نوشته‌ها

طرحی برای رتبه‌بندی کسب‌وکارهای الکترونیکی در کشور

طرحی برای رتبه‌بندی کسب‌وکارهای الکترونیکی در کشور

مدیر اجرایی نماد الکترونیکی (ای‌نماد) مرکز توسعه تجارت الکترونیکی از اجرای طرح رتبه‌بندی کسب‌وکارهای الکترونیکی خبر داد. فردوس حاتمی گفت: مرکزتوسعه تجارت الکترونیکی در راستای انجام ماموریت‌‌های خود در حوزه ساماندهی و رتبه‌بندی کسب و کارهای الکترونیکی با هدف فرهنگ‌سازی و کمک به ارتقای کیفیت فضای تجارت الکترونیکی کشور و حمایت از حقوق فعالان این حوزه به‌ویژه مصرف‌‌کنندگان و خریداران، اقدام به رتبه‌بندی این کسب‌وکارها کرده است.

به گفته وی، رتبه‌بندی کسب‌وکارها در فاز اول بر اساس شاخص‌های سوابق عملکرد و توانایی مالی انجام شده است و صاحبان کسب‌وکارها از امتیازات کسب شده خود آگاه هستند.

حاتمی افزود: همچنین در حال‌حاضر پروفایل نماد اعتماد الکترونیکی به‌روز‌رسانی شده و این امتیازات به زودی برای اطلاع مصرف‌کننده از طریق این پروفایل منتشر خواهد شد. وی درباره رتبه‌بندی کسب‌وکارهای الکترونیکی افزود:

چگونگی پاسخگویی به شکایات از اهمیت زیادی برخوردار است، این اطلاعات به خریدار این امکان را می‌دهد تا از میزان مسوولیت‌پذیری صاحب امتیاز کسب‌وکار در پاسخگویی به شکایات آگاه شوند. مدیر اجرایی نمادالکترونیکی (ای‌نماد) مرکز توسعه تجارت الکترونیکی گفت: تعداد شکایات به‌تنهایی در امتیاز رتبه‌بندی تاثیر ندارد، بلکه شیوه پاسخگویی به شکایات تعیین‌کننده امتیاز است.

 

مدیریت کسب و کار و شرکت های دانش بنیان
حاتمی در ادامه توضیح داد: در صورتی که صاحب امتیاز کسب‌وکار نسبت به شکایت‌هایی که از سوی خریداران مطرح می‌شود پاسخگو نباشند یا در پاسخگویی تاخیر داشته باشند، امتیاز منفی برای آنها محسوب می‌شود و امتیازات دریافتی از طریق پروفایل به اطلاع خریداران و مصرف‌کنندگان خواهد رسید.

وی در ادامه گفت: یکی دیگر از برنامه‌هایی که در دستور کار مرکز توسعه تجارت الکترونیکی برای بهبود و ساماندهی کسب و کارهای الکترونیکی قرار دارد، طرح سند باکس است. مدیر اجرایی نماد الکترونیکی (ای نماد) مرکز توسعه تجارت الکترونیکی افزود:

بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا، پیش از ورود به مرحله رشد در چرخه حیات خود از بین می‌روند و این کسب‌وکارها می‌توانند با شرایط ساده‌تر نماد اعتماد الکترونیکی خود را دریافت کنند. حاتمی افزود:

بررسی علل تمایل تبدیل دانشگاه‌ها به دانشگاه کارآفرین

این طرح به مراجعه‌کننده این امکان را می‌دهد تا به‌طور آزمایشی و با محدودیت تراکنش کسب و کار خود را شروع کنند.

 

برگرفته از سایت مدیراینفو

بازدید «ظریف» از کارخانه نوآوری آزادی

بازدید «ظریف» از کارخانه نوآوری آزادی

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه با حضور در کارخانه نوآوری آزادی، شعبه دوم پارک علم و فناوری از شرکت‌های دانش‌بنیان مستقر در این مجموعه بازدید کرد.
وی همچنین با حضور در میان نخبگان جوانی که در حوزه فناوری‌های نوین کار می‌کنند با ظرفیت‌های این حوزه آشنا شد و از نزدیک در جریان مشکلات آنان قرار گرفت. در این میان برخی از شرکت‌های استارت‌آپی از وجود موانع در بحث حضور در بازار جهانی، ثبت برند و انتقال پول به وزیر امورخارجه توضیحاتی ارائه کردند.
ظریف همچنین به مناسبت روز ملی صادرات متنی را به یادگار نوشت و تاکید کرد: وزارت امور خارجه برای تسهیل حضور هیئت‌های خارجی در شرکت‌های دانش‌بنیان و همچنین حضور سفرای ایران برای آشنایی با توانمندی‌های این شرکت‌ها، تمهیداتی را فراهم می‌کند.

