اقتصاد مقاومتی

در یک نگاه دقیق به چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی می‌بینیم که توسعه‌یافتگی یکی از ارزش‌های مهم و کلیدی برای نظام ما است. دراین‌بین توسعه اقتصادی به‌عنوان بازوی پرتوان توسعه‌یافتگی می‌تواند به آرمان‌های ما جامه عمل بپوشاند و این میسر نمی‌گردد مگر با “جهاد اقتصادی”.

فعاليت‌هايي همانند تنظيم چشم‌انداز بيست‌ساله كشور و گام‌های بلند اقتصادي كه در كشور برداشته مي‌شود، نظير سهميه‌بندي بنزين در سال 1386، هدفمندي يارانه‌ها و تصويب نهايي نقشه جامع علمي كشور در اسفند 1389 نشان مي‌دهد نظام جمهوري اسلامي ايران در مسير پيشرفت و تعالي، حركت خوب و قابل‌تحسینی را شروع كرده است. مسئولان نظام نيز مي‌خواهند اين حركت را ادامه دهند. آنچه در اين برهه از زمان، براي نظام اسلامي ما اهميت ويژه و زيربنايي دارد و رهبر فرزانه و دورانديش انقلاب در پيام نوروزي بر آن تأكيد كرد، مسائل اقتصادي است و نام‌گذاري سال 1390 «سال جهاد اقتصادي» نیز به همين دليل بوده است.

 

جهاد چیست؟

جهاد در لغت به معناي متعددي آمده است؛ كارزار كردن با دشمنان درراه خدا و جنگيدن درراه حق. جهاد از فرايض اسلام است و فرار از آن، حرام گفته‌شده است جهاد به هر كيفيت كه پيروزي را ممكن سازد، جايز است.

از منظر قرآن، جهاد براي سركوبي تجاوزگران، مهار فساد، پالايش جامعه، تأمين آزادي و صلح و امنيت، زمينه‌سازي براي حاكميت حق و عدالت و شكوفايي انسان است.

ظرفیت‌سازی اقتصاد مبتنی بر دانش برای کشورهای درحال‌توسعه

ظرفیت‌سازی اقتصاد مبتنی بر دانش برای کشورهای درحال‌توسعه

 

در صورت تمام نشدن سیاست‌های پولی، مجمع جهانی اقتصاد گزارش می‌دهد که وابستگی اقتصاد به سیاست‌های مالی، تغییرات ساختاری و انگیزه‌های عمومی برای اختصاص سرمایه بیشتر به طیف کاملی از عوامل رشد برای اقتصاد بستگی دارد. این به کشورها این امکان را می‌دهد تا از چشم‌اندازهای جدید ارائه‌شده توسط انقلاب صنعتی چهارم، ناشی از گذر به اقتصادهای دانش‌بنیان (KBE)، بهره کافی را ببرند. اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی است که از دانش به‌عنوان موتور اصلی رشد اقتصادی استفاده می‌کند. اساساً، این اقتصادی است که در آن عامل اصلی رشد، ایجاد ثروت و اشتغال در تمام صنایع تولید، توزیع و استفاده از دانش است. به‌طور خاص، کشورها نه‌تنها برای ساختن اقتصاد داخلی مؤثرتر بلکه برای استفاده از فرصت‌های اقتصادی خارج از مرزهای خود به اقتصاد مبتنی بر دانش نیاز دارند.

استفاده از دانش، همان‌طور که در زمینه‌هایی مانند تحقیق و توسعه، کارآفرینی و نوآوری و در سطح آموزش و مهارت افراد بیان می‌شود، اکنون به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی رشد، بهره‌وری و رقابت در اقتصاد جهانی شناخته‌شده است. مفهوم دانش از چارچوب اقتصاد دانشی موسسه بین‌المللی جهان اقتباس‌شده است که دانش را در چهار رکن طبقه‌بندی می‌کند: رژیم اقتصادی و نهادی، آموزش و مهارت‌ها و یک سیستم نوآوری کارآمد و همچنین زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات که همه اقتصاد مبتنی بر دانش یک کشور را تشکیل می‌دهند.

در اقتصاد جهانی که به‌طور فزاینده‌ای رقابت وجود دارد، دیگر نمی‌توان علم، فناوری، کارآفرینی، توسعه منابع انسانی و ظرفیت‌سازی نوآوری را در درجه اول برای کشورهای ثروتمندتر و ازنظر اقتصادی پویاتر دانست. در عوض، اگر هر ملتی امیدوار به پیشرفت و زنده ماندن از چالش‌های اقتصاد جهانی باشد و اگر رهبران جهان انتظار دارند جهانی‌شدن به توسعه پایدار و کاهش فقر پایدار منجر شود، ظرفیت‌سازی اقتصاد مبتنی بر دانش(KBE)  یک ضرورت مطلق است. این واقعیت را می‌توان تأیید کرد که محققان مختلف رابطه بین نقش اقتصاد دانش‌بنیان و رشد اقتصادی کشورها و مناطق منتخب را بررسی کرده‌اند و همه آن‌ها تأثیر قابل‌توجه و مثبت دانش در رشد اقتصادی را دریافته‌اند؛ بنابراین به‌طور گسترده اذعان شده است که دانش برای رشد و توسعه اقتصادی ضروری است. وقتی کشوری سرمایه‌گذاری بیشتری در دانش داشته باشد، ازنظر اقتصادی نیز پیشرفت بیشتری خواهد داشت. بنابراین، مسئله مهم توسعه اقتصادی و رشد این است كه آیا كشورها باید ظرفیت KBE را ایجاد كنند یا خیر؟ و یا با توجه به محدودیت‌های اقتصادی و نقطه شروع هر كشور، از چه نوع ظرفیتی استفاده و از كجا شروع و چگونه می‌توان آن را ایجاد كرد؟ KBE‌ها در سال‌های اخیر در مرکز گزارش‌های اصلی سیاست‌های سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) و بانک جهانی بوده‌اند. در این چارچوب سیاست است که اهمیت KBE توسط آمریکای شمالی، اروپا و آسیای شرقی که به‌طور حتم تعیین‌کننده الگوی توسعه اقتصادی درصحنه بین‌المللی بوده است، کنترل‌شده است.

توانایی دولت در ارائه چارچوب نظارتی مؤثر می‌تواند معیار عملکرد اقتصاد و معاملات بازار باشد؛ بنابراین، تأثیر نظام اقتصادی و نهادی بر توسعه اقتصادی به کیفیت فرآیند حاکمیت، سیاست‌های نظارتی اتخاذشده و انگیزه‌های اعمال‌شده بستگی دارد. به‌طور خاص، تحقیقات اثبات کرده‌اند که مشوق‌های دولتی و نظام‌های نهادی کمک‌های منحصربه‌فرد و آماری قابل‌توجهی در رشد اقتصادی دارند. این بدان دلیل است که رشد اقتصادی به این بستگی دارد که آیا دولت از سیاست‌های کلان اقتصادی و رقابتی شفاف و همچنین چارچوبی قانونی برخوردار است که راهی را برای افراد مختلف فراهم می‌کند تا دانش را به‌صورت آزاد، کارآمد و مؤثر تولید و استفاده کنند. تحقیقات نشان داده است که کیفیت نهادی به‌طور مثبت و قابل‌توجهی بر رشد اقتصادی در کشورهای اسلامی تأثیر می‌گذارد. گزارش نشان می‌دهد که نظام‌های اقتصادی و نهادی، از دیگر عوامل تولید، تأثیر قابل‌توجهی در رشد اقتصادی دارند. علاوه بر این، بحث شده است که با توجه به فراهم آوردن شرایط مناسب برای فعالیت اقتصادی، رژیم نهادی یک کشور باید به‌گونه‌ای کارآمد برنامه‌ریزی شود که مشاغل را به استفاده از دانش تشویق کند.

برای توسعه کارآمد، کسب، توزیع و استفاده از اطلاعات قابل‌استفاده، جمعیت تحصیل‌کرده و آموزش‌دیده مهم است. این امر باعث افزایش ضریب بهره‌وری کلی و درنتیجه رشد اقتصادی می‌شود. به نظر می‌رسد که ازنظر فنی، یک جمعیت تحصیل‌کرده‌تر از این هم برخوردار باشند. این امر تقاضای محلی برای محصولات نوآورانه با بهترین کیفیت را افزایش می‌دهد که به الهام بخشیدن به صنایع محلی برای نوآوری و ایجاد کالاهای پیشرفته و فن‌آوری‌های پیشرفته کمک می‌کند.

پژوهشی که ارتباط طولانی‌مدت بین آموزش عالی و پیشرفت مالی در کشورهای آسیای جنوبی را با اجرای پتانسیل انسجام اقتصادسنجی بررسی کرد به این نتیجه رسید که ارتباط مثبتی بین توسعه مالی کشورهای آسیای جنوبی و درصد کل ثبت‌نام در دبیرستان‌ها شناسایی کرد؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اگر ملت‌های آسیای جنوبی به آموزش عالی توجه بیشتری نشان دهند، سرمایه انسانی با کیفیت لازم برای رشد اقتصادی ممکن است بهبود یابد.

