آموزش کارآفرینی

كارآفرينان نيازمند مهارت‌ها و توانمندی‌های متفاوتي هستند تا بتوانند بر اساس آن در ارتقاي ابتكارات و ايجاد کسب‌وکار سازماني به موفقيت برسند.

رخداد «دوشنبه‌های استارت‌آپی» حوزه خودرو برگزار می شود

رخداد «دوشنبه‌های استارت‌آپی» حوزه خودرو برگزار می شود

بر این اساس استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های دانش بنیان این حوزه که علاقمند به جذب سرمایه‌گذار هستند می‌توانند تا شنبه سوم آبان ماه تقاضای خود را از طریق صندوق نوآوری و شکوفایی اقدام کنند.
جذب استارت‌آپ یا طرح سرمایه‌پذیر حوزه خودرو از طریق این فراخوان امکانپذیر است و با توجه به ظرفیت محدود برای حضور، اولویت با کسانی است که زودتر اقدام کنند.

حمایت از مشاغل خانگی با اجرای رشته های جدید

حمایت از مشاغل خانگی با اجرای رشته های جدید

 

دبیر ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی کشور بر اجرای رشته‌های جدید در طرح مشاغل خانگی تاکید کرد.

به گزارش خبرنگار اقتصادی شیوع بیماری کرونا و الزام به تعطیلی کسب و کارها موجب شد تا در بحث ایجاد اشتغال، مشاغل خانگی مورد توجه قرار گیرد.  پیش از این، طرح ملی توسعه مشاغل خانگی در دبیرخانه توسعه و حمایت از مشاغل خانگی معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پس از آسیب‌شناسی طرح‌های قبلی و انجام مطالعات داخلی و خارجی در سال 96 طرح تصویب شد.

قرار است جهاد دانشگاهی مسئولیت پیاده‌سازی و اجرای طرح ملی توسعه مشاغل خانگی را با کارفرمایی وزارت تعاون، ‌کار و رفاه اجتماعی اجرا کند.
این طرح طی سال‌های 96 تا 98 به صورت آزمایشی در 9 استان با ظرفیت 20 هزار نفر اجرا شد و با توجه به نتایج قابل قبول این طرح و ضرورت توجه بیش از پیش مشاغل خانگی در دوران کرونا بنا به گفته معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزارت تعاون مقرر شد برای رونق اقتصاد خانوار، تحقق شعار سال و توسعه جایگاه مشاغل خانگی در اقتصاد کشور در 31 استان اجرا شود.

عوامل طبیعی یا غیر طبیعی: علم برنامه ریزی برای هر اختلال

عوامل طبیعی یا غیر طبیعی: علم برنامه ریزی برای هر اختلال

از طوفان‌ها و سیل‌ها تا زلزله و سونامی، جهان در حال افزایش شمار فزاینده‌ای از وقایع ناگوار آب و هوایی است. زلزله توحاکی، سونامی و سیل تایلند در سال 2011، نمونه‌ای از این است که یک رویداد ظاهراً محلی می‌تواند زنجیره‌های تأمین جهانی و درنهایت کل سازمان را به‌زانو درآورد.

اما فقط بلایای طبیعی نیست که زنجیره‌های تأمین باید با آن مبارزه کنند – کسب‌وکار نیز با تعداد زیادی از نیروهای متضاد غیرطبیعی، از عدم اطمینان سیاسی و مقررات جدید تا فن‌آوری‌های در حال رشد و چشم‌انداز فزاینده تهدیدهای سایبری روبرو است.

برنامه‌ریزی می‌تواند یک گلوله نقره‌ای در پاسخ به تهدیدات طبیعی و غیرطبیعی باشد. به نظر ساده می‌آید، همه ما آن را انجام می‌دهیم، گاهی حتی بدون فکر کردن در مورد آن؛ اما بخش‌هایی وجود دارد که بسیاری از شرکت‌ها اغلب آن را فراموش می‌کنند: تکنولوژی یکپارچه، داده‌های رایج، پروسه‌های مشترک و همکاری متقابل. این‌ها از پایه‌های یک استراتژی برنامه‌ریزی موفق می‌باشد.

هنگامی‌که سازمان‌ها این واقعیت را درمیابند و ارتباطات واقعی را در سراسر کسب‌وکار به دست می‌آورند، مزایای بالقوه آن بی‌پایان است؛ اما ما باید از رویکردهای سنتی فراتر برویم تا بتوانیم به‌طور مؤثر برای چالش‌های امروز برنامه‌ریزی کنیم.

 

کار براساس توافقات و اجماع نظر

شایع‌ترین فرایند برنامه‌ریزی در صنعت امروز و یکی از توصیه‌های بسیاری از متخصصان برجسته، فرایند اجماع است. گروه‌هایی مانند برنامه‌ریزی تقاضا، تیم‌های بازاریابی و فروش به‌صورت جزیره‌ای باقی می‌مانند و برنامه‌های خود را پیش از ایجاد یکپارچگی برای ایجاد یک طرح نهایی یا اجماع، ایجاد می‌کنند.

مشکل این رویکرد این است که اغلب منجر به پاسخگویی بی‌پشتوانه و بی‌منطق به نتایج نهایی می‌شود، زیرا بر اساس تعریف، هیچ نقش، دپارتمان یا واحد تجاری نمی‌تواند برای طرح نهایی 100٪ پاسخگو باشد. این فرآیند نیز ناکارآمد است: با ایجاد سه طرح که درنهایت تنها یک مورد به‌عنوان ورودی انتخاب می‌گردد، کسب‌وکار 75 درصد از نتیجه خروجی پیشنهادهای اولی واحدهای کسب‌وکار را نادیده می‌گیرد. علاوه بر این، پاسخگویی پروسه نیز آهسته صورت می‌گیرد، زیرا به‌منظور مدل‌سازی دقیق تأثیر رویدادهای غیرمنتظره، شما باید آن را از ابتدا تا انتها بازبینی کنید.

 

 

همکاری در برنامه‌ریزی

کسب‌وکارها شروع به درک این موضوع کرده‌اند که حفظ سازمان و زنجیره تأمین کار آسانی نیست. شرکت‌ها نیاز به همکاری در تیم‌ها و ارتباط تمامی قسمت‌های کسب‌وکار، از مالی و فروش تا بازاریابی و زنجیره تأمین را باهم دارند؛ زیرا زمانی که چیزی در یک قسمت تغییر می‌کند، در سراسر کسب‌وکار نوسان ایجاد می‌کند و شما باید بتوانید سریعاً به این تغییر پاسخ دهید.

برنامه‌ریزی مشترک به حل مشکلات به وجود آمده در یک استراتژی جامع از طریق ورودی‌های مختلف هر واحد برای داشتن یک برنامه واحد کمک می‌کند؛ یک رویکرد واقعاً پیوسته.

به‌عنوان‌مثال، با یک استراتژی مشترک، یک تیم ممکن است پیش‌بینی‌های اولیه را وارد کند، به دنبال آن یک تیم به افزایش رشد سازمانی کمک می‌کند و درنهایت یک تیم دیگر که برای ارتقاء ورودی ایجاد می‌کنند. این بدان معنی است که تنها یک طرح وجود دارد، اما سه تیم برای دستیابی به آن همکاری کرده‌اند. درنتیجه، تمام سه تیم می‌توانند به‌طور کامل برای صحت ورودی‌ها و مفروضات خود پاسخگو باشند، زیرا می‌توانیم سهم هر تیم در طرح را به‌طور جداگانه اندازه‌گیری کنیم.

علاوه بر کاهش 75 درصدی حجم کاری و افزایش زمان پاسخگویی، یک مزیت پنهان از برنامه‌ریزی مشارکتی این است که این فرآیند به‌ویژه برای ورودی‌های مبتنی بر رویداد که واقعاً اکسیر برنامه‌ریزی است، بسیار مناسب است.

 

حرکت فراتر از بودجه‌های سنتی: اجازه دادن به حوادث در پیشبرد پروسه

به‌طور سنتی، زمانی که سازمان‌ها برنامه‌های چندگانه را به‌عنوان بخشی از پروسه جامع ایجاد می‌کنند، این کار را در فرمت بودجه نیز انجام می‌دهند – چیزی شبیه به بودجه خانوار؛ اما با ورود پیش‌بینی‌ها (و بودجه‌ها) در این فرمت، شکایات مشترک زیادی وجود دارد. برای مثال: سلول‌های ورودی زیادی برای بررسی وجود دارد، در برنامه ریزش وجود دارد، جزئیات نادیده گرفته می‌شود، ایجاد تغییرات یا حرکت رویدادها آسان نیست و بسیاری از زمینه ها وجود ندارد.

