آموزش کارآفرینی

كارآفرينان نيازمند مهارت‌ها و توانمندی‌های متفاوتي هستند تا بتوانند بر اساس آن در ارتقاي ابتكارات و ايجاد کسب‌وکار سازماني به موفقيت برسند.

کارگو بایک – کسب‌وکار مبتنی بر دوچرخه

کارگو بایک

کسب‌وکار مبتنی بر دوچرخه

از زبان حامد مهر افروز معلم کارآفرینی و مؤسس برکه

 

داستان راه‌های رفته‌ی قبل از برکه

داستان از اونجایی شروع میشه که تقریباً سال 94 بود که تصمیم گرفتم سبک زیستنم رو عوض کنم. اولش با دوچرخه شروع کردم به طی طریق و یادگرفتن اصول و آدابش.

از 18 سالگی که طلب کرده بودم مستقل بشم رفته‌رفته هم‌زمان بعد دو سال وارد دانشگاه شدم و از دوران دانشجویی چون رشتم مهندسی مکانیک بود، علاقه‌مند شده بودم به انرژی‌های نو که استادم گفت اینجا کسی بودجه تحقیقات نمی‌ده بهت برو و زندگی تو بساز، راهی شدم برای یافتن دنیاهای دیگه، از کار در رستوران در تهران گرفته تا نگهداری از سالمندان و تراکت پخش‌کنی و رفته‌رفته سوق پیدا کردم به دست‌فروشی لباس‌زیر و نیاز به پول داشتم برای یادگیری علوم انسانی. از در علم الابدان طب قدیم ایران واردشده بودم و در جستجوی دیگر مکاتب و دیدشون نسبت به انسان، از عرفان اسلامی گرفته تا عرفان غربی و علوم قدیم و هم‌زمان در هر هفته هم خوی بودم که کلاس‌های دانشگاه برم هم مرند دیدار خانواده، هم تهران برای فروش و شرکت در کلاس‌های عرفان و سنگ درمانی و شاگردی پیش استاد خیراندیش و دیدار دراویش در کرمانشاه و چند سالی اوضاع بدین منوال می‌گذشت و با اتوبوس‌های بنز قدیمی هم‌فاز شده بودم و با چراغ پیشانی کتاب قرابادین کبیر عقیلی خراسانی رو بازنویسی کردم به زبان روز و با علم ترکیب گیاهان آشنا شدم و مقالات شمس و منطق‌الطیر هم در همون اتوبوس‌ها می‌جوندم و درراه .

تا اینکه روزی ترمزدستی کشیدم بر هرچه بود و ازدواج و تلاش برای تولید توسط مراکز تحقیقات داروسازی دانشگاه تبریز و چون نشد تولید سرکه و تولیدی کیف چرمی و غیره و باز در سال 94 ترمزدستی کشیدم تا مسیر سفر زندگی‌ام رو بررسی کنم و شروع کردم به سفر با موتور و دوچرخه و کوله‌پشتی و بررسی کسب‌وکارهای کوچک و می‌گشتم و نگاه می‌کردم و می‌پرسیدم و یاد می‌گرفتم و از وقتی فهمیدم دارم پدر میشم، وارد وادی یادگیری درباره فرزند و استعدادهاش و متدهای مختلف یادگیری شدم و با نظام‌های تعلیم و تربیت و معایب و مزایاش آشنا شدم تا اینکه دخترم سال 95 به دنیا اومد، و ازاین‌پس اسم مسیرهایی که قرار بود برم رو گذاشتم سفرهای پدر، برای همین بچه‌هایی که بعدازاین باهاشون آشنا شدم بهم میگن ددی و الان در پیج خودم به نشونیه (https://berkehmehrafrouz.ir/ ) داستان‌های خروجی هام با اسم مستعار ددی هست.

 

بعد سارا سفرهام باز ادامه داشت و داره، از کشورهای اطراف گرفته تا شهرهای ایران و هر سفری با موضوع خاص خودش گاهی مسیر تأثیر محیط بر کسب‌وکار رو جستجو کردم و تأثیرات اجتماعی فرهنگی بر کسب‌وکار رو یاد می‌گرفتم و گاهی برای یافتن پتانسیل‌های گردشگری روستاها از منظر فرهنگی و غیره ، گاهی برای یافتن و پیدا کردن بسته‌بندی‌های دوست دار محیط‌زیست راهی روستاهای شمال می‌شدم تا فراروی بامبو رو ببینم و استفاده انسان‌های اون منطقه از علف‌ها ، سال 96 بود که خواستم بر این آموخته هام جنبه علمی ببخشم و بیشتر بیاموزم و از طرفی در قیدوبند کلاس‌ها و دانشگاه نمی‌خواستم باشم ، پس هدفم دانشگاه‌های الکترونیکی بود و رشته کارآفرینی که بخشی از جهان زیستم باهاش پیوند داشت.

از بین چهار دانشگاه الکترونیکی که این رشته رو برای مقطع ارشد داشتن، دانشگاه آزاد واحد الکترونیکی قبول شدم و جمع‌بندی جهان زیسته‌ام از منظر علم کارآفرینی که تخصصی میان‌رشته‌ای بود .

باورم این بود و هست که همچون علوم قدیم بعد از بازه‌ای تخصص گرایی کم‌کم دنیا نیاز داره به تخصص‌های میان‌رشته‌ای همچون کارآفرینی  که ترکیبی است از چند رشته و زاویه دید.

رفته‌رفته در کشورهای اطراف که با موتور سفر می‌کردم و با توریست‌های خارجی رفاقت می‌کردم با موضوعاتی همچون کارآفرینی اجتماعی به معنی پروسه خلق ارزش اجتماعی و کارآفرینی پایدار به معنی خلق ارزشی جدید مسئولانه آشنا شدم.

به زبان ساده بگم، در طب قدیم وقتی بیماری عارض می‌شد بر تن ، حکیم و طبیب اون رو خروج بخشی از بدن از اعتدال تعریف می‌کرد و دارویی می‌داد برای رساندن آن بخش به‌اعتدال ماهیت اصلی  همون بخش، تا حدودی می‌شد خلق ارزش جدید در کارآفرینی پایدار رو چنین معنی کرد.

همچون دارویی برای رساندن محیط به‌اعتدال. و چون کثرت نظر زیادی در این بخش بود و هر کس و اندیشمندی با دیدی به موضوع نگاه می‌کرد و دراین‌بین کسب‌وکارهایی از این نام سوءاستفاده می‌کردن تا بازار جدیدی تعریف کنن، پس با مشاوره از دوستم که پژوهشگر فلسفه علم بود، شروع کردم و راهی شدم به ریشه علم تا ببینم سرچشمه این نظریاتی که میگن کجاست، سپس نیاز پیدا کردم تا بیشتر درباره جوامع و دیدگاه انسان شناسان رو مطالعه کنم، چون درمان بدون شناخت علم درمان و موردی بنام بدن در طب قدیم معنی نداره، پس در این حوزه هم باید علاوه بر روش‌های درمان، جوامع انسانی رو بیشتر می‌شناختم، بعد از دیدن زوایای مختلف رسیدم به جوامع شکارچی گردآورنده که الیزابت مارشال توماس انسان‌شناس و اولین مشاهده‌گر این جوامع بود، پس دیدگاه‌های اون رو بررسی کردم و با پژوهشگرانی همچون پیتر گری آشنا شدم که در حوزه روانشناسی به دلیل پسرش وارد یادگیری انسان شده بود و درباره نظریات تعلیم و تربیت و تفاوتش با یادگیری دیدگاه‌هایی داشت، حس همزادپنداری داشتم باهاش و منم به خاطر دخترم وارد وادی روش‌هایی یادگیری شده بودم.

همین‌طوری راه می‌رفتم و در جاده‌ها و مسیرها آنچه یاد می‌گرفتم با این جهان زیسته ترکیب می‌کردم و می‌نوشتم و مسائل رو با این دید بررسی می‌کردم و تصمیم گرفتم بیشتر داخل در حوزه کارآفرین پایدار بشم و این مسیر رو انتخاب کنم برای ادامه

 

داستان پیدایش فلسفه برکه

همینطور که پیش میرفتم و در سایش با محیط و دانشگاه و سارا و جهان زیسته ام یکسری بازیهایی که بر حسب دغدغه ای ایجاد شده بودن کم کم وقتش رسیده بود که عملی کنم و اینبار در عمل بسنجم و مسیرم رو تکامل بدم و این خروجی هایی که در بخش پروژه ها میبینید همانهاست، که مسلما طی زمان تغییر و تکامل پیدا خواهند کرد.

چون همچون رودی جاری بودم و از هر مسیری چیزی با خود جمع کرده بودم تصمیم گرفتم مهاجرت معکوس کنم به یک روستا و محل کار و زندگیم اونجا باشه و اسمشو گذاشتم برکه و این وبسایت قصه برکه رو روایت خواهد کرد.

برکه برای اینکه همچون نامش غنی بشه و ماهیتی داشته باشه، همان بازی مموری وال که روی سومین موتور سفرم اوزگور اعمال کردم و هر کسی که دوست داشت در مسیر میتونست یادگاری روش بنویسه، برکه هم دیوارهاش توسط هر کسی که مهمونمون میشد چیزی بر تنش رسم میشد و میشه، مثل ما آدمها که به مرور در سایش با محیط و انسانها چیزی بر تن و دل و افکارمون نقش میبنده و تغییری در ماهیت ما ایجاد میکنه. تغییری در معنی ما. فلانی کیست؟ فلان جا کجاست؟ هر چیزی و هر کسی تعریفی میکنیم در قبال این سوالات نسبت به شناختمون و ماهیتش.

این کار یک بازی کاملتری هم به مهمانها و دخترم سارا ارائه میداد و همزمان در عین تفریح ابعاد وجودی بیشتری ازشون رو درگیر میکرد و تاثیرات خودش رو میذاشت و ریشه در فلسفه افزایش خلاقیت با بازی و تکامل روانی انسان در هنر درمانی داشت.

یعنی یک بازی بود که بعنوان یک راهکار میتونست کسی که باهاش درگیر میشه رو بسمت اعتدال ببره، پس شعبه ای بود بر کارافرینی پایدار.

رفته رفته تصمیم بر این شد تا دکوراسیون داخلی پایدار رو هم اجراییش کنیم پس میز و اثاث شرکت تولیدی بازرگانی قبلیمو فروختم و اثاث دست دوم جمع آوری کردم از خانه پدری تا سمساری ها و به شکل بازی دخترم و هرکسی که میومد میتونست اونها رو نقاشی و باز آفرینی کنه که عکسهاشو در گالری زیر میتونید ببینید، داستان درازه و چون پویاست، برای همین رفته رفته در وبلاگ خواهم نوشت تا زمانی که پیش میرویم و هنوز به سکون مطلق نرسیدم.

هستم اگر میروم ، گر نروم نیستم (اقبال لاهوری)

حال قصه مسیرهای رفته  رو در این وبسایت منتشر میکنم و همونو به اهلش یاد میدم و به این حرکت در آموزش و توسعه کارآفرینی، تسهیلگری گفته میشه با متدهای یادگیری که در هر دوره و کلاس خواهم گفت. برای دیدن این پروژه های جذاب و دوستداشتنی می تونید از سایتمون دیدن کنید.