ارتقا نوآوری به‌طور خودکار به سمت ارتقا آموزش‌وپرورش و رشد مهارت‌ها که دومین ستون تأثیرگذار بر رشد اقتصادی است، سرایت می‌کند. با این کار، تداوم سرمایه‌گذاری در توسعه سرمایه انسانی بسیار مهم است. تقویت مشارکت برای سرمایه‌گذاری در آموزش مهارت‌ها (یادگیری رسمی، غیررسمی، شغلی، مادام‌العمر و غیره) و رشد سرمایه انسانی در ایجاد جوامعی که برای موفقیت KBE به‌طور فزاینده‌ای دانش‌بنیان هستند، مهم است. همکاری‌های تقویت‌شده دانشگاه و صنعت باید از طریق افزودن اعضای خصوصی / صنعت به شورای آموزش ملی آموزش و همچنین هیئت‌های مشاوره دانشگاهی در دانشگاه‌ها برای بهبود برنامه درسی ایجاد شود.

 

نویسنده: امیر آزاد ارمکی

پژوهشگر حوزه اقتصاد

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

با بداهه‌سرایی «عادت كنيم كه عادت نكنيم»

پیش از بحران آماده آن باشیم.

 

وقتي در جامعه‌ای، بحراني بروز نموده و رفع می‌شود جمعي از محققان و پژوهشگران نسبت به عملكرد دولت و رفتار مردم از دیدگاه‌های مختلف مشغول به تحقيق می‌شوند كه چرا و چگونه اين بحران بروز نمود، كنترل شد و درنهایت بعد از صرف چه هزینه‌ای به حالت عادي بازگشتيم. حال كه همه‌چیز به روال عادي خود بازگشته است داوری‌ها شروع می‌شود و اما ها و اگر ها يكي پشت ديگري در روزنامه‌ها و سایت‌های مختلف خودنمايي می‌کند. چرا برخي دولت‌ها و ملت‌ها در خصوص برخي بحران‌ها از قبل آماده‌اند. آيا اصلاً می‌شود در مواجه با بحران آماده بود؟ چه بحران‌هایی قابل پیش‌بینی هستند و يا اصلاً بحران قابل پیش‌بینی وجود دارد.

وقتي صحبت از موجودي بنام انسان به ميان می‌آید لازم است به ريشه اين كلمه نیم‌نگاهی داشته باشيم. انسان در فارسی به معنی مفرد یک‌تن از مردمان است که ریشه در زبان اوستایی دارد و از واژه اوستایی انیسان به معنی داستان فراموش‌شده گرفته‌شده است. در عربی برگرفته‌شده از نسیان به معنی کسی که فراموش می‌کند و هم از واژه انس به معنی کسی که انس یافته است، می‌باشد که اصل این واژه در فارسی از زبان اوستایی و در عربی از زبان آشوری می‌باشد.

انسان موجودي است كه فراموش می‌کند. به عبارتی موجوداتي كه در لحظه زندگي می‌کنند و بسيار فراموش‌کارند. ولي چطور می‌شود همين انسان فراموش‌کار در جوامع مختلف در مواجه با بحران‌ها رفتارهای متفاوتي داشته باشد؟ مردم كشوري در زمان بروز زلزله طوري رفتار می‌کنند كه انگار بخشي از زندگي روزه آن‌ها زلزله است.

وقتي رفتار مردم ژاپن را در قبال بروز آنچه ما بحران می‌نامیم مشاهده می‌کنیم شك می‌کنیم كه اگر ما انسان فراموش‌کار هستيم پس آن‌ها كجاي كار قرار دارند؟ اشتباه نكنيد همه انسان‌ها فراموش‌کارند ولي برخي فراموش‌کارترند.

وقتي در كشوری زندگي می‌کنید كه جزیره‌ای است در وسط اقيانوس و هرروز زلزله، سونامي، آتش‌فشان بخشي از عوارض زندگي در چنين مكاني می‌باشد پس حالا كه نمی‌توان تمام رفتارهاي طبيعت را كنترل و پیش‌بینی كرد آيا نمی‌توان در زمان بروز آن رفتار درست را آموزش داد و كنترل كرد؟ نكته در اينجاست كه آن‌ها هم همانند دیگران‌اند با اين تفاوت بزرگ که موقعيت خود را درك کرده‌اند و پذیرفته‌اند كه از اين بحران‌ها ناگزیرند. پس خود و مردم جامعه را در رفتار مناسب با اين بحران‌ها آماده می‌نمایند. درست است كه انسان را توان مقابله به طبيعت نيست ولي آيا انسان توانايي پیش‌بینی و آمادگي محدود را نيز ندارد و يا در زمان بروز، امكان كنترل و بازگشت سريع به حالت عادي را می‌توان تمرين كرد. مردم جامعه نيز با اين سياست هم‌راستا می‌شوند و نتيجه مثبت آن را می‌بینند.

لذا است كه وقتي حادثه تروريستي پخش گاز سارين در مترو توكيو بروز می‌نماید همين كشور پيشرفته و آماده مقابله بحران نيز دچار سردرگمي می‌شود چون آمادگي خود را در برابر چنين حملاتي پیش‌بینی ننموده است و لازم است در روش‌های خود بازنگري و بروز رساني لازم را انجام دهد.

نظریه‌های سنتی مديريت نوآوري و تغيير نشان می‌دهد که مدیریت نظام‌مند، فعالیت ذهنی خطی با ساختار محکم است. مدیران احتمالاً تدوین و فرموله كردن اهداف را با دقت و وسواس فراواني انجام می‌دهند و با دقت تحت كنترل دارند.

اما بااین‌حال در دنیای واقعی، ممكن است مدیران هرگز اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری مناسب در لحظه را با توجه به شرايط پیش‌بینی‌نشده را نداشته باشند و همين مسئله آن‌ها را از اهداف از پيش طراحی‌شده خودشان دور نمايد. متغیرهای درگیر با برنامه‌های بلندمدت در این جهان همراه با تغییرات پر هرج‌ومرج، سردرگمی فراواني را براي تصميم گيران ايجاد می‌نماید.

  • کلید پیروزی مدیران و تصمیم گیران

ازاین‌رو لازم است مدیران ترکیبی از برنامه‌ریزی و بداهه را در تصمیم‌گیری‌هایشان داشته باشند. يعني با استفاده از خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در حين اجراي تصمیم‌گیری‌های در راستاي مديريت عدم قطعیت‌های اجتناب‌ناپذیر گام بردارند. هرچند اين رویکرد به مدیریت ممکن است با عنوان‌های خودسرانه و هوس‌باز به نظر آيد. ليكن درواقع، یک استراتژی بداهه نیاز به یک‌پایه محکم از رشته‌های عمومی از برنامه‌ریزی استراتژیک و مدیریت نوآوري موفق را دارد و سازمان بداهه‌نواز نوعي مديريت در تنش سالم بین نظم و انضباط و هنر را حفظ مي‌کند. به‌این‌ترتیب این سازمان می‌تواند با تمرکز بر اهداف بلندمدت با انعطاف‌پذیری كامل برای حل مشکلات خويش، خلاقانه به بهره‌برداری از فرصت‌ها و تبديل تهديدها به نعمت‌های غیرمترقبه اقدام ورزد.

 

مهندس حسين امیر احمدی

مدیر ایمنی و مهندسی عملیات مترو تهران

چرا پیاده‌سازی برنامه‌ریزی استراتژیک در آموزش عالی مهم است؟

چرا پیاده‌سازی برنامه‌ریزی استراتژیک در آموزش عالی مهم است؟

​​​​​​​​عینک بدبینی به برنامه‌ریزی استراتژیک را کنار بگذاریم

 

نویسنده: مهندس بهادر پارسیا

پژوهشگر حوزه معماری سازمان

همان‌طور که اصول و ارزش‌ها به بنیان‌گذاران الهام می‌بخشد تا دانشگاه‌ها را برای مشارکت در جامعه ایجاد کنند، اجرای یک برنامه استراتژیک مناسب نیز در یک موسسه آموزش عالی می‌بایست مورد اعتقاد و تعهد مطلق هر رئیس، مدیر، استاد، معلم و کارمند سازمان باشد. تنها با فرض این امر است که یک دانشگاه می‌تواند از طریق برنامه‌ریزی استراتژیک به اهداف بیشتری دست یابد.

این روش مدیریت در حال حاضر یک روش گسترده در میان مؤسسات آموزش عالی خصوصی و دولتی در بسیاری از کشورها است؛ اما با وجود این، هنوز هم در مورد چگونگی پیاده‌سازی آن و چگونگی هماهنگی هر قسمت و واحد کاری دانشگاه تحت این چتر گسترده به‌منظور دست­یابی به نتایج مطلوب، سؤالات و ابهام‌های بسیاری وجود دارد.​

این ابهام‌ها معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که یک موسسه تصمیم به اجرای برنامه استراتژیک گرفته است، بدون آگاهی و اطمینان از اینکه چرا این کار را انجام می‌دهد. در وهله اول، باید در داخل موسسه شفافیت کاملی در مورد اهمیت این موضوع که چرا مدیریت یک دانشگاه باید از طریق سیستمی که در اصل برای شرکت‌های سودگرا ایجادشده است، وجود داشته باشد.

