نوشته‌ها

نظریه مغز قلب(رویکرد روان‌تنی) (قسمت اول)

نظریه مغز قلب(رویکرد روان‌تنی)

(قسمت اول)

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

در ابتدا لازم است که مفهوم همدوسی را مطرح کنیم: همدوسی به معنای همبستگی، چسبیدن به یکدیگر یا اتصال و نیز سازگاری در یک سیستم است؛ بنابراین زمانی از سخنان و تفکرات آدمیان به‌عنوان همدوس یاد می‌کنیم که اجزای آن به خوبی با یکدیگر تناسب داشته باشند و اگر مفاهیمی بی‌معنا و بی‌احساس به زبان بیاورند یا ایده‌ها و نظراتی را ارائه دهند که در کل هیچ حسی را منتقل نکنند، ناهمدوس نامیده می‌شوند.

شبکه روان‌تنی: پس از استقبال فزاینده علم از نگرش سیستمی برای بررسی و تحلیل مسائل، این شناخت حاصل شد که عملکرد و کارکردهای ذهنی و احساسی همچون سایر عملکردهای فیزیولوژیکی، ریشه در فعالیت‌های سیستم‌ها دارند، مسیر‌های سازمان‌دهی شده‌ای که اندام‌ها و نواحی مختلف مغز و بدن را به یکدیگر پیوند می‌دهند. علاوه بر این، سیستم‌های ذهنی و احساسی ما نمی‌توانند منفک از فیزیولوژی ما در نظر گرفته شوند. بلکه باید به‌عنوان اجزای یکپارچه شبکه ارتباطی و پویا از فعالیت‌های متقابل در نظر گرفته شوند که ارگانیسم انسانی را دربرمی‌گیرند.

این ادراکات و یافته‌ها منجر به پیدایش و رشد شاخه‌ای جدید در مطالعات علمی تحت عنوان روان‌تنی گردید. روان‌تنی در ارتباط با روابط بین سیستم‌های فیزیولوژیک، شناختی و احساسی و رفتار انسانی است. امروز کاملاً آشکار گردیده‌ است که همه‌ی تفکرات، نگرش‌ها و احساسات، دارای پیامدهای‌ فیزیولوژیک می‌باشند و اینکه الگوهای فعالیت‌های فیزیولوژیکی، تأثیر مستمر بر تجارب احساسی و فرآیندهای فکری و رفتاری ما دارند.

در مراحل اولیه تحقیقات در موسسه هارت مث، هدف این بوده است که مشخص شود کدام یک از متغیرهای فیزیولوژیکی، بیشتر به تغییرات حالت‌های احساسی، حساس و وابسته هستند. با بررسی و تحلیل سنجش‌های متعدد فیزیولوژیکی دریافتند که الگوی ریتمیک فعالیت قلب، ارتباطی مستقیم با فعال‌سازی ذهنی حالت‌های احساسی متمایز دارد و اینکه الگوی ریتم قلب بازتاب‌کننده تغییرات در حالت‌های احساسی است و هم‌زمان با احساسات و هیجانات موجود، تغییر می‌کند.

درمجموع دریافتند که الگوی فعالیت قلب، شاخص فیزیولوژیکی معتبری برای تجارب احساسی است و همچنین اینکه این شاخص با تکرار در زمان‌های متفاوت و در جمعیت‌های مختلف پایایی دارد. تغییرات در الگوی ریتم قلب مستقل از سرعت ضربان قلب می‌باشد بدین معنی که ممکن است فردی با ضربان قلب تند یا کند، دارای الگوی همدوس یا ناهمدوس باشد؛ بنابراین ریتم ضربان قلب و نه سرعت آن است که با پویایی‌های احساسی و هم‌زمانی‌های فیزیولوژیکی، مستقیم‌ترین ارتباط را دارد.

بخش عظیمی از تحقیقات صورت گرفته در زمینه نوروبیولوژی (زیست‌شناسی عصبی) نشان می‌دهند که تأثیر احساسات مثبت، نقشی حیاتی را برای افراد بزرگ‌سال و بر پردازش شناختی، رفتار، سلامت و رفاه آن به اثبات رسانده‌اند. به نظر می‌رسد که احساسات مثبت دامنه ادراک‌ها، شناخت و رفتار را گسترش داده و به‌این‌ترتیب توانایی‌هایی چون خلاقیت را ارتقا می‌دهند. علاوه براین تجربه مداوم احساسات مثبت به انعطاف‌پذیری و رشد روانی منجر می‌شود. سرانجام نتایج نشان می‌دهد که استفاده از تکنیک‌های عملی آموزش چگونگی ایجاد و حفظ احساسات و نگرش‌های مثبت برای دوره‌های زمانی طولانی‌تر، پیامدهای سلامتی مثبتی را در پی دارد.

پس چنین برمی‌آید که احساسات مثبت پایداری همچون قدردانی، علاقه، شفقت و عشق، الگوی یکدست و سینوسی شکلی در ریتم قلب ایجاد می‌کنند و الگوهای همدوس ریتم قلب برای دوره‌های زمانی طولانی‌تری باقی می‌ماند که این خود به همگامی و هم‌زمانی بیشتر بین سیستم‌های متعدد بدن منجر می‌شود. ازآنجایی‌که این حالت با همبسته‌های رفتاری و روان‌شناختی و هم الگوهای خاصی از فعالیت فیزیولوژیکی در سرتاسر بدن همراه است، برای توصیف آن از واژه همدوسی روان‌تنی استفاده می‌شود. همچنین نتایج پژوهش‌ها حاکی از آن است که احساسات منفی چون ناکامی، عصبانیت، اضطراب و نگرانی، منتهی به الگوهای ریتم قلب ناهمدوسی می‌شود که به‌شدت متغیر و نامنظم هستند.

همبسته‌های فیزیولوژیکی حالت همدوسی شامل، هم‌زمانی بیشتر در سیستم عصبی خودکار (ANS)، تغییر تعادل خودکار به سمت افزایش فعالیت‌های پاراسمپاتیک، افزایش رزونانس عروقی و همگامی بین سیستم‌های نوسانی فیزیولوژیکی مختلف هستند.

تجربه حالت همدوسی، در سطح روان هم ازلحاظ کیفیت متمایز است. این حالت همراه با کاهش استرس، احساسات مثبت پایدار و درجه بالایی از شفافیت ذهنی و ثبات احساسی است. همچنین افراد در هنگام درگیر شدن در حالت همدوسی، به‌طور مکرر کاهش قابل‌ملاحظه‌ی گفت‌وگو‌های درون ذهنی، افزایش احساس آرامش و امنیت درونی، تصمیم‌گیری مؤثرتر، افزایش خلاقیت و درک شهودی بیشتر را گزارش کرده‌اند. در سطح روانی، واژه همدوسی به معنای درجات بالای نظم، هارمونی و ثبات در پردازش‌های ذهنی و احساسی است که طی این حالت تجربه می‌شود.

محرک‌های همدوسی: در ارتباط با محرک‌های همدوسی باید گفت که افراد می‌توانند به‌طور ارادی و از راه ایجاد، تنظیم و تثبیت یک حالت احساسی مثبت متمرکز بر قلب، همدوسی را برای دوره طولانی‌تری حفظ کنند. خودتنظیمی تجارب احساسی یکی از شرط‌های کلیدی برای ایجاد ارادی احساسات مثبت پایدار است. این احساسات پایدار، محرک تغییر الگوهای همدوسی فعالیت‌های فیزیولوژیکی هستند. خودتنظیمی احساسی شامل مدیریت لحظه‌به‌لحظه جنبه‌های متمایز تجارب احساسی است. یکی از این جنبه‌ها، خنثی کردن احساسات منفی، نامناسب یا معیوب است. از سوی دیگر لازم است که احساسات مثبت فعال‌شده، به‌گونه‌ای تنظیم شوند که در محدوده فرکانس تشدید احساساتی چون قدردانی، شفقت و عشق بمانند و نه اینکه در محدوده احساساتی مانند هیجان، وجد و شعف قرار گیرند که با الگوهای روان‌تنی بی‌ثبات‌تری همراه هستند.

مزایای همدوسی روان‌تنی:

برحسب عملکرد فیزیولوژیکی، همدوسی حالتی بسیار کارا است که مزایای متعددی را دربردارد. این مزایا شامل:

  1. تنظیم مجدد حساسیت گیرنده فشار که مرتبط با بهبود کنترل کوتاه‌مدت فشارخون و افزایش کارایی تنفس است.
  2. افزایش نقل و انتقالات اعصاب آوران واگ که در بازداری سیگنال‌های درد و جریان‌های سمپاتیک درگیر می‌باشند.
  3. افزایش بازده قلب همراه با افزایش کارایی در مبادلات مایعات، تصفیه و جذب بین مویرگ‌ها و بافت‌ها.
  4. افزایش کارکرد و توانایی سیستم قلبی-عروقی برای سازگاری با نیاز‌های گردش خون.
  5. افزایش هم‌زمانی موقتی سلول‌ها در سرتاسر بدن

به‌طورکلی افراد در هنگام همدوسی به علت کاهش اختلال‌های درونی اضافی و نامربوط که به‌واسطه پردازش احساسی و ذهنی استرس‌های روزمره ایجاد شده‌اند و هم به دلیل تغییر حالت ناشی از تجربه احساسات مثبت، به سمت هارمونی بیشتر در فرآیندهای بدنی، حسی از سلامت ذهنی تقویت‌شده را تجربه می‌کنند. بعضی اشخاص هم افزایش درک و شفافیت شهودی و کارایی در حل‌و‌فصل مشکلات زندگی را گزارش کرده‌اند.

درمجموع این یافته‌ها پیرامون همدوسی روان‌تنی، در اصل آنچه انسان در طی هزاران سال به‌طور شهودی درک کرده است را به اثبات می‌رساند و آن این است که احساسات مثبت نه تنها موجب احساس بهتری ازنظر ذهنی می‌شوند، بلکه افزایش عملکرد متوازن و هماهنگ سیستم‌های بدن را هم به همراه دارند. موضوع سلامت، رفاه و سرزندگی ما را توانمند کرده است و این توانایی را به ما می‌دهد تا با کارایی و اثربخشی بیشتری عمل کنیم.

۶الگوی متمایز از تغییرپذیری ضربان قلب:

 

 

درون دایره داخلی شش قسمت وجود دارد که هر یک گستره‌ای از احساسات تجربه‌شده در زندگی روزمره را تعیین می‌کنند. محدوده بیرون دایره‌ خارجی ۶ وضعیت فوق‌العاده را به تصویر می‌کشد که در آن‌ها تجارب احساسی شدید به این منجر می‌شوند که فعالیت سیستم‌های فیزیولوژیکی، عملکرد طبیعی فرد را به حالت‌های افراطی بکشانند. حالت‌های احساسی منفی می‌توانند منجر به خستگی و فرسایش احساسی و تحلیل و ذخایر فیزیولوژیک منجر شوند. در مقابل حالت‌های احساسی مثبت با افزایش کارایی و نوسازی روان‌تنی همراه هستند.

همان‌طور که مشخص است، واژه روان‌تنی از دو جز روانی و فیزیولوژیکی تشکیل شده است. دو بعد در پدیده تعامل روا‌ن‌تنی پایه و اساس لازم برای تفکیک انواع تجارب احساسی را در سنخ‌شناسی فراهم می‌کنند. یکی از ابعاد، میران برانگیختگی احساسی(بالا به پایین) است که در ظاهر با توازن سیستم عصبی خودکار(ANS) تغییر می‌کند. بعد دوم والانس احساسات (مثبت یا منفی) است و فرض می‌شود که والانس احساسات با میزان فعال شدن محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال(HPA) که رهاسازی کورتیزول را در خون کنترل می‌کنند، تغییر می‌کند.

با  مرتب کردن برحسب میزان برانگیختگی و والانس احساسات و با چرخش در جهت عقربه‌های ساعت در شکل با احساسات آشنایی روبه‌رو می‌شویم این احساسات با عناوین شادی-هیجان-عشق-قدردانی-رضایت- آرامش-، غم-بی‌احساسی-، ناکامی-تنفر و عصبانیت-اضطراب نامیده می‌شوند. در مرکز دایره در محدوده کوچکی که فصل مشترک دو محور را احاطه کرده است، منطقه بی‌تفاوتی احساسی قرار دارد. این منطقه اغلب زمانی تجربه می‌شود که فرد ازنظر ذهنی درگیر انجام فعالیتی شناخته‌شده یا یک وظیفه عادی و معمولی است.

در ادامه تلاش خواهد شد تا شما را با همزمانی قلب و مغز و مرکزیت قلب در شبکه روان‌تنی و همچنین رویکرد سیستمی به پدیده‌های روان‌تنی آشنا کرد.

