COVID-19، انتظار تغییرات جدی در زنجیره‌های تأمین جهانی

 COVID-19، انتظار تغییرات جدی در زنجیره‌های تأمین جهانی

 لزوم به‌کارگیری استراتژی تنوع در زنجیره تأمین

 

​​​​​​در میان عدم قطعیت جهانی در پی شیوع کرونا ویروس ‏(COVID-19) کارشناسان زنجیره تأمین یک تغییر سازمانی عمده را در این صنعت پیش‌بینی می‌کنند. ​درنتیجه این بیماری همه‌گیر، بسیاری از شرکت‌ها و کشورها در معرض آسیب‌ قرار دارند. آن‌هایی که به تعداد محدودی از شرکای تجاری متکی هستند با موجی از چالش‌ها درنتیجه بسته شدن گسترده شهر و قرنطینه مواجه هستند.​شیوع ویروس کرونا تأثیری عمیق روی کسب‌وکارهایی گذاشته است که زنجیره‌ی تأمین بین‌المللی دارند. چینی‌ها تصمیم گرفته‌اند برای جبران خسارت‌های ناشی از شیوع ویروس، تولید را در کارخانه‌های خود افزایش دهند. کسب‌وکارهای وابسته به زنجیره‌ی تأمین چین، هنوز در وضعیت نامشخص و ناایمن قرار دارند. درواقع، تحلیل‌ها و برنامه‌ریزی‌های آن‌ها برای تأمین قطعات و مواد اولیه بسیار تحت تأثیر تصمیم چینی‌ها قرار دارد.

از اواخر ژانویه، چین کارخانه‌های خود را تعطیل کرد و به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان، این توقف در تولید به‌طور جهانی زنجیره‌های تأمین را قطع کرده است. در سال 2003، زمانی که ویروس SARS شکست خورد، چین تنها ۴% از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌داد. امروزه این نسبت در حدود 20% است. ​این رشد از سرمایه‌گذاری خارجی با تمرکز ویژه‌بر بخش تولید به‌دست‌آمده است. بااین‌حال، کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که یک تغییر ناگهانی و شدید را در شرکت‌هایی که به دنبال کاهش ریسک‌ و بومی‌سازی زنجیره‌های تأمین آن‌ها  هستند، به‌ویژه در میان شرکت‌های دارای فن‌آوری و داروسازی خواهند دید. ​

کاپری معتقد است اگرچه چین به‌تدریج در حال بازگشت به کار است اما ممکن است ماه‌ها طول بکشد تا عملیات را افزایش دهد و خسارات را جبران کند گفت: ما شاهد بازسازی عظیم زنجیره‌های تأمین خواهیم بود. مشاوره کلوپفل Kloepfel)) بیان می‌کند که با 81% اعتماد به تأمین‌کنندگان چین،​ یک‌سوم شرکت‌ها مشتریان بزرگ چینی دارند.

افزایش ریسک‌های زنجیره تأمین

با رسیدن مرکز این بیماری به اروپا و آمریکا، تأثیرات آن نیز افزایش‌یافته است. به گفته کارشناسان، تعداد زیادی از تولیدکنندگان به دلیل شیوع بیماری، در تأمین مشکلات فراوانی خواهند داشت. به دنبال اولین موج اختلال در زنجیره تأمین از چین، اختلالات بیشتری از کره جنوبی و ژاپن به وجود آمد. با افزایش موارد ابتلا به COVID-19 در اروپا و آمریکا، زنجیره تأمین ممکن است ضربه دیگری را متحمل شود. با گسترش شیوع جهانی COVID-19، حتی اگر شرکت‌های تولیدی چینی کار خود را در مقیاس کامل ازسر گیرند، کشورها و مناطق دیگری ممکن است دومین ضربه را از افت عرضه شریک تجاری خود و بالعکس دریافت کنند.​ با ایجاد مجدد زنجیره‌های تأمین دیگر، چین همچنان یک بازار مهم برای زنجیره‌های تأمین خواهد بود، بااین‌حال شرکت‌ها ممکن است به دنبال متنوع ساختن استراتژی خود در هنگام تهیه منابع باشند. کاپری گفت: من فکر نمی‌کنم که همه‌چیز به حالت عادی برگردد، همان‌طور که در طول چند دهه گذشته آن‌ها را تجربه کرده‌ایم. ما اکنون در عصر جدیدی هستیم و مفهوم جهانی‌شدن با چیزی که درگذشته می‌دانستیم به پایان رسیده است. ​

COVID-19: انجام یک تجارت با پیوندی گمشده

متیو ساتون، شریک تجاری و متخصص زنجیره تأمین در شکسپیر مارتینو، در مورد چالش‌های فعلی پیش روی زنجیره‌های تأمین در میان گسترش کرونا ویروس چنین بحث می‌کند: با گسترش ویروس کرونا، تعداد زیادی از سازمان‌ها باید به‌طور موقت تعطیل شوند. درنتیجه، زنجیره‌های تأمین تحت‌فشار قرار می‌گیرند که منجر به ناتوانی شرکت‌ها در انجام تعهدات قراردادی می‌شود. خب، چه‌کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ ​

چین دومین اقتصاد بزرگ جهان است و به‌عنوان تولیدکننده پیشرو، برای زنجیره‌های تأمین بسیاری از شرکت‌ها حیاتی است. اقدامات سخت‌گیرانه قرنطینه که در آنجا اجراشده است منجر به اختلال اقتصادی هم در سطح کشور و هم در سطح جهانی شده است. با گسترش ویروس، تأثیر آن بر زنجیره‌های تأمین شدیدتر خواهد شد.

​​​​​​​​برای کسب‌وکارهایی که از انجام تعهدات قراردادی ناتوان می‌شوند، عاقلانه است که موارد “فورس ماژور ” را در نظر بگیریم که عمدتاً در قراردادها گنجانده‌شده است. قیودی از این نوع، یک یا هر دو طرف قرارداد را از انجام تعهداتشان معاف می‌کند تا زمانی که رویداد اختلال فراتر از کنترل منطقی باشد. بااین‌حال، عبارت بندی این بند مهم است. ​

گاهی اوقات، اپیدمی‌ها یا فوریت‌های مدنی به‌طور صریح در مقررات عمده ذکر می‌شوند، اما می‌توانند کلی‌تر باشند. اگر چنین باشد، سازمان‌ها باید ارزیابی کنند که آیا این بند رویدادی مانند شیوع کرونا ویروس یا هرگونه محدودیت دولتی را پوشش می‌دهد یا خیر؟ همچنین شرکت‌ها باید به خاطر داشته باشند که در کل یک ماده‌قانونی فقط در صورتی می‌تواند مورد استناد قرار گیرد که وضعیت به‌طور کامل مانع از اجرای تعهدات قراردادی شود، نه اینکه انجام آن‌ها را دشوارتر یا پرهزینه‌تر کند. ​

زمان‌بندی یکی دیگر از ملاحظات ضروری است، زیرا ادعای حفاظت از یک ماده‌قانونی اغلب نیازمند آن است که طرف قرارداد دیگر در اسرع وقت از این مسئله مطلع شود. طرفین متأثر باید نشان دهند که آن‌ها به‌طور منطقی عمل کرده‌اند تا تأثیر رویداد قوه قهره را کاهش دهند، برای مثال از طریق فرآیندهای بازسازی یا اجرای برنامه‌های احتمالی. ​

هنگامی‌که یک کسب‌وکار با موفقیت یک ماده‌قانونی را به کار می‌گیرد، تعهدات قراردادی طرف متأثر تا زمانی که اختلال پایان یابد و طرفین بتوانند دوباره عملکرد قرارداد عادی را آغاز کنند، معلق می‌شود. بااین‌حال، برخی از مقررات شامل حق فسخ قرارداد در صورتی است که وقفه به مدت طولانی‌تری از زمان تعیین‌شده ادامه یابد.

برای کاهش خطر اختلال در آینده، شرکت‌ها باید زنجیره‌های تأمین خود را بازبینی کنند. با نگاشت جریان بالادست تأمین‌کنندگان، شرکت‌ها می‌توانند آسیب‌پذیری‌های موجود در زنجیره تأمین را شناسایی کرده و معیارهایی را برای کاهش مشکلات بالقوه در نظر بگیرند. این امر ممکن است مخصوصاً در صورتی مهم باشد که یک شرکت به یک تأمین‌کننده خاص، یا یک منطقه خاص وابسته باشد. ​

هر کسب‌وکاری که فشار شیوع بیماری کرونا ویروس را احساس می‌کند باید به بررسی مقررات قوه قهره در قراردادهای خود بپرداز. علاوه بر درک چگونگی تعریف ماده در قرارداد، شرکت‌ها نیز باید مراحل بعدی موردنیاز خود برای استناد به ماده و هرگونه عواقب ناشی از آن را موردبررسی قرار دهند همچنین می‌بایست در خصوص بازنگری مجدد زنجیره‌های تأمین اقدام نمایند تا اثرات منفی فشارها را حتی‌الامکان کاهش دهد. درنهایت ویروس کرونا تمام خواهد شد و زمانی که این امر اتفاق افتد، شرکت‌ها باید بررسی زنجیره تأمین و برنامه‌های مستمر خود را در نظر بگیرند تا اطمینان حاصل کنند که در صورت بروز اختلال مشابه در آینده آماده خواهند بود.​

از همه این‌ها گذشته، مشکل اصلی شرکت‌های دارای زنجیره‌ی تأمین جهانی در زمان و چگونگی بازگشت نیروی انسانی به کاردیده می‌شود. بسیاری از کارشناسان آینده‌ی تقاضای صنعت و زنجیره‌ی تأمین را نامشخص می‌دانند. تنها نکته‌ مشخص و مطمئن در پیش‌بینی‌ها این است که قطعاً رفتار خرید در بازارهای جهانی و زنجیره‌های تأمین پس از شیوع ویروس کرونا تغییر خواهد کرد.