هدف اساسی در هر سازمان برای رسیدن به اهداف، بهینه‌سازی تمام منابع موجود به‌منظور تأمین امنیت موسسه به‌عنوان یک پروژه پایدار است. سپس، اعتبارسنجی دانشگاه به‌عنوان یک هدف ضروری برای دست­یابی به آن توسط هر دانشگاهی به نظر می‌رسد؛ زیرا یکی از متغیرهای اصلی در انتخاب دانشجویان است که کجا و در کدام دانشگاه تحصیل نمایند، در نظر گرفته می‌شود. همچنین یک مقیاس برای اندازه‌گیری کیفیت در مؤسسات آموزش عالی و یک ابزار برای رتبه‌بندی آن‌ها با پارامترهای کیفیت است. در این زمینه، برنامه‌ریزی استراتژیک یک ابزار ضروری و بسیار مفید است که جمع‌آوری داده‌ها، اندازه‌گیری فرآیند و دیگر جنبه‌هایی که یک فرآیند اعتبارسنجی آموزش عالی نیاز دارد را تسهیل می‌کند.​

هدف بنیادی دیگری که دانشگاه‌ها به‌عنوان یک هدف اساسی برای دست­یابی به آن در نظر می‌گیرند چیزی است که فیونا هانتر، مشاور آموزش عالی و رئیس قبلی EAIE[1] (انجمن اروپایی آموزش بین‌المللی) به شرح زیر توضیح می‌دهد: «برنامه‌ریزی استراتژیک اغلب به‌عنوان یک ابزار کلیدی برای یک رویکرد منطقی‌تر و سامانمند برای ایجاد تغییرات لازم برای بین‌المللی­سازی بیشتر در جهت بنیادی و عملیات روزانه پیشنهاد می‌شود.»

بااین‌حال، بسیاری از افراد در دانشگاه‌ها نسبت به ارزش برنامه‌ریزی استراتژیک در آموزش عالی بدبین هستند و اعتقاد دارند که این برنامه‌ریزی با فرهنگ‌ها و سنت‌های دانشگاهی متناسب نیست. درحالی‌که می‌توان استدلال کرد که وقتی یک مدل مناسب اتخاذ می‌شود، نه‌تنها با نیازها و رفتارهای خاص دانشگاه‌ها هم‌تراز می‌شود، بلکه این پتانسیل را دارد که چیزی که اغلب بالقوه است را به واقعیت تبدیل کند.

‏رئیس پیشین EAIE بر این باور است که اگر یک برنامه استراتژیک به دقت طراحی شود، فضایی برای اجرای مشترک اهداف ایجاد می‌کند و به چسبی تبدیل می‌شود که فرآیند بین‌المللی­سازی را در کنار هم نگه می‌دارد.​

به‌عبارت‌دیگر، می‌تواند برای تقویت فرهنگ و قادر ساختن دانشگاه جهت تبدیل‌شدن به موسسه‌ای که می‌خواهد باشد، عمل کند.

همچنین شرکت Rand (‏یک سازمان تحقیقاتی برای چالش‌های سیاست عمومی) ‏تأکید می‌کند که برنامه‌ریزی استراتژیک در آموزش عالی به حفظ ثبات در یک محیط بی‌ثبات که به‌طور مداوم در حال تغییر است با توجه به این‌که دانشگاه‌ها اهداف بلندمدت دارند کمک می‌کند و به‌صورت سازنده به افزایش رقابت یا تهدیدهای خارجی پاسخ می‌دهند. مجموعه پردیس‌ها و دانشگاه‌های Rand Corp توضیح می‌دهد که اهداف متنوع و برجسته‌ای دارند، به‌عنوان ‌مثال، آن‌ها به دنبال افزایش اعتبار نهادی خود و یا تعامل کامل‌تر با جامعه هستند. بااین‌حال، مؤسسات آموزش عالی اغلب با چالش‌های مهمی در دست­یابی به این اهداف مواجه هستند. اجماع گسترده‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه برنامه‌ریزی استراتژیک، اگر به ‌درستی اجرا شود یک رویکرد نیرومند برای دست­یابی به اهدافی مانند مثال ذکرشده به دانشگاه‌ها ارائه می‌دهد. به‌طور خاص، روش‌های برنامه‌ریزی استراتژیک می‌توانند به هدایت مدیریت ارشد و همچنین توانمندسازی مدیران میانی کمک کنند، درحالی‌که فعالیت‌های روزمره خود را با اهداف گسترده موسسه همسو می‌کنند. برنامه‌ریزی استراتژیک همچنین می‌تواند تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را اجرا و ترویج کند و پایه و اساس اندازه‌گیری عملکرد را بنا کند که به مدیران اجازه می‌دهد تا بر روند پیشرفت نظارت و انحرافات از برنامه را شناسایی و آن‌ها را اصلاح کنند و تصمیمات تخصیص منابع را مطابق با اهداف تعریف‌شده اتخاذ کنند. ​

با وجود این واقعیت که هر دانشگاهی به خودی خود یک جهان واحد است، برخی شیوه‌های اساسی وجود دارند که به­خوبی در جایی که اجرا شده‌اند، کار کرده‌اند. با توجه به بررسی که در سال ۲۰۱۵ توسط انجمن برنامه‌ریزی کالج و دانشگاه از مدیران آموزش عالی انجام شد، ایجاد آگاهی، ترکیب بازخورد، شناسایی افراد مناسب و ایجاد طرحی قابلیت اجرا داشته باشد، حوزه‌هایی هستند که در فرآیند برنامه‌ریزی خوب عمل می‌کنند.​

به‌عنوان ابزار برنامه‌ریزی یا سیستم استراتژیک، برنامه‌ریزی استراتژیک برای آموزش عالی نیاز به تلاش جمعی عظیمی از کل سازمان دارد تا مؤثر و موفق باشد. نتایج نشان می‌دهد که هرچند تلاش‌های بسیاری در برنامه‌ریزی و اجرای استراتژیک موردنیاز است، اما زمانی که به درستی و به‌طور مؤثر اجرا شود، پیامدهای فوق‌العاده‌ای دارد که ارزش این تلاش‌ها را داشته است.​

 

[1] European Association of International Education

بفرمایید باشگاه …

بفرمایید باشگاه …

 نویسنده : دکتر حمید محمدی پور

 

تقریبا همه افرادی که به نوعی در کسب و کار فعالیت دارند با این نکته موافقند که مشتریان بلند مدت نسبت به مشتریان موقتی سودآورترند. هر اندازه مشتری وفادارتر باشد و بیشتر حفظ شود ، فروش و سودآوری بیشتری ایجاد خواهد کرد. یکی از ابزارهای مناسب دنیای کسب و کار امروز جهت حفظ مشتری ، ایجاد باشگاه مشتریان است. در واقع ، باشگاه مشتریان یکی از فعالیت بازاریابی رابطه ای است که به جای تمرکز بر جذب مشتری ، نگرش آن روی حفظ مشتریان فعلی تاکید دارد.

مهمترین مرحله جهت طراحی باشگاه مشتریان تعیین منطق اجرای برنامه : افزایش سود شرکت ، برنامه جهت اعتبار برند ، مبارزه تجاری و … می باشد.

باشگاه مشتریان باید با تشکیل یک بسته انگیزشی مناسب ، مشتریان را به عضویت و فعالیت در آن ترغیب نماید. از جمله فاکتورهای موثر با آمیخته بازاریابی باشگاه مشتریان عبارتند از:

  • اختصاصی سازی شیوه های توزیع محصولات :

حتما تصاویر مربوط به صف های طولانی جهت خرید آخرین مدل محصولات اپل ، پلی استیشن و یا آخرین نسخه کتابهای هری پاتر را دیده اید. علاقمندان به محصولات شرکت ، حتی رنج ماندن در سرمای خیابان را به جان می خرند تا بتوانند جزو اولین نفراتی باشند که جدیدترین محصول را تهیه کرده اند.

موسسات هواپیمایی را در نظر بگیرید که سالن انتظار ، گیت های عبور و خدمات کاملا یکسانی را به همه مشتریان ارائه می دهند. چه آنان که سالهانست به عنوان مشتریان وفادار از سرویس های این شرکت استفاده می کنند و چه آنان که برای اولین بار مشتری شده اند.

تمامی این موارد ، نمونه عدم استفاده از تکنیک های اختصاصی سازی شیوه های توزیع محصولات است. مشتریان وفادار و دائمی باید این امتیاز را داشته باشند که در اولین فرصت به درخواست آنها رسیدگی شود و کانال توزیع ویژه ای ، بنا به رتبه ایشان طراحی شود.

در فیلم بالا در آسمان (Up in The Air) کار هنرپیشه اصلی فیلم به گونه ای است که با هواپیما زیاد پرواز می کند . در یکی از سفرها ، مهمانداران و کادر پرواز با گرفتن جشنی از او به خاطر اینکه رکورد میزان پرواز با آن موسسه هواپیمایی را شکسته و وفادارترین مشتری لقب گرفته است تقدیر می کنند.

  • مستحکم سازی روابط :

برگزاری همایش های سالانه ، تورهای تفریحی ، گردهمایی ها ، قرعه کشی با حضور اعضای باشگاه و … همه و همه به جهت ایجاد حس پشتیبانی در مشتری است. هر اندازه این روابط مستحکم تر شود ، مشتری میل بیشتری به ماندن دارد و به همان میزان وفاداری او افزایش می یابد.

  • خدمات پس از فروش و بازخور خدمات :

آیا خدماتی که برای در اعضا در باشگاه در نظر گرفته ایم همان اندازه که از نظر ما ارزشمند است از نظر مشتری نیز ارزشمند می باشد؟ آیا فاکتورهایی که به عنوان اولویت اصلی در نظر گرفته ایم (تخفیف ، قرعه کشی و …) از نظر مشتری نیز اولویت بالایی دارد؟

نکته مهم این است که پیش از ایجاد هر ارزش برای شمتری در باشگاه ، نظر او را جویا شوید تا اطمینان حاصل شود که موارد در نظر گرفته شده جزئی از اولویت های اصلی مشتری نیز می باشد.