برگرفته از کتاب نظریه مغز قلب، نگاهی نوین به نقش قلب در کیفیت شهود کارآفرینان، تالیف دکتر رولین مک‌کراتی و همکاران

 

 

کارآفرینی معرفی و ارائه یک کالای جدید دانشگاه کیست – کره جنوبی University of Kaist

کارآفرینی معرفی و ارائه یک کالای جدید

دانشگاه کیست کره جنوبی

University of Kaist

 

 

هرچند کره به سرزمین صبح آرام معروف است، ولی نام مناسب­تر این کشور سرزمین ۱۰۰۰۰ دانشگاه است. حتی کوچک­ترین شهرها دارای یک دانشگاه هستند و بزرگ­ترین شهرها نیز چند دانشگاه را در خود جای داده­اند. سئول به‌تنهایی دارای بیش از ۳۶ دانشگاه است و همچنان کره به‌عنوان مرکز توسعه­ فناوری شناخته می­شود و با سرعت در سراسر جهان گسترش می­یابد، دانشجویان خارجی­ بیشتری تصمیم به تحصیل در این دانشگاه‌ها می‌گیرند و تجارت، مهندسی و حتی مطالعات کره­ای، رشته‌های موردنظر این افراد برای تحصیل هستند.

دانشگاه KAIST، در منطقه Daedeko Innopolis، شهر “Daejeon” در کره جنوبی واقع شده است. این دانشگاه توسط دولت کره در سال 1971، به‌عنوان اولین مؤسسه پژوهشی ملی با هدف علوم و مهندسی تأسیس شد. در رده‌بندی “The QS-The Times World University Ranking” دانشگاه KAIST، در سال 2009، رتبه 69 را در جهان و رتبه 21 را در تکنولوژی به دست آورد. در آخرین رده‌بندی انجام‌شده، توسط “QS World University Ranking”، در سال 2011، دانشگاه رتبه 90 را در جهان و رتبه 27 را در مهندسی و فن‌آوری اطلاعات (IT) به دست آورد.

دانشگاه KAIST، از طریق سرمایه‌گذاری دولت تأسیس شده است و پرسنل آن مهندسین بااستعداد علوم و تکنولوژی کره‌ای می‌باشند که در آمریکا تحصیل کرده‌اند. از همان آغاز، این دانشگاه هم‌روی تئوری و هم‌روی تحقیقات کاربردی تأکید داشت. دانشگاه KAIST، به سمت تبدیل‌شدن به بهترین مرکز پروژه‌های تحقیق و توسعه در کره پیش می‌رود. این دانشگاه در انجام 540 تحقیق دانشگاهی، با صنایع و آکادمی‌های جهان همکاری کرده است. دانشگاه به دانشجویان خارجی کمک‌هزینه تحصیلی اعطا می‌کند.

کتابخانه این دانشگاه در سال 1971 تأسیس و در مارس 1993 مجدداً بازسازی شد و در محل فعلی خود آغاز به کار نمود. این کتابخانه شامل کتابخانه اصلی، کتابخانه بخش کارشناسی، کتابخانه کالج کسب‌وکار و کتابخانه پردیس مونجی است. کتابخانه بی‌وقفه در حال فعالیت است تا بتواند امکان دسترسی به اطلاعات فنی مطلوب، زیرساخت اطلاعات قابل‌اطمینان و تبادل فعال اطلاعات دانشگاهی با سایر مؤسسات را فراهم آورد.

 

 

رئیس دانشگاه KAIST، “Nampyo Suth” در زمینه تکنولوژی بسیار قوی می‌باشد، “soon-Heung Chang” که دانشمند هسته‌ای است، معاون دانشگاه و “Ji-Wonyang” که مهندس شیمی است، به‌عنوان نایب‌رئیس دانشگاه فعالیت می‌کند. بسیاری از استادان این دانشگاه، از مؤسسات آموزش عالی آمریکا فارغ‌التحصیل شده‌اند. دانشگاه در بسیاری از برنامه‌های بین‌المللی، با دانشگاه‌های برجسته اروپایی و آسیایی همکاری دارد و عضو انجمن تحقیقاتی آسیای شرقی (Association of East Asian Research University) ) می‌باشد.

دانشگاه KAIST همچنین در آموزش کسب‌وکار بین‌المللی شناخته شده است و جایگاه بالایی دارد. در سال 2013 این دانشگاه دارای حدود 10200 دانشجوی تمام‌وقت و 1140 محقق و بودجه کل آن 765 میلیون دلار بوده که 459 میلیون دلار آن از قراردادهای تحقیقاتی است. از سال 1980 تا 2008، این دانشگاه به‌عنوان یک مؤسسه علمی و فنی در کره جنوبی شناخته ‌شد که در سال 2008، با کوتاه شدن نام خود، به‌اختصار، “KAIST” نام‌گذاری شد.

در سال 2007، دانشگاه KAIST برنامه‌های مبادلات دانشجویی را با دانشگاه‌های برجسته جهان آغاز کرد تا برای دانش‌آموزان فرصت‌های مختلف تحصیلی را فراهم سازد و مبادلات دانشگاهی را تقویت کند؛ در این راستا با دانشگاه‌های صنعتی دانمارک، دانشگاه کارنیگه، مؤسسه فناوری گرجستان، دانشگاه صنعتی برلین و دانشگاه صنعتی مونیخ آلمان همکاری کرده است.

با در نظر گرفتن نیاز ملل به منابع انسانی نخبه در زمینه علم و فناوری، دانشگاه KAIST برای حمایت از صنعتی شدن و به‌عنوان بخشی از برنامه توسعه اقتصادی کشور کره جنوبی، تأسیس شد. برای برآورده کردن نیاز استعدادها به ادامه تحصیل و جلوگیری از فرار مغزها، نیاز به دانشکده‌های سیستماتیک تحصیلات تکمیلی در رشته‌های علوم پایه و مهندسی بود. این دانشگاه به‌عنوان اولین دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم و فناوری کشور با تمرکز بر روی تحقیق، آغاز به کار کرد.

 

دریافت پذیرش در KAIST براساس معدل کلی، نمرات ریاضی و علمی، توصیه‌نامه‌های اساتید پیشین، انگیزه‌نامه تحصیلی، اظهارات شخصی و سایر اطلاعاتی است که برتری دانشجو را نسبت به دیگر دانشجویان نشان می‌دهد. در دانشگاه  KAIST بورس تحصیلی کامل به تمام دانشجویان ازجمله دانشجویان خارجی در دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داده می‌شود. علاوه بر این، بسیاری از دوره‌ها به زبان انگلیسی ارائه می‌شود و طبق رتبه‌بندی ملی JoongAng، بیش از 80 درصد از دوره‌های اصلی در KAIST به زبان انگلیسی ارائه می‌شود.

این دانشگاه با کمک قانونی خاص خود، دارای سیستم آموزشی مستقل و انعطاف‌پذیر است درحالی‌که سایر کالج‌ها و دانشگاه‌های کره جنوبی ملزم به پذیرش برنامه تحصیلی تهیه‌شده توسط دولت هستند.

دانشجویان کارشناسی می‌توانند از طریق “سیستم رشته باز” در دانشگاه ثبت‌نام کنند و این امکان را داشته باشند که پس از گذراندن سه ترم از کلاس‌ها با در نظر گرفتن علاقه خود رشته‌ای را انتخاب کنند که متناسب با توانایی آن‌ها باشد. علاوه بر این دانشجویان کارشناسی می‌توانند هر زمان از تحصیل خود، رشته تحصیلی خود را تعویض کنند. دانشگاه KAIST همچنین با برگزاری دوره‌های ترکیبی فوق و دکترا، فارغ‌التحصیلان متعددی در این مقاطع داشته است. در این دوره‌ها دانشجویان برای فارغ‌التحصیلی باید تعداد مشخصی مقاله در مجلات مطرح علمی-بین‌المللی به چاپ برسانند.

دانشگاه KAIST به 6 کالج، 2 مدرسه و 33 دانشکده/ بخش، تقسیم‌بندی شده است. دانشگاه KAIST همچنین دارای سه مؤسسه وابسته ازجمله مؤسسه مطالعات پیشرفته کره (KIAS)، مرکز ملی NanoFab (NNFC) و آکادمی علوم کره (KSA) است.

این دانشگاه جهت ایجاد فضایی برای طرح ایده‌های مختلف دانشجویان، ارتباط مداوم آن‌ها با یکدیگر و امکان تجاری‌سازی این ایده‌ها تأسیس شده است تا امکان تحقق این رؤیا را برای کلیه اعضاء فراهم کند. تقویت ارتباط بین دوره‌های آموزشی و برنامه‌های موجود به‌منظور تسریع در آموزش و انتقال روح کارآفرینی و فناوری است.

 

دانشگاه امکان ارائه خدمات مشاوره از طریق ارتباطات کارآفرینی به کارآفرینان و استادانی که کسب‌وکاری را ایجاد کرده‌اند، فراهم کرده است. این ارائه خدمات مشاوره یک مرحله‌ای برای شرکت‌های دانش‌بنیان بوده تا آن‌ها را به سطح جهانی برساند. این حمایت‌ها با در نظر گرفتن بودجه به انکوباتورها و از طریق شتاب‌دهنده‌های حرفه‌ای است. دانشگاه KAIST برنامه‌های کاربردی مانند سخنرانی و بحث آزاد در خصوص کارآفرینی را در برنامه‌های خود قرار داده است تا به ارتباط ایده‌ها با بخش صنعت و کارخانه‌ها و تولید نمونه‌های اولیه محصول کمک ‌نماید.

دانشگاه از سرمایه‌گذاری، بازاریابی، طراحی، حقوق مالکیت معنوی، قانون‌گذاری، مالیات/حسابرسی و سایر موضوعات مرتبط با کارآفرینی، پشتیبانی و حمایت می‌کند.

 

 

آزیتا جهانبخش پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

 

 

مدل‌های فرآیند توسعه محصول جدید: (مدل معروف: STAGE-GATE)

 مدل‌های فرآیند NPD: (مدل معروف: STAGE-GATE)

 

 در ادامه بحث NPDدر شماره‌ی قبلی در مورد موفقیت و شکست NPD صحبت شد در این شماره سعی شده تا نمونه‌هایی‌ از مدل‌های توسعه محصول جدید معرفی شوند؛ زیرا علاوه بر تعداد بسیار زیاد آن‌ها شباهت‌هایی نیز بین آن‌ها وجود دارد.

برای مدیریت فرآیند توسعه محصولات جدید مدل‌های زیادی از سوی افراد دانشگاهی و یا کارشناسان شرکت‌ها ارائه شده است. تمامی این مدل‌ها سعی دارند چارچوبی برای کمک به درک فرآیند توسعه محصول جدید به دست آورند. یافته‌های محققین این رشته در طول بیش از چهار دهه نشان می‌دهد که یک مدل جامع برای همه فرآیندهای توسعه محصول که مناسب همه شرکت‌ها و مدیران مسئول آن‌ها باشد و یا از انعطاف و انطباق کامل با شرایط سازمان‌ها برخوردار می‌باشد، وجود ندارد.

  • فرایند توسعه محصول جدید از دیدگاه ناسا:
  • آنالیز اولیه (فاز اول)
  • تعریف (فاز دوم)
  • طراحی (فاز سوم)
  • عملیات (فاز چهارم)
  • فرآیند توسعه محصول جدید از دیدگاه بوزآلن و همیلتون:
  • توسعه استراتژی
  • توسعه محصول جدید
  • تولید ایده
  • بازنگری و ارزیابی
  • آنالیز کسب‌وکار
  • آزمایش
  • تجاری‌سازی
  • مدل توسعه محصول مرحله- دروازه کوپر (مدل STAGE-GATE):

مدل کوپر یکی از مشهورترین مدل‌های تجاری‌سازی است و به مدل فرآیندی مرحله-دروازه معروف است. دلیل نام‌گذاری این مدل (مرحله-دروازه) این است که در هر یک از فرآیندهای مدل، حتی دقیق‌ترین جزییات نیز تنظیم می‌شوند و درمجموع دارای یک خصوصیت ارگانیک و پویاست. به‌عبارتی‌دیگر فرآیند مرحله-دروازه یک نقشه راه عملیاتی شده برای هدایت پروژه‌های محصولات جدید از مرحله ایده تا مرحله تحویل آن به بازار است. استفاده از این مدل باعث افزایش کارایی و تسریع عملکرد پروژه می‌شود، به‌طوری‌که از پیش، وظایف اصلی هر مرحله را تعیین و به بررسی نتایج پیشرفت می‌پردازد. مشخصه اصلی این مدل تخصیص حمایت‌های توسعه‌ای به‌صورت کارا است، زیرا هر فرآیند شامل مراحل و ورودی‌هایی می‌شود که پیشرفت پروژه را مشخص می‌سازد. کوپر ارائه‌کننده 13 مرحله در یک مدل می‌باشد که درنتیجه جداسازی فعالیت‌هایی نظیر تحقیقات بازار و آنالیز کسب‌وکار می‌باشد.

