آموزش کارآفرینی

كارآفرينان نيازمند مهارت‌ها و توانمندی‌های متفاوتي هستند تا بتوانند بر اساس آن در ارتقاي ابتكارات و ايجاد کسب‌وکار سازماني به موفقيت برسند.

جانشين پروري در آموزش عالي

جانشين پروري در آموزش عالي

گسترش سريع جهانی‌شدن، فشارهاي زيادي بر سازمان‌ها وارد می‌آورد و بسياري از مديران می‌آموزند كه يكي از ویژگی‌های سازمانی‌های موفق، توانايي آن‌ها در شناسايي، پرورش و استفاده بهينه از افراد مستعد رهبري است. چنين رهبراني می‌توانند اهداف راهبردي و بلندمدت سازمان را تشخيص داده و محقق سازند.  ازاین‌رو در برخي از سازمان‌ها طرح‌های برنامه‌ریزی جانشين پروري براي اطمينان از تداوم رهبري موفق اجرا می‌شود، زيرا مديران ارشد اين سازمان‌ها اعتقاددارند كه جانشين پروري، موفقيت آينده سازمان را تضمين می‌کند.

 

تعريف جانشين پروري

راث ول جانشين پروري را این‌گونه تعريف می‌کند: كوشش سنجيده و نظام‌مندی كه مديران سازمان براي حصول اطمينان از تداوم رهبري و مديريت در پست‌های اصلي و نگهداري و پرورش سرمایه‌های فكري و علمي به‌منظور تشويق افراد به ارتقاء انجام می‌دهند.

 

لزوم جانشين پروري در آموزش عالي

در ادامه بحث حاضر باید گفت دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي نيز از اين تحولات در امان نبوده‌اند و اخیراً با گستره‌ای از چالش‌های توسعه مديريت روبرو هستند،  علاوه بر آن فشار جهت جايگزين پروري مديراني كه پست خود را ترك می‌کنند و تأثيرات محيطي كه نقش‌ها و مسئولیت‌های مديران آموزش عالي را پیچیده‌تر نموده، منجر به كاهش داوطلبان شده است. از جهتي مديريت اثربخش در شرايط متلاطم نيز، نيازمند مديراني با توانمندی‌هایی است كه موجب ايجاد حس تناسب بين نيازهاي سازماني و تأثير محيطي شوند.  به‌عبارت‌دیگر سازمان‌ها نيازمند مديراني هستند كه بتوانند به مجموعه كمك كنند تا در مواجهه با تأثيرات نيرومند محيطي، خود را وفق داده و واكنش مناسب و به‌موقع نشان دهند و بادوام باقي بماند.

دانشگاه‌های ایران در سال‌های گذشته تلاش کردند از نسل اول آموزش عالی که اولویت آن تنها تربیت نیروی متخصص بود به نسل دوم دانشگاه‌ها که هدف آن پژوهش و تولید علم بود حرکت کنند و امروز نیز به دنبال دستیابی به نسل سوم آموزش عالی به معنای تربیت نیروی انسانی کارآفرین و مرتبط با صنعت هستند. بنابراين با توجه به نقش خطير نظام آموزشي در جامعه و تنوع خدمات و فعالیت‌های آن، ضروري است كه منابع انساني عظيمي در اختيار اين نظام قرار بگيرد، چراکه از برونداد سازمان‌های آموزشي به‌عنوان درونداد سازمان‌های ديگر استفاده می‌شود.  در شمارگان بعدی نشریه دانشگاه کارآفرین به مصادیقی منحصربه‌فرد  از جانشین پروری در آموزش عالی نوین دنیا  اشاره و به مصاحبه با ذینفعان این حوزه، خواهیم پرداخت.

دکتر حسن کمالو – مدرس دانشگاه و معاون منابع انسانی شرکت پخش رازی

آموزش کارآفرینی و ویژگی‌های کارآفرینانه

آموزش کارآفرینی و ویژگی‌های کارآفرینانه

 

در حال حاضر سیر تحولات جهانی، کارآفرینان را در خط مقدم توسعه فناوری و توسعه اقتصادی قرار داده است. تجربه موفقیت‌آمیز اغلب کشورهای پیشرفته و نیز برخی از کشورهای درحال‌توسعه در عبور از بحران‌های اقتصادی به‌واسطه توسعه کارآفرینی در آن کشورها، موجب گردیده تا سایر کشورها نیز برای کارآفرینی، کارآفرینان و شکل‌گیری کسب‌وکارهای نوآورانه اهمیت خاصی قائل گردند. بر همین اساس، توسعه‌ کارآفرینی از جنبه‌های گوناگون مدنظر قرارگرفته است.

آموزش، یکی از جنبه‌های مهم در گسترش کارآفرینی است که موردتوجه ویژه‌ای واقع‌شده است. درواقع، همراه با آشکار شدن نقش و تأثیر کارآفرینی بر روند اشتغال‌زایی و رشد اقتصادی کشورها، تلاش در جهت آموزش و تعمیم دانش و روحیه کارآفرینی در بین مدیران، تجار، دانشجویان، (که جملگی کارآفرینان بالقوه محسوب می‌شوند) و کارآفرینان بالفعل شدت گرفت.

هدف از آموزش کارآفرینی تربیت افرادی است که بتوانند خود افرادی مؤسس باشند و کسب‌وکاری را ایجاد نمایند.

تحقیقات نشان می‌دهد که کارآفرینی امری آموزش پذیر، تقویت پذیر و پرورش پذیر است. اولین کشورهایی که در زمینه آموزش کارآفرینی فعالیت‌هایی را انجام دادند، کشورهای آلمان، انگلیس، امریکا و ژاپن بودند.

امروزه آموزش کارآفرینی به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاهی تبدیل‌شده است. طی دهه 1980، دانشگاه‌ها برحسب ویژگی گروه‌های تحت آموزش و نیازهای محلی، منطقه‌ای و ملی، برنامه‌های آموزشی متعددی را برای سازمان‌های خصوصی و عمومی طراحی نموده‌اند. تا اوایل دهه 1980 تنها 130 دانشکده به طراحی دوره‌های محدودی در خصوص کارآفرینی پرداخته بودند و آن‌ها را در رشته‌های بازرگانی و مهندسی تدریس می‌نمودند، درحالی‌که در اوایل دهه 1990 تعداد دانشکده‌ها به بیش از 500 دانشکده رسید و اکنون بیش از 2000  دانشگاه، کارآفرینی را به‌عنوان رشته و گرایشی مستقل تدریس می‌نمایند.

اين قبيل از دوره‌ها به دنبال بهبود و انگيزش گرايش‌هاي افراد همچون استقلال‌طلبی، فرصت‌جويي، ابتكار، ریسک‌پذيري، تعهد به كار، تمايل به حل مشكلات و لذت بردن از عدم قطعيت و ابهام مي‌باشد. دوره‌های آموزش کارآفرینی نه‌تنها جای خود را در بستر دروس دانشگاهی و در رشته‌های مختلف بازنموده، بلکه در دوره‌های مختلف تحصیلی از ابتدایی تا دبیرستان نیز موردتوجه قرارگرفته است. گرچه امروزه تنوع این دوره‌ها، شرکت‌های موجود را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد و دوره‌های متعددی جهت رشد، بقا و کارآفرین نمودن سازمان‌های بزرگ طراحی‌شده، اما هدف اولیه از توسعه آموزش کارآفرینی همانا تربیت نمودن افراد متکی به نفس و آگاه به فرصت‌ها و به‌طورکلی افرادی است که تمایل بیشتری به راه‌اندازی کسب‌و‌کارهای مستقل دارند. درواقع هدف این است تا افرادی مؤسس و اقدام کننده ‌تربیت شوند.

آنچه در تدریس دوره‌های کارآفرینی بیش‌ازپیش موردتوجه قرارگرفته است، کارآفرینانه بودن شیوه‌های تدریس، ترکیب افراد و اهداف آموزشی و تطبیق و همسویی این موارد با یکدیگر می‌باشد. آموزش کارآفرینی فرآیندی نظام‌مند، آگاهانه و هدف‌گرا می‌باشد که طی آن افراد غیر کارآفرین ولی دارای توان بالقوه به‌صورت خلاق تربیت می‌گردند. درواقع، آموزش کارآفرینی فعالیتی است که از آن برای انتقال دانش و اطلاعات موردنیاز جهت کارآفرینی استفاده می‌شود که افزایش، بهبود و توسعه نگرش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌های افراد غیر کارآفرین را در پی خواهد داشت.

آموزش کارآفرینی تأکید بر ویژگی‌ها، توانمندی‌ها و مهارت‌هایی دارد که افراد برای راه‌اندازی، رشد و مدیریت کسب‌وکار بایستی به آن‌ها مجهز شوند. گیب (2002) بیان می‌کند که آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه در معنای وسیع بر مهارت‌ها و توانمندی‌هایی تأکید دارد که در هر شرایط و محیطی کاربرد دارد، اما آموزش کارآفرینی عمدتاً بر مهارت‌های لازم جهت راه‌اندازی و مدیریت کسب‌و‌کار تأکید دارد؛ بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که در آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه بر روی ابعاد کسب‌و‌کار تمرکز نمی‌شود و مهارت‌هایی نظیر راه‌اندازی یک کسب‌وکار و مدیریت آن موردتوجه قرار نمی‌گیرد؛ درحالی‌که در آموزش کارآفرینی، بخش عمده تأکید آموزش بر روی این است که چگونه می‌توان یک کسب‌وکار مستقل را به‌صورت انفرادی و یا گروهی راه‌اندازی و مدیریت کرد.

درواقع؛ درگذشته، افسانه‌ای شایع بود که کارآفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند و ویژگی‌هایی همچون: ابتکار، روحیه تهاجمی، تحرک، تمایل به ریسک‌پذیری، توان تحلیلی و مهارت در روابط انسانی در افراد از بدو تولد در فرد وجود دارد.

بنابراین، فرض اساسی این بود که کارآفرینان از طریق آموزش، پرورش نمی‌یابند. اما امروزه کارآفرینی به‌عنوان یک‌رشته علمی مورد شناسایی قرارگرفته و متقاضیان مستعد بایستی مانند تمامی رشته‌های علمی دیگر دانش مربوط به آن را کسب نمایند.

آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه به دامنه وسیعی از شایستگی‌ها و توانمندی‌ها جهت یادگیری کارآفرینانه تأکید دارد. در این آموزش، اعتقاد بر این است که با توجه به شرایط متغیر جامعه جهانی و سرعت تغییرات، افراد بایستی یاد بگیرند که چگونه در سرتاسر زندگی به‌صورت کارآفرینانه رفتار کنند و لذا دامنه آن بسیار وسیع‌تر از صرفاً کسب‌وکار می‌باشد. با توجه به مطالعات مختلفی که صورت گرفته است ثابت‌شده که ویژگی‌های کارآفرینان در سازمان اغلب اکتسابی است و نه وراثتی و ازاین‌رو در حال حاضر آموزش ویژگی‌های کارآفرینی به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاه‌ها تبدیل‌شده است.

«دیوید مک کله لند» از اولین روان‌شناسانی بود که با فرض اینکه کارآفرینان نیاز به توفیق بالایی دارند، دوره‌های آموزشی متعددی را طراحی کرد تا این نیاز را در افراد تقویت کند، درنتیجه او از آموزش این دوره‌ها به بازرگانان هندی نتایج مثبتی دریافت کرد. محققان دیگری همچون جان استوارت میل، بروکهاوس، دیوید پرچ، تیمونز، کالینز، مور، مایر، گلدشتاین و نورد بر اکتسابی بودن اغلب ویژگی‌های کارآفرینان تأکید دارد.

«پیتر دراکر» نیز در این خصوص می‌گوید: «آنچه راجع به کارآفرینی می‌شنوید اشتباه است، کارآفرینی سحر و جادو نیست، عجیب‌وغریب نیست، استعداد ژنتیکی نیست، بلکه یک‌رشته است مانند دیگر رشته‌های علمی که قابل‌آموزش و یادگیری است.» لذا، اولین تلاش آموزشی توسط مک کله لند و باهدف انگیزشی و ارتقای توفیق طلبی در بین بازرگانان هندی صورت گرفته است.

محتوای برنامه آموزش کارآفرینی

كارآفرينان نيازمند مهارت‌ها و توانمندی‌های متفاوتي هستند تا بتوانند بر اساس آن در ارتقاي ابتكارات و ايجاد کسب‌وکار سازماني به موفقيت برسند. آن‌ها بايد آينده‌ سازمان و تغييراتي را كه احتمالاً در توانايي‌هاي بنگاه براي توجيه و تأييد ايجاد کسب‌وکار سازماني رخ مي‌دهند، پيش‌بيني كنند. اين توانايي نيازمند درك راهبرد، بازارها و ديگر توانمندي‌هاي سازمان است. كارآفرينان بايد درك كنند كه چگونه ابتكارات مرتبط با کسب‌وکار مي‌توانند بر واحدهاي مختلف سازماني به شكلي كاملاً متفاوت تأثير بگذارند و چگونه حول اين موضوعات كار مي‌كنند.

اما امروزه مؤسسات مختلفی در خصوص آموزش‌های کارآفرینی فعالیت دارند و کارآفرینی را در قالب برنامه‌های آموزش کوتاه‌مدت به مخاطبان خود آموزش می‌دهند، اما همچنان در خصوص محتوا، ‌اقدامات و روش‌هایی که برای آموزش کارآفرینی به کار گرفته می‌شود، توافق چندانی وجود ندارد. همچنین دغدغه‌ جدی دیگری که در این حوزه وجود دارد، این موضوع است که آموزش کارآفرینی و محتوای آن برای سن، جنسیت، مشاغل و تحصیلات مختلف؛ یکسان نیست. بااین‌وجود موارد زير جهت توانمندسازي كارآفريني فراگيران در یک سازمان مناسب مي‌باشد.

  • انجام پروژه‌هاي شغلي مرتبط با رشته تحصیلی در سازمان‌ها
  • آشنايي با نحوه تدوين طرح کسب‌وکار
  • آشنايي با مشاغل مربوط به هر رشته تحصيلي در سطح جهانی
  • آشنايي با قوانين کسب‌وکار
  • آشنايي با مهارت‌هاي مالي (تأمين و مديريت منابع مالی)
  • آشنايي با مهارت‌هاي بازاريابي (تحقیقات بازاریابی)
  • آشنايي با فرآيند كارآفريني
  • آشنايي با مفاهیم کارآفرینی (تعاريف؛ نظريه‌ها، تاريخچه، زمينه‌هاي كارآفريني، ویژگی‌های کارآفرینان)

 

مشاور حوزه کارآفرینی

دکتر جابر نوبخت وند / مشاور حوزه کارآفرینی

 

 

کارآفرینی و نظریه بازی­ها

کارآفرینی و نظریه بازی­ها

 

امروزه رویکرد جدیدی در علوم روز دنیا شکل گرفته است که در آن ” تلفیق دانش، روش و تجارب دو یا چند حوزه علمی و تخصصی برای شناخت و حل یک مسئله پیچیده و یا معضل اجتماعی چند وجهی” مورد توجه قرار گرفته است. به این رویکرد نو، میان رشته ای (Interdisciplinary) گفته می­شود و اشاره به حوزه­های نوین در دانش بشر دارد و بیش از یک زمینه محض دانشی را مورد مطالعه قرار می­دهد. فعالیت­های علمی میان رشته ای زمانی معنا پیدا می­کند که شناخت و فهم علمی و دقیق مسئله ای پیچیده یا ناشناخته که از ظرفیت دانش یک رشته و یا تخصص خارج است، هدف باشد.

برای استفاده از این رویکرد جدید علمی، باید به روشهای مختلف مدلسازی در برقراری ارتباط بین رشته­های مختلف علمی و زبان مشترک بین آنها دسترسی و تسلط پیدا کنیم. در کشورهای در حال توسعه یکی از بزرگترین ضعف­های علمی برای برقراری ارتباط میان رشته­های مختلف، نداشتن تسط کامل و جامع درباره مدل­سازی است. زیرا مدل­سازی زبان مشترک بین علوم است. مدل­های مادی، ذهنی، تشریحی و ریاضی از انواع روش­های مدل­سازی هستند که در آنها مدل ریاضی با توجه به استفاده از زبان منطق و ریاضی، برقراری ارتباط درست بین تعداد زیادی از فاکتورهای سیستم و قدرت تجزیه و تحلیل بالا یکی از دقیق­ترین روشهای مدلسازی در علوم مختلف است.

نظریه بازی یک روش جدید و پر کاربرد در علوم مختلف است که به تحلیل روش­های همکاری یا رقابت بین موجودات منطقی و هوشمند می­پردازد. نظریه بازی تلاش می­کند تا رفتار ریاضی حاکم بر یک موقعیت استراتژیک را بررسی کند. در واقع می­توان گفت مطلوبیت، سود، درآمد، رفاه و هر آنچه فرد بازیکن به دنبال آن است، نه تنها متاثر از تلاش و تصمیم خود اوست بلکه تحت تاثیر تلاش و تصمیم طرف دیگر نیز قرار دارد. نظریه بازی به چهار دسته نظریه بازی کلاسیک، تکراری، تکاملی و نظریه گراف تکاملی تقسیم می­شوند. متخصصین مدلسازی با توجه به اطلاعات پایه­ ای و دقیقی که از ادبیات سیستم و افراد خبره بدست می­آورند، صورت مسئله و فرضیه­ های دینامیکی را برای سیستم طراحی می­کنند و در چرخه مدلسازی مورد تجزیه و تحلیل قرار می­دهند. پروسه مدلسازی با بررسی بازخوردهای چرخه تکرار می­شود تا جایی که خروجی به دنیای واقعی نزدیک باشد. آینده سیستم هدف را پیش بینی می­کنند، ناحیه بحرانی و ریسک­ پذیر مشخص شده و در نهایت برای بهینه­ سازی سیستم استراتژی­های راهبردی ارائه می­شود.

از نظریه بازی می‌توان برای درک مجموعه بزرگی از رفتارهای اقتصادی مانند نوسانات شاخص سهام در بورس اوراق بهادار، افت و خیز بهای کالاها در بازار مصرف کنندگان، تحلیل پدیده­ های گوناگون اقتصادی و تجاری نظیر پیروزی در یک مزایده، معامله، دادوستد و شرکت در یک مناقصه استفاده نمود. کاربرد نظریه بازی در شاخه­ های مختلف علوم اجتماعی مانند سیاست (تحلیل­ های بروس بوئنو دمیسکیتا)، جامعه­ شناسی و حتی روانشناسی در حال گسترش است. همچنین این نظریه در توصیف و تحلیل بسیاری از رفتارها در فلسفه و اخلاق نیز ظاهر شده است.

با توجه به اینکه در تعریف کارافرینی دیدگاه ­های مختلفی وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع “کارافرینی” نیازمند اطلاع و استفاده از دیدگاه­ های بین رشته ای می­باشد، اگر مدلسازی ریاضی و نظریه بازی وارد این رشته شود می­تواند افق­های جدیدی از علم را برای ما روشن کند.

اکوسیستم کسب و کار

اکوسیستم کسب­ وکار سطح بالایی از همکاری، هم افزائی و مشارکت در فضای اقتصادی و کسب­ وکار را مدنظر قرار می­دهد. به دلیل اینکه یکی از اصلی­ترین شرایط بکارگیری این نظریه در تحلیل محیط­های رقابتی و وفاداری عوامل تعامل در رعایت منطق ریاضی است، پس می­توان تمام روابط بین اجزای اکوسیستم کسب­ وکار و کارافرینی را با استراتژی­ها و بازی­های این نظریه بررسی کرد. از طرفی با توجه به اینکه نظریه بازی به طور گسترده به عنوان ابزاری برای تصمیم­ گیری­ های سیستماتیک، مسائل استراتژیک و راهبردی و رفتارهای اقتصادی به طور خاص تاثیرگذار است پس می­توان محیط­ های کسب­ وکار را با نظریه بازی مدلسازی کرد.

از آنجایی که پیشرفت­های زیادی از نظریه بازی­ها در مطالعه بر روی سیستم­های زیستی صورت گرفته است و اکوسیستم زیستی و اکوسیستم کسب و کار در تعامل و تعادل با یکدیگر و فضای محیطی شان مشابه هستند و با یکدیگر مقایسه می­شوند پس می­توان این اکوسیستم­ها را با ابزار نظریه بازی مدل­سازی کرد.

