نوشته‌ها

هدف از برگزاری نمایشگاه‌های بین‌المللی

هدف از برگزاری نمایشگاه‌های بین‌المللی

تعریف نمایشگاه:

محلی است جهت ارائه و معرفی کالاها، خدمات، فناوری‌های روز دنیا، هنرها و همچنین نوآوری‌ها که در دو بخش عمده‌ی عمومی و تخصصی در معرض دید همگان قرار می‌گیرد.

در ادبیات بازاریابی امروز، نیز نمایشگاه به سکویی اطلاق می‌شود که تولیدکنندگان، محققین، مبتکرین و نوآوران صنعتی و بازرگانی به نمایش و عرضه کالاهای جدید می‌پردازند و از این طریق سعی می‌کنند با تولیدکنندگان مواد اولیه موردنیاز، خریداران، پیمانکاران و سازمان‌های دولتی و رسمی ارتباط برقرار سازند.

 

تاریخچه نمایشگاه

از انقلاب صنعتی انگلستان شروع و در زمان آغاز قرن بیستم تکامل یافت که امروزه به‌صورت یکی از ارکان مهم بازرگانی بشمار می‌آید.

تاریخچه برگزاری نمایشگاه‌ها و سیرتکامل آن در جمهوری اسلامی ایران

تا قبل از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، نمایشگاه‌های بسیار محدودی فقط در شهر تهران برگزار می‌شد که حاصل برگزاری آن‌ها، ورود سیل‌آسای کالاهای خارجی به ایران بود با شروع جنگ تحمیلی عراق، به دلایل مشکلات ناشی از جنگ و محدود بودن اقلام صادراتی، ضرورت تبلیغات و بازاریابی برای صادرات و برپایی نمایشگاه‌های گوناگون چندان احساس نمی‌شد، اما بعد از پایان جنگ، نیاز به بازسازی صنایع و اولویت دادن به توسعه صادرات موجب گردید که سیاست‌های دولت به سمت توسعه صادرات غیرنفتی و اجرای سیاست جهت صادرات سوق پیدا کند. در چنین شرایطی، جایگاه و نقش نمایشگاه‌ها، به‌عنوان مهم‌ترین ابزار بازاریابی و نفوذ به بازارهای بالقوه و تحت تأثیر قرار دادن خریداران خارجی موردتوجه قرار گرفت. پس از پیروزی انقلاب در ۲۸ شهریور ۱۳۵۹ با حضور ۱۵ کشور خارجی هفتمین نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد ازجمله تفاوت‌های این نمایشگاه نسبت به نمایشگاه‌های سال‌های قبل از انقلاب این بود که بنا به درخواست ایران کشورهای خارجی شرکت‌کننده به‌جای ورود کالاهای لوکس و تجملی سعی کنند، کالاهای تولیدی، صنعتی و واسطه‌ای خود را به نمایش بگذارند.

 

 

رسالت نمایشگاه

نمایشگاه رسالت اصلاح، تقویت و بهبود معرفی کالا، محصول و یا برند و همچنین سیستم توزیع و تسهیل تجـارت و رونق مبادلات را بر عهده دارد و یکی از ابزارهای اساسی اجرای برنامه‌ها و سیاست‌های ارتباطی شرکت‌ها است. نمایشگاه نقش رسانه‌ای را ایفـا می‌کند که در آن غرفـه دار (تولیدکننده یا عرضه‌کننده) رودرروی مصرف‌کننده با در اختیار داشتن نمونه، امکانات و محصولات خود را به نمایش گذاشته و به‌عنوان فرستنده پیام وارد عمل شده و بازدیدکننده را که دریافت‌کننده پیام می‌باشد تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

بررسی سیر تکاملی نمایشگاه‌ها

امروزه نمایشگاه نسبت به بازارهای گذشته، دچار تغییرات چشمگیری شده است. در آن زمان، بازار کانون اصلی
فروش کالا و ارائه اطلاعات و خدمات بشمار می‌رفت، البته نمایشگاه‌های آن زمان محدود و ساده بود، تکامل
بازارهای محلی، هسته‌های اولیه تشکیل نمایشگاه‌های منطقه‌ای را فراهم کرد و به‌تدریج نمایشگاه بین‌المللی
به وجود آمد. با آغاز رنسانس در اروپا و تحولات سریع دانش و صنعت، رفته‌رفته بر حجم کالاها و تولیدات اضافه
شد و به‌منظور یافتن بازاری جهت فروش آن کالاها، برگزاری نمایشگاه موردتوجه بیشتری قرار گرفت و با
توسعه تجارت بین‌الملل، نمایشگاه از جایگاه ویژه‌ای در میان ملل مختلف جهان برخوردار گشت.

 

علل پیدایش نمایشگاه

تغییرات روزافزون فن‌آوری، ظهور کالاهای جدید، تنوع آن‌ها و عدم آشنایی مصرف‌کننده توأم با رقابت شدید و نامطلوب تولیدکنندگان از علل مهم تشکیل نمایشگاه‌ها محسوب می‌شود.

ویژگی‌های مثبت نمایشگاه‌های فروش
  1. کالاها علاوه بر آنکه به نمایش گذاشته می‌شوند به فروش هم می‌رسند.
  2. شمار زیادی از مردم ترغیب می‌شوند که از نمایشگاه بازدید کنند.
  3. بازدید برای عموم آزاد است.
  4. معمولاً بهای کالاها کمی ارزان‌تر از بازار است.

ویژگی‌های منفی نمایشگاه‌های فروش

  1. سالن‌های این نوع نمایشگاه‌ها بسیار شلوغ است.
  2. باید به میزان تقاضای مردم، کالا به‌اندازه کافی در داخل غرفه وجود داشته باشد.
  3. باید به تعداد کارمندان غرفه افزود.
  4. معمولاً عامه مردم از نمایشگاه بازدید می‌کنند و تعداد بازدیدکنندگان متخصص و اهل‌فن بسیار کمتر از نمایشگاه‌ها است.

ویژگی‌های مثبت نمایشگاه‌های بازرگانی

  1. ممکن است حجم سفارش‌ها خریداران بسیار قابل‌ملاحظه باشد.
  2. بازدیدکنندگان تا حد زیادی متخصص و خریدارانی واقعی هستند.
  3. بازدیدکنندگان آشنایی خوبی با محصولات یا خدمات ارائه‌شده کسب می‌نمایند.
  4. امکان انعقاد قراردادهای کلان در این نمایشگاه‌ها بسیار زیاد است.

ویژگی‌های منفی نمایشگاه‌های بازرگانی

  1. مشارکت در این نوع نمایشگاه‌ها با هزینه نسبتاً بالایی صورت می‌گیرد.
  2. شاید حضور در اولین نمایشگاه برای غرفه داران سوددهی چندانی در پی نداشته باشد.
  3. بلیت ورودی این نمایشگاه نسبت به نمایشگاه‌های فروش گران‌تر است.

 

** شکل شماره 3**

دلایل موفقیت نمایشگاه‌ها عبارت‌اند از:

  1. فراهم بودن امکانات برای ارتباط مستقیم رودررو بین تولیدکننده (فروشنده) با خریدار و مشاهده عینی کالا و مذاکره با یکدیگر که بهترین موفقیت را برای فروش کالا ایجاد می‌کند.
  2. فروشنده یا بازاریاب بلافاصله پس از رؤیت کالا توسط خریدار عکس‌العمل وی را مشاهده خواهد کرد.
  3. دسترسی و پیدا کردن خریدارانی که نام و نشان در هیچ کاتالوگ و یا کتاب راهنمایی ندارند.
  4. بررسی ویژگی‌های کالاهای رقیب، مقایسه قیمت‌ها، تعیین نقاط ضعف و قوت کالاها و درنتیجه ارائه درست و صحیح کالاها

مجموعه این دلایل شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی را یک فرصت طلائی جهت ایجاد ارتباط، اطلاع‌رسانی و پیشبرد فروش برای شرکت‌های بزرگ و موفق دنیا نموده است.

