کارآفرینی در بستر فناوری

نوآوری یک نظام و سیستم مدیریتی است که بر رسالت بنگاه تأکید دارد و به دنبال فرصت های استثنایی و جدید است. پتر دراکر بر این باور است که: نوآوری موفق مستلزم کار سخت، متمرکز و هدفمند است. نوآوری یک عامل اساسی در ایجاد رقابت در سطح جهانی است که منجر به رشد سازمانی می شود، موفقیت آینده را در بر دارد و همانند موتوری است که به بنگاه ها اجازه می دهد در اقتصاد جهانی از کارآیی مستمری برخوردار شوند. بسیاری از برندهای جهانی که سرآمد شده اند این سرآمدی را مدیون نوآوری ها در بنگاه ها هستند. نوآوری دیگر یک تصادف و اتفاق ناگهانی نیست بلکه یک نظام و سیستم مستمر حاکم در بنگاه هاست که در ابعاد مختلف بنگاه عمل می کند و در بهبودی و بهروزی بنگاه بسیار تأثیرگذار است. دراکر با تأکید فراوان می گوید : هر سازمانی نیاز به یک توانایی و مهارت اساسی دارد و آن نوآوری است. نوآوری یک ماجرای چند وجهی است. تعدادی از دانشمندان نوآوری های سازمانی را براساس محصول، فرآیند و نوآوری های اجرایی تقسیم و بررسی کرده¬اند. پژوهشگران دریافتند که اکثر تحقیقات در زمینه نوآوری، بر نوآوری محصول در بنگاه های تولیدی تأکید دارند. از دیدگاه سازمانی، موفقیت واقعی نوآوری در بازار اتفاق می افتد.
عده ای از دانشمندان و پژوهشگران بر این باورند که هر اندازه یک بنگاه (سازمان) بزرگتر باشد، کارآیی و اثربخشی آن هم بیشتر است ولی با توجه به سن بنگاه (سازمان)، بنگاه های جوانتر نوآورتر هستند.
رقابت در محیط های بین المللی باعث می شود که بنگاه برای داشتن خلاقیت و نوآوری بیشتری به چالش بیافتد، زیرا امروزه نوآوری کلید اصلی برای ماندن در صحنه رقابت است. بنابراین نقش نیروهای خلاق و نوآور در سازمان ها و بنگاه ها اهمیت ویژه ای پیدا کرده است به طوری که توفیق بنگاه ها مرهون نوآوری های آنان است.
افرادی که بتوانند با خلاقیت با مسائل و موضوعات روبرو شوند و در صدد حل آنها برآیند و زمینه توسعه و رشد نوآوری را ایجاد نمایند به رشد و توسعه بنگاه کمک خواهند کرد.

تجاری‌سازی دانش و فناوری: ارتباط پایدار صنعت و دانشگاه

تجاریسازی دانش و فناوری

ارتباط پایدار صنعت و دانشگاه

 

 

با توجه به دنیای پر‌تلاطم امروز و حاکمیت فضای عدم اطمینان بر کسب و کار‌ها و صنایع وابسته آن‌ها، راهکاری که بتواند زمینه‌ساز ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان شود از اهمیت ویژه‌ای برخور‌دار است. این‌گونه می‌توان گفت که علت اهمیت روز افزون نو‌آوری، سود اقتصادی است. در کسب و کار امروز، تحقیقات مبدل به عاملی اقتصادی شده است و تجاری‌سازی نیز بخش مهمی از فرآیند نو‌آوری می‌باشد و هیچ محصول، خدمت و فناوری جدیدی بدون تجاری‌سازی امکان ورود موفق به بازار را ندارد. ایجاد بستر مناسب برای عرضه دانش و فناوری، علاوه بر فراهم کردن ارزش‌های اقتصادی، منجر به رشد و توسعه اقتصادی نیز در جامعه می‌‌گردد. با نگاهی به تحقیقات انجام شده می‌توان دریافت که تحقیقات بنیادی به تنهایی کافی و مفید نبوده و انگیزه کافی برای پژوهشگر و کاربر را ایجاد نمی‌کند، همچنین عدم استفاده از نتایج تحقیقات در کسب و کار و صنایع باعث هدر رفت سرمایه و وقت صرف شده در راه پژوهش می‌شود. امروزه رقابت روز‌افزون جهانی، دیگر فرصت تحقیقات بنیادی و پایه‌ای را از بسیاری از صنایع گرفته است. به همین دلیل بیشتر شرکت‌ها مجبورند فقط به تحقیقات مورد نیاز و اساسی کسب‌وکار خود دست بزنند. به عبارت دیگر، اهمیت تحقیقات به خاطر نوآوری [1]و اهمیت نوآوری به دلیل سود اقتصادی آن است. در دنیای کنونی تحقیقات به عاملی اقتصادی تبدیل گردیده است، مراحل گذر از “علم ناب” طی شده است و نهاد‌های علمی- تحقیقاتی باید بطور آشکار در خدمت اقتصاد و تجارت قرار گیرند. دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی باید از “هدف بودن” خارج شوند و به وسیله‌ای برای توسعه اقتصادی تبدیل گردند. در عصر حاضر باید به دنبال ساز و کار‌هایی باشیم که روش تبدیل “ایده” به “محصول” را به ما یاد بدهد و روند تبدیل علم به ثروت را سرعت بخشد. تجاری‌سازی فناوری، فرآیند تغییر دانش به محصولات و خدمات و روش بسیار موثر برای انتقال عقاید از ذهن یا آزماشگاه به دنیایی گسترده‌تر است. شاه کلید دنیای امروز، خلق ارزش است. راهکار ورود به دنیای کسب و کار امروزی فناوری است و شاه کلید فناوری، تجاری‌‌سازی و ارزش افزوده ناشی از آن است.  اقتصاد امروز جهان به شدت از وابستگی به منابع زیر‌زمینی و صنایع صنعتی فاصله گرفته و اقتصاد دانش‌محور و شرکت‌های دانش‌بنیان را به عنوان راهبرد اساسی خود برای رشد و توسعه اقتصادی می‌داند و توجه بسیاری از اندیشمندان، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان را به خود معطوف کرده که در این میان دانشگاه به عنوان ایجاد‌کننده دانش و ناشر نقش کلیدی ایفا می‌کند. لذا از آنجا که اهمیت دانش در نوآوری و توسعه کسب و کار روز به روز بیشتر می‌شود و درست همان‌گونه که سهم بیشتری از جامعه وارد آموزش عالی می‌گردند، دانشگاه‌ها می‌توانند نقش بیشتر و فعال‌تری در نوآوری ملی و توسعه اقتصادی را داشته باشند.

تجاری‌سازی تحقیقات و دانش تولیدی، فعالیتی اجتناب‌ناپذیر در راستای جبران هزینه‌های تحقیق و توسعه دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی دولتی و خصوصی کشور است که می‌تواند علاوه بر فراهم آوردن امکان سرمایه‌‌گذاری در فناوری‌‌های بهتر و پیشرفته‌‌تر برای محققان و مؤسسات عرضه‌کننده دانش، به توسعه‌‌یافتگی کشور و رقابت‌پذیر شدن آن در کلیه صنایع، به ویژه صنایع پیشرفته کمک شایانی نماید. چالش مديريتي صاحبان و سرمایه‌‌گذاران دانش، اين است که چگونه دانش تولیدی و نوين خود را به جريان بازده اقتصادي براي مؤسسان، سرمايه‌‌گذاران و کارکنان تبديل کنند. به عبارت ديگر، مشکل اصلي اختراع نيست بلکه تجاري‌سازي آن است.

ورود موسسات تحقیقاتی[2] به عرصه تجارت و بازاریابی محصولات خود و توجه به نیازمندی‌هاي بازار و معیار‌هاي مشتریان، منجر به پیدایش فرصت‌ها و پیامد‌هاي مثبتی است. پیامد‌هایی که در کمترین سطح بهره‌وري کمک به خودگردانی موسسات و در بالاترین سطح، انتظار افزایش استاندارد‌هاي زندگی (ایمنی و امنیت)، کیفیت زندگی، تولید ثروت و رشد اقتصادي را در پی خواهد داشت. در حقیقت تجاری‌سازی موتور رشد اقتصادی است. در تغییرات سریع امروزی سازمان‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند خود را با این تغییرات انطباق داده و از قدرت نوآوری لازم برخوردار باشند. در دانشگاه‌ها و نهاد‌های آموزش عالی نیز نوآوری و خلاقیت از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین جهت تحقق این هدف، این نهاد‌ها باید در زمینه اشاعه، نشر دانش و انتقال آن به جامعه و نسل‌‌های جوان بیش از پیش تلاش و کوشش کنند.

با توجه به موارد ذکر شده این‌گونه می‌توان گفت که ارتباط بهینه صنعت و دانشگاه نیازمند پلی ارتباطی است. پلی که از استحکام لازم برخوردار باشد لذا با توجه به اهمیت تجاری‌‌سازی نتایج تحقیقات آموزش عالی بر رشد صنعت و تاثیر آن بر اقتصاد کشور، در این مقاله سعی بر آن است تا با بیان دقیق مفاهیم تجاری‌سازی و همچنین بیان فرآیند و ضرورت فرآیند تجاری‌سازی در ارتباط موثر صنعت و دانشگاه، زیرساخت تئوریک[3] مناسبی را برای رسیدن به این مهم فراهم سازد.

 

 

مفهوم تجاری سازی[4]

تجاري‌سازي عبارت است از تبدیل یافته‌هاي جدید و ایده‌هاي پژوهشی به محصولات و خدمات و فن‌آوري‌هاي قابل ارائه به بازار. به عبارت دیگر تجاري‌سازي تحقیقات مجموعه تلاش‌هایی را که به منظور فروش کار‌هاي تحقیقاتی با هدف کسب سود و ارتباط هرچه بیشتر آموزش و پژوهش با اهداف اقتصادي و اجتماعی صورت می‌پذیرد را گویند. با توجه به تعاریف بالا تجاري‌سازي را می‌توان به بازار رسانیدن یک ایده و یا یک نوآوري دانست.

تجاری‌سازی فناوری، خلق محصول، خدمت یا فرآیند جدیدی مبتنی بر رفع تقاضای جدید است و رفع آن مستلزم تلاش مستمر در راه تبدیل نتایج محصولات و خدمات جدید [5] و بازاریابی موفق[6] آن‌هاست. تجاری‌سازی به انتقال فناوری بسیار نزدیک است. به عبارت دیگر فرآیند تجاری‌سازی، همان فرآیند انتقال دانش و فناوری از مراکز تحقیقاتی مانند مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری به صنایع موجود یا کسب و کار‌های جدید است. در واقع تجاری‌کردن فرآیندی است که از طرح کردن و پروردن یک ایده آغاز می‌شود و به سمت تولید (کالا و خدمات) و در نهایت فروش آن به مشتری (صنعت یا استفاده‌کننده نهایی) می‌انجامد. لغتنامه کمبریج واژه “تجاری کردن” را به معنای “سازماندهی چیزی برای کسب سود” و واژه “تکنولوژی” را مطالعه و دانش عملی در استفاده از اکتشافات علمی خصوصا در حوزه صنعت ” تعریف کرده است.

