خلاقیت از جنس مدل

نوآوری مدل کسب ­وکار

 

تغییرات شدید در محیط رقابتی اغلب بسیار سریع و پویا هستند؛ بنابراین مدیران تشخیص داده­ اند که برای حل مشکلات کسب­ وکار از مدل­های کسب­ وکاری استفاده نمایند که دائمی نیستند. مدل­ های کسب­ وکار باید به‌اندازه کافی انعطاف داشته باشند که بتوان اجزاء آن‌ها را تغییر داد. حفظ جایگاه رقابتی یا رسیدن به یک مزیت رقابتی کاربرد راه­حل­های نوآورانه در مدل­های کسب‌وکار را تقویت می­نماید.

رویکرد وسیعی در ادبیات مدل­های کسب­ وکار موجود است که پیشنهاد می­دهد که شرکت­ها با محصولات و یا خدمات خود رقابت نکنند بلکه به‌وسیله استفاده از مدل­ های کسب­ وکار ویژه رقابت کنند؛ بنابراین، می­توان استدلال نمود که استفاده از نوآوری در ساختن یا تجدید ساختار مدل­های کسب­ وکار، انعطاف شرکت­ها را در بازارهای رقابتی بهبود می­دهد. باید تأکید کنیم که اساساً راه­ حل­ های نوآورانه و تغییرات به نیازها و موقعیت­های یک سازمان خاص وابسته است.

در ادبیات مدل کسب­ وکار، این سؤال که چگونه به نوآوری در مدل کسب­ وکار دست‌یابیم مورد غفلت واقع‌شده است. درحالی‌که گزارش‌ها حاکی از این است که نوآوری مدل کسب­ وکار یک نرخ رشد حاشیه سود عملیاتی برای شرکت به وجود می‌آورد که نوآوری محصولات، خدمات، بازار و فرآیند چنین نرخ رشد حاشیه سودی ندارد. هم­چنین، تحقیقات نوآوری فقط تئوری­های باارزشی در محصولات رادیکال و نوآوری فرآیند تدریجی به وجود آورده است؛ اما نوآوری مدل کسب­ وکار را بیان نکرده است.

لذا محققان به‌عنوان راهی برای مدیران و کارآفرینان بر نوآوری مدل کسب­وکار به‌منظور خلق و تخصیص ارزش، به‌ویژه در زمان تغییر اقتصادی تأکیددارند و نوآوری مدل کسب­وکار را شامل طراحی یک سیستم فعالیت اصلاح‌شده یا سیستم فعالیت جدید می­دانند که متکی به ترکیب مجدد منابع موجود یک شرکت و شرکا آن است و صرفاً نیاز به سرمایه­گذاری­های عظیمی در بخش تحقیق و توسعه ندارد. برای بیان یک مدل مفهومی ابتدایی نوآوری مدل کسب­وکار برای مدیران و محققان می­توان بر روی اهمیت تفکر سیستمی تأکید داشته و بایستی به جنگل نگاه کرد نه به درختان جنگل؛ یعنی قبل از این‌که جزییات را بهینه‌سازیم یک طرح کلی از سیستم فعالیت­ها باید به دست آورد.

مدیران باید درک نمایند که برای کسب نوآوری در مدل کسب­ وکار به‌منظور به دست آوردن مقدار زیادی ارزش در شرکت نیاز به اتخاذ یک مدل درآمدی مناسب هستند. وابستگی­ های بی‌شماری میان فعالیت­ها در یک مدل کسب­وکار و در میان عناصر طراحی مدل کسب­وکار وجود دارند (شامل: وابستگی محتوا، وابستگی ساختاری و وابستگی نظارتی) و این‌که مدل­های کسب­وکار برای همه فعالان (شرکت، شرکا، تأمین‌کنندگان و مشتریان) ارزش ایجاد می­کنند. سازمان­ها ممکن است یکی یا تعداد بیشتری از فاکتورهایی که بر روی کل مدل کسب­وکار اثر می­گذارد را در نظر بگیرند. باید تأکید نماییم که راه­حل نوآوری در مدل کسب­ وکار در شرکت­ها به بهبود خلق ارزش در آن­ها و موفقیت در رقابت و سودآوری شرکت­ها منجر خواهد شد.

 

نویسنده : حمید نیکبین

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.