 

نرگس سقازاده / پژوهشگر حوزه مدیریت

ترکیب بهینه مدیریت و علوم ریاضی سرمایه‌های انساني، مديريت دانش و داده‌کاوی

ترکیب بهینه مدیریت و علوم ریاضی

سرمایه‌های انساني، مديريت دانش و داده‌کاوی

 

 

تغییر نگرش مديران نسبت به نیروی انسانی به‌عنوان منابع و سرمایه‌های انسانی، حجم اطلاعات توليدي در سازمان‌ها و پیشرفت‌های اخير در فناوری‌های اطلاعاتي، موجب توجه هم‌زمان به مدیریت دانش و مديريت اطلاعات شده است. به‌طوری‌که استخراج اطلاعات مناسب و موردنیاز از میان حجم انبوه داده‌های موجود در سازمان و تبدیل آن‌ها به دانش موردنیاز، برای تصمیم‌گیری‌های سازمانی و ترسیم آینده استراتژیک و همچنين ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان‌ها نیازمند استفاده از روش‌های نوین گرديده است.

گستردگی روزافزون صنعت، تحولات ایجادشده در فرهنگ و سلایق مردم، پیشرفت سریع تکنولوژي و نیز بازار رقابتی همگی لزوم بهره‌گیری هر چه بیشتر از دانش داده‌کاوی در مدیریت صنایع را ایجاب می‌کند. داده‌کاوی ابزار و رویکردی است که سازمان‌ها و مدیران سازمان را در استخراج دانش از میان انبوه اطلاعات در یک سیستم مدیریتی مبتنی بر دانش یاری می‌نماید.

انديشمندان حوزه داده‌کاوی اين علم رو بدین‌صورت تعريف کرده‌اند كه: داده‌کاوی به بررسی و تجزیه‌وتحلیل مقادیر عظیمی از داده‌ها به‌منظور کشف الگوها و قوانین پنهان و معنی‌دار درون داده‌ها می‌پردازد.

 

دستيابي به اهداف مدیریت دانش در سازمان‌ها با استفاده از ابزار داده‌کاوی

با توجه به اهم قابلیت‌های استقرار سیستم مدیریت دانش در سازمان، می‌توان گفت که هدف از استقرار سیستم مدیریت دانش در سازمان‌ها کسب، استخراج، نگهداشت، پالایش و انتشار دانش به شریان‌های سازمان در جهت ارتقا بهره‌وری سازمانی و نیز رقابت‌پذیری سازمان‌ها در بازار رقابتی کنونی از طریق ارائه خدمات چابک و به‌روز به مشتریان و جلب رضایت آن‌ها می‌باشد. امروزه يكي از اهداف از استقرار سیستم مدیریت دانش ایجاد توانایی تجزیه‌وتحلیل اطلاعات بازار، رقبا و مشتریان و تحليل رفتار مشتريان با توجه به مدل تجاری بنگاه‌ها می‌باشد. در این راستا به جهت حجم عظیم مشتریان و حجم انبوه اطلاعات تکنیک داده‌کاوی به‌عنوان یکی از ابزارهای مدیریت دانش کمک زیادی را در تحقق اهداف مدیریت دانش می‌نماید و می‌تواند به‏عنوان یک تکنیک کاربردی در خدمت مدیریت دانش قرارگرفته و از اين طريق مديران سازمان‌ها می‌توانند با توجه به شرايط ويژه کسب‌وکار خود، در راستاي حفظ و توسعه کمی و كيفي کسب‌وکار بنگاه خود به مطالعه رفتار مشتريان و پیش‌بینی نيازهاي بالقوه آتي آن‌ها نمايند تا در ارائه خدمات چابك و نوين پيشرو باشند.

 

ضرورت و جایگاه داده‌کاوی در مديريت دانش

هر کسب‌وکاری به‌منظور بقا مي‌تواند با ارائه خدمات و کالاي مطلوب، رضایت مشتریان خود را جلب و سهم مناسبی از بازار را به دست آورد.

داده‌کاوی علم تقریباً جدیدي است با کاربردهای بسیار متنوع که توانایی کار با حجم عظیمی از داده‌ها و استخراج دانش پنهان موجود در آن‌ها را دارد.

هدف نهایی داده‏كاوی، ایجاد سیستم‏های پشتیبانی تصمیم‏گیری سازمانی است. داده‏كاوی به استخراج اطلاعات مفید و دانش از حجم زیاد داده‏ها می‏پردازد. داده‏كاوی، الگوهای حاوی اطلاعات را در داده‏های موجود جست‌وجو می‌كند و با پاسخگویی به بسیاري از سؤالات مدیریت، براي مدیران افزایش راندمان، کاهش هزینه، صرفه‌جویی در منابع، امنیت اطلاعات، بهینه‌سازی پروسه تصمیم‌گیری، کاهش نیروي انسانی موردنیاز و از همه مهم‌تر رضایت و مشارکت بیشتر جامعه مخاطبین را به ارمغان آورده و روندهای آینده و رفتارها را به‌منظور تصمیم‌گیری آگاهانه و زودهنگام پیش‌بینی‌ کنند.

بر اساس مطالعات بنت و گابريل داده‌کاوی دستيابي و پردازش دانش بازار را تسهيل و یک تكنيك توانا ساز مهم براي مديريت دانش می‌باشد.

 (Bennet & Gabriel, 2007).34 International Journal of Asian Business and Information Management, 5(3), 34-47, July-September 2014

 

نویسنده : دکتر سعید حاجی‌زاده رئیس اداره توسعه دانایی شرکت مترو

 

آشنایی با کارآفرینان شرکت اپل نمونه موفق یک شرکت کارآفرین

آشنایی با کارآفرینان

شرکت اپل نمونه موفق یک شرکت کارآفرین

من معتقدم نیمی از چیزی که کارآفرینان موفق را از افراد ناموفق متمایز می­سازد، فقط پشتکار است.

استیو جابز

آغاز اپل در گاراژ خانه پدری

در سال ۱۹۷۶، وقتی جابز ۲۱ ساله و وزنیاک ۲۵ ساله بود، شرکت رایانه‌ای اپل را در پارکینگ خانواده جابز، بنیان گذاشتند. اولین رایانه شخصی که جابز و وزنیاک به بازار معرفی کردند Apple I نام داشت.  قیمت این رایانه که در سال ۱۹۷۶ معرفی شد، ۶۶۶ دلار و  ۶۶ سنت بود. در سال ۱۹۷۷، جابز و وزنیاک رایانه Apple II  را معرفی کردند. در سال ۱۹۸۰، اپل عرضه اولیه سهام خود را در بازار بورس ارائه کرد و به سهامی عام تبدیل شد. در همان سال، شرکت اپل، رایانه Apple III را معرفی کرد که این رایانه به دلیل قیمت زیاد و برخی مشکلات سخت‌افزاری با شکست تجاری در بازار مواجه شد. پس از ورود به بورس سهام، توسعه محصولات و توسعه ساختار و نظام مدیریتی شرکت موردتوجه استیو جابز و سایر مدیران قرار گرفت. کامپیوترهای سری Mac با صفحه‌نمایش گرافیکی پیشرفته و نرم‌افزارهای مناسب نظیر Mac Writer و Mac Paint موردتوجه بیش‌ازپیش کاربران قرار گرفت. هم‌زمان با رشد اپل، این شرکت جستجویی را برای یافتن مدیران مستعد که بتوانند آن را در مدیریت توسعه و گسترش، کمک کنند، آغاز کرد. ازلحاظ نظام مدیریتی نیز، مدیران اپل که بیشتر روحیه فنی و تکنیکی داشتند تصمیم گرفتند یک مدیر باسابقه را به مدیرعاملی برگزینند تا شرکت به‌صورت حرفه‌ای‌تر اداره شود.