نویسنده: دکتر بهادر پارسیا

پژوهشگر حوزه زنجیره تأمین

بالاترین نرخ تورم را کدام کشور دارد؟

بالاترین نرخ تورم را کدام کشور دارد؟

 

ونزوئلا کماکان رکورددار بیشترین تورم جهان است.
محاسبات دانشگاه جان هاپکینز که توسط استیو هانکه، استاد اقتصاد این دانشگاه صورت گرفته، نشان می دهد تورم سالانه منتهی به تاریخ بیستم ژوئن در دو کشور ونزوئلا و زیمباوه از هزار درصد عبور کرده است. در این محاسبات به جای استناد به آمارهای دولتی، به شاخص برابری قدرت خرید و نرخ ارز در بازار آزاد توجه شده است.
۱- ونزوئلا
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۲۴۹۹ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۱۵ هزار درصد
۲- زیمباوه
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۱۲۹۷ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۱۵۴ درصد
۳- لبنان
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۵۳۱ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۱۸ درصد
۴- سوریه
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۳۳۱ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: تعیین نشده
۵- سودان
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۹۲ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۹۶ درصد
۶- آرژانتین
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۷۳ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: داده نشده
۷- برزیل
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۴۰ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰:داده نشده
۸- ترکمنستان
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۳۵ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: هشت درصد
۹- نیجریه
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۲۸ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۱۴ درصد
۱۰- لیبی
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۲۷ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۲۲ درصد

استقرار 200 شرکت‌ دانش‌بنیان در مناطق مسکونی تهران

استقرار 200 شرکت‌ دانش‌بنیان در مناطق مسکونی تهران

 

با افزایش جمعیت و گسترش روز افزون شهر تهران، مقررات سختگیرانه‌ای برای استقرار شرکت‌ها و واحدهای صنعتی، تولیدی، تجاری و اداری در مناطق مسکونی وضع شده است.
بنگاه‌های تجاری موظف شدند تا دفاتر اداری خود را در ساختمان‌ها و مناطق دارای کاربری غیرمسکونی مستقر کنند. همچمنین برای استقرار کارخانجات صنعتی در اطراف تهران نیز محدودیت‌های وضع شد.
اما معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در این زمینه تفاهم‌نامه‌ای با مجموعه شهرداری تهران منعقد کرد تا تسهیلاتی برای شرکت‌های دانش بنیان در نظر گرفته شود.
تاکنون بیش از 200 شرکت دانش‎بنیان توانسته‌اند با استفاده از این خدمت، در 4هزار متر کاربری مسکونی شهر تهران مسقر شوند.
براساس تفاهم‌نامه همکاری بین شهرداری تهران و معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، شرکت­‌های دانش‌بنیان فعال در تهران، می‌توانند در صورت کسب شرایط لازم، دفاتر خود را در اماکن مسکونی مجاز در سطح شهر تهران مستقر کنند. از ابتدای تصویب این تفاهم‌نامه تاکنون بیش از 200 شرکت توانسته‌اند از این تسهیلات، بهره‌مند شوند و در 4 هزار مترمربع کاربری مسکونی شهر تهران مستقر شوند.
بسته خدمتی، استقرار شرکت‌های دانش‌بنیان در مناطق مسکونی، بر اساس راهبردهای اقتصاد مقاومتی تصویب شده است. شرکت‌های دانش بنیانی که از شرایط لازم برای بهره‌مندی از این بسته خدمتی برخوردار هستند از سوی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری معرفی می‌شوند تا در پهنه‌های مختلف شهری تعیین شده مستقر شوند.
نداشتن شاکی خصوصی و یا آراء کمیسیون‌‌های ماده صد از جمله شرایطی است که در مسئله صدور مجوز استقرار در مناطق مسکونی موثر است.
شرکت‌های متقاضی باید توجه داشته باشند که بر اساس این تفاهم‌نامه، کاربری ساختمان تغییر نخواهد کرد و صرفاً به شرکت اجازه ادامه فعالیت در اماکن مسکونی داده خواهد شد.

ارزیابی طرح کسب‌وکار

ارزیابی طرح کسب‌وکار

 

برنامه‌ها باید ساده و قابل‌انعطاف باشند و توسط افرادی تهیه شوند که قرار است آن‌ها را اجرا کنند.

ژنرال گئورگ اس. پاتون

چیزی که یک طرح را قادر به ایجاد نتایج می‌کند، تعهد افراد کلیدی برای کار برروی وظایف خاص است.

پیتر اف. در اکر

 

هر دو نقل‌قول از ژنرال گئورگ اس‌. پاتون و پروفسور پیتر اف.دراکر اساسأ یک موضوع واحد اما از دو دیدگاه متفاوت را می‌گویند. هر دو نفر در حوزه‌های مربوط به خود شناخته‌شده هستند و به نتیجه مشابهی در مورد برنامه و برنامه‌ریزی رسیدند. طرح باید ساده و انعطاف‌پذیر باشد و توسط کسانی که متعهد و مسئول اجرای آن هستند، تهیه شود. پس این موضوع با مفاهیم فرایند ارزیابی و برنامه‌ریزی کسب‌وکار همراه است.

برای نشان دادن فرایند برنامه‌ریزی و ارزیابی، فرض کنید شما تصمیم می‌گیرید از شیکاگو به بوستون بروید. یک گزینه، شروع حرکت از شرق است زیرا بوستون به‌طورکلی در شرق شیکاگو است. شما احتمالاً می‌توانید راه خود را به بوستون با انتخاب بزرگراهی در طول مسیر پیدا کنید. احتمالاً این روش، نسبت به این‌که شما از قبل، مسیر را برنامه‌ریزی کنید بیشتر طول می‌کشد. اگر شما در اینترنت به یک وب‌سایت طراحی‌شده برای ارائه نقشه‌ها متصل شوید، می‌توانید یک نقشه با راهنمایی برای مستقیم‌ترین مسیر جهت رسیدن به بوستون از شیکاگو پیدا کنید. این نشان‌دهنده تأکید بر ارزیابی (که قبل از برنامه‌ریزی است) و برنامه‌ریزی کسب‌وکار است.

توجه داشته باشید که در شماره قبل که در مورد مدیریت ریسک‌‌ها بود، قبل از فصل ارزیابی کسب‌وکار می‌باشد. برخی از خوانندگان ممکن است بپرسند چرا، به دلیل این‌که مدیریت ریسک واقعی بعد از انجام فرایند ارزیابی صورت می‌گیرد که توافقی برای راه‌اندازی کسب‌وکار انجام‌شده می‌باشد. بااین‌حال، تفکر در مورد شناسایی ریسک و کاهش آن باید قبل از فرایند ارزیابی بیاید. به‌این‌ترتیب ارزیابی می‌تواند ساختاری شامل فاکتورهای ریسک باشد.

به‌عنوان یک درآمد شخصی، گروهی یا سازمانی در مسیر زنجیره تأمین کارآفرینانه، آن‌ها ممکن است تصمیم به خرید یک شرکت، یک بخش، دارایی‌های یک شرکت دیگر و یا گزینه جایگزین بگیرند. در شرایطی که نوع سازمانی که هدف قرار داده‌اند، برای فروش نیست یا نمی‌توانند آن را خریداری کنند، آن‌ها ممکن است تصمیم به شروع یک نهاد کسب‌وکار جدید با ایجاد یک بخش جدید برای تحقق اهداف خود بگیرند. سایر گزینه‌های زنجیره تأمین کارآفرینانه، ائتلاف‌ها، سرمایه‌گذاری‌های مشترک، ادغام‌ها و مشارکت‌ها هستند که در شماره‌های قبل شرح داده شد.

این شماره یک مرور کلی از فرایندهای ارزیابی و برنامه‌ریزی کسب‌وکار را که توصیه می‌شوند، بدون در نظر گرفتن شرایط خاص، ارائه می‌دهد. ما ابتدا فرایندهای ارزیابی را بررسی خواهیم کرد و پس‌ازآن نوبت به برنامه‌ریزی کسب‌وکار می‌رسد. این‌ها فرایندهای اساسی هستند که از طریق آن‌ها گزینه‌های کارآفرینانه موجود در نظر گرفته می‌شوند.

 

ارزیابی

اختلافاتی در مورد این واژه وجود دارد. ارزیابی، همه آن چیزی نیست که شامل بررسی وضعیت کسب‌وکار قبل از برخی اقدامات باشد، همان‌طور که در اینجا بحث می‌شود. ارزیابی بعدازاین که اعضای شرکت تصمیم بگیرند که معامله امکان‌پذیر است و پس‌ازاین که درک اولیه حاصل شود اما قبل از اینکه توافق نهایی انجام شود، رخ می‌دهد.

اهداف ارزیابی

ارزیابی دو هدف تا حدودی متضاد دارد. اول، اهداف باید به سمت حصول یک درک کامل از سرمایه‌گذاری‌های پیشنهادی با تمام پیچیدگی‌هایشان و حرفه‌های مرتبط، فرایندها، فعالیت‌ها، عملکردها و گستره‌های جغرافیایی حرکت کنند؛ دوم، اهداف باید این کارها را به‌سرعت و با کمترین هزینه ممکن انجام دهند.

متأسفانه بسیاری از ارزیابی‌ها، گذرا و سطحی هستند و تقریباً به‌طور کامل به مسائل مالی اختصاص دارند و اغلب بخش‌های حساس مانند محصولات و بازار، توسعه محصول و فناوری، عملیات یا منابع انسانی را نادیده می‌گیرند. تیم ارزیابی اغلب شامل کارشناسان صنعت که می‌توانند در مورد نیروهای محرک صنعت و رقبای خود صحبت کنند، نمی‌شود. ارقام مالی لازم هستند اما کافی نیستند و به‌اندازه کافی دربردارنده اطلاعات نیز نیستند.

پیش از شروع ارزیابی، به‌خصوص در شرکت‌های کوچک و نوپا که حمایت شرکت‌های بزرگ را ندارند . یک مطالعه مختصر در مورد این‌که چرا شرکت‌های کوچک شکست می‌خورند، مناسب است. این موضوع برخی نکات را در مورد تمرکز واقعی فرایند ارزیابی ارائه می‌کند.

مجموعه‌ای از آمار تأمل‌برانگیز در شرکت‌های کوچک توسط کرسی ارائه شده است؛ به‌عنوان‌مثال او به برخی مطالعات اروپایی اشاره می‌کند که نشان می‌دهند بقای کسب‌وکارهای نوپا به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای کم است که از طریق مطالعات تصادفی به‌دست‌آمده توسط نویسنده در طول سال‌ها شناسایی شده‌اند. در یک مطالعه در مورد شرکت‌های نوپای آلمانی توسط کرسی، ۲۴ درصد آن‌ها در طول دو سال از کسب‌وکار خارج شده‌اند و ۳۷ درصد ظرف پنج سال شکست خورده‌اند. مطالعه دیگری در مورد شرکت‌های نوپای انگلیسی نشان می‌دهد که ۴۵ درصد آن‌ها در دو سال و نیم اول از کسب‌وکار خارج شده‌اند و ۸۰ درصد در شش سال اول خارج شده بودند. او به مطالعات دیگر با نتایج مشابه اشاره می‌کند. کرسی(Cressy) اشاره نمی‌کند که چه نوع شرکت‌هایی این‌گونه بودند، اگرچه تجربه صنایع خدماتی و تولیدی مشابه بودند. او همچنین می‌گوید که اگر شرکت‌ها دو سال اول را سپری کنند، شانس بقای طولانی‌مدت آن‌ها افزایش می‌یابد.

کرسی همچنین بیان می‌کند که شواهدی وجود دارد که «محدودیت واقعی در بقای کسب‌وکار، مالی نیست بلکه بیشتر انسانی و سرمایه‌ای است.» شواهد نشان‌دادند که در بخش مالی ارتباطی میان دارایی‌های مالی و بقای شرکت وجود نداشت. تعداد بیشتر سرمایه انسانی توسط سطح واقع‌گرایی کارآفرینان در خصوص دستیابی به اهداف خود، تجربه کاری مخصوص صنعت، قابلیت‌های مدیریتی و این‌که آیا کسب‌وکار نوپا یک خرید بوده است، توصیف می‌شود (شاید نشان می‌دهد که این‌یک کسب‌وکار در حال فعالیت بوده قبل از این‌که کسب شود یا همانطورکه کرسی مشاهده کرد، دلالت بر وجود شبکه‌های کسب‌وکار دارد). کرسی نتیجه گرفت که افزایش آموزش تئوری و عملی کارآفرینان آینده، سهم مهمی در میزان موفقیت کسب‌وکارهای کوچک خواهد داشت که شاید از پرداخت یارانه‌های اقتصادی به شرکت‌های نوپا هم بیشتر باشد.