 

روند تجاری‌سازی دانش

در سال‌‌های اخیر موسسات آموزش عالی در جوامع غربی و در حال توسعه، با تغییرات زیادی مواجه بوده‌اند. با ظهور اقتصاد دانشی، خط مشی‌های ناظر بر آموزش عالی، متحمل فشار‌هایی شده‌اند که سبب شده، به عنوان ابزاری برای رقابت‌‌های اقتصادی در بازار‌های جهانی ایفای نقش کنند. این بدان معنا‌ست که ارزشیابی و نگاه به آموزش و تحقیق دانشگاهی به طور فزاینده‌ای از زاویه اقتصادی امکان پذیر شده است. در تطابق با این تغییر خط مشی‌ها و تغییر زاویه نگاه به دانشگاه، الگو‌‌های تامین سرمایه و سبک‌های مدیریت دانشگاه‌ها با تحولات کثیری مواجه شده است.

در بسیاری از کشور‌‌ها اداره‌ای تحت عنوان دفاتر انتقال فناوری، جهت تسهیل انتقال دانش تجاری شده از دانشگاه‌ها به صنایع تاسیس شده است. نقش عمده این دفاتر، حفاظت از دارایی‌های فکر دانشگاه و نتایج پژوهش‌های دانشگاهی و انتقال تجاری دانش از طریق واگذاری حق امتیاز اختراعات یا سایر انواع دارایی‌های فکری ناشی از پژوهش‌های دانشگاهی به صنعت است.

 

اهمیت تجاری‌سازی فناوری[7]

امروزه در مورد اینکه، تجاری‌سازی ایده‌ها و درگیر کردن محققان در ایجاد و توسعه محصولات فواید بسیاری در بر‌دارد، شکی باقی نمانده است. به عنوان مثال، می‌‌توان تصور کرد که در غیاب فعالیت‌های تجاری‌سازی رادیو دارو‌های تولیدی توسط کارشناسان انرژی اتمی، چه تاثیری بر درمان بیماری‌های خاص و در انتها زندگی انسان گذاشته است.

ایجاد بستر‌هایی برای دانش، علاوه بر فراهم آوردن ارزش‌های اقتصادی برای سازمان‌ها، منجر به رشد اقتصادی و فنی جامعه می‌شود. از آنجا که به بازار رسانیدن یک محصول می‌تواند تضمین کننده موفقیت و بقای سازمان‌ها باشد، تجاری‌سازی به عنوان یک عامل حیاتی مطرح شده است. در سازمان‌های تحقیقاتی نیز تحقیقات، بدون تجاری‌سازی یک محصول معنایی ندارد در همین راستا نیز تا فناوری منتقل شده، توسعه نیابد، نمی‌توان گفت فرآیند انتقال فناوری تکمیل شده است. اهمیت تجاری‌سازی R&D و فناوری به حدی است که در حال حاضر بسیاری از موسسات تحقیقاتی به صورت همکاری مشترک به تجاری‌سازی فناوری خود رسمیت داده‌اند و تعداد این گونه مراکز خدمات مشاوره‌ای در کشور‌های پیشرفته صنعتی در حال افزایش است. در خصوص ایران نیز، طی سال‌های اخیر، مراکز عرضه‌کننده خدمات فناوری تحت نظر مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری به ارائه خدمات مشاوره‌ای به فعالان حوزه فناوری و شرکت‌های دانش‌بنیان می‌پردازند که البته، نیاز به تقویت هرچه بیشتر این مراکز امری حیاتی در انجام وظایفشان است.

 

اهمیت تجاری‌سازی تحقیقات علمی[8]

تجاری‌‌‌سازی نتایج تحقیقات، یکی از گام‌های مهم نظام نوآوری است که پایداری و استمرار امر تحقیق را تضمین می‌کند و متناسب با آن علاوه بر فراهم آوردن ارزش‌های اقتصادی قابل توجه برای سازمان‌ها، رشد اقتصادی دانش‌محور جامعه را نیز تسریع می‌نماید. “تجاری‌سازی تحقیق فرآیندی است که هنگام ورود به بازار می‌تواند ایجاد درآمد کند و در مرحله توسعه از نظر درآمد‌زایی هیچگونه ارزشی ندارد. فن‌آوری اگر در قفسه بماند (وارد بازار نشود) هیچ درآمدی ایجاد نمی‌کند”.

این موضوع در مورد فن‌آوری‌هایی که از طریق داخلی به دست می‌آید به مراتب برای حمایت‌کننده آن از اهمیت بیشتری برخوردار است. “علم زیر بنای توسعه فن‌آوری را فراهم می‌کند و توسعه فناوری به سهم خود بازار‌های جدیدی خلق می‌کند”.

بدیهی است علم به خودی خود و بدون در نظر گرفتن چارچوب و فرآیندی کارآمد در چرخه توسعه فناوری، نخواهد توانست بازار جدیدی را خلق نماید.

تحقیقات بسیاری در کشور‌های پیشرفته صنعتی در موضوع تجاری‌سازی نتایج تحقیق صورت گرفته است. کارلوس در مورد ارتباط دانشگاه و صنعت در آمریکا دارای سابقه طولانی است که عوامل اصلی آن قانون موریل (1862) مبنی بر اعطای تاسیس سیستم کالج، دفاع مبتنی بر تحقیق و توسعه در طول جنگ جهانی دوم و رقابت با اتحاد جما‌هیر شوروی در طول سال‌های جنگ سرد است.

 

فرآیند تجاری‌‌سازی

اساس فرآیند تجاری‌سازی مشارکت بخش تحقیقاتی و بخش صنعت، در تبدیل نتایج تحقیقات به نوآوری است و امروزه تجاری‌سازی به یکی از حلقه‌های اصلی فرایند نوآوری تبدیل شده است. به طور کلی فرآیند تجاری‌سازی را می‌توان به چهار مرحله مجزا تفکیک نمود که عبارتند از سرمایه، که باید برای انجام پژوهش ایده پرورش یافته تامین شود و سپس خط مشی بازاریابی تعیین و تعریف گردد، این ایده در مرحله توسعه به فناوری مورد نظر تبدیل می‌شود. هنگامی که یک دستاورد قابل ارایه به بازار حاصل شود، مرحله اجرای تجاری‌سازی شروع می‌شود. هنگامی که یک محقق یک یا چند فناوری قابل ارایه به بازار را توسعه داده است، باید برای تجاری‌سازی آن‌ها وارد مرحله تجاری‌سازی شود.

جایگاه تجاری‌سازی در فرآیند نوآوری[9]

تکنولوژی و تجاری‌سازی، قسمت‌های مهم فرایند نوآوری هستند که باعث می‌شوند اختراعات، به تولیدات دارای بازار تبدیل شود. بازاریابی و فرآیند تجاری‌سازی، مرحله نهایی فرآیند نوآوری هستند این دو جز برای دستیابی به موفقیت هر اختراعی، لازم و ضروری هستند. از روش‌های تجاری‌سازی می‌توان به سرمایه‌گذاری مشترک، فروش و انتقال فن‌آوری، فروش حق اختراع، حق امتیاز و خدمات مهندسی اشاره کرد.

 

بحث و نتیجه‌گیری

ثبت‌های اختراع دانشگاهی [10] اغلب به عنوان شاخص‌های کلیدی از فعالیت‌های مربوط به انتقال تکنولوژی در حوزه‌های تکنولوژی از قبیل زیست شناسی، داروشناسی، الکترونیک، و شیمی در نظر گرفته می‌شوند، در حالیکه سودمندی کمتری در رشته‌هایی از قبیل مهندسی مکانیک و کالاهایی برای مصرف‌کننده دارند. یکی از ضرورت‌های نظام پژوهشی کشور، توجه پژوهش‌های کاربردی به نیاز‌های جامعه و بومی‌سازی آن متناسب با شرایط کشور است. بدین منظور لازم است، مدیران شرایط لازم را برای فعالیت‌های علمی استادان و دانشجویان فراهم کرده و از ایده‌های نوآورانه آن‌ها در زمینه حل مسایل جامعه حمایت‌های لازم را به عمل آورند. به طوری کلی تجاری‌سازی را می‌توان به بازار رسانیدن یک ایده تا نوآوری دانست که باید با مطالعه دقیق بازار و استخراج نیاز‌های بازار، انجام تحقیقات و آزمایش‌های لازم، تهیه نمونه، استاندارد‌سازی فرآیند توسعه محصول و هماهنگی‌های مدیریتی برای عرضه آن به متقاضی یا بازار توام باشد. فناوری به تنهای عامل خلق ثروت نیست؛ بلکه استفاده موثر و مناسب از آن است که باعث خلق ثروت می‌شود. خلق ارزش افزوده ناشی از استفاده فناوری در عرضه محصولات و خدمات مورد نیاز، موجب افزایش ثروت می‌شود. دانش و فناوری می‌تواند در قالب محصولات تولید، خدمات یا حتی بازاریابی باشد، اما به هر حال استفاده از فناوری یا تجاری‌سازی فناوری در خلق ثروت و رشد اقتصاد مهم است. تجاری‌سازی دانش و فناوری برای تبدیل فناوری به کالا یا خدمات قابل استفاده و ارائه و انتشار آن در سطح جامعه نیازمند تحقیق و توسعه، خلاقیت و نوآوری، منابع خطر پذیر و زنجیره‌ای از فعالیت‌ها و اقدامات متعدد و مختلف است. زنجیره اقدامات تجاری‌سازی فناوری از اعتبار‌سنجی اولیه و امکان‌سنجی فنی شروع و با مطالعه بازار، تامین منابع مالی و سرمایه اولیه مورد نیاز، مدیریت و شناسایی خطر‌ها و … ادامه می‌یابد. . طی کردن این فرایند، پیچیده و طولانی می‌باشد و عرضه یک نوآوری به بازار می‌تواند سالیان زیادی به طول انجامد، اما این زنجیره سبب می‌گردد تا یک دلار سرمایه‌گذاری در تحقیقات، منجر به کسب هزار دلار در کارخانه شود. البته فقط تعداد کمی از نوآوری‌ها قادر به طی کردن کل زنجیره ارزش و رسیدن به بازار هستند و بیشتر آن‌ها در میانه راه و گردنه‌های مسیر جا‌مانده و به سر انجام نمی‌رسند لذا تعامل مناسب بین صنعت و دانشگاه از طریق برگزاری سمینار‌ها تحقق نخواهد یافت و باید عزمی جدی در این راه وجود داشته باشد.

 

نویسنده : شهنام زندیه / پژوهشگر و مدرس دانشگاه

[1] Innovation

[2] Research Institutes

[3] Theoretical

[4] Commercialization concept

[5] New Services

[6] Successful Marketing

[7] Technology Commercialization importance

[8] Scientific research

[9] Innovation process

[10] Registration of university inventions

گفتگو با دکتر علی فتی: ریاست پارک علم و فناوری استان هرمزگان

گفتگو با دکتر علی فتی: ریاست پارک علم وفناوری استان هرمزگان

 

عضو هیئت علمی دانشگاه هرمزگان

دکتری مکانیک – گرایش ساخت و تولید

رییس سابق مرکز رشد استان هرمزگان

 

پارک علم و فناورری هرمزگان، چه سالی متولد شد؟

پارک علم و فناوری استان ۲۲ دی ۱۳۹۰ ، افتتاح گردید ولی این افتتاح کافی نبود زیرا در آن سال زیر ساخت لازم و ردیف بودجه نداشت اما دوسال بعد موفق شدیم ردیف بودجه بگیریم یعنی سال ۱۳۹۲ و با اعتبار یک میلیارد تومانی فعالیت رسمی پارک آغاز گردید. در ابتدا یک مرکز رشد جامع داشتیم که این مرکز رشد اغلب فعالیت‌هایش در حوزه تخصصی استان، مانند فعالیت‌های دریامحور و زیست محیطی، کشاورزی، بیوتکنولوژی و از این قبیل فعالیت‌ها بود اما بعد از آن یک مرکز رشد پزشکی نیز تاسیس کردیم که این مرکز وظیفه عرضه خدمات به اعضای محترم هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی عهده داربود که این مرکز کار پزشکی و فناوری های پزشکی انجام می‌داد.

