نوشته‌ها

اهمیت و ضرورت آموزش کارآفرینی : آموزش کارآفرینی

اهمیت و ضرورت آموزش کارآفرینی

آموزش کارآفرینی

 

آموزش کارآفرینی تاکید بر ویژگی‌ها، توانمندی‌ها و مهارت‌هایی دارد که افراد برای راه‌اندازی، رشد و مدیریت کسب‌وکار بایستی به آنها مجهز شوند.

گیب (2002) بیان می‌کند که تفاوت اصلی میان دو مفهوم این است که آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه در معنای وسیع بر روی مهارت‌ها و توانمندی‌هایی تاکید دارد که در هر شرایط و محیطی کاربرد دارد، اما آموزش کارآفرینی عمدتا بر مهارت‌های لازم جهت راه‌اندازی و مدیریت کسب و کار تاکید دارد؛ بنابر این، می‌توان نتیجه گرفت که در آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه برروی ابعاد کسب و کار تمرکز نمی‌شود و مهارت‌هایی نظیر راه‌اندازی یک کسب و کار و مدیریت آن مورد توجه قرار نمی‌گیرد؛ در حالی که در آموزش کارآفرینی، بخش عمده تاکید آموزش بر روی این است که چگونه می توان یک کسب و کار مستقل را به صورت انفرادی و یا گروهی راه اندازی و مدیریت کرد .

تحقیقات نشان می دهد که کارآفرینی امری آموزش پذیر، تقویت پذیر و پرورش پذیر است. اولین کشورهایی که در زمینه آموزش کارآفرینی فعالیت‌هایی را انجام دادند، کشورهای آلمان، انگلیس، امریکا و ژاپن بودند. امروزه آموزش کارآفرینی به یکی از مهمترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاهی تبدیل شده است. طی دهه 1980، دانشگاه‌ها بر حسب ویژگی گروه های تحت آموزش و نیازهای محلی، منطقه ای و ملی، برنامه های آموزشی متعددی را برای سازمانهای خصوصی و عمومی طراحی نموده اند.

اين قبيل از دوره‌ها به دنبال بهبود و انگيزش گرايش‌هاي افراد همچون استقلال‌طلبی، فرصت‌جويي، ابتكار، تمايل، ریسک‌پذيري، تعهد به كار،تمايل به حل مشكلات و لذت بردن از عدم قطعيت و ابهام ميباشد. دوره‌های آموزش کارآفرینی نه تنها جای خود را در بستر دروس دانشگاهی و در رشته های مختلف باز نموده، بلکه در دوره های مختلف تحصیلی از ابتدایی تا دبیرستان نیز مورد توجه قرار گرفته است. گرچه امروزه تنوع این دوره‌ها، شرکت‌های موجود را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد و دوره‌های متعددی جهت رشد، بقا و کارآفرین نمودن سازمانهای بزرگ طراحی شده، اما هدف اولیه از توسعه کارافرینی همانا تربیت نمودن افراد متکی به نفس و آگاه به فرصتها و به طور کلی افرادی است که تمایل بیشتری به راه اندازی کسب و کارهای مستقل دارند. در واقع هدف این است تا افراد طی دوران تحصیل افرادی موسس و اقدام کننده تربیت شوند. این افراد شامل پیشروان در فعالیت‌ها، ماجراجویان، جسوران، مبتکران، فرصت‌طلبان، جاه‌طلبان، و ارتقا‌جویان می‌باشند.

به طور کلی همراه با آشکار شدن نقش و تاثیر کارآفرینی بر روند اشتغال‌زایی و رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته، تلاش در جهت آموزش و تعمیم دانش و روحیه کارآفرینی در بین مدیران، تجار، دانشجویان، (که جملگی کارآفرینان بالقوه محسوب می‌شوند) و کارآفرینان بالفعل شدت گرفت. هدف از آموزش کارآفرینی تربیت افرادی است که بتوانند پس از تکمیل تحصیلات خود افرادی موسس باشند و کسب و کاری را ایجاد نمایند.

آنچه که  در تدریس دوره های کارآفرینی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است، کارآفرینانه بودن شیوه‌های تدریس، ترکیب افراد و اهداف آموزشی و تطبیق و همسویی این موارد با یکدیگر می‌باشد. آموزش کارآفرینی فرآیندی نظام‌مند، آگاهانه و هدف گرا می‌باشد که طی آن افراد غیر کارآفرین ولی دارای توان بالقوه به صورت خلاق تربیت می‌گردند. آموزش کارآفرینی فعالیتی است که از آن برای انتقال دانش و اطلاعات مورد نیاز جهت کارآفرینی استفاده می‌شود که افزایش، بهبود و توسعه نگرش‌ها، مهارتها و توانایی‌های افراد غیر کارآفرین را در پی خواهد داشت.

 

آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه

در گذشته، افسانه‌ای شایع بود که کارآفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند و ویژگی‌هایی همچون: ابتکار، روحیه تهاجمی، تحرک، تمایل در به کارگیری ریسک، توان تحلیلی و مهارت در روابط انسانی در افراد از بدو تولد در فرد وجود دارد. بنابراین، فرض اساسی این بود که کارآفرینان از طریق آموزش، پرورش نمی‌یابند. اما امروزه کارآفرینی به عنوان یک رشته علمی مورد شناسایی قرار گرفته و متقاضیان مستعد بایستی مانند تمامی رشته‌های علمی دیگر دانش مربوط به آن را کسب نمایند. آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه به دامنه وسیعی از شایستگی‌ها و توانمندی‌ها جهت یادگیری کارآفرینانه تاکید دارد. در این آموزش، اعتقاد بر این است که با توجه به شرایط متغیر جامعه جهانی و سرعت تغییرات، افراد بایستی یاد بگیرند که چگونه در سر تاسر زندگی به صورت کارآفرین رفتار کنند و لذا دامنه آن بسیار وسیع‌تر از صرفا کسب و کار می باشد. با توجه به مطالعات مختلفی که صورت گرفته است ثابت شده که ویژگی‌های کارآفرینان در سازمان اغلب اکتسابی است و نه توارثی و از این رو در حال حاضر آموزش کارآفرینی به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاه‌ها تبدیل شده است. در شمارگان بعدی نشریه دانشگاه کارآفرین به مطالبی نظیر ضرورت آموزش کارآفرینی، آموزش دوره‌های کارآفرینی ، محتواهای آموزش کارآفرینی

 

نویسنده : دکتر جابر نوبخت وند / پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

کارآفرینی در عرصه سیاست (آیت الله هاشمی: ارزش آفرین بزرگ دوران)

کارآفرینی در عرصه سیاست

حضرت آیت‌الله هاشمی؛ ارزش‌آفرین بزرگ دوران

 

 

جامعه هنوز در بهت از دست دادن پدر مهربان و خوش‌فکر خود است. امیرکبیر زمان درگذشت. درگذشت ایشان ضایعه بزرگی برای ایران بود. ای کاش تنها یک کابوس شوم بود. هاشمی حتی با درگذشت خود نیز همه را غافل‌گیر کرد. او واقعاً خوش‌فکر و باهوش بود. شخصیت بزرگی که همگان در سوگ پرکشیدنش متاثر شدند و دنیا به احترام این مرد بزرگ ایستاد. چهره‌های سرشناس و مختلف ملی و بین‌المللی پیام‌های تسلیت منتشر کردند و برای گرامی‌داشت وی مقاله‌ها نوشته شد و مراسم‌های ترحیم و بزرگ‌داشت برگزار شد.

هاشمی هم‌چون همیشه حماسه آفرید یا به قول ما اهالی قلم در دست حوزه کارآفرینی، خلق ارزش نمود. خلق ارزش، عادت همیشگی او بود. خلق ارزش اجتماعی، سیاسی، نهادی، زیست‌محیطی و شاید مشهود‌ترین آن در عرصه فرهیختگان، خلق ارزش دانشگاهی باشد. آری؛ او به راستی یک کارآفرین واقعی در عرصه آموزش عالی کشور بود. دانشگاه آزاد را با نیت پاک و خالص و با موقعیت‌سنجی بی‌نظیر تاسیس کرد و ایشان، توسعه انسانی را از اهداف تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی ‌می‌دانست. امروز دانشگاه آزاد اسلامی، بزرگ‌ترین و یکی از بهترین دانشگاه‌های کشور است. دانشگاهی که با استناد به گزارش چند روز قبل حبیب‌زاده؛ مدیرعامل محترم خبرگزاری ایسکانیوز، دارای 73 مرکز پژوهش،100 مرکز رشد، 951 واحد فناور و شرکت دانش بنیان، 2123 اختراع  و 118 مجله علمی معتبر است. علاوه بر این موارد، مقالات بیشمار پژوهشگران این دانشگاه و موفقیت تیم‌های رباتیک نیز قابل ذکر است. لذا، دستاوردهای چشم‌گیر دانشگاه آزاد اسلامی در ابعاد مختلف علمی، پژوهشی، آموزشی و تحقیقاتی مثل دستیابی به صنعت پلاسما، تبدیل زباله به انرژی و سوخت قابل تحسین است.

حضرت آیت‌الله موسس دانشگاه آزاد در دهه جنگ تحمیلی با حداقل امکانات بودند و با هدایت ایشان و تلاش مدیران لایق و خوش‌فکری هم‌چون پروفسور میرزاده، دکتر جاسبی و دکتر موسی‌خانی، اکنون دانشگاه آزاد در مسیر تبدیل شدن به دانشگاه نسل سوم یا دانشگاه کارآفرین قرار دارد. ایشان، مردم را صاحبان اصلی دانشگاه آزاد تلقی می‌کردند و همواره تاکید داشتند که این موسسه، دانشگاهی مردمی است و خود را موظف به حمایت و مراقبت از این نهال که خود سال‌ها قبل کاشته بودند می‌دانستند. سیاست مورد تاکید حضرت آیت‌الله، اقتصاد مبتنی بر دانش و کارآفرینی بود. لذا همواره در نشست‌های دانشگاهی خود، بر تجاری‌سازی دستاوردهای پژوهشی دانشگاه‌ آزاد اسلامی تاکید فراوان داشتند. مدل اقتصادی مطلوب ایشان، مدلی با حداکثر ارتباطات و تعامل با محیط بین‌الملل بود. همواره آرزوهای بزرگی برای مردم و انقلاب داشتند.

هاشمی به خاطر نوع نگاه خاصی که به مسائل و مردم داشت، فردی تاثیرگذار و منحصربه‌فرد در تاریخ کشور است. این مرد بزرگ امت اسلام و معمار انقلاب، در سال‌های انقلاب و دفاع مقدس همواره شانه به شانه مردم جنگید و مبارزه کرد. امیرکبیر زمان، پس از جنگ به سازندگی کشور پرداخت و خلق ارزش اجتماعی و نهادی خود را گسترش داد. درواقع، مرحوم هاشمی رفسنجانی درحالی سکان هدایت دولت را بر عهده گرفت که کشور به ‌تازگی از جنگ ۸ ساله رهایی پیدا کرده بود و کشور عزیزمان با مدیریت عالی ایشان، پس از سازندگی آثار جنگ، مجدداً در مسیر توسعه قرار گرفت.