بررسی‌های ارزیابی باید شامل جنبه‌های مختلفی از وضعیت و دربرگیرنده قابلیت‌های مدیریت و فرایندهای مدیریت، محصولات و خدمات ارائه‌شده و وضعیت فناوری مربوط به منطقه جغرافیایی پوشش داده‌شده توسط شرکت شامل معاملات بین‌المللی و روابط، مسائل حقوقی، (بدون فراموش کردن قانون ارتكاب اقدامات فسادآلود خارجی آمریکا) رقبای فعلی و بالقوه و محیط رقابتی، مشتریان، تأمین‌کنندگان، امورمالی، بازاریابی، عملیات (سایت‌های تولید، امکانات، مراکز توزیع و فناوری‌های تولید)، توسعه محصول، منابع انسانی و مزایای کارکنان (شامل وضعیت جابه‌جایی کارکنان)، حسابداری، مالیات، بدهی‌ها، فناوری اطلاعات، زیست‌محیطی، مالکیت فکری و فردی، بیمه و پوشش مسئولیت و غیره باشد. به‌عبارت‌دیگر، ارزیابی باید شامل همه زمینه‌های مربوط و ملاحظات شرکت باشد.

 

چه کسی باید ارزیابی را انجام دهد؟

گاهی ارزیابی توسط کسانی که به‌طور مستقیم در شرکت‌های دارای زنجیره تأمین کارآفرینانه پیشنهادی درگیر هستند، انجام می‌شود، ازجمله مدیریت شرکت خریداری‌شده که ارزیابی را بر روی هدف شرکت اکتسابی انجام می‌دهد. در مواقع دیگر افرادی خارج از شرکت ازجمله بانک‌ها، شرکت‌های سهامی خاص، شرکت‌های حسابداری عمومی و مشاوران برای انجام ارزیابی به کار گرفته می‌شوند.

بااین‌حال، یک سازمان به دلیل تعصب زیادی که نسبت به فرایندهای خود دارد، نباید ارزیابی سازمان خود را، خود انجام دهد. در بسیاری از موارد، مدیریت می‌خواهد که معامله‌ای به‌طور کامل انجام شود که روی ارزیابی آن تعصب‌ دارند (به‌طور عمدی یا غیر عمد) یا منجر به ارائه نتیجه موردنظر شود. در مقابل می‌توان به‌صورت موردی، گروهی از مدیریت و کارکنان شرکت اکتسابی به‌جای افراد خارج از شرکت برای انجام ارزیابی تشکیل شود. حامیان این بحث معمولاً به دلیل دانش بیشتری که افراد داخل شرکت برخلاف افراد خارج از شرکت دارند، از آن حمایت می‌کنند.

علاوه براین بسیاری خواهند گفت (گاهی به‌حق) که افراد خارج از شرکت فقط گزارش خود را ارائه می‌دهند و پس‌ازآن بدون هیچ مسئولیتی نسبت به انعقاد قرارداد کاری در شرکت، آنجا را ترک می‌کنند. روشن است که استدلال‌های هر دو طرف متین است.

شرکتی که قرار است فروخته شود نیز می‌تواند برخی از ارزیابی‌های خود را روی شرکت خریدار انجام دهد. مدیریت احتمالاً از فروشنده می‌خواهد که تعیین کند آیا خریدار توانایی مالی کافی برای خرید شرکت را دارد. اگر تمام یا بخشی از قیمت خرید به‌صورت سهام باشد، ارزیابی فروشنده حتی ضروری‌تر و دقیق‌تر می‌شود.

فروشنده همچنین می‌خواهد بداند که آیا توانایی‌های کارکردی خریدار برای جذب سازمان فروش کافی است. نگرانی دیگر این است که چه اتفاقی برای کارکنان شرکت فروخته‌شده می‌افتد؛ برای مثال کارکنان می‌خواهند بدانند که آیا اخراج‌های قابل‌توجهی وجود خواهد داشت یا آن‌ها فرصتی برای پیوستن به شرکت خریداری‌شده را خواهند داشت.

 

 

منبع

برگرفته از کتاب ایجاد زنجیره‌های تأمین کارآفرینانه راهنمایی برای نوآوری و رشد.

 (ویلیام بی. لی)

 

 

نویسنده: یاسمن خویی / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

 

ایده‌ها در نوآوری و کارآفرینی چندان مهم نیستند

ایده‌ها در نوآوری و کارآفرینی چندان مهم نیستند

 

افسانه بزرگ در نوآوری اینه که اگه «بهترین ایده» رو شما پیدا کردید، اون چیزی که اتفاق میوفته،‌ دیگه چالش اجرا و پیاده‌سازی محسوب می‌شه. درواقع ایده خوب آغاز چالش جستجو به شمار میاد: جستجو برای پیدا کردن ارزش‌های موردنظر مشتریان که در مدل کسب‌وکار نیز سودآور و مقیاس‌پذیر باشند.

بزرگ‌ترین چالش در نوآوری و کارآفرینی، جستجوی ایده نیست بلکه اجرای ایده است. البته که شما باید کارهای بزرگی برای رسیدن به موفقیت انجام بدهید. بااین‌حال، چالش واقعی و بخش مهم در نوآوری، اجرایی کردن ایده و ایجاد چشم‌اندازی در آینده برای کار کردن با این ایده است.

از هر ۱۰ محصول، ۷ عدد نتونستند انتظارات مشتریان رو برآورده کنند و دلیل این موضوع قابلیت محدود طرح‌های کسب‌وکار برای اجرا و پیاده‌سازی است. شما می‌توانید استدلال کنید که تمام این شکست‌ها درنتیجه دنبال کردن ایده نامناسب است؛ اما موضوع به همین سادگی نیست. تمام این شکست‌ها ناشی از فقدان ارزیابی و تطبیق ایده است. درواقع بیشتر کارآفرینان پس از اجرای ایده و صرف هزینه متوجه ناکارآمدی آن می‌شوند.

بااین‌حال، چالش واقعی در نوآوری و کارآفرینی، یافتن ایده کامل نیست. بلکه چالش اصلی جستجوی ارزش مشتری و طراحی مدل کسب‌وکاری مناسب است. به همین دلیل استیو بلانک- آغازگر جنبش استارتاپ ناب – استارتاپ را سازمانی موقتی می‌داند که در جستجوی مدل کسب‌وکار قابل تکرار و مقیاس‌پذیر است.

متأسفانه، بسیاری از شرکت‌های ایجادشده و کارآفرینان مبتدی هنوز به افسانه‌ی ” بهترین ایده ” اعتقاددارند. شرکت‌ها معتقدند اگر بهترین ایده را از طریق ایده‌های رقابتی یا با الهام گرفتن از دیگران، بیابند؛ می‌توانند به‌سرعت وارد مرحله اجرا شوند. درحالی‌که شرکت‌ها باید این واقعیت را بپذیرند، خلق ایده، تنها آغاز مرحله جستجو است. هنگامی‌که شما سفر نوآوری‌تان را شروع می‌کنید، تنها کار شما این است که ریسک ایجاد چیزی را که کسی خواهان آن نیست، کاهش دهید.

 

مرحله‌ی جستجو شامل دو اقدام کلیدی است:

طراحی و ساخت سریع ایده‌ها با بوم مدل کسب‌وکار و بوم ارزش پیشنهادی.

ارزیابی فرضیات اساسی که باید در اجرایی کردن ایده‌تان به‌درستی کار کنند. همچنین یافتن شواهدی مبنی بر اینکه در مسیر درست در حال حرکت هستید.

هنگامی‌که مدارک کافی در دست دارید که نشان می‌دهد در مسیر درست قرارگرفته‌اید،‌ می‌توانید به مرحله اجرا بپردازید. در مرحله بعدی، چالش این است که ایده‌تان را مدنظر قرار داده و کسب‌وکار بالقوه‌تان را به سطح بعدی برسانید.

 

 

نویسنده: نرگس سقازاده/ پژوهشگر حوزه مدیریت

توکیو تمام محدودیت های کرونا در زمینه کسب و کار لغو کرد

توکیو تمام محدودیت های کرونا در زمینه کسب و کار لغو کرد

 

شیوع ویروس کرونا در توکیو از اواخر ماه مارس شدت گرفت و یک ماه پس از آن شمار روزانه مبتلایان تا ۲۰۰ نفر افزایش یافت.
اگرچه هنوز نگرانی هایی از شیوع گسترده ویروس در شهرهای مختلف از جمله توکیو وجود دارد، اما به دلیل کاهش شمار مبتلایان و بهبودی نسبی شرایط همه محدودیت های کسب و کار و تجارت از امروز جمعه در توکیو لغو شد.
با این حساب در ژاپن مردم آزادی بیشتری برای تردد خواهند داشت و در محدوده های مرزی استان ها نیز برای عبور مشکلی وجود ندارد دولت آبه شینزو نخست وزیر ابراز امیدواری کرده است که اقتصاد بار دیگر جان بگیرد.
بسیاری از مکان های تفریحی و باشگاه های شبانه و برنامه های دورهمی که در روزهای گذشته در پایتخت ممنوع شده بود ، باز و فعالیت های آنها از سرگرفته شده است و کسب و کار و تجارت درحال رونق گرفتن است.
با وجود این، امار وزارت بهداشت ژاپن نشان می دهد که در شهر توکیو بین روزهای دوشنبه تا چهارشنبه این هفته ۹۰ نفر دیگر به کرونا مبتلا شده اند و برای همین در برخی مکان ها ساعات فعالیت های تجاری و کسب و کار کوتاهتر شده است.
شهر توکیو که ۱۴ میلیون نفر جمعیت دارد یک برنامه چند مرحله ای بازگشایی در نظر گرفته است.
در اواخر ماه گذشته میلادی در نخستین مرحله وضعیت فوق العاده لغو و در مرحله بعد موزه ها و مدارس درها را به روی دانش آموزان باز کردند.
از ابتدای ماه جاری میلادی به این طرف نیز بسیاری از مکان های تفریحی و عمومی و تجاری بتدریج فعالیتشان را از سر گرفته اند.

 

منبع : مدیر اینفو

کارآفرینی در کشور هند Entrepreneurship in India

کارآفرینی در کشور هند

Entrepreneurship in India

«برای موفقیت در کسب‌وکار، آسانسوری وجود ندارد باید از پله‌ها بالا رفت»

 

امروزه مقوله توسعه كارآفرینی و کسب‌وکارهای كوچك به‌عنوان اهرم توسعه اقتصادی در اكثر كشورهای جهان موردتوجه قرار گرفته، به‌ویژه این مبحث در كشورهای درحال‌توسعه و كشورهایی كه از كمبود منابع طبیعی رنج می‌برند، اهمیت ویژه‌ای یافته است. ازجمله كشورهای مطرح در حوزه توسعه كارآفرینی كشور هند می‌باشد كه به‌ حمایت و ترویج همه‌جانبه این مقوله در كلیه عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی پرداخته و حتی به انتقال تجارب خود به سایر كشورها و بهره‌گیری از مزایای ارتباطات بین‌المللی نیز اقدام نموده است.

در این راستا مؤسسه ملی توسعه كارآفرینی و کسب‌وکارهای كوچك (NIESBUD) در هند، اقدام به برگزاری دوره‌های آموزشی كارآفرینی و توسعه بنگاه‌های اقتصادی در سطح بین‌المللی نموده است. مخاطبین این مؤسسه كه یكی از مجریان برنامه‌های آموزشی و ترویجی دولت هند و همچنین مربیان، تسهیلگران بخش خصوصی و دولتی و همچنین كارآفرینان می‌باشند كه در توسعه فرهنگ كارآفرینی در جامعه نقش عمده را ایفا می‌نمایند.

