تردیدی وجود ندارد که نظام آموزش عالی سنگ بنای اصلی توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع است. در دنیای کنونی تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می‌گیرد و این امر باعث ایجاد چالش‌های جدیدی در جامعه می‌گردد لذا جهت رویارویی با شرایط و چالش‌های جدید، توجه به توسعه قابلیت‌های کارآفرینی و ترویج روحیه آن در دانش آموختگان و حتی دانشجویان بسیار ضروری است. با وجود اینکه واژه کارآفرینی از قدمت زیادی برخوردار است اما هنوز هم عمق مفهوم این واژه چه در عرصه کسب و کار و چه در آموزش عالی نسبتاً نهفته باقی مانده است. مفهوم دانشگاه کارآفرین نخستین بار توسط کلارک در سال 1998 مطرح شد و آوازه جهانی پیدا کرد و بعدها مشاهده شد که از واژگانی نظیر سرمایه داری آکادمیک در این حوزه استفاده گردید. ویژگی های دانشگاه کارآفرین در تحقیقات کلارک به شرح ذیل عنوان شده است :

1 – راهبری قوی

2 – توسعه پیرامون

3 – پایه مالی

انواع دانشگاه

نسل اول دانشگاه‌ها را آموزش محور، نسل دوم را پژوهش محور و نسل سوم را دانشگاه کارآفرین گویند. همانطور که از آمار و ارقام اعلام شده در خصوص تعداد مقالات پذیرش و چاپ شده و همچنین تولید علم انجام شده توسط پژوهشگران عزیز کشورمان مشخص است، دانشگاه‌های کشور گذر نسبتاً موفقی را از نسل اول به نسل دوم دانشگاهی داشته‌اند( تبدیل شدن از دانشگاه آموزش محور به دانشگاه پژوهش محور)، لذا اگر برای هر نسل از دانشگاه منحنی عمری در نظر گیریم، جهت بقای دانشگاه در عرصه داخلی و خارجی نیازمند ایجاد زیرساختی مناسب برای دانشگاه نسل سوم(دانشگاه کارآفرین)، قبل از افول نسل دوم دانشگاهی هستیم.

ارزش آفرینی در صنعت خودرو

ارزش آفرینی در صنعت خودرو

نویسنده : دکتر بهرام ستاری 

 

تشخیص فرصت اولین مرحله از فرآیند خلق ارزش و کارآفرینی است. کارآفرینی منجر به خلق، ارتقا و بازآفرینی ارزش های جدید می شود. انواع فرصت های کارآفرینی به وسیله معرفی روش جدید تولید، استفاده از منابع جدید و گشایش بازارهای جدید ایجاد می گردند.

یکی از نیازهایی که امروزه جز لاینفک زندگی بشر است، نیاز به حمل و نقل است و از طرفی بخش صنعت یکی از مهم ترین بخش های اقتصادی هر کشور محسوب می شود و نقشی اساسی در رشد و توسعه کشورها ایفا می کند. صنعت خودرو نیز یکی از مهم ترین صنایعی است که تاثیر به سزایی در رشد کشورها داشته و اساسی ترین نیروی محرکه توسعه اقتصادی و یکی از شاخص‌هاي توسعه ‌يافتگي در قرن بیستم بوده است.

در ایران، صنعت خودرو سازی پس از صنعت نفت بزرگترین صنعت کشور قلمداد می شود و خودروسازی ایران از لحاظ میزان تولید، در میان بیست کشور اول دنیا قرار دارد. اما کمبود نقدینگی جهت توسعه زیرساخت‌ها، عدم وجود تحقیق و توسعه کافی، همگام نشدن با پیشرفت های جهانی، انحصارگرایی، عدم تناسب قیمت و کیفیت محصولات، خدمات پس از فروش نامناسب، واسطه گری های کاذب و … از جمله عواملی است که باعث شده تا ایران علی رغم توانایی های بالقوه اش پس از گذشت پنجاه سال از ورود این صنعت به کشور، همچنان از رسیدن به توسعه پایدار و ورود به بازارهای جهانی باز ماند.

 

در این فرصت محدود به یکی از بزرگترین مشکلات کنونی دنیای اقتصاد و صنعت خوردو، یعنی کمبود نقدینگی می پردازیم و می خواهیم ببینیم که خودروسازان بزرگ دنیا با این مشکل چه کرده اند.

نزدیک به 90 درصد خودروهای دنيا را ده كمپانی توليد می كند و يكی از آن ده كمپانی موفق، فولكس واگن است که با شرکت‌های متعدد جهت تهیه قطعات و سفارشات خود قرارداد دارد. بعبارتی فولکس واگن تمام کارهای خود را به سایر شرکت‌های موفق دنیا چون Z.F آلمان برون سپاری و تقسیم کار کرده و در واقع مجموعه ای از قرارداد است و نیازی به نقدینگی زیاد ندارند. فولكس واگن هيچ قطعه ای را خود توليد نمی‌كند، بلکه با شرکت‌های متعدد قطعه‌ساز قرارداد دارد که قطعات را ظرف مدت یک هفته به خودرو تبدیل نموده و از كارخانه خارج مي‌کند، پول قطعه ساز را نیز 10 روز پس از ورود قطعه به كارخانه، پرداخت می كند.

وقتی چنین شرکت‌هایی به مجموعه ای از قرارداد تبدیل شدند، در صورت زیان مالی در شرکت مادر، ضرر حاصله بین شرکت‌های تامین کننده و شرکت های مکمل تقسیم می‌شود و ماندگاری برند اصلی تضمین می شود. بعبارتی بهتر راهبرد این نوع شرکت ها «بازاریابی جودوئی» است و از انرژی طرف مقابل برای زمین زدن او استفاده می‌شود. امید است مدیران خوش فکر صنعت خودروی کشور در آینده نگاهی به راهبردهای خودروسازان موفق دنیا داشته باشند.

دکتر بهرام ستاری

رئیس کانون کارآفرینی و سرپرست راهبران شغلی استان آذربایجان شرقی

(عضو هیئت مدیره شورای مرکزی کانون های کارآفرینی کشور)

احیای قصه‌های بومی مناطق

احیای قصه‌های بومی مناطق

از زبان حامد مهر افروز / معلم کارآفرینی و مؤسس برکه

 

داستان از اونجایی شروع میشه که هشتگی درست کردم به نام سنجش پتانسیل مهمان‌پذیری روستاها، هر هفته روزهای جمعه تنهایی یا با جمعی از دوستان می‌رفتیم به روستاهای اطراف شهرستان مرند و قبل حرکت از دوستان درخواست می‌کردم که هیچ وسیله خوراکی بر ندارن، می‌رسیدیم به روستا دنبال قهوه خونه یا مغازه می‌گشتیم و بهشون می‌گفتم ما غذایی برای خوردن می‌خواهیم و جایی برای موندن و بابتش پول پرداخت می‌کنیم ، بجای اون یه شرط داریم و اونم اینه که حتماً وسایل غذا باید محصول خود روستا باشه از نون محلی گرفته تا هرچی که هست.

 

اما چرا این سفرها رو شروع کردم با این موضوع؟

یکی از اعضا یک شرکت گردشگری اسپانیایی مهمونم شد و چون مرند سه‌راهی ورودی به ایران از باکو و ارمنستان و اروپا به‌حساب میاد گردشگران زیادی میومدن و من همیشه به این فکر بودم که ما چه چیز فرهنگی مخصوص منطقه خودمون داریم تا بهشون ارائه بدیم و سبب بشه تا شهر من مقصد گردشگری باشه ، تا اینکه این دوستمون رسید و کلی درباره جاهای دیدنی مرند باهاش صحبت کردم و طی گفتگو مزیت رقابتی منطقه رو در گزینه اکوتوریسم دیدم و بردن تورهای خارجی به روستاهای اطراف ولی یک سری مؤلفه‌ها باید روستا هامون داشته باشن تا برای گردشگر خارجی جذبه‌ای ایجاد کنه یا سبب بشه اتراق کنه در اونجا و یکسری زیرساخت‌ها هم نیاز بود همچون محل اسکان در یه خونه روستایی بافرهنگ بومی و غیره.

برای همین اول باید زیرساخت‌ها رو بررسی می‌کردم که موضوع پتانسیل مهمان‌پذیری روستاها استارت خورد.

طی سفر به مدت چند ماه و به روستاهای اطراف با زیبایی‌ها و نقص‌های زیادی روبرو می‌شدم و یادداشت می‌کردم و به خاطر می‌سپردم تا حین برگشت در فضای کلاه موتورسواری که به نظرم یکی از بهترین اتاق فکراست ، فکر کنم.

اصابت مدرنیته سبب شده بود تا روستاها شبیه هم بشن، خونه‌ها شبیه هم ، خوراک‌ها شبیه هم ، استفاده از غذاهای کنسروی و پوششی عرفی که تقریباً در همه جای ایران میشه دید و فرهنگی که زیاد طالب ورود فردی خارجی به محیط‌زیستش نبود ،

ماه‌ها گذشت و هر چیزی که از سایش در این سفر به دست آورده و طبق معمول توو دفترچم نوشته بودم ، حالا دیگه وقتش بود تا بررسی بیشتری کنم تا ببینم چه ماجرایی هست و چه مزیتی برای نشان دادن می‌تونه داشته باشه. از سمتی در گوشه‌ای از ذهنم جهان، زیسته‌ای بود از روستاهای ترکیه که چقدر روش کارشده بود، از محصولات خاص هر منطقه گرفته تا مؤلفه‌های فرهنگی خاصی که به چشم می‌خورد و از رسانه ملی‌اش مدام پخش می‌شد.