هاشمی، چهره‌ای مردمی بود و مردم به او اعتماد کامل داشتند. حضور باشکوه مردم در تشییع پیکر آیت‌الله نشان از قدرشناسی مردم از خدمات این شخصیت مردمی است. تجمعی میلیونی که به جز مراسم تشییع امام راحل (ره)، کاملاً بی‌سابقه بود. کارمندان وی در مجمع تشخیص مصلحت همگی اظهار می‌دارند که پس از فوت آیت‌الله یتیم شدیم. آیت‌الله پدر ملت ایران بود. از حق نگذریم، حضرت آیت‌الله واقعاً دوست‌داشتنی بود. به خصوص جوانان بسیار دل‌سپرده ایشان بوده و هستند.

او یک سیاست‌مدار واقعی بود. فهم عمیق و روشنی از تاریخ و شرایط کشور و دنیا داشت و هوشیاری بالایی نسبت به محیط داشت. با همه بی‌مهری‌ها، مدبرانه و مظلومانه در صحنه ماند و از آرمان‌های مردم و انقلاب دفاع کرد. وی مدافع راستین حقوق مردم بود و تا آخرین ثانیه، وفادار به امام، مردم، انقلاب و رهبری ماند.

در اینکه هاشمی اسطوره‌ای بزرگ و جاودانه است و خواهد ماند، هیچ شکی نیست. همگان اذعان دارند که وی بسیار نوآور بود. ابتکارات وی در برهه‌های مختلفی به کمک انقلاب و ملت آمد. مرد عمل بود و عمل‌گرایی از ویژگی‌های دیگر این مجاهد انقلابی بود. هاشمی در عمل نشان داد که خیرخواه مردم و انقلاب است. وی همواره مدیران دانشگاهی و مسئولان کشور را به برداشتن قدم‌های بلندتر برای پیشرفت و توسعه، توصیه می‌کرد و اعتقاد داشت برای توسعه و پیشرفت کشور، نیازمند نیروی انسانی متخصص و کاردان در همه زمینه‌ها هستیم.

هاشمی به آسمان‌ها پرکشید، اما خدمات و دستاوردهایش برای مردم و انقلاب یادآور او خواهد بود. نام او در تاریخ جاودانه شد و مهر او در قلب مردم ایران‌زمین، او و تفکرش را زنده نگه خواهد داشت.

 

نویسنده : دکتر مهدی گل‌سفید علوی / مدرس و محقق دانشگاه

 

 

 

نقش انقلاب اسلامی در توسعه کسب و کار و کارآفرینی

نقش انقلاب اسلامی در توسعه کسب وکار و کارآفرینی

 

انقلاب اسلامی ایران با سطح وسیع و ریشه های عمیق و تمام ویژگی‌های خود به عنوان یک پدیده اجتماعی، معلول و محصول عوامل بسیاری است. شاید بتوان مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی را از جمله علل شکل‌گیری انقلاب پرشکوه اسلامی کشورمان قلمداد کرد. بی‌تردید دلیل وجود پشتوانه مردمی برای انقلاب،  انگیزه‌های تحقق عدالت اجتماعی بوده است. قبل از انقلاب ایجاد کسب و کار و ایجاد اشتغال منشا دولتی داشته و منبع مالی آن ناشی از درآمدهای نفتی بوده است. البته تک سرمایه‌داران درباری در برخی از حوزه‌ها از جمله صنعت خودرو، فولاد و البسه فعالیت داشتند و به عبارتی قشر متوسط هیچ نقش تاثیر گذاری در ایجاد کسب و کار و کارآفرینی نداشتند. در این حالت شکل‌گیری کسب و کارهای متوسط و خرد با منشا مردمی درجه امکان پذیری حداقلی به خود گرفت. پس از انقلاب امام خمینی (ره) در جهت  توجه به صنایع کوچک در کنار صنایع بزرگ تاکید داشتند که با افزایش روحیه مشارکت مردمی و ارتقا نقش مردم در تصمیمات کلان، زمینه حضور قشر متوسط در جهش اقتصادی فراهم شد که این مهم با جنگ تحمیلی شکل دیگری به خود گرفت و خلاقیت جوانان در کنار ایثار و از جان گذشتگی، زمینه استقلال و خود اتکایی را ایجاد نمود. در شرایط جنگ و تحریم، تهدیدات به فرصت تبدیل شد و تولید تجهیزات ستاد جنگ ونیازهای مردمی بر محور خلاقیت و تلاش ایرانی استوار گشت. پس از جنگ، فرصت سازندگی با تکیه بر ایده‌ها و منابع انسانی داخلی جهت گرفت. زیرساخت‌های آسیب دیده ترمیم شد، توسعه و ایجاد زیر ساخت‌ها قدرت و سرعت بیشتری گرفت. در این راستا توسعه متوازن معیار توسعه پایدارگشت و خوداتکایی ناشی از محدودیت‌ها، بخش خصوصی را فعال‌تر کرد. البته بخش خصوصی شکل گرفته گاه ماهیت شبه دولتی داشت اما در لایه‌های پایینی و پیمانکاران و تامین کنندگان بخش خصوصی واقعی حضور یافتند. بخش خصوصی با سیاست‌های اصل 44 ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری، توان مضاعف گرفت و تلاش برای بهبود فضای کسب و کار با وجود تحریم‌ها و محدودیت‌ها، منسجم‌تر شده و روند ایجاد استارت آپ‌ها و شرکت‌های دانش بنیان معنا دارگردید. با افزایش تعداد دانشجویان، تعداد دانشگاه‌ها و رشته‌های جدید نیز توسعه یافت .دولت‌ها بر اساس برنامه چشم انداز20 ساله و برنامه‌های 5 ساله، نهایت تلاش خود را در جهت تحقق برنامه‌ها به کار گرفته و می‌گیرند. هرچند شرایط اقتصاد جهانی و شرایط تحریمی، اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی درجهت جدایی از اقتصاد نفتی را کُند نموده است اما افزایش سهم مالیات از بودجه سالانه به 30 درصد جای امیدواری ایجاد نموده است. در برنامه چشم انداز بیست ساله دستیابی به جایگاه اول علم و فناوری در جهان اسلام واستقرار جامعه دانش‌بنیان، عدالت‌محور و برخوردار از انسان‌های شایسته و فرهیخته و نخبه هدف گذاری شده است. تامين بیش از50 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور از محل ارزش‌آفريني، نوآوری و تجاری‌سازی علم و فناوری در سال(1404) از دیگر اهداف کمی مورد نظر در برنامه چشم انداز است در برنامه توسعه ششم نیزعلاوه بر مشارکت بخش خصوصی در تامین مالی از طریق بورس اوراق بهادار به میزام نود و پنج هزار میلیارد تومان در هر سال، بیست و چهار هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری سالانه از سوی بخش خصوصی پیش‌بینی شده است .البته مشارکت بخش خصوصی دراجرای پروژه های کلان نفتی و عمرانی کشور نیز مورد نظر می‌باشد .

بطور کلی می‌توان گفت پس از انقلاب روند کارآفرینی با مشارکت بخش خصوصی شکل جدی تر و عملی تری به خود گرفته است و مردمی‌تر شدن اقتصاد با محوریت خلاقیت ایرانی و منابع انسانی بومی کشور و با استفاده از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های موجود روز به روز عملی تر می‌گردد.

نویسنده : دکتر حسین محمودی اصل   مدرس دانشگاه و کارشناس اقتصاد و کارآفرینی

 

کارآفرینی چیست ؟ باید ها و نباید ها

کارآفرینی چیست؟

نگاهی عمیق به مفهوم کارآفرینی

 

حدود یک دهه است که واژه کارآفرینی نقش پررنگی در ادبیات علمی و اقتصادی دنیا ایفا کرده است؛ اما متأسفانه به علت استفاده از واژه کار در تعریف این مفهوم آشکار از کارآفرینی فقط و فقط در اشتغال‌زایی خلاصه‌شده و به بیانی بهتر می‌توان گفت ما درک صحیحی از این مفهوم نداریم. در این مطلب قصد داریم با چارچوبی مدون به بحث مدل محور مفهوم کارآفرینی بپردازیم.

 

تجارت یا کسب‌وکار

واژه بیزینس با گوش همه‌ ما آشناست، اما مفهوم آن چیست؟ بهتر است این‌گونه بگوییم که در سیر تحول ترمینولوژی بیزینس از مفهوم تجارت درگذشته، به کسب‌وکار در دنیای امروز رسیده است. از گذشته‌های دور داد و ستد یا تجارت در جوامع در جریان بوده است. شخصی کالایی را می‌خرید و باقیمت بالاتر در جای دیگر می‌فروخت، اما احتمال داشت تاجری چند بار در طول عمر خود این کار را انجام می‌داد. یا با مرگ او همه‌ چیز پایان می‌یافت. یکی از ویژگی‌های کسب‌وکار، تکرار معاملات است. لذا پای خدمات به تعریف باز می‌شود؛ یعنی بدون تکرار در معامله ضمانتی وجود داشته باشد تا مشتری دوباره برای خرید مراجعه کند. امروزه دیگر خدمات یا به بیانی خدمات پس از فروش را اگر نگوییم اهمیت بیشتر، اهمیت کمتری از تولید محصول ندارد.

 

تعریفی جامع از کارآفرینی وجود دارد؟

همان‌طوری که مدیریت می‌تواند تعاریف مختلفی داشته باشد، واژه کارآفرینی نیز از دید دانشمندان مختلف تعاریف مختلفی دارد و به‌نوعی روزبه‌روز این تعریف کامل‌تر شده اما در جمع بندی، تعاریف دانشمندان مختلف کارآفرینی را می‌توان این‌گونه تعریف نمود:

فرآیند ترکیب بهینه منابع موجود در راستای خلق ارزش

در تعریف فوق، واژه فرآیند اشاره به تبدیل ورودی به خروجی و استمرار فعالیت دارد، منابع موجود دلالت بر تکیه‌بر منابع و مواد اولیه و نیروی کار در دسترس دارد (پس محدودیت‌هایی نظیر تحریم و . . . در این تعریف جایی ندارد چون تمام تکیه بر موجودی‌های در دسترس است)، منظور از واژه بهینه، نه حداقل کردن است و نه حداکثر، بهینه یعنی بهترین با توجه به وضع موجود یا شرایط اقتضایی. (به‌طور مثال کسب یک میلیون تومان سود از پانصد هزار تومان سرمایه عملکردی بهینه‌تر از کسب یک میلیون تومان سود از دو میلیون تومان سرمایه را نشان می‌دهد). برای توضیح مفهوم ترکیب “بهینه منابع موجود”، یک رستوران را در نظر بگیرید که باوجود استفاده از مواد اولیه‌ای که سایر رستوران‌ها استفاده می‌کنند، عملکرد بهتری را داشته و این نشان‌دهنده این مهم است که رستوران فوق‌الذکر ترکیب بهتری را از منابع موجود (بهینه) به دست آورده است.

