نوشته‌ها

اگر می‌خواهید خلاق‌ و نوآور باشید، نگاه‌تان را تغییر دهید

اگر می‌خواهید خلاق‌ و نوآور باشید، نگاه‌تان را تغییر دهید

«متفاوت فکر کنید»، این توصیه‌ای مشترک به همه نوآوران، کارآفرینان و افراد خلاق است. اما، برای داشتن طرز تفکری متفاوت، باید نگاه متفاوتی به مسایل داشت. نوآوران و کارآفرینان موفق نگاهی متفاوت از نگاه مردم عادی دارند. به‌همین دلیل شکارچی خوب فرصت‌هایی هستند که دیگران به‌راحتی از دست می‌دهند.

ایده «چسبانک» حاصل نگاهی متفاوت به طبیعت

شاید داستان معروف «‌نوارچسبی یا چسبانک» را شنیده باشید. روزی مهندس سوئیسی، تصمیم گرفت مطالعه دقیق‌تری در مورد بذر گیاهان داشته باشد؛ او بعد از قدم زدن در جنگل متوجه شد تارهایی به لباسش چسبیده است. میکروسکوپش را برداشت و تارهایی که به لباسش چسبیده بود را از نزدیک مشاهده کرد. تارها جنس زبری داشتند که دندانه‌هایی مانند قلاب روی آنها طراحی شده بود. این دندانه‌ها در الیاف حلقه‌ای لباسش فرو رفته و کاملا در الیاف لباس گره خورده بودند. اینجا بود که ایده «نوار چسبی» متولد شد. ایده‌ای نو که بعدها جایگزین «زیپ» شد.

خالق ایده «نوار چسبی» به پدیده‌ای شناخته شده از دریچه ای متفاوت نگریست و آن را پدیده ای ناشناخته پنداشت که باید دقیق تر مورد مشاهده و بررسی قرار می گرفت.

بنابراین به آنچه در برابر چشمان‌تان قرار گرفته است، به روشی که اغلب افراد تمایلی به استفاده از آن ندارند، نگاه کنید. با موضوع پیش‌روی‌تان کاملا بیگانه و ناشناخته برخورد کنید و تا جایی که ممکن است از برداشت‌های شخصی یا پیش‌داوری براساس تجربه‌های قبلی بپرهیزید.

یک نظریه‌پرداز ادبی به‌نام «ویکتور شکلوفسکی» درباره«تولستوی» و نگاه او در نوشته‌‌هایش می‌گوید: «تولستوی» در نوشته‌هایش از تکنیک‌های جالبی استفاده می‌کند مثلا اشیا و پدیده‌های داستان را به شیوه‌ای غیرمعمول توصیف یا سعی می‌کند کمتر از نام‌های مرسوم در داستان‌هایش استفاده کند. به‌طور کلی تولستوی با بکارگیری تکنیک «بیگانه‌سازی» توانسته است، اثرگذاری عمیقی روی مخاطبانش داشته باشد.

 

این هنرمندان بزرگ در مورد چگونگی نگاه به پدیده‌ها فراتر از روش‌های معمول و تماشای جهان از دریچه ای متفاوت نکاتی خوبی را القا می‌کنند. وقتی به پدیده‌های هستی نگاه می‌کنیم نباید این نگاه صرفا با یک بررسی جزیی همراه باشد بلکه پدیده‌ها را باید با نگاهی عمیق و متفاوت بررسی کرد.

«ذهن‌های کوچک با پدیده‌های خارق‌العاده و ذهن‌های بزرگ با پدیده‌های معمول به وجد می‌آیند»

آنچه در اطراف‌مان هست تنها پدیده‌هایی نیستند که تا به امروز شناختیم و برای‌شان نام‌های آشنایی برگزیدیم. همچنان پدیده‌های کمتر دیده شده‌ای وجود دارند که می‌توان آنها را کشف و بررسی کرد. سپس آن‌ها را با نام‌های جدید به فهرست پدیده‌های شناخته شده اضافه کرد.

نباید همه چیز را کلی و اجمالی در نظر گرفت، گاهی لازم است کل را به جز تقسیم کرد یا اجزا را کنار هم قرار داد و کل دیگری ساخت. این تکنیک‌ها باعث می‌شود چه در هنر و چه در کسب‌و‌کار راه‌ها و رویکردهای تازه‌ای را در مسیر پیش‌روی‌مان ببینیم.

«شرلوک هولمز» معروف به دستیارش «واتسون» گفت: «تو می‌بینی، اما مشاهده نمی‌کنی.»

«اما چگونه مانند شرلوک هولمز فکر کنیم؟ این سوالی است که «ماریا کنیکووا» در کتابش باعنوان «مغز متفکر» به آن می‌پردازد. این روان‌شناس می‌نویسد: «برای اینکه یک مشاهده واقعی داشته باشید نباید آنچه را می‌بینید براساس برداشت‌های شخصی خودتان توصیف کنید». برای این منظور می‌توانید وضعیت مورد علاقه‌تان را با صدای بلند توصیف کنید یا وصف آن را برای یک مخاطب بنویسید.

او می‌گوید: «شرلوک از واتسون می‌خواهد با توجه به مشاهداتش صحبت کند و اغلب از طریق این تمرین، نکات مهمی در صحبت‌هایش آشکار می‌شود». این روش دیگری برای هنرمندان مشتاق و کارآفرینان است، که می‌توانند از آن کمک بگیرند.

مغز ما به‌گونه‌ای طراحی شده که ما را از توجه زیاد به پدیده‌ای تکراری متوقف می‌کند. به آن اثر«تروکسل» می‌گویند. اگر مدام تصویر ثابتی از چشم‌انداز محیطی‌مان ارائه شود، ما عملا بعد از مدتی دیگر آن را نمی‌بینیم. این پدیده که از آن در علوم اعصاب با نام «عادت» یاد می‌شود، به بخشی از عملکرد مغز اشاره دارد. درواقع نورون‌های عصبی با داشتن اطلاعات کافی در مورد محرکی بدون تغییر، دیگر برانگیخته نمی‌شوند. این عادت حاصل غرق شدن ما در روش‌‌های دیدن و تجربه کردن با استفاده از روش‌های شناخته شده است وهمیشه امر مثبتی تلقی نمی‌شود. اکنون زمان آن رسیده که روی تفکر به شیوه‌ای متفاوت و دیدن تفاوت‌ها تمرکز کنیم.

هنرمندان بزرگ، کارآفرینان و افراد خلاق از بینشی متفاوت برخوردارند و با بینش متفاوت‌شان می‌توانند دنیا را تغییر دهند. آن‌ها راهی که همه در پیش می‌گیرند، را انتخاب نمی‌کنند بلکه دید خود را وسیع‌تر کرده و به‌دنبال راه‌ها و روش‌های تازه هستند.

آن‌ها معتقدند حتی در زندگی روزمره می‌توان چیزهایی را دید که هنوز هیچ‌کس ندیده است. درواقع نوع نگاه افراد است که می‌تواند به آن‌ها کمک کند طرز تفکرشان را تغییر دهند و خلاقیت را به زندگی‌شان دعوت کنند.

