نوشته‌ها

برای تجسم مجدد تجربه دانشجویی آنلاین، مانند یک شرکت فناوری فکر کنید

برای تجسم مجدد تجربه دانشجویی آنلاین، مانند یک شرکت فناوری فکر کنید

 

 تیج نرورکار ، مدیر کسب‌وکار برای آموزش‌وپرورش Cognizant ، می‌گوید که با این پنج تغییر ذهنیت ، مؤسسات عالی می‌توانند یادگیری دیجیتالی را در استراتژی‌ها و عملیات خود غوطه‌ور کنند.

این خبر که پلتفرم آموزش آنلاین 2U در حال دستیابی به edX است ، یک پلت فرم غیرانتفاعی که توسط هاروارد و MIT اداره می‌شود  و یکی دیگر از نشانه‌های شتاب یادگیری دیجیتالی است.

ازجمله هم‌افزایی‌های این قرارداد ، دسترسی 2U به پایگاه یادگیری جهانی edX از 39 میلیون کاربر ثبت شده و 120 میلیون بازدیدکننده سالانه وب‌سایت است. این امر دسترسی 2U را افزایش می‌دهد و هزینه‌های تحصیل دانش آموزان را کاهش می‌دهد ، که معمولاً 20 درصد از درآمد مدیران برنامه‌های آنلاین را تشکیل می‌دهد.

بااین‌حال ، اغلب در میان عناوین خبری نادیده گرفته می‌شود ، این واقعیت است که فناوری تنها بخشی از تغییری است که یادگیری دیجیتالی در آموزش عالی ایجاد می‌کند. تغییر طرز فکر در بین کالج‌ها و دانشگاه‌ها نیز به همان اندازه مهم است زیرا آن‌ها تجربیات یادگیری مستقیم به مصرف‌کننده (DTC) را که دانش آموزان امروزی را درگیر خود می‌کند ، شکل می‌دهند.

چگونه می‌توان تغییر درجه بالا را انجام داد

برای تصور مجدد تجربه کالج و گذار به یادگیری دیجیتالی ، رهبران آموزش عالی باید مانند یک شرکت فناوری فکر کنند. تغییرات ذهنی زیر آن‌ها را به سمت یادگیری دیجیتال در استراتژی‌ها و عملکردهای خود سوق می‌دهد:

با فرهنگ قدیمی ، در کنار فرهنگ جدید.

این تغییر یکی از سخت‌ترین اعمال برای کالج‌ها و دانشگاه‌ها است. بسیاری از رهبران دانشگاهی که ما با آن‌ها صحبت می‌کنیم منحصراً بر فناوری موردنیاز مدل DTC تمرکز می‌کنند. اما واقعیت این است که DTC یک رویکرد خارج از کشور است که تجربه دانشجو را در اولویت قرار می‌دهد و اولویت‌های اداری و گروهی را مقدم می‌دارد. و تغییراتی را ایجاد می‌کند که در دانشگاه‌ها ، به‌ویژه طرز فکر نهادی ، موج می‌زند.

پیشرفت در محیط آموزش عالی امروز مستلزم آن است که همه وظایف محوطه دانشگاه-از استخدام و پذیرش گرفته تا کمک‌های مالی و دانشگاهیان-به سرعت و به شیوه‌های یکپارچه و متصل به یکدیگر حرکت کنند. تصور مجدد تجربه دانش آموزان مستلزم تغییرات سازمانی است که سیلوها را شکسته و بر همکاری تأکید می‌کند.

حاضر باشید ریسک کنید.

درحالی‌که حرکات جسورانه به‌طور طبیعی به مؤسسات درجه‌یک وارد نمی‌شود ، اما می‌تواند متمایزکننده مهمی باشد. به‌عنوان‌مثال ، هنگامی‌که همه‌گیری بیماری امتحانات ورودی کالج را متوقف کرد ، یک سازمان آزمون غیرانتفاعی از وقفه برای بازنگری در آزمون‌های کاغذی استفاده کرد که سالانه میلیون‌ها دانش‌آموز در 7000 مرکز آن شرکت می‌کردند. تیم ما یک پلت فرم نسل جدید ایجاد کرد که کل روند کار را دیجیتالی کرد ، ازجمله برنامه‌های آنلاین و تلفن همراه که برای جذب دانش آموزان Gen Z که به چندوظیفه عادت دارند و عملاً با همسالان خود تعامل دارند طراحی شده است. با ظهور بیماری‌های همه‌گیر ، این شرکت با یک مدل تجاری مناسب برای دانشجویان، امروز آماده خدمت‌رسانی است.

نقش CIO را استراتژیک ببینید.

ما تعداد زیادی از مؤسسات عالی را می‌بینیم که هنوز CIO خود را به نظارت بر عملیات پشت دفتر محدود می‌کنند. یک CIO بااستعداد می‌تواند با مشاهده مدل‌های تجاری جدید و فرصت‌های سرمایه‌گذاری برای افزایش ثبت‌نام و درآمد ، به مؤسسات کمک کند.

به‌عنوان‌مثال ، CIO مورد تحسین دانشگاه ایالتی آریزونا به ASU کمک کرد تا با برنامه‌های ابتکاری مانند آکادمی جهانی تازه‌کار خود ، در اوایل یادگیری آنلاین پیشرفت کند. با ارائه صندلی روی میز ، مؤسسات عالی‌رتبه و هیئت‌مدیره آن‌ها خود را برای ایده‌های نوظهور مانند اتخاذ بلاک چین برای اعتبارنامه‌های دیجیتال یا استفاده از شبیه‌سازی‌های واقعیت ترکیبی در یادگیری باز می‌کنند.

استراتژی‌های بازاریابی خود را مجدداً ارزیابی کنید.

بروشورهای مستقیم براق یک آیین رایج و پرهزینه هستند. دانشگاه دولتی متوسط ​​14 درصد از بودجه بازاریابی و استخدام خود را صرف لیست دانشجویان خریداری‌شده برای شناسایی چشم‌اندازها می‌کند ، با هزینه داده‌های دانشجویی یک دانشگاه دولتی از 2 میلیون دلار از سال 2010 تا 2018. ایجاد قابلیت‌های تجزیه‌وتحلیل پیش‌بینی می‌تواند به سازمان‌ها در دستیابی هوشمندانه و جمعیت دانشجویی کمک کند.

به‌عنوان‌مثال ، کالج سنت ماری به تجزیه‌وتحلیل پیش‌بینی با افزایش تعداد متقاضیان خود اعتبار می‌دهد. وقتی داده‌ها نشان داد که دانشجویانی که از پردیس مریلند دیدن کرده‌اند بیشتر احتمال دارد که ثبت‌نام کنند ، سنت ماری در تورهای شخصی پردیس که تجربه بیشتری از نام تجاری را ارائه می‌دهد ، دو برابر کرد. سرمایه‌گذاری در نوسازی داده‌ها ، اتوماسیون و سیستم عامل‌های قوی مستلزم سرمایه‌گذاری بیشتر از قبل است ، اما درعین‌حال که دانشگاه‌ها به دنبال جذب دانش آموزان مادام‌العمر هستند ، کشش بهتر و طولانی‌تری را ایجاد می‌کند.