من کارمندی بودم که کارآفرین شدم، اما نه به آسانی!

من کارمندی بودم که کارآفرین شدم، اما نه به آسانی!

این داستانی واقعی است از یک کارآفرین جوان راجع به نحوه‌ی ترک کردن شغلِ شرکتی و ایستادن روی پاهای خودش. این مقاله‌ی دلنشین را بخوانید تا از مشکلات کارآفرین شدن بیشتر سر در بیاورید.

بالاخره پیامکش رسید:

«فردا صبح ساعت ۵، پرواز شماره‌ی AZ610 از رم به نیویورک.»

پیامکی که هر یکشنبه عصر روی گوشی بلک‌بری من ظاهر می‌شد و مقصد هفته‌ی بعد من را مشخص می‌کرد.

من برای یکی از سه شرکت برتر جهان در زمینه‌ی خدمات مشاوره‌ای کار می‌کردم. کل زندگی‌ام در یک چمدان جا می‌شد: زندگی یک مشاور که خالی از هر چیز و هر کس بود، به جز صفحات برنامه‌ی اکسل. این مدل زندگی بیزنسیِ پر زرق و برق، به ما یاد داده بود مثل غلام حلقه به گوشش باشیم. مایی که دلمان خوش بود از برترین مدارس بیزنس دنیا، مدرک گرفته‌ایم.

بعد از چند ساعت خواب، راننده‌ی خصوصی شرکت، من را به فرودگاه فیومیچینیوی شهر رم رساند تا سوار بر پرواز بیزنس کلاس خود شده و رهسپار نیویورک شوم. به محض رسیدن وارد هتل تجملی ۵ ستاره‌ای شدم که برایم رزرو کرده بودند و از آنجا هم یک‌ضرب عازم دفتر مشتری‌مان شدم.

حقوقم چند تا صفر داشت؟ خیلی زیاد. اصلا شرکت ما این را مایه‌ی فخر و مباهات خود می‌دانست که بالاترین حقوق‌ها را به کارمندانش می‌دهد.

 

امروز

خب دیگر، فیلم هندی تمام شد: الان بیشتر از دو سال آزگار است که از آن روزها می‌گذرد. اکنون که در حال نوشتن این مطلب هستم در یک تفرجگاه بسیار زیبا در پوکت در کشور تایلند نشسته‌ام و از نوشیدن موهیتو لذت می‌برم.

صبر کنید… یک وقت فکر نکنید دارم رؤیا در پاچه‌تان می‌کنم. اشتباه نکنید! هنوز هم از راه استارتاپ میلیاردر نشده‌ام.

با این حال، بیزنس مستقل من به آن حد از کسب درآمدِ دائمی رسیده است که حالا می‌توانم با خیال راحت دور دنیا را بگردم و از هر جایی که اینترنت WiFi داشت کارم را انجام بدهم.

اما اگر زمان به عقب برگردد و من بخواهم از نو، پا در این مسیر صعب‌العبور بگذارم، ۵ سؤال است که حتما از خودم خواهم پرسید. ۵ سؤالی که به نظرم، هر کسی که قصد دارد کارآفرین شود، قبل از انجام دادن هر کار دیگری، باید آنها را از خود بپرسد:

۱. آیا برای فشار اجتماعی آماده‌ای؟

فشار اجتماعی

 

اگر دوستان و خانواده‌ای دارید که چیزی از کارآفرینی نمی‌دانند، نخواهند توانست دقیقا سر در بیاروند که حضرتعالی به دنبال چه چیزی هستید و در این شرایط است که فشار اجتماعی سنگین‌‌تری بر شما وارد می‌شود.

من به حرف مردم خیلی اهمیت می‌دادم تا جایی که زندگی زهرمارم شده بود. دائم به خودم سخت می‌گرفتم و خودم را با کارِ بیشتر تنبیه می‌کردم تا بتوانم با نهایت سرعت، موفقیتم را به بقیه اعلام کنم. آنقدر خودم را خسته کردم تا زمانی که فهمیدم هیچکس واقعا شش‌دانگ حواسش به من نیست، پس من چرا خودم را بُکشم؟

آدم‌ها به شما همانقدر توجه می‌کنند که به یک استتوس فیسبوک توجه می‌کنند: یعنی کسری از ثانیه. در این دنیای شیر تو شیر و پر سر و صدا، کسی وقت اضافی ندارد تا به کار و بار بقیه فکر بکند.