مترجم: نازنین توکلی (کارشناس ارشد مدیریت صنعتی)

برگرفته از

مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟

مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟

نویسنده: سیده غزل معصومی / پژوهشگر حوزه بازاریابی محصولات دانش بنیان

 

 

 

انسان از بدو خلقت همیشه در معرض آسیب‌های جدی ناشی از بلایای طبیعی بوده است. پدیده‌های خطرآفرین طبیعی نظیر سیل، زلزله، طوفان، صاعقه و غیره ، اخیرا زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار داده و اثرات غیرقابل جبرانی را به همراه داشته‌اند. همان‌طور که میدانیم بحران‌های طبیعی بر زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان تأثیر می‌گذارد و هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی بی‌شماری به وجود می‌آورد. مدیریت بحران‌ می‌تواند این هزینه‌ها را کاهش دهد و جوامع را در برابر این بحران‌ها ایمن و مصون کند. علی‌رغم تلاش‌های صورت‌گرفته در بسیاری از کشورها برای کاهش خطرپذیری و آثار منفی بحران‌ها، آسیب‌ها و هزینه‌های زیادی از بحران‌ها در حال افزایش است ، نداشتن آمادگی و مقابله نکردنِ مناسب با بحران‌های طبیعی، خسارات سنگینی به ملت‌ها و دارایی‌های آن‌ها وارد می‌کند که بعضاً جبران‌ناپذیر است. ازاین‌رو، مدیریت بحران‌های طبیعی می‌تواند این هزینه‌ها را کاهش دهد و جوامع مختلف را در برابر این بحران‌ها ایمن و مصون کند. وقوع بحران‌های طبیعی و عدم برنامه‌ریزی مناسب برای مقابله با خسارت‌ها و پیام‌دهی ناشی از آن، می‌تواند منجر به از دست رفتن منابع و دستاوردهایی شود که تحقق آن‌ها سالیان زیادی طول می‌کشد. اگرچه سیاست‌گذاری اثربخش، فراهم آوردن امکانات و منابع لازم، صورت‌بندی پیش‌بینی‌های مناسب، تهیۀ سناریوهای مناسب و عملیاتی‌سازی اقدامات برنامه‌ریزی‌شده در مراحل، پیش، حین و پس از وقوع بحران، در زمرۀ وظایف اصلی دولت‌ها و حکومت‌ها است، اما شیوۀ انجام این وظایف در کشورهای گوناگون متفاوت است. همان‌طور که میدانیم گروهی مدیریت را در قالب انجام وظایفی چون برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، هماهنگی و… بیان نموده‌اند بعضی هم مدیریت را این‌گونه تعریف کرده‌اند که: مدیریت را می‌توان علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت‌های دسته‌جمعی، برای نیل به هدف‌های مطلوب با حداکثر کارایی تعریف کرد.

اما بحران چیست؟ بحران عبارت است از ازهم‌گسیختگی شدید در فعالیت‌های یک جامعه که در این فرایند، انسان‌ها، اقلام و دارایی‌ها و محیط در سطح وسیعی دچار آسیب و صدمات شدید می‌شوند؛ به‌طوری‌که جامعه فقط قادر است از منابع موجود خود کمک بگیرد. بحران‌ها غالباً براساس سرعت و شدت یعنی ناگهانی بودن یا کند بودن بروز آن و یا به این دلیل که طبیعی است یا زادۀ دست بشر است، طبقه‌بندی می‌شوند. بحران در حقيقت يك فشارزایی رواني – اجتماعي بزرگ و ويژه است كه باعث درهم‌شکسته شدن انگاره‌های متعارف زندگي و واکنش‌های اجتماعي می‌شود و با آسیب‌های جاني و مالي، تهديدها، خطرها و نيازهاي تازه‌ای را به وجود می‌آورد.

 

مدیریت بحران چیست؟

مدیریت بحران علمی کاربردی است که به‌وسیله مشاهده سیستماتیک بحران‌ها و تجزیه‌وتحلیل آن‌ها در جستجوی یافتن ابزاری است که به‌وسیله آن‌ها بتوان از بروز بحران‌ها، پیشگیری نمود و یا در صورت بروز آن در خصوص کاهش اثرات آن، آمادگی لازم امدادرسانی سریع و بهبود اوضاع اقدام نمود.

اگر مدیریت بحران را «برنامه‌ریزی برای کنترل بحران» تعریف کنیم، باید چهار مرحله را به‌منظورِ برنامه‌ریزی برای کنترل بحران به انجام رساند. نخست باید پدیده‌های ناگوار پیش‌بینی شوند؛ سپس باید برنامه‌های اقتضایی تنظیم شوند؛ پس‌ازآن باید تیم‌های مدیریت بحران تشکیل شوند و آموزش ببینند و سازمان‌دهی شوند؛ و سرانجام باید برای تکمیل برنامه‌ها، آن‌ها را به‌صورت آزمایشی و با تمرین عملی به اجرا درآورد؛ پس مدیریت بحران یک هنری است که از دانش زیربنایی مدیریت استفاده می‌کند.

امروزه عمده‌ترین نقاط ضعف مدیریت بحران عدم هماهنگی و همکاری سازمان‌ها، کمبود ضوابط و مقررات جامع و پراکندگی و ناکافی بودن قوانین و مقررات موجود، محدودیت منابع مالی است؛ باید تهدیدها و فرصت‌ها را به‌خوبی شناخت و خود را برای مقابله با تهدیدها و استفاده از فرصت‌ها آماده ساخت. در فرهنگ ما ضرب‌المثلی است که می‌گوید «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد» متأسفانه در کشور ما زنگ خطرها نادیده و ناشنیده گرفته می‌شوند و بعد از وقوع بحران تازه به فکر می‌افتیم و راه‌حلی جستجو می‌نماییم. متأسفانه مدیر بحران یا علائم را نمی‌شناسد و یا به اهمیت این علائم واقف نیست. مدیر بحران باید به دنبال راه‌کارهایی جهت کاستن ابعاد بحران باشد. به‌عبارت‌دیگر آثار هر عامل را با پارامترهای دیگر سنجید و پس از تحلیل، نسبت به رفع آن بکوشد. مدیر بحران باید تفکر استراتژیک را یاد بگیرد؛ یعنی بتواند به آشفتگی ذهنی خویش در کوتاه‌ترین مدت نظم بخشد این امر امکان ندارد مگر با حضور مداوم در بحران‌ها، نهایت پایداری مدیریت این سازمان را می‌طلبد.

در سال‌های اخیر، مردم ایران با نوع دیگری از رویکردها و تصمیم‌گیری‌ها در عرصه سیاست‌های داخلی، خارجی و اقتصادی خود روبه‌رو شدند؛ رویکردهایی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان، تصمیماتی خلق‌الساعه و بدون پشتوانه کارشناسی بوده که به چالش اقتصادی ایران در سال‌های اخیر منجر‌ شده است. همچنین خود این چالش‌های اقتصادی، به یکی از حادترین موضوع‌های صحنه سیاسی کشور مبدل شده و همگان تأیید می‌کنند که به‌رغم افزایش درآمدهای کلان نفتی اخیر که در تاریخ ایران سابقه نداشته، مشکلات اقتصادی کشور روزبه‌روز افزایش‌یافته و تا حدود زیادی، این مشکلات عدیده اقتصادی، ناشی از ضعف برخی مدیران در میدان‌های کاری خودشان است.

