نوشته‌ها

مدل‌های دانشگاه کارآفرین (بخش دوم)

مدل‌های دانشگاه کارآفرین (بخش دوم)

مدل‌های دانشگاه کارآفرین (بخش دوم)

مدل‌های دانشگاه کارآفرین (بخش دوم) در ادامه بخش اول میباشد. پبش تر در مورد سه تا از مدل های پرکاربرد صحبت شد در اینجا قصد داریم به دیگر مدل‌های دانشگاه کارآفرین پردازیم.

بر اساس مدل های Guerreiro-Cano و همکاران (1385) و سلام زاده و همکاران (2011) و با استفاده از IPA (تجزیه و تحلیل عملکرد اهمیت)، همراه با تکنیک TOPSIS (تکنیک برای اولویت سفارش با شباهت به راه حل ایده آل)، سوره و همکاران. (2011) مدلی را توسعه دادند که ابعاد دو مطالعه پایه را که در شکل زیر نشان داده شده است، پوشش می دهد.

عوامل داخلی عوامل محیطی 
 غیررسمیرسمی 
دانشجویان، دانشگاهیان و کارکنان موجود منابع مالی منابع اطلاعاتی مهارت های کارآفرینی انتظارات جامعه، دولت صنعت و بازار ماموریت کارآفرینی دانشگاهنیات بالقوه دانش آموز دانش آموزان بالقوه تمایل دارند امکان سنجی دانشجویان بالقوه نیات دانشگاهی امکان سنجی آکادمیکسیاست ها و مأموریت های کارآفرینی نظام آموزش عالی ویژگی های مدیر دانشگاه کانال های ارتباطی موجود است دوره های کسب و کار موجود است برنامه های تجاری موجود استورودی
قوانین و مقررات شیوه های آموزش متدولوژی های مدیریت روش های لجستیک فرآیندهای بازاریابی روش های انتخاب دانشجو روش های تامین مالی شبکه سازی فرآیندهای تعامل چندجانبه هزینه های سرمایه گذاری شده در کانال های ارتباطی (بین دانشجویان، اساتید دانشگاه، کارکنان، محققان صنعتی، مراکز تجاری، صنایع، سیاستگذاران و جامعه) فعالیت های نوآوری، تحقیق و توسعه (IR & D) سیستم های پاداش و فرآیندهای جبران خسارتمعلم تربیتی منابع آموزشی پاداش دادن به فرآیندهای زیست محیطیساختار سازمانی سیستم ها و رویه ها خودمختاری دولتی تعیین سطوح سلسله مراتبی اقدامات حمایتی منابع آموزشی هزینه های سرمایه گذاری شده در اقدامات حمایتیفرآیند
منابع انسانی کارآفرین (شامل اساتید دانشگاه، فارغ التحصیلان، محققان و کارکنان) محققین موثر در راستای نیازهای بازار نوآوری ها و اختراعات مراکز کارآفرینی (به عنوان مثال، انکوباتورها، پارک های علم و فناوری، اسپین آف ها)قالب های سفارشی   فرهنگ شرکتیسیستم های شبکه کارآفرینی کنگلومراها و اتحادهای استراتژیک سیستم های بازاریابی و کنوانسیونخروجی

مدل ارائه شده توسط سوره و همکاران (2011) شامل استفاده  9 بلوک است، که توسط نویسندگان نامگذاری شده است: ورودی های رسمی، غیررسمی و داخلی، فرآیندهای رسمی، غیر رسمی و داخلی؛ خروجی های رسمی، غیر رسمی و داخلی. در بلوک “ورودی”، عوامل محیطی مطرح شده در مطالعه توسط Guerrero Cano و همکاران (2006) دسته بندی می شوند، در حالی که “خروجی ها” با عناصر ارجاع شده در خود دانشگاه کارآفرین از طریق نتایج تحقیقات نویسندگان که از طریق جلسات در گروه های متمرکز با متخصصان در مورد موضوع به دست آمده است، مطابقت دارد. همکاری در این مطالعه توسط سلام زاده و همکاران (2011) بر ساختار مدل تمرکز دارد و بر روش “ورودی-فرایند-ستاده” و عناصر فهرست شده تاکید دارد. اتحاد این مدل به جز در نظر گرفتن مسائل داخلی و خارجی مؤسسه، رویه های دانشگاه کارآفرین را به تفصیل شرح می دهد. قابل ذکر است که این مدل بر اساس بافت ایرانی تدوین شده است و نویسندگان بر مناسب بودن این مدل برای آن منطقه تاکید دارند.

مدل کلارک

ابعاد سازماني يک دانشگاه کارآفرينانه و نوآورانه، بر اساس چارچوب دانشگاه کارآفرينانه کلارک (1998)، به‌دست‌آمده است. این مدل با انجام یک پژوهش کیفی در ۵ دانشگاه برتر اروپا انجام‌شده است. ازنظر  چشم‌انداز و ویژگی‌های سازمانی این ۵ دانشگاه باهم تفاوت دارند اما در بسیاری از ابعاد در ارتباط با رسیدن به اهداف کارآفرینانه و نوآورانه یکسان بوده‌اند. به‌گونه‌ای که در فاصله‌ی ۱۵-۱۰ سال به دانشگاه کارآفرینانه تبدیل ‌شده‌اند. کلارک نشان داد که هر ۵ دانشگاه از ویژگی‌های سازماني 1) کانون هیئت‌علمی برانگيخته۲) هسته هدايتگر بالنده، ۳) منابع مالي متنوع، ۴) فرهنگ کارآفرينانه۵) محيط بالنده و توسعه‌یافته ؛  تبعیت می‌کنند.

1. هسته هدايتگر بالنده: اين ويژگي بيانگر هسته برنامه‌ريز و تصمیم‌گیرنده  توانمند با مشارکت اعضا هیئت‌علمی ‌توانمند و مديريت کارآفرين دانشگاه مي‌باشد. اين امر از طريق شکل‌گيري هسته‌هاي تيمي در فرايند فعاليت‌هاي پايدار بين گروه‌ها و واحدهاي نظام دانشگاهي امکان‌پذیر مي‌باشد.

2. محيط بالنده و توسعه‌یافته: جهت برقراری ارتباط با دنیای اطراف دانشگاه مانند صنعت، لازم است فرآیند منسجم برای جمع‌آوری اطلاعات از محیط بیرونی دانشگاه شکل بگیرد. در کنار ساختار سنتی، این واحدهای جانبی که عملکرد آن‌ها بیشتر به‌صورت گروه‌های میان‌رشته‌ای می‌باشد، در جستجوی ارتقای شایستگی‌های اصلی دانشگاه هستند.

3- منابع مالي متنوع: ایجاد تنوع در منابع مالی و درآمدی ازجمله مواردی است که دانشگاه‌های کارآفرین در جستجوی آن هستند. ثبت اختراعات، مشارکت و گسترش عرضه خدمات مشاوره‌اي و اجتماعي، تجاري‌سازي پژوهش‌ها، نوآوری، امتیازات و… ازجمله روش‌هایی هستند که منابع جدید درآمدی از طریق آن‌ها به دست می‌آید.

4- کانون هیئت‌علمی برانگيخته: یکی از عواملی که سهم بزرگی در تغییر و تحول دانشگاه به سمت کارآفرینی دارد اعضای هیئت‌علمی توانا  و برانگیخته است که با پرورش رفتارهای کارآفرینانه این موضوع را امکان‌پذیر می‌کند.

5- فرهنگ کارآفرينانه: فرهنگي که از نوآوري و اقدامات و رفتارهاي کارآفرينانه استقبال کند. باورها و ارزش‌هاي کارآفرينانه در دانشگاه استقرار می‌یابد و ریسک‌پذیری در فرهنگ کارآفرينانه  تشویق می‌شود. 

مدل اسپورن

اسپورن(2001) مدلی را در باب انطباق آموزش عالی با پیشنهاداتی نظیر نیروهای محیطی، مأموریت، اهداف، فرهنگ، ساختار، مدیریت، حکمرانی و رهبری به شرح ذیل ارائه داد:

پیشنهاد 1: محیط :محیط بیرونی می‌تواند برحسب سرگذشت سازمانی و وضعیت کنونی منابع، معانی مختلفی داشته باشد. دانشگاه می‌تواند با تعریف این مسئله به‌عنوان بحران یا فرصت، واکنش خود را نشان دهد. اما از همه مهم‌تر این است که هر یک از این دو واکنش برای آغاز فرایند سازش در نهاد موردنظر، ضروری است.

پیشنهاد 2: اهداف و مأموریت:مأموریت روشن و اهداف مربوطه می‌توان راهنمای تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و گرایش تمام اعضای دانشگاه باشد. رفتارها و اعمال به‌عنوان پیامد سازش و پیروی از یک سری اهداف بر مبنای هدف مشترک، سبب بهبود انسجام در سازمان‌های دانشگاهی  می‌شود که از قدیم مرکز-زدوده و نه‌چندان منسجم بوده‌اند.

پیشنهاد 3: فرهنگ:فرهنگ‌سازمانی خاصی غالب بر دانشگاه، برای سازش بسیار ضروری است. رویکرد کارآفرینانه‌ای که بر مسئولیت فردی تأکید کرده و فعالیت‌های خلاقانه‌ی جدید را ارج بنهد، می‌تواند در رویارویی با نیازهای متغیر (و متنوع) حوزه‌های بیرونی مفید باشد. ممکن است موقعیت برد-برد ظاهرشده و سود و منفعت اضافی برای نهاد به ارمغان آورده و هم‌زمان اعتبار عمومی و تناسب خدمات آن را نیز افزایش دهد.

پیشنهاد 4: ساختار:ساختار متمایز باعث می‌شود دانشگاه راحت‌تر بتواند به مقتضیات محیطی پاسخ دهد. دانشگاه می‌تواند «زمینه‌های تخصصی» یا حتی دانشکده‌ها و کالج‌های مختلفی ایجاد کند که هرکدام کار متفاوتی داشته باشند (مثلاً آکادمیک، شغلی و ادامه تحصیل). لذا واحدهای متمایز می‌توانند در طراحی و اصلاح خدماتشان تا حدودی خودمختار باشند، اما هم‌زمان در قبال فعالیت‌های خود به ریاست مرکزی جواب پس می‌دهند.