هوش مصنوعي، بداهه‌سرایی و مديريت بحران

هوش مصنوعي، بداهه‌سرایی و مديريت بحران

هميشه همه‌چیز مطابق با برنامه‌ریزی‌های ما پيش نمی‌رود.

 

اساس و رويكرد مديريت بحران اين است كه همیشه نمی‌توان از بروز بلایا و مصائب جلوگیری کرد؛ اما مي‌توان با فراهم آوردن تجهیزات و لوازم موردنیاز قبل از وقوع بحران، وضعیت زندگی خود و شهروندان و به‌طورکلی جامعه را در شرایط اضطراری بهبود بخشید. از شيوع ويروس كرونا در جهان و کشور ما بيش 15 ماه مي‌گذرد و تاکنون پیش‌بینی مشخصی براي اين مهم نشده بود.

با كمي مطالعه و كنكاش در متون و سوابق و فعالیت‌های علمي، پاسخ را در پیاده‌سازی بداهه‌سرایی سازماني می‌یابیم. گر چه نگرش استراتژیک به فرآیندهای سازمان، از ارکان حیاتی برای دوام و بقای سازمان است اما امروزه، تحولات و تغییرات دنیای تجارت نسبت به گذشته صد چندان و عرصه رقابت بسیار گسترده و غیرقابل‌پیش‌بینی شده است به‌طوری‌که گاه شرکت‌های کوچک با نوآوری و ابتکار، اعتبار و پیشگامی شرکت‌های باسابقه را زیر سؤال می‌برند؛ بنابراین داشتن چابکی لازم برای مواجهه با چالش‌ها و تغییرات پیش رو، برای سازمان‌ها ضروری است. در این راستا تمرکز همه‌جانبه بر مدیریت استراتژیک و محصور شدن در چارچوب برنامه‌ریزی‌ها و فرآیندهای بلندمدت آن سبب می‌شود رقبا، گوی سبقت ربوده و با سرعتی باورنکردنی بازار را از آن خود سازند.

وجود محدودیت‌های مذکور، افزایش رقبا، روند سریع تحولات و لزوم رویارویی با ناشناخته‌ها سبب گردید مفهومی جدید با عنوان ((بداهه‌سرایی)) برای تعدیل مدیریت استراتژیک مطرح شود به این امید که تلفیق این دو، راه را برای توسعه سازمان‌ها هموارتر سازد.

بداهه‌سرایی به قدرت عکس‌العمل فوری و تصمیم‌گیری درست در شرایط پیش‌بینی‌نشده اطلاق می‌شود و منظور از بدیهه‌سرایی در مدیریت، این است که سازمان بتواند در شرایط بحرانی، منابع و مخازنی را که در دسترس دارد به بهترین شکل ممکن برای انجام بهینه امور بکار گیرد.

در هر شرکت و صنعتي که تغيير براي چالش استراتژيک در آن‌ها حياتي است، بداهه سازي چيزي است که مديران را قادر به تعديل تغييرات به‌صورت مستمر و خالق می‌سازد. بداهه سازي يعني ايجاد و خلق پاسخ‌های جديد بدون برنامه‌ریزی قبلي و بدون اطمينان از پيامدهاي آن و کشف آینده‌ای که عمل ما آن را خلق مي‌کند.

از آنجایی که بحران را يك وضعيت اضطراري و آني، با زمان وقوع نامشخص دانسته‌اند نیاز است که شرایط به شکل ویژه‌ای و به‌صورت آینده نگارانِ از قبل آماده شود و یا با دانشی که نسبت به محیط وجود دارد، خلاقیت به خرج داده و شرایط پیش‌آمده را مدیریت نمود؛ زیرا در موقعیت بحران افراد، گروه‌ها و سازمان و به‌طورکلی جوامع از رويه معمول خارج‌شده و در شرایطی قرار می‌گیرند که شاید تا قبل از آن وجود نداشته‌اند. مدیریت بحران مجموعه‌ای از چاره‌جویی‌ها و تصمیماتی است که در مقابله با بحران انجام می‌گیرد و هدف آن کاهش روند بحران، کنترل بحران و رفع بحران است.

امروزه با گسترش بحران كرونا نقش و كاركرد مديريت دانش به‌عنوان يك راهبرد ضروري و آینده‌نگر در جهت مديريت و كنترل بحران كرونا و حفظ بقا بشر و همچنين بهبود عملكرد فردي افراد و نيز سیاست‌گذاران و مديران اين بحران در مقياس سازماني بیش‌ازپیش ضروري به نظر مي‌رسد.

مديريت دانش در اين شرايط با فراهم‌سازی بسترهاي ساده براي متخصصان و مدیران فعال در حوزه مهار کرونا ویروس،‌ می‌تواند یافته‌ها و تجربيات دانشمندان، مديران و كادر بهداشت و درمان را در چارچوب‌های ساده‌ و كاربردي به اشتراک گذاشته و هزینه‌های اين بحران را براي دنيا بيش از اين سنگین‌تر نكند.

هیچ سازمان و کسب‌وکاری در دنيا در برابر بحران‌ها در امان نبوده و مديران سازمان‌ها و کسب‌وکارها همواره از طريق بحران‌های مختلف به چالش كشيده شده‌اند. مديراني در اين چالش موفق بوده‌اند كه به‌صورت خلاق و نوآور با بحران‌ها مواجه شده‌اند. ذات بحران‌های پیش‌آمده اساساً همراه با سردرگمي و پيچيدگي و آشفتگي است و اينجاست كه تفکر و خلاقيت توانسته بیشترین تأثیر را داشته باشد.

بحران چالش‌های غیرمنتظره و پیش‌بینی‌نشده‌ای را ايجاد می‌کند چراکه اگر غیرازاین بود صد درصد برنامه‌ریزی‌های مدون و نگاشته شده به حقيقت می‌پیوست؛ و نيازي به واکنش‌های نوآورانه جهت رويارويي با بحران نياز نبود و روش‌های سنتي و آزمون شده و مطمئن هیچ‌گاه در شرايط زمانی که بحران كاركرد خود را از دست نمي‌دادند و این‌گونه است كه وقتي سازمان‌ها در اين موقعیت‌ها، قرار مي‌گيرند به اهداف خود نمی‌رسند. بحران‌ها همیشه بخشی از کسب‌وکارها بوده‌اند و با ايجاد تغییرات ناگهاني در مسير سازمان‌ها مانع از دستيابي به اهداف شده و محيط كاري پرتلاطم را با ايجاد محدودیت‌ها و موانع فراوان دستخوش تغييرات منفي می‌کنند.

امروزه بیش از هر زمان دیگری نیاز به ایجاد خلاقیت در مدیریت بحران‌سازمانی ضروری به نظر مي‌رسد. چراكه كه فشار زمان در تصمیم‌گیری در شرايط بحراني نوآوری را خنثی می‌کند لذا نياز است مديران چگونگی تقویت خلاقیت در زمان بررسی کرده و با توجه به عدم اطمینان و عدم قطعیت‌های فراوان موجود، فشارهاي تصمیم‌گیری را تعديل كرده و در هنگام بحران از داده‌های کیفی و کمی و درس آموخته‌های عملی قبلي براي کمک به پیشرفت سازمان‌ها استفاده نمايند تا به چالش‌های محیط کسب‌وکار خويش را تبديل به فرصت‌هایی براي بهبود نمايند.

همه می‌دانیم که نخبه‌ترين، باسوادترين و با‌تجربه‌ترين افراد هم به تنهائي قادر به توليد يا کسب دانش موردنیاز خود با سرعت و شرايط مطلوب جهت تطبيق دادن خود با شرايط کنوني عصر دانش‌محور امروز نيستند و تنها چاره کار براي به‌روز ماندن افراد، تیم‌ها و سازمان‌ها و بقاي ايشان تلاش براي يادگيري تيمي و سازماني و بهره‌مندی از سامانه‌های مديريت  دانش، پيوستن به اين سامانه‌ها و توليد و انتشار دانش و استفاده از دانش و تجربيات ديگران است.

 

مهندس حسين امیر احمدی

دانش‌آموخته كارشناسي ارشد مهندسي راه‌آهن گرايش ماشین‌های ريلي از دانشگاه علم و صنعت ايران

 

پیش به‌سوی زنجیره تأمین دیجیتال

پیش به‌سوی زنجیره تأمین دیجیتال

الزامات دیجیتالی شدن زنجیره‌های تأمین

 

افزایش نوآوری‌های تکنولوژی باعث ایجاد موج‌های بزرگی در صنایع‌‌ مختلف می‌شود و در این میان لجستیک و زنجیره تأمین قطعاً یکی از بخش‌های تحت تأثیر است. عموماً صنعت لجستیک و زنجیره تأمین به استفاده بسیار زیاد از فرآیندهای دستی و مقادیر زیادی از داده‌های ذخیره‌شده به روش‌های مختلف و در مکان‌های متفاوت، شهرت دارد؛ و درست به همین دلیل است که می‌تواند از اجرای فناوری‌های جدید و پیروی از خلاقانه‌ترین روندهای لجستیک‌‌‌ و زنجیره تأمین، بیشترین سود را داشته باشد.

 

چند نکته که در مورد تبدیل به زنجیره تأمین دیجیتال باید بدانیم:

  1. شرکت‌ها برداشت‌ها و تعاریف مختلفی از «انتقال زنجیره تأمین دیجیتال» دارند. برای برخی از شرکت‌ها به معنای استفاده از روبات‌های متحرک مستقل و دیگر اشکال رباتیک در زنجیره تأمین است. برای برخی، به معنای استفاده از یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی برای زنجیره تأمین کلان داده‌ها است؛ و برای برخی، به معنی داشتن داده‌های دیجیتال بهتر برای پشتیبانی از کل زنجیره تأمین شامل تمامی چرخه‌های موجود در شرکت است. درنتیجه ابتدا باید تعریفی از زنجیره تأمین دیجیتال متناسب با رویکرد شرکت ارائه نمود.
  2. اگر یک شرکت روی پروژه‌های دیجیتال که برای جایگزین کردن فرایندهای دستی موجود در چارچوب شرکت طراحی‌شده متمرکز باشد، رویکرد زنجیره تأمین آن‌ها به دیجیتال شدن ناپخته است. به‌عنوان‌مثال، قرار دادن یک سیستم مدیریت انبار برای جایگزینی داده‌های دیجیتال به‌جای استفاده از کاغذ و مداد در انبار، شکل محدودی از دیجیتال‌سازی خواهد بود. این کاری است که شرکت‌ها باید سال‌ها پیش انجام می‌دادند. “​بزرگ فکر کنیم.”
  3. پر کردن سیاهچاله‌های اطلاعاتی که در بیشتر شرکت‌ها در کل زنجیره تأمین وجود دارد می‌تواند یک پروژه تبدیل به دیجیتال باشد که در سطح بلوغ بسیار بالاتری عمل می‌کند که به معنای ارتباط با تأمین‌کنندگان، مشتریان و شرکای کلیدی در رده‌های متعدد زنجیره تأمین توسعه‌یافته یک شرکت است.
  4. خواه یک شرکت با تمرکز بر رباتیک در پی برطرف کردن خلأ اطلاعات در چهارچوب شرکت باشد و خواه گرفتن داده‌های دیجیتالی بهتر برای پشتیبانی کل زنجیره تأمین را مدنظر داشته باشد، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین نقش اصلی را خواهند داشت. ​
  5. برای یک زنجیره تأمین توسعه‌یافته، اتصال دیجیتالی به شرکای تجاری حائز اهمیت است. بازار جدیدی به نام شبکه‌های همکاری زنجیره تأمین (SCCN)‏برای تسهیل این امر پدید آمده است. طبق تحقیقات بازار، این بازار بیش از ۳ میلیارد دلار درآمد سالانه دارد و با نرخ دورقمی رشد می‌کند.​
  6. شبکه همکاری زنجیره تأمین یک راه‌حل مشترک برای فرایندهای زنجیره تأمین است که بر روی یک ابر عمومی ساخته‌شده است؛ یک معماری منحصربه‌فرد «بسیار به بسیار» که تمامی شرکای تجاری را پشتیبانی می‌کند. “بسیار به بسیار ” اشاره دارد به بسیاری از شرکت‌کنندگان در یک شبکه که قادر به همکاری با بسیاری از شرکای دیگر هستند و بسیاری از شرکت‌کنندگان که قادر به دسترسی به بسیاری از منابع داده‌های رویدادی نرمال شده حیاتی برای عملیات زنجیره تأمین هستند.​
  7. یک برند در بازار جدید چطور می‌تواند بیش از ۳ میلیارد دلار درآمد داشته باشد؟