کارآفرینی شغل نیست؛ کارآفرینی هنر است

اگر دغدغه‌تان این است که بقیه چه فکری راجع بهتان می‌کنند، دارید گِل لگد می‌کنید… که چه شود؟ به بقیه ثابت کنید که آدم موفقی هستید؟ به جای این کار روی استارتاپتان تمرکز کنید. بروید دنبال زندگی‌تان، من که زیادی لفتش دادم.

۲. آیا مجردی؟ اگر نیستی آیا شریک زندگی‌ات آدمی هست که حسابی به پایت بایستد؟

حمایت شریک زندگی

هر چه بیشتر از عمرمان می‌گذرد، بیشتر تمایل پیدا می‌کنیم مسائل خودمان را با شریک زندگی‌مان (و نه با دوستان و اعضای خانواده) مطرح کنیم. من آدم خر‌شانسی هستم که دختر فوق‌العاده‌ای را در کنار خود دارم، اما شاهد بودم که خیلی از رفقای کارآفرینم مجبور شدند در طی مسیر، رابطه‌هایشان را قطع کنند.

نوآور ترین دانشگاه های جهان – دانشگاه استنفورد

مستقل شدن در کسب‌وکار، به خودی خود دشوار است – خیلی دشوارتر از آن چیزی که من تصورش را می‌کردم. مغزتان دائم پر است از میلیون‌ها موضوعی که هیچ کسی به جز شریک زندگی‌تان از داخلش خبر ندارد.

اگر مجرد نیستید، مطمئن شوید که شریک‌ زندگی‌‌تان درک می‌کند که بعضی وقت‌ها ذهن آدم حتی کِشِش یک بوس کوچولو را هم ندارد. بگذارید ادامه‌ی این بحث همینجا در لفافه باقی بماند!

‌برنامه «دارا الگوریتم» برای تاسیس صندوق جسورانه

‌برنامه «دارا الگوریتم» برای تاسیس صندوق جسورانه

 

 

آرش آقاقلی‌زاده با اشاره به اینکه شرکت سبدگردان الگوریتم در حال‌حاضر دو صندوق شامل صندوق سرمایه‌گذاری مشترک خوارزمی و صندوق سرمایه‌گذاری اختصاصی بازارگردانی توسعه‌سینا را دارد، افزود: برنامه راه‌اندازی صندوق‌های طلا و جسورانه را نیز در دستور کار داریم. وی درخصوص عرضه صندوق با درآمد ثابت «داراالگوریتم» اظهار کرد: این صندوق با هدف کم‌کردن نوسانات و ایجاد درآمد ثابت (Fix Income) برای سرمایه‌گذارانی که اغلب در بانک‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند ایجاد شده و جامعه هدف آن مشتریان کم‌ریسک است. آقاقلی‌زاده با اعلام این مطلب که دارایی تحت مدیریت ‌سبدگردان «داراالگوریتم» از آغاز فعالیت تاکنون به ۱۷۴ میلیارد تومان رسیده است، گفت: ما از زیرمجموعه‌های شرکت سرمایه‌گذاری خوارزمی هستیم و کارگزاری آینده‌نگر ‌خوارزمی را نیز در کنار خود داریم.‌
وی با اشاره به اینکه شرکت الگوریتم در حال‌حاضر بزرگ‌ترین شرکت سبدگردان ایران است، افزود: خدمات اصلی ما در حوزه تاسیس و مدیریت صندوق‌های سرمایه‌گذاری است. در عین حال مشاوره سرمایه‌گذاری، تامین مالی و سایر فعالیت‌های مالی از دیگر اقداماتی است که عملیاتی خواهد شد. وی با اشاره به پذیره‌نویسی واحدهای سرمایه‌گذاری صندوق سرمایه‌گذاری داراالگوریتم اظهار کرد: هدف اصلی ما در ‌صندوق‌های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت این خواهد بود که به‌جای افزایش سوددهی، نوسان صندوق را کاهش داده و به مشتریان ‌خود کمک کنیم تا درآمد ثابت و قابل‌پیش‌بینی برای خود ایجاد کنند.‌ مدیرعامل سبدگردان الگوریتم تصریح کرد: با توجه به تمرکز دولت طی سال‌های گذشته بر اوراق با درآمد ثابت و توجه به این موضوع که بازار همواره با نوسان روبه‌رو است، این صندوق می‌تواند با توجه به ریسک پایین و بازدهی مناسب جذابیت‌های خاص خود را داشته باشد. در ادامه این نشست رئیس اداره نهادهای نوین مالی فرابورس عنوان کرد: داراالگوریتم، پانزدهمین صندوق سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در فرابورس است و ‌ارزش خالص دارایی این صندوق‌ها در فرابورس به بیش از ۲ هزار میلیارد تومان رسید.‌
حسین نظام‌دوست خاطرنشان کرد: تا پایان ۳ ماه ابتدای سال‌جاری، تعداد کل سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در این صندوق به بیش از ۱۰ هزار سرمایه‌گذار رسیده است. در حال‌حاضر سرمایه صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه که در فرابورس مجوز فعالیت دارند، بالغ‌بر ۱۵۵ میلیارد تومان است. وی افزود: پیش‌تر دو صندوق زمین و ساختمان نسیم و «ثغرب» داشتیم که توانستند پروژه‌های خود را پیش‌فروش کنند. در حوزه صندوق‌های جسورانه نیز ۶۰۰ تا ۶۵۰ میلیارد تومان دارایی صندوق‌هایی است که یا مجوز اخذ کردند یا در حال طی اخذ مجوز موافقت اصولی هستند. نظام‌دوست ادامه داد: در حوزه مقررات، دستورالعمل جامعی در حال طرح‌ریزی و نهایی شدن است تا به‌زودی شاهد تجمیع مقررات صندوق‌ها از لحاظ دستور‌العمل و یکپارچه‌سازی قوانین و مقررات صندوق‌ها باشیم.