با ابزار این نظریه می­توانیم بررسی کنیم در یک اکوسیستم سالم چه بازی­هایی بین اجزاء آن برقرار است. چه استراتژی­هایی باعث حفظ تعادل اکوسیستم می­شود و چه استراتژی­هایی اکوسیستم را به ناحیه بحرانی بازی پیش می­برد. هم‌چنین، می­توان بررسی کرد که چگونه سیستم به سمت مرز نابودی پیش می­رود. تحت چه شرایطی رهبران کسب و کار فارغ از سازمان مربوطه برای پیشرفت اکوسیستم با هم رقابت برد – برد دارند. کدام یک از شرایط بروزرسانی نظریه گراف تکاملی باعث رقابت سالم بین اجزاء اکوسیستم می­شوند. برای تکامل و توسعه کارآفرینی بهترین جهش و استراتژی شایسته کدام است و چگونه باید استراتژی تکاملی پایا (ESS) را در محیط کسب و کار و برای توسعه کارافرینی تعریف کرد.

 

نویسنده : زهرا فرهاد توسکی / پژوهشگر و مدرس دانشگاه

فعال عرصه کارآفرینی کشور و پیشتاز عرصه کارآفرینی استان هرمزگان

فعال عرصه کارآفرینی کشور و پیشتاز عرصه کارآفرینی استان هرمزگان

دکتر سید ابراهیم موسوی

 

یکی از اهداف اصلی نشریه دانشگاه کارآفرین معرفی کار‌آفرینان دانشگاهی این مرز و بوم می‌باشد، تا اساتید و دانشجویان بیش از پیش با پتانسیل هسته آکادمیک کشور عزیزمان آشنا شوند. لذا در این شماره قصد داریم با معرفی سید ابراهیم موسوی این مهم را ادامه دهیم که به بیان بسیاری، ایشان را به نوعی پدر کارآفرینی استان هرمزگان می‌دانند. در این مصاحبه سعی شده با سوال و جواب‌هایی مختصر و مفید ضمن صرفه‌جویی در زمان شما خواننده گرامی، زیر و بم افکار این کارآفرین را با شما در میان بگذاریم، باشد که نقطه شروعی باشد برای اینکه شما هم بدانید که اگر بخواهید قطعاً می‌توانید.

در ذیل می‌توان به برخی از سوابق علمی، پژوهشی و اجرایی ایشان اشاره نمود:

 

  • دانشجوی دکتری کارآفرینی گرایش آموزش عالی
  • رییس دانشگاه علمی کاربردی میناب
  • رییس سابق شورای شهر میناب در استان هرمزگان
  • دبیر سابق آموزش و پرورش استان هرمزگان
  • مدرس کار‌آفرینی
  • سرمایه‌گذار و موسس پروژه عظیم دهکده کارآفرینی هرمزگان
  • مشاور بسیاری از نهادهای دولتی و کسب‌وکارهای خصوصی در استان هرمزگان

 

از چند سالگی وارد عرصه کسب و کار شدید؟

از حدود 7 سالگی و دوره دبستان وارد کسب و کار‌های کوچک روستایی مانند فروش خرما یا لیمو که از محصولات عمده روستا بود، به قصد کمک به پدر که ایشان عامل اصلی ایجاد دیدگاه روی‌آوردن به کسب و کار حلال در بنده بودند، شدم. یاد گرفتم در گرمای سوزان تابستان و دمای 40 الی 50 درجه کار کنم و لیمو و خرما را برای عرضه به بازار جمع‌آوری کنم و این جرقه‌ای بود برای ایجاد تفکر داشتن کسب و کاری مستقل در بنده.

 

آیا تا به حال کارمند بودید؟

بلی کارمند که شدم، 3 تا 4 بار کارمند شدم، از کار‌هایی دولتی زود فاصله می‌گرفتم، هم علاقه‌ای به پشت میز‌نشینی نداشتم، هم اینکه احساس می‌کردم در فضای بیرون بیشتر می‌توانم مفید باشم، بیشتر ترجیح می‌دادم به جای اینکه حقوق بگیرم تلاش کنم تا حقوق بدهم، به جای اینکه به فکر یک حقوق برای خودم باشم، به فکر دادن 40 تا 50 حقوق برای دیگران بودم. زمانی که دیپلم گرفتم مدتی در شهرداری میناب و در دفتر‌فنی کار می‌کردم چون رشته دوره دبیرستانم ریاضی فیزیک بود و همراه مهندسین کار نقشه‌کشی، نقشه‌برداری، محاسبات و . . . را یاد گرفتیم و بعد از ظهر‌ها هم به همراه یکی از مهندسین در دفتر‌فنی خصوصی کار می‌کردیم و به نوعی کار مهندسی عمران را در این مدت به طور کامل یاد گرفتم. در زمان تحصیل در دانشگاه در رشته مهدسی صنایع در اوایل دهه 70 و در حین آن به واسطه تجربه‌کار در شهرداری در دفتر‌فنی سازمان برنامه بودجه سابق به صورت کار ساعتی و کار اصلاح نقشه‌های هوایی استان هرمزگان را انجام می‌دادم. یک سال هم در بخش صنایع روستایی سازمان جهاد کشاورزی بودم و مرتبط به تحصیلات دوره کارشناسی کار ‌کردم و بعد مدتی در بخش آمار سازمان برنامه بودجه مشغول به کار شدم و بعد به خدمت سربازی رفتم و بعد از آن در سال 77 اولین کار رسمی را شروع کردم.

 

اولین کار مستقل شما چه بود؟ در حال حاضر بزرگترین پروژه شما چیست؟

در سال 1377 یک فروشگاه گیاهان دارویی را در میناب با توجه به نیاز مبرم بازار تاسیس کردم و البته علاقه و بستر مناسب این کار که از سوی خانواده پدری در این حوزه وجود داشت و کار عطاری و گیاهان دارویی را از پدر‌بزرگ فقیدم یاد گرفته بودم و به همین دلیل مصمم پا به این عرصه گذاشتم و بسیار موفق شدم و نتیجه شروع این کار در سال 77 این شد که حدود 30 نفر از اقوام دارند به صورت مستقیم یا غیر‌مستقیم کسب روزی می‌کنند که حدود 5 فروشگاه در میناب در این حوزه توسط خانواده نزدیک ما اداره می‌شود.

در سال 78 اولین مرکز آموزش رایانه را در شهرستان میناب راه‌اندازی کردم که در آستانه سال2000 میلادی بود. اولین شرکت تجهیزات رایانه را در میناب راه‌اندازی کردم که نتیجه این کار آموزش حدود 2500 نفر در سطح اپراتوری رایانه و مهارت‌های ICDL بود که تا سال 1384 این آموزشگاه را اداره می‌کردم، البته به طور همزمان در سال 1378 در اداره کار هم مشغول به کار بودم (به صورت پیمانی) و در سال 1380 استعفا دادم. در سال 1380 جذب شرکت تاید‌واتر هرمزگان شدم و 1 سال با این شرکت همکاری داشتم و از سال 1384 کلنگ راه‌اندازی مرکز علمی کاربردی شهر میناب را زدم.

جرقه تاسیس این مرکز از سال 1382 ایجاد شد و افق آن در دوره تحصیل توسط جناب آقای دکتر توفیق (معاون فعلی پژوهشی وزارت صنعت، معدن و تجارت) ایجاد شد و موفق شدم در سال 1387 مجوز این مرکز را اخذ کنم و افتخار می‌کنم که تا به حال حدود 2000 نفر در مقاطع کاردانی و کارشناسی از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شدند (در چهار گروه صنعت، فرهنگی، مدیریت و خدمات کشاورزی) و در حال حاضر حدود 1000 نفر دانشجو داریم و خوشبختانه از سال 1389 به فکر اشتغال دانشجویان بعد از فارغ‌التحصیلی بودیم و ایجاد بستر مناسب راه‌اندازی کسب و کار توسط فارغ‌التحصیلان برای پاسخ به نیاز‌های منطقه‌ای و استانی، دغدغه ذهنی من در 24 ساعت شبانه روز بود، در همین‌حال روی برنامه پنجم مطالعه می‌کردم که برخوردم به بحث احداث دهکده‌های کارآفرینی که متاسفانه متولی آن در قانون به طور دقیق مشخص نبود، به هر حال مشغول به کار شدم و اساسنامه‌ای برای احداث دهکده کارآفرینی تدوین کردم و اولین مدل دهکده کارآفرینی را در شهرستان میناب در سال 1389 را آغاز کردم و موفق شدم در سال 1390 مجوز‌های لازم را اخذ کنم و در اردیبهشت 90 پروژه کلنگ خورد و در حال حاضر پروژه در حدود 80 درصد پیشرفت فیزیکی دارد و علت عقب بودن هم بروکراسی نا‌کار‌آمد اداری و نظام بانکی بوده است، و مانع‌تراشی در عرصه کارآفرینی که در جامعه ما وجود دارد. این پروژه افق روشنی را برای فارغ‌التحصیلان مرکز علمی کاربردی میناب دارد.

این پروژه طوری طراحی شده که در 4 گروه آموزشی ما یعنی، صنعت، کشاورزی، مدیریت و فرهنگ برای فارغ‌التحصلان چشم‌انداز اشتغال تعریف کرده است. این پروژه 4 فاز دارد که فاز 1 در حوزه کشاورزی امسال به بهره‌برداری می‌رسد (با توجه به ظرفیت‌ها و پتانسیل منطقه) که شامل بسته‌بندی خرما، و محصولات کشاورزی، زرراعی، شیلاتی و همچنین سردخانه‌های بالای صفر نگهداری محصولات کشاورزی که پوشش دهنده ضعف عمده در نگهداری محصولات است که متاسفانه در گذشته و حال کشاورزان در فصل برداشت محصولات را به قیمت بسیار ارزان به بازار داده و می‌دهند و امکان عرضه در سایر ایام سال وجود نداشت. در بخش کشاورزی تاکید ما بر روی بسته‌بندی محصولات با فناوری‌نوین و همچنین تولید محصولات سالم هست. در فاز اول 20 هکتار زمین در نظر گرفتیم تا جهت تولید در بخش کشاورزی و بسته‌بندی مناسب در بخش صنعت استفاده کنیم.

