نوشته‌ها

زندگی نامه افراد موفق: «جیمز سینه گال» بازرگان‌ میلیاردر

زندگی نامه افراد موفق: «جیمز سینه گال» بازرگان‌ میلیاردر

جیمز سینه گال، بازرگان ‌میلیاردر و بازنشسته آمریکایی و از بنیان‌گذاران و مدیرعامل سابق شرکت کاستکو، یک فروشگاه زنجیره‌ای خرده‌فروشی بین‌المللی است. وی در اول ژانویه ۱۹۳۶ در یک خانواده کارگر کاتولیک در پیتسبورگ پنسیلوانیا به دنیا آمد و در ۱۹۵۹ از دانشگاه ایالتی سن دیگو فارغ‌التحصیل شد. سینه گال پس از آنکه در فدمارت از ۱۹۵۵ مشغول به کار شد، به علاقه خود به خرده‌فروشی پی برد و فرصت‌های برآمده از رشد سریع این خرده‌فروشی وی را به هیجان آورد. وی در آنجا تا سطوح عالی مدیریتی پیشرفت کرد و از ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹ در شرکت‌های Builders Emporium و پرایس پست‌های ارشد مدیریتی را بر عهده گرفت.

از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۳ وی با Sinegal/ Chamberlin and Associates همکاری داشت؛ یک کمپانی که در زمینه دلالی و نمایندگی فروش کالاهای غذایی و غیرغذایی فعالیت داشت و در نهایت همراه با خرده‌فروش سیاتلی جف براتمن کاستکو را بنیان نهاد. وی از ۱۹۸۳ تا زمان بازنشستگی در دسامبر ۲۰۱۱، به عنوان رئیس و مدیرعامل کاستکو فعالیت داشت. مشهور بود که وی هر سال به محلی سفر می‌کرد تا شخصا امر بازرسی را بر عهده داشته باشد. نوآوری‌های سینه گال، کاستکو را بدل به نخستین warehouse club: (فروشگاهى‌‌‌که‌‌‌ به ‌‌‌مشتریانى‌‌‌که‌‌‌ حق ‌‌‌اشتراک ‌‌‌سالیانه‌‌‌ خود را پرداخت ‌‌‌می‌‌‌کنند تخفیف ‌‌‌می‌‌‌دهد) کرد که شامل مواد غذایی تازه، کلینیک‌های مراقبت از چشم، داروخانه و پمپ بنزین می‌شد. سینه‌گال به دلیل سبک مدیریت خیرخواهانه خود شهرت داشت؛ بر این اساس او باور داشت هرگاه مدیریت با کارکنان رفتار خوب داشته باشد، آنان نیز با مشتریان رفتار خوب خواهند داشت.او در کاستکو کارکنان خود را در هر سطحی که کار می‌کردند، تحت حمایت‌های بیمه و مزایای عالی قرار می‌داد.  در ۱۹۹۳ که رقابت‌های فزاینده هم پرایس کلاب و هم کاستکو را تهدید می‌کرد، از سینه گال خواسته شد تا به یک ادغام جزئی تن در دهد. پس از آنکه درآمد پرایس به ۴۰‌درصد کاهش یافت، دو شرکت یاد شده وارد یک ادغام جزئی شدند. شرکت جدید با نام پرایس کاستکو سخت بر توسعه بین‌المللی متمرکز شد و شعباتی در مکزیکو، کره‌جنوبی و انگلستان دایر کرد. با این همه فروش همچنان پایین بود. رابرت پرایس و جیمز سینه گال در خصوص جهت‌گیری‌های شرکت و سیاست‌های بازیابی نظرات مختلفی داشتند تا اینکه در ۱۹۹۴ دو شرکت دوباره از هم جدا شدند. سینه گال در ۲۰۱۲ از مدیرعاملی کاستکو کناره‌گیری کرد.

نوآوری انکوباتور پرواز می‌کند

نوآوری انکوباتور پرواز می‌کند

انکوباتور راه‌اندازی CSUF به کسب‌وکار هواپیماهای برقی کارآفرینان کمک می‌کند تا راه‌اندازی شوند

با شروع حرکت جهان از خودروهای گازسوز به خودروهای برقی، کارآفرینان Ayisha Fareed و Nick Panhwar به دنبال این هستند که این فناوری را به آسمان برسانند. این زوج با کمک مرکز استارتاپ Cal State Fullerton و مرکز کارآفرینی، برنامه‌هایی را برای شرکت خود، Panhwar Jet، به امید تحول در سفرهای شخصی هوایی تنظیم کردند.

پاییز امسال، آن‌ها قصد دارند ElectroBird ، هواپیمای برقی لوکس دو نفره را آزمایش کنند. این سفر اولین گام در برنامه توسعه ناوگان هواپیماهای تجاری لوکس مسافرتی مقرون‌به‌صرفه با صندلی برای شش تا هشت نفر خواهد بود.

جان بردلی جکسون، مدیر مرکز کارآفرینی می‌گوید: “Panhwar Jet توانایی CSUF Startup Incubator را در به ثمر رساندن ایده‌ها به نمایش می‌گذارد. “ما منابع و راهنمایی‌های لازم را برای کارآفرینان مشتاق داریم – شما فقط به یک ایده و پشتکار زیاد نیاز دارید.”

این اولین باری نیست که فرید و پنور با دستگاه انکوباتور CSUF کار می‌کنند. آن‌ها قبلاً برای راه‌اندازی یک شرکت نرم‌افزاری به کمک رسیده بودند. موفقیت آن‌ها در آن تجارت آن‌ها را با آخرین ایده خود – هواپیماهای برقی – بازگرداند.

تصور کنید از یک برنامه برای رزرو پرواز به مقصد صدها مایل دورتر با یک جت تجاری کوچک ایمن، کم‌مصرف، دوستدار محیط‌زیست و مقرون‌به‌صرفه استفاده کنید. هواپیما از فرودگاه شهرداری تنها چند مایلی خانه شما حرکت می‌کند. مجهز به قابلیت ویدئو کنفرانس، می‌توانید در جلسه Zoom با همکاران خود در مسیر مقصد شرکت کنید. این چشم‌انداز ممکن است هنوز چند سال فاصله داشته باشد.

اما با حمایت مرکز رشد کارآفرینی Cal State Fullerton و مرکز کارآفرینی، کارآفرینان  Ayisha Fareed و Nick Panhwar این آینده را به واقعیت نزدیک می‌کنند. فرید متخصص هوش مصنوعی است و پانهوار مهندس و بازاریاب است و این طیف گسترده‌ای از دانش را در جدیدترین نوآوری خود به کار می‌گیرند.

در پاییز امسال، آن‌ها قصد دارند ElectroBird ، یک هواپیمای برقی لوکس دو نفره که توسط شرکت آن‌ها Panhwar Jet توسعه یافته است را در یک سفر دوهزار مایلی از طریق جنوب غربی ایالات‌متحده آزمایش کنند. هدف آن‌ها ثبت سریع‌ترین هواپیمای الکتریکی در جهان، طولانی‌ترین پرواز مداوم با هواپیمای برقی و طولانی‌ترین پرواز هواپیمای بدون انتشار، در میان سایر معیارها است. این سفر تنها اولین گام در توسعه برنامه‌ریزی‌شده ناوگان هواپیماهای تجاری لوکس شش‌نفره و هشت سرنشین است که برای ایجاد تحول در سفرهای هوایی شخصی و دسترسی و پایداری حمل‌ونقل هوایی طراحی شده است.

از چپ به راست: کارآفرینان نیک پنوار و عایشه فرید. جانت و جان بی جکسون، مدیر مرکز کارآفرینی.

در 20 آگوست، بنیان‌گذاران که در نیوپورت بیچ مستقر هستند، اجاره‌ای را برای کارخانه تولیدی هبر سیتی، یوتا امضا کردند، جایی که هواپیماهای آن‌ها به‌صورت انبوه تولید می‌شود. با 60 درصد زمان تولید کمتر و هزینه عملیاتی و 70 تا 75 درصد هزینه تعمیر و نگهداری کمتر، پانوار هواپیماهای برقی خود را به‌عنوان تغییری در بازی هوانوردی می‌داند.

هواپیماهای برقی هرگز از دو ساعت پرواز فراتر نرفته‌اند؛ اما ما قصد داریم پنج ساعت با سرعت بیش از 300 مایل در ساعت پرواز کنیم. ما می‌بینیم هواپیماهای ما نیازهای بار را تأمین می‌کنند؛ و ما معتقدیم فناوری ما می‌تواند جت‌هایی را که حداکثر 20 مسافر را در خود جای می‌دهند، مجاز کند.

برخلاف دیگر هواپیماهای برقی که از باتری‌های گران‌قیمت و دست‌وپا گیر در نیاز به شارژ معمولی استفاده می‌کنند، بنابراین توانایی پروازهای طولانی‌مدت را به دلیل چگالی باتری محدود می‌کند، جت‌ها از باتری‌های کوچک‌تر استفاده می‌کنند. شارژ باتری‌ها توسط فناوری ثبت‌شده Panhwar Jet انجام می‌شود که انرژی باد را بدون افزایش کشش هواپیما به نیروی الکتریکی تبدیل می‌کند.

پانوار می‌گوید: «وقتی با هواپیمای شش سرنشین پرواز می‌کنید، هزینه آن بین 1000 تا 1500 دلار در ساعت است. اگر با جت برقی پرواز می‌کنید، هزینه آن تنها 25 دلار در ساعت است. ما فکر می‌کردیم که باید هواپیمایی داشته باشیم که آلایندگی آن صفر باشد و یک فرد معمولی که توانایی خرید SUV را دارد، می‌تواند هزینه هواپیما را نیز بپردازد.»