وجود اكوسيستم كارآفريني، شرط لازم برای پویایی اقتصاد

وجود اكوسيستم كارآفريني، شرط لازم برای پویایی اقتصاد

 

ازآنجاکه در تعاريف اولیه کارآفرينی به نقش فرد تأکید شده و کارآفرينی نوعی نگرش و رفتار فردی ديده می‌شد، تلاش‌های اولیه دولت‌ها برای توسعه کارآفرينی نیز محدود به سیاست‌های سطح فردی بود. فرض بر آن بود که با آموزش افراد و فرهنگ‌سازی و ايجاد وجهه مناسب برای کارآفرينان در جامعه، کارآفرينی به‌صورت کمّی و کیفی توسعه خواهد يافت . لیکن تجربه نشان داد که وجود روحیه و انگیزه

کارآفرينی در افراد کافی نیست بلکه بروز کارآفرينی نیازمند محیطی مساعد است. ازآنجاکه کارآفرينی به‌شدت وابسته به زمینه‌ای است که کارآفرين در آن فعالیت می‌کند )شامل اجتماع، محیط نهادی و محیط فیزيکی(، استفاده از اصطلاح اکوسیستم کارآفرينی در ادبیات سیاست‌گذاری کارآفرينی گسترش يافت. در حال حاضر، پژوهشگران حوزه سیاست‌گذاری کارآفرينی به اين اجماع رسیده‌اند که کشورها نیازمند تعداد زياد کارآفرين )به معنای کسب‌وکار جديد يا خوداشتغالی( نیستند بلکه نیازمند اکوسیستم کارآفرينی خوب و کیفی هستند تا به رشد و توسعه اقتصادی دست يابند. کارآفرينی پدیده‌ای فرا بخشی و چندوجهی است به‌نحوی‌که از یک‌سو متأثر از همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است و از سوی ديگر بر اين ابعاد تأثیرگذار است. ازاین‌رو توسعه کارآفرينی درگرو توجه به موضوعات مختلف از زوايا و جنبه‌های متعددی می‌باشد که ضرورت به‌کارگیری رهیافت اکوسیستم را روشن می‌کند. در مفهوم اکوسیستم کارآفرينی به‌عنوان روشی جديد برای تفکر و اقدام، جهت طراحی سیاست‌های کارآفرينی در سال‌های اخیر به کار گرفته‌شده است. اکوسیستم کارآفرينی به افراد، سازمان‌ها و نهادهايی اشاره دارد که محرك يا مانع تصمیم فرد برای کارآفرين شدن بوده و يا بر احتمال موفقیت او در صورت راه‌اندازی کسب‌وکار کارآفرينانه مؤثرند.  OECD  اکوسیستم را شامل چارچوب‌های تنظیمی، شرايط بازار، دسترسی به منابع مالی، تحقیق و توسعه و فن‌آوری، فرهنگ و قابلیت‌های کارآفرينانه معرفی کرده است. اکوسیستم‌ها، محیطی را ايجاد می‌کنند که لازم است عناصر آن هم‌نوا با يکديگر برای شکوفايی بنگاه‌های نوآور و پر رشد به نظم درآيند. اين بنگاه‌ها نیازمند کارکنان ماهر هستند، لازم است تا دسترسی به فن‌آوری داشته باشند، زيرساختی با کارکرد مطلوب لازم دارند، مشاوره تخصصی و پشتیبانی می‌خواهند، بايد به منابع مالی دسترسی داشته باشند، محلی برای کسب‌وکار لازم دارند، و نیازمند