اما اگر ما برنامه را به اجزا و رویدادهایی که برنامه براساس آن‌ها ساخته شده است بشکنیم، به‌جای وارد شدن و تجزیه‌وتحلیل صدها و هزاران  اطلاعات، سازمان‌ها می‌توانند رویدادهای کلیدی را که خروجی تولید می‌کنند ضبط کنند.

علاوه بر ایجاد یک پیشینه از سرفصل‌های برنامه کلی، برنامه‌ریزی رویدادها دارای مزایای دیگر ازجمله کاهش حجم کار، سرعت در اجرای مجدد برنامه با تغییر هریک از مفروضات، افزایش پاسخگویی و توانایی برای ارزیابی سناریوها و گزینه‌های مختلف در زمان واقعی می‌باشد. به‌این‌ترتیب، می‌توانید یک طرح زنده و پویا ایجاد کنید.

 

درنهایت، سازمان‌ها و زنجیره‌های تأمین که رویکرد مشارکتی و برنامه‌ریزی مبتنی بر رویداد را اتخاذ کرده‌اند نه‌تنها می‌توانند حجم کار تیم خود را کاهش دهند، بلکه تأثیر کار انجام‌شده و کارایی که می‌تواند انجام شود را افزایش دهد؛ و این نوع برنامه‌ریزی هیچ‌گاه به این اندازه برای توسعه کسب‌وکار حیاتی نبوده است چراکه اتفاقات طبیعی و غیرطبیعی غیرمنتظره ازهرجهت برای شرکت‌ها رخ می‌دهد. برنامه‌ریزی برای سخت کردن امور نیست بلکه در مورد کار کردن با یکدیگر و تسهیل کردن کارهاست. خواه شرکت‌ها تصمیم به استفاده از تغییر بگیرند و خواه از آن اجتناب کنند، مسئله اصلی این است که خودشان را برای هر چیزی که بر سر راهشان اتفاق میفتد، آماده کنند.

نویسنده: بهادر پارسیا / پژوهشگر حوزه مدیریت بازرگانی

عوامل طبیعی یا غیر طبیعی: علم برنامه ریزی برای هر اختلال

عوامل طبیعی یا غیر طبیعی: علم برنامه ریزی برای هر اختلال

از طوفان‌ها و سیل‌ها تا زلزله و سونامی، جهان در حال افزایش شمار فزاینده‌ای از وقایع ناگوار آب و هوایی است. زلزله توحاکی، سونامی و سیل تایلند در سال 2011، نمونه‌ای از این است که یک رویداد ظاهراً محلی می‌تواند زنجیره‌های تأمین جهانی و درنهایت کل سازمان را به‌زانو درآورد.

اما فقط بلایای طبیعی نیست که زنجیره‌های تأمین باید با آن مبارزه کنند – کسب‌وکار نیز با تعداد زیادی از نیروهای متضاد غیرطبیعی، از عدم اطمینان سیاسی و مقررات جدید تا فن‌آوری‌های در حال رشد و چشم‌انداز فزاینده تهدیدهای سایبری روبرو است.

برنامه‌ریزی می‌تواند یک گلوله نقره‌ای در پاسخ به تهدیدات طبیعی و غیرطبیعی باشد. به نظر ساده می‌آید، همه ما آن را انجام می‌دهیم، گاهی حتی بدون فکر کردن در مورد آن؛ اما بخش‌هایی وجود دارد که بسیاری از شرکت‌ها اغلب آن را فراموش می‌کنند: تکنولوژی یکپارچه، داده‌های رایج، پروسه‌های مشترک و همکاری متقابل. این‌ها از پایه‌های یک استراتژی برنامه‌ریزی موفق می‌باشد.

هنگامی‌که سازمان‌ها این واقعیت را درمیابند و ارتباطات واقعی را در سراسر کسب‌وکار به دست می‌آورند، مزایای بالقوه آن بی‌پایان است؛ اما ما باید از رویکردهای سنتی فراتر برویم تا بتوانیم به‌طور مؤثر برای چالش‌های امروز برنامه‌ریزی کنیم.

خط‌مشی دولت در قبال بنگاه‌های صنعتی کوچک و بزرگ

کار براساس توافقات و اجماع نظر

شایع‌ترین فرایند برنامه‌ریزی در صنعت امروز و یکی از توصیه‌های بسیاری از متخصصان برجسته، فرایند اجماع است. گروه‌هایی مانند برنامه‌ریزی تقاضا، تیم‌های بازاریابی و فروش به‌صورت جزیره‌ای باقی می‌مانند و برنامه‌های خود را پیش از ایجاد یکپارچگی برای ایجاد یک طرح نهایی یا اجماع، ایجاد می‌کنند.

مشکل این رویکرد این است که اغلب منجر به پاسخگویی بی‌پشتوانه و بی‌منطق به نتایج نهایی می‌شود، زیرا بر اساس تعریف، هیچ نقش، دپارتمان یا واحد تجاری نمی‌تواند برای طرح نهایی 100٪ پاسخگو باشد. این فرآیند نیز ناکارآمد است: با ایجاد سه طرح که درنهایت تنها یک مورد به‌عنوان ورودی انتخاب می‌گردد، کسب‌وکار 75 درصد از نتیجه خروجی پیشنهادهای اولی واحدهای کسب‌وکار را نادیده می‌گیرد. علاوه بر این، پاسخگویی پروسه نیز آهسته صورت می‌گیرد، زیرا به‌منظور مدل‌سازی دقیق تأثیر رویدادهای غیرمنتظره، شما باید آن را از ابتدا تا انتها بازبینی کنید.

 

 

همکاری در برنامه‌ریزی

کسب‌وکارها شروع به درک این موضوع کرده‌اند که حفظ سازمان و زنجیره تأمین کار آسانی نیست. شرکت‌ها نیاز به همکاری در تیم‌ها و ارتباط تمامی قسمت‌های کسب‌وکار، از مالی و فروش تا بازاریابی و زنجیره تأمین را باهم دارند؛ زیرا زمانی که چیزی در یک قسمت تغییر می‌کند، در سراسر کسب‌وکار نوسان ایجاد می‌کند و شما باید بتوانید سریعاً به این تغییر پاسخ دهید.

برنامه‌ریزی مشترک به حل مشکلات به وجود آمده در یک استراتژی جامع از طریق ورودی‌های مختلف هر واحد برای داشتن یک برنامه واحد کمک می‌کند؛ یک رویکرد واقعاً پیوسته.

به‌عنوان‌مثال، با یک استراتژی مشترک، یک تیم ممکن است پیش‌بینی‌های اولیه را وارد کند، به دنبال آن یک تیم به افزایش رشد سازمانی کمک می‌کند و درنهایت یک تیم دیگر که برای ارتقاء ورودی ایجاد می‌کنند. این بدان معنی است که تنها یک طرح وجود دارد، اما سه تیم برای دستیابی به آن همکاری کرده‌اند. درنتیجه، تمام سه تیم می‌توانند به‌طور کامل برای صحت ورودی‌ها و مفروضات خود پاسخگو باشند، زیرا می‌توانیم سهم هر تیم در طرح را به‌طور جداگانه اندازه‌گیری کنیم.

علاوه بر کاهش 75 درصدی حجم کاری و افزایش زمان پاسخگویی، یک مزیت پنهان از برنامه‌ریزی مشارکتی این است که این فرآیند به‌ویژه برای ورودی‌های مبتنی بر رویداد که واقعاً اکسیر برنامه‌ریزی است، بسیار مناسب است.