این زوج فرصت‌ها و چالش‌های موجود در فضای هواپیمای برقی موجود را موردمطالعه قرار دادند و از منابع و راهنمایی‌های موجود از طریق برنامه کارآفرینی CSUF برای تنظیم دقیق برنامه خود استفاده کردند.

جکسون می‌گوید: “یکی از زیبایی‌های کارآفرینی این است که وقتی بفهمید چگونه درآمد ایجاد کنید و تصمیم بگیرید، می‌توانید دوباره این کار را انجام دهید. کارآفرینی به شیوه خود مقیاس‌پذیر است. ”

Panhwar نوآوران مشتاق را تشویق می‌کند که بدون توجه به آنچه دیگران می‌گویند دلسرد نشوند.

“هرچه فکر می‌کنید، می‌توانید انجام دهید. شما تنها کسی هستید که می‌داند می‌توانید این کار را انجام دهید. اگر دیگران سعی می‌کنند شما را پایین بیاورند، به حرف‌های آن‌ها گوش ندهید.” “زمانی به من گفته شد که من یک احمق کامل هستم؛ اما این موارد را به‌عنوان انگیزه در نظر بگیرید و تمام تلاش خود را بکنید. شما کسی هستید که ایده دارد. دیگران این کار را نکرده‌اند، بنابراین فکر می‌کنند غیرممکن است؛ اما اگر فکر می‌کنید امکان‌پذیر است، هرگز رویاهایتان را رها نکنید.”

جکسون موافق است و پشتکار را به‌عنوان ویژگی اصلی استارتاپ های موفق می‌شناسد.

“هر روز دلایلی برای تسلیم شدن وجود دارد. نیک و عایشه فقط جلو رفتند و اگر بازخورد منفی وجود داشت، به راه خود ادامه دادند. این پشتکار بسیار مهم است،”جکسون می‌گوید. ” نیک و عایشه در حال حل یک مشکل واقعی هستند که بر بسیاری از مردم تأثیر می‌گذارد. وقتی این مشکل حل شود، مقیاس‌پذیر خواهد بود. یکی دیگر از ویژگی‌های عایشه و نیک این است که آن‌ها گوش می‌دهند، مایل‌اند بازخورد و انتقاد را بپذیرند و سپس به جلو حرکت کنند. آن‌ها کسانی هستند که ریسک می‌کنند و آن‌ها هستند که باید پاداش بگیرند. ”

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کارآفرینی: مرکز کارآفرینی Cal State Fullerton برای برنامه‌های دانشگاهی که بر چگونگی راه‌اندازی کسب‌وکار خود تأکید دارند و همچنین از مفاهیم توسعه‌یافته در خانواده Titan و جامعه تجاری گسترده‌تر کالیفرنیای جنوبی از طریق CSUF Startup Incubator پشتیبانی می‌کند.

 

نویسنده: عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت و کارآفرینی

 

 

رونمایی از استودیوی نوآوری در UMKC

رونمایی از استودیوی نوآوری در UMKC

UMKC از استودیوی نوآوری رونمایی می‌کند و از دانشجویان و کارآفرینان دعوت می‌کند تا در مرکز تحقیقاتی 32 میلیون دلاری همکاری کنند.

در محیطی برای استخدام که انتظار می‌رود فارغ‌التحصیلان دانشگاه حتی در موقعیت‌های ابتدایی دارای مهارت‌های عالی باشند، یک استودیوی نوآورانه در قلب کانزاس سیتی به دانش آموزان امکان دسترسی به فناوری را می‌دهد تا بتوانند درواقع حرفه‌های انتخابی خود را تولید کنند.

کریستینا دیویس ، مدیر دانشکده محاسبات و مهندسی در دانشگاه میسوری-کانزاس سیتی می‌گوید: “ما هرگز چنین فضایی نداشتیم-با تنوع تجهیزات و در دسترس بودن برای مشارکت.” “هرکسی که در ساختمان قدم می‌زند می‌تواند دقیقاً ببیند چه تحقیقی در حال انجام است. و دعوت از دانش آموزان برای مشارکت و همکاری ، این چیزی است که این ساختمان را خاص می‌کند. ”

استودیو نوآوری – واقع در طبقه دوم مرکز تحقیقاتی و تجاری رایگان رابرت پلاستر – شامل یک فروشگاه ساخت ، فناوری واقعیت افزوده و واقعیت مجازی ، آزمایشگاه چاپ سه‌بعدی ، آزمایشگاه‌های تحقیقاتی و فضاهای دانشجویی است.

مرکز تحقیقاتی 32 میلیون دلاری که برای اولین بار در سال 2017 اعلام شد ، سال‌ها در برنامه‌ریزی بوده است – تجهیزات افزوده و واقعیت مجازی تنها 3 میلیون دلار ارزش‌گذاری شده است. در پاییز 2020 افتتاح شد ، اما همه‌گیری مداوم افشاگری عمومی را به تأخیر انداخت.

دیویس دراین‌باره گفت: “این چیزی است که ما مدت‌هاست از آن هیجان‌زده بودیم.”

این دانشگاه مرکز تحقیقات را با حضور در خانه باز می‌کند.

دیویس گفت: افتتاحیه بزرگ مانند مراسم رسمی برش روبان ما است. “این هیچ تغییری در مورد تأسیسات ایجاد نمی‌کند ، اما ما می‌خواستیم از همه هدایا و کمک‌های خیریه‌ای که برای ایجاد این ساختمان امکان‌پذیر بود ، قدردانی کنیم.”

مایکل آیچنسر ، که به‌عنوان هماهنگ‌کننده و مربی AR/VR در UMKC خدمت می‌کند ، تأکید کرد که استودیو نوآوری شامل آزمایشگاه و امکانات تحقیقاتی قابل‌استفاده است. او و دیویس این فضا را فرصتی برای دانش آموزان و کارآفرینان برای به اشتراک گذاشتن مکالمات و ایجاد همکاری می‌دانند.

این‌که آیا امکانات UMKC برای یک تجارت مناسب است یا خیر ،  آیچنسر کارآفرینان را تشویق کرد تا با آن‌ها تماس بگیرند. وی گفت: “حتی اگر آن‌ها قصد کار در اینجا را ندارند ، ما می‌خواهیم فضایی ارتباطی برای نوآوران در این منطقه باشیم.” “شرکت‌هایی هستند که وارد شده‌اند ، برخی از تجهیزات را امتحان کرده‌اند ، سپس ما گفتگویی داشته‌ایم و به آن‌ها اطلاع داده‌ایم که همکاری با این [فضای استودیو] دیگر منطقی است. ما هنوز در حال یادگیری نحوه ارتباط با جامعه هستیم و می‌خواهیم نحوه برقراری این روابط را بیاموزیم. ”

دیویس و آیچنسر گفتند ، اگرچه استودیو نوآوری در دانشکده محاسبات و مهندسی UMKC قرار دارد ، اما همه دانش آموزان می‌توانند از امکانات بازدید کرده و بر اساس نیازهای خود متصل شوند.

دیویس گفت: “ما رابطه قوی با مدرسه مدیریت  Bloch  داریم.” “آن‌ها چندین برنامه کارآفرینی را اجرا می‌کنند و ما اغلب درخواست می‌کنیم که دانش آموزان آن‌ها با استودیوی نوآوری ما ارتباط برقرار کنند.”

ایچنسر افزود: “من اخیراً با دانش‌آموزی در مدرسه Bloch که درحال‌توسعه محصول است صحبت کردم.” او از چاپگر سه‌بعدی برای نمونه‌سازی پرسید و سپس با برایان کانوی ، ]مدیر استودیو ساخت] تماس گرفت تا زمانی برای استفاده از تجهیزات تعیین کند.

وی ادامه داد: “من همچنین دانشجویانی داشتم که قادر به گذراندن دوره‌های من نبودند اما علاقه‌مند به توسعه برای VR هستند.” “من می‌توانم آن‌ها را به تجهیزات موردنظر دسترسی پیدا کنم ، به آن‌ها هدیه بدهم تا وام بگیرند و بگذارم آن‌ها در این زمینه پیشرفت کنند.”

همان‌طور که جهان همچنان به نوآوری و پیشرفت فناوری ادامه می‌دهد ، این دو نفر امکانات نامحدودی را برای استودیوی نوآوری می‌بینند.

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

مرکز جدیدی برای نوآوری و کارآفرینی MIT

مرکز جدیدی برای نوآوری و کارآفرینی MIT

InnovationHQ در میدان کندال میزبان چندین سازمان پشتیبانی کارآفرینانه است و فضایی برای فعالیت‌های راه‌اندازی ، شبکه‌سازی و آموزش دارد. جامعه کارآفرینی و نوآوری MIT فقط 50،000 فوت مربع فضای جدید برای کار دارد.

مرکز جدید InnovationHQ شامل پنج طبقه در ساختمان Suffolk یا E38 است که اخیراً بازسازی شده است ، در قلب میدان کندال. این مرکز به‌عنوان یک مرکز برای دانشجویان در هر مرحله از سفرهای کارآفرینانه آن‌ها ، از مقطع کارشناسی تا دکترا ، و شامل فضایی برای فارغ‌التحصیلان ، اعضای هیئت‌علمی و کارکنان است.

فیونا موری ، معاون دانشکده مدیریت و نوآوری در دانشکده مدیریت اسلوان MIT و مدیر مشترک نوآوری MIT می‌گوید: “IHQ برای تشویق برخوردهای تصادفی طراحی شده است که باعث ایجاد روند نوآوری در بین افراد و تیم‌هایی می‌شود که در غیر این صورت با یکدیگر ملاقات نمی‌کنند.”

تایگر می‌گوید: “ما سعی می‌کنیم نوآوری و کارآفرینی را به‌عنوان یک جزء اصلی یادگیری تجربی متمرکز کنیم ، نه اینکه فقط کاری را که در کنار آن انجام می‌دهید یا درصورتی‌که وقت اضافی دارید انجام دهید انجام دهید.” “این به شما کمک می‌کند تا به‌عنوان دانش‌آموز درک کنید که در MIT قادر به نوآوری هستید.”

