‌ندرت می‌تونی وقت استراحت پیدا کنی. که معمولاً این راه درست تره . چون یه کارآفرین معمولاً در شبانه‌روز همیشه زمان کم میاره تا اضافه. هر چیزی رو که میبینه مغزش جرقه میزنه. از هر فرصتی که پیدا می‌کنه نهایت استفاده رو میکنه.

آدمی که دیوانه‌وار کارآفرینی رو دوست داشته باشه، شبا که همه میخوابن ، تازه لپ تابشو بر میداره و میره توو اتاقش تا صبح به کار کردن مشغول میشه. توو محله‌ها، شبا چراغ اتاق‌هایی که داخلشون یه کارآفرین کله‌خر وجود داره تا صبح روشنه.

قانون هافستادر

 

قانون هافستادر میگه: «حتي با در نظر گرفتن قانون هافستادر، كارآفريني هميشه بيشتر از اون چیزی كه انتظارش رو داريد زمان مي‌بره». اين ضرب‌المثل احمقانه به نظر میرسه، اما كمي حقيقت عيني توو اين قانون نهفته هستش.

انسان‌ها (كارآفرينان، ساير افراد حرفه‌اي، يا كارگران) به‌طورکلی در تخمين زمان مهارت ندارن. قانون هافستادر اوایل در رابطه با کامپیوترهایی كه با اونا شطرنج‌بازی مي‌کردن مطرح می‌شد تا اینکه بخواد محاسبه كنه كه براي توسعه‌ي برنامه‌اي كه بشه توو بازي شطرنج قوي‌تر از انسان باشه چقدر زمان نياز داره. ولي زمان‌هايي كه تخمين زده مي‌شد هميشه غلط بود.

 

تعصب در خوش‌بين

تعصب در خوش‌بيني، يک اصل روان‌شناختي و يك تعصب شناختي ذاتي به شمار می‌ره كه تقریباً تا حدودي توو ذات افراد وجود داره و اساساً زماني اتفاق میوفته كه افراد خاصي فكر مي‌كنن نسبت به افراد مشابه در موقعيت‌هاي مشابه، نتايج مثبتي به دست میارن. مثلاً خيلي از آدم‌ها این اعتقاد رو دارن كه خيلي كم احتمال داره دچار سرطان بشن. اين امر مخصوص كارآفرينان نيست، بلكه به اين خاطر اين مثال رو زديم كه دست‌کم گرفتن مقدار زمان موردنياز براي انجام يك كار رو نشون بدیم.

كارآفرينان خاص به‌طور كل این اعتقاد رو دارن كه نسبت به ساير كارآفرينان توو موقعيت‌هاي مشابه، كمتر تحت‌فشار كارها قرار دارن.

«كارآفريني» به‌خودی‌خود يه نقش نيست. اگه از اين برچسب براي خود تون استفاده مي‌كنيد مطمئن باشيد كه نسبت به ديگران مي‌تونيد ايده‌هاي بيشتري خلق كنيد يا تصميمات بيشتري بگيريد، ولي درواقع كارآفريني تركيب نقش‌هاي مختلف زياد توو یه نقش هستش. شما نمي‌تونيد یه باره توو همه‌چیز تخصص داشته باشيد، پس عدم تخصص تون  توو حوزه‌هاي خاص باعث مي‌شه نتونيد زمان موردنیاز تون براي تكميل كار اون حوزه‌ها رو به‌درستی تخمين بزنيد.

شما هرگز خود تون رو معطل تخمين زمان نکنید، چون به‌عنوان يك فرد كارآفرين هرگز شغل تون رو خسته‌كننده، راكد، يا قابل پیش‌بینی نمي‌دونيد و همين‌ها خودش جاي شكر داره. پس به خاطر عدم توانایی خود تون توو تخمين صحيح زمان كار تون، شكرگزار باشيد.

وقتي مي‌خوايد براي جلسات، تعطيلات يا روز خود تون برنامه‌ريزي كنيد، زمان رو بيشتر از اونچه كه فكر مي‌كنيد نيازه در نظر بگيريد. این‌جوری مي‌تونيد از وقت‌هاي اضافه‌ي خود تون براي چك كردن ايميل يا معاشرت با كارآفرينان نمونه استفاده کنید.

 

کلام آخر

درنهایت میتونیم این‌جوری بگیم، که یه کارآفرین اگه بجای 24 ساعت شبانه‌روز 90-100 ساعت هم‌زمان داشته باشه بازم زمان واسه انجام کارهای روزمره رو هم کم میاره .