مسئله بحران مدیریت در ساختار مدیریتی ایران و این‌که در برخی از عرصه‌های مدیریتی در کشور، مدیران از تجربه‌ها و دانش کافی در عرصه‌های خود برخوردار نیستند را می‌توان از جنبه‌های گوناگون بررسی کرد. ضعف مدیریت‌ها در سال‌های اخیر را ازآنجا می‌توان متوجه شد که به‌رغم سرمایه‌گذاری‌های هنگفت و اجرای هزاران طرح بزرگ و کوچک، اثرات اقتصادی آن‌ها در کشور، متناسب با حجم سرمایه‌گذاری‌ها و اقدامات انجام‌شده نمی‌باشد.

 

 

چنانچه بخواهیم تعریف دقیقی از بحران بگوییم، باید آن را با توجه به‌تناسب شرایطی که افراد در آن هستند، تعریف کرد. بیشتر مدیرانی که در تصمیم‌گیری‌های کلان دخالت دارند، یا تجربه مدیریتی در بخش‌های کلان نداشتند و یا اگر داشتند، حیطه فعالیتشان در اندازه‌ای نبوده که قادر به مدیریت یک مجموعه کلان در حد وزارتخانه، سازمان‌ها یا شرکت‌های بزرگ باشند.

گاه تصمیم‌گیری اشتباه این مدیران ضعیف که در برخی از موارد سبب بحران شده، به دلیل فشار‌هایی است که از بیرون به این مسئولان وارد می‌شود. مدیرانی که استقلال تصمیم‌گیری در عرصه کاری خود را ندارند و تصمیماتشان وابسته به نظرات افراد یا احزاب حامی آنان است، افرادی هستند که به خاطر لیاقتشان به این مناصب نرسیدند و حتی در برخی مواقع، این افراد تنها بر این صندلی‌ها نشسته‌اند، اما عملاً صاحب این مناصب نیستند؛ بنابراین، فشارهای عصبی و گرفتار شدن در یک بحران، می‌تواند برای مدیری که آمادگی کنترل گرداب وقایع و همچنین واکنش‌های هیجانی خود را ندارد، فاجعه‌آمیز باشد.

در دنیای امروزه، مدیریت را به شکل‌های گوناگون تعریف کرده‌اند و برای مدیریت کلان، استانداردهای گوناگونی گذارده‌اند، اما در سال‌های اخیر، بسیاری از مدیران، این استانداردها را ندارند و اگر هم مدیرانی این استاندارد‌ها را داشته باشند، متأسفانه، در اندک زمانی از مجموعه خود کنار گذاشته‌شده و یا به آن‌ها اجازه مشارکت در تصمیم‌گیری کلان را نداده‌اند.
استفاده از مدیران غیرمتخصص آن‌هم با توجه به وجود مدیران توانمند و متخصص ایرانی که صاحب‌نظر در عرصه‌های اقتصادی و سیاسی ایران و جهان هستند و همواره در بیشتر نقاط دنیا، رد پایی از آنان را می‌توان دید که باعث پیشرفت‌های بزرگی در عرصه تخصصی خود شدند، به‌هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست، چراکه این، خود باعث بروز بحران‌هایی در عرصه تصمیم‌گیری‌های کلان کشور می‌شود. متخصص عمران نباید وزیر کشاورزی شود، یک متخصص زراعت و یا خاکشناسی، نمی‌تواند معاون برنامه و بودجه و اقتصادی یک وزارتخانه، سازمان و یا مؤسسه علمی باشد. فردی که صلاحیت وی در اندازه رئیس یک اداره یا مدیریت یک بخش کوچک است، نمی‌تواند رئیس یک سازمان بزرگ یا معاون یک وزارتخانه یا رئیس یک دانشگاه باشد، بدین ترتیب ما شاهد بحران و مدیریت بحران نبوده‌ایم، بلکه بحران مدیریت را تجربه کردیم.

در پایان باید گفت، به‌طور کل و بنا بر روند عملکردها، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که انتصاب مدیران ضعیف و کم‌تجربه به مسئولیت‌های بزرگ و همچنین گماردن افراد توانمند به مسئولیت‌های کوچک و استفاده نکردن از توانایی مدیران لایق و متعهد، سبب کندی پیشرفت امور و نرسیدن به اهداف والا شده است که همین امر باعث گردیده امروزه مدیریت بحران در کشور ما خود با بحرانی به نام بحران مدیریت دست‌وپنجه نرم کند و اگر بحران مدیریتی در کشور جدی گرفته نشود و برای آن چاره‌ای‌ اندیشه نگردد چشم‌انداز خوبی برای آینده‌ی ایران دربر نخواهد داشت.

توسعه استارتاپ‌های حوزه صنایع خلاق موسیقی

توسعه استارتاپ‌های حوزه صنایع خلاق موسیقی

 

به منظور تحقق سیاست‌های کلان نظام جمهوری اسلامی ایران در حوزه علم و فناوری و همچنین تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی از طریق گسترش فعالیت‌های دانش‌بنیان و توسعه زیست بوم صنایع خلاق، تفاهم نامه‌ای میان ستاد توسعه فناوری‌های نرم و هویت ساز معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری با یک موسسه‌ منعقد شد.
این تفاهم نامه با هدف استفاده از ظرفیت‌های صنعت موسیقی در توسعه بستر‌های کارآفرینی دانش بنیان و هم افزایی و به اشتراک گذاری منابع و تاسیس، راه اندازی و آغاز به کار مرکز شتابدهی و نوآوری صنایع خلاق موسسه عامل منعقد شد.
در این تفاهم نامه معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری متعهد شده است که از تاسیس و راه اندازی مرکز شتابدهی و نوآوری حمایت مالی و معنوی کند و همچنین اقدامات لازم برای تسریع در اخذ مجوز‌های لازم برای تاسیس و آغاز به کار مرکز را انجام دهد.


کمک به تامین منابع مطالعاتی مورد نیاز برای فعالیت‌های مرکز با همکاری مجموعه‌ها و نهاد‌های ذی‌ربط و ذی‌نفع، معرفی استارتاپ‌های فعال در حوزه صنایع خلاق به مرکز، تسهیل شرایط و تسریع فرآیند اخذ تائیدیه خلاق و مجوز‌های مورد نیاز برای استارتاپ‌های معرفی شده توسط مرکز و حمایت از تجاری سازی طرح‌های موفق و معرفی آن‌ها به بهره برداران و متقاضیان به خصوص در دستگاه‌های اجرایی از دیگر تعهدات معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری است.
همچنین از دیگر حمایت‌های معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری می‌توان به حمایت از صادرات و بازارسازی برای محصولات تجاری شده توسط استارتاپ‌های تحت پوشش مرکز و اطلاع رسانی و معرفی فعالیت‌های مرکز شتابدهی و نوآوری به فعالان حوزه دانش بنیان در راستای برنامه شرکت‌های خلاق اشاره کرد.
تاسیس، راه اندازی و راهبری مرکز شتابدهی و نوآوری حوزه صنایع خلاق با تاکید بر صنعت موسیقی مطابق با آخرین استاندارد‌های جهانی و چارچوب‌های قانونی، فرهنگی و اجتماعی مورد تایید کشور، تهیه گزارشات پیشرفت مراحل تاسیس و راه اندازی و ارائه آن هر سه ماه یک بار به معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و ارائه بسته خدمات قابل ارائه به استارتاپ‌ها مطابق با تجارب موفق داخلی و خارجی نیز از تعهدات موسسه فرهنگی هنری آواسازان ققنوس در این تفاهم نامه است.
به منظور اجرایی کردن مفاد تفاهم نامه، کمیته‌ای متشکل از نمایندگان طرفین تشکیل می‌شود، این کمیته وظیفه تدوین برنامه اجرایی توافقات، تعیین اعتبار مورد نیاز و نظارت بر اجرای صحیح برنامه‌ها را بر عهده دارد.
مدت این تفاهم نامه از تاریخ اول تیرماه ۹۸ به مدت سه سال تعیین شده است.