 

زمینه اصلی فعالیت های پارک، چه بخش‌هایی را شامل می‌شود؟

فعالیت‌های پارک در پنج زمینه اصلی تعریف شد که البته مزیت‌های نسبی استان نیز بودند. این فعالیت‌ها حمل و نقل و ترانزیت، صنایع دریایی، شیلات، آبزی پروری، کشاورزی مبتنی بر آب شور و صنایع انرژی بر را شامل می شود، که بحث شیلات، آبزی پروری و صنایع دریایی فعالیت هایی از یک حوزه صنعتی بودند. این حوزه‌های تخصصی مزیت‌های نسبی استان هستند که ما هشتاد درصد فعالیت‌ها را در این حوزه‌ها انجام می‌دهیم و بیست درصد فعالیت‌ها بخش  عمومی را شامل می‌شوند که در واقع شرکت‌ها می‌توانند در حوزه های مختلفی نظیر فناوری اطلاعات و . . .  به ما مراجعه کنند.

 

پارک چه تعداد شرکت را زیر چتر خود قرار داده؟

در حال حاضر (مصاحبه در نیمه بهمن ماه انجام پذیرفته)، قریب به ۱۰۸ شرکت و واحد فناور در دل پارک علم و فناوری هرمزگان وجود دارند. ۲۵ مورد از شرکت‌های ما دانش بنیان هستند یعنی توسط معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ارزیابی شدند. شایان ذکر است که این شرکت ها بالغ بر هشت میلیارد تومان فروش داشتند. ضمناً در این مدت بالای ۶۰ هزار دلار فروش خارجی نیز داشتیم.

 

اولویت های اصلی پارک چیست؟

باید عرض کنم که در سال 1395 شرکت های زیر نظر پارک را در تمامی ابعاد مورد تشویق قرار داده ایم،ضمناً نیازهای فناورانه استان را استخراج کردیم و شرکتهای دانش بنیان را تشویق می کنیم به موضوعاتی بپردازند که مشکل استان هستزیرا ما اعتقاد داریم که مجموعه پارک فناوری هر استان نسبت به توسعه منطقه خویش متعهد می باشد و اولین اولویت ما باید راه اندازی کسب و کارهایی باشد که خروجی آن، حل مشکلی از مشکلات استان باشد. بنابراین به مشکلات مربوط به حوزه هایی نظیر آب، محیط زیست، صنایع انرژی برق و . . . نگاه ویژه ای داریم و دست همکاری و یاری با شرکت های فعال این حوزه می دهیم.

 

تمایز پارک هرمزگان با سایر پارک ها چیست؟

به هر حال تمایز پارک علم و فناوری هرمزگان با سایر پارک‌ها در حوزه های تخصصی آن می باشد  که ما بحث دریامحوری را (که به هر حال استان، استانی دریامحور هست) به عنوان یک هدف انتخاب کردیم و در این حوزه فعالیت های خود را توسعه می دهیم. شایان ذکر است که پارک هرمزگان در پی ایجاد یک مرکز رشد فناوری های دریایی است که به لطف پروردگار در سال 1396 خبر های خوبی در این رابطه به اطلاع مردم عزیز ایران خصوصاً هرمزگانی های عزیز، خواهد رسید.

 

تعامل پارک با دانشگاهای استان چگونه است؟

یکی از مهم ترین چالش هایی که پارک ها با آن مواجه تعامل با دانشگاه ها است. قطعا شرکت های دانش بنیان و اعضای هیئت علمی هستند که شرکت تاسیس می کنند و فارغ التحصیلان دانشگاه ها هستند که شرکت های دانش بنیان را تاسیس می کنند. ما برنامه های ویژه ای را برای افزایش سطح تعامل به صورت رو افزون را داریم و باید عرض کنم بنده و همکاران زحمت کش پارک از هیچ تلاشی در افزایش سطح تعامل با دانشگاه مضایقه نخواهیم کرد.

این تعامل دانشگاه و پارک باید تعامل کاملاً نزدیک باشد که به هر حال هم دانشگاه منتفع شود و بتواند سهمی از درآمدهای خودش را از محل فروش شرکت‌های دانشگاهی خودش داشته باشد(از محل رویالتی)،ضمناً اعضای هیئت علمی نقش بسزایی در ارتقا سطح این تعامل را ایفا کرده و همچنین دانشگاه نیز باید نسبت به فارغ التحصیلان خودش متعهد باشد(منظور از تعهد این است که دانشگاه علاوه بر کار روی سطح دانشی دانشجویان، روی سطوح مهارتی و نگرشی آنها نیز متمرکز شده و آنها را به خلق کسب و کاری جدید سوق دهند). بدین منظور پارک علم و فناوری استان، تفاهم نامه‌ای را با چهار دانشگاه اصلی استان منعقد نمود، که به سبب آن بتوان آیین‌نامه ارتقا را که به تاسیس شرکت های دانش بنیان اهمیتی داده بتوان در دانشگاه پیاده سازی کرده و در نهایت منجر به ارتباط فراگیر و همه جانبه با دانشگاه ها شود.

توجه داشته باشید مهم ترین بحث در خصوص تعامل نزدیک این است که ما در دانشگاه ها استارتاپ ویکند و دوره های آموزشی برگزار می کنیم و مشکلات استان را به مشورت اعضای هیئت علمی و دانشجویان می گذاریم و آن ها برای حل مشکلات استان طرح و نظر می دهند و در نهایت این شکاف ها تبدیل به شرکت شده و در استان فعالیت ومشکلات را حل می کند. این فرآیند و چرخه ای هست که ما در نظر گرفته ایم.

اما برای بحث های توسعه ای مهم ترین مشکلی که در پارک داریم، بحث فضای فیزیکی است که باید آن را توسعه دهیم و به دنبال آن هستیم که ۴۵۰۰ متر فضا را به فضای فیزیکی اضافه نماییم. ساختمان رو به روی دانشگاه هرمزگان با زیربنای ۱۸۰۰ متر در حال ساخت می باشد که خوشبختانه در فاز اول پروژه شاهد پیشرفت فیزیکی 40 درصدی می باشیم. همچنین در سال ۹۶ برنامه ریزی کردیم که ارتباط دانشگاه و پارک رو نزدیک تر از وضع موجود نماییم، ضمناً تمرکز بیشتری بر اعضای هیئت علمی و فارغ التحصیلان دانشگاهی داشته باشیم، در این راستا فراخوان حمایت از پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری را در بهمن ماه اعلام کردیم که انشاالله بتوانیم در پایان نامه‌هایی که کاربردی هستند و قابلیت تبدیل شدن به شرکت و تجاری سازی را دارند، حمایت های لازم را انجام دهیم. و رئوس برنامه های اصلی پارک علم و فناوری هرمزگان موارد فوق الذکر را شامل شده و تمام تلاش مسئولان محترم پارک تحقیق این برنامه ها بوده تا در نهایت به لطف خدا بتوانیم یک اکوسیستم فناوری و نوآوری را در استان هرمزگان پیاده سازی نماییم. در انتها جا دارد از تیم نشریه دانشگاه کارآفرین بابت راه اندازی این نشریه که رسالتی سنگین در راستای ترویج فرهنگ کارآفرینی دانشگاهی را دارد، تشکر و قدردانی نمایم.

 

نقش انقلاب اسلامی در توسعه کسب و کار و کارآفرینی

نقش انقلاب اسلامی در توسعه کسب وکار و کارآفرینی

 

انقلاب اسلامی ایران با سطح وسیع و ریشه های عمیق و تمام ویژگی‌های خود به عنوان یک پدیده اجتماعی، معلول و محصول عوامل بسیاری است. شاید بتوان مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی را از جمله علل شکل‌گیری انقلاب پرشکوه اسلامی کشورمان قلمداد کرد. بی‌تردید دلیل وجود پشتوانه مردمی برای انقلاب،  انگیزه‌های تحقق عدالت اجتماعی بوده است. قبل از انقلاب ایجاد کسب و کار و ایجاد اشتغال منشا دولتی داشته و منبع مالی آن ناشی از درآمدهای نفتی بوده است. البته تک سرمایه‌داران درباری در برخی از حوزه‌ها از جمله صنعت خودرو، فولاد و البسه فعالیت داشتند و به عبارتی قشر متوسط هیچ نقش تاثیر گذاری در ایجاد کسب و کار و کارآفرینی نداشتند. در این حالت شکل‌گیری کسب و کارهای متوسط و خرد با منشا مردمی درجه امکان پذیری حداقلی به خود گرفت. پس از انقلاب امام خمینی (ره) در جهت  توجه به صنایع کوچک در کنار صنایع بزرگ تاکید داشتند که با افزایش روحیه مشارکت مردمی و ارتقا نقش مردم در تصمیمات کلان، زمینه حضور قشر متوسط در جهش اقتصادی فراهم شد که این مهم با جنگ تحمیلی شکل دیگری به خود گرفت و خلاقیت جوانان در کنار ایثار و از جان گذشتگی، زمینه استقلال و خود اتکایی را ایجاد نمود. در شرایط جنگ و تحریم، تهدیدات به فرصت تبدیل شد و تولید تجهیزات ستاد جنگ ونیازهای مردمی بر محور خلاقیت و تلاش ایرانی استوار گشت. پس از جنگ، فرصت سازندگی با تکیه بر ایده‌ها و منابع انسانی داخلی جهت گرفت. زیرساخت‌های آسیب دیده ترمیم شد، توسعه و ایجاد زیر ساخت‌ها قدرت و سرعت بیشتری گرفت. در این راستا توسعه متوازن معیار توسعه پایدارگشت و خوداتکایی ناشی از محدودیت‌ها، بخش خصوصی را فعال‌تر کرد. البته بخش خصوصی شکل گرفته گاه ماهیت شبه دولتی داشت اما در لایه‌های پایینی و پیمانکاران و تامین کنندگان بخش خصوصی واقعی حضور یافتند. بخش خصوصی با سیاست‌های اصل 44 ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری، توان مضاعف گرفت و تلاش برای بهبود فضای کسب و کار با وجود تحریم‌ها و محدودیت‌ها، منسجم‌تر شده و روند ایجاد استارت آپ‌ها و شرکت‌های دانش بنیان معنا دارگردید. با افزایش تعداد دانشجویان، تعداد دانشگاه‌ها و رشته‌های جدید نیز توسعه یافت .دولت‌ها بر اساس برنامه چشم انداز20 ساله و برنامه‌های 5 ساله، نهایت تلاش خود را در جهت تحقق برنامه‌ها به کار گرفته و می‌گیرند. هرچند شرایط اقتصاد جهانی و شرایط تحریمی، اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی درجهت جدایی از اقتصاد نفتی را کُند نموده است اما افزایش سهم مالیات از بودجه سالانه به 30 درصد جای امیدواری ایجاد نموده است. در برنامه چشم انداز بیست ساله دستیابی به جایگاه اول علم و فناوری در جهان اسلام واستقرار جامعه دانش‌بنیان، عدالت‌محور و برخوردار از انسان‌های شایسته و فرهیخته و نخبه هدف گذاری شده است. تامين بیش از50 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور از محل ارزش‌آفريني، نوآوری و تجاری‌سازی علم و فناوری در سال(1404) از دیگر اهداف کمی مورد نظر در برنامه چشم انداز است در برنامه توسعه ششم نیزعلاوه بر مشارکت بخش خصوصی در تامین مالی از طریق بورس اوراق بهادار به میزام نود و پنج هزار میلیارد تومان در هر سال، بیست و چهار هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری سالانه از سوی بخش خصوصی پیش‌بینی شده است .البته مشارکت بخش خصوصی دراجرای پروژه های کلان نفتی و عمرانی کشور نیز مورد نظر می‌باشد .