 

 گاراژ خانه پدری استیو جابز در لوس آلتوس، محل تولید اولین کامپیوترهای شخصی

لذا جان اسکولی مدیرعامل شرکت پپسی کولا را به‌عنوان مدیرعامل برگزیدند. اسکولی با استقبال استیو جابز عهده‌دار مسئولیت شرکت شد و در جلسه معارفه استیوجابز خطاب به او گفت آیا می‌خواهی همه عمر آب و شکر بفروشی یا می‌خواهی بیایی تا باهم دنیا را عوض کنیم؟» اسکولی سیستم‌های بازاریابی و مدیریتی جدیدی را که بعضاً موفق هم نبود در شرکت حاکم کرد ولی فضای کاری جدید که بر اساس دیسیپلین‌های مدیریتی شکل می‌گرفت به مذاق استیو جابز که همیشه متفاوت عمل می‌کرد خوش نیامد و در برخورد بین این دو، مدیران ارشد با این فکر که با نظام مدیریتی پیشرفته سودآوری شرکت تضمین
می‌شود، طرف اسکولی را گرفتند و جابز با فروش همه 5/6 میلیون سهامش به‌جز یک سهم به مبلغ 70 میلیون دلار در سال 1985 از شرکت اپل بیرون رفت!

اپل بدون جابز!

جابز پس از خروج از اپل شرکت پیکسار را خریداری کرد و با افزایش سرمایه آن را به موفق‌ترین شرکت در تولید فیلم‌های انیمیشن به کمک کامپیوتر، تبدیل کرد و پس از موفقیت زیادِ فیلم داستان اسباب‌بازی این شرکت را هم به مبلغ خوبی به شرکت دیسنی فروخت. هم‌زمان، شرکت کامپیوتری جدید Next را نیز راه‌اندازی کرد که با همکاری عده‌ای از مهندسانی که از اپل به او پیوسته بودند ابتدا روی ایجاد سخت‌افزارهای جدید و پیشرفته متمرکز شد ولی پس از مدتی صرفاً به فعالیت‌های نرم‌افزاری به‌ویژه توسعه سیستم‌عامل پیشرفته NEXT STEP روی آوردند. شرکت اپل با خروج جابز دوران فراز و نشیب را آغاز کرد ولی کم‌کم در اوایل دهه 1990 از رقبا عقب ماند و شرکت در وضعیت ورشکستگی قرار گرفت، ولی مدیران و سهامداران برای خروج شرکت از بحران به دنبال توسعه و یا خریداری سیستم‌عامل جدیدی افتادند که محصولات اپل را ارتقا دهد بعد از مدتی بهترین انتخاب برای آن‌ها سیستم‌عامل NEXT STEP شناخته شد که در شرکت NEXT توسعه‌یافته بود. اپل شرکت NEXT را به مبلغ 429 میلیون دلار و اهدای 5/1 میلیون سهم از سهام اپل به استیو جابز خریداری کرد و استیو جابز مجدداً در سال 1996 به اپل بازگشت و کم‌کم دوباره زمام امور اپل را در دست گرفت.

بازگشت دوباره

جابز در سال 1997 کار را مجدداً در اپل شروع کرد و به بازسازی خط تولید شرکت پرداخت و فعالیت‌های متعددی را در توسعه محصولات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و مدل تجاری معمول داشت. کامپیوترهای Mac را با سیستم Mac OS که بر اساس NEXT STEP توسعه‌یافته بود و بالاخره هم به iOS تبدیل شد ارتقا داد و بهره‌وری آن‌ها را روزآمد کرد. محصولاتی نظیر Mac Book و کامپیوترهای جدیدتر و iPod به‌عنوان سیستم صوتی دیجیتالی جدید، محیط تازه‌ای از کار و تلاش و پیشرفت و موفقیت در اپل پدید آوردند. در سال 2001 اپل استور راه‌اندازی شد که به فروش موسیقی و آهنگ‌های جدید از روی شبکه می‌پرداخت که بالاخره به iTunes تبدیل شد که انواع سیستمهای کاربردی را بر روی شبکه اینترنت برای فروش عرضه می‌کند. راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره­ای اپل در ایالات‌متحده و بعضی کشورهای دیگر ارتباط تنگاتنگی با مشتریان محصولات سخت‌افزاری ایجاد کرد.

استیو جابز بالاخره با ارائه iPhone در سال 2007 تحول جدیدی در سیستمهای موبایل و ارائه موبایل‌های هوشمند ارائه کرد و در سال 2010 نیز با ارائه iPad تحول جدیدی در دنیای کامپیوتر و ارتباطات به وجود آورد. پس‌ازآن با فراخوان برنامه نویسان برای توسعه سیستمهای کاربردی و ارائه آن‌ها برای فروش روی اَپ استور و مشارکت به میزان %70 درفروش حاصله، تحولی بزرگ در تولید سیستم­های کاربردی در جهان پدید آورد که موجب شده است صدها هزار سیستم توسط برنامه­ نویسان در اقصی نقاط دنیا تولید و برای فروش ارائه شود

استیو جابز با خلاقیت و نوآوری از 2007 تا 2011 به‌عنوان مدیرعامل اپل تحولاتی زیادی در دنیای فناوری و کسب‌وکار پدید آورد تا این‌که بیماری امانش نداد و اپل را به یاران جوان‌تر سپرد. پس‌ازآن نیز اپل هم چنان در ارائه محصولات جدید که سیستم­های توسعه‌یافته محصولات قبلی هستند و ارائه محصولاتی از قبیل ساعت‌های هوشمند یا سیستم­های مالی برای پرداخت و دریافت به کمک تلفن هوشمند و غیره همچنان به‌عنوان یک شرکت فعال و پویا مشغول فعالیت است . شرکت اپل در سال ۲۰۱۷ برای دهمین سال متوالی، عنوان تحسین‌شده‌ترین شرکت فناوری اطلاعات در جهان را به خود اختصاص داد.

شادی لطیفیان پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

تأملی پدیدارشناسانه در چرایی بومی نشدن مبانی اقتصاد و کارآفرینی در ایران

تأملی پدیدارشناسانه در چرایی بومی نشدن مبانی اقتصاد و کارآفرینی در ایران

 

پرسش آن است که از منظر تئوریک چطور پس از گذشت سال‌ها هنوز هم به نظر می‌رسد مبانی اقتصاد و به‌تبع آن مدیریت و کارآفرینی در ایران همچنان بومی نشده است؟ هرچند در طول سالیان اخیر در حوزه علوم انسانی هستند جامعه شناسان و انسان شناسان متأخری که با عرق‌ریزان روح، با طرح مسئله‌ای از جنس «اینجا و اکنون» به این حوزه پرداخته و می‌پردازند؛ که از این جمله می‌توان به آثار ارزشمندی در قالب کتاب همچون: «فرهنگ یاریگری در ایران»، «واره_درآمدی بر مردم‌شناسی تعاون»، «انسان‌شناسی یارگیری»، «کَمَره نامه» و نیز «بّنِه ها» و مقالات ماندگاری نظیر: «صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن» اشاره کرد.