 

حرکت فراتر از بودجه‌های سنتی: اجازه دادن به حوادث در پیشبرد پروسه

به‌طور سنتی، زمانی که سازمان‌ها برنامه‌های چندگانه را به‌عنوان بخشی از پروسه جامع ایجاد می‌کنند، این کار را در فرمت بودجه نیز انجام می‌دهند – چیزی شبیه به بودجه خانوار؛ اما با ورود پیش‌بینی‌ها (و بودجه‌ها) در این فرمت، شکایات مشترک زیادی وجود دارد. برای مثال: سلول‌های ورودی زیادی برای بررسی وجود دارد، در برنامه ریزش وجود دارد، جزئیات نادیده گرفته می‌شود، ایجاد تغییرات یا حرکت رویدادها آسان نیست و بسیاری از زمینه ها وجود ندارد.

اما اگر ما برنامه را به اجزا و رویدادهایی که برنامه براساس آن‌ها ساخته شده است بشکنیم، به‌جای وارد شدن و تجزیه‌وتحلیل صدها و هزاران  اطلاعات، سازمان‌ها می‌توانند رویدادهای کلیدی را که خروجی تولید می‌کنند ضبط کنند.

علاوه بر ایجاد یک پیشینه از سرفصل‌های برنامه کلی، برنامه‌ریزی رویدادها دارای مزایای دیگر ازجمله کاهش حجم کار، سرعت در اجرای مجدد برنامه با تغییر هریک از مفروضات، افزایش پاسخگویی و توانایی برای ارزیابی سناریوها و گزینه‌های مختلف در زمان واقعی می‌باشد. به‌این‌ترتیب، می‌توانید یک طرح زنده و پویا ایجاد کنید.

 

درنهایت، سازمان‌ها و زنجیره‌های تأمین که رویکرد مشارکتی و برنامه‌ریزی مبتنی بر رویداد را اتخاذ کرده‌اند نه‌تنها می‌توانند حجم کار تیم خود را کاهش دهند، بلکه تأثیر کار انجام‌شده و کارایی که می‌تواند انجام شود را افزایش دهد؛ و این نوع برنامه‌ریزی هیچ‌گاه به این اندازه برای توسعه کسب‌وکار حیاتی نبوده است چراکه اتفاقات طبیعی و غیرطبیعی غیرمنتظره ازهرجهت برای شرکت‌ها رخ می‌دهد. برنامه‌ریزی برای سخت کردن امور نیست بلکه در مورد کار کردن با یکدیگر و تسهیل کردن کارهاست. خواه شرکت‌ها تصمیم به استفاده از تغییر بگیرند و خواه از آن اجتناب کنند، مسئله اصلی این است که خودشان را برای هر چیزی که بر سر راهشان اتفاق میفتد، آماده کنند.

 

نویسنده: بهادر پارسیا / پژوهشگر حوزه مدیریت بازرگانی

اجرای طرح ملی «پوشش بیمه تکمیلی تیم‌های استارتاپی و آزادکارها» آغاز شد

اجرای طرح ملی «پوشش بیمه تکمیلی تیم‌های استارتاپی و آزادکارها» آغاز شد

در سال‌های اخیر ده‌ها پردیس نوآوری در کشور تاسیس شده است که تیم‌های استارتاپی، صاحبان ایده و خلاقیت در آنها مستقر شده‌اند و ایده‌های خود را به محصولات و خدمات فناورانه تبدیل می‌کنند.

توسعه بیمه‌ تکمیلی نوآورانه در میان این اعضا از جمله ابتکاراتی است که به همت شبکه فناوری و نوآوری ایران انجام گرفته است.
همه آزادکارها، تیم‏‌های استارتاپی، اعضای پردیس‌‏های نوآوری و کارآفرینان می توانند از خدمات بیمه تکمیلی پیش بینی شده در این طرح بهره‌مند شوند.
تیم‌های استارتاپی و فعالان فناور مستقر در شتاب‌دهنده‌‏ها،‏ فضاهای کار اشتراکی، مراکز نوآوری، مجتمع‏‌های فناوری، باشگاه‌‏های کسب‌وکار، نواحی و مناطق نوآوری و سایر مراکز عضو زیست بوم نوآوری می‌توانند از مزایای بیمه‌ای این طرح بهره‌مند شوند.
آزادکارها، تیم‏‌های استارتاپی، گروه‏‌های نوپا و فناوری که در این مراکزمستقر هستند و از فضا و امکانات این محیط‌ها استفاده می‌کنند، مشمول دریافت این بسته خدمتی جدید هم هستند.
پردیس‌های نوآوری برای استفاده از این طرح می‌توانند به سامانه http://bime.tinet.ir مراجعه کنند و مشخصات اعضای خود را در این سامانه به ثبت برسانند. در گام دوم اعضای ثبت نام شده می‌توانند جهت تکمیل فرایند ثبت نام به این سامانه مراجعه کنند.
شتاب‌دهنده‌ها، مراکز نوآوری و دیگر اعضای فعال زیست بوم فناوری و نوآوری همچنین می‌توانند علاوه بر برخورداری از بسته حمایتی بیمه تکمیلی، از دیگر خدمات شبکه فناوری و نوآوری ایران نیز بهره‌مند شوند.
علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد جزئیات این طرح به آدرس اینترنتی شبکه فناوری و نوآوری ایران (تینت) به نشانی https://tinet.ir مراجعه کنند.

 

مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟

مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟

 

انسان از بدو خلقت همیشه در معرض آسیب‌های جدی ناشی از بلایای طبیعی بوده است. پدیده‌های خطرآفرین طبیعی نظیر سیل، زلزله، طوفان، صاعقه و غیره ، اخیرا زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار داده و اثرات غیرقابل جبرانی را به همراه داشته‌اند. همان‌طور که میدانیم بحران‌های طبیعی بر زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان تأثیر می‌گذارد و هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی بی‌شماری به وجود می‌آورد. مدیریت بحران‌ می‌تواند این هزینه‌ها را کاهش دهد و جوامع را در برابر این بحران‌ها ایمن و مصون کند. علی‌رغم تلاش‌های صورت‌گرفته در بسیاری از کشورها برای کاهش خطرپذیری و آثار منفی بحران‌ها، آسیب‌ها و هزینه‌های زیادی از بحران‌ها در حال افزایش است ، نداشتن آمادگی و مقابله نکردنِ مناسب با بحران‌های طبیعی، خسارات سنگینی به ملت‌ها و دارایی‌های آن‌ها وارد می‌کند که بعضاً جبران‌ناپذیر است. ازاین‌رو، مدیریت بحران‌های طبیعی می‌تواند این هزینه‌ها را کاهش دهد و جوامع مختلف را در برابر این بحران‌ها ایمن و مصون کند. وقوع بحران‌های طبیعی و عدم برنامه‌ریزی مناسب برای مقابله با خسارت‌ها و پیام‌دهی ناشی از آن، می‌تواند منجر به از دست رفتن منابع و دستاوردهایی شود که تحقق آن‌ها سالیان زیادی طول می‌کشد. اگرچه سیاست‌گذاری اثربخش، فراهم آوردن امکانات و منابع لازم، صورت‌بندی پیش‌بینی‌های مناسب، تهیۀ سناریوهای مناسب و عملیاتی‌سازی اقدامات برنامه‌ریزی‌شده در مراحل، پیش، حین و پس از وقوع بحران، در زمرۀ وظایف اصلی دولت‌ها و حکومت‌ها است، اما شیوۀ انجام این وظایف در کشورهای گوناگون متفاوت است. همان‌طور که میدانیم گروهی مدیریت را در قالب انجام وظایفی چون برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، هماهنگی و… بیان نموده‌اند بعضی هم مدیریت را این‌گونه تعریف کرده‌اند که: مدیریت را می‌توان علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت‌های دسته‌جمعی، برای نیل به هدف‌های مطلوب با حداکثر کارایی تعریف کرد.

اما بحران چیست؟ بحران عبارت است از ازهم‌گسیختگی شدید در فعالیت‌های یک جامعه که در این فرایند، انسان‌ها، اقلام و دارایی‌ها و محیط در سطح وسیعی دچار آسیب و صدمات شدید می‌شوند؛ به‌طوری‌که جامعه فقط قادر است از منابع موجود خود کمک بگیرد. بحران‌ها غالباً براساس سرعت و شدت یعنی ناگهانی بودن یا کند بودن بروز آن و یا به این دلیل که طبیعی است یا زادۀ دست بشر است، طبقه‌بندی می‌شوند. بحران در حقيقت يك فشارزایی رواني – اجتماعي بزرگ و ويژه است كه باعث درهم‌شکسته شدن انگاره‌های متعارف زندگي و واکنش‌های اجتماعي می‌شود و با آسیب‌های جاني و مالي، تهديدها، خطرها و نيازهاي تازه‌ای را به وجود می‌آورد.