کشور هند بیش از یک میلیارد نفر جمعیت دارد که ۱/۲۶ درصد از این جمعیت زیر خط فقر به‌سر می‌برند. ازاین‌بین حدود 40% با درآمد کمتر از یک دلار در روز، گذران زندگی می‌نمایند. کارآفرینی و ایجاد کسب‌وکار، به‌ویژه کارآفرینی زنان به‌عنوان محرك توسعه اقتصادی، در رأس اولویت‌های بخش دولتی و حتی بخش خصوصی قرارگرفته است به‌طوری‌که از آن به‌عنوان یک حرکت ملی یاد می‌شود. از اوایل دهه ۱۹۹۰ بحث حساس‌سازی نسبت به مسئله کارآفرینی در سطح مدارس آغاز و تداوم یافته است. در میان جمعیت کارآفرینان در هند، زنان ۵/۱ درصد را به خود اختصاص می‌دهند که این رقم با توجه به اولویت‌های سیاست‌گذاری رو به رشد می‌باشد.

 

سیستم‌های حمایتی از توسعه کارآفرینی و صنایع کوچک: با توجه به اهمیت کارآفرینی در رفع معضل عدم اشتغال و همچنین با آگاهی از نقش زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت کشور، کارآفرینی به‌طور عام و کارآفرینی زنان به‌طور خاص، موردتوجه دولتمردان کشور هند قرار گرفته و به ‌همین دلیل سیاست‌های متعددی جهت حمایت از آن اتخاذ گردیده است. در این‌ راستا بحث توانمندسازی زنان مطرح و در دستور کار نهادها و سازمان‌های متعدد قرار گرفته است.

 

دسترسی به منابع مالی خرد: تا قبل از دهه ۱۹۹۰ با ارائه تسهیلات مالی و اعتباری از جانب دولت به افراد کم‌بضاعت، بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک از بین رفته و دریافت تسهیلات رایگان، جای کار و فعالیت اقتصادی را گرفته بود ولی پس از آغاز دهه ۱۹۹۰ با تغییر دیدگاه دولت، ایجاد کسب‌وکار و درآمدزایی جایگزین سیستم سابق گردید. در کشور هند زنان دارایی چندانی نداشتند و امکان استفاده از تسهیلات بانکی به دلیل عدم توانایی ارائه وثیقه برای ایشان به‌سادگی میسر نبود ولیکن از آغاز دهه ۱۹۹۰ بحث تشکیل گروه‌های خودیار که مخاطب عمده آنان زنان بودند مطرح و مؤسسات مالی دولتی و همچنین سازمان‌ها و مؤسسات غیردولتی به حمایت از این گروه اقدام نمودند. برای این منظور، سازمان‌های غیردولتی (NGO) با حمایت دولت در روستاها و مناطق محروم، به آموزش کارآفرینی به روستاییان مشغول گردیدند. گروه‌های خودیار، متشکل از ۱۰ الی 15 نفر از زنان بودند که به‌طور منظم جلساتی را با یکدیگر برگزار و هدف آنان تأمین منابع مالی خرد جهت رفع نیازهای معیشتی و همچنین ایجاد کسب‌وکارهای کوچک بود. در این راستا روستاییان پس از آموزش، به ‌مدت ۶ الی ۱۲ ماه به پس‌انداز مشغول گردیده و سپس دارایی خود را در یک صندوق مشترک قرار داده، به‌طور منظم یکدیگر را ملاقات و در آنجا بنا به اولویت نیازها، گروه اقدام به پرداخت وام به افراد می‌نمود. کلیه افرادی که وام دریافت می‌نمودند موظف به بازپرداخت مبلغی از آن در هرماه به صندوق بودند و کلیه افراد گروه بر نحوه انجام کار نظارت داشتند. از سال ۱۹۹۲، با شکل‌گیری منظم این گروه‌های غیررسمی، بانک‌ها و مؤسسات اعتباری به تخصیص اعتبارات و وام با بهره بسیار اندک به این گروه‌ها اقدام نمودند. دراین‌بین بانک ملی کشاورزی و توسعه روستایی (NABARD) که یکی از مؤسسات اعتباری سیاست‌گذار در هند می‌باشد، در این امر پیش‌قدم گردیده و به اعطای اعتبارات به ۵۰۰ گروه خودیار که موفق عمل نموده بودند، اقدام نمود.

 

در کشور هند گروه‌های خودیار به سه صورت تشکیل می‌گردند:

  • گروه‌های خودیار توسط بانک‌ها ایجاد و تأمین مالی می‌گردند.
  • گروه‌های خودیار توسط سازمان‌های غیردولتی و یا مؤسسات دولتی تشکیل و توسط بانک‌ها تأمین اعتبار می‌شوند.
  • تأمین مالی گروه‌های خودیار از طریق بانک‌ها صورت می‌پذیرد ولیکنسازمان‌های غیردولتی به‌عنوان واسطه مالی بین این گروه‌ها و بانک قرار می‌گیرند.

۸۰ درصد از گروه‌های خودیار تشکیل‌شده، تحت مدل ۲ و ۳ قرار می‌گیرند و سازمان‌های غیردولتی نقشی حیاتی را در شکل‌گیری و توسعه این گروه‌ها ایفا می‌کنند. گروه‌های خودیار تشکیل‌شده نیز با یکدیگر ارتباط برقرار نموده، اتحادیه گروه‌های خودیار را تشکیل می‌دهند که دسترسی آنان را به منابع مالی گسترده‌تر فراهم می‌سازد (ازجمله اتحادیه DHAN که از ترکیب این گروه‌ها ایجاد شده است). این روند تا به امروز ادامه دارد و یکی از مؤثرترین راهکارها در جهت توسعه دسترسی زنان روستایی به منابع مالی (حدود 90 درصد از بهره‌گیران از منابع مالی خرد در جهان زنان هستند) می‌باشند. امروزه بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه همچون کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا و جنوب شرقی آسیا از این مدل پیروی می‌نمایند. در کشور هند مؤسسات ارائه‌دهنده تسهیلات مالی خرد (MFI) در دو بخش رسمی و غیررسمی فعالیت دارند که بخش رسمی این مؤسسات و نهادها، شعب روستایی بانک‌های بازرگانی و یا بانک‌های روستایی و محلی و همچنین مؤسسات اعتباری بخش تعاونی می‌باشند.

همسویی دولت و بخش خصوصی در توسعه کسب‌وکارهای کوچک، موجب موفقیت شرکت تولیدکننده محصولات بهداشتی Hindustan Lever Limited که یکی از ایده‌های بسیار جالب و خلاق در انگیزش زنان به سمت ایجاد کسب‌وکارهای کوچک بود، گردید. این حرکت از سال ۲۰۰۲ با همکاری دولت و بخش خصوصی آغاز شده است و دولت نقش تسهیلگر را ایفا می‌نماید. در این ایده، دولت با بررسی نیازها، به شناسایی شرکت‌های موفق و صاحب‌نام در بخش خصوصی اقدام می‌نماید و سپس از آن‌ها می‌خواهد که توزیع محصول خود را به زنان توزیع‌گر بسپارند. این برنامه از جهات متعدد دارای مزیت می‌باشد، ازجمله حل معضل بیکاری و کمک به توسعه کسب‌وکارهای کوچک، کارآفرینی و درنتیجه رشد اقتصادی و همچنین استفاده از ظرفیت‌های بخش خصوصی و تقویت آن در همکاری‌های دوجانبه به دولت کمک می‌نماید. شرکت‌های دیگری نیز در این عرصه وارد گردیده‌اند، ازجمله شرکت‌هایی که با ارائه مواد خام تمایل به تولید محصول تحت امتیاز این شرکت‌ها دارند و حتی محصولات را به خارج از کشور نیز صادر می‌نمایند.

 

توسعه کارآفرینی در بخش صنایع‌دستی: سازمان توسعه صنایع‌دستی در کشور هند، زیر نظر وزارتخانه نساجی فعالیت می‌نماید و هدف آن گسترش و توسعه تولیدات صنایع‌دستی می‌باشد. مخاطبین عمده این بخش بازهم زنان هستند و صنایع‌دستی پس از کشاورزی دومین صنعت این کشور می‌باشد. سازمان توسعه صنایع‌دستی عمدتاً تمایل به همکاری با سازمان‌های غیردولتی، تعاونی‌ها و سازمان‌های فعال در امر توسعه سازمان‌های غیردولتی دارد. این بخش نیاز به سرمایه‌گذاری اندکی داشته و در مقابل قادر است با توانمندسازی، سرمایه خارجی را به کشور وارد نماید. ازاین‌رو دولت، توانمندسازی و حمایت از سازمان‌های غیردولتی را در جهت توسعه صنایع‌دستی در برنامه کار خود قرار داده است که در حال حاضر در این بحث اولویت بر روی زنان است. تولیدکنندگان صنایع‌دستی که عمدتاً در روستاها ساکن هستند در ۴ سال اولیه فعالیت خود، توسط دولت حمایت مالی می‌شوند که این حمایت‌ها در زمینه‌هایی همچون آموزش طراحی، به‌روزرسانی تکنولوژی تولید، آموزش بازاریابی و عرضه محصولات، فراهم نمودن مواد اولیه، اجاره مکان فعالیت و… می‌باشد که کلیه این خدمات به‌صورت رایگان به آنان ارائه می‌گردد. آموزش بازاریابی برای تولیدکنندگان صنایع‌دستی به دو صورت انجام می‌پذیرد: برنامه‌های آموزشی که مستقیماً از طریق دولت ارائه می‌شود و برنامه‌هایی که مجری آن سازمان‌های غیردولتی و سایر سازمان‌های داوطلب می‌باشند.

دریافت‌کنندگان این تسهیلات قادر به افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات خود گردیده و با فرآیند فروش و بازاریابی آشنا می‌شوند اما یکی از عمده‌ترین مشکلاتی که پس از تولید با آن مواجه می‌گردند، حمل کالاهای تولیدشده و فروش در سطح شهر می‌باشد. روستاییان هنرمند در بدو شروع کسب‌وکار، عموماً بضاعت حمل کالاهای خود به شهر و بازاریابی را ندارند، ازاین‌رو دولت پروژه نمایشگاه‌های دائمی صنایع‌دستی را در پیش گرفته است.

ایده اولیه این طرح در شهر دهلی‌نو در اواخر سال ۱۹۹۰ ارائه گردید و توسط مؤسسه توسعه توریسم و حمل‌ونقل دهلی (DTTDC) با همکاری سازمان توسعه شهری دهلی‌نو (NDMC) به اجرا درآمد که در حال حاضر نمایشگاه‌های مشابهی در سرتاسر کشور هندوستان به همین منظور برگزار می‌گردد. در نمایشگاه دهلی‌نو تعداد ۶۲ غرفه وجود دارد که به‌صورت گردشی هر دو هفته یک‌بار به عده جدیدی از هنرمندان واگذار می‌شود.