هیچ ساختمان واحدی نمی‌تواند کل نوآوری در MIT را در خود جای دهد. بنابراین ، سازمان‌های دیگر مانند مرکز اعتماد مارتین برای کارآفرینی MIT ، PKG Center ، MIT D-Lab و دیگران ، درحالی‌که از نظر فیزیکی در ساختمان قرار ندارند ، از طریق اکوسیستم پر رونق I&E MIT به مرکز متصل می‌شوند.

 

راه‌اندازی iHQ

MIT InnovationHQ اوج فرایندی است که در سال 2013 آغاز شد ، زمانی که رئیس‌جمهور  L. Rafael Reif ، MITii  را متهم به ایجاد “زنجیره‌ای از فضاهای جدید و موجود کرد که با هم ، یک راهرو بی‌نهایت نوآوری را ایجاد می‌کند که شامل یک مرکز نوآوری جدید می‌شود”.

در سال‌های بعد از اتهام ، MITii   با دانشجویان ، اعضای هیئت‌علمی ، فارغ‌التحصیلان و کارکنان کار می‌کند تا در مورد آنچه جامعه نوآوری MIT نیاز دارد بیشتر بیاموزد و زیرساخت‌های فیزیکی و داده‌ای را برای پشتیبانی از این نیازها ایجاد کند.

تیم میانو مدیر برنامه ابتکار نوآوری می‌گوید: “بدیهی است که نیاز به فضای بسیار انعطاف‌پذیر وجود داشت.” شما به چیزی شبیه اتاق موردنیاز هری پاتر یا Star Trek Holodeck احتیاج دارید ، جایی که فضاها این امکان را دارند که تا آنجا که ممکن است افراد زیادی را در خود جای دهند و همه‌چیز برای خدمات‌رسانی به هر فعالیتی که در حال انجام است ، قابل تنظیم مجدد است. در سوی دیگر طیف ، فضاهای بسیار کم انعطاف‌پذیری وجود دارد که به فعالیت‌های خصوصی خدمات می‌دهد. ”

MITii میزبان مجموعه‌ای از رویدادهای خوشامدگویی برای معرفی دانش آموزان به فضای جدید است ، ازجمله اولین روز کاوش سال ، یک رویداد اکتشاف شغلی ، یک جمع‌آوری منابع I&E که برای همه دانشجویان باز است و موارد دیگر.

 

برگرفته از سایت https://news.mit.edu 

نویسنده: عارفه داودی / پزوهشگر حوزه مدیریت و کسب و کار

هوش مصنوعی مهم تر از اختراع اینترنت!

هوش مصنوعی مهم تر از اختراع اینترنت!

 

ساندار پیچای مدیر ارشد اجرایی گوگل در مصاحبه جدید خود هشدار داده در کشورهای مختلف اینترنت آزاد با تهدیدهایی روبرو است. به گفته او بسیاری از کشورها سعی دارند جریان اطلاعات را محدود کنند.
او همچنین در این مصاحبه به چالش‌های مختلف مانند مالیات، حریم خصوصی و اطلاعات نیز اشاره کرد. به گفته پیچای هوش مصنوعی اختراعی بسیار تأثیرگذار تر از آتش، برق یا حتی اینترنت است.
پیچای به عنوان رئیس گوگل و آلفابت رهبری شرکت‌ها و محصولات مختلفی مانند فیت بیت، دیپ مایند و غیره را برعهده دارد. او فقط در گوگل بر سرویس‌های جی میل، گوگل کروم، گوگل مپس، گوگل ارث، سیستم عامل اندروید و غیره نظارت دارد.
به گفته مدیر ارشد اجرایی این شرکت، طی ۲۵ سال آینده دو تحول جهان را دگرگون می‌کنند که یکی از آنها هوش مصنوعی و دیگری رایانشی کوانتومی است. او در این باره می‌گوید: به نظرم این دو عمیق‌ترین فناوری‌هایی هستند که انسان توسعه داده است.
بخش دیگری از مصاحبه بی بی سی با پیچای به وضع مالیات بر شرکت‌های بزرگ فناوری مربوط بود. گوگل به مدت چند سال مبالغی کلان به حسابرس‌ها و وکلا پرداخت کرد تا به طور قانونی مالیات این شرکت را کاهش دهند. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۷ میلادی گوگل بیش از ۲۰ میلیارد دلار را از طریق یک شرکت هلندی به برمودا منتقل کرد.
پیچای در پاسخ به سوالی در این باره گفت که گوگل دیگر از چنین طرحی استفاده نمی‌کند و اکنون یکی از بزرگترین مالیات دهندگان جهان به حساب می‌آید. به گفته او این شرکت فناوری از قوانین مالیاتی در تمام کشورهای محل فعالیت خود پیروی می‌کند.
این درحالی است که او در خصوص تعیین حداقل مالیات شرکتی ۱۵ درصد در سراسر جهان گفت که مشتاق گفتگو در این باره است.
دیگر موضوعات مهم پیشروی گوگل، چالش ادامه دار و فزاینده تحقیقات درباره اطلاعات، حریم خصوصی کاربران و قدرت انحصاری این شرکت در بازار جستجو و غیر هستند.
پیچای در خصوص گفت: گوگل یک محصول آزاد است و کاربران می‌توانند از محصولات دیگر نیز استفاده کنند.
این درحالی است که مارک زاکربرگ مدیر ارشد اجرایی فیس بوک نیز در بحث قدرت انحصاری در بازار به همین مورد اشاره کرده بود.

 

نخبه پروری در سازمان

نخبه پروری در سازمان

پیشرفت سازمان با استفاده از خرد جمعی

 

چندی قبل جلسه‌ای با مدیر یکی از سازمان‌های خصوصی داشتم که در خصوص افزایش شاخص‌های بهره‌وری بود و آن شخص قصد داشت تا کارایی و بهره‌وری مجموعه خود را افزایش دهد که در حین این جلسه و گفتگو حرف‌هایی از جانب او شنیدم که مرا به‌شدت به فکر فروبرد و همین عاملی شد که در ارتباط با این موضوع چندخطی را با شما عزیزان سخن بگویم.

ابتدا می‌پردازیم به نوع تفکر آن مدیر جوان که البته با کمی سانسور و اصلاح الفاظ همراه است.

هنگامی‌که بنده مشغول بررسی سوابق و رزومه کارکنان بودم، در خصوص کم‌وکاستی‌های آموزشی و کاری کارکنان از ایشان سؤالاتی پرسیدم و انتظار داشتم که همکاری کند ولی در کمال ناباوری فرمودند که ” من به‌عنوان چوپان وظیفه هدایت گله‌ای را بر عهده‌دارم و آن‌ها موظف‌اند هر کاری که من می‌گویم انجام دهند و اگر غیرازاین باشد با برخورد شدید مواجه خواهند شد، پس ‌نیازی به هیچ آموزشی ندارند، یا کاری که می‌گویم را انجام می‌دهند یا … “

این جملات باعث شد تا جلسه ما بی‌هیچ نتیجه‌ای به پایان برسد علی‌رغم اینکه بنده تلاش کردم تا با توضیحات مختلف او را متوجه کنم که نیروی کار خبره می‌تواند باعث رشد و تعالی سازمان شما گردد.

هنگامی‌که یک مجموعه خصوصی و یا دولتی تصمیم می‌گیرد که بهره‌وری و کارایی خود را افزایش دهد نیاز به رعایت چند عامل دارد که یکی از آن‌ها استفاده از خرد جمعی کارکنان است. یک مدیر اگر بتواند از نقطه نظرات کارکنان خود به خوبی استفاده کند یقیناً بدون آنکه نیاز به تلاش زیادی برای درک مشکلات آن‌ها داشته باشد، می‌تواند سریعاً نسبت به رفع آن برنامه‌ریزی کرده و موجب تشکیل یک رضایت گروهی گردد که همین امر باعث می‌شود کارکنان باعلاقه بیشتری کار کنند و یک احساس مسئولیت قوی در نحوه کارکرد آن‌ها ایجاد شود که در نهایت می‌تواند باعث افزایش بهره‌وری و کارایی سازمان گردد.

معمولاً مدیران سنتی علاقه‌ای به شنیدن نظرات کارکنان برای حل مشکلات ندارند و سعی می‌کنند طبق تفکرات خودشان تصمیم گرفته و از بحران عبور کنند اما مدیران حرفه‌ای از روش نوین مدیریتی برای عبور از بحران استفاده کرده که یکی از این روش‌ها، برگزاری جلسات دوره‌ای با کارکنان، حتی کارکنان رده پایین سازمان است که در آن جلسات، مدیر از نظرات، انتقادات و پیشنهاد‌های کارمندان و کارگران مطلع شده و آن‌ها را در سوابق عارضه‌یابی ثبت می‌کند و هنگام جمع‌بندی نهایی اگر در سازمان خود، کمبودی را احساس کند در نظرات کارکنان خود، به دنبال دلایل آن کمبودها جستجو می‌کند.

اگر استفاده از نظرات کارکنان در دستور کار مدیران قرار گیرد، آن‌ها خود را در رشد و پیشرفت سازمان دخیل دانسته و اگر کم و کاستی در سازمان ببینند خود را مسئول می‌دانند و رفع آن‌ها را برای خود یک دستاورد و افتخار می‌پندارند. اگر این‌چنین حسی در هر طبقه از سازمانی نهادینه شود سرعت رشد و ارتقای سازمان به‌شدت افزایش پیداکرده و نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت می‌باشد این است که تمامی این پیشرفت‌ها به نام مدیر آن مجموعه نوشته خواهد شد.