بطور کلی می‌توان گفت پس از انقلاب روند کارآفرینی با مشارکت بخش خصوصی شکل جدی تر و عملی تری به خود گرفته است و مردمی‌تر شدن اقتصاد با محوریت خلاقیت ایرانی و منابع انسانی بومی کشور و با استفاده از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های موجود روز به روز عملی تر می‌گردد.

نویسنده : دکتر حسین محمودی اصل   مدرس دانشگاه و کارشناس اقتصاد و کارآفرینی

 

کارآفرینی چیست ؟ باید ها و نباید ها

کارآفرینی چیست؟

نگاهی عمیق به مفهوم کارآفرینی

 

حدود یک دهه است که واژه کارآفرینی نقش پررنگی در ادبیات علمی و اقتصادی دنیا ایفا کرده است؛ اما متأسفانه به علت استفاده از واژه کار در تعریف این مفهوم آشکار از کارآفرینی فقط و فقط در اشتغال‌زایی خلاصه‌شده و به بیانی بهتر می‌توان گفت ما درک صحیحی از این مفهوم نداریم. در این مطلب قصد داریم با چارچوبی مدون به بحث مدل محور مفهوم کارآفرینی بپردازیم.

 

تجارت یا کسب‌وکار

واژه بیزینس با گوش همه‌ ما آشناست، اما مفهوم آن چیست؟ بهتر است این‌گونه بگوییم که در سیر تحول ترمینولوژی بیزینس از مفهوم تجارت درگذشته، به کسب‌وکار در دنیای امروز رسیده است. از گذشته‌های دور داد و ستد یا تجارت در جوامع در جریان بوده است. شخصی کالایی را می‌خرید و باقیمت بالاتر در جای دیگر می‌فروخت، اما احتمال داشت تاجری چند بار در طول عمر خود این کار را انجام می‌داد. یا با مرگ او همه‌ چیز پایان می‌یافت. یکی از ویژگی‌های کسب‌وکار، تکرار معاملات است. لذا پای خدمات به تعریف باز می‌شود؛ یعنی بدون تکرار در معامله ضمانتی وجود داشته باشد تا مشتری دوباره برای خرید مراجعه کند. امروزه دیگر خدمات یا به بیانی خدمات پس از فروش را اگر نگوییم اهمیت بیشتر، اهمیت کمتری از تولید محصول ندارد.

 

تعریفی جامع از کارآفرینی وجود دارد؟

همان‌طوری که مدیریت می‌تواند تعاریف مختلفی داشته باشد، واژه کارآفرینی نیز از دید دانشمندان مختلف تعاریف مختلفی دارد و به‌نوعی روزبه‌روز این تعریف کامل‌تر شده اما در جمع بندی، تعاریف دانشمندان مختلف کارآفرینی را می‌توان این‌گونه تعریف نمود:

فرآیند ترکیب بهینه منابع موجود در راستای خلق ارزش

در تعریف فوق، واژه فرآیند اشاره به تبدیل ورودی به خروجی و استمرار فعالیت دارد، منابع موجود دلالت بر تکیه‌بر منابع و مواد اولیه و نیروی کار در دسترس دارد (پس محدودیت‌هایی نظیر تحریم و . . . در این تعریف جایی ندارد چون تمام تکیه بر موجودی‌های در دسترس است)، منظور از واژه بهینه، نه حداقل کردن است و نه حداکثر، بهینه یعنی بهترین با توجه به وضع موجود یا شرایط اقتضایی. (به‌طور مثال کسب یک میلیون تومان سود از پانصد هزار تومان سرمایه عملکردی بهینه‌تر از کسب یک میلیون تومان سود از دو میلیون تومان سرمایه را نشان می‌دهد). برای توضیح مفهوم ترکیب “بهینه منابع موجود”، یک رستوران را در نظر بگیرید که باوجود استفاده از مواد اولیه‌ای که سایر رستوران‌ها استفاده می‌کنند، عملکرد بهتری را داشته و این نشان‌دهنده این مهم است که رستوران فوق‌الذکر ترکیب بهتری را از منابع موجود (بهینه) به دست آورده است.

واژه ارزش ابعاد مختلفی را در بردارد. به‌طور مثال ارزش فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، زیست‌محیطی، اقتصادی و …، هدف از کارآفرینی کسب سود است اما سود فقط در جنبه‌های اقتصادی خلاصه نشده است و همان‌طور که ذکر شد ابعاد مختلفی را در بردارد. به‌طور مثال: راه‌اندازی یک تولیدی پوشاک که جهت تأمین سرمایه انسانی از کسانی که از زندان آزاد شدند، استفاده می‌کند. علاوه بر خلق ارزش اقتصادی، ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و … نیز خواسته یا ناخواسته در بردارد.

 

آیا کارآفرینی می‌تواند منجر به بیکاری شود؟

یک کسب‌وکار حوزهِ نان را در نظر بگیرید. در حال حاضر 100 نفر در آن مشغول به کار هستند اما با انتقال تکنولوژی جدید 70 نفر آن‌ها بیکار می‌شوند. آیا کارآفرینی اتفاق افتاده است؟ این نقطه تعارض تعریف کارآفرینی و برداشت اشتباه از آن به‌عنوان اشتغال‌زایی است. آیا خلق ارزش رخ نداده؟ قیمت تمام‌شده پایین آمده، ضایعات آرد کمتر شده. اگر واردکننده گندم بودیم، یا نیاز کمتر شده از واردات بی‌نیازمان کرده، اگر بی‌نیاز بودیم، شاید در حال حاضر به صادرکننده تبدیل شده باشیم. آیا خلق ارزش اقتصادی، سیاسی و … اتفاق نیفتاده است؟ نقطه ابهام موجود در این مسئله، بالا رفتن تعداد بیکارانی است که از انتقال تکنولوژی یا تسهیل کنندگان، حادث شده است. اما نکته اینجاست که بالا رفتن تعداد بیکار منجر به پایین آمدن نرخ دستمزد شده و به بیانی بهتر هزینه سربار کاهش و در نتیجه قیمت تمام شده محصول کاهش می‌یابد، لذا این احتمال وجود دارد که در صنعتی که در آن مزیت رقابتی نداشتیم، با کاهش قیمت تمام شده ناشی از کاهش هزینه سربار تولید، بتوانیم مزیت رقابتی مطلق یا نسبی ایجاد نماییم.

فرصت چیست؟

در تعریف تحت اللفظی فرصت را می‌توان باد موافقی که کشتی را به مقصد می‌رساند معنا کرد. اما در تعریف علمی، فرصت؛ ظهور عوامل منجر به کسب منفعت تعریف می‌شود. در کسب و کار و کارآفرینی، فرصت نقش بزرگی را ایفا می کند. شنیده‌ایم که برخی فرصت‌ها را به خوبی شناسایی می‌کنند.(توجه داشته باشید که استفاده از واژه فرصت‌طلبی در فرهنگ ایران برداشت خوبی را به همراه ندارد، لذا بهتر است از واژه فرصت شناسی استفاده شود)

 

چرا برخی بهتر فرصت‌ها را می‌بینند و آن‌ها را شکار می‌کنند؟

دانش کسب‌وکار که تلفیقی بهینه از علم و تجربه است کلید این قفل است. حتماً سراغ دارید خانواده‌هایی که همگی در یک حوزه خاص کار می‌کنند. علت موفقیت این افراد دانش بالای کسب‌وکار است که تجربه خانوادگی نقش بسزایی در این توفیق‌ها دارد. توجه داشته باشید از ده کسب‌وکار جدیدی که راه‌اندازی می‌شود، یک یا دو مورد موفق می‌شود، اما متأسفانه در رسانه‌ها، کتب و مقالات فقط به برای کسب‌وکارهای موفق پرداخته می‌شود) علت‌های زیادی برای شکست کسب‌وکارها وجود دارد اما از دلایل عمده آن می‌توان به دانش پایین فرد در آن کسب‌وکار اشاره نمود. شخصی بدون دانش و تجربه در آن حوزه کسب‌وکار دست به راه‌اندازی می‌زند و اندکی بعد به علت عدم آگاهی از فرصت‌ها و تهدیدها در آن حوزه شکست می‌خورد و با مقدار زیادی بدهی از آن حوزه خارج می‌شود. البته از دیگر دلایل عمده شکست کسب و کارهای نوپا می‌توان به صرف هزینه‌های ثابت زیاد در راه اندازی کسب و کارها اشاره نمود. کسانی که علم و تجربه کاری مفید در یک حوزه کسب‌وکار را دارند فرصت‌ها را بهتر شناسایی و گاهاً خلق می‌کنند. کسانی که امروز به‌عنوان کارآفرینان موفق می‌شناسید، سالها بیش از پایین‌ترین رده شروع به کار و کسب تجربه کرده‌اند.  کسی که امروز یک رستوران موفق دارد، روزی در رستوران دیگری کارگر یا کارمند بوده است. این امر نشان‌دهنده اهمیت تجربه در موفقیت راه‌اندازی کسب‌وکارهاست.

فرصت یا سراب

گاهی امکان دارد کمی غفلت منجر به از بین رفتن فرصت شود یا اینکه موقعیتی که فرصت تلقی شده سرابی بیش نباشد. ساختمانی نیمه‌کاره را در نظر بگیرید که در مقابل آن ایستاده‌اید، در طبقه 6 ساختمان شمش طلایی را می‌بینید که از سقف آویزان شده است. در این وضعیت سه حالت متصور است:

در حالت اول شما می‌روید و شمش طلا را به دست می‌آورید، اما در حالت دوم احتمال دارد که لحظه‌ای که شما شمش را رؤیت کرده‌اید ، کسی در پله‌های طبقه سوم و در حالت رفتن به سمت شمش طلا باشد. (فرصت سوزی)

در حالت سوم تا پله‌ها را بالا رفته و وقتی به طبقه 6 رسیدید متوجه می‌شوید که شمش در کار نیست و یک ابزار ساختمانی از سقف آویزان است و شما با سرابی روبرو بودید.

 

 

فرصت‌ها کشف می‌شوند یا خلق؟

کشف و خلق دو بال فرصت‌های کارآفرینی است. در کشورهای جهان سوم فرصت‌ها بیشتر کشف می‌شوند و البته گاها خلق. اما شانس خلق فرصت در کشورهای پیشرفته بیشتر است. در بازارهای جهانی برخی شرکت‌ها، پیشرو و برخی شرکت‌ها پیرو می‌باشند. شرکت‌های پیشرو جهت بازارسازی یا بازارپردازی (خلق فرصت) نیاز به سرمایه‌گذاری بسیار زیاد در تحقیق و توسعه دارند. به‌طور مثال شرکت X که اولین بار از تکنولوژی LED در ساخت تلویزیون استفاده و محصول به بازار عرضه نمود، هزینه‌های تحقیق و توسعه بسیار زیادی را در این عرصه انجام داده بوده لذا شرکت X بازار جدیدی را برای محصولی جدید خلق می‌کند و به‌نوعی خلق فرصت انجام داده است؛ اما شرکت‌هایی نیز وجود دارند که پیرو بوده و به دنبال کسب سهمی حتی اندک از بازار برای خود هستند. به‌طور مثال پس از معرفی تلویزیون LED به بازار برخی شرکت‌ها فرصت را شناسایی کرده و از طریق مهندسی معکوس فوراً تکنولوژی مربوطه را کد گشایی و اقدام به تولید محصول می‌کنند. در اینجا بین اهمیت به حقوق مالکیت معنوی و خلق فرصت رابطه مستقیم وجود دارد. در کشوری ریسک سرمایه گذاری در فرآیند‌های تحقیق و توسعه پایین تر است که اهمیت بیشتری به حقوق مالکیت معنوی داده می‌شود، لذا همانطوری که مشاهده می‌شود، بازارسازی یا بازارپردازی که زاییده خلق فرصت‌های کارآفرینی است، در کشورهای پیشرفته پررنگ تر می‌باشد.

