آموزش کارآفرینی

كارآفرينان نيازمند مهارت‌ها و توانمندی‌های متفاوتي هستند تا بتوانند بر اساس آن در ارتقاي ابتكارات و ايجاد کسب‌وکار سازماني به موفقيت برسند.

سبک رهبری شما چیست؟

سبک رهبری شما چیست؟

لزوم شناخت سبک رهبری خویش

 

تئوری‌های رهبری درباره شناخت ویژگی‌های شخصی و رفتارهای فردی رهبران اثربخش، بررسی موقعیت‌هایی که مي‌تواند رهبری اثربخش را پرورش دهد یا مانع پرورش آن شود (مثل محیط‌های سازمانی، اجتماعی و بیرونی) یا بررسی رابطه بین رهبران و پیروان است.

با توسعه مفاهیم رهبری از دیدگاه‌های مختلف اخیراً توجه عملیاتی به مفهوم رهبری در مهندسی گسترش‌یافته است. این مبحث که بیشتر یک رویکرد عملیاتی است تا یک تئوری پایه، به دلیل کاربردی بودن هم‌اکنون جایگاه خاصی یافته و بسیاری از مراکز دانشگاهی دوره‌های آموزشی رهبری مهندسی را در برنامه‌های آموزشی خود جا داده‌اند.

پژوهشگران در مطالعات اوليه، رهبري را امر ذاتي می‌دانستند؛ اما پنجاه سال پژوهش بر اساس رويكرد صفحات مشخصه رهبري، چارچوب مشخصي را در اختيار مديران قرار نداد. به همين دليل، صاحب‌نظران، نگاه خود را از ویژگی‌های شخصي ذاتي رهبر به رفتار رهبر معطوف نمودند. نظریه‌های رفتاري رهبري، پژوهشگران به دنبال بهترين رفتار رهبر در همه شرايط، مکان‌ها و زمان‌های مختلف بودند؛ اما مطالعات فيدلر و تجربيات عملي پژوهشگران بعدي نشان داد كه رهبري در اصل اقتضائي بوده و بهترين سبك رهبري براي همه شرايط نمی‌تواند وجود داشته باشد.

بله به‌درستی که رهبری امری اقتضایی است و می‌توان با یک ارزیابی اولیه از خود زمینه پرورش شایستگی‌های رهبری را بر اساس شرایط محیطی خود توسعه داد.

در پایان سال 1397 هستیم و فرهنگ ایرانی ما در این روزهای واپسین یادآور خانه‌تکانی و ایجاد تغییر و تحولات شگرف است. یکی از موضوعاتی که می‌توانیم در زمینه حرفه‌ای و شغلی خود بدان توجه کنیم نحوه تأثیرگذاری و نفوذ در دیگران است. این مفهوم که در قالب «رهبری» مطرح می‌گردد می‌تواند در فرد رشد و توسعه یابد. در این مقاله پس از آشنایی با اولیه با مفهوم رهبری، آزمونی را قراردادیم تا شما بتوانید سبک رهبری خودتان را شناسایی کنید و بهتر بتوانید با افراد پیرامون خود تعامل نمایید و اهداف تیم‌ها و گروه‌های تحت نظر خود را پیش ببرید.

 

مدیر یا رهبر

رهبری، بالاترین شکل ارتباطات بین گروهی متشکل از افراد انسانی در یک سازمان است. رهبری را می‌توان بر اساس دیدگاه مرسوم، توانایی نفوذ و اثرگذاری در دیگران جهت هم‌افزایی و دست‌یابی به یک هدف خاص دانست.

رهبران به ارتباطات مؤثر نیازمندند تا بتوانند قلب و ذهن کارکنان خود را تصاحب کنند. اگر افراد ندانند رهبران چه مي‌خواهند و چه مقصدی در پیش دارند، رهبری‌شان را نخواهند پذیرفت. مطالعات نشان داده است گوی رقابت آینده را رهبرانی خواهند ربود که بتوانند به‌طور مؤثر با منابع انسانی خود ارتباط برقرار کنند.

باید به این مسئله توجه نمود که مدیریت با رهبری کاملاً متفاوت است. این مسئله سال‌هاست در ادبیات مدیریتی موردبحث و بررسی قرارگرفته است. به‌عنوان‌مثال می‌توان گفت رهبری بیشتر حول محور ترغیب، انگیزش و نفوذ مي‌چرخد درحالی‌که مدیریت بیشتر مربوط به واقعیت‌های سازمانی، موقعیت‌های مدیریتی و قراردادی در یک پروژه یا شرکت است؛ بنابراین می‌توان مشاهده نمود که یک مدیر پروژه خوب (به‌عنوان یک مهندس ) باید قدرت ترکیب توانایی‌های رهبری و مدیریتی را جهت عملکرد بهتر در پروژه داشته باشد.

سبک رهبری خودتان را ارزیابی کنید

این تست برای ارزیابی سبک رهبری شما طراحی‌شده است. در این تست پاسخ درست یا اشتباه وجود ندارد. شما باید با توجه به پرسش‌های بیان‌شده، تنها یک گزینه را انتخاب نمایید. سپس در انتها بر اساس شماره سؤالات گزینه‌های انتخابی خود را در پاسخنامه وارد نمایید و تعداد پاسخ‌های هر ستون را شمارش نمایید. با توجه به بیشترین امتیاز کسب‌شده، سبک رهبری غالب شما مشخص می‌گردد.

  1. در زمان جلسات، برای شما مهم است که:
  • که روند جلسه طبق صورت‌جلسه و موارد طرح‌ریزی‌شده پیش برود.
  • به این موردتوجه می‌کنید که چه کسانی در بحث شرکت می‌کنند و حتی‌الامکان همه در بحث شرکت کنند.
  • اجازه می‌دهید که گفت‌وگوهای جلسه مسیر طبیعی خود را طی کنند و مشاهده کنید که چه اتفاقی خواهد افتاد.
  1. زمانی که شما هدایتگر یک گفت‌و‌گو در یک جمع هستید اگر دریابید شخصی در جمع حضور دارد که مسلط بر جلسه شده است و بیش‌ازحد اظهارنظر می‌کند، آیا شما:
    • افراد دیگر را به مشارکت در گفت‌وگو تشویق می‌کنید.
    • آرزو می‌کنید که فرد حاذق سرنخ‌های مهم موضوع را بیان کند و زیاده‌گویی نکند.
    • به آن فرد می‌گویید که اجازه دهد دیگر افراد هم شانس مشارکت در گفت‌و‌گو را داشته باشند.

 

  1. فرض کنید شما به محلی که قرار است نشستی را برگزار کنید دیر رسیده‌اید و متوجه می‌شوید که فردی که قرار بوده شرایط این نشست را آماده نماید، کارش را انجام نداده است و وقت هم بسیار کم است برای این کار و در این شرایط شما:
    • تصور می‌کنید که زمان را ازدست‌داده‌اید و نمی‌توانید کاری را از پیش ببرید و فقط خودتان در منگنه قرارگرفته‌اید.
    • مسئول مربوطه را کنار می‌کشید و به او می‌گویید که هر طور شده باید این کار را انجام دهد.
    • از مسئول مربوطه می‌خواهید که تا جایی که می‌تواند اوضاع اتاق را بهبود بخشد و تلاش خودش را به خرج دهد.
  1. فرض کنید منشی شما فراموش نموده که برخی مستندات مهم را سر موقع آماده نماید و تحویل نماید در این شرایط شما:
    • شخص دیگری را برای انجام این کار پیدا می‌کنید.
    • از منشی می‌خواهید که کارش را انجام دهد و به کارش ادامه دهد و به او در انجام کار کمک می‌کنید.
    • از منشی می‌خواهید که دفعه بعد سخت‌کوش باشد و کار را به‌درستی انجام دهد.
  1. فرض کنید از شخصی که در اداره شما کار می‌کند می‌خواهید که رهبری یکی از تیم‌های کاری را عهده‌دار شود، بهترین روش برای اینکه او نقش و وظایفش را بتواند آغاز کند:
    • اطمینان حاصل می‌کنید که او فرصت کافی را دارد که بتواند دیگر رهبران حاضر در محیط کاری را بشناسد.
    • به او زمان کافی برای سازگاری با نقش جدید را خواهید داد.
    • اطمینان حاصل می‌کنید که او انتظارات شما از نقشش را به‌طور دقیق و شفاف درک نموده است.
  1. بهترین راه برای اینکه اطمینان حاصل کنید تیم شما طبق برنامه زمانی برای ایجاد تغییرات بروز هستند:
    • به هر یک از اعضا اجازه می‌دهید که در مورد تحولات از طریق تعاملات بین فردی در تیم بیاموزد و به افراد اجازه می‌دهید که اگر سؤالی در مورد تحولات دارند بتوانند با شما به‌طور مستقیم در ارتباط باشند.
    • ایمیلی مبنی بر تشریح کامل تغییرات برای اعضاء ارسال می‌کنید.
    • از دبیر جلسات می‌خواهید که برنامه تحولات را از طریق پیش‌نویس صورت‌جلسه به افراد اطلاع دهد.
  1. تصور کنید شما را به‌عنوان یکی از رهبران اصلی سازمان انتخاب نموده‌اند. در یکی از نشست‌ها یک از اعضاء جوان جلسه نسبت به یکی از تصمیمات شما تردید می‌کند. آیا شما:
    • سعی می‌کنید که چرایی رسیدن به این تصمیم را توضیح دهید.
    • از آن فرد می‌خواهید که با جزئیات بیشتر نسبت به تردیدش در مورد تصمیم شما توضیح دهد.
    • از آن شخص می‌پرسید که در این خصوص، او چه تصمیمی را اتخاذ می‌کرد.
  1. شما در گروه تحت رهبری‌تان آگاه می‌شوید که یکی از افراد برای رهبری شما شرایط بحرانی به وجود خواهد آورد. آیا شما:
    • در جلسه‌ای با این شخص به بررسی مشکلات او در خصوص رهبری شما خواهید پرداخت.
    • منتظر می‌مانید تا افراد دیگر شرایطی را به وجود آورند تا آن شخص با شما رودررو شود.
    • بلافاصله با آن شخص روبرو می‌شوید و با نگرش او مقابله می‌کنید.
  1. تصور کنید شما مدیر اجرایی کسب‌وکار هستید و افکاری قوی در خصوص نحوه راهبری کسب‌وکار دارید. آیا شما:
    • اجازه می‌دهید که آهسته این تغییرات را اجرا کنید و میزان حمایت از افکارتان را در بین افراد دیگر بسنجید.
    • از مدیر ارشد خودتان می‌خواهید که برخی گزینه‌های کارکردی دیگر را پیشنهاد دهد.
    • به مدیر ارشد خود می‌گویید که از دیگر ایده‌ها تقدیر می‌کنید اما برای تصمیمات خودتان دلایل قوی دارید و نیاز دارید که به شما اعتماد کنند.
  1. هنگامی‌که حل یک مشکل بر دیگران تأثیر می‌گذارد، آیا شما:
    • مشکل راه‌حل را برای هر فرد درگیر با اجرای آن را مطرح می‌کنید.
    • با افراد مختلف برای رسیدن به یک راه‌حل مشترک در خصوص مشکل گفت‌وگو خواهید کرد.
    • به افراد اعتماد خواهید کرد که هر فردی به‌اندازه اثرگذاری خودش مشکل را حل نماید.
  1. شما مسئولیت برنامه‌ریزی راه‌اندازی بخشی را دارید. آیا شما:
    • تشویق به گفت‌وگوهای بدون برنامه‌ریزی در خصوص طرح و برنامه‌ها می‌کنید.
    • بررسی می‌کنید که هرکسی می‌داند چه باید انجام دهد.
    • به افراد اجازه خواهید داد تا با شما در خصوص سؤالاتشان در ارتباط باشند.
  1. در ایجاد یک کمیته برای برنامه‌ریزی یک رویداد بهتر است:
    • به کمیته اجازه دهید تا با روند خودشان فعالیت کنند.
    • از افراد کمیته می‌خواهید که بر اساس اهداف، زمان‌بندی خودشان را انجام دهند و ارائه دهند.
    • به اعضاء تعریف شفافی از اهداف، برنامه زمان‌بندی و استاندارهای عملیاتی ارائه خواهید داد.
  1. بهترین راه برای حل اختلاف‌نظر بین اعضاء گروه:
    • اختلاف‌نظرها را بیان کنید و موضع سازش را ارائه دهید که هر دو قبول می‌کنند
    • افراد دارای اختلاف‌نظر را تشویق کنید تا باهم بر روی موارد اختلاف بحث کنند و موضوع را بین خود حل کنند و به توافقی برسند.
    • این افراد را دورهم جمع می‌کنید و به آن‌ها برای رسیدن به یک راه‌حل کمک می‌کنید.
  1. در یک گروه دوستانه، آیا شما:
  • سعی می‌کنید که مطمئن شوید نظرات همه افراد شنیده‌شده است.
  • از گوش دادن به ایده‌های دیگران لذت می‌برید.
  • به‌راحتی پیشنهادات خودتان را بیان می‌کنید.