 

در گام نخست به ریشه‌های پدیدارشناسانه‌ی این رویکرد از منظر برخی فیلسوفان و روش شناسان ایرانی می‌پردازیم و در گام‌های بعد رویکردهای جامعه‌شناسانه آن را نیز تا حد امکان، بررسی خواهیم کرد. دکتر محمدعلی مرادی و برخی هگل شناسان معتقدند، هگل در مقدمه اثر سترگ خویش، «پدیدارشناسی روان» می‌گوید: این ترس از حقیقت است که مواجه با آن را ناممکن دانسته، او تلویحاً به کانت خورده می‌گیرد که استدلال او بر ناشناخته ماندن فنومن (fenomen)، شیی فی‌نفسه، حقیقت، مطلق، روان (با بهانه تحت مقولات تألیفی ما تقدم، نگنجیدن، متقن به نظر می‌رسد. ازنظر هگل، مطلق یا روان در سیر تکوینی خویش در زمان که برای او همان تاریخ می‌باشد، عینیت می‌یابد ازنظر او این عقل و مطلق است که تاریخ را می‌سازد. (تاریخ برای هگل همان زمان است.)

بنا به تفسیر او، مطلق در فراشد خویش، اطوار پیکر پذیر، منازل، اطوار و دقایق گوناگون را سپری می‌کند ازنظر او هر مرحله از تاریخ یا زمان، جلوه، عینیت و خودنمایی از مطلق است که هر مرحله وضع پیشین را نفی و در سیر تکوینی وضع دیگری را به اثبات می‌رساند.

پس با این نگاه، ورود ایران به دوران جدید که با انقلاب مشروطيت شکل گرفت، از جنبه‌ی نظري علم اقتصاد، مدیریت و کارآفرینی همچون تمامي علوم جديد که به ايران وارد شدند بدون توجه به علوم در سنت گذشته‌ی ايران و ايران دوره اسلامي بوده است. ازاین‌رو پرداختن به نسبت سنت قدمایي و علم اقتصاد، مدیریت و کارآفرینی نوين ايران، ضرورت جدي شکل‌گيري علوم، در ايران امروز است که مي‌توان گفت در اين زمينه تاکنون کار چنداني صورت نگرفته است.

در همین دوران، مي‌توان به دو کتاب مهم با عناوین اقتصادی، يکي از محمدعلي جمال‌زاده به نام «گنج شايگان» و ديگري «ثروت ملل» محمدعلی فروغي اشاره کرد. فروغی در این کتاب می‌کوشد علم ثروت ملل را نوعی معرفت به قوانین و کیقیات ازدیاد ثروت مملکت و سایر امور راجع به آن تعریف کند و ابعاد اجتماعی به اقتصاد بدهد. این نخستین اثر مکتوبی است که یک ایرانی در دوران جدید راجع به اقتصاد به رشته تحریر درآورده است که فاقد مبانی جدی از جنبه تئوریک و فلسفی است. می‌توان گفت فروغی اطلاع چندانی از شکل‌گیری علوم از جنبه روش و محتوی نداشته است اما اين دو کتاب چندان پايه‌ی عمل واقع نشد و از اساس واجد آن‌چنان کيفيتي ازنظر علمي نيز نبودند که بتواند پايه‌ی عمل واقع شود.

در ادامه خواهید خواند

بسياري از کتاب‌هايي که در زمينه‌ اقتصاد پايه‌ی کار براي روندهاي اقتصادي در ايران بوده است، کتاب‌هاي ترجمه از گرايش‌هاي متنوع و متکثر اروپایي و آمريکایي بوده است که در قالب گرايش‌هاي متفاوت، خود را در پروژه‌هاي اجرایي ايران طي نزديک به صدسال گذشته نشان داده است؛ اما آنچه در ميان اين گرايش‌هاي متنوع مي‌توان ديد، همانا الگوبرداري از مدل‌هاي اروپایي و آمريکایي بوده است که بدون توجه به تکوين تاريخ اجتماعي و فرهنگي، اين الگوها به جامعه و تاريخ ايران تحمیل‌شده است. به‌تدریج در مدرسه‌های عالی و دانشگاه‌ها رشته‌های اقتصاد و شاخه‌های مختلف در ایران تأسیس شدند. بررسی روند دانش اقتصاد در ایران در دانشگاه‌های رسمی مؤید این نظر است که اکثر کتاب‌های اقتصادی بیش‌ازپیش به تمرین‌های ریاضی تقلیل یافته است و کمتر به بررسی مسائل اقتصادی می‌پردازند. محتوی این کتاب‌ها بیشتر به نحوه سرمایه‌گذاری و بازدهی بیشتر یا تخصیص بهتر منابع می‌پردازند و در این الگو و اندیشه راهنما تصور می‌شود که اگر بازدهی زیاد شود و یا که سرمایه‌گذاری بالاتر رود و یا اینکه منابع به‌صورت بهینه تخصیص یابد رفاه مردم بالاتر خواهد شد. اگرچه برخی اقتصاددان‌های ایرانی متأثر از مباحث انتقادی و مباحث توسعه کوشیدند مؤلفه‌های اجتماعی را در اقتصاد وارد کنند و در چارچوب اقتصاد توسعه، ادبیاتی به وجود آورند و طرح‌هایی را ارائه دهند اما ازآنجاکه این ادبیات به نفس امر جامعه ایران همواره بی‌توجه بوده‌اند نتوانسته‌اند به اهداف موردنظر برسند.

 

منابع:

  1. رك: هوسرل، ادموند؛ ایده‌ی پدیده‌شناسی، ترجمه‌ی عبدالكريم رشيديان، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1386.
  2. رك: -محمدعلی مرادی، بنیان‌های فلسفی اقتصاد فرهنگی

نویسنده: کاوه فرهادی                  (عضو هیئت‌علمی و مدرس دانشگاه)

 

 

 

کارآفرینی پلکانی به‌سوی موفقیت نگاهی به دانشگاه کوئینزلند- استرالیا

کارآفرینی پلکانی به‌سوی موفقیت

نگاهی به دانشگاه کوئینزلند- استرالیا

 

کشور استرالیا

کارآفرینی پلکانی به‌سوی موفقیت نگاهی به دانشگاه کوئینزلند- استرالیا

کشور مشترک‌المنافع استرالیا کشوری توسعه‌یافته در نیمکره جنوبی است و ششمین کشور پهناور دنیا است. سیدنی و ملبورن دو شهر بزرگ استرالیا هستند. این کشور دارای مرز خاکی با کشور دیگری نیست و دور آن را از شرق اقیانوس آرام، از جنوب اقیانوس منجمد جنوبی، از غرب اقیانوس هند و از شمال چندین دریا و خلیج دربر گرفته است. استرالیا همچنین سرزمین اصلی قاره اقیانوسیه به شمار می‌آید که کوچک‌ترین قاره دنیاست.

استرالیا کشوری توسعه‌یافته با اقتصاد متکی بر بازرگانی و کشاورزی است. محصولات اصلی استرالیا نیشکر، پنبه، غلات و گوشت است و این کشور معادن فراوانی دارد. شرکای بازرگانی استرالیا بیشتر چین، ژاپن و کره جنوبی در آسیا و نیز ایالات متحده آمریکا هستند. بنا بر گزارش بانک جهانی، این کشور ازنظر تولید ناخالص داخلی یا GDP در رده پانزدهم جهان قرار داشته‌ است و بر اساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل متحد، استرالیا ازنظر شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۰۶ سومین کشور توسعه‌یافته دنیا به‌حساب می‌آید.