يك چارچوب قانونی هستند که از آن‌ها حمايت کند. در اکوسیستم کارآفرينی وجود ذينفعان و همکاری متقابل آن‌ها با يکديگر سبب ايجاد شرايط مناسب برای فعالیت‌های کارآفرينانه و توسعه کسب‌وکارهای جديد می‌شود. منظور از ذينفع هر نهادی است که به‌طور بالفعل يا بالقوه حامی و مشوق کارآفرينی است. ارگان‌های دولتی، دانشگاه‌ها، انجمن‌های کسب‌وکار، تشکل‌های بخش خصوصی، سرمایه‌گذاران، بانک‌ها، کارآفرينان، مراکز رشد، مراکز شتاب‌دهنده، رهبران اجتماعی، مراکز تحقیقاتی، نمايندگان نیروی کار، وکلا و غیره از ذينفعان اکوسیستم کارآفرينانه هستند. کارآفرين نیز هرچند حاصل اکوسیستم کارآفرينانه است اما خود نیز نقش فعال در ايجاد اکوسیستم و سلامت آن بازی می‌کند. تعامل و همکاری متقابل بین ذينفعان مختلف نیازمند تبادل رسمی و غیررسمی اطلاعات جهت هماهنگی میان فعالیت‌های آنان است. بررسی‌ها نشان می‌دهند که نحوه‌ی ترکیب اين عوامل که باگذشت زمان تکامل می‌یابند وابسته به شرايط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و جغرافیايی است. بديهی است که اکوسیستم‌های کارآفرينی يکتا و منحصربه‌فرد هستند زيرا نتیجه و برآيند تعاملات متقابل و پیچیده‌ی صدها عامل هستند که ريشه در نهادهايی شکل‌گرفته در طول تاریخ‌دارند؛ نهادهايی که برای کشورهای مختلف، در کنار مزیت‌های رقابتی منحصربه‌فرد، مجموعه‌ای خاص از چالش‌ها به وجود می‌آورند که بايد بر آن‌ها غلبه کرد. به همین سبب است که در اين رويکرد، استفاده‌ی کورکورانه از الگوی توسعه‌ی کارآفرینانه‌ی يك کشور و اعمال آن برای کشور ديگر ناکاراست. ازآنجاکه تنها در اثر وجود ویژگی‌هایی همچون همگنی، تعادل و هم‌افزایی است که اکوسیستم توان پرورش کارآفرينان موفق را خواهد داشت، لازمه تشخیص و طراحی سیاست‌های مناسب برای توسعه کارآفرينی توجه به کلیه عناصر )کاستی‌ها يا نقاط قوت( اکوسیستم و شیوه تعاملات آن‌ها است. در چنین نگاهی ضعف در يك زيرسیستم يا نهاد می‌تواند بر عملکرد کلی اکوسیستم تأثیر داشته و علیرغم وجود نقاط قوت، همانند يك گلوگاه عمل نمايد.

با توجه به‌مرور ادبیات و پیشینه آکادمیک و عملیاتی این حوزه :

آموزش‌وپرورش، مکانیسم پشتیبانی، بودجه و امور مالی، سرمایه‌های انسانی، زیرساخت و چارچوب قانونی، فرهنگ حاکم و نهایتاً وضعیت بازار، المان‌های حیاتی و تأثیرگذار در موفقیت و ثبات یک اکوسیستم کارآفرینی بشمار می‌روند که وجود یا عدم وجود این اجزا در توانایی یک شرکت جهت حفظ و توسعه جایگاه رقابتی، بسیار قابل‌توجه و تعیین‌کننده هستند.