داشتن بستر مناسب

بزرگ‌ترین درسی که می‌توان از بازیگران فناوری آموزشی آموخت ، توانایی پاسخگویی به شرایط بازار با چابکی است و سیستم‌عامل‌ها در قلب این انعطاف‌پذیری قرار دارند. شرکت‌های فناوری پیشرفته قادرند سریع حرکت کرده و مدل‌های تجاری خود را در جهت‌های جدید مقیاس بندی کنند.

اکنون کالج‌ها و دانشگاه‌ها در حال حرکت در همین راستا هستند: پاییز گذشته ، ASU موسسه طراحی دانشگاه را راه‌اندازی کرد ، که از طریق آن روش‌ها و راه‌حل‌های خلاقانه‌ای را که برای محوطه خود ایجاد کرده است برای کمک به سایر دانشگاه‌ها در ایجاد پیشنهادات آنلاین و حتی مشارکت در پروژه‌های مبتنی بر جامعه مانند بهبود زنجیره تأمین در غنا و سراسر آفریقا. فکر کردن مانند یک شرکت فناوری به معنای سرمایه‌گذاری در بسترهای مناسب و ایجاد توانایی مقیاس‌گذاری است.

از نقاط قوت بالاتر استفاده کنید

موفق‌ترین شرکت‌های فناوری نیز می‌دانند و بی‌وقفه نقاط قوت خود را توسعه می‌دهند ، به همین دلیل شما نمی‌بینید که اپل در حال راه‌اندازی یک شبکه اجتماعی یا طراحی تلفن‌های هوشمند Netflix باشد. بر هیچ‌کس پوشیده نیست که اخلال گران در آموزش‌وپرورش گزینه‌های برنامه درسی را سریع ، ارزان و آماده کار ارائه می‌دهند Coursera تخمین می‌زند که دانشجویان می‌توانند بامطالعه پنج تا 10 ساعت در هفته به مدت هشت ماه یا کمتر ، برنامه گواهینامه‌های حرفه‌ای Google را تکمیل کنند.

Ed-tech به‌وضوح نقاط قوت بازار خود را می‌داند. درعین‌حال ، دوسوم دانش آموزان بین 19 تا 30 سال هنوز فکر می‌کنند مدرک دانشگاهی سرمایه‌گذاری خوبی است ، چه به‌صورت حضوری و چه به‌صورت مجازی. ارزش برند Higher ed در پی COVID-19 همچنان قوی است: در یک نظرسنجی دیگر ، 93 students از دانش آموزان شرکت‌کننده در نظرسنجی-که هم در برنامه‌های کاملاً آنلاین ثبت‌نام کرده بودند و هم به دلیل COVID-19 از راه دور تحصیل می‌کردند انتظار بازگشت سرمایه مثبت در سرمایه‌گذاری آموزش آنلاین خود را دارند.

مقیاس‌پذیری فعال‌شده از طریق دیجیتال می‌تواند به کالج‌ها و دانشگاه‌ها کمک کند تا از مزایای آموزشی خود استفاده کرده و با عملکرد ناب رقبای آنلاین رقابت کنند. به‌عنوان‌مثال ، درزمانی که برنامه‌های کاربردی برای برنامه‌های MBA تمام‌وقت کاهش یافته است ، ثبت‌نام در برنامه آنلاین MBA دانشگاه ایلینوی به 4000 نفر رسیده است.

نکته کلیدی برای استفاده از شتاب یادگیری دیجیتالی ، تجسم مجدد یک تجربه دانشجویی است که با تغییر شکل دادن به ذهنیت و رویکرد موسسه شما نسبت به آموزش‌وپرورش ، در جوانان امروز تأثیر می‌گذارد.

مرکز جدیدی برای نوآوری و کارآفرینی MIT

مرکز جدیدی برای نوآوری و کارآفرینی MIT

InnovationHQ در میدان کندال میزبان چندین سازمان پشتیبانی کارآفرینانه است و فضایی برای فعالیت‌های راه‌اندازی ، شبکه‌سازی و آموزش دارد. جامعه کارآفرینی و نوآوری MIT فقط 50،000 فوت مربع فضای جدید برای کار دارد.

مرکز جدید InnovationHQ شامل پنج طبقه در ساختمان Suffolk یا E38 است که اخیراً بازسازی شده است ، در قلب میدان کندال. این مرکز به‌عنوان یک مرکز برای دانشجویان در هر مرحله از سفرهای کارآفرینانه آن‌ها ، از مقطع کارشناسی تا دکترا ، و شامل فضایی برای فارغ‌التحصیلان ، اعضای هیئت‌علمی و کارکنان است.

فیونا موری ، معاون دانشکده مدیریت و نوآوری در دانشکده مدیریت اسلوان MIT و مدیر مشترک نوآوری MIT می‌گوید: “IHQ برای تشویق برخوردهای تصادفی طراحی شده است که باعث ایجاد روند نوآوری در بین افراد و تیم‌هایی می‌شود که در غیر این صورت با یکدیگر ملاقات نمی‌کنند.”

تایگر می‌گوید: “ما سعی می‌کنیم نوآوری و کارآفرینی را به‌عنوان یک جزء اصلی یادگیری تجربی متمرکز کنیم ، نه اینکه فقط کاری را که در کنار آن انجام می‌دهید یا درصورتی‌که وقت اضافی دارید انجام دهید انجام دهید.” “این به شما کمک می‌کند تا به‌عنوان دانش‌آموز درک کنید که در MIT قادر به نوآوری هستید.”

هیچ ساختمان واحدی نمی‌تواند کل نوآوری در MIT را در خود جای دهد. بنابراین ، سازمان‌های دیگر مانند مرکز اعتماد مارتین برای کارآفرینی MIT ، PKG Center ، MIT D-Lab و دیگران ، درحالی‌که از نظر فیزیکی در ساختمان قرار ندارند ، از طریق اکوسیستم پر رونق I&E MIT به مرکز متصل می‌شوند.

 

راه‌اندازی iHQ

MIT InnovationHQ اوج فرایندی است که در سال 2013 آغاز شد ، زمانی که رئیس‌جمهور  L. Rafael Reif ، MITii  را متهم به ایجاد “زنجیره‌ای از فضاهای جدید و موجود کرد که با هم ، یک راهرو بی‌نهایت نوآوری را ایجاد می‌کند که شامل یک مرکز نوآوری جدید می‌شود”.