پیشنهاد 5: مدیریت: فرایندهای سازش مستلزم تخصصی سازی مدیریت دانشگاه هستند. مدیریت نیازمند مدیران تمام‌وقت با پیش‌زمینه‌ی حرفه‌ای است تا تصمیمات خوبی اتخاذ کرده و راهبردها را با موفقیت پیاده کند. ابزارهایی مانند فناوری اطلاعات یا جمع‌آوری کمک مالی نیز موردنیاز هستند. مدیریت حرفه‌ای دانشگاه را می‌توان از طریق توسعه پرسنل و استخدام پرسنل جدید به ارمغان آورد.

پیشنهاد 6: حکمرانی: حکمرانی مشترک به معنای شرکت جویی دمکراتیکِ گروه‌های ذینفع، برای دستیابی به توافق در مورد فعالیت‌هایی که در واکنش به مقتضیات محیطی انجام می‌شوند، ضروری است. افراد مؤثر در دانشگاه (دانشجو، دانشکده، مدیریت، اسپانسرها، وزارت) باید در فرایند تصمیم‌گیری دخالت داده شوند تا راهبردها به موفقیت بیشتری دست یابند.

پیشنهاد 7: رهبری: تعهد رهبری امر مهمی است و منابع لازم برای فرایند سازش را فراهم می‌کند. علاوه بر این، آرمانی که یک رهبر ارائه می‌دهد، سبب افزایش انگیزه و هم ذات پنداری با راهبردهای واکنشی جدید می‌شود. از این طریق، می‌توان دیدگاه مشترکی در میان اعضا نسبت به فرایند سازش ایجاد کرد که بر فعالیت‌های نهادی سایه می‌افکند.

این پیشنهادات می‌توانند راهنمای طراحی دانشگاه‌های سازش‌پذیر باشد. اسپورن به دو عامل دیگر که در تحقیقات اشاره زیادی به آن‌ها شده، پرداخته: یعنی خودمختاری نهادی و پایه مالی متنوع. خود آیینی یا خودمختاری یکی از حوزه‌های اصلی اصلاحات در نظام‌های تحصیلات عالی اروپا بوده است. دانشگاه‌های دولتی باید بتوانند آزادانه برنامه‌های خود را ایجاد کنند، دانشجوهای خود را قبول کنند، ساختار خود را تغییر دهند و خدمات خود را طراحی کنند. پیش‌فرض اساسی این است که خود-تنظیمی باعث بهبود ظرفیت سازش‌پذیری دانشگاه‌ها می‌شود، خصوصاً در اروپا، پایه مالی متنوع به معنای درآمدهای مختلف سبب کاهش آسیب‌پذیری نهادها می‌شود. دانشگاه‌هایی که به‌طور کامل متکی به یک منبع درآمد باشند (مثلاً دولت)، توانایی کمتری در سازش با مقتضیات محیطی دارند. آن‌ها بیشتر روی رفع نیازهای یک حامی تمرکز می‌کنند. پایگاه تأمین مالی متمایز به نهادها امکان می‌دهد که مستقل باشند و راهبردهای مختلف سازش را سوبسید (یارانه) و یا تأمین مالی کنند.  خلاصه عوامل حیاتی پیشنهادی اسپورن را می‌توان در جدول زیر ملاحظه نمود:

عوامل حیاتیپیشنهادات
محیطسازش در دانشگاه تحت تأثیر مقتضیات محیطی به ارمغان می‌آید که می‌توانند به‌عنوان بحران یا فرصت تعریف شوند.
مأموریت، اهدافدانشگاه برای سازش باید بیان واضحی از مأموریت و اهداف خود داشته باشد.
فرهنگفرهنگ کارآفرینی سبب بهبود ظرفیت سازش دانشگاه می‌شود.
ساختارساختار متمایز سبب بهبود سازش در دانشگاه می‌شود.
مدیریتمدیریت حرفه‌ای به سازش کمک می‌کند
حکمرانیحکمرانی مشترک برای پیاده‌سازی راهبردهای سازش ضروری است
رهبریرهبری متعهد مؤلفه‌ای ضروری برای سازش موفقیت‌آمیز است.
مدل‌های دانشگاه کارآفرین (بخش دوم)

مدل‌های دانشگاه کارآفرین (بخش اول)

مدل‌های نظری دانشگاه کارآفرینی که بیش از همه در ادبیات برجسته شده‌اند، مدل‌های  Guerrero-Cano، Kirby& Urbano(2006)، مدل IPOOتوسط سلام زاده و دارایی(1390); مدل سوره توسط سلام زاده و همکاران(1390) هستند.

پیشتر در مورد مفهوم دانشگاه کارآفرین گفته شد (میتوانید جهت مطالعه بر روی دانشگاه کارآفرین کلیک کنید)

 در مدل ارائه‌شده توسط Guerrero-Cano و همکاران (2006)،  با مروری بر ادبیات، با تأکید بر مطالعات کلارک (1998)، اسپورن (2001)، اتزکوویتز (2004) و کربی (2006) و همچنین در برخی مطالعات تجربی در آن زمان، طبقه‌بندی برای عوامل محیطی که بر چرخه کارآفرینی دانشگاه‌ها تأثیر می‌گذارند، تهیه می‌کنند. آن‌ها مدل خود را مطابق شکل زیر توسعه می‌دهند.

در مدل Guerrero-Cano و همکاران. (2006)، نویسندگان نظریه نهادی خود را به  عوامل به رسمی و غیررسمی طبقه‌بندی می‌کنند. “عوامل رسمی” از ساختار سازمانی ( دولت و دانشگاه)، اقدامات حمایتی از استارتاپ های دانشگاه و برنامه‌های آموزش کارآفرینی دانشگاه تشکیل شده است. به‌طور مشخص، «عوامل غیررسمی» نگرش دانشگاه نسبت به کارآفرینی، مدل‌ها،  رشته‌های کارآفرینی در دانشگاه و سیستم‌های پاداش دانشگاه را تشکیل می‌دهند. این مدل همچنین رابطه بین مأموریت تدریس را ادغام می‌کند، که دیدگاه آموزشی  فارغ‌التحصیل را نه تنها برای متقاضی شغل، بلکه ایجاد شغل نیز پوشش می‌دهد، که نتیجه نهایی مأموریت مربوط به اسپین آف یا شرکت‌های جدید ایجاد شده توسط دانشجویان است. این مدل همچنین وجود محیط و شرایط آن را برای توسعه کارآفرینی در نظر می‌گیرد که می‌تواند تحت تأثیر شرایط کلان یا خرد مثبت یا منفی باشد.

سلام زاده و همکاران (1390)، از طریق نظریه سیستم‌ها، یک مدل دانشگاه کارآفرینی، با رویکردی سیستماتیک به مدل IPOO (ورودی-فرآیند-خروجی-نتایج) توسعه داد. نویسندگان مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با بیست‌وپنج متخصص در این زمینه انجام می‌دهند. پس از جدول‌بندی داده‌های مصاحبه، محققین با توجه به مشارکت از طریق بررسی ساختار توسعه‌یافته، مجدداً با متخصصان ملاقات می‌کنند. مدل حاصل از تحقیق مربوطه در شکل زیر ارائه شده است.

ورودیفرآیندخروجینتایج
منابع (انسانی، مالی، اطلاعاتی، فیزیکی)
قوانین و مقررات
ساختار
مأموریت
قابلیت‌های کارآفرینی انتظارات جامعه، صنعت، دولت و بازار
تدریس تحقیق
مدیریتی
لجستیکی
تجاری‌سازی
انتخاب (برای دانشجویان، اساتید دانشگاه و کارکنان)
تأمین مالی
شبکه‌سازی
فرآیندهای تعامل چندجانبه (بین دانشجویان، اساتید دانشگاه، کارکنان، محققان صنعتی، مراکز کارآفرینی، صنایع، سیاست‌گذاران و جامعه)
فعالیت‌های نوآوری، تحقیق و توسعه (R&D)
منابع انسانی کارآفرین (شامل اساتید دانشگاه، فارغ‌التحصیلان، محققان و کارکنان)
تحقیقات مؤثر در راستای نیاز بازار نوآوری‌ها و اختراعات شبکه‌های کارآفرینی
مراکز کارآفرینی (مانند انکوباتورها، پارک‌های علم و فناوری، اسپین‌آف‌ها و غیره)
مأموریت سوم  

هنگام استفاده از طبقه‌بندی مدل IPOO، نویسندگان ورودی‌ها، فرآیندها، خروجی‌ها و نتایج را به‌عنوان «مواد» تعریف می‌کنند که معادل عناصر و عوامل معرفی‌شده در جعبه سیاه یک دانشگاه کارآفرین هستند. در مورد “خروجی‌ها”، آن‌ها به نتایج تبدیل ورودی‌ها در جعبه سیاه فرآیند اشاره می‌کنند. در مورد «نتایج» پیامدهای مدل فرآیند ورود و خروج را در نظر می‌گیرند که عناصر و عوامل آن نتیجه مستقیم فرآیندها نیست، بلکه نتیجه مدل IPOO است.

با تعریف مقوله‌ها، توزیع عناصر موجود در مصاحبه‌ها اتفاق می‌افتد و ترکیب «ورودی‌ها» بر اساس: منابع (انسانی، مالی، اطلاعاتی و فیزیکی)، قوانین و مقررات، ساختار، مأموریت، کارآفرینی شکل می‌گیرد. ظرفیت و انتظارات جامعه، صنعت، دولت و بازار، عناصر ضروری و راهنما در فعالیت‌های دانشگاه کارآفرین است. بااین‌حال، ترکیب “فرآیندها” شامل موارد زیر است: آموزش، پژوهش، مدیریت، تدارکات، تجاری‌سازی، انتخاب (استادان، دانشگاهیان و کارکنان)، مالی، تعامل، تعامل چندجانبه، نوآوری، و فعالیت‌های تحقیق و توسعه که شامل عملیاتی شدن دانشگاه کارآفرین است. خروجی‌ها بیانگر نتایج به‌دست‌آمده در پایان فرآیندها هستند که عبارت‌اند از محصولات، یعنی منابع انسانی کارآفرین (شامل اساتید دانشگاه، فارغ‌التحصیلان، محققان و کارکنان)، تحقیقات انجام‌شده با همسویی نیازهای بازار، نوآوری‌ها و اختراعات، شبکه‌های کارآفرینی و مراکز کارآفرینی. با توجه به “نتایج” عناصر زیر در نظر گرفته می‌شود: نوآوری و فرهنگ نوآورانه، ایجاد ارزش اجتماعی-اقتصادی و توسعه انسانی. این عناصر مأموریت سوم دانشگاه کارآفرین را یکپارچه می‌کند.