پاسخ بسیار ساده است؛ زیرا اصلاً جدید نیست! بلکه، نشان‌دهنده اهمیت روزافزون شرکت‌های تحلیلگر صنعت پیشرو است که به دلیل افزایش تمرکز بسیاری از شرکت‌ها بر دیجیتالی شدن، به این مجموعه راه‌حل پیوستند. Gartner نام این بازار را «شبکه‌های تجاری زنجیره تأمین چند سازمانی» می‌گذارد، IDC آن را «شبکه‌های بازرگانی زنجیره تأمین چند سازمانی» و ARC از اصطلاح دقیق‌تر «شبکه‌های همکاری زنجیره تأمین» استفاده می‌کند. در کل، منصفانه‌تر است که بگوییم این بازار به‌تازگی نام‌گذاری شده است نه اینکه بازار کاملاً جدید باشد.

  1. ممکن است “تأثیرات شبکه ” در ارتباط با بازار SCCN وجود داشته باشد که سعی دارد تأمین‌کنندگان پیشرو در طول زمان را به‌طور روزافزون بزرگ‌تر و مسلط‌تر نماید. زمانی که شرکت یا طرف تجاری به یک شبکه پیشرو متصل شد، شرکای تجاری می‌توانند اطلاعات زنجیره تأمین الکترونیکی را با یکدیگر تبادل کنند. ارزش شبکه با تعداد شرکای تجاری متصل به آن افزایش می‌یابد. افزودن هر شرکت جدید آن شرکت را قادر می‌سازد تا با مشتریان موجود در شبکه ارتباط برقرار کند. برای شبکه‌های دارای نرم‌افزار تأمین، به کاربران موجود شبکه اجازه می‌دهد تا با مشتری جدید در شبکه، تجارت کنند.​
  2. فرمت‌های مختلف پیام فرآیندهای زنجیره تأمین شامل برنامه، منبع، ساخت، تحویل، برگشتی‌ها، ریسک‌های زنجیره تأمین و تدارکات زنجیره تأمین را پشتیبانی می‌کنند. در برخی موارد، برنامه‌های کاربردی زنجیره تأمین واقعی حتی فراتر از پلتفرمی برای پشتیبانی از برنامه، منبع، ساخت و غیره حرکت می‌کنند. تحقیقات بازار شرکت ARC نشان می‌دهد که مقوله‌های تحویل و منابع عمده‌ترین مقوله‌های پیغام‌رسانی و کاربردی هستند. ​
  3. اتصال همیشه نباید از طریق شبکه باشد. OpenText و IBM توانایی خود را برای اتصال مشتریان به شبکه خود برای تسهیل همکاری زنجیره تأمین نشان می‌دهند؛ اما آن‌ها اشاره می‌کنند که امکان دارد شرکای تجاری‌ای وجود داشته باشند که یک شرکت ممکن است بخواهد مستقیماً به برج کنترل زنجیره تأمین آن‌ها متصل شود، نه از طریق شبکه. هر دو تأمین‌کننده انواع ابزارهای یکپارچه‌سازی را ارائه می‌دهند. به این استراتژی با عنوان یک استراتژی “ترکیبی ” برای همکاری زنجیره تأمین اشاره می‌شود. ​
  4. شرکت‌های تحلیل‌گر صنعتی که راهنمای انتخاب تأمین‌کنندگان را انجام می‌دهند، تمایل به‌قرار دادن تأمین‌کنندگان شبکه همکاری با مجموعه گسترده‌ای از برنامه‌های کاربردی زنجیره تأمین و شبکه‌های بزرگ به‌عنوان رهبران دارند؛ اما ارائه‌دهندگان نرم‌افزارهای کاربردی تحویل کالا و برنامه بر اساس نرخ بازگشت سرمایه فوق‌العاده برای مشتریان می‌توانند با مدیریت حمل‌ونقل و کاربردهای برنامه‌ریزی زنجیره تأمین درآمد خوبی برای آن‌ها داشته باشند.
  5. برج کنترل زنجیره تأمین نیز سطح بالایی از بلوغ دیجیتال را نشان می‌دهد. برج کنترل اصطلاحی است که بر دید زمان واقعی دلالت دارد؛ اما دید چه چیزی؟ حمل‌ونقل؟ فرآیند یکپارچه برنامه‌ریزی کسب‌وکار؟ موجودی محصول تمام‌شده؟ وضعیت کار در کارخانه؟ ریسک‌های زنجیره تأمین؟ باید گفت که در حالت ایده آل همه این‌ها را شامل می‌شود.​
  6. علاوه بر این، از طریق ارتباط با ریسک زمان واقعی و داده‌های مرتبط بازمان مورد انتظار تحویل و توانایی انجام برنامه‌ریزی مستمر برای کاهش اثرات رویدادهای غیرمنتظره، یک پلتفرم شبکه همکاری مفهوم کلی از این‌که یک برج کنترل باید چه باشد را پشتیبانی می‌کند. برنامه‌های ریسک و برنامه‌ریزی زنجیره تأمین مهم‌ترین برنامه‌های SCCN هستند که برج‌های کنترل قوی را احاطه کرده‌اند.
  7. راه‌حل‌های ریسک زنجیره تأمین مبتنی بر یک نقشه نهایی از زنجیره تأمین مشتری، تأمین‌کنندگان آن‌ها (‏حتی تأمین‌کنندگان ردیف دوم یا سوم)‏، چگونگی جریان کالا از کارخانه‌ها و انبارهای خاص، از طریق بندرها خاص و غیره به زنجیره تأمین یک شرکت می‌باشد. این راه‌حل‌ها صدها هزار سایت خبری و اجتماعی را ازنظر شرایطی مانند آتش‌سوزی کارخانه، انفجار بندر و بسیاری از اصطلاحات مرتبط کنترل می‌کنند تا هشدارهای اولیه یک مشکل در زنجیره تأمین گسترده را انجام دهند. داده‌های ریسک زنجیره تأمین نیز می‌تواند بر اساس داده‌های زمان واقعی در مورد زمان مورد انتظار تحویل ازجمله اطلاعات مهم ورودی یا خروجی باشد.
  8. توانایی بهره‌برداری از برنامه‌های زنجیره تأمین نسبت به برج‌های کنترل که تنها از داده‌های اجرایی استفاده می‌کنند، قابلیت پیش‌بینی بسیار بهتری را فراهم می‌کند. برنامه‌ریزی زنجیره تأمین که حول رویدادهای زمان واقعی انجام می‌شود به برنامه‌ریزی پیوسته مشهور است. برنامه‌ریزی پیوسته نیازمند توانمندی خاصی است تا بفهمد کدام نوع از حوادث غیرمنتظره مهم هستند و کدام ها مهم نیستند. انواع جمع‌آوری داده‌ها در برنامه‌ریزی نیازمند استفاده از مفروضات می‌باشد که برنامه را از مسیر بهینه‌سازی دور می‌کند، چراکه ممکن است مفروضات به‌طور کامل در نظر گرفته نشود و برخی از فرضیات نادیده گرفته‌شده یا فراموش شوند. ​

با توجه به ماهیت عمدتاً فیزیکی کسب‌وکارهای حوزه زنجیره تأمین، روند خودکارسازی و بهره‌برداری از فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی در این صنعت تحولی عظیم را به وجود می‌آورد. تحولی که بر پایه‌ی ذخیره‌سازی زمان و انرژی خواهد بود و دور از انتظار نیست که در آینده‌ای نزدیک تمام مراحل صنعت زنجیره تأمین بدون دخالت فیزیکی انسان صورت بگیرد. سرعت شگفت‌انگیز تجارت الکترونیک در دنیا، نوآوری‌های جدید حاصل‌شده در زیرساخت‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات و رویکرد مشتریان به دریافت هر چه بیشتر خدمات با ارزش‌افزوده، ابر شرکت‌های لجستیکی، نظیر DHL و غول‌های فناوری دنیا در عرصه فناوری، نظیر گوگل و حتی فروشگاه‌های اینترنتی بین‌المللی، همانند آمازون که بخش عمده موفقیت خود را مدیون لجستیک هستند را بر آن داشته تا هرچه بیشتر به سمت استفاده از فناوری‌های خودکارسازی،‌ اطلاعاتی و ارتباطی پیش روند.

برگرفته از:

https://www.bizclikmedia.com

https://tinextco.com

 

نویسنده: بهادر پارسیا

پژوهشگر حوزه مدیریت زنجیره تأمین

 DNA آموزش‌های سنتي را براي آينده تغيير دهيم!

 DNA آموزش‌های سنتي را براي آينده تغيير دهيم!

 

دانش منبع استراتژیک مزیت رقابتی در کسب‌وکار شناخته می‌شود و با توجه به تغييرات پی‌درپی خواسته‌های مشتریان، سازمان برای بقا در محیط به‌شدت رقابتی امروزی باید علاوه بر دستيابي به دانش روز، دانش قبلي و منقضي شده را به فراموشي بسپارند. با توجه به پويايي محيط کسب‌وکار و لزوم دسترسي به دانش جديد براي حفظ بقاي کسب‌وکار، سازمان‌ها و بنگاه‌ها بايد بتوانند محيط کسب‌وکار خود را به‌خوبی شناسايي و مديريت كنند تا ضمن بقا زمینه‌های رشد، پويايي و تعالي را نيز فراهم نموده و همواره در جهت بهبود و ارتقاي عملكرد خود باشند.

اولين قدم در اين راه تدوين و برنامه‌ریزی استراتژيك دانش‌محور با رويكرد آینده‌نگری در دستيابي به فناوری‌های آينده در حوزه کسب‌وکار مربوط به هر سازمان می‌باشد. در واقع توجه به سرمایه‌های فكري و ترسيم آينده مطلوب سازمان، توجه به اين مهم در فرآیند برنامه‌ریزی سازمان مي‌باشد.