 

کارآفرینی فردی یا سازمانی

در یک دسته‌بندی کلی کارآفرینی را می‌توان به کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی تقسیم نمود.

منظور از کارآفرینی فردی یا مستقل راه‌اندازی کسب‌وکار لزوماً  توسط یک نفر نیست، در کارآفرینی سازمانی،  شرکتی یا کسب‌وکاری، زیر مجموعه، شرکت با کسب‌وکاری دیگر راه‌اندازی می‌شود یا ایجاد یک محصول یا خدمت نوآورانه در کسب‌وکار فعلی. به‌طور مثال وقتی یک کارخانه تولیدکننده مبل اقدام به راه‌اندازی یک کارخانه پارچه‌بافی کند، دست به کارآفرینی سازمانی زده اما در روز اولی که کارخانه تولید مبل به راه می‌افتاد، کارآفرینی از نوع فردی بوده است.

مزیت کارآفرینی سازمانی، کاهش معنادار ریسک راه اندازی کسب و کار جدید و مزیت کارآفرینی فردی نیز انعطاف‌پذیری و سرعت در تصمیم‌گیری است. در این مقاله سعی شده در کوتاه‌ترین زمان ممکن شما عزیزان را با مفهوم تصمیم کارآفرینی آشنا و مفاهیم مرتبط با آن را توضیح دهیم، امید است در شماره های بعدی نشریه دانشگاه کارآفرین، هر یک از مفاهیم فوق الذکر، توسط متخصصین امر در قالب مقالات و یادداشت هایی کوتاه به رشته تحریر در آید تا در راستای اهدافمان گام‌های استواری را برداریم.

 

نویسنده : دکتر امیررضا علیزاده مجد / دانشجوی دکتری کارآفرینی

 

 

مصاحبه با کارآفرینان دانشگاهی

سید ابراهیم موسوی

فعال عرصه کارآفرینی کشور و پیشتاز عرصه کارآفرینی استان هرمزگان

 

 

یکی از اهداف اصلی نشریه دانشگاه کارآفرین معرفی کارآفرینان دانشگاهی این مرزوبوم می‌باشد، تا اساتید و دانشجویان بیش‌ازپیش با پتانسیل هسته آکادمیک کشور عزیزمان آشنا شوند. لذا در این شماره قصد داریم با معرفی سید ابراهیم موسوی این مهم را آغاز کنیم که به بیان بسیاری، ایشان را به‌نوعی پدر کارآفرینی استان هرمزگان می‌دانند. در این مصاحبه سعی شده با سؤال و جواب‌هایی مختصر و مفید ضمن صرفه‌جویی در زمان شما خواننده گرامی، زیروبم افکار این کارآفرین را با شما در میان بگذاریم، باشد که نقطه شروعی باشد برای اینکه شما هم بدانید که اگر بخواهید قطعاً می‌توانید.

در ذیل می‌توان به برخی از سوابق علمی، پژوهشی و اجرایی ایشان اشاره نمود:

 

  • دانشجوی دکتری کارآفرینی گرایش آموزش عالی
  • رئیس دانشگاه علمی کاربردی میناب
  • رئیس سابق شورای شهر میناب هرمزگان
  • دبیر سابق آموزش‌وپرورش استان هرمزگان
  • مدرس کارآفرینی
  • سرمایه‌گذار پروژه عظیم دهکده کارآفرینی هرمزگان

 

از چندسالگی وارد عرصه کسب‌وکار شدید؟

از حدود 7 سالگی و دوره دبستان وارد کسب‌وکارهای کوچک روستایی مانند فروش خرما یا لیمو که از محصولات عمده روستا بود، به‌قصد کم به پدر که ایشان عامل اصلی ایجاد دیدگاه روی آوردن به کسب‌وکار حلال در بنده بودند، که یاد گرفتم در گرمای سوزان تابستان و دمای 40 الی 50 درجه کارکنم و لیمو و خرما را برای عرضه به بازار جمع‌آوری کنیم و این جرقه‌ای بود برای ایجاد تفکر داشتن کسب‌وکاری مستقل در بنده.

 

آیا تابه‌حال کارمند بودید؟

بلی کارمند که شدم، 3 تا 4 بار کارمند شدم، از کارهایی دولتی زود فاصله می‌گرفتم، هم علاقه‌ای به پشت‌میزنشینی نداشتم، هم اینکه احساس می‌کردم در فضای بیرون احساس می‌کردم بیشتر می‌توانم مفید باشم، بیشتر ترجیح می‌دادم به‌جای اینکه حقوق‌بگیرم تلاش بکنم تا حقوق بدهم، به‌جای اینکه به فکر یک حقوق برای خودم باشم، به فکر دادن 40 تا 50 حقوق برای دیگران بودم. زمانی که دیپلم گرفتم مدتی در شهرداری میناب و در دفتر فنی کار می‌کردم چون رشته دوره دبیرستانم ریاضی فیزیک بود و همراه مهندسین حاضر کار نقشه‌کشی، نقشه‌برداری، متره، محاسبات و . . . را یاد گرفتیم و بعدازظهرها هم به همراه یکی از مهندسین در دفتر فنی خصوص کار می‌کردیم و به‌نوعی کار مهندسی عمران را در این مدت به‌طور کامل یاد گرفتم. در زمان تحصیل در دانشگاه در رشته مهندسی صنایع در اوایل دهه 70 و در حین آن به‌واسطه تجربه کار در شهرداری در دفتر فنی سازمان برنامه بودجه سابق به‌صورت کار ساعتی و کار اصلاح نقشه‌های هوایی استان هرمزگان را انجام می‌دادم. یک سال هم در بخش صنایع روستایی سازمان جهاد کشاورزی بودم و مرتبط به تحصیلات دوره کارشناسی کار می‌کردم و بعد مدتی در بخش آمار سازمان برنامه بودجه مشغول به کار شدم و بعد به خدمت سربازی رفتم و بعدازآن در سال 77 اولین کار رسمی را شروع کردم.

 