کارآفرینی حدومرز نداره ، اگه افتادی توو این مسیر پس باید تا انتهاش بری . کارآفرین معمولاً خودش رو فنای باقی هم گروهیاش میکنه ، یه راهی رو که معمولاً کسی جنم انجام دادن اون رو نداره ، اون ریسکشو به تن میخره و باهم گروهیانش مسیر رو ادامه می‌ده. یه مقدار زیادی نباید مثل بقیه‌ی آدم‌ها فکر کنی . یجورایی میشه گفت باید کله‌خر باشی تا موفق بشی. باید بتونی متفاوت عمل کنی ، متفاوت فکری کنی.

درنهایت اگه یه اِپسیلون توو وجودت این ویژگی‌ها رو داری، صبر نکن. سریعاً اقدام کن.  

 

نویسنده: نرگس سقازاده

پژوهشگر حوزه مدیریت کسب‌وکار

 

چرا پیاده‌سازی برنامه‌ریزی استراتژیک در آموزش عالی مهم است؟

چرا پیاده‌سازی برنامه‌ریزی استراتژیک در آموزش عالی مهم است؟

​​​​​​​​عینک بدبینی به برنامه‌ریزی استراتژیک را کنار بگذاریم

 

نویسنده: مهندس بهادر پارسیا

پژوهشگر حوزه معماری سازمان

همان‌طور که اصول و ارزش‌ها به بنیان‌گذاران الهام می‌بخشد تا دانشگاه‌ها را برای مشارکت در جامعه ایجاد کنند، اجرای یک برنامه استراتژیک مناسب نیز در یک موسسه آموزش عالی می‌بایست مورد اعتقاد و تعهد مطلق هر رئیس، مدیر، استاد، معلم و کارمند سازمان باشد. تنها با فرض این امر است که یک دانشگاه می‌تواند از طریق برنامه‌ریزی استراتژیک به اهداف بیشتری دست یابد.

این روش مدیریت در حال حاضر یک روش گسترده در میان مؤسسات آموزش عالی خصوصی و دولتی در بسیاری از کشورها است؛ اما با وجود این، هنوز هم در مورد چگونگی پیاده‌سازی آن و چگونگی هماهنگی هر قسمت و واحد کاری دانشگاه تحت این چتر گسترده به‌منظور دست­یابی به نتایج مطلوب، سؤالات و ابهام‌های بسیاری وجود دارد.​

این ابهام‌ها معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که یک موسسه تصمیم به اجرای برنامه استراتژیک گرفته است، بدون آگاهی و اطمینان از اینکه چرا این کار را انجام می‌دهد. در وهله اول، باید در داخل موسسه شفافیت کاملی در مورد اهمیت این موضوع که چرا مدیریت یک دانشگاه باید از طریق سیستمی که در اصل برای شرکت‌های سودگرا ایجادشده است، وجود داشته باشد.

هدف اساسی در هر سازمان برای رسیدن به اهداف، بهینه‌سازی تمام منابع موجود به‌منظور تأمین امنیت موسسه به‌عنوان یک پروژه پایدار است. سپس، اعتبارسنجی دانشگاه به‌عنوان یک هدف ضروری برای دست­یابی به آن توسط هر دانشگاهی به نظر می‌رسد؛ زیرا یکی از متغیرهای اصلی در انتخاب دانشجویان است که کجا و در کدام دانشگاه تحصیل نمایند، در نظر گرفته می‌شود. همچنین یک مقیاس برای اندازه‌گیری کیفیت در مؤسسات آموزش عالی و یک ابزار برای رتبه‌بندی آن‌ها با پارامترهای کیفیت است. در این زمینه، برنامه‌ریزی استراتژیک یک ابزار ضروری و بسیار مفید است که جمع‌آوری داده‌ها، اندازه‌گیری فرآیند و دیگر جنبه‌هایی که یک فرآیند اعتبارسنجی آموزش عالی نیاز دارد را تسهیل می‌کند.​

هدف بنیادی دیگری که دانشگاه‌ها به‌عنوان یک هدف اساسی برای دست­یابی به آن در نظر می‌گیرند چیزی است که فیونا هانتر، مشاور آموزش عالی و رئیس قبلی EAIE[1] (انجمن اروپایی آموزش بین‌المللی) به شرح زیر توضیح می‌دهد: «برنامه‌ریزی استراتژیک اغلب به‌عنوان یک ابزار کلیدی برای یک رویکرد منطقی‌تر و سامانمند برای ایجاد تغییرات لازم برای بین‌المللی­سازی بیشتر در جهت بنیادی و عملیات روزانه پیشنهاد می‌شود.»