دکتر عرفان حاجی آخوندی مدرس دانشگاه

 

شرایط راه‌اندازی استارت‌آپ در بستر دانشگاه

شرایط راه‌اندازی استارت‌آپ در بستر دانشگاه

 

دانشگاه‌ها با توجه به منابع طبیعی و ارتباطات وسیعی که دارند باید بستر موفقیت استارت‌آپ‌ها را فراهم نمایند. نیروهای اساسی که امکان رسیدن به موفقیت استارت‌آپ‌ها را فراهم می‌کنند انگیزه و آزادی عمل، همکاری‌ها و اکوسیستم و اثرات شبکه‌‌سازی است. اگر این سه نیرو وجود داشته باشند ایده­آل‌ترین شرایط برای راه‌اندازی یک استارت‌آپ وجود خواهد داشت. در این محیط ایده­آل تنها چیزی که یک دانشجو و پژوهشگر بدان نیاز دارد، نگرش کاربردی نسبت به کارآفرینی است.

تیمی را فرض کنید که یک ایده در خصوص توسعه محصول تجاری بالقوه‌ای را ارائه می‌دهد. در ابتدا به آزمایش فرضیه‌های خود می‌پردازند. شروع استارت­آ­پ بدون این آزمایش‌ها پرواز با چشم‌بسته است. کارآفرینان باید بدانند که آیا تقاضایی برای محصول مورد انتظار در بازار وجود دارد یا خیر. اگر تعداد کافی از افراد آماده پرداخت پول برای این محصول باشند و تمایل قلبی برای این کار وجود داشته باشد پس یک تجارت وجود خواهد داشت. در همین حین بنیان‌گذاران استارت‌آپ باید به توسعه شبکه‌های ارتباطی خود بپردازند. زمانی که یک محصول آماده ورود به بازار می‌شود، ذینفعان حاضر در اکوسیستم‌های دانشگاهی ارتباطات گسترده‌تری را با آنا‌ن ایجاد می‌نمایند. استارت‌آپ‌ها اصولاً یک پژوهش دانشگاهی را تبدیل به یک محصول مفید می‌نمایند که زندگی افراد را بهبود می­بخشد.

دانشگاه‌ها و کارآفرینان باید تلاش خود را در جهت ایجاد چنین محیط ایده آلی بکار بندند. زمانی که دانشگاه‌ها اکوسیستم‌های قدرتمندی را ایجاد نمایند بستر ایده­آل موفقیت استارت‌آپ‌ها شکل می‌پذیرد. فرآیند ایده­آل راه‌اندازی یک استارت‌آپ در شکل زیر نشان داده می‌شود. متأسفانه واقعیت موجود در دانشگاه‌ها برای استارت‌آپ‌ها از یک حالت ایده­آل فاصله دارد. موانع متعددی مانع پیشرفت استارت‌آپ‌ها از یک مرحله‌، به‌ مرحله دیگر می‌شوند که کارآفرینان نمی‌توانند یکی از این مراحل را در توالی مربوط به عرضه محصول در بازار حذف کنند، چراکه همه این مراحل برای ساختن یک‌پایه و اساس یکپارچه برای استارت‌آپ ضروری است. برخی از این موانع خارجی هستند که در دانشگاه‌هایی وجود دارند که آماده ارائه خدمات موردنیاز به استارت‌آپ‌ها نیستند. برخی موانع داخلی هستند، مانند اینکه دانشجو یا پژوهشگر از چگونگی پیشرفت خود از سطحی به سطحی دیگر آگاهی ندارند.

 

 

 

دانشگاه‌ها باید اکوسیستم‌های قدرتمند خود را توسعه دهند و کارآفرینان نیز باید رسیدگی به امور را خود به دست بگیرند و با طرح استراتژی‌های کاربردی موانع موجود در فرایند یک استارت‌آپ را از میان بردارند. برنامه‌ریزی برای ایجاد یک اکوسیستم قدرتمند با تعاملات گسترده برای ایجاد بستر ایده­آل استارت‌آپ در دانشگاه‌ها بسیار حائز اهمیت است.

 

علیرضا سرحدی پژوهشگر حوزه مدیریت

 

نمونه‌ای از اکوسیستم کارآفرینی ؛ آشنایی با شرکت گوگل

نمونه‌ای از اکوسیستم کارآفرینی؛ آشنایی با شرکت گوگل

یکی از خیابان‌های پردیس گوگل را مدتی بر روی رفت‌وآمد ماشین‌ها بسته بودند چون روی چنار‌های این خیابان تعدادی لک‌لک لانه داشتند و جوجه‌هایشان تازه سر از تخم درآورده بودند. برای حفاظت از جوجه لک‌لک‌ها تا جان بگیرند خیابان بسته‌شده بود! زندگی در سراسر این مجموعه در جریان است.