انتقال فناوری

دانشگاه کارآفرین: مکانیزم های انتقال فناوری و سیستم‌های پشتیبانی

 مکانیزم های انتقال فناوری و سیستم های پشتیبانی

نقش دانشگاه‌ها در توسعه اجتماعی و اقتصادی، در سال‌های اخیر، موضوعی بسیار مرتبط در میان محققان و سیاست‌گذاران است. مفهوم دانشگاه کارآفرین، تکامل نقش دانشگاه را با افزودن یک مأموریت سوم به مأموریت‌های سنتی آموزش و پژوهش، کمک به توسعه اقتصادی از طریق انتقال نتایج تحقیقات از آزمایشگاه به سیستم اقتصادی است، مشخص می‌کند. در سیستم‌های اقتصادی واقعی، دانشگاه کارآفرین تا حد زیادی به‌عنوان یک بازیگر کلیدی رقابت، رشد اقتصادی و تولید ثروت شناخته می‌شود.

پدیده دانشگاه‌های کارآفرین از دو جنبه مجزا اما کاملاً مرتبط بررسی شده است. از یک سو، مکانیسم‌های مختلفی که از طریق آن فرآیندهای انتقال فناوری می‌تواند به کار گرفته شود، مورد بررسی قرار گرفته است. از سوی دیگر، سیاست‌ها و ابزارهای ترویج شده توسط دانشگاه‌ها برای حمایت از فرآیندهای انتقال فناوری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است.

مفهوم انتقال فناوری مفهومی گسترده است که مکانیسم‌های مختلفی را در برمی‌گیرد که می‌توان آن‌ها را عمدتاً بر اساس نوع دانش منتقل شده طبقه‌بندی کرد. روش‌های مختلف انتقال فناوری عبارت‌اند از:

  • انتقال مدون با هدف بهره‌برداری و ارزش‌گذاری پتنت‌ها که نتایج تحقیقاتی است که می‌تواند مدون شده و از نظر قانونی محافظت شود. این مکانیسم‌ها شامل ثبت اختراع و صدور مجوز یا انتقال آن‌ها به یک شرکت است. حق اختراع را می‌توان (با انحصار یا غیر انحصاری) به یک شرکت، که نتیجه آن ایجاد درآمد برای دانشگاه و توسعه تحقیقات در مرحله درخواست است، منتقل کرد. حق اختراع همچنین ممکن است به یک شرکت یا به یک شرکت فرعی منتقل شود که به طرق مختلف با دانشگاه مرتبط است و از این طریق همان محققانی که تحقیق را انجام داده‌اند، درگیر می‌شوند.
  • مکانیسم‌های انتقال ضمنی برای بهره‌برداری و ارزش‌گذاری دارایی دانش که توسط یک محقق توسعه یافته است. این مکانیسم‌ها شامل ایجاد استارت آپ و اسپین آف، مشارکت در پروژه‌های تحقیقاتی و فعالیت‌های مشاوره‌ای است.

در میان مکانیسم‌های مختلف انتقال فناوری، در سال‌های گذشته توجه فزاینده‌ای به ایجاد اسپین‌آف دانشگاهی معطوف شده است، گروهی خاص و قدرتمند از نظر اقتصادی از شرکت‌های مبتنی بر فناوری جدید که توسط محققان دانشگاهی با هدف بهره‌برداری از دانش فن‌آوری تأسیس شده‌اند و از یک دانشگاه سرچشمه گرفته است.

اسپین آف های دانشگاهی به‌طور فزاینده‌ای برای کمک به اقتصاد ملی از نظر حمایت از رشد اقتصادی و فناوری ایجاد مشاغل جدید و کمک به توسعه منطقه‌ای شناخته می‌شوند. در ارزیابی تحول به سمت دانشگاه کارآفرین، مکانیسم‌های مختلفی که از طریق آن انتقال فناوری محقق می‌شود، تنها یک روی سکه را نشان می‌دهد. توسعه مأموریت سوم دانشگاه درواقع با توجه به اقدامات و استراتژی تدوین شده توسط دانشگاه با هدف تشویق و حمایت از فرآیندهای انتقال فناوری قابل تحلیل است.

با هدف حمایت از فرآیندهای انتقال فناوری و ایفای نقش پیشرو در توسعه اقتصادی، در سال‌های اخیر، بسیاری از دانشگاه‌ها سیاست‌ها و فعالیت‌های حمایتی خاصی را برای پژوهشگران دانشگاهی ترویج کرده‌اند. مجموعه مکانیسم‌های حمایتی که دانشگاه‌ها ایجاد کرده‌اند بسته به مرحله مداخله، موضوع موردنظر، نوع حمایت ارائه شده، ماهیت و نوع منابع بسیج شده کاملاً متفاوت است.

اولین مجموعه از سیاست‌ها که توسط سازمان‌دهی رویدادها یا دوره‌های آموزشی با موضوع خاص کارآفرینی ارائه می‌شود، با هدف انتشار فرهنگ کارآفرینی در بین اساتید و دانشجویان است. درواقع در سال‌های اخیر، با شروع این ایده که می‌توان توسعه نگرش‌ها و مهارت‌های کارآفرینی را در جوانان از مدرسه و تحصیل تشویق کرد، موضوع آموزش کارآفرینی موردتوجه روزافزون محققین قرار گرفته است.

مجموعه دوم از سیاست‌ها به‌منظور افزایش روحیه کارآفرینی محققان دانشگاهی و آگاهی آن‌ها در مورد امکانات شروع یک تجارت جدید و دنبال کردن یک حرفه کارآفرینی است. در این میان، ابتکاراتی مانند مسابقات طرح تجاری و خدمات انتقال فناوری وجود دارد. در سال‌های اخیر مسابقات استارت آپی در سراسر جهان رونق گرفته است. مسابقات طرح کسب‌وکار می‌تواند اولین آزمون برای پروژه‌های کارآفرینی دانشگاهی باشد. این ابتکارات، از یک طرف، نشان‌دهنده محققانی است که برای اولین بار تحقیقات خود را به یک پروژه کارآفرینی تبدیل می‌کنند، از سوی دیگر، آن‌ها پنجره‌ای را نشان می‌دهند که از طریق آن پروژه را به جامعه و سرمایه‌گذاران بالقوه منتقل می‌کنند.

انکوباتورهای دانشگاه، نوع دیگری از سیاست‌ها با هدف تحریک و حمایت از فرآیندهای انتقال فناوری است که در حال رونق هستند.

سیاست دیگری که مستقیماً با هدف تأمین منابع خاص برای اسپین آف های دانشگاهی هدف‌گذاری می‌شود، نهاد صندوق‌های مخاطره‌آمیز دانشگاه است که به‌طور کامل یا جزئی از منابع دانشگاه تأمین می‌شود.

بسیاری از دانشگاه‌ها به‌منظور ارائه پشتیبانی از اسپین آف های دانشگاهی و به عبارت کلی‌تر به محققان، ایجاد دفتر انتقال فناوری (TTO) را ترویج کرده‌اند. دفاتر انتقال فناوری عموماً در ساختار سازمانی دانشگاه گنجانده شده‌اند، اما گاه به‌عنوان ساختاری مستقل در خارج از دانشگاه، اما به نام آن فعالیت می‌کنند و هدف مشترک آن تسهیل در انتقال دانش و دانش از دانشگاه به کسب‌وکار است.

جهت مطالعه بیشتر به  مقاله The Entrepreneurial University: How to Develop the Entrepreneurial Orientation of Academia  مراجعه فرمایید.

دانشگاه کارآفرین

چرا دانشگاه کارآفرین مهم است؟

مفهوم دانشگاه کارآفرین جدید نیست. با این حال، معانی و هویت های بسیاری دارد، از جمله، نوآوری، تجاری سازی، ایجاد سرمایه گذاری جدید، قابلیت استخدام و موارد دیگر. همچنین می تواند منعکس کننده ساختارهای رهبری و حاکمیت سازمانی باشد. می توان آن را پاسخ سازمانی به چالش ها و فشارهای خارجی دانست.

در یک زمینه و محیط دانشگاهی، کارآفرینی را می توان به عنوان توسعه مجموعه ای از رفتارها، مهارت ها و نگرش های فردی که توسط کارآفرین مشخص می شود درک کرد. همین ویژگی‌ها را می‌توان در مورد کارآفرین داخلی، کارآفرین اجتماعی و در بسیاری از زمینه‌های دیگر اعمال کرد.

در مطالب گذشته در مورد چالش های پیش روی دانشگاه کارآفرین گفته شد. حال سوالاتی که مطرح میشود شامل: چرا کارآفرین بودن دانشگاه ها  مهم است؟ چرا کارآفرینی در آموزش عالی مهم است؟ چرا این مفاهیم با مؤسسات آموزش عالی مرتبط است؟ یک HEI باید چه نقشی در تحریک کارآفرینی در سراسر دانشگاه خود ایفا کند؟ چرا یک دانشگاه باید کارآفرین باشد؟

واضح است که تغییر در بخش آموزش عالی چیز جدیدی نیست. در سرتاسر جهان، فشار بر نهادها برای تغییر در حال افزایش است: جهانی شدن، تحرک اجتماعی، تحولات فناوری آنلاین، کشورهای رقیب و ژئوپلیتیک، جمعیت‌شناسی و البته فشارهای اقتصادی بر دولت‌ها برای ارزیابی مجدد سرمایه‌گذاری‌های خود در خدمات دولتی، همگی به محیط بسیار نامطمئن و غیرقابل پیش بینی برای آموزش عالی تبدیل شده‌اند. زمانی که دقیقاً با این نوع محیط‌ها مواجه می‌شوند، پاسخ‌های کارآفرینانه پاسخ‌های مناسبی برای سازمان‌ها برای مقابله و بهره‌برداری از چالش‌ها و فرصت‌هایی است که به وجود می‌آیند.

دراکر اظهار داشت: “کارآفرینان نوآوری می کنند”  با در نظر گرفتن این موضوع، این افراد کارآفرین هستند که نوآوری را هدایت می کنند. نوآوری توسط کسانی تقویت می شود که می توانند به شیوه ای کارآفرینانه فکر کنند، رفتار کنند و عمل کنند. به عبارت دیگر، نوآوری زیربنای کارآفرینی است. اگر به دنبال افزایش نوآوری هستیم، توسعه ظرفیت‌های کارآفرینی در طیف گسترده‌ای از دانشجویان/فارغ التحصیلان و شاغلان در شرکت‌های کوچک و نوآور ضروری است.