برای شروع می‌توان در خصوص مسائل کوچک و پیش‌پاافتاده نظرسنجی کرد، به‌عنوان‌مثال: چگونه می‌توانیم هزینه‌های برق را کاهش دهیم؟ از کلیه کارکنان بخواهیم که نظر و راهکار خود را بیان کنند، در آخر درخواست کنیم که هر یک با توجه به راهکاری که ارائه دادند عمل کنند. پس از چندی می‌بینیم که دقیقاً طبق راهکار خودشان بدون هیچ مقاومتی هزینه‌های برق را کاهش دادند و ما برای نشان دادن حسن نیت خود، مبلغی را به‌عنوان پاداش این همکاری به آن‌ها پرداخت کرده و اعلام می‌کنیم که با افتخار، با همکاری شما عزیزان توانستیم هزینه‌های سازمان را در این بخش کاهش دهیم. آن زمان است که اشتیاق و شور و هیجان را در لحظه‌به‌لحظه عملکرد آن‌ها می‌بینیم و یقیناً لبخند رضایت قلبی نیز بر روی صورت خودمان نقش می‌بندد.

حال تصور کنید یک مدیر سنتی تصمیم می‌گرفت که هزینه‌های برق را کاهش دهد، دستوری را به کارکنان ابلاغ می‌کرد که همگی می‌بایست آن را انجام دهند و اگر خلاف آن عمل کنند جریمه سنگینی در انتظارشان می‌باشد. در این روش، علاوه بر عدم همکاری کامل، نارضایتی شدیدی در بین کارکنان ایجاد می‌شود و حتی اعلام می‌کنند که سازمان با این مقدار درآمد، کمی هم پول برق بدهد!

ارزش آفرینی در صنعت خودرو

تفاوت دو سبک مدیریتی با همین مثال‌های ساده قابل‌درک است و تصمیم‌گیری برای انتخاب اینکه کدام سبک بهتر است، کاری است سهل و آسان.

استفاده از خرد جمعی باعث نخبه پروری می‌شود و نخبه پروری در نهایت باعث شکل‌گیری یک سازمان تراز اول شده که همگان برای آموزش‌های مدیریتی، آن سازمان نخبه را مثال می‌زنند. کارکنان سازمان همان‌گونه که می‌توانند هزینه‌های سازمان را افزایش دهند (با عدم همکاری مؤثر) می‌توانند در مقابل، هزینه‌های سازمان را به‌شدت کاهش دهند (با ایجاد حس مسئولیت و مفید بودن در سازمان). پس بیاییم با استفاده از تفکرات مثبت و خرد جمعی، باعث رشد و بالندگی سازمان خود شویم. دانشگاه‌ها وظیفه تربیت و آموزش مدیران حرفه‌ای را بر عهده دارند و از طریق آموزش‌های آکادمیک، این افراد را برای به‌کارگیری در سازمان‌ها پرورش می‌دهند. ارتباط بین صنعت و دانشگاه تحت هیچ شرایطی نباید قطع شود زیرا علم مدیریت نوین دائماً در حال تغییر و به‌روزرسانی است و اگر این ارتباط بنا به هر دلیلی قطع شود، شاهد مدیریت سنتی خواهیم بود که از عواقب آن فرسودگی نیروی کار و عدم پیشرفت سازمان می‌باشد. صنایع و سازمان‌های پویا همواره به دنبال جذب نیروهای تحصیل‌کرده و دانشگاهی می‌باشند و می‌دانند هر زمان، هر سازمانی، از نیروی متخصص دانشگاهی استفاده کند در مدت‌زمان کوتاه به بازده دلخواه دست‌یافته و به‌تبع آن موجب پیشرفت آن می‌گردد. در جوامع پیشرفته، مدت‌هاست که مدیریت سنتی منسوخ‌شده و حتی در بازارهای محلی نیز از روش‌های نوین مدیریتی استفاده می‌شود و کشور ما نیز می‌بایست تغییرات اساسی را در روش‌های مدیریتی با اصل آموزش مناسب، ایجاد کند.

نوآوری در صنعت خودرو: رادار جدید توانایی دیدن موانع پشت پیچ را نیز دارا می باشد

 

نویسنده: مهندس کسری واشقانی فراهانی

پژوهشگر حوزه صنعت

پارک فناوری جزیره ونکوور، بریتیش کلمبیا

پارک فناوری جزیره ونکوور، بریتیش کلمبیا

در سال 1973، Glendale Lodge به عنوان یک بیمارستان مسکونی برای بیماران دارای معلولیت شدید افتتاح شد. از آنجا که در سال 1996 تخلیه شد، به دلیل منسوخ بودن، ساختمان مورد استفاده قرار نگرفته بود. در سال 1996 که دیگر برای این کار مناسب نبود، این ساختمان خالی ماند تا اینکه در سال 2000 دولت استانی تبدیل بیمارستان 165،000 مترمربعی سابق به پارک فناوری تحقیقاتی را تصویب کرد. در نوامبر 2001، VITP رسماً افتتاح شد. Lodge در یک مقاوم‌سازی اقتصادی نوسازی شد که از زیرساخت‌های موجود استفاده می‌کرد و ضمن حفظ معماری هم‌افزایی، هزینه‌های توسعه و جامعه را به‌طور قابل‌توجهی کاهش می‌داد. بیمارستان سابق دچار تغییرات شد و سیستم‌های مکانیکی و الکتریکی جدیدی نصب شد که برای پارک فناوری مناسب بود. پس از تأیید مجوز تبدیل، به مدیران پروژه 12 ماه فرصت داده شد تا ساختمان را به کاربری جدید خود طراحی، ساخت‌وساز و بازسازی کنند. بودجه 11 میلیون و 900 هزار دلار تعیین شد.

با گذشت حدود یک ماه از مراحل طراحی، تصمیم به ساخت پروژه به‌عنوان نمونه‌ای از ساختمان سبز و طراحی سایت گرفته شد. احساس می‌شد که توسعه VITP به‌عنوان یک ساختمان سبز می‌تواند به بازاریابی پروژه کمک کند (که آن را دارد) و همچنین ویترین برای تشویق دیگران به توسعه ساختمان‌های سبز در جامعه برای کمک به حفظ کیفیت زندگی در منطقه ما است. اگرچه در بودجه محدود اولیه، ساختمان سبز پیش‌بینی‌نشده بود، اما پروژه به‌موقع و با بودجه ارائه شد. در واقع ابتکارات سبز مانند کاهش مدیریت پسماند به جبران برخی از هزینه‌های غیرمنتظره‌ای که در هنگام بازسازی ایجادشده بود کمک کرد. در آوریل 2005، دانشگاه ویکتوریا پارک فناوری جزیره ونکوور را از BCBC – بخش املاک و مستغلات دولت استان به قیمت 20.2 میلیون دلار خریداری کرد.

با ارائه کمک‌های راه‌اندازی شده در ویکتوریا و موارد دیگر، پارک فناوری جزیره ونکوور (VITP)، دانشگاه ویکتوریا، با ارائه زیرساخت‌های فیزیکی که منابع استانی، ملی و بین‌المللی را با شرکت‌های نوظهور یا در حال رشد فناوری ارتباط می‌دهد، رشد فناوری را در جزیره ونکوور تسهیل می‌کند. VITP به‌عنوان یک واحد تجاری جداگانه پاسخگو از طرف سرمایه‌گذاری دانشگاه ویکتوریا و از طرف جزیره پارک فناوری ونکوور فعالیت می‌کند. VITP دارای یک هیئت‌مدیره مستقل متشکل از رهبران صنعت و دانشگاه است که در جهت استراتژیک پارک کمک می‌کنند.

این پارک در ویکتوریا، بریتیش کلمبیا، به‌عنوان دومین بخش بزرگ فناوری BC واقع‌شده است و یک مرکز مهم برای فعالیت‌های فناوری است و از ونکوور، سیاتل، پورتلند، سانفرانسیسکو و دیگر مناطق حاشیه اقیانوس آرام به‌راحتی قابل‌دسترسی است. VITP بر همکاری با سازمان‌هایی مانند IDC، VIATeC، NRC-IRAP و دانشگاه‌ها و کالج‌ها برای کمک بهتر به جامعه فناوری پیشرفته متمرکز است. VITP با بیش از 191،000 فوت مربع منطقه قابل اجاره در فاز I، یک طرح جامع طراحی کرده است که 250،000 فوت مربع اضافی را در خود جای خواهد داد که می‌تواند محیط ایده آلی را برای شرکت‌های در حال رشد فناوری فراهم کند. پارک قابلیت آزمایشگاه، سیستم‌های الکتریکی و تخلیه ویژه و جدیدترین فناوری انتقال داده را ارائه می‌دهد. طراحی‌های انعطاف‌پذیر امکان تغییر الزامات موجود و همچنین نیازهای شرکت‌های نوپا را فراهم می‌کند.

VITP 35 هکتار یک مرکز تحقیقاتی و فناوری مدرن را در اختیار شما قرار می‌دهد که ضمن ایجاد امکانات نظیر استودیوی تناسب‌اندام، خلاقیت و بهره‌وری مستأجران خود را از طریق خوشه‌بندی سلول‌های سوختی، رسانه‌های جدید، بی‌سیم، علوم زیست‌فناوری، فناوری اقیانوس و ICT افزایش می‌دهد. در حال حاضر، مرحله I VITP دارای 97 درصد اشغال است و برای ایجاد رشد بیشتر در بازار یک برنامه‌ریزی اصلی را آغاز کرده است.

VITP فضایی را فراهم می‌کند که نزدیکی فیزیکی شرکت‌های مکمل، شرکای صنعت، مربیان تجاری و امکانات پشتیبانی و سرمایه‌گذاران به شرکت‌های کوچک و در حال رشد امکان رشد می‌دهد. مشتریان VITP شرکت‌های پیشرفته با اندازه‌های مختلف هستند – توسعه‌دهندگان نرم‌افزار، آزمایشگاه‌های بیوتکنولوژی و دارویی، شرکت‌های تحقیقاتی و مشاوره‌ای و سرمایه‌گذاران خطرپذیر.