در این مدل مرحله جایی است که در آن اقدام به وقوع می‌پیوندد و دروازه نیز جایی است که در آن اتخاذ تصمیم در خصوص ادامه با عدم ادامه مسیر توسعه صورت می‌گیرد. مرحله اصلی و نقاط تصمیم‌گیری در مدل مرحله-دروازه عبارت‌اند از:

 

مرحله صفر: ایده‌پردازی تصمیم اول: غربال ایده
مرحله یک: بررسی اولیه تصمیم دوم: غربال ثانویه
مرحله دوم: بررسی تفصیلی تصمیم سوم: اقدام برای توسعه
مرحله سوم: توسعه تصمیم چهارم: اقدام برای تست
مرحله چهارم: انجام تست و معتبرسازی تصمیم پنجم: اقدام برای تجاری‌سازی
مرحله پنجم: تولید صنعتی و ورود به بازار

 

شش مرحله مدل کوپر:

  1. جمع‌بندی ایده‌ها: جمع‌آوری و ذخیره‌سازی ایده‌ها
  2. مفهوم دهی به ایده‌ها: ارزیابی و تجزیه‌وتحلیل فنی، مالی و ارزیابی مقدماتی ایده در بازار
  3. انتخاب بهترین ایده: ارائه برنامه مناسب، آزمون برنامه، ارائه برنامه مدیریتی، مالی، برنامه تولید و جلسات منظم بررسی و گزارش‌دهی تیم توسعه محصول
  4. توسعه ایده: تنظیم جزئیات برنامه‌ها شامل برنامه بازاریابی، جزئیات برنامه تولید، مالی و آمادگی برای تولید
  5. آزمون بازار: برنامه دقیق بازاریابی با آمیخته‌های مناسب، جمع‌بندی تجزیه‌وتحلیل مالی؛ و پیش‌بینی‌های آتی برای محصول در بازار
  6. تجارتی کردن: اجرای برنامه بازاریابی منظم برای تولید در بازارهای هدف و تعدیل برنامه‌های قبلی و اجرای برنامه‌های اقتضایی مناسب در طول دوره عمر محصول توسط تیم توسعه

 

 

 

دیگر مدل‌های اجرایی در فرآیند توسعه محصول جدید:

۱-مدل پورتر:

استراتژی رقابتی: شامل اقداماتی برای جذب مشتری، مقاومت در برابر فشارهای رقابتی، تقویت و استحکام موقعیت بازار شرکت، می‌باشد. تعاریف زیادی از استراتژی رقابتی وجود دارد که پورتر در سال 1990 این استراتژی‌ها را در قالب سه استراتژی تمایز، تمرکز و رهبری مطرح کرده است:

۱-۱ استراتژی رهبری هزینه: برتری رقابتی مستمر و پایدار نسبت به رقبا با استفاده از اهرم کاهش هزینه‌ها به‌عنوان مبنایی برای کاهش هزینه‌ها نسبت به رقبا و به دست آوردن سود یا به دست آوردن تفاوت سود بیشتر با توجه به بهای موجود استفاده می‌شود. هدف از این استراتژی کسب برتری در رقابت از طریق تولید محصول با کمترین هزینه ممکن نسبت به رقبا است.

۲-۱ استراتژی‌های تمایز: دومین استراتژی پیشنهادی پورتر ارائه محصولی ویژه است؛ یعنی کسب مزیت رقابتی از طریق تولید محصولی که از دیدگاه مشتریان، در مقایسه با محصولات مشابه دیگر، منحصربه‌فرد باشد.

۳-۱ استراتژی‌های تمرکز: آخرین استراتژی پیشنهادی پورتر تمرکز در بخش معینی از بازار برای محدود کردن دامنه رقابت است. با محدود شدن دامنه فعالیت، امکان متمرکز کردن منابع میسر و یک برتری رقابتی نسبت به رقبا ایجاد می‌شود.

۲-مدل رقابتی آنسف:

این مدل برای استراتژی جانشینی محصول با توجه به مأموریت شرکت در محیط رقابتی پیشنهاد شده است. این استراتژی‌ها به ترتیب عبارت‌اند از:

۱-۲ نفوذ در بازار: این نوع استراتژی برای نفوذ در لایه‌های نفوذ نیافته بازار یا افزایش سهم بازار موجود صورت می‌گیرد.

۲-۲ توسعه بازار: زمانی به کار گرفته می‌شود که مدیران به فکر بازارهای جدید باشند که با تکیه‌بر تحقیقات بازاریابی در مکان‌های دیگر توان عرضه کالا را می‌سنجند.

۳-۲ توسعه محصول: مدیران در شرکت‌ها، با همکاری گروه‌ها و تیم‌های متخصص، برای تغییر در محصول، ایده‌های نو را در توسعه محصولات اعمال می‌کنند که نهایتاً در بسته‌بندی، رنگ و شکل، تغییراتی داده می‌شود یا باعث تغییرات کلی در محصول می‌شود که اغلب این محصولات به بازار فعلی عرضه می‌شوند. این استراتژی توسعه محصول نامیده می‌شود.

۴-۲ متنوع‌سازی: این نوع استراتژی آخرین و ریسک‌پذیرترین استراتژی آنسف است که با توجه به‌شدت رقابت در محصولات مشابه دیگر، توسعه در محصول، مزیت ویژه‌ای برای شرکت‌ها ایجاد نمی‌کند. ازاین‌رو، مدیران تصمیم به تولید محصولات جدید برای بازارهای جدید با توجه به استراتژی‌های ادغام افقی، عمودی، کاهش، ثبات یا سیاست متنوع‌سازی محصول، می‌گیرند.

۳-مدل نقشه راه محصول:

یکی از ابزارهای قدرتمند توسعه محصول است. مدیران هوشمند از این فرایند استفاده می‌کنند تا میان کارها هماهنگی ایجاد کنند و دیدی انتقادی به خط تولید پیدا کنند.

۴-مدل گسترش کارکرد کیفیت:

در فرایند گسترش کارکرد کیفیت در فرایند طراحی محصول با استفاده از تکنیک گسترش کارکرد کیفیت به‌محض شناسایی و تعیین نیازمندی‌های مشتریان نسبت به لحاظ کردن خواسته‌های آن‌ها در طراحی محصول اقدام می‌شود. در فرآیند، خواسته‌های ذهنی مشتریان به زبان فنی- مهندسی در سازمان تبدیل می‌شود.

۵-مدل استراتژی سازگاری محصول جدید با مهارت‌های تحقیق و توسعه‌ای:

یکی از راه‌های ایجاد محصول جدید در شرکت‌ها بهره‌گیری از واحد تحقیق و توسعه است. با توجه به افزایش هزینه‌های مربوط به ایجاد کالاهای جدید، شرکت‌ها ترجیح داده‌اند به‌جای تولید کالاهای جدید، از انواع برندهای موجود تقلید کنند. چنانچه فعالیت‌های تحقیق و توسعه شرکت، چنان قوی باشند که بتواند ایده‌ها و طرح‌های جدیدی ارائه کند به‌احتمال قوی شرکت در مسیر تولید کالاهای جدید موفق خواهد بود. شرکتی که چند طرح تولید محصول جدید را در اختیار داشته باشد، طرحی را با موفقیت به مرحله تولید می‌رساند که متناسب با فعالیت‌ها و توانایی‌های تحقیق و توسعه‌ آن شرکت باشد. شرکتی که فعالیت‌های تحقیق و توسعه خود را فقط در حد بهبود محصول متمرکز کرده باشد، شاید اقدام به طراحی محصولی کاملاً جدید را محال بداند.

در پایان براساس مطالعه­ای که به‌تازگی روی فرایند توسعه­ی محصولات جدید در منابع مختلف صورت گرفت، نزدیک به 60% از شرکت­ها از فرایند مرحله – دروازه کوپر برای هدایت فعالیت­های توسعه­ای خود درزمینه‌ی محصولات جدید بهره می­برند.

*** عکس شماره 1***

لطفا عکس در این محل الصاق شود

توسعه

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

برندی که شما نامیده می‌شوید؟ برند شخصی (قسمت چهارم)

برندی که شما نامیده می‌شوید؟

برند شخصی (قسمت چهارم)

 

 

همان‌طور که می‌دانید برند شخصی یعنی هر شخص شامل مجموعه‌ای از مهارت‌ها است. برند شخصی بیانگر یک ایده بزرگ یا یک سیستم اعتقادی- نگرشی است که برای سایر افراد متمایز و جذاب است. در این شماره قصد دارم شما را با مؤلفه‌های برند شخصی آشنا نمایم. دفتر یادداشتی برداشته و به سؤالات زیر پاسخ دهید. کونل (2009) برند شخصی را با شش جزء ارائه نمود این اجزاء پایه‌هایی هستند که افراد، برند شخصی‌شان را روی آن‌ها بنا می‌کنند. آن‌ها افتراق فرد را پررنگ نموده و هنگامی‌که تعریفی از ماهیت برند شخصی‌اش ارائه می‌کند، صحت آن را تضمین می‌کند. این اجزاء عبارت است از:

ویژگی‌ها: در این قسمت شما باید ویژگی‌های فیزیکی خویش را توصیف کنید. این‌که شما خود را چگونه می‌بیند و دیگران شما را چگونه می‌بینند. ازنظر فیزیکی چه چیز در مورد شما متمایز است که شما را از دیگران متفاوت می‌سازد.

مزایا: توضیح اینکه مردم در معاشرت با شما چه احساسی دارند.

ارزش‌ها: چه ارزش‌هایی بیشترین اهمیت را برای شما دارند. این ارزش‌ها در طی تربیت و تجارب زندگی شکل می‌گیرند و شما در طی آن‌ها، ازآنچه که به‌عنوان درست و غلط در جهان می‌بینید، بیشتر آگاه می‌شوید.

تجربه: اینکه شما در چه مواردی خوب عمل می‌کنید و در زندگی شخصی یا کاری‌تان چه‌کاری انجام داده‌اید که می‌توانید به آن استناد کنید.

رفتارها: اینکه شما از چه چیزهایی صحبت کرده و آن‌ها را انجام می‌دهید. آیا رفتارهای شما پایدار است.

شخصیت: ویژگی‌های شخصیتی شما چیست و خود شما و دیگران، شمارا چگونه توصیف می‌کنند.

حال به چک‌لیست زیر پاسخ دهید.

 

 

 

 

 

ویژگی‌ها

دیگران شمارا چه ازنظر فیزیکی و چه ازنظر احساسی چگونه می‌بینند که باعث متمایز ساختن شما از سایرین می‌شود؟

شخصیت

خصوصیات فردی شما چیست؟ خودتان را چگونه توصیف می‌کنید؟

رفتارها

چیزهایی که می‌گویید و انجام می‌دهید کدام‌اند؟

به موقعیت‌های خاص چگونه واکنش نشان می‌دهید؟

ماهیت برند شخصی
ارزش‌ها

آنچه شمارا عزیزترین و باارزش‌ترین نگه می‌دارد، اصولی که بیشتر از دیگران به آن‌ها اعتقاددارید، نام ببرید.

تجربه

چه می‌دانید؟

در چه زمینه‌های شخصی و حرفه‌ای موفق بوده‌اید؟

مزایا

افراد به خاطر تجربه‌هایی که با شما داشته‌اند چه احساسی دارند؟

شما برای آن‌ها چه منافعی دارید؟

 

برندسازی شخصی به‌طورمعمول با ایجاد فهرستی از ویژگی‌ها، اعتقادات، ارزش‌ها و انگیزه‌هایی آغاز می‌شود که افراد از طریق آن‌ها خود را در یک نقش تعریف می‌کنند. هویت برند شخصی بر مبنای ویژگی‌های درونی و ذاتی فرد که باید تبدیل به برند شوند و نیز عوامل بیرونی شامل روابط فرد با دیگران، می‌باشد. برند شخصی یک فرآیند از درون به بیرون است که بر مبنای نقاط قوت و ویژگی‌های متمایز فرد در مقایسه با دیگران می‌باشد.