در سال‌های بعد از اتهام ، MITii   با دانشجویان ، اعضای هیئت‌علمی ، فارغ‌التحصیلان و کارکنان کار می‌کند تا در مورد آنچه جامعه نوآوری MIT نیاز دارد بیشتر بیاموزد و زیرساخت‌های فیزیکی و داده‌ای را برای پشتیبانی از این نیازها ایجاد کند.

تیم میانو مدیر برنامه ابتکار نوآوری می‌گوید: “بدیهی است که نیاز به فضای بسیار انعطاف‌پذیر وجود داشت.” شما به چیزی شبیه اتاق موردنیاز هری پاتر یا Star Trek Holodeck احتیاج دارید ، جایی که فضاها این امکان را دارند که تا آنجا که ممکن است افراد زیادی را در خود جای دهند و همه‌چیز برای خدمات‌رسانی به هر فعالیتی که در حال انجام است ، قابل تنظیم مجدد است. در سوی دیگر طیف ، فضاهای بسیار کم انعطاف‌پذیری وجود دارد که به فعالیت‌های خصوصی خدمات می‌دهد. ”

MITii میزبان مجموعه‌ای از رویدادهای خوشامدگویی برای معرفی دانش آموزان به فضای جدید است ، ازجمله اولین روز کاوش سال ، یک رویداد اکتشاف شغلی ، یک جمع‌آوری منابع I&E که برای همه دانشجویان باز است و موارد دیگر.

 

برگرفته از سایت https://news.mit.edu 

نویسنده: عارفه داودی / پزوهشگر حوزه مدیریت و کسب و کار

چگونه کارآفرینان می‌توانند از مربیان خود بیشترین بهره را ببرند

چگونه کارآفرینان می‌توانند از مربیان خود بیشترین بهره را ببرند

یک مربی می‌تواند به شما کمک کند تا بر چالش‌ها غلبه کرده و ویژگی‌های شخصی را که مانع کسب‌وکار شما شده است ، شناسایی کنید.

در حال بزرگ شدن ، بسیاری از ما فردی را داشتیم – معلم ، همسایه سالخورده یا والدین – که توصیه‌های ارزشمندی به ما ارائه می‌داد ، از نحوه رسیدن به رؤیاهایمان تا غلبه بر مشاجرات با دوستان. همان‌طور که ما در حال کارآفرینی هستیم و مجبوریم تصمیمات مهم بگیریم ، نقش یک مربی حیاتی می‌شود. استیو جابز مربی زاکربرگ بود. وارن بافت راهنمایی بیل گیتس و مایا آنجلو راهنمایی اپرا وینفری را بر عهده داشتند.  

برای شروع ، یک مربی صدا یا آینه شما است. یک مربی باید باتجربه باشد ، فردی که می‌توانید از او یاد بگیرید و ترجیحاً که در صنعت شما یا صنعت مرتبط فعالیت می‌کند. برای بهره‌مندی بیشتر از یک مربی ، باید با او رابطه برقرار کنید تا بتوانید صادقانه در مورد مشاغل و نگرانی‌های خود بحث کنید. درحالی‌که مربیان متعددی در خارج وجود دارد ، چیزی که یک مربی را از دیگران متمایز می‌کند این است که آن‌ها به شما کمک می‌کنند  تا فراتر از چالش‌های روزانه کسب‌وکار خود بروید.

یک مربی عالی کسی است که شما را تشویق می‌کند تا نگاه عمیق‌تری به مسائل شخصی که می‌تواند بر تجارت شما تأثیر بگذارد ، مانند بی‌انگیزگی یا ترس از موفقیت ، بیندازد. درحالی‌که این‌ها مسائل شخصی هستند ، ما غالباً این واقعیت را نادیده می‌گیریم که طرز فکر ما می‌تواند مانع موفقیت ما شود و مانع رشد کسب‌وکار ما شود. هنگام مدیریت یک تجارت ، ممکن است به نظر برسد که شما همیشه در حال حرکت هستید ، اما لزوماً در حال رشد نیستید.

همچنین زمان‌هایی پیش می‌آید که احساس می‌کنید بی‌انگیزه هستید یا اعتقاد دارید که به سقف شیشه‌ای برخورد کرده‌اید. شما همچنین می‌توانید در حال استراحت باشید و تجارت خود را بدیهی تلقی کنید ، زیرا معتقد هستید جریان درآمد هرگز قطع نخواهد شد.

کار با یک مربی می‌تواند به شما در حرکت در جغرافیا کمک کند ، به‌طوری‌که تجارت شما با وجود آن‌ها رشد کند. آن‌ها به شما کمک می‌کنند تا راه‌های جدیدی را برای رشد یا یک مخاطب جدید شناسایی کنید.

آیا بهتر است مربی شما سرمایه‌گذار تجارت شما باشد یا شریک تجاری؟ شما به شخصی نیاز دارید که هیچ مشارکتی در کسب‌وکار شما ندارد یا هیچ رابطه شخصی با شما ندارد ، مانند اعضای خانواده یا دوستان. دلیل این امر این است که شما به فردی نیاز دارید که بتواند بینش‌های عینی را در اختیار شما قرار دهد که ممکن است برای دیدن آن‌ها بسیار کور باشید.

 

 نویسنده: هیئت تحریریه دانشگاه کارآفرین

 

هوش مصنوعی مهم تر از اختراع اینترنت!

هوش مصنوعی مهم تر از اختراع اینترنت!

 