بااین‌حال، بسیاری از افراد در دانشگاه‌ها نسبت به ارزش برنامه‌ریزی استراتژیک در آموزش عالی بدبین هستند و اعتقاد دارند که این برنامه‌ریزی با فرهنگ‌ها و سنت‌های دانشگاهی متناسب نیست. درحالی‌که می‌توان استدلال کرد که وقتی یک مدل مناسب اتخاذ می‌شود، نه‌تنها با نیازها و رفتارهای خاص دانشگاه‌ها هم‌تراز می‌شود، بلکه این پتانسیل را دارد که چیزی که اغلب بالقوه است را به واقعیت تبدیل کند.

‏رئیس پیشین EAIE بر این باور است که اگر یک برنامه استراتژیک به دقت طراحی شود، فضایی برای اجرای مشترک اهداف ایجاد می‌کند و به چسبی تبدیل می‌شود که فرآیند بین‌المللی­سازی را در کنار هم نگه می‌دارد.​

به‌عبارت‌دیگر، می‌تواند برای تقویت فرهنگ و قادر ساختن دانشگاه جهت تبدیل‌شدن به موسسه‌ای که می‌خواهد باشد، عمل کند.

همچنین شرکت Rand (‏یک سازمان تحقیقاتی برای چالش‌های سیاست عمومی) ‏تأکید می‌کند که برنامه‌ریزی استراتژیک در آموزش عالی به حفظ ثبات در یک محیط بی‌ثبات که به‌طور مداوم در حال تغییر است با توجه به این‌که دانشگاه‌ها اهداف بلندمدت دارند کمک می‌کند و به‌صورت سازنده به افزایش رقابت یا تهدیدهای خارجی پاسخ می‌دهند. مجموعه پردیس‌ها و دانشگاه‌های Rand Corp توضیح می‌دهد که اهداف متنوع و برجسته‌ای دارند، به‌عنوان ‌مثال، آن‌ها به دنبال افزایش اعتبار نهادی خود و یا تعامل کامل‌تر با جامعه هستند. بااین‌حال، مؤسسات آموزش عالی اغلب با چالش‌های مهمی در دست­یابی به این اهداف مواجه هستند. اجماع گسترده‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه برنامه‌ریزی استراتژیک، اگر به ‌درستی اجرا شود یک رویکرد نیرومند برای دست­یابی به اهدافی مانند مثال ذکرشده به دانشگاه‌ها ارائه می‌دهد. به‌طور خاص، روش‌های برنامه‌ریزی استراتژیک می‌توانند به هدایت مدیریت ارشد و همچنین توانمندسازی مدیران میانی کمک کنند، درحالی‌که فعالیت‌های روزمره خود را با اهداف گسترده موسسه همسو می‌کنند. برنامه‌ریزی استراتژیک همچنین می‌تواند تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را اجرا و ترویج کند و پایه و اساس اندازه‌گیری عملکرد را بنا کند که به مدیران اجازه می‌دهد تا بر روند پیشرفت نظارت و انحرافات از برنامه را شناسایی و آن‌ها را اصلاح کنند و تصمیمات تخصیص منابع را مطابق با اهداف تعریف‌شده اتخاذ کنند. ​

با وجود این واقعیت که هر دانشگاهی به خودی خود یک جهان واحد است، برخی شیوه‌های اساسی وجود دارند که به­خوبی در جایی که اجرا شده‌اند، کار کرده‌اند. با توجه به بررسی که در سال ۲۰۱۵ توسط انجمن برنامه‌ریزی کالج و دانشگاه از مدیران آموزش عالی انجام شد، ایجاد آگاهی، ترکیب بازخورد، شناسایی افراد مناسب و ایجاد طرحی قابلیت اجرا داشته باشد، حوزه‌هایی هستند که در فرآیند برنامه‌ریزی خوب عمل می‌کنند.​

به‌عنوان ابزار برنامه‌ریزی یا سیستم استراتژیک، برنامه‌ریزی استراتژیک برای آموزش عالی نیاز به تلاش جمعی عظیمی از کل سازمان دارد تا مؤثر و موفق باشد. نتایج نشان می‌دهد که هرچند تلاش‌های بسیاری در برنامه‌ریزی و اجرای استراتژیک موردنیاز است، اما زمانی که به درستی و به‌طور مؤثر اجرا شود، پیامدهای فوق‌العاده‌ای دارد که ارزش این تلاش‌ها را داشته است.​

 