در حوزه خودرو بخش فنی شامل مکانیک خودرو، جوشکاری صنعتی، بحث معماری داخلی ساختمان، نقشه‌کشی صنعتی و همچنین بخش انفورماتیک از عناصر بخش صنعت ما هستند که به لطف خدا ما دانشجویان زیادی که همگی دارای توانمندی اجرایی هستند تربیت کردیم که در حال حاضر هم بسیاری از آن‌ها مشغول به کار هستند. در بخش دامپروی نیز پرورش شتر مرغ، مرغ محلی و مرغ‌های تخم‌گذار محلی، از برنامه‌های ما خواهد بود. در حوزه مدیریت و فرهنگ نیز می‌توان به بحث گردشگری روستایی و دوره‌های آموزشی مربوط به آن اشاره نمود، ضمناً در این حوزه ما صنایع دستی را نیز در اولویت‌های برنامه خود داریم. شهر میناب شهر فرهنگ، تئاتر و سینما است که با توجه به وجود رشته فرهنگ در دانشگاه میناب، توسعه هنری شهرستان با رویکرد موسیقی و تئاتر است (هم در بحث آموزشی و در حوزه اشتغال). در حال حاضر شهر میناب سینما ندارد اما به همت مدیران ارشاد شهرستان سالن این اداره در اختیار فیلم دوستان و علاقه‌مندان به هنر قرار گرفته و این را نیز بگویم بازیگران بزرگی از میناب پا به عرصه سینما گذاشتند که در میان آن‌ها می‌توانم به دوست و همکلاسی عزیزم جناب آقای کورش زارعی اشاره کنم که در فیلم یوسف پیامبر، نقش برادر حضرت یوسف را در زمان عزیزی مصر به عهده داشتند.

شایان ذکر است ما در دل این دهکده یک پژوهشکده کارآفرینی خواهیم داشت که در آن از وجود اساتید برجسته و فارغ‌التحصیلان رشته کارآفرینی استفاده خواهد شد تا منبع تغذیه این دهکده از طریق راه‌اندازی و تقویت مرکز رشد، مرکز تحقیق و توسعه و همچنین تقویت هسته آکادمیک دانشگاه علمی‌کاربردی میناب شود. نکته قابل توجه اینجاست که این رویکرد باعث افزایش جذب دانشجویان مرکز ما نیز شد. اگر فقط 20 درصد مسئولین توجه و پشتیبانی بیشتری از رویکرد و فعالیت‌های ما داشته باشند ما بهبود 100 درصدی در عملکرد خود خواهیم داشت. ضمناً جا دارد گله‌ای از مسئولین داشته باشم که هنگام اخذ تسهیلات یا . . . به خاطر عدم نگرش صحیح به کارآفرینی با سنگ‌اندازی در امور واقعاً سرعت ما را کم کرده و می‌کنند و بنده این مشکل را همه‌جا بیان کردم، کارمندان، کارشناسان و مدیران متاسفانه درک صحیحی از نقش یک کارآفرین در رشد و توسعه اقتصادی و رفاه مردم کشور ندارند، که این رفتار و عملکرد علاوه بر صدمه به کار‌آفرینان و صدمه به رشد کشور، به آینده فرزندان این سرزمین نیز ضرر وارد می‌کند.

بنده به جای اینکه بروم در تهران یا بندرعباس کسب و کار ایجاد کنم و زود‌تر هم به سود برسم، تصمیم گرفتم این کار را در روستا انجام دهم، در قانون برنامه پنجم توسعه گفته شده بود که کسانی که در روستا دست به این‌گونه فعالیت‌ها بزنند 50 درصد از سرمایه‌گذاری باید به صورت بلا‌عوض توسط دولت انجام شود اما متاسفانه این مهم اتفاق نیفتاد و علاوه بر آن با نا‌مهربانی مسئولین نیز مواجه بودیم. متاسفانه در هرمزگان و میناب بیشتر خانواده‌ها دوست دارند فرزندانشان جذب مشاغل دولتی شوند و اصلاً با فرآیند راه‌اندازی کسب و کار مستقل آشنایی ندارند. بسیاری از دانشجویان با قوانین نظام‌صنفی، با فرآیند اخذ تسهیلات بانکی و . . . آشنایی ندارند که ما در دهکده کارآفرینی ظرفیت آموزش در این حوزه‌ها را فراهم کرده‌ایم.

یک مرکز خلاقیت و آموزش کارآفرینی در این دهکده پیش‌بینی شده است. که حتی فردی بی‌سواد هم اگر به ما جهت راه‌اندازی کسب و کار رجوع کرد، ما نگرش، دانش و تجربه لازم را به او بدهیم. ضمناً این را نیز به جرات بگویم که بیش از 70 درصد فارغ‌التحصیلان ما با توجه به مشاوره‌‌های کارآفرینی صورت گرفته در حال حاضر مشغول به کار هستند و این ادعا قابل راستی‌آزمایی است و این را با قاطعیت می‌گویم که بعد از اتمام فاز‌های دهکده، 100 درصد دانشجویان جویای کار ما می‌توانند، به هدف کسب‌وکار خود نایل شوند. اما این نیازمند نهادینه‌کردن فرهنگ کارآفرینی در تمام سطوح جامعه است. ضمن اینکه نیازمند به تامین مالی است، نه سنگ‌اندازی بانک‌ها در اعطای تسهیلات، من به خاطر حس تعلق و وابستگی از کار دهکده عقب‌نشینی نکردم اما با مشکلات زیادی در این عرصه روبرو شدم که این سنگ‌اندازی‌ها در واقع سرعت‌گیر‌هایی بر سر راه رشد و توسعه اقتصادی استان و به تبع آن کشور خواهد بود، اما من با ایمان، خود را وقف آموزش، کسب و‌کار و کارآفرینی استان و جامعه کردم و هیچ نگرانی ندارم، اما از مسئولین محترم می‌خواهم که تشریف بیاورند و بررسی کنند که ما در روستایی با این نرخ جمعیت چه کاری را کلنگ زدیم، روستایی که دارای چشم‌انداز استراتژیک روشنی است، چه کسی به ما کمک کرد؟

کسی برای بازدید از این پروژه آیا تا به حال آمده است؟ بعد از کلنگ زنی در سال 90 همه رفتند و ما را تنها گذاشتند، 6 سال است که به خاطر دریافت 3 میلیارد تومان تسهیلات، پروژه با کندی پیش رفته، البته2 میلیارد هم خودم سرمایه‌گذاری کردم، خواهش دارم از مسئولین که توجه به کارآفرینان را بیشتر کنند. شاید این مهم نیاز به آموزش کارآفرینی در تمام نهاد‌ها و سازمان‌ها داشته باشد تا به صورت فراگیر آموزش کارآفرینی انجام شود، شاید بهتر باشد آموزش فرهنگ کارآفرینی جزو رئوس دوره‌های ضمن خدمت باشد، که البته اولین برداشت برای خود سازمان خواهد بود تا در اداره بهتر و همچنین کارآفرینی سازمانی قدم‌های محکمی را بر دارد و از نتایج آن منتفع شود، ضمن اینکه ما باید از طریق مراکز رشد و واحد‌های تحقیق و توسعه به بحث تجاری‌سازی تحقیقات دانشگاهی در صنعت بپردازیم، چیزی که متاسفانه غافل هستیم، بنده با توجه به تحقیقاتم در حال اجرای این مدل در شهر خود هستم.

 

شعار دهکده کارآفرینی ما این است که دهکده کارآفرینی نماد اقتصاد مقاومتی

تمام موادی که در این دهکده مورد استفاده قرار خواهد گرفت همگی ساخت داخل و به بیانی بهتر منطقه‌ای خواهد بود، تا در عمل از تولید داخلی حمایت داشته باشیم، به دنبال تولید محصولات لوکس نیستیم و بیشتر به دنبال کیفیت ایرانی هستیم و برند ما نیز دهکده کارآفرینی شهرستان میناب می‌باشد،  هدف اصلی ما تبدیل علم و پزوهش خلق ارزش و تولید ثروت خواهد بود.

 

در حال حاضر چند کسب و کار را به صورت همزمان اداره می‌کنید؟

در حال حاضر یک مرکز مشاوره کارآفرینی، مرکز علمی کاربردی میناب، دهکده کارآفرینی، مرکز آموزش راه‌دور برای دانش آموزان دبیرستان، مرکز نوآوری که اخیراً فعال شده، مرکز آموزش رایانه که هنوز فعالیت دارد و هر کاری که کسب و کار حلال باشد ما انجام می‌دهیم.

 

چند خواهر و برادر هستید و چند نفر آنها کارآفرین هستند؟

من خودم به این باور نرسیدم که کارآفرین هستم یا خیر! ما در مسیر کارآفرینی هستیم. 5 خواهر و برادر هستیم و هیچ‌کدام کارمند دولت نیستیم و همگی کسب و کار مستقل و آزاد داریم و به نوعی زیر چتر تفکر خودم کسب و کار ایجاد کردند و به آن‌ها همیشه مشاوره دادم و در بخش‌های نظیر فرهنگی، کشاورزی، آموزشی ، صنایع دستی و  . . . فعالیت می‌کنند.

 

آیا از وضع موجود زندگی خود پشیمان هستید؟ دوست داشتید کارمند بودید و زندگی آرام‌تری می‌داشتید؟

من کاری را انجام می‌دهم که قلباً به آن اعتقاد دارم، من تا سال 93 کارمند آموزش پرورش بودم و شاید برای خیلی‌ها آرزو بوده، اما من به علت مشغله زیاد از این کار استعفا دادم، از اینکه این مسیر را انتخاب کردم به هیچ‌وجه پشیمان نیستم، فقط از نامهربانی‌هایی که بر سر مسیر کارآفرینی و ایجاد کسب و کار برای جوانان،  توسط مسئولین شهری و استانی ایجاد می‌شود گلایه‌مندم. و‌گرنه از انتخاب این مسیر به هیچ‌وجه پشیمان نیستم، عاشق این مسیر هستم و همیشه سر کلاس درس کارآفرینی به دانشجویان می‌گویم، که افتخار می‌کنم که بالای درخت رفتم و محصول چیدم و بردم و به بازار فروختم و خار لیمو و خرما در دست و سر و پیشانی من رفته و در گرما، سخت کار کردیم و سختی‌های آن دوره قطعاً سخت‌تر از این دوره بوده است. البته، سختی عرصه کسب و کار بسیار شیرین است.