يكي از روش‌های مرسوم و متداول براي بهبود عملكرد سازمان توجه به فرآیندهای آموزشي می‌باشد؛ اما امروزه با توجه به محيط کسب‌وکار، پيچيدگي آن فرآیندهای سنتي آموزش كاركرد مورد انتظار را ندارند و بايستي در طراحی‌های آموزشی نوآوري داشته باشيم؛ سیستم‌های نوين آموزش با رويكرد دانشي را جايگزين آموزش‌های سنتي نماییم و به‌طور خلاصه سازمان‌ها امروزه نياز به آموزش‌های نوين دارند تا پارادايم سرمایه‌های فكري را در ادبيات مديريت سازمان به‌طور صحيح مستقر نمايند.

هدف از آموزش‌هاي سازماني به معناي واقعي تربيت‌و‌پروش نيروي انساني و شكوفايي استعدادهاي آن‌ها در جهت دستيابي به اهداف سازمان می‌باشد. از این‌رو مديريت دانش به‌عنوان بخش كليــدي اين فرآیند بايستي بكار گرفته شود و با پیش‌بینی تغييرات سريع محيطي و تدوين نقشه راه دانش سازمان براي بقا و تعالي در آينده، اقدام به تدوين سرفصل‌ها و محتواي آموزشي دانش‌محور براي آينده باشد.

اكتساب دانش و بينش، نیازمندی‌های آينده و ترسيم جايگاه مطلوب سازمان، از طريق پیش‌بینی، آينده‌نگاري و ترسيم نقشه راه دستيابي به آن، از طريق طراحي سیستم‌های متعالي آموزشي حاصل مي‌شود و مي‌تواند رشد و پويايي را براي سازمان به ارمغان بياورد.

درواقع توانمندسازی منابع انساني و تبديل آن‌ها به سرمایه‌های انساني، تبديل ايشان به كاركنان دانشي می‌باشد كه در محيط پرتلاطم کسب‌وکار فعلي، منظور دانشي است كه مي‌تواند ايجاد مزيت رقابتي را براي سازمان در پي داشته باشد كه به‌یقین اين مهم از طريق آموزش‌های سنتي فعلي امکان‌پذیر نخواهد بود.

مدیران کسب‌وکارها بايست سرمایه‏ های دانش خود را به‌درستی شناسایی و مدیریت کنند و با بهره‌گیری از مهندسي فرآیندهای کسب‌وکار، حمايت از خلاقيت و نوآوري و جاری‌سازی رويكرد دانش‌محوري و آینده‌نگری در دستيابي به اهداف استراتژيك سازمان و همچنين توجه ويژه به مقوله آموزش و تبديل آن به آموزش‌های متعالي، مرحله گذار از مديريت منابع انساني و دارایی‌های فيزيكي به سمت سرمایه‌های انساني و دانشي را به سلامت طي كنند و اين مهم با جذب و پرورش نخبگان به عنوان نیروهای دانشی ايجاد مي‌شود.

تكثير كاركنان خلاق، نوآور و دانش‌محور در بافت و استخوان‌بندی سازمان از طريق تغيير پارادايم آموزش‌های سنتي و تعالي آموزشي حاصل می‌شود.

در واقع بايست بپذيريم كه کسب‌وکارها و بنگاه‌هاي ايراني نياز به تغيير DNA آموزش‌های خود دارند و تعالي سازماني از مسير تعالي آموزش‌های سازماني مي‌گذرد. حاكميت نظام نوآوري و مديريت دانش موجب تسريع اين فرآیند براي دستيابي به اهداف استراتژيك در آينده کسب‌وکارهاي ايراني است.

 

نویسنده : سعيد حاجی‌زاده دكتري مديريت فنّاوری (سیاست‌های تحقيق و توسعه)

مدرس دانشگاه و مشاور حوزه مديريت و فناوري

رؤیای یک کارآفرین (همانندجغد بیدار باشیم؟)

رؤیای یک کارآفرین

(همانندجغد بیدار باشیم؟)

 

اگه تصمیم جدی داشتی که یه کارآفرین بشی ، پس باید یک کفش آهنی پا کنی ، آذوقه‌ی کافی همراهت باشه و  ویتامین فراوون بخوری که مبادا توو این راه پرپیچ‌وخم و پر از اتفاقای قشنگ که قراره ببینیشون کم بیاری .

وقتی تصمیم گرفتی یه کارآفرین باشی، معمولاً یه تصویر قشنگی از نحوه‌ی انجام کارها توو ذهن خودت می‌چینی. ممکنه تصور کنی که پشت میز خودت نشستی ، گه گاهی تصمیم‌هایی می‌گیری و با اطمینان خاطر از اینکه تیم‌تون ثبات کسب‌وکار رو می‌تونه حفظ کنه به تعطیلات میری.

ممکنه هم تصور کنی که به‌سختی در حال کار کردن هستی و تا زمان تکمیل پروژه خودت به‌ندرت می‌تونی وقت استراحت پیدا کنی. که معمولاً این راه درست تره . چون یه کارآفرین معمولاً در شبانه‌روز همیشه زمان کم میاره تا اضافه. هر چیزی رو که میبینه مغزش جرقه میزنه. از هر فرصتی که پیدا می‌کنه نهایت استفاده رو میکنه.

آدمی که دیوانه‌وار کارآفرینی رو دوست داشته باشه، شبا که همه میخوابن ، تازه لپ تابشو بر میداره و میره توو اتاقش تا صبح به کار کردن مشغول میشه. توو محله‌ها، شبا چراغ اتاق‌هایی که داخلشون یه کارآفرین کله‌خر وجود داره تا صبح روشنه.

قانون هافستادر

 

قانون هافستادر میگه: «حتي با در نظر گرفتن قانون هافستادر، كارآفريني هميشه بيشتر از اون چیزی كه انتظارش رو داريد زمان مي‌بره». اين ضرب‌المثل احمقانه به نظر میرسه، اما كمي حقيقت عيني توو اين قانون نهفته هستش.

انسان‌ها (كارآفرينان، ساير افراد حرفه‌اي، يا كارگران) به‌طورکلی در تخمين زمان مهارت ندارن. قانون هافستادر اوایل در رابطه با کامپیوترهایی كه با اونا شطرنج‌بازی مي‌کردن مطرح می‌شد تا اینکه بخواد محاسبه كنه كه براي توسعه‌ي برنامه‌اي كه بشه توو بازي شطرنج قوي‌تر از انسان باشه چقدر زمان نياز داره. ولي زمان‌هايي كه تخمين زده مي‌شد هميشه غلط بود.

 

تعصب در خوش‌بين

تعصب در خوش‌بيني، يک اصل روان‌شناختي و يك تعصب شناختي ذاتي به شمار می‌ره كه تقریباً تا حدودي توو ذات افراد وجود داره و اساساً زماني اتفاق میوفته كه افراد خاصي فكر مي‌كنن نسبت به افراد مشابه در موقعيت‌هاي مشابه، نتايج مثبتي به دست میارن. مثلاً خيلي از آدم‌ها این اعتقاد رو دارن كه خيلي كم احتمال داره دچار سرطان بشن. اين امر مخصوص كارآفرينان نيست، بلكه به اين خاطر اين مثال رو زديم كه دست‌کم گرفتن مقدار زمان موردنياز براي انجام يك كار رو نشون بدیم.

كارآفرينان خاص به‌طور كل این اعتقاد رو دارن كه نسبت به ساير كارآفرينان توو موقعيت‌هاي مشابه، كمتر تحت‌فشار كارها قرار دارن.

«كارآفريني» به‌خودی‌خود يه نقش نيست. اگه از اين برچسب براي خود تون استفاده مي‌كنيد مطمئن باشيد كه نسبت به ديگران مي‌تونيد ايده‌هاي بيشتري خلق كنيد يا تصميمات بيشتري بگيريد، ولي درواقع كارآفريني تركيب نقش‌هاي مختلف زياد توو یه نقش هستش. شما نمي‌تونيد یه باره توو همه‌چیز تخصص داشته باشيد، پس عدم تخصص تون  توو حوزه‌هاي خاص باعث مي‌شه نتونيد زمان موردنیاز تون براي تكميل كار اون حوزه‌ها رو به‌درستی تخمين بزنيد.

شما هرگز خود تون رو معطل تخمين زمان نکنید، چون به‌عنوان يك فرد كارآفرين هرگز شغل تون رو خسته‌كننده، راكد، يا قابل پیش‌بینی نمي‌دونيد و همين‌ها خودش جاي شكر داره. پس به خاطر عدم توانایی خود تون توو تخمين صحيح زمان كار تون، شكرگزار باشيد.

وقتي مي‌خوايد براي جلسات، تعطيلات يا روز خود تون برنامه‌ريزي كنيد، زمان رو بيشتر از اونچه كه فكر مي‌كنيد نيازه در نظر بگيريد. این‌جوری مي‌تونيد از وقت‌هاي اضافه‌ي خود تون براي چك كردن ايميل يا معاشرت با كارآفرينان نمونه استفاده کنید.

 

کلام آخر

درنهایت میتونیم این‌جوری بگیم، که یه کارآفرین اگه بجای 24 ساعت شبانه‌روز 90-100 ساعت هم‌زمان داشته باشه بازم زمان واسه انجام کارهای روزمره رو هم کم میاره .

کارآفرینی حدومرز نداره ، اگه افتادی توو این مسیر پس باید تا انتهاش بری . کارآفرین معمولاً خودش رو فنای باقی هم گروهیاش میکنه ، یه راهی رو که معمولاً کسی جنم انجام دادن اون رو نداره ، اون ریسکشو به تن میخره و باهم گروهیانش مسیر رو ادامه می‌ده. یه مقدار زیادی نباید مثل بقیه‌ی آدم‌ها فکر کنی . یجورایی میشه گفت باید کله‌خر باشی تا موفق بشی. باید بتونی متفاوت عمل کنی ، متفاوت فکری کنی.

درنهایت اگه یه اِپسیلون توو وجودت این ویژگی‌ها رو داری، صبر نکن. سریعاً اقدام کن.  

 

نویسنده: نرگس سقازاده

پژوهشگر حوزه مدیریت کسب‌وکار

 

بفرمایید باشگاه …

بفرمایید باشگاه …

 نویسنده : دکتر حمید محمدی پور

 

تقریبا همه افرادی که به نوعی در کسب و کار فعالیت دارند با این نکته موافقند که مشتریان بلند مدت نسبت به مشتریان موقتی سودآورترند. هر اندازه مشتری وفادارتر باشد و بیشتر حفظ شود ، فروش و سودآوری بیشتری ایجاد خواهد کرد. یکی از ابزارهای مناسب دنیای کسب و کار امروز جهت حفظ مشتری ، ایجاد باشگاه مشتریان است. در واقع ، باشگاه مشتریان یکی از فعالیت بازاریابی رابطه ای است که به جای تمرکز بر جذب مشتری ، نگرش آن روی حفظ مشتریان فعلی تاکید دارد.

مهمترین مرحله جهت طراحی باشگاه مشتریان تعیین منطق اجرای برنامه : افزایش سود شرکت ، برنامه جهت اعتبار برند ، مبارزه تجاری و … می باشد.