[1] European Association of International Education

مسیر برگشت از قله تورمی

مسیر برگشت از قله تورمی

نرخ تورم ماهانه با ثبت رقم ۷ درصد در مهرماه سال جاری به بیشترین مقدار در دو سال اخیر رسیده است. همچنین نرخ تورم متوسط و نقطه به نقطه نیز در اولین ماه پاییز نسبت به ماه قبل افزایشی بوده است. مرکز آمار ایران نرخ تورم نقطه به نقطه را ۵/ ۴۱ درصد و نیز نرخ تورم متوسط را ۲/ ۲۷ درصد گزارش کرده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد مسیر بازگشت از قله تورمی ماهانه، به انتخاب سیاست‌های پولی و ارزی درست بازمی‌گردد. کنترل انتظارات تورمی، تنظیم نرخ سود بانکی در کوتاه‌مدت و ثبات‌بخشی به بازار ارز می‌تواند مسیر بازگشت تورم از قله دوساله را هموار سازد.
نرخ تورم ماهانه در مهرماه سال جاری به سطح ۷ درصد رسیده است، این بیشترین رقم تورم ماهانه در دو سال اخیر است و نرخ تورم به قله خود در این مدت رسیده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که افزایش قیمت در کالاهای بادوام نظیر خودرو، وسایل خانگی و وسایل الکترونیکی بیشترین اثر را در تورم مهر داشته است. از سوی دیگر، در ماه اول سال جاری تورم خوراکی‌ها نیز نسبتا بالا ثبت شده و برخی کالاها نظیر روغن در یک ماه ۱۶ درصد رشد کرده است. اما تغییرات قیمت روغن نیز تا حدود زیادی، متاثر از نرخ ارز است. به نظر می‌رسد که دو سناریو را می‌توان برای آینده در نظر گرفت؛ اگر سیاست‌گذار بتواند از ابزارهای خود برای مهار رشد نقدینگی و نرخ ارز استفاده کند، نرخ تورم از قله مهار خود عقب خواهد کشید، در غیر این‌صورت دوباره تکانه‌های تورمی در ماه‌های آینده تکرار می‌شود. در هر صورت به نظر می‌رسد که شوک انتخابات آمریکا می‌تواند بر مسیر تورم ماه‌های بعد نیز اثرگذار باشد. تغییر جهت انتظارات در نیمه آبان، تورم را از قله به پایین خواهد آورد. در کنار این انتظارات، بهره‌گیری از ابزارهای مهار تورم نظیر نرخ سود بانکی و کنترل رشد نقدینگی نیز می‌توانند تورم را در پایین آوردن از قله همراهی کنند. دو سال پیش نیز نرخ تورم در مهرماه ۹۷ به رقم ۷ درصد رسید، اما ثبات نرخ ارز باعث کاهش مسیر تورم ماهانه تا پایان سال شد.