ساندار پیچای مدیر ارشد اجرایی گوگل در مصاحبه جدید خود هشدار داده در کشورهای مختلف اینترنت آزاد با تهدیدهایی روبرو است. به گفته او بسیاری از کشورها سعی دارند جریان اطلاعات را محدود کنند.
او همچنین در این مصاحبه به چالش‌های مختلف مانند مالیات، حریم خصوصی و اطلاعات نیز اشاره کرد. به گفته پیچای هوش مصنوعی اختراعی بسیار تأثیرگذار تر از آتش، برق یا حتی اینترنت است.
پیچای به عنوان رئیس گوگل و آلفابت رهبری شرکت‌ها و محصولات مختلفی مانند فیت بیت، دیپ مایند و غیره را برعهده دارد. او فقط در گوگل بر سرویس‌های جی میل، گوگل کروم، گوگل مپس، گوگل ارث، سیستم عامل اندروید و غیره نظارت دارد.
به گفته مدیر ارشد اجرایی این شرکت، طی ۲۵ سال آینده دو تحول جهان را دگرگون می‌کنند که یکی از آنها هوش مصنوعی و دیگری رایانشی کوانتومی است. او در این باره می‌گوید: به نظرم این دو عمیق‌ترین فناوری‌هایی هستند که انسان توسعه داده است.
بخش دیگری از مصاحبه بی بی سی با پیچای به وضع مالیات بر شرکت‌های بزرگ فناوری مربوط بود. گوگل به مدت چند سال مبالغی کلان به حسابرس‌ها و وکلا پرداخت کرد تا به طور قانونی مالیات این شرکت را کاهش دهند. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۷ میلادی گوگل بیش از ۲۰ میلیارد دلار را از طریق یک شرکت هلندی به برمودا منتقل کرد.
پیچای در پاسخ به سوالی در این باره گفت که گوگل دیگر از چنین طرحی استفاده نمی‌کند و اکنون یکی از بزرگترین مالیات دهندگان جهان به حساب می‌آید. به گفته او این شرکت فناوری از قوانین مالیاتی در تمام کشورهای محل فعالیت خود پیروی می‌کند.
این درحالی است که او در خصوص تعیین حداقل مالیات شرکتی ۱۵ درصد در سراسر جهان گفت که مشتاق گفتگو در این باره است.
دیگر موضوعات مهم پیشروی گوگل، چالش ادامه دار و فزاینده تحقیقات درباره اطلاعات، حریم خصوصی کاربران و قدرت انحصاری این شرکت در بازار جستجو و غیر هستند.
پیچای در خصوص گفت: گوگل یک محصول آزاد است و کاربران می‌توانند از محصولات دیگر نیز استفاده کنند.
این درحالی است که مارک زاکربرگ مدیر ارشد اجرایی فیس بوک نیز در بحث قدرت انحصاری در بازار به همین مورد اشاره کرده بود.

 

ایجاد اسپین آف های دانشگاه

ایجاد اسپین آف های دانشگاه

دیدگاه طراحی مبتنی بر علم

 

اسپین آف های دانشگاهی مانند Lycos و Genentech به تغییر پیشرفت‌های فناوری از تحقیقات دانشگاه کمک می‌کند که در غیر این صورت بدون بهره‌برداری باقی می‌ماند. علاوه بر این، فعالیت اسپین آف دانشگاه مشکلات متعددی را ایجاد می‌کند، مانند تضاد منافع بین کار تجاری و دانشگاهی و خطر شهرت دانشگاه درصورتی‌که بنیان‌گذاران اسپین آف ها به‌طور نامناسب عمل کنند.

کارآفرینی آکادمیک با استفاده از اسپین آف های دانشگاه، یک زمینه تحقیقاتی نوظهور است که بر روند ایجاد، کشف و بهره‌برداری از فرصت‌های تکنولوژیکی ایجاد شده توسط تحقیقات دانشگاه تمرکز دارد. به‌طور گسترده‌تر، حوزه کارآفرینی در حال حاضر در حال جستجوی روشی است که متناسب با هدف تحقیق خود باشد. شین و ونکاتارامان (2000) چارچوبی را پیشنهاد می‌کنند که بر توضیح و پیش‌بینی کارآفرینی به‌عنوان مجموعه‌ای منحصربه‌فرد از پدیده‌های تجربی متمرکز است. این چارچوب اکنون معیار مهمی در تحقیقات کارآفرینی است. این نشان می‌دهد که تحقیقات کارآفرینی (آکادمیک) به‌طور فزاینده‌ای پس از تحقیقات مدیریت اصلی در حال الگوسازی است و از چارچوب‌ها، مدل‌ها و نظریه‌های علی استفاده می‌کند. این نوع تحقیقات درک فزاینده‌ای از پیچ‌وخم دانشگاه‌ها ازجمله نقش رژیم‌های مختلف فناوری، انتخابی بودن مدل انکوباتور اتخاذ شده، واحد انتقال در ارائه دسترسی به منابع و خدمات پشتیبانی و توانایی متمایز دانشگاه‌ها در ایجاد استارت آپ نقش فناوری را به ارمغان آورده است.

بنابراین طراحی مبتنی بر علم شامل دو مفهوم اصلی زیر است که شیوه‌ها و یافته‌های تحقیق را به هم مرتبط می‌کند: اصول طراحی و راه‌حل‌های طراحی. اصول طراحی شامل مجموعه‌ای منسجم از ایده‌ها و پیشنهادات هنجاری است که در تحقیقات (به‌عنوان‌مثال کارآفرینی) پایه‌گذاری شده است و به طراحی و ساخت راه‌حل‌های دقیق کمک می‌کند. این اصول به‌عنوان مرزی بین ماهیت توصیفی و توضیحی تحقیقات کارآفرینی و ماهیت تجویزی و عمل‌گرایانه طراحی عمل می‌کند. یک اصل طراحی فردی به‌طورمعمول بخشی از مجموعه‌ای از اصول است که به‌آرامی با سایر مجموعه‌های اصول ترکیب می‌شود.

راه‌حل‌های طراحی بازنمایی شیوه‌هایی هستند که با کمک اصول طراحی (دوباره) طراحی ‌شده‌اند، شامل اقدامات در دنیای مجازی نقشه‌ها، مدل‌ها، روایت‌ها، شبیه‌سازی‌ها و غیره است. این راه‌حل‌های مجازی بیشتر از اصول طراحی زمینه دارند، این راه‌حل‌ها را می‌توان مستقیماً در عمل آزمایش کرد. بازنمایی یک طرح ممکن است بصری باشد (به‌عنوان‌مثال، نمودار مدل کسب‌وکار نوپا)، فیزیکی (به‌عنوان‌مثال، نمونه اولیه محصول موردنظر)، روایی (به‌عنوان‌مثال، حکایتی که ارزش مشتری نسبت داده شده به محصول را نشان می دهد)، یا ترکیبی از این اشکال مختلف نمایش (به‌عنوان‌مثال، شبیه‌سازی سه‌بعدی).

 

برگرفته از مقاله Creating University Spinoffs

نویسندگان : هیئت تحریریه دانشگاه کارآفرین

«تسلا بات» کارهای «خسته کننده» انسان را انجام می دهد!

«تسلا بات» کارهای «خسته کننده» انسان را انجام می دهد!

ایلان ماسک مدیر ارشد اجرایی تسلا اعلام کرد این شرکت خودروسازی ربات‌های انسان نما می‌سازد. ماسک در رویداد AI Day از ربات «تسلا بات» با قد ۵.۸ فوت و ۱۲۵ پوند وزن رونمایی کرد.

به گفته او این ربات به جای صورت مجهز به نمایشگری خواهد شد که اطلاعات را نشان می‌دهد. همچنین ربات مذکور می‌تواند وزنی معادل ۱۵۰ پوند را از زمین بلند کند و وزن ۴۵ پوند را جا به جا کند. هرچند تسلا بات فقط می‌تواند با سرعت ۵ مایل برساعت حرکت کند.