ما می دانیم که کارآفرینان فارغ التحصیل سهم بزرگی در اقتصاد دارند. ارزیابی انجام شده توسط شورای ملی کارآفرینی فارغ التحصیلان (NCGE) در بریتانیا نشان داد که از طریق تجزیه و تحلیل 100 شرکت برتر فهرست شده، بیش از 80 درصد از 100 شرکت برتر با رشد بالا و با فناوری پیشرفته تاسیس و/یا توسط فارغ التحصیلان دانشگاه مدیریت می شود. این فارغ التحصیلان دانشگاه چه کسانی هستند؟ زمانی که بنیاد کافمن در ایالات متحده، تحلیلی از استارت‌آپ‌های فارغ‌التحصیل انجام داد، مشخص شد که 89 درصد از این استارت‌آپ‌ها از مطالعات تجاری و برنامه‌های مدیریت دانشگاه سرچشمه نمی‌گیرند، بلکه از طیف گسترده‌ای از رشته‌های غیر تجاری سرچشمه می‌گیرند.

علاوه بر این استدلال که دانشگاه ها نیاز به ایجاد محیط های مساعد برای توسعه ذهنیت ها و رفتارهای کارآفرینانه دارند، مهم است که دانشگاه ها بتوانند خود را در یک حالت استراتژیک کارآفرینانه تر برای رسیدگی به فشارهای متعددی که با آن مواجه هستند، قرار دهند مانند:

  • دولت‌هایی که خواهان راه حلی برای بحران های اقتصادی فعلی؛ خواستار منابع جدید اشتغال برای مقابله با زیان در بخش های دولتی و شرکتی؛ و جستجوی راه حل برای مبارزه با بیکاری جوانان و فارغ التحصیلان هستند.
  • کارفرمایانی که چیزی بیشتر از دانش و مهارت‌های پایه از فارغ‌التحصیلان می‌خواهند، زیرا آنها به دنبال راه‌های جدیدی برای افزایش نوآوری و رقابت هستند.
  • موسسات آموزش عالی(HEI) به عنوان موتورهای نوآوری و پیشرفت فناوری تلقی می شود. از این رو، HEI به عنوان نیروهای محرک برای رشد اقتصادی در نظر گرفته می شود.
  • والدینی که در تلاش برای یافتن فرصت های معنادار در آینده ای نامطمئن، بهترین فرصت ها را برای فرزندانشان می خواهند.
  • دانش آموزانی که ارزش پول را می خواهند و انتظار شغل و حقوق خوب برای پرداخت بدهی تحصیلی خود دارند. با اعتقاد به این که تحصیلات دانشگاهی راهی برای فرصت های شغلی بهتر (و تضمین شده) به آنها ارائه می دهد.
  • تأثیرات و فرصت های بالقوه ناشی از رشد قابل توجه در ارائه و پذیرش MOOCs (دوره های آزاد آنلاین).
  • تهدیدها و فرصت های رقابتی در نتیجه رشد ارائه دهندگان بخش خصوصی و به میزان بسیار کمتری، ارائه دهندگان شرکتی.
  • دانش دیگر حوزه منحصر به فرد دانشگاه ها نیست.

برای اطالعات بیشتر در مورد اهمیت دانشگاه کارآفرین به مقاله ?Why is an entrepreneurial university important مراجعه بفرمایید.

چارچوب راهنما دانشگاه کارآفرین

چارچوب راهنما برای دانشگاه‌های کارآفرین (گام ششم و هفتم)

 در ادامه قسمت چهارم و پنجم چرا ما به یک چارچوب راهنما برای دانشگاه‌های کارآفرین نیاز داریم؟ گام ششم و هفتم به قرار ذیل می‌باشد:

گام ششم: دانشگاه کارآفرین به عنوان یک موسسه بین‌المللی

دیدگاه بین‌المللی در تمام سطوح به عنوان یکی از ویژگی‌های یک دانشگاه کارآفرین شناخته شده است. از آنجایی که بین‌المللی‌سازی به طور فزاینده‌ای در فرآیندهای استراتژیک ادغام می‌شود، برای دانشگاه‌ها ضروری است که بتوانند تصمیمات آگاهانه بگیرند، و همچنین عملکرد را با توجه به اهداف مختلف در طیف وسیعی از فعالیت‌های بین‌المللی ارزیابی و ارتقا دهند. امکان ندارد یک دانشگاه بدون بین‌المللی بودن کارآفرین باشد اما دانشگاه بدون کارآفرینی می‌تواند بین‌المللی باشد. این بخش از چارچوب راهنما تعدادی بیانیه ارائه می‌دهد که تأثیر محیط بین‌المللی را بر جنبه‌های کارآفرینی آموزش، تحقیق، توسعه استعدادها، فرصت‌های جدید و فرهنگ منعکس می‌کند.

 بین‌المللی شدن بخش کلیدی استراتژی کارآفرینی دانشگاه است. اکثر دانشگاه‌ها دارای استراتژی‌های بین‌المللی سازی هستند. برای کسب امتیاز بالا، یک دانشگاه باید اطمینان حاصل کند که تعهدات تعیین شده در استراتژی بین‌المللی سازی اهداف کارآفرینی دانشگاه را منعکس می‌کند.

این دانشگاه به صراحت از  بین‌المللی شدن کارکنان و دانشجویان خود (از جمله دانشجویان دکترا) پشتیبانی می‌کند: دانشگاه‌های کارآفرین علاوه بر جذب کارکنان و دانشجویان، آن‌ها را نیز فعالانه تشویق و حمایت می‌کنند. برای کسب امتیاز بالا، دانشگاه باید از بین‌المللی شدن از طریق طرح‌های مبادله، بورسیه تحصیلی، کارآموزی در خارج از کشور و استفاده از سایر برنامه‌های تحرک گسترده‌تر حمایت کند. برای  بین‌المللی شدن نیز باید مشوق‌ها و پاداش‌هایی در نظر گرفته شود.

این دانشگاه به دنبال جذب کارکنان بین‌المللی و کارآفرین (شامل تدریس، پژوهش و دکترا) است. دانشگاه‌ها باید به صراحت برای جذب کارکنان بین‌المللی و کارآفرین اقدام کنند. دانشگاه‌ها ممکن است برای استخدام بین‌المللی، برنامه‌ها و منابع اختصاصی داشته باشند که توسط یک دفتر مرکزی سازمان‌دهی می‌شوند. استخدام باید متمرکز باشد تا اطمینان حاصل شود که با نیازهای موسسه مطابقت دارد.

این دانشگاه بین‌المللی شدن را در رویکرد خود به تدریس نشان می‌دهد. دسترسی به ایده‌های جدید برای آموزش و یادگیری در محیط بین‌المللی می‌تواند توانایی دانشگاه‌ها را برای رقابت در بازار بین‌المللی افزایش دهد. برای کسب امتیاز بالا ، دانشگاه‌ها باید محیط آموزشی و یادگیری متناسب با مخاطبان جهانی داشته باشند. این باید شامل فعالیت‌های کلاس درس با ابعاد جهانی، تحصیل در خارج از کشور، مبادلات بین‌المللی و کارآموزی باشد.

دانشگاه به طور فعال در شبکه‌های بین‌المللی شرکت می‌کنند. مشارکت‌های بین‌المللی استراتژیک جزء مهم یک موسسه کارآفرینی است و فقط توافق‌نامه‌های کاغذی نیستند، بلکه باید مشارکت‌های کاملاً کاربردی در سراسر حوزه‌های آموزشی و پژوهشی ( برای کارکنان و دانشجویان) باشند. برای کسب امتیاز بالا، دانشگاه‌ها باید با سایر شبکه‌های بین‌المللی، خوشه‌های نوآوری دانشگاه ارتباط و مشارکت دوجانبه با سایر مؤسسات داشته باشند. همچنین ممکن است ساختارهای پشتیبانی برای مدیریت این شبکه‌های ارتباطی وجود داشته باشد.

 

گام هفتم: سنجش تأثیر دانشگاه کارآفرین

اساس انگیزه ایجاد یک دانشگاه کارآفرین ، نیاز به درک تأثیر تغییرات ایجاد شده است. انواع مختلفی از تأثیرات مختلف وجود دارد که یک دانشگاه ممکن است به دنبال آن باشد، از محلی تا جهانی. این تأثیرات بر ذینفعان داخلی (دانشجویان/فارغ‌التحصیلان، کارکنان) و همچنین سهامداران خارجی (کسب‌وکارهای محلی، سازمان‌ها و کل جوامع) تأثیر می‌گذارد.

دانشگاه تأثیر استراتژی کارآفرینی خود را ارزیابی می‌کند و این استراتژی به تغییر پاسخ می‌دهد. داشتن یک استراتژی که به فعالیت‌های عملیاتی دانشگاه کمک می‌کند، مهم است. برای کسب امتیاز بالا، یک دانشگاه باید بتواند شواهدی از تأثیر فعالیت‌ها بر برنامه کارآفرینی خود جمع‌آوری می‌کند. که شواهد به طور فعال به عنوان ابزاری برای انعکاس و بررسی استراتژی و مأموریت دانشگاه استفاده می‌شود.

دانشگاه سطح مشارکت در آموزش و یادگیری کارآفرینی را در سراسر موسسه ارزیابی می‌کند. اگر ارزیابی انجام شود، معمولاً مربوط به دوره‌های کاملاً تعریف شده‌ای است که مثلاً مدرسه بازرگانی ارائه می‌کند. برای کسب امتیاز بالا، یک دانشگاه باید سطح تعامل با آموزش و یادگیری کارآفرینی را در تمام دانشکده‌ها و گروه‌ها ارزیابی کند و یافته‌ها را مقایسه کند و اطمینان حاصل کند که نتایج به برنامه‌های تجدید دوره و توسعه کارکنان بازخورد داده می‌شود.

دانشگاه به طور منظم تأثیر آموزش و یادگیری کارآفرینی را ارزیابی می‌کند. برای اطمینان از اینکه فعالیت‌های کارآفرینی به پتانسیل کامل خود می‌رسند، باید به طور منظم نظارت و ارزیابی شوند. با این حال، شمارش شرکت‌کنندگان و سنجش میزان رضایت آن‌ها کافی نیست. نظارت و ارزیابی باید تغییرات در انگیزه شرکت‌کنندگان و سطح شایستگی در مهارت‌های به دست آمده از طریق فعالیت‌های آموزش کارآفرینی را اندازه‌گیری کند. برای کسب امتیاز بالا، دانشگاه باید تأثیر آموزش کارآفرینی را در مراحل مختلف فعالیت‌های آموزش کارآفرینی (شروع، پایان، نقطه زمانی بعد) اندازه‌گیری کند تا تصویر دقیقی از تأثیر آموزش کارآفرینی داشته باشد.