باشگاه مشتریان باید با تشکیل یک بسته انگیزشی مناسب ، مشتریان را به عضویت و فعالیت در آن ترغیب نماید. از جمله فاکتورهای موثر با آمیخته بازاریابی باشگاه مشتریان عبارتند از:

  • اختصاصی سازی شیوه های توزیع محصولات :

حتما تصاویر مربوط به صف های طولانی جهت خرید آخرین مدل محصولات اپل ، پلی استیشن و یا آخرین نسخه کتابهای هری پاتر را دیده اید. علاقمندان به محصولات شرکت ، حتی رنج ماندن در سرمای خیابان را به جان می خرند تا بتوانند جزو اولین نفراتی باشند که جدیدترین محصول را تهیه کرده اند.

موسسات هواپیمایی را در نظر بگیرید که سالن انتظار ، گیت های عبور و خدمات کاملا یکسانی را به همه مشتریان ارائه می دهند. چه آنان که سالهانست به عنوان مشتریان وفادار از سرویس های این شرکت استفاده می کنند و چه آنان که برای اولین بار مشتری شده اند.

تمامی این موارد ، نمونه عدم استفاده از تکنیک های اختصاصی سازی شیوه های توزیع محصولات است. مشتریان وفادار و دائمی باید این امتیاز را داشته باشند که در اولین فرصت به درخواست آنها رسیدگی شود و کانال توزیع ویژه ای ، بنا به رتبه ایشان طراحی شود.

در فیلم بالا در آسمان (Up in The Air) کار هنرپیشه اصلی فیلم به گونه ای است که با هواپیما زیاد پرواز می کند . در یکی از سفرها ، مهمانداران و کادر پرواز با گرفتن جشنی از او به خاطر اینکه رکورد میزان پرواز با آن موسسه هواپیمایی را شکسته و وفادارترین مشتری لقب گرفته است تقدیر می کنند.

  • مستحکم سازی روابط :

برگزاری همایش های سالانه ، تورهای تفریحی ، گردهمایی ها ، قرعه کشی با حضور اعضای باشگاه و … همه و همه به جهت ایجاد حس پشتیبانی در مشتری است. هر اندازه این روابط مستحکم تر شود ، مشتری میل بیشتری به ماندن دارد و به همان میزان وفاداری او افزایش می یابد.

  • خدمات پس از فروش و بازخور خدمات :

آیا خدماتی که برای در اعضا در باشگاه در نظر گرفته ایم همان اندازه که از نظر ما ارزشمند است از نظر مشتری نیز ارزشمند می باشد؟ آیا فاکتورهایی که به عنوان اولویت اصلی در نظر گرفته ایم (تخفیف ، قرعه کشی و …) از نظر مشتری نیز اولویت بالایی دارد؟

نکته مهم این است که پیش از ایجاد هر ارزش برای شمتری در باشگاه ، نظر او را جویا شوید تا اطمینان حاصل شود که موارد در نظر گرفته شده جزئی از اولویت های اصلی مشتری نیز می باشد.

یکی از مواردی که در کسب و کار امروز ایران می توان به عنوان نمونه ذکر کرد ، تماس های شاد (Happy Call) جهت نظرسنجی از مشتریان است که در پاره ای موارد آن چنان با تماس چندباره گاه و بیگاه با مشتری در آن افراط می شود که باعث رنجش مشتری می گردد.

  • رتبه بندی مشتریان

تجربه عضویت در باشگاه مشتریان سازمانهای بزرگ و کوچک ممکن است برای تک تک ما پیش آمده باشد. یکی از ابزارهای بازاریابی این باشگاهها ، تشویق اعضا به ارتقای سطح عضویت خود از طریق خرید بیشتر ، معرفی مشتریان دیگران و سایر فعالیت های جنبی است.

کارت های وفاداری به شکل عضویت های برنزی ، نقره ای ، طلایی و در جدیدترین شکل آن الماس یا پلاتینیوم صادر می شود تا مشتری با انجام فعالیت های مذکور سطح عضویت خود را به سطح بالاتر افزایش دهد. آنچه در مقابل دریافت خواهد کرد می تواند خدمات VIP ، تخفیف بیشتر ، هدیه ارزشمندتر و در یک کلام رفتار ویژه تر باشد.

مجموع این ارزش ها در هنگام سنجش رضایت مشتری قابل اندازه گیری است. در انتهای فرم نظرسنجی دو پرسش وجود خواهد داشت:

  • آیا باز هم به ما مراجعه می کنید؟ 2) آیا ما را به دیگران معرفی می کنید؟

پاسخ مثبت مشتریان به 2 پرسش بالا بیانگر آن است که در حفظ مشتری و ایجاد وفاداری توانسته ایم موفق عمل کنیم.

گام های راه اندازی باشگاه مشتریان ، پس ار تایید این رویکرد جهت حفظ مشتری توسط مدیریت ، به شرح زیر است:

  • تعیین اهداف باشگاه : همان گونه که اشاره شد تشکیل یک کلوپ مشتریان ممکن است اهداف مختلفی را پیگیری کند . اهدافی چون افزایش سود و فروش ، افزایش اعتباز=ر برند ، مبارزه تجاری ، ارتباط صمیمی تر با مشتریان و … که البته در نهایت تمامی آنها به هدف اولی یعنی افزایش سود می اندیشند.
  • تعیین گروههای هدف : آنچه در اینجا مهم است این نکته می باشد که آیا قرار است باشگاه به عنوان یک اجتماع لوکس از افراد محدود مانند باشگاه مشتریان کالاهای گران قیمت باشد و یا اینکه باشگاه قرار است به عنوان کانال ارتباطی با طیف وسیعی از مشتریان (مانند مشتریان نامحدود برای یک محصول غذایی) عمل کند.
  • طراحی کانال های ارتباطی : ایجاد امکان ثبت امتیاز ، نظر ، پیشنهاد و کلیه تراکنش هایی که توسط اعضا انجام می شود براساس راحتی مخاطب ضروری است. از همین روست که کانال های ارتباطی متنوعی مانند وب سایت ، ایمیل ، پیام کوتاه ، تلفن گویا ، خبرنامه کاغذی و الکترونیکی ، ایجاد صفحه های هواداری در شبکه های اجتماعی و … ایجاد می گردد. به عنوان مثال ، بخشی از مشتریان با تحصیلات و فاصله سنی معین ، شاید ترجیح دهند به جای پر کردن فرم عضویت در اینترنت و پیگیری اخبار باشگاه از طریق آن ، فرم کاغذی را پر کرده و نشریه داخلی باشگاه به شکل چاپی برایشان پست گردد. شناسایی مناسب ترین کانال برای هر بخش از مشتریان در کاهش هزینه های ارتباطی و ارتباط موثرتر با مشتریان بسیار حائز اهمیت است.
  • یکپارچه سازی باشگاه مشتری با سازمان : مسلما پس از ایجاد باشگاه مشتری وقتی قرار است به سبب کسب امتیاز توسط مشتری قیمت محصول انعطاف پذیر باشد نیاز به بازنگری در سیستم قیمت گذاری محصول و بسیاری دیگر از زیر سیستم های سازمان است. بدین جهت هم در زمینه سخت افزار و هم در زمینه نرم افزار نیاز به یکپارچه سازی تراکنش های باشگاه مشتریان با سایر سیستم ها مانند مالی ، ارتباطات ، فروش ، بازرگانی ، تولید و … می باشد.

اقتصاد دانش بنیان با رویکرد دانشگاه کارآفرین

در پایان ، نباید این نکته را از نظر دور داشت که پیش از آن که هدف از تشکیل باشگاه مشتریان کسب درآمد باشد،  ابتدا باید به بهبود فرآیند ارتباط با مشتری در جهت حفظ مشتری اندیشید. چرا که به گفته هنری فورد ، تجارتی که فقط به پول می اندیشد تجارت فقیری است.

دکتر حمید محمدی پور

جذب و آفرینش هر موقعیتی در دستان شماست دانشگاه برکلی

جذب و آفرینش هر موقعیتی در دستان شماست

دانشگاه برکلی

Berkeley University

 

دانشگاه کالیفرنیا، مشهور به دانشگاه برکلی دانشگاهی بسیار مطرح و معتبر در شرق خلیج سان‌فرانسیسکو و در شهر برکلی در ایالت کالیفرنیا قرار دارد. این دانشگاه که در سال ۱۸۶۸ تأسیس شده ‌است و در رتبه‌بندی یو اس نیوز رتبه چهارم دانشگاه‌های برتر آمریکا را به خود اختصاص داده است.

این دانشگاه حاصل ادغام دو دانشگاه قدیمی در سال ۱۸۶۸ در اوکلند کالیفرنیا است و ترجمه شعار این دانشگاه «بگذار نور بیاید» است. دانشگاه برکلی در سال1۹۶۰ برای تظاهرات آزاد (که توسط دانشجویان رهبری می‌شد) و مخالفت برای جنگ در ویتنام معروف شد. برکلی از اعضای انجمن دانشگاه‌های آمریکایی است و در طی سال‌ها هزینه‌هایی به فعالیت‌های پژوهشی و عملی مختلف اختصاص داده است.

دانشگاه برکلی به ‌افتخار جرج برکلی نامگذاری گردیده‌ است و در دهه شصت به اعتراضات دانشجویی ‍student protestsمعروف شد؛ زیرا دانشجویان مخالف جنگ ویتنام بودند.

در سال ۱۸۶۶، دانشگاه خصوصی کالیفرنیا زمینی که اکنون محوطه دانشگاه برکلی است را خریداری کرد و به خاطر کمبود منبع مالی، دانشگاهی دیگر که در زمینه کشاورزی، معدن و هنر مکانیکی فعال بود به دانشگاه خصوصی کالیفرنیا پیوست و اولین دانشگاه دولتی ایالت کالیفرنیا، دانشگاه کالیفرنیا برکلی، به وجود آمد.۱۰ استاد و ۴۰ دانشجو اعضای این دانشگاه در اولین روز بازگشایی آن در سال ۱۸۶۹ بودند و هنری دورنت، مدیر سابق دانشگاه خصوصی کالیفرنیا، به عنوان اولین مدیر دانشگاه برکلی مدیریت را در دست گرفت.

در سال ۱۸۹۱ فیبی هیرست با ایجاد برنامه‌های جدید، ساخت ساختمان‌های جدید و اسپانسری از جمله کارهای او برای دانشگاه برکلی بود. فیبی هیرست اولین زن عضو شورای دانشگاه بود که از سال ۱۸۹۷ تا لحظه مرگش به خدمت در این دانشگاه پرداخت. در سال۱۹۲۰ تعداد ساختمان‌ها به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت که از میان آن بناها، جان گولن هوارد، معمار نامدار آمریکایی، دوازده بنا مرتبط با دانشگاه را معماری کرد.

در ۱۷ سپتامبر ۱۹۲۳ آتش‌سوزی عظیمی در شهر برکلی رخ داد که در پی آن ۶۴۰ سازه، از جمله ۵۸۴ خانه که نزدیکی شمال محوطه دانشگاه بود، در آتش سوخت، با این حال دانشگاه صدمه خاصی ندید چون هنگامی که آتش به دانشگاه نزدیک می‌شد، مسیر باد عوض شده و دانشگاه برکلی از سوختن در امان ماند.