یکی از مواردی که در کسب و کار امروز ایران می توان به عنوان نمونه ذکر کرد ، تماس های شاد (Happy Call) جهت نظرسنجی از مشتریان است که در پاره ای موارد آن چنان با تماس چندباره گاه و بیگاه با مشتری در آن افراط می شود که باعث رنجش مشتری می گردد.

  • رتبه بندی مشتریان

تجربه عضویت در باشگاه مشتریان سازمانهای بزرگ و کوچک ممکن است برای تک تک ما پیش آمده باشد. یکی از ابزارهای بازاریابی این باشگاهها ، تشویق اعضا به ارتقای سطح عضویت خود از طریق خرید بیشتر ، معرفی مشتریان دیگران و سایر فعالیت های جنبی است.

کارت های وفاداری به شکل عضویت های برنزی ، نقره ای ، طلایی و در جدیدترین شکل آن الماس یا پلاتینیوم صادر می شود تا مشتری با انجام فعالیت های مذکور سطح عضویت خود را به سطح بالاتر افزایش دهد. آنچه در مقابل دریافت خواهد کرد می تواند خدمات VIP ، تخفیف بیشتر ، هدیه ارزشمندتر و در یک کلام رفتار ویژه تر باشد.

مجموع این ارزش ها در هنگام سنجش رضایت مشتری قابل اندازه گیری است. در انتهای فرم نظرسنجی دو پرسش وجود خواهد داشت:

  • آیا باز هم به ما مراجعه می کنید؟ 2) آیا ما را به دیگران معرفی می کنید؟

پاسخ مثبت مشتریان به 2 پرسش بالا بیانگر آن است که در حفظ مشتری و ایجاد وفاداری توانسته ایم موفق عمل کنیم.

گام های راه اندازی باشگاه مشتریان ، پس ار تایید این رویکرد جهت حفظ مشتری توسط مدیریت ، به شرح زیر است:

  • تعیین اهداف باشگاه : همان گونه که اشاره شد تشکیل یک کلوپ مشتریان ممکن است اهداف مختلفی را پیگیری کند . اهدافی چون افزایش سود و فروش ، افزایش اعتباز=ر برند ، مبارزه تجاری ، ارتباط صمیمی تر با مشتریان و … که البته در نهایت تمامی آنها به هدف اولی یعنی افزایش سود می اندیشند.
  • تعیین گروههای هدف : آنچه در اینجا مهم است این نکته می باشد که آیا قرار است باشگاه به عنوان یک اجتماع لوکس از افراد محدود مانند باشگاه مشتریان کالاهای گران قیمت باشد و یا اینکه باشگاه قرار است به عنوان کانال ارتباطی با طیف وسیعی از مشتریان (مانند مشتریان نامحدود برای یک محصول غذایی) عمل کند.
  • طراحی کانال های ارتباطی : ایجاد امکان ثبت امتیاز ، نظر ، پیشنهاد و کلیه تراکنش هایی که توسط اعضا انجام می شود براساس راحتی مخاطب ضروری است. از همین روست که کانال های ارتباطی متنوعی مانند وب سایت ، ایمیل ، پیام کوتاه ، تلفن گویا ، خبرنامه کاغذی و الکترونیکی ، ایجاد صفحه های هواداری در شبکه های اجتماعی و … ایجاد می گردد. به عنوان مثال ، بخشی از مشتریان با تحصیلات و فاصله سنی معین ، شاید ترجیح دهند به جای پر کردن فرم عضویت در اینترنت و پیگیری اخبار باشگاه از طریق آن ، فرم کاغذی را پر کرده و نشریه داخلی باشگاه به شکل چاپی برایشان پست گردد. شناسایی مناسب ترین کانال برای هر بخش از مشتریان در کاهش هزینه های ارتباطی و ارتباط موثرتر با مشتریان بسیار حائز اهمیت است.
  • یکپارچه سازی باشگاه مشتری با سازمان : مسلما پس از ایجاد باشگاه مشتری وقتی قرار است به سبب کسب امتیاز توسط مشتری قیمت محصول انعطاف پذیر باشد نیاز به بازنگری در سیستم قیمت گذاری محصول و بسیاری دیگر از زیر سیستم های سازمان است. بدین جهت هم در زمینه سخت افزار و هم در زمینه نرم افزار نیاز به یکپارچه سازی تراکنش های باشگاه مشتریان با سایر سیستم ها مانند مالی ، ارتباطات ، فروش ، بازرگانی ، تولید و … می باشد.

اقتصاد دانش بنیان با رویکرد دانشگاه کارآفرین

در پایان ، نباید این نکته را از نظر دور داشت که پیش از آن که هدف از تشکیل باشگاه مشتریان کسب درآمد باشد،  ابتدا باید به بهبود فرآیند ارتباط با مشتری در جهت حفظ مشتری اندیشید. چرا که به گفته هنری فورد ، تجارتی که فقط به پول می اندیشد تجارت فقیری است.

دکتر حمید محمدی پور

بالاترین نرخ تورم را کدام کشور دارد؟

بالاترین نرخ تورم را کدام کشور دارد؟

 

ونزوئلا کماکان رکورددار بیشترین تورم جهان است.
محاسبات دانشگاه جان هاپکینز که توسط استیو هانکه، استاد اقتصاد این دانشگاه صورت گرفته، نشان می دهد تورم سالانه منتهی به تاریخ بیستم ژوئن در دو کشور ونزوئلا و زیمباوه از هزار درصد عبور کرده است. در این محاسبات به جای استناد به آمارهای دولتی، به شاخص برابری قدرت خرید و نرخ ارز در بازار آزاد توجه شده است.
۱- ونزوئلا
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۲۴۹۹ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۱۵ هزار درصد
۲- زیمباوه
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۱۲۹۷ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۱۵۴ درصد
۳- لبنان
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۵۳۱ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۱۸ درصد
۴- سوریه
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۳۳۱ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: تعیین نشده
۵- سودان
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۹۲ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۹۶ درصد
۶- آرژانتین
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۷۳ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: داده نشده
۷- برزیل
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۴۰ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰:داده نشده
۸- ترکمنستان
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۳۵ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: هشت درصد
۹- نیجریه
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۲۸ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۱۴ درصد
۱۰- لیبی
نرخ تورم سالانه محاسبه شده دوره منتهی به بیستم ژوئن: ۲۷ درصد
نرخ تورم سالانه پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۲۰: ۲۲ درصد

رونق زیست بوم نوآوری و کارآفرینی در شهرکرد

رونق زیست بوم نوآوری و کارآفرینی در شهرکرد

 

ستاری، در نشست فعالان فناور و رونق اقتصاد دانش‌بنیان شهرکرد، با تأکید بر افزایش مجال نوآوری پایه زیست بوم اقتصادی را به منابع انسانی گرایش دهیم و منابع زیرزمینی برای کشوری با چنین سطح رفاه راه مناسب برای اداره کشور نیست. باید ارزش آفرینی و کارآفرینی در کشور جایگاه پیدا کند و نگاه به کشور و سرمایه های انسانی اش تغییر پیدا کند و افراد به واسطه توانمندی های نوآورانه شان ارزش گذاری شوند.
رییس بنیاد ملی نخبگان بر لزوم ایجاد زمینه ای برای استفاده از ظرفیت استعدادهای بتر و دانش آموختگان جوان در استان تأکید کرد و افزود: تعدادی از دانشجویان دانش آموخته به شهرایشان بازگشتند و خدمت رسانی می کنند و این که چنین زیست بومی فراهم شده است تا استعدادها و نخبه ها به کشور بازگردن اتفاقی مهم، ارزش بالا برای استان و گامی رو به جلو است.
معاون علمی و فناوری رییس جمهوری از حمایت های معنوی و زیرساختی برای توسعه بستر فعاالیت شرکت های دانش بنیان و استارتاپ ها در استان چهارمحال و بختییاری گفت و ادامه داد: خوشبختانه این زیست بوم در استان در حال شکل گرفتن است اگر چه راه زیادی باقی مانده است ولی این حرکت رو به جلو آغاز شده است.
ستاری با بیان این که در صورتی که استان فضایی را به زیست‌بوم نوآوری اختصاص دهد، آماده هستیم تا هزینه های بازسازی تجهیزو توسعه را تقبل کنیم، ادامه داد: امروز تفاهمی صورت گرفت تا ساختمان نیمه کاره پارک علم و فناوری استان در بازه زمانی مشخص، به اتمام برسد و به بستری برای کسب و کارها و ایده های نوآورانه بدل شود.