ماسک گفت: «تسلا بات، نمونه ی اولیه ای است که می بایست در طی یک سال آینده در دسترس عموم قرار گیرد، این ربات برای حذف کارهای تکراری و البته خسته کننده طراحی شده است، مانند خم شدن برای برداشتن چیزی از روی زمین، یا حتی رفتن به فروشگاه برای خرید مواد غذایی. اساسا در آینده ای نزدیک، انجام کارهای بدنی، یک انتخاب خواهد بود.» ماسک عقیده دارد که تسلا بزرگترین شرکت رباتیک جهان است، او می گوید: «اتومبیل های ما در اصل ربات های نیمه هوشمند روی چرخ هستند.» این عقلانی است که نرم افزار را روی یک ربات انسان نما به کار ببریم.

مدیر ارشد اجرایی تسلا نمایشی بصری از ظاهر ربات در آینده را نشان داد. البته این خودروساز هنوز نمونه واقعی و کاربردی ربات را نساخته است. به گفته ماسک نمونه اولیه تسلا بات سال آینده ساخته می‌شود.

برگرفته از Businessweek

ضرورت علم و فناوری انگلستان

ضرورت علم و فناوری انگلستان

دوره‌ای از افول نسبی بریتانیا و عصر طلایی رشد آمریکا

 

آمریکا در اجتناب از آینده‌ای که در آن غرب باید به رژیم‌های اقتدارگر برای فناوری تکیه کند، جدی است. سیاست‌گذاران انگلستان همچنین باید تشخیص دهند که علم و نوآوری نه‌تنها بسترهای رونق آینده غرب است، بلکه برای جایگاه جهانی آن نیز حیاتی است.

چالشی که ظهور چین برای دموکراسی‌های لیبرال ایجاد می‌کند، باعث می‌شود مرزهای علم و فناوری افزایش یابد. همان‌طور که توسعه سریع واکسن‌های ایمن و مؤثر COVID-19 نشان داده است، اقتصادهای غربی از توانایی عمیقی برای نوآوری برخوردارند؛ اما چگونه می‌توان این حرکت را در طیف وسیعی از مناطق حفظ کرد؟

از بسیاری جهات، ایالات‌متحده پیشرو است. بلافاصله پس از روی کارآمدن رئیس‌جمهور جو بایدن، مدیر دفتر سیاست و علم فناوری کاخ سفید را به مقام کابینه رساند و ژنتیک‌شناس، زیست‌شناس مولکولی و ریاضیدان اریک لندر را به این سمت منصوب کرد؛ و قانون نوآوری و رقابت ایالات‌متحده در ماه ژوئن به تصویب مجلس سنا رسید، این سیگنال قصد را با عمل تطبیق می‌دهد و قول می‌دهد 250 میلیارد دلار برای ترویج فناوری‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی، روباتیک و محاسبات کوانتومی اختصاص دهد.

برنامه دولت انگلستان برای حمایت از تحقیقات علمی پرخطر و با پاداش بالا با ایجاد یک آژانس تحقیقاتی و اختراعات پیشرفته که از آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی ایالات‌متحده (DARPA) الگوبرداری شده است، استفاده می‌کند؛ اما انگلیس نمی‌تواند ازنظر اقتصادی و جمعیتی با ایالات‌متحده و چین مطابقت داشته باشد. همچنین سیاست‌گذاران نباید تصور کنند که قدرت‌های دیگر در حال ایستادن هستند. بازار فناوری هند به‌سرعت درحال‌توسعه است، اتحادیه اروپا سرمایه‌گذاری درزمینه فناوری را افزایش می‌دهد و رفتار مالیاتی منسوخ‌شده خود را در مورد گزینه‌های سهام اصلاح می‌کند، درنتیجه مانعی را که مدت‌هاست کارآفرینان فناوری خود را عقب نگه داشته است، برطرف می‌کند.

ریشی ساناک، وزیر دارایی بریتانیا متعهد شده است هزینه‌های تحقیق و توسعه دولت را تا سال 2025 به 22 میلیارد پوند (31 میلیارد دلار) برساند که نشان می‌دهد آنچه برای انگلستان بزرگ است در مقایسه با ایالات‌متحده و چین همیشه معتدل خواهد بود؛ بنابراین بریتانیا باید این پول را بسیار بیشتر کند. این سازمان باید از سیاست‌ها و مؤسسات به‌عنوان ضرب کننده استفاده کند که در عمل به معنای ایجاد اشتیاق بیشتر برای ریسک‌پذیری است و مکانیسم‌های جدیدی را برای تخصیص بودجه تحقیق مورد آزمایش قرار دهد.

این کشور در حال حاضر دارای زیرساخت‌های تحقیقاتی در سطح جهانی است، اما بودجه و زمان محققان اغلب به کارهای بوروکراتیک اختصاص داده می‌شود. یک جایگزین امیدوارکننده ممکن است Fast Grants باشد که در آوریل 2020 در ایالات‌متحده توسط Patrick Collison، بنیان‌گذار شرکت پرداخت‌های دیجیتال، Stripe و Tyler Cowen اقتصاددان دانشگاه George Mason برای تأمین بودجه اضطراری علوم در طول همه‌گیری COVID-19 راه‌اندازی شد. این طرح سال گذشته با توسعه یک فرم درخواست که تکمیل آن کمتر از 30 دقیقه به طول انجامید و تصمیمات مربوط به بودجه در 48 ساعت، 50 میلیون دلار به 260 پروژه ارائه کرد. ایده دیگری که می‌تواند ایده‌ها و دانش جدیدی را به همراه داشته باشد، یک فلوشیپ تحقیقاتی است که هرساله به تعداد کمی از محققان کمک‌های بلندمدت اعطا می‌کند.

انگلستان همچنین باید با فناوری‌های مرزی که جامعه را در سال‌های آینده تغییر شکل می‌دهد، درگیر شود. به‌ویژه، تخصص این کشور در علوم زیستی و فناوری آب‌وهوا باید مخزنی غنی از تحقیقات اساسی در مورد آینده غذا و بیوتکنولوژی را ایجاد کند و نوآوری‌هایی را به دنبال داشته باشد که سلامت انسان و سیاره را بهبود بخشد؛ اما همچنان که بریتانیا مزیت نسبی خود را در این زمینه توسعه می‌دهد، باید از توانایی جدید خود برای دور شدن از اتحادیه اروپا با تبدیل شدن به کشوری از پذیرندگان اولیه که به‌طور مؤثر فناوری‌های جدید را به کار گرفته و منتشر می‌کنند، استفاده کند. حذف موانعی که بازارها را درزمینه های مختلف ازجمله تحویل هواپیماهای بدون سرنشین و گوشت تولیدشده در آزمایشگاه گرفته تا وسایل نقلیه خودران مختل می‌کند، نوآوران را از سراسر جهان جذب خواهد کرد.