واژه ارزش ابعاد مختلفی را در بردارد. به‌طور مثال ارزش فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، زیست‌محیطی، اقتصادی و …، هدف از کارآفرینی کسب سود است اما سود فقط در جنبه‌های اقتصادی خلاصه نشده است و همان‌طور که ذکر شد ابعاد مختلفی را در بردارد. به‌طور مثال: راه‌اندازی یک تولیدی پوشاک که جهت تأمین سرمایه انسانی از کسانی که از زندان آزاد شدند، استفاده می‌کند. علاوه بر خلق ارزش اقتصادی، ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و … نیز خواسته یا ناخواسته در بردارد.

 

آیا کارآفرینی می‌تواند منجر به بیکاری شود؟

یک کسب‌وکار حوزهِ نان را در نظر بگیرید. در حال حاضر 100 نفر در آن مشغول به کار هستند اما با انتقال تکنولوژی جدید 70 نفر آن‌ها بیکار می‌شوند. آیا کارآفرینی اتفاق افتاده است؟ این نقطه تعارض تعریف کارآفرینی و برداشت اشتباه از آن به‌عنوان اشتغال‌زایی است. آیا خلق ارزش رخ نداده؟ قیمت تمام‌شده پایین آمده، ضایعات آرد کمتر شده. اگر واردکننده گندم بودیم، یا نیاز کمتر شده از واردات بی‌نیازمان کرده، اگر بی‌نیاز بودیم، شاید در حال حاضر به صادرکننده تبدیل شده باشیم. آیا خلق ارزش اقتصادی، سیاسی و … اتفاق نیفتاده است؟ نقطه ابهام موجود در این مسئله، بالا رفتن تعداد بیکارانی است که از انتقال تکنولوژی یا تسهیل کنندگان، حادث شده است. اما نکته اینجاست که بالا رفتن تعداد بیکار منجر به پایین آمدن نرخ دستمزد شده و به بیانی بهتر هزینه سربار کاهش و در نتیجه قیمت تمام شده محصول کاهش می‌یابد، لذا این احتمال وجود دارد که در صنعتی که در آن مزیت رقابتی نداشتیم، با کاهش قیمت تمام شده ناشی از کاهش هزینه سربار تولید، بتوانیم مزیت رقابتی مطلق یا نسبی ایجاد نماییم.

فرصت چیست؟

در تعریف تحت اللفظی فرصت را می‌توان باد موافقی که کشتی را به مقصد می‌رساند معنا کرد. اما در تعریف علمی، فرصت؛ ظهور عوامل منجر به کسب منفعت تعریف می‌شود. در کسب و کار و کارآفرینی، فرصت نقش بزرگی را ایفا می کند. شنیده‌ایم که برخی فرصت‌ها را به خوبی شناسایی می‌کنند.(توجه داشته باشید که استفاده از واژه فرصت‌طلبی در فرهنگ ایران برداشت خوبی را به همراه ندارد، لذا بهتر است از واژه فرصت شناسی استفاده شود)

 

چرا برخی بهتر فرصت‌ها را می‌بینند و آن‌ها را شکار می‌کنند؟

دانش کسب‌وکار که تلفیقی بهینه از علم و تجربه است کلید این قفل است. حتماً سراغ دارید خانواده‌هایی که همگی در یک حوزه خاص کار می‌کنند. علت موفقیت این افراد دانش بالای کسب‌وکار است که تجربه خانوادگی نقش بسزایی در این توفیق‌ها دارد. توجه داشته باشید از ده کسب‌وکار جدیدی که راه‌اندازی می‌شود، یک یا دو مورد موفق می‌شود، اما متأسفانه در رسانه‌ها، کتب و مقالات فقط به برای کسب‌وکارهای موفق پرداخته می‌شود) علت‌های زیادی برای شکست کسب‌وکارها وجود دارد اما از دلایل عمده آن می‌توان به دانش پایین فرد در آن کسب‌وکار اشاره نمود. شخصی بدون دانش و تجربه در آن حوزه کسب‌وکار دست به راه‌اندازی می‌زند و اندکی بعد به علت عدم آگاهی از فرصت‌ها و تهدیدها در آن حوزه شکست می‌خورد و با مقدار زیادی بدهی از آن حوزه خارج می‌شود. البته از دیگر دلایل عمده شکست کسب و کارهای نوپا می‌توان به صرف هزینه‌های ثابت زیاد در راه اندازی کسب و کارها اشاره نمود. کسانی که علم و تجربه کاری مفید در یک حوزه کسب‌وکار را دارند فرصت‌ها را بهتر شناسایی و گاهاً خلق می‌کنند. کسانی که امروز به‌عنوان کارآفرینان موفق می‌شناسید، سالها بیش از پایین‌ترین رده شروع به کار و کسب تجربه کرده‌اند.  کسی که امروز یک رستوران موفق دارد، روزی در رستوران دیگری کارگر یا کارمند بوده است. این امر نشان‌دهنده اهمیت تجربه در موفقیت راه‌اندازی کسب‌وکارهاست.

فرصت یا سراب

گاهی امکان دارد کمی غفلت منجر به از بین رفتن فرصت شود یا اینکه موقعیتی که فرصت تلقی شده سرابی بیش نباشد. ساختمانی نیمه‌کاره را در نظر بگیرید که در مقابل آن ایستاده‌اید، در طبقه 6 ساختمان شمش طلایی را می‌بینید که از سقف آویزان شده است. در این وضعیت سه حالت متصور است:

در حالت اول شما می‌روید و شمش طلا را به دست می‌آورید، اما در حالت دوم احتمال دارد که لحظه‌ای که شما شمش را رؤیت کرده‌اید ، کسی در پله‌های طبقه سوم و در حالت رفتن به سمت شمش طلا باشد. (فرصت سوزی)

در حالت سوم تا پله‌ها را بالا رفته و وقتی به طبقه 6 رسیدید متوجه می‌شوید که شمش در کار نیست و یک ابزار ساختمانی از سقف آویزان است و شما با سرابی روبرو بودید.

 

 

فرصت‌ها کشف می‌شوند یا خلق؟

کشف و خلق دو بال فرصت‌های کارآفرینی است. در کشورهای جهان سوم فرصت‌ها بیشتر کشف می‌شوند و البته گاها خلق. اما شانس خلق فرصت در کشورهای پیشرفته بیشتر است. در بازارهای جهانی برخی شرکت‌ها، پیشرو و برخی شرکت‌ها پیرو می‌باشند. شرکت‌های پیشرو جهت بازارسازی یا بازارپردازی (خلق فرصت) نیاز به سرمایه‌گذاری بسیار زیاد در تحقیق و توسعه دارند. به‌طور مثال شرکت X که اولین بار از تکنولوژی LED در ساخت تلویزیون استفاده و محصول به بازار عرضه نمود، هزینه‌های تحقیق و توسعه بسیار زیادی را در این عرصه انجام داده بوده لذا شرکت X بازار جدیدی را برای محصولی جدید خلق می‌کند و به‌نوعی خلق فرصت انجام داده است؛ اما شرکت‌هایی نیز وجود دارند که پیرو بوده و به دنبال کسب سهمی حتی اندک از بازار برای خود هستند. به‌طور مثال پس از معرفی تلویزیون LED به بازار برخی شرکت‌ها فرصت را شناسایی کرده و از طریق مهندسی معکوس فوراً تکنولوژی مربوطه را کد گشایی و اقدام به تولید محصول می‌کنند. در اینجا بین اهمیت به حقوق مالکیت معنوی و خلق فرصت رابطه مستقیم وجود دارد. در کشوری ریسک سرمایه گذاری در فرآیند‌های تحقیق و توسعه پایین تر است که اهمیت بیشتری به حقوق مالکیت معنوی داده می‌شود، لذا همانطوری که مشاهده می‌شود، بازارسازی یا بازارپردازی که زاییده خلق فرصت‌های کارآفرینی است، در کشورهای پیشرفته پررنگ تر می‌باشد.

 

کارآفرینی فردی یا سازمانی

در یک دسته‌بندی کلی کارآفرینی را می‌توان به کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی تقسیم نمود.

منظور از کارآفرینی فردی یا مستقل راه‌اندازی کسب‌وکار لزوماً  توسط یک نفر نیست، در کارآفرینی سازمانی،  شرکتی یا کسب‌وکاری، زیر مجموعه، شرکت با کسب‌وکاری دیگر راه‌اندازی می‌شود یا ایجاد یک محصول یا خدمت نوآورانه در کسب‌وکار فعلی. به‌طور مثال وقتی یک کارخانه تولیدکننده مبل اقدام به راه‌اندازی یک کارخانه پارچه‌بافی کند، دست به کارآفرینی سازمانی زده اما در روز اولی که کارخانه تولید مبل به راه می‌افتاد، کارآفرینی از نوع فردی بوده است.

مزیت کارآفرینی سازمانی، کاهش معنادار ریسک راه اندازی کسب و کار جدید و مزیت کارآفرینی فردی نیز انعطاف‌پذیری و سرعت در تصمیم‌گیری است. در این مقاله سعی شده در کوتاه‌ترین زمان ممکن شما عزیزان را با مفهوم تصمیم کارآفرینی آشنا و مفاهیم مرتبط با آن را توضیح دهیم، امید است در شماره های بعدی نشریه دانشگاه کارآفرین، هر یک از مفاهیم فوق الذکر، توسط متخصصین امر در قالب مقالات و یادداشت هایی کوتاه به رشته تحریر در آید تا در راستای اهدافمان گام‌های استواری را برداریم.

 

نویسنده : دکتر امیررضا علیزاده مجد / دانشجوی دکتری کارآفرینی

 

 

انجمن های علمی دانشجویی

انجمن‌ های علمی دانشجویی

 

 

این مقاله به بررسی فلسفه انجمن‌ های علمی می‌پردازد. انجمن‌های علمی نقش فزاینده‌ای را در حمایت از دانش‌پژوهی و متخصصان ایفا کرده‌اند. یک‌نهاد علمی زمانی به‌طور اثربخش اداره می‌شود که از استقلال مناسبی برخوردار باشد. همچنین با بهره‌مندی صاحب‌نظران از آزادی علمی و مشارکت آن‌ها در امور دانشگاه است که باارزش‌ترین اندیشه‌ها به ظهور می‌رسد. اما نفوذ سیاست‌های دیوانسالاری دولتی به آموزش عالی , استقلال دانشگاهی , آزادی علمی و تصمیم‌گیری جمعی را محدود کرد. این موضوع منجر به سوق دادن برخی از فعالیت‌های تخصصی به درون انجمن‌های علمی گردید. اگرچه این نهادها در اشکال , اهداف , اندازه , کارکرد و ذینفعان دارای تفاوت‌های بسیاری هستند, اما رسالت آن‌ها در بازآموزی, ارتباطات علمی, پژوهش و مشاوره خلاصه می‌شود.