با این که برکلی دانشگاهی دولتی است اما منابع مالی آن اکثراً خصوصی است. قسمتی از منابع مالی‌اش از سمت دولت تغذیه می‌شود، از تأمین‌کننده منابع مالی خصوصی برکلی می‌توان به بی‌پی، شرکت نفت و گاز بریتانیایی، اشاره کرد. بی‌پی مبلغ مشخصی را برای بهبود و توسعه زیستی ‌سوخت به برکلی اهدا کرده بود ولی شرکت‌های هیولت و داو کمیکال نیز مقداری کمک در مورد تحقیق پیرامون پایایی به برکلی اهدا کرده بودند. اما در سال‌های اخیر به دلیل بحران مالی به وجود آمده در کالیفرنیا  منبع مالی ایالتی در آن کاهش یافته ‌است.

برکلی دارای رشته‌های مختلفی در مقطع لیسانس بوده اما در مقطع دکترا کمی محدودتر است. برنامه دانشگاه به صورت نیم سال تحصیلی تعریف شده است و در مجموع دارای صد و شش رشته در مقطع لیسانس، هشتاد و هشت رشته در مقطع فوق‌لیسانس و نود و هفت رشته در مقطع دکترا است. مهم‌ترین دانشکده‌های دانشگاه عبارتند از: دانشکده شیمی، مهندسی، طراحی محیط زیست، منابع طبیعی، روزنامه‌نگاری، بازرگانی، اطلاعات، حقوق، بهداشت، زیست و رفاه اجتماعی. محبوب‌ترین رشته‌ها در مقطع کارشناسی در دانشگاه برکلی مهندسی برق، کامپیوتر، علوم سیاسی، زیست ملکولی، علوم طبیعی و اقتصاد است.

در برکلی، راهیابی از مقطع کارشناسی به کارشناسی ارشد غیرمتمرکز است و متقاضیان مستقیم در دانشکده مورد نظر خود ثبت‌نام می‌کنند. اکثراً دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد توسط کمک هزینه‌های تحصیلی، همکاری آموزشی و پژوهشی پشتیبانی می‌شوند. در سال ۲۰۱۰، شورای ملی پژوهش ایالات متحده آمریکا، دانشگاه برکلی را در رتبه اول بر اساس بیشترین تعداد برنامه در مقطع دکترا که به عنوان بهترین در آمریکا انتخاب شدند، قرار داد. برنامه‌های دکترا دانشگاه برکلی که رتبه اول را دریافتند عبارت بودند از: کشاورزی و منابع اقتصاد، فیزیک نجومی، شیمی، مهندسی عمران و محیط زیست، علوم کامپیوتر، انگلیسی، اپیدمیولوژی، جغرافیا، زبان آلمانی، ریاضیات، مهندسی مکانیک، بیوشیمی و بیولوژی مولکولی، ژنتیک، ژنومیکس، توسعه، فیزیک، زیست‌شناسی گیاهی و علوم سیاسی.

برکلی دانشگاهی تحقیقاتی و پژوهشی است که  ۱۶۲۰ استاد به‌ طور تمام‌وقت و ۵۰۰ استاد به صورت نیمه‌وقت در ۱۳۰ دانشکده و ۸۰ گروه و دانشکده بین رشته‌ای در حال فعالیت هستند.

دانشگاه برکلی یکی از ۱۱ دانشگاه سیستم دانشگاهی کالیفرنیا است. این یازده دانشگاه در مجموع دارای ۳۲ کتابخانه است. در سال ۲۰۰۶ سیستم کتابخانه کالیفرنیا دارای ۱۱ میلیون کتاب و ۷۰٬۰۰۰ گروه کتاب بود. کتابخانه بنکرافت، یکی از کتابخانه‌های دانشگاه برکلی که کتابخانه مرکزی آن به حساب می‌آید، دارای کتاب‌هایی در مورد تاریخ جهان غرب و آمریکای شمالی و همچنین تاریخ کالیفرنیا، مکزیک و آمریکای مرکزی است.

یو اس‌ن یوز اند ورلد ریپورت در رتبه‌بندی خود برکلی را در مقام چهارم دانشگاه‌های آمریکا قرار داده ‌است و در رتبه‌بندی کیو اس برکلی را در رده بیست و هشتم جهان و چهاردهم آمریکا قرار داد. در رتبه‌بندی مؤسسه تایمز در سال ۲۰۲۰ این دانشگاه رتبه سیزدهم را در بین دانشگاه‌‌های جهان از آن خود کرد.

پردیس دانشگاهی برکلی نزدیک به ۵۰۰ هکتار و قسمت مرکزی آن به ۷۲ هکتار می‌رسد. آزمایشگاه ملی لارنس برکلی نیز ۸۱ هکتار از محوطه دانشگاه را در بر گرفته است. تالار علوم لارنس و چندین پایگاه آزمایشی دیگر (به خصوص در زمینه علوم فضایی، ریاضیات، منطقه محیط زیستی حفاظت شده، باغ گیاه‌شناسی دانشگاه و مرکز تفریح استرابری کنیون) نیز هر کدام مساحتی را اشغال می‌کنند. قسمت شرقی پردیس دانشگاهی برکلی نیز به شهر اوکلند مرتبط می‌شود.

شهر اوکلند شامل چندین موزه، از جمله موزه دیرین‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا، موزه هنر دانشگاه برکلی و آرشیو فیلم و اقیانوس آرام و تالار علوم لارنس می‌شود. موزه دیرین‌شناسی اوکلند دارای فسیل‌های مختلفی از دایناسورها است.

تالار جنوبی (South Hall) قدیمی‌ترین سازه این دانشگاه است که در سال ۱۸۷۳ ساخته شد. این بنا و یک بنای دیگر (که توسط فردریک اولمستد طراحی شد) تنها دو بنایی بودند که قبل از بناهای جان گولن هاوارد در پردیس دانشگاهی قرار داشتند. از معماران معروف دیگر که در طراحی بناهای برکلی نقش داشتند می‌توان برنارد میبک را نام برد. او دانش‌آموخته مدرسه هنرهای عالی بوزار در فرانسه بود و مدرس دانشگاه و در همان ایالت روزهای خود را سپری کرد. چندین سازه برکلی چندین بار بازسازی شده و ضایعات از پروژه‌های ساختمانی هر بار کاهش یافته است. پروژه‌های حفاظت از آب در چندین قسمت پردیس دانشگاهی قرار گرفته و دانشگاه روش‌ها و تکنیک‌های مختلفی را برای مدیریت آب‌های ناشی از بارندگی یا طوفان در نظر گرفته‌است. سوخت سیستم‌های تهویه‌ای، گرمایی، سرمایی و غیره دانشگاه برکلی از گاز طبیعی تأمین می‌شود.

دانشجویان و دانشجویان قبولی در برکلی ممکن است واجد شرایط کمک مالی‌های مختلف خصوصی و دولتی شوند. بیشتر کمک‌های مالی توسط دفتر کمک‌های مالی و بورس‌های تحصیلی دانشگاه برکلی تأمین می‌شود. بعضی از دانشکده‌های مهم برکلی (مثل دانشکده حقوق) کمک مالی جداگانه (مختص به خود) را دارند.

از بزرگترین شرکت‌های تأسیس شده که حداقل یکی از فارغ التحصیلان برکلی در آن کار کرده‌اند، می‌توان به اپل، اینتل، ال اس آی، گپ اینکورپوریتد، مای‌اسپیس، پاوربار، برکلی سیستم، بی بی ان تکنولوژی، گوگل ویس، اچ‌تی‌سی، وی آی ای تکنولوژی، مارول تکنولوژی گروپ، مووی آن دات اورگ، سان مایکروسیستمز، لرنینگ کمپانی و غیره اشاره کرد.

همچنین افرادی دیگر که فارغ‌التحصیل برکلی بودند نظیر کن تامسون  که مخترع زبان برنامه‌نویسی بی است، زبانی که جد زبان سی به حساب می‌آید. او همین‌طور یکی از خالقان و توسعه‌دهندگان اولیه سیستم‌عامل پلان ۹ از آزمایشگاه‌های بل بود.

تاکنون بیست و پنج نفر از فارغ التحصیلان برکلی موفق به کسب جایزه امی شده‌اند. جان الس (لیسانس ۱۹۶۸) برای فیلمبرداری؛ اندرو اشنایدر (لیسانس ۱۹۷۳) برای فیلمنامه؛ لیندا شاخت (لیسانس ۱۹۶۶، فوق لیسانس ۱۹۸1) و کریستین چن (فوق لیسانس ۱۹۹۰) برای روزنامه‌نگاری؛ کتی بیکر (لیسانس۱۹۷۷ (لروی سیورس و الیزابت لمی نمونه‌ای از افرادی دیگر فارغ‌التحصیل برکلی بودند که موفق به کسب این جایزه شده‌اند.

از دیگر افراد مشهور فارغ‌التحصیل این دانشگاه می‌توان به ذوالفقار علی بوتو نهمین نخست وزیر کشور هندوستان، گریگوری پک هنرپیشه و شهید مصطفی چمران اشاره کرد.

 

نویسنده آزیتا جهانبخش

پژوهشگر حوزه مدیریت و کسب و کار

آزیتا جهانبخش

احیای قصه‌های بومی مناطق

احیای قصه‌های بومی مناطق

از زبان حامد مهر افروز / معلم کارآفرینی و مؤسس برکه

 

داستان از اونجایی شروع میشه که هشتگی درست کردم به نام سنجش پتانسیل مهمان‌پذیری روستاها، هر هفته روزهای جمعه تنهایی یا با جمعی از دوستان می‌رفتیم به روستاهای اطراف شهرستان مرند و قبل حرکت از دوستان درخواست می‌کردم که هیچ وسیله خوراکی بر ندارن، می‌رسیدیم به روستا دنبال قهوه خونه یا مغازه می‌گشتیم و بهشون می‌گفتم ما غذایی برای خوردن می‌خواهیم و جایی برای موندن و بابتش پول پرداخت می‌کنیم ، بجای اون یه شرط داریم و اونم اینه که حتماً وسایل غذا باید محصول خود روستا باشه از نون محلی گرفته تا هرچی که هست.

 

اما چرا این سفرها رو شروع کردم با این موضوع؟

یکی از اعضا یک شرکت گردشگری اسپانیایی مهمونم شد و چون مرند سه‌راهی ورودی به ایران از باکو و ارمنستان و اروپا به‌حساب میاد گردشگران زیادی میومدن و من همیشه به این فکر بودم که ما چه چیز فرهنگی مخصوص منطقه خودمون داریم تا بهشون ارائه بدیم و سبب بشه تا شهر من مقصد گردشگری باشه ، تا اینکه این دوستمون رسید و کلی درباره جاهای دیدنی مرند باهاش صحبت کردم و طی گفتگو مزیت رقابتی منطقه رو در گزینه اکوتوریسم دیدم و بردن تورهای خارجی به روستاهای اطراف ولی یک سری مؤلفه‌ها باید روستا هامون داشته باشن تا برای گردشگر خارجی جذبه‌ای ایجاد کنه یا سبب بشه اتراق کنه در اونجا و یکسری زیرساخت‌ها هم نیاز بود همچون محل اسکان در یه خونه روستایی بافرهنگ بومی و غیره.

برای همین اول باید زیرساخت‌ها رو بررسی می‌کردم که موضوع پتانسیل مهمان‌پذیری روستاها استارت خورد.