  

دانشگاه کوئینزلند

بی‌شک دانشگاه‌های علوم و فناوری مأموریت و فعالیت خود را تغییر داده‌اند. دانشگاه‌ها دیدگاه تجاری خود را افزایش داده و فعالیت قابل‌ملاحظه‌ای در دو دهه گذشته داشته‌اند که این فعالیت در بسیاری از دانشگاه‌ها حرکت جدیدی نیست ولی با تلاش‌های اخیر از سوی مقامات دولتی و مدیریت دانشگاه‌ها در بسیاری از کشورها، فعالیت­ها به‌طور روزافزون افزایش‌یافته است؛ اما دانشگاه کوئینزلند در سال ۱۹۰۹ در مرکز شهر بریزبین مرکز ایالت کوئینزلند تأسیس شد. دانشگاه کوئینزلند (University of Queensland) یکی از پنج دانشگاه پژوهشی بزرگ استرالیاست و از شهرت زیادی درزمینه تحقیقات کشاورزی و زیست‌شناسی برخوردار است. این دانشگاه پذیرای تعداد زیادی دانشجو به‌ویژه در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا است. به‌عنوان‌مثال؛ تعداد دانشجویان مشغول به تحصیل آن در سال ۲۰۰۶ بیش از ۳۷۰۰۰ نفر بوده است که نزدیک به ده هزار نفر از این گروه را دانشجویان مقاطع تکمیلی تشکیل می‌دهند. تعداد دانشجویان غیربومی در این سال 8888 نفر بوده است. این دانشگاه دارای ۷ دانشکده و هر دانشکده شامل تعدادی مدرسه است. دانشکده‌ها بیشتر به کار آموزش دوره‌های تا کارشناسی می‌پردازند. کار آموزش در رده‌های تحصیلات تکمیلی و به‌ویژه دوره‌های پژوهشی به عهده مدرسه‌هاست. هر مدرسه مشتمل بر چندین گروه آموزشی است که در یک حوزه خاص فعال هستند. همچنین این دانشگاه دارای مراکز پژوهشی متعددی است و با نهادهای محلی، ملی و بین‌المللی ارتباط تنگاتنگ دارد.

دانشگاه کوئینزلند برای دانشجویان، متخصصان و کارآفرینان فرصت و بستر غنی‌ای را به‌منظور ساخت‌وساز، اشتراک‌گذاری و توسعه فراهم ساخته است. این دانشگاه یکی از اعضای مؤسس گروه ملی هشت است، یک گروه پیشرو از دانشگاه‌های استرالیا که انجام بخش قابل‌توجهی از تحقیقات دانشگاهی را به عهده داشته و همچنین به‌عنوان یکی از دانشگاه‌های پیشرو که به دانشجویان فرصت منحصربه‌فرد برای شرکت در مبادلات و ارتباطات دانشجویی را در سراسر جهان می‌دهد. از طریق این گروه، دانشجویان در برنامه‌هایی مانند برنامه مدرسه تابستانی در مکزیک، کنفرانس پژوهش در مقطع کارشناسی در ژاپن و برنامه کارآفرینی اجتماعی در گواتمالا شرکت کردند.

این دانشگاه معتقد است حوزه کارآفرینی در جهان گسترش چشمگیری داشته و به همین نسبت تقاضا برای آموزش باکیفیت این مبحث افزایش‌یافته است. دانشگاه از متدهای اثبات‌شده بهره گرفته و به تجربیات خود در یک محیط علمی متفاوت می‌افزاید که درنهایت کل منطقه از وجود کارآفرینان زبده و آموزش‌دیده افزون خواهد گردید. هم­چنین، این دانشگاه دارای 9 مؤسسه تحقیقاتی در سطح جهانی است و محققان نوآوری بر روی مباحثی چون حفاظت از عرضه مواد غذایی در جهان و نصب و راه‌اندازی بزرگ‌ترین پنل‌های خورشیدی در نیمکره جنوبی فعالیت می‌نمایند و یک دانشجوی دانشگاه کوئینزلند این فرصت را دارد که در کنار این محققان آموزش‌های لازم را ببیند.

 

 

رشته تحصیلی نوآوری و کارآفرینی

تخصص در نوآوری و کارآفرینی زمینه آشنایی دانشجویان را بادانش، مهارت‌های لازم برای کارآفرینی و محیط تجاری و اجتماعی نوآورانه فراهم می‌کند. با تأکید بر یادگیری، دانشجویان برجسته و کارشناسان صنعت در یک برنامه کاملاً راهبردی و با پشتیبانی متقابل به یادگیری می‌پردازند. دانشگاه به دانشجویان توانایی دسترسی به نحوه رشد انکوباتورها (Incubator)، سرمایه‌گذاران، مشاوران و کارآفرینان موفق که فراتر از کلاس درس یاد می‌گیرند را می‌دهد.

 

فرصت‌های شغلی

بسیاری از فارغ‌التحصیلان، کسب‌وکار خود را در یک محیط مشاوره‌ای، با کمک به تجاری شدن و حرکت به‌سوی تمرکز بر ایجاد و حفظ سرمایه‌گذاری کسب‌وکار پایدار دنبال می‌کنند.

 

دوره‌های آموزشی

این مباحث آموزشی عبارت‌اند از: تطبیق انواع سرمایه‌گذاری‌های جدید با اهداف کارآفرینی، فرآیند ایجاد ارزش، طراحی مدل کسب‌وکار همراه با ایجاد ارزش، ارزیابی جذابیت بازار، شبکه کسب‌وکار، رشد و پرورش امور مالی و ایجاد مزیت رقابتی.

 

مرکز تحقیقات کارآفرینی استرالیا

این مرکز قطب اصلی دانش کارآفرینی مبتنی بر تحقیق است که سبب به وجود آمدن نوآوری و کسب‌وکارهای کوچک در مناطق مجاور می‌شود. توسعه کارآفرینی و دانش نوآوری در جهت توسعه کسب‌وکار و رشد آن است. سرفصل تحقیقات در این مرکز شامل کارآفرینی در سرمایه‌گذاری‌های جدید، رشد شرکت‌ها، فرآیندهای کارآفرینی، استراتژی شرکت‌های بزرگ، سیاست نوآوری و مدیریت تکنولوژی است.

 

تغییرات مثبت دانشجویان

گروه دانشجویان مشتاق به‌سوی دنیای پرانرژی و با ایده‌های جدید کسب‌وکار در دانشگاه کوئینزلند به‌سوی راه‌اندازی کارآفرینی درحرکت‌اند. یک برنامه منسجم در دانشگاه به‌منظور حمایت از نسل کارآفرین در حال تغییر و رو به رشد است و به دانشجویان القا می‌کند سؤالاتی را که موجب تغییر می‌شوند را بپرسند و اعتمادبه‌نفس آن‌ها را بالابرده و به آن‌ها مهارت لازم را برای اجرای ایده‌های خود می‌دهد. دانشگاه محیطی رقابتی برای بنیان‌گذاران توسعه کسب‌وکار از طریق برگزاری کارگاه‌های آموزشی فراهم می‌کند. دانشگاه کوئینزلند به‌عنوان یک انکوباتور کسب‌وکار و پشتیبان در سال‌های اولیه از شرکت‌های با تکنولوژی بالا حمایت می‌کند.

آزیتا جهانبخش

نویسنده : آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

 

 

کارآفرینی سازمانی مقدمه‌ای برای رسیدن به دانشگاه کارآفرین

کارآفرینی سازمانی مقدمه‌ای برای رسیدن به دانشگاه کارآفرین

  

کارآفرینی سازمانی از شاخه‌های اصلی کارآفرینی است و نقش به سزایی در توفیق و تعالی سازمان ایفا می‌کند. بنا به تعریف، کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که یک یا تعدادی از کارکنان سازمان طی می‌کنند تا فعالیت کارآفرینانه‌ای را به ثمر برسانند و این در حالی است که لزومی جهت اینکه سازمان یک سازمان کارآفرین باشد، نیست. این نوع از کارآفرینی ازجمله مسائلی است که شرکت‌های بزرگ علاقه‌مند به به‌کارگیری آن می‌باشند. فراگیر نمودن تدریجی بحث کارآفرینی در سطوح مختلف سازمان و تغییر رویکرد به سازمان کارآفرین و کسب مزیت رقابتی در بلندمدت از مزایای این انتخاب آگاهانه به‌حساب می‌آیند.