برای اینکه انگلستان واقعاً از منشور آتلانتیک جدید حمایت کند و با ایالات‌متحده برای مقابله با چالش‌های بین‌المللی همکاری کند، این کشور باید به وعده بریتانیا جهانی عمل کند. انگلستان هنوز توانایی رشک‌برانگیزی برای تولید نوآوری‌های درجه‌یک دارد، اما با نگاه به ویژگی انزواطلب قادر نخواهد بود از آن استفاده کند. سیاست‌گذاران باید تمرکز مجدد خود را بر تسریع نوآوری در داخل کشور با تعهد تازه برای ایجاد ائتلاف‌های جهانی که می‌تواند نتایج را مقیاس بندی کند و رشد و رفاه آینده را به همراه داشته باشد، ترکیب کنند.

منشور اصلی آتلانتیک در سال 1941 که در آن وینستون چرچیل، نخست‌وزیر بریتانیا و فرانکلین دی روزولت، رئیس‌جمهور ایالات‌متحده اهداف خود را برای نظم جهانی پس از جنگ تعیین کردند، دوره‌ای از افول نسبی بریتانیا و عصر طلایی رشد آمریکا را پیش‌بینی می‌کرد. امروزه، به‌ویژه انگلستان، باید تشخیص دهد که فناوری و نوآوری نه‌تنها بسترهای رونق آینده غرب است، بلکه برای جایگاه جهانی آن نیز حیاتی است.

 نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه کارآفرینی

کووید و بحران اقتصادی محافظه‌کارانه

کووید و بحران اقتصادی محافظه‌کارانه

 

حامیان بازار آزاد نتوانسته‌اند تضعیف اعتماد فکری و عمومی را در بحث‌های خود متوقف کنند. دو اقتصاددان برجسته، هر دو از مقامات سابق دولت ترامپ، اخیراً نشان دادند که این استدلال‌ها اکنون به عدم انسجام تبدیل شده است.

یک اظهارنظر اخیر در وال‌استریت ژورنال، روزنه تاریکی را نشان می‌دهد که تفکر محافظه‌کارانه اقتصادی از زمان اوج تأثیر خود در دهه 1980 در آن فرورفته است. اقتصاددانان کیسی ب. مالیگان و توماس جی. فیلیپسون از دانشگاه شیکاگو که هر دو در دولت دونالد ترامپ خدمت می‌کردند، از بیماری همه‌گیر COVID-19 استفاده کرده‌اند تا بتوانند آنچه را که در میان اقتصاددانان مرسوم می‌دانند کنار بگذارند: هدف از سیاست دولت اصلاح شکست‌های بازار است.

با استناد به این حکم، آن‌ها استدلال می‌کنند که “سیاست دولت بسیار بیشتر از بازار شکست می‌خورد” و بازارها با نجات شهروندان از تصمیمات وحشتناکی که معمولاً دولت‌ها می‌گیرند، سیاست دولت را اصلاح می‌کند؛ بنابراین، نتیجه می‌گیرد که همه‌گیری COVID-19 نتیجه سیاست دولت بوده است. یا این ویروس از آزمایشگاه ووهان که بودجه دولت ایالات‌متحده را دریافت کرده بود فرار کرد، یا به این دلیل گسترش یافت که مقامات چینی نتوانستند به‌موقع به جهان اطلاع دهند .

مولیگان و فیلیپسون سپس استدلال می‌کنند که این شرکت خصوصی بود که “به‌سرعت” همه‌گیری را کنترل کرد (البته به لطف ترامپ)، حتی اگر ویروس هنوز در حال گسترش است. آن‌ها می‌نویسند: “کنار گذاشتن دولت از راه ضروری بود.” این “هدف عملیات پرتاب سرعت رئیس‌جمهور ترامپ” بود.

عملیات Warp Speed درواقع موفقیت‌آمیز بود، اما همچنین یک مداخله کلاسیک دولت در بازار آزاد بود. با هزینه بیش از 10 میلیارد دلار، این دستگاه برای اصلاح شکست بازار طراحی شده است – دقیقاً برعکس آنچه مولیگان و فیلیپسون ادعا می‌کنند. شکست بازار عدم انگیزه برای شرکت‌های خصوصی برای اختراع و توزیع واکسن بود، احتمالاً به این دلیل که هزینه‌ها و خطرات در صورت موفقیت نمی‌تواند بازگشت را توجیه کند. دولت با پرتاب پول به شرکت‌ها، تضمین بازار و ارائه مشاوره و هماهنگی فنی وارد عمل شد.

هرگاه اقدامات یک نماینده خصوصی باعث هزینه‌های اجتماعی فراتر از هزینه‌های خصوصی شود، شکست بازار رخ می‌دهد. چنین مواردی در همه‌جا وجود دارد. وقتی مردم منطقی و غیراخلاقی هستند (همان‌طور که معمولاً اقتصاددانان تصور می‌کنند)، آن‌ها هر انگیزه‌ای دارند تا زباله‌ها را در رودخانه‌ها بریزند، سریع‌تر ازآنچه برای عابران پیاده، دوچرخه‌سواران و سایر رانندگان ایمن است رانندگی کنند و در صورت احساس خوب برای رفتن، بیماری‌های مسری را به دیگران منتقل کنند. بیرون تنها چیزی که از شکست بازار جلوگیری می‌کند، قانونی است که توسط دولت ایجاد و اجرا می‌شود. این ایده که “شکست‌های دولت” بیشتر یا بدتر از شکست‌های بازار هستند، ناسازگار است. بدون دولت، چیزی جز شکست بازار وجود نخواهد داشت.

درست است که دولت‌ها اشتباه می‌کنند. شاید چین آزمایشگاه ووهان را به‌طور ناکافی تنظیم کرده باشد، یا دولت آمریکا بدون احتیاط وجوهی را به آزمایشگاه خارجی ارسال کرده است بدون این‌که ابتدا مطمئن شود که با خیال راحت کار می‌کند؛ اما جایگزین چیست؟ محققانی در سراسر جهان در حال مطالعه و اصلاح ویروس‌های خطرناک به‌منظور ایجاد واکسن و درمان علیه آن‌ها هستند. وقتی با خیال راحت انجام شود، این کار ارزشمند است. در یک بازار آزاد برای چنین تحقیق و توسعه، دولت هیچ مقررات ایمنی را به آزمایشگاه‌های خصوصی اعمال نمی‌کند. به محققان (و هر شخص دیگری) اجازه داده می‌شود هر طور که دوست دارند عمل کنند.

آیا این واقعاً می‌تواند همان چیزی باشد که مولیگان و فیلیپسون از آن حمایت می‌کنند؟ واضح است که تنها راه‌حل برای شکست دولت، سیاست بهتر دولت است، نه سیاست دولت. حذف مشارکت دولت در تحقیقات واکسن – چه برای ترویج و چه برای تنظیم آن – فاجعه‌بار خواهد بود.