طی سفر به مدت چند ماه و به روستاهای اطراف با زیبایی‌ها و نقص‌های زیادی روبرو می‌شدم و یادداشت می‌کردم و به خاطر می‌سپردم تا حین برگشت در فضای کلاه موتورسواری که به نظرم یکی از بهترین اتاق فکراست ، فکر کنم.

اصابت مدرنیته سبب شده بود تا روستاها شبیه هم بشن، خونه‌ها شبیه هم ، خوراک‌ها شبیه هم ، استفاده از غذاهای کنسروی و پوششی عرفی که تقریباً در همه جای ایران میشه دید و فرهنگی که زیاد طالب ورود فردی خارجی به محیط‌زیستش نبود ،

ماه‌ها گذشت و هر چیزی که از سایش در این سفر به دست آورده و طبق معمول توو دفترچم نوشته بودم ، حالا دیگه وقتش بود تا بررسی بیشتری کنم تا ببینم چه ماجرایی هست و چه مزیتی برای نشان دادن می‌تونه داشته باشه. از سمتی در گوشه‌ای از ذهنم جهان، زیسته‌ای بود از روستاهای ترکیه که چقدر روش کارشده بود، از محصولات خاص هر منطقه گرفته تا مؤلفه‌های فرهنگی خاصی که به چشم می‌خورد و از رسانه ملی‌اش مدام پخش می‌شد.

فکرم پرواز می‌کرد تا دوردست‌ها و ایده‌های مختلفی در سرم می‌پیچید به‌عنوان راهکار ولی منابعم محدود بود و هر مسیری نیاز به توانمندی خاصی داشت و منابع خاص خودش، پس تصمیم گرفتم با افسار عقل و با تکیه‌بر منابع و توانمندی‌هایم فیلتری بر کمند بازشده تخیلاتم بذارم تا در دام کمال‌گرایی یا تخیل خالی گیر نکنم.

برای هر مسیر بعد از فیلترینگ، بیزینس مدلی می‌نوشتم و بررسی می‌کردم و راهکارها دونه به دونه در بعد زمان جلو عقب می‌شدن .

از سمت دیگه بااهمیت داستان و قصه‌گویی هم به دلیل تولد سارا دخترم آشنا شده بودم و هرروز قصه‌ای براش می‌گفتم از قصه انگلیسی گرفته تا شرح اتفاقات روزانه شخصی خودم به شکل قصه تا کارهایی که خودش کرده بود.

اصابت قصه‌هایی که مادربزرگم دوران بچگی می‌گفت و داستان‌هایی که برای سارا تعریف می‌کردم و یکی از راهکارهای خارج‌شده از سفرهای در جستجوی پتانسیل گردشگری روستاهای مرند سبب شد تا به این فکر بیافتم که این قصه‌ها رو احیا کنم ، هرچند اندکی هم در طی آن سفرها ضبط‌شده بود ولی نه به این جدیت.

با استاد میرحسین دلدار بناب دوست بودم ، پژوهشگری ارزشمند در حوزه زبان و ادبیات ترکی که چندین جلد کتاب منتشر کرده بود ، کل داستان رو برایش تعریف کردم و جویا شدم که آیا قبلاً چنین کاری انجام‌گرفته یا نه ، اگر آره کیفیتش در چه حدی بود .

با لبخندی گفت : حامد جان ، من از روز اولی که معلم بودم در روستاهای مختلف بجای انشا از شاگردانم می‌خواستم تا برن و از مادربزرگ و پدربزرگ هاشون قصه‌های قدیمی رو یاد بگیرن ، بنویسن و برام بیارن و کلی از این قصه‌ها جمع کردم که سال‌هاست در زیرزمین خونم داره خاک می‌خوره و اخیراً طی اسباب‌کشی دیدمشون ، منم کلی ذوق‌زده که استاد هر جا هست من کمکت می‌کنم پاشیم بریم بیاریم.

و تازه داستان از اونجا شروع شد و اتفاقات احتمالی که اصلاً فکر شو نمی‌کردم پیش اومد.

و سفر وارد مرحله دومش شد ، یعنی پروسه تبدیل دیتاها به یک محصول ، در مسیر اصطکاک‌های زیادی بود که جزوی از سفره و سؤالات زیادی باید پاسخ داده می‌شد . همچون:

 

هر قصه شفاهی بومی دارای واریانت‌های مختلفه کدومش رو اولویت قرار بدیم؟

تبدیلش کنیم به کتاب فیزیکی ، دیجیتالی یا پادکستش کنیم و مدل کسب سودمون رو فریمیوم انتخاب کنیم؟

تبدیلش کنیم به آلبوم صوتی و به فروش برسونیم؟

صوتی دیجیتال باشه یا فیزیکی ؟ معایب و مزایای هرکدوم چیه؟

تبدیلش کنیم به انیمیشن یا تئاتر عروسکی ؟

و سؤال‌های این‌چنینی و بررسی معایب و مزایای هرکدوم و مهم‌تر از همه سنجش منابعمون .

سنجش اوضاع بازار ایران و شیوع و گسترش کرونا و تغییر نیازهای مخاطبان و نوسانات دلار و غیره و باز نیاز بود تا افسار تخیل رو رها کنیم تا دوردست‌ها بره و کم‌کم با فیلتر عقل و منابعمون جمع کنیم تا به نتیجه‌ای برسیم .

و تصمیم بر این شد که اولین محصولمون به شکل صوتی با یک راوی گفته بشه و ضبط بشه و تبدیل بشه به یک فایل صوتی  و باز مسیری جدید باز شد و سفری جدید با کلی سؤال پیش رو از انتخاب گوینده و نحوه و طریق فیلتر گوینده‌ها و تمرین و یافتن تلفظ صحیح کلمات که هرکدوم اصطکاکی بود و سایشی ولی سبب می‌شد تا صیقلی‌تر و صیقلی‌تر بشیم.

همین‌طور که داشتیم حرکت می‌کردیم به آخرهای سفرمون و شهر هدفمان وارد استودیو که شدیم باز پارامترها و متغیرهای زیادی پیش رومون قرار گرفت و بررسی نحوه‌های مختلف ارائه و خلاصه اولین قسمت بنام داستان تنبل احمد ضبط شد و مابقی قصه‌ها و طریق اخذ مجوزش و نحوه تبدیل‌شدنش به محصولات دیگه هم کم‌کم رقم خورد.

دیگه وقتش بود که مستندهایی که هرازگاهی بعد از دیدار با استاد میرحسین دلدار بناب پژوهشگر و نویسنده فعال در حوزه فرهنگ و ادبیات ترکی ضبط کردم رونمایی کنم تا قصه‌ای باشه از مسیرهای رفته تا اهلش ببینه و بتونه با قدم گذاشتن به این پله بعدازاینکه خوب نگاه کرد و دید جای پای مناسبیه بذاره و بتونه مسیر خودش رو ارتقا بده.

استاد دلدار معلم بود و از جوانی خواسته بود علاوه بر تعلیم و تربیت کودکان و دانش آموزان ، روی خودش و یادگیریش هم کار کنه و چه‌بهتر مسیری برای یادگیری که در اون به شکل عملی وارد کار بشیم ، یک تحقیق میدانی کیفی.

همان‌طور که اول آشنایی با استاد دلدار عزیز گفتم؛ ایشون از دانش آموزاش خواسته بود تا به‌جای انشا ، برن پیش بزرگ‌ترها همچون پدربزرگ ، مادربزرگ یا هرکسی که قصه‌ای بلده و یا لالایی میخونه و یا سر مزار و حین دفن عزیزش با آواز نوحه‌ای سر میده با زبون خودش و نه به شکل عرفی و عمومی که الآن مرسومه ، جمع‌آوری کنن بنویسن و بیارن ، به همین سادگی و به همین زیبایی.

گاهی وقتی چنین قصه‌ها و روایت‌هایی می‌شنوم تنها به یک‌چیز ایمان میارم که فقط انسان‌هایی که دغدغه‌های ارزشمندی دارن میتونن خلق اصیل کنن، و این مطالب موضوعاتی داشت چنین: ( ایش اوخومالاری (آوازی که حین کار میخونن)، قدیم کلمه لر (کلمات قدیمی)، ناغیلار (قصه‌ها)، لالایی، تعبیر خواب (تفسیری از خواب‌دیده شده توسط مردم محلی)، دعالار (دعاها)، قارقیشلار (لعن و نفرین‌ها)، اویون لار (بازی‌های محلی)، عامیانه باورلر (باورهای عامیانه)، طب سنتی (روش‌های طبابت توسط مردم محلی) و …

وقتی دونه دونه پک‌ها رو باز می‌کرد هم خیلی خوشحال می‌شدم که عجب گنجینه‌ای و از سمتی ناراحت می‌شدم که چرا این‌همه سال روشی نبود تا انسان‌هایی با چنین دغدغه‌ای بتونن این پژوهش ارزشمندشون رو ارائه بدن ، درصورتی‌که در کشوری درحال‌توسعه این‌همه فضا هست برای خلق که می‌تونه هم مردم رو توانمند کنه و هم منطقه و هم کشور رو ، همه به دنبال کارهای تکراری هستند و یا گاها آن‌چنان افسرده از نبود کار. چکاری می‌شد کرد تا هم پژوهشگر و هم جوان و نوجوانی که نوری از امید در دلش روشنه به روشی ، باهم تعامل پیدا کنند و چنین آثاری رو تبدیل کنند به محصول. و باز از سمتی خوشحال بودم که این پروژه‌ای که من شروع کردم و پروسه کارآفرینی‌اش رو دارم بررسی می‌کنم و به شکل عملی پیش میرم شاید نتیجه بده و مسیری باز کنه برای اهلش، گاهی با یکسری اساتید و صاحبان مدرک و منصب در حوزه کارآفرینی و امور اقتصادی صحبت می‌کردم و اکثریت می‌گفتن آخه مخاطبی نداره و از سمت دیگه می‌دیدم یوتیوب و ویدیوهایی عقیم که بازدید خیلی بالایی دارند و از محتوی کاملاً عقیم‌اند و به دلیل مدل کسب‌وکار فریمیومی که دارند و درآمدشان از تبلیغاته ، داستان هر ویدیو باید منجر به تبلیغ محصولی باشه با مشتریان هدف کودک. پس مخاطبی بود شاید ما روش ارائه را خوب بلد نیستیم و شاید غرق در چیزی شدیم و نمی‌دونیم که با داشتن چنین گنجینه‌هایی هم خوراک فکری کودکانمون عقیمه و هم از سمت دیگه در طولانی‌مدت آسیب شدیدی می‌تونه به کسب‌وکارهای کوچک ما در این زمینه وارد کنه چون ، شرکت‌هایی خارجی با سرمایه‌گذاری هنگفت برای ساختن محصولی که شاید تکنولوژی‌اش در ایران نیست و اگر هم هست سرعت تغییر کمتری داره و از سمتی نمی‌تونه تبلیغاتی بدین وسعت داشته باشه ، این‌ها مثل فیلم مخصوصاً در اتاق فکر کلاه موتورسواری حین سفر می‌چرخید و می‌چرخید همچون خیالاتی.