در شرایط کنونی و با در نظر داشتن تغییرات سریع در محیط، نیاز به تغییر رویکرد در سیستم آموزش عالی کشور امری غیرقابل‌انکار است. هرچند در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به‌ضرورت توسعه کارآفرینی در نظام آموزشی کشور جهت ایجاد کسب‌وکارهای جدید شده و گام‌های مثبتی نیز در این راستا برداشته‌شده است؛ لیکن کمبود بهره‌گیری از رویکرد کارآفرینی سازمانی جهت سوق دانشگاه‌ها به سمت‌وسوی دانشگاه کارآفرین که همانا توجه به رویکرد خلاقیت، نوآوری، مخاطره پذیری و پیشتازی است، همچنان محسوس  می‌باشد. که اجرای این پروسه مستلزم تغییر در رویکرد فرهنگ‌سازمانی، تفکر اساتید، دانشجویان و کارکنان، سبک رهبری و … در سازمان و برقراری الگو و مدل کسب‌وکاری جهت تعامل مشترک بین دانشگاه و صنعت، می‌باشد. در این راستا بهره‌مندی از کارآفرینان سازمانی که به وجود آورنده پروسه نوآوری (به تحقق درآوردن ایده‌های بدیع و تازه) در سازمان و پیشتاز و حامی توسعه خدمات آموزشی نوین هستند می‌تواند باعث تسریع در امور شده و نهایتاً ایجاد تحول در امور آموزش را به همراه آورد.

حال این سؤال پیش می‌آید که از کجا و چگونه شروع کنیم؟

پیش‌ازاین که بخواهم به این سؤال پاسخ دهم، می‌بایست به این نکته اشاره داشته باشم که اولاً، پرداختن به بحث کارآفرینی در جامعه ما، تنها چند سالی است که به وقوع پیوسته و علمی جدید به‌حساب می‌آید، لذا افرادی که دارای این دانش می‌باشند در مقایسه با متخصصان دیگر علوم از سابقه کمتری برخوردار می‌باشند. ثانیاً، وجود پیچیدگی، رسمیت و تمرکز (ساختار سازمانی) و فرهنگ‌سازمانی متفاوت در دانشگاه‌های دولتی و خصوصی و وجود تضاد در نوع نگاه آن‌ها، مانعی در ایجاد یک الگوی واحد و مؤثر خواهد بود.

نهادینه شدن کارآفرینی سازمانی در دانشگاه‌های کشور و به‌تبع آن شکل‌گیری دانشگاه کارآفرین محقق نخواهد شد مگر آنکه تفکر استراتژیک در دانشگاه‌ها تثبیت گردد. این امر نقش قابل‌ملاحظه‌ای در پرورش مفاهیم آموزشی در سطوح فردی و سازمانی ایفا نموده و بستر مناسبی در عملیاتی شدن آن مهیا می‌سازد. عامل دیگر، مدیریت در رشد کارآفرینی سازمانی است که عامل بسیار مهم و اساسی می‌باشد و با حمایت مدیران ارشد از افراد نوآور و ریسک‌پذیر در سازمان در قالب تیم‌های تخصصی، تجلی می‌یابد. ضمن آن‌که شناخت و درک درست از عوامل رفتاری (مدیریتی، نوع نگرش، منابع انسانی، عوامل انگیزشی، فرهنگ و ارتباطات)، عوامل ساختاری (سیستم‌های سازمان، استراتژی‌های موجود، ساختار و تکنولوژی) و عوامل محیطی (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و تکنولوژیکی) که ازجمله موانع موجود در کارآفرینی سازمانی هستند، کمک شایانی به فائق آمدن بر چالش‌های کارآفرینی در دانشگاه‌ها می‌نماید. بدیهی است دستیابی به موارد یادشده، حمایت همه جانبه‌ای را از قوای مجریه و مقننه گرفته تا مدیریت دانشگاه می‌طلبد و عزمی نیاز است به سمت توسعه نهادی در دانشگاه‌ها، از نهاد با توسعه کم به سمت‌وسوی نهاد با توسعه بالا.

درمجموع برای ایجاد دانشگاه کارآفرین فراگیر در کشور، ما هنوز در ابتدای مسیر بوده و لزوم ایجاد بستر مناسب برای این کار نیازمند همت مسئولان، تغییر نوع نگاه و استفاده از نیروهای جوان خلاق و نوآور و باانگیزه می‌باشد که می‌تواند به‌مثابه خون جدیدی در شریان‌های نظام آموزشی کشور تزریق گردند. هم‌چنین وجود تفکر خلاق در درون سازمان، جایگزین نمودن روندهای نوین با روندهای مستعمل گذشته و فراهم نمودن بستری که در قدم‌های آتی این تفکر در تمام سطوح سازمان فراگیر شود، قسمتی از مزایای کارآفرینی سازمانی بوده که یقیناً با پرداختن به آن، گام‌های بعدی با برنامه‌ریزی و تدوین استراتژی دقیق و به‌صورت فاز به فاز قابل حصول خواهد بود.

 

مدرس دانشگاه و کارشناس ارشد بانک توسعه صادرات ایران

دکتر امیرحسین کردنوری مدرس دانشگاه و کارشناس ارشد بانک توسعه صادرات ایران

نویسنده  :

دکتر امیرحسین کردنوری

مدرس دانشگاه و کارشناس ارشد بانک توسعه صادرات ایران

بررسی علل تمایل تبدیل دانشگاه‌ها به دانشگاه کارآفرین

نسل سوم دانشگاهی، دانشگاه کارآفرین

بررسی علل تمایل تبدیل دانشگاه‌ها به دانشگاه کارآفرین

 

تردیدی وجود ندارد که نظام آموزش عالی سنگ بنای اصلی توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع است. در دنیای کنونی تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می‌گیرد و این امر باعث ایجاد چالش‌های جدیدی در جامعه می‌گردد لذا جهت رویارویی با شرایط و چالش‌های جدید، توجه به توسعه قابلیت‌های کارآفرینی و ترویج روحیه آن در دانش آموختگان و حتی دانشجویان بسیار ضروری است. با وجود اینکه واژه کارآفرینی از قدمت زیادی برخوردار است اما هنوز هم عمق مفهوم این واژه چه در عرصه کسب و کار و چه در آموزش عالی نسبتاً نهفته باقی مانده است. مفهوم دانشگاه کارآفرین نخستین بار توسط کلارک در سال 1998 مطرح شد و آوازه جهانی پیدا کرد و بعدها مشاهده شد که از واژگانی نظیر سرمایه داری آکادمیک در این حوزه استفاده گردید. ویژگی های دانشگاه کارآفرین در تحقیقات کلارک به شرح ذیل عنوان شده است :

1 – راهبری قوی

2 – توسعه پیرامون

3 – پایه مالی

نسل اول دانشگاه‌ها را آموزش محور، نسل دوم را پژوهش محور و نسل سوم را دانشگاه کارآفرین گویند. همانطور که از آمار و ارقام اعلام شده در خصوص تعداد مقالات پذیرش و چاپ شده و همچنین تولید علم انجام شده توسط پژوهشگران عزیز کشورمان مشخص است، دانشگاه‌های کشور گذر نسبتاً موفقی را از نسل اول به نسل دوم دانشگاهی داشته‌اند( تبدیل شدن از دانشگاه آموزش محور به دانشگاه پژوهش محور)، لذا اگر برای هر نسل از دانشگاه منحنی عمری در نظر گیریم، جهت بقای دانشگاه در عرصه داخلی و خارجی نیازمند ایجاد زیرساختی مناسب برای دانشگاه نسل سوم(دانشگاه کارآفرین)، قبل از افول نسل دوم دانشگاهی هستیم.