به سبک رهبری خودتان امتیاز دهید

 

سبک رهبری من:

 

حال سبک رهبری خود را شناختید به شما پیشنهاد می‌کنم تا با برخی از ویژگی‌های سبک رهبریتان آشنا شوید و در شرایط مختلف بتوانید با آگاهی کامل نسبت به شرایط واکنش نشان دهید و بهترین عملکرد خود را به نمایش بگذارید.

اگر سبک رهبری شما راهبر است:

  • در موقعیت‌های چالشی، در صورت کار کردن بر اساس دستورالعمل‌ها و خطوط راهنما احساس راحت‌تری دارید.
  • در جلسات، سریع مسئولیت قبول می‌کنید و بسیار مشتاق هستید تا آن کار را سریع‌تر انجام دهید.
  • تخصیص وظایف، ایجاد برنامه زمان‌بندی و پایش فرآیند کاری برای شما راحت است.
  • بحث‌های طولانی شمارا سریع بی‌حوصله می‌نماید. شما بیشتر تمایل دارید که کار انجام دهید در عوض اینکه بیشتر در جلسات با موضوعات شخصی افراد شرکت کنید.
  • در شرایطی که می‌دانید همه‌چیز تحت کنترل شما است، احساس راحتی بیشتری دارید، رفتار خوشایندی دارید و با شکیبایی بیشتر کار می‌کنید.

اگر سبک رهبری شما مشورتی است:

  • هدف اصلی شما ایجاد روابط بین فردی خوب با دیگران است حتی اگر به قیمت قربانی شدن هدف اصلی تیم باشد.
  • شما به‌شدت نسبت به موضوعات شخصی افراد تیم حساس هستید و به‌شدت در مورد احساسات آن‌ها نگران هستید.
  • در جلسه، شما افراد مختلف را تشویق به مشارکت می‌کنید.
  • در شرایطی دارای استرس شما حس می‌کنید که رسیدن به هدف بسیار دشوار است.
  • بهترین عملکرد شما در موقعیت‌های کنترل‌شده‌ای است که شما قادر هستید با روابط بین فردی با اعضاء تعامل کنید و به‌طور مؤثر شرایط دشوار را هدایت کنید.

اگر سبک رهبری شما آزاد و رها است:

  • در شرایط چالشی، به افراد زیردست خود بیشترین آزادی عمل را می‌دهید.
  • شما بیش‌ازحد می‌توانید افراد با بازده پایین تیم را تحمل‌کنید.
  • بهترین روز شما زمانی است که عمده وقت خود را بر روی پروژه و فعالیت‌های اداری سپری کنید.
  • شما جلسات را زمان‌بندی می‌کنید، اما برخی اوقات با زمان جلسات به مشکل برمی‌خورید و در دستیابی به نتیجه نهایی و برنامه اجرایی با مشکل روبرو می‌شوید.
  • شما تمایل دارید با افرادی کارکنید که بهترین عملکرد را دارند و از کارشان لذت می برند و نیاز کمی برای نظارت روزانه شما بر کارشان دارند.

ممکن است شما همه‌­ی سبک‌­های رهبری ضروری را در خود نداشته باشید، اما همان‌طور که این سبک­‌ها را توسعه می‌دهید، می‌توانید در صورت لزوم از دیگران در تیم خود استفاده کنید.

به مهارت­‌ها و سبک­‌های دشواری که هرکدام از اعضای تیم شما ممکن است داشته باشد، توجه کرده و زمانی که سبک­ آن‌ها از سبک‌­های شما مناسب‌­تر است، آن‌ها را تشویق کنید که رهبری تیم را بر عهده بگیرند.

آیا ایجاد ارتباط نزدیک و هماهنگی تیم برای شما دشوار است، اما متوجه شده‌­اید که یکی از همکارانتان می‌تواند به‌خوبی چنین موقعیتی را ایجاد کند؟

از مهارت وی استفاده کنید: یک‌قدم عقب گذاشته و به آن فرد اجازه دهید هر زمان که وقت استفاده از رهبری پیوندجویانه بود، رهبری تیم را بر عهده بگیرد. درنهایت، بهترین رهبران، از دیگران نیز رهبر می‌­سازند و نه پیرو!

نویسنده: علیرضا سرحدی/ پژوهشگر حوزه مدیریت

 

درب اتاق کار زاکربرگ به روی همه کارکنان باز است

درب اتاق کار زاکربرگ به روی همه کارکنان باز است

مارک زاکربرگ، بنیان‌گذار، رئیس و مدیرعامل شرکت فیس‌بوک با بیش از ۷/ ۱ میلیارد کاربر فعال و ثروتی معادل ۳/ ۵۵ میلیارد دلار، جزو نامداران دنیای کسب‌وکار امروز محسوب می‌شود. او شرکت فیس‌بوک را با سرمایه‌ای اندک و فقط با ۷ کارمند که همگی از دوستان و هم اتاقی‌های دوران دانشگاهش بودند، روی یک قایق تفریحی تاسیس کرد و توانست تا سال ۲۰۱۵، این شرکت را به غول دنیای رسانه‌های اجتماعی با بیش از ۱۲۶۹۱ کارمند تبدیل کند؛ شرکتی که ارزش سهام آن در پایان سال ۲۰۱۹، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار بود. اما زاکربرگ از چه ویژگی‌های ممتازی برخوردار بود که از او یک رهبر تاثیرگذار و از شرکت تحت رهبری‌اش یک غول رسانه‌های اجتماعی ساخته است؟ در این مطلب به برخی از رازها و واقعیت‌های جالب در مورد این چهره ماندگار دنیای امروز اشاره خواهد شد.

۱- زاکربرگ از همان آغاز اطرافش را با افرادی درست و ارزشمند پر کرد:

یکی از رازهای کامیابی زاکربرگ در فیس‌بوک این بوده که او از همان آغاز بهترین و توانمندترین افراد را در اطراف خود جمع می‌کرد. بسیاری از کسانی که از ماه‌های اولیه فعالیت فیس‌بوک در کنار زاکربرگ فعالیت می‌کردند، همچنان به فیس‌بوک وفادار مانده‌اند و امروزه مقامات ارشد این شرکت را تشکیل می‌دهند. به‌عنوان مثال ادواردو ساورین که جزو هفت کارمند اولیه شرکت فیس‌بوک بود، همچنان به‌عنوان دستیار ویژه زاکربرگ فعالیت می‌کند یا شریل سندبرگ که کمی بعد از تاسیس فیس‌بوک به آن پیوست، هم‌اکنون به‌عنوان مدیر عملیاتی ارشد فیس‌بوک مشغول به کار است و وظیفه اصلی اش این است که ایده‌ها و تصوراتی را که در ذهن زاکربرگ می‌گذرد، به مرحله برنامه‌ریزی و اجرا درآورد.

۲- زاکربرگ هم مانند استیو جابز خیلی زود دانشگاه را ترک کرد:همان‌طور که استیو جابز فقید، تنها پس از یک ترم حضور در یکی از بهترین دانشگاه‌های جهان، یعنی دانشگاه استنفورد آنجا را ترک کرد و فهمید که مسیر تحقق رویاهایش از دانشگاه نمی‌گذرد، مارک زاکربرگ نیز کمی پس از ورود به یکی دیگر از بهترین دانشگاه‌های دنیا، یعنی دانشگاه‌هاروارد، آنجا را ترک کرد تا رویایی را که در سر داشت تحقق ببخشد؛ رویایی که خودش آن را این‌گونه توصیف کرده است: «ساختن چیزی که کمتر کسی بر روی کره خاکی توانایی ساختنش را دارد و آن چیز باید به شکلی باشد که دنیا را به مکان بهتری برای زندگی انسان‌ها تبدیل کند.»

۳- برگزاری جلسات هفتگی پرسش و پاسخ:یکی از ویژگی‌های جالب سبک مدیریتی زاکربرگ در فیس‌بوک که به بخشی از فرهنگ سازمانی این شرکت تبدیل شده، برگزاری جلسات هفتگی پرسش و پاسخ بین مدیران و کارکنان است. این جلسات به‌طور منظم و بدون وقفه و با شرکت تمام مدیران شرکت از جمله مارک زاکربرگ برگزار می‌شود و طی آنها کارکنان شرکت در جریان برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌های سازمانی قرار می‌گیرند و به درک روشن‌تری از مسیری که شرکت به آن سو می‌رود دست می‌یابند.

۴- درب اتاق کار زاکربرگ به روی همه کارکنان باز است:

سیاست درهای باز دفتر کار مدیران در شرکت فیس‌بوک به‌طور کامل رعایت می‌شود. مارک زاکربرگ این سیاست را از خودش شروع کرده و هیچ‌گاه در اتاقش را به روی کارکنان نمی‌بندد و معتقد است که شاه کلید موفقیت در هر کاری، برقراری و حفظ ارتباط با همه است. جالب‌تر آنکه محل کار زاکربرگ در فیس‌بوک اتاق کاری با دیوارهای شیشه‌ای و شفاف است که همه کارکنان می‌توانند او را درحال کار کردن ببینند. از نظر رفتاری و برخورد با دیگران نیز زاکربرگ نمونه یک مدیر فروتن و دوست داشتنی است که به هیچ عنوان به هیچ‌کدام از کارکنانش نگاه بالا به پایین ندارد و سلسله مراتب دقیقا افقی را در شرکت فیس‌بوک به مرحله اجرا درآورده است.