فکرم پرواز می‌کرد تا دوردست‌ها و ایده‌های مختلفی در سرم می‌پیچید به‌عنوان راهکار ولی منابعم محدود بود و هر مسیری نیاز به توانمندی خاصی داشت و منابع خاص خودش، پس تصمیم گرفتم با افسار عقل و با تکیه‌بر منابع و توانمندی‌هایم فیلتری بر کمند بازشده تخیلاتم بذارم تا در دام کمال‌گرایی یا تخیل خالی گیر نکنم.

برای هر مسیر بعد از فیلترینگ، بیزینس مدلی می‌نوشتم و بررسی می‌کردم و راهکارها دونه به دونه در بعد زمان جلو عقب می‌شدن .

از سمت دیگه بااهمیت داستان و قصه‌گویی هم به دلیل تولد سارا دخترم آشنا شده بودم و هرروز قصه‌ای براش می‌گفتم از قصه انگلیسی گرفته تا شرح اتفاقات روزانه شخصی خودم به شکل قصه تا کارهایی که خودش کرده بود.

اصابت قصه‌هایی که مادربزرگم دوران بچگی می‌گفت و داستان‌هایی که برای سارا تعریف می‌کردم و یکی از راهکارهای خارج‌شده از سفرهای در جستجوی پتانسیل گردشگری روستاهای مرند سبب شد تا به این فکر بیافتم که این قصه‌ها رو احیا کنم ، هرچند اندکی هم در طی آن سفرها ضبط‌شده بود ولی نه به این جدیت.

با استاد میرحسین دلدار بناب دوست بودم ، پژوهشگری ارزشمند در حوزه زبان و ادبیات ترکی که چندین جلد کتاب منتشر کرده بود ، کل داستان رو برایش تعریف کردم و جویا شدم که آیا قبلاً چنین کاری انجام‌گرفته یا نه ، اگر آره کیفیتش در چه حدی بود .

با لبخندی گفت : حامد جان ، من از روز اولی که معلم بودم در روستاهای مختلف بجای انشا از شاگردانم می‌خواستم تا برن و از مادربزرگ و پدربزرگ هاشون قصه‌های قدیمی رو یاد بگیرن ، بنویسن و برام بیارن و کلی از این قصه‌ها جمع کردم که سال‌هاست در زیرزمین خونم داره خاک می‌خوره و اخیراً طی اسباب‌کشی دیدمشون ، منم کلی ذوق‌زده که استاد هر جا هست من کمکت می‌کنم پاشیم بریم بیاریم.

و تازه داستان از اونجا شروع شد و اتفاقات احتمالی که اصلاً فکر شو نمی‌کردم پیش اومد.

و سفر وارد مرحله دومش شد ، یعنی پروسه تبدیل دیتاها به یک محصول ، در مسیر اصطکاک‌های زیادی بود که جزوی از سفره و سؤالات زیادی باید پاسخ داده می‌شد . همچون:

 

هر قصه شفاهی بومی دارای واریانت‌های مختلفه کدومش رو اولویت قرار بدیم؟

تبدیلش کنیم به کتاب فیزیکی ، دیجیتالی یا پادکستش کنیم و مدل کسب سودمون رو فریمیوم انتخاب کنیم؟

تبدیلش کنیم به آلبوم صوتی و به فروش برسونیم؟

صوتی دیجیتال باشه یا فیزیکی ؟ معایب و مزایای هرکدوم چیه؟

تبدیلش کنیم به انیمیشن یا تئاتر عروسکی ؟

و سؤال‌های این‌چنینی و بررسی معایب و مزایای هرکدوم و مهم‌تر از همه سنجش منابعمون .

سنجش اوضاع بازار ایران و شیوع و گسترش کرونا و تغییر نیازهای مخاطبان و نوسانات دلار و غیره و باز نیاز بود تا افسار تخیل رو رها کنیم تا دوردست‌ها بره و کم‌کم با فیلتر عقل و منابعمون جمع کنیم تا به نتیجه‌ای برسیم .

و تصمیم بر این شد که اولین محصولمون به شکل صوتی با یک راوی گفته بشه و ضبط بشه و تبدیل بشه به یک فایل صوتی  و باز مسیری جدید باز شد و سفری جدید با کلی سؤال پیش رو از انتخاب گوینده و نحوه و طریق فیلتر گوینده‌ها و تمرین و یافتن تلفظ صحیح کلمات که هرکدوم اصطکاکی بود و سایشی ولی سبب می‌شد تا صیقلی‌تر و صیقلی‌تر بشیم.

همین‌طور که داشتیم حرکت می‌کردیم به آخرهای سفرمون و شهر هدفمان وارد استودیو که شدیم باز پارامترها و متغیرهای زیادی پیش رومون قرار گرفت و بررسی نحوه‌های مختلف ارائه و خلاصه اولین قسمت بنام داستان تنبل احمد ضبط شد و مابقی قصه‌ها و طریق اخذ مجوزش و نحوه تبدیل‌شدنش به محصولات دیگه هم کم‌کم رقم خورد.

دیگه وقتش بود که مستندهایی که هرازگاهی بعد از دیدار با استاد میرحسین دلدار بناب پژوهشگر و نویسنده فعال در حوزه فرهنگ و ادبیات ترکی ضبط کردم رونمایی کنم تا قصه‌ای باشه از مسیرهای رفته تا اهلش ببینه و بتونه با قدم گذاشتن به این پله بعدازاینکه خوب نگاه کرد و دید جای پای مناسبیه بذاره و بتونه مسیر خودش رو ارتقا بده.

استاد دلدار معلم بود و از جوانی خواسته بود علاوه بر تعلیم و تربیت کودکان و دانش آموزان ، روی خودش و یادگیریش هم کار کنه و چه‌بهتر مسیری برای یادگیری که در اون به شکل عملی وارد کار بشیم ، یک تحقیق میدانی کیفی.

همان‌طور که اول آشنایی با استاد دلدار عزیز گفتم؛ ایشون از دانش آموزاش خواسته بود تا به‌جای انشا ، برن پیش بزرگ‌ترها همچون پدربزرگ ، مادربزرگ یا هرکسی که قصه‌ای بلده و یا لالایی میخونه و یا سر مزار و حین دفن عزیزش با آواز نوحه‌ای سر میده با زبون خودش و نه به شکل عرفی و عمومی که الآن مرسومه ، جمع‌آوری کنن بنویسن و بیارن ، به همین سادگی و به همین زیبایی.

گاهی وقتی چنین قصه‌ها و روایت‌هایی می‌شنوم تنها به یک‌چیز ایمان میارم که فقط انسان‌هایی که دغدغه‌های ارزشمندی دارن میتونن خلق اصیل کنن، و این مطالب موضوعاتی داشت چنین: ( ایش اوخومالاری (آوازی که حین کار میخونن)، قدیم کلمه لر (کلمات قدیمی)، ناغیلار (قصه‌ها)، لالایی، تعبیر خواب (تفسیری از خواب‌دیده شده توسط مردم محلی)، دعالار (دعاها)، قارقیشلار (لعن و نفرین‌ها)، اویون لار (بازی‌های محلی)، عامیانه باورلر (باورهای عامیانه)، طب سنتی (روش‌های طبابت توسط مردم محلی) و …

وقتی دونه دونه پک‌ها رو باز می‌کرد هم خیلی خوشحال می‌شدم که عجب گنجینه‌ای و از سمتی ناراحت می‌شدم که چرا این‌همه سال روشی نبود تا انسان‌هایی با چنین دغدغه‌ای بتونن این پژوهش ارزشمندشون رو ارائه بدن ، درصورتی‌که در کشوری درحال‌توسعه این‌همه فضا هست برای خلق که می‌تونه هم مردم رو توانمند کنه و هم منطقه و هم کشور رو ، همه به دنبال کارهای تکراری هستند و یا گاها آن‌چنان افسرده از نبود کار. چکاری می‌شد کرد تا هم پژوهشگر و هم جوان و نوجوانی که نوری از امید در دلش روشنه به روشی ، باهم تعامل پیدا کنند و چنین آثاری رو تبدیل کنند به محصول. و باز از سمتی خوشحال بودم که این پروژه‌ای که من شروع کردم و پروسه کارآفرینی‌اش رو دارم بررسی می‌کنم و به شکل عملی پیش میرم شاید نتیجه بده و مسیری باز کنه برای اهلش، گاهی با یکسری اساتید و صاحبان مدرک و منصب در حوزه کارآفرینی و امور اقتصادی صحبت می‌کردم و اکثریت می‌گفتن آخه مخاطبی نداره و از سمت دیگه می‌دیدم یوتیوب و ویدیوهایی عقیم که بازدید خیلی بالایی دارند و از محتوی کاملاً عقیم‌اند و به دلیل مدل کسب‌وکار فریمیومی که دارند و درآمدشان از تبلیغاته ، داستان هر ویدیو باید منجر به تبلیغ محصولی باشه با مشتریان هدف کودک. پس مخاطبی بود شاید ما روش ارائه را خوب بلد نیستیم و شاید غرق در چیزی شدیم و نمی‌دونیم که با داشتن چنین گنجینه‌هایی هم خوراک فکری کودکانمون عقیمه و هم از سمت دیگه در طولانی‌مدت آسیب شدیدی می‌تونه به کسب‌وکارهای کوچک ما در این زمینه وارد کنه چون ، شرکت‌هایی خارجی با سرمایه‌گذاری هنگفت برای ساختن محصولی که شاید تکنولوژی‌اش در ایران نیست و اگر هم هست سرعت تغییر کمتری داره و از سمتی نمی‌تونه تبلیغاتی بدین وسعت داشته باشه ، این‌ها مثل فیلم مخصوصاً در اتاق فکر کلاه موتورسواری حین سفر می‌چرخید و می‌چرخید همچون خیالاتی.