پنجمین مرکز پرورش عقرب کشور در سیستان راه اندازی شد

پنجمین مرکز پرورش عقرب کشور در سیستان راه اندازی شد

 

بهزاد شهرکی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: این بانوی سیستانی عضو صندوق حمایت از توسعه فعالیت های کشاورزی زنان سیستان است که با شرکت در دوره های آموزشی ترغیب به راه اندازی این مرکز شد.

وی ادامه داد: این مرکز پرورش عقرب در گستره ۵۰۰ متر مربع و با ۲ هزار عقرب مولد کار خود را آغاز کرده است.

مدیر هماهنگی ترویج کشاورزی سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان گفت: این بانوی روستایی برای شروع کار ۲۵۰ میلیون تومان تسهیلات از صندوق کارآفرینی دریافت کرده است.

وی از اجرای طرح ملی روستای بدون بیکار در شهرک میر سیستان خبر داد و افزود: طبیعت زیبا، توانمندی‌های حوزه صنایع دستی، کشاورزی، دامداری و زنبورداری از جمله ظرفیت های این روستا است که با حمایت‌های مورد نیاز می توان آن را به روستایی بدون بیکار در استان تبدیل کرد.

به گزارش ایرنا به گفته کارشناسان زهر عقرب گرانترین مایع دنیاست و هر گرم زهر عقرب بیش از ۸۰ میلیون تومان به تناسب غلظت آن خریداری می‌شود.

دانشگاه، مسیر کارآفرینی دانشجویان را هموار می کند

دانشگاه، مسیر کارآفرینی دانشجویان را هموار می کند

 

حمید نادگران با بیان اینکه بنا به برنامه وزارت علوم برنامه‌های مهارت‌افزایی برای دانشجویان آغاز شده است، ابراز داشت: با سازمان فنی و حرفه‌ای و دانشگاه علمی و کاربردی تفاهم‌نامه‌هایی منعقد شده است که دانشجویان بتوانند مهارت‌افزایی کنند و علاوه بر دنبال کردن مسائل علمی و تحصیلی، در حوزه‌های علمی و فنی نیز توانمندی‌هایی کسب کنند.
نماینده وزیر علوم در استان فارس با اشاره به فعالیت‌های کارآفرینانه در برج فناوری و نوآوری دانشگاه شیراز، گفت: تلاش برای مشاوره کسب و کار، سرمایه‌گذاری و ایجاد استارتاپ‌ها از اقداماتی است که طی سال‌های اخیر در دانشگاه شیراز صورت گرفته است.

نادگران ادامه داد: در حال حاضر شرکت‌های دانش‌بنیانی از دل این فعالیت‌ها شکل گرفته‌اند و در آن‌ها استادان ودانشجویان به‌صورت فعالانه به تولید و ارائه محصول می‌پردازند و فارغ‌التحصیلانی نیز در زیرمجموعه این شرکت‌ها مشغول به کارند.
رئیس دانشگاه شیراز با بیان اینکه برای ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان و راه‌اندازی استارتاپ‌ها تسهیلاتی درنظر گرفته شده است، اضافه کرد: مکانی در اختیار علاقه‌مندان به فعالیت‌های کارآفرینی قرار می‌گیرد که از پرداخت وجوه به دانشگاه معاف است و فعالیت‌های بسیار خوبی نیز براساس انگیزه‌بخشی‌ها صورت گرفته که هم دانشجویان و هم استادان از آن‌ها استقبال کرده‌اند.

** فرصت شغلی یکساله برای فارغ‌التحصیلان دوره دکتری فراهم است

رئیس دانشگاه شیراز همچنین به ایجاد فرصت شغلی برای دانشجویان دوره دکتری اشاره کرد و توضیح داد: برای آنکه دانشجویان درحال فارغ‌التحصیلی از دوره دکتری، بلافاصله از اوج آکادمیک خود سقوط نکنند، آنان را به‌عنوان دستیار پژوهشی به کار گرفتیم و بعد از دوره دکتری، حداقل یک سال با این سمت با استاد خود و در حوزه پژوهشی خود به فعالیت ادامه می‌دهند و درصورتی که کار ناتمامی نیز داشته باشند به سرانجام می‌رسانند.

وی اضافه کرد: این فعالیت با وجود تنگناهای مالی دانشگاه پیوسته ادامه دارد تا دانشجویان پس از اتمام دوره دکتری بتوانند با فراغت فعالیت‌های پژوهشی خود را پیش ببرند.

نماینده وزیر علوم در استان فارس در ادامه پیشروان عرصه علم در دانشگاه‌ها را نخبگانی دانست که در حوزه‌های مختلف به مردم و جامعه خدمات علمی و پژوهشی ارائه می‌کنند.


**کم کاری برای معرفی نخبگان دانشگاهی به جامعه

نادگران با بیان اینکه در معرفی نخبگان دانشگاهی به جامعه کم‌کاری‌هایی صورت گرفته است، عنوان کرد: معرفی نخبگان، امری مبارک است که چندی است آغاز شده‌؛ اما هنوز به‌صورت برجسته مورد توجه قرار نگرفته است و توسعه آن نیازمند بحث‌های تخصصی است.

وی با اشاره به اینکه معرفی نخبگان دانشگاه شیراز از طریق سایت این دانشگاه صورت می‌گیرد، گفت: بنیاد نخبگان استان فارس در سال‌های گذشته با کمک دانشگاه شیراز نخبگان، پیشکسوتان و استادان برجسته را معرفی کرده و در مراسمی از آنان تجلیل کرده است؛ گرچه ادامه این مسیر نیازمند روش‌های تازه‌تری نیز هست.

رئیس دانشگاه شیراز افزود: الگوگیری و الگوبرداری از نخبگان برای همه اقشار جامعه به ویژه جوانان، دانشجویان و دانش‌آموزان ضروری و انگیزه‌بخش است.

** نظرات کارشناسی استادان دانشگاه باید به گوش جامعه برسد

وی همچنین گفت: نظرات کارشناسی استادان دانشگاه باید به گوش جامعه برسد؛

برای مثال گاه برخی آزمایش‌های مبرز و درجه یک در دانشگاه‌ها صورت می‌گیرد که نتایج آن‌ها رسانه‌ای می‌شود؛ اما معلوم نمی‌شود درنهایت به کجا رسیده است.

نادگران بیان داشت: انجام آزمایش‌های فاخر در آزمایشگاه‌های دانشگاهی در سطوح مختلف صورت می‌گیرد.

برخی اوقات ممکن است تیپ‌نمونه انجام کاری باشد که صرفاً ارزش‌گذاری آکادمیک و علمی دارد و چون مسائل تخصصی را بازگو می‌کند، در خارج از دانشگاه بروز نمی‌یابد و متعلق به ژورنال‌های جهانی است و به مثابه تولید علم درجه یک کشور شناخته می‌شود.

رئیس دانشگاه شیراز ادامه داد: در سطح دوم، آزمایش‌ها ممکن است به تولید یک ماده یا محصول محدود به دانشگاه منتهی شود و این بخش از کار رسانه‌ای می‌شود؛ اما رسیدن از این مرحله به گام بعدی یعنی تولید انبوه زمان‌بر است و این وظیفه رسانه‌هاست که در این مرحله پیگیری کنند و مسیر را برای تولید هموار سازند.