جایگاه‌یابی برند شخصی. برند افراد نیازمند جای گرفتن در ذهن مصرف‌کنندگان (دیگران) را دارد. جایگاه‌یابی برند، تلاش‌های ارتباطات بازاریابی است که به‌طور فعالانه در ارتباط با هویت برند فرد و برای بازار هدف مشخصی انجام می‌شود. برندسازی شخصی بر محور ترویج خود[1] است. افراد جایگاه‌یابی برند را برای برجسته ساختن ویژگی‌های مثبت خود که برای مخاطبان بازار هدف ارزشمند است و به‌طور هم‌زمان برای متمایز ساختن خود از دیگر افراد در بازار به کار می‌گیرند. در مورد برندسازی شخصی، جایگاه‌یابی برند از طریق معرفی خود[2] اتفاق می‌افتد. بنا به دیدگاه نمایش‌پردازی[3]، عملکرد بازیگر، ترکیبی از آثار مصنوعی[4]، رفتارهای غیرکلامی و تاکتیک‌های کلامی است که توسط انگیزه‌های تعاملی او تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

 

 

ابزارهای ساخته‌شده.: مجموعه‌ای از فعالیت‌های مرتبط با نگارش شرح زندگی شخصی خود توسط خود فرد، وجود دارند و نیز ابزارهای بسیاری می‌توانند برای مدیریت و کنترل اطلاعات در مورد پتانسیل‌های فرد مورداستفاده قرار گیرند مانند رزومه و نامه درخواست که شیوه‌ای برای نمایش شواهدی از مهارت‌ها و قابلیت‌های فرد فراهم می‌سازد.

ظاهر شخصی: ظاهر به سطح بهداشت، نظافت شخصی و لباس مناسب فرد اشاره دارد. هنجارهای خاصی در مورد لباس حرفه‌ای و سطح پاکیزگی وجود دارد که عموماً مورد انتظار است. افراد از ظاهر به‌عنوان بخشی از شیوه ایجاد تصویر خود در محیط کار استفاده می‌کنند. ظاهر حرفه‌ای می‌تواند تلاشی آگاهانه به‌منظور معرفی خود را منعکس سازد که برای تأثیرگذاری بر برداشت دیگران از فرد در محیط کار، مورداستفاده قرار می‌گیرد.

شیوه تعامل: شیوه تعامل شامل نگرش‌هایی است که فرد در تلاش برای تأثیرگذاری بر دیگران جهت ایجاد برداشتی خاص در مورد او، به آن‌ها منتقل می‌کند. یکی از شیوه‌های بسیار رایج برای انتقال نگرش‌ها، ارتباطات غیرکلامی است؛ یعنی شیوه‌ای ارتباطی که از واژگان گفتاری استفاده نمی‌کند. این شیوه‌ها شامل اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن، حالات صورت و زبان بدن می‌باشد و می‌تواند انواع زیادی از اطلاعات را منتقل کند.

رفتارهای کلامی: نشانه‌های ارتباط کلامی می‌تواند به دوطبقه گسترده از تاکتیک‌ها تقسیم شود: تاکتیک‌های مدعی و دفاعی. افراد از تاکتیک‌های مدعی برای ایجاد تصویری استفاده می‌کنند که قابلیت‌های موردنظر را ترویج می‌کند، درحالی‌که تاکتیک‌های دفاعی به‌منظور حفاظت یا اصلاح تصویر فرد مورداستفاده قرار می‌گیرند (بهانه‌ها، توجیه‌ها و عذرخواهی‌ها).

 

 

[1] Promotion of the self

[2] Self presentation

[3] Artifactuals

[4]

دکتر شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

Interation motives

 

 

مدل‌های فرآیند توسعه محصول جدید: (مدل معروف: STAGE-GATE)

 مدل‌های فرآیند توسعه محصول جدید: (مدل معروف: STAGE-GATE)

 

 

در ادامه بحث NPDدر شماره‌ی قبلی در مورد موفقیت و شکست NPD صحبت شد در این شماره سعی شده تا نمونه‌هایی‌ از مدل‌های توسعه محصول جدید معرفی شوند؛ زیرا علاوه بر تعداد بسیار زیاد آن‌ها شباهت‌هایی نیز بین آن‌ها وجود دارد.

برای مدیریت فرآیند توسعه محصولات جدید مدل‌های زیادی از سوی افراد دانشگاهی و یا کارشناسان شرکت‌ها ارائه شده است. تمامی این مدل‌ها سعی دارند چارچوبی برای کمک به درک فرآیند توسعه محصول جدید به دست آورند. یافته‌های محققین این رشته در طول بیش از چهار دهه نشان می‌دهد که یک مدل جامع برای همه فرآیندهای توسعه محصول که مناسب همه شرکت‌ها و مدیران مسئول آن‌ها باشد و یا از انعطاف و انطباق کامل با شرایط سازمان‌ها برخوردار می‌باشد، وجود ندارد.

  • فرایند توسعه محصول جدید از دیدگاه ناسا:
  • آنالیز اولیه (فاز اول)
  • تعریف (فاز دوم)
  • طراحی (فاز سوم)
  • عملیات (فاز چهارم)
  • فرآیند توسعه محصول جدید از دیدگاه بوزآلن و همیلتون:
  • توسعه استراتژی
  • توسعه محصول جدید
  • تولید ایده
  • بازنگری و ارزیابی
  • آنالیز کسب‌وکار
  • آزمایش
  • تجاری‌سازی
  • مدل توسعه محصول مرحله- دروازه کوپر (مدل STAGE-GATE):

مدل کوپر یکی از مشهورترین مدل‌های تجاری‌سازی است و به مدل فرآیندی مرحله-دروازه معروف است. دلیل نام‌گذاری این مدل (مرحله-دروازه) این است که در هر یک از فرآیندهای مدل، حتی دقیق‌ترین جزییات نیز تنظیم می‌شوند و درمجموع دارای یک خصوصیت ارگانیک و پویاست. به‌عبارتی‌دیگر فرآیند مرحله-دروازه یک نقشه راه عملیاتی شده برای هدایت پروژه‌های محصولات جدید از مرحله ایده تا مرحله تحویل آن به بازار است. استفاده از این مدل باعث افزایش کارایی و تسریع عملکرد پروژه می‌شود، به‌طوری‌که از پیش، وظایف اصلی هر مرحله را تعیین و به بررسی نتایج پیشرفت می‌پردازد. مشخصه اصلی این مدل تخصیص حمایت‌های توسعه‌ای به‌صورت کارا است، زیرا هر فرآیند شامل مراحل و ورودی‌هایی می‌شود که پیشرفت پروژه را مشخص می‌سازد. کوپر ارائه‌کننده 13 مرحله در یک مدل می‌باشد که درنتیجه جداسازی فعالیت‌هایی نظیر تحقیقات بازار و آنالیز کسب‌وکار می‌باشد.

در این مدل مرحله جایی است که در آن اقدام به وقوع می‌پیوندد و دروازه نیز جایی است که در آن اتخاذ تصمیم در خصوص ادامه با عدم ادامه مسیر توسعه صورت می‌گیرد. مرحله اصلی و نقاط تصمیم‌گیری در مدل مرحله-دروازه عبارت‌اند از:

 

مرحله صفر: ایده‌پردازی تصمیم اول: غربال ایده
مرحله یک: بررسی اولیه تصمیم دوم: غربال ثانویه
مرحله دوم: بررسی تفصیلی تصمیم سوم: اقدام برای توسعه
مرحله سوم: توسعه تصمیم چهارم: اقدام برای تست
مرحله چهارم: انجام تست و معتبرسازی تصمیم پنجم: اقدام برای تجاری‌سازی
مرحله پنجم: تولید صنعتی و ورود به بازار

 

شش مرحله مدل کوپر:

  1. جمع‌بندی ایده‌ها: جمع‌آوری و ذخیره‌سازی ایده‌ها
  2. مفهوم دهی به ایده‌ها: ارزیابی و تجزیه‌وتحلیل فنی، مالی و ارزیابی مقدماتی ایده در بازار
  3. انتخاب بهترین ایده: ارائه برنامه مناسب، آزمون برنامه، ارائه برنامه مدیریتی، مالی، برنامه تولید و جلسات منظم بررسی و گزارش‌دهی تیم توسعه محصول
  4. توسعه ایده: تنظیم جزئیات برنامه‌ها شامل برنامه بازاریابی، جزئیات برنامه تولید، مالی و آمادگی برای تولید
  5. آزمون بازار: برنامه دقیق بازاریابی با آمیخته‌های مناسب، جمع‌بندی تجزیه‌وتحلیل مالی؛ و پیش‌بینی‌های آتی برای محصول در بازار
  6. تجارتی کردن: اجرای برنامه بازاریابی منظم برای تولید در بازارهای هدف و تعدیل برنامه‌های قبلی و اجرای برنامه‌های اقتضایی مناسب در طول دوره عمر محصول توسط تیم توسعه

 

 

 

دیگر مدل‌های اجرایی در فرآیند توسعه محصول جدید:

۱-مدل پورتر:

استراتژی رقابتی: شامل اقداماتی برای جذب مشتری، مقاومت در برابر فشارهای رقابتی، تقویت و استحکام موقعیت بازار شرکت، می‌باشد. تعاریف زیادی از استراتژی رقابتی وجود دارد که پورتر در سال 1990 این استراتژی‌ها را در قالب سه استراتژی تمایز، تمرکز و رهبری مطرح کرده است:

۱-۱ استراتژی رهبری هزینه: برتری رقابتی مستمر و پایدار نسبت به رقبا با استفاده از اهرم کاهش هزینه‌ها به‌عنوان مبنایی برای کاهش هزینه‌ها نسبت به رقبا و به دست آوردن سود یا به دست آوردن تفاوت سود بیشتر با توجه به بهای موجود استفاده می‌شود. هدف از این استراتژی کسب برتری در رقابت از طریق تولید محصول با کمترین هزینه ممکن نسبت به رقبا است.

۲-۱ استراتژی‌های تمایز: دومین استراتژی پیشنهادی پورتر ارائه محصولی ویژه است؛ یعنی کسب مزیت رقابتی از طریق تولید محصولی که از دیدگاه مشتریان، در مقایسه با محصولات مشابه دیگر، منحصربه‌فرد باشد.

۳-۱ استراتژی‌های تمرکز: آخرین استراتژی پیشنهادی پورتر تمرکز در بخش معینی از بازار برای محدود کردن دامنه رقابت است. با محدود شدن دامنه فعالیت، امکان متمرکز کردن منابع میسر و یک برتری رقابتی نسبت به رقبا ایجاد می‌شود.

۲-مدل رقابتی آنسف:

این مدل برای استراتژی جانشینی محصول با توجه به مأموریت شرکت در محیط رقابتی پیشنهاد شده است. این استراتژی‌ها به ترتیب عبارت‌اند از:

۱-۲ نفوذ در بازار: این نوع استراتژی برای نفوذ در لایه‌های نفوذ نیافته بازار یا افزایش سهم بازار موجود صورت می‌گیرد.

۲-۲ توسعه بازار: زمانی به کار گرفته می‌شود که مدیران به فکر بازارهای جدید باشند که با تکیه‌بر تحقیقات بازاریابی در مکان‌های دیگر توان عرضه کالا را می‌سنجند.

۳-۲ توسعه محصول: مدیران در شرکت‌ها، با همکاری گروه‌ها و تیم‌های متخصص، برای تغییر در محصول، ایده‌های نو را در توسعه محصولات اعمال می‌کنند که نهایتاً در بسته‌بندی، رنگ و شکل، تغییراتی داده می‌شود یا باعث تغییرات کلی در محصول می‌شود که اغلب این محصولات به بازار فعلی عرضه می‌شوند. این استراتژی توسعه محصول نامیده می‌شود.

۴-۲ متنوع‌سازی: این نوع استراتژی آخرین و ریسک‌پذیرترین استراتژی آنسف است که با توجه به‌شدت رقابت در محصولات مشابه دیگر، توسعه در محصول، مزیت ویژه‌ای برای شرکت‌ها ایجاد نمی‌کند. ازاین‌رو، مدیران تصمیم به تولید محصولات جدید برای بازارهای جدید با توجه به استراتژی‌های ادغام افقی، عمودی، کاهش، ثبات یا سیاست متنوع‌سازی محصول، می‌گیرند.

۳-مدل نقشه راه محصول:

یکی از ابزارهای قدرتمند توسعه محصول است. مدیران هوشمند از این فرایند استفاده می‌کنند تا میان کارها هماهنگی ایجاد کنند و دیدی انتقادی به خط تولید پیدا کنند.

۴-مدل گسترش کارکرد کیفیت:

در فرایند گسترش کارکرد کیفیت در فرایند طراحی محصول با استفاده از تکنیک گسترش کارکرد کیفیت به‌محض شناسایی و تعیین نیازمندی‌های مشتریان نسبت به لحاظ کردن خواسته‌های آن‌ها در طراحی محصول اقدام می‌شود. در فرآیند، خواسته‌های ذهنی مشتریان به زبان فنی- مهندسی در سازمان تبدیل می‌شود.