این دانشگاه نظارت و ارزیابی منظم فعالیت‌های تبادل دانش دانشگاه‌ها را انجام می‌دهد. برای اطمینان از اینکه تبادل دانش به پتانسیل کامل خود می‌رسد، مکانیسم‌ها و فعالیت‌های مرتبط باید به طور منظم از دیدگاه داخلی و خارجی نظارت و ارزیابی شوند. برای کسب امتیاز بالا، دانشگاه‌ها باید معیارهای موفقیت را در رابطه با تبادل دانش تعریف کرده باشند. برای اندازه‌گیری‌های داخلی، این ممکن است شامل تعداد استارت‌آپ‌ها و اسپین‌آف‌ها، پتنت‌ها، ایده‌های تحقیقاتی جدید و روابط جدید باشد. برای اندازه‌گیری‌های بیرونی، باید ارزش درک شده و تأثیر دانشگاه بر محیط گسترده‌تر سهامداران (کسب‌وکار، دولت و غیره) را شامل شود.

این دانشگاه به طور منظم نظارت و ارزیابی تأثیر حمایت استارت‌آپ را انجام می‌دهد. نظارت و ارزیابی فعالیت‌های پشتیبانی برای اطمینان از ارائه نوع و کیفیت حمایت موردنیاز و اطمینان از اینکه این فعالیت‌ها به مؤثرترین روش ارائه می‌شوند، مهم است. نظارت و ارزیابی باید منظم باشد و از رویه‌های دقیق پیروی کند. برای کسب امتیاز بالا، دانشگاه‌ها باید نه تنها تعداد شرکت‌کنندگان و میزان رضایت آن‌ها از حمایت استارت‌آپ‌ها را اندازه‌گیری کنند، بلکه باید تعداد شرکت‌های راه‌اندازی شده و نقشی را که حمایت استارت‌آپ ایفا می‌کند، اندازه‌گیری کنند. نظارت و ارزیابی باید پس از تکمیل فعالیت پشتیبانی و همچنین در تاریخ بعدی برای اندازه‌گیری تأثیر خدمات پشتیبانی بر موفقیت راه‌اندازی کسب‌وکار انجام شود.

در پایان جهت دسترسی به فایل اصلی این مطلب میتوانید اینجا کلیک کنید

ضرورت بررسی مدل‌های دانشگاه کارآفرین

ضرورت بررسی مدل‌های دانشگاه کارآفرین

 

همان‌طور که مشاهده می‌شود ادبیات کارآفرینی دانشگاهی و دانشگاه کارآفرین به‌سرعت در حال ‌توسعه است. در کشورهای پیشرفته، دانشگاه‌ها به‌طور فزاینده‌ای کارآفرین شده‌اند. جهانی‌سازی، بیش از هر زمان دیگر فشارهای زیادی را به کشورهای در حال ‌توسعه وارد می‌کند و آن‌ها را وادار می‌کند تا محصولات و خدماتی با قابلیت رقابت تولید کنند تا با مشابه آن‌ها که در کشورهای پیشرفته تولید می‌شود، برابری نماید. در نتیجه کشورهای در حال ‌توسعه با چالش بزرگ‌تری در مقایسه با کشورهای پیشرفته روبرو هستند. بنابراین این‌گونه کشورها باید بر اهدافی متمرکز شوند که به کسب مزیت­رقابتی پایدار در حوزه‌های مختلفی منجر شود که اثرات مثبت و مفیدی را به همراه داشته باشد. رقابت‌پذیری در اقتصاد جهانی امروز به توانمندی‌های فناورانه و نوآورانه وابسته است. این امر شامل توانایی توسعه محصولات و خدمات جدید و دسترسی به بازارهای بدیع، استفاده از فناوری‌های نوین، به‌کارگیری ناب‌ترین الگوهای مدیریتی و توسعه سطوح دانشی، نگرشی و مهارتی در طیف وسیعی از نیروی کار است. دانشگاه‌ها قادرند در تمام این موارد ایفای نقش ‌نمایند.

در سناریوی جدید دانشگاه‌ها به‌عنوان بازیگر نقش اول در اقتصاد، جزایر مستقل دانش تلقی نمی‌شوند بلکه به‌عنوان منبع درآمد، کارآفرین و رشد هستند که پشتیبانی از توسعه اقتصادی محلی و منطقه‌ای و حتی سطوح بالاتر را به عهده ‌دارند. در نتیجه افزایش ظرفیت تحقیقات و تکنولوژی کشور برای تبدیل دستاوردهای علمی و یافته‌های فناورانه به موفقیت‌های صنعت، کسب‌وکار و به نقش کارآفرینی دانشگاه وابسته است. در این مسیر رویکرد حاکم بر فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و مشاوره‌ای، رویکردی نیازگرا در تعامل با سازمان‌های بیرونی دانشگاه است. در واقع فرآیند کارآفرینی دانشگاهی نه‌تنها تأثیرپذیر از عوامل داخلی است بلکه از عوامل خارجی نیز تأثیر می‌پذیرد. جریان تحقیقات و مطالعات انجام‌شده در پارادایم دانشگاه کارآفرین، به فعالیت‌های کارآفرینی به‌عنوان گامی مهم در تکامل طبیعی سیستم‌های دانشگاهی می‌نگرد و در مأموریت خود، علاوه بر آموزش و پژوهش، بر رشد و توسعه اقتصادی تأکید می‌نماید. پس دانشگاه‌ها بر کارآفرینی متمرکز شده و در حال تبدیل‌شدن به دانشگاه‌های کارآفرین هستند. بنابراین ضروری است مدل‌های کارآفرینی دانشگاهی مطالعه و بررسی‌شده و تمام جوانب آن‌ها مورد تحلیل قرار گیرد. مدل دانشگاه کارآفرین برای اولین بار در موسسه تکنولوژی ماساچوست ظهور یافت و پس از مدتی به دانشگاه استنفورد نیز راه یافت و امروزه اغلب دانشگاه‌های بزرگ و معروف جهان در حال حرکت به این سمت هستند. در میان کشورهای آسیایی در ژاپن و تایوان، بخش دانشگاهی، مشارکتی مؤثر اما آرام در رشد و تجاری‌سازی فناوری از طریق مکانیسم‌های رسمی و غیررسمی دارند. در سنگاپور و کره، دانشگاه‌ها، بیشتر گرایش به آموزش دارند و در سال‌های اخیر، به پژوهش و تجاری‌سازی آن توجه نشان داده‌اند. در چین نیز وضعیت به همین شکل است. در سایر کشورها، دانشگاه‌ها در تلاش برای ارائه آموزش مناسب هستند. روابط موجود بین صنعت و دانشگاه در آن‌ها، محدود به مشاوره و قراردادهای پژوهشی کوچک می‌شود. از یک دیدگاه، مدل‌ها، چارچوب‌ها و مفهوم‌سازی‌های دانشگاه کارآفرین را می‌توان در دو گروه طبقه‌بندی نمود: گروهی که بر جنبه‌های کارآفرینانه دانشگاه‌های کارآفرین تمرکز دارند اما گروهی دیگر که با عوامل مؤثر بر شکل‌گیری و گذار دانشگاه‌های کارآفرین سروکار دارند.

باید این‌گونه بیان نمود که: طلوع مدل‌های دانشگاه کارآفرین در حال وقوع است.

مدل کلارک

ابعاد سازماني يک دانشگاه کارآفرينانه و نوآورانه، بر اساس چارچوب دانشگاه کارآفرينانه کلارک (1998)، به‌دست ‌آمده است. این مدل با انجام یک پژوهش کیفی در ۵ دانشگاه برتر اروپا انجام ‌شده است. از نظر چشم‌انداز و ویژگی‌های سازمانی این ۵ دانشگاه با هم تفاوت دارند اما در بسیاری از ابعاد در ارتباط با رسیدن به اهداف کارآفرینانه و نوآورانه یکسان بوده‌اند. به‌گونه‌ای که در فاصله‌ی ۱۵-۱۰ سال به دانشگاه کارآفرینانه تبدیل ‌شده‌اند. کلارک نشان داد که هر ۵ دانشگاه از ویژگی‌های سازماني 1) کانون هیئت‌علمی برانگيخته[1] ۲) هسته هدايتگر بالنده[2]، ۳) منابع مالي متنوع[3]، ۴) فرهنگ کارآفرينانه[4] ۵) محيط بالنده و توسعه‌یافته[5]؛ تبعیت می‌کنند.

  1. هسته هدايتگر بالنده: اين ويژگي بيانگر هسته برنامه‌ريز و تصمیم‌گیرنده توانمند با مشارکت اعضا هیئت‌علمی ‌توانمند و مديريت کارآفرين دانشگاه بوده و اين امر از طريق شکل‌گيري هسته‌هاي تيمي در فرآيند فعاليت‌هاي پايدار بين گروه‌ها و واحدهاي نظام دانشگاهي امکان‌پذیر است.
  2. محيط بالنده و توسعه‌یافته: جهت برقراری ارتباط با دنیای اطراف دانشگاه مانند صنعت، لازم است فرآیند منسجم برای جمع‌آوری اطلاعات از محیط بیرونی دانشگاه شکل بگیرد. در کنار ساختار سنتی، این واحدهای جانبی که عملکرد آن‌ها بیشتر به‌صورت گروه‌های میان‌رشته‌ای است، در جستجوی ارتقای شایستگی‌های اصلی دانشگاه هستند.

3- منابع مالي متنوع: ایجاد تنوع در منابع مالی و درآمدی از جمله مواردی است که دانشگاه‌های کارآفرین در جستجوی آن هستند. ثبت اختراعات، مشارکت و گسترش عرضه خدمات مشاوره‌اي و اجتماعي، تجاري‌سازي پژوهش‌ها، نوآوری، امتیازات و… ازجمله روش‌هایی هستند که منابع جدید درآمدی از طریق آن‌ها به دست می‌آید.

4- کانون هیئت ‌علمی برانگيخته: یکی از عواملی که سهم بزرگی در تغییر و تحول دانشگاه به سمت کارآفرینی دارد اعضای هیئت‌ علمی توانا و برانگیخته است که با پرورش رفتارهای کارآفرینانه این موضوع را امکان‌پذیر می‌کند.