تحولاتی که در دو دهه اخیر در تمامی عرصه‌ها در کشور‌های مختلف رخ داده، آموزش عالی را با تحولات نوینی مواجه ساخته که از مهمترین این تحولات می‌توان به آموزش‌های معطوف به اشتغال، رشد پژوهش‌های مسئله محور و همچنین پاسخگویی آموزش عالی به صنعت و جامعه می‌باشد. بنابراین نظام آموزش عالی و دانشگاهی علاوه بر ماموریت آموزشی و تحقیقاتی ماموریت آموزشی و تحقیقاتی، ماموریت دیگر خود یعنی مشارکت پررنگ در فرآیند توسعه فناوری، کسب و کار و زمینه های فردی، سازمانی و بین المللی را نیز عهده دار شده اند. بر این اساس دانشگاه از طریق جاری و ساری سازی فرآیند مدیریت دانش مستمر، دیگر نیازی به ایجاد پل بین صنعت و خود را ندارد بلکه صنعت زاییده و به بیانی بهتر مدیون دانشگاه است و پیشرفت در عرصه صنعتی و اقتصادی کشور نیاز به دانشگاه کارآفرین دارد. بنابراین ضرورت تحول آموزش عالی کشور زیر چتر کارآفرینی به دلایل ذیل اجتناب ناپذیر است:

  • تغییرات و تحولات محیطی در سطح ملی و جهانی
  • تغییر انتظارات عمومی
  • رقابت فزاینده بر سر منابع عمومی
  • انتقاد از وضعیت مالی و ساختاری آموزش عالی
  • وابستگی به بودجه دولتی

تغییر در سیاست های آموزش عالی نظیر تمرکز زدایی، کاهش وظایف تصدی گری، ایجاد مجموعه‌های قوی سیاست گذاری، ایجاد و حفظ تنوع در آموزش عالی و کاهش بوروکراسی. اهمیت توجه به مشتریان و حفظ حرمت انسان ها; پیشرفت فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی از دیگر دلایل هستند.

در خصوص طرح ایده دانشگاه کارآفرین و عوامل موثر بر ارائه آن می‌توان به موارد ذیل اشاره نموده :

  • افزایش تعداد دانشجویان
  • تقاضای آموزش مهارت توسط خبرگان و متخصصین
  • درخواست نتایج بهتر با پرداخت وجه کمتر
  • گشترش دامنه دانش و خرد

هدف اصلی سیاستمداران و سیاستگذاران توسعه کشور در تمامی سطوح است که البته چنین امری زیر چتر توسعه اقتصادی محقق خواهد شد، لذا دانشگاه به عنوان پایه و اساس آموزش کشور‌ها باید وارد عمل شده و ایفای نقش نماید. اینجاست که اهمیت ورود به دانشگاه ها پررنگ می شود.

 

ضرورت کارآفرینی در دانشگاه

آموزش کارآفرینی امروزه در کشورهای صنعتی و فرا صنعتی بخش قابل توجهی از برنامه های آموزشی دانشگاه‌ها را به خود اختصاص داده است. در آمریکا بیش از پنجاه دانشگاه‌, در آلمان چهل و دو دانشگاه , در سوئد هشت دانشگاه‌, مالزی چهار دانشگاه و … آموزش کارافرینی و مدیریت واحدهای کوچک اقتصادی در این کشورها به ویژه در بین بانوان بسیار رایج شده است. هدف این آموزش این است که فارغ التحصیلان بتوانند موسسان و بنیانگذاران شرکت‌های خصوصی باشند بخصوص که در ده ساله آخر برنامه‌های دولت تاکید بر خصوصی سازی دارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایجاد شغل را از وظایف دولت دانسته لذا ترویج فرهنگ کارافرینی و ایجاد بستری مناسب برای ظهور کارافرینان از وظایف دولت است. پس رابطه تنگاتنگ دانشگاه ها با بازار کار و صنعت از اهم امور است.

امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا, دانشگاه‌ها محل آموزش دادن مدیران، تجار , دانشجویان و زنان مدیر و حتی خانه‌دار می‌باشند. علاوه بر آن دوره‌های آموزش کارآفرینی نه تنها جای خود را در بستر دروس دانشگاهی باز نموده بلکه دوره‌های ابتدایی و متوسط را نیز مورد توجه قرار داده است. محور این آموزش‌ها ایجاد روحیه کسب و کار و تلاش در کسب موفقیت های اقتصادی می‌باشد.

 

  • نقش دانشگاه در توسعه کارآفرینی

برای ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان دانشگاه باید به مواردی چون مورد ذیل توجه زیادی داشته باشد:

  • علاقه‌مند ساختن مدیران و سیاست گذاران دانشگاه ها برای زمینه سازی آموزش کارآفرینی .

در این زمینه می‌توان به تبیین نقش و اهمیت کارآفرینی در پیشگاه مسئولین از جمله ریاست , هیئت امنا, شوراهای آموزشی و پژوهش دانشگاه اقدام کرد. با این کار می‌توان از حمایت های موثر آنها برای گسترش کارآفرینی در بین دانشجویان استفاده کرد. همچنین می‌توان برنامه‌هایی در جهت تعیین دروسی که منجر به تقویت مهارت‌های کارآفرینی می‌شوند تدوین کرد. افزایش خودکارآمدی, عزت نفس و استقلال در دانشجویان از طریق برنامه‌های متنوع مانند برگزاری کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی خلاقیت و یا جرات ورزی و همچنین برپایی همایش‌ها با حضور افراد صاحب نظر و کارآفرین برای اطلاع رسانی و تبلیغات موثر خواهد بود. آشناسازی اساتید با مباحث کارآفرینی به گونه‌ای که اساتید در فرآیند آموزش و تدریس به مولفه‌های کارآفرینی مانند در جستجوی فرصت‌ها بودن, خلاقیت‌, استقلال و ریسک پذیری توجه داشته و آنها را در بین دانشجویان پرورش دهند. بها دادن به طرح‌ها و ایده‌های دانشجویان و حمایت معنوی از دانشجویان خلاق و صاحب ایده از طریق کمک به آنها در جهت ثبت و تجاری‌سازی ایده , در توسعه کارآفرینی دانشگاهی امری ضروری به نظر می‌رسد. ایجاد ساز و کاری برای ارتباط موثر و پویای مراکز کارآفرینی با شرکت‌ها و افراد سرمایه گذار برای معرفی ایده‌های ناب دانشجویان جهت تجاری‌سازی ایده ها یکی از اقدامات حیاتی و مهم می‌باشد. همچنین مسئولین امر با توجه به مزایایی که کارآفرینی برای جامعه و افراد دارد, می‌توانند محرک‌هایی جهت تشویق افراد برای وارد شدن به حیطه کارآفرینی در نظر گیرند.

برای نمونه دادن امتیازهایی مانند معاف کردن شرکت‌های کارآفرین از مالیات گام موثری در تشویق بسیاری افراد برای گرایش به کارآفرینی خواهد بود‌.

همچنین مراکز کارآفرینی دانشگاهی کمک به توسعه فرهنگ کارآفرینی می‌کند. این فرایند با برگزاری دوره‌های آموزشی و سمینارهای کارآفرینی, اطلاع رسانی و همچنین حمایت مادی و معنوی از دانشجویان خلاق میسر می‌شود.

 

حال نوبت به این سوال رسید، دانشگاه کارآفرین با کارآفرینی دانشگاهی چه تفاوتی دارد؟

دانشگاه کارآفرین یک سیستم اجتماعی است که در آن واحدهای سازمانی درونی , از جمله گروه های آموزشی ,مراکز پژوهشی , اعضای هیات علمی و دانشکده ها تلاش می‌کنند تا با نیازهای واقعی بازار و محیط (اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی) پاسخ بدهند و نه تنها به نوآوری بپردازند بلکه با ایجاد تغییرات اساسی در عملکرد خودشان به طور مستمر اقدام کنند؛

اما منظور از کارآفرینی دانشگاهی توسعه نوآوری در فعالیت ها و تعامل عناصر دانشگاهی است. به نحوی که, در راستای نیل به دانشگاه کارآفرین منجر به باز تعریف کارکردهای آموزش و عرضه خدمات شود. از این جمله می‌توان به تحول در مدیریت دارایی های معنوی دانشگاه (اختراعات , مالکیت فکری, مجوزها, انتشارات و … ) ویژگی های دانش آموختگان, انتقال فناوری از طریق ایجاد شرکت‌های تکنولوژی محور و همکاری نزدیک بین دانشگاه و صنعت اشاره کرد.