کلید واژگان: انجمن‌های علمی, استقلال, آزادی علمی, مشارکت, بازآموزی, پژوهش و مشاوره.

تعریف کلی انجمن علمی دانشگاهی چیست؟

جوامع مدنی همواره بر آن بوده‌اند که نهادهایی را برای کسب و انتقال ایجاد کنند. در این میان , انجمن‌های علمی از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. در قرن هجدهم , بسیاری از نشریات علمی را انجمن‌های علمی منتشر می‌کنند.

انجمن‌های علمي دانشجويي متشكل از دانشجويان علاقه‌مند به مشارکت در فعالیت‌های علمي در يك دانشكده يا گروه آموزشي است.

در هر دانشگاه متناظر با هر رشته دانشگاهي يك انجمن علمي می‌تواند تشكيل شود. به‌منظور حمایت، تقویت و ترويج فرهنگ و اخلاق علمي در دانشگاه‌های کشور، تقويت روحيه و بنيه علمي دانشجويان مستعد و توانمند و فراهم آوردن زمینه‌های مناسب برای فعالیت‌های جمعي علمي، همچنين بهره‌گيری  از توانمندی و خلاقيت آنان در تحقق توسعه علمی و نهضت توليد علم و جنبش نرم‌افزاری انجمن‌های علمي دانشجويي حوزه‌های مختلف دانش با حمايت دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي کشور طبق مفاد اين آیین‌نامه تشكيل می‌شوند و به فعاليت می‌پردازند.

تاریخچه آن در ایران و در دنیا به چه صورت است؟

انجمن‌های علمی زمانی ایجاد شدند که متخصصان به لزوم تقویت دانش تخصصی و ارتباط فکری بیشتر باهم حرفه‌ای‌هایشان پی بردند. به نظر می‌رسد زمینه پیدایش و علل تأسیس انجمن‌های علمی به دانشگاه‌ها شباهت داشته باشد. در ابتدا متخصصان , جمعیت‌هایی را به‌منظور آموزش, همفکری با همکاران و انجام سایر فعالیت‌های علمی تأسیس کردند. کلمه university نیز از نام همین جمعیت‌ها مشتق شده است. سپس دانشکده‌هایی بر اساس رشته‌های گوناگون از قبیل پزشکی, هنر , الهیات, و حقوق ایجاد شد.

اگر نهاد علم را شامل مجموعه افراد (دانشمندان، پژوهشگران، نویسندگان، متخصصان و …) سازمان‌ها و تشکل‌ها (دانشگاه‌ها، انجمن‌های علمی، مراکز تحقیقاتی و …) و تجمعات (اجلاس‌ها، سمینارها، کارگاه‌ها و …)، امکانات و منابع (مراکز اسناد و کتابخانه‌ها، کتب، مجلات و …)و هنجارها و روابط و قواعد و جو حاکم بدانیم (توکل 1370:15-14، رفیع پور 1381: 26-21)، درمی‌یابیم که یکی از عناصر اصلی و زیر بنایی در این نظام نهادی و سازمانی، مفهوم ”اجتماع علمی“ و وجود روابط و تعامل‌های فکری و تخصصی در بین اعضای این اجتماع و بین اجتماع‌های علمی در سطح دنیاست. وجود اجتماع علمی و همکاری‌های رشته‌ای و بین‌رشته‌ای، علاوه بر آشنایی با تحولات و دستاوردهای جدید، و تدوین معیارهای ارزیابی قوت و ضعف کار علمی، امکان نظارت بر اعمال و اجرای هنجارها و ضوابط و جلوگیری از انحرافات و انباشت و پیشرفت در محیط علم و پژوهش را فراهم می‌کند. یکی از ویژگی‌های مهم اجتماع علمی که – تحقیقاً پیشرفت در تولید و ترویج علم را سرعت می‌بخشد – فراهم شدن امکان ایجاد ارتباط بین متصدیان علم و پژوهش است.  (آقازاده,1388,ص88)

دانش و فرهنگ علمی حاکم بر جوامع دانشگاهی و رشته‌های تخصصی , نیازمند کنترل داخلی , حرمت نهادن به متخصصان و سپردن امور تخصصی به آن‌هاست. این موضوع خوداتکایی , استقلال و نظم فکری را افزایش می‌دهد. به‌طورکلی اعضای هیئت‌علمی شیوه زندگی و حرفه خود را بر اساس اهداف و مقاصد اصیل و شرافتمندانه و تعهدات اخلاقی طراحی می‌کنند

تاریخچه تشکیل انجمن‌های علمی در ایران با تشکیل ”جمعیت فیزیک و شیمی ایران“ در سال 1310 هجری شمسی با اجتماع تعداد کمی از فیزیکدانان کشور در آزمایشگاه فیزیک دانشکده علوم دانشسرای عالی آغاز شد. اما دیری نگذشت که به علت نبود ارتباطی منسجم و تعریف‌شده بین اعضاء، فعالیت این انجمن متوقف شد.

در حدود سال 1320 ”کانون مهندسین ایران“، ”مجمع وکلای دادگستری“ و ”انجمن مامایی ایران“ نیز فعالیت خود را آغاز کردند. در دهه 1330، ”انجمن پزشکی“ فعالیت خود را شروع و در سال 1340 به انتشار نشریات مختلف گروه‌های پزشکی اقدام کرد.  در این دوره، که دوره اول فعالیت انجمن‌های علمی ایران نامیده می‌شود، گروه‌های کشاورزی، علوم پایه و علوم انسانی فعالیت چشمگیری نداشتند. البته در این دوره، محفل‌های خصوصی و غیررسمی از استادان و دانشوران نیز تشکیل شد.

دوره‌ دوم فعالیت انجمن‌های علمی سال‌های 1340 تا 1370 را در برمی‌گیرد. در این دوره نقش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در تشکیل انجمن‌های علمی محسوس بود. درواقع بیشتر انجمن‌های علمی با کمک این وزارتخانه تشکیل شدند. این امر نتیجه آگاهی از نقش انجمن‌ها در پیشبرد علم بود. شکل‌گیری انجمن‌هایی مانند ”انجمن ریاضی“، ”انجمن مدیریت“، ”انجمن حسابداری“ و ”انجمن روانشناسی“ با کمک وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در آن سال‌ها و تصویب طرح تشکیل انجمن‌های علمی از سوی شورای هماهنگی دانشگاه‌ها، جلوه‌های بارز آن رویکرد است.

به‌این‌ترتیب تا سال 1357، تعداد 78 انجمن علمی در گروه‌های علوم پزشکی، علوم پایه، کشاورزی، فنی و مهندسی و علوم انسانی فعالیت خود را آغاز کردند. (حسینی گرگانی, 1384)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در سال 1362 مسئولیت انجمن‌ها و مجامع علمی کشور به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری واگذار گردید و دفتر همکاری‌های علمی و بین‌المللی، زیر نظر معاونت پژوهشی، اداره امور انجمن‌ها را بر عهده گرفت. در سال 1366 نیز ”آیین‌نامه نحوه صدور تأسیس انجمن‌های علمی کشور“ تدوین شد. این آیین‌نامه به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اختیار داد مجوز تأسیس انجمن‌های علمی را صادر یا فعالیت‌های آن‌ها را تأیید کند.

دوره سوم از سال 1370 آغاز شد در هفتم مهرماه آن سال شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه شماره 262 خود را صادر کرد. بر اساس این مصوبه صدور مجوز تأسیس انجمن‌های علمی، تجدید پروانه و نظارت بر حسن انجام کار آن‌ها، بسته به مورد، بر عهده وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و فرهنگ و ارشاد اسلامی نهاده شده است.

بر اساس مصوبه 262، هم‌اکنون کمیسیون انجمن‌های علمی ایران در حوزه معاونت پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری صدور مجوز تأسیس انجمن‌های علمی غیرپزشکی را بر عهده دارد.

تاکنون 197 انجمن علمی از گروه انجمن‌های علمی ایران مجوز دریافت کرده‌اند که از این تعداد 24 انجمن در گروه علوم پایه، 63 انجمن در گروه فنی و مهندسی، 62 انجمن در گروه علوم انسانی و 28 انجمن در گروه کشاورزی و 20 انجمن در گروه بین‌رشته‌ای قراردادند.

با توجه به اهمیت انجمن‌های علمی در آغاز هزاره سوم، به‌عنوان حلقه مفقوده «جامعه مدنی»، فراهم کردن بستر مناسب برای فعالیت این سازمان‌ها امری مهم است. به همین منظور پایگاه حاضر طراحی و تدوین‌یافته تا متقاضیان تأسیس انجمن‌های علمی بامطالعه آن با روند کارگروه انجمن‌های علمی آشنا شوند و با آگاهی اولیه و اطلاع از مدارک موردنیاز به تأسیس انجمن علمی اقدام کنند.

ویژگی‌های بارز تشکیل انجمن‌های علمی دانشگاهی

جوانان عالم ، فرزندان علم دوست و حقيقت‌جوي ما در انجمن‌هاي علمي‌اند كه ذكر روز  و شب و دغدغه هميشه آن‌ها تلاش و نوآوري علمي است. در طلیعه اين جوانان عالم و عامل. مطالعه مي‌كنند، اردوي علمي مي‌گذارند، براي مشاركت در يك فعاليت علمي از معضلات اساتيد محترم بهره مي‌برند، نمايشگاه مي‌زنند، كارگاه آموزشي ويژه برگزار مي‌كنند و همچون همكاران چندين ساله با يكديگر به شكل گروهي كار مي‌كنند، استوار، باانگیزه، از سخنان دلسردکننده این‌وآن باكي ندارند، عاشقانه و دانشجویانِ تلاش مي‌كنند تا در جريان علمي كشور و در فرآيند توليد دانش و نهضت نرم‌افزاري سهم و وظيفه خود را ايفا كنند. اينان باور كرده‌اند كه «مي‌توان و بايد» (بیکاس,1379)

و نهايتاً، انجمن‌هاي علمي را بايستي به‌عنوان تشكل‌هايي خودجوش و برآمده از ضمير دانش‌دوست جامعه ايراني برشمرد كه به‌مثابه يك سرمايه عظيم اجتماعي و يكي از مؤلفه‌هاي دانشگاه تمدن ساز، ضمن توليد انديشه و فناوري، زمینه‌ساز تحولات مثبت و روبه‌جلو در عرصه دانش و فرهنگ و نقش آفرين توسعه فرهنگي و علمي خواهد بود.