داشتم فکر می‌کردم درباره لالایی‌ها و لالایی که من برای دخترم همیشه می‌خونم و در ویدیو بخشیش هست، از سمت دیگه حوزه یادگیری در کودکان و استعدادیابی کودکان و روش‌های شکوفاسازی استعدادهای کودکان و کتاب‌هایی که خونده بودم در این باب و توسط انسان‌های عمل‌گرایی نوشته‌شده بود و داشتم ترکیب می‌کردم با آنچه از گذشته داریم.

بازی‌های عقیم و تفاوتش با بازی‌های کامل ، بازی عقیم بازیِ که زود برای بچه تموم میشه ، مثلاً گرون‌ترین پک لایف‌استایل باربی رو می‌خریم و بعد از شاید چند روز اول جذبه‌ای که خرید جدید ایجاد می‌کنه ، زودی عطش و انگیزش برای کودک می‌خوابه و تنها چیزی که از این بازی میمونه مخصوصاً اگرم معروف باشه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها ، کلاسیه که خانواده یا کودک برای دوستاشون میذارن و خبری از خود بازی نیست ، در مقایسه با بازی کاملی همچون آشپزی واقعی برای کودک که هیچ‌وقت براش تموم نمیشه ، مثل خاک‌بازی که در شهرستان وقتی بچه بودیم به‌زور، اون هم شب می‌تونستن مارو بکشن خونه و هرروز و هرروز و این بازی برای ما تموم نمی‌شد ، آن‌قدر متغیر ساده و کامل بود که از ترکیبش پایانی نبود.

تفاوت لالایی کامل با آهنگ‌های تبلیغاتی که صبح تا شب به گوش بچه میرسه و یا صدای مدام روشن رادیو، اخبار و غیره با لالایی که مادر یا پدر با تمام وجود یا خلق می‌کرد یا حفظ می‌کرد و در اون لحظه با آورده‌هایی که از محیط بهش اصابت کرده بود و انرژی جهان زیسته‌اش پشت اون لالایی خوابیده بود به بچه اصابت می‌کرد و باز تفاوتش با صدای تلویزیونی که روشنه و کودک در اتاقش با اون صدا بخواب می‌ره.

هر چه بیشتر مصمم می‌شدیم تا راهکاری پیدا کنیم ، هرکسی که طلب کنه می‌تونه این جمع‌آوری رو انجام بده و باید تبدیل بشه به محصول ، اما به چه شکل ، چطور؟ چقدر منابع می‌طلبه ؟ باید چه روشی اتخاذ کرد تا این روند به شکل پایدار و پویا ادامه پیدا کنه .

 

و درنهایت این‌طور میشه گفت: «بهترین یاد دهنده، بهترین یادگیرندست»

 

 

مسیر برگشت از قله تورمی

مسیر برگشت از قله تورمی

نرخ تورم ماهانه با ثبت رقم ۷ درصد در مهرماه سال جاری به بیشترین مقدار در دو سال اخیر رسیده است. همچنین نرخ تورم متوسط و نقطه به نقطه نیز در اولین ماه پاییز نسبت به ماه قبل افزایشی بوده است. مرکز آمار ایران نرخ تورم نقطه به نقطه را ۵/ ۴۱ درصد و نیز نرخ تورم متوسط را ۲/ ۲۷ درصد گزارش کرده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد مسیر بازگشت از قله تورمی ماهانه، به انتخاب سیاست‌های پولی و ارزی درست بازمی‌گردد. کنترل انتظارات تورمی، تنظیم نرخ سود بانکی در کوتاه‌مدت و ثبات‌بخشی به بازار ارز می‌تواند مسیر بازگشت تورم از قله دوساله را هموار سازد.
نرخ تورم ماهانه در مهرماه سال جاری به سطح ۷ درصد رسیده است، این بیشترین رقم تورم ماهانه در دو سال اخیر است و نرخ تورم به قله خود در این مدت رسیده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که افزایش قیمت در کالاهای بادوام نظیر خودرو، وسایل خانگی و وسایل الکترونیکی بیشترین اثر را در تورم مهر داشته است. از سوی دیگر، در ماه اول سال جاری تورم خوراکی‌ها نیز نسبتا بالا ثبت شده و برخی کالاها نظیر روغن در یک ماه ۱۶ درصد رشد کرده است. اما تغییرات قیمت روغن نیز تا حدود زیادی، متاثر از نرخ ارز است. به نظر می‌رسد که دو سناریو را می‌توان برای آینده در نظر گرفت؛ اگر سیاست‌گذار بتواند از ابزارهای خود برای مهار رشد نقدینگی و نرخ ارز استفاده کند، نرخ تورم از قله مهار خود عقب خواهد کشید، در غیر این‌صورت دوباره تکانه‌های تورمی در ماه‌های آینده تکرار می‌شود. در هر صورت به نظر می‌رسد که شوک انتخابات آمریکا می‌تواند بر مسیر تورم ماه‌های بعد نیز اثرگذار باشد. تغییر جهت انتظارات در نیمه آبان، تورم را از قله به پایین خواهد آورد. در کنار این انتظارات، بهره‌گیری از ابزارهای مهار تورم نظیر نرخ سود بانکی و کنترل رشد نقدینگی نیز می‌توانند تورم را در پایین آوردن از قله همراهی کنند. دو سال پیش نیز نرخ تورم در مهرماه ۹۷ به رقم ۷ درصد رسید، اما ثبات نرخ ارز باعث کاهش مسیر تورم ماهانه تا پایان سال شد.