داشتم فکر می‌کردم درباره لالایی‌ها و لالایی که من برای دخترم همیشه می‌خونم و در ویدیو بخشیش هست، از سمت دیگه حوزه یادگیری در کودکان و استعدادیابی کودکان و روش‌های شکوفاسازی استعدادهای کودکان و کتاب‌هایی که خونده بودم در این باب و توسط انسان‌های عمل‌گرایی نوشته‌شده بود و داشتم ترکیب می‌کردم با آنچه از گذشته داریم.

بازی‌های عقیم و تفاوتش با بازی‌های کامل ، بازی عقیم بازیِ که زود برای بچه تموم میشه ، مثلاً گرون‌ترین پک لایف‌استایل باربی رو می‌خریم و بعد از شاید چند روز اول جذبه‌ای که خرید جدید ایجاد می‌کنه ، زودی عطش و انگیزش برای کودک می‌خوابه و تنها چیزی که از این بازی میمونه مخصوصاً اگرم معروف باشه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها ، کلاسیه که خانواده یا کودک برای دوستاشون میذارن و خبری از خود بازی نیست ، در مقایسه با بازی کاملی همچون آشپزی واقعی برای کودک که هیچ‌وقت براش تموم نمیشه ، مثل خاک‌بازی که در شهرستان وقتی بچه بودیم به‌زور، اون هم شب می‌تونستن مارو بکشن خونه و هرروز و هرروز و این بازی برای ما تموم نمی‌شد ، آن‌قدر متغیر ساده و کامل بود که از ترکیبش پایانی نبود.

تفاوت لالایی کامل با آهنگ‌های تبلیغاتی که صبح تا شب به گوش بچه میرسه و یا صدای مدام روشن رادیو، اخبار و غیره با لالایی که مادر یا پدر با تمام وجود یا خلق می‌کرد یا حفظ می‌کرد و در اون لحظه با آورده‌هایی که از محیط بهش اصابت کرده بود و انرژی جهان زیسته‌اش پشت اون لالایی خوابیده بود به بچه اصابت می‌کرد و باز تفاوتش با صدای تلویزیونی که روشنه و کودک در اتاقش با اون صدا بخواب می‌ره.

هر چه بیشتر مصمم می‌شدیم تا راهکاری پیدا کنیم ، هرکسی که طلب کنه می‌تونه این جمع‌آوری رو انجام بده و باید تبدیل بشه به محصول ، اما به چه شکل ، چطور؟ چقدر منابع می‌طلبه ؟ باید چه روشی اتخاذ کرد تا این روند به شکل پایدار و پویا ادامه پیدا کنه .

 

و درنهایت این‌طور میشه گفت: «بهترین یاد دهنده، بهترین یادگیرندست»

 

 

بالا بردن سطح سرویس های موتور جستجوی گوگل

بالا بردن سطح سرویس های موتور جستجوی گوگل

 

شرکت گوگل تصمیم دارد طی روزها و و ماه های آینده به روزرسانی های جدیدی در سرویس موتور جستجوی خود ارائه کند. به طور کلی این تغییرات با کمک روش های نوین هوش مصنوعی و ماشین یادگیری انجام می شوند تا نتایج جستجوی بهتری برای کاربران فراهم شود. از به روزرسانی های جدید گوگل می توان به ابزار کنترل هجی صحیح کلمات اشاره کرد. این ارتقا با کمک شبکه عصبی انجام می شود.
همچنین گوگل از هوش مصنوعی برای تقسیم کردن جستجو به گروه های زیر مجموعه استفاده می کند تا به این ترتیب نتایج بهتری را به کاربر نشان دهد.
در کنار این موارد، از بینایی رایانشی و فناوری شناسایی گفتار برای برچسب زدن و تقسیم کردن ویدئوها به طور خودکار استفاده می شود. این نسخه خودکار بخش ابزارها است. به عنوان مثال ویدئوهای آشپزی یا مسابقات ورزشی را می توان دسته بندی و به طور خودکار به فصل هایی جداگانه تقسیم کرد. این دسته بندی ها در نتایج جستجو نیز ظاهر می شوند.
علاوه بر آن، در روش جدید گوگل به جای کل صفحات وب متن های مستقل در صفحات منظم می شوند. این اطلاعات با کمک هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی تحلیل می شوند تا نتایج جستجو را دقیق تر ارائه کنند.

5 گام برای نوآوری در مدل کسب و کار

5 گام برای نوآوری در مدل کسب و کار

در دهه 1950، شرکت هالوید تصور می کرد که یک محصول برنده دارد. به واسطه مهندسی هوشمندانه، فناوری جدیدی را ایجاد کرده بود که بهتر از محصولات رقبا بود. تنها مشکل این بود که هیچ کس نمی خواست آن را بخرد.

از این رو شرکت را به تفکر انداخت که اگر کسی نمی خواهد دستگاه های کپی آنها را بخرد، شاید برخی حاضر به اجاره آن باشند؟ این به یک ایده چند میلیارد دلاری انجامید و این شرکت که اکنون با نام زیراکس شناخته شده است، به قدرتی بزرگ تبدیل شد.

نوآوری های منزوی بعید است که تأثیر قابل توجهی در سودآوری کسب و کار داشته باشند. خلق محصول جدید، بازار هدف یا جریان درآمدی جدید ممکن است تغییراتی را در کسب و کار ایجاد کند اما برای ایجاد تحولات پایدار و اثر بخش باید مدل کسب و کار را تغییر داد.

در ادامه به آنچه باید درباره نوآوری در مدل کسب و کار بدانید، بیشتر می پردازیم:

۱. برنامه ریزی را متوقف و آماده سازی را شروع کنید:

پس از جنگ جهانی دوم، شرکت های عظیمی برای تولید محصولات و بازاریابی انبوه تاسیس شد. در آن زمان بود که برنامه ریزی استراتژیک در دسترس قرار گرفت. مدیریت ارشد طرحی را تدوین می کرد و از کارکنان رده های پایین تر می خواست که آنرا اجرا کنند. اگر کل مجموعه خوب کار می کردند، همه چیز به خوبی پیش می رفت.

اما هنگامی که «جک ولچ» مدیرعامل شرکت جنرال الکتریک شد، فرایند برنامه ریزی استراتژیک را محدود کرد و تلاش های خود را برای ساده سازی فرایندهای سازمان آغاز کرد.

از آن زمان، بسیاری دیگراز متخصصین و صاحبان کسب و کارهای بزرگ بر اهمیت آماده سازی تاکید بیشتری داشتند. به عنوان مثال «راجر مارتین» از مدیران می خواهد که اجازه ندهند برنامه ریزی استراتژی بیشترین زمان را به خود اختصاص دهد و این بدان معنی است که ما باید سریع ترشروع به آماده سازی کنیم.

شاید برنامه ریزی به ما اجازه تصمیم گیری سریع را دهد، اما این آماده سازی، توجه به جزییات و گسترش مهارت هاست که به ما توانایی اخذ تصمیمات به موقع و منطبق بر تغییرات در زمان واقعی را می دهد.

۲. به چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش از طریق مدل کسب و کارتان بیندیشید:

در حالی که طرح کسب و کار نیاز به ارزیابی مشخصی از درآمدها و هزینه ها دارد، مدل کسب و کار چنین نیست. به عبارت ساده تر، منطقی منسجم برای چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش است. کسب و کارهایی که به این سه مورد را به شکلی منطقی پاسخ دهند، شرکتهای بسیار موفقی را راه اندازی خواهند کرد.

متأسفانه، در جهان امروز چرخه های فناوری به طور قابل توجهی کوچک شده اند و مدل های کسب و کار دیگر دوام و پایداری ندارند و باید در مدل کسب و کارتان نوآوری ایجاد کنید.

این نکته مهمی است اما بدان معنا نیست که باید مرتباً همه چیز را تغییر دهید.

کافی است از خودتان بپرسید، چگونه می توانید ارزش جدیدی ایجاد کنیم؟ آیا می توانیم آن ارزش را در یک مسیر متفاوت هدایت کنید؟ آیا راهی وجود دارد که بتوانید به ارزش اثربخش تری دستیابی داشته باشید؟

۳. به کمک بوم مدل کسب وکار، کمینه محصول پذیرفتنی را تولید کنید:

من قبلاً کسب و کار دیجیتالی را اداره می کردم که تقریبا سهم ۴۰ تا ۵۰ درصدی بازار را به خودش اختصاص داده بود و به ما این امکان را می داد تا منابع مهندسی بهتری نسبت به رقبا داشته باشیم. چون ما آن را یک مزیت مهم رقابتی می دیدیم. به منظور سرمایه گذاری بر این مزیت، پروژه های بزرگی را برنامه ریزی کردیم .

متأسفانه آنچه که در طی فرایند توسعه ۶ الی ۱۲ ماهه اتفاق افتاد این بود که نیازها در بازار به سرعت تغییر می کردند و ما باید به طور مداوم ویژگی های پروژه را تغییر می دادیم. نتیجه این شد که پروژه های کلان ما پر از اشکال بودند و ما مجبور می شدیم وقت بیشتری را برای رفع آنها بگذاریم.

سرانجام شروع به تولید محصولاتی با حداقل سود کردیم که معمولاً تولید آنها طی شش هفته انجام می شد. هر چند تولیدمان فراگیر نبود، اما به موقع و در زمان نیاز مشتری انجام می شد. در نتیجه توانستیم سریع تر واکنش مصرف کننده را دردنیای واقعی ارزیابی کنیم. سپس ما از این دانش برای بهبود پروژه شش هفته آینده استفاده می کردیم.

۴. ارزیابی هوشمندانه ای از مدل کسب و کارتان داشته باشید:

ایجاد یک مدل کسب و کار موفق کار ساده ای نیست، اما سخت تر از آن ارزیابی صحیح مدل کسب و کاراست. رشد گاهی می تواند به مرگ کسب و کار بیانجامد. همچنان که کارکنان و منابع جدیدی را برای پاسخ به تقاضا وارد کسب و کار خود می کنید، عملکردتان می تواند تحت تاثیر اثرات منفی قرار گیرد.

در واقع ارایه یک دفترچه با مجموعه ای از قوانین برای پیروی کردن به کارمندان آسان است. آنچه که مشکل است، آگاهی رسانی صحیح از مدل کسب و کار و اجازه دادن به تیم تان برای دنبال کردن اهداف است.

۵. همواره برای مواجهه با شکست آماده باشید:

در قرن بیستم، برخی شرکت ها توانستند با ایجاد مزیت رقابتی پایدار از طریق پیشرفت مداوم، مسیر موفقیت در کسب و کار را هموار کنند. حتی یک مزیت رقابتی کوچک، که با صبر و حوصله دنبال می شد  می توانست  موقعیت پیروزمندانه ای را برای کسب و کارها ایجاد کند.

با این حال، حتی برترین شرکت ها ازجمله «کداک» در حال فروپاشی هستند. درحقیقت نباید تنها به یک مزیت رقابتی گذرا اندیشید.

ذات نوآوری درتار و پود مدل کسب و کار است. نوآوری در مدل کسب و کار به معنای جستجو درمورد ناشناخته ها نیست، بلکه یک پیگیری مداوم برای چگونگی خلق ارزش، ارائه آن و کسب ارزش بهتر است. حتی بهترین مدل های کسب و کارها هم بدون نوآوری در نهایت با شکست مواجه خواهند شد.

نویسنده: Greg Satell

مترجم: شیدا انصاری

برگرفته از www.forbes.com