ممکن است مولیگان و فیلیپسون استدلال کنند که سازمان غذا و داروی ایالات‌متحده یا مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها باید لغو شود یا از لغو محدوده وسیعی از قوانین فدرال و ایالتی که مقامات بهداشت عمومی برای تعطیلی مشاغل و اعمال ماسک استفاده می‌کردند، حمایت می‌کردند. دستورات این آژانس‌ها و اساسنامه به دولت اجازه می‌دهد تا مشکلات بهداشت عمومی، ازجمله بیماری‌های واگیردار را حل کند.

مجوز اورژانس FDA برای غلبه بر تردیدهای مردد واکسن مهم بوده است، درحالی‌که دستورالعمل‌های CDC-هرچند ممکن است ناامیدکننده باشد-به مقامات بهداشت عمومی محلی کمک کرده است تا گزینه‌های آن‌ها را درک کنند. این مداخلات دولتی یک موهبت الهی برای مشاغل بوده است که در تعیین نحوه برخورد با کارکنان و مشتریان بر آن‌ها متکی بوده‌اند. (برخلاف ادعای مولیگان و فیلیپسون، مشاغل به‌تنهایی این موارد را تشخیص ندادند)

در بیانیه‌ای قابل‌توجه، مالیگان و فیلیپسون می‌نویسند: “سیاستمداران، سیاست مالیاتی را به نفع گروه‌های ذی‌نفع تدوین می‌کنند، اما بخش خصوصی با جایگزینی فعالیت‌هایی که مالیات کمتری ندارند، چنین شکست‌هایی را اصلاح می‌کند.” ظاهراً این راه دیگری است که “بازارها” ما را از “شکست دولت” نجات می‌دهد.

اما درواقع، وقتی اقتصاددانان از کلمه “مالیات” استفاده می‌کنند، منظور آن‌ها فقط مالیات بر درآمد نیست، بلکه به‌طورکلی به تحریم‌های اعمال‌شده علیه آلاینده‌ها، کلاه‌برداران، مجرمان، رانندگان بی‌پروا، مؤسسات مالی که پول مشتریان خود را به خطر می‌اندازند، اشاره می‌کنند و هرکس دیگری که باعث آسیب رساندن به دیگران شود. وقتی بازیگران خصوصی با جایگزینی فعالیت‌های کم مالیات اما عملکردی مشابه، به آن “آربیتراژ قانونی” می‌گویند و هر زمان که فعالیت مالیاتی مانند آلودگی باعث آسیب شود (همان‌طور که معمولاً اتفاق می‌افتد) یک مشکل بزرگ است.

بحث “دولت بد-بازار خوب” در دهه 1980 خوب اجرا شد؛ اما با بحران مالی 2008، هنگامی‌که دولت “خوب”، به رهبری فدرال رزرو ایالات‌متحده، بازارهای مالی را از خود تخریب ناشی از مقررات زدایی که توسط طرفداران بازار آزاد ترویج شده بود، نجات داد. ضربه دیگری با این همه‌گیری وارد شده است که به‌احتمال‌زیاد در یک بازار رایگان (مرطوب) در ووهان ظاهر شد، جایی که مردم می‌توانستند بدون توجه کافی به خطر عفونت جانوری، حیوانات زنده خریدوفروش کنند.

برنامه‌ها و مداخلات دولتی مانند دستور ماسک به کاهش بدترین اثرات همه‌گیری کمک کرده است. دستاورد اصلی ترامپ استفاده از دولت برای ایجاد شرایط برای توسعه سریع واکسن بود. شکست عمده وی ادامه ندادن و تضعیف تلاش‌های دولت‌های ایالتی و محلی برای کنترل همه‌گیری بود.

مولیگان و فیلیپسون اقتصاددانان برجسته‌ای هستند. اسرارآمیز است که آن‌ها بدترین شکست بازار در چند دهه گذشته را فرصتی برای استدلال این می‌دانند که بازار مشکلات ایجادشده توسط دولت را حل می‌کند. این نوع استدلال به‌سختی اقتصاد بازار آزاد را از آخرین شکست‌های اخلاقی و فکری خود نجات می‌دهد و تنها با ایجاد آمادگی دولت‌ها برای مقابله با موج دیگر عفونت‌ها، سردرگمی عمومی را ایجاد می‌کند.

 

نویسنده : هیئت تحریریه دانشگاه کارآفرین

آیا جهانی‌شدن به نوآوری آسیب می‌رساند؟

آیا جهانی‌شدن به نوآوری آسیب می‌رساند؟

مطالعات جدید نشان می‌دهد ، درحالی‌که رقابت بیشتر چین به افزایش ثبت اختراعات در اروپا کمک کرده است، نرخ نوآوری را در ایالات‌متحده کاهش داده است. این نتایج متفاوت تا حدی به تغییرات در بخش تولید مربوط می‌شود. جهانی شدن نوآوری را تشویق می‌کند. اما شواهد در حال ظهور نشان می‌دهد که این فرض ، مانند بسیاری از ریشه‌های اقتصادی ، باید دوباره مورد تجدیدنظر قرار گیرد.

براساس مطالعه‌ای در سال 1991 توسط Gene M. Grossman و Elhanan Helpman  نشان داد جهانی شدن با ایجاد بازارهای بزرگ‌تر و یکپارچه‌تر ، کارایی را تقویت کرده ، تخصص را تشویق می‌کند و انگیزه‌های کارآفرینان سودجو را برای سرمایه‌گذاری در تحقیقات تقویت می‌کند. توسعه (تحقیق و توسعه)، نتیجه افزایش نرخ جهانی نوآوری بود.

بااین‌حال ، تحقیقات اخیر در مورد تأثیر جهانی چین نشان می‌دهد که رابطه بین جهانی شدن و نوآوری چندان مبهم نیست. از یک‌سو ، نیکلاس بلوم و همکارانش دریافتند که رقابت بیشتر از سوی چین به افزایش حق ثبت اختراع در اروپا کمک کرده است. از سوی دیگر ، دیوید اتور و همکارانش اشاره می‌کنند که “شوک چین” نرخ نوآوری را در ایالات‌متحده کاهش داده است.

چه چیزی این نتایج متفاوت را توضیح می‌دهد؟ یک پاسخ احتمالی در تغییر بخش تولید نهفته است.