۵-مدل استراتژی سازگاری محصول جدید با مهارت‌های تحقیق و توسعه‌ای:

یکی از راه‌های ایجاد محصول جدید در شرکت‌ها بهره‌گیری از واحد تحقیق و توسعه است. با توجه به افزایش هزینه‌های مربوط به ایجاد کالاهای جدید، شرکت‌ها ترجیح داده‌اند به‌جای تولید کالاهای جدید، از انواع برندهای موجود تقلید کنند. چنانچه فعالیت‌های تحقیق و توسعه شرکت، چنان قوی باشند که بتواند ایده‌ها و طرح‌های جدیدی ارائه کند به‌احتمال قوی شرکت در مسیر تولید کالاهای جدید موفق خواهد بود. شرکتی که چند طرح تولید محصول جدید را در اختیار داشته باشد، طرحی را با موفقیت به مرحله تولید می‌رساند که متناسب با فعالیت‌ها و توانایی‌های تحقیق و توسعه‌ آن شرکت باشد. شرکتی که فعالیت‌های تحقیق و توسعه خود را فقط در حد بهبود محصول متمرکز کرده باشد، شاید اقدام به طراحی محصولی کاملاً جدید را محال بداند.

در پایان براساس مطالعه­ای که به‌تازگی روی فرایند توسعه­ی محصولات جدید در منابع مختلف صورت گرفت، نزدیک به 60% از شرکت­ها از فرایند مرحله – دروازه کوپر برای هدایت فعالیت­های توسعه­ای خود درزمینه‌ی محصولات جدید بهره می­برند.

 

توسعه محصول

 

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

مراکز رشد یا انکوباتورها از بهداشت و درمان تا کارآفرینی

مراکز رشد یا انکوباتورها

از بهداشت و درمان تا کارآفرینی

 

 

مراکز رشد، معادل واژه انکوباتور است. انکوباتور از نظر لغوی نام دستگاهی است که گرمای لازم را برای تبدیل تخم به جوجه فراهم آورده و نوزادانی را که زودتر از موعد مقرر به دنیا آمده‌اند، به رشد لازم می‌رساند. حال این سوال مطرح می‌شود که با توجه به تعریف مذکور، انکوباتور چه ارتباطی با تجارت و کسب‌وکار می‌تواند داشته باشد.

یک انکوباتور یا مرکز رشد، مجموعه‌ای متشکل از یک یا چند ساختمان است که واحدهای تحقیقاتی نوپا نظیر هسته‌های تحقیقاتی دانشگاهی، شرکت‌های تحقیقاتی خصوصی و مراکز تحقیق و توسعه‌ی صنایع و سازمان‌های اجرایی به‌صورت موقت در آن مستقر و از خدمات پشتیبانی دایر شده در این مرکز، بهره‌مند می‌شوند. بنابراین، مراکز رشد، مکانی است برای رشد و بلوغ و تبدیل به یک بنگاه اقتصادی که نهاد تجارت و کسب‌و‌کار تلقی می‌شود.

طبقه‌بندی انکوباتورها

انکوباتورها را می‌توان به دسته‌های زیر تقسیم‌بندی کرد:

الف) انکوباتورهای صنعتی:

این گروه از انکوباتورها توسط نهادهای دولتی و موسسات غیرانتفاعی حمایت می‌شوند و هدف آنها ایجاد کار از طریق حمایت از کارفرمایان است. این انکوباتورها اغلب در ساختمان‌های بازسازی‌شده، کارخانه‌های متروکه، انبارها، مدارس، ساختمان اداره‌ها و سایر فضاهایی که مورد استفاده قرار نمی‌گیرند، راه‌اندازی می‌شوند.

ب) انکوباتورهای دانشگاهی:

این نوع انکوباتورها به‌منظور تجاری کردن دانش فنی، فناوری و مالیکت معنوی ایجاد شده و از طریق فعالیت‌های پژوهشی دانشگاه‌ها به‌وجود آمده‌اند. انکوباتورهای دانشگاهی تسهیلاتی همچون آزمایشگاه‌ها، کتابخانه‌ها و همچنین تخصص و مشاوره دانشجویان و اعضای هیات علمی را به شرکت‌های نوپای عضو خود ارائه می‌کنند. بعضی از این انکوباتورها به طور مستقیم به‌وسیله دانشگاه‌ها حمایت می‌شوند، اما اغلب دارای شرکایی از دیگر سرمایه‌گذاران و نقش‌آفرینان دراین‌ زمینه هستند.

 

ج) انکوباتورهای مجازی:

انکوباتورهای مجازی فاقد جا یا مکان خاصی هستند و خدمات و تسهیلات دیگری غیر از فضای کاری را به شرکت‌های عضو خود عرضه می‌کنند. عمده‌ترین قسمت این گروه را انکوباتورهای اینترنتی تشکیل می‌دهند. این گروه موسوم به شتاب‌دهنده‌های تجاری دارای ویژگی‌های خاص خود هستند. ازجمله اینکه دوره فراوری تجاری آنها کوتاه‌تر، نتایج کار آنها به‌سادگی قابل سنجش و اندازه‌گیری نیست.

د) انکوباتورهای تجاری:

انکوباتورهای تجاری برنامه‌هایی هستند که برای تسریع توسعه‌ی موفقیت‌آمیز شرکت‌های کارآفرین از طریق یک‌سری منابع و خدمات پشتیبانی تجاری طراحی گردیده‌اند. انکوباتورها در ارائه خدمات، ساختار سازمانی و نوع ارباب‌رجوعی که به آن ارائه خدمات می‌نمایند، متفاوت می‌باشند.

 

انکوباتورها در گشایش شرکت‌های نوپا با پارک‌‌های فناوری تفاوت دارند. پارک‌های فناوری، به پروژه‌های مقیاس بزرگ که شامل همه‌چیز از شرکت، دولت یا آزمایش‌های دانشگاه تا شرکت‌های بسیار کوچک را می‌پوشاند، تمایل دارد. اکثر پارک‌های فناوری خدمات کمکی تجاری را که برنامه‌های انکوباتورهای تجاری ارائه می‌دهند را ندارند. اکثر پارک‌های فناوری، برنامه‌های انکوباتورها را می‌پوشانند.

 

شکل‌گیری انکوباتورها:

شکل زیر مروری بر روند شکل‌گیری مراکز رشد تجاری در کشورهای مختلف در طول زمان است که نشان‌دهنده تغییرات واضحی با گذر زمان در مراکز رشد است.

 

نقطه آغاز رشد صنعتی از انگلستان است ولی سابقه‌ی آن به ۳۰ سال می‌رسد.دهه ۱۹۷۰ دوران شکل‌گیری مراکز رشد می‌باشد، مراکزی همچون شهرک‌های صنعتی، انجمن‌ها، کارگاه‌های آموزشی و آژانس‌ها، از رشد و توسعه‌ی شرکت‌‌ها حمایت می‌کردند. با مرور زمان مراکز رشد در اروپا با پیشروی و اصلاحات مداوم توسعه یافت و در دهه ۸۰ با پدیدار گشتن مراکز تجاری و پارک‌های علمی، آنها هم به جمع مراکز حمایت‌کننده ملحق شدند.  در اواخر دهه ۸۰ با توجه به عملکرد مراکز، کم‌کم ایده مراکز رشد پدیدار گشت. ولی اکنون حدود۴۰۰ مرکز در آمریکای شمالی درحال فعالیت هستند که ۶۵ درصد این مراکز عمری کم‌تر از ۵سال دارند. در کانادا اولین مرکز رشد در سال۱۹۸۰ دایر گردید و اکنون ۲۵ مرکز رشد درحال حاضر فعالیت می‌کنند.

 

امیرباقری پژوهشگر حوزه کارآفرینی

 

اهداف و مأموریت پارک‌های علمی و فناوری، پارک‌های علمی مستقر در دانشگاه چالمرز

اهداف و مأموریت پارک‌های علمی و فناوری، پارک‌های علمی مستقر در دانشگاه چالمرز

 

دانشگاه چالمرز پیرو مقاله «بررسی تحولات کارآفرینی در سیستم دانشگاه سوئد؛ آشنایی با دانشگاه چالمرز» که به چاپ رسید ، به سه پارک علم و فناوری که در دانشگاه چالمرز مستقر بود، اشاره شده است که خالی از لطف نیست که توضیحات مختصری پیرامون آن داده شود.

 

پارک علمی لیندهولمن (Lindholmen)

سوئد کشور صادرات لقب گرفته و اقتصاد آن کاملاً دانش‌بنیان محسوب می‌گردد. بااینکه سرزمین سرد شمالی هیچ میراثی جز یخ و سرما را برای مردمان اسکاندیناوی به ارمغان نیاورده، اما آن‌ها نا‌امید نشده و به کسب دانش و تولید ثروت از آن روی آورده‌اند. نتیجه چنین کاری متولد شدن برندهای صاحب‌نامی مانند «Volvo»، «H&M»، «SAAB»، «Toyota»، «Scania»، «Dassault System»، «IKEA» و … بوده است.

در حال حاضر اتحادیه پارک‌های علم و فناوری سوئد پروژه‌هایی را برای تعالی نوآوری و جذب سرمایه‌گذاری با آژانس نوآوری سوئد (VINNOVA) و آژانس توسعه منطقه‌ای (Tillvaxberket) را در دستور کار دارند.

دانشگاه‌هایی چون «KTH» و «چالمرز و استکهلم» ازجمله مراکزی هستند که با پارک‌های علم و فناوری سوئد تعامل زیادی دارند. لیندهولمن در گوتنبرگ یک محیط قوی و در حال رشد است. این رشد از سال 2000 شروع شده و این امر هرساله با تعداد زیادی کسب‌وکار همراه است. این پارک یکی از پارک‌های دانش‌محور و رو به رشد است که امروزه بیش از 21000 نفر در لیندهولمن در حال کار، تحصیل و زندگی هستند که دیدگاه بر این است که این رقم در سال 2020 به عدد 30000 برسد. پارک لیندهولمن پارکی بین‌المللی است که به‌منظور رفع اشکالات نوآوری به وجود آمده است.

پارک علمی لیندهولمن محیطی توسعه‌ای ارائه می‌دهد که در آنجا صنعت، آموزش و بخش عمومی می‌تواند تحقیقات و پروژه‌های توسعه‌ای را اجرا نماید، لذا برای حدود 15 سال آینده، همکاری‌ها و نوآوری‌های موفقی ایجاد شده است.

در این پارک دانشمندان، مدیران پروژه، مدیران کسب‌وکار، متخصصان خودرو، کارشناسان اتحادیه اروپا، دانشجویان، طراحان، هنرمندان، متخصصین، کارآفرینان و سیاستمداران مشغول به کار هستند و تمرکز همگی بر روی مفهوم توسعه است.

 

سه حوزه تمرکز- یک محیط خلاق:

پارک علمی لیندهولمن دارای 3 حوزه تمرکز: حمل‌ونقل، ارتباطات و فناوری اطلاعات و رسانه است. نقاط تمرکز و تعامل با یکدیگر، فرصتی را برای فناوری و نوآوری‌های جدید ایجاد می‌کند.

 

بین‌المللی کردن:

پارک علمی لیندهولمن یک محیط مشترک بین‌المللی است و در سراسر جهان همکارانی دارد. شرکت در چندین پروژه اتحادیه اروپا به‌عنوان نماینده کشور سوئد یک محیط نوآوری قوی در زمینه‌های متمرکز به وجود آورده است.

حمل‌ونقل:

با اجرای پروژه‌های آزمایشی و نمایشی در حمل‌ونقل پایدار که به تمرکز بر ایمنی، بهره‌وری و حفظ محیط‌زیست منتهی می‌شود.

 

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

این پارک عرصه بین‌المللی جهت توسعه خدمات زیربنایی و فناوری اطلاعات مدرن است.

 

رسانه‌ها:

پارک علمی لیندهولمن توسعه، نوآوری و تولید فناوری‌های جدید و مفاهیم در صنعت رسانه، متخصصین در فیلم، تلویزیون، تجسم فکری، بازی و رسانه‌های سنتی را حمایت و پشتیبانی می‌کند.