۵- در فیس‌بوک کارکنان اجازه دارند روی ایده‌های مورد علاقه‌شان کار کنند:

در شرکت فیس‌بوک، مانند شرکت گوگل قانونی وجود دارد که به کارکنان اجازه می‌دهد بخشی از ساعات کاری‌شان را به کار روی ایده‌ها و پروژه‌های مورد علاقه و دلخواهشان اختصاص دهند و به عبارت روشن‌تر نه برای شرکت بلکه برای خودشان کار کنند؛ البته به شرطی که آن پروژه یا ایده به نوعی با پروژه‌ها و برنامه‌های کلان شرکت فیس‌بوک همسویی و ارتباط موضوعی داشته باشد.

دانشکده مخابرات به کارآفرینان فضای کار اشتراکی واگذار می‌کند

دانشکده مخابرات به کارآفرینان فضای کار اشتراکی واگذار می‌کند

در فراخوان واگذاری فضای کار اشتراکی به کارآفرینان آمده است: «این دانشکده با تمرکز بر الگوهای نوین آموزشی به دنبال حمایت از رشد کسب و کارهای نوین و توسعه مهارت‌های دیجیتال برای افزایش اشتغال است.
دانشکده پست و مخابرات بر حمایت و توسعه نوآوری در حوزه آموزش های تخصصی از طریق تهیه نرم افزارهای آموزش تعاملی در حوزه فناوری‌های دیجیتالی نوظهور (نظیرIOT، بلاکچین، داده های کلان، هوش مصنوعی، رباتیک و غیره) تاکید دارد. از این رو در نظر دارد نسبت به فراهم کردن فضای کار اشتراکی برای نیروهای جوان و متخصص در قالب تیم های استارت‌آپی (تا سه نفر) از ایده‌های نو حمایت کند.»
علاقمندان می‌توانند از تاریخ ۱۱ خردادماه تا اول تیر ۹۹ پس از مراجعه به وبسایت دانشکده به نشانی www.ictfaculty.ir فرم ارائه ایده خود را تکمیل کنند و به همراه تصویر مدارک خود اعم از رزومه، آخرین مدرک تحصیلی اعضای گروه، تصویر کارت ملی و یک عدد عکس ۴*۳ به آدرس ایمیل education@ictfaculty.ir ارسال کنند.
دانشکده مخابرات پس از دریافت و بررسی مدارک فوق در کمیته احراز صلاحیت، ۴ مورد از بهترین و عملیاتی‌ترین ایده‌های دریافتی را انتخاب و مطابق قرارداد تنظیمی بین طرفین و مطابق قوانین و ضوابط عمومی مربوطه، در مدت مشخص شده در قرارداد، برای تیم‌های منتخب اجازه حضور و فعالیت در دانشکده را صادر می‌کند.

نوآفرینی: افراد نا همرنگ چگونه دنیا را تغییر می‌دهند؟!

نوآفرینی: افراد نا همرنگ چگونه دنیا را تغییر می‌دهند؟!

نوآفرین بودن به معنای اولین بودن نیست،
بلکه یعنی متفاوت و بهتر بودنآدم گرانت

اعتراف به نقاط ضعفتان، حمایت بیشتری برای شما به ارمغان می‌آورد.

دام گرانت در خلاصه کتاب نوآفرینی می‌گوید، آیا تابه‌حال پیش‌آمده است که برای ارائه ایده‌ای –که ازنظر شما فوق‌العاده بوده است- بازخور ضعیفی دریافت کرده باشید؟ این مطلب لزوماً به خاطر بی‌فایده بودن ایده شما نیست! پشت هر طرد شدنی، چند علت معمول وجود دارد.

یکی از همین دلایل، این است که معمولاً ایده‌هایی که برای حفظ ثبات شرایط فعلی تهدیدآمیز باشند، مطرود می‌شوند. یک پژوهش گسترده در حوزه‌های مختلف، از سازمان‌های غیرانتفاعی گرفته تا خدماتی، خرده‌فروشی و تولیدی در یک دوره‌ی دوساله نشان داده است که هر چه کارکنان بیشتر ایده‌های خود را با مافوق در میان گذاشته‌اند، کمتر ترفیع رتبه گرفته‌اند.

 

 

این وضعیت بسیار دردسرساز است! چگونه می‌خواهید مشارکت کارکنان خود را جلب کنید، اگر اجازه اظهارنظر به ایشان ندهید؟

آدام گرانت در خلاصه کتاب نوآفرینی می‌گوید، در بهترین حالت فقط می‌توانید به آن‌ها بگویید که مایل نیستید کورکورانه پیشنهاد‌های شمارا بپذیرید. برای جلب مشارکت کارکنان، باید در مقابل نقاط ضعف پروژه‌هایتان انتقادپذیر باشید؛ این اقدام شما برای مخاطبین غافلگیرکننده است و نشان می‌دهد که شما –مستقل از وضعیت سازمان– فرد صادقی هستید.

این اقدام، ترفندی است که زوج کارآفرین، روفوس گریس کام[1] و آلیسا ولکمن[2] برای جلب سرمایه و بعدها، فروش شرکت اینترنتی بیبل[3] و مجله آنلاین آن درباره پرورش کودکان، در مقابل سرمایه‌گذاران بالقوه انجام دادند. سخنان گریس کام در جلسه سرمایه‌گذاران، شروع غافلگیرکننده‌ای داشت: او از ابتدا بیان کرد که شاخص یوزر انگیجمنت[4] وب‌سایت آن‌ها کمتر از مقدار مورد انتظارشان بوده است، ۴۰ درصد اخبار سایت برای توسعه شایعات مشهور و بی‌ارتباط با موضوع اصلی کپی‌برداری می‌شود و همین‌طور سرور سایت نیاز مبرمی به آپدیت دارد.

آدام گرانت در خلاصه کتاب نوآفرینی می‌گوید، درحالی‌که به نظر می‌رسید آن‌ها نقطه‌ضعفشان را به‌راحتی در اختیار سرمایه‌گذاران قرار داده‌اند تا درخواست جلب سرمایه را رد کنند، اما غافلگیری حاضرین جلسه از شفافیت بیان گریس کام، باعث جلب اعتماد آن‌ها شد. درنهایت شرکت بیبل توانست مبلغ ۳٫۳ میلیون دلار سرمایه دریافت کند و بعدها نیز با همین شیوه به شرکت دیزنی فروخته شد.

 

 

بهترین همکاران شما، همان کسانی هستند که بسیار مایل‌اند ثابت کنند که شما اشتباه می‌کنید

آدام گرانت در خلاصه کتاب نوآفرینی می‌گوید، جدای از اینکه کدام هدف را دنبال می‌کنید، اگر فقط به افرادی که شمارا تائید می‌کنند توجه کنید احتمالاً پیشرفت چندانی نخواهید کرد. کار لذت بخشی نیست، اما بعضی‌اوقات شنیدن انتقادها به رشد شما کمک می‌کند.

این مطالب نتیجه آزمایش مهمی بود که توسط روانشناسی به نام چارلن نیمث[5] صورت گرفت. از سه گروه مشارکت‌کنندگان این آزمایش درخواست شد که از میان تعدادی داوطلب، ۳ نفر از داوطلبین شغلی مناسب را انتخاب کنند. کاندیدای مناسب اول، فردی به نام جان بود که دارای بهترین مهارت‌های متناسب با شغل موردنظر بود. بااین‌حال، برخی از مشارکت‌کنندگان تمایل به انتخاب کاندیدای کم مهارت‌تری به نام رینگ و نشان دادند؛ اما هنگامی‌که برخی دیگر از مشارکت‌کنندگان تمایل به انتخاب داوطلب سومی به نام جورج نشان دادند، شانس انتخاب ماهرترین کاندیدا، چهار برابر شد. به نظر شما چطور می‌توان این مسئله را توضیح داد؟

با ایجاد نظر اقلیت سومی، در یک گروه که دودسته نظر مختلف دارند، اجماع نظر گروه شکسته می‌شود. در این صورت، هر یک از اعضای گروه تحت‌فشار قرارگرفته و بدون پیروی از طرز فکر کسی، وضعیت را از دیدگاه خودش بررسی می‌کند. این راهکار، استراتژی فوق‌العاده‌ای برای شکستن تفکر گروهی غالب و تشویق اعضا به بیان نظرات واقعی خودشان است.

آدام گرانت در خلاصه کتاب نوآفرینی می‌گوید، تفکر گروهی، نتیجه سازمان‌دهی افراد در گروه‌هایی است که اولویت آن‌ها دستیابی به اجماع نظر بر سر بهترین راه‌حل ممکن و پرهیز از کشمکش است. این نظریه، از تحقیق ییل پیرامون معضل گروه‌های ضعیف در تصمیم‌گیری به‌دست‌آمده است. روشی دیگر برای اجتناب از تفکر گروهی –که مانع بروز خلاقیت می‌شود- تعامل با افرادی است که دائماً ایده‌های شمارا زیر سؤال می‌برند.

این استراتژی را بن کلمن، یکی از اعضای ارشد موسسه نیروی دریایی سی آر آی سی (CRIC) در محیط کار خود به کار گرفت، درست زمانی که تیم او تصمیم به استفاده از ایده‌های نوآورانه در نیروی دریایی گرفته بود. دریکی از موارد، نتیجه این شد که آن‌ها موفق به استفاده از پرینتر سه‌بعدی برای شبیه‌سازی قطعات شکسته در شرایط طوفانی دریا شدند. چنین ابتکار عملی بدون کسب پویایی گروهی قدرتمند –که نتیجه تصمیم‌گیری‌های حساب‌شده‌ی کلمن بود- امکان‌پذیر به نظر نمی‌آمد.

 

برای جلب حمایت موردنیازتان، یاد بگیرید که چگونه ایده‌های خود را عامه‌پسند کنید

آدام گرانت در خلاصه کتاب نوآفرینی می‌گوید، علیرغم اینکه ممکن است با شبکه‌ای از افراد دارای اهداف و ارزش‌های مشابه خودتان، در ارتباط باشید، همچنان تضمینی برای جلب حمایت عملی از جانب آن‌ها وجود ندارد. اگر به دنبال متحدانی قابل‌اعتماد هستید، باید از طریق انتقال مناسب پیامتان، بر رقبای خود چبره شوید. رمز موفقیت در این کار، جلب انگیزه افراد و درعین‌حال پرهیز از موضع‌گیری افراطی است.