 

مدیریت بحران چیست؟

مدیریت بحران علمی کاربردی است که به‌وسیله مشاهده سیستماتیک بحران‌ها و تجزیه‌وتحلیل آن‌ها در جستجوی یافتن ابزاری است که به‌وسیله آن‌ها بتوان از بروز بحران‌ها، پیشگیری نمود و یا در صورت بروز آن در خصوص کاهش اثرات آن، آمادگی لازم امدادرسانی سریع و بهبود اوضاع اقدام نمود.

اگر مدیریت بحران را «برنامه‌ریزی برای کنترل بحران» تعریف کنیم، باید چهار مرحله را به‌منظورِ برنامه‌ریزی برای کنترل بحران به انجام رساند. نخست باید پدیده‌های ناگوار پیش‌بینی شوند؛ سپس باید برنامه‌های اقتضایی تنظیم شوند؛ پس‌ازآن باید تیم‌های مدیریت بحران تشکیل شوند و آموزش ببینند و سازمان‌دهی شوند؛ و سرانجام باید برای تکمیل برنامه‌ها، آن‌ها را به‌صورت آزمایشی و با تمرین عملی به اجرا درآورد؛ پس مدیریت بحران یک هنری است که از دانش زیربنایی مدیریت استفاده می‌کند.

امروزه عمده‌ترین نقاط ضعف مدیریت بحران عدم هماهنگی و همکاری سازمان‌ها، کمبود ضوابط و مقررات جامع و پراکندگی و ناکافی بودن قوانین و مقررات موجود، محدودیت منابع مالی است؛ باید تهدیدها و فرصت‌ها را به‌خوبی شناخت و خود را برای مقابله با تهدیدها و استفاده از فرصت‌ها آماده ساخت. در فرهنگ ما ضرب‌المثلی است که می‌گوید «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد» متأسفانه در کشور ما زنگ خطرها نادیده و ناشنیده گرفته می‌شوند و بعد از وقوع بحران تازه به فکر می‌افتیم و راه‌حلی جستجو می‌نماییم. متأسفانه مدیر بحران یا علائم را نمی‌شناسد و یا به اهمیت این علائم واقف نیست. مدیر بحران باید به دنبال راه‌کارهایی جهت کاستن ابعاد بحران باشد. به‌عبارت‌دیگر آثار هر عامل را با پارامترهای دیگر سنجید و پس از تحلیل، نسبت به رفع آن بکوشد. مدیر بحران باید تفکر استراتژیک را یاد بگیرد؛ یعنی بتواند به آشفتگی ذهنی خویش در کوتاه‌ترین مدت نظم بخشد این امر امکان ندارد مگر با حضور مداوم در بحران‌ها، نهایت پایداری مدیریت این سازمان را می‌طلبد.

در سال‌های اخیر، مردم ایران با نوع دیگری از رویکردها و تصمیم‌گیری‌ها در عرصه سیاست‌های داخلی، خارجی و اقتصادی خود روبه‌رو شدند؛ رویکردهایی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان، تصمیماتی خلق‌الساعه و بدون پشتوانه کارشناسی بوده که به چالش اقتصادی ایران در سال‌های اخیر منجر‌ شده است. همچنین خود این چالش‌های اقتصادی، به یکی از حادترین موضوع‌های صحنه سیاسی کشور مبدل شده و همگان تأیید می‌کنند که به‌رغم افزایش درآمدهای کلان نفتی اخیر که در تاریخ ایران سابقه نداشته، مشکلات اقتصادی کشور روزبه‌روز افزایش‌یافته و تا حدود زیادی، این مشکلات عدیده اقتصادی، ناشی از ضعف برخی مدیران در میدان‌های کاری خودشان است.

مسئله بحران مدیریت در ساختار مدیریتی ایران و این‌که در برخی از عرصه‌های مدیریتی در کشور، مدیران از تجربه‌ها و دانش کافی در عرصه‌های خود برخوردار نیستند را می‌توان از جنبه‌های گوناگون بررسی کرد. ضعف مدیریت‌ها در سال‌های اخیر را ازآنجا می‌توان متوجه شد که به‌رغم سرمایه‌گذاری‌های هنگفت و اجرای هزاران طرح بزرگ و کوچک، اثرات اقتصادی آن‌ها در کشور، متناسب با حجم سرمایه‌گذاری‌ها و اقدامات انجام‌شده نمی‌باشد.

چنانچه بخواهیم تعریف دقیقی از بحران بگوییم، باید آن را با توجه به‌تناسب شرایطی که افراد در آن هستند، تعریف کرد. بیشتر مدیرانی که در تصمیم‌گیری‌های کلان دخالت دارند، یا تجربه مدیریتی در بخش‌های کلان نداشتند و یا اگر داشتند، حیطه فعالیتشان در اندازه‌ای نبوده که قادر به مدیریت یک مجموعه کلان در حد وزارتخانه، سازمان‌ها یا شرکت‌های بزرگ باشند.

گاه تصمیم‌گیری اشتباه این مدیران ضعیف که در برخی از موارد سبب بحران شده، به دلیل فشار‌هایی است که از بیرون به این مسئولان وارد می‌شود. مدیرانی که استقلال تصمیم‌گیری در عرصه کاری خود را ندارند و تصمیماتشان وابسته به نظرات افراد یا احزاب حامی آنان است، افرادی هستند که به خاطر لیاقتشان به این مناصب نرسیدند و حتی در برخی مواقع، این افراد تنها بر این صندلی‌ها نشسته‌اند، اما عملاً صاحب این مناصب نیستند؛ بنابراین، فشارهای عصبی و گرفتار شدن در یک بحران، می‌تواند برای مدیری که آمادگی کنترل گرداب وقایع و همچنین واکنش‌های هیجانی خود را ندارد، فاجعه‌آمیز باشد.

در دنیای امروزه، مدیریت را به شکل‌های گوناگون تعریف کرده‌اند و برای مدیریت کلان، استانداردهای گوناگونی گذارده‌اند، اما در سال‌های اخیر، بسیاری از مدیران، این استانداردها را ندارند و اگر هم مدیرانی این استاندارد‌ها را داشته باشند، متأسفانه، در اندک زمانی از مجموعه خود کنار گذاشته‌شده و یا به آن‌ها اجازه مشارکت در تصمیم‌گیری کلان را نداده‌اند.
استفاده از مدیران غیرمتخصص آن‌هم با توجه به وجود مدیران توانمند و متخصص ایرانی که صاحب‌نظر در عرصه‌های اقتصادی و سیاسی ایران و جهان هستند و همواره در بیشتر نقاط دنیا، رد پایی از آنان را می‌توان دید که باعث پیشرفت‌های بزرگی در عرصه تخصصی خود شدند، به‌هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست، چراکه این، خود باعث بروز بحران‌هایی در عرصه تصمیم‌گیری‌های کلان کشور می‌شود. متخصص عمران نباید وزیر کشاورزی شود، یک متخصص زراعت و یا خاکشناسی، نمی‌تواند معاون برنامه و بودجه و اقتصادی یک وزارتخانه، سازمان و یا مؤسسه علمی باشد. فردی که صلاحیت وی در اندازه رئیس یک اداره یا مدیریت یک بخش کوچک است، نمی‌تواند رئیس یک سازمان بزرگ یا معاون یک وزارتخانه یا رئیس یک دانشگاه باشد، بدین ترتیب ما شاهد بحران و مدیریت بحران نبوده‌ایم، بلکه بحران مدیریت را تجربه کردیم.

در پایان باید گفت، به‌طور کل و بنا بر روند عملکردها، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که انتصاب مدیران ضعیف و کم‌تجربه به مسئولیت‌های بزرگ و همچنین گماردن افراد توانمند به مسئولیت‌های کوچک و استفاده نکردن از توانایی مدیران لایق و متعهد، سبب کندی پیشرفت امور و نرسیدن به اهداف والا شده است که همین امر باعث گردیده امروزه مدیریت بحران در کشور ما خود با بحرانی به نام بحران مدیریت دست‌وپنجه نرم کند و اگر بحران مدیریتی در کشور جدی گرفته نشود و برای آن چاره‌ای‌ اندیشه نگردد چشم‌انداز خوبی برای آینده‌ی ایران دربر نخواهد داشت.