 

محلی که در آن اذهان روشن و پروژه‌ها گرد هم می‌آیند:

محیط تصمیم‌ساز (Open Arena) در پارک لیندهولمن به مفهوم یک محیط برای پروژه‌های همکاری است. محل استقرار آن واقع در ساختمان اصلی در پارک علم و فناوری لیندهولمن است و برای جلسات تشویقی و فعالیت‌های نوآورانه طراحی شده است. محیط تصمیم‌ساز لیندهولمن یک محیط کار برای پروژه‌های مختلف همکاری ملی است که پارک لیندهولمن میزبان آن است. افرادی که در این محیط هستند شامل دانشمندان، مدیران پروژه، مدیران کسب‌وکار، کارشناسان خودرو، متخصصین اتحادیه اروپا، دانشجویان، طراحان، هنرمندان، افراد حرفه‌ای، کارآفرینان و سیاستمداران می‌باشند.

 

مزایای محیط تصمیم‌ساز:

پارک علم و فناوری لیندهولمن یک فرصت منحصربه‌فرد برای شرکت در جلسات خلاقیت در یک محیط تصمیم‌ساز را فراهم می‌کند. به‌عنوان کارمند یک شرکت تأسیس‌شده در این پارک می‌توان از محیط تصمیم‌ساز برای جلسات خودجوش و یا به‌عنوان یک محل کار موقت استفاده نمود.

 

پروژه‌های همکاری در محیط تصمیم‌ساز:

الموب (Elmob)

پروژه‌های مشترک برای توسعه و آزمایش حمل‌ونقل برقی که زندگی را برای ساکنان گوتنبرگ آسان‌تر می‌کند و یک انتخاب پایدار در هنگام سفر است. تمرکز بر روی دوچرخه برقی، ماشین الکتریکی، تاکسی‌های الکتریکی و اتوبوس‌های هیبریدی است.

 

رانندگی من (Drive Me)

شرکت ولوو نقش رهبری را در اولین مقیاس بزرگ در جهان ایفا می‌کند. پروژه مستقل رانندگی آزمایشی که در آن 100 خودرو ولوو در جاده‌های عمومی و در شرایط رانندگی روزمره در اطراف شهرستان‌های سوئدی گوتنبرگ استفاده می‌شود.

 

برق

اتوبوس‌هایی بدون صدا و بدون تولید گازهای گلخانه‌ای حرکت و مسافرین را جلوی منزل سوار می‌کنند که توسط یک منبع تجدیدپذیر برق تحقق یافت. این پروژه در سال 2015 در گوتنبرگ به واقعیت پیوست.

 

حمل‌ونقل سبز در اروپا

پروژه سبز یک پروژه اروپایی است. این پروژه با هدف توسعه کریدورهای سبز در پارک است. این پروژه شامل ابزارها و توصیه‌هایی به‌منظور تدارکات و حمل‌ونقل سبز است.

 

خدمات مسافرتی نوآورانه

این پروژه هوشمند در حال توسعه و آزمایش خدمات نوآورانه‌ای است که تسهیل‌کننده و مزیت یک سفر پایدار در محیط‌های شهری را به دنبال دارد.

 

هماهنگی خدمات حمل‌ونقل تلفنی الکترونیکی

در آینده‌ای نزدیک، خودروها صاحب یک سیستم امنیتی الکترونیکی خواهند شد که به‌طور خودکار خدمات اورژانس را در صورت تصادف جدی شماره‌گیری خواهند نمود. این سیستم امنیتی در حال حاضر 15 کشور اروپایی را پوشش می‌دهد و درنهایت برای پیاده‌سازی آن در سراسر اروپا است. پارک علمی لیندهولمن پروژه آزمایشی سوئد را با مجوز از مقامات سوئدی هدایت می‌کند.

 

همکاران

در اینجا فرصتی برای ایجاد همکاری بین صنعت، دانشگاه و بخش عمومی ایجاد شده است. حل چالش‌های عمده که جامعه با آن مواجه است نیاز به همکاری در خصوص موضوعات سنتی و مرزهای سازمانی دارد.

 

سازمان‌دهی

پارک علم و فناوری لیندهولمن مسئول نام‌های تجاری و همچنین توسعه استراتژیک در پارک است. یکی از اهداف اصلی این پارک ایجاد فرصت‌هایی جهت همکاری بین کسب‌وکار، دانشگاه و بخش عمومی در هر دو سطح ملی و بین‌المللی است.

 

پارک علم و فناوری جوهانبرگ (Johanneberg Science Park)

محیط تصمیم‌ساز برای همکاری:

در پارک علم و فناوری جوهانبرگ فرصت برای ایجاد یک محیط جذاب تصمیم‌ساز و همکاری بر روی ایده‌های میان‌رشته‌ای، تبادل دانش میان دانشگاه‌ها، صنعت، مؤسسات تحقیقاتی و متصدیان همگانی ایجاد شد.

توسعه دانش در شرایط موجود برای محصولات جدید و جذاب و خدمات با تکنولوژی بالا و محتوای دانش که فرصت رشد اقتصادی پایدار را فراهم می‌کند. همچنین ایجاد توسعه و تولید و محیطی که با هم در یک رقابت رو به رشد حفظ خواهد شد.

آغاز ترویج، تشویق و توسعه دانش، فناوری، شرکت‌های مشتاق و همچنین ایجاد مشارکت و بازاریابی حرفه‌ای، محیطی جذاب را به وجود می‌آورد.

جوهانبرگ یک پارک علم و فناوری است که به‌طور فعال به توسعه صنایع و کسب‌وکار در دانش و فناوری متمرکز و به مناطق رشد پویا در غرب سوئد کمک می‌کند و همچنین به افزایش فرصت‌های دانشگاه چالمرز، دانشگاه گوتنبرگ (Gothenburg) و مؤسسات تحقیقاتی به‌منظور ایجاد همکاری نزدیک با جامعه کسب‌وکار، یاری می‌رساند.

 

منطقه‌ی در حال تکامل:

در سال 2015 پارک علم و فناوری جوهانبرگ به‌عنوان نقطه عطفی همراه با 400 نفر در محل جدید افتتاح شد. دو بدنه اصلی ساختمان پارک به رنگ‌های سیاه و طلایی و ورودی ساختمان به شکل جدیدی طراحی شده بود.

قدم بعدی در ساختمان پارک، افزایش میزان تعامل که به‌نوبه خود محیطی فراملی و نوآورانه را که لازمه یک پارک علمی است، ایجاد می‌کند.

همراه با صاحبان املاک محلی Chalmersfastigheter و Akademiska Hus، پارک علم و فناوری جوهانبرگ قصد دارد فضا را به 100.000 مترمربع افزایش دهد. هدف، ایجاد فضایی برای 4000 نفر دیگر که به‌منظور ایجاد اتصال بیشتر با جلساتی بین آموزش‌وپرورش ، تحقیق و کسب‌وکار است. مجوز برنامه‌ریزی برای ساختمان اداری بعدی در سال 2015 اعطا شد تا در جهت مخالف، فضایی برای 400 نفر دیگر ایجاد شود. پردیس جوهانبرگ در مجاورت مناطق مرکزی گوتنبرگ واقع است. شهر تا سال 2010، 7369 سکنه داشته و جمعیت زیادی از دانشجویان در آن مستقر بوده‌اند. در منطقه رستوران، مراکزی جهت برگزاری کنفرانس‌ها و سالن‌های ورزشی وجود دارد.

 

همکاران و شرکت‌ها:

در حال حاضر حدود 3000 کارمند دانشگاه و 10000 دانشجو در این پردیس مشغول به کار و تحصیل می‌باشند. بیش از 180 شرکت وجود دارد که در آن حدود 1000 نفر مشغول کار هستند.

 

مؤسسات:

مؤسسات زیادی در این پردیس فعال هستند:

 

مرکز فرونهوفر-چالمرز (Fraunhofer-Chalmers Center)

این بنیاد یک مرکز تحقیقات ریاضیات است که توسط چالمرز و German Fraunhofer Society به‌عنوان یک شریک تجاری اما به‌صورت غیرانتفاعی تأسیس شده است. این بنیاد سوئدی برای توسعه، انطباق روش‌های ریاضی در صنعت و کسب‌وکار فعال است.

 

Chalmers Industriteknik (‌CIT)

مؤسسه‌ای برای ارائه خدمات پشتیبانی صنعتی در فرآیند توسعه به شیوه‌ای تجاری و آزمایشی و برای سطوح بالای دانش ضمانت شده است. این خدمات منعکس‌کننده دانش موجود در دانشگاه چالمرز است.

 

IMEGO

یک مؤسسه تحقیقاتی و تخصصی درزمینه سیستم‌های کوچک حسی است که به‌طور مشترک متعلق به مرکز تحقیقات فناوری اطلاعات و ارتباطات سوئد، دولت و بخش صنعت می‌باشد.

 

 

 

IVL

یک مؤسسه تحقیقات زیست‌محیطی سوئد است با تکالیف و تحقیقاتی مربوط به کل بخش محیط‌زیست که در آن تحقیق و پژوهش یک عنصر مهم است. این مؤسسه متعلق به بنیاد تحقیقات محیط‌زیست سوئد است و شعباتی در استکهلم (Stockholm)، گوتنبرگ (Gothenburg)، مالمو (Malmö) و همچنین در پکن چین (Beijing, China) دارد.

 

SP

مؤسسه تحقیقات فنی سوئد که یک مؤسسه تحقیقاتی دولتی است که در فعالیت‌های مربوط به تحقیقات پایه، تحقیقات کاربردی، تحقیقات فنی، محاسبات، اندازه‌گیری، کنترل کیفیت و گواهی‌نامه درگیر است. ستاد و فعالیت اصلی این مؤسسه در بوراس (Borås) واقع است.

 

انکوباتورها (Incubators)

دو رشد کسب‌وکار در منطقه وجود دارد:

سرمایه‌گذاری در چالمرز ؛ تبدیل همه نوآوران، کارآفرینان و پیشگامان فردا می باشد. گروه هدف شامل افراد، شتاب‌دهنده‌های دانشگاهی و کالج‌ها است و همچنین شرکت‌های زایشی از شرکت‌های صنعتی بزرگ منطقه است.

پشتیبانی از شرکت‌ها در حوزه استراتژیک با چشم‌انداز بلندمدت و فعال، به‌عنوان یک جزء مهم از کسب‌وکار محسوب می‌شود.

 

پارک علمی سهلگرانسکا (Sahlgrenska)

نشست‌ها و رویدادها:

در پارک علمی سهلگرانسکا شبکه‌ای پر جنب‌وجوش و محلی برای گفتگو درزمینه زندگی علمی پیدا می‌شود. یک محیط خلاق، پرانرژی که افراد بااستعداد را برای ملاقات با یکدیگر و ایجاد توسعه، گرد هم می‌آورد. به همراه شرکا، جلسات و رویدادهایی که موجب توسعه همکاری در کسب‌وکار، بهداشت و درمان و دانشگاه می‌شود، به وجود می‌آید.

 

توسعه تجاری:

این پارک بر زندگی علمی و همکاری نزدیک با انکوباتورها (Incubator) تمرکز دارد. این تمرکز با تعیین نیازهای مشتری در بازارهای مختلف و ایجاد روابط لازم برای اطمینان از رشد شرکت‌ها و توسعه واقعی در مرحله اولیه، همراه است.

شرکت‌های جدید و فرصت‌های پروژه‌ای، فعالیت در یک محیط پرورشی و ارائه پشتیبانی در مناطقی مانند توسعه کسب‌وکار، بین‌المللی کردن، تأمین مالی، شایستگی در شبکه‌ها را عرضه می‌کند. همچنین دسترسی به تجربیات درزمینه زندگی علمی و یک شبکه بزرگ ارتباطی در بسیاری از مناطق چه در داخل و چه در خارج از کشور خواهید داشت.

کسب‌وکار در انکوباتورها، مشاوره به جهت رفع نیازها و بازار مشتریان است که بر روی آن تمرکز دارند.

پارک از شرکت و اعضاء آن درزمینه توسعه حمایت می‌کند تا شرکت در سطح بین‌المللی رشد نماید. با تعیین نیازهای مشتری در بازارهای مختلف و خلق آن، از توسعه شرکت می‌توان اطمینان حاصل کرد. طبیعتاً، پارک به شرکت‌ها کمک خواهد کرد تا پیش‌نویس برنامه‌های توسعه مدل کسب‌وکار را برای اطمینان از بهترین روش رشد ممکن، تعیین نمایند. از طریق آموزش و مشاوره کسب‌وکار شخصی، پارک به توسعه تیمی و ساختار هیئت‌مدیره نیز کمک خواهد کرد.

بهداشت دیجیتالی

کسب‌وکار در پارک:

کسب‌وکار در پارک به هر دو شکل شرکت پژوهشی و تمرکز بر موارد پزشکی و کسب‌وکارهای مختلف مبتنی بر دانش درزمینه زندگی علمی، متمرکز است.