ما نیز تمهیداتی درنظر می‌گیریم که استادان چگونگی روند یک آزمایش را به اطلاع جامعه برسانند.

آغاز ثبت نام سیزدهمین جشنواره کارآفرینان برتر استان تهران

مدیر توسعه كارآفريني و اشتغال اداره كل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران خبر داد

آغاز ثبت نام سیزدهمین جشنواره کارآفرینان برتر استان تهران

مدیر توسعه كارآفريني و اشتغال اداره كل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران از آغاز ثبت نام سیزدهمین جشنواره کارآفرینان برتر استان تهران خبر داد.
مهندس سعيد دهقان ، مدیر توسعه كارآفريني و اشتغال اداره كل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران در گفت وگو با خبرنگار بازارکار با اعلام خبر آغاز ثبت نام سیزدهمین جشنواره کارآفرینان برتر استان تهران، افزود: آن دسته از  بنگاه های اقتصادی صنعتي ، خدماتي و كشاورزي  غیر دولتی که حداکثر ۱۵ درصد از سهام آنها متعلق به نهادها ، شرکت های دولتی یا عمومی باشد ، بدون در نظر گرفتن اندازه بنگاه اقتصادي (کوچک، متوسط و بزرگ) مشروط به اينكه بنگاه مذكور در سال 1393 يا قبل از آن تاسيس شده باشد و از سال 93 تا پايان سال 96 با تکیه بر نوآوری به رشد بالا در فروش عملیاتی و اشتغال نائل شده باشند مي توانند در اين جشنواره ثبت نام نمايند.
بر اساس اعلام مدیر توسعه كارآفريني و اشتغال اداره كل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران صاحبان کسب و کار دارای نوآوری و خلاقیت و شرکت ‌هایی که واجد شرایط کارآفرینی هستند ، از 8 خرداد ماه تا 31 تیرماه 98 می‌توانند در سامانه سیزدهمین جشنواره کارآفرینان برتر (به نشاني : http://www.karafarinanebartar.ir/ )  ثبت ‌نام نمايند .
وی تاكيد کرد:كارآفريني يكي از مهمترين راهكارهايي است كه مي تواند با تكيه بر سرمايه عظيم نيروي انساني متخصص، اهداف توسعه اي كشور را پوشش داده و  مسير گذار از اقتصاد مبتني بر منابع را به اقتصاد دانش بنيان مقاومتي تسهيل نمايد. همچنين كارآفريني فرايندي است كه بوسيله آن فرد كارآفرين ضمن شناسايي فرصت ها از طريق نوآوري و  پذيرش مخاطره ، ارزش جديدي در حوزه هاي اقتصادي- اجتماعي به وجود مي آورد و به دليل تغيير و تحولي كه در شيوه هاي  متداول ايجاد مي نمايد ، نقش مهمي در پايدارسازي اقتصاد كشور ايفا مي كند.
مدير توسعه كارآفريني و اشتغال استان تهران در تشریح اهداف برگزاري اين جشنواره به توسعه و ترویج فرهنگ کارآفرینی، خلاقیت و نوآوری در کسب و کار؛ شناسایی و انتخاب کارآفرینان برتر استانی و کشوری و معرفی آنان به عنوان الگو به آحاد جامعه به ویژه جوانان؛ایجاد فضای تعامل و همکاری میان فعالان عرصه ‌های مختلف اقتصادی؛ایجاد نشاط و رقابت در فضاهای کار و کسب، هم افزایی و مشارکت کارآفرینان در توسعه اقتصادی کشور و ترویج فرهنگ کار، کارآفرینی و تقویت نقش کارآفرینان در نظام تصمیم سازی کشور اشاره کرد.
مدير توسعه كارآفريني و اشتغال استان تهران اظهار کرد:  برگزيدگان نهايي اين جشنواره با عضويت در  کانون کارآفرینی استان مي توانند به عنوان اتاق فكر نهادهای اجرایی استان در تصميم سازي هاي مرتبط با توسعه كارآفريني استان مشارکت نمايند.
وی از علاقه‌مندان ثبت نام در سیزدهمین جشنواره انتخاب کارآفرینان برتر دعوت نمود  برای کسب اطلاعات بیشتر با كارشناسان اداره توسعه كارآفريني اداره‌ کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان تهران به شماره 88306027   تماس حاصل نمايند . 

رویداد کارآفرینی کارنو با حمایت کانون پتنت معاونت علمی برپا میشود

رویداد کارآفرینی کارنو با حمایت کانون پتنت معاونت علمی برپا میشود

 

 

«کارنو» عنوان رویدادی است که شرکت‌کنندگان با حضور در کارگاه‌های آموزشی، مشاوره و مسابقه برای توسعه کسب و کار خود توانمند می‌شوند.

 

به گزارش گروه فناوری خبرگزاری دانشجو، توانمندسازی نیروی انسانی برای حضور در فضای کسب و کار اولویت مهم برای کارآفرینی است.

از این رو با حمایت کانون پتنت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری رویدادی با عنوان «کارنو» هر ماه برگزار می‌شود.

رویدادی که ایجاد انگیزه در میان دانشجویان رشته‌های مختلف و انتقال مفاهیم کارآفرینی آن را متفاوت از دیگر برنامه‌های آموزشی کرده است.

در «کارنو» فضای ورود به کسب و کار شبیه سازی شده است. شرکت کنندگان با حضور در کارگاه‌های آموزشی، مشاوره و مسابقه کسب و کار با این فضا آشنا می‌شوند.

آشنایی با مدل و بوم کسب و کار، آشنایی با مباحث مالکیت فکری، آشنایی با جستجو و ثبت پتنت، آشنایی با کارآفرینان موفق، حل مسئله و خلاقیت، مدیریت هزینه و خرید، تفکر تحلیلی و تصمیم سازی برخی از عناوین آموزشی این رویداد است.

همچنین شرکت کنندگان در رویداد بر اساس تیپ شخصیت شغلی به تیم‌های ۸ تا ۱۲ نفره تقسیم می‌شوند و هر تیم با راهنمایی‌های پشتیبان خود با تشکیل جلسات گروهی ایده مناسب را انتخاب می‌کند.

پس از تکمیل مدل کسب و کار تیم‌ها آن را تا مرحله ارائه به سرمایه گذار پیش می‌برند. در نهایت در روز آخر رویداد هر گروه مدل کسب و کار خود را برای داوری به نمایش می‌گذارد.

همچنین در زمان برگزاری رویداد مشاوران در زمینه‌های مختلف کسب و کار، کارآفرینی، بازاریابی و تیم سازی به راهنمایی و مشاوره تیم‌ها می‌پردازند تا هر تیم بتواند به بهبود و توسعه مدل و بوم کسب و کار و ایده خود بپردازد.

پس از رویداد نیز شرکت کنندگان در صورت تمایل برای ورود به فضای کارآفرینی می‌توانند با طرح ایده، معرفی تیم خود و پس از تاییدیه‌های اولیه از خدماتی که «کارنو استارتاپ» به آن‌ها ارائه می‌دهد استفاده کنند.

هر ماه بین ۲ تا ۴ رویداد کارآفرینانه «کارنو» در تهران و سایر شهرستان‌ها برگزار می‌شود.