از نقاط قوت پیشنهادی VITP می‌توان به طراحی محیطی در سطح جهانی و امکانات پیشرفته و همچنین موقعیت آن در مرکز جوامع دانشگاهی، سرمایه‌گذاری و تحقیق و توسعه جزیره ونکوور اشاره کرد. پارک نه‌تنها از نظر املاک و مستغلات، بلکه از لحاظ توسعه اقتصادی استراتژیک تعریف می‌شود. VITP برای توسعه تحقیقات و فناوری به P12 منطقه بندی شده است – نه ترکیبی از فناوری پیشرفته، صنعتی و تجاری بلکه 100٪ فناوری پیشرفته.

دیدگاه ما: ما افراد و ایده‌ها را قادر می‌سازیم تا از طریق قدرت مکانی خود – یک محیط فیزیکی و فرهنگی که نوآوری، دانش و رشد شرکت‌های کوچک تا متوسط را تسریع می‌کند، به هم متصل کنند تا منافع دانشگاه ویکتوریا و کل جامعه را فراهم کند.

 

ارزش‌های ما:

خدمات – ایجاد یک فضای اجتماعی و جسمی یکپارچه و توجه ما به نیازهای منحصربه‌فرد مشتریان، موفقیت آن‌ها و ما را امکان‌پذیر می‌کند.

پایداری مالی و زیست‌محیطی – مدیریت صحیح مالی و زیست‌محیطی، بازگشت کارآمد و مؤثر سرمایه‌گذاری‌های ما را تضمین می‌کند.

فرهنگ کارآفرینی – روحیه حمایت “می‌تواند انجام دهد” ماده اصلی توانایی ما برای مشارکت در ایجاد سرمایه‌گذاری‌های جدید است.

محیط همکاری – فضای پویای شبکه‌های تعاونی ما اکتشاف و پیشرفت موضوعات، ایده‌ها و روش‌های متداول را به هم متصل و تسهیل می‌کند.

رهبری اندیشه – نسل مداوم دیدگاه‌ها و ایده‌های جدید ما نوآوری و موفقیت کارآفرینی را تحریک و تقویت می‌کند

مردم – جو ما نیروی کارآگاه، خلاق و متعهد فزاینده‌ای را تحریک و رشد می‌کند.

خدمات:

پشتیبانی فناوری اطلاعات: VITP دسترسی به ارائه‌دهندگان خدمات IT در محل را فراهم می‌کند. آن‌ها با تجهیزات، شبکه و سرورهای خود به مستأجران دسترسی پشتیبانی فنی می‌دهند و برنامه‌های پشتیبانی ویژه VITP را ارائه می‌دهند که می‌تواند متناسب با نیازهای فردی تجارت باشد.

پشتیبانی ارتباطات: VITP به مستاجرین امکان دسترسی به یک محیط شبکه قوی IT را می‌دهد VITP در حال حاضر یک مدل خدمات مدیریت‌شده ارائه می‌دهد که IP تلفنی و مدیریت شبکه کامل را برای شرکت‌های داخل پارک فراهم می‌کند. شرکت‌های موجود در VITP می‌توانند از زیرساخت‌های موجود برای یک هزینه کم ماهانه استفاده کنند و در وقت و منابع ارزشمند صرفه‌جویی می‌کنند.

نیروی پشتیبان: VITP یک ژنراتور فوق مدرن پشتیبان در سایت ارائه می‌دهد. این ژنراتور 900 کیلووات ساعتی به VITP امکان می‌دهد تا در صورت قطع برق در منطقه، کاملاً عملیاتی بماند. همه مستأجرها می‌توانند برای نیازهای برق خود به ژنراتور متصل شوند.

زیرساخت فنی: VITP مجموعه وسیعی از ویژگی‌های فنی را به مستأجران خود و کاربران مرکز کنفرانس ارائه می‌دهد و اتاق‌های POP اختصاصی برای ارتباطات شاو، بل کانادا، TELUS و BCNET را فراهم می‌کند.

از اتصال به ارتباطات، VITP آخرین جدیدترین فناوری اطلاعات را برای مستأجر و کاربران به نمایش می‌گذارد.

·        زیرساخت LAN امن با دسترسی به هر نقطه از ساختمان و انزوا برای هر مستأجر محلی

·        پهنای باند بالا 10/100 مگابایت داده و خدمات اینترنتی

·        مسیریابی و فایروال اینترنت پرسرعت

·        دسترسی از راه دور رمزگذاری شده VPN (شبکه خصوصی مجازی) دسترسی به شبکه VITP

·        سیستم صوتی و تصویری مبتنی بر IP

·        پست صوتی با یکپارچه‌سازی ایمیل ایمن برای هر مستأجر

·        دسترسی بی‌سیم عمومی به اینترنت

VITP محیطی را ایجاد می‌کند که به شرکت‌ها امکان می‌دهد شغل‌هایی با ارزش بالا برای جامعه جذب کنند. در شناسایی و معرفی فرشتگان، سرمایه‌گذاران خطرپذیر و بانکداران نهادی بسیار تلاش می‌کند VITP اعتبار شرکت‌های خود و شرکای نهادی دانشگاهی خود را ارتقا می‌دهد. شرکای VITP با انجمن‌های فناوری برای جذب و حفظ شرکت‌های با فناوری پیشرفته همکاری می‌کندVITP توسعه همکاری‌های پایدار بین صنایع منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی، دولت‌ها و نهادهای دانشگاهی را فراهم می‌کند.

 

نویسنده: عارفه داودی

پژوهشگر حوزه کارآفرینی

 

ظرفیت‌سازی اقتصاد مبتنی بر دانش برای کشورهای درحال‌توسعه

ظرفیت‌سازی اقتصاد مبتنی بر دانش برای کشورهای درحال‌توسعه

 

در صورت تمام نشدن سیاست‌های پولی، مجمع جهانی اقتصاد گزارش می‌دهد که وابستگی اقتصاد به سیاست‌های مالی، تغییرات ساختاری و انگیزه‌های عمومی برای اختصاص سرمایه بیشتر به طیف کاملی از عوامل رشد برای اقتصاد بستگی دارد. این به کشورها این امکان را می‌دهد تا از چشم‌اندازهای جدید ارائه‌شده توسط انقلاب صنعتی چهارم، ناشی از گذر به اقتصادهای دانش‌بنیان (KBE)، بهره کافی را ببرند. اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی است که از دانش به‌عنوان موتور اصلی رشد اقتصادی استفاده می‌کند. اساساً، این اقتصادی است که در آن عامل اصلی رشد، ایجاد ثروت و اشتغال در تمام صنایع تولید، توزیع و استفاده از دانش است. به‌طور خاص، کشورها نه‌تنها برای ساختن اقتصاد داخلی مؤثرتر بلکه برای استفاده از فرصت‌های اقتصادی خارج از مرزهای خود به اقتصاد مبتنی بر دانش نیاز دارند.

استفاده از دانش، همان‌طور که در زمینه‌هایی مانند تحقیق و توسعه، کارآفرینی و نوآوری و در سطح آموزش و مهارت افراد بیان می‌شود، اکنون به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی رشد، بهره‌وری و رقابت در اقتصاد جهانی شناخته‌شده است. مفهوم دانش از چارچوب اقتصاد دانشی موسسه بین‌المللی جهان اقتباس‌شده است که دانش را در چهار رکن طبقه‌بندی می‌کند: رژیم اقتصادی و نهادی، آموزش و مهارت‌ها و یک سیستم نوآوری کارآمد و همچنین زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات که همه اقتصاد مبتنی بر دانش یک کشور را تشکیل می‌دهند.

در اقتصاد جهانی که به‌طور فزاینده‌ای رقابت وجود دارد، دیگر نمی‌توان علم، فناوری، کارآفرینی، توسعه منابع انسانی و ظرفیت‌سازی نوآوری را در درجه اول برای کشورهای ثروتمندتر و ازنظر اقتصادی پویاتر دانست. در عوض، اگر هر ملتی امیدوار به پیشرفت و زنده ماندن از چالش‌های اقتصاد جهانی باشد و اگر رهبران جهان انتظار دارند جهانی‌شدن به توسعه پایدار و کاهش فقر پایدار منجر شود، ظرفیت‌سازی اقتصاد مبتنی بر دانش(KBE)  یک ضرورت مطلق است. این واقعیت را می‌توان تأیید کرد که محققان مختلف رابطه بین نقش اقتصاد دانش‌بنیان و رشد اقتصادی کشورها و مناطق منتخب را بررسی کرده‌اند و همه آن‌ها تأثیر قابل‌توجه و مثبت دانش در رشد اقتصادی را دریافته‌اند؛ بنابراین به‌طور گسترده اذعان شده است که دانش برای رشد و توسعه اقتصادی ضروری است. وقتی کشوری سرمایه‌گذاری بیشتری در دانش داشته باشد، ازنظر اقتصادی نیز پیشرفت بیشتری خواهد داشت. بنابراین، مسئله مهم توسعه اقتصادی و رشد این است كه آیا كشورها باید ظرفیت KBE را ایجاد كنند یا خیر؟ و یا با توجه به محدودیت‌های اقتصادی و نقطه شروع هر كشور، از چه نوع ظرفیتی استفاده و از كجا شروع و چگونه می‌توان آن را ایجاد كرد؟ KBE‌ها در سال‌های اخیر در مرکز گزارش‌های اصلی سیاست‌های سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) و بانک جهانی بوده‌اند. در این چارچوب سیاست است که اهمیت KBE توسط آمریکای شمالی، اروپا و آسیای شرقی که به‌طور حتم تعیین‌کننده الگوی توسعه اقتصادی درصحنه بین‌المللی بوده است، کنترل‌شده است.