پارک علمی سهلگرانسکا یک محیط رشد منحصربه‌فرد برای مفاهیم کسب‌وکار مبتنی بر تحقیق، نوآوری، کارآفرینی در حوزه زندگی علمی است.

 

 

**عکس شماره 3 و ..

 

 نویسنده : آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

آشنایی با پارادایم کارآفرینی دانشگاهی

آشنایی با پارادایم کارآفرینی دانشگاهی

 

کارآفريني دانشگاهي يکي از اشکالي است که زير چتر تحقيقات کارآفريني به آن پرداخته شده است (للانو[1]، 2005) و يکي از کانال‌هايي است که به کمک ساير کانال‌ها بطور مثال مانند اعطاي مجوزها؛ بودجه‌هاي تحقيقاتي، دانش ناب و تحرک نيروي کار؛ نتايج تحقيقات دانشگاهي را به کالا و خدمات تجاري تبديل مي‌کند (اسلاتر و رودز[2]، 2005).

بواقع کارآفريني دانشگاهي از تلاش‌هاي دانشگاهي در دو زمينه نزديک مرتبط به هم گرفته شده است. اول اينکه کارآفرينان دانشگاهي مهمترين بازيگران در فرايند انتقال فناوري از دانشگاه به صنعت هستند و دوم اينکه مطالعه کارآفرينان دانشگاهي به ما کمک مي‌کند تا نقش تحقيقات دانشگاهي در توسعه اقتصاد ملي را بهتر درک کنيم (ژانگ[3]، 2007).

بعبارت ديگر كارآفريني دانشگاهي راهي به سوي انطباق دانشگاه با نيازهاي كشور است. كارآفريني دانشگاهي به حل مسائل علمي جامعه، دولت و بنگاه‌ها، ايجاد زمينة توسعه نوآوري در اعضاي دانشگاه، عرضه نتايج تحقيقات دانشگاهي به بازار، توليد و عرضه فناوري‌هاي جديد و نوآوري در گسترش مرزهاي دانش بشري کمک مي‌کند (يداللهي، 1384).‌

نقش دانشگاه در توسعه كارآفريني از طريق ايجاد قابليت‌هاي لازم براي توسعه در ابعاد فردي، سازماني و اجتماعي و الزامات ايفاي درست اين نقش از عناصر و اجزاي اصلي تشكيل دهنده كارآفريني دانشگاهي است.

ويروينسکي(2008) فعاليت‌هاي مورد نياز براي کارآفريني دانشگاهي را آموزش در سطوح بالا، تعريف خصوصياتي بهتر از دانش آموختگان دانشگاه‌ها، مديريت دارايي‌هاي معنوي دانشگاه (اختراعات، مالکيت ادبي و هنري، مجوزها، انتشارات و…)، انتقال فناوري و نوآوري از طريق ايجاد بنگاه‌هاي اقماري، همکاري نزديک بين دانشگاه و صنعت (در زمينه کارآموزي، استفاده از تخصص و مشاوره، دسترسي به لابراتورها و کتابخانه ها) مي‌دانند.

اما چيزي که حايز اهميت است اين است که دانشگاه‌ها در کشورهاي توسعه يافته بسرعت در حال تبديل شدن به دانشگاه‌هاي کارآفرين هستند

به عنوان مثال در ايالات متحده آمريکا بشدت به ميزان فعاليت‌هاي کارآفرينانه دانشگاه‌ها افزوده شده است که از ميان آنها مي‌توان به افزايش ميزان اختراعات و اخذ مجوزها، ايجاد مراکز رشد، پارک‌هاي فناوري، شرکت‌هاي انشعابی[4] دانشگاهي، سرمايه‌گذاري در مرحله شروع و رشد کسب‌وکارها و… اشاره کرد (روترمل و همکاران به نقل از سيگل و ماوري، 2007).

انديشمندان متعددي در حوزه کارآفريني دانشگاهي، تعامل صنعت و دانشگاه، دانشگاه کارآفريننوآوری و دانشگاه کارآفرین : آموزش عالی، نوآوری و دانشگاه کارآفرین و موضوعات مشابه کار کرده‌اند (لاسترا، 2005).

 

از جمله در تحقيقي توسط ازکويتز (1998) حاصل يک مطالعه موردي در دو دانشگاه کلاردو[5] و دانشگاه دولتي نيويورک تأثير ارتباط ميان دانشگاه و صنعت از جنبه‌هاي مختلف مورد بررسي قرار گرفت و تحقيقات بعدي وي در سال‌هاي آينده نيز به مباحثي چون آينده دانشگاه‌ها از منظر کارآفريني (2000)، تحقيقات دانشگاهي در دانشگاه‌هاي کارآفرين (2001)، انقلاب کارآفرينانه در دانشگاه‌ها (2003) اختصاص يافته‌اند.

اما در باب مهمترین تعاریف کارآفرینی دانشگاهی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

– اتزکويتز دانشگاه كارآفرين را دربرگيرنده و گسترش دهندة دانشگاه تحقيقاتي مي‌داند. ساختار دروني يك دانشگاه تحقيقاتي متشكل از يك سري گروه‌هاي تحقيقاتي است كه ويژگي‌هاي شركت مانند دارند، به خصوص در شرايطي كه بودجة تحقيقاتي بر مبنايي رقابتي تخصيص داده مي‌شود، بنابراين دانشگاه تحقيقاتي حتي قبل از درگيري در فعاليت‌هاي كارآفريني، ويژگي‌هايي همگن با شركت هاي تازه تأسيس دارد (ازکويتز، 2003).

در تعريف ديگر: کارآفريني دانشگاهي، کارآفريني توسط دانشگاهيان يک دانشگاه؛ اعم از اساتيد، دانشجويان دکترا يا محققان فوق دکترا است که نتيجه تحقيقات خود را در قالب شرکت‌هاي تجاري به صورت صحيح  تجاري‌سازي مي‌کنند (فرانزوني و ليسوني[6]، 2006).

برنان و مک گوان (2007) در مطالعاتشان عنوان کردند کارآفريني دانشگاهي مي‌تواند توسط افراد يا گروه‌هاي دانشگاهي، مستقل و يا به عنوان بخشي از دانشگاه، بصورت بازتعريف يا واحد سازماني يا ايجاد يک سازمان جديد، در درون و يا بيرون دانشگاه اتفاق بيافتد (يوسف، 2009).

 

 

[1] Lelano

[2] Slater and Rods

[3] Jang

[4] Spin out

[5] Kelardo

[6] Franzoni and lisony

 

دکتر رسول حسینی

عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان

 

بازگشت شیر نژاد ایرانی به میهن

بازگشت شیر نژاد ایرانی به میهن

 

 

یک جفت شیر اصیل ایرانی پس از گذشت سالیان سال (قریب به 150 سال پیش) به زادگاه خود بازمی‌گردند.

آقای پیمان بیات لاری مدیرعامل شرکت آذرین ماد پارت که در تهیه و توزیع قطعات یدکی خودرو در سراسر کشور به فعالیت مشغول است با اعلام این خبر افزود:

یک جفت نمونه‌ی شیر ایرانی بانام اصلی panthera leo Persian که سالیان پیش توسط شکارچیان آلمانی از کشور منتقل و مورد تکثیر قرارگرفته بود، اکنون به ایران بازمی‌گردند. وی افزود متأسفانه طی سالیان گذشته، به دلیل شکار بی‌رویه و تداخل زندگی شهرنشینی با زیست طبیعی، نسل این نمونه‌ی نادر و جهانی در ایران مورد انقراض قرارگرفته است.

او با اشاره به موافقت و حمایت قاطع دکتر حمیدرضا صمدی رئیس هیئت‌مدیره این شرکت با هزینه‌های انتقال، نگهداری و تکثیر شیر ایرانی اظهار داشت:

این پروژه از اردیبهشت‌ماه سال جاری تا امروز با موفقیت پیش رفته است و امیدواریم تا پایان آذرماه فعالیت ما به پایان برسد و بعد از حضور کارشناسان EEP و تائید نهایی آن‌ها در خصوص استاندارد بودن تأسیسات و شرایط نگهداری در باغ‌وحش تهران، وارد فاز انتقال یک جفت شیر ایرانی زادآور به کشور شویم.

هم‌چنین امیدواریم زمینی وسیع در دشت‌های استان فارس که خاستگاه طبیعی این حیوان است از سوی دولت و سازمان حفاظت محیط‌زیست اختصاص داده شود تا بتوانیم با فنس کشی محل محصوری را درست مثل محل‌های محصورشده طبیعت کنیا و اوگاندای آفریقا تهیه کنیم تا جفت شیر ایرانی بتواند به‌راحتی زندگی و زادوولد کند.

بیات لاری بابیان اینکه تمام محصولات شرکت ماد پارت با لوگو شیر ایرانی تولید و در سطح کشور توزیع می‌شود، اضافه کرد: ماد پارت عضو گروه صنعتی رایزکو است

که باهدف توسعه فعالیت‌های صنعتی متکی به ظرفیت‌های داخلی و با نگاه به حفاظت از محیط‌زیست شکل‌گرفته است و در ماد پارت نیز برای انجام مسئولیت‌های اجتماعی و رفع دغدغه‌های زیست‌محیطی حامی شیر ایرانی هستیم و برای آینده نیز برنامه‌های متعدد زیست‌محیطی تعریف کرده‌ایم.

 

پیمان بیات لاری

وی با اشاره به اینکه شرکت «ماد پارت» از سال ۹۴ باهدف رفع نیاز مصرف‌کنندگان و تأمین قطعات استاندارد خودروسازان تأسیس‌شده است، گفت: اولویت دیگر ما در راستای مسئولیت اجتماعی، رفع واسطه‌ها از تولیدکننده تا مصرف‌کننده است تا جایی که امروز محصولات ما بدون هیچ واسطه‌ای و صرفاً از طریق نمایندگی‌های انحصاری شرکت در سطح کشور توزیع می‌شود.

از سویی رویکرد شرکت در اتکا به پتانسیل‌های داخلی و رفع واسطه‌ها موجب اشتغال‌زایی سفید، حمایت از مصرف‌کننده و صرفه‌جویی ارزی نیز شده است.

«بیات لاری» افزود: در سبد تولیدات شرکت ماد پارت ۴۲۰ قلم کالای تولیدی وجود دارد که این تولیدات به سیستم‌های مختلف خودرویی مانند سوخت‌رسانی، هوا رسانی، پلیمر تزریقی، برقی، جلوبندی، پلوس، دیسک و صفحه گیربکس و کمک فنر مربوط هستند.

شیر ایرانی

 

تاریخچه‌ی شیرهای ایرانی

شیر درگذشته در دشت‌های ایران بسیار فراوان بود و نماد ملی ایران نیز محسوب می‌شد. اطلاعات ذکرشده سفرنامه‌ها و گزارش‌های محققان نشان می‌دهد که تا حدود ۱۵۰ سال قبل، این حیوان زیستگاهش در شمال خوزستان و جنوب فارس تا بوشهر بوده است.

دشت ارژن از بهترین زیستگاه‌های شیر بود. بلنفورد جانورشناس معروف در قرن نوزدهم می‌نویسد: (هرسال تعداد ۴ تا ۵ شیر در منطقه دشت ارژن شکار می‌شد و بچه شیرها را در بازار شیراز به فروش می‌رساندند.)

بدون شک مهم‌ترین دلیل انقراض شیر آسیایی در ایران، شکار بی‌رویه تفریحی آن به دست شاهزادگان سلسله قاجار و افراد محلی و نظامیان و مستشاران خارجی بوده است. البته تخریب و اشغال زیستگاه‌های طبیعی آن توسط انسان و کم شدن طعمه نقش بسزایی در وقوع این فاجعه زیست‌محیطی تا حدودی برگشت‌ناپذیر داشته است.

بر اساس یک روایت آخرین شکار شیر در ایران توسط ظل‌السلطان پسر ناصرالدین‌شاه انجام‌شده است اما خود او در خاطراتش (که در ۱۳۲۳ ه. ق تنظیم‌شده) به حسرت در شکار شیر اشاره‌کرده است.

ظل‌السلطان که شکار کشی‌های دیوانه‌وار او بسیار معروف است در این کتاب گفته که در دشت ارژن به شکار شیر می‌رود و علی‌رغم جرگه کردن منطقه با ۱۰ هزار نفر، موفق نمی‌شود شیری شکار کند.

او همچنین ضمن توصیف رود قره‌آغاج (در جنوب شیراز) می‌نویسد: «شیر فراوان و زیاد است ولی از قراری که شنیدم به قرب پانزده سال است که دیگر هیچ شیری در شیراز دیده نشده است.»