علیرغم اینکه همه‌ی ما تصور می‌کنیم آنچه باعث انسجام یک تیم می‌شود، اهداف مشترک است؛ تحقیقی دراین‌باره نشان می‌دهد که عکس این ماجرا صحیح است. روانشناسان کالج دارتموث، جودیث وایت و الن لانگر برای توضیح این پدیده، از تئوری ضدیت افقی استفاده کردند. این تئوری بیانی از وجود سطحی از تعصب در روابط بین اعضای یک گروه اقلیت است.

آدام گرانت در خلاصه کتاب نوآفرینی می‌گوید، به همین دلیل، وفادارترین اعضای گروه‌های سیاسی افراط‌گرا نسبت به فریبکاران حاضر درحرکت‌های سیاسی، تمایل بیشتری به انتقاد از هم‌کیشان خوددارند؛ علیرغم اینکه با همتایان خود ارزش‌های مشترک بیشتری دارند.

شما می‌توانید به کمک عدم موضع‌گیری‌های افراطی در بیان ایده‌های خود از ایجاد پدیده ضدیت افقی در گروه اجتناب کنید. برای این منظور باید ایده‌های خود را عامه‌پسند بیان کنید. هدف از این کار، ایجاد انگیزه در افراد برای تغییر کامل در رفتار نیست، بلکه همراه شدن باارزش‌های مشترک بین شما و آن‌هاست.

مردیث پری، مبدع نیروی وایرلس به‌عنوان راه‌حلی برای شارژ بی‌سیم وسایل الکترونیکی، زمانی که برای اولین بار ایده خود را با اساتید فیزیک و مهندسان در میان گذاشت، حمایت کمی دریافت کرد. همه آن‌ها، متفق‌القول، بر این باور بودند که انجام چنین کاری در آن زمان امکان‌پذیر نیست، به این معنا که امکان شارژ ابزار الکترونیکی از طریق امواج هوایی وجود ندارد. به نظر در چنین شرایطی چه‌کاری باید انجام داد؟ پری برای جلب نظر سایرین، تاکتیک خود را برای بیان ایده‌اش تغییر داد.

او با عامه‌پسند جلوه دادن ایده خود و بیان اینکه صرفاً به دنبال ساخت یک مبدل است و نمی‌خواهد دستگاه شارژ بی‌سیم تولید کند، موفق به جلب حمایت بیشتری شد؛ زیرا ایده او جالب بود و درعین‌حال دور از دسترس نیز به نظر نمی‌رسید. به این طریق، شرکا و سرمایه‌گذاران بیشتری مایل به همکاری با وی شدند و او توانست شرکت تولید محصولات خود را بانام یوبیم که امروزه راه‌حل‌های نوآورانه‌ای برای شارژ بی‌سیم وسایل الکترونیکی عرضه کرده است، راه‌اندازی کند.

او در خلاصه کتاب نوآفرینی می‌گوید، همان‌طور که متوجه شده‌اید داشتن ایده‌های نوآورانه، به‌تنهایی، کافی نیست، بلکه باید راه درست را برای جلب حمایت سرمایه‌گذاران و شرکای تجاری خود پیداکرده و از این طریق بتوانید ایده‌های خود را واقعیت ببخشید. روانشناس سازمانی در این سخنرانی TED به بیان سه عادت غیرمنتظره از افراد نوآفرین – ازجمله مواجهه با شکست – می‌پردازد؛ یعنی افرادی که به ایده‌های جدید می‌رسند و با محقق کردن ایده‌ها دنیا را تغییر می‌دهند.

جمله پایانی آدام گرانت در خصوص نوآفرینی

او در کتاب نوآفرینی خود بیان می‌کند که افراد نوآفرین چگونه به ایده‌های جدید می‌رسند؟ «بهترین افراد نوآفرین کسانی هستند که بیشتر شکست را می‌خورند، چراکه بیشترین تلاش را می‌کنند.» همچنین می‌گوید: “شما به تعداد زیادی ایده‌های بد نیاز دارید تا از بین آن‌ها چند ایده خوب برای شما باقی بماند”.

 

نویسنده: نرگس سقازاده / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

کارآفرینی در کشور چین Entrepreneurship in China

«اکثر آدم‌های بزرگ، بزرگ‌ترین موفقیت‌هایشان را دقیقاً یک‌قدم بعد از بزرگ‌ترین شکست‌هایشان به دست می‌آورند»

(ناپلئون هیل)

کارآفرینی در کشور چین

Entrepreneurship in China

 

چین کشوری پهناور با وسعت 4/9 میلیون کیلومترمربع و جمعیتی بالغ‌بر یک میلیارد و سیصد میلیون نفر است. از سال 1978 تاکنون کل تولید ناخالص داخلی کشور، سالانه با نرخ میانگین 10 درصد افزایش داشته است. در حال حاضر دولتمردان چین دریافته‌اند که برای حفظ موقعیت خود و پیروزی در بازار رقابت، نه‌تنها باید مهارت‌ها و دانش‌هایی را فراگیرند که به اقتصاد داخلی کمک کند، بلکه باید فرهنگ کارآفرینی را درون سازمان‌ها و در کل کشور چین توسعه داده و فراگیر نمایند.

در سال‌های اخیر دست‌اندرکاران این کشور با پیگیری افزایش سهم بخش خصوصی در اقتصاد سعی داشته‌اند تا سهم دولت در اقتصاد را کاهش دهند که در طی سال‌های 2010 تا 2014 وضعیت شاخص‌های مختلف در حوزه اقتصاد بخش خصوصی به‌صورت چشمگیری بهبود یافته است. باوجود این برنامه و تلاش دولت چین برای تحقق آن‌ها هنوز هم شرکت‌های دولتی مهم‌ترین بازیگران اقتصاد چین هستند. این شرکت‌ها به منابع مالی بزرگ به سهولت دسترسی داشته و نهادهای نظارتی و تنظیم مقررات با آن‌ها هماهنگ بوده این در صورتی است که شرکت‌های کوچک خصوصی و کارآفرینان با موانع زیادی مواجه هستند.

اقدام دولت چین در صدور بخشنامه‌هایی در سال 2013 مبنی بر اعطای مجوز برای ورود بخش خصوصی به بازار خدمات مالی، انرژی، راه‌آهن و مخابرات نشان‌دهنده عزم جدی این کشور برای کمک به کارآفرینان این کشور می‌باشد. به این منظور دولت چین مراحل لازم برای تأیید و اعطای مجوز جهت کسب‌وکارها را کاهش داده است و در حال حاضر نسبت به سال 2009 این مراحل به یک‌سوم تقلیل یافته است که این مراحل به کارآفرینان کمک می‌کند تا هزینه‌های راه‌اندازی کسب‌وکار را کاهش دهند.

از سوی دیگر کاهش سهم بنگاه‌های تجاری دولتی و گسترش فضای رقابتی در بازارهای داخلی چین امکان استفاده بیشتر کارآفرینان از فرصت‌های این بازار بزرگ را فراهم می‌کند. بازار چین به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای رو به رشد است و این رشد تقاضا، منجر می‌شود که کسب‌وکارها همواره با روندی مثبت و افزایشی مواجه باشند. باوجوداینکه این‌گونه تغییرات سریع نیستند اما برای کارآفرینان بسیار امیدوارکننده می‌باشند. در کنار تلاش‌های مستقیم برای بهبود فضای کسب‌وکار و توسعه اکوسیستم کارآفرینی فعالیت‌هایی مانند مبارزه با فساد اداری و دولتی، کاهش هزینه‌های دولتی، کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل دولتی، منجر به افزایش سطح امیدواری و ایجاد فضای خوش‌بینی در بین فعالان اقتصادی و کارآفرینان و همچنین سبب بهبود فضا شده است.

در بعد نیروی انسانی، چین به‌منظور غلبه بر ضعف خود در تأمین نیروهای با مهارت و دانش کارآفرینی، دو راهبرد اساسی را دنبال می‌کند که راهبرد اول جذب نخبگان چینی ماهر از خارج از کشور و راهبرد دوم توسعه آموزش کارآفرینی در داخل چین است.

در خصوص راهبرد اول، دولت چین برنامه‌ای تحت عنوان استعدادهای درخشان را اجرا نموده است. در این برنامه با ایجاد 150 مرکز رشد کسب‌وکار، 8000 شرکت توسط 20000 نخبه چینی که در فناوری‌های پیشرفته و راهبردی دارای مهارت هستند و خارج از این کشور مشغول به کار یا تحصیل می‌باشند، تأسیس می‌شود. در این مراکز رشد کسب‌وکار خدمات زیرساخت و پشتیبانی، بازاریابی، نیروی انسانی، پروژه‌ها و خدمات تأمین سرمایه ارائه می‌شود.

تابه‌حال 3000 نفر نخبه دانشگاهی از سراسر جهان در این مراکز جذب شده‌اند ولیکن در حال حاضر چین به‌عنوان یک کشور نوآور شناخته نمی‌شود و ازآنجاکه نوآوری موتور محرک کارآفرینی است دولت چین با حمایت از ایده‌ها و نوآوری‌ها اقدامات گسترده‌ای را برای جبران این نقیصه آغاز کرده است. افزایش چشمگیر شمار اختراعات ثبت‌شده در سال‌های اخیر توسط چین، اهتمام جدی دولت به این موضوع را نشان می‌دهد و این کشور را در رتبه چهارم جهان قرار داده است. چین قصد دارد از یک تولیدکننده کالاهای نوآورانه خارجی، به یک کشور نوآور تبدیل شود.

در خصوص راهبرد دوم با توجه به اینکه چین برای توسعه اکوسیستم کارآفرینی، ازنظر نیروی کار ماهر با ضعف شدیدی روبرو است، برنامه‌های آموزشی در سطوح مختلف برای غلبه بر این نقطه‌ضعف تدوین شده است. به عقیده یک کارآفرین چینی به نام نابیو، آموزش در سطوح مختلف، فرهنگ‌سازی در سطح عمومی و ارائه آموزش‌های همگانی می‌تواند سنگ بنای حرکت به سمت کارآفرینی در چین باشد.

دولت چین به‌منظور جبران عقب‌ماندگی خود برای تربیت نسل کارآفرین اقدام به راه‌اندازی برنامه‌های بومی آموزش کارآفرینی نموده است. همچنین برای آشناسازی دانشجویان با مراحل تشکیل و اداره کسب‌وکار و کمک به آن‌ها، برنامه‌های مختلفی را در سرفصل دروس گنجانده است.

تأمین سرمایه مناسب یکی از عوامل شناخته‌شده توسعه کارآفرینی در جهان است. دولت چین در این حوزه بسیار موفق عمل نموده، به‌نحوی‌که در سال 2013 این کشور در بین 20 کشور صنعتی ازنظر این شاخص در جایگاه سوم قرارگرفته است. چین همواره در حال طراحی راه‌های نوآورانه برای تأمین مالی شرکت‌های کارآفرین است.

فعالین اکوسیستم کارآفرینی چین عقیده دارند که دسترسی آسان و سریع به منابع مالی یکی از کلیدی‌ترین عوامل در توسعه کارآفرینی است. در تحقیقی که صورت گرفته است 64% از پاسخ‌دهندگان، ایجاد مسیرهای جدید به‌غیراز بانک‌ها برای تأمین مالی کسب‌وکارها را عامل رشد کارآفرینی دانسته‌اند.