«کارنو» از سال ۱۳۹۰ با رویکرد تغییر نگرش و ایجاد توانمندی در سرمایه‌های انسانی کشور به منظور حضور در فضای کسب و کار و کارآفرینی طراحی شده است.

چگونه اقتصاد کارآفرینی برای شما فعالیت میکند؟

چگونه اقتصاد کارآفرینی برای شما فعالیت میکند؟

 

امروزه، تغییر در نرخ نمایشی بسیار اتفاق می افتد و سرعت نوآوری بی نظیر است. هزینه یک کارآفرین برای پرش به بازار به طور چشمگیری کاهش یافته است و دیگر مانع ورود به بازار نیست. اینترنت، فن آوری های تلفن همراه و نیروی مجازی بسیاری از مزایایی را که کسب و کارهای بزرگ با جیب های عمیق در اختیار دارند حذف کرده است.

این تغییر نشان دهنده یک مشکل بزرگ برای کسب و کار بزرگ است. فرهنگ های عمیق ریشه ای در اکثر شرکت های بزرگ دشوار است برای حفظ آنها. اگر آنها انعطاف ناپذیر و غیرممکن به تغییر نحوه برخورد با دنیای رقابتی امروز خود بیفتند، از بیرون می میرند.

اما تغییر این خبر خوب برای کارآفرینان انعطاف پذیر مانند شما است، که می توانند سریعتر حرکت کنند، نزدیکتر به مشتریان، سریعتر به تغییرات در بازار برسند و کسب و کار شما را برای کسری از هزینه انجام دهند. شما از سرعت تغییرات مقاومت نمی کنید. شما آن را می پذیرید در دنیای جدید، کوچک کوچک جدید است.

در اینجا این است که چگونه یک شرکت کوچک می تواند در یک کسب و کار کاملا متلاشی شود و آن را خراب کند:

بر اساس پارادایم قبلی، یک شرکت یک محصول یا خدمات ایجاد کرد. این یک ضربه بود، و در طول زمان، این شرکت بزرگتر شد. آنها به اضافه کردن ویژگی های جدید ادامه دادند و شروع به افزایش قیمت ها کردند. این شرکت می تواند این کار را انجام دهد زیرا تقاضا وجود دارد، اما رقابت کمی داشت. یک روز مشتری به کارت اعتباری خود نگاه می کند و می گوید: “من نمی خواهم دیگر این پول را بپردازم.” او همچنین متوجه می شود که تنها یک چیز نیاز دارد، چیزی که او برایش ثبت کرده است. او می گوید: “من به این چیزهای دیگر نیاز ندارم.” “و من قطعا نمی خواهم برای آنچه که من نمی خواهم پرداخت کنم.”

بنابراین، مشتری تصمیم می گیرد که شرکت خود را آغاز کند. او قصد دارد تمام ویژگی های فانتزی را که او نمی خواهد پرداخت کند و فقط یک چیز را ارائه دهد، همان چیزی که او در حال حاضر در مورد محصول شرکت بزرگ دوست دارد. او یک سرویس رایگان حقوقی آنلاین و شامل می شود؛ سپس او یک حساب کاربری را با گوگل برای دریافت ایمیل، مخاطبین، تقویم، برنامه های اداری و ذخیره سازی سند ایجاد می کند. او صدای وایفای صدای آزاد را از طریق اسکایپ و فای رایگان در نوار قهوه گوش می دهد و همه چیز را بین لپ تاپ و تلفن همراه خود همگام می کند.

کسب و کار ایجاد شده است – در زمان گذشته، می گویند، 90 دقیقه.


بعد، کارآفرین ما به صورت آنلاین تحقیق می کند. چند جستجو در اینترنت داده های بازار و دسترسی به گزارش های رایگان را تولید می کند. با پیچیدگی در اطراف سیستم های رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر، او می تواند به سرعت پیدا کردن اگر دیگران فکر می کنند این ایده دارای پاها. بنیانگذار ما به LinkedIn می پیوندد تا اخبار مربوط به سرمایه گذاری جدید خود را به اشتراک بگذارد و به دنبال کمکی باشد. یک توسعه دهنده ای که این ایده را دوست دارد و داوطلبان شرکت های بزرگ را متنفر می کند تا برنامه نویسی کمی انجام دهند. تیم جدید با همکاری یک طرح کسب و کار، با استفاده از نرم افزار آزاد برای نوشتن آن.

به خلاصه، مشتری یک شرکت بزرگ یک مشکل را شناسایی کرده و یک شرکت را برای حل این نیاز در یک بعد از ظهر تاسیس کرد. او به عنوان رقابت به اطلاعات زیادی از اطلاعات بازار دسترسی دارد. گفتگوهای رسانه های اجتماعی منجر به تهیه یک طرح تجاری و کمک به یک توسعه دهنده، که در حال حاضر شروع به ساختن محصول کرده است. این افراد اجرا می کنند – به یاد داشته باشید، هنوز هم اولین روز است – و تا کنون آنها صفر دلار صرف کرده اند.

آیا پناهندگان و کودکان خیابانی کارآفرینان پنهان اروپا هستند؟

آیا پناهندگان و کودکان خیابانی کارآفرینان پنهان اروپا هستند؟

 
روانشناس استرالیایی و کارآفرین اجتماعی لوئیز ارنشاو معتقدند که کودکان خیابانی، مهاجران و پناهجویان یا پناهندگان همه دارای ویژگی های شخصیت مشابه هستند که می تواند به معنای واقعی شدن کارآفرینان باشند.
شرکت های اجتماعی، # tech4refugees: موج جدیدی از مهاجران و پناهندگان در اروپا با فوران یک اکوسیستم راه اندازی جدید مواجه شد. بسیاری از کارآفرینان، با ایجاد مدل های کسب و کار جدید، مهارت و خلاقیت خود را برای حمایت از مهاجران آسیب پذیر ارائه دادند.

با این حال، با توجه به Earnshaw، این کارآفرینان اجتماعی و جوامع آنها در تلاش برای کمک به تفاوت در هر اندازه که شما ممکن است فکر می کنم. او معتقد است، در واقع، نارضایتی هایی که جوامع حاشیه نشین تجربه می کنند منحصر به فرد بودن توانایی های کارآفرینی است.

Earnshaw با یک PHD که به بررسی شباهت ها و تفاوت های بین کارآفرینان موفق و جوانان در معرض خطر می پردازد، متخصص در تبدیل سختی ها به یک مدل است که می تواند موفقیت شخصی، حرفه ای و اجتماعی را ارائه دهد.
عامل “chutzpah”

با توجه به لوئیس، کیفیت اتصال بین دو جمعیت شناسی، آن چیزی است که او فاکتور “چتپاها” نامیده است. یک مشتق از عبری برای توصیف کسی که مرزهای رفتار قابل قبول را بیش از حد فراتر گذاشته است، این کلمه از آن زمان به معنای گسترده تر در زبان انگلیسی گرفته شده است. امروزه، این مفاهیم شامل اعتماد به نفس، اعتماد به نفس و توانایی فراتر رفتن از ترس به ناشناخته است.

Earnshaw استدلال می کند این ارزش دقیقا همان چیزی است که کارآفرینان و بچه های خیابانی را متصل می کند، در حالی که آنها را از مدیر بازرگانی متوسط ​​جدا می کند. هر دوی آنها توانایی شناسایی منابع را دارند و آنها را با هم ترکیب می کنند که کارآفرینانه سازنده است و بچه خیابانی به طور کلی سازنده نیست.