اولین کار مستقل شما چه بود؟ در حال حاضر بزرگ‌ترین پروژه شما چیست؟

در سال 1377 یک فروشگاه گیاهان دارویی را در میناب با توجه به نیاز مبرم بازار تأسیس کردم و البته علاقه و بستر مناسب این کار که از سوی خانواده پدری در این حوزه وجود داشت و کار عطاری و گیاهان دارویی را از پدربزرگ فقیدم یاد گرفته بودم و به همین دلیل محکم پا به این عرصه گذاشتم و بسیار موفق شدم و نتیجه شروع این کار در سال 77 این شد که حدود 30 نفر از اقوام دارند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم کسب روزی می‌کنند که حدود 5 فروشگاه در میناب در این حوزه توسط خانواده نزدیک ما اداره می‌شود.  در سال 78 اولین مرکز آموزش رایانه را در شهرستان میناب راه‌اندازی کردم مه در آستانه سال2000 میلادی اویل آموزشگاه . اویل شرکت تجهیزات رایانه را در میناب راه‌اندازی کردم که نتیجه این کار آموزش حدود 2500 نفر در سطح اپراتوری رایانه و مهارت‌های ICDL بود که تا سال 1384 این آموزشگاه را اداره می‌کردم، البته به‌طور هم‌زمان در سال 1378 در اداره کار هم مشغول به کار بودم(به‌صورت پیمانی) و در سال 1380 استعفا دادم. در سال 1380 جذب شرکت تایدواتر هرمزگان شدم و 1 سال با این شرکت همکاری داشتم و از سال 1384 کلنگ راه‌اندازی مرکز علمی کاربردی شهر میناب را زدم. جرقه تأسیس این مرکز از سال 1382 ایجاد شد و افق آن در دوره تحصیل توسط جناب آقای دکتر توفیق(معاون پژوهشی فعلی وزارت صنعت، معدن و تجارت) ایجاد شد و موفق شدم در سال 1387 مجوز این مرکز را اخذ کنم و افتخار می‌کنم که تابه‌حال حدود 2000 نفر در مقاطع کاردانی و کارشناسی از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شدند(در چهار گروه صنعت، فرهنگی، مدیریت و خدمات کشاورزی) و در حال حاضر حدود 1000 نفر دانشجو داریم و خوشبختانه از سال 1389 به فکر اشتغال دانشجویان بعد از فارغ‌التحصیلی بودیم یا ایجاد بستر مناسب راه‌اندازی کسب‌وکار توسط فارغ‌التحصیلان برای پاسخ به نیازهای منطقه‌ای و استانی و این دغدغه ذهنی من در 24 ساعت شبانه‌روز بود، در همین حال روی برنامه پنجم مطالعه می‌کردم که برخوردم به بحث احداث دهکده‌های کارآفرینی که متأسفانه متولی آن در قانون به‌طور دقیق مشخص نبود ، به‌هرحال مشغول به کار شدم و اساسنامه‌ای برای احداث دهکده کارآفرینی تدوین کردم و اولین مدل دهکده کارآفرینی را در شهرستان میناب در سال 1389 را آغاز کردم و موفق شدم در سال 1390 مجوزهای لازم را اخذ کنم و در اردیبهشت 90 پروژه کلنگ خورد و در حال حاضر پروژه در حدود 80 درصد پیشرفت فیزیکی دارد و علت عقب بودن هم بروکراسی ناکارآمد اداری و نظام بانکی بوده است، و مانع‌تراشی در عرصه کارآفرینی که در جامعه ما وجود دارد. این پروژه افق روشنی را برای فارغ‌التحصیلان مرکز علمی کاربردی میناب دارد.  این پروژه طوری طراحی‌شده که در 4 گروه آموزشی ما یعنی، صنعت، کشاورزی، مدیریت و فرهنگ برای فارغ‌التحصیلان چشم‌انداز اشتغال تعریف‌شده است. این پروژه 4 فاز دارد که فاز 1 در حوزه کشاورزی امسال به بهره‌برداری می‌رسد( با توجه به ظرفیت‌ها و پتانسیل منطقه) که شامل بسته‌بندی خرما،  و محصولات کشاورزی، زراعی، شیلاتی و همچنین سردخانه‌های بالای صفر نگهداری محصولات کشاورزی که پوشش‌دهنده ضعف عمده در نگهداری محصولات است که متأسفانه درگذشته و حال کشاورزان  در فصل برداشت محصولات را به قیمت بسیار بسیار ارزان به بازار داده و می‌دهند و امکان عرضه در سایر ایام سال وجود نداشت.  در بخش کشاورزی تأکید ما بر روی بسته‌بندی محصولات با فناوری نوین و همچنین تولید محصولات سالم هست. در فاز اول 20 هکتار زمین در نظر گرفتیم تا جهت تولید در بخش کشاورزی و بسته‌بندی مناسب در بخش صنعت استفاده کنیم. در حوزه خودرو بخش فنی شامل مکانیک خودرو، جوشکاری صنعتی، بحث معماری داخلی ساختمان، نقشه‌کشی صنعتی و همچنین بخش انفورماتیک از عناصر بخش صنعت ما هستند که به لطف خدا ما دانشجویان زیادی که همگی دارای توانمندی اجرایی هستند تربیت کردیم که در حال حاضر هم بسیاری از آن‌ها مشغول به کار هستند. در بخش دام‌پروری نیز پرورش شترمرغ، مرغ محلی و مرغ‌های تخم‌گذار محلی، از برنامه‌های ما خواهد بود. در حوزه مدیریت و فرهنگ نیز می‌توان به بحث گردشگری روستایی و دوره‌های آموزشی مربوط به آن اشاره نمود، ضمناً در این حوزه ما صنایع‌دستی را نیز در اولویت‌های برنامه خودداریم. شهر میناب شهر فرهنگ تئاتر و سینما است که با توجه به وجود رشته فرهنگ در دانشگاه میناب، توسعه هنری شهرستان با رویکرد موسیقی و تئاتر است(هم در بحث آموزشی و در حوزه اشتغال) در حال حاضر شهر میناب سینما ندارد اما به همت مدیران ارشاد شهرستان سالن این اداره در اختیار فیلم دوستان و علاقه‌مندان به هنر قرارگرفته و این را نیز بگویم بازیگران بزرگی از میناب پا به عرصه سینما گذاشتند که در میان آن‌ها می‌توانم به دوست و همکلاسی عزیزم جناب آقای کورش زارعی اشاره‌کنم که در فیلم یوسف پیامبر، نقش برادر حضرت یوسف را در زمان عزیزی مصر به عهده داشتند. شایان‌ذکر است ما در دل این دهکده یک پژوهشکده کارآفرینی خواهیم داشت که در آن از وجود اساتید برجسته و فارغ‌التحصیلان رشته کارآفرینی استفاده خواهد شد تا منبع تغذیه این دهکده از طریق راه‌اندازی و تقویت مرکز رشد، مرکز تحقیق و توسعه و همچنین تقویت هسته آکادمیک دانشگاه علمی کاربردی میناب شود، نکته قابل‌توجه اینجاست که این رویکرد باعث افزایش جذب دانشجویان مرکز ما نیز شد. اگر فقط 20 درصد مسئولین توجه و پشتیبانی بیشتری از رویکرد و فعالیت‌های ما داشته باشند ما بهبود 100 درصدی در عملکرد خودخواهیم داشت. ضمناً جا دارد گله‌ای از مسئولین داشته باشم که هنگام اخذ تسهیلات یا . . . به خاطر عدم نگرش صحیح به کارآفرینی با سنگ‌اندازی در امور واقعاً سرعت ما را کم کرده و می‌کنند و بنده این مشکل را همه‌جا بیان کردم، کارمندان، کارشناسان و مدیران متأسفانه درک صحیحی از نقش یک کارآفرین در رشد و توسعه اقتصادی و رفاه مردم کشور ندارند، که این رفتار و عملکرد علاوه بر صدمه به کارآفرینان و رشد کشور، به آینده فرزندان این سرزمین نیز ضرر وارد می‌کنند. بنده به‌جای اینکه برم در تهران یا بندرعباس کسب‌وکار ایجاد کنم و زودتر هم به سود برسم، تصمیم گرفتم این کار را در روستا انجام دهم، در قانون پنجم گفته‌شده بود که کسانی که در روستا دست به این‌گونه فعالیت‌ها بزنند 50 درصد از سرمایه‌گذاری باید به‌صورت بلاعوض توسط دولت انجام می‌شود اما متأسفانه این مهم اتفاق نیفتاد و علاوه بر آن با نامهربانی مسئولین نیز مواجه بودیم. متأسفانه در هرمزگان و میناب بیشتر خانواده‌ها دوست دارند فرزندانشان جذب مشاغل دولتی شوند و اصلاً با فرآیند راه‌اندازی کسب‌وکار مستقل آشنایی ندارند. بسیاری از دانشجویان با قوانین نظام صنفی، با فرآیند اخذ تسهیلات بانکی و . . . ندارند که ما در دهکده کارآفرینی ظرفیت آموزش در این حوزه‌ها را فراهم کرده‌ایم. به مرکز خلاقیت و آموزش کارآفرینی در این دهکده پیش‌بینی‌شده است. که حتی فردی بی‌سواد هم اگر به ما  جهت راه‌اندازی کسب‌وکار رجوع کرد، ما نگرش، دانش و تجربه لازم را به او بدهیم. ضمناً این را نیز به‌جرئت بگویم که بیش از 70 درصد فارغ‌التحصیلان ما با توجه به مشاوره‌های کارآفرینی صورت گرفته در حال حاضر مشغول به کار هستند و ادعا قابل راستی آزمایی است و این را با قاطعیت می‌گویم که بعد از اتمام فازهای دهکده، 100 درصد دانشجویان جویای کار ما می‌توانند، به هدف کسب کار خود نائل شوند. اما این نیازمند نهادینه کردن فرهنگ کارآفرینی در تمام سطوح جامعه است. ضمن اینکه نیازمند به تأمین مالی است، نه سنگ‌اندازی بانک‌ها در اعطای تسهیلات، من به خاطر حس تعلق و وابستگی از کار دهکده عقب‌نشینی نکردم اما با مشکلات زیادی در این عرصه روبرو شدم که این سنگ‌اندازی‌ها درواقع سرعت‌گیرهایی بر سر راه رشد و توسعه اقتصادی استان و تبع آن کشور خواهد بود، اما من باایمان خود را وقف آموزش و کسب و کارآفرینی استان و جامعه کردم و هیچ نگرانی ندارم، اما از مسئولین محترم می‌خواهم که تشریف بیاورند و بررسی کنند که ما در روستایی با این نرخ جمعیت چه‌کاری را کلنگ زدیم، روستایی که دارای چشم‌انداز استراتژیک روشنی است، چه کسی به ما کمک کرد؟ کسی برای بازدید از این پروژه آیا تابه‌حال آمده است؟ بعد از کلنگ زنی در سال 90 همه رفتند و ما را تنها گذاشتند، 6 سال است که به خاطر دریافت 3 میلیارد تومان تسهیلات پروژه با کندی پیش رفته، البته2 میلیارد هم خودم سرمایه‌گذاری کردم، خواهش دارم از مسئولین که توجه به کارآفرینان را بیشتر کنند. شاید این مهم نیاز به آموزش کارآفرینی در تمام نهادها و سازمان‌ها داشته باشد تا به‌صورت فراگیر آموزش کارآفرینی انجام شود، شاید بهتر باشد آموزش فرهنگ کارآفرینی جزو رئوس دوره‌های ضمن خدمت باشد، که البته اولین برداشت برای خود سازمان خواهد بود تا در اداره بهتر و همچنین کارآفرینی سازمانی قدم‌های محکمی را بردارد و از نتایج آن منتفع شود، ضمن اینکه ما باید از طریق مراکز رشد و واحدهای تحقیق و توسعه به بحث تجاری‌سازی تحقیقات دانشگاهی در صنعت بپردازیم، چیزی که متأسفانه غافل هستیم، بنده با توجه به تحقیقاتم در حال اجرای این مدل در شهر خود هستم،

 

شعار دهکده کارآفرینی ما این است که دهکده کارآفرینی نماد اقتصاد مقاومتی

تمام موادی که در این دهکده مورداستفاده قرار خواهد گرفت همگی ساخت داخل و به بیانی بهتر منطقه‌ای خواهد بود، تا در عمل از تولید داخلی حمایت داشته باشیم، به دنبال تولید محصولات لوکس نیستیم و بیشتر دنبال کیفیت ایرانی هستیم و برند ما نیز دهکده کارآفرینی شهرستان میناب هست،  هدف اصلی ما تبدیل علم و پژوهش خلق ارزش و تولید ثروت خواهد بود،

 

در حال حاضر چند کسب‌وکار را به‌صورت هم‌زمان اداره می‌کنید؟

در حال حاضر یک مرکز مشاوره کارآفرینی ، مرکز علمی کاربردی میناب، دهکده کارآفرینی، مرکز آموزش راه دور برای دانش آموزان دبیرستان، مرکز نوآوری که اخیراً فعال‌شده، مرکز آموزش رایانه که هنوز فعالیت دارد و هر کاری که کسب‌وکار حلال باشد ما انجام می‌دهیم.

دانشگاه علمی کاربردی میناب در عرصه کارآفرینی دانشگاهی چه دستاوردهای داشته است؟

در حال حاضر یک مرکز انفورماتیک قوی در حوزه خدمات رایانه‌ای و الکترونیکی داریم ، مرکز مشاوره و بخش توسعه پروژه گیاهان دارویی هست که با همکاری اساتید و دانشجویان کشاورزی و باغداری ما انجام می‌شود. بحث سردخانه و بسته‌بندی محصولات کشاورزی هم که در حال نصب تجهیزات هستیم.  در حوزه آموزش کارآفرینی می‌توانیم به دوره‌های پودمانی اشاره‌ای داشته باشیم که توانستیم با کمک کمیته امداد و مدد جویان آن‌ها و بهزیستی و سایر نهادهای حمایتی و در فرآیند راه‌اندازی کسب‌وکار به آن‌ها کمک کنیم. ضمناً با کمک صندوق کارآفرینی امید استان که جا دارد از آن‌ها تشکری داشته باشم، توانستیم یک مجتمع صنایع‌دستی را در جهت حمایت از تولیدات صنایع‌دستی میناب ایجاد نماییم و استقبال خوبی نیز از این حوزه شده و ما نیز پشتیبانی بازاریابی از محصولات را انجام می‌دهیم.

 

چند خواهر و برادر هستید و چند نفر آن‌ها کارآفرین هستند؟

من خودم به این باور نرسیدم که کارآفرین هستم یا خیر! ما در مسیر کارآفرینی هستیم. 5 خواهر و برادر هستیم و هیچ‌کدام کارمند دولت نیستیم و همگی کسب‌وکار مستقل و آزاد داریم و به‌نوعی زیر چتر تفکر خودم کسب‌وکار ایجاد کردند و به آن‌ها همیشه مشاوره دادم و در بخش‌های نظیر فرهنگی، کشاورزی، آموزشی ، صنایع‌دستی و  . . . فعالیت می‌کنند.

 

آیا از وضع موجود زندگی خود پشیمان هستید؟ دوست داشتید کارمند بودید وزندگی آرام‌تری می‌داشتید؟

من کاری را انجام می‌دهم که از صمیم قلب به آن اعتقاددارم، من تا سال 93 کارمند آموزش پرورش بودم و شاید برایی خیلی‌ها آرزو بوده، اما من به علت مشغله زیاد از این کار استعفا دادم، از اینکه این مسیر را انتخاب کردم به‌هیچ‌وجه پشیمان نیستم، فقط از نامهربانی‌هایی که بر سر مسیر کارآفرینی و ایجاد کسب  کار برای جوانان،  توسط مسئولین شهری و استانی ایجاد می‌شود وگرنه از انتخاب این مسیر به‌هیچ‌وجه پشیمان نیستم،  عاشق این مسیر هستم و همیشه سر کلاس درس کارآفرینی به دانشجویان می‌گویم، که افتخار می‌کنم که بالای درخت رفتم و محصول چیدم و بردم و به بازار فروختم و خار لیمو و خرما در دست و سر و پیشانی من رفته و در گرمای سخت کارکردیم و سختی‌های آن دوره قطعاً سخت‌تر از این دوره بوده. سختی عرصه کسب‌وکار بسیار شیرین است.