تولید به‌طور سنتی جایی است که بیشتر نوآوری‌ها در آن اتفاق می‌افتد. اما در کشورهای ثروتمند-به ویژه ایالات متحده-تولید به‌عنوان سهم تولید و اشتغال ده‌ها سال است که در حال کاهش است ، زیرا شرکت‌های چندملیتی تولیدات پرمصرف را به اقتصادهای با دستمزد پایین‌تر ، مانند چین یا کشورهای اروپای شرقی منتقل کرده‌اند. اگر نوآوری در محل تولید اتفاق بیفتد ، منطقی است که ظهور چین به‌عنوان یک نیروگاه تولیدی با افت نوآوری در کشوری مانند ایالات‌متحده مرتبط باشد. اما این نتیجه اجتناب‌ناپذیر نیست. این که آیا از دست دادن مشاغل تولیدی نوآوری را تضعیف می‌کند بستگی زیادی به نحوه سازمان‌دهی یک شرکت چندملیتی دارد – به‌ویژه پیوندهای بین جنبه‌های تولید و نوآوری این تجارت.

نویسنده : هیئت تحریریه دانشگاه کارآفرین

تأثیر نخبگان دانشگاهی در رشد صنعت کشور

تأثیر نخبگان دانشگاهی در رشد صنعت کشور

هدایت جوانان پرشور در صنعت

 

چندی است که ارتباط بین صنعت و دانشگاه نقل محافل صنعتی کشور علی‌الخصوص صنایع دولتی شده است و مدیران این صنایع در ابتدای تصدی خود در پست مربوطه، بارها جلساتی در این زمینه را برگزار کرده و چراغ سبزی به فرهیختگان دانشگاهی نشان می‌دهند، اما در واقع در اکثر اوقات این موضوع در همین مقدار مسکوت می‌ماند و خبری از همکاری دوجانبه صنعت و دانشگاه به گوش نمی‌رسد. دلایل عدم محقق شدن این همکاری به نوع اداره کردن سازمان‌ها برمی‌گردد و معمولاً در سازمان‌ها و صنایعی که نوع مدیریت آن‌ها بر پایه شایسته‌سالاری نبوده و انتصاب مدیران فقط به دلیل خالی نماندن مسند است، هیچ‌وقت ارتباطی بین صنعت و دانشگاه رخ نخواهد داد.

اما کمی از نگاه انتقادی فاصله بگیریم و نظر به فعالیت‌های مثبت در این زمینه انداخته و بیشتر در خصوص امکان ایجاد همکاری فیمابین صنعت و دانشگاه تأمل‌کنیم.

اولین قدم برای همکاری دوجانبه، افزایش سطح علمی دانشجویان و اصلاح سرفصل‌ها و عناوین دروس آموزشی در دانشگاه‌هاست. در اکثر دانشگاه‌ها بعضاً دروس و سرفصل‌هایی تدریس می‌شوند که جنبه تخصصی نداشته و بیشتر با عنوان اصلی رشته تحصیلی ارتباط دارند و همین باعث می‌شود که دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی با ذهنی سرشار از فرضیات و فرمول‌ها قدم به دنیای کاری بگذارند که به دنبال متخصص می‌گردد نه کسی که می‌تواند سخت‌ترین محاسبات ریاضی را در کوتاه‌ترین زمان حل کند!

پس دانشگاه‌های ما باید رویکرد پرورش متخصص را در پیش بگیرند که این امر با به‌کارگیری اساتید مجرب و حرفه‌ای و همچنین اصلاح عناوین درسی و البته صرف هزینه‌های بیشتر، امکان‌پذیر است.

قدم بعدی اصلاح تفکری است که در خانواده‌ها جا افتاده است که بر اساس آن فرزند خانواده حتماً باید به تحصیلات پس از دوران متوسطه در دانشگاه ادامه دهد و همین موجب می‌شود که تعداد زیادی دانشجو، به روش‌های سهل و آسان وارد دانشگاه شوند و علاوه بر ترافیک فارغ‌التحصیلی، بدون هیچ تخصصی در مسیر بازار کار قرارگرفته و آمار نخبگان دانشگاهی را با چالش جدی مواجه کنند!

اگر این افراد به طرق مختلف جذب صنایع شوند قطعاً آن صنعت دچار مشکلات فراوانی خواهد شد و پیشرفت محسوسی نخواهد داشت و اگر در بازار آزاد مشغول به کار شوند، هزینه و زمانی که در دانشگاه صرف کرده‌اند بیهوده بوده و سودی از آن حاصل نشده است.

گام بعدی، برنامه‌ریزی صنایع در جذب مستمر نخبگان و متخصصان دانشگاهی است و می‌تواند در قالب برگزاری آزمون و یا ایجاد پروژه‌های مختلف باشد که از این طریق نخبگان دانشگاهی علاوه بر گزینش صحیح توسط سازمان، از نظر بار علمی و مهارت تخصصی نیز سنجیده شده و پس از مدتی جذب می‌شوند که مثال عینی آن برگزاری آزمون استخدامی گروه صنعتی ایران‌خودرو بوده که چندی پیش برگزار شد و به‌موجب آن 400 نفر از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در رشته‌های مختلف در مقاطع کاردانی و کارشناسی پس از قبولی در آزمون و طی نمودن مراحل گزینش، جذب شرکت ایران‌خودرو می‌شوند. این عمل در اصل یک حرکت مثبت در تحقق همکاری صنعت و دانشگاه است که انتظار می‌رود سایر صنایع نیز از این روش جهت جذب نیروی متخصص خود استفاده کنند.

در نهایت و در گام آخر حمایت‌های دولتی است که باید صورت گیرد و از سازمان‌ها جهت جذب نیروهای نخبه دانشگاهی حمایت شود. گاهی هزینه‌های جذب نیروهای متخصص بسیار زیاد بوده و حتی با وجود سودآوری درازمدت، سازمان‌ها زیر بار این هزینه‌ها نمی‌روند که در این شرایط، کمک‌های دولتی می‌تواند کمی این فرآیند را تسهیل کند.

همه ما هنگامی که برای اولین بار قدم در دانشگاه گذاشتیم رؤیایی در سر داشتیم که چیزی جز پیشرفت کشور عزیزمان نبوده و خود را در بالاترین جایگاه در زمینه تحصیلی خود می‌دیدیم؛ چه می‌شود که پس از فارغ‌التحصیلی بخش اعظمی از آن جوانان پرشور و با استعداد، راهی مشاغلی می‌شوند که نه مرتبط با تحصیلاتشان است و نه مرتبط با علاقه‌مندی‌شان؟ اگر از همین امروز برنامه‌ریزی صحیحی صورت گیرد یقیناً تا 10 سال آینده کسانی که با عشق و علاقه رشته تحصیلی موردنظرشان را پیش‌گرفته‌اند، پس از پایان تحصیلات نیز در صنعت مرتبط با تحصیلشان فعالیت می‌کنند و می‌توانیم شاهد رشد و بالندگی صنعت کشور باشیم. هرجایی که دانشگاه و دانشگاهی حضور داشته باشد، پیشرفت و خرد حاکم خواهد شد به‌شرط آن‌که زمینه‌های صحیحی برای این امر ایجاد شود.

 

نویسنده: کسری واشقانی

پژوهشگر حوزه صنعت