به طور خلاصه، “آنها هر دو حکومت شکن” هستند، او به 150 ثانیه گفت.
یک مدل برای کارآفرینی اجتماعی

با توجه به تحقیقات و یافته های دکترای Earnshaw، یک مدل کارآفرینی پایدار به وسیله سه اصل اساسی ایجاد شده است: حرفه ای که بر اساس اشتیاق، یادگیری مادام العمر و فرد سالم است.

در مورد بچه های خیابانی، او ابتدا نیازهای شخصی خود را مشخص می کند، چه از نظر بهداشتی و چه از نظر اجتماعی. او توضیح می دهد که تمرکز بعدی بر روی شناسایی اشتیاق آنها است و بعد از آن ارائه آموزش های آموزشی و حرفه ای برای کمک به آنها برای استفاده از آن برای تولید درآمد.

پس از آنکه با این آمار جمعیتی در پروژه های خود در استرالیا کار کرد، Earnshaw تصمیم گرفت پروژه خود را به اروپا منتقل کند، که چشم او را به این واقعیت که مدل آن می تواند برای مهاجران تازه وارد و پناهجویان تازه وارد نیز مفید باشد، انتخاب کرد.

او گفت: “اگرچه [مهاجران] لزوما قاتل قانون نیستند،” او اذعان داشت: “من فکر می کنم کسی که از طریق تجربیات فردی محروم شده است، از بیرون از منطقه راحتی خود بیرون نیامده است. آنها باید در این بخش های دیگر ما قرار بگیرند تا زنده بمانند، جهان را درک کنند و به صورت سازنده حرکت کنند. ”

برگرفته از سایت www.entrepreneur.com

 

کارآفرینی بین­ المللی در بازارهای نوظهور

کارآفرینی بین­ المللی در بازارهای نوظهور

 

در فضای کسب­ و­کار امروزه، کشورمان برای بهبود فضای کسب­ و­کار، نیازمند توسعه کارآفرینی به خارج از مرزهای ملی و ارزآوری است. درک هوشمندانه از تغییرات محیط بین‌الملل و انطباق به هنگام با آن‌ها، نیازمند برخورداری از تفسیری نوین و همه‌جانبه و چیدمان بخردانِ و هم‌افزایی عناصر مؤثر در کسب­ و­کار بین­ الملل می‌باشد.

  • بین­ المللی شدن یا جهانی‌شدن؟

مفاهیم بین­ المللی شدن و جهانی‌شدن به‌شدت با یکدیگر درهم‌تنیده شده­ اند و همپوشانی میان آن­ها موجب سردرگمی شده است. برخی از افراد این دو اصطلاح را معادل یکدیگر در نظر می­گیرند، درحالی‌که این دو پدیده از یکدیگر متمایز هستند. جهانی‌شدن فرآیندی پیوسته در سطح کلان اقتصادی است که در آن موانع تجاری از بین رفته و ارتباطات با استفاده از فناوری­ های پیشرفته تسهیل می­شود. در طرف مقابل، بین­المللی شدن به‌عنوان فعالیتی است که در سطح شرکت رخ می­دهد و طی آن، شرکت میزان مشارکت خود را در بازارهای خارجی افزایش می­دهد. این فعالیت­ ها معمولاً تحت تأثیر پدیده­ هایی نظیر افزایش پتانسیل بازار، سهولت دسترسی به بازارهای جهانی، شدت رقابت و کوتاه شدن بازه‌های زمانی بین­ المللی شدن بازارها قرار می­گیرد که همه آن‌ها با جهانی‌شدن در ارتباط هستند.

 

حال که تفاوت بین­المللی شدن و جهانی‌شدن را درک نمودیم، به توصیف کارآفرینی بین­المللی خواهیم پرداخت تا بتوانیم چشم‌انداز این مفهوم را در فراسوی مرزهای ملی درک نماییم.

کارآفرینی بین­المللی فرآیندی است که در آن کارآفرین فراتر از مرزهای ملی به فعالیت­های تجاری مبادرت می­نماید. کارآفرینی بین­المللی می­تواند صادرات، تولید تحت لیسانس، فرانشیز، ایجاد دفاتر فروش در کشور دیگر را شامل شود و حتی به‌سادگی یک تبلیغات برنامه‌ریزی‌شده، در یک مجله بین­المللی که در بازارهای خارجی چاپ و توزیع می­شود، بروز کند. کارآفرینی بین­المللی شامل فعالیت­هایی است که الزاماً به‌منظور ارضاء نیازها و خواسته­های مشتریان هدف صورت می­گیرد و اغلب در بیش از یک کشور انجام می­شود. وقتی کارآفرین در بیش از یک کشور مدل کسب­و­کار خود را به اجرا می­گذارد، کارآفرینی بین­المللی روی داده است.

کارآفرینی بین­المللی به‌عنوان پدیده­ای نوظهور معرفی شده است که این عرصه شامل مقایسه رفتارها و همچنین فرهنگ کارآفرینانه بین چند کشور و رفتار کارآفرینانه‌ای که در آن‌سوی مرزهای ملی گسترده شده است، تعریف می­کنند. برخی محققان، کارآفرینی بین­المللی را فارغ و به دور از اندازه شرکت­ها و رفتارهای آن‌ها مورد بررسی قرار داده­اند و بیان می­کنند کارآفرینی بین­المللی، فرآیند خلاقانه کشف و بهره­برداری از فرصت­های خارج از بازارهای داخلی و در جست­و­جوی مزیت رقابتی می­باشد که فرآیند جسورانه ایجاد ارزش مدیریتی، است که افراد به‌واسطه آن رفتارهای نوآورانه، بیش فعالانه توام با ریسک­پذیری حساب‌شده را، در پیش می­گیرند تا با موفقیت فرصت­­های کسب‌وکار خارجی که از ناکارآمدی در بازار چندملیتی ناشی شده است را با هدف دستیابی به پاداش­های مالی و غیرمالی پیگیری کنند.

 

مطالعات کارآفرینی بین­المللی محل تلاقی دو نظریه تجارت بین­الملل و کارآفرینی است که کاربردهای مهم و متعددی در مدیریت بین­الملل و مدیریت راهبردی دارد. نظریه کارآفرینی بین­الملل جزء آخرین یافته­های مربوط به نظریه کسب‌وکارهای بین­المللی محسوب می­شوند. براساس نظریه کارآفرینی بین­المللی، مبنای ورود به بازارهای خارجی، رفتار کارآفرینانه افراد و بنگاه­ها می­باشد. نظریه کارآفرینی بین­المللی حد وسطی در پیوستار تشکیل‌شده از دو رویکرد بین­المللی شدن تدریجی و بین­المللی شدن با استفاده از شبکه­ها است؛ یعنی در میانه طیفی است که یک‌طرف آن نظریه بین­المللی شدن تدریجی است که بر شرکت­های بزرگ چندملیتی و توسعه تدریجی بازارهای بین­المللی متمرکز شده و طرف دیگر آن نظریه شبکه است که بر شرکت­های بین­المللی شونده سریع، اما وابسته و کوچک متمرکز شده است.