ثبت بالاترین نرخ تورم ماهانه در مهرماه

گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد تورم ماهانه مهر ماه ۹۹ به عدد ۷ درصد رسیده است که نسبت به شهریور ماه تقریبا دوبرابر شده است. این داده‌ها حاکی از آن است که این رقم برای تورم ماهانه، آمار بالایی است. نگاهی به روند نرخ تورم ماهانه نشان می‌دهد که از سال ۹۰ تا سال جاری، تورم مهر ۹۷ بالاترین رقم را با ثبت ۱/ ۷ درصد به خود اختصاص داده است. تورم مهر ۹۹ با ثبت ۷ درصد بعد از مهر ۹۷، بالاترین رقم تورم ماهانه از سال ۹۰ تاکنون را از آن خود کرده است. این گزاره نیز بر بالا بودن رقم تورم ماهانه مهر ماه تاکید دارد. محاسبه میانگین تورم ماهانه ۶ ماهه نخست امسال، عدد ۴/ ۳ درصد را نشان می‌دهد. در نتیجه، تورم ماهانه مهر ماه نسبت به میانگین تورم ماهانه ۶ ماه نخست بیش از ۲ برابر شده است. این آمارها حاکی از آن است که روند افزایشی تورم ماهانه مهر ماه در طول ماه‌های اخیر بی سابقه بوده است. تورم ماهانه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت مصرف‌کننده ماه مورد نظر را نسبت به ماه گذشته خود نشان می‌دهد.
عوامل موثر بر افزایش تورم ماهانه
شاخص بهای مصرف‌کننده، شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوارهای کشور را در ۱۲ گروه «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها»، «دخانیات»، «پوشاک و کفش»، «مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها»، «مبلمان و لوازم خانگی و نگهداری معمول آنها»، «بهداشت و درمان»، «حمل و نقل»، «ارتباطات»، «تفریح و فرهنگ»، «آموزش»، «هتل و رستوران» و «کالاها و خدمات متفرقه» محاسبه می‌کند. طبق گزارش مرکز آمار، گروه خوراکی‌ها و مسکن به ترتیب با داشتن ضرایب اهمیت ۵۵/ ۲۵ و ۱۲/ ۳۱ مهم‌ترین قسمت‌های شاخص قیمت مصرف‌کننده را تشکیل می‌دهند. از آنجا که این دو گروه حدود ۶۰ درصد ضریب اهمیت شاخص را تشکیل می‌دهند، بنابراین این دو گروه از اهمیت بالایی برخوردار هستند. با بررسی گزارش مرکز آمار که ۴ گروه «خوراکی‌ها»، «حمل و نقل»، «مسکن» و «تفریح و فرهنگ» بیشترین رشد و اثر را در تورم ماهانه داشتند. رشد تورمی این گروه‌ها به ترتیب ۷/ ۵، ۱۷، ۶/ ۳ و ۳/ ۷ واحد درصد است.
کالاهای تورم‌ساز
در گروه عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به گروه «روغن‌ها و چربی‌ها» (کره پاستوریزه حیوانی و روغن جامد)، گروه «شیر، پنیر و تخم مرغ» (تخم مرغ و خامه پاستوریزه)، گروه «سبزیجات» (فلفل دلمه‌ای، کاهو، نخود، پیاز و قارچ)، گروه «چای، قهوه و سایر نوشیدنی‌ها» (انواع نوشابه و آبمیوه) است. در گروه عمده «کالاهای غیر خوراکی و خدمات»، گروه «حمل و نقل» (قیمت انواع خودرو)، گروه «مبلمان و لوازم خانگی» (بخاری گازی، فرش ماشینی، لوازم پلاستیکی آشپزخانه، یخچال فریزر و ظروف شیشه‌ای آشپزخانه)، گروه «تفریح و فرهنگ» (لپ‌تاپ، قطعات کامپیوتر، دوربین عکاسی و دوچرخه بچگانه) بیشترین افزایش قیمت را نسبت به ماه قبل داشته‌اند. رشد تورم ماهانه شهری و روستایی در مهر ۹۹ به ترتیب ارقام ۱/ ۷ و ۹/ ۶ واحد درصد بوده است. به این ترتیب می‌توان گفت رشد تورم ماهانه شهری در این ماه بیشتر از روستایی بوده است. همچنین رشد تورم ماهانه گروه «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» و گروه «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» به ترتیب ارقام ۸/ ۵ و ۶/ ۷ واحد درصد بوده است. به این ترتیب می‌توان گفت که رشد تورم ماهانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات نسبت به گروه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات بیشتر بوده است.
در گروه کالاها، بیشترین و کمترین اثر روی شاخص تورم ماهانه به ترتیب از آن کالاهای بادوام و کالاهای بی دوام است. اثر این گروه از کالاها روی این شاخص به ترتیب ۴/ ۲۲ و ۳/ ۶ واحد درصد است. اثر کالاهای بادوام بر روی شاخص حتی از خدمات نیز بیشتر بوده است. گروه خدمات ۷/ ۳‌واحد درصد روی شاخص تورم ماهانه اثر داشته است. تورم بالاتر کالاهای بادوام حتی نسبت به خدمات به دلیل افزایش نرخ ارز در ماه‌های قبل است و باعث اوج‌گیری تورم ماهانه در مهرماه شده است.
بیشترین مقدار نرخ تورم ماهانه به مهرماه ۹۷ باز می‌گردد. در این ماه نرخ تورم ماهانه به عدد ۱/ ۷ درصد رسیده بود؛ که این رشد تورمی به دلیل سیاست‌های نوسان نرخ ارز رخ داد. در آن برهه زمانی سیاست ثبات نرخ ارز باعث شد رخ تورم ماهانه تا پایان سال روند نزولی به خود بگیرد. اکنون پس از گذشت دو سال نرخ تورم دوباره به سطح ۷ درصدی رسیده است. در مقطع فعلی اگر سیاست‌گذار بتواند از ابزارهای خود در کنترل رشد نقدینگی، افزایش نرخ سود و نرخ ارز استفاده کند، می‌تواند بار دیگر نرخ تورم را از قله مهار خود به عقب بکشد در غیر این‌صورت شاهد تکرار دوباره تکانه‌های تورمی در ماه‌های آینده خواهیم بود.

بالا بردن سطح سرویس های موتور جستجوی گوگل

بالا بردن سطح سرویس های موتور جستجوی گوگل

 

شرکت گوگل تصمیم دارد طی روزها و و ماه های آینده به روزرسانی های جدیدی در سرویس موتور جستجوی خود ارائه کند. به طور کلی این تغییرات با کمک روش های نوین هوش مصنوعی و ماشین یادگیری انجام می شوند تا نتایج جستجوی بهتری برای کاربران فراهم شود. از به روزرسانی های جدید گوگل می توان به ابزار کنترل هجی صحیح کلمات اشاره کرد. این ارتقا با کمک شبکه عصبی انجام می شود.
همچنین گوگل از هوش مصنوعی برای تقسیم کردن جستجو به گروه های زیر مجموعه استفاده می کند تا به این ترتیب نتایج بهتری را به کاربر نشان دهد.
در کنار این موارد، از بینایی رایانشی و فناوری شناسایی گفتار برای برچسب زدن و تقسیم کردن ویدئوها به طور خودکار استفاده می شود. این نسخه خودکار بخش ابزارها است. به عنوان مثال ویدئوهای آشپزی یا مسابقات ورزشی را می توان دسته بندی و به طور خودکار به فصل هایی جداگانه تقسیم کرد. این دسته بندی ها در نتایج جستجو نیز ظاهر می شوند.
علاوه بر آن، در روش جدید گوگل به جای کل صفحات وب متن های مستقل در صفحات منظم می شوند. این اطلاعات با کمک هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی تحلیل می شوند تا نتایج جستجو را دقیق تر ارائه کنند.

اغلب ایده های کارآفرینی در پیچ و خم اداری نابود میشوند

اغلب ایده های کارآفرینی در پیچ و خم اداری نابود میشوند

حسین مهرابی پیش از ظهر چهارشنبه در جلسه کانون کارآفرینی و تجلیل از کارآفرینان برتر استان کرمان بیان داشت: باید در راستای توسعه تفکر کارآفرینی در استان تلاش کنیم و مسیر را برای افرادی که خلاقیت دارند و ریسک پذیر هستند هموار کرده و آنها را حمایت کنیم.

وی به فلسفه وجودی پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد اشاره کرد و افزود: این مراکز می‌توانند ایده‌ها را به محصول و در نهایت ثروت تبدیل کنند ضمن اینکه در حال حاضر در استان کرمان ۳۰ مرکز وجود دارد که کارهای مربوط به کارآفرینی را انجام می‌دهد.

سرپرست معاونت هماهنگی امور اقتصادی استانداری کرمان گفت: از مشکلات پیش‌رو نبود زیرساخت‌های لازم برای کارآفرینی است که موجب می‌شود سالیانه به میزان زیادی فرار سرمایه از استان را شاهد باشیم لذا برای یکپارچه کردن مراکز کارآفرینی در حال تلاش هستیم.

مهرابی تصریح کرد: علیرغم قانون‌های پیشرفته که در این حوزه وجود دارد بسیاری از ایده‌ها در پیچ و خم‌های اداری و یا پارک‌های علم و فناوری گرفتار هستند که در نهایت بخشی از آنها به فراموشی سپرده می‌شوند و از بین می‌روند.

وی یادآور شد: باید مشکلات سد راه ایده‌های کارآفرینان را رفع کنیم و از این افراد حمایت شود زیرا معتقدم این افراد از قدرت ریسک پذیری بالایی برخوردار هستند و در شرایطی که شاهد بی‌ثباتی‌هایی در اقتصاد جامعه هستیم این افراد از پناهگاه امن خود خارج می‌شوند و به فعالیت می‌پردازند لذا حمایت‌های معنوی دستگاه‌های اجرایی می‌تواند باعث پیشبرد کارشان شود.

رئیس اتاق بازرگانی کرمان هم در این جلسه بیان داشت: در حال حاضر کشور و استان به معنای واقعی به کارآفرینی نیاز دارد.

سید مهدی طبیب زاده با بیان اینکه همه ما باید به تعریف مشترکی از کارآفرینی برسیم، افزود: برای رفع بخشی از مشکلات باید به مفاهیم ایجاد ساختار، ایجاد بازار و مواد اولیه جدید، خلاقیت و نوآوری، ارزش آفرینی و … توجه کنیم.

رئیس اتاق بازرگانی استان کرمان گفت: برای اینکه به مفهومی مشترک از کارآفرینی برسیم و راه حل‌های بهتری برای مشکلات پیدا کنیم در اتاق بازرگانی اقدام به تشکیل کانون آفرینی کرده‌ایم.

طبیب‌زاده تصریح کرد: در کرمان استعدادهای بسیاری در زمینه کارآفرینی داریم ضمن اینکه استعدادهای ما در کارهای جدید که در کشور رشد فزاینده‌ای داشته‌اند به نوعی دخیل بوده‌اند.

وی با طرح این سوال که چرا بیش از ۸۰ درصد از دانشجویان، نخبگان، برگزیدگان جشنواره‌ها و نفرات برتر کنکور در دستگاه‌های استان جذب نمی‌شوند؟ گفت: در یک اقدام مشترک و هماهنگ باید دولت به همراه بخش خصوصی، فعالان اقتصادی و کارآفرینان، در کارآفرینی استان کرمان یک نظام جدید ایجاد کند.

اهمیت همکاری دانشگاه و صنعت در توسعه ملی و پایدار

اهمیت همکاری دانشگاه و صنعت در توسعه ملی و پایدار

 

برای اینکه بتوان مشکل عقب‌ماندگی در کشور‌های درحال‌توسعه را برطرف کرد، مکاتب گوناگون، استراتژی‌های گوناگونی مطرح می‌کنند. دو عنصر علم و تکنولوژی در همه‌ی این استراتژی‌ها نقش بسزایی ایفا می‌کنند. کشورها سعی دارند تا نقش دانشگاه‌ها را در رشد ملی و بالا بردن تکنولوژی و دانش موردتوجه و تأکید قرار بدهند. به همین دلیل ارتباط دانشگاه و صنعت به سیاست‌های پیشرفت و ترقی وابسته می‌باشد.