 

افق کارآفرینی استان هرمزگان را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟

استان هرمزگان به نام پایتخت اقتصادی کشور نام‌گذاری شده است، اما چه انتظاری از این پایتخت باید داشته باشیم؟ اما همه شاخص‌ها باید بر اساس یک پایتخت اقتصادی واقعی تعریف شود، اما این نهاده‌ها باید به‌گونه‌ای تولیدکننده ثروت باشد که این نام برازنده فعالیت‌ها باشد نه‌فقط یک شعار! وقتی می‌بینیم بانک‌های ما اختیار اعطای تسهیلات بالای یک میلیارد را ندارند و بیش از آن باید توسط تهران مصوب شود، آیا با این شرایط می‌توان گفت که این استان پایتخت اقتصادی است؟ استانی که واقعاً همه‌چیز دارد، از معدن تا کشاورزی، از شیلات تا سرمایه انسانی سخت‌کوش، از گردشگری تا همه‌چیز پس چرا ما هنوز به آرزوی این پایتخت اقتصادی نرسیدیم؟ چرا؟ چون ترکیب بهینه‌ای از این عوامل شکل نگرفته، لذا بازهم نقش آموزش و توانمندسازی است، تا وقتی مثلث موفقیت شکل نگیرد اتفاق مثبتی نخواهد افتاد:

کارآفرینی

دانایی                توانایی

 

پله‌های اصلی کارآفرینی، دانایی و توانایی است که ما در دهکده کارآفرینی بر اساس همین مدل پیش می‌رویم، تا منحنی عمر کسب‌وکار را تداوم ببخشیم. استان هرمزگان در عرصه صنع و خدمات دارای ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل زیادی است که نیاز به ترکیب بهینه دارد و خدا اصلی، توانمندسازی نیروی انسانی در تماس سطوح جامعه این استان است.

 

                                                                                                                              به امید موفقیت همه کارآفرینان

                                                                                                                                       سید ابراهیم موسوی

                                                                                                                                   خدمتگزار مردم عزیز ایران

 

 

 

 

 

 

شناخت دره سیلیکون

دره سیلیکون

نویسنده : شادی لطیفیان / دانشجوی کارشناسی ارشد رشته MBA

دره سیلیکون

تا نیمه دهه 1950 دره سانتاکلارا در ناحیه جنوبی خلیج سانفرانسیسکو در کالیفرنیای شمالی (ایالات متحدة آمریکا)بیشتر با باغ های میوه پوشیده شده بود، جایی که اکنون پایگاه شرکت های معتبر در زمینه های مختلف فناوری های پیشرفته است و در واقع دره سانتاکلارا را به دره سیلیکون تبدیل کرده است. اصطلاح دره سیلیکون نیز از آنجا ناشی شد که این ناحیه به مرکزیت نوآوری و تولید تراشه های سیلیکونی تبدیل شد، ولی بعدها دره سیلیکون مصداقی شد از همه فعالیت های نوآورانه در زمینة فناوری های پیشرفته،  و پایگاهی شد برای بسیاری از شرکت های بزرگ و معتبر و هزاران شرکت نوپا . روح در سیلیکون را باید در نوآوری وکارآفرینی جستجو کرد که در واقع جوهر اقتصاد آزاد است و در جامعه ای شکل گرفت که کارآفرینی در آن ریشه ای فرهنگی دارد، جامعه ای که کارآفرینان و نوآوران بزرگی چون بنجامین فرانکلین، توماس ادیسون و هنری فورد در آن سر برآورده اند، جامعه ای که کلید اصلی در توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال را کارآفرینی می داند و مخاطره پذیری را ضرورتی برای به ثمر رسیدن نوآوری می شناسد.

آنچه سرنوشت این منطقه کشاورزی و خوش آب و هوا را تغییر داد، همجواری با دانشگاه استنفورد بود، دانشگاهی که در سال 1891 توسط (LELAND STANFORD) تاسیس شده بود و امروز یکی از بهترین دانشگاههای آمــریکا به شمار می رود. برخی استادان و دانش آموختگان این دانشگاه عامل تغییر سرنوشت این منطقه و تبدیل آن به یکی از مهمترین مراکز صنعتی واقتصادی جهان بودند.
ریشه های تاریخی

درة سیلیکون مرکز توسعه فناوری های نوآورانه است که دانشگاه استنفورد و استادان و فارغ التحصیلان آن در این امر نقش ویژه ای داشته اند. در اواخر دهه 1930  فردریک ترمن  استاد و رئیس دانشکده مهندسی دانشگاه استنفورد، استادان و فارغ التحصیلان استنفورد را به راه اندازی شرکت هایی در زمینه توسعه فناوری های پیشرفته تشویق کرد و مورد حمایت قرار داد.

نخستین شرکتی که پیرو توصیه های ترمن شکل گرفت شرکت hp است. دو تن از فارغ التحصیلان مهندسی برق در استنفورد که هم کلاسی بودند به نام های ویلیام هیولیت و دیوید پاکارد  شرکت hp را در سال  1939پایه گذاری کردند. سرمایه اولیه شرکت بیش از چند صد دلار نبود که ترمن در اختیار آن ها قرار داد. شرکت در گاراژ خانه پدری دیوید پاکارد در پالوآلتو در نزدیکی دانشگاه استنفورد، شروع به کارکرد.

ترمن در اوایل دهه 1940 و هم زمان با جنگ جهانی دوم مسئولیت آزمایشگاه پژوهشی رادیو را در دانشگاه هاروارد عهده دار شد و خدمات ارزنده ای در راه توسعه صنایع دفاعی مخابراتی و الکترونیکی در دورة جنگ به انجام رساند.

ترمن برای توسعه هر چه بیشتر فعالیت های صنعتی در جوار دانشگاه استنفورد در سال 1951 پارک صنعتی استنفورد (بعدا به پارک پژوهشی استنفورد تغییر نام داد)را در زمین های دانشگاه تاسیس کرد و در آن ها فضاهای مناسبی به شرکت های صنعتی معتبر اجاره داده شد و این امر باعث شد که این منطقه به یک منطقه صنعتی و فناوری بسیار فعال تبدیل شود و جنبشی برای راه اندازی شرکت های نوپا شکل گرفت و بسیاری از فناوری های پایه که در آزمایشگاه های پژوهشی استنفورد حاصل می شد به صورت محصولی تجاری، به بازار عرضه گردید و توسعه فناوری های پایه و توسعه بازار، موجبات رونق بیشتر درة سیلیکون را فراهم کرد.

ترمن پس از پایان جنگ به دانشگاه استنفورد برگشت و هر چند در دورة جنگ استنفورد از بودجه های صنایع دفاع بهره ای نبرده بود و نقشی هم در انجام پروژه های دفاعی انجام نداده بود ولی با حضور ترمن به یکی از قطب های ویژه تحقیقات در صنایع دفاع به ویژه در الکترونیک، مخابرات و مایکروویو تبدیل شد. بودجه های زیادی که به این امر اختصاص داده شد موجب توسعه آزمایشگاه های پژوهشی متعددی در دانشگاه استنفورد گردید. دستاوردهای فناورانه این آزمایشگاه ها از یک سو پاسخ گوی نیازهای صنایع دفاعی بود و از سوی دیگر به تاسیس شرکت های فناورانه بیشتری در اطراف استنفورد انجامید که هستة اولیه توسعه درة سیلیکون را شکل داد.

بسیاری از محققان، پروفسور فرد ترمن را پدر دره سیلیکون می دانند.

از مهمترین فناوری های پایه ای که در درة سیلیکون توسعه پیدا کرد باید از صنعت میکروالکترونیک و ساخت ترانزیستور و مدارهای مجتمع نام برد. ویلیام شاکلی در اواخر دهه 1940 با همکاری دو دانشمند دیگر به نام های ویلیام برتین و جان بردین در آزمایشگاه های بل در شرق آمریکا موفق به اختراع ترانزیستور شدند، که از سیلیکون به عنوان ماده اصلی در ساخت آن استفاده کردند. اختراع ترانزیستور موجب تحول عظیمی در صنایع الکترونیک شد و شاکلی با دو نفر دیگر در سال 1956 به دریافت جایزه نوبل فیزیک نایل آمدند.

راز درة سیلیکون چیست؟ چه عواملی درة سیلیکون را به نشانة بی بدیلی از توسعه فناوری های پیشرفته تبدیل کرده اند؟ پاسخ را می توان در وجود یک اِکوسیستم مناسب یافت. اکوسیستمِ درة سیلیکون را می توان مشتمل بر مؤلفه های مختلفی دانست، یکی از مؤلفه های مهم، دانشگاه استنفورد است که مشتمل بر آزمایشگاه های پژوهشی و هیات علمی و دانشجویان برجسته ای است که در تلاش و کوشش برای نوآوری و خلاقیت هستند، اخیرا دانشگاه برکلی نیز در سمت دیگر خلیج سانفرانسیکو بیش از پیش به توسعه و تجاری سازی فناوری و حمایت از شرکت های نوپا پرداخته است.

زیر ساخت مناسب نیز به عنوان بخشی از اکوسیستم می تواند به عنوان جوهرة درة سیلیکون محسوب شود. زیر ساخت مورد نظر مشتمل بر دفاتر حقوقی و سیستم های پشتیبانی و از همه مهم تر سرمایه گذاران خطرپذیر است که به طور عمده در خیابان سند هیل در جوار دانشگاه استنفورد مستقر شده اند.

عوامل موفقیت

مهم ترین عامل موفقیت درة سیلیکون را باید در شکل گرفتن اکوسیستم مناسب دانست، از مؤلفه های اساسی این اکوسیستم می توان محیط و فرهنگ کاری و ساختارهای ویژه اعم از حقوقی و سرمایه گذاری را نام برد. در ایالات متحده بنگاه داری پیشینه زیادی داشته است و شرکت های بزرگ نظیر آی بی ام یا جنرال الکتریک که در شرق آمریکا مستقر بودند فرهنگ ویژه کاری که مبتنی بر سلسله مراتب و انجام بیشتر امور پژوهش و توسعه در داخل شرکت بود را شکل دادند ولی در درة سیلیکون فرهنگ کاری جدیدی مبتنی بر همکاری و تقسیم کار و ارتباطات شبکه ای در داخل شرکت ها به وجود آمد که از عوامل مهم تحرک و پویایی درة سیلیکون در عصر اقتصاد نوآرانه محسوب می شوند.

درة سیلیکون جاذبة زیادی برای استعدادهای جوان و برجسته دارد که از اقصی نقاط دنیا جذب درة سیلیکون می شوند ولی عامل اصلی در این جذابیت همان محیط سامان یافته در درة سیلیکون است، در فضای فناورانه درة سیلیکون دانشگاه ها، مراکز پژوهشی دولتی و آزمایشگاه های تحقیقاتیِ بخش خصوصی نقش عمده ای دارند و محیط جذابی برای جذب برجسته ترین استعدادها از سرتا سر دنیا فراهم آمده است.

در حال حاضر نظامِ تقریبا جا افتاده ای در اکو سیستم درة سیلیکون شکل گرفته است که گردش کارها و فعالیت های اقتصاد نوآورانه را سامان می دهد. برای این اکو سیستم چهار مرحله به قرار زیر می توان در نظر گرفت.

مرحلة اول: شکل گرفتن ایده

مرحلة اول در اکو‌‌ سیستم، شکل گرفتن ایدة نوآورانه است. ایده های نوآورانه در نهادهای زیر شکل می گیرند:

دانشگاه ها و موسسات پژوهشی

گاراژهای کارآفرینی

در هر یک از نهادهای فوق گروه های نوآور با تشکیل تیمی کارآمد بر روی یک ایده کار می کنند تا محصول اولیه ای شکل بگیرد و در مسیر اکو سیستم درة سیلیکون جلو می روند. در دانشگاه ها و موسسات پژوهشی تیم هایی از دانشجویان خلاق و نوآور تحت نظر استادان علاقه مند بر روی پروژه های پژوهشی اصیل کار می کنند که ممکن است به دستاوردهای نوآورانه ای منجر شود و به توسعة یک محصول بیانجامد.