درطی بین­المللی شدن کارآفرینان دو مسیر وجود دارد: 1- استفاده از شبکه­های رسمی 2- بدون استفاده از شبکه­های رسمی

فعالیت­های کارآفرینانه بین­المللی شرکت­های کوچک فارغ از اینکه خاستگاه آن کجاست، با بین­المللی شدن کارآفرینانه شرکت­های بزرگ متفاوت است. کارآفرینان بین­المللی نوظهور امروزی، بیشتر به نوآوری گرایش داشته و در جست­و­جوی فرصت بوده و مشارکت آن­ها در فعالیت­های بین­المللی تا حد زیادی تحت تأثیر مالک/ مؤسس آن­ها است. کارآفرینی بین­المللی مجموعه فعالیت­های به هم پیوسته­ای است که در آن‌سوی مرزهای ملی رخ می­دهد. تفاوت اصلی بین کارآفرینی بین­المللی و سایر نظریه­های کسب­و­کارهای بین­المللی در این است که کارآفرینی بین­المللی چشم‌اندازهای متعددی، مانند افراد مشارکت‌کننده، نوع کسب­و­کارهای و حتی فعالیت­ دولت­ها را مورد بررسی قرار می­دهد. کسب­و­کارهای بین­المللی، فرآیند بهره‌برداری از ناکارآمدی­های بازار، از طریق تخصصی کردن، دفاع راهبردی از موقعیت بنگاه و شبکه­سازی تدریجی و فعالیت­های کارآفرینانه­ای هستند که به موفقیت کشورها یا کسب­و­کارها در تجارت بین­الملل و انتقال تجارب پیشین و منابع به‌منظور بیشینه کردن مزیت نسبی منجر می­گردد. ماهیت این طرز تفکر در یک عبارت «کارآفرینی بین­الملل» است.

کارآفرینی بین­ المللی در بازارهای نوظهور

یکی از مهم­ترین تصمیمات در کارآفرینی بین­المللی انتخاب استراتژی ورود به بازارهای نوظهور بین­المللی است. بازارهای نوظهور بین­المللی کشورهایی با رشد سریع هستند که آزادسازی اقتصادی را به‌عنوان موتور اصلی رشد و توسعه خود بکار گرفته­اند. بازارهای نوظهور ازنظر هاسکیسون و همکارانش به دو گروه کشورهای درحال‌توسعه آسیا، آمریکا لاتین، آفریقا، اقتصادهای خاورمیانه و کشورها یا اقتصادهای در حال گذار اتحاد جماهیر شوروی سابق و چین تقسیم می­کنند.

هرچند ممکن است که بازارهای نوظهور تفاوت­های فاحشی با یکدیگر داشته باشند، اما برخی خصیصه­های مشترک در میان آن‌ها وجود دارد که امکان تمایز آن‌ها از سایر بازارها را فراهم می­کند. یکی از ویژگی­های منحصربه‌فرد بازارهای مذکور، تغییرات مستمر در محیط­های اقتصادی و سیاسی آن‌ها است، به‌گونه‌ای که تغییرات صورت گرفته در آن‌ها، بازارهای آتی بی‌شماری را ایجاد نموده و جذابیت آن‌ها را برای سرمایه­گذاران خارجی افزایش داده است. به‌عبارت‌دیگر بازارهای نوظهور با اتکا به فرآیندهای آزادسازی و خصوصی­سازی بازار، در حال جابجایی به‌سوی اقتصاد بازارگرا هستند. جمعیت نسبتاً تحصیل‌کرده و بامهارت بازارهای مذکور، امکان تولید با ارزش‌افزوده بالا، ولی ارزان را برای شرکت­ها ازجمله شرکت­های خارجی فراهم نموده است. از عوامل تعیین‌کننده ریسک­ها و چالش­های حضور در این بازارها، حمایت­های ناکارآمد از حقوق مالکیت معنوی، عدم ثبات اقتصادی، بروکراسی، وجود لابی­های قدرت، عدم شفافیت و دشواری دسترسی به شرکای قابل‌اطمینان و شایسته می‌باشد. بازارهای نوظهور بین­المللی را می­توان به‌عنوان بازارهایی جذاب و بستری مناسب برای پیشبرد فعالیت­های کارآفرینانه بنگاه­ها در عرصه بین­ المللی در نظر گرفت، به‌گونه‌ای که شرکت­های خارجی با بهره­برداری از فرصت­های موجود در آن، می­توانند به توسعه فعالیت­های بین­المللی خود بپردازند. با توجه به شرایط ویژه بازارهای مذکور و بهره­برداری از فرصت­های کارآفرینانه آن‌ها و انتخاب روش ورود به بازارهای خارجی به دلیل نقش تعیین‌کننده آن در انتخاب راهبردهای بازاریابی، عملیات تولید، نحوه رویارویی بنگاه­ها با چالش­های ورود به بازار جدید و توسعه مهارت­های جدید از اهمیت ویژه­ای برای کارآفرینان بین­المللی برخوردار است. یکی از مهم­ترین تصمیمات راهبردی که بنگاه­ها در فرآیند بین­المللی شدن و توسعه فعالیت­های خود در سطح بین­المللی با آن مواجه هستند، انتخاب سبک ورود به بازار است. روش ورود به بازار، تصمیمات ساختاریافته‌ای است که به شرکت اجازه می­دهد تا راهبردهای بازاریابی محصول خود را صرفاً با استفاده از فعالیت­های بازاریابی (از طریق صادرات) یا تولید و بازاریابی با اتکا به خود و یا با همکاری با سایرین (روش­های قراردادی، سرمایه­گذاری مشترک، مالکیت کامل فعالیت­های خارجی) در کشورهای مقصد پیش بَرَد. استراتژی ورود به بازار می­تواند به‌صورت سازمان‌دهی اقداماتی که انتقال محصولات، خدمات، تکنولوژی، مهارت­های انسانی، مدیریتی یا سایر منابع شرکت به کشور­های خارجی را ممکن می­سازد، تعریف شود.

درنهایت باید گفت روش­های ورود به بازار تضمین‌شده‌ای برای بازارهای نوظهور بین­المللی وجود ندارد که دلیل آن این است که بازارها شرایط منحصربه‌فردی را تجربه می­کنند که دانش چندانی در خصوص آن وجود ندارد. برای یک کارآفرین بین­المللی صرف توجه به میزان تقاضا و جذابیت بازار اهمیت ندارد، بلکه عوامل کلان شامل سیاست­های دولتی، شرایط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. همچنین نوع نیازهای بازار مذکور نیز متفاوت است که می­تواند راهبردهای متفاوتی را ایجاد نماید. برای مثال نیازهای بازار چین به‌عنوان کشوری که مصرف عمده کالاهای واسطه­ و نیز افزایش رفاه اجتماعی و درنتیجه با انفجار تقاضا در کالاهای مصرفی مواجه است با شرایط بازاری مانند عراق که عمده نیازهای آن توسعه تأمین کالاهای سرمایه­ای موردنیاز برای توسعه زیرساخت­ها و نیز کالاهای مصرفی اساسی است، متفاوت است.

علی‌رغم اینکه بازارهای مذکور فرصت­های کارآفرینانه بی‌شماری را برای فروش محصولات و ارائه خدمات انواع بنگاه­های داخلی و خارجی فراهم نموده­اند، کارآفرینان بین­المللی بدون توجه به عوامل تعیین‌کننده در انتخاب روش ورود به بازارهای نوظهور نمی­توانند به‌سادگی و با مفروضات از پیش تعیین‌شده به این بازارها وارد شوند.

برگرفته از کتاب کارآفرینی بین المللی ، نوشته دکتر مهران رضوانی، سید مهدی موسوی نژا

 

عکس شماره

 

نویسنده : علیرضا سرحدی / پژوهشگر حوزه مدیریت کسب و کار