 

 دلایل توسعه و افزایش ارتباط صنعت و دانشگاه

 

به دلایل گوناگونی همکاری مابین دانشگاه و صنعت اتفاق می‌افتد. موارد زیر به‌طور مختصر دلایل توسعه و افزایش این همکاری را نشان می‌دهد:

  1. کاهش حمايت‌هاي مالي دولت‌ها از فعاليت‌هاي پژوهشي در دانشگاه‌ها. جستجو منابع جدید برای پشتیبانی از فعالیت‌های پژوهشی در دانشگاه‌ها از مواردی است که این امر دانشگاه‌ها را به انجام آن وادار کرده است.
  2. افزايش هزينه اجراي پژوهش و آسيب‌پذيري آن. دانشگاه‌ها به دلیل اینکه با مباحث جدید علمی از نزدیک در ارتباط هستند، صنایع از آن‌ها برای بالا بردن فناوری‌ها و اجرای تحقیقات برای اینکه از دوباره‌کاری دوری کنند، کمک می‌گیرند.
  3. ظهور فناوري‌هاي زيستي، فناوري اطلاعات و محيط‌هاي جديد. افزایش ارتباط بین دستاوردها و کاربردهای فناوری‌های جدید و همچنین ضرورت فراهم کردن ارتباط صنعت و دانشگاه از زمینه‌هایی است که این عوامل ایجاد کرده‌اند.
  4. ضرورت همکاري‌هاي بین‌رشته‌ای و بین‌المللی. جهت پیدا کردن راه‌حل‌هایی پابرجا و ثابت، این مدل همکاری‌ها اتفاق می‌افتد. ایجاد شبکه‌های ائتلافی و همکاری میان نهادهای اقتصادی از مواردی است که این نوع همکاری‌ها زمینه‌ی آن را فراهم می‌کند.
  5. تلاش براي طراحي ساختارهاي عملياتي و شبکه‌هاي جديد. همکاری‌های چندجانبه بین سازمان‌ها که فرآیند نوآوری را آسان می‌کند، با توجه به تغییرات محیطی، ضروری است.

درواقع سناريوي اصلي گذار دانشگاه‌ها از ساختار سنتی به کارآفرينانه نتیجه سناريوي تبديل جوامع حاضر به جوامع کارآفريني است که براثر مسئوليت‌هاي اجتماعي، دگرگون شدن مسئوليت‌هاي فردي و سازماني، مسئوليت‌ دولت‌ها و فشارهاي بین‌المللی است.

از طرفی در ارتباط با بحث کارآفرینی، دانشگاه‌ها باید در فعالیت‌های کارآفرینانه به‌طور مستقیم شرکت کنند، به عبارتی برای توسعه کارآفرینی به انجام فعالیت‌هایی مثل تجاری‌سازی دانش تولید‌شده می‌پردازند و از طرف دیگر، برای رشد توانایی‌ها، مهارت‌ها و آگاهی از موانع و عوامل کارآفرینی، وظایف سنتی خود را که همان آموزش و پژوهش است را مورداستفاده قرار بدهند.

۳ معنی را می‌توان از کارآفريني دانشگاهي برداشت کرد:

  1. دانشگاه به‌عنوان يک سازمان، کارآفرين باشد.
  2. اعضاي دانشگاه مثل کارکنان، استادان و دانشجویان رفتار کارآفرينانه داشته باشند.
  3. جرياني از الگوهاي کارآفريني از ارتباط متقابل دانشگاه با محيط، ايجاد شود.

 

واکنش کارآفرینانه صنعت و دانشگاه

اگر دولت و دیگر حامیان خارجی نتوانند ابتکار لازم را انجام دهند، دانشگاه‌ها چگونه می‌توانند از حالت منفعل به حالت فعال تغییر کنند؟ همان‌طور که دانشکده‌ها وادارات داخلی نمی‌توانند به‌طور جداگانه این کار را انجام دهند. نظارت بر زمینه‌های خاص و حفاظت از منافع مادی، دستورالعمل معمول آن‌ها بوده است. فقط تعدیل کلی سازمانی، با عناصر قابل‌تشخیص، می‌تواند حالت بسیار فعال جدیدی را ایجاد کند. پنج مورد مطالعات نهادی که در کتاب من ارائه‌شده است، همراه با چندین مطالعات مربوطه، کمک می‌کنند که این عناصر را در چارچوب وسیع‌تر ارائه شوند. نقش دانشگاه در جامعه و اقتصاد تکامل‌یافته است. دانشگاه‌ها دانش تولید می‌کنند که پیشرفت‌های تکنولوژیکی را ارتقا می‌بخشد که به‌نوبه خود برای رشد اقتصادی و رقابت‌پذیری در اقتصاد جهانی حیاتی است؛ بنابراین، به‌طور فزاینده‌ای انتظار می‌رود که دانشگاه‌ها کارآفرینانه تر شوند و این سومین رسالت مهم را در جهت ارتقاء نوآوری و توسعه از طریق ارائه فناوری‌ها و مشاغل تجاری به‌کارگیرند. نقش دانشگاه در جامعه و اقتصاد تغییر کرده است. اولین انقلاب علمی که در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، کار تحقیقاتی در دانشگاه بود. در حال حاضر اکثر دانشگاه‌ها تحت تأثیر انقلاب دوم هستند و رسالت سوم کمک به توسعه اقتصادی است.

 

نویسنده: امیرحسین باقری

پژوهشگر حوزه کارآفرینی

توسعه دانش کارآفرینی در دانشگاه جهت ارتقاء سطح آگاهی دانشگاهی

توسعه دانش کارآفرینی در دانشگاه جهت ارتقاء سطح آگاهی دانشگاهی

دانشگاه پنسیلوانیا- آمریکا

University of Pennsylvania

 

پنسیلوانیا در منطقه شمال شرقی ایالات‌متحده آمریکا واقع شده است و چهار فصل و آب‌وهوای قاره‌ای مرطوب دارد که در اکثر مناطق ایالت برقرار است (اما با طیف وسیعی از آب‌وهوای سرد به‌ویژه در مناطق کوهستانی آن). عمده شهرهای مرکزی (پرجمعیت) پنسیلوانیا شامل فیلادلفیا، پیتسبورگ، وهم‌آور، آلن‌تاون و پایتخت آن هریسنبورگ می‌باشند. دانشجویان بین‌المللی در پنسیلوانیا فرصت یادگیری در برخی از قدیمی‌ترین و معتبرترین کالج‌ها و سیستم‌های دانشگاه‌های دولتی کشور (ازجمله سیستم بسیار معتبر دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا که دارای بیش از ۲۰ دانشگاه در سراسر کشور است) را دارند تا از آن لذت ببرند. پنسیلوانیا به‌تنهایی بیش از ۱۰۰ کالج  چهارساله دارد. دانشجویان بین‌المللی که به مطالعات آموزش پزشکی علاقه‌مندند اغلب به فیلادلفیا می‌روند، زیرا آنجا محل برجسته‌ترین دوره‌های آکادمیک در این زمینه است.

دانشگاه پنسیلوانیا (University of Pennsylvania)، مشهور به یو. پن (UPenn)، دانشگاهی واقع در ایالت پنسیلوانیای آمریکا است. این دانشگاه از قدیمی‌ترین و معتبرترین دانشگاه‌های آمریکا و جهان به‌حساب می‌آید که در شهر فیلادلفیا قرار دارد، در سال ۱۷۴۰ توسط بنجامین فرانکلین تأسیس شد و اولین دانشگاه آمریکایی بود که هم رشته‌های کارشناسی و هم کارشناسی ارشد را ارائه می‌داد. این دانشگاه ازلحاظ قدمت، چهارمین دانشگاه قدیمی آمریکا محسوب می‌شود و دارای ۲۴ واحد آموزشی در سطح ایالت است. در رده‌بندی دانشگاه‌های عمومی در سطح کشور آمریکا توسط U.S.NEWS، این دانشگاه در رتبه ۴۸ قرار دارد. تعداد دانشجویان این دانشگاه از ۸۴۰۰۰ نفر فراتر می‌باشد که در واحدهای مختلف آموزشی این دانشگاه مشغول تحصیل می‌باشند و به همین علت دانشگاه جزو ۱۰ دانشگاهی است که دارای بالاترین شمار دانشجو در آمریکا می‌باشد. تعداد رشته‌هایی که در دانشگاه به دانشجویان ارائه می‌گردد بالغ‌بر ۱۶۰ رشته می‌باشد.

در ۱۰ سال اخیر، ۹ نفر از استادان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه پنسیلوانیا موفق به کسب جایزه نوبل شده‌اند و در سال ۲۰۱۰ این دانشگاه در بین پنج دانشگاه برتر تحقیقاتی آمریکا جای گرفت.