 

افق کارآفرینی استان هرمزگان را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟

استان هرمزگان به نام پایتخت اقتصادی کشور نام‌گذاری شده است، اما چه انتظاری از این پایتخت باید داشته باشیم؟ اما همه شاخص‌ها باید بر‌اساس یک پایتخت اقتصادی واقعی تعریف شود، این نهاده‌ها باید به گونه‌ای تولید‌کننده ثروت باشد که این نام برازنده فعالیت‌ها باشد نه فقط یک شعار! وقتی می‌بینیم بانک‌های ما اختیار اعطای تسهیلات بالای یک میلیارد را ندارند و بیش از آن باید توسط تهران مصوب شود، آیا با این شرایط می‌توان گفت که این استان پایتخت اقتصادی است؟ استانی که واقعا همه چیز دارد، از معدن تا کشاورزی، از شیلات تا سرمایه ‌انسانی سخت‌کوش، از گردشگری تا همه چیز پس چرا ما هنوز به آرزوی این پایتخت اقتصادی نرسیدیم؟ چرا؟ چون ترکیب بهینه‌ای از این عوامل شکل نگرفته، لذا باز هم نقش آموزش و توانمد‌سازی است، تا وقتی مثلث موفقیت شکل نگیرد اتفاق مثبتی نخواهد افتاد:

 

کارآفرینی

دانایی                توانایی

 

پله‌های اصلی کارآفرینی، دانایی و توانایی است که ما در دهکده کارآفرینی بر اساس همین مدل پیش می‌رویم، تا منحنی عمر کسب‌وکار را تداوم ببخشیم. استان هرمزگان در عرصه صنعت و خدمات دارای ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل زیادی است که نیاز به ترکییب بهینه دارد و خلا  اصلی، توانمند‌سازی نیروی انسانی در تماس سطوح جامعه این استان است.

 

به امید موفقیت همه کارآفرینان

سید ابراهیم موسوی

خدمت‌گزار مردم عزیز ایران

 

موفقیت در سازمان‌های امروزی؛ توجه به تفاوت سبک‌های رهبری مدیران زن و مرد

موفقیت در سازمان‌های امروزی ؛ توجه به تفاوت سبک‌های رهبری مدیران زن و مرد

ازآنجایی‌که انسان‌ها با یکدیگر متفاوت‌اند، دارای اندیشه‌های مختلفی می‌باشند. این تفاوت زمانی اهمیت پیدا می‌کند که در اداره سازمان‌ها بتوان از آن کمک گرفت. نیاز سازمان‌های امروزی تنها با مدیریت کردن برطرف نمی‌شود بلکه برای اداره بهتر نیاز به رهبری سازمانی داریم. رهبری سازمانی فرآیند تأثیرگذاری بر پیروان است که بتوان به‌صورت مؤثر افراد را به کارهای مختلف واداشت. در این میان مدیرانی که بتوانند این تأثیرگذاری را در سازمان داشته باشند، رهبر سازمانی محسوب می‌شوند و برای آن سازمان حائز اهمیت می‌شوند.

اما با توجه به تفاوت‌های میان مردان و زنان، الگوهای فکری رهبران و به‌تبع آن سبک‌های رهبری آن‌ها نیز متفاوت خواهد بود. قبل از ورود به بحث سبک‌های رهبری باید دانست زنان و مردان متفاوت فکر می‌کنند، متفاوت نگاه می‌کنند و سرانجام متفاوت رفتار می‌کنند. دلیل این تفاوت را می‌توان در عملکرد نیمکره‌های مغز جستجو کرد. مغز انسان از دو نیمکره چپ و راست تشکیل‌شده است. مواردی مانند خلاقیت، تجسم، افکار، قدرت تخیل و حافظه بلندمدت در نیمکره راست مغز اتفاق می‌افتد درحالی‌که جزئیات، تجزیه‌وتحلیل، منطق، حقایق در نیمکره چپ مغز انجام می‌شود. اما آنچه مهم است این است که به دلیل همین تفاوت، عملکرد مردان و زنان نیز متفاوت خواهد بود و این موردی است که برایان راسول و لیزکوک در کتاب”سبک‌های رهبری مدیران زن و مرد” خود به آن اشاره نموده‌اند. باز بودن دو طرف مغز هنگام تمرکز در زنان و بسته بودن یک‌طرف مغز هنگام تمرکز در مردان عامل تفاوت در عملکرد آن‌هاست. اکنون به تفاوت‌های دیگری نیز اشاره  می‌گردد: مغز یک مرد برای انجام دادن امور سازمان‌دهی می‌شود. در موقعیت‌های سخت و تحت‌فشار یا اضطراب، مغز وی تمایل به انجام کارهایی دارد که هیجان وی را فرونشاند. مغز جنس مذکر برای کار و فعالیت و مغز جنس مؤنث برای ایجاد ارتباط و مناسبات از طریق شنیدن و صحبت کردن ایجادشده است.

مردان تمایل به گفتگوهای خبری راجع به آنچه انجام داده یا کسب کرده‌اند دارند درحالی‌که این امر در مورد زنان به‌صورت خودستایی و مباهات به نظر می‌آید. زنان در گفتگو و همدلی انعطاف بیشتری نسبت به مردان دارند. زنان دوست دارند صحبت کنند و بشنوند و دیگران را در این حس شریک کنند. بنابراین درصد صحبت با تلفن در زنان بیشتر است. به‌صورت کلی مردان رقابت را دوست دارند حتی در شغل باغبانی برای پرورش بزرگ‌ترین محصول وارد رقابت می‌شوند. همچنین بیشتر مردان رقابت را در عرصه‌های سیاسی می‌پسندند.

ادامه …

بر اساس برخی تحقیقات؛ درزمینهٔ ایجاد ابتکار به علت عملکرد متوالی نیمکره‌ها مردان موفق‌تر عمل می‌کنند. زنان در درک تفاوت بین آنچه مردم می‌گویند و آنچه موردنظرشان است بهترند. هم‌چنین، ازنظر یادگیری و درک زبان بدن، زنان موفق‌ترند. زنان کمتر مانع سایرین می‌شوند حتی بیشتر به لطیفه‌های افراد می‌خندند. یا مهارت‌های دیداری جنس مؤنث بسیار گسترده است.

جنس مؤنث می‌تواند اقلام یک اتاق را بهتر از جنس مذکر مجسم کند. او کاملاً به خاطر می‌آورد که در چه روزی مردم چه لباسی به تن داشته‌اند. زنان سخن گفتن را دوست دارند چون احساس خود را به این وسیله منتقل می‌کنند همچنین شنوندگان بهتری هم هستند. به دلیل اینکه مردان فقط از نیمی از مغزشان استفاده می‌کنند مغز آنان در هنگام بمباران جزئیات و احساسات به‌آسانی طغیان می‌کند. او بیشتر به‌تنهایی نیاز دارد تا به مسائل بیندیشد. زنان برعکس دوست دارند در گروه بوده و در مورد مسائل بیشتر مشورت کنند.

مواردی که اشاره شد تنها بخشی از تفاوت‌های میان زنان و مردان است چیزی که مهم است نوع نگاه به اداره سازمان است. الگوهای فکری رهبر که سازنده سبک‌های رهبری می‌باشند، عبارت‌اند از: رابطه مداری- وظیفه مداری، جزءنگرانه-کل‌نگرانه، مربی‌گری، مشارکتی، رقابتی، عمل‌گرایی، فرماندهی و مخاطره پذیری. الگوی فکری رهبری در مردان بیشتر شامل وظیفه مداری، کل‌نگرانه، عمل‌گرایی، رقابتی، مخاطره پذیری و فرماندهی است. درحالی‌که الگوی فکری رهبری در زنان شامل رابطه مداری، جزنگرانه، مشارکتی و مربی‌گری است.

نتیجه آنکه الگوی کامل رهبری، تفکر زنان و مردان را توأمان داراست و نیاز سازمان‌های امروزی استفاده از مدیران تأثیرگذاری است که نقش رهبری سازمان را ایفا می‌کنند.

 

نویسنده :

مریم ادیب زاده

پژوهشگر و مدرس دانشگاه

آیا کارآفرینی یک نوع اعتیاد است؟

آیا کارآفرینی یک نوع اعتیاد است؟

 

در محافل علمی تعیین رابطه میان کارآفرینی و اعتیاد موردبحث است. بر اساس گزارش برخی تحقیقات در کارآفرینان نشانه‌هایی مبنی بر رفتارهای اعتیاد آمیز، همچون افکار وسواسی، دوره‌های انزوا جویانه و هیجانات منفی مشاهده‌شده است. درواقع؛ کارآفرینان همچون افرادی که به قمار یا اینترنت اعتیاددارند، در اثر احساس اجبار به کار و تداوم فعالیت با یک سری پیامدهای منفی روبرو می‌شوند.

در دنیای امروزه، با توجه به گذار از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعات محور، کارآفرینی از اهمیت مضاعفی برخوردار گشته است. در این مرحله، کارآفرینی به‌عنوان یک فعالیت مکمل، نوآورانه، خلاقانه و مدیریتی مطرح می‌شود. هم‌چنین؛ برخی محققان بر مشخصات، ویژگی‌ها و رفتار افراد کارآفرین تأکید می‌کنند که از مهم‌ترین این مشخصات و رفتار می‌توان به ریسک‌پذیری، پذیرش خطر شکست، استقلال‌طلبی، اعمال‌نفوذ بر دیگران، خلاقیت، آینده‌نگری، توانایی تحلیل، سرعت تصمیم‌گیری، سخت‌کوشی، پشتکار جهت رسیدن به اهداف، تشکیل شبکه‌های اجتماعی، اعتمادبه‌نفس بالا، اعتماد به دیگران، شناسایی فرصت‌های نوین و روش‌هایی برای ایجاد و توسعه کارآفرینی و منطقی بودن اشاره کرد.

اما عوامل تقویت‌کننده اعتیاد رفتاری بدین شرح هستند: افکار وسواسی، پیش‌بینی و انجام تشریفات و رفتارهای خاص، خود را زیاد ارزشمند تلقی کردن، افزایش منابع، غفلت (نادیده گرفتن و بی‌خبری از دوستان نزدیک و روابط صمیمی)، احساس گناه، دروغ‌گویی، پنهان‌سازی رفتار خود از دیگران.