پس از آن که شرکت های hp و اپل با امکانات محدود در گاراژِ خانه هایشان شروع به کار کردند و پیشرفت قابل توجهی داشتند، کارآفرینی گاراژی اصطلاحی شد برای نوآوران و کارآفرینانی که با امکانات اندک و محدود کار را شروع می کنند. در مرحلة شکل گرفتن ایده ممکن است عده ای از جوان های خلاق با امکانات محدود در خوابگاه های دانشگاهی و یا گوشه و کنار محل اقامت خود در درة سیلیکون ایدة نوآورانه ای را سامان دهند و با تشکیل یک تیم نسبت به توسعه آن ایده اقدام کنند.

فعالیت هایی که در مرحلة شکل گرفتن ایده صورت می گیرد به طور خلاصه عبارتند از:

تشکیل تیمی از بنیان گذاران

توسعة ایده و محصول اولیه

فعالیت های فوق موجب رونق فرهنگ نوآوری و حتی ایجاد شغل های جدید می شود.  ترکیب تیم چند نفرة بنیان‌گذاران نیز اهمیت زیادی دارد باید افرادی کارآمد که به نوعی کامل کنندة توانایی های یک دیگر هستند و با تفاهم کامل با یک دیگر همکاری دارند در کنار هم فعالیت نوآورانه را شروع کنند تا به موفقیت برسند. ولی نکته بسیار مهم در موفق شدن یک ایده این است که ایده در راستای نیاز بازار شکل گرفته باشد و محصولی که قرار است تولید شود مورد پذیرش بازار قرار گیرد چه در غیر این صورت موفقیتی حاصل نخواهد شد.

مرحلة دوم : شکل گرفتن کسب و کار

نهادهای زیر بستر لازم را برای شکل گرفتن و توسعة کسب و کار در مرحلة دوم فراهم می کنند.

انکوباتورها، برنامه های شتاب دهنده

سرمایه گذاران فرشته )سرمایه گذاری هستة اولیه، وام قابل تبدیل به سرمایه (

سرمایه گذاران خطر پذیر )مرحلة اولیه، سری آ(

دفاتر خدمات حقوقی و مالی

فعالیت هایی که در این مرحله صورت می گیرد عبارتند از:

تشکیل شرکت

تشکیل تیم مدیریتی

توسعة محصول

تدوین برنامه ورود به بازار

این فعالیت ها موجب توسعه فرهنگ نوآوری می گردد.

مرحلة سوم: رشد و توسعه

مرحلة سوم، مرحلة رشد و توسعه است، نهادهای زیر بستر لازم را برای رشد و توسعة کسب و کار فراهم می کنند.

سرمایه گذاران خطر پذیر ) سری ب، و ج(

سرمایه گذاران خطر پذیر بین المللی

کمپانی های چند ملیتی )بستر توزیع بین المللی، مشارکت در سرمایه گذاری(

دفاتر خدمات حقوقی و مالی

در این مرحله فعالیت های زیر صورت می گیرد:

تولید درآمد برای شرکت

توسعة محصول یا افزایش تولید

غالب شدن به بازار آمریکا

ورود به بازار سایر کشورها

این فعالیت ها هم موجب توسعه بیشتر فرهنگ نوآوری می شود و علاوه بر آن به رشد و توسعه کمک خواهد کرد.

مرحلة چهارم: تولید ارزش و برداشت محصول

مرحلة چهارم تولید ارزش و برداشت محصول است، نهادهای زیر توانمند ساز در این مرحله هستند:

سرمایه گذاران خطر پذیر )مراحل پیشرفته(

سرمایه گذاران بانکی

شرکت های چند ملیتی

فعالیت های این مرحله عبارتند از:

افزایش درآمد

رسیدن به مرحله سوددهی

توسعة بازار بین المللی

فروش و واگذاری شرکت و یا عرضة عمومی سهام و ورود به بازار بورس

درة سیلیکون یک سیستم باز است با یک شبکه ارتباطی گسترده، علاوه بر این ها هوای خوب در درة سیلیکون، نزدیکی به کوهستان و اقیانوس و مسیرهای متنوع کوه پیمایی همه این ها موجب می شوند که فرهنگ واقع گرایی و همکاری شکل بگیرد و رشد کند. نکتة قابل توجه دیگر مهاجرپذیری در درة سیلیکون است درصد بالایی از شرکت های نوپا در بین بنیان گذارانشان فردی مهاجر وجود دارد و در شرکت های بزرگ نظیر گوگل و غیره کارکنانی از بسیاری از کشورها حضور دارند، مهاجران به راحتی جذب می شوند و جایگاه خود را پیدا می کنند. تنوع های فرهنگی در درة سیلیکون نیز از سوی دیگر به نوعی به فضای آزاد موجود یاری می رساند و مهاجران شناختی از بازارهای منطقه ای را نیز به همراه می‌آورند که در توسعه و نوآوری کمک موثری است. مهاجرانی که به کشورهای خود بازمی گردند نیز به نوعی بازهم یاری رسان به روند فعالیت های درة سیلیکون اعم از کارهای برونسپاری و غیره هستند. به گونه ای دیگری نیز می توان عوامل موفقیت درة سیلیکون اعم از مولفه های فرهنگی، زیر ساختی  و غیره را مورد بررسی قرار داد، فرض کنیم در نقطة دیگری بخواهیم درة سیلیکون جدیدی پدید آوریم توجه  به نکات و مؤلفه های زیر می تواند راهگشا باشد :

مهم ترین نکته افراد مناسب هستند، اگر بتوانیم ده هزار نفر را از درة سیلیکون به نقطه دیگری کوچ دهیم می‌توان انتظار داشت که درة سیلیکون جدیدی شکل بگیرد.

دو دسته نیروی انسانی لازمة شکل دادن درة سیلیکون است: آدم های پولدار و آدم های خوره و کاردرست! چون این ها اصلی ترین افراد در راه اندازی شرکت های نوپا هستند. بالاخره جمع آدم های پولدار که آمادة سرمایه گذاری باشند و آدم های کار درست که خلاقانه و نوگرایانه بیاندیشند برای شکل گرفتن و رونق یک درة سیلیکون دیگر ضروری است.

دیوانسالاران دقیقا در نقطه مقابل سرمایه گذاران نسبت به شرکت های نوپا قرار دارند. دیوانسالاران ذاتا فقط در پیچ و خم ظاهر کار باقی می مانند ولی سرمایه گذاران با انگیزه و احساس رقابت بالا به عمق و پیشرفت کار توجه دارند. حتی شرکت های بزرگی که خود بخش سرمایه گذاری نیز دارند، از بیم افتادن به گرداب دیوانسالاری از سرمایه گذاری مستقیم روی کارهای خود اجتناب می کنند و فقط همراهی با سایر سرمایه گذاران را در پروژه های مربوطه تایید می کنند.

در درة سیلیکون آدم ها نقش اساسی را دارا هستند نه ساختمان ها. فضاهای کاری فرع قضیه هستند، نقش اساسی به عهدة آدم های خوره و کاردرست است که عمدتا کار اصلی را حتی قبل از تاسیس شرکت نوپا در هر کنج و گوشه ای انجام داده اند و نکته مهم این است که شرکت ها جایی که شروع به کار کنند همان جا ماندگار می شوند. مهم نیست که گوگل، اپل و یا اینتل در درة سیلیکون هستند، مهم تر این است که از آن جا شروع کردند. در باز تولید درة سیلیکون آدم های کاردرستی را می خواهیم که در کنج خانه ها یا خوابگاه های دانشجویی دورهم جمع شوند و تصمیم به راه اندازی یک شرکت نوپا بگیرند، در آن صورت است که می توانیم امیدوار باشیم و جلو برویم .

دانشگاه معتبر جذابیت ویژه ای دارد و معمولا برای شروع در جذب آدم های کاردرست خیلی ضروری است ولی کافی نیست باید شهری که دانشگاه در کنار آن قرار گرفته نیز مشخصات جغرافیایی و فرهنگی مناسبی داشته باشد. باید جایی باشد که سرمایه گذاران علاقه مند به اقامت در آنجا شوند و دانشجوها علاقه مند شوند که بعد از فارغ التحصیلی نیز آن جا بمانند.

جوان های خوره و کاردرست هستند که شرکت های نوپا را ایجاد می کنند، لذا در شهرهایی فضای لازم برای توسعه شرکت های نوپا به وجود می آید که شهر روح جوانی داشته باشد، مقصود شهرهای جدید نیست بلکه شهرهایی است حتی قدیمی ولی با روحیه جوانی و جو فرهنگی پویا و فعال .

نکتة مهم دیگر توجه به چرخه زمانی مناسبی است که به طور ارگانیک باید طی شود تا یک درة سیلیکون شکل بگیرد. ویلیام شاکلی پس از اختراع ترانزیستور به درة سیلیکون آمد و آزمایشگاه نیمه هادی های شاکلی را بنیان گذاشت پس از مدتی صنایع فیرچایلد از آن بیرون آمد و از صنایع فرچایلد هم اینتل و AMD و شرکت های دیگر زاده شدند، این امر، امری است که هم چنان در درة سیلیکون تکرار می شود: زاده شدن شرکت های جدید از درون شرکت های دیگر، امری که توده وار به توسعة روزافزون می انجامد . ولی برای شکل گرفتن این گونه توسعة توده وار به چرخه های زمانی مناسبی نیاز است و باید به آن توجه داشت.

یکی دیگر از مهم ترین عوامل موفقیت درة سیلیکون وجود سرمایه گذاران مخاطره پذیر است. در واقع سرمایه گذاران مخاطره پذیر در زمان شاکلی حضور نداشتند و به عبارت دیگر آزمایشگاه نیمه هادی های شاکلی و صنایع فیرچایلد به معنای امروزی شرکت نوپا تلقی نمی شدند. آزمایشگاه نیمه هادی ها به عنوان زیر مجموعه ای از صنایع بکمن 28 و گروه نیمه هادی ها در فیرچایلد نیز به عنوان زیر بخشی از صنایع فیرچایلد شکل گرفتند. ولی اکنون سرمایه گذاران خطرپذیر هستند که به درة سیلیکون معنی بخشیده اند، آنان با شتاب و سرعت در تصمیم گیری نسبت به راه اندازی شرکت های نوپا اقدام می کنند. و با حضور در کنار شرکت های نوپا و مراقبت از آنان به توسعه و پیشرفت آن ها کمک می نمایند. لازمة ایجاد و توسعه یک درة سیلیکون جدید حضور سرمایه گذاران خطرپذیر است.

در بررسی عوامل موفقیت در درة سیلیکون به فرایند توسعة تکنولوژی نیز می توان توجه کرد. درة سیلیکون عمدتا با توسعه فناوری تولید تراشه های سیلیکونی رونق گرفت که از آزمایشگاه شاکلی شروع شد و با صنایع فیرچایلد و بالاخره اینتل ادامه پیدا کرد و به توسعه کامپیوترهای شخصی انجامید پس از آن با توسعه شبکه و اینترنت، نیازهای ویژه موجب توسعه سیستم های کاربردی و نرم افزاری گردید و شرکت هایی نظیر گوگل و فیس بوک به وجود آمدند که به طور وسیع و در گسترة جهانی تاثیر گذار شدند.

 

منابع

شناخت دره سیلیکون، یحیی تابش، محمد مروتی، محمد اکبرپور

دره سیلیکون ، محمد رضا گرامی، http://technologyworld.blogsky.com/1386/11/26/post-164/