توانایی دولت در ارائه چارچوب نظارتی مؤثر می‌تواند معیار عملکرد اقتصاد و معاملات بازار باشد؛ بنابراین، تأثیر نظام اقتصادی و نهادی بر توسعه اقتصادی به کیفیت فرآیند حاکمیت، سیاست‌های نظارتی اتخاذشده و انگیزه‌های اعمال‌شده بستگی دارد. به‌طور خاص، تحقیقات اثبات کرده‌اند که مشوق‌های دولتی و نظام‌های نهادی کمک‌های منحصربه‌فرد و آماری قابل‌توجهی در رشد اقتصادی دارند. این بدان دلیل است که رشد اقتصادی به این بستگی دارد که آیا دولت از سیاست‌های کلان اقتصادی و رقابتی شفاف و همچنین چارچوبی قانونی برخوردار است که راهی را برای افراد مختلف فراهم می‌کند تا دانش را به‌صورت آزاد، کارآمد و مؤثر تولید و استفاده کنند. تحقیقات نشان داده است که کیفیت نهادی به‌طور مثبت و قابل‌توجهی بر رشد اقتصادی در کشورهای اسلامی تأثیر می‌گذارد. گزارش نشان می‌دهد که نظام‌های اقتصادی و نهادی، از دیگر عوامل تولید، تأثیر قابل‌توجهی در رشد اقتصادی دارند. علاوه بر این، بحث شده است که با توجه به فراهم آوردن شرایط مناسب برای فعالیت اقتصادی، رژیم نهادی یک کشور باید به‌گونه‌ای کارآمد برنامه‌ریزی شود که مشاغل را به استفاده از دانش تشویق کند.

برای توسعه کارآمد، کسب، توزیع و استفاده از اطلاعات قابل‌استفاده، جمعیت تحصیل‌کرده و آموزش‌دیده مهم است. این امر باعث افزایش ضریب بهره‌وری کلی و درنتیجه رشد اقتصادی می‌شود. به نظر می‌رسد که ازنظر فنی، یک جمعیت تحصیل‌کرده‌تر از این هم برخوردار باشند. این امر تقاضای محلی برای محصولات نوآورانه با بهترین کیفیت را افزایش می‌دهد که به الهام بخشیدن به صنایع محلی برای نوآوری و ایجاد کالاهای پیشرفته و فن‌آوری‌های پیشرفته کمک می‌کند.

پژوهشی که ارتباط طولانی‌مدت بین آموزش عالی و پیشرفت مالی در کشورهای آسیای جنوبی را با اجرای پتانسیل انسجام اقتصادسنجی بررسی کرد به این نتیجه رسید که ارتباط مثبتی بین توسعه مالی کشورهای آسیای جنوبی و درصد کل ثبت‌نام در دبیرستان‌ها شناسایی کرد؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اگر ملت‌های آسیای جنوبی به آموزش عالی توجه بیشتری نشان دهند، سرمایه انسانی با کیفیت لازم برای رشد اقتصادی ممکن است بهبود یابد.

ارتقا نوآوری به‌طور خودکار به سمت ارتقا آموزش‌وپرورش و رشد مهارت‌ها که دومین ستون تأثیرگذار بر رشد اقتصادی است، سرایت می‌کند. با این کار، تداوم سرمایه‌گذاری در توسعه سرمایه انسانی بسیار مهم است. تقویت مشارکت برای سرمایه‌گذاری در آموزش مهارت‌ها (یادگیری رسمی، غیررسمی، شغلی، مادام‌العمر و غیره) و رشد سرمایه انسانی در ایجاد جوامعی که برای موفقیت KBE به‌طور فزاینده‌ای دانش‌بنیان هستند، مهم است. همکاری‌های تقویت‌شده دانشگاه و صنعت باید از طریق افزودن اعضای خصوصی / صنعت به شورای آموزش ملی آموزش و همچنین هیئت‌های مشاوره دانشگاهی در دانشگاه‌ها برای بهبود برنامه درسی ایجاد شود.

 

نویسنده: امیر آزاد ارمکی

پژوهشگر حوزه اقتصاد

گسترش برند، یک شمشیر دو لبه!

گسترش برند، یک شمشیر دو لبه!

استراتژی درست برند سازی، تسلط بر بازار

 

يکی از نتایج دوره رونق در دهه نود در سراسر دنیا تنوع، تکثر و تعدد کسب‌وکار، محصولات و برندهایی است كه هر بنگاه ارائه مي‌كند. رونق قراردادهاي ادغام و تملیک (M&A) و خریدوفروش برند نمونه‌های شناخته‌شده این دوره رونق اقتصادي می‌باشند. امروزه بسیاري از بنگاه‌ها، بهاي این فرصت شناسی را با مجموعه‌ای از محصولات، برندها و کسب‌وکارهایی به دست آورده‌اند که درنهایت همپوشانی دارند و با یکدیگر براي به دست آوردن مشتريان و منابع بنگاه رقابت می‌کنند.

در اقتصادهاي با رشد سریع و بالا، محصولات جدید و برندهاي در حال ظهور به‌هرحال بازاري براي عرضه تفاوت‌هایشان پیدا می‌کنند و از نظر عملکرد مالی و بازار نیز در سبد ارزش سهامداران جایی به خود اختصاص می‌دهند؛ اما در شرایط سخت اقتصادي زمانی که مشتریان پول کمتري براي خرج کردن دارند و به دنبال بهترین محصول و برند براي تأمین خواسته‌ها و نیازهایشان هستند، ارزیابی سبد برندها و محصولات به معیارهاي دقیق‌تری براي ارزیابی نیاز دارند.

بدین جهت درحال حاضر مهم‌ترین سؤال پیش روي مدیران در بنگاه‌های بزرگ که مجموعه‌ای از محصولات و برندهاي متنوع را در سبد خود دارند، عبارت است از «چگونگی تخصیص بهینه منابع مالی و انسانی به برندهاي مختلف در جهت افزایش ارزش سهامداران.»

بدین جهت است که امروزه مدیریت سبد برند به موضوع مورد بحث مدیران ارشد بنگاه‌ها در همه برنامه‌ریزی‌های استراتژیک تبدیل‌شده است. تمام تحقیقات موجود نشان‌دهنده تأثیر مدیریت درست برند بر  عملکرد بنگاه‌ها در بازار می‌باشد. این مطالعات نشان می‌دهد که بیشترین نرخ آورده ارزش ویژه برند  ROI بنگاه انعکاس می‌یابد (در بنگاه‌هایی با برندهاي با ارزش ویژه بالا متوسط نرخ ROI تا 30 درصد افزايش و در بنگاه‌هایی که با بیشترین کاهش در ارزش ویژه برند خود مواجه بوده‌اند نرخ ROI تا 10 درصد كاهش را نشان می‌دهد.) بدین جهت هدف اصلی در بنگاه‌هایی که استراتژی‌های رشد خود را بر تملیک، معرفی و توسعه برندهاي جدید و توسعه سبد فعالیت‌ها متمرکز می‌سازد، عبارت است از تحصیل بیشترین ارزش از برندهاي موجود از طریق سازمان‌دهی و مدیریت بهتر برندها و رابطه داخلی آن‌ها در سبد برند.

لذا ما به ابزارهایی احتیاج داریم که امکان ارزیابی مجدد و تعیین تناسب بهینه برندها در سبد برندها را فراهم سازد. این مهم در غالب «استراتژي معماري برند» و «مدیریت سبد برند» تعریف می‌شود.

شناخته‌شده‌ترین انواع معماري برند عبارت‌اند از خانه برندي (Branded House) و خانه برندها (House of  Brands) كه در دو سر طيف معماري برند قرار دارند.

  • خانه برندي:

در اين معماري يك برند اصلي (Master Brand) طيف گسترده‌ای از فعالیت‌ها و  محصولات را پوشش می‌دهد که ممکن است با زیر برنده‌هایی شناخته شوند. این زیر برندها به روشن‌تر شدن بیشتر جایگاه برند بنگاه کمک می‌کند. بنگاه‌هایی مانند بوئینگ و IBM  سعی دارند در غالب یک برند بر بازار خود مسلط شوند.

  • خانه برندها:

در معماري خانه برندها، بنگاه مجموعه‌ای از برندهاي منفرد را در مالكيت دارد. در اين حالت هر برند به‌تنهایی به دنبال بهينه‌سازي سهم بازار و برگشت‌های مالي خود مي‌باشد. در اين معماري فرض بر اين است كه مجموع عملكرد برندهاي مستقل بزرگ‌تر از زماني است كه همه آن‌ها تحت عنوان يك برند (بنگاه) فعاليت مي‌كنند. شرکت‌های P&G، جنرال موتورز، Unilever‌ نمونه‌هاي شناخته‌شده و موفق اين معماري برند هستند.
با توجه به نمونه‌هاي موفق و ناموفق در هر دو نوع معماري فوق، هيچ يك از دو استراتژي ذاتاً بر ديگري اولويت و ارجحيت ندارد، بلكه مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده اولويت عبارت است از انتخاب آگاهانه معماري، يعني تعريف مشخص از معماري بر اساس درك درست مکانیسم‌های بازار، استراتژي برند رقبا و هماهنگي با اهداف داخلي بنگاه.