دولت چین برای غلبه بر چالش اصلی راه‌اندازی کسب‌وکارها یعنی تأمین مالی اولیه، اقدام به راه‌اندازی صندوق‌های سرمایه‌گذاری نموده است و با اعطای وام‌های تضمین‌شده از طریق بانک‌ها، نیازهای مالی این شرکت‌ها را برای مراحل بعدی تأمین می‌نماید. شرکت‌های نوپا می‌توانند وام‌هایی بین 3 تا 8 هزار دلار را برای شروع کسب‌وکار دریافت کنند همچنین در زمان بازپرداخت، دولت 50% این وام‌ها را به‌صورت یارانه پرداخت می‌کند. کارآفرینان از پرداخت  هزینه راه‌اندازی شرکت، حق ثبت شرکت‌ و  مجوزهای لازم در سه سال اول فعالیت معاف هستند.

در کنار برنامه‌های دولتی برای تأمین مالی، توسعه نوآوری و تربیت نیروی کارآفرین، زمامداران چین به فرهنگ کارآفرینی به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر در توسعه اکوسیستم کارآفرینی توجه کرده‌اند. چینی‌ها به‌عنوان مردمی نوآور شناخته نمی‌شوند و محیط حاکم بر روابط اجتماعی در چین یک محیط پدرسالارانه است که با تعیین نقش‌های مشخص برای اعضای خانواده از خلاقیت و نوآوری جلوگیری می‌نماید. ویژگی مثبت فرهنگ چینی این است که اخلاق کار سخت، چینی‌ها را به‌سوی عقایدی هدایت می‌کند که معتقدند کار کردن، زندگی کردن است.

ریسک‌پذیری، پشتکار، کنترل درونی (اعتقاد نداشتن به شانس و تأثیر عوامل خارجی در موفقیت و شکست) و عوامل برانگیزاننده‌ای مانند عشق به پول عموماً در فرهنگ آسیای شرقی وجود ندارد. بیشتر جمعیت سنگاپور و هنگ‌کنگ چینی‌اند. دولت‌های این دو کشور علاقه‌ای عمیق به توسعه کارآفرینی در بین مردم دارند. این دو کشور به دلیل روح رقابتی و اقتصاد بازشان به‌عنوان ببرهای آسیا شناخته می‌شوند ولیکن در سنگاپور به‌شدت کمبود کارآفرین وجود دارد و یکی از دلایل آن تحمل کم برای شکست است.

نیاز به موفقیت به‌عنوان یک ویژگی کارآفرینانه شناخته می‌شود. این ویژگی در میان چینی‌ها که تلاش زیادی در جهت کسب موفقیت می‌کنند و منظم هم هستند حتی بیش از آمریکایی‌ها دیده شده است. آن‌ها به این دلیل نیاز به موفقیت دارند که می‌خواهند وجهه‌شان را حفظ کنند و به همین سبب است که در چین کودکان از سنین پایین برای رسیدن به موفقیت، آموزش داده می‌شوند.

به‌طورکلی خانواده نقش مهمی در توسعه شرکت‌های چین، بازی می‌کند. کارآفرینان هم در راه‌اندازی و هم در توسعه کسب‌وکار بر اعضای خانواده خود تکیه دارند. بیشتر کارآفرینان دست‌کم یکی از اعضای خانواده را به‌طور تمام‌وقت وارد کار نموده و از کمک مالی خانواده برای شروع کار بهره می‌برند.

اولیای چینی آموزش کسب‌وکار را هم به‌عنوان بازی و هم به‌عنوان تعلیم برای کودک در نظر می‌گیرند. در زمان تعطیلات تابستانی یا کریسمس در بازارهای چین، دختران و پسران جوان در حال کمک به پدر و مادر خود دیده می‌شوند. آنان از اوقات فراغت خود برای یادگیری تجارت به شکل عقلایی استفاده می‌کنند.

بازرگانی و تجارت در چین در طی چند سال گذشته دستخوش تغییرات گوناگونی شده است که نتیجه این تغییرات شکوفایی اقتصاد چین بود اما چون این کشور در سازمان تجارت جهانی عضویت دارد، فشارهای رقابتی زیادی هم از داخل و هم از خارج بر چین وارد می‌شود. تنها یک اقتصاد پویا می‌تواند ثبات جامعه را حفظ کند، کسب‌وکارها را ارتقاء دهد و باعث شود که بازرگانان منطقه غربی و مرکزی چین با موفقیت به اهداف خود دست یابند. سازمان‌هایی چون سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) که اوضاع اقتصادی چین را تجزیه‌وتحلیل می‌کنند، برآنند تا بر اصلاحات اقتصادی تمرکز کنند. زنده کردن روحیه کارآفرینی در میان کارمندان بسیار اهمیت دارد چرا که این امر میزان موفقیت و شکوفایی اقتصاد چین را در آینده تعیین می‌کند. به گفته سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، پیشرفت اقتصادی چین در طول اصلاحات اقتصادی که از سال 1978 شروع شده است، یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم است. بعدازاینکه چین به سازمان تجارت جهانی پیوست، برای اینکه در دنیای رقابتی امروز جایگاه خود را حفظ کند، بشدت تحت‌فشار قرار گرفت. به‌طورمثال در عرض 3 سال، عوارض گمرکی چین یک‌سوم کاهش یافت و دست‌اندرکاران صنعت فناوری اطلاعات دیگر مجبور نبودند مالیات بپردازند. وقتی بازار چین به یک بازار حقیقی تبدیل شد، این فشارهای رقابتی فزونی یافت. بسیاری از رؤسای سازمان‌های کلیدی چین دریافتند که برای حفظ موقعیت خود و پیروزی بر رقابت‌های بازار، نه‌تنها باید مهارت‌ها و دانش‌هایی را فراگیرند که به اقتصاد داخلی کمک کند، بلکه باید فرهنگ کارآفرینی را درون سازمان‌ها و در کل کشور چین، رواج و توسعه دهند. آن‌ها عقیده داشتند که ابداع و نوآوری، مردم را زنده و پویا نگه‌ می‌دارد و عامل اصلی پیشرفت در جاده توسعه و رشد اقتصادی است.

با وجودی که کارآفرینی می‌تواند در موقعیت‌های گوناگون به وجود آید مثلاً در کسب‌وکارهای نوپا یا در شرکت‌های چندملیتی، اما قطعاً عناصر کلیدی در تمام این اشکال وجود دارد. «خلاقیت» عامل اصلی راهبری یک کسب‌وکار است چرا که فرد خلاق توانایی این را دارد که خارج از قالب‌های معمول فکر کند و به شیوه‌‌ای بدیع کار کند. کارآفرینان خلاق، موقعیت‌های کوچک و بزرگی را کشف می‌کنند که دیگران به آن‌ها اعتنا نکرده‌اند و همچنین یک کارآفرین «توانایی به‌کارگیری خلاقیت» را دارد، آن‌ها می‌توانند از منابع گوناگون استفاده کرده و آن‌ها را به خدمت بگیرند.

دولت چین در یافته است که باید روحیه کارآفرینی را حین اصلاحات اقتصادی، توسعه و رواج دهد تا از این طریق موانع دست‌ و پاگیری که سر راه توسعه اقتصادی هستند، برداشته شوند. اگر بخواهیم کارآفرین‌ترین کشور دنیا را بشناسیم می‌توانیم به گفته‌های کارآفرینان دیگر کشورها رجوع کنیم: تمامی آن‌ها عقیده دارند که ایالات‌متحده امریکا رتبه اول را دارد. مدیران شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ عقیده داشتند که کشورهای زیر به ترتیب به کارآفرینی، بیشتر پرداخته و آن را بکار گرفته‌اند:

  • ایالات‌متحده امریکا 2 – ژاپن 3- آلمان 4- چین 5- تایوان 6- هنگ‌کنگ.

37 درصد از رؤسای سازمان‌های چینی، ژاپن را انتخاب کرده بودند درحالی‌که یازده درصد از تمام پاسخ‌‌دهندگان بر این عقیده بودند. این نظر چینی‌ها شاید به این خاطر باشد که آن‌ها ویژگی‌های جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی مشترک زیادی دارند. ژاپن یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران خارجی و صادرکننده تکنولوژی به چین است؛ اما اقتصاد کنونی ژاپن با تبعات جریان ضعیف اقتصادی درگذشته درگیر است. بعضی مفسران بر این عقیده‌اند که اکنون ژاپن در ردیف مستعدترین کشورهای صادرکننده است و این روند ادامه خواهد داشت به‌طوری‌که چین در ردیف قدرتمندترین کشورهایی قرار خواهد گرفت که بازار وارداتی کشورها را تأمین خواهد کرد و اکنون چین کشوری که زمانی بوروکراسی شدیدی بر آن حاکم بود،‌ روحیه قوی کارآفرینی را ترویج می‌دهد؛ اما از طرف دیگر در سازمان‌های کشور چین موانعی نیز بر سر راه کارآفرینی وجود دارد، موانعی از قبیل عدم تمایل به ریسک کردن و ترس از شکست، مالیات،‌ کمبود منابع مناسب و عدم آمادگی برای پذیرش تغییرات و سازگار شدن با این تغییرات را می‌توان عنوان نمود. شرکت‌های چینی تمایلی به ریسک ندارند و پذیرای تغییرات جدید نیستند و ترجیحاً بی‌دردسرترین روش را انتخاب می‌کنند. فرهنگ حاکم بر شرکت‌های چینی بیشتر دولتی است تا اقتصادی، ازاین‌رو مدیران ترجیح داده‌اند بیشتر شبیه بوروکرات‌ها عمل کنند تا مانند کارآفرینان و در طولانی‌مدت این طرز تفکر نیز در کارمندان نفوذ می‌کند که حتی پس از پیوستن این کشور به سازمان تجارت جهانی (WTO) نیز این روند تشدید شده است.