 

نویسنده: سیده غزل معصومی / پژوهشگر حوزه بازاریابی محصولات دانش بنیان

خلاقیت و نوآوری از ویژگی‌های اصلی یک ایده خوب

خلاقیت و نوآوری از ویژگی‌های اصلی یک ایده خوب

در ادامه برگزاری برنامه‌های توانمندسازی و هدایت مستعدان‌برتر در راستای حوزه‌های کارآفرینی و اشتغال‌زایی، «کارگاه آموزشی کارآفرینی هوشمند» با هدف جهت‌دهی به فعالیت‌های نخبگان و اصلاح نگرش جامعه دانشگاهی به موضوع اشتغال، به همت بنیاد نخبگان استان زنجان برگزارشد.
در این کارگاه، امید مهدیه؛ عضو هیئت‌علمی دانشگاه زنجان به تعریف کارآفرینی و وضعیت کارآفرینی در سطح دنیا پرداخت و گفت: در گزارش دیده‌بان جهانی دو مؤلفه راه‌اندازی کسب‌وکار (کارآفرینی نوظهور) و کارآفرینی جدید، به عنوان کارآفرینی نوپا تعریف می‌شود.
وی افزود: این شاخص‌ها معیار اصلی مقایسه کشورها با یکدیگر است؛ با این حال دیده‌بان جهانی کارآفرینی، مراحل بعدی یعنی ثبیت کسب‌وکارها و گرایش پتاسیل‌های کارآفرینی و خروج از کسب‌وکار‌ها را نیز مدنظر قرار می‌دهد.
مهدیه با بیان اینکه ایده در حقیقت یک تصور ذهنی است، اظهار داشت: ایده دادن اولین گام برای حل یک مشکل یا برآورده کردن یک نیاز است. از سوی دیگر، خلاقانه، نوآورانه، مبتنی بر حل مسأله و اجرایی‌بودن، از ویژگی‌های اصلی یک ایده خوب است.
عضو هیئت‌علمی دانشگاه زنجان در پایان مراحل پردازش ایده، روش‌های مفید برای ایده‌پردازی، منشاء پیدایش ایده‌ها، آشنایی با کارآفرینی هوشمند با تفکر نقادانه و تفکر خلاق، آشنایی با انواع کسب‌وکار، ایده‌هایی برای کارآفرینی و آشنایی با کارآفرینان‌برتر ایران را تبیین و تشریح کرد.
لازم به ذکر است، با توجه به برگزاری مجازی این کارگاه، تعدادی از جامعه نخبگانی و مستعدان‌برتر سایر استان‌های دیگر نیز در این برنامه شرکت داشتند.

ایده‌ها در نوآوری و کارآفرینی چندان مهم نیستند

ایده‌ها در نوآوری و کارآفرینی چندان مهم نیستند

 

افسانه بزرگ در نوآوری اینه که اگه «بهترین ایده» رو شما پیدا کردید، اون چیزی که اتفاق میوفته،‌ دیگه چالش اجرا و پیاده‌سازی محسوب می‌شه. درواقع ایده خوب آغاز چالش جستجو به شمار میاد: جستجو برای پیدا کردن ارزش‌های موردنظر مشتریان که در مدل کسب‌وکار نیز سودآور و مقیاس‌پذیر باشند.

بزرگ‌ترین چالش در نوآوری و کارآفرینی، جستجوی ایده نیست بلکه اجرای ایده است. البته که شما باید کارهای بزرگی برای رسیدن به موفقیت انجام بدهید. بااین‌حال، چالش واقعی و بخش مهم در نوآوری، اجرایی کردن ایده و ایجاد چشم‌اندازی در آینده برای کار کردن با این ایده است.

از هر ۱۰ محصول، ۷ عدد نتونستند انتظارات مشتریان رو برآورده کنند و دلیل این موضوع قابلیت محدود طرح‌های کسب‌وکار برای اجرا و پیاده‌سازی است. شما می‌توانید استدلال کنید که تمام این شکست‌ها درنتیجه دنبال کردن ایده نامناسب است؛ اما موضوع به همین سادگی نیست. تمام این شکست‌ها ناشی از فقدان ارزیابی و تطبیق ایده است. درواقع بیشتر کارآفرینان پس از اجرای ایده و صرف هزینه متوجه ناکارآمدی آن می‌شوند.

بااین‌حال، چالش واقعی در نوآوری و کارآفرینی، یافتن ایده کامل نیست. بلکه چالش اصلی جستجوی ارزش مشتری و طراحی مدل کسب‌وکاری مناسب است. به همین دلیل استیو بلانک- آغازگر جنبش استارتاپ ناب – استارتاپ را سازمانی موقتی می‌داند که در جستجوی مدل کسب‌وکار قابل تکرار و مقیاس‌پذیر است.

متأسفانه، بسیاری از شرکت‌های ایجادشده و کارآفرینان مبتدی هنوز به افسانه‌ی ” بهترین ایده ” اعتقاددارند. شرکت‌ها معتقدند اگر بهترین ایده را از طریق ایده‌های رقابتی یا با الهام گرفتن از دیگران، بیابند؛ می‌توانند به‌سرعت وارد مرحله اجرا شوند. درحالی‌که شرکت‌ها باید این واقعیت را بپذیرند، خلق ایده، تنها آغاز مرحله جستجو است. هنگامی‌که شما سفر نوآوری‌تان را شروع می‌کنید، تنها کار شما این است که ریسک ایجاد چیزی را که کسی خواهان آن نیست، کاهش دهید.

 

مرحله‌ی جستجو شامل دو اقدام کلیدی است:

طراحی و ساخت سریع ایده‌ها با بوم مدل کسب‌وکار و بوم ارزش پیشنهادی.

ارزیابی فرضیات اساسی که باید در اجرایی کردن ایده‌تان به‌درستی کار کنند. همچنین یافتن شواهدی مبنی بر اینکه در مسیر درست در حال حرکت هستید.

هنگامی‌که مدارک کافی در دست دارید که نشان می‌دهد در مسیر درست قرارگرفته‌اید،‌ می‌توانید به مرحله اجرا بپردازید. در مرحله بعدی، چالش این است که ایده‌تان را مدنظر قرار داده و کسب‌وکار بالقوه‌تان را به سطح بعدی برسانید.

 

 

نویسنده: نرگس سقازاده/ پژوهشگر حوزه مدیریت

کارآفرینی در کشور هند Entrepreneurship in India

کارآفرینی در کشور هند

Entrepreneurship in India

«برای موفقیت در کسب‌وکار، آسانسوری وجود ندارد باید از پله‌ها بالا رفت»

 

امروزه مقوله توسعه كارآفرینی و کسب‌وکارهای كوچك به‌عنوان اهرم توسعه اقتصادی در اكثر كشورهای جهان موردتوجه قرار گرفته، به‌ویژه این مبحث در كشورهای درحال‌توسعه و كشورهایی كه از كمبود منابع طبیعی رنج می‌برند، اهمیت ویژه‌ای یافته است. ازجمله كشورهای مطرح در حوزه توسعه كارآفرینی كشور هند می‌باشد كه به‌ حمایت و ترویج همه‌جانبه این مقوله در كلیه عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی پرداخته و حتی به انتقال تجارب خود به سایر كشورها و بهره‌گیری از مزایای ارتباطات بین‌المللی نیز اقدام نموده است.

در این راستا مؤسسه ملی توسعه كارآفرینی و کسب‌وکارهای كوچك (NIESBUD) در هند، اقدام به برگزاری دوره‌های آموزشی كارآفرینی و توسعه بنگاه‌های اقتصادی در سطح بین‌المللی نموده است. مخاطبین این مؤسسه كه یكی از مجریان برنامه‌های آموزشی و ترویجی دولت هند و همچنین مربیان، تسهیلگران بخش خصوصی و دولتی و همچنین كارآفرینان می‌باشند كه در توسعه فرهنگ كارآفرینی در جامعه نقش عمده را ایفا می‌نمایند.