گوگل شرکت متفاوتی است نه‌تنها به‌عنوان یک شرکت دانش‌بنیان و پیشتاز در عصر اینترنت و نه‌تنها به‌عنوان شرکتی که مسیر کارآفرینی را از ایده پردازی تا راه‌اندازی شرکت نوپا و بالاخره تبدیل‌شدن به یک موجودیت متفاوت در فضای کار و نیز توسعه فرهنگ نوآوری با موفقیت پیموده است، بلکه این شرکت خالق تکنولوژی بوده است. فرهنگ این شرکت بسیار متمایز است. فرهنگی که از اقتصاد نوآوری ناشی شده است، فرهنگی که به محیط کاری، رضایت و هم‌بستگی کارکنان، و رضایت مشتریان به‌عنوان اولویت‌های شرکت اهمیت می‌دهد.

 

برای درة سیلیکون نیز اهمیت گوگل بیش از آن‌که به خاطر وجود سازمان مرکزی‌اش در مانتن ویو یعنی در قلب درة سیلیکون با بیش از 30000 مهندس و دانشمند باشد در این نکته نهفته است که گوگل در درة سیلیکون شکل گرفت و شروع به فعالیت کرد و رشد کرد و به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌ها در دنیا تبدیل‌شده است.

شرکتی که عمدتاً بر اساس ایده‌های دانش‌بنیان و نرم‌افزاری و مبتنی بر نوآوری شکل‌گرفته و رشد کرده است. کارکنان و مهندسان و دانشمندانی که در گوگل کار می‌کنند 20 % از زمان کار موظفشان در شرکت را می‌توانند به پژوهش و توسعه در هر زمینه‌ای که علاقه دارند بپردازند و این امر یکی از مهم‌ترین اجزای فرهنگ‌سازمانی گوگل است، هرچند نوآوریِ کارآمد که به توسعه محصول منجر شود موجب ارتقای شغلی و احیاناً پاداش‌هایی برای کارکنان می‌شود ولی موضوع مهم دیگر، فرهنگی است که در گوگل حاکم شده است که همه تلاش‌ها و چالش‌ها برای نوآوری و ابداعات جدید برای رضایت شخصی و احساس غرور و افتخار انجام می‌شود و این فرهنگ کاری بسیار ارزشمندی است.

علاوه بر آن تیمی از مهندسان و کارشناسان مجرب در گوگل مرتباً شرکت‌های نوپا را در درة سیلیکون و حتی نقاط دیگر جهان رصد می‌کنند و شرکت‌هایی که دستاورد‌های نوآورانه مطلوبی داشته باشند و برای توسعه و تکمیل فعالیت‌های گوناگون گوگل مفید واقع شوند را خریداری می‌کنند و تکنولوژی آنان را در اختیار می‌گیرند و این امر نیز به توسعه فعالیت‌های گوگل شتاب بیشتری می‌دهد.

گوگل به نوآوری اهمیت می‌دهد و توسعه آن بر مبنای توسعه نوآوری شکل‌گرفته است اعم از نوآوری در بخش‌های پژوهش و توسعه، یا نوآوری‌های کارکنان، و یا نوآوری‌هایی که شرکت‌های نوپا به گوگل اضافه می‌کنند.

ارزش سهم کمپانی گوگل

بر اساس برخی گزارش‌ها ارزش شرکت گوگل به حدود 400 میلیارد دلار رسیده است و درآمد سالیانه آن حدود 60 میلیارد دلار است، برای شرکتی که اندکی بیش از 15 سال از تأسیس آن نمی‌گذرد و کمتر از یک دهه است که به شرکت سهامی عام تبدیل‌شده است دستاورد بزرگی است که در مقایسه با شرکت‌های بزرگ خودروسازی، نفتی و غیره این شرکتِ دانش‌بنیان گوی رقابت را برده است. اما ببینیم داستان گوگل از کجا آغاز شد؟