نظرات مدیران چینی درباره عوامل مؤثر بر گسترش کارآفرینی در کشور نکته جالبی را خاطرنشان می‌سازد؛ به گفته این مدیران سه عامل اصلی در این میان تأثیر گذارند: خود شرکت‌ها،‌ رسانه‌ها و واحدهای کارآفرینی عمومی و دراین‌بین دولت کمترین تأثیر را دارد. آن‌ها عقیده دارند که قوانین دست و پاگیر دولت و مالیات موانعی هستند که کارآفرینی را مشکل می‌کند. پیشینه چین نشان می‌دهد که رؤسای سازمان‌ها به‌ویژه مؤسسات دولتی خواهان این بوده‌اند که دولت طوری وارد عمل شود که به نفع آن‌ها تمام شود. رؤسای سازمان‌های دولتی باید بتوانند بر چالش‌های موجود در سازمان فائق آیند و به مسئولیت‌های خود به‌درستی عمل کنند. این امر نیازمند تغییر فرهنگ کاری موجود در سازمان‌ها است اما دولت هم باید برای ترویج فرهنگ کارآفرینی تلاش کند و حرکت آن را تسهیل کند. بزرگ‌ترین چالش موجود که در این میان وجود دارد این است که شرکت‌های دولتی به دنبال راهی هستند که به‌وسیله آن بتوانند الگوی کاری خود را از یک مدل دولتی به یک طرح بخش خصوصی تبدیل کنند و مسلماً در این میان از توصیه‌های مدیران بخش خصوصی استفاده خواهند کرد. باوجوداین شرایط و تغییرات شگرف در ساختار شرکت‌های دولتی، تعجب‌آور نیست که 95% از مدیران به کارآفرینی و خلق فرصت‌های شغلی متعاقب آن معتقد باشند؛ اما اقلیتی هم نگران‌اند که این امر موجب کاهش امنیت شغلی شود. کارآفرینان و مدیران کشور چین بر این عقیده‌اند که با گذشت زمان کارآفرینی در سازمان‌ها پررنگ‌تر خواهد شد، اما برخی مدیران بر این عقیده‌اند که نمی‌توانند با کشورهای دیگر رقابت کنند چرا که در مقوله کارآفرینی از آن‌ها بسیار عقب‌تر هستند و به‌سختی می‌توانند با آن‌ها رقابت کنند. در حال حاضر، مدیران ارشد و کسانی که در رأس هستند تمایلی به ریسک کردن ندارند و ترجیح می‌دهند موضع کم‌دردسرتر و کم‌خطرتری را اتخاذ کنند و زمانی که کارمندان می‌خواهند آزادانه عمل کنند و خلاقیت‌ها و ابتکارهای خود را تحقق بخشند این مسئله بیشتر خودش را نشان می‌دهد ازاین‌رو باید کارفرمایان برای ریسک کردن آمادگی لازم را پیدا و به کارمندان خود بیشتر اعتماد کنند.

مسئله قابل‌توجه دیگری نیز وجود دارد و آن این است که سازمان‌ها و شرکت‌های خارجی نیز می‌توانند از تجربیات سازمان‌های چینی استفاده کنند. در چین نیز بر شراکت و همکاری با دیگر کشورها تأکید می‌شود. مدیران ارشد این کشور بیش از هر کشوری معتقدند که کارآفرینی علاوه بر ابتکار و خلاقیت شخصی، به مشارکت و همکاری نیاز دارد. البته این نکته نیز در میان هست که وقتی مسئولان بخش خصوصی چین، خود را با کشورهای دیگر مقایسه می‌کنند، می‌گویند که دولت به‌قدر کافی در کارآفرینی سرمایه‌گذاری نمی‌کند. البته نمی‌توان همه تقصیرها را به گردن دولت انداخت چرا که راهبران بخش خصوصی و دولتی نیز باید مسئولیت‌های خود را به‌درستی انجام دهند، البته اصلاحات اقتصادی زیادی در چین انجام‌شده اما جای تغییرات بیشتر نیز وجود دارد.

به‌طورمثال شرکت تولیدی Haier که بیش از 30 هزار کارمند دارد، شرکتی است که نوآوری و ابتکار در آن جایگاه خاصی دارد. این شرکت موفق برای کارمندانش مجرایی فراهم کرده که از طریق آن بتوانند ایده‌ها و نوآوری‌های خود را به اجرا درآورند. از سال 1997 کارمندان این شرکت 136 هزار ایده خلاقانه مطرح کرده‌اند که 78 هزارتا از آن‌ها به اجرا درآمده‌اند که نتیجه این کار خلق 410 میلیون RMB (واحد پول کشور چین) بوده است. ازاین‌رو مدیرعامل این شرکت قدرتمند می‌گوید: «باید تک‌تک کارمندان را به نوآوری و خلاقیت تشویق کرد و باید به کسانی که بیشتر ابتکار به خرج می‌دهند امتیاز بیشتری داد.»

کارآفرینی شغل نیست؛ کارآفرینی هنر است

در جمع‌بندی می‌توان گفت دولت چین بر اساس ماتریس SWOT راهبردهای اساسی برای تقویت و توسعه اکوسیستم کارآفرینی را در نظر گرفته است که بر این اساس راهبردهای اساسی زیر تدوین شده‌اند:

  • حمایت برای تسهیل آغاز و ادامه کسب‌وکار.
  • آموزش و حرکت مربیان کارآفرینی برای تربیت نیروی کارآفرین ماهر.
  • توسعه مراکز رشد کسب‌وکار به‌منظور جذب سرمایه‌های دانشی و فکری خارج از کشور و بهبود شاخص نوآوری.
  • توجه به آموزش کارآفرینی در سطوح مختلف آموزش کشور و سرمایه‌گذاری در این حوزه برای تربیت نسل کارآفرین چین.

در کنار این راهبرد اساسی، راهبردهایی مانند ایجاد جوامع صنفی و اطلاعاتی از افراد کارآفرین، تسهیل برقراری ارتباط بین کارآفرینان از فعالیت‌هایی می‌باشد که در سه سال گذشته موردتوجه دولت چین بوده است. این جوامع می‌توانند به ایجاد زیرساخت‌های قوی اجتماعی و حرفه‌ای جهت توسعه جامعه کارآفرین در چین کمک بسزایی نماید.

 

نویسنده : بنفشه دین محمدی آذری / پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

شناخت نیاز بازار؛ عامل اصلی موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی

شناخت نیاز بازار؛ عامل اصلی موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی

در شرایطی که شیوع ویروس کرونا بعضی از مشاغل سنتی را تعطیل و نیمه تعطیل کرد، کسب و کارهای به‌روزتر توانستند در این شرایط خدمات خوبی ارائه بدهند اما نکته این است که چگونه رونق این مشاغل در پساکرونا همچنان برای مردم فرهنگسازی شود.
عضو کمیسیون تخصصی آموزش، پژوهش و ترویج سازمان ملی کارآفرینی کشور گفت: در کسب و کارهای اینترنتی اگر جامعه هدف، نیاز بازار را نشناسد و تخصص خاصی در این حوزه نداشته باشد، با شکست مواجه می شود.
زهرا پویافر اظهار کرد: کسب ‌و ‌کارهای الکترونیکی در روزهای شیوع بیماری کرونا و در شرایطی که شهروندان برای رعایت بیشتر اصول بهداشتی کمتر به بازارهای فیزیکی مراجعه می‌کنند، با وجود سختی های تأمین کالا در حال خدمت ‌رسانی به اقشار مختلف جامعه هستند.
وی با اشاره به اینکه امکان خرید کالا در فضای مجازی، آسودگی خاطر را برای مصرف‌ کنندگان به ارمغان آورده است، تصریح کرد: در شرایط بیماری کرونا، کسب‌ و کارهای الکترونیکی باید با دقت مضاعفی حقوق مصرف‌ کنندگان را در تأمین کالاهای مرتبط با بهداشت فردی رعایت کنند.
عضو کمیسیون تخصصی آموزش، پژوهش و ترویج سازمان ملی کارآفرینی کشور تاکید کرد: کسب و کارهای الکترونیکی قاعدتا اگر منطبق بر اصول باشد نه تنها به چرخه اقتصاد کمک می‌کند بلکه موجب سلامت و امنیت جسم و روان در شرایط بحران ناشی از کرونا می‌شود.
کسب و کارهای اینترنتی از هر فرصتی جهت معرفی خود باید بهره ببرند
پویافر با اشاره به اینکه کسب و کارهایی که بر بستر فناوری و با بهره‌مندی از تکنولوژی فعالیت دارند، تقریبا در سال‌های اخیر در ایران رشد یافته‌اند، گفت: انتظار می‌رود با توجه به جدید بودن این نوع کسب و کار برای مردم، تمرکز بیشتری بر فرهنگسازی، معرفی و چگونگی استفاده و بهره وری از این خدمات شود.
وی ادامه داد: کسب و کارهای اینترنتی باید از مدل‌های مختلف بازاریابی و فروش دیجیتال استفاده کنند که این مستلزم داشتن دانش تخصصی و مهارت است و در این بین نباید از جایگاه خلاقیت و نوآوری غافل شد.
عضو کمیسیون تخصصی آموزش، پژوهش و ترویج سازمان ملی کارآفرینی افزود: استارت‌آپ‌ها و کسب و کارهای نوپا احساسی تصمیم نگیرند و بدون دانش و مهارت تخصصی وارد این حوزه نشوند و حتما در این مسیر از تخصص و تجربیات افراد بهره ببرند.
پویافر یادآور شد: بحران کرونا نگرش مردم نسبت به کسب و کارها را تغییر داد و در آینده‌ای نه چندان دور شاهد تحولات جدی‌تری در حوزه کسب و کار خواهیم بود.

گسترش فرهنگ کارآفرینی لازمه جهش تولید

گسترش فرهنگ کارآفرینی لازمه جهش تولید

یک کارشناس حوزه کار تحقق شعار امسال را نیازمند همگرایی قوای سه گانه و مشارکت بخش خصوصی در تصمیم‌سازی‌ها دانست و رفع موانع حوزه صادرات، گسترش ارتباطات و تعاملات خارجی، بهبود اخلاق کسب و کار و گسترش فرهنگ کارآفرینی را لازمه رسیدن به جهش اقتصادی عنوان کرد.
علی اکبر لبافی، با اشاره به نامگذاری سال ۹۹ به نام “جهش تولید” اظهار کرد: مقام معظم رهبری چند سالی است که مستمرا مباحث اقتصادی را به عنوان شعار سال مطرح می کنند و خواسته خود از دولت و ملت می‌دانند و بر اجرای عملیاتی آن تاکید همه جانبه دارند تا هم حاکمیت به وظایف خود در این خصوص عمل کند و هم ملت تبعیت کنند.
وی ادامه داد: در خود شعار هم این موضوع نهفته است و لازمه تحقق جهش تولیدی این است که همه ارکان حاکمیت در کنار هم قرار بگیرند؛ چرا که یک دولت یا قوه به تنهایی نمی تواند این شعار را محقق کند و همه آحاد جامعه باید برای تحقق این شعار گام بردارند.
این کارشناس حوزه کار افزود: آنچه نیاز است برای جهش تولید در سال جدید اتفاق بیفتد این است که قوای سه گانه به وظایف خطیر خود در این خصوص عمل کنند.
لبافی اولین اقدام در بحث جهش تولید را رفع موانع تولید دانست و گفت: رفع موانع تولید در حوزه قوه مقننه اتفاق می‌افتد و مجلس باید به آن ورود کند.بسیاری از قوانین ما متعلق به ۵۰ سال قبل است و نمی‌توان با آنها امروز کاری پیش برد لذا در حوزه قوه مقننه باید قوانین و مقررات منطبق با شرایط امروز تغییر یابد و اصلاح شود.
وی خاطرنشان کرد: در حوزه قوه قضاییه خوشبختانه یک عزم جدی را در حمایت از بنگاههای تولیدی شاهد هستیم؛ به نحوی که قوه قضاییه با نگاه کمک به تولید تلاش کرده تا از تعطیلی واحدهای تولیدی جلوگیری و از این طریق به پایداری اشتغال و توسعه کار کمک شود.
لبافی ادامه داد: در حوزه قوه مجریه هم باید یک تیم قوی و فعال با نگرشهای اقتصادی تشکیل شود تا تحقق این شعار را تسریع بخشد.
این کارشناس حوزه کار با تاکید بر مشارکت بخش خصوصی در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها گفت: در راستای جهش تولیدی، امسال نیاز داریم که از نظرات بخش خصوصی بیشتر استفاده کنیم و بخش خصوصی را در تصمیم گیریها و تصمیم سازی ها مشارکت بدهیم؛ در عین حال دولت و حاکمیت هم باید موضوعات سیاسی را مدیریت کند و راهنمای راه باشد.
به گفته وی، رفع موانع در حوزه صادرات، گسترش ارتباطات و تعاملات خارجی، بهبود اخلاق کسب و کار، توسعه فرهنگ کار و کارآفرینی و صداقت در کار از جمله مواردی است که برای رسیدن به جهش تولیدی در سال جدید باید دنبال کنیم.
رهبر معظم انقلاب سال ۱۳۹۹ را به نا سال “جهش تولید” نامگذاری کردند.ایشان با تأکید بر اینکه باید با کار ده برابری، تولید به جایی برسد که در زندگی مردم اثر بگذارد، گفتند که نقش تولید بی‌همتا است و با راه افتادن تولید و استفاده از بازار فروش ۸۰ میلیونی در داخل و ارتباط با فروش و بازارهای خارجی، مشکلات اقتصادی قطعاً پایان می‌یابد و تحریم‌ها به نفع کشور تمام خواهد شد.