سازمان صنایع‌دستی، مسئولیت حمل محصولات از روستا به شهر و اسکان هنرمندان روستایی را به‌طور رایگان برعهده‌گرفته و به‌طور هم‌زمان از متخصصین در امور طراحی، بسته‌بندی، بازاریابی، صادرات و… جهت حضور در این نمایشگاه‌ها دعوت به عمل می‌آورد؛

 

دولت با انجام این کار در حقیقت چهار هدف عمده را دنبال می‌کند:

  • ایجاد رقابت میان تولیدکنندگان صنایع‌دستی که در این فرصت با مقایسه محصول و میزان فروش خود با کالای ارائه‌شده از جانب سایر تولیدکنندگان قادر به کشف نقاط ضعف و بهبود کیفیت محصولاتشان می‌گردند.
  • مواجهه تولیدکنندگان با متخصصین و طراحان مدعو و بهبود کیفیت کالا و نحوه ارائه مناسب توأم با بسته‌بندی صحیح.
  • مشارکت تولیدکنندگان در رده‌های آموزشی دایر به ‌مدت ۲ ساعت در طول روز، جهت آموزش و یادگیری مسائل مالی و مدیریتی.
  • مذاکره تولیدکنندگان جهت دریافت سفارش از سازمان‌های متقاضی و متعاقباً توسعه کسب‌وکار ایجادشده توسط کارآفرین.

 

حمایت از تولید و صادرات كالا در جهت توسعه کسب‌وکارهای كوچك: یكی از سازمان‌های كلیدی فعال درزمینه ارائه خدمات به کسب‌وکارهای كوچك، مؤسسه ارائه‌دهنده خدمات به صنایع كوچك (SISI) می‌باشد كه خدمات گوناگونی را قبل و بعد از تولید كالا به كارآفرینان ارائه می‌دهد. مؤسسه SISI كه تحت نظر وزارت صنایع كوچك هند قرار دارد، فعالیت‌هایی را درزمینه توسعه صنایع كوچك نظیر آموزش، مشاوره، ترویج، آزمایش محصول، به‌روزرسانی، اطلاع‌رسانی از طریق ایجاد پایگا‌ه‌های اطلاعاتی و به‌ویژه صادرات و بازاریابی در دست انجام دارد.

برنامه‌های آموزشی این مؤسسه در كلیه زمینه‌های مرتبط با تولید و ارائه خدمات می‌باشد كه در سه بخش‌ عمومی، مدیریتی و فنی ارائه می‌گردد. یكی از برنامه‌های آموزشی عمده در این مؤسسه، برنامه آموزش كارآفرینی است كه در این بخش طرح جداگانه‌ای نیز در ارتباط با زنان كارآفرین وجود دارد. این طرح در سه بخش ارائه می‌گردد: انگیزش و ترویج كارآفرینی در بین زنان، آموزش درزمینه ایجاد و توسعه کسب‌وکار (قبل از فرآیند ایجاد) و آموزش در جهت توسعه مهارت‌ها شامل مهارت‌های فنی، تكنولوژیكی و مدیریتی (بعد از فرآیند ایجاد)؛ كلیه خدمات آموزشی برای متقاضیان رایگان می‌باشد.

درزمینه توسعه صادرات نیز این مؤسسه خدمات منحصربه‌فردی را ارائه می‌دهد، این خدمات عبارت‌اند از: جمع‌آوری و ارائه اطلاعات بازار صادرات، ارائه اطلاعات در مورد فرآیند و قوانین و مقررات صادرات، آموزش مدیریت صادرات، آموزش بسته‌بندی صادراتی، برگزاری سمینار و كارگاه مرتبط با رویه‌های صادرات، گردآوری گزارش‌ها و كلیه منابع مرتبط با صادرات كالا، برگزاری سمینار در مورد تجارت جهانی، برگزاری سمینار در مورد مالكیت معنوی (کپی‌رایت) و از همه مهم‌تر هماهنگی جهت شركت محصولات برتر در نمایشگاه‌های بین‌المللی است.

مؤسسه SISI، تحت برنامه‌ای هماهنگ و منظم، زمینه حضور تولیدكنندگان محصولات حائز كیفیت را در نمایشگا‌ه‌های بین‌المللی فراهم می‌آورد. در این طرح فرصتی استثنایی در اختیار تولیدكنندگانی كه به دلایل محدودیت مالی امكان حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی و صادرات كالای خود را ندارند فراهم می‌گردد. تولیدكنندگان می‌توانند در صورت تمایل به حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی درخواست خود را به این مؤسسه ارائه نمایند. مؤسسه SISI پس از بررسی كالای موردنظر و در صورت تأیید كیفیت آن مبنی بر وجود پتانسیل فروش، اقدام به ارائه آن كالا به نمایشگاه موردنظر در خارج از كشور می‌نماید و كلیه هزینه‌های موردنظر را اعم از حمل‌ونقل كالا و ارجاع آن به دارنده پس از اتمام نمایشگاه، همچنین امور مربوط به اجاره غرفه و ارائه اطلاعات مرتبط با محصول را تقبل می‌كند. ضمناً اقدام به برقراری ارتباط با خریداران و متقاضیان نموده، اطلاعات اخذشده را پس از اتمام نمایشگاه به دارنده محصول منتقل می‌نماید. در صورت فراهم شدن امكان توسعه این محصول و توأم با رشد کسب‌وکار، دولت حمایت مالی خود را اندكی كاهش داده و نوبت آینده ۹۵ درصد از هزینه نمایشگاه و صادرات كالا را می‌پردازد و ۵ درصد دیگر باید توسط تولیدكننده تقبل گردد و بدین نحو استقلال آینده این کسب‌وکار نیز تضمین می‌گردد.

 

حمایت از فناوری‌های نوین: یكی از مؤسسات دولتی مؤثر و حامی كارآفرینی در كشور هند مؤسسه ملی تحقیق و توسعه (NRDC) می‌باشد. این مؤسسه تحت نظر دپارتمان تحقیقات علمی و صنعتی هند فعالیت می‌نماید و تكنولوژی‌های نوین را از مرحله ظهور تا مرحله ثبت و تبدیل به کسب‌وکارهای اقتصادی موردحمایت قرار می‌دهد. این مؤسسه بیش از ۱۰۰ تكنولوژی جدید را موردحمایت خود قرار داده كه تاكنون ۵۰ درصد از آن‌ها به موفقیت اقتصادی دست یافته‌اند. این مؤسسه به‌ویژه زنان كارآفرینی كه در كشور هند به دلایل فرهنگی دارایی چندانی ندارند را نیز موردحمایت قرار داده است. NRDC با ارائه خدماتی نظیر به نمایش گذاردن محصولات نوین و خلاق با هزینه بسیار اندك و برقراری ارتباط با سرمایه‌گذاران بر روی طرح‌های جدید، چاپ بروشور و تقبل هزینه‌های تبلیغات، در اختیار قرار دادن امكانات ارتباطی نظیر فكس، تلفن، اتاق كنفرانس و…، هماهنگی جهت بازدید سرمایه‌گذاران و نمایندگان كشورهای خارجی و درنهایت كمك به ثبت ایده و تبدیل آن به کسب‌وکارهای اقتصادی در جهت توسعه كارآفرینی گام برمی‌دارد.

نکته‌ای که اکثر نهادها و سازمان‌های مرتبط با کارآفرینی در کشور هند بر آن اذعان دارند این است که درزمینه توسعه کارآفرینی و کسب‌وکار در کشور، میان سازمان‌های دولتی و غیردولتی رقابتی وجود ندارد بلکه هر دو بخش عمومی و خصوصی همکاری همه‌جانبه‌ای را در راستای توسعه اقتصادی کشور و فقرزدایی در پیش‌گرفته‌اند و دولت در این راستا اجرای طرح‌های جاری را به سازمان‌های غیردولتی و مؤسسات داوطلب می‌سپارد و خود علاوه بر تدوین و تصویب سازوکارهای متناسب با توسعه بخش خصوصی، به حمایت همه‌جانبه از آن‌ به‌ویژه در توسعه بخش روستایی و کارآفرینی می‌پردازد. با توجه به موارد فوق‌الذكر و با در نظر گرفتن پتانسیل‌های موجود در داخل کشور، کشور هند به‌عنوان الگوی توسعه کارآفرینی یک کشور درحال‌توسعه توسط سازمان ملل متحد موردتقدیر قرار گرفته است.

آزیتا جهانبخش

نویسنده: آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

فرصت کسب و کار برای سربازان پس از خدمت سربازی

فرصت کسب و کار برای سربازان پس از خدمت سربازی

یونس رنجکش در دومین کمیته تخصصی راهبری مهارت آموزی و اشتغال کارکنان وظیفه استان گیلان افزود: این حمایت ها بر اساس تفاهم نامه همکاری وزارت کشور و ستاد کل نیروهای مسلح در راستای توانمند سازی کادر وظیفه برای ورود به بازار های کار انجام می شود.
وی تصریح کرد: از هر نقطه و مکانی باید در مسیر آموزش مهارت های کارآفرینی استفاده کرد و سربازان وظیفه به عنوان بخشی از ظرفیت های موجود در منابع انسانی می توانند بخش مهمی از جامعه هدف آموزش مهارتی باشند.
وی یادآور شد: آنچه در فرآیند مهارت آموزی مهم است آموزش چگونگی به کارگیری مهارتهاست که باید با تبیین فضاهای کسب وکار و نیازهای جامعه اقدام به هدایت مهارت آموزان کرد.
به گفته رنجکش؛ با توجه به تفاهم نامه همکاری وزارت کشور با ستاد کل مشترک نیروهای مسلح در مهارت آموزی سربازان وظیفه تمامی هماهنگی ها در سطوح مختلف انجام شده است و در استان گیلان نیز از طریق کمیته تخصصی پیش بینی شده پیگیرآن هستیم.
وی اظهار داشت: برگزاری همایش های کارآفرینی برای تبیین و تغییر نگاه نسبت به موضوع کارآفرینی و اشتغال در سطح جامعه هدف سربازان با حضور اساتید و کارآفرینان برتر می تواند نقش مهمی در بسترسازی های فکری داشته باشد.
مدیر کل جذب وحمایت از سرمایه گذاری استانداری گیلان ادامه داد: در نظر گرفتن برنامه های تشویقی و حمایت های لازم در خصوص صدور گواهی نامه های مهارتی، مجوزهای کسب وکار و پرداخت تسهیلات کم بهره نیز از اولویتهای پشتیبانی از سربازان مهارت آموز می باشد.
وی با تاکید بر هماهنگی بین دستگاههای اجرایی ارایه خدمات صدور مجوز و پشتیبانی و آموزش در ایجاد کسب وکارها و نهادهای نظامی مورد نظر این تفاهم نامه وهمکاری بین آنها خواستار تسریع در روند اقدامات شد.
وی گفت: باید با ایجاد همگرایی و استفاده و هم افزایی از امکانات و ظرفیتهای موجود در استان بتوانیم جامعه هدف تعریف شده را که از جوانان پویا و علاقمند هستند به سمت آموزش های مهارتی و توانمندی در استفاده از مهارت ها سوق داد.
رنجکش خاطرنشان کرد: تبدیل دانش و داشته ها و آموزش مهارت به ثروت یکی از اهداف کارآفرینی است که سربازان آموزش دیده باید بتوانند پس از اتمام خدمت وظیفه داشته ها و توانایی های خود را تبدیل به ثروت نمایند.
وی بابیان اینکه در سالی که به نام جهش تولید نامگذاری شده است اقدامات و برنامه ریزی ها باید با جهش و تلاش مضاعف همراه باشد، اظهار کرد: نیاز اصلی در ایجاد فضاهای کسب و کار توجه به خواسته بازار کار و نگاه تسهیل گرایانه متولیان امور خواهد بود.
مدیرکل جذب وحمایت از سرمایه گذاری استانداری گیلان نیاز جدی کشور را فعالیت های کارآفرینانه دانست و اضافه کرد : باید با فهمی مشترک جامعه را به سمت هر ایرانی یک کارآفرین سوق دهیم.