بر اين اساس، همه فرهيختگان و دانشگاهيان به‌ویژه اساتيد و پيشكسوتان عرصه‌هاي علمي و فناوري را به مساعدت و همكاري روزافزون و راهنمايي دلسوزانه قشر عظيم اعضاي انجمن‌هاي علمي توصيه مي‌كنم و اميدوارم كه ثمره اين تلاش‌هاي متعهدانه و دلسوزانه در قالب نظريه‌ها، راه‌حل‌ها و فناوري‌هاي كارساز در خدمت اعتلاي مادي و معنوي جامعه اسلامي تجلي نمايد و اوج‌گيري دانش و فرهنگ و تحقق دولت دانايي را نويد بخشد.

تعداد انجمن‌های ایران ؟

تاکنون 197 انجمن علمی از گروه انجمن‌های علمی ایران مجوز گرفته‌اند. از این تعداد 24 انجمن در گروه علوم ایران مجوز گرفته‌اند. از این تعداد 24 انجمن در گروه علوم پایه , 63 انجمن در گروه فنی و مهندسی , 62 انجمن در گروه علوم انسانی و 28 انجمن در گروه کشاورزی و 20 انجمن در گروه بین‌رشته‌ای قرار دارند.

اسامی برخی از انجمن‌های علمی ایرانی در حال فعالیت به‌قرار زیر است:

انجمن علمی آمار ایران- انجمن ایرانی تحقیق در عملیات- بلورشناسي و کانی‌شناسی ايران- بيوشيمي- فيزيك ايران- تحليل پوششي داده‌ها- رياضي ايران- ژنتيك ايران- سيستم‌هاي فازي ايران

برخی از فعالیت‌های موفق انجمن‌ها در ایران به‌قرار زیر است

در این مقاله تلاش کردیم تا شمارا با برخی از فعالیت‌های انجمن علمی تحقیق در عملیات به‌طور تخصصی آشناسازیم:

انجام تحقیقات علمی و فرهنگی در سطح ملی و بین‌المللی بین محققان و متخصصانی که به‌گونه‌ای با علم تحقیق در عملیات سروکار دارند.

همکاری با نهادهای اجرائی، علمی و پژوهشی درزمینهٔ ارزیابی و بازنگری طرح‌ها و برنامه‌های مربوط به امور آموزش و پژوهش درزمینهٔ علمی موضوع فعالیت انجمن.

ترغیب و تشویق پژوهش گران و تجلیل از محققان و استادان ممتاز.

ارائه خدمات آموزشی و پژوهشی.

تشکیل گردهمایی‌های علمی در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی.

انتشار کتب و نشریات داخلی

فعالیت‌های مشترک در میان سایر انجمن‌های علمی ایران:

برنامه‌ريزي، ساماندهي، اجرا، هدايت و نظارت بر فعاليت‌هاي ادواري و سالانه انجمن.

برقراري ارتباط مستمر با ديگر انجمن‌هاي علمي دانشجويي و انجمن‌هاي علمي تخصصي داخل و خارج دانشگاه‌ها.

برقراري ارتباط با نهادها و سازمان‌هاي خارج از دانشگاه براي انجام فعاليت‌هاي مشترك.

برنامه‌ريزي و پيشنهاد همكاري براي اجراي طرح‌هاي پژوهشي و مطالعاتي.

تصويب اساسنامه انجمن علمي و اخذ تأييد آن از مديريت فرهنگي دانشگاه

همكاري و ارتباط مستمر با مدير و اعضاي هیئت‌علمی گروه آموزشي ذی‌ربط براي تحقق اهداف و فعاليت‌هاي علمي انجمن (موضوع ماده 3)

تشكيل كميته‌هاي مختلف كاري و نظارت بر عملكرد آن‌ها

برگزاري انتخابات شوراي مديريت دوره بعد

حفظ و نگهداري وسايل و تجهيزات انجمن، تصويب هزينه‌هاي مالي برنامه‌ها، تنظيم و ارائه گزارش مالي انجمن به‌طور سالانه و ارسال آن به مدير فرهنگي دانشگاه

تدوين برنامه‌هاي سالانه و ارائه آن به مدير فرهنگي

شوراي مديريت انجمن يكي از اعضاي خود را به‌عنوان دبير شورا انتخاب مي‌كند و به رئيس دانشكده و مدير فرهنگي دانشگاه اعلام مي‌كند.

 

 

منابع

آقازاده، احمد، (1388) اصول حاكم بر گزينش دانشجو در برخي از ممالك موفق جهان، مقالات ارايه شده، در همايش روش هاي اندازه گيري مناسب براي امتحانات ورودي كارشناسي ارشد 88-87.

بيكاس، سي سانيان، (1379) نوآوري در مديريت دانشگاهي، ترجمه ويدا ميري و عبدالرحيم نوه ابراهيم، چاپ اول، موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي، تهران

توکل, محمد, (1370), علم و تبیین اجتماعی؛ فصلنامه سیاست علمی و پژوهشی؛ دوره 1؛ شماره 3.صص14-15

حسيني گرگاني، مريم، سيف، علي اكبر، (1384) مقايسه سبك هاي يادگيري دانشجويان با توجه به جنسيت، مقاطع تحصيلي و رشته تحصيلي، موسسه پژوهش و برنامه ريزي در آموزش عالي.

رفیع پور ، فرامرز ، (1381) ، موانع رشد علمی ایران و راه حلهای آن ، سهامی انتشار .

کمیسیون انجمن‌های علمی ایران

 

 نویسنده مقاله: نرگس سقازاده / کارشناس ارشد مدیریت صنعتی

 

تجاری سازی دانش و فناوری: ارتباط پایدار صنعت و دانشگاه

تجاری سازی دانش و فناوری

ارتباط پایدار صنعت و دانشگاه  / نویسنده دکتر شهنام زندیه

 

با توجه به دنیای پرتلاطم امروز و حاکمیت فضای عدم اطمینان بر کسب و کار ها و صنایع وابسته آنها راهکاری که بتواند زمینه ساز ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان شود از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اینگونه می توان گفت که علت اهمیت روز افزون به نوآوری، سود اقتصادی است. در کسب و کار امروز تحقیقات، مبدل به عاملی اقتصادی شده است و تجاری سازی نیز بخش مهمی از فرآیند نوآوری می باشد و هیچ محصول، خدمت و فناوری جدیدی بدون تجاری سازی امکان ورود موفق به بازار را ندارد. ایجاد بستر مناسب برای عرضه دانش و فناوری، علاوه بر فراهم کردن ارزش های اقتصادی، منجر به رشد و توسعه اقتصادی نیز در جامعه می گردد. با نگاهی به تحقیقات انجام شده می توان دریافت که تحقیقات بنیادی به تنهایی کافی و مفید نبوده و انگیزه کافی برای پزوهشگر و کاربر را ایجاد نمیکند، همچنین عدم استفاده از نتایج تحقیقات در کسب و کار و صنایع باعث هدر رفت سرمایه و وقت صرف شده در راه پژوهش می شود. امروزه رقابت روزافزون جهانی، دیگر فرصت تحقیقات بنیادی و پایه ای را از بسیاری از صنایع گرفته است. به همین دلیل بیشتر شرکتها مجبورند فقط به تحقیقات بحرانی و مورد نیاز دست بزنند. به عبارت دیگر، اهمیت تحقیقات به خاطر نوآوری [1]و اهمیت نوآوری به دلیل سود اقتصادی آن است. در دنیای کنونی تحقیقات به عاملی اقتصادی تبدیل گردیده است، مراحل گذر از “علم ناب” طی شده است و نهادهای علمی- تحقیقاتی باید بطور آشکار در خدمت اقتصاد و تجارت قرار گیرند. دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی باید از “هدف بودن” خارج شوند و به وسیله ای برای توسعه اقتصادی تبدیل گردند. در عصر حاضر باید به دنبال ساز و کارهایی باشیم که روش تبدیل “ایده” به “محصول” را به ما یاد بدهد و روند تبدیل علم به ثروت را سرعت بخشد. تجاری سازی فناوری، فرآیند تغییر دانش به محصولات و خدمات و روش بسیار موثر برای انتقال عقاید از ذهن یا آزماشگاه به دنیایی گسترده تر است.  شاه کلید دنیای امروز، خلق ارزش است. راهکار ورود به دنیای کسب و کار امروزی فناوری است و شاه کلید فناوری، تجاری‌سازی و ارزش افزوده ناشی از آن است،  اقتصاد امروز جهان به شدت از وابستگی به منابع زیرزمینی و صنایع صنعتی فاصله گرفته و اقتصاد دانش محور و شرکت های دانش بنیان را به عنوان راهبرد اساسی خود برای رشد و توسعه اقتصادی می داند و توجه بسیاری از اندیشمندان، سیاست گذاران و برنامه ریزان را به خود معطوف کرده که در این میان دانشگاه به عنوان ایجاد کننده دانش و ناشر نقش کلیدی ایفا می کند. لذا از آنجا که اهمیت دانش در نوآوری و توسعه کسب و کار روز به روز بیشتر می شود و درست همانگونه که سهم بیشتری از جامعه وارد آموزش عالی می گردند، دانشگاه ها می توانند نقش بیشتر و فعال تری در نوآوری ملی و توسعه اقتصادی را داشته باشند.(منتظری، یوسفی، 1393) تجاری سازی تحقیقات و دانش تولیدی، فعالیتی اجتناب ناپذیر در راستای جبران هزینه های تحقیق و توسعه دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی دولتی و خصوصی کشور است که میتواند علاوه بر فراهم آوردن امکان سرمایه‌گذاری در فناوری‌های بهتر و پیشرفته‌تر برای محققان و مؤسسات عرضه کننده دانش، به توسعه‌یافتگی کشور و رقابت پذیر شدن آن در کلیه صنایع، به ویژه صنایع پیشرفته کمک شایانی نماید. چالش مديريتي صاحبان و سرمایه‌گذاران دانش، اين است که چگونه دانش تولیدی و نوين خود را به جريان بازده اقتصادي براي مؤسسان، سرمايه‌گذاران و کارکنان تبديل کنند. به عبارت ديگر، مشکل اصلي اختراع نيست بلکه تجاري سازي آن است.(یدالهی، کلاتهایی، 1391) ورود موسسات تحقیقاتی [2]به عرصه تجارت و بازاریابی محصولات خود و توجه به نیازمندیهاي بازار و معیارهاي مشتریان، منجر به پیدایش فرصت ها و پیامدهاي مثبتی است. پیامدهایی که در کمترین سطح بهره وري کمک به خودگردانی موسسات و در بالاترین سطح، انتظار افزایش استانداردهاي زندگی( ایمنی و امنیت)،کیفیت زندگی،تولید ثروت و رشد اقتصادي را در پی خواهد داشت (فاطمی،1385). در حقیقت تجاری سازی موتور رشد اقتصادی است . در تغییرات سریع امروزی سازمانهایی موفق خواهند بود که بتوانند خود را با این تغییرات انطباق داده و از قدرت نوآوری لازم برخوردار باشند. در دانشگاهها و نهادهای آموزش عالی نیز نوآوری و خلاقیت از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین جهت تحقق این هدف، این نهادها باید در زمینه اشاعه، نشر دانش و انتقال آن به جامعه و نسل‌های جوان بیش از پیش تلاش و کوشش کنند. (کنجکاو منفرد، اردکانی، 1392)  با توجه به موارد ذکر شده اینگونه میتوان گفت که ارتباط بهینه صنعت و دانشگاه نیازمند پلی ارتباطی است. پلی که از اتحکام لازم برخوردار باشد لذا با توجه به اهمیت تجاری‌سازی نتایج تحقیقات آموزش عالی بر رشد صنعت و تاثیر آن بر اقتصاد کشور ،در این مقاله سعی بر آن است تا با بیان دقیق مفاهیم تجاری سازی و مدل های آن و همچنین بیان فرآیند و ضرورت فرآیند تجاری سازی در ارتباط موثر صنعت و دانشگاه، زیرساخت تئوریک[3] مناسبی را برای رسیدن به این مهم فراهم سازد.