تاسیس ۹ مرکز کارآفرینی در کرمانشاه

تاسیس ۹ مرکز کارآفرینی در کرمانشاه

دیر توسعه کارآفرینی اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی کرمانشاه گفت: ۹ مرکز کارآفرینی در راستای توسعه اشتغال، خلاقیت و نوآوری در استان دایر شده ‌است.
«امین کبودی» یکی از برنامه‌های مهم حوزه کارآفرینی در استان را برگزاری آموزش دوره‌های کارآفرینی برای نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ و ۱۶ تا ۱۸ سال دانست و افزود: در هر دوره ۲کلاس کارآفرینی ویژه دختران و ۲ کلاس برای پسران برگزار می شود و ظرفیت هرکلاس ۲۵ نفر است.
وی طریقه شرکت در کلاس‌های کارآفرینی برای نوجوانان را از طریق فراخوان و اطلاع رسانی در مدارس فنی حرفه‌ای وآموزش و پرورش اعلام کرد اظهارداشت: هم اکنون این دوره ها در شهر کرمانشاه دایر است و در صورت تامین شرایط در دیگر شهرستان ها نیز برگزار می شود.
او در ادامه گفت: همچنان مراکز مشاوره کارآفرینی برای همه رده‌های سنی دایر است و ۹ مرکز مشاوره کارآفرینی در استان کرمانشاه وجود دارد که فعلا ۶ مرکز آن فعال است.
راه اندازی کافه کارآفرینی اقدام جدید برای توسعه اشتغال و کار دراستان است
این مقام مسوول؛ راه اندازی کافه کارآفرینی را یکی دیگر از طرح‌های مهم برای توسعه و ترویج کارآفرینی دراستان نام برد افزود: طرح کافه کارآفرینی سال ۹۸ درشهرک زیباشهر اجرایی شد که مسوولان، اعضای هیات علمیه دانشگاه‌ها، کارآفرینان موفق، دانشجویان و متقاضیان راه اندازی کارآفرینی ضلع زیست بوم آن را تشکیل می دهند.
کبودی تشریح کرد: دراین طرح مسوولان، اعضای هیات علمی دانشگاه و کارآفرینان موفق به کافه دعوت می شوند و در یک نشست صمیمی و غیر رسمی با دانشجویان و متقاضیان کارآفرینی دور یک میز می نشینند و طرح ها را به بررسی و بحث می گذارند و هریک راهنمایی، پیشنهاد کمک خود را برای پیشبرد کار ارایه و موانع را از سرراه برمی دارند.
او راه اندازی کافه کارآفرینی را یک طرح موفق برای ترویج و توسعه کارآفرینی ارزیابی کرد که فارغ از محیط رسمی ادارات و در یک فضای صمیمی بین افراد ذی ربط برای تبادل نظر تشکیل می شود.
راه اندازی شرکت های شتاب دهنده، برای جهش تولید حیاتی است
او در بخش دیگر از سخنان خود بااشاره به شعار سال «جهش تولید» گفت: کارآفرینی معمولا در مدت سه تا پنج سال جواب می دهد به همین خاطر کارآفرینان تازه تاسیس و نو پا به حمایت ها و پشتیبانی مبرم مالی نیاز دارند، و یکی از مهم ترین راه ها برای کسب حمایت مالی و علمی؛ راه اندازی شرکت شتاب دهنده است که شبیه هلدینگ ها عمل می کنند؛ یعنی از شرکت های تازه تاسیس و نوپا حمایت مالی، علمی و بویژه فضای کسب و کار می کنند و در تقویت بینه مالی و علمی آنان بسیار تاثیرگذار است
او توضیح داد: شرکت های شتاب دهنده روی شرکت های تازه تاسیس و نو پا سرمایه گذاری می کنند و با کمک اساتید دانشگاه و مسوولان به کارآفرینان نو پا مشاوره ارایه می دهند و کارآفرینان نوپا با مشکل های مالی، علمی و محیط کار مواجهه نمی شوند و فقط شروع به کار می کنند.
وی با اشاره به محدودیت های مالی دولت افزود: تاکنون درخواست مجوز راه اندازی ۲ شرکت شتابنده در استان داده شده و مجوز راه اندازی یک شرکت شتابنده نیز با دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در زمینه فعالیت در حوزه سلامت و بهداشت با توجه به نیاز روز جامعه و حمایت از کارآفرینان در این بخش داده شده است.
مدیر توسعه کارآفرینی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کرمانشاه گفت: شتابدهنده یک سازمان منسجم و مشخصی است که در آن افراد و تیم‌های دارای طرح نوآورانه و فناورانه را انتخاب کرده و در یک دوره چند ماهه به آن‌ها خدماتی از قبیل فضای کاری تجهیز شده، آموزش، مشاوره، مربی‌گری، سرمایه اولیه و ارتباط با شبکه سرمایه‌گذاران ارایه می‌شود.
کبودی اظهار داشت: هر تیمی که موفق به اتمام دوره شتابدهی شود، تبدیل به شرکتی نوپا می‌شود که شتابدهنده به ازای خدمات ارایه شده، درصدی از سهام آن شرکت نوپا را از آن خود می‌کند. بر این اساس شتابدهنده‌ها حلقه واسط بین کسب و کارهای نوپا و سرمایه‌گذاران جسور هستند.
پنج کارآفرین برتراستان به جشنواره ملی راه یافتند
مدیر توسعه کارآفرینی اداره کل تعاون،کار و رفاه اجتماعی استان کرمانشاه همچنین از ساماندهی و شناسایی سمن های فعال در حوزه های کارآفرینی استان خبرداد و گفت: سال گذشته ۹ کارآفرین برتر در استان درسه حوزه؛ صنعت، خدمات و کشاورزی انتخاب شدند که پنج نفر از آنها برای شرکت در جشنواره ملی کارآفرینی معرفی شدند.
کبودی در ادامه رییس کانون کارآفرینان کشور را آقای سنجابی کارآفرین موفق استان اعلام کرد گفت: انتخاب رییس کانون کارافرینان کشور هرچهارسال یکبار برگزار می شود و در استان نیز ریاست کانون کارآفرینان را استاندار برعهد دارد.
بنابر اعلام اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کرمانشاه، جمعیت فعال استان ۳۹۴ هزار نفر و آمار افراد جویای کار نیز ۱۳۲ هزار نفر است که نیمی از افراد جویای کار دانش آموخته دانشگاهی هستند.
استان کرمانشاه با ۲ میلیون نفر جمعیت دارای ۱۴ شهرستان و ۲ هزار و ۹۹۵ روستا است.

نقش انقلاب اسلامی در توسعه کسب وکار و کارآفرینی

نقش انقلاب اسلامی در توسعه کسب وکار و کارآفرینی

انقلاب اسلامی ایران با سطح وسیع و ریشه های عمیق و تمام ویژگی‌های خود به عنوان یک پدیده اجتماعی، معلول و محصول عوامل بسیاری است. شاید بتوان مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی را از جمله علل شکل‌گیری انقلاب پرشکوه اسلامی کشورمان قلمداد کرد. بی‌تردید دلیل وجود پشتوانه مردمی برای انقلاب،  انگیزه‌های تحقق عدالت اجتماعی بوده است. قبل از انقلاب ایجاد کسب و کار و ایجاد اشتغال منشا دولتی داشته و منبع مالی آن ناشی از درآمدهای نفتی بوده است. البته تک سرمایه‌داران درباری در برخی از حوزه‌ها از جمله صنعت خودرو، فولاد و البسه فعالیت داشتند و به عبارتی قشر متوسط هیچ نقش تاثیر گذاری در ایجاد کسب و کار و کارآفرینی نداشتند. در این حالت شکل‌گیری کسب و کارهای متوسط و خرد با منشا مردمی درجه امکان پذیری حداقلی به خود گرفت. پس از انقلاب امام خمینی (ره) در جهت  توجه به صنایع کوچک در کنار صنایع بزرگ تاکید داشتند که با افزایش روحیه مشارکت مردمی و ارتقا نقش مردم در تصمیمات کلان، زمینه حضور قشر متوسط در جهش اقتصادی فراهم شد که این مهم با جنگ تحمیلی شکل دیگری به خود گرفت و خلاقیت جوانان در کنار ایثار و از جان گذشتگی، زمینه استقلال و خود اتکایی را ایجاد نمود. در شرایط جنگ و تحریم، تهدیدات به فرصت تبدیل شد و تولید تجهیزات ستاد جنگ ونیازهای مردمی بر محور خلاقیت و تلاش ایرانی استوار گشت. پس از جنگ، فرصت سازندگی با تکیه بر ایده‌ها و منابع انسانی داخلی جهت گرفت. زیرساخت‌های آسیب دیده ترمیم شد، توسعه و ایجاد زیر ساخت‌ها قدرت و سرعت بیشتری گرفت. در این راستا توسعه متوازن معیار توسعه پایدارگشت و خوداتکایی ناشی از محدودیت‌ها، بخش خصوصی را فعال‌تر کرد. البته بخش خصوصی شکل گرفته گاه ماهیت شبه دولتی داشت اما در لایه‌های پایینی و پیمانکاران و تامین کنندگان بخش خصوصی واقعی حضور یافتند. بخش خصوصی با سیاست‌های اصل 44 ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری، توان مضاعف گرفت و تلاش برای بهبود فضای کسب و کار با وجود تحریم‌ها و محدودیت‌ها، منسجم‌تر شده و روند ایجاد استارت آپ‌ها و شرکت‌های دانش بنیان معنا دارگردید. با افزایش تعداد دانشجویان، تعداد دانشگاه‌ها و رشته‌های جدید نیز توسعه یافت .دولت‌ها بر اساس برنامه چشم انداز20 ساله و برنامه‌های 5 ساله، نهایت تلاش خود را در جهت تحقق برنامه‌ها به کار گرفته و می‌گیرند. هرچند شرایط اقتصاد جهانی و شرایط تحریمی، اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی درجهت جدایی از اقتصاد نفتی را کُند نموده است اما افزایش سهم مالیات از بودجه سالانه به 30 درصد جای امیدواری ایجاد نموده است. در برنامه چشم انداز بیست ساله دستیابی به جایگاه اول علم و فناوری در جهان اسلام واستقرار جامعه دانش‌بنیان، عدالت‌محور و برخوردار از انسان‌های شایسته و فرهیخته و نخبه هدف گذاری شده است. تامين بیش از50 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور از محل ارزش‌آفريني، نوآوری و تجاری‌سازی علم و فناوری در سال(1404) از دیگر اهداف کمی مورد نظر در برنامه چشم انداز است در برنامه توسعه ششم نیزعلاوه بر مشارکت بخش خصوصی در تامین مالی از طریق بورس اوراق بهادار به میزام نود و پنج هزار میلیارد تومان در هر سال، بیست و چهار هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری سالانه از سوی بخش خصوصی پیش‌بینی شده است .البته مشارکت بخش خصوصی دراجرای پروژه های کلان نفتی و عمرانی کشور نیز مورد نظر می‌باشد .