پژوهش نیازمحور حاصل نقش آفرینی بخش خصوصی است

رییس ستاد فرهنگسازی اقتصاد دانش‌بنیان، کارآمدی پژوهش را در گروی نیازمحور بودن آن که با نقش آفرینی بخش خصوصی محقق می‌شود دانست و گفت: پژوهش دولتی مشابه کارخانه داری و صنعت دولتی، به واسطه اتکای به سرمایه دولت، نتیجه و محصول کارآمد نخواهد داشت. پژوهشی به محصول می‌رسد که با سرمایه بخش خصوصی شکل گرفته باشد و محصول، نتیجه سرمایه گذاری بخش خصوصی روی پژوهش است. محصول پژوهش دولتی رقابت پذیر نیست و متعلق به مردم نخواهد بود.
“اگر بخش خصوصی تصمیم می گیرد روی یک جوان سرمایه‌گذاری کند، پژوهش به محصول می‌رسد.این موضوع به زیست‌بوم و فرهنگی نیاز دارد که سرمایه‌گذار بخش خصوصی را به تمرکز روی شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ‌ها ترغیب کند.”
ستاری با بیان این مطلب گفت: ماحصل ارزشمند رونق این زیست بوم بیش از 4هزار و 800 شرکت دانش بنیان است که 90 هزار میلیارد تومان درآمد کسب کردند و این که استان به سمت و سوی توسعه زیست بوم نوآوری حرکت می کنند قابل ستایش است.
به گفته معاون علمی و فناوری رییس‌جمهوری، بر بستر چنین زیست بومی است که اثر و نقش خروجی دانشگاه‌ها یعنی نیروی انسانی دانش‌آموخته در حل مشکلات و خلق ارزش افزوده نمایان می‌شود.

تلاش‌های معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری اثرمند و قابل تقدیر است

حجت‌الاسلام والمسلمین نکونام نماینده ولی فقیه در استان چهارمحال و بختیاری و امام جمعه شهرکرد در دیدار معاون علمی و فناوری رییس جمهوری از تلاش ها و اقدامات ارزنده برای دانش‌بنیان کردن اقتصاد قدردانی کرد و گفت: معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری بسیار خوب و با جدیت، رسالت بزرگی را در جهت توسعه اقتصاد دانش بنیان، تولید، فناوری و خلاق کردن جامعه با به بروز و ظهور رساندن نوآوری‌ها اجرا کرده است.
وی با بیان این‌که جدیت و تمرکز بر ادامه راه و توجه به منویات مقام معظم رهبری، کلید موفقیت در مسیر تحول جامعه است، افزود: در نظام تمرکز و توجه بر رسالتی که بر روی دوش مسئو نهاده شده، توفیق را در پی دارد؛ خوشبختانه معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نسبت به منویات مقام معظم رهبری راجع به مسائل اقتصادی، علمی و خوداتکایی به معنای واقعی و همچنین فعال کردن ظرفیت های درونی، همت مضاعفی داشته است.
حجت‌السلام والمسلمین نکونام از ضرورت بهره‌مندی از ظرفیت‌های ذاتی و درونی گفت و افزود: این که انسان از توانمندی های خدادادی مانند استعداد، اراده و هوشمندی خود به خوبی استفاده کند، یعنی نعمات خداوندی را قدردان بوده است. در کشور ظرفیت انبوه و راه برای حرکت به سوی استفاده و شکوفایی این ظرفیت‌ها بی شمار است و باید در این مسیر راهوار بود.
“ایران سرشار از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های انسانی خلاق و توانمند است، این ظرفیت خلاق و جوان به ویژه در استان چهارمحال و بختیاری وجود دارد که شکوفاشدن آن نیازمند هدایت در مسیر صحیح و ایجاد میدان و بستری مناسب است.”
نماینده ولی فقیه در استان چهارمحال و بختیاری، با بیان این مطلب افزود: بسیاری از این استعدادها و توانمندی ها همچنان ناشناخته مانده که می توان به میدان آورد و فعال کرد و این ککار عزم جزم توکل و خستگی ناپذیری توام با امید می طلبد.
وی با تأکید بر این‌که نه‌تنها باید برای ایده‌های قابلیت تجاری‌سازی بلکه برای هر نوع خلاقیتی فراهم کرد افزود: باید محدودیت را از راه نوآور و خلاق برداشت و بستر بروز نوآوری در هر عرصه ای حتی اگر قابلیت تجاری سازی نداشته باشد، فراهم شود.
حجت‌الاسلام و المسلمین نکونام با اشاره به ترویج اقتصاد جدید به عنوان یک فرهنگ حاکم بیان کرد: این اقتصاد باید گفتمان آحاد جامعه قرار بگیرد و نوآوری های ارزنده در حوزه فناوری‎‌های گوناگون ترویج و اطلاع رسانی شود. این اقدام، زمینه‌ساز ایجاد امید و انگیزه می شود و قطع وابستگی به بیرون و قطع ناامیدی را به معنای واقعی رقم می‌زند.

رونق زیست‌بوم

ستاری در دیدار نماینده ولی فقیه در استان چهارمحال و بختیاری و امام جمعه شهرکرد، با ارائه گزارشی تفصیلی از دستاوردها و اقدامات معاونت علمی وفناوری ریاست جمهوری در توسعه زیست بوم اقتصاد دانش بنیان گفت: اهمیت دادن به نیروی انسانی پایه اقتصاد دانش بنیان است و ابتکار، دانش و اعتماد به نفس جوان خلاق، اقتصاد را «دانش‌بنیان» می‌کند.
اقتصاد دانش‌بنیان، میدان نقش‌آفرینی جوان‌هایی است که سرمایه هایشان نه در جیب هایشان بلکه در مغزهایشان اندوخته است.”
ستاری با بیان این‌که تحریم‌ها در نقاطی که خام‌فروشی کرده‌ایم اثرمند شده است و شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ‌ها کشور را از این شرایط می‌رهانند افزود: در بسیاری از شاخص های نیروی انسانی در جایگاه های برتر جهانی قرار داریم و این ظرفیت بزرگ باید به یک اقتصاد بزرگ بدل شود.
ستاری، از ایجاد زمینه جذب و ماندگاری نخبگان در استان‌ها گفت و بیان کرد: ظرفیتی ایجاد شده است که دانشجویانی از برترین دانشگاه های کشور به استان باز میگردند و روی ایده های نوآورانه شان کار می کنند و یاری از دوش استان بر می دارند. روش های تازه ای را برای تحقق این موضوع به کار بسته ایم که نتیجه آن شکل‌گیری هزاران استارتاپ و بیش از 4800 شرکت دانش بنیان است.
معاون علمی و فناوری رییس‌جمهوری از اهمیت پررنگ شدن نقش دانشگاه‌ها در حل مشکلات جامعه گفت و ادامه داد: استانی با 50 هزار دانشجو این ظرفیت را داراست که مشکلات خود را از طریق نوآوری حل کند؛ این ظرفیت خارق العاده باید نقش خود را در فرهنگ، جامعه و اقتصاد و به طور کلی محیط پیرامونی خود نشان دهد. هدف دانشگاه دریافت بودجه از دولت نیست و باید بتواند به روشی برای تعامل اثرمند با صنعت و جامعه برسد.
رییس ستاد فرهنگسازی اقتصاد دانش‌بنیان از رواج گفتمان این اقتصاد در جامعه گفت و افزود: اگر قرار است اقتصادی مبتنی بر دانش و فناوری داشته باشیم می بایست در گام نخست صاحب فرهنگ و فهم آن باشیم که خوشبختانه این رویکرد به تدریج در حالی تسری در جامعه است.

سیاست گذاری در حوزه اقتصاد مقاومتی

سیاست گذاری در حوزه اقتصاد مقاومتی

ایران اسلامی اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی کند خواهد توانست اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون­‌زا و برون­‌گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگویی الهام­‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد (مقام معظم رهبری).

 

همان­طور که می­دانیم حضرت آیت‌الله خامنه­‌ای؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی در متن ابلاغیه سیاست‌­های کلی “اقتصاد مقاومتی” در بهمن‌ماه سال 1392 تأکید کردند: ایران اسلامی اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی بر­آمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی کند نه‌تنها بر همه‌ مشکلات اقتصادی فائق می­‌آید  و دشمن را که با تحمیل یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار در برابر این ملت بزرگ صف­‌آرایی کرده، به شکست و عقب­‌نشینی وا می­‌دارد، بلکه خواهد توانست در جهانی که مخاطرات و بی اطمینانی‌های ناشی از تحولات خارج از اختیار، مانند بحران­‌های مالی، اقتصادی، سیاسی و … در آن رو به افزایش است، با حفظ دستاورد­های کشور در زمینه‌­های مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمان­‌ها و اصول قانون اساسی و سند چشم­‌انداز بیست ساله، اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون­‌زا و برون‌­گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگویی الهام‌­بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد.

 

اقتصاد درون­زا و برون­گرا

از مشاهدات چنین برمی‌آید که ذخایر طبیعی تجدید نا­­پذیرند و بالاخره یک روز تمام می­­شوند. اما اقتصاد متکی به مغز انسان و ارزش‌افزوده حاصل از فعالیت شرکت­های دانش ­بنیان همواره تداوم خواهد داشت و تمامی ندارد. چه‌بسا اقتصاد متکی به منابع طبیعی نیز برای پیشرفت کشور احتیاج به بهره­ گیری از فناوری روز دارد.

امروزه علاوه بر عوامل محسوسی نظیر سرمایه فیزیکی، نیروی کار و منابع طبیعی که در قرن­های نوزدهم و بیستم به­ عنوان عوامل تولید و عناصر رشد اقتصادی مد­نظر بوده­ اند، عوامل غیر محسوسی نظیر دانش، اطلاعات و ویژگی­های فرهنگی به­ عنوان منابع جدید رشد اقتصادی در نظر گرفته می­شوند. درگذشته فناوری و دانش به‌عنوان عوامل برون­زا بر تولید و رشد اقتصادی تأثیر داشت، ولی امروزه اعتقاد بر این است که این عوامل درون­زا بوده و بر کارایی کلیه عوامل و منابع رشد اقتصادی تأثیر می­گذارند.