 

مفهوم تجاری سازی[4]

تجاري سازي عبارت است از تبدیل یافته هاي جدید و ایده هاي پژوهشی به محصولات و خدمات و فن آوري هاي قابل ارائه به بازار. به عبارت دیگر تجاري سازي تحقیقات مجموعه تلاشهایی را که به منظور فروش کارهاي تحقیقاتی با هدف کسب سود و ارتباط هرچه بیشتر آموزش و پژوهش با اهداف اقتصادي و اجتماعی صورت می پذیرد را گویند. با توجه به تعاریف بالا تجاري سازي را می توان به بازار رسانیدن یک ایده و یا یک نوآوري دانست.(جهاندیده،1384) تجاری سازی فناوری، خلق محصول، خدمت یا فرآیند جدیدی مبتنی بر رفع تقاضای جدید است و رفع آن مستلزم تلاش مستمر در راه تبدیل نتایج محصولات و خدمات جدید [5]و بازاریابی موفق [6]آنهاست. تجاری سازی به انتقال فناوری بسیار نزدیک است. به عبارت دیگر فرآیند تجاری سازی، همان فرآیند انتقال دانش و فناوری از مراکز تحقیقاتی مانند مراکز رشد و پارک های علم و فناوری به صنایع موجود یا کسب و کارهای جدید است. در واقع تجاری کردن فرآیندی است که از طرح کردن و پروردن یک ایده آغاز می شود و به سمت تولید ( کالا و خدمات) و در نهایت فروش آن به مشتری ( صنعت یا استفاده کننده نهایی) می انجامد. لغتنامه کمبریج واژه “تجاری کردن” را به معنای “سازماندهی چیزی برای کسب سود” و واژه “تکنولوژی” را مطالعه و دانش عملی در استفاده از اکتشافات علمی خصوصا در حوزه صنعت ” تعریف کرده است.

 

روند تجاری سازی دانش

در سال های اخیر موسسات آموزش عالی در جوامع غربی و در حال توسعه، با تغییرات زیادی مواجه بوده اند. با ظهور اقتصاد دانشی، خط مشی های ناظر بر آموزش عالی، متحمل فشارهایی شده اند که سبب شده، به عنوان ابزاری برای رقابت های اقتصادی در بازارهای جهانی ایفای نقش کنند. این بدان معناست که ارزشیابی و نگاه به آموزش و تحقیق دانشگاهی به طور فزاینده ای از زاویه اقتصادی امکان پذیر شده است. در تطابق با این تغییر خط مشی ها و تغییر زاویه نگاه به دانشگاه، الگوهای تامین سرمایه و سبک های مدیریت دانشگاه ها با تحولات کثیری مواجه شده است ( قلی پور، 1386).

در بسیاری از کشورها اداره ای تحت عنوان دفاتر انتقال فناوری، جهت تسهیل انتقال دانش تجاری شده از دانشگاه ها به صنایع تاسیس شده است. نقش عمده این دفاتر، حفاظت از دارایی های فکر دانشگاه و نتایج پژوهش های دانشگاهی و انتقال تجاری دانش از طریق واگذاری حق امتیاز اختراعات یا سایر انواع دارایی های فکری ناشی از پژوهش های دانشگاهی به صنعت است (Siegel, 2004).

 

اهمیت تجاری سازی فناوری[7]

تجاری سازی عبارت است از تبدیل یافته های جدید و ایده های پژوهشی به محصولات و خدمات و فن آوری های قابل ارایه با بازار. به عبارت دیگر تجاری سازی تحقیقات مجموعه تلاش هایی را که به منظور فروش کارهای تحقیقاتی با هدف کسب سود و ارتباط هرچه بیشتر آموزش و پژوهش با اهداف اقتصادی و اجتماعی صورت می پذیرد را گویند. با توجه به تعاریف بالا تجاری سازی را می توان به بازار رسانیدن یک ایده و یا یک نوآوری دانست (جهاندیده، 1384)

امروزه در مورد اینکه، تجاری سازی ایده ها و درگیر کردن محققان در ایجاد و توسعه محصولات فواید بسیاری در بر دارد، شکی باقی نمانده است. به عنوان مثال، می توان تصور کرد که در غیاب فعالیت های تجاری سازی رادیو داروهای تولیدی توسط کارشناسان انرژی اتمی، چه تاثیری بر درمان بیماری های خاص و در انتها زندگی انسان گذاشته است (محمدی، 1386).

ایجاد بسترهایی برای دانش، علاوه بر فراهم آوردن ارزش های اقتصادی برای سازمان ها، منجر به رشد اقتصادی و فنی جامعه می شود. از آنجا که به بازار رسانیدن یک محصول می تواند تضمین کننده موفقیت و بقای سازمان ها باشد، تجاری سازی به عنوان یک عامل حیاتی مطرح شده است. در سازمان های تحقیقاتی نیز تحقیقات، بدون تجاری سازی یک محصول معنایی ندارد در همین راستا نیز تا فناوری منتقل شده، توسعه نیابد، نمی توان گفت فرآیند انتقال فناوری تکمیل شده است. اهمیت تجاری سازی R&D و فناوری به حدی است که در حال حاضر بسیاری از موسسات تحقیقاتی به صورت همکاری مشترک به تجاری سازی فناوری خود رسمیت داده اند و تعداد این گونه مراکز خدمات مشاوره ای در کشورهای پیشرفته صنعتی در حال افزایش است. در خصوص ایران نیز، طی سال های اخیر، مراکز عرضه کننده خدمات فناوری تحت نظر مراکز رشد و پارک های علم و فناوری به ارایه خدمات مشاوره ای به فعالان حوزه فناوری و شرکت های دانش بنیان می پردازند که البته، نیاز به تقویت هرچه بیشتر این مراکز امری حیاتی در انجام وظایفشان است. همچنین می توان به Joint Venture و سرمایه گذاری خطرپذیر نیز به عنوان نمونه هایی از انجام پروژه های تحقیقاتی بصورت همکاری مشترک اشاره نمود.

 

اهمیت تجاری سازی تحقیقات علمی[8]

تجاری سازی نتایج تحقیقات، یکی از گام های مهم نظام نوآوری است که پایداری و استمرار امر تحقیق را تضمین می کند و متناسب با آن علاوه بر فراهم آوردن ارزش های اقتصادی قابل توجه برای سازمان ها، رشد اقتصادی دانش محور جامعه را نیز تسریع می نماید ( عنایتی، 1386). “تجاری سازی تحقیق فرایندی است که هنگام ورود به بازار می تواند ایجاد درآمد کند و در مرحله توسعه از نظر درآمد زایی هیچگونه ارزشی ندارد. فن آوری اگر در قفسه بماند (وارد بازار نشود) هیچ درآمدی ایجاد نمی کند” ( عناینی، 1386).

این موضوع در مورد فن آوری هایی که از طریق داخلی بدست می آید به مراتب برای حمایت کننده ی آن از اهمیت بیشتری برخوردار است. “علم زیر بنای توسعه فن آوری را فراهم می کند و توسعه فناوری به سهم خود بازارهای جدیدی خلق می کند” (Reamer, 2003).

بدیهی است علم به خودی خود و بدون در نظر گرفتن چارچوب و فرآیندی کارآمد در چرخه توسعه فناوری، نخواهد توانست بازار جدیدی را خلق نماید.

تحقیقات بسیاری در کشورهای پیشرفته صنعتی در موضوع تجاری سازی نتایج تحقیق صورت گرفته است. کارلوس در مورد ارتباط دانشگاه و صنعت در آمریکا دارای سابقه طولانی است که عوامل اصلی آن قانون موریل (1862) مبنی بر اعطای تاسیس سیستم کالج، دفاع مبتنی بر تحقیق و توسعه در طول جنگ جهانی دوم و رقابت با اتحاد جماهیر شوروی در طول سال های جنگ سرد است (Karlson, 2004).

فرایند تجاری سازی

اساس فرایند تجاری سازی مشارکت بخش تحقیقاتی و بخش صنعت، در تبدیل نتایج تحقیقات به نوآوری است و امروزه تجاری سازی به یکی از حلقه های اصلی فرایند نوآوری تبدیل شده است (Ghazinoori,2005). به طور کلی فرایند تجاری سازی را می توان به چهار مرحله مجزا تفکیک نمود که عبارتند از سرمایه، که باید برای انجام پژوهش ایده پرورش یافته تامین شود و سپس خط مشی بازاریابی تعیین و تعریف گردد، این ایده در مرحله توسعه به فناوری مورد نظر تبدیل می شود. هنگامی که یک دستاورد قابل ارایه به بازار حاصل شود، مرحله اجرای تجاری سازی شروع می شود. هنگامی که یک محقق یک یا چند فناوری قابل ارایه به بازار را توسعه داده است، باید برای تجاری سازی آنها وارد مرحله تجاری سازی شود (محمدی، 1386).

جایگاه تجاری سازی در فرایند نوآوری[9]

تکنولوژی و تجاری سازی، قسمت های مهم فرایند نوآوری هستند که باعث می شوند اختراعات، به تولیدات دارای بازار تبدیل شود. بازاریابی و فرایند تجاری سازی، مرحله نهایی فرآیند نوآوری هستند این دو جز برای دستیابی به موفقیت هر اختراعی، لازم و ضروری هستند. از روش های تجاری سازی می توان به سرمایه گذاری مشترک، فروش و انتقال فن آوری، فروش حق اختراع، حق امتیاز و خدمات مهندسی اشاره کرد (محمدی، 1386).