با توجه به این الگوهای رفتاری، کارآفرینی می‌تواند به‌نوعی اعتیاد تبدیل شود. برخی از علائم اعتیاد آمیز کارآفرینی شامل احساس اجبار و رویکرد وسواسی نسبت به شغل، نادیده گرفتن دوستان و فرار از تفریحات موردعلاقه، تجربه نشانه‌های انزوا همچون خشم و افسردگی در حین ترک کار، اختصاص زمان بیش‌ازحد به کار در مقایسه با مدت‌زمانی که صرف خانواده و دوستان می‌شود، است. ساختار شخصیتی این افراد مستعد ریسک‌پذیری، اعتیاد به کار و استفاده بیش‌ازحد از اینترنت می‌باشد. هم‌چنین، از واژه اعتیاد برای توصیف وابستگی فیزیولوژیکی، روان‌شناختی و رفتاری استفاده می‌شود که طی آن فرد به یک محرک خاص وابسته می‌شود.

علاوه بر این، اعتیاد به کارآفرینی باعث مواجهه با مشکلات روان‌شناختی می‌شود. بسیاری از کارآفرینان منزوی و گوشه‌گیر هستند. این انزوا و گوشه‌گیری احتمال خطر افسردگی را افزایش می‌دهد. افزون بر این، بسیاری از کارآفرینان ساعت‌های متمادی کار می‌کنند و به همین دلیل فرصت کافی برای رسیدگی به خود ندارند. هم‌چنین؛ تمایل شدید به موفقیت، باعث ایجاد اضطراب در آن‌ها می‌گردد. کارآفرینان باکار بیشتر همه تلاش خود را برای پنهان‌سازی نشانه‌های افسردگی به کار می‌گیرند. این نشانه‌ها معمولاً به‌صورت تنش و استرس قلمداد شده و منجر به وخامت هر چه بیشتر اوضاع می‌شود. حتی در موارد شدید و حاد، کارآفرینان در معرض خطر خودکشی قرار دارند.

بنابراین می‌توان گفت اعتیاد بُعد تیره و نامطلوب کارآفرینی است. انگیزه بالا به کار و تلاش در زندگی حرفه‌ای از اهمیت بالایی برخوردار است. اما گاهی کارآفرینی به‌نوعی اعتیاد رفتاری تبدیل می‌شود که نتیجه نهایی آن مشکلات روان‌شناختی است.

منبع:

-Keskin, G., Gümüşsoy, S., & Aktekin, E. (2015). Entrepreneurship: Is it an addiction?. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 195, 1694-1697.

نویسنده : دکتر حسین نیک بین / مدرس دانشگاه

تحلیل محیط کسب‌وکار؛ بررسی وضعیت صنعت خودرو

تحلیل محیط کسب‌وکار؛ بررسی وضعیت صنعت خودرو

 

 

علت توجه دولتها به بخش خودرو

حمایت از بخش تولید به جهت ایجاد اشتغال و افزایش تولید ناخالص ملی موردتوجه دولت‌هاست. دولت‌ها با اخذ مالیات و عوارض از تولید خودرو منتفع می‌گردند. به‌طوری‌که از تولید نود میلیون دستگاه خودرو در سال 2015 با گردش مالی سه هزار میلیارد دلاری، حدود شش‌صد میلیارد دلار برای دولت‌ها درآمد ایجادشده است. سهم صنعت خودرو از GDP چین 7 درصد و در هند 6 درصد است. تولید ناخالص ملی کشور در سال 2015، 400 میلیارد دلار بوده است که سهم بخش صنعت حدود 16 درصد است که صنعت خودرو بیش از 3 درصد آن را عهده‌دار بوده است. این در حالی است که مالیات کمتر از 7 درصد تولید ناخالص ملی را شکل می‌دهد و بخش معدن تنها 1.2 درصد سهم دارد.

ارزبری صنعت خودرو 2.5 میلیارد دلار است اما جایگزینی تولید با واردات خودرو باعث خروج 13 میلیارد دلار ارز می‌گردد. بنابراین این صنعت بیش از 10میلیارد دلار صرفه‌جویی ارزی عاید کشور می‌نماید. موضوع بعدی کسب درآمد قابل‌توجه توسط نهادهای عمومی و دولتی است به‌طوری‌که به ازای 1 میلیون خودروی تولیدی؛ گمرک، تأمین اجتماعی، دارایی، بانک‌ها و تأمین‌کنندگان مالی و بیمه‌ها، درمجموع بیش از 10 هزار میلیارد تومان دریافت می‌نمایند. با افزایش تولید خودرو به 2 میلیون خودروبر اساس برنامه توسعه ششم، نهادهای عمومی و دولتی، سالانه به 20 هزار میلیارد درآمد خواهند رسید. همه این مسائل وجود و توسعه صنعت خودرو را توجیه می‌نماید.

تأمین مالی و اوراق بدهی

شرکت‌های بزرگ جهت تأمین مالی هزینه‌های خود با دشواری‌های بزرگی دست‌به‌گریبان‌اند و گاه تسهیلات با نرخ 30 درصد را به‌ناچار برای تأمین مالی خود می‌پذیرند. با تسهیلات 30 درصدی و مازاد نیرو، چگونه می‌توان با رقبای خارجی رقابت کرد. با رقبای خارجی که به نرخ 2 یا 3 درصد تأمین مالی می‌شوند و حکم محدودیت تعدیل نیرو ندارند و تکلیف‌های آن‌چنانی از سوی دولت خود ندارند، رقابت کار سختی است. شیوه جدیدی که اخیراً برای تأمین منابع مورداستفاده قرار گرفت اوراق مرابحه بود که شرکت سایپا با انتشار 500 میلیارد تومان از این اوراق با نرخ سود 18 درصدی، گام بزرگی در جهش کاهش هزینه‌های مالی برداشت و نشان داد امیدوار شدن به بانک‌ها با دارایی‌های سمی بالا و نرخ تسهیلات با فرمول نامعلوم، نمی‌تواند نسخه شفابخشی باشد و بازار سرمایه بهترین محل برای تأمین مالی شرکت‌های بزرگ و متوسط است.

ضرورت اصلاح ساختار مالی

با صورت‌های مالی جدید و ساختار جدید، شرکت‌ها  نفس دوباره می‌کشند. اصلاحات مالی در شرکت‌ها ضرورتی حیاتی است که با آن روح جدید در شرکت دمیده می‌شود و چابکی و انعطاف مالی، سرعت حرکت شرکت را دوچندان می‌نماید. ضمن اینکه جذب شرکای خارجی راحت‌تر صورت می‌پذیرد. مسئله‌ای که نیاز فعلی شرکت‌های متوسط و بزرگ است. دولت در شرکت‌هایی که  در آن‌ها سهم دارد  نه توان تزریق منابع دارد و نه اجازه تعدیل نیرو می‌دهد. بنابراین جذب منابع ارزان داخلی و خارجی در جهت کاهش هزینه مالی و همچنین توسعه شرکت‌ها یکی از الزامات در موفقیت شرکت‌هاست. با توجه به تجربه موفق برخی شرکت‌ها مثل سایپا، شایسته است دولت با تهیه دستورالعمل مناسب و از طریق برگزاری همایش و دوره آموزشی و هم‌چنین طراحی مشوق‌های مناسب، همه مدیران شرکت‌ها را به اصلاح ساختار مالی ترغیب نماید. لازم به ذکر است مدیریت جهادی و توجه به اقتصاد مقاومتی در کنار اصلاح ساختار مالی در سایپا، افزایش تولید بیش از 50 درصدی را رقم‌زده است.

برنامه ششم و توسعه ناوگان حمل‌ونقل عمومی

در برنامه توسعه ششم برای بخش صنعت و معدن، متوسط رشد سرمایه‌گذاری  18.8 درصدی در نظر گرفته‌شده است. متوسط رشد اشتغال 3.4 درصد و متوسط رشد سالانه بهره‌وری عوامل تولید 4.5 درصد هدف‌گذاری شده است.

در این برنامه، تولید خودرو سواری و وانت که در سال 94، یک‌میلیون و بیست هزار دستگاه بوده است برای انتهای برنامه (سال 99) 2 میلیون دستگاه پیش‌بینی‌شده است. تولید خودروی تجاری مثل کامیون و … از 20 هزار دستگاه در سال 94 به 60 هزار دستگاه در پایان برنامه خواهد رسید. بر اساس این برنامه، متوسط طول عمر مینی‌بوس از 24.6 سال به 18 سال، اتوبوس از 12.7سال  به 12.5، سواری بین‌شهری از 8.2 سال  به 8 و متوسط طول عمر ناوگان باری از 17.3 به 15 سال در پایان برنامه کاهش خواهند یافت.

این هدف‌گذاری‌ها نشانگر توجه به نوسازی ناوگان شخصی و عمومی است و برای خودروسازان نوید تلاش و افزایش تولید دارد. اما با توجه به‌سرعت پیش‌بینی‌شده برای کاهش متوسط سن ناوگان حمل‌ونقل عمومی، کاهش آلودگی و رسیدن به هوای پاک سخت خواهد بود و نیاز است به بحث نوسازی ناوگان حمل‌ونقل عمومی بیش‌ازپیش توجه گردد.