کشور هند بیش از یک میلیارد نفر جمعیت دارد که ۱/۲۶ درصد از این جمعیت زیر خط فقر به‌سر می‌برند. ازاین‌بین حدود 40% با درآمد کمتر از یک دلار در روز، گذران زندگی می‌نمایند. کارآفرینی و ایجاد کسب‌وکار، به‌ویژه کارآفرینی زنان به‌عنوان محرك توسعه اقتصادی، در رأس اولویت‌های بخش دولتی و حتی بخش خصوصی قرارگرفته است به‌طوری‌که از آن به‌عنوان یک حرکت ملی یاد می‌شود. از اوایل دهه ۱۹۹۰ بحث حساس‌سازی نسبت به مسئله کارآفرینی در سطح مدارس آغاز و تداوم یافته است. در میان جمعیت کارآفرینان در هند، زنان ۵/۱ درصد را به خود اختصاص می‌دهند که این رقم با توجه به اولویت‌های سیاست‌گذاری رو به رشد می‌باشد.

 

سیستم‌های حمایتی از توسعه کارآفرینی و صنایع کوچک: با توجه به اهمیت کارآفرینی در رفع معضل عدم اشتغال و همچنین با آگاهی از نقش زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت کشور، کارآفرینی به‌طور عام و کارآفرینی زنان به‌طور خاص، موردتوجه دولتمردان کشور هند قرار گرفته و به ‌همین دلیل سیاست‌های متعددی جهت حمایت از آن اتخاذ گردیده است. در این‌ راستا بحث توانمندسازی زنان مطرح و در دستور کار نهادها و سازمان‌های متعدد قرار گرفته است.

 

دسترسی به منابع مالی خرد: تا قبل از دهه ۱۹۹۰ با ارائه تسهیلات مالی و اعتباری از جانب دولت به افراد کم‌بضاعت، بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک از بین رفته و دریافت تسهیلات رایگان، جای کار و فعالیت اقتصادی را گرفته بود ولی پس از آغاز دهه ۱۹۹۰ با تغییر دیدگاه دولت، ایجاد کسب‌وکار و درآمدزایی جایگزین سیستم سابق گردید. در کشور هند زنان دارایی چندانی نداشتند و امکان استفاده از تسهیلات بانکی به دلیل عدم توانایی ارائه وثیقه برای ایشان به‌سادگی میسر نبود ولیکن از آغاز دهه ۱۹۹۰ بحث تشکیل گروه‌های خودیار که مخاطب عمده آنان زنان بودند مطرح و مؤسسات مالی دولتی و همچنین سازمان‌ها و مؤسسات غیردولتی به حمایت از این گروه اقدام نمودند. برای این منظور، سازمان‌های غیردولتی (NGO) با حمایت دولت در روستاها و مناطق محروم، به آموزش کارآفرینی به روستاییان مشغول گردیدند. گروه‌های خودیار، متشکل از ۱۰ الی 15 نفر از زنان بودند که به‌طور منظم جلساتی را با یکدیگر برگزار و هدف آنان تأمین منابع مالی خرد جهت رفع نیازهای معیشتی و همچنین ایجاد کسب‌وکارهای کوچک بود. در این راستا روستاییان پس از آموزش، به ‌مدت ۶ الی ۱۲ ماه به پس‌انداز مشغول گردیده و سپس دارایی خود را در یک صندوق مشترک قرار داده، به‌طور منظم یکدیگر را ملاقات و در آنجا بنا به اولویت نیازها، گروه اقدام به پرداخت وام به افراد می‌نمود. کلیه افرادی که وام دریافت می‌نمودند موظف به بازپرداخت مبلغی از آن در هرماه به صندوق بودند و کلیه افراد گروه بر نحوه انجام کار نظارت داشتند. از سال ۱۹۹۲، با شکل‌گیری منظم این گروه‌های غیررسمی، بانک‌ها و مؤسسات اعتباری به تخصیص اعتبارات و وام با بهره بسیار اندک به این گروه‌ها اقدام نمودند. دراین‌بین بانک ملی کشاورزی و توسعه روستایی (NABARD) که یکی از مؤسسات اعتباری سیاست‌گذار در هند می‌باشد، در این امر پیش‌قدم گردیده و به اعطای اعتبارات به ۵۰۰ گروه خودیار که موفق عمل نموده بودند، اقدام نمود.

 

در کشور هند گروه‌های خودیار به سه صورت تشکیل می‌گردند:

  • گروه‌های خودیار توسط بانک‌ها ایجاد و تأمین مالی می‌گردند.
  • گروه‌های خودیار توسط سازمان‌های غیردولتی و یا مؤسسات دولتی تشکیل و توسط بانک‌ها تأمین اعتبار می‌شوند.
  • تأمین مالی گروه‌های خودیار از طریق بانک‌ها صورت می‌پذیرد ولیکنسازمان‌های غیردولتی به‌عنوان واسطه مالی بین این گروه‌ها و بانک قرار می‌گیرند.

۸۰ درصد از گروه‌های خودیار تشکیل‌شده، تحت مدل ۲ و ۳ قرار می‌گیرند و سازمان‌های غیردولتی نقشی حیاتی را در شکل‌گیری و توسعه این گروه‌ها ایفا می‌کنند. گروه‌های خودیار تشکیل‌شده نیز با یکدیگر ارتباط برقرار نموده، اتحادیه گروه‌های خودیار را تشکیل می‌دهند که دسترسی آنان را به منابع مالی گسترده‌تر فراهم می‌سازد (ازجمله اتحادیه DHAN که از ترکیب این گروه‌ها ایجاد شده است). این روند تا به امروز ادامه دارد و یکی از مؤثرترین راهکارها در جهت توسعه دسترسی زنان روستایی به منابع مالی (حدود 90 درصد از بهره‌گیران از منابع مالی خرد در جهان زنان هستند) می‌باشند. امروزه بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه همچون کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا و جنوب شرقی آسیا از این مدل پیروی می‌نمایند. در کشور هند مؤسسات ارائه‌دهنده تسهیلات مالی خرد (MFI) در دو بخش رسمی و غیررسمی فعالیت دارند که بخش رسمی این مؤسسات و نهادها، شعب روستایی بانک‌های بازرگانی و یا بانک‌های روستایی و محلی و همچنین مؤسسات اعتباری بخش تعاونی می‌باشند.

همسویی دولت و بخش خصوصی در توسعه کسب‌وکارهای کوچک، موجب موفقیت شرکت تولیدکننده محصولات بهداشتی Hindustan Lever Limited که یکی از ایده‌های بسیار جالب و خلاق در انگیزش زنان به سمت ایجاد کسب‌وکارهای کوچک بود، گردید. این حرکت از سال ۲۰۰۲ با همکاری دولت و بخش خصوصی آغاز شده است و دولت نقش تسهیلگر را ایفا می‌نماید. در این ایده، دولت با بررسی نیازها، به شناسایی شرکت‌های موفق و صاحب‌نام در بخش خصوصی اقدام می‌نماید و سپس از آن‌ها می‌خواهد که توزیع محصول خود را به زنان توزیع‌گر بسپارند. این برنامه از جهات متعدد دارای مزیت می‌باشد، ازجمله حل معضل بیکاری و کمک به توسعه کسب‌وکارهای کوچک، کارآفرینی و درنتیجه رشد اقتصادی و همچنین استفاده از ظرفیت‌های بخش خصوصی و تقویت آن در همکاری‌های دوجانبه به دولت کمک می‌نماید. شرکت‌های دیگری نیز در این عرصه وارد گردیده‌اند، ازجمله شرکت‌هایی که با ارائه مواد خام تمایل به تولید محصول تحت امتیاز این شرکت‌ها دارند و حتی محصولات را به خارج از کشور نیز صادر می‌نمایند.