مقام معظم رهبری در خصوص مؤلفه “درون­زا” بودن فرموده­ اند: اقتصاد درون­ زا از دل ظرفیت­ های خود کشور و مردم ما می­ جوشد و با درون­گرایی تفاوت دارد و به این معنا نیست که اقتصاد کشور را محصور و محدود کنیم. مؤلفه دوم به برون­گرایی این اقتصاد می­ پردازند و تعبیر می­کنند که آن با اقتصاد­های جهانی تعامل دارد، از امکانات آن­ها استفاده می­کند و البته باقدرت با اقتصاد کشور­های دیگر مواجه می­شود .ترکیب دو مؤلفه درون‌زایی و برون­گرایی می­تواند هویت رقابتی کشور­ها را مشخص کند و معلوم نماید که چه امکاناتی درون کشور داریم که در تعامل و دادوستد با اقتصاد جهانی برای ما می­تواند ایجاد ثروت کند. ایشان هم‌چنین افزوده­ اند که اقتصاد دانش­ بنیان از مهم­ ترین زیر­ساخت­ های اقتصادی هر کشور است و اگر این موضوع موردتوجه جدی قرار گیرد، قطعاً چرخه علم تا ثروت تکمیل خواهد شد.

 

سند چشم‌انداز

سند چشم­ انداز بیست‌ساله کشور، اهداف و راهبرد­های بلند­مدت کشور برای توسعه را به نمایش می­گذارد. بند سه این سند به‌طور ضمنی راهبرد اصلی توسعه کشور را توسعه دانش ­بنیان مطرح کرده است. به‌طوری‌که با پیگیری این راهبرد اقتصاد ایران باید در سال 1404 به یک اقتصاد دانش ­بنیان تبدیل شود.

علاوه بر تأکید بر اقتصاد دانش­ بنیان در چار­چوب سیاست­های اقتصاد مقاومتی، اهمیت صنایع هایتک و دانش­ بنیان در اسناد بالا­دستی ازجمله سند چشم‌انداز بیست‌ساله کشور نیز مورد تأکید قرارگرفته است؛ جایگاه شرکت­های دانش­ بنیان در افق 1404 و سند چشم­ انداز 20 ساله کشور به‌گونه‌ای پیش‌بینی‌شده است که در سال 1404، باید پنجاه‌درصد از تولید ناخالص داخلی کشور از محل اقتصاد دانش­ بنیان تولید شود.

 

تعریف اقتصاد دانش­ بنیان

برای اقتصاد­دانش بنیان تعاریف متعددی بیان‌شده است که به‌اختصار ارائه می‌­گردند:

طبق تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، اقتصاد دانش­ بنیان اقتصادی است که بر اساس تولید، توزیع و کاربرد دانش و اطلاعات شکل‌گرفته و سرمایه‌­گذاری در دانش و صنایع دانش‌پایه (صنایع دانش‌پایه، صنایعی هستند که در آن­ها سطح بالایی از سرمایه­ گذاری به ابداع و نوآوری اختصاص‌یافته، فناوری­‌های کسب‌شده با شدت بالایی مصرف و نیروی کار از تحصیلات عالی بر­خوردار هستند) موردتوجه خاص قرار می‌گیرد.

سازمان همیاری اقتصادی آسیا و اقیانوس آرام (APEC)، با گسترش ایده مطرح‌شده توسط OECD  در خصوص اقتصاد دانش­ بنیان، آن را اقتصادی می­‌داند که در آن تولید، توزیع و کاربرد دانش، عامل و محرک اصلی رشد اقتصادی، تولید ثروت و اشتغال در تمامی صنایع است. طبق این تعریف، تمامی فعالیت­‌های اقتصادی به‌نوعی به دانش متکی هستند.

طبق تعریف بانک جهانی، اقتصاد دانش ­بنیان شامل چهار رکن اصلی می­‌باشد:

-رژیم‌­های اقتصادی و نهادی (نظام انگیزشی): فراهم­‌کننده انگیزه‌­های لازم جهت استفاده مناسب از دانش، تحریک خلاقیت­‌ها و کارآفرینی  و هم­‌چنین محرکی برای ایجاد کار­آمدی.

-آموزش و توسعه منابع انسانی: برای وصول به یک جامعه با افراد متخصص، خلاق و انعطاف­‌پذیر که تولید­کننده، جذب‌کننده، نشر دهنده و استفاده‌کننده مؤثر از دانایی باشند.

-نظام کارای نوآوری و اختراعات: مشتمل بر بنگاه‌­ها، مراکز تحقیقاتی، دانشگاه‌­ها، مشاوران و سایر سازمان­‌هایی که از ذخایر روزافزون دانایی جهانی بهره گرفته و آن را جذب و با نیاز­های ملی/ محلی وفق داده و تعدیل می­‌کنند.

-زیرساخت­‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات: به‌منظور تسهیل فرآیند­های ارتباطی و اطلاعاتی و هم‌­چنین کسب و انتشار دانش.

بنابر­این در کل اقتصاد دانش­ بنیان به روشی از تولید گفته می‌­شود که در آن از دانش برای ایجاد ارزش‌افزوده محسوس یا غیر محسوس استفاده می­‌شود. فناوری و به ­خصوص فناوری­‌های دانش­ بنیان ابزاری برای تبدیل بخشی از دانش به ماشین­ آلات محسوب می‌­شوند. این دانش می­‌تواند توسط سیستم­‌های پشتیبانی تصمیم ­گیری در زمینه‌­های مختلف اقتصادی برای ایجاد ارزش‌افزوده استفاده شود.

در توضیح تفصیلی می­توان گفت که محور و زیر­ساخت تولید در اقتصاد­های مختلف، به‌خوبی می­تواند وجه تمایز و مزیت­های اقتصاد دانش­ بنیان را نسبت به انواع دیگر مشخص کند. اگر سه نوع اقتصاد کشاورزی، صنعتی و دانش­ بنیان را در نظر بگیریم؛ محور و زیر­ساخت تولید در اقتصاد کشاورزی؛ زمین، آب و شرایط اقلیمی، در اقتصاد صنعتی؛ منابع خام و انرژی اعم از نیروی کار و برق یا زغال‌سنگ یا نفت و … است؛ اما اقتصاد دانش­ بنیان نوعی از اقتصاد است که محور و زیر­ساخت تولید در آن بر مبنای فناوری، یادگیری و مهارت گذاشته‌شده است و ارزش‌افزوده ایجادشده به نسبت کار صورت گرفته در مقایسه با اقتصاد­های کشاورزی و صنعتی بسیار بیشتر است.

اهمیت اقتصاد دانش­ بنیان در سیاست اقتصاد مقاومتی ازآن‌رو مطرح می­شود که دانش یکی از نیرو­های بسیار مؤثر در تحولات اقتصادی و اجتماعی بوده و حتی می­توان آن را  یک کالای عمومی محسوب کرد. دانش و ایده را می­توان بدون کاهش و استهلاک با دیگران به اشتراک گذاشت و درعین‌حال، علی­رغم شریک شدن در دانش با دیگران، برخلاف سایر کالا­های فیزیکی مثل سرمایه، دارایی­های مادی و منابع طبیعی، استفاده از آن از کمیتش نمی­ کاهد و می­توان از آن بار­ها استفاده کرد.

منبع: مجموعه‌ای از بیانات رهبر معظم انقلاب و برخی مقالات

نویسنده : بنفشه دين محمدي آذري / پژوهشگر حوزه مدیریت

نقش کارآفرینی در اقتصاد مقاومتی؛ ظرفیت‌های درونی شاه‌کلید اجرای اقتصاد مقاومـتی

نقش کارآفرینی در اقتصاد مقاومتی ؛ ظرفیت‌های درونی شاه‌کلید اجرای اقتصاد مقاومـتی

 

 رهبر معظم انقلاب، سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را همواره در جریان اعمال تحریم‌های عامدانه و بی‌منطق غرب ازجمله ایالات‌متحده برای تحت‌فشار گذاشتن کشورمان بیان کردند و آن ‌را مهم‌ترین روش پیشرفت و تعالی حرکت اقتصادی کشور تعبیر و همچنين بلااثر نمودن تحرکات اقتصادی دشمنان دانستند. الگوی اقتصاد مقاومتی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی کشور تنظیم‌شده است که می‌بایست با تکیه‌بر پتانسیل‌ها، استعدادهای سرشار معنوی، مادی، ذخایر و منابع غنی، متنوع و از همه مهم‌تر نیروی انسانی متعهد و کارآمد موردتوجه قرار گیرد. نکات‌ ارزنده‌‌ ایشان مبنی بر به‌کارگیری تمام ظرفیت‌ها و اهتمام جدی برای تمام سرمایه مادی و غیرمادی در مسیر تحقق کارآفرینی، نشان از نگاه مدبرانه و جدی ایشان به این مقوله دارد.