سبک رهبری شما چیست؟

سبک رهبری شما چیست؟

لزوم شناخت سبک رهبری خویش

 

تئوری‌های رهبری درباره شناخت ویژگی‌های شخصی و رفتارهای فردی رهبران اثربخش، بررسی موقعیت‌هایی که مي‌تواند رهبری اثربخش را پرورش دهد یا مانع پرورش آن شود (مثل محیط‌های سازمانی، اجتماعی و بیرونی) یا بررسی رابطه بین رهبران و پیروان است.

با توسعه مفاهیم رهبری از دیدگاه‌های مختلف اخیراً توجه عملیاتی به مفهوم رهبری در مهندسی گسترش‌یافته است. این مبحث که بیشتر یک رویکرد عملیاتی است تا یک تئوری پایه، به دلیل کاربردی بودن هم‌اکنون جایگاه خاصی یافته و بسیاری از مراکز دانشگاهی دوره‌های آموزشی رهبری مهندسی را در برنامه‌های آموزشی خود جا داده‌اند.

پژوهشگران در مطالعات اوليه، رهبري را امر ذاتي می‌دانستند؛ اما پنجاه سال پژوهش بر اساس رويكرد صفحات مشخصه رهبري، چارچوب مشخصي را در اختيار مديران قرار نداد. به همين دليل، صاحب‌نظران، نگاه خود را از ویژگی‌های شخصي ذاتي رهبر به رفتار رهبر معطوف نمودند. نظریه‌های رفتاري رهبري، پژوهشگران به دنبال بهترين رفتار رهبر در همه شرايط، مکان‌ها و زمان‌های مختلف بودند؛ اما مطالعات فيدلر و تجربيات عملي پژوهشگران بعدي نشان داد كه رهبري در اصل اقتضائي بوده و بهترين سبك رهبري براي همه شرايط نمی‌تواند وجود داشته باشد.

بله به‌درستی که رهبری امری اقتضایی است و می‌توان با یک ارزیابی اولیه از خود زمینه پرورش شایستگی‌های رهبری را بر اساس شرایط محیطی خود توسعه داد.

در پایان سال 1397 هستیم و فرهنگ ایرانی ما در این روزهای واپسین یادآور خانه‌تکانی و ایجاد تغییر و تحولات شگرف است. یکی از موضوعاتی که می‌توانیم در زمینه حرفه‌ای و شغلی خود بدان توجه کنیم نحوه تأثیرگذاری و نفوذ در دیگران است. این مفهوم که در قالب «رهبری» مطرح می‌گردد می‌تواند در فرد رشد و توسعه یابد. در این مقاله پس از آشنایی با اولیه با مفهوم رهبری، آزمونی را قراردادیم تا شما بتوانید سبک رهبری خودتان را شناسایی کنید و بهتر بتوانید با افراد پیرامون خود تعامل نمایید و اهداف تیم‌ها و گروه‌های تحت نظر خود را پیش ببرید.

 

مدیر یا رهبر

رهبری، بالاترین شکل ارتباطات بین گروهی متشکل از افراد انسانی در یک سازمان است. رهبری را می‌توان بر اساس دیدگاه مرسوم، توانایی نفوذ و اثرگذاری در دیگران جهت هم‌افزایی و دست‌یابی به یک هدف خاص دانست.

رهبران به ارتباطات مؤثر نیازمندند تا بتوانند قلب و ذهن کارکنان خود را تصاحب کنند. اگر افراد ندانند رهبران چه مي‌خواهند و چه مقصدی در پیش دارند، رهبری‌شان را نخواهند پذیرفت. مطالعات نشان داده است گوی رقابت آینده را رهبرانی خواهند ربود که بتوانند به‌طور مؤثر با منابع انسانی خود ارتباط برقرار کنند.

باید به این مسئله توجه نمود که مدیریت با رهبری کاملاً متفاوت است. این مسئله سال‌هاست در ادبیات مدیریتی موردبحث و بررسی قرارگرفته است. به‌عنوان‌مثال می‌توان گفت رهبری بیشتر حول محور ترغیب، انگیزش و نفوذ مي‌چرخد درحالی‌که مدیریت بیشتر مربوط به واقعیت‌های سازمانی، موقعیت‌های مدیریتی و قراردادی در یک پروژه یا شرکت است؛ بنابراین می‌توان مشاهده نمود که یک مدیر پروژه خوب (به‌عنوان یک مهندس ) باید قدرت ترکیب توانایی‌های رهبری و مدیریتی را جهت عملکرد بهتر در پروژه داشته باشد.

سبک رهبری خودتان را ارزیابی کنید

این تست برای ارزیابی سبک رهبری شما طراحی‌شده است. در این تست پاسخ درست یا اشتباه وجود ندارد. شما باید با توجه به پرسش‌های بیان‌شده، تنها یک گزینه را انتخاب نمایید. سپس در انتها بر اساس شماره سؤالات گزینه‌های انتخابی خود را در پاسخنامه وارد نمایید و تعداد پاسخ‌های هر ستون را شمارش نمایید. با توجه به بیشترین امتیاز کسب‌شده، سبک رهبری غالب شما مشخص می‌گردد.

  1. در زمان جلسات، برای شما مهم است که:
  • که روند جلسه طبق صورت‌جلسه و موارد طرح‌ریزی‌شده پیش برود.
  • به این موردتوجه می‌کنید که چه کسانی در بحث شرکت می‌کنند و حتی‌الامکان همه در بحث شرکت کنند.
  • اجازه می‌دهید که گفت‌وگوهای جلسه مسیر طبیعی خود را طی کنند و مشاهده کنید که چه اتفاقی خواهد افتاد.
  1. زمانی که شما هدایتگر یک گفت‌و‌گو در یک جمع هستید اگر دریابید شخصی در جمع حضور دارد که مسلط بر جلسه شده است و بیش‌ازحد اظهارنظر می‌کند، آیا شما:
    • افراد دیگر را به مشارکت در گفت‌وگو تشویق می‌کنید.
    • آرزو می‌کنید که فرد حاذق سرنخ‌های مهم موضوع را بیان کند و زیاده‌گویی نکند.
    • به آن فرد می‌گویید که اجازه دهد دیگر افراد هم شانس مشارکت در گفت‌و‌گو را داشته باشند.

 

  1. فرض کنید شما به محلی که قرار است نشستی را برگزار کنید دیر رسیده‌اید و متوجه می‌شوید که فردی که قرار بوده شرایط این نشست را آماده نماید، کارش را انجام نداده است و وقت هم بسیار کم است برای این کار و در این شرایط شما:
    • تصور می‌کنید که زمان را ازدست‌داده‌اید و نمی‌توانید کاری را از پیش ببرید و فقط خودتان در منگنه قرارگرفته‌اید.
    • مسئول مربوطه را کنار می‌کشید و به او می‌گویید که هر طور شده باید این کار را انجام دهد.
    • از مسئول مربوطه می‌خواهید که تا جایی که می‌تواند اوضاع اتاق را بهبود بخشد و تلاش خودش را به خرج دهد.
  1. فرض کنید منشی شما فراموش نموده که برخی مستندات مهم را سر موقع آماده نماید و تحویل نماید در این شرایط شما:
    • شخص دیگری را برای انجام این کار پیدا می‌کنید.
    • از منشی می‌خواهید که کارش را انجام دهد و به کارش ادامه دهد و به او در انجام کار کمک می‌کنید.
    • از منشی می‌خواهید که دفعه بعد سخت‌کوش باشد و کار را به‌درستی انجام دهد.
  1. فرض کنید از شخصی که در اداره شما کار می‌کند می‌خواهید که رهبری یکی از تیم‌های کاری را عهده‌دار شود، بهترین روش برای اینکه او نقش و وظایفش را بتواند آغاز کند:
    • اطمینان حاصل می‌کنید که او فرصت کافی را دارد که بتواند دیگر رهبران حاضر در محیط کاری را بشناسد.
    • به او زمان کافی برای سازگاری با نقش جدید را خواهید داد.
    • اطمینان حاصل می‌کنید که او انتظارات شما از نقشش را به‌طور دقیق و شفاف درک نموده است.
  1. بهترین راه برای اینکه اطمینان حاصل کنید تیم شما طبق برنامه زمانی برای ایجاد تغییرات بروز هستند:
    • به هر یک از اعضا اجازه می‌دهید که در مورد تحولات از طریق تعاملات بین فردی در تیم بیاموزد و به افراد اجازه می‌دهید که اگر سؤالی در مورد تحولات دارند بتوانند با شما به‌طور مستقیم در ارتباط باشند.
    • ایمیلی مبنی بر تشریح کامل تغییرات برای اعضاء ارسال می‌کنید.
    • از دبیر جلسات می‌خواهید که برنامه تحولات را از طریق پیش‌نویس صورت‌جلسه به افراد اطلاع دهد.
  1. تصور کنید شما را به‌عنوان یکی از رهبران اصلی سازمان انتخاب نموده‌اند. در یکی از نشست‌ها یک از اعضاء جوان جلسه نسبت به یکی از تصمیمات شما تردید می‌کند. آیا شما:
    • سعی می‌کنید که چرایی رسیدن به این تصمیم را توضیح دهید.
    • از آن فرد می‌خواهید که با جزئیات بیشتر نسبت به تردیدش در مورد تصمیم شما توضیح دهد.
    • از آن شخص می‌پرسید که در این خصوص، او چه تصمیمی را اتخاذ می‌کرد.
  1. شما در گروه تحت رهبری‌تان آگاه می‌شوید که یکی از افراد برای رهبری شما شرایط بحرانی به وجود خواهد آورد. آیا شما:
    • در جلسه‌ای با این شخص به بررسی مشکلات او در خصوص رهبری شما خواهید پرداخت.
    • منتظر می‌مانید تا افراد دیگر شرایطی را به وجود آورند تا آن شخص با شما رودررو شود.
    • بلافاصله با آن شخص روبرو می‌شوید و با نگرش او مقابله می‌کنید.
  1. تصور کنید شما مدیر اجرایی کسب‌وکار هستید و افکاری قوی در خصوص نحوه راهبری کسب‌وکار دارید. آیا شما:
    • اجازه می‌دهید که آهسته این تغییرات را اجرا کنید و میزان حمایت از افکارتان را در بین افراد دیگر بسنجید.
    • از مدیر ارشد خودتان می‌خواهید که برخی گزینه‌های کارکردی دیگر را پیشنهاد دهد.
    • به مدیر ارشد خود می‌گویید که از دیگر ایده‌ها تقدیر می‌کنید اما برای تصمیمات خودتان دلایل قوی دارید و نیاز دارید که به شما اعتماد کنند.
  1. هنگامی‌که حل یک مشکل بر دیگران تأثیر می‌گذارد، آیا شما:
    • مشکل راه‌حل را برای هر فرد درگیر با اجرای آن را مطرح می‌کنید.
    • با افراد مختلف برای رسیدن به یک راه‌حل مشترک در خصوص مشکل گفت‌وگو خواهید کرد.
    • به افراد اعتماد خواهید کرد که هر فردی به‌اندازه اثرگذاری خودش مشکل را حل نماید.
  1. شما مسئولیت برنامه‌ریزی راه‌اندازی بخشی را دارید. آیا شما:
    • تشویق به گفت‌وگوهای بدون برنامه‌ریزی در خصوص طرح و برنامه‌ها می‌کنید.
    • بررسی می‌کنید که هرکسی می‌داند چه باید انجام دهد.
    • به افراد اجازه خواهید داد تا با شما در خصوص سؤالاتشان در ارتباط باشند.
  1. در ایجاد یک کمیته برای برنامه‌ریزی یک رویداد بهتر است:
    • به کمیته اجازه دهید تا با روند خودشان فعالیت کنند.
    • از افراد کمیته می‌خواهید که بر اساس اهداف، زمان‌بندی خودشان را انجام دهند و ارائه دهند.
    • به اعضاء تعریف شفافی از اهداف، برنامه زمان‌بندی و استاندارهای عملیاتی ارائه خواهید داد.
  1. بهترین راه برای حل اختلاف‌نظر بین اعضاء گروه:
    • اختلاف‌نظرها را بیان کنید و موضع سازش را ارائه دهید که هر دو قبول می‌کنند
    • افراد دارای اختلاف‌نظر را تشویق کنید تا باهم بر روی موارد اختلاف بحث کنند و موضوع را بین خود حل کنند و به توافقی برسند.
    • این افراد را دورهم جمع می‌کنید و به آن‌ها برای رسیدن به یک راه‌حل کمک می‌کنید.
  1. در یک گروه دوستانه، آیا شما:
  • سعی می‌کنید که مطمئن شوید نظرات همه افراد شنیده‌شده است.
  • از گوش دادن به ایده‌های دیگران لذت می‌برید.
  • به‌راحتی پیشنهادات خودتان را بیان می‌کنید.