 

نویسنده:

حسین محمودی اصل

مدرس دانشگاه و کارشناس اقتصاد و کارآفرینی

فرآیند توسعه از جنس آکادمیک

فرآیند توسعه از جنس آکادمیک

نقش دانشگاه کارآفرین در تجاری‌سازی پژوهش‌های دانشگاهي

 

توجه به مبحث کارآفريني در تمامي سازمان‌ها و شرکت‌ها، چه خصوصي و چه عمومي، چه انتفاعي و چه غیرانتفاعی، ضرورت يافته است. از طرف ديگر با ورود به عصر اطلاعات و تبدیل‌شدن جوامع سنتي و صنعتي به جوامع اطلاعاتي، منبع قدرت از نيروي بازو و ماده و انرژي، به دانش انتقال‌یافته است. درواقع نقش دانشگاه‌ها به‌عنوان يکي از نهادهاي عمده توليد دانش، در حال تغيير و تحول است. دانشگاه‌ها نيز به‌عنوان يک سازمان، و به‌عنوان جزئي اساسي از اجزاي جامعه، می‌بایست توجه و تمرکز ویژه‌ای بر کارآفريني داشته باشند. در اقتصاد دانش‌محور دانشگاه‌ها در کنار توليد، انتقال و ترويج علم، دست به تجاری‌سازی علم نيز می‌زنند. تأسيس مراکز رشد، پارک‌های فن‌آوری، و … ازجمله نمادهاي تجاری‌سازی دانش هستند. تجاری‌سازی را می‌توان به‌عنوان فرايند تبديل دانش تئوريک موجود در نهادهاي دانشگاهي به برخي انواع فعالیت‌های اقتصادي تعريف کرد محققین مدل‌هایی را براي فرايند انتقال تجاري دانش، ارائه کرده‌اند. برخي از پژوهشگران نيز ، چهار مرحله را در رابطه با تبديل نتايج پژوهش‌های دانشگاهي به ارزش اقتصادي، البته از طريق ايجاد شرکت‌های انشعابي، معرفي می‌کنند. عوامل متعددي بر پيشبرد فعالیت‌های تجاری‌سازی دانش تأثیرگذارند که می‌توان آن‌ها را به دودسته عوامل درون‌سازمانی و عوامل برون‌سازمانی تقسيم کرد. انتقال تجاري دانش در دانشگاه‌ها با موانعي روبرو است. درمجموع می‌توان گفت که موانع زيادي بر سر راه اثربخشی انتقال تجاري در دانشگاه کارآفرين جود دارد که شامل: تقابل فرهنگ‌ها، عدم انعطاف بوروکراتیک، سیستم‌های ضعيف پاداش‌ده‌ی و مديريت غير اثربخش دفاتر انتقال تکنولوژي دانشگاه‌ها می‌باشند

 

انتقال تجاري دانش از دانشگاه به صنعت، به معناي عام، يکي از کارکردهای نوين دانشگاه محسوب می‌شود که با توجه به کاهش بودجه‌های عمومي پژوهشي در کشورهاي مختلف جهان و روند رو به افزايش اين پديده، امري ضروري و اجتناب‌ناپذیر است. امروزه بسياري از دانشگاه‌های معتبر و بزرگ جهان سالانه مبالغ بسيار زيادي را از طريق انتقال تجاري نتايج پژوهش‌های خود در قالب، واگذاري حق امتياز، ايجاد شرکت‌هاي انشعابي(اسپین آف‌ها) و … کسب می‌کنند و اين روش يکي از منابع عمده درآمدي آن‌ها محسوب می‌شود. انتقال تجاري دانش در دانشگاه‌ها با موانعي روبرو است که به برخي از عمده‌ترین آن‌ها عبارتند از:

مديريت غير اثربخش مالکيت دارایی‌های فکري دانشگاه

مخالفت برخي دانشگاهيان با تجاری‌سازی دانش

عدم انگيزه پژوهشگران در تجاري سازي يافته‌ها و اختراعات خود

فرهنگ دانشگاه

 

درمجموع می‌توان گفت که موانع زيادي بر سر راه اثربخشی تجاری سازی دانش و فناوری وجود دارد که شامل: تقابل فرهنگ‌ها، عدم انعطاف بوروکراتیک، سیستم‌های ضعيف پاداش‌ده‌ی و مديريت غير اثربخش دفاتر انتقال تکنولوژي دانشگاه‌ها می‌باشند . درنتیجه می‌توان پيشنهاد داد که دانشگاه‌ها براي افزايش مشارکت دانشمندان و محققين خود در فعالیت‌های مربوط به انتقال تجاري دانش، برنامه‌های انگيزشي همچون تعيين سهمي براي مخترعين در حق امتياز يا سهيم کردن آن‌ها را، اجرا کنند و از طرفي با واگذاري امتيازات انحصاري يا غير انحصاري ،سهيم شدن در مخاطرات مبتني بر اين امتيازات، آزادي عمل اساتيد و محققين دانشگاهي در ورود به فعالیت‌های اجرايي و راه‌اندازی کسب‌وکار مبتني بر پژوهش‌های خود، اجازه استفاده از منابع دانشگاهي براي ايجاد مخاطرات جديد مبتني بر دانش و تکنولوژي دانشگاهي، نحوه تقسيم سود حاصل از تجاری‌سازی تکنولوژي ،کمک‌های مالي دانشگاه درراه اندازي شرکت‌هاي جديد ،تجاری‌سازی دانش را تسهيل نمايند.

نویسنده : وحیده نکونام طوسی / مشاوره حوزه کارآفرینی

کارآفرینی در عرصه آموزش عالی؛ تحول در مأموریت دانشگاه‌ها

کارآفرینی در عرصه آموزش عالی؛ تحول در مأموریت دانشگاه‌ها

 

 

دانشگاه‌های پویای قرن بیست و یکم دانشگاه‌هایی هستند که  بتوانند ارزش‌های تخصصی و مدیریت را پرورش داده و تلفیق کنند. تجربه دانشگاه‌ها در سایر کشورها در محقق سازی مأموریت کارآفرینی، حکایت از آن دارد که برای شکل‌گیری دانشگاهی کارآفرین، نظام دانشگاهی در رویکرد سیستمی باید از ساختاری منعطف، چشم‌انداز و راهبردی آینده‌نگر، فرهنگی کارآفرینانه و نوآور، نیروی انسانی توانمند، تعامل مستمر با محیط و نظام‌های حمایتی برخوردار باشد. در این راستا نظام دانشگاهی کشور در راستای تحولات جهانی و همچنین توسعه کارآفرینی برنامه‌های آموزشی و ترویجی را تدوین نموده است که می‌توان به مرکز کارآفرینی دانشگاهی، مراکز رشد، پارک‌های علم و فناوری، دانشکده‌های کارآفرینی و . . .  اشاره نمود. اما هنوز دانشگاه‌های ما از قابلیت‌های کارآفرینی دانشگاهی فاصله زیادی دارند و مأموریت اصلی آن‌ها آموزش و پژوهش می‌باشد.

مطالعات اتزکویتز  نشان می‌دهد که بر اساس پویایی درونی دانشگاه و آثار دنیای بیرونی بر ساختارهای سیستم علمی، دو انقلاب دانشگاهی در جهان به وقوع پیوسته است : انقلاب نخست در اواخر قرن نوزدهم در کشور آلمان اتفاق افتاد که طی آن دانشگاه‌ها علاوه بر مأموریت توزیع دانش، تولید دانش را نیز بر عهده گرفتند. بر این اساس، گروه‌ها و مراکز تحقیقاتی در درون دانشگاه‌ها شکل گرفتند. انقلاب دوم ، در نیمه دوم قرن بیستم با ظهور نوآوری‌های مبتنی بر علم در جنگ جهانی دوم، اتفاق افتاد .اما به دانشگاه‌هایی که دارای مأموریت سوم هستند، دانشگاه‌های کارآفرین گفته می‌شود.

در مسیر این تحول دانشگاه‌ها ، به سه دسته سنتی، مدرن و کارآفرین تقسیم می شوند . دانشگاه سنتی خود را به گردآوری، تولید و انتقال دانش به سایر اعضا جامعه علمی یا به سازمان‌ها در زیر بخش‌های اجتماع (اقتصاد، هنر، مذهب، ورزش و . . . ) در چارچوب قوانین و مقررات محدود می‌کند ، اما دانشگاه‌های کارآفرین بسترسازان قابلیت‌های کارآفرینی و به‌عنوان مؤسسات یادگیری تلقی می‌گردند و اغلب درگیر ایجاد و انتقال دانش جدید و دانش سنتی به دانشجویان می‌باشند. ضمناً در دانشگاه کارآفرین، تولیدکنندگان و انتقال‌دهندگان دانش بخشی از فرآیند نوآوری بوده و بیشتر به کاربرد دانش یعنی تولید ثروت می‌پردازند. دانشگاه‌های کارآفرین بر توسعه فرهنگ بنگاهی، کار و تلاش و تبدیل دانش و نتایج تحقیق به نوآوری و فناوری تأکیددارند.

 

دنیای امروز شاهد تحول در مأموریت و نقش محیط‌های علمی، پژوهشی شامل دانشگاه‌ها ، بنگاه‌ها و سازمان‌های دولتی است . این سه نهاد ضمن حفظ استقلال خود، درزمینهٔ تولید دانش و تکنولوژی وارد قلمرو یکدیگر می‌شوند، یعنی حدود و مرزهای آن‌ها کم‌رنگ‌تر می‌شود و بین آن‌ها هم‌پوشانی وظایف و مأموریت‌ها به وجود می‌آید و به‌جای مرزبندی محکم، وضعیت هاله‌ای بین آن‌ها  به وجود می‌آید.

 

دانشگاه‌ها از آغاز به‌عنوان نهاد فرهنگی شکل گرفتند و به آموزش و تربیت نیروی انسانی پرداختند. اولین انقلاب علمی در اواخر قرن 19 روی داد، که طی آن دانشگاه‌ها علاوه بر مأموریت آموزشی، مأموریت تحقیقاتی را نیز عهده‌دار شدند. در این راستا گروه‌ها و مراکز تحقیقاتی در دانشگاه‌ها ایجاد گردید.

در این دوره دانشگاه‌ها علاوه بر مأموریت توزیع دانش، مأموریت تولید دانش را نیز به عهده گرفتند. دولت مسئول تأمین مالی دانشگاه شد . دانشگاه از استقلال کامل برخوردار است. اعضای هیئت‌علمی برای انتخاب نوع و موضوع تحقیق، آزاد هستند. یکپارچگی تحقیق و تدریس الگوی مسلط در این دوران است.