بدون شک، با عدم ایجاد بسترهای کارآفرینی نمی‌توان به اقتصادی پویا، پیشرو، درون‌زا و برون‌گرا دست‌یافت و درواقع مدل بومی اقتصاد مقاومتی با راهبردهای کارآفرينانه به مشی خود، شامل سه محور اصلی حمایت از تولید ملی، سیاست‌های کلي اصل44 و درنهایت توجه به نخبگان، استفاده از فناوری و تکنولوژی‌های نوين است. طبق تعاریف متعدد از کارآفرینی در فرآیند راهبری بنگاه‌های اقتصادی، ارائه کالاهای جدید ، ارائه روشی جدید در فرایند تولید، گشایش بازار جدید، یافتن منابع جدید و ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در صنعت مورد تأکید جدی قرارگرفته است. همه این موارد ضمن آنکه بسترهای لازم برای تحقق محورهای اقتصاد مقاومتی در همه حوزه‌ها ازجمله اشتغال‌زایی را مدنظر قرار می‌دهد بلکه بخش‌های مهم ازجمله صنعت، خدمات و کشاورزی به سمت پویایی و تکاپو برای ثروت آفرینی حرکت می‌کنند.

از سوی دیگر طبق آمارهای موجود توانایی دولت در ایجاد شغل در دستگاه‌های دولتی حدود یک‌صد هزار شغل در سال است که آن‌هم در سال‌های گذشته به دلیل فقدان منابع لازم و تعمیق لایه‌های رکود در اقتصادی کشور متوقف‌شده است. با این پیش‌فرض، با توجه به ورود یک‌میلیون و 200 هزارنفری کارجوی جدید،  لزوم نگاه فرا بخشی و اهمیت اشتغال پایدار بیش‌ازپیش نمایان می‌شود و در صورت عدم استفاده بهینه از منابع داخلی کشور، ازجمله منابع انسانی دانش‌آموخته با چالش‌های بزرگی مواجه خواهیم بود.

بنابراین برای توجه جدی به مسئله اشتغال و ایجاد رونق در بازار کشور در راستای سیاست‌های ابلاغی اقتصاد مقاومتی پیشنهاداتی برای رفع مشکلات توسعه کارآفرینی ارائه می‌شود و حمایت از توسعه بخش‌های مختلف صنعت و خدمات در کشور در کنار اصلاح رویکرد قانون کار، قوانین بانکی و مالیاتی با رویکرد کارآفرینی ازجمله آن‌هاست. همچنین، حمایت از کارآفرینان و نخبگان، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و کسب‌وکارهای نوآورانه با ظرفیت اشتغال‌زایی پایدار، حمایت از شرکت‌های چندملیتی و همچنین حمایت از شهرک‌های صنعتی در کشور باهدف رقابت‌پذیری فعالیت‌های موجود در آن از دیگر توصیه‌های مهم برای توسعه کارآفرینی است. نکته مهم دیگر اصلاح قوانين تجارت و مقررات واردات و صادرات با رویکرد کارآفرینی در کنار  حمایت از سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی برای توسعه کارآفرینی است که نباید مورد غفلت مسئولان و تصمیم سازان اقتصاد کشور قرار گیرد.

بنابراین، واضح است که اگر جامعه‌ای دغدغه کارآفرینی داشته باشد، به مسیر پویایی و فعالیت‌های مولد در اقتصاد کشور روی خواهد آورد. با توجه به سیر نزولی اشتغال در حوزه صنعت طی یک سال منتهی به تابستان 95، حلقه گمشده کارآفرینی و ایجاد فرصت‌های کسب‌وکار در این بخش وجود دارد و نباید این حوزه حساس از نگاه دولتمردان مغفول بماند و با برنامه‌ریزی صحیح و مدون می‌توان گام‌های مؤثری در تثبيت سیاست‌های اقتصاد مقاومتی برداشت.

 نویسنده : آرمـان حاجیان فرد / مدرس دانشگاه و مدیر برنامه‌ریزی منابع انسانی بانک قوامین

 

بررسی تحلیلی فضای کسب و کار ایران در سال 2017

بررسی تحلیلی فضای کسب و کار ایران در سال 2017

 

 

بر اساس گزارش فضای کسب‌وکار 2017، که توسط بانک جهانی هرسال ارائه می‌شود،  ایران رتبه 120 را  در میان 190 کشور جهان کسب کرده است. این شاخص نشان‌دهنده سهولت شروع کسب‌وکار و مناسب بودن بستر هر کشور برای انجام فعالیت‌های اقتصادی و تجاری است، این در حالی است که در سال 2016 رتبه ایران به لحاظ سهولت کسب‌وکار 118 از میان 189 کشور عنوان‌شده بود.

به‌طورکلی شاخص فضای کسب‌وکار بر اساس ۱۰ معیار، آغاز کسب‌وکار، دریافت مجوز ساخت‌وساز، هزینه دریافت اشتراک برق توسط شرکت‌ها، ثبت دارایی‌ها، کسب اعتبارات یا دریافت وام، حمایت از سرمایه‌گذاران، پرداخت مالیات، تجارت کالا در جهان، سهولت اجرای قراردادها و ورشکستگی و تعطیلی شرکت‌ها محاسبه می‌شود.

بر اساس شاخص‌های ذکرشده، آغاز کسب‌وکار در ایران نسبت به سال گذشته مشکل‌تر شده است. ایران در جایگاه 102 جهان قرارگرفته که نشان‌دهنده نزول 5 پله‌ای کشور نسبت به رتبه 97 سال گذشته است. شرایط دریافت مجوز ساخت‌وساز در ایران با کسب رتبه 27 نسبت به سال گذشته بدون تغییر بوده است. از سوی دیگر، هزینه دریافت اشتراک برق توسط شرکت‌ها در ایران با کسب رتبه 94 با نزول 4 پله‌ای نسبت به رتبه 90 سال گذشته قرار دارد. شاخص ثبت دارائی‌ها نیز با کسب رتبه 86 (12روز) نسبت به رتبه 85 سال گذشته نزول یک پله‌ای داشته است. کسب اعتبارات یا دریافت وام هم سخت‌تر شده است، رتبه جهانی ایران ازنظر سهولت دریافت وام و مطلوبیت قوانین و مقررات مربوط به آن 101 اعلام‌شده است که از نزول 4 پله‌ای نسبت به رتبه 97 سال گذشته خبر می‌دهد.

اما حمایت از سرمایه‌گذاران با صعود 1 پله‌ای در وضعیت بهبود قرارگرفته است، ایران در گزارش امسال ازلحاظ حمایت از سرمایه‌گذاران از رتبه 166 در سال گذشته به 165 صعود کرده است. هم‌چنین، شاخص تجارت کالا در جهان با صعود یک پله‌ای همراه بوده است، ایران ازنظر کیفیت تجارت کالا در جایگاه 170 قرارگرفته که این جایگاه در سال گذشته رتبه 171 بوده است. پرداخت مالیات نزول یک پله‌ای داشته است، رتبه ایران ازنظر پرداخت مالیات از 99  به 100 رسیده و یک پله نزول کرده است. از سوی دیگر، تسهیل اجرای قراردادها با نزول یک پله‌ای همراه بوده است. رتبه ایران ازنظر سهولت اجرای قراردادها در گزارش امسال این نهاد بین‌المللی 70 اعلام‌شده است که در مقایسه با رتبه 69 سال گذشته، یک پله نزول داشته است. شاخص ورشکستگی و تعطیلی شرکت‌ها نیز، با نزول یک پله‌ای همراه بوده است. رتبه ایران ازلحاظ ورشکستگی و پایان یافتن یک فعالیت تجاری 156 عنوان‌شده است. این رقم برای سال گذشته 155 بوده است.

با توجه به شعار سال 96، “اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال”، اهمیت کسب‌وکار و نقش آن در اقتصاد کشور بیش‌ازپیش احساس می‌شود. مسئولان و مراکز ذی‌ربط باید روی شاخص‌های مذکور بیشترین تمرکز را داشته باشند تا بتوان برای افرادی که قصد شروع یک کسب‌وکار را دارند، بستر و شرایط مطلوبی ایجاد نمود و حرکت چرخه ایجاد شغل، رونق و رشد اقتصادی نیز تسریع یابد.

 

Source: www.doingbusiness.org

نویسنده :شیوا شعبانی – پژوهشگر و مدرس دانشگاه

توسعه کارآفرینی جوانان؛ رمز تحقق اقتصاد مقاومتی

توسعه کارآفرینی جوانان؛ رمز تحقق اقتصاد مقاومتی

 

 

جوانان نخبه و دانشمند کشورمان؛ بزرگ‌ترین ذخیره و سرمایه آینده ما هستند. باید این ظرفیت‌ها را مدیریت کرد و به‌خوبی به کار گرفت. آینده امیدوارانه کشور وابسته به استفاده عقلانی از همین ظرفیت‌هاست.”

اقتصاد یک جامعه؛ پیش‌زمینه، محرک و زیر‌بنای بسیاری از پدیده‌هاست. اقتصاد و عوامل اقتصادی، کیفیت زندگی مردم یک جامعه را تعیین می‌کنند. شاد بودن مردم به‌نوعی می‌تواند به اقتصاد یک کشور و معیشت مردمش وابسته باشد. هم‌چنین، سطح توسعه‌یافتگی یک کشور درگرو پیشرفت اقتصادی آن است. یا کودکان کار، دختران بی‌سرپرست و بد سرپرست همگی به‌نوعی با چالش اقتصادی مواجه هستند. لذا بسیاری از موضوعات و معضلات اجتماعی ناشی از مسائل اقتصادی یک جامعه است. در جامعه ما نیز این روزها اقتصاد و معیشت مردم، اولویت اصلی کشور ماست. علاوه بر موارد فوق‌الذکر، بهبود وضعیت اقتصادی، قطعاً عزت کشور و امنیت ملی ایران اسلامی را نیز دوچندان خواهد کرد.