ثبت بالاترین نرخ تورم ماهانه در مهرماه

گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد تورم ماهانه مهر ماه ۹۹ به عدد ۷ درصد رسیده است که نسبت به شهریور ماه تقریبا دوبرابر شده است. این داده‌ها حاکی از آن است که این رقم برای تورم ماهانه، آمار بالایی است. نگاهی به روند نرخ تورم ماهانه نشان می‌دهد که از سال ۹۰ تا سال جاری، تورم مهر ۹۷ بالاترین رقم را با ثبت ۱/ ۷ درصد به خود اختصاص داده است. تورم مهر ۹۹ با ثبت ۷ درصد بعد از مهر ۹۷، بالاترین رقم تورم ماهانه از سال ۹۰ تاکنون را از آن خود کرده است. این گزاره نیز بر بالا بودن رقم تورم ماهانه مهر ماه تاکید دارد. محاسبه میانگین تورم ماهانه ۶ ماهه نخست امسال، عدد ۴/ ۳ درصد را نشان می‌دهد. در نتیجه، تورم ماهانه مهر ماه نسبت به میانگین تورم ماهانه ۶ ماه نخست بیش از ۲ برابر شده است. این آمارها حاکی از آن است که روند افزایشی تورم ماهانه مهر ماه در طول ماه‌های اخیر بی سابقه بوده است. تورم ماهانه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت مصرف‌کننده ماه مورد نظر را نسبت به ماه گذشته خود نشان می‌دهد.
عوامل موثر بر افزایش تورم ماهانه
شاخص بهای مصرف‌کننده، شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوارهای کشور را در ۱۲ گروه «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها»، «دخانیات»، «پوشاک و کفش»، «مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها»، «مبلمان و لوازم خانگی و نگهداری معمول آنها»، «بهداشت و درمان»، «حمل و نقل»، «ارتباطات»، «تفریح و فرهنگ»، «آموزش»، «هتل و رستوران» و «کالاها و خدمات متفرقه» محاسبه می‌کند. طبق گزارش مرکز آمار، گروه خوراکی‌ها و مسکن به ترتیب با داشتن ضرایب اهمیت ۵۵/ ۲۵ و ۱۲/ ۳۱ مهم‌ترین قسمت‌های شاخص قیمت مصرف‌کننده را تشکیل می‌دهند. از آنجا که این دو گروه حدود ۶۰ درصد ضریب اهمیت شاخص را تشکیل می‌دهند، بنابراین این دو گروه از اهمیت بالایی برخوردار هستند. با بررسی گزارش مرکز آمار که ۴ گروه «خوراکی‌ها»، «حمل و نقل»، «مسکن» و «تفریح و فرهنگ» بیشترین رشد و اثر را در تورم ماهانه داشتند. رشد تورمی این گروه‌ها به ترتیب ۷/ ۵، ۱۷، ۶/ ۳ و ۳/ ۷ واحد درصد است.
کالاهای تورم‌ساز
در گروه عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به گروه «روغن‌ها و چربی‌ها» (کره پاستوریزه حیوانی و روغن جامد)، گروه «شیر، پنیر و تخم مرغ» (تخم مرغ و خامه پاستوریزه)، گروه «سبزیجات» (فلفل دلمه‌ای، کاهو، نخود، پیاز و قارچ)، گروه «چای، قهوه و سایر نوشیدنی‌ها» (انواع نوشابه و آبمیوه) است. در گروه عمده «کالاهای غیر خوراکی و خدمات»، گروه «حمل و نقل» (قیمت انواع خودرو)، گروه «مبلمان و لوازم خانگی» (بخاری گازی، فرش ماشینی، لوازم پلاستیکی آشپزخانه، یخچال فریزر و ظروف شیشه‌ای آشپزخانه)، گروه «تفریح و فرهنگ» (لپ‌تاپ، قطعات کامپیوتر، دوربین عکاسی و دوچرخه بچگانه) بیشترین افزایش قیمت را نسبت به ماه قبل داشته‌اند. رشد تورم ماهانه شهری و روستایی در مهر ۹۹ به ترتیب ارقام ۱/ ۷ و ۹/ ۶ واحد درصد بوده است. به این ترتیب می‌توان گفت رشد تورم ماهانه شهری در این ماه بیشتر از روستایی بوده است. همچنین رشد تورم ماهانه گروه «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» و گروه «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» به ترتیب ارقام ۸/ ۵ و ۶/ ۷ واحد درصد بوده است. به این ترتیب می‌توان گفت که رشد تورم ماهانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات نسبت به گروه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات بیشتر بوده است.
در گروه کالاها، بیشترین و کمترین اثر روی شاخص تورم ماهانه به ترتیب از آن کالاهای بادوام و کالاهای بی دوام است. اثر این گروه از کالاها روی این شاخص به ترتیب ۴/ ۲۲ و ۳/ ۶ واحد درصد است. اثر کالاهای بادوام بر روی شاخص حتی از خدمات نیز بیشتر بوده است. گروه خدمات ۷/ ۳‌واحد درصد روی شاخص تورم ماهانه اثر داشته است. تورم بالاتر کالاهای بادوام حتی نسبت به خدمات به دلیل افزایش نرخ ارز در ماه‌های قبل است و باعث اوج‌گیری تورم ماهانه در مهرماه شده است.
بیشترین مقدار نرخ تورم ماهانه به مهرماه ۹۷ باز می‌گردد. در این ماه نرخ تورم ماهانه به عدد ۱/ ۷ درصد رسیده بود؛ که این رشد تورمی به دلیل سیاست‌های نوسان نرخ ارز رخ داد. در آن برهه زمانی سیاست ثبات نرخ ارز باعث شد رخ تورم ماهانه تا پایان سال روند نزولی به خود بگیرد. اکنون پس از گذشت دو سال نرخ تورم دوباره به سطح ۷ درصدی رسیده است. در مقطع فعلی اگر سیاست‌گذار بتواند از ابزارهای خود در کنترل رشد نقدینگی، افزایش نرخ سود و نرخ ارز استفاده کند، می‌تواند بار دیگر نرخ تورم را از قله مهار خود به عقب بکشد در غیر این‌صورت شاهد تکرار دوباره تکانه‌های تورمی در ماه‌های آینده خواهیم بود.