5- فرهنگ کارآفرينانه: فرهنگي که از نوآوري و اقدامات و رفتارهاي کارآفرينانه استقبال کند. باورها و ارزش‌هاي کارآفرينانه در دانشگاه استقرار می‌یابد و ریسک‌پذیری در فرهنگ کارآفرينانه تشویق می‌شود. (کلارک، 1998)

 

[1].  Stimulated academic heartland

[2].  Strengthened steering core

[3].  Diversified funding base

[4].  Entrepreneurial culture

[5].  Enhanced developmental periphery

 

نویسنده

هیئت تحریریه

نخبه پروری در سازمان

نخبه پروری در سازمان

پیشرفت سازمان با استفاده از خرد جمعی

 

چندی قبل جلسه‌ای با مدیر یکی از سازمان‌های خصوصی داشتم که در خصوص افزایش شاخص‌های بهره‌وری بود و آن شخص قصد داشت تا کارایی و بهره‌وری مجموعه خود را افزایش دهد که در حین این جلسه و گفتگو حرف‌هایی از جانب او شنیدم که مرا به‌شدت به فکر فروبرد و همین عاملی شد که در ارتباط با این موضوع چندخطی را با شما عزیزان سخن بگویم.

ابتدا می‌پردازیم به نوع تفکر آن مدیر جوان که البته با کمی سانسور و اصلاح الفاظ همراه است.

هنگامی‌که بنده مشغول بررسی سوابق و رزومه کارکنان بودم، در خصوص کم‌وکاستی‌های آموزشی و کاری کارکنان از ایشان سؤالاتی پرسیدم و انتظار داشتم که همکاری کند ولی در کمال ناباوری فرمودند که ” من به‌عنوان چوپان وظیفه هدایت گله‌ای را بر عهده‌دارم و آن‌ها موظف‌اند هر کاری که من می‌گویم انجام دهند و اگر غیرازاین باشد با برخورد شدید مواجه خواهند شد، پس ‌نیازی به هیچ آموزشی ندارند، یا کاری که می‌گویم را انجام می‌دهند یا … “

این جملات باعث شد تا جلسه ما بی‌هیچ نتیجه‌ای به پایان برسد علی‌رغم اینکه بنده تلاش کردم تا با توضیحات مختلف او را متوجه کنم که نیروی کار خبره می‌تواند باعث رشد و تعالی سازمان شما گردد.

هنگامی‌که یک مجموعه خصوصی و یا دولتی تصمیم می‌گیرد که بهره‌وری و کارایی خود را افزایش دهد نیاز به رعایت چند عامل دارد که یکی از آن‌ها استفاده از خرد جمعی کارکنان است. یک مدیر اگر بتواند از نقطه نظرات کارکنان خود به خوبی استفاده کند یقیناً بدون آنکه نیاز به تلاش زیادی برای درک مشکلات آن‌ها داشته باشد، می‌تواند سریعاً نسبت به رفع آن برنامه‌ریزی کرده و موجب تشکیل یک رضایت گروهی گردد که همین امر باعث می‌شود کارکنان باعلاقه بیشتری کار کنند و یک احساس مسئولیت قوی در نحوه کارکرد آن‌ها ایجاد شود که در نهایت می‌تواند باعث افزایش بهره‌وری و کارایی سازمان گردد.

معمولاً مدیران سنتی علاقه‌ای به شنیدن نظرات کارکنان برای حل مشکلات ندارند و سعی می‌کنند طبق تفکرات خودشان تصمیم گرفته و از بحران عبور کنند اما مدیران حرفه‌ای از روش نوین مدیریتی برای عبور از بحران استفاده کرده که یکی از این روش‌ها، برگزاری جلسات دوره‌ای با کارکنان، حتی کارکنان رده پایین سازمان است که در آن جلسات، مدیر از نظرات، انتقادات و پیشنهاد‌های کارمندان و کارگران مطلع شده و آن‌ها را در سوابق عارضه‌یابی ثبت می‌کند و هنگام جمع‌بندی نهایی اگر در سازمان خود، کمبودی را احساس کند در نظرات کارکنان خود، به دنبال دلایل آن کمبودها جستجو می‌کند.

اگر استفاده از نظرات کارکنان در دستور کار مدیران قرار گیرد، آن‌ها خود را در رشد و پیشرفت سازمان دخیل دانسته و اگر کم و کاستی در سازمان ببینند خود را مسئول می‌دانند و رفع آن‌ها را برای خود یک دستاورد و افتخار می‌پندارند. اگر این‌چنین حسی در هر طبقه از سازمانی نهادینه شود سرعت رشد و ارتقای سازمان به‌شدت افزایش پیداکرده و نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت می‌باشد این است که تمامی این پیشرفت‌ها به نام مدیر آن مجموعه نوشته خواهد شد.

برای شروع می‌توان در خصوص مسائل کوچک و پیش‌پاافتاده نظرسنجی کرد، به‌عنوان‌مثال: چگونه می‌توانیم هزینه‌های برق را کاهش دهیم؟ از کلیه کارکنان بخواهیم که نظر و راهکار خود را بیان کنند، در آخر درخواست کنیم که هر یک با توجه به راهکاری که ارائه دادند عمل کنند. پس از چندی می‌بینیم که دقیقاً طبق راهکار خودشان بدون هیچ مقاومتی هزینه‌های برق را کاهش دادند و ما برای نشان دادن حسن نیت خود، مبلغی را به‌عنوان پاداش این همکاری به آن‌ها پرداخت کرده و اعلام می‌کنیم که با افتخار، با همکاری شما عزیزان توانستیم هزینه‌های سازمان را در این بخش کاهش دهیم. آن زمان است که اشتیاق و شور و هیجان را در لحظه‌به‌لحظه عملکرد آن‌ها می‌بینیم و یقیناً لبخند رضایت قلبی نیز بر روی صورت خودمان نقش می‌بندد.

حال تصور کنید یک مدیر سنتی تصمیم می‌گرفت که هزینه‌های برق را کاهش دهد، دستوری را به کارکنان ابلاغ می‌کرد که همگی می‌بایست آن را انجام دهند و اگر خلاف آن عمل کنند جریمه سنگینی در انتظارشان می‌باشد. در این روش، علاوه بر عدم همکاری کامل، نارضایتی شدیدی در بین کارکنان ایجاد می‌شود و حتی اعلام می‌کنند که سازمان با این مقدار درآمد، کمی هم پول برق بدهد!

ارزش آفرینی در صنعت خودرو

تفاوت دو سبک مدیریتی با همین مثال‌های ساده قابل‌درک است و تصمیم‌گیری برای انتخاب اینکه کدام سبک بهتر است، کاری است سهل و آسان.

استفاده از خرد جمعی باعث نخبه پروری می‌شود و نخبه پروری در نهایت باعث شکل‌گیری یک سازمان تراز اول شده که همگان برای آموزش‌های مدیریتی، آن سازمان نخبه را مثال می‌زنند. کارکنان سازمان همان‌گونه که می‌توانند هزینه‌های سازمان را افزایش دهند (با عدم همکاری مؤثر) می‌توانند در مقابل، هزینه‌های سازمان را به‌شدت کاهش دهند (با ایجاد حس مسئولیت و مفید بودن در سازمان). پس بیاییم با استفاده از تفکرات مثبت و خرد جمعی، باعث رشد و بالندگی سازمان خود شویم. دانشگاه‌ها وظیفه تربیت و آموزش مدیران حرفه‌ای را بر عهده دارند و از طریق آموزش‌های آکادمیک، این افراد را برای به‌کارگیری در سازمان‌ها پرورش می‌دهند. ارتباط بین صنعت و دانشگاه تحت هیچ شرایطی نباید قطع شود زیرا علم مدیریت نوین دائماً در حال تغییر و به‌روزرسانی است و اگر این ارتباط بنا به هر دلیلی قطع شود، شاهد مدیریت سنتی خواهیم بود که از عواقب آن فرسودگی نیروی کار و عدم پیشرفت سازمان می‌باشد. صنایع و سازمان‌های پویا همواره به دنبال جذب نیروهای تحصیل‌کرده و دانشگاهی می‌باشند و می‌دانند هر زمان، هر سازمانی، از نیروی متخصص دانشگاهی استفاده کند در مدت‌زمان کوتاه به بازده دلخواه دست‌یافته و به‌تبع آن موجب پیشرفت آن می‌گردد. در جوامع پیشرفته، مدت‌هاست که مدیریت سنتی منسوخ‌شده و حتی در بازارهای محلی نیز از روش‌های نوین مدیریتی استفاده می‌شود و کشور ما نیز می‌بایست تغییرات اساسی را در روش‌های مدیریتی با اصل آموزش مناسب، ایجاد کند.

نوآوری در صنعت خودرو: رادار جدید توانایی دیدن موانع پشت پیچ را نیز دارا می باشد

 

نویسنده: مهندس کسری واشقانی فراهانی

پژوهشگر حوزه صنعت

دانشگاه شیکاگو- دانشکده بوث   Chicago University

دانشگاه شیکاگو- دانشکده بوث   Chicago University

تفاوت یک رهبر و یک دنباله‌رو، در نوآوری است.

 

دانشگاه شیکاگو در آمریکا (University of Chicago) واقع گردیده و شمار زیادی از دانشجویان، به ویژه دانشجویان ایرانی تقاضای پذیرش تحصیلی در این دانشگاه را دارند. دولت آمریکا همواره در تلاش است تا دانشجویان ممتاز و عالی‌رتبه در نقاط مختلف جهان را به سوی این دانشگاه جذب نماید، ازاین‌رو بورسیه‌ها، کمک‌هزینه‌ها و وام‌های دانشجویی بسیار خوبی را به دانشجویان بین‌المللی اعطا می‌نماید. دانشگاه شیکاگو (Chicago University) از معتبرترین دانشگاه‌های جهان است و در ایالت ایلینوی در آمریکا واقع‌شده است. این دانشگاه به‌تنهایی با ۸۲ برنده جایزه نوبل در تاریخ عجین بوده و مشاهیر متعددی را در خود جای‌داده ‌است.

در سال ۲۰۰۸، یک دانش‌آموخته دانشگاه شیکاگو، در یک بخشش بدون سابقه، مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار به دانشگاه سابق خود بابت قدردانی اهدا نمود که جان راکفلر سرمایه‌گذار نامی آمریکایی بود و از این دانشگاه به‌عنوان بهترین دانشگاه در عمر خویش نام‌برده ‌است. باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۴ به تدریس دروس حقوق اساسی در دانشکده حقوق این دانشگاه، اشتغال داشته ‌است.

پردیس اصلی دانشگاه شیکاگو شامل ۸۷٫۸ هکتار در محله هاید پارک و وودلان شیکاگو، در جنوب مرکز شهر شیکاگو قرار دارد. اولین ساختمان پردیس دانشگاه شیکاگو آنچه اکنون به‌عنوان صحن اصلی دانشگاه شناخته می‌شود توسط هنری آیوس‌کوب معمار اهل شیکاگو طراحی‌شده‌ است.