انتخاب معماري برند یک تصمیم استراتژیک است با هدف ترویج تک‌تک محصولات و گروه‌های محصول و تبدیل نمودن برند به سرمایه در بلندمدت انجام می‌شود. مرور تصمیمات بنگاه‌ها در رابطه با استراتژی‌های معماري برند در دهه‌های 70 و 80 میلادي نمایانگر گرایش شدید به چند برندي (Multi-Branding) می‌باشد. به‌طور مثال در سال 1981 شركت 3M در حدود 240 برند جديد ايجاد و ثبت مي‌نمايد. از سال 1990 به‌مرور شاهد دگرگوني در معماري برند بنگاه‌ها هستیم به‌طوری‌که در سال 1991 شركت 3M فقط 4 برند جديد را معرفي مي‌كند كه اين موضوع براي شركت نستله نيز به‌طور مشابه اتفاق می‌افتد. عامل اصلی این تغییر استراتژی، تحول نگرشی به ماهیت و جایگاه برند در بنگاه می‌باشد. پذیرش برند به‌عنوان مهم‌ترین دارائی نامشهود بنگاه ضرورت تغییر استراتژی برند را فراهم نموده است. درواقع بنگاه‌ها با سرمایه‌گذاری روی تعداد محدودتری برند سعی دارند ارزش ویژه خود را از طریق نوآوری مستمر و توسعه خط تولید و گروه محصول در نزد مشتریان افزایش دهند و درنتیجه با افزایش نرخ برگشت سرمایه ارزش بیشتری برای سهامداران ایجاد نمایند. بنابراين امروزه سؤال «چه برند يا نام جديد را انتخاب كنيم؟» با سؤال «كدام محصول جديد را با کدام‌یک از برندهاي موجود بايد ارائه كرد؟» تغییریافته است. در ارزيابي سبد برندها، بسياري از بنگاه‌هایی كه داراي سبد بسيار متنوعي از برندها مي‌باشند (مانند P&G، Unilever، Nestle) دريافته‌اند كه برخي برندهاي آن‌ها فقط بخش كوچكي از بازار (Niche) را پوشش مي‌دهند و درنتیجه سهم كوچكي در درآمد و سود شركت به خود اختصاص داده‌اند. به‌طور مثال در سال 1994 در شركت P&G با حدود 250 برند، 10 برند بيش از 50% سهم فروش شركت را به خود اختصاص داده‌اند. در شركت Unilever‌ با بيش از 1600 برند، 1200 برند فقط حدود 8% سهم فروش شركت را به خود اختصاص داده‌اند. با توجه به اين شواهد امروزه شاهد عقلايي كردن روند برند سازي در شرکت‌ها می‌باشیم. بررسي تغييرات صورت گرفته در استراتژی‌های معماري برند و شناسايي روندهاي حاكم در اين مورد نشان می‌دهد: «تحول و حركت به سمت خانه برندي (Branded House) مي‌باشد.»

همين تغيير نگرش به اهميت جايگاه برند بنگاه (Corporate Brand) باعث شده است بسياري از شرکت‌ها به‌مرور به دنبال پررنگ كردن جايگاه برند اصلي خود باشند. به‌عنوان‌مثال شركت Unilever سعي كرده است بر روي همه محصولات خود نام Unilever‌و لوگوي U را كه سمبل اين شركت مي‌باشد، به صورت مشخص درج نمايد. يكي از دلايل آن اين است كه توسعه برند بنگاه بسیار کم‌هزینه‌تر بوده و می‌تواند امکان استفاده از صرفه‌های مقیاس را بخصوص در بازارهای جهانی فراهم نماید. با توجه به این تحولات سه الگوي کلی در رابطه با معماري برند بنگاه شناسایی‌شده‌اند:

  1. ساختار تحت تسلط برند بنگاه
  2. ساختار تحت تسلط برند محصول
  3. ساختار ترکیبی شامل برند بنگاه و برند محصول

در همين راستا Aaker  و Joachimstahler   با تأکید بر نقش اهرمي برند بنگاه، هفت نوع ساختار براي معماري خانه برندي پيشنهاد مي‌دهد (اهرم سازي برند بنگاه به معناي تأکید بر آن ویژگی‌های بی‌نظیر و ممتازي است که براي مشتري ایجاد ارزش می‌کند. درنتیجه با گسترش برند، ارزش ویژه ایجادشده و شهرت موجود برند بنگاه از طریق انتقال تصویر برند به برندهاي محصول و یا محصولات جدید براي بنگاه ایجاد ارزش می‌نماید.) نمودار زير طیف گسترده‌ای از معماري برند بنگاه از «تک برندي» (برند بنگاه به‌عنوان تنها عامل وحدت) تا «برند بنگاه» به‌عنوان سایه و یا ظهر نویس ضمنی را  دربر می‌گیرد.

در بررسي معماري برند هر شركت بايد نخست به سؤالات زير پاسخ داد:

  • معماري برند بنگاه موردنظر چیست و چه باید باشد؟
  • آیا پیاده‌سازی معماري خانه برندي در شرکت موردنظر (نام شركت به‌عنوان برند ظهر نویس ضمنی در این مرحله) می‌تواند باعث افزایش ارزش ویژه برندهاي محصول و درنتیجه افزایش ارزش سهامداران شركت در بازار گردد؟
  • شرایط لازم براي معرفی برندهاي جدید در بازار چیست؟
  • آیا محصولات جدید باید با برندهاي جدید ارائه شوند و یا باید به‌وسیله برندهاي موجود به بازار عرضه مي‌شوند؟

براي پاسخگویی به سؤالات فوق و تدوین راهکارهاي مناسب براي مدیریت برندها در جهت ایجاد ارزش ویژه براي مشتریان و درنتیجه ایجاد ارزش براي سهامداران لازم است فرآیند ایجاد ارزش ویژه برند (مدیریت استراتژیک برند) و مدیریت سبد برند را در بنگاه به‌اختصار موردبررسی قرار دهیم تا امکان پاسخگویی به سؤالات فوق و مدیریت سبد برند شركت در طول زمان فراهم گردد.

 

مفهوم معماری برند

هدف اصلی پیاده‌سازی استراتژی برندینگ، ساخت یک برند قدرتمند است. چراکه داشتن یک برند قوی، درنهایت به افزایش نرخ بازگشت سرمایه‌ی کسب‌وکارها منجر می‌شود.

معماری برند یا Brand Architecture چگونگی سازمان‌دهی، مدیریت و ورود به بازار را برای تمامی برندهای یک سازمان تدوین کرده و پیاده‌سازی استراتژی‌های برندینگ را ساده می‌کند. معماری برند را می‌توان به صورت بیرونی استراتژی گسترش کسب‌وکار دانست. معماری برند در صورتی کارآمد است که با توجه به شناخت صحیح از بازار و استراتژی برند رقبا به درستی تعریف و تدوین شده و با اهداف و چشم‌انداز کسب‌وکار شما هم‌راستا باشد. مدل‌های متنوعی از معماری برند موجودند. در این مقاله به معرفی ۳ مدل مشهور در معماری برند می‌پردازیم.

  • خانه برندی Branded Houseo

در معماری Branded House یا Corporate Brand Architecture کمپانی اصلی به‌عنوان منبع اصلی هویت تمام برندها قرار گرفته و به عبارتی مانند برند مادر، به برندهای زیرمجموعه خود اعتبار می‌بخشد. در این حالت استراتژی هریک از محصولات جداگانه اما هم‌راستا با برند مادر تدوین می‌شود و غالباً نام برند مادر یا بخشی از آن را به دوش می‌کشند. برای مثال: خانواده محصولات برند اپل شامل iPhone, iPad, iTunes iCloud و… دارای سبک معماری Branded House هستند. مثال دیگری از Branded House کمپانی گوگل است که زیرمجموعه‌های زیادی از جمله,Google Drive, Google Translate, Google Calendar, Gmail, Google News و… دارد.

  • خانه برندها House of Brands

در این سبک از معماری برند، بر خلاف مدل قبلی برندهای زیرمجموعه دارای هویت مستقل بوده و کاملاً جداگانه عمل می‌کنند. ممکن است این برندها از جهت محصولات و خدمات و سهم بازار بسیار متفاوت باشند. در معماری House of Brand صحبتی از برند مادر به میان نمی‌آید و در بسیاری از موارد ممکن است حتی مصرف‌کنندگان با وجود وفاداری به برند زیر مجموعه، برند مرجع را نشناسند. برای مثال، کمپانی P&G برند مرجع برندهای معروف Tide, Pampers, Gillette, Head & Shoulders, Crest Always و … است. همچنین برندهای Snickers, M&Ms, Orbit, Extra, Twix و … برندهای زیرمجموعه‌ی برند Mars هستند.

  • Hybrid

در این سبک از معماری برند از ترکیب دو مدل فوق استفاده می‌شود، به‌گونه‌ای که برند مرجع، برندی شناخته‌شده است و خودش به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌ها فعالیت کرده و برندهای زیرمجموعه‌ی دیگر با گذشت زمان به صورت مستقل گسترش می‌یابند. برندهایی مانند Pepsi-co و Amazon و Coca-Cola از استراتژی ترکیبی برای گسترش برند خود استفاده می‌کنند. معمولاً زمینه‌ی به‌کارگیری استراتژی ترکیبی هنگامی فراهم است که یک برند مشهور و قدرتمند، محصول خود را روانه‌ی بازار کرده ‌است و تمایل دارد کسب‌وکار خود را با تولید محصولات متفاوت، گسترش داده و یا به‌طور مستقل به بخش‌های جدیدی از بازار ورود کند.

گسترش برند، یک شمشیر دو لبه!

به‌طورکلی می‌توان گفت گسترش برند شمشیری دو لبه است و انتخاب نوع معماری برند، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در موفقیت استراتژی‌های برندینگ و توسعه‌ی برند دارد. برای مثال انتخاب استراتژی Branded House به صورت پیش‌فرض می‌تواند ریسک کمتری در مقایسه با مدل‌های House of Brands و ترکیبی داشته باشد و مدیریت آن ساده‌تر خواهد بود.

لازم است بدانید استراتژی‌های گسترش برند یا Brand Extension الزاماً موفقیت‌آمیز نیستند. در ادامه جهت آشنایی بیشتر با پیامدهای گسترش برند و ریسک‌های آن، به توضیح دو مفهوم Brand Cannibalization  و Brand Delusion می‌پردازیم.