داستان گوگل به‌عنوان یک پروژة تحقیقاتی در ژانویه 1996 در دانشگاه استنفورد توسط لری پیج  و سِرگی برین  که دو دانشجوی دکتری علوم کامپیوتر در استنفورد بودند، شروع شد. در آن زمان موتور‌های جستجو، نتیجه هر جستجو را با الگوریتم‌های ساده و شمارش تعداد ظاهر شدن یک عبارت در صفحه، رتبه‌بندی می‌کردند ولی لری و سرگی مدلی طراحی کردند که روش بهتری در تحلیل رابطه بین صفحات وب ارائه می‌‌کرد، آن‌ها این روش جدید را پِیج رَنک نامیدند، در این روش مربوط بودن یک وب‌سایت و اولویت آن، با شاخص مرتبط با تعداد صفحات و اهمیت صفحاتی که به سایت موردنظر اشاره می‌کنند، تعیین می‌شود و بر اساس این الگوریتم موتور جستجوی جدیدی شکل گرفت.

الگوریتم ابداعی در بدو امرBackRub  نامیده می‌شد چون از بررسی لینک‌های قبلی در تعیین اهمیت یک سایت استفاده می‌شد ولی سرانجام آن را گوگل نامیدند که تحریف کلمه googol است که عدد یک است با هزارتا صفر، به نشانه آن‌که هر جستجو تعداد زیادی اطلاعات را موردبررسی قرار می‌دهد. در بدو امر گوگل تحت نام دامنه دانشگاه استنفورد عملیاتی شد. ولی نام دامنه  گوگل در 15 سپتامبر 1997 ثبت شد و شرکت گوگل در 4 سپتامبر 1998 به ثبت رسید که محل آن، گاراژ یک‌خانه در منلو پارک در درة سیلیکون بود.

کریگ سیلورستاین  یک دانشجوی دیگر دکتری در استنفورد به‌عنوان اولین نفر به استخدام گوگل درآمد و شرکتی شکل گرفت که درواقع خدمات روزمره برای عموم مردم در اقصی نقاط دنیا فراهم می‌کند، به‌طوری‌که در ماه مه سال2011 تعداد مراجعه‌کنندگان به موتور جستجوی گوگل در آن ماه از مرز یک میلیارد نفر گذشت!

اولین سرمایه‌گذار در گوگل؛  اندی بکتولشیم بود که در ماه اوت 1998 حتی قبل از ثبت گوگل 100000 دلار در آن سرمایه‌گذاری کرد، ولی پس از ثبت شرکت، سرمایه‌گذاران خطرپذیر معتبری در گوگل سرمایه‌گذاری کردند و در هدایت آن برای پیشرفت و توسعه نقش جدی ایفا کردند.

وقتی‌که این شرکت کم‌کم پا گرفته بود لری و سرگی چون اداره و توسعه شرکت را مانع از ادامه تحصیل در دوره دکتری می‌دیدند تصمیم گرفتند شرکت را بفروشند و مشغول ادامه تحصیل شوند، آن‌ها به یکی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری مراجعه کردند و مبلغ یک‌میلیون دلار برای فروش شرکت پیشنهاد کردند، خریدار رغبتی نشان نداد و آن‌ها در مذاکره حتی تا 750000 دلار هم پائین آمدند! ولی پس از مدتی درواقع ادامه تحصیل را رها کردند و فقط به کارِ شرکت پرداختند و در ژوئن 1999 در دور جدید جلب سرمایه‌گذاری توانستند مبلغ 25 میلیون دلار از سرمایه‌گذاران خطرپذیر سرمایه جذب کنند و فعالیت‌های گوگل با شتاب روزافزون ادامه پیدا کرد.

در کنار توسعه سیستم‌های تکنولوژیک برای توسعه سیستم‌های تجاری آن‌ها، امید کردستانی را در ماه مه 1999 جذب گوگل شد. کردستانی الکترونیک خوانده بود و از استنفورد MBA گرفته بود و در شرکت‌های مختلفی فعالیت‌های موفقی اعم از کارهای فناورانه و یا توسعه سیستم‌های تجاری در سابقه خود داشت. امید نقش عمده‌ای در توسعه سیستم‌های تجاری در گوگل ایفا کرد و با مدل جذب آگهی و دیگر مدل‌های تجاری توانست درآمد سرشاری برای گوگل تأمین کند.

در شماره‌های آتی نشریه به بررسی دقیق‌تر این شرکت کارآفرین خواهیم پرداخت.

منابع:

– تابش، یحیی.؛ مروتی، محمد. و اکبرپور، محمد. (1394). شناخت دره سیلیکون

-https://www.google.com/intl/fa/about/company/history/

 

شادی لطیفیان – کارشناس ارشد مدیریت MBA