در رتبه‌بندی QS دانشگاه‌های جهان در سال ۲۰۲۰ دانشگاه شیکاگو در رده ۱۰ برترین دانشگاه‌های جهان و پنجم آمریکا قرارگرفته‌ است. در رتبه‌بندی برترین دانشگاه‌های جهان در سال ۲۰۲۰ که مؤسسه تایمز آن را ارائه داده‌ است این دانشگاه در رتبه نهم دانشگاه‌های دنیا قرار گرفت. لازم به ذکر است که این دانشگاه با شعار «بگذار تا دانش بیشتر و بیشتر رشد کند تا زندگی بشر غنی شود» بنانهاده شده است.

در نیمه‌ دوم قرن بیستم، دانشکده کسب‌وکار شیکاگو به‌عنوان یکی از برترین مراکز آموزش عالی علوم اقتصادی در بازار آزاد و لزوم عدم دخالت دولت در اقتصاد، به دنیا معرفی گردید.

دانشکده‌ کسب‌وکار بوث (Booth School of Business)، دومین دانشکده کسب‌وکار ایالت متحده آمریکا به لحاظ قدمت و اولین مرکز آموزش عالی آمریکا است که برنامه‌های آموزشی MBA را برگزار می‌نماید. این دانشکده در سال ۲۰۰۸، پس‌ازاینکه دیوید بوث، دانش‌آموخته پیشین این دانشگاه و برنده‌ جایزه‌ نوبل اقتصاد، مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار به این دانشکده اهدا کرد، نام خود را از دانشکده کسب‌وکار شیکاگو به دانشکده‌ بوث شیکاگو تغییر داد.

دانشکده‌ بوث در اروپا (لندن) و آسیا (سنگاپور و هنگ‌کنگ) نیز شعبه‌های مستقیمی دارد. این دانشکده علاوه بر آموزش‌های عالی دانشگاهی، به داشتن مراکز تحقیقاتی در حوزه‌های مالی بین‌الملل، اقتصاد، تحقیقات کمی، بازاریابی و حسابداری نیز شهرت دارد. در سال ۲۰۱۷، مجله‌ اکونومیست دانشکده بوث شیکاگو را به‌عنوان بهترین مرکز آموزشی MBA معرفی نمود.

دانشکده‌ بوث برنامه‌های تحصیلی MBA تمام‌وقت و پاره‌وقت را برگزار می‌کند و یکی از معتبرترین آکادمی‌های جهان برای ادامه‌ تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا به شمار می‌رود.

برخلاف بسیاری از دانشگاه‌های ممتاز که در سیستم‌های آموزشی خود دوره‌ها و واحدهای اجباری و معینی ارائه می‌کنند، برنامه‌های آموزشی دانشکده‌ بوث به دانشجویان این امکان را می‌دهد که خودشان موضوعات مطالعاتی را مطابق با نیازهای شغلی و علایق فردی، با عمق و گستره‌ای که ترجیح می‌دهند، انتخاب نمایند. به‌این‌ترتیب دانشکده‌ بوث خود را به‌عنوان با یکی از منعطف‌ترین و مبتکرترین سیستم‌های آموزشی مدیریت جهان، مطرح کرده است. تنها دوره‌ اجباری دانشجویان تمام‌وقت و نیمه‌وقت، دوره‌ توسعه و اثربخشی رهبر (LEAD) است که دانشجویان تمام‌وقت آن را در یک ‌چهارم اول دوره تحصیلی و دانشجویان پاره‌وقت در اولین سال تحصیلی خود می‌گذرانند. این دوره بر مهارت‌های زیربنایی و اولیه رهبری مثل انگیزه‌بخشی به افراد، ساخت ارتباطات و خروجی‌های تأثیرگذار تمرکز دارد.

یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد برنامه مدیریت اجرایی دانشکده‌ بوث این است که دانشجویان می‌توانند دوره‌ تحصیلی خود را در هر یک از چهار کمپ جهانی این دانشگاه بگذرانند؛ درحالی‌که مشمول سیستم‌های گروهی دانشگاه نیز می‌شوند. دانشجویان تمام‌وقت و پاره‌وقت MBA می‌توانند برنامه‌ تحصیلی خود را در یک یا چند زمینه که شامل حسابداری، مدیریت تحلیلی، مدیریت مالی تحلیلی، شاخص‌های اقتصادی و آماری، علوم اقتصادی، کارآفرینی، مدیریت عمومی، مدیریت منابع انسانی، تجارت بین‌الملل، مدیریت رفتار سازمانی، مدیریت عملکرد و مدیریت استراتژیک متمرکز کنند.

دانشکده‌ بوث شیکاگو، نخستین دانشکده‌ای است که برنامه‌ دکترای مدیریت را ارائه کرده است و باسابقه‌ترین آکادمی آموزش عالی در این مقطع به شمار می‌رود. هدف از برگزاری دوره‌های دکترا، پرورش محققانی بسیار ماهر و نوآور است و امروزه اغلب فارغ‌التحصیلان این دانشکده را به‌عنوان اعضای هیئت‌علمی در دانشکده‌های مدیریتی سراسر جهان می‌بینیم. طول دوره‌ دکترای مدیریت در این دانشکده معمولاً ۵ سال است که مرحله دفاع از پایان‌نامه دانشجویان را هم شامل می‌شود. همانند سایر برنامه‌های دانشکده‌ بوث، برنامه درسی دکترا نیز بسیار انعطاف‌پذیر است و دانشجویان می‌توانند برنامه‌های خود را با توجه به علایق تحقیقاتی فردی و زمینه‌های آموزشی، طراحی کنند.

دانشکده‌ بوث بیشترین و متنوع‌ترین مراکز تحقیقاتی و پژوهشی را بین دانشگاه‌های کسب‌وکار جهان دارا است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: مرکز تحقیقات حسابداری (ARC)، مرکز خلق تئوری‌های کاربردی (ATI)، مرکز تحقیقات تصمیم‌گیری (CDR)، مرکز علوم اقتصادی جمعیت (CPE)، مرکز ابتکارات انرژی شیکاگو، مرکز مطالعات اقتصادی و ایالتی جورج جی استیگلر (George J. Stigler)، مرکز ابتکارات در بازار جهانی (IGM)، مرکز کارآفرینی و نوآوری مایکل پی. پولسکی (Michael P. Polsky)، مؤسسه تحقیقات علوم اقتصادی بکر فریدمن (Becker Friedman) و مرکز تحقیقات بازاریابی جیمز ام. کیلتز (James M. Kilts).

مرکز تحقیقات تصمیم‌گیری دانشکده‌ کسب‌وکار بوث، مرکزی چند رشته‌ای است که به تحقیق و آموزش در مورد اینکه مردم چگونه تصمیم‌گیری و قضاوت می‌کنند، می‌پردازد. این مرکز مطالعاتی را در رشته‌های ادراکی، روانشناسی اجتماعی، اقتصاد، جامعه‌شناسی، آمار و … پوشش و چگونگی تصمیم‌گیری فردی و گروهی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

مرکز کارآفرینی و نوآوری مایکل پولسکی با هدف رشد تولید و سرمایه‌گذاری در حوزه‌ تکنولوژی در شهر شیکاگو و جوامع اطراف آن تأسیس‌شده است و می‌کوشد از طریق آموزش، مشارکت و پشتیبانی از سرمایه‌گذاری‌های جدید، دانش کارآفرینی را ارتقاء دهد و تجاری‌سازی تحقیقات را تسریع کند.

مرکز کارآفرینی و نوآوری پولسکی همراه با سه شرکت Argonne ،Fermilab و Marine Biological و همچنین با استفاده از دانش اساتید دانشگاه شیکاگو، تلاش می‌کند مسیر ایده‌های جدید کسب‌وکار را برای رسیدن به مرحله‌ عمل هموار کند و تأثیری معنی‌دار در جامعه‌ مدیریت و بازرگانی جهان داشته باشد.

دوره‌های آموزش کارآفرینی دانشکده بوث با هدف آموزش و رشد مهارت‌های کارآفرینی ازجمله شناسایی و ارزیابی فاکتورهای کسب‌وکار، تخصیص بهینه منابع محدود به نیازهای تولیدی، انعطاف‌پذیری و سرعت انطباق با تغییرات در همه بخش‌های کسب‌وکار، شناخت فرصت‌های سرمایه‌گذاری و تأسیس و رشد موفق استارتاپ‌ها برگزار می‌شوند.

اقتصاد دانش بنیان با رویکرد دانشگاه کارآفرین

نویسنده: آزیتا جهانبخش

پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی و کارآفرینی

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

پیش از بحران آماده آن باشیم.

 

وقتي در جامعه‌ای، بحراني بروز نموده و رفع می‌شود جمعي از محققان و پژوهشگران نسبت به عملكرد دولت و رفتار مردم از دیدگاه‌های مختلف مشغول به تحقيق می‌شوند كه چرا و چگونه اين بحران بروز نمود، كنترل شد و درنهایت بعد از صرف چه هزینه‌ای به حالت عادي بازگشتيم. حال كه همه‌چیز به روال عادي خود بازگشته است داوری‌ها شروع می‌شود و اما ها و اگر ها يكي پشت ديگري در روزنامه‌ها و سایت‌های مختلف خودنمايي می‌کند. چرا برخي دولت‌ها و ملت‌ها در خصوص برخي بحران‌ها از قبل آماده‌اند. آيا اصلاً می‌شود در مواجه با بحران آماده بود؟ چه بحران‌هایی قابل پیش‌بینی هستند و يا اصلاً بحران قابل پیش‌بینی وجود دارد.

وقتي صحبت از موجودي بنام انسان به ميان می‌آید لازم است به ريشه اين كلمه نیم‌نگاهی داشته باشيم. انسان در فارسی به معنی مفرد یک‌تن از مردمان است که ریشه در زبان اوستایی دارد و از واژه اوستایی انیسان به معنی داستان فراموش‌شده گرفته‌شده است. در عربی برگرفته‌شده از نسیان به معنی کسی که فراموش می‌کند و هم از واژه انس به معنی کسی که انس یافته است، می‌باشد که اصل این واژه در فارسی از زبان اوستایی و در عربی از زبان آشوری می‌باشد.

انسان موجودي است كه فراموش می‌کند. به عبارتی موجوداتي كه در لحظه زندگي می‌کنند و بسيار فراموش‌کارند. ولي چطور می‌شود همين انسان فراموش‌کار در جوامع مختلف در مواجه با بحران‌ها رفتارهای متفاوتي داشته باشد؟ مردم كشوري در زمان بروز زلزله طوري رفتار می‌کنند كه انگار بخشي از زندگي روزه آن‌ها زلزله است.