توهم برند   ( Brand Delusion)

این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که یک برند در استراتژی‌های گسترش برند خود اشتباه عمل کرده و با ورود به بخش‌های نامربوط بازار به هویت برند اصلی و پرچم‌دار خود آسیب می‌رساند. برای مثال، کمپانی Levi’s برندی سرآمد در تولید پوشاک راحت، بادوام و مناسب برای استفاده‌ی روزانه است. در اوایل دهه‌ی 1980 میلادی، برند Levi’s با وجود سهم بازار وسیع تصمیم به گسترش هرچه بیشتر آن گرفت. یکی از استراتژی‌های گسترش این برند تولید کت‌های کلاسیک مردانه بود. این محصول هویتی متفاوت از برند Levi’s داشت و به همین سبب مشتریان نتوانستند به آن اعتماد کنند. درنتیجه نه‌تنها این استراتژی موفقیت‌آمیز نبود، بلکه سبب شد به چهره‌ی شناخته‌شده‌ی این برند معروف خدشه وارد شود.

 برند خوار   Brand Cannibalization

پدیده‌ Brand Cannibalization یا برند خوار هنگامی رخ می‌دهد که پس از گسترش برند، محصول جدید بخشی از سهم بازار محصولات قبلی برند مرجع را از آن خود می‌کند. توجیه شرکت‌ها برای انجام این کار این است که اختصاص یافتن بخش اعظم فروش به محصول یا برند جدی نرخ بازگشت سرمایه را بیشتر افزایش می‌دهد. بااین‌حال، ممکن است استراتژی هدایت مشتریان در قیف فروش به سمت محصول جدید همواره درست از آب درنیامده و به شکست منجر شود. به‌عنوان‌مثال، گسترش برندهای اکتیو و اوه که هویت نسبتاً مشابهی در ذهن مخاطبان خلق کرده‌اند، می‌تواند مثال موفقی از Brand Cannibalization برای شرکت گلرنگ باشد.

در بازارهاي  پر از رقابت امروزي يكي از مهم‌ترین مطلوبيت­هاي مشتري در انتخاب يك محصول نام تجاري معتبر است. در بسياري از بازارها نام تجاري هويت ويژه­اي براي يك محصول می‌آفریند و کالاها را به گروه خاصي از جامعه پيوند می‌دهد. از نظر روانشناسي این‌گونه كالاها علاوه بر كاربرد ظاهري، براي مشتري تشخص و اعتماد به همراه دارند. ازاین‌رو مشتري آماده است بهاي متفاوتي براي آن بپردازد. تعريف انجمن بازاريابي آمريكا از نام تجاري بيان مي­دارد یک نام تجاري، به یک محصول یا خدمت ابعادی را اضافه می‌کند تا آن محصول یا خدمت را از سایرین متمایز گرداند. این تمایز می‌تواند کارکردی منطقی، یا ملموس و یا حتی غیرملموس داشته باشد.

در پایان می‌بایست به این موضوع اندیشید که چگونه برندها راه خود را در بازار پیدا می‌کنند. مسلماً با دانش موجود در خصوص برند سازی این موضوع اتفاقی یا ارگانیک نخواهد بود و بر پایه چارچوب و مدل‌های مشخصی که به آن برند سازی مکانیک گفته می‌شود، ایجاد می‌گردد. در شماره‌های آتی در خصوص روش‌های نفوذ برندها در قلب مشتریان و تسلط یافتن بر احساس مشتریان بیشتر صحبت خواهیم کرد.

 

نویسنده: محمدرضا مقیمی

پژوهشگر حوزه کسب‌وکار

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

پیش از بحران آماده آن باشیم.

 

وقتي در جامعه‌ای، بحراني بروز نموده و رفع می‌شود جمعي از محققان و پژوهشگران نسبت به عملكرد دولت و رفتار مردم از دیدگاه‌های مختلف مشغول به تحقيق می‌شوند كه چرا و چگونه اين بحران بروز نمود، كنترل شد و درنهایت بعد از صرف چه هزینه‌ای به حالت عادي بازگشتيم. حال كه همه‌چیز به روال عادي خود بازگشته است داوری‌ها شروع می‌شود و اما ها و اگر ها يكي پشت ديگري در روزنامه‌ها و سایت‌های مختلف خودنمايي می‌کند. چرا برخي دولت‌ها و ملت‌ها در خصوص برخي بحران‌ها از قبل آماده‌اند. آيا اصلاً می‌شود در مواجه با بحران آماده بود؟ چه بحران‌هایی قابل پیش‌بینی هستند و يا اصلاً بحران قابل پیش‌بینی وجود دارد.

وقتي صحبت از موجودي بنام انسان به ميان می‌آید لازم است به ريشه اين كلمه نیم‌نگاهی داشته باشيم. انسان در فارسی به معنی مفرد یک‌تن از مردمان است که ریشه در زبان اوستایی دارد و از واژه اوستایی انیسان به معنی داستان فراموش‌شده گرفته‌شده است. در عربی برگرفته‌شده از نسیان به معنی کسی که فراموش می‌کند و هم از واژه انس به معنی کسی که انس یافته است، می‌باشد که اصل این واژه در فارسی از زبان اوستایی و در عربی از زبان آشوری می‌باشد.

انسان موجودي است كه فراموش می‌کند. به عبارتی موجوداتي كه در لحظه زندگي می‌کنند و بسيار فراموش‌کارند. ولي چطور می‌شود همين انسان فراموش‌کار در جوامع مختلف در مواجه با بحران‌ها رفتارهای متفاوتي داشته باشد؟ مردم كشوري در زمان بروز زلزله طوري رفتار می‌کنند كه انگار بخشي از زندگي روزه آن‌ها زلزله است.

وقتي رفتار مردم ژاپن را در قبال بروز آنچه ما بحران می‌نامیم مشاهده می‌کنیم شك می‌کنیم كه اگر ما انسان فراموش‌کار هستيم پس آن‌ها كجاي كار قرار دارند؟ اشتباه نكنيد همه انسان‌ها فراموش‌کارند ولي برخي فراموش‌کارترند.

وقتي در كشوری زندگي می‌کنید كه جزیره‌ای است در وسط اقيانوس و هرروز زلزله، سونامي، آتش‌فشان بخشي از عوارض زندگي در چنين مكاني می‌باشد پس حالا كه نمی‌توان تمام رفتارهاي طبيعت را كنترل و پیش‌بینی كرد آيا نمی‌توان در زمان بروز آن رفتار درست را آموزش داد و كنترل كرد؟ نكته در اينجاست كه آن‌ها هم همانند دیگران‌اند با اين تفاوت بزرگ که موقعيت خود را درك کرده‌اند و پذیرفته‌اند كه از اين بحران‌ها ناگزیرند. پس خود و مردم جامعه را در رفتار مناسب با اين بحران‌ها آماده می‌نمایند. درست است كه انسان را توان مقابله به طبيعت نيست ولي آيا انسان توانايي پیش‌بینی و آمادگي محدود را نيز ندارد و يا در زمان بروز، امكان كنترل و بازگشت سريع به حالت عادي را می‌توان تمرين كرد. مردم جامعه نيز با اين سياست هم‌راستا می‌شوند و نتيجه مثبت آن را می‌بینند.

لذا است كه وقتي حادثه تروريستي پخش گاز سارين در مترو توكيو بروز می‌نماید همين كشور پيشرفته و آماده مقابله بحران نيز دچار سردرگمي می‌شود چون آمادگي خود را در برابر چنين حملاتي پیش‌بینی ننموده است و لازم است در روش‌های خود بازنگري و بروز رساني لازم را انجام دهد.

نظریه‌های سنتی مديريت نوآوري و تغيير نشان می‌دهد که مدیریت نظام‌مند، فعالیت ذهنی خطی با ساختار محکم است. مدیران احتمالاً تدوین و فرموله كردن اهداف را با دقت و وسواس فراواني انجام می‌دهند و با دقت تحت كنترل دارند.

اما بااین‌حال در دنیای واقعی، ممكن است مدیران هرگز اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری مناسب در لحظه را با توجه به شرايط پیش‌بینی‌نشده را نداشته باشند و همين مسئله آن‌ها را از اهداف از پيش طراحی‌شده خودشان دور نمايد. متغیرهای درگیر با برنامه‌های بلندمدت در این جهان همراه با تغییرات پر هرج‌ومرج، سردرگمی فراواني را براي تصميم گيران ايجاد می‌نماید.

  • کلید پیروزی مدیران و تصمیم گیران

ازاین‌رو لازم است مدیران ترکیبی از برنامه‌ریزی و بداهه را در تصمیم‌گیری‌هایشان داشته باشند. يعني با استفاده از خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در حين اجراي تصمیم‌گیری‌های در راستاي مديريت عدم قطعیت‌های اجتناب‌ناپذیر گام بردارند. هرچند اين رویکرد به مدیریت ممکن است با عنوان‌های خودسرانه و هوس‌باز به نظر آيد. ليكن درواقع، یک استراتژی بداهه نیاز به یک‌پایه محکم از رشته‌های عمومی از برنامه‌ریزی استراتژیک و مدیریت نوآوري موفق را دارد و سازمان بداهه‌نواز نوعي مديريت در تنش سالم بین نظم و انضباط و هنر را حفظ مي‌کند. به‌این‌ترتیب این سازمان می‌تواند با تمرکز بر اهداف بلندمدت با انعطاف‌پذیری كامل برای حل مشکلات خويش، خلاقانه به بهره‌برداری از فرصت‌ها و تبديل تهديدها به نعمت‌های غیرمترقبه اقدام ورزد.

 

مهندس حسين امیر احمدی

مدیر ایمنی و مهندسی عملیات مترو تهران