به سبک رهبری خودتان امتیاز دهید

 

سبک رهبری من:

 

حال سبک رهبری خود را شناختید به شما پیشنهاد می‌کنم تا با برخی از ویژگی‌های سبک رهبریتان آشنا شوید و در شرایط مختلف بتوانید با آگاهی کامل نسبت به شرایط واکنش نشان دهید و بهترین عملکرد خود را به نمایش بگذارید.

اگر سبک رهبری شما راهبر است:

  • در موقعیت‌های چالشی، در صورت کار کردن بر اساس دستورالعمل‌ها و خطوط راهنما احساس راحت‌تری دارید.
  • در جلسات، سریع مسئولیت قبول می‌کنید و بسیار مشتاق هستید تا آن کار را سریع‌تر انجام دهید.
  • تخصیص وظایف، ایجاد برنامه زمان‌بندی و پایش فرآیند کاری برای شما راحت است.
  • بحث‌های طولانی شمارا سریع بی‌حوصله می‌نماید. شما بیشتر تمایل دارید که کار انجام دهید در عوض اینکه بیشتر در جلسات با موضوعات شخصی افراد شرکت کنید.
  • در شرایطی که می‌دانید همه‌چیز تحت کنترل شما است، احساس راحتی بیشتری دارید، رفتار خوشایندی دارید و با شکیبایی بیشتر کار می‌کنید.

اگر سبک رهبری شما مشورتی است:

  • هدف اصلی شما ایجاد روابط بین فردی خوب با دیگران است حتی اگر به قیمت قربانی شدن هدف اصلی تیم باشد.
  • شما به‌شدت نسبت به موضوعات شخصی افراد تیم حساس هستید و به‌شدت در مورد احساسات آن‌ها نگران هستید.
  • در جلسه، شما افراد مختلف را تشویق به مشارکت می‌کنید.
  • در شرایطی دارای استرس شما حس می‌کنید که رسیدن به هدف بسیار دشوار است.
  • بهترین عملکرد شما در موقعیت‌های کنترل‌شده‌ای است که شما قادر هستید با روابط بین فردی با اعضاء تعامل کنید و به‌طور مؤثر شرایط دشوار را هدایت کنید.

اگر سبک رهبری شما آزاد و رها است:

  • در شرایط چالشی، به افراد زیردست خود بیشترین آزادی عمل را می‌دهید.
  • شما بیش‌ازحد می‌توانید افراد با بازده پایین تیم را تحمل‌کنید.
  • بهترین روز شما زمانی است که عمده وقت خود را بر روی پروژه و فعالیت‌های اداری سپری کنید.
  • شما جلسات را زمان‌بندی می‌کنید، اما برخی اوقات با زمان جلسات به مشکل برمی‌خورید و در دستیابی به نتیجه نهایی و برنامه اجرایی با مشکل روبرو می‌شوید.
  • شما تمایل دارید با افرادی کارکنید که بهترین عملکرد را دارند و از کارشان لذت می برند و نیاز کمی برای نظارت روزانه شما بر کارشان دارند.

ممکن است شما همه‌­ی سبک‌­های رهبری ضروری را در خود نداشته باشید، اما همان‌طور که این سبک­‌ها را توسعه می‌دهید، می‌توانید در صورت لزوم از دیگران در تیم خود استفاده کنید.

به مهارت­‌ها و سبک­‌های دشواری که هرکدام از اعضای تیم شما ممکن است داشته باشد، توجه کرده و زمانی که سبک­ آن‌ها از سبک‌­های شما مناسب‌­تر است، آن‌ها را تشویق کنید که رهبری تیم را بر عهده بگیرند.

آیا ایجاد ارتباط نزدیک و هماهنگی تیم برای شما دشوار است، اما متوجه شده‌­اید که یکی از همکارانتان می‌تواند به‌خوبی چنین موقعیتی را ایجاد کند؟

از مهارت وی استفاده کنید: یک‌قدم عقب گذاشته و به آن فرد اجازه دهید هر زمان که وقت استفاده از رهبری پیوندجویانه بود، رهبری تیم را بر عهده بگیرد. درنهایت، بهترین رهبران، از دیگران نیز رهبر می‌­سازند و نه پیرو!

نویسنده: علیرضا سرحدی/ پژوهشگر حوزه مدیریت

 

کارآفرینی از جنس زنان

کارآفرینی از جنس زنان

برخلاف گذشته که دارایی‌ها و اموال نقش تعیین‌کننده‌ای در جایگاه اقتصادی یک سازمان داشت، امروزه نوآوری و خلاقیت، توسعه محصولات جدید و پیشرفت‌های تکنولوژیکی است که جایگاه اقتصادی یک بنگاه را در بازار مشخص می‌کند. بسیاری از کارشناسان اقتصادی، کارآفرینی را عامل اصلی ایجاد ثروت و یک ارزش اقتصادی می‌دانند. جدیدترین نظریات توسعه اقتصادی نشان می‌دهد که کارآفرینی با توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها رابطه تنگاتنگی دارد. تقریباً 6 قرن پیش، واژه کارآفرینی به مکاتب اقتصادی راه یافت. این واژه درگذر زمان با تحولات رخ‌داده در حوزه اقتصاد، تغییرات مفهومی یافت و روزبه‌روز به اهمیت آن افزوده شد. شاخص‌ها و تعاریف زیادی در معرفی کارآفرینی بیان‌شده است، اما همگی بر نوآوری، تعهد و ریسک‌پذیری اتفاق‌نظر دارند. امروزه کارآفرینی نه یک حوزه علمی نوین بلکه یک نوع راه و رسم زندگی است. بر اساس آمار مرکز جهانی کارآفرینی[1] از میان دو میلیارد و چهارصد میلیون نفر نیروی کار در جهان، مردان 50 درصد بیشتر از زنان در زمینه کارآفرینی مشغول هستند. البته این درصد در کشورهای مختلف، متفاوت است. هرچند کارآفرینان در اکثر کشورها مرد هستند، لیکن روند رو به رشد زنان کارآفرین نیز  قابل‌توجه است. در این مطلب قصد داریم به فعالیت‌های کارآفرینی زنان در جوامع مختلف بپردازیم.

ویژگی‌های زنان کارآفرین

زنان کارآفرین چه کسانی هستند؟ آیا زنان کارآفرین با مردان کارآفرین ویژگی‌های متفاوت دارند؟ بر طبق تحقیقاتی که دانشمندان علوم اجتماعی در سال ۱۹۸۴، بر روی ۴۶۳ زن انجام دادند، نتیجه گرفتند که تقریباً نیمی از زنان کارآفرین فرزند اول خانواده با طبقه متوسط اجتماعی و دارای تحصیلات دانشگاهی در علوم انسانی، متأهل و دارای فرزند بوده‌اند و همسرانشان حامی و خود نیز در زمینه‌های فنی و حرفه‌ای مشغول به کار بوده‌اند. این زنان، بیشتر خرده‌فروشی یا خدمات را به‌عنوان کسب‌وکار خود انتخاب کردند. در ۱۹۸۶ یک مطالعه مشابه زنان کارآفرین را با کارآفرینان اقلیت مقایسه کرد، در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که زنان کارآفرین خانواده‌های سطح متوسط تا بالایی داشتند درحالی‌که کارآفرینان اقلیت از خانواده‌های سطح پایین تا متوسط بودند. مطالعات همچنین سطح تحصیلات زنان کارآفرین را بررسی کردند. آن‌ها گزارش دادند که تحصیلات کارآفرینان زن کمی کمتر از مدیران زن شاغل در سازمان‌هاست و همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که کارآفرینان زن کمتر از کارآفرینان مرد تمایل داشتند که در رشته‌هایی مانند مهندسی درس بخوانند.

روانشناسان و جامعه شناسان متعددی سعی کرده‌اند که انواع افرادی را که به سمت مالکیت یک کسب‌وکار جذب‌شده‌اند و در آن موفق هستند، طبقه‌بندی کنند. در سال ۱۹۹۵ یک‌گونه شناسی توسط لونگ فوکس و روت برای شناسایی زنان کارآفرین انجام شد و سه نوع از آنان مورد شناسایی قرار گرفتند. نخست، کارآفرین مدیریتی، توانایی بالایی در تأثیر بر افراد و اعمال قدرت بر آن‌ها دارد و در مقابل طبیعت دیگران مخالفت می‌کند و می‌خواهد تقدیر خودش را کنترل کند. دومین نوع، کارآفرین عمل‌گرا، نیاز دارد که درآمد کسب کند و کسب‌وکار خود را به فرزندانش انتقال دهد. سومین نوع، کارآفرین موفقیت طلب، نیاز بالایی به موفقیت‌های شخصی دارد و به مدیریت و اداره افراد توجه چندانی نمی‌کند. جئوفی[2] و اسکیس[3] در 1985 چهار نوع از کارآفرینان زن را شناسایی کردند؛ کارآفرینان رسمی که سعی دارند بین مسئولیت‌های خانه و شغل خود تعادل ایجاد کنند، کارآفرینان نوآور به نوآوری و کارآفرینی متعهد بوده و زیر بار نقش‌های سنتی و جنسیتی نمی‌روند، نوع خانگی کارآفرینان بیشتر از آرمان‌های کارآفرینی به نقش‌های جنسیتی سنتی پایبند هستند و نوع رادیکالی به هیچ‌یک از نقش‌های کارآفرینی و سنتی جنسیتی خود تعهد چندانی ندارند. سنگس در سال 2007 صد کارآفرین را که در زمینه اینترنت شروع به فعالیت کرده بودند، موردبررسی قرار داد. او چهار ویژگی یک کارآفرین را برشمرد؛ اول اینکه یک کارآفرین به انتخاب و اختیار خود معتقد است و حیطه کنترل او درونی است. آن‌ها به این معتقد هستند که خودشان رفتارهایشان را کنترل می‌کنند و محیط اطراف خود را شکل می‌دهند. دوم، کارآفرینان بر ارزش‌های خود تمرکز می‌کنند و همین ارزش‌ها انگیزه‌بخش آن‌ها می‌شود. آن‌ها تحت تأثیر ارزش‌های دیگران قرار نمی‌گیرند. سوم، آن‌ها عمل‌گرا بوده و عقاید خود را با آزمون‌وخطا بهبود می‌بخشند. چهارم، آن‌ها تلاش می‌کنند تا نظر و کارهای خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. اگرچه سنگس، مشخصاً تفاوت‌های جنسیتی را بررسی نکرد، اما نتایج او با ویژگی‌های زنان کارآفرین در سایر مطالعات همخوانی دارد.