 

بحث و نتیجه گیری

ثبت های اختراع دانشگاهی [10]اغلب به عنوان شاخص های کلیدی از فعالیت های مربوط به انتقال تکنولوژی در حوزه های تکنولوژی از قبیل زیست شناسی، داروشناسی، الکترونیک، و شیمی در نظر گرفته می شوند، در حالیکه سودمندی کمتری در رشته هایی از قبیل مهندسی مکانیک و کالاهایی برای مصرف کننده دارند. یکی از ضرورتها ی نظام پژوهشی کشور، توجه پژوهش های کاربردی به نیازهای جامعه و بوم یسازی آن متناسب با شرایط کشور است. بدین منظور لازم است، مدیران شرایط لازم را برای فعالی تهای علمی استادان و دانشجویان فراهم کرده و از ایده های نوآورانه آن ها در زمینه حل مسایل جامعه حمایت های لازم را بعمل آورند.به طوری کلی تجاری سازی را می توان به بازار رسانیدن یک ایده تا نوآوری دانست که باید با مطالعه دقیق بازار و استخراج نیازهای بازار , انجام تحقیقات و آزمایش های لازم , تهیه نمونه , استاندارد سازی فرآیند توسعه محصول و هماهنگی های مدیریتی برای عرضه آن به متقاضی یا بازار توام باشد. فناوری به تنهای عامل خلق ثروت نیست ؛ بلکه استفاده موثر و مناسب از آن است که باعث خلق ثروت می شود. خلق ارزش افزوده ناشی از استفاده فناوری در عرضه محصولات و خدمات مورد نیاز , موجب افزایش ثروت می شود. دانش و فناوری می تواند در قالب محصولات تولید , خدمات یا حتی بازاریابی باشد , اما به هر حال استفاده از فناوری یا تجاری سازی فناوری در خلق ثروت و رشد اقتصاد مهم است . تجاری سازی دانش و فناوری برای تبدیل فناوری به کالا یا خدمات قابل استفاده و ارائه و انتشار آن در سطح جامعه نیازمند تحقیق و توسعه , خلاقیت و نوآوری , منابع خطر پذیر و زنجیره ای از فعالیت ها و اقدامات متعدد و مختلف است. زنجیره اقدامات تجاری سازی فناوری از اعتبار سنجی اولیه و امکان سنجی فنی شروع و با مطالعه بازار , تامین منابع مالی و سرمایه اولیه مورد نیاز , مدیریت و شناسایی خطرها و … ادامه می یابد . طی کردن این زنجیره پیچیده و طولانی می باشد و عرضه یک نوآوری به بازار می تواند سالیان زیادی به طول انجامد، اما این زنجیره سبب می گردد تا یک دلار سرمایه گذاری در تحقیقات , منجر به کسب هزار دلار در کارخانه شود. البته فقط تعداد کمی از نوآوری ها قادر به طی کردن کل زنجیره ارزش و رسیدن به بازار هستند و بیشتر آنها در میانه راه و گردنه های مسیر جامانده و به سر انجام نمی رسند لذا تعامل مناسب بین صنعت و دانشگاه از طریق برگزاری سمینار ها تحقق نخواهد یافت و باید عزمی جدی در این راه وجود داشته باشد.

 

 

[1] Innovation

[2] Research Institutes

[3] Theoretical

[4] Commercialization concept

[5] New Services

[6] Successful Marketing

[7] Technology Commercialization importance

[8] Scientific research

[9] Innovation process

[10] Registration of university inventions

بررسی علل تمایل تبدیل دانشگاه‌ها به دانشگاه کارآفرین

نسل سوم دانشگاهی، دانشگاه کارآفرین

بررسی علل تمایل تبدیل دانشگاه‌ها به دانشگاه کارآفرین

 

تردیدی وجود ندارد که نظام آموزش عالی سنگ بنای اصلی توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع است. در دنیای کنونی تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می‌گیرد و این امر باعث ایجاد چالش‌های جدیدی در جامعه می‌گردد لذا جهت رویارویی با شرایط و چالش‌های جدید، توجه به توسعه قابلیت‌های کارآفرینی و ترویج روحیه آن در دانش آموختگان و حتی دانشجویان بسیار ضروری است. با وجود اینکه واژه کارآفرینی از قدمت زیادی برخوردار است اما هنوز هم عمق مفهوم این واژه چه در عرصه کسب و کار و چه در آموزش عالی نسبتاً نهفته باقی مانده است. مفهوم دانشگاه کارآفرین نخستین بار توسط کلارک در سال 1998 مطرح شد و آوازه جهانی پیدا کرد و بعدها مشاهده شد که از واژگانی نظیر سرمایه داری آکادمیک در این حوزه استفاده گردید. ویژگی های دانشگاه کارآفرین در تحقیقات کلارک به شرح ذیل عنوان شده است :

1 – راهبری قوی

2 – توسعه پیرامون

3 – پایه مالی

نسل اول دانشگاه‌ها را آموزش محور، نسل دوم را پژوهش محور و نسل سوم را دانشگاه کارآفرین گویند. همانطور که از آمار و ارقام اعلام شده در خصوص تعداد مقالات پذیرش و چاپ شده و همچنین تولید علم انجام شده توسط پژوهشگران عزیز کشورمان مشخص است، دانشگاه‌های کشور گذر نسبتاً موفقی را از نسل اول به نسل دوم دانشگاهی داشته‌اند( تبدیل شدن از دانشگاه آموزش محور به دانشگاه پژوهش محور)، لذا اگر برای هر نسل از دانشگاه منحنی عمری در نظر گیریم، جهت بقای دانشگاه در عرصه داخلی و خارجی نیازمند ایجاد زیرساختی مناسب برای دانشگاه نسل سوم(دانشگاه کارآفرین)، قبل از افول نسل دوم دانشگاهی هستیم.

تحولاتی که در دو دهه اخیر در تمامی عرصه‌ها در کشور‌های مختلف رخ داده، آموزش عالی را با تحولات نوینی مواجه ساخته که از مهمترین این تحولات می‌توان به آموزش‌های معطوف به اشتغال، رشد پژوهش‌های مسئله محور و همچنین پاسخگویی آموزش عالی به صنعت و جامعه می‌باشد. بنابراین نظام آموزش عالی و دانشگاهی علاوه بر ماموریت آموزشی و تحقیقاتی ماموریت آموزشی و تحقیقاتی، ماموریت دیگر خود یعنی مشارکت پررنگ در فرآیند توسعه فناوری، کسب و کار و زمینه های فردی، سازمانی و بین المللی را نیز عهده دار شده اند. بر این اساس دانشگاه از طریق جاری و ساری سازی فرآیند مدیریت دانش مستمر، دیگر نیازی به ایجاد پل بین صنعت و خود را ندارد بلکه صنعت زاییده و به بیانی بهتر مدیون دانشگاه است و پیشرفت در عرصه صنعتی و اقتصادی کشور نیاز به دانشگاه کارآفرین دارد. بنابراین ضرورت تحول آموزش عالی کشور زیر چتر کارآفرینی به دلایل ذیل اجتناب ناپذیر است:

  • تغییرات و تحولات محیطی در سطح ملی و جهانی
  • تغییر انتظارات عمومی
  • رقابت فزاینده بر سر منابع عمومی
  • انتقاد از وضعیت مالی و ساختاری آموزش عالی
  • وابستگی به بودجه دولتی

تغییر در سیاست های آموزش عالی نظیر تمرکز زدایی، کاهش وظایف تصدی گری، ایجاد مجموعه‌های قوی سیاست گذاری، ایجاد و حفظ تنوع در آموزش عالی و کاهش بوروکراسی. اهمیت توجه به مشتریان و حفظ حرمت انسان ها; پیشرفت فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی از دیگر دلایل هستند.

در خصوص طرح ایده دانشگاه کارآفرین و عوامل موثر بر ارائه آن می‌توان به موارد ذیل اشاره نموده :

  • افزایش تعداد دانشجویان
  • تقاضای آموزش مهارت توسط خبرگان و متخصصین
  • درخواست نتایج بهتر با پرداخت وجه کمتر
  • گشترش دامنه دانش و خرد

هدف اصلی سیاستمداران و سیاستگذاران توسعه کشور در تمامی سطوح است که البته چنین امری زیر چتر توسعه اقتصادی محقق خواهد شد، لذا دانشگاه به عنوان پایه و اساس آموزش کشور‌ها باید وارد عمل شده و ایفای نقش نماید. اینجاست که اهمیت ورود به دانشگاه ها پررنگ می شود.

 

ضرورت کارآفرینی در دانشگاه

آموزش کارآفرینی امروزه در کشورهای صنعتی و فرا صنعتی بخش قابل توجهی از برنامه های آموزشی دانشگاه‌ها را به خود اختصاص داده است. در آمریکا بیش از پنجاه دانشگاه‌, در آلمان چهل و دو دانشگاه , در سوئد هشت دانشگاه‌, مالزی چهار دانشگاه و … آموزش کارافرینی و مدیریت واحدهای کوچک اقتصادی در این کشورها به ویژه در بین بانوان بسیار رایج شده است. هدف این آموزش این است که فارغ التحصیلان بتوانند موسسان و بنیانگذاران شرکت‌های خصوصی باشند بخصوص که در ده ساله آخر برنامه‌های دولت تاکید بر خصوصی سازی دارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایجاد شغل را از وظایف دولت دانسته لذا ترویج فرهنگ کارافرینی و ایجاد بستری مناسب برای ظهور کارافرینان از وظایف دولت است. پس رابطه تنگاتنگ دانشگاه ها با بازار کار و صنعت از اهم امور است.

امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا, دانشگاه‌ها محل آموزش دادن مدیران، تجار , دانشجویان و زنان مدیر و حتی خانه‌دار می‌باشند. علاوه بر آن دوره‌های آموزش کارآفرینی نه تنها جای خود را در بستر دروس دانشگاهی باز نموده بلکه دوره‌های ابتدایی و متوسط را نیز مورد توجه قرار داده است. محور این آموزش‌ها ایجاد روحیه کسب و کار و تلاش در کسب موفقیت های اقتصادی می‌باشد.

 

  • نقش دانشگاه در توسعه کارآفرینی

برای ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان دانشگاه باید به مواردی چون مورد ذیل توجه زیادی داشته باشد:

  • علاقه‌مند ساختن مدیران و سیاست گذاران دانشگاه ها برای زمینه سازی آموزش کارآفرینی .