 

توسعه کارآفرینی در بخش صنایع‌دستی: سازمان توسعه صنایع‌دستی در کشور هند، زیر نظر وزارتخانه نساجی فعالیت می‌نماید و هدف آن گسترش و توسعه تولیدات صنایع‌دستی می‌باشد. مخاطبین عمده این بخش بازهم زنان هستند و صنایع‌دستی پس از کشاورزی دومین صنعت این کشور می‌باشد. سازمان توسعه صنایع‌دستی عمدتاً تمایل به همکاری با سازمان‌های غیردولتی، تعاونی‌ها و سازمان‌های فعال در امر توسعه سازمان‌های غیردولتی دارد. این بخش نیاز به سرمایه‌گذاری اندکی داشته و در مقابل قادر است با توانمندسازی، سرمایه خارجی را به کشور وارد نماید. ازاین‌رو دولت، توانمندسازی و حمایت از سازمان‌های غیردولتی را در جهت توسعه صنایع‌دستی در برنامه کار خود قرار داده است که در حال حاضر در این بحث اولویت بر روی زنان است. تولیدکنندگان صنایع‌دستی که عمدتاً در روستاها ساکن هستند در ۴ سال اولیه فعالیت خود، توسط دولت حمایت مالی می‌شوند که این حمایت‌ها در زمینه‌هایی همچون آموزش طراحی، به‌روزرسانی تکنولوژی تولید، آموزش بازاریابی و عرضه محصولات، فراهم نمودن مواد اولیه، اجاره مکان فعالیت و… می‌باشد که کلیه این خدمات به‌صورت رایگان به آنان ارائه می‌گردد. آموزش بازاریابی برای تولیدکنندگان صنایع‌دستی به دو صورت انجام می‌پذیرد: برنامه‌های آموزشی که مستقیماً از طریق دولت ارائه می‌شود و برنامه‌هایی که مجری آن سازمان‌های غیردولتی و سایر سازمان‌های داوطلب می‌باشند.

دریافت‌کنندگان این تسهیلات قادر به افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات خود گردیده و با فرآیند فروش و بازاریابی آشنا می‌شوند اما یکی از عمده‌ترین مشکلاتی که پس از تولید با آن مواجه می‌گردند، حمل کالاهای تولیدشده و فروش در سطح شهر می‌باشد. روستاییان هنرمند در بدو شروع کسب‌وکار، عموماً بضاعت حمل کالاهای خود به شهر و بازاریابی را ندارند، ازاین‌رو دولت پروژه نمایشگاه‌های دائمی صنایع‌دستی را در پیش گرفته است.

ایده اولیه این طرح در شهر دهلی‌نو در اواخر سال ۱۹۹۰ ارائه گردید و توسط مؤسسه توسعه توریسم و حمل‌ونقل دهلی (DTTDC) با همکاری سازمان توسعه شهری دهلی‌نو (NDMC) به اجرا درآمد که در حال حاضر نمایشگاه‌های مشابهی در سرتاسر کشور هندوستان به همین منظور برگزار می‌گردد. در نمایشگاه دهلی‌نو تعداد ۶۲ غرفه وجود دارد که به‌صورت گردشی هر دو هفته یک‌بار به عده جدیدی از هنرمندان واگذار می‌شود.

سازمان صنایع‌دستی، مسئولیت حمل محصولات از روستا به شهر و اسکان هنرمندان روستایی را به‌طور رایگان برعهده‌گرفته و به‌طور هم‌زمان از متخصصین در امور طراحی، بسته‌بندی، بازاریابی، صادرات و… جهت حضور در این نمایشگاه‌ها دعوت به عمل می‌آورد؛

 

دولت با انجام این کار در حقیقت چهار هدف عمده را دنبال می‌کند:

  • ایجاد رقابت میان تولیدکنندگان صنایع‌دستی که در این فرصت با مقایسه محصول و میزان فروش خود با کالای ارائه‌شده از جانب سایر تولیدکنندگان قادر به کشف نقاط ضعف و بهبود کیفیت محصولاتشان می‌گردند.
  • مواجهه تولیدکنندگان با متخصصین و طراحان مدعو و بهبود کیفیت کالا و نحوه ارائه مناسب توأم با بسته‌بندی صحیح.
  • مشارکت تولیدکنندگان در رده‌های آموزشی دایر به ‌مدت ۲ ساعت در طول روز، جهت آموزش و یادگیری مسائل مالی و مدیریتی.
  • مذاکره تولیدکنندگان جهت دریافت سفارش از سازمان‌های متقاضی و متعاقباً توسعه کسب‌وکار ایجادشده توسط کارآفرین.

 

حمایت از تولید و صادرات كالا در جهت توسعه کسب‌وکارهای كوچك: یكی از سازمان‌های كلیدی فعال درزمینه ارائه خدمات به کسب‌وکارهای كوچك، مؤسسه ارائه‌دهنده خدمات به صنایع كوچك (SISI) می‌باشد كه خدمات گوناگونی را قبل و بعد از تولید كالا به كارآفرینان ارائه می‌دهد. مؤسسه SISI كه تحت نظر وزارت صنایع كوچك هند قرار دارد، فعالیت‌هایی را درزمینه توسعه صنایع كوچك نظیر آموزش، مشاوره، ترویج، آزمایش محصول، به‌روزرسانی، اطلاع‌رسانی از طریق ایجاد پایگا‌ه‌های اطلاعاتی و به‌ویژه صادرات و بازاریابی در دست انجام دارد.

برنامه‌های آموزشی این مؤسسه در كلیه زمینه‌های مرتبط با تولید و ارائه خدمات می‌باشد كه در سه بخش‌ عمومی، مدیریتی و فنی ارائه می‌گردد. یكی از برنامه‌های آموزشی عمده در این مؤسسه، برنامه آموزش كارآفرینی است كه در این بخش طرح جداگانه‌ای نیز در ارتباط با زنان كارآفرین وجود دارد. این طرح در سه بخش ارائه می‌گردد: انگیزش و ترویج كارآفرینی در بین زنان، آموزش درزمینه ایجاد و توسعه کسب‌وکار (قبل از فرآیند ایجاد) و آموزش در جهت توسعه مهارت‌ها شامل مهارت‌های فنی، تكنولوژیكی و مدیریتی (بعد از فرآیند ایجاد)؛ كلیه خدمات آموزشی برای متقاضیان رایگان می‌باشد.

درزمینه توسعه صادرات نیز این مؤسسه خدمات منحصربه‌فردی را ارائه می‌دهد، این خدمات عبارت‌اند از: جمع‌آوری و ارائه اطلاعات بازار صادرات، ارائه اطلاعات در مورد فرآیند و قوانین و مقررات صادرات، آموزش مدیریت صادرات، آموزش بسته‌بندی صادراتی، برگزاری سمینار و كارگاه مرتبط با رویه‌های صادرات، گردآوری گزارش‌ها و كلیه منابع مرتبط با صادرات كالا، برگزاری سمینار در مورد تجارت جهانی، برگزاری سمینار در مورد مالكیت معنوی (کپی‌رایت) و از همه مهم‌تر هماهنگی جهت شركت محصولات برتر در نمایشگاه‌های بین‌المللی است.

مؤسسه SISI، تحت برنامه‌ای هماهنگ و منظم، زمینه حضور تولیدكنندگان محصولات حائز كیفیت را در نمایشگا‌ه‌های بین‌المللی فراهم می‌آورد. در این طرح فرصتی استثنایی در اختیار تولیدكنندگانی كه به دلایل محدودیت مالی امكان حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی و صادرات كالای خود را ندارند فراهم می‌گردد. تولیدكنندگان می‌توانند در صورت تمایل به حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی درخواست خود را به این مؤسسه ارائه نمایند. مؤسسه SISI پس از بررسی كالای موردنظر و در صورت تأیید كیفیت آن مبنی بر وجود پتانسیل فروش، اقدام به ارائه آن كالا به نمایشگاه موردنظر در خارج از كشور می‌نماید و كلیه هزینه‌های موردنظر را اعم از حمل‌ونقل كالا و ارجاع آن به دارنده پس از اتمام نمایشگاه، همچنین امور مربوط به اجاره غرفه و ارائه اطلاعات مرتبط با محصول را تقبل می‌كند. ضمناً اقدام به برقراری ارتباط با خریداران و متقاضیان نموده، اطلاعات اخذشده را پس از اتمام نمایشگاه به دارنده محصول منتقل می‌نماید. در صورت فراهم شدن امكان توسعه این محصول و توأم با رشد کسب‌وکار، دولت حمایت مالی خود را اندكی كاهش داده و نوبت آینده ۹۵ درصد از هزینه نمایشگاه و صادرات كالا را می‌پردازد و ۵ درصد دیگر باید توسط تولیدكننده تقبل گردد و بدین نحو استقلال آینده این کسب‌وکار نیز تضمین می‌گردد.