اما سیاست کلی و کلان کشور برای سال 96 توسط مقام معظم رهبری مشابه سال گذشته “اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال” تعیین شد. اقتصاد مقاومتی یک مدل اقتصادی است که در آن اقتصاد یک کشور باید درون‌زا اما برون‌گرا باشد. هم‌چنین، مقام معظم رهبری در پیام و سخنرانی نوروزی خود بر کلیدواژه‌هایی مثل اشتغال جوانان و تولید داخلی تأکید زیادی نمودند. در اهمیت اشتغال باید گفت که دستیابی به اشتغال تمام‌وقت، سودآور و کار شایسته از اهداف هزاره توسعه سازمان ملل متحد می‌باشد.

حقیقتاً امروز بیکاری جوانان در کشور یک آسیب جدی اجتماعی است. بیکاری یک افیون خانمان‌سوز است. البته بیکاری جوانان یک‌روند کلان در دنیاست. پیش‌بینی‌شده است که تا سال 2050 ممکن است بیکاری جوانان در دنیا دو برابر شود که 90 درصد آن در کشورهای درحال‌توسعه خواهد بود. بیکاری موجب از بین رفتن ظرفیت اقتصادی، از بین رفتن ثبات اجتماعی، از بین رفتن ثبات اقتصادی، کاهش سلامت روانی، افزایش اقدامات مجرمانه و افزایش اقدام به خودکشی می‌شود.

“بیکاری یک افیون خانمان‌سوز است.”

از علل افزایش بیکاری جوانان می‌توان به ویژگی‌های نسلی اشاره کرد. هر نسلی دارای یکسری ویژگی‌های خاص خود است. مثلاً نسل جوان و امروزی به‌شدت تکنولوژی محور هستند. ساعات زیادی را در فضای مجازی سپری می‌کنند. این‌یک پدیده روان‌شناسی است که افراد و صاحبان مشاغل و کار معمولاً به افراد هم‌نسل خود بیشتر اعتنا و اعتماد می‌کنند تا به جوانان. عامل بعدی تغییرات جمعیت شناختی است که آمار و ارقام در سراسر دنیا حاکی از پیر شدن جمعیت دارد. این روند در برخی از مناطق دنیا مثل آمریکا و اروپا دهه‌هاست که در حال وقوع است و در برخی دیگر از کشورهای کمتر توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته در دهه‌های آینده اتفاق خواهد افتاد. پیر شدن جمعیت یک کشور، تعهد سیستم‌های تأمین اجتماعی و نظام بازنشستگی آن را افزایش می‌دهد و باعث افزایش هزینه‌ها و فشار بر نظام‌های تأمین اجتماعی و دولت‌ها می‌شود. در کشور خودمان پیش‌بینی‌شده است که در سال‌های آینده ممکن است یک‌چهارم بودجه کشور صرف امور سالمندان و بازنشستگان شود. در چنین شرایطی یک‌راه فرار و کاهش فشار از سیستم‌های تأمین اجتماعی، افزایش سن بازنشستگی و دوره خدمت است. این امر خود سبب حفظ کارمندان فعلی و افزایش بیکاری جوانان می‌شود. و عامل سوم دور بودن نظام‌های آموزشی از نیاز صنعت و بازار و هم‌چنین دور بودن این آموزش‌ها از مهارت‌های هزاره سوم مثل نوآوری، کارآفرینی، کارتیمی و شبکه‌سازی است. لذا به نظر می‌رسد باید بستری برای همت جوانانه جمعیت فعال کشورمان ایجاد کنیم.

“باید بستری برای همت جوانانه جمعیت فعال کشورمان ایجاد کنیم.”

این در حالی‌ است که استعداد و ظرفیت‌های بسیاری در کشور وجود دارد. نیروی انسانی توانمند و متخصص، بزرگ‌ترین منابع اصلی انرژی دنیا، منابع نفت و گاز، معادن غنی، موقعیت جغرافیایی ممتاز، حس امید به آینده، استعدادهای درخشان و حتی آمار پنج‌میلیونی دانشجویان و حدود ده میلیون دانش‌آموخته یعنی فرصت. آمار 33 میلیونی جمعیت فعال و جوان کشور به معنای یک فرصت طلایی برای رشد و پیشرفت اقتصادی است. لذا باید براین ظرفیت‌ها و توانایی‌های کشور به‌خوبی تأکید و تکیه کرد. جوانان نخبه و دانشمند کشورمان؛ بزرگ‌ترین ذخیره و سرمایه آینده ما هستند. باید این ظرفیت‌ها را مدیریت کرد و به‌خوبی به کار گرفت. آینده امیدوارانه کشور وابسته به استفاده عقلانی از همین ظرفیت‌هاست.

کارآفرینی، راهبردی مناسب برای تحقق اقتصاد مقاومتی است و کارآفرینی به‌خصوص برای جوانان و به معنای واقعی آن؛ موتور محرکه تحقق اقتصاد مقاومتی در کشور خواهد بود. اساساً کسب‌وکار و كارآفريني در تمامی جوامع، يك ارزش محسوب مي‌شوند و کارکردهاي اقتصادی و فرا اقتصادي فردی و اجتماعی فراوانی دارند. متأسفانه هنوز گفتمان صحیح کارآفرینی چه در ادبیات دانشگاهی و چه در سطح سیاست‌های توسعه و سطوح اجرایی کشور به‌خوبی تبیین نشده است. عدم شناخت صحیح پدیده کارآفرینی بعضاً موجب آن می‌شود که بودجه کارآفرینی کشور صرف ایجاد مشاغل خانگی بعضاً غیر بهره‌ور در حوزه‌های اشباع‌شده بازار شود. قطعاً توسعه بنگاه‌های اقتصادی غیر بهره‌ور و غیرتخصصی کوچک، به معنای توسعه کارآفرینی نیست.

“کارآفرینی، راهبردی مناسب برای تحقق اقتصاد مقاومتی است.”

حال بحث اینجاست که برای توسعه کارآفرینی که قلب تپنده یک اقتصاد پویاست چه باید کرد؟ به نظر می‌رسد در ابتدای مسیر توسعه کارآفرینی در کشور هستیم. اما برای توسعه کارآفرینی جوانان و تحقق اقتصاد مقاومتی در عمل چه باید کرد؟ برای توسعه کارآفرینی، نیازمند ایجاد و توسعه یک اکوسیستم توانمند کارآفرینی در کشور هستیم. یک اکوسیستم کارآفرینی شامل ابعاد و مؤلفه‌های مختلفی است. لذا؛ کارآفرینان به‌تنهایی قادر به تغییر رفتار بازار و نوآوری نیستند. درواقع، اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﺎﻧﻪ؛ یک جامعه تعاملی شامل انواع بازیگران و فعالان وابسته به یکدیگر می‌باشد. این بازیگران و فعالان دارای حیات مشترک بوده و به‌صورت جمعی برای ارتقای یکدیگر تلاش و فعالیت می‌کنند. یک اکوسیستم‌ کارآفرینی شامل ابعادی چون ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﺎن، نهادﻫﺎ (رسمی و غیررسمی)، بازارها، ابعاد مالی، اجتماعی و غیره و عوامل زیرمجموعه آن مثل: دولت و مقررات، وجود حقوق مالکیت معنوی، تحقیق و توسعه، زیرساخت‌های تکنولوژی، حمل‌ونقل، انرژی، روش آسان و منطقی تأمین مالی، توسعه فرهنگ کارآفرینانه در جامعه به‌خصوص میان جوانان، توسعه آموزش‌های کارآفرینی و کسب‌وکار و سایر مؤلفه‌ها است. هم‌چنین به اعتقاد برخی محققان برای توسعه کارآفرینی باید بر سه مؤلفه اساسی انگیزش، مهارت و فرصت به‌خوبی تمرکز کرد که در نظر گرفتن این سه مؤلفه در جامعه جوانان و جمعیت فعال کشور، حیاتی به نظر می‌رسد.

“برای توسعه کارآفرینی، نیازمند ایجاد و توسعه یک اکوسیستم توانمند کارآفرینی در کشور هستیم.”

از دیگر مواردی که باید در تحقق اقتصاد مقاومتی به آن توجه داشت توسعه صادرات غیرنفتی است. کشورمان علاوه بر نفت و گاز، ظرفیت‌های بسیاری برای صادرات دارد. یا فرآورده سازی حداکثری به‌منظور افزایش ارزش‌افزوده و ایجاد شغل بیشتر در کشور، به‌جای خام فروشی از موارد بسیار حیاتی در تحقق اقتصاد مقاومتی است. نرخ واردات و اقلام آن نیز باید منطقی شود. اقلامی را باید به واردات آن‌ها پرداخت که در حال حاضر دانش فنی آن در کشور موجود نیست و یا تولید آن بهره‌ور و به‌صرفه برای کشور نیست. واردات اقلامی که دانش فنی و همت تولید داخلی آن وجود دارد، چندان به‌صرفه نیست. در کنار این سیاست باید به ارتقای کیفیت محصولات برای کسب قدرت صادرات و رقابت با محصولات مشابه خارجی توجه داشت. شاید امروزه یکی از علل اصلی واردات در کشور، کیفیت کم محصولات داخلی باشد.

نویسنده: دکتر مهدی گلسفید علوی / سردبیر