در این زمینه می‌توان به تبیین نقش و اهمیت کارآفرینی در پیشگاه مسئولین از جمله ریاست , هیئت امنا, شوراهای آموزشی و پژوهش دانشگاه اقدام کرد. با این کار می‌توان از حمایت های موثر آنها برای گسترش کارآفرینی در بین دانشجویان استفاده کرد. همچنین می‌توان برنامه‌هایی در جهت تعیین دروسی که منجر به تقویت مهارت‌های کارآفرینی می‌شوند تدوین کرد. افزایش خودکارآمدی, عزت نفس و استقلال در دانشجویان از طریق برنامه‌های متنوع مانند برگزاری کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی خلاقیت و یا جرات ورزی و همچنین برپایی همایش‌ها با حضور افراد صاحب نظر و کارآفرین برای اطلاع رسانی و تبلیغات موثر خواهد بود. آشناسازی اساتید با مباحث کارآفرینی به گونه‌ای که اساتید در فرآیند آموزش و تدریس به مولفه‌های کارآفرینی مانند در جستجوی فرصت‌ها بودن, خلاقیت‌, استقلال و ریسک پذیری توجه داشته و آنها را در بین دانشجویان پرورش دهند. بها دادن به طرح‌ها و ایده‌های دانشجویان و حمایت معنوی از دانشجویان خلاق و صاحب ایده از طریق کمک به آنها در جهت ثبت و تجاری‌سازی ایده , در توسعه کارآفرینی دانشگاهی امری ضروری به نظر می‌رسد. ایجاد ساز و کاری برای ارتباط موثر و پویای مراکز کارآفرینی با شرکت‌ها و افراد سرمایه گذار برای معرفی ایده‌های ناب دانشجویان جهت تجاری‌سازی ایده ها یکی از اقدامات حیاتی و مهم می‌باشد. همچنین مسئولین امر با توجه به مزایایی که کارآفرینی برای جامعه و افراد دارد, می‌توانند محرک‌هایی جهت تشویق افراد برای وارد شدن به حیطه کارآفرینی در نظر گیرند.

برای نمونه دادن امتیازهایی مانند معاف کردن شرکت‌های کارآفرین از مالیات گام موثری در تشویق بسیاری افراد برای گرایش به کارآفرینی خواهد بود‌.

همچنین مراکز کارآفرینی دانشگاهی کمک به توسعه فرهنگ کارآفرینی می‌کند. این فرایند با برگزاری دوره‌های آموزشی و سمینارهای کارآفرینی, اطلاع رسانی و همچنین حمایت مادی و معنوی از دانشجویان خلاق میسر می‌شود.

 

حال نوبت به این سوال رسید، دانشگاه کارآفرین با کارآفرینی دانشگاهی چه تفاوتی دارد؟

دانشگاه کارآفرین یک سیستم اجتماعی است که در آن واحدهای سازمانی درونی , از جمله گروه های آموزشی ,مراکز پژوهشی , اعضای هیات علمی و دانشکده ها تلاش می‌کنند تا با نیازهای واقعی بازار و محیط (اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی) پاسخ بدهند و نه تنها به نوآوری بپردازند بلکه با ایجاد تغییرات اساسی در عملکرد خودشان به طور مستمر اقدام کنند؛

اما منظور از کارآفرینی دانشگاهی توسعه نوآوری در فعالیت ها و تعامل عناصر دانشگاهی است. به نحوی که, در راستای نیل به دانشگاه کارآفرین منجر به باز تعریف کارکردهای آموزش و عرضه خدمات شود. از این جمله می‌توان به تحول در مدیریت دارایی های معنوی دانشگاه (اختراعات , مالکیت فکری, مجوزها, انتشارات و … ) ویژگی های دانش آموختگان, انتقال فناوری از طریق ایجاد شرکت‌های تکنولوژی محور و همکاری نزدیک بین دانشگاه و صنعت اشاره کرد.

 

موانع توسعه کارآفرینی

دانشگاهها در حال حاضر کارآفرین ترین موسسات نمی باشند، دلیل عمده این موضوع به طبیعت ذاتی سازمانها باز می گردد که عبارتند از:

  • ماهیت غیر شخصی روابط
  • ساختار سلسله مراتبی و سطوح بالای تصویب
  • نیاز به کنترل و پایبندی بیش از حد به قوانین
  • فرهنگ سازمانی محافظه کارانه
  • محدودیت زمانی و نیاز سریع به نتایج
  • فقدان استعداد کارآفرینی
  • روشهای نامناسب جبران خدمات

 

 

دانشگاهها كم و بيش با موانع سنتي مذكور مواجه هستند. متاسفانه بسیاری از سازمانهای بزرگ هرگز کارآفرین نبوده و کاملاً بر اساس سرمایه گذاری های سنتی عمل می کنند.

همچنین، بسیاری از دانشگاهیان نقش خود را محدود به تحقیق و تدریس می دانند و کمتر به فعالیتهای کارآفرینانه توجه می کنند از طرفی بسیاری از مدیران دانشگاهها گمان می کنند که  درگیر شدن در فعالیتهای کارآفرینانه ممکن است بر عملکرد علمی آنان تاثیر منفی داشته باشد. وی معتقد است که از دانشگاهیان بیشتر از سایر افراد انتظار می رود تا به انجام فعالیتهای کارآفرینانه بپردازند وی با تحقیقاتی که در دانشگاه surrey  انجام داد به این نتیجه رسید که میل به ریسک پذیری در افراد آکادمیک کمتر است و  دانشگاهیان بیشتر ترجیح می دهند تا در یک محیط امنی که در آن درصد خطا و ریسک کمتر است فعالیت کنند.

 

 

غلبه بر موانع کارآفرینی دانشگاهی

 

در بریتانیا به طور سنتی برای ایجاد و تشویق کارآفرینی دانشگاهی تمرکز بر اختصاص بودجه به فعالیتهای “نوآورانه” (از طریق ایجاد انگیزه های مالی ) شده است. و به تازگی دانشگاههای بریتانیا به معرفی تعدادی از اقدامات هدفمند پرداخته اند که عبارتند از:

  • ایجاد صندوق نوآوری آموزش و پژوهش جهت تشویق دانشگاهیان تا بتوانند به ایجاد ارتباطاتی با جامعه کسب و کار و سایر همکاران جهت توسعه مراکز نوآوری بپردازند.
  • اختصاص بودجه به فعالیتهای چالشی شرکتهای دانشگاهی جهت تشویق دانشجویان کارآفرینی و مهندسی به فعالیتهای کارآفرینانه.
  • اختصاص بودجه برای کارکنان دانشگاه جهت دسترسی به امکانات لازم جهت تبدیل تحقیقات مناسب به کسب و کارهای مناسب .
  • اسپورن در مقاله خود به این موضوع اشاره می کند که، دانشگاهها با محیط پویایی روبرو هستند که برای پاسخگو بودن به چنین محیطی نیازمند اشکال جدید سازمانی هستند که بتوانند خود را با محیط تطبیق بدهند. بنابراین ساختار حکومت، مدیریت و رهبری در حال تغییر  به سمت انعطاف پذیری، کارایی و اثر بخشی بیشترمی باشند. این عوامل شامل روش های جدید جهت مدیریت روابط با محیط، ساختارهای قدرت جدید در دانشگاه و روش های جدید در تخصیص منابع می باشد. در مقاله ای که ایشان در سال 2007 ارائه نمودند شامل نتایج تجربی است که از طریق مطالعه شش دانشگاه برتر در زمینه انطباق با شرایط اجتماعی و اقتصادی  ایالت متحده ی آمریکا و استرالیا  می باشد و در این تحقیق سازه های انطباقی دانشگاهها با محیط شناسایی و معرفی شده اند. بر مبنای آن،  در این تحقیق اشکال جدید سازمانی معرفی شده اند که روند فعلی دانشگاهها را در جهت حرکت به سمت دانشگاه کارآفرین حمایت و توسعه می دهند.در این مطالعه فرض بر این است که ارتباط عمیقی بین سازمان و محیط وجود دارد، همانطور که نمودار زیر نمایش می دهد ساختار دانشگاهها، حاکمیت، مدیریت ، رهبری و فشارهای محیطی با یکدیگر کاملا مرتبط می باشند.

تمرکز بر فعایتهای شرکت دانش بنیان

شواهد بسیاری حاکی از این است که فعالیت مربوط به ایجاد شرکتهای دانش بنیان دانشگاهی در تعداد کمی از دانشگاهها انجام می شود.  طی تعاملات با 70 نهاد دانشگاهی در سال 2001  مشخص گردید که تنوع بسیاری در رابطه با علاقه و حمایت دانشگاهها به ایجاد شرکتهای دانش بنیان وجود دارد. در یک مشاهده  کمی که توسط پرسمن[1]در سال 2002 انجام گردید، مشخص شد که در ایالت متحده ی آمریکا از 190 موسسه دانشگاهی 121 دانشگاه به ایجاد شرکتهای دانش بنیان می پردازند در حالیکه  69 دانشگاه (36%) این کار را انجام نمی دهند. تنوع در نرخ ایجاد شرکتهای دانش بنیان فقط به ایالت متحده  آمریکا محدود نمی شود.

چرا برخی از دانشگاهها نسبت به برخی دیگر شرکتهای دانش بنیان بیشتری را ایجاد می کنند؟

شواهد بدست آمده تا به امروز نشان می دهد که 3 دلیل عمده برای توجیه این که چرا برخی از دانشگاهها نسبت به برخ دیگر به ایجاد شرکتهای زایشی مبادرت می کنند وجود دارد:

  • تفاوت در سیاستهای دانشگاه
  • تفاوت در دفاتر صدور مجوز دانشگاهها
  • سایر ویژگیهای دانشگاهها(از قبیل فرهنگ و سیاست دانشگاه)

سیاستهای دانشگاه

دانشگاهها سیاستهای بسیار مختلفی را نسبت به انتقال تکنولوژی اتخاذ می کنند. برخی از دانشگاهها تمایل بیشتری به اتخاذ سیاستهایی دارند که از ایجاد شرکتهای دانش بنیان حمایت می کنند ، شاید به این دلیل است که هدف آنها حمایت از توسعه اقتصادی می باشد.  محققین چندین سیاستی را که فعالیت های شرکتهای دانش بنیان را حمایت می کنند ، شناسایی کرده اند که شامل ارائه مجوز های منحصر بفرد، ایجاد سهام در شرکتهای زایشی، دانشگاه به مخترعین اجازه می دهد تا جهت بهره برداری از اختراعات خود دانشکده را ترک کنند و غیبت داشته باشند، به افراد اجازه می دهند تا از منابع دانشگاهی جهت توسعه فن آوری استفاده کنند همچنین امکان دسترسی به سرمایه را قبل از بهره برداری از فن آوری فراهم می گردانند.

در این مقاله سعی شد، کلیاتی در حوزه دانشگاه کارآفرین مطرح شود تا در شماره های بعد و به صورت بخش به بخش به پایه ریزی تئوریک و اجرایی این پارادایم بپردازیم.

 

نویسنده : دکتر امیررضا علیزاده مجد / دکتری کارآفرینی