از دانشکده‌های این دانشگاه می‌توان به دانشکده هنر و علوم، ارتباطات، دندانپزشکی، طراحی و نقشه‌کشی، مهندسی، آموزش، حقوق، پرستاری، پزشکی، علوم سیاسی، دامپزشکی و تجارت وارتون اشاره نمود. اکثر دانشکده‌های دانشگاه در رتبه‌های 1 تا 5 قرار دارند؛ به‌عنوان‌مثال دانشکده پرستاری این دانشگاه در طی سال‌های متوالی در رتبه‌های 1 تا 3 قرار می‌گرفت و یا رشته‌های مهندسی که در رتبه پنجم و دانشکده‌های پزشکی، دندانپزشکی و دامپزشکی که در میان 10 دانشکده برتر امریکا قرار دارند.

طبق گزارش U.S. News & World Report، در سال ۲۰۱۲، یو. پن رتبه ‌پنجم را در میان همه‌ دانشگاه‌های آمریکا به خود اختصاص داد و یکی از گزینشی‌ترین دانشگاه‌های ایالت پنسیلوانیا است.

از فارغ‌التحصیلان این دانشگاه می‌توان به افراد زیر اشاره نمود:

  • دونالد ترامپ: چهل و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات‌متحده امریکا، فارغ‌التحصیل در رشته اقتصاد
  • ایوانکا ترامپ: دختر چهل و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا، فارغ‌التحصیل در رشته اقتصاد
  • وارن بافت: کارآفرین، بازرگان، سرمایه‌گذار و نیکوکار آمریکایی دارای مدرک کارشناسی‌ارشد اقتصاد از دانشگاه پنسیلوانیا
  • ایلان ماسک: مهندس، مخترع، تاجر در صنایع پیشرفته و بنیان‌گذار شرکت تسلا موتورز و فارغ‌التحصیل کارشناسی اقتصاد
  • آنیل آمبانی: کارآفرین، سرمایه‌گذار و مدیر ارشد اجرایی هندی
  • محمت آز: پزشک و جراح قلب ترک‌تبار، فارغ‌التحصیل دانشگاه پنسیلوانیا

دانشکده وارتون، قدیمی‌ترین دانشکده‌ کسب‌وکار جهان است که با دارا بودن بیشترین اعضای هیئت‌علمی، به‌عنوان سومین دانشکده برتر جهان در ارائه‌ برنامه‌ MBA معرفی‌ شده است.

دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا (Wharton School of the University of Pennsylvania) اولین دانشکده تخصصی کسب‌وکار جهان است که در سال ۱۸۸۱ با سرمایه‌گذاری جوزف وارتون تأسیس شد که مؤسسه‌ای خصوصی است که در رده‌بندی بهترین مدارس عالی مدیریت و اقتصاد در سال ۲۰۱۶، در رده‌ سوم و در رده‌بندی مؤثرترین تحقیقات دانشگاهی، در رده‌ اول جهان ایستاده است.

از اساتید برجسته این دانشگاه می‌توان به پروفسور سیمون کوزنت (که بعدها موفق به دریافت نوبل اقتصاد شد) درخصوص دستیابی به علم اطلاعات آماری درباره‌ تولید، قیمت‌ها، سرمایه‌گذاری و سرمایه‌های ملی و همچنین تئوری‌های مقیاس‌بندی چرخه‌ها و روندهای مفاهیم اقتصادی و روش‌های استاندارد اندازه‌گیری تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی نیز اشاره کرد. پرفسور لارنس کلاین، یکی دیگر از استادان این دانشکده می‌باشد که او نیز جایزه‌ نوبل اقتصاد را دریافت کرده است و برای اولین بار تئوری‌های اقتصادی را با علم ریاضی ترکیب کرد و مدل اقتصادسنجی ایالات‌متحده را توسعه داد. دیگر اساتید این دانشگاه، مدل‌های بیمه و بازنشستگی مدرن بخش‌های عمومی و خصوصی سازمانی را بنا نهادند.

برنامه‌ آموزشی MBA دانشکده وارتون، بر یک هسته‌ فشرده و منعطف آموزش عمومی کسب‌وکار تمرکز دارد. در این دوره‌ها هیئت‌علمی دانشکده‌ وارتون با ایجاد شبکه‌ای از ایده‌ها، دانشجویان را با تفکرات استراتژیک آشنا می‌کند. برنامه MBA، ۱۹ رشته و بیش از ۲۰۰ واحد مدیریتی را شامل می‌شود. دانشجویان، یکی از این ۱۹ رشته را براساس تحصیلات، تجربه‌های شغلی و اهداف خود به‌عنوان تخصص مدیریتی انتخاب می‌کنند:

حسابداری، علوم آمار، آنالیز تجاری، مدیریت کارآفرینی، مدیریت محیط‌زیست، مالی، مدیریت بهداشت و درمان، استراتژی و علوم اقتصادی، مدیریت بیمه، علوم مدیریت، بازاریابی، بازاریابی و عملیات (رشته مشترک ترکیبی)، مدیریت مدرن چندملیتی، عملیات، اطلاعات و تصمیمات، اثربخشی سازمانی، املاک، مدیریت سازمانی، آمار و داده‌کاوی و مدیریت استراتژیک.

دانشجویان دوره‌ MBA، در سال اول تحصیلات خود باید بسته به رشته انتخابی، دروس اجباری را بگذرانند. روش تدریس، بر پایه‌ مطالعه‌ موردی و تحقیقات گروهی شکل‌ گرفته است و دانشجویان باید در ترم اول تیم‌های ۵ یا ۶ نفرِ تشکیل بدهند و پروژه‌ انتخابی خود را انتخاب کنند که تا ترم دوم سال اول ادامه خواهد داشت.

دروس اجباری دوره‌ MBA برای دانشجویان سال اول تمامی گرایش‌ها، عبارت‌اند از:

رهبری: مبانی رهبری و کار تیمی، مدیریت بازاریابی، اقتصاد خرد

علوم اقتصادی: موضوعات پیشرفته در مدیریت اقتصادی

آمار: تجزیه‌وتحلیل آماری، مدیریت ارتباطات.

از سال ۲۰۱۴، دانشکده وارتون با همکاری دانشکده‌های مهندسی و علوم کاربردی دانشگاه پنسیلوانیا، دوره‌های کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی فناوری (EMTM) را نیز ارائه کرده است.

دانشکده‌ وارتون در بخش مدیریت خود با دانشگاه اینسید قرارداد اتحاد و همکاری دارد؛ به‌این‌ترتیب که دانشجویان دوره MBA  هرکدام از این دو دانشگاه، می‌توانند یک ترم از دوران تحصیلی خود را در دانشگاه شریک بگذرانند. دانشجویان وارتون به هر دو کمپ سنگاپور و ماونتین بلوی دانشگاه اینسید دسترسی دارند.

این دوره‌ها با هدف پیشرفت مدیران و عوامل اجرایی در حرفه‌ خود طراحی‌ شده‌اند و جدای از گرایش‌های اصلی، بر مباحثی مشابه با MBA دروس آکادمیک تأکید دارند. طول این دوره‌ها ۲۴ ماه است و متقاضیان، در هر دو شعبه‌ دانشکده‌ وارتون در سانفرانسیسکو و فیلادلفیا پذیرش می‌شوند.

تحصیل در مقطع دکترا در دانشکده وارتون بین ۴ تا ۶ سال به طول می‌انجامد. این دانشگاه رشته‌های امور مالی، اقتصاد کاربردی، مدیریت و زیرگروه‌های تجارت را در دوره‌های دکترا  برگزار می‌کند.

دانشکده‌ وارتون در بخش آموزش آنلاین، دوره‌های گسترده‌ای با تمرکز بر توسعه‌ مدل‌های نوین کسب‌وکار و مالی، تجزیه‌وتحلیل کسب‌وکار، کارآفرینی و مبانی کسب‌وکار ارائه می‌دهد. از سال ۲۰۱۲، ۲.۷ میلیون نفر در سراسر جهان در این دوره‌ها نام‌نویسی کرده‌اند. دانشکده وارتون به ۵۰ دانشجوی برتر این دوره‌ها، هزینه‌ شهریه را بازمی‌گرداند و به ۵ نفر اول هم بورسیه‌ تحصیلی معادل ۲۰ هزار دلار، برای ادامه‌ تحصیلات در این دانشگاه اهدا می‌کند.

رشته‌های ارائه‌شده در دوره‌های آنلاین عبارت‌اند از: تجزیه‌وتحلیل تخصصی کسب‌وکار (واحدهای علمی: آنالیز رفتار مشتری، آنالیز عملیاتی، آنالیز حسابداری به‌علاوه‌ پروژه‌ عملی پایان دوره)، تخصص‌های پایه‌ای کسب‌وکار (واحدهای علمی: بازاریابی، حسابداری، مالی و پروژه‌ی پایان دوره)، دوره‌های تخصصی مدل‌سازی کسب‌وکار و مالی (آموزش تکنیک‌های ضروری مدل‌سازی بهینه، مهارت‌های تصمیم‌گیری، برنامه‌های کاربردی تجاری و مالی، پیش‌بینی نتایج پروژه‌ها و داده‌کاوی به‌وسیله‌ی پلتفرم‌های تحقیقاتی)، کارآفرینی (شامل ۴ ترم تخصصی: مفاهیم، طراحی، سازمان‌دهی و مدیریت شرکت‌های نوپا)، موفقیت‌های فردی و حرفه‌ای، بازاریابی دیجیتال (واحدهای علمی: بازاریابی شبکه، آنالیز بازاریابی، استراتژی و تجزیه‌وتحلیل رسانه‌های اجتماعی، داده‌کاوی مشتری محور و استراتژی‌های حفظ مشتری، مأموریت برنامه آموزش رهبری، پرورش رهبرانی است که با درکی عمیق‌تر از خود، جامعه و سازمانشان دست به عمل می‌زنند و آن‌ها را در مسیر رشد هدایت می‌کنند).