بطور کلی می‌توان گفت پس از انقلاب روند کارآفرینی با مشارکت بخش خصوصی شکل جدی تر و عملی تری به خود گرفته است و مردمی‌تر شدن اقتصاد با محوریت خلاقیت ایرانی و منابع انسانی بومی کشور و با استفاده از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های موجود روز به روز عملی تر می‌گردد.

 

نویسنده:  دکتر حسین محمودی اصل

مدرس دانشگاه و کارشناس اقتصاد و کارآفرینی

کارآفرینی پلکانی به‌سوی موفقیت نگاهی به دانشگاه کوئینزلند- استرالیا

کارآفرینی پلکانی به‌سوی موفقیت

نگاهی به دانشگاه کوئینزلند- استرالیا

 

کشور استرالیا

کشور مشترک‌المنافع استرالیا کشوری توسعه‌یافته در نیمکره جنوبی است و ششمین کشور پهناور دنیا است. سیدنی و ملبورن دو شهر بزرگ استرالیا هستند. این کشور دارای مرز خاکی با کشور دیگری نیست و دور آن را از شرق اقیانوس آرام، از جنوب اقیانوس منجمد جنوبی، از غرب اقیانوس هند و از شمال چندین دریا و خلیج دربر گرفته است. استرالیا همچنین سرزمین اصلی قاره اقیانوسیه به شمار می‌آید که کوچک‌ترین قاره دنیاست.

استرالیا کشوری توسعه‌یافته با اقتصاد متکی بر بازرگانی و کشاورزی است. محصولات اصلی استرالیا نیشکر، پنبه، غلات و گوشت است و این کشور معادن فراوانی دارد. شرکای بازرگانی استرالیا بیشتر چین، ژاپن و کره جنوبی در آسیا و نیز ایالات متحده آمریکا هستند. بنا بر گزارش بانک جهانی، این کشور ازنظر تولید ناخالص داخلی یا GDP در رده پانزدهم جهان قرار داشته‌ است و بر اساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل متحد، استرالیا ازنظر شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۰۶ سومین کشور توسعه‌یافته دنیا به‌حساب می‌آید.

 

 

دانشگاه کوئینزلند

بی‌شک دانشگاه‌های علوم و فناوری مأموریت و فعالیت خود را تغییر داده‌اند. دانشگاه‌ها دیدگاه تجاری خود را افزایش داده و فعالیت قابل‌ملاحظه‌ای در دو دهه گذشته داشته‌اند که این فعالیت در بسیاری از دانشگاه‌ها حرکت جدیدی نیست ولی با تلاش‌های اخیر از سوی مقامات دولتی و مدیریت دانشگاه‌ها در بسیاری از کشورها، فعالیت­ها به‌طور روزافزون افزایش‌یافته است؛ اما دانشگاه کوئینزلند در سال ۱۹۰۹ در مرکز شهر بریزبین مرکز ایالت کوئینزلند تأسیس شد. دانشگاه کوئینزلند (University of Queensland) یکی از پنج دانشگاه پژوهشی بزرگ استرالیاست و از شهرت زیادی درزمینه تحقیقات کشاورزی و زیست‌شناسی برخوردار است. این دانشگاه پذیرای تعداد زیادی دانشجو به‌ویژه در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا است. به‌عنوان‌مثال؛ تعداد دانشجویان مشغول به تحصیل آن در سال ۲۰۰۶ بیش از ۳۷۰۰۰ نفر بوده است که نزدیک به ده هزار نفر از این گروه را دانشجویان مقاطع تکمیلی تشکیل می‌دهند. تعداد دانشجویان غیربومی در این سال 8888 نفر بوده است. این دانشگاه دارای ۷ دانشکده و هر دانشکده شامل تعدادی مدرسه است. دانشکده‌ها بیشتر به کار آموزش دوره‌های تا کارشناسی می‌پردازند. کار آموزش در رده‌های تحصیلات تکمیلی و به‌ویژه دوره‌های پژوهشی به عهده مدرسه‌هاست. هر مدرسه مشتمل بر چندین گروه آموزشی است که در یک حوزه خاص فعال هستند. همچنین این دانشگاه دارای مراکز پژوهشی متعددی است و با نهادهای محلی، ملی و بین‌المللی ارتباط تنگاتنگ دارد.

دانشگاه کوئینزلند برای دانشجویان، متخصصان و کارآفرینان فرصت و بستر غنی‌ای را به‌منظور ساخت‌وساز، اشتراک‌گذاری و توسعه فراهم ساخته است. این دانشگاه یکی از اعضای مؤسس گروه ملی هشت است، یک گروه پیشرو از دانشگاه‌های استرالیا که انجام بخش قابل‌توجهی از تحقیقات دانشگاهی را به عهده داشته و همچنین به‌عنوان یکی از دانشگاه‌های پیشرو که به دانشجویان فرصت منحصربه‌فرد برای شرکت در مبادلات و ارتباطات دانشجویی را در سراسر جهان می‌دهد. از طریق این گروه، دانشجویان در برنامه‌هایی مانند برنامه مدرسه تابستانی در مکزیک، کنفرانس پژوهش در مقطع کارشناسی در ژاپن و برنامه کارآفرینی اجتماعی در گواتمالا شرکت کردند.

این دانشگاه معتقد است حوزه کارآفرینی در جهان گسترش چشمگیری داشته و به همین نسبت تقاضا برای آموزش باکیفیت این مبحث افزایش‌یافته است. دانشگاه از متدهای اثبات‌شده بهره گرفته و به تجربیات خود در یک محیط علمی متفاوت می‌افزاید که درنهایت کل منطقه از وجود کارآفرینان زبده و آموزش‌دیده افزون خواهد گردید. هم­چنین، این دانشگاه دارای 9 مؤسسه تحقیقاتی در سطح جهانی است و محققان نوآوری بر روی مباحثی چون حفاظت از عرضه مواد غذایی در جهان و نصب و راه‌اندازی بزرگ‌ترین پنل‌های خورشیدی در نیمکره جنوبی فعالیت می‌نمایند و یک دانشجوی دانشگاه کوئینزلند این فرصت را دارد که در کنار این محققان آموزش‌های لازم را ببیند.

 

 

رشته تحصیلی نوآوری و کارآفرینی

تخصص در نوآوری و کارآفرینی زمینه آشنایی دانشجویان را بادانش، مهارت‌های لازم برای کارآفرینی و محیط تجاری و اجتماعی نوآورانه فراهم می‌کند. با تأکید بر یادگیری، دانشجویان برجسته و کارشناسان صنعت در یک برنامه کاملاً راهبردی و با پشتیبانی متقابل به یادگیری می‌پردازند. دانشگاه به دانشجویان توانایی دسترسی به نحوه رشد انکوباتورها (Incubator)، سرمایه‌گذاران، مشاوران و کارآفرینان موفق که فراتر از کلاس درس یاد می‌گیرند را می‌دهد.

 

فرصت‌های شغلی

بسیاری از فارغ‌التحصیلان، کسب‌وکار خود را در یک محیط مشاوره‌ای، با کمک به تجاری شدن و حرکت به‌سوی تمرکز بر ایجاد و حفظ سرمایه‌گذاری کسب‌وکار پایدار دنبال می‌کنند.

 

دوره‌های آموزشی

این مباحث آموزشی عبارت‌اند از: تطبیق انواع سرمایه‌گذاری‌های جدید با اهداف کارآفرینی، فرآیند ایجاد ارزش، طراحی مدل کسب‌وکار همراه با ایجاد ارزش، ارزیابی جذابیت بازار، شبکه کسب‌وکار، رشد و پرورش امور مالی و ایجاد مزیت رقابتی.

 

مرکز تحقیقات کارآفرینی استرالیا

این مرکز قطب اصلی دانش کارآفرینی مبتنی بر تحقیق است که سبب به وجود آمدن نوآوری و کسب‌وکارهای کوچک در مناطق مجاور می‌شود. توسعه کارآفرینی و دانش نوآوری در جهت توسعه کسب‌وکار و رشد آن است. سرفصل تحقیقات در این مرکز شامل کارآفرینی در سرمایه‌گذاری‌های جدید، رشد شرکت‌ها، فرآیندهای کارآفرینی، استراتژی شرکت‌های بزرگ، سیاست نوآوری و مدیریت تکنولوژی است.

 

تغییرات مثبت دانشجویان

گروه دانشجویان مشتاق به‌سوی دنیای پرانرژی و با ایده‌های جدید کسب‌وکار در دانشگاه کوئینزلند به‌سوی راه‌اندازی کارآفرینی درحرکت‌اند. یک برنامه منسجم در دانشگاه به‌منظور حمایت از نسل کارآفرین در حال تغییر و رو به رشد است و به دانشجویان القا می‌کند سؤالاتی را که موجب تغییر می‌شوند را بپرسند و اعتمادبه‌نفس آن‌ها را بالابرده و به آن‌ها مهارت لازم را برای اجرای ایده‌های خود می‌دهد. دانشگاه محیطی رقابتی برای بنیان‌گذاران توسعه کسب‌وکار از طریق برگزاری کارگاه‌های آموزشی فراهم می‌کند. دانشگاه کوئینزلند به‌عنوان یک انکوباتور کسب‌وکار و پشتیبان در سال‌های اولیه از شرکت‌های با تکنولوژی بالا حمایت می‌کند.

 

آزیتا جهانبخش

پژوهشگر حوزه مدیریت