 

و اما سؤال دوم اینکه آیا زنان کارآفرین با مردان کارآفرین متفاوت هستند یا خیر، مانند اینکه آیا مدیران زن و مرد متفاوت‌اند یا نه که یک موضوع بحث‌برانگیز است. برخی محققان به سیستم‌های ارزشی مردان و زنان کارآفرین، اینکه مردان و زنان چگونه موفقیت را تعریف می‌کنند و چگونه مدیریت خود را اجرا می‌کنند، نگریسته‌اند. زنان برای مساوات ارزش بیشتری نسبت به مردان قائل هستند و مردان نیز نسبت به زنان برای امنیت خانواده ارزش بیشتری قائل هستند. خودکامیابی و دستیابی به اهداف برای زنان کارآفرین مهم بود. زنان موفقیت را به سه شیوه تعریف می‌کنند؛ کنترل روی سرنوشت خود، کار رضایت‌بخش و روابط مستمر و رضایت‌بخش با مشتریان. درحالی‌که مردان دستیابی به اهداف را به‌عنوان مهم‌ترین عامل ذکر کردند. زنان برحسب سبک مدیریتی و نوع کسب‌وکارشان، بیشتر بر کیفیت تأکید می‌کنند تا هزینه یا سفارشی کردن محصولات و همچنین از سبک‌های ارتباطی استفاده می‌کنند. زنان در کار با کارکنانش بر قدرت بخشی دوجانبه و کار تیمی تأکید بیشتری دارند. در چند پژوهش که سبک‌های رهبری مردان و زنان مدیر را مقایسه کرده است، به نظر می‌رسد که مردان بیشتر تمایل دارند در انجام کارها به سلسله‌مراتب توجه کنند تا سبک تعاملی و ارتباطی که بیشتر در مدیران زن دیده می‌شود و همچنین زنان کارآفرین توانایی کمتری برای تولید نظرات نوآورانه دارند- با دنبال کردن محصولات یا فرآیندهای جدید و یا حفره‌های بازار. ازآنجایی‌که مردان کارآفرین بیشتر از زنان در زمینه‌های تولید و تکنولوژی بالا فعالیت دارند و زنان اغلب در بخش خدمات و صنایع خرد مشغول هستند، این یافته‌ها دور از انتظار نیست – چراکه مردان فرصت بیشتری برای به‌کارگیری مفاهیم نوآوری داشته‌اند.

علی‌رغم اینکه نشریات معروف و برخی مؤسسات بر تفاوت‌های مردان و زنان کارآفرین تمرکز کرده‌اند، شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر آنکه شخصیت و سرشت آن‌ها بیش از آنکه متفاوت باشند، شبیه یکدیگرند. مسترز[4] و میر[5]، تفاوتی در گرایش زنان و مردان کارآفرین به ریسک‌پذیری مشاهده نکردند. همچنین سنفیلد[6]، لوسیر[7]، کورمن[8] و مک کینی[9] در خصوص انگیزه پیشرفت و جسارت نوآوری و ریسک‌پذیری تفاوت محسوسی بین زنان و مردان کارآفرین مشاهده نکردند. چندین مطالعه دریافته‌اند که تفاوت‌های این مردان و زنان در چیست؟ در حقیقت اختلاف‌ اغلب آن‌ها در مفاهیم اجتماعی و صنعت آن‌هاست و نه در خصایص جنسیتی. آنا[10]، جانسن[11] و مرو[12] معتقدند که تفاوت در کارآفرینان احتمالاً بیشتر مربوط به صنعتی است که در آن فعالیت می‌کنند، مثلاً در مطالعه زنان کارآفرین، از زنان شاغل در صنایع مردانه مانند ساخت‌وساز، تولید و تکنولوژی بالا، انتظار درآمد بیشتری می‌رود و این‌ها با برنامه‌ریزی بیشتری از زنان شاغل در بخش زنانه مانند خدمات و خرده‌فروشی کار می‌کنند. در صنایع زنانه، انتظار بیشتری برای برقراری تعادل میان کار و زندگی وجود دارد.

 

کارآفرینی زنان در جهان

کسب‌وکارهای متعلق به زنان در سراسر دنیا از اوایل دهه ۱۹۹۰ با سرعت زیادی رشد کرده است. طبق داده‌های بانک جهانی، یک‌چهارم تا یک‌سوم کسب‌وکارهای ثبت‌شده در بیشتر کشورهای جهان متعلق به زنان است و نرخ شروع کسب‌وکارها توسط زنان در حال پیشی گرفتن این نرخ از مردان است. بیشتر این کسب‌وکارهای کوچک بوده و در بخش‌های غیررسمی اقتصاد هستند، اما برخی هم با چندین میلیون دلار درآمد، هزاران نفر را به استخدام خود درآورده‌اند.

دلایل زنان برای شروع کسب‌وکار در کشورهای مختلف می‌تواند متفاوت باشد. برای مثال در آمریکا و کانادا برای به دست آوردن استقلال بیشتر در زندگی کاری‌ خود هستند، در حقیقت آنان می‌خواهند بین زندگی کاری و زندگی خانوادگی خود تعادل برقرار کنند و خودشان رئیس خودشان باشند. در برخی کشورها تاریخچه سیاستی و سیاسی در ورود زنان به عرصه کارآفرینی نقش ایفا می‌کند، برای مثال در چین زنان قبلاً هم کار می‌کردند و خانم‌های حرفه‌ای به دلیل تعهد کمونیسم به پرداخت برابر، دریافتی برابر با مردان داشتند؛ اما اکنون ۱۷ درصد زنان صاحب کسب‌وکار در چین، بیش از هزار نفر کارمند دارند. تغییر از اقتصاد متمرکز به یک سیستم بازار آزاد در لهستان نیز زمینه را برای زنان کارآفرین مهیا کرده است. زنان کارآفرین در لهستان سطح آموزش بیشتری از مردان کارآفرین دارند. در آفریقای جنوبی به فعالیت کارآفرینی زنان به‌عنوان راهی برای بهبود اقتصاد بیمار نگریسته می‌شد و اثر تبعیض را در عصر پس از جدایی سفیدپوستان و سیاه‌پوستان خنثی می‌کرد، اما می‌توان گفت که هنوز زنان سیاه‌پوست آفریقای جنوبی از کمبود آموزش تجارت و تبعیض جنسیتی رنج می‌برند. در برخی قسمت‌های دنیا، برخلاف کشورهای پیشرفته موانع پیش روی زنان کارآفرین بسیار است، برای ‌مثال زنان در آموزش و تجربه تجاری کمبود دارند، در تأمین مالی با مشکل مواجه هستند، ارتباطات کافی ندارند تا بتوانند با استفاده از آن زمینه رشد شرکت خود را مهیا کنند، در برخی مواقع با خصومت مواجه می‌شوند و در مدیریت مسئولیت‌های شخصی و خانوادگی خود در مقابل مسئولیت‌های کاری با مشکل روبرو می‌شوند. در کشورهای کمتر پیشرفته مانند پاکستان، زیمباوه و نیجریه گروه‌های حمایت زنان و اتاق‌های بازرگانی مانند شبکه‌های غربی در دسترس نیست. درواقع می‌توان گفت یک فرهنگ سنتی مردسالار، موفقیت زنان درصحنه کسب‌وکار را با مشکل مواجه می‌کند، البته این موضوع در حال تغییر است. بسیاری از زنان از روبان قرمز دولت شکایت دارند و همچنین از اینکه خانواده‌هایشان آن‌ها را حمایت نمی‌کنند. وجود چالش‌ها برای زنان کارآفرین در کشورهای درحال‌توسعه با توجه به سطح مشارکت آن‌ها در حال افزایش است. در برخی کشورهای درحال‌توسعه، شرکت‌های تعاونی مزیت‌هایی برای زنان کارآفرین در نظر گرفته‌اند، این شرکت‌های تعاونی با اهداف تجاری مشابه شکل می‌گیرند؛ برای مثال در بنگلادش شرکت‌های تعاونی لبنیات و یک خدمات تلفن بی‌سیم به نام ویلاژ فون وجود دارد که توسط زنان اداره می‌شود، اعضا با مشارکت هم سیاست‌ها را تعیین می‌کنند، با هم تصمیم‌گیری می‌کنند و سرمایه را هم مشترکان تأمین می‌کنند.

 

توصیه به زنان کارآفرین

یکی از اولیه‌ترین نکاتی که زنان کارآفرین باید انجام دهند تا به موفقیت دست یابند، ثبت اقدامات قبلی به‌عنوان یک مدیر یا یک مسئول فنی است. این‌یک کار مهم و حیاتی برای کسب‌وکار است که بانکداران نیز انجام می‌دهند تا ریسک اعتبارات را بسنجند. زنان بایستی شکاف‌های موجود در دانش کسب‌وکار خود را با کسب آموزش بیشتر به‌خصوص در زمینه حسابداری و بازاریابی و یا با استخدام متخصصین جبران کنند. ازآنجاکه زنان مسئولیت‌های خانوادگی زیادی بر دوش دارند، بسیار مهم است که حمایت خانواده، دوستان و سایرین را در کسب‌وکار خود جلب کنند و همچنین خود، اراده و بنیه قوی برای موفقیت داشته باشند.

سلویک[13]، زنان را در مورد 10 اشتباه رایج که معمولاً در آغاز کسب‌وکار مرتکب می‌شوند، هشدار می‌دهد.

1-آن‌ها معمولاً تعهداتی را که در راه‌اندازی یک کسب‌وکار وجود دارد، به‌اشتباه متوجه می‌شوند.

2-آن‌ها دستگاه‌های حمایتی قوی ندارند.

3- آن‌ها در مورد بازاری که می‌خواهند وارد شوند، تحقیق نمی‌کنند.

4-آن‌ها هزینه‌های خود را کمتر از واقع پیش‌بینی می‌کنند.

۵-آن‌ها فروش‌ خود را بیش از واقعیت برآورد می‌کنند.

۶-آن‌ها در تمرکز بر مسائل مالی با شکست مواجه می‌شوند، بخصوص در مورد جریان نقد و هزینه‌هایی که مرتبط با درآمد هستند.

7-آن‌ها افراد درستی را استخدام نمی‌کنند و اغلب از خانواده یا دوستان خود هستند.

8-آن‌ها بیش از آنکه دنبال واقعیت باشند، در جستجوی تائید کارهای خود هستند.

9-آن‌ها شریک‌های تجاری غیرضروری را به کار می‌گیرند.

10-در داشتن یک طرح کسب‌وکار واحد با شکست مواجه می‌شوند.

 

 

با اقتباس از؛ Woman in Business, Martha E. Reeves

 

[1] GEM

[2] Geoffee

[3] Scase

[4] Masters

[5] Meier

[6]Sonfield

[7] Lussier

[8] Cormen

[9] McKinney

[10] Anna

[11] Jansen

[12] Mero

[13] Solovic

نویسنده: شادی لطیفیان/ پژوهشگر حوزه مدیریت