دوره‌های کارآفرینی دانشکده‌ وارتون تحت برنامه آموزشی مدیریت کارآفرینی گورگن

(The Goergen Entrepreneurial Management Program) برگزار می‌شوند که مفهوم، طراحی، سازمان‌دهی و مدیریت شرکت‌های جدید را پوشش می‌دهند.

دانشجویان با گذراندن این چهار دوره، فرصت‌های تأسیس استارتاپ‌های مدرن، رشد، تأمین مالی و سودآوری آن‌ها را شناسایی می‌کنند. هدف استادان بخش کارآفرینی، آموزش خلاقیت‌های ذهنیتی و کارآفرین، مهارت‌های موردنیاز برای تأسیس یک شرکت با پتانسیل‌های رو به رشد است تا بتوانند با شناسایی و پیگیری فرصت‌های موجود درون سازمان، بهترین تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری را اتخاذ کنند.

واحدهای پایه‌ای این دوره‌ها عبارت‌اند از:

 

سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر، تحلیل مالی خریدوفروش، کارآفرینی بهداشت و درمان، جنبه‌های قانونی کارآفرینی، کارآفرینی اجتماعی، استراتژی‌های تکنولوژی و نوآوری، استراتژی‌های شرکت‌های هم‌خانواده، مدیریت فناوری، سرمایه‌گذاری تجاری و مدیریت کارآفرینی، فرهنگ فناوری، مذاکرات، بازاریابی و تجارت الکترونیک، خلاقیت، توسعه‌ محصولات جدید، عملیات مقیاس‌گذاری در مشاغل تکنولوژی، تکنولوژی‌های فعال، طراحی محصول و کارآفرینی املاک غیرمنقول.

مرکز تحقیقاتی سول سی اسنایدر (Sol C. Snider Entrepreneurial research Center) دانشکده‌ وارتون، اولين مرکز مطالعات کارآفرينی آمریکا است. محققان دانشکده‌ وارتون در این مرکز، به‌طور پیوسته مطالعات کارآفرینی باکیفیتی را برای پیشبرد درک کارآفرینی و خلق ثروت جهانی انجام می‌دهند.

لازم به ذکر است که دانشگاه شیراز از دانشگاه پنسیلوانیا الگو گرفته است.

آزیتا جهانبخش

نویسنده: آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت

5 گام برای نوآوری در مدل کسب و کار

5 گام برای نوآوری در مدل کسب و کار

در دهه 1950، شرکت هالوید تصور می کرد که یک محصول برنده دارد. به واسطه مهندسی هوشمندانه، فناوری جدیدی را ایجاد کرده بود که بهتر از محصولات رقبا بود. تنها مشکل این بود که هیچ کس نمی خواست آن را بخرد.

از این رو شرکت را به تفکر انداخت که اگر کسی نمی خواهد دستگاه های کپی آنها را بخرد، شاید برخی حاضر به اجاره آن باشند؟ این به یک ایده چند میلیارد دلاری انجامید و این شرکت که اکنون با نام زیراکس شناخته شده است، به قدرتی بزرگ تبدیل شد.

نوآوری های منزوی بعید است که تأثیر قابل توجهی در سودآوری کسب و کار داشته باشند. خلق محصول جدید، بازار هدف یا جریان درآمدی جدید ممکن است تغییراتی را در کسب و کار ایجاد کند اما برای ایجاد تحولات پایدار و اثر بخش باید مدل کسب و کار را تغییر داد.

در ادامه به آنچه باید درباره نوآوری در مدل کسب و کار بدانید، بیشتر می پردازیم:

۱. برنامه ریزی را متوقف و آماده سازی را شروع کنید:

پس از جنگ جهانی دوم، شرکت های عظیمی برای تولید محصولات و بازاریابی انبوه تاسیس شد. در آن زمان بود که برنامه ریزی استراتژیک در دسترس قرار گرفت. مدیریت ارشد طرحی را تدوین می کرد و از کارکنان رده های پایین تر می خواست که آنرا اجرا کنند. اگر کل مجموعه خوب کار می کردند، همه چیز به خوبی پیش می رفت.

اما هنگامی که «جک ولچ» مدیرعامل شرکت جنرال الکتریک شد، فرایند برنامه ریزی استراتژیک را محدود کرد و تلاش های خود را برای ساده سازی فرایندهای سازمان آغاز کرد.

از آن زمان، بسیاری دیگراز متخصصین و صاحبان کسب و کارهای بزرگ بر اهمیت آماده سازی تاکید بیشتری داشتند. به عنوان مثال «راجر مارتین» از مدیران می خواهد که اجازه ندهند برنامه ریزی استراتژی بیشترین زمان را به خود اختصاص دهد و این بدان معنی است که ما باید سریع ترشروع به آماده سازی کنیم.

شاید برنامه ریزی به ما اجازه تصمیم گیری سریع را دهد، اما این آماده سازی، توجه به جزییات و گسترش مهارت هاست که به ما توانایی اخذ تصمیمات به موقع و منطبق بر تغییرات در زمان واقعی را می دهد.

۲. به چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش از طریق مدل کسب و کارتان بیندیشید:

در حالی که طرح کسب و کار نیاز به ارزیابی مشخصی از درآمدها و هزینه ها دارد، مدل کسب و کار چنین نیست. به عبارت ساده تر، منطقی منسجم برای چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش است. کسب و کارهایی که به این سه مورد را به شکلی منطقی پاسخ دهند، شرکتهای بسیار موفقی را راه اندازی خواهند کرد.

متأسفانه، در جهان امروز چرخه های فناوری به طور قابل توجهی کوچک شده اند و مدل های کسب و کار دیگر دوام و پایداری ندارند و باید در مدل کسب و کارتان نوآوری ایجاد کنید.

این نکته مهمی است اما بدان معنا نیست که باید مرتباً همه چیز را تغییر دهید.

کافی است از خودتان بپرسید، چگونه می توانید ارزش جدیدی ایجاد کنیم؟ آیا می توانیم آن ارزش را در یک مسیر متفاوت هدایت کنید؟ آیا راهی وجود دارد که بتوانید به ارزش اثربخش تری دستیابی داشته باشید؟

۳. به کمک بوم مدل کسب وکار، کمینه محصول پذیرفتنی را تولید کنید:

من قبلاً کسب و کار دیجیتالی را اداره می کردم که تقریبا سهم ۴۰ تا ۵۰ درصدی بازار را به خودش اختصاص داده بود و به ما این امکان را می داد تا منابع مهندسی بهتری نسبت به رقبا داشته باشیم. چون ما آن را یک مزیت مهم رقابتی می دیدیم. به منظور سرمایه گذاری بر این مزیت، پروژه های بزرگی را برنامه ریزی کردیم .

متأسفانه آنچه که در طی فرایند توسعه ۶ الی ۱۲ ماهه اتفاق افتاد این بود که نیازها در بازار به سرعت تغییر می کردند و ما باید به طور مداوم ویژگی های پروژه را تغییر می دادیم. نتیجه این شد که پروژه های کلان ما پر از اشکال بودند و ما مجبور می شدیم وقت بیشتری را برای رفع آنها بگذاریم.

سرانجام شروع به تولید محصولاتی با حداقل سود کردیم که معمولاً تولید آنها طی شش هفته انجام می شد. هر چند تولیدمان فراگیر نبود، اما به موقع و در زمان نیاز مشتری انجام می شد. در نتیجه توانستیم سریع تر واکنش مصرف کننده را دردنیای واقعی ارزیابی کنیم. سپس ما از این دانش برای بهبود پروژه شش هفته آینده استفاده می کردیم.

۴. ارزیابی هوشمندانه ای از مدل کسب و کارتان داشته باشید:

ایجاد یک مدل کسب و کار موفق کار ساده ای نیست، اما سخت تر از آن ارزیابی صحیح مدل کسب و کاراست. رشد گاهی می تواند به مرگ کسب و کار بیانجامد. همچنان که کارکنان و منابع جدیدی را برای پاسخ به تقاضا وارد کسب و کار خود می کنید، عملکردتان می تواند تحت تاثیر اثرات منفی قرار گیرد.

در واقع ارایه یک دفترچه با مجموعه ای از قوانین برای پیروی کردن به کارمندان آسان است. آنچه که مشکل است، آگاهی رسانی صحیح از مدل کسب و کار و اجازه دادن به تیم تان برای دنبال کردن اهداف است.

۵. همواره برای مواجهه با شکست آماده باشید:

در قرن بیستم، برخی شرکت ها توانستند با ایجاد مزیت رقابتی پایدار از طریق پیشرفت مداوم، مسیر موفقیت در کسب و کار را هموار کنند. حتی یک مزیت رقابتی کوچک، که با صبر و حوصله دنبال می شد  می توانست  موقعیت پیروزمندانه ای را برای کسب و کارها ایجاد کند.