وقتي رفتار مردم ژاپن را در قبال بروز آنچه ما بحران می‌نامیم مشاهده می‌کنیم شك می‌کنیم كه اگر ما انسان فراموش‌کار هستيم پس آن‌ها كجاي كار قرار دارند؟ اشتباه نكنيد همه انسان‌ها فراموش‌کارند ولي برخي فراموش‌کارترند.

وقتي در كشوری زندگي می‌کنید كه جزیره‌ای است در وسط اقيانوس و هرروز زلزله، سونامي، آتش‌فشان بخشي از عوارض زندگي در چنين مكاني می‌باشد پس حالا كه نمی‌توان تمام رفتارهاي طبيعت را كنترل و پیش‌بینی كرد آيا نمی‌توان در زمان بروز آن رفتار درست را آموزش داد و كنترل كرد؟ نكته در اينجاست كه آن‌ها هم همانند دیگران‌اند با اين تفاوت بزرگ که موقعيت خود را درك کرده‌اند و پذیرفته‌اند كه از اين بحران‌ها ناگزیرند. پس خود و مردم جامعه را در رفتار مناسب با اين بحران‌ها آماده می‌نمایند. درست است كه انسان را توان مقابله به طبيعت نيست ولي آيا انسان توانايي پیش‌بینی و آمادگي محدود را نيز ندارد و يا در زمان بروز، امكان كنترل و بازگشت سريع به حالت عادي را می‌توان تمرين كرد. مردم جامعه نيز با اين سياست هم‌راستا می‌شوند و نتيجه مثبت آن را می‌بینند.

لذا است كه وقتي حادثه تروريستي پخش گاز سارين در مترو توكيو بروز می‌نماید همين كشور پيشرفته و آماده مقابله بحران نيز دچار سردرگمي می‌شود چون آمادگي خود را در برابر چنين حملاتي پیش‌بینی ننموده است و لازم است در روش‌های خود بازنگري و بروز رساني لازم را انجام دهد.

نظریه‌های سنتی مديريت نوآوري و تغيير نشان می‌دهد که مدیریت نظام‌مند، فعالیت ذهنی خطی با ساختار محکم است. مدیران احتمالاً تدوین و فرموله كردن اهداف را با دقت و وسواس فراواني انجام می‌دهند و با دقت تحت كنترل دارند.

اما بااین‌حال در دنیای واقعی، ممكن است مدیران هرگز اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری مناسب در لحظه را با توجه به شرايط پیش‌بینی‌نشده را نداشته باشند و همين مسئله آن‌ها را از اهداف از پيش طراحی‌شده خودشان دور نمايد. متغیرهای درگیر با برنامه‌های بلندمدت در این جهان همراه با تغییرات پر هرج‌ومرج، سردرگمی فراواني را براي تصميم گيران ايجاد می‌نماید.

  • کلید پیروزی مدیران و تصمیم گیران

ازاین‌رو لازم است مدیران ترکیبی از برنامه‌ریزی و بداهه را در تصمیم‌گیری‌هایشان داشته باشند. يعني با استفاده از خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در حين اجراي تصمیم‌گیری‌های در راستاي مديريت عدم قطعیت‌های اجتناب‌ناپذیر گام بردارند. هرچند اين رویکرد به مدیریت ممکن است با عنوان‌های خودسرانه و هوس‌باز به نظر آيد. ليكن درواقع، یک استراتژی بداهه نیاز به یک‌پایه محکم از رشته‌های عمومی از برنامه‌ریزی استراتژیک و مدیریت نوآوري موفق را دارد و سازمان بداهه‌نواز نوعي مديريت در تنش سالم بین نظم و انضباط و هنر را حفظ مي‌کند. به‌این‌ترتیب این سازمان می‌تواند با تمرکز بر اهداف بلندمدت با انعطاف‌پذیری كامل برای حل مشکلات خويش، خلاقانه به بهره‌برداری از فرصت‌ها و تبديل تهديدها به نعمت‌های غیرمترقبه اقدام ورزد.

 

مهندس حسين امیر احمدی

مدیر ایمنی و مهندسی عملیات مترو تهران

رؤیای یک کارآفرین (همانندجغد بیدار باشیم؟)

رؤیای یک کارآفرین

(همانندجغد بیدار باشیم؟)

 

اگه تصمیم جدی داشتی که یه کارآفرین بشی ، پس باید یک کفش آهنی پا کنی ، آذوقه‌ی کافی همراهت باشه و  ویتامین فراوون بخوری که مبادا توو این راه پرپیچ‌وخم و پر از اتفاقای قشنگ که قراره ببینیشون کم بیاری .

وقتی تصمیم گرفتی یه کارآفرین باشی، معمولاً یه تصویر قشنگی از نحوه‌ی انجام کارها توو ذهن خودت می‌چینی. ممکنه تصور کنی که پشت میز خودت نشستی ، گه گاهی تصمیم‌هایی می‌گیری و با اطمینان خاطر از اینکه تیم‌تون ثبات کسب‌وکار رو می‌تونه حفظ کنه به تعطیلات میری.

ممکنه هم تصور کنی که به‌سختی در حال کار کردن هستی و تا زمان تکمیل پروژه خودت به‌ندرت می‌تونی وقت استراحت پیدا کنی. که معمولاً این راه درست تره . چون یه کارآفرین معمولاً در شبانه‌روز همیشه زمان کم میاره تا اضافه. هر چیزی رو که میبینه مغزش جرقه میزنه. از هر فرصتی که پیدا می‌کنه نهایت استفاده رو میکنه.

آدمی که دیوانه‌وار کارآفرینی رو دوست داشته باشه، شبا که همه میخوابن ، تازه لپ تابشو بر میداره و میره توو اتاقش تا صبح به کار کردن مشغول میشه. توو محله‌ها، شبا چراغ اتاق‌هایی که داخلشون یه کارآفرین کله‌خر وجود داره تا صبح روشنه.

قانون هافستادر

 

قانون هافستادر میگه: «حتي با در نظر گرفتن قانون هافستادر، كارآفريني هميشه بيشتر از اون چیزی كه انتظارش رو داريد زمان مي‌بره». اين ضرب‌المثل احمقانه به نظر میرسه، اما كمي حقيقت عيني توو اين قانون نهفته هستش.

انسان‌ها (كارآفرينان، ساير افراد حرفه‌اي، يا كارگران) به‌طورکلی در تخمين زمان مهارت ندارن. قانون هافستادر اوایل در رابطه با کامپیوترهایی كه با اونا شطرنج‌بازی مي‌کردن مطرح می‌شد تا اینکه بخواد محاسبه كنه كه براي توسعه‌ي برنامه‌اي كه بشه توو بازي شطرنج قوي‌تر از انسان باشه چقدر زمان نياز داره. ولي زمان‌هايي كه تخمين زده مي‌شد هميشه غلط بود.

 

تعصب در خوش‌بين

تعصب در خوش‌بيني، يک اصل روان‌شناختي و يك تعصب شناختي ذاتي به شمار می‌ره كه تقریباً تا حدودي توو ذات افراد وجود داره و اساساً زماني اتفاق میوفته كه افراد خاصي فكر مي‌كنن نسبت به افراد مشابه در موقعيت‌هاي مشابه، نتايج مثبتي به دست میارن. مثلاً خيلي از آدم‌ها این اعتقاد رو دارن كه خيلي كم احتمال داره دچار سرطان بشن. اين امر مخصوص كارآفرينان نيست، بلكه به اين خاطر اين مثال رو زديم كه دست‌کم گرفتن مقدار زمان موردنياز براي انجام يك كار رو نشون بدیم.

كارآفرينان خاص به‌طور كل این اعتقاد رو دارن كه نسبت به ساير كارآفرينان توو موقعيت‌هاي مشابه، كمتر تحت‌فشار كارها قرار دارن.

«كارآفريني» به‌خودی‌خود يه نقش نيست. اگه از اين برچسب براي خود تون استفاده مي‌كنيد مطمئن باشيد كه نسبت به ديگران مي‌تونيد ايده‌هاي بيشتري خلق كنيد يا تصميمات بيشتري بگيريد، ولي درواقع كارآفريني تركيب نقش‌هاي مختلف زياد توو یه نقش هستش. شما نمي‌تونيد یه باره توو همه‌چیز تخصص داشته باشيد، پس عدم تخصص تون  توو حوزه‌هاي خاص باعث مي‌شه نتونيد زمان موردنیاز تون براي تكميل كار اون حوزه‌ها رو به‌درستی تخمين بزنيد.

شما هرگز خود تون رو معطل تخمين زمان نکنید، چون به‌عنوان يك فرد كارآفرين هرگز شغل تون رو خسته‌كننده، راكد، يا قابل پیش‌بینی نمي‌دونيد و همين‌ها خودش جاي شكر داره. پس به خاطر عدم توانایی خود تون توو تخمين صحيح زمان كار تون، شكرگزار باشيد.

وقتي مي‌خوايد براي جلسات، تعطيلات يا روز خود تون برنامه‌ريزي كنيد، زمان رو بيشتر از اونچه كه فكر مي‌كنيد نيازه در نظر بگيريد. این‌جوری مي‌تونيد از وقت‌هاي اضافه‌ي خود تون براي چك كردن ايميل يا معاشرت با كارآفرينان نمونه استفاده کنید.

 

کلام آخر

درنهایت میتونیم این‌جوری بگیم، که یه کارآفرین اگه بجای 24 ساعت شبانه‌روز 90-100 ساعت هم‌زمان داشته باشه بازم زمان واسه انجام کارهای روزمره رو هم کم میاره .

کارآفرینی حدومرز نداره ، اگه افتادی توو این مسیر پس باید تا انتهاش بری . کارآفرین معمولاً خودش رو فنای باقی هم گروهیاش میکنه ، یه راهی رو که معمولاً کسی جنم انجام دادن اون رو نداره ، اون ریسکشو به تن میخره و باهم گروهیانش مسیر رو ادامه می‌ده. یه مقدار زیادی نباید مثل بقیه‌ی آدم‌ها فکر کنی . یجورایی میشه گفت باید کله‌خر باشی تا موفق بشی. باید بتونی متفاوت عمل کنی ، متفاوت فکری کنی.

درنهایت اگه یه اِپسیلون توو وجودت این ویژگی‌ها رو داری، صبر نکن. سریعاً اقدام کن.  

 

نویسنده: نرگس سقازاده

پژوهشگر حوزه مدیریت کسب‌وکار