 

موانع توسعه کارآفرینی

دانشگاهها در حال حاضر کارآفرین ترین موسسات نمی باشند، دلیل عمده این موضوع به طبیعت ذاتی سازمانها باز می گردد که عبارتند از:

  • ماهیت غیر شخصی روابط
  • ساختار سلسله مراتبی و سطوح بالای تصویب
  • نیاز به کنترل و پایبندی بیش از حد به قوانین
  • فرهنگ سازمانی محافظه کارانه
  • محدودیت زمانی و نیاز سریع به نتایج
  • فقدان استعداد کارآفرینی
  • روشهای نامناسب جبران خدمات

 

 

دانشگاهها كم و بيش با موانع سنتي مذكور مواجه هستند. متاسفانه بسیاری از سازمانهای بزرگ هرگز کارآفرین نبوده و کاملاً بر اساس سرمایه گذاری های سنتی عمل می کنند.

همچنین، بسیاری از دانشگاهیان نقش خود را محدود به تحقیق و تدریس می دانند و کمتر به فعالیتهای کارآفرینانه توجه می کنند از طرفی بسیاری از مدیران دانشگاهها گمان می کنند که  درگیر شدن در فعالیتهای کارآفرینانه ممکن است بر عملکرد علمی آنان تاثیر منفی داشته باشد. وی معتقد است که از دانشگاهیان بیشتر از سایر افراد انتظار می رود تا به انجام فعالیتهای کارآفرینانه بپردازند وی با تحقیقاتی که در دانشگاه surrey  انجام داد به این نتیجه رسید که میل به ریسک پذیری در افراد آکادمیک کمتر است و  دانشگاهیان بیشتر ترجیح می دهند تا در یک محیط امنی که در آن درصد خطا و ریسک کمتر است فعالیت کنند.

 

 

غلبه بر موانع کارآفرینی دانشگاهی

 

در بریتانیا به طور سنتی برای ایجاد و تشویق کارآفرینی دانشگاهی تمرکز بر اختصاص بودجه به فعالیتهای “نوآورانه” (از طریق ایجاد انگیزه های مالی ) شده است. و به تازگی دانشگاههای بریتانیا به معرفی تعدادی از اقدامات هدفمند پرداخته اند که عبارتند از:

  • ایجاد صندوق نوآوری آموزش و پژوهش جهت تشویق دانشگاهیان تا بتوانند به ایجاد ارتباطاتی با جامعه کسب و کار و سایر همکاران جهت توسعه مراکز نوآوری بپردازند.
  • اختصاص بودجه به فعالیتهای چالشی شرکتهای دانشگاهی جهت تشویق دانشجویان کارآفرینی و مهندسی به فعالیتهای کارآفرینانه.
  • اختصاص بودجه برای کارکنان دانشگاه جهت دسترسی به امکانات لازم جهت تبدیل تحقیقات مناسب به کسب و کارهای مناسب .
  • اسپورن در مقاله خود به این موضوع اشاره می کند که، دانشگاهها با محیط پویایی روبرو هستند که برای پاسخگو بودن به چنین محیطی نیازمند اشکال جدید سازمانی هستند که بتوانند خود را با محیط تطبیق بدهند. بنابراین ساختار حکومت، مدیریت و رهبری در حال تغییر  به سمت انعطاف پذیری، کارایی و اثر بخشی بیشترمی باشند. این عوامل شامل روش های جدید جهت مدیریت روابط با محیط، ساختارهای قدرت جدید در دانشگاه و روش های جدید در تخصیص منابع می باشد. در مقاله ای که ایشان در سال 2007 ارائه نمودند شامل نتایج تجربی است که از طریق مطالعه شش دانشگاه برتر در زمینه انطباق با شرایط اجتماعی و اقتصادی  ایالت متحده ی آمریکا و استرالیا  می باشد و در این تحقیق سازه های انطباقی دانشگاهها با محیط شناسایی و معرفی شده اند. بر مبنای آن،  در این تحقیق اشکال جدید سازمانی معرفی شده اند که روند فعلی دانشگاهها را در جهت حرکت به سمت دانشگاه کارآفرین حمایت و توسعه می دهند.در این مطالعه فرض بر این است که ارتباط عمیقی بین سازمان و محیط وجود دارد، همانطور که نمودار زیر نمایش می دهد ساختار دانشگاهها، حاکمیت، مدیریت ، رهبری و فشارهای محیطی با یکدیگر کاملا مرتبط می باشند.

تمرکز بر فعایتهای شرکت دانش بنیان

شواهد بسیاری حاکی از این است که فعالیت مربوط به ایجاد شرکتهای دانش بنیان دانشگاهی در تعداد کمی از دانشگاهها انجام می شود.  طی تعاملات با 70 نهاد دانشگاهی در سال 2001  مشخص گردید که تنوع بسیاری در رابطه با علاقه و حمایت دانشگاهها به ایجاد شرکتهای دانش بنیان وجود دارد. در یک مشاهده  کمی که توسط پرسمن[1]در سال 2002 انجام گردید، مشخص شد که در ایالت متحده ی آمریکا از 190 موسسه دانشگاهی 121 دانشگاه به ایجاد شرکتهای دانش بنیان می پردازند در حالیکه  69 دانشگاه (36%) این کار را انجام نمی دهند. تنوع در نرخ ایجاد شرکتهای دانش بنیان فقط به ایالت متحده  آمریکا محدود نمی شود.

چرا برخی از دانشگاهها نسبت به برخی دیگر شرکتهای دانش بنیان بیشتری را ایجاد می کنند؟

شواهد بدست آمده تا به امروز نشان می دهد که 3 دلیل عمده برای توجیه این که چرا برخی از دانشگاهها نسبت به برخ دیگر به ایجاد شرکتهای زایشی مبادرت می کنند وجود دارد:

  • تفاوت در سیاستهای دانشگاه
  • تفاوت در دفاتر صدور مجوز دانشگاهها
  • سایر ویژگیهای دانشگاهها(از قبیل فرهنگ و سیاست دانشگاه)

سیاستهای دانشگاه

دانشگاهها سیاستهای بسیار مختلفی را نسبت به انتقال تکنولوژی اتخاذ می کنند. برخی از دانشگاهها تمایل بیشتری به اتخاذ سیاستهایی دارند که از ایجاد شرکتهای دانش بنیان حمایت می کنند ، شاید به این دلیل است که هدف آنها حمایت از توسعه اقتصادی می باشد.  محققین چندین سیاستی را که فعالیت های شرکتهای دانش بنیان را حمایت می کنند ، شناسایی کرده اند که شامل ارائه مجوز های منحصر بفرد، ایجاد سهام در شرکتهای زایشی، دانشگاه به مخترعین اجازه می دهد تا جهت بهره برداری از اختراعات خود دانشکده را ترک کنند و غیبت داشته باشند، به افراد اجازه می دهند تا از منابع دانشگاهی جهت توسعه فن آوری استفاده کنند همچنین امکان دسترسی به سرمایه را قبل از بهره برداری از فن آوری فراهم می گردانند.

در این مقاله سعی شد، کلیاتی در حوزه دانشگاه کارآفرین مطرح شود تا در شماره های بعد و به صورت بخش به بخش به پایه ریزی تئوریک و اجرایی این پارادایم بپردازیم.

 

نویسنده : دکتر امیررضا علیزاده مجد / دکتری کارآفرینی