با این حال، حتی برترین شرکت ها ازجمله «کداک» در حال فروپاشی هستند. درحقیقت نباید تنها به یک مزیت رقابتی گذرا اندیشید.

ذات نوآوری درتار و پود مدل کسب و کار است. نوآوری در مدل کسب و کار به معنای جستجو درمورد ناشناخته ها نیست، بلکه یک پیگیری مداوم برای چگونگی خلق ارزش، ارائه آن و کسب ارزش بهتر است. حتی بهترین مدل های کسب و کارها هم بدون نوآوری در نهایت با شکست مواجه خواهند شد.

نویسنده: Greg Satell

مترجم: شیدا انصاری

برگرفته از www.forbes.com

رخداد «دوشنبه‌های استارت‌آپی» حوزه خودرو برگزار می شود

رخداد «دوشنبه‌های استارت‌آپی» حوزه خودرو برگزار می شود

بر این اساس استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های دانش بنیان این حوزه که علاقمند به جذب سرمایه‌گذار هستند می‌توانند تا شنبه سوم آبان ماه تقاضای خود را از طریق صندوق نوآوری و شکوفایی اقدام کنند.
جذب استارت‌آپ یا طرح سرمایه‌پذیر حوزه خودرو از طریق این فراخوان امکانپذیر است و با توجه به ظرفیت محدود برای حضور، اولویت با کسانی است که زودتر اقدام کنند.

هوشمندسازي کسب‌وکار

هوشمندسازي کسب‌وکار

 

امروزه سازمان‌ها و کسب‌وکارهای مختلف با تغييراتي اساسي روبه‌رو هستند. رشد جهانی‌شدن، توسعه و پيشرفت فناوري، نفوذ رو به رشد فناوري در بخش‌های مختلف توليد و خدمات و نيز توليد حجم انبوه داده‌ها در فضاي کسب‌وکار و انقلاب دانشي را می‌توان ازجمله مهم‌ترین تحولات در فضاي کسب‌وکار، علم و فناوري برشمرد.

با همه اين مسائل و چالش‌ها و تحولات علمي و فناورانه، تصمیم‌گیری‌های به‌جا، به‌موقع و صحيح (بهنگام) نيازمند اطلاعات دقيق و بهنگام می‌باشد كه با حجم انبوه داده‌های توليدي در صنعت و فضاي کسب‌وکار اين مورد عملاً به‌صورت دستي و با روش‌های سنتي قابل‌اجرا نخواهد بود. بنابراين نياز است فعاليتي نظام‌مند و يكپارچه در جهت جمع‌آوری، تحليل، ارزيابي و تبادل اين اطلاعات صورت گيرد. مجموعه اين اقدامات در ادبيات مديريت کسب‌وکار، هوشمندي کسب‌وکار ناميده می‌شود.

هوشمندی کسب‌وکار يک چارچوب کاري شامل فرايندها، ابزار و فناوری‌های مختلف است که براي حرکت از داده به اطلاعات و از اطلاعات به دانش طراحی‌شده و موجب ايجاد ارزش‌افزوده براي سازمان می‌شود.

هوشمندی کسب‌وکار عبارت است از فعالیت‌های جمع‌آوری، تجزیه‌وتحلیل و به‌کارگیری اطلاعات مرتبط با کسب‌وکار سازمان به‌منظور پشتیبانی از فرایندهای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی سازمانی كه منجر به ايجاد مزيت رقابتي براي سازمان شده و در عصر حاضر، بقاي سازمان‌ها درگرو اين مهم خواهد بود. چراکه شناسايي و تحليل فرصت‌ها و تهديدهاي کسب‌وکار و توجه به مسائل درون سازمان در فرايند تصمیم‌گیری به‌عنوان عاملي در جهت پشتيباني از تصميمات کسب‌وکار حائز اهميت می‌باشد. توجه به اين نكته كه هوشمندي فرايندي است مستمر و دائمي كه بايستي در جهت بهبود مستمر فعالیت‌های سازمان و دستيابي به اهداف استراتژيك سازمان، ايفاي نقش نمايد، مقوله‌ای است اساسي و كليدي كه بايد در شریان‌های اصلي يك کسب‌وکار و سازمان به‌عنوان تفكر غالب جريان داشته و تبديل به رويكرد و نگرش اجزاي سازمان شود تا منجر به ايجاد ارزش‌افزوده در فرايندهاي اصلي کسب‌وکار گردد. درواقع اين امر بايستي به‌عنوان هدف اصلي فرايند هوشمند سازي کسب‌وکار موردتوجه قرار گيرد.

اهميت هوشمند سازي کسب‌وکار در بهبود فرايندهاي تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی راهبردي در کسب‌وکار به شكلي است كه شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ كه با حجم انبوهی از داده‌ها سروکار دارند در پایگاه‌های داده، سیستم‌های توزیع‌شده و مکانه‌ای دیگر داده‌های خود را انبار می‌نمایند و این پایگاه‌های داده معمولاً با تراکنش‌های مختلفی درهم‌تنیده هستند، پایگاه‌های داده هراندازه هم که مفید و ضروری باشند، قادر به برقراري ارتباط و تحليل داده‌ها نيستند.

به‌وسیله هوشمندي کسب‌وکار، بخش عمده‌اي از اطلاعات مستقيماً و بدون دخالت انسان از سيستم‌هاي اطلاعاتي موجود دريافت خواهد شد و لذا دقت اطلاعات ارائه‌شده بسيار بالاتر از قبل خواهد بود (حذف عامل انساني). همچنين در مورد اطلاعات چند منبعي (اطلاعاتي كه داراي بيش از یک منبع است) مي‌توان مكانيزم‌هاي كشف مغايرت در سيستم، طراحي كرد تا با كشف علل مغايرت‌، صحت اطلاعات دريافتي بالاتر رود.

همچنين با پیاده‌سازی سیستم‌های نرم‌افزاری و فرايندها و ساختارهاي هوشمند سازي کسب‌وکار در سازمان‌ها انتقال، دريافت و سرعت دريافت گزارش‌ها و اطلاعات بسيار بالاتر خواهد رفت. اطلاعات مختلف با ابعاد مختلف از تمام بخش‌های مختلف سازمان به‌صورت جامع و يكپارچه در كنار هم قابل ضمن ارتقاي امنيت داده‌ها در دسترس قرار خواهد گرفت.

سازمان‌ها بايد بپذيرند كه داشتن اطلاعات بسیار زیاد معادل نداشتن اطلاعات است، زيرا افراد و سازمان‌ها را در انبوهي از اطلاعات غرق مي‌نمايد. هوشمندي در مديريت و كنترل داده‌ها يعني اينكه سیستم‌های اطلاعاتي سازمان به بررسي اطلاعات موجود و اطلاعات موردنیاز پرداخته و متناسب با شاخص‌هاي كليدي عملكرد سازمان از بين انبوه اطلاعات‌، مفيدترين اطلاعات براي تصميم‌گيري را در اختيار مديران سازمان قرار دهد.

هوشمند سازي کسب‌وکار امروزه می‌تواند از طريق حذف عوامل انساني در توليد اطلاعات در سازمان، هزينه‌هاي بسياري را صرفه‌جويي نمود و با به دست آوردن اطلاعات به‌موقع و مناسب، دقت و صحت تصميم‌گيري‌ها را افزايش داده و در سازمان ايجاد ارزش نمود.

سازمان‌های ايراني در شرايط كنوني با توجه به اختلاف هزینه‌ها و درآمدها بایستی به‌منظور کسب موفقيت در اجرای پروژه‌های هوشمندسازي کسب‌وکار خود ابتدا چالش‌هاي پيش‌رو جهت يکپارچه‌سازي اطلاعات را تقسیم‌بندی نموده و سپس معماري سازماني خود را به‌گونه‌ای طراحي نمايند تا با استفاده از دانش به‌دست‌آمده، مديران سازمان بتوانند تصميمات بهتری اتخاذ نمایند و با طرح برنامه‌های عملي براي سازمان، فعالیت‌های تجاري را به‌صورت مؤثرتري انجام دهند. چراکه هوشمندی کسب‌وکار تنها یک ابزار نیست بلکه معماری است در راستاي شناسايي، جمع‌آوری، پردازش و نتیجه‌گیری از داده‌ها به‌منظور كسب ارزش‌افزوده.

امروزه به‌کارگیری مفاهیمی چون هوشمندی کسب‌وکار به دلیل ایفای نقش در تصمیم‌گیری سازمانی و ارتقای بهره‌وری در صنایع مختلف بسیار موردتوجه است. سیستم هوشمندی کسب‌وکار موجب ارتقاء ارزشی اطلاعات در آغاز یک زنجیره اطلاعاتی می‌شود و با استفاده از فناوری‌های مختلف موجب جمع‌آوری و ساختارمند کردن داده‌ها و تبدیل آن‌ها به اطلاعات می‌شود.

بنگاه‌ها و کسب‌وکارهای ايراني با توجه به شرايط فعلي اقتصاد و کسب‌وکار و الزام در چابكي ارائه خدمات و همچنين محيط به‌شدت رقابتي براي بقا، چاره‌ای جز استفاده از داده‌ها و تبديل آن‌ها به خرد و دانش در هرم مديريت دانش ندارند.

نویسنده: سعید حاجی زاده / پژوهشگر و مدرس حوزه مدیریت