 

حمایت از فناوری‌های نوین: یكی از مؤسسات دولتی مؤثر و حامی كارآفرینی در كشور هند مؤسسه ملی تحقیق و توسعه (NRDC) می‌باشد. این مؤسسه تحت نظر دپارتمان تحقیقات علمی و صنعتی هند فعالیت می‌نماید و تكنولوژی‌های نوین را از مرحله ظهور تا مرحله ثبت و تبدیل به کسب‌وکارهای اقتصادی موردحمایت قرار می‌دهد. این مؤسسه بیش از ۱۰۰ تكنولوژی جدید را موردحمایت خود قرار داده كه تاكنون ۵۰ درصد از آن‌ها به موفقیت اقتصادی دست یافته‌اند. این مؤسسه به‌ویژه زنان كارآفرینی كه در كشور هند به دلایل فرهنگی دارایی چندانی ندارند را نیز موردحمایت قرار داده است. NRDC با ارائه خدماتی نظیر به نمایش گذاردن محصولات نوین و خلاق با هزینه بسیار اندك و برقراری ارتباط با سرمایه‌گذاران بر روی طرح‌های جدید، چاپ بروشور و تقبل هزینه‌های تبلیغات، در اختیار قرار دادن امكانات ارتباطی نظیر فكس، تلفن، اتاق كنفرانس و…، هماهنگی جهت بازدید سرمایه‌گذاران و نمایندگان كشورهای خارجی و درنهایت كمك به ثبت ایده و تبدیل آن به کسب‌وکارهای اقتصادی در جهت توسعه كارآفرینی گام برمی‌دارد.

نکته‌ای که اکثر نهادها و سازمان‌های مرتبط با کارآفرینی در کشور هند بر آن اذعان دارند این است که درزمینه توسعه کارآفرینی و کسب‌وکار در کشور، میان سازمان‌های دولتی و غیردولتی رقابتی وجود ندارد بلکه هر دو بخش عمومی و خصوصی همکاری همه‌جانبه‌ای را در راستای توسعه اقتصادی کشور و فقرزدایی در پیش‌گرفته‌اند و دولت در این راستا اجرای طرح‌های جاری را به سازمان‌های غیردولتی و مؤسسات داوطلب می‌سپارد و خود علاوه بر تدوین و تصویب سازوکارهای متناسب با توسعه بخش خصوصی، به حمایت همه‌جانبه از آن‌ به‌ویژه در توسعه بخش روستایی و کارآفرینی می‌پردازد. با توجه به موارد فوق‌الذكر و با در نظر گرفتن پتانسیل‌های موجود در داخل کشور، کشور هند به‌عنوان الگوی توسعه کارآفرینی یک کشور درحال‌توسعه توسط سازمان ملل متحد موردتقدیر قرار گرفته است.

آزیتا جهانبخش

نویسنده: آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

بازی‌های خلاقانه برای تولید ایده‌های کسب‌وکار موفق

بازی‌های خلاقانه برای تولید ایده‌های کسب‌وکار موفق

 

شاید شما هم مثل خیلی از انسان‌ها بر این باورید که اصلاً فرد خلاقی نیستید؛ اما در حقیقت خلاقیت مهارتی است که می‌توانید با تمرین و ممارست به دست آورید. خلاقیت چیزی نیست جز توانایی حل مسئله و نه گفتن به غیرممکن‌ها. اغلب افراد خلاقی که من می‌شناسم به نشانه حمایت از تفکر خلاقانه و خارج از چارچوب، چیزهایی که عموماً پذیرفته می‌شوند را نادیده می‌گیرند.

 

بیایید با ایده‌های خلاقانه از نزدیک آشنا بشویم:

تمرین خلاقیت نباید تبدیل به کاری سخت و طاقت‌فرسا شود. تنها نشستن در گوشه‌ای از اتاق و مجبور کردن خود برای رو‌برو شدن با ایده‌های جدید، نمی‌تواند نتیجه‌بخش و مؤثر باشد. به خودتان اجازه دهید از جهان اطرافتان الهام و انگیزه بگیرید. در گام‌های ابتدایی خلق ایده اصلاً به امکان‌پذیر بودن یا نبودن ایده فکر نکنید. حتی می‌توانم با صراحت بگویم؛ هر چه ایده‌ها مضحک‌تر، بهتر!

برای اینکه بتوانید خودتان را تشویق به تفکر خارج از چارچوب کنید و ایده‌های جدید خلق کنید، پیشنهاد می‌کنم این تمرین‌‌ها را مثل بازی‌ انجام دهید:

 

  1. بازی ترکیب و تطابق

از خودتان بپرسید؛ دو محصولی که می‌توانند برای اولین بار کنار همدیگر قرار بگیرند و محصولی جدید را خلق کنند، کدم‌اند؟

نترسید از اینکه کمی عجیب‌وغریب به نظر برسید. برای مثال، تصمیم برای ترکیب چراغ‌قوه با پیچ‌گوشتی تصمیمی خلاقانه بود. حالا امکان کار کردن درجایی تاریک بدون نیاز به نگه‌داشتن چراغ‌قوه وجود دارد.

نگاهی به تلفن همراهتان بیاندازید. تلفن همراه در کنار دوربین خیلی خلاقانه‌‌تر و کاربردی‌تر به نظر می‌رسد.

 

  1. بازی یافتن راه‌حل

به جهان اطرافتان وصل شوید و درباره همه‌چیز سؤال بپرسید.

چگونه می‌توان همه‌چیز را بهتر کرد؟

به شکایات دوستان و خانواده‌تان گوش بدهید. آن‌ها در زندگی روزمره‌شان چه مشکلاتی دارند؟

چه دغدغه‌هایی را در زندگی روزمره‌تان احساس می‌کنید؟

مسائل و مشکلاتتان را شناسایی کنید و شروع کنید به یافتن راه‌حل برای آن‌ها. بسیاری از کارآفرینان و مخترعان همین کار را انجام می‌دهند. یکی از نمونه‌های موردعلاقه من محصول ساده و خلاقانه‌ی یکی از دانشجویانم است که به افراد کمک می‌کند، بهتر اجناس و اشیای خودشان را سازمان‌دهی و مدیریت کنند.

او خیلی ساده متوجه شده بود که همسرش هنگام جستجوی اشیا داخل کیفش دچار مشکل می‌شود. مدام کیف‌دستی‌اش را زیرورو می‌کند تا بتواند چیزی را که قبلاً داخل کیفش گذاشته بود، پیدا کند. او برای حل این مسئله با اضافه کردن نوارهایی باقابلیت ارتجاعی به کیف توانست اقلام را سرجایشان نگه دارد تا هنگام نیاز، اشیاء داخل کیف به‌راحتی در دسترس قرار بگیرند.

 

در گام‌های ابتدایی خلق ایده، به امکان‌پذیر بودن یا نبودن آن فکر نکنید. حتی می‌توانم با صراحت بگویم؛ « هر چه ایده‌ها مضحک‌تر، بهتر»

 

  1. بازی چه می‌شود اگر…؟

این سؤال را زیاد از خودتان بپرسید. مثلاً چه می‌شود اگر وقتی در حال شنا کردن هستید، موسیقی گوش بدهید؟ یا چه می‌شود اگر …

نترسید از اینکه ذهنتان به سمت خارج از چارچوب‌ها و رؤیاپردازی‌ها برود. با خود فکر کنید، اگر غیر‌ممکنی وجود نداشت واقعاً چه چیزهایی را آرزو می‌کردید؟ مثلاً یکی از دانشجویان من در پاسخ گفت: ” چه می‌شود اگر من بتوانم لحظه‌به‌لحظه فرآیند و زمان دقیق رشد فرزندم را ببینم! ”

هرچه بیشتر ماهیچه‌های خلاقیتتان را تمرین دهید، آسان‌تر محصولات و خدمات جدیدی که می‌تواند کیفیت زندگی انسان‌ها را بهبود بخشد، خلق می‌کنید.

 

مترجم: نازنین توکلی (کارشناس ارشد مدیریت صنعتی)

برگرفته از سایت www.entrepreneur.com

 

نویسنده: نرگس سقازاده/ پژوهشگر حوزه مدیریت