مأموریت دانشگاه‌ها در انقلاب اول، تولید دانش و توزیع دانش (آموزش دانشجویان ، انتشارات کتاب، مقاله و …) بود . دومین انقلاب علمی در اواخر قرن بیستم بود که طی آن دانشگاه‌ها مأموریت سوم خود یعنی ورود در فرآیند توسعه تکنولوژی و حرکت به‌سوی دانشگاه‌های کارآفرین را آغاز کردند. این مأموریت ایفای نقش وسیع‌تر دانشگاه‌ها را در توسعه اقتصاد محلی، منطقه‌ای،ملی و بین‌المللی موجب گردید و باعث شد که دانشگاه‌ها به‌عنوان نهاد تولید و توزیع‌کننده دانش، و بنیان‌گذار بنگاه‌های مختلف ، نقش اساسی در توسعه صنعتی و نوآوری تکنولوژی ایفا کنند . در این رابطه ، تدریس و آموزش فردی به آموزش سازمانی و تحقیق فردی به تحقیق گروهی تبدیل می‌شود. دانشمندان کارآفرین و دانشگاه‌های کارآفرین، با تبدیل دانش به مالکیت معنوی، دورنما و چشم‌انداز علمی دانشگاهی را مهندسی مجدد می‌کنند. اعضاء هیئت‌علمی و دانشجویان (به‌ویژه کارشناسی ارشد و بالاتر) یاد می‌گیرند که تجاری‌سازی و توان و پتانسیل معنوی تحقیقاتشان را ارزیابی کنند . اعضای هیئت‌علمی بنگاه دایر می‌کنند و دانشگاه‌ها وارد سرمایه‌گذاری‌های جدید و پرمخاطره شده و از طریق بنگاه‌هایشان در سرمایه‌گذاری‌ها ایفای نقش می‌کنند . بدین ترتیب سیستم‌های جدید دانشگاهی شکل‌گرفته و در ساختارها و سیستم‌هایشان تحول ایجاد شد و در قلب سیستم نوآوری دانشگاه‌ها ، دانشگاه کارآفرین جای گرفت که پیشرفت‌های تکنولوژیک را موجب گردید. فرآیند اشاعه تکنولوژی از طریق مراکز واسط تسهیل شد و بر اساس ساختارهای حقوقی، حق بهره‌برداری از یافته‌های تحقیقاتی دانشگاهی، واگذار گردید. دانشمندان دانشگاهی، به مخترعین، توسعه‌دهندگان و کارآفرینان تبدیل شدند. دانشگاه‌ها موتور توسعه اقتصادی شدند و مکانیسم‌های سازمانی جدیدی برای تحقق این هدف و ذخیره‌سازی، بسط و توسعه و انتشار دانش، طراحی و پیاده شد. این‌گونه شد که مأموریت دانشگاه‌ها با گذشته تغییرات زیادی را تجربه نمود.

 

نویسنده : امیررضا علیزاده مجد

پژوهشگر حوزه دانشگاه کارآفرین

گفتگو با دکتر علی فتی: ریاست پارک علم و فناوری استان هرمزگان

گفتگو با دکتر علی فتی: ریاست پارک علم وفناوری استان هرمزگان

 

عضو هیئت علمی دانشگاه هرمزگان

دکتری مکانیک – گرایش ساخت و تولید

رییس سابق مرکز رشد استان هرمزگان

 

پارک علم و فناورری هرمزگان، چه سالی متولد شد؟

پارک علم و فناوری استان ۲۲ دی ۱۳۹۰ ، افتتاح گردید ولی این افتتاح کافی نبود زیرا در آن سال زیر ساخت لازم و ردیف بودجه نداشت اما دوسال بعد موفق شدیم ردیف بودجه بگیریم یعنی سال ۱۳۹۲ و با اعتبار یک میلیارد تومانی فعالیت رسمی پارک آغاز گردید. در ابتدا یک مرکز رشد جامع داشتیم که این مرکز رشد اغلب فعالیت‌هایش در حوزه تخصصی استان، مانند فعالیت‌های دریامحور و زیست محیطی، کشاورزی، بیوتکنولوژی و از این قبیل فعالیت‌ها بود اما بعد از آن یک مرکز رشد پزشکی نیز تاسیس کردیم که این مرکز وظیفه عرضه خدمات به اعضای محترم هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی عهده داربود که این مرکز کار پزشکی و فناوری های پزشکی انجام می‌داد.

 

زمینه اصلی فعالیت های پارک، چه بخش‌هایی را شامل می‌شود؟

فعالیت‌های پارک در پنج زمینه اصلی تعریف شد که البته مزیت‌های نسبی استان نیز بودند. این فعالیت‌ها حمل و نقل و ترانزیت، صنایع دریایی، شیلات، آبزی پروری، کشاورزی مبتنی بر آب شور و صنایع انرژی بر را شامل می شود، که بحث شیلات، آبزی پروری و صنایع دریایی فعالیت هایی از یک حوزه صنعتی بودند. این حوزه‌های تخصصی مزیت‌های نسبی استان هستند که ما هشتاد درصد فعالیت‌ها را در این حوزه‌ها انجام می‌دهیم و بیست درصد فعالیت‌ها بخش  عمومی را شامل می‌شوند که در واقع شرکت‌ها می‌توانند در حوزه های مختلفی نظیر فناوری اطلاعات و . . .  به ما مراجعه کنند.

 

پارک چه تعداد شرکت را زیر چتر خود قرار داده؟

در حال حاضر (مصاحبه در نیمه بهمن ماه انجام پذیرفته)، قریب به ۱۰۸ شرکت و واحد فناور در دل پارک علم و فناوری هرمزگان وجود دارند. ۲۵ مورد از شرکت‌های ما دانش بنیان هستند یعنی توسط معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ارزیابی شدند. شایان ذکر است که این شرکت ها بالغ بر هشت میلیارد تومان فروش داشتند. ضمناً در این مدت بالای ۶۰ هزار دلار فروش خارجی نیز داشتیم.

 

اولویت های اصلی پارک چیست؟

باید عرض کنم که در سال 1395 شرکت های زیر نظر پارک را در تمامی ابعاد مورد تشویق قرار داده ایم،ضمناً نیازهای فناورانه استان را استخراج کردیم و شرکتهای دانش بنیان را تشویق می کنیم به موضوعاتی بپردازند که مشکل استان هستزیرا ما اعتقاد داریم که مجموعه پارک فناوری هر استان نسبت به توسعه منطقه خویش متعهد می باشد و اولین اولویت ما باید راه اندازی کسب و کارهایی باشد که خروجی آن، حل مشکلی از مشکلات استان باشد. بنابراین به مشکلات مربوط به حوزه هایی نظیر آب، محیط زیست، صنایع انرژی برق و . . . نگاه ویژه ای داریم و دست همکاری و یاری با شرکت های فعال این حوزه می دهیم.

 

تمایز پارک هرمزگان با سایر پارک ها چیست؟

به هر حال تمایز پارک علم و فناوری هرمزگان با سایر پارک‌ها در حوزه های تخصصی آن می باشد  که ما بحث دریامحوری را (که به هر حال استان، استانی دریامحور هست) به عنوان یک هدف انتخاب کردیم و در این حوزه فعالیت های خود را توسعه می دهیم. شایان ذکر است که پارک هرمزگان در پی ایجاد یک مرکز رشد فناوری های دریایی است که به لطف پروردگار در سال 1396 خبر های خوبی در این رابطه به اطلاع مردم عزیز ایران خصوصاً هرمزگانی های عزیز، خواهد رسید.

 

تعامل پارک با دانشگاهای استان چگونه است؟

یکی از مهم ترین چالش هایی که پارک ها با آن مواجه تعامل با دانشگاه ها است. قطعا شرکت های دانش بنیان و اعضای هیئت علمی هستند که شرکت تاسیس می کنند و فارغ التحصیلان دانشگاه ها هستند که شرکت های دانش بنیان را تاسیس می کنند. ما برنامه های ویژه ای را برای افزایش سطح تعامل به صورت رو افزون را داریم و باید عرض کنم بنده و همکاران زحمت کش پارک از هیچ تلاشی در افزایش سطح تعامل با دانشگاه مضایقه نخواهیم کرد.

این تعامل دانشگاه و پارک باید تعامل کاملاً نزدیک باشد که به هر حال هم دانشگاه منتفع شود و بتواند سهمی از درآمدهای خودش را از محل فروش شرکت‌های دانشگاهی خودش داشته باشد(از محل رویالتی)،ضمناً اعضای هیئت علمی نقش بسزایی در ارتقا سطح این تعامل را ایفا کرده و همچنین دانشگاه نیز باید نسبت به فارغ التحصیلان خودش متعهد باشد(منظور از تعهد این است که دانشگاه علاوه بر کار روی سطح دانشی دانشجویان، روی سطوح مهارتی و نگرشی آنها نیز متمرکز شده و آنها را به خلق کسب و کاری جدید سوق دهند). بدین منظور پارک علم و فناوری استان، تفاهم نامه‌ای را با چهار دانشگاه اصلی استان منعقد نمود، که به سبب آن بتوان آیین‌نامه ارتقا را که به تاسیس شرکت های دانش بنیان اهمیتی داده بتوان در دانشگاه پیاده سازی کرده و در نهایت منجر به ارتباط فراگیر و همه جانبه با دانشگاه ها شود.

توجه داشته باشید مهم ترین بحث در خصوص تعامل نزدیک این است که ما در دانشگاه ها استارتاپ ویکند و دوره های آموزشی برگزار می کنیم و مشکلات استان را به مشورت اعضای هیئت علمی و دانشجویان می گذاریم و آن ها برای حل مشکلات استان طرح و نظر می دهند و در نهایت این شکاف ها تبدیل به شرکت شده و در استان فعالیت ومشکلات را حل می کند. این فرآیند و چرخه ای هست که ما در نظر گرفته ایم.

اما برای بحث های توسعه ای مهم ترین مشکلی که در پارک داریم، بحث فضای فیزیکی است که باید آن را توسعه دهیم و به دنبال آن هستیم که ۴۵۰۰ متر فضا را به فضای فیزیکی اضافه نماییم. ساختمان رو به روی دانشگاه هرمزگان با زیربنای ۱۸۰۰ متر در حال ساخت می باشد که خوشبختانه در فاز اول پروژه شاهد پیشرفت فیزیکی 40 درصدی می باشیم. همچنین در سال ۹۶ برنامه ریزی کردیم که ارتباط دانشگاه و پارک رو نزدیک تر از وضع موجود نماییم، ضمناً تمرکز بیشتری بر اعضای هیئت علمی و فارغ التحصیلان دانشگاهی داشته باشیم، در این راستا فراخوان حمایت از پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری را در بهمن ماه اعلام کردیم که انشاالله بتوانیم در پایان نامه‌هایی که کاربردی هستند و قابلیت تبدیل شدن به شرکت و تجاری سازی را دارند، حمایت های لازم را انجام دهیم. و رئوس برنامه های اصلی پارک علم و فناوری هرمزگان موارد فوق الذکر را شامل شده و تمام تلاش مسئولان محترم پارک تحقیق این برنامه ها بوده تا در نهایت به لطف خدا بتوانیم یک اکوسیستم فناوری و نوآوری را در استان هرمزگان پیاده سازی نماییم. در انتها جا دارد از تیم نشریه دانشگاه کارآفرین بابت راه اندازی این نشریه که رسالتی سنگین در راستای ترویج فرهنگ کارآفرینی دانشگاهی را دارد، تشکر و قدردانی نمایم.