به‌علاوه این شاهزاده قاجار به منطقه کام فیروز اشاره می‌کند که با سران ایل قشقایی برای شکار شیر می‌رود آن‌ها دو شیر شکار می‌کنند اما ظل‌السلطان دست‌خالی برمی‌گردد.

گزارش‌هایی از مشاهده شیر در اواسط قرن بیستم هم در دست است. مشاهده یک ماده‌شیر در سال ۱۹۴۱ یا ۴۲ در ۶۴ کیلومتری شمال دزفول توسط یک نقشه‌بردار هندی قشون انگلیس یکی از آخرین گزارش‌هاست.

بر اساس یکی از منابع برای واپسین بار شیر ایرانی در پیرامون دزفول از سوی مهندسان آمریکایی که مشغول ساخت راه‌آهن در خوزستان بودند دیده‌شده است و احتمالاً تا چند سال پس‌ازآن نیز چنین شیری در ایران وجود داشته است.

یکی از تفاوت‌های شیر ایرانی با شیر آفریقایی وجود چروک در پوست آن در ناحیه زیر شکم می‌باشد.

شیر ایرانی در هنر

در نقش برجسته‌های تخت جمشید، تصاویری از شیر ایرانی، در حال شکار گاوی نر یا پادشاه هخامنشی در حال شکار شیر ایرانی، روی سنگ‌ها حجاری‌شده است. در اردبیل ورودی مقبره شیخ جبرائیل پدر شیخ صفی‌الدین اردبیلی نقوشی از شیر ایرانی دیده می‌شود.

در گورستانی در «زلقی» واقع در شرق لرستان سنگ‌قبرهایی با مجسمه شیر ایستاده و غران موسوم به «شیر سنگی» یا به گویش محلی «بردشیر» وجود دارد که تحت حفاظت میراث فرهنگی استان لرستان قرار دارد.

شهرستان ایذه در شمال خوزستان میزبان شیرهای سنگی است. در روستای کوهباد قبرهای قدیمی با سنگ‌قبرهایی به شکل شیر ایرانی با آیاتی از قرآن و شمشیر علی بن ابیطالب ذوالفقار روی تنه شیرها تزیین‌شده است.

در نقوش شکارگاه‌ها و فرش‌های دستباف ایرانی شیرهای ایرانی دیده می‌شوند. در مینیاتورهای خمسه نظامی بهرام گور در حال شکار شیر ایرانی به تصویر کشیده شده است.

نویسنده : نرگس سقازاده / پژوهشگر حوزه مدیریت

نویسنده: نرگس سقازاده / پژوهشگر حوزه مدیریت

نقش دیپلماسی علم و فناوری در حل برخی از چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان (بخش سوم)

نقش دیپلماسی علم و فناوری در حل برخی از چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان (بخش سوم)

 

هميشه يافتن‌‍ مشكل، سهل‌تر از ارائه راه‌حل بوده است.

دیپلماسی

 نقش دیپلماسی علم و فناوری در حل برخی از چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان (بخش سوم)

چنانچه مبرهن است ما با چالش‌هایی كه شرکت‌های دانش‌بنیان با آن‌ها مواجه هستند تا حد معقولي آشنايي داريم، لذا چه نيكو خواهد بود كه در جای‌جای فضاي مطالعات و بررسی‌های همكاري، به يافتن، كشف، ايجاد يا بهره‌وری از فرصت‌های موجود بپردازيم.

 

در اين راستا ابزار ديپلماسي علم و فناوري، يكي از راهكارهايي است كه دورانديشانه و واقع‌بینانه، به حل گام‌به‌گام شماري از چالش‌هایی كه شرکت‌های دانش‌بنیان با آن‌ها روبرو هستند می‌پردازد.

 

مقدمه

اگرچه ديپلماسي علم و فناوري ازجمله مفاهيم نوپدید در آثار و متون علمي محسوب می‌شود، اما نمونه‌های تاريخي مبني بر استفاده از ظرفیت‌های ديپلماسي براي پيشرفت دادن و استفاده از علم و فناوري در راستاي تحقق اهداف ديپلماتيك، از گذشته‌های دور همچنان وجود داشته است.

زماني كه در مورد همکاری‌ها و تجارت بین‌المللی علمي و فناورانه صحبت می‌کنیم، بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه در فضاي سياست خارجي، تنها آن دسته از همکاری‌هایی كه در راستاي اهداف ديپلماتيك يك كشور باشند، می‌توانند در راستاي ديپلماسي علم و فناوري به شمار آيند.

 

خلاصه آنچه در مقاله قبل خوانده‌ایم: (بخش دوم)

تعاريف:

چنانچه در مقاله پیش عنوان کردیم، علم زبانی بین‌المللی است که از هرگونه تعصبات دنیای سیاست به دور است و دیپلماسی ابزار و سازوکاری است که برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی کشورها مورداستفاده قرار می­گیرد.

لذا این‌طور برداشت می­شود که شرکت­های دانش‌بنیان بازیگران درونی در دیپلماسی علم و فناوری هستند که نقش آن‌ها باید تبیین شود.

از سوی دیگر با توجه به اینکه دیپلماسی علم و فناوری یک موضوع بین‌رشته‌ای است، هم می‌تواند در مراکزی که در توسعه و تکمیل چرخه علم و فناوری کار می­کنند، مطرح شود و هم می­تواند در مراکزی که در حوزه دیپلماسی فعالیت می­نمایند، ورود نماید.

همچنین دیپلماسی علم و فناوری در خدمت دستگاه سیاست خارجی کشورها قرار می­گیرد تا موجبات و زمینه­های توسعه و پیشرفت علم و فناوری، خلق ثروت و توسعه کشورها را فراهم نماید.

حركت به سمت اقتصاد مقاومتي:

در این میان شرکت­های دانش‌بنیان که همانند سایر بنگاه­های اقتصادی به دنبال حداکثر نمودن منافع خویش هستند، توانایی پذیرش فناوری را هم دارند.

لذا با عنایت به مطالب مطرح‌شده فوق، دیپلماسی علم و فناوری هم می­تواند به‌عنوان ابزاری در بهبود بخشیدن به وضعیت شرکت‌های دانش‌بنیان کمک کرده و هم موجبات حرکت کشور به سمت اقتصاد مقاومتی و دانش‌بنیان را تسهیل نماید.

مبناي قدرت نرم:

همان‌گونه که در مقاله پیشین اشاره شد، دیپلماسی عمدتاً به هدایت روابط بین‌المللی از طریق دیدار و گفت‌وگوهای دیپلمات­های رسمی، می­پردازد و به قول هانس جی مورگنتا، دیپلماسی مغز متفکر قدرت ملی یک کشور است.

همچنین دیپلماسی عمومي فراتر از مفاهیم دیپلماسی سنتی و رسمی عمل کرده و به گفته­ جوزف ناي، با مبنای     ” قدرت نرم” و یا “قدرت متقاعدکننده” تعریف می­شود.

افق 1404 در سند چشم‌انداز:

ارتباط بین علم و فناوری با سیاست خارجی، ارتباطی دوطرفه است بدین معنا که از ابزار علم و فناوری برای پیشروی سیاست خارجی استفاده می­شود و از سوی دیگر از ظرفیت­های دیپلماتیک برای نیازها و اهداف حوزه علم و فناوری بهره گرفته می­شود.

همچنین نینا فدوروف، دیپلماسی علم را استفاده از همکاری­های علمی میان کشورها در مواجهه با مشکلات مشترک قرن می­داند.

مطابق با سند چشم‌انداز، ایران باید در افق 1404، الهام‌بخش جهان اسلام باشد و حوزه علم و فناوری به دلیل توانمندی­ های خوبی که داراست، می­تواند یکی از مهم‌ترین حوزه­های الهام‌بخش قرن باشد.

در این راستا دیپلماسی علم و فناوری می­تواند در ایجاد بازارهای جدید برای صادرات محصولات و کالاهای دانش‌بنیان نیز نقش‌آفرینی نماید.

همان‌طور که می­دانیم چالش­های جهانی مرتبط با افزایش جمعیت، محیط‌زیست، غذا، انرژی، منابع و فقر با توجه به روند جهانی‌شدن، دیگر مشکل یک کشور به‌تنهایی نمی­باشد و مرتفع نمودن آن‌ها نیازمند همکاری­های بین‌المللی است.

لذا امروزه با پیشرفت علم و فناوری در همه حوزه ­ها بخصوص در حوزه­ های اثرگذار بر مناسبات سیاسی دولت­ها، نقش پررنگ آن در حل چالش­های جهانی فوق‌الذکر نیز موردتوجه قرار گرفته است.

علم و فناوری

همکاری‌های علمي در ديپلماسي علم و فناوري:

چنانچه دیپلماسی علم و فناوری علاوه بر مباحث گفته‌شده برای تقویت همکاری­های بین کشورها و افزایش نفوذ یک کشور بر کشور دیگر مورداستفاده قرار گیرد،

با توجه به اینکه می­تواند شهرت و تصویر یک کشور را در جامعه بین‌الملل بهبود بخشد، می­تواند عامل مهمی در تقویت قدرت نرم آن کشور هم به شمار آید.

در این میان شایان‌ذکر است که همکاری­های علمی بین‌المللی، توسط افراد و گروه­های علمی هدایت می­شوند، درحالی‌که دیپلماسی علم و فناوری از افراد و گروه ­هايی تشکیل می­شوند که دولتی و فعال در سیاست خارجی می­باشند.

لذا تنها آن دسته از همکاری­های علمی و تجارت­هایی که در راستای اهداف دیپلماتیک یک کشور باشند، در راستای دیپلماسی علم و فناوری قرار می­گیرند.

 

پتانسيل علمي و ديپلماتيك:

درنهایت با تکیه‌بر پتانسیل­ ها و توانمندی­ های علمی و دیپلماتيك کشور برای استفاده بهینه از فرصت­های موجود و یا فرصت­ سازی­های مناسب در منطقه و در فضای بین‌المللی، می­تواند زمینه­ هایی ایجاد کند تا برخی از مشکلات و چالش­های شرکت­های دانش‌بنیان برطرف شوند.

تقویت تحقیق و توسعه در شرکت­های دانش‌بنیان:

دیپلماسی علم و فناوری می­تواند توجه دانشمندان خارجی را به پیشرفت­های داخل کشور جلب نماید و از سوی دیگر دسترسی دانشمندان داخلی به پژوهشگران، یافته­های تحقیقاتی، امکانات و تجهیزات مرتبط با پژوهش­های خارج از کشور را تسهیل نماید.

لذا در این میان امکان ایجاد پروژه­های مشترک در حوزه­های علمی و فناورانه نیز تقویت خواهد شد.

 

آموزش نيروي انساني متخصص:

همچنین با عنایت به مشکلات مربوط به منابع انسانی در شرکت­های دانش‌بنیان و توسعه نامناسب آن‌ها، با انجام گرفتن اقدامات فوق توسط دیپلماسی علم و فناوری، فضایی ایجاد می­شود تا همکاری بین‌المللی با پژوهشگران و دانشگاه­های سایر کشورها و دانشگاه­های برتر در حوزه­های موردنیاز، برقرار شود.

لذا نیروی انسانی متخصص موردنیاز، همگام با دانش روز برای این شرکت­ها، مورد آموزش و یادگیری قرار می­گیرند.

 

ارتقاء سطح علمي توليد:

درنتیجه‌ی تمامی تعاملات فوق‌الذکر در چرخه اتفاقات واقع در محيط دیپلماسی علم و فناوری می­توان چنین نتیجه گرفت، که با ارتقاي سطح دانش نیروی انسانی در شرکت­های دانش‌بنیان و دسترسی به یافته­ ها و پژوهشگران در سطح بین‌الملل، سطح علمی تولید محصولات و کالاهای دانش‌بنیان افزایش می­یابد.

 

فرآيندهاي انتقال فناوري:

با نگاهي به دورنماي دسترسي به فضاي صنعتي و تكنولوژيك بین‌الملل، فضای همکاری و تعامل برون‌مرزی نيز به نحوی شکل خواهد گرفت که فرآیندهای انتقال فناوری تسهیل شده و درهای بازارهای بین‌المللی به روی تولیدات شرکت‌های دانش‌بنیان گشوده خواهد شد.

 

همکاری‌های تجاري و بازاريابي بین‌الملل:

تسهيل همکاری‌هایی از جنس علمي و فناورانه، فرصت­های بازاریابی و همکاری­های تجاری با شرکت­های بزرگ صاحب فناوری را نیز ممکن خواهد ساخت.

لذا مشکلات صادرات کالاهای دانش‌بنیان مرتفع گردیده و چالش­های محیط اقتصادی و تجاری موجود، به‌تدریج تعدیل و رفع خواهد شد.

بنفشه دین‌محمدی

پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی