نوشته‌ها

 ایلان ماسک می‌گوید ما به درآمد پایه جهانی نیاز داریم زیرا “در آینده، کار بدنی یک انتخاب است”

 ایلان ماسک می‌گوید ما به درآمد پایه جهانی نیاز داریم زیرا “در آینده، کار بدنی یک انتخاب است”

 

ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، به دلیل افزایش بالقوه روبات‌ها، از جنبش درآمد عمومی عقب می‌افتد – درواقع، او خودش روی یکی از آن‌ها کار می‌کند.

ماسک در سخنرانی روز پنجشنبه خود درزمینه هوش مصنوعی (AI) که توسط تسلا برگزار شد، گفت که در حال کار بر روی ایجاد “Tesla Bot” یا رباتی است که “کارهای خطرناک، تکراری و خسته‌کننده” را انجام می‌دهد تا انسان مجبور نباشد؛ اما ماسک تشخیص داد که ایجاد این ربات ممکن است جای مشاغلی را بگیرد که مردم در حال حاضر برای آن‌ها دستمزد دریافت می‌کنند، به همین دلیل است که او گفت درآمد تضمینی احتمالاً در آینده ضروری خواهد بود.

ماسک در طول ارائه گفت: “اساساً، در آینده، کار فیزیکی یک انتخاب خواهد بود.” وی افزود: “به همین دلیل است که من فکر می‌کنم در درازمدت نیاز به یک درآمد پایه جهانی است.” ماسک گفت که این ربات “دوستانه” خواهد بود و در ارتفاع 5’8 و به‌سرعت 5 مایل در ساعت می‌رسد؛ اما اگر ایجاد آن طبق برنامه پیش برود، مشاغل بسیاری از افراد را می‌گیرد.

درحالی‌که ربات ماسک هنوز کنترل خود را به دست نیاورده است، اما مشاغل سراسر کشور به‌جای پرداخت دستمزد به مردم، به اتوماسیون روی آورده‌اند. به‌عنوان‌مثال، اینسایدر قبلاً گزارش داده بود که رستوران‌هایی که ماه‌ها برای استخدام کارگران تلاش می‌کردند، به‌جای اینکه از یک پیشخدمت برای تهیه یک منو استفادع کنند، به کد QR مراجعه کرده‌اند.

علاوه بر این، Cracker Barrel یک برنامه تلفن همراه راه‌اندازی کرد که به مشتریان اجازه می‌دهد هزینه غذا را پرداخت کنند. مک‌دونالد آزمایش اتوماتیک درایو را از طریق سفارش در 10 مکان شیکاگو آغاز کرد؛ و برنامه‌های دیو و باستر برای گسترش سفارشات بدون تماس خود، به‌طور مؤثر از شر بسیاری از کارهای رستورانی که قبلاً انسان‌ها انجام می‌دادند خلاص می‌شود.

در صورت تداوم این روند، به‌احتمال‌زیاد درآمد پایه جهانی بخش مهمی از گفتگو خواهد شد. برخی از شهرها در حال حاضر برنامه‌های آزمایشی اولیه درآمد عمومی را برای گروه‌های هدف ساکنین آغاز کرده‌اند و کالیفرنیا اخیراً بزرگ‌ترین برنامه درآمد عمومی در سطح کشور برای قشر خاص اولویت‌بندی کرده است.

حتی باوجود این نگرانی که افزایش خودکارسازی مشاغل افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نوآ اسمیت، نویسنده علوم اقتصادی، در پست وبلاگ خود در 13 ژوئن نوشت که با توجه به اینکه افرادی که سفارش می‌گیرند و  مسافر می‌گیرند می‌توانند مهارت‌های ارزشمندی را توسعه دهند، اما می‌تواند رشد شغلی را بهینه کند.

حل معمای رهبری

حل معمای رهبری

آرزوی هر کارآفرینی این است که بیل گیتس، وارن بوفه یا لری پیج شود، هرکدام شرکتی تأسیس کردند، سال‌ها آن را رهبری کردند و سپس کنار رفتند تا جای خود را برای مدیرعامل خارجی باز کنند. بااین‌حال، مدیران عامل موفق، نژاد کمیابی هستند. طبق مطالعه‌ای که توسط World Management Survey انجام شده است، شرکت‌هایی که توسط بنیان‌گذاران آن‌ها رهبری می‌شوند 9.4 درصد از بازدهی کمتری برخوردارند و به‌طور مداوم نمرات مدیریتی پایینی دارند. هر دو این عوامل معمولاً با جایگزینی بنیانگذار-مدیر عامل افزایش می‌یابد.

در اکوسیستم استارتاپی هند، بیشتر اوقات، بنیان‌گذار، مدیرعامل است؛ بنابراین وقتی مدیرعامل خارجی وارد می‌شود، سروصدای زیادی ایجاد می‌کند. همان‌طور که در مورد Flipkart اتفاق افتاد وقتی‌که Kalyan Krishnamurthy جایگزین بنیان‌گذار Flipkart Bin Bansal به‌عنوان مدیرعامل شد یا زمانی که ریچا بنیان‌گذار Zivame از مدیرعاملی کنار رفت تا راه را برای Shaleen Sinha باز بزارد.

 کارشناسان معتقدند که مؤسسان اغلب به شرکت‌های خود وابسته می‌شوند و آن‌ها را متعلق به خود می‌دانند بنابراین کنار گذاشتن، کار دشواری است؛ اما از دیدگاه سرمایه‌گذاران، طبیعی است که آن‌ها انتظار دارند بنیان‌گذار کناره‌گیری کند تا راه را برای مدیرعامل باتجربه و ماهر که مجهزتر است و فرآیندهای تجاری روزانه را اداره می‌کند، باز کند.

بنابراین، واقعاً چه وضعیتی ایدئال است – بنیان‌گذار هدایت‌کننده یک استارتاپ یا مدیرعامل کسب‌وکار؟ «استارت‌آپ‌ها از تمایل عمیق بنیان‌گذاران برای حل برخی مشکلات مدنظر قرار می‌دهند. آن‌ها به طرق مختلف شخصیت بنیان‌گذار را منعکس می‌کنند؛ بنابراین، در مراحل اولیه، عملاً غیرممکن است که شرکت توسط کسی غیر از مؤسس اداره شود. به‌تدریج، با رشد این استارتاپ و دریافت منابع مالی بیشتر، مؤسس ممکن است به فکر آوردن یک مدیرعامل حرفه‌ای باشد.»

تیم دراپر، سرمایه‌گذار خطرپذیر آمریکایی و بنیان‌گذار Draper Fisher Jurvetson، مؤسس را ضربان قلب یک سازمان و مدیرعامل را مغز آن می‌داند. «یک استارتاپ می‌تواند بدون مغز کار کند، اما بدون قلب هرگز. ما تمایل نداریم از شرکت‌هایی حمایت کنیم که بنیان‌گذار آن‌ها در کار نیستند.» دراپر در مورد زمان ایدئال برای ایجاد یک مدیرعامل حرفه‌ای، توصیه می‌کند که در ابتدا باهم همکاری داشته باشید.

اما پس چرا برخی از بنیان‌گذاران در مدیرعامل بودن شکست می‌خورند حتی وقتی ایده‌های متفاوتی دارند؟ یکی از دلایلی که کارشناسان به آن اشاره می‌کنند، نگرش بنیان‌گذاران به سرمایه‌گذاران است. بسیاری از سرمایه‌گذاران تمایلی به سرمایه‌گذاری در شرکت‌هایی ندارند که به‌شدت به یک فرد وابسته هستند. آن‌ها می‌خواهند روی استارتاپ‌هایی سرمایه‌گذاری کنند که بتوانند بدون بنیان‌گذاران به‌خوبی عمل کنند، به همین دلیل است که برخی سرمایه‌گذاران بر استخدام مدیرعامل خارجی اصرار دارند. مسئله دیگر این است که مؤسسین اغلب تصمیمات مدیریتی را دشوار می‌دانند. آن‌ها می‌خواهند اما فقدان تخصص مدیریتی به آن‌ها اجازه نمی‌دهد. اکثراً معتقدند که فقط آن‌ها می‌توانند استارتاپ‌های خود را به سمت موفقیت سوق دهند.

استراتژی راه‌اندازی یک شرکت اغلب با استراتژی موردنیاز برای اداره آن متفاوت است. به‌منظور جلب حمایت سرمایه‌گذاران و هیئت‌مدیره، مدیران عامل باید توانایی توسعه و توضیح استراتژی تجاری خود را داشته باشند. به‌علاوه، ارائه ایده‌ای که بتواند درواقع مشتری را جذب کند و درآمد ایجاد کند، کاری بسیار دشوار است؛ اما هنگامی‌که بنیان‌گذاران به آنجا می‌رسند، نمی‌خواهند آن را رها کنند. آن‌ها گاهی این واقعیت را فراموش می‌کنند که شرکت بزرگ‌تر از هر فرد دیگری است و باید به رشد خود ادامه دهد، صرف‌نظر از اینکه چه کسی آن را هدایت می‌کند.

به گفته ویشش چندیوک، مدیرعامل، Grant Thornton Bharat LLP: همه‌چیز در زمان درست و همسویی قدرت تصمیم‌گیری در سال‌های اولیه با یک فرد، اما نظارت قوی بر فرد مدیرعامل. فیس‌بوک، توییتر و حتی مایکروسافت نمونه‌های خوبی از مؤسساتی هستند که سال‌ها مدیران خوبی در مشاغل با رشد بالا باقی‌مانده‌اند. وی می‌افزاید که بنیان‌گذاران باید بر روی توانایی‌های خود از طریق یک ذهنیت یادگیری مداوم کار کنند تا در ارتباط باقی بمانند و در استخدام افرادی که مکمل رفتاری آن‌ها هستند تردید نکنند.

در اکثر اکوسیستم‌های جهان، هر کسب‌وکاری به‌عنوان یک SME شروع می‌شود و یکی از بنیان‌گذاران آن رهبر است. در مورد مناسب بودن یک استارتاپ برای در نظر گرفتن جانشینی یک پاسخ واحد وجود ندارد. بااین‌حال، اکثر بنیان‌گذاران دارای یک غریزه فوق‌العاده هستند که کسب‌وکار آن‌ها را تقویت کرده است، آن‌ها نباید به مشاوران گوش دهند، آن‌ها باید بر اساس غریزه خود تصمیم بگیرند.

 

 نویسنده : هیئت تحریریه دانشگاه کارآفرین

اکوسیستم استارت‌آپ کشور برزیل

اکوسیستم استارت‌آپ کشور برزیل

با توجه به اهمیت شناخت اکوسیستم‌های کارآفرینی و نقش پر اهمیت آن‌ها در تقویت و هدایت استارتآپها، در اینجا قصد دارم عوامل مؤثر بر اکوسیستم کارآفرینی استارتآپهای کشور برزیل را شرح دهم.

پرورش کارآفرینی به یکی از مؤلفه‌های اصلی توسعه اقتصادی در شهرها و کشورهای جهان تبدیل‌شده است. تقویت کارآفرینی در جهت یک استراتژی توسعه اقتصادی موفق، “اکوسیستم کارآفرینی” نامیده می‌شود.

استارتآپ یک باور و حالت ذهنی است که در قالب یک شرکت برای رشد سریع طراحی‌شده است. استارتآپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی به وجود آمده است که عدم قطعیت و ابهام بالایی وجود دارد. کسب‌وکار نوپایی که علاوه بر عدم قطعیت زیاد، دارای پتانسیل بالا برای رشد هر چه بیشتر می‌باشد. در واقع استارتآپ یک سازمان موقت است که با هدف یافتن یک مدل کسب‌وکار مقیاس‌پذیر و تکرارپذیر به وجود آمده است.

شرکت‌های نوپا با رشد بالا تمایل دارند شانس موفقیت خود را بهبود بخشند و هنگامی‌که در یک اکوسیستم کارآفرینی قرار می‌گیرند، کسب‌وکارها را به توسعه و نوآوری ترغیب ‌نمایند.

سیلیکون‌ولی و اسرائیل برای موفقیتشان در توسعه کارآفرینی در جهان مورد تحسین واقع‌شده‌اند. آن‌ها توانسته‌اند در طول سال‌ها و دهه‌های اخیر، با توجه به متفاوت بودن سطح ابهام‌های پیش رویشان، در اکوسیستم کارآفرینانه، کارآفرینان را تشویق به شکوفا شدن نمایند و بیشترین تعداد استارت‌آپ‌های موفق را به دنیا ارائه نمایند.

سیلیکون‌ولی در یک جامعه یا کشور دیگر به سادگی با تکرار ویژگی‌های مشابه اکوسیستم کارآفرینی آن امکان‌پذیر خواهد بود. شناسایی عناصر توسعه کارآفرینی به شرایط خاص کشور مذکور برمی‌گردد. با توجه به معیار کارآفرینی (OECD) اکوسیستم کارآفرینی برزیل به دنبال شناسایی نقاط قوت و ضعف محیط کارآفرینی خود است تا بتواند با تمرکز بر توسعه استارت‌آپ‌ها، آن‌ها را به ابزار قوی برای موفقیت و پیشرفت استارت‌آپ‌ها تبدیل نماید.

نهادهای نظارتی تصمیم‌گیرنده برزیل نقش مهم توسعه اقتصادی کشور را در راستای تشویق ایجاد شرکت‌های جدید و نیاز به رفع محدودیت‌های قانونی و نظارتی و تلاش برای ایجاد و رشد کسب‌وکارها را درک کرده‌اند. از طرف دیگر، بازار شرکت‌های برزیلی با داشتن تعداد زیادی از مصرف‌کنندگان بالقوه، به‌عنوان یک نیروی اصلی در برزیل خود را معرفی می‌کند.

حال سؤالی که مطرح می‌گردد این است که آیا برزیلی‌ها تمایل دارند برای یک محصول نوآورانه هزینه بیشتری بپردازند؟ برای استارت‌آپ‌ها، لازم است که مخاطب هدف آن‌ها به‌طور عمیق بررسی گردد تا از ویژگی‌های آن مطلع شده و محصولات و خدماتی را تولید کنند که در واقع برای آن‌ها جذاب باشند.

در رابطه با دسترسی به تأمین مالی، واضح است که پیشرفت اقتصاد برزیل، باعث حضور سرمایه‌گذاران بالقوه‌ شده است؛ یعنی افرادی با سرمایه قابل‌استفاده جهت سرمایه‌گذاری‌های بی‌شمار در مرحله تصمیم‌گیری قرار دارند؛ بنابراین، برزیل منبع بسیار مهمی دارد که می‌تواند اکوسیستم کارآفرینی خود را به سمت جلو پیش ببرد و این کشور تمام تلاش خود را برای ایجاد شرکت جدید انجام داده است، حتی گزینه جذاب‌تر برای افراد سرمایه‌گذار، انتقال سرمایه‌گذاری به شرکت‌های نوپا به‌جای شرکت‌های بزرگ است.

همچنین استفاده هم‌زمان دانش و متخصصان، ظرفیت‌سازی برای بازار – کارآفرینان یا سایر موارد – هم از طرف نهادهای عمومی و هم از طرف دیگر بازیگران اکوسیستم موردتوجه قرارگرفته است، در واقع، سرمایه‌گذاری عمومی در آموزش، اقدامات برای تشویق ذهنیت کارآفرینی و قرار دادن متخصصان ماهر در بازار مانند تأمین تقاضای نیروی کار در طی روند رشد آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است.

از طرف دیگر، مسئولیت عملکرد عالی اکوسیستم بر عهده کلیه بازیگران موجود در آن است. کارآفرینان و محققان بازیگران موجود در اکوسیستم کارآفرین هستند، محققان و کارآفرینان می‌توانند با اشتراک‌گذاری مطالعات و تجربیات خود، به یکدیگر کمک کنند تا کاربردهای این دانش برای هر دو طرف روشن گشته و مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

علاوه بر این، کارآفرینان برزیلی دارای توانایی‌های مانند ابتکار عمل و تمایل به جدایی از مشاغل قدیمی برای توسعه کارآفرینی در کشور هستند. توسعه این توانایی‌ها به معنای تشویق شدیدتر کارآفرینی با رشد بالا می‌باشد که بازده اقتصادی و مالی گسترده‌ای برای کشور به همراه خواهد داشت.

ظرفیت‌سازی کارآفرینی بالطبع بر تغییر فرهنگ کشور در جهت کارآفرینی تأثیرگذار می‌باشد که احتمالاً به‌عنوان اهرم تشویقی برای سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی با ظرفیت کارآفرینی عمل خواهد کرد، همچنین فرصت حضور در بازارهای بین‌المللی و جذب استعدادهای خارجی از کشورهای دیگر را نیز فراهم می‌کند.

کشور برزیل با وجود تنوع موقعیت‌های منطقه‌ای می‌تواند شرایط بسیار خوبی جهت ایجاد استارت‌آپ‌ها در حوزه گردشگری باشد. تحقیق و مطالعه بیشتر در این خصوص می‌تواند به ایجاد دانش عمیق‌تری بیانجامد.

در انتها طبق مطالب ذکرشده، عوامل تأثیرگذار در اکوسیستم کارآفرینی استارت‌آپ‌ها در کشور برزیل عبارت‌اند از: چارچوب نظارتی؛ وضعیت بازار؛ دسترسی به ایجاد منابع مالی؛ انتشار دانش توانایی‌های کارآفرینی؛ فرهنگ کارآفرینی.

دکتر شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

 

فرهنگ‌های دیگر چگونه به کارآفرینی فکر می‌کنند؟

فرهنگ‌های دیگر چگونه به کارآفرینی فکر می‌کنند؟

کارآفرینی اغلب به‌طور واضح “آمریکایی” به نظر می‌رسد و اعتقاد دارد که تا زمانی که ایده خوب و اخلاق کاری خوب داشته باشید، می‌توانید شرکت خود را راه‌اندازی کنید و پول زیادی به دست آورید.

فرهنگ‌های غیر غربی ما چگونه به کارآفرینی نگاه می‌کنند و از آن‌ها چه می‌توانیم یاد بگیریم؟

آلمان

آلمانی‌ها دارای فرهنگ مبتنی بر اخلاق کار هستند. بااین‌حال، شروع یک تجارت در آلمان بسیار دشوارتر از سایر کشورها است – بانک جهانی آن را ازنظر سهولت راه‌اندازی یک کسب‌وکار در رتبه 113 جهان قرار می‌دهد. بخشی از این دلیل این است که آلمان مشاغل در دولت و شرکت‌های بزرگ تأسیس شده را در اولویت قرار می‌دهد. سخت‌کوش‌ترین افراد و بهترین استعدادها به دنبال مشاغل ثابت، برای اعتبار و پیشرفت هستند. این باعث می‌شود فرصت‌های کارآفرینی حداقل در استانداردهای آلمانی کمتر موردبررسی قرارگرفته و کمتر موردتوجه قرار گیرد. به‌طورکلی به لطف جمعیت مهاجر که ارزش‌های کارآفرینی بیشتری را در کشور به ارمغان می‌آورد، این کشور هنوز شاهد نرخ مناسب کارآفرینی است.

نیوزلند

بانک جهانی، نیوزلند را به‌عنوان برترین کشور برای سهولت راه‌اندازی کسب‌وکار رتبه‌بندی کرده است، اما فرهنگ این کشور چالش‌های منحصربه‌فردی را برای کارآفرینان محلی ارائه می‌دهد – یعنی پدیده TPS. این اصطلاح به تمایل مردم نیوزلند برای کاهش ارزش افراد استثنایی اشاره دارد، ظاهراً راهی برای تساوی زمین بازی است. طبق نظرسنجی اخیر کارآفرینان NZ، حدود 75 درصد از صاحبان مشاغل در نیوزلند گفته‌اند که TPS را یک پدیده واقعی می‌دانند و 42 درصد گزارش داده‌اند که شخصاً TPS را به‌عنوان صاحب مشاغل تجربه کرده‌اند. بر این اساس، کارآفرینان تمایل دارند تصمیمات جایگزین کمتری بگیرند و رویکردهای کمتری را که از هنجار خارج می‌شوند، اتخاذ کنند. بااین‌حال، نیوزلند به‌ویژه از کارآفرینانی دعوت می‌کند که برنامه می‌توانند رشد بالایی داشته باشند، می‌پذیرد و به آن‌ها پاداش می‌دهد.

چین

در چند دهه گذشته، چین مرکز اصلی تولید جهان بوده است، اما فرهنگ چین در حال تمرکز بر مزایای کارآفرینی است زیرا چین تلاش می‌کند خود را به‌عنوان یک مبتکر رو به رشد فناوری تغییر موقعیت دهد. دولت چین ابتکارات متعددی را برای افزایش نرخ کارآفرینی در نظر گرفته است که شامل 338 میلیارد دلار هجوم به شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر با حمایت فناوری و دولت است. افزایش منابع نقدی موجود برای مشاغل کارآفرینانه باعث افزایش علاقه به نوآوری می‌شود. علاوه بر فرصت‌های پولی، فرهنگ چینی باعث پرخاشگری و رقابت بیشتر بین کارآفرینان می‌شود. شهروندان چینی تشنه موفقیت هستند و مایل‌اند برای شانس موفقیت فداکاری‌های بزرگی انجام دهند. بر این اساس، استارتاپ های چینی سریع‌تر از همتایان آمریکایی خود رشد می‌کنند.

برزیل

برزیل مثال جالب دیگری است. میزان کارآفرینی آن در چند سال گذشته به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است تا حدی به دلیل افزایش علاقه برنامه‌های تحت حمایت دولت و سرمایه‌گذاران خطرپذیر آمریکایی. به‌عنوان یک بازار درحال‌توسعه که نرخ رشد اقتصادی بالایی دارد، برزیل دارای جامعه‌ای است که کارآفرینی را فرصتی امیدوارکننده برای صعود به طبقه اجتماعی جدید (به‌ویژه با توجه به نابرابری طبقاتی برزیل) می‌داند. علاوه بر این، شهروندان برزیلی تمایل بیشتری به کار در شرکت‌های کوچک و متوسط (SME) دارند تا شرکت‌های بزرگ. تقریباً 98 درصد از شرکت‌های برزیل SME هستند و مسئول 96 درصد مشاغل موجود هستند. این امر کارآفرینی و مالکیت مشاغل را جذاب‌تر می‌کند و سریع‌تر حرکت می‌کند.

به همین دلایل، اگر می‌خواهید یک رهبر تجاری موفق‌تر باشید، باز کردن دیدگاه شخصی شما در مورد کارآفرینی مهم است. تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های شما همه مهم هستند، اما نباید شما را از دیدگاه‌های دیگر در سراسر جهان کور کند.

عارفه داودی

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت و کارآفرینی

آیا کارآفرینان می‌توانند مشکلات اجتماعی و زیست‌محیطی جهان را حل کنند؟

آیا کارآفرینان می‌توانند مشکلات اجتماعی و زیست‌محیطی جهان را حل کنند؟

 

Global Maker Challenge یک پلتفرم نوآوری آنلاین که فرصتی را برای سازندگان و مبتکران فراهم می‌کند تا در هرکجای جهان که هستند، برای حل مشکلات دنیای واقعی که بر زندگی مردم تأثیر می‌گذارد، با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و همکاری کنند. این ابتکار برنامه‌ای تحت اجلاس جهانی تولید و صنعتی سازی (GMIS) است.

بدر العلما، رئیس کمیته سازمان‌دهی GMIS و همچنین عضو هیئت‌مدیره آژانس فضایی امارات، گفت که امارات متحده عربی در موقعیتی منحصربه‌فرد برای ایجاد روابط تجاری قرار دارد. وی گفت: این قسمت از جهان در تقاطع شرق و غرب بوده است. آنچه درنهایت اتفاق می‌افتد این است که شما شروع به توسعه خطوط تجاری می‌کنید و هنگامی‌که خطوط تجاری را توسعه می‌دهید یک ذهن تجاری ایجاد می‌کنید. وقتی یک ذهن تجاری ایجاد می‌کنید، ناگهان کارآفرین می‌شوید. وقتی کارآفرین می‌شوید، این روابط را در سراسر جهان توسعه داده‌اید.

 

برنامه جهانی غذا: پایان گرسنگی تا سال 2030

در بحبوحه درگیری‌ها و بلایای طبیعی، برای پایان گرسنگی تا سال 2030 ایده‌های جسورانه‌ای لازم است. برای شناسایی و پرورش ایده‌ها در راه‌حل‌های جهانی، شتاب‌دهنده نوآوری WFP از نوآوری‌های داخلی و استارت آپ های خارجی پشتیبانی می‌کند.

شتاب‌دهنده مستقر در مونیخ، بودجه نوآوری‌ها و استارتاپ ها را تأمین می‌کند. این یک محیط خلاقانه و مشارکتی است که از متخصصان، مشاغل، سازمان‌های غیرانتفاعی، جامعه مدنی و کارکنان برنامه جهانی غذا دعوت می‌کند تا باهم به چالش‌های بشردوستانه و توسعه بپردازند. تاکنون 48 پروژه پشتیبانی شده است. هشت مورد از آن‌ها در سطح جهانی در حال افزایش است و می‌تواند تا پایان سال به بیش از یک‌میلیون نفر از آسیب‌پذیرترین افراد جهان کمک کند.

هنگامی‌که مانوئل خوزه اوسا هورتادو، سرپرست عملیات WFP، در مورد چشم‌انداز این شتاب‌دهنده صحبت کرد. گفت: سناریوی ایدئال ما این است که تا سال 2030 بیکار شویم زیرا دیگر افرادی از گرسنگی و کمبود ریزمغذی‌ها رنج نمی‌برند. ما کاهش تصاعدی ناامنی غذایی و پاسخ بسیار مؤثرتر و کارآمدتر در مواقع اضطراری مانند درگیری‌ها و بلایای طبیعی را که محرک‌های عظیمی از ناامنی غذایی هستند، تصور می‌کنیم. راه‌حل نیاز به رویکرد سیستمی دارد، به همین دلیل است که ما به‌عنوان شتاب‌دهنده نوآوری نه‌تنها بر SDG 2 تمرکز می‌کنیم بلکه سایر سازمان‌های بخش بشردوستانه را قادر می‌سازیم تا از نوآوری، فناوری و طرز فکر کارآفرینانه استفاده کنند تا در کارهایی که انجام می‌دهند مؤثرتر باشند. به این معنا، میراث ما احتمالاً می‌تواند تأثیر زیادی داشته باشد، جایی که ما به‌عنوان شتاب‌دهنده نوآوری قادر خواهیم بود تا سال 2030 به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم 100 میلیون نفر را از گرسنگی به‌طور پایدار رها کنیم.

 

پوآ! اینترنت: غنی‌سازی زندگی از طریق اتصال

اتصالات اینترنتی غیرقابل‌اعتماد می‌تواند عواقب پرهزینه‌ای برای مشاغل داشته باشد: هر مقدار خرابی برنامه‌ریزی نشده می‌تواند بهره‌وری و ارتباطات را به‌طور کامل متوقف کند. پوآ! مأموریت آوردن اینترنت تجاری نامحدود برای جوامع تجاری کم‌درآمد است.

Dirk-Jan (DJ) Kueman، مدیر توسعه تجارت در pao! اینترنت، توضیح داد: “ما افراد را به هم متصل می‌کنیم و یک زمینه بازی برابر ایجاد می‌کنیم که در آن جوامع حاشیه‌نشین همان دسترسی دیجیتالی مانند سایر افراد را دارند.”

اندی هالسال، مدیرعامل پوآ! اینترنت، می‌گوید “تمام هدف ما از توسعه خدمات اینترنت فوق‌العاده کم‌هزینه در مناطقی مانند Kibera، Kawangware و Kiambu، تحریک جوامع کم‌درآمد و روستایی کنیا، با دسترسی به پهنای باند به‌راحتی قابل دسترسی بوده است. به‌طور فزاینده‌ای آشکار است که این امر مستلزم آن است که ما به کارآفرینان مشاغل خرد محلی و همچنین مصرف‌کنندگان عادی خدمت کنیم. این مشاغل برای دسترسی نامحدود به اینترنت به کمترین هزینه ممکن احتیاج دارند تا بتوانند فرصت‌هایی را که آنلاین بودن ایجاد می‌کند، واقعاً توسعه دهند.”

وقتی از او در مورد میراث سؤال می‌شود! گفت: “برای دسترسی به آموزش، اطلاعات و سرگرمی افراد، صرف‌نظر از موقعیت یا عمق جیب آن‌ها “.

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت و کارآفرینی

ایجاد یک برند بین‌المللی: چه چیزی را متمرکز کنیم و چه چیزی را بومی‌سازی کنیم؟

ایجاد یک برند بین‌المللی: چه چیزی را متمرکز کنیم و چه چیزی را بومی‌سازی کنیم؟

 

در چند دهه گذشته، جهان کوچک‌تر شده است و فرصت‌های جدیدی را برای مشاغل فراهم می‌کند. فناوری بر شیوه خریدوفروش ما تأثیر بسزایی داشته است و دسترسی به بازارهای وسیع‌تری را برای برندهایی که به دنبال رشد هستند باز کرده است. درعین‌حال، فن‌آوری و رفتار مصرف‌کننده در حال تکامل است، به این معنی که برندهایی که هنوز ثابت مانده‌اند بسیار سریع‌تر از هر نقطه دیگری در تاریخ در معرض رکود یا منسوخ شدن هستند. این روزها نوآوری بیش از یک کلمه کلیدی است – این یک نجات برای هر برندی است که قصد دارد یکی از بازیگران شناخته شده و غالب جهانی باشد. مسیر موفقیت در تجارت جهانی مملو از برندهایی است که موفق به نوآوری نشدند، مانند بلک بری که حرکت به صفحه‌های لمسی را نادیده گرفت، یا کداک که اولین دوربین دیجیتال بدون فیلم را اختراع کرد اما پتانسیل عکاسی دیجیتال را ندید. درس روشن است: یکی از آن برندها نباشید.



◊ حرکت در دریاهای کارآفرینی

در کل ثابت شده استارتاپ‌ها چابک‌تر از مشاغل بزرگ هستند؛ بنابراین موقعیت بهتری برای بر هم زدن وضعیت موجود دارند. استارتاپ‌ها نیز به دلیل آنکه می‌توانند زودتر از همیشه در مسیر رشد خود، جهانی شوند درنتیجه استفاده از بازار بین‌المللی می‌تواند ثمربخش باشد. با این دسترسی جهانی، یک معضل پیش می‌آید: چه چیزی را متمرکز و چه چیزی را بومی‌سازی کنیم. استفاده از چندین بازار آسان نیست. این شامل تصمیم‌گیری در مورد آنچه باید در کجا و چگونه آن محصول یا خدمات توسط مخاطبان درزمینه‌های مختلف فرهنگی که به زبان‌های مختلف صحبت می‌کنند، خواهد شد، می‌شود. در دنیای ایده آل، یک استارتاپ محصول یا خدمات فوق‌العاده‌ای را ارائه می‌دهد، آن را به بازاریابی هوشمندانه عرضه می‌کند و سریعاً با جذب مشتری پاداش می‌گیرد. بااین‌حال، به نظر می‌رسد که در مورد ایجاد برند، یک رویکرد همه‌جانبه کار نمی‌کند. متمرکزسازی می‌تواند مزایایی را به همراه داشته باشد، هزینه‌ها را کاهش داده و از بهترین محصولات و ایده‌های بازاریابی شرکت حداکثر استفاده را برد، اما در بازارهای کمتر آشنا نیز می‌تواند شناخته شدن را از دست بدهد؛ بنابراین، چه چیزی را باید محلی نگه دارم و کجا باید گسترش دهم یا تنوع دهم؟ ما به دنبال افزایش حداکثر اثربخشی با اولویت‌بندی محلی سازی هستیم. در غیر این صورت، ما کارایی جهانی را در اولویت قرار می‌دهیم. تمرکز و محلی سازی می‌تواند هم‌زمان باشد. نمونه‌های زیادی وجود دارد که تولیدکنندگان یک محصول را با نام‌های تجاری مختلف بازاریابی می‌کنند (در ایالات‌متحده تردهای کاکائو در استرالیا پاپ کاکائو نامیده می‌شود). یا همان محصول با فرمول متفاوت (کوکاکولا مکزیکی با شکر نیشکر تهیه می‌شود، درحالی‌که کوکاکولا آمریکایی با شربت ذرت با فروکتوز بالا تهیه می‌شود)؛ یا ایجاد محصول به‌طور خاص برای بازار محلی (در شانگهای، KFC به برگرهای اردک پکن سرو می‌کند).

رویداد کارآفرینی کارنو با حمایت کانون پتنت معاونت علمی برپا میشود

جهانی شدن یا رکود؟

حتی اگر به محصولی که مورد پذیرش جهانی قرار گرفته باشد توجه کنید، به‌احتمال‌زیاد پیام بازاریابی باید محلی سازی شود. نمونه‌های زیادی از اشتباهات در ترجمه که منجر به خرابی محصول پرهزینه شده است و تعداد خطاها در ترجمه فرهنگی وجود دارد؛ بنابراین بزرگ‌ترین مسئله در ایجاد یک برند بین‌المللی این نیست که آیا جهانی می‌شود یا خیر. این نحوه جهانی شدن است بین ایجاد یک نام تجاری جهانی و انعطاف‌پذیری و نوآوری کافی برای حفظ ارتباط در هر بازار، یک عمل تعادل ظریف وجود دارد. نوآوری فرآیندی نیست که با یک محصول به پایان برسد. با تغییر جهان، محصولات و برندها نیز باید تغییر کنند. آن‌هایی که جلوتر از بازی هستند و تقاطع بین تمرکز و محلی سازی را پیدا می‌کنند که متناسب با نام تجاری، محصول و بازار باشند.

 

بازشناسی ارتباط کهنِ صنعت و هنر

بازشناسی ارتباط کهنِ صنعت و هنر

لزوم بازنگری در آموزش عالی رشته های هنری

 

اثر هنری از جاری ساختن حس و الهام به درون عالم محسوسات پدید می‌آید. این اثر، در کشاکش حرکتش؛ رنگ و نقش و یا آوا و حرکت را بر پیکره جهان هستی، ثبت می‌کند. بدین ترتیب، آثار هنری پس از سال‌ها و حتی قرن‌ها، گوینده احوال روزگار خویش، باقی می‌مانند. در این میان، هنرمند با گوش فرادادن به موسیقی افلاک، دست‌به‌کار می‌شود و بی‌بدیل‌ترین اثر عالم را خلق می‌کند. این اثر، به‌منزله تفکر، دست سازه، تحرک و یا آوای دل‌نشینی می‌شود که از رنگ و لعابِ طبیعت، مایه گرفته است.

بر این اساس در بسیاری از زمان‌ها، آثار هنری علاوه بر ثبت زیبایی‌ها، در پی تکمیل طبیعت برآمده و نقشی کاربردی، در راستای ایجاد سودمندی ایفا کرده‌اند. اینک این سؤال به ذهن خطور می‌کند که به‌راستی هنر، تنها به بیان زیبایی‌ها می‌پردازد یا هدفش ایجاد سودمندی برای بشریت است؟

در قرون کهن، تفکیک میان مهارت تولید فرآورده‌های صنعتی و آفرینش‌های هنری، بسیار دشوار بوده است. به‌طوری‌که در یونان باستان، هنر و صناعت را همپای هم دانسته و به هنر به چشم صنعتی دستی می‌نگریستند.

آنان واژه “تخنه” را که هم جنبه ساخت‌وساز داشت و هم جنبه دانستن؛ برای این منظور به کار می‌بردند. تخنه؛ واژه‌ای بوده که بر هنر، صناعت، مهارت و فناوری دلالت می‌کرد و در سیر تطور تاریخی خود، در دوره مدرن نیز به دو مؤلفه تکنولوژی و هنر تقسیم‌شده است.

هم‌اینک با نگاهی به پیوندهای تاریخی و مفهومی آن، این موضوع را بررسی کرده و اشتراکات و افتراقات آن را درمی‌یابیم.

بحث نظری درباره هنر و صنعت، نخستین بار توسط فلاسفه نامداری چون افلاطون و ارسطو مطرح شد. آن‌ها هنر را از لحاظ مباحث هستی‌شناسی، تعلیم و تربیت، اخلاق و اجتماع تبیین کردند و به این شکل طرح پرسش‌ها از ذات و ماهیت و وجوه اشتراک و افتراق صنعت و هنر آغاز شد.

افلاطون، هنر را در جایگاهی سودمند و کاربردی، قرار داد. او همچون استادش سقراط، به جهانی ورای جهان مادیات اشاره داشت و معتقد بود که اصالت، کمال و زیبایی هر پدیده‌ای، قبلاً در جهانی دیگر، به نام عالم مُثُل آفریده‌شده است. لذا هنر از دید او، در مرتبه دومِ تقلید از آفرینش قرار داشت.

در لغت‌نامه دهخدا نیز هنر به معنای علم، معرفت، دانش، فضل، فضیلت، كمال، كیاست، فراست و زیركی آمده است. همچنین هنر را دارای دو بعد خوانده‌اند: یك بعدِ آن؛ بر فرزانگی، فرهیختگی و كمال و بعدِ دیگر آن؛ بر توانایی بیان افكار، احساسات، عواطف، تخیلات و تفكر در قالب یكی از رشته‌‌های هنری دلالت می‌کند.

در این میان، هنرهای زیبا بدون توجه به کارکرد، بر اساس ذهنیت و خلاقیت هنرمند خلق‌شده و در آن‌ها کیفیت‌های زیبایی‌شناختی، بر اساس ذوق و سلیقه قضاوت می‌شوند؛ اما هنرهای کاربردی علاوه بر در نظر گرفتن جنبه‌های زیبایی شناسانه، با هدف کارایی عجین شده و شکل می‌گیرند.

بنابراین ردپای ارتباط هنر و صنعت، در اولین نشانه‌های به‌جامانده از هنر در فلسفه غرب، دیده‌شده و هنرمند به‌عنوان صنعت گری ماهر پرورش داده می‌شده است. از این‌رو، کاربرد هنر، تنها به زیبایی ختم نمی‌شده، بلکه هدف داشته و هدفش ایجاد سودمندی برای بشریت بوده است.

پس‌ازآن دوره، با انقلاب کانت در فلسفه که به چرخش کوپرنیکی کانت مشهور است، توجه به زیبایی از اوبژه به سوبژه تغییر یافت و مهم‌ترین تفاوت زیبایی‌شناسی مدرن و زیبایی‌شناسی کلاسیک رقم خورد. سرشت زیبایی به همراه چیستی هنر، موضوعات اساسی در زیبایی‌شناسی فلسفی شدند. با این دیدگاه، زیبایی به‌طور سنتی جزئی از ارزش‌های نهایی از جمله خوبی، حقیقت و عدالت شمرده شد.

با بسطِ موضوعِ فوق درمی‌یابیم که؛ زیبایی، زیوری نیست که به گردنِ هنر آویزان شود، بلکه نتیجه کارکرد انطباقیِ ارزش‌های موجود در اثر هنری، بر ارزش‌های مادی در ذهن مخاطب است؛ بنابراین کمیت و کیفیت آن به‌طور مستقیم؛ با سیستم اقتصادی، اجتماعی، بافت فکری، فلسفی، فرهنگی و حتی سنتی جامعه ارتباط دارد.

همچنین هنرهای کاربردی اغلب ترکیبی از هنر و تکنیک هستند. ازاین‌رو مفهوم سودمندی و هنر که در واژه تخنه در یونان باستان نهان بود، در دوران صنعتی به دو مفهوم متمایز تقسیم شد؛ یکی مفهوم تکنیک، با اشاره به مهارت‌های مهندسی و دیگری مفهوم هنر، مجزا از پیشرفت فنی و تکنیکی.

بنابراین در دوره‌های طولانی در گذر زمان؛ برخی از هنرها، به‌عنوان زیرمجموعه‌هایی از صناعت‌های سودمند طبقه‌بندی شدند و با حمایت از سوی اصناف و انطباق بر نیازهای اقتصادی یا اجتماعی، نظم و سامان یافتند. همچنین از دیدگاه جامع شناختی نیز چون یک هنرمند، با مواد و مصالح سروکار داشته، یک صنعتگر به شمار می‌آمده است.

در پایان می‌توان نتیجه گرفت که هنرمند و صنعتگر به خاطر کاری که با دقت انجام می‌دهند و دغدغه‌های شخصیِ انجام آن را دارند؛ زیبایی را می‌جویند و هم‌ردیف هم قرار می‌گیرند. پس آنچه امروزه با نام هنرهای کاربردی یا تولید هنری نامیده می‌شوند درست به همین دغدغه‌ها اشاره دارند.

 

نویسنده: مهندس بنفشه دین­محمدی آذری

پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

پارک فناوری جزیره ونکوور، بریتیش کلمبیا

پارک فناوری جزیره ونکوور، بریتیش کلمبیا

در سال 1973، Glendale Lodge به عنوان یک بیمارستان مسکونی برای بیماران دارای معلولیت شدید افتتاح شد. از آنجا که در سال 1996 تخلیه شد، به دلیل منسوخ بودن، ساختمان مورد استفاده قرار نگرفته بود. در سال 1996 که دیگر برای این کار مناسب نبود، این ساختمان خالی ماند تا اینکه در سال 2000 دولت استانی تبدیل بیمارستان 165،000 مترمربعی سابق به پارک فناوری تحقیقاتی را تصویب کرد. در نوامبر 2001، VITP رسماً افتتاح شد. Lodge در یک مقاوم‌سازی اقتصادی نوسازی شد که از زیرساخت‌های موجود استفاده می‌کرد و ضمن حفظ معماری هم‌افزایی، هزینه‌های توسعه و جامعه را به‌طور قابل‌توجهی کاهش می‌داد. بیمارستان سابق دچار تغییرات شد و سیستم‌های مکانیکی و الکتریکی جدیدی نصب شد که برای پارک فناوری مناسب بود. پس از تأیید مجوز تبدیل، به مدیران پروژه 12 ماه فرصت داده شد تا ساختمان را به کاربری جدید خود طراحی، ساخت‌وساز و بازسازی کنند. بودجه 11 میلیون و 900 هزار دلار تعیین شد.

با گذشت حدود یک ماه از مراحل طراحی، تصمیم به ساخت پروژه به‌عنوان نمونه‌ای از ساختمان سبز و طراحی سایت گرفته شد. احساس می‌شد که توسعه VITP به‌عنوان یک ساختمان سبز می‌تواند به بازاریابی پروژه کمک کند (که آن را دارد) و همچنین ویترین برای تشویق دیگران به توسعه ساختمان‌های سبز در جامعه برای کمک به حفظ کیفیت زندگی در منطقه ما است. اگرچه در بودجه محدود اولیه، ساختمان سبز پیش‌بینی‌نشده بود، اما پروژه به‌موقع و با بودجه ارائه شد. در واقع ابتکارات سبز مانند کاهش مدیریت پسماند به جبران برخی از هزینه‌های غیرمنتظره‌ای که در هنگام بازسازی ایجادشده بود کمک کرد. در آوریل 2005، دانشگاه ویکتوریا پارک فناوری جزیره ونکوور را از BCBC – بخش املاک و مستغلات دولت استان به قیمت 20.2 میلیون دلار خریداری کرد.

با ارائه کمک‌های راه‌اندازی شده در ویکتوریا و موارد دیگر، پارک فناوری جزیره ونکوور (VITP)، دانشگاه ویکتوریا، با ارائه زیرساخت‌های فیزیکی که منابع استانی، ملی و بین‌المللی را با شرکت‌های نوظهور یا در حال رشد فناوری ارتباط می‌دهد، رشد فناوری را در جزیره ونکوور تسهیل می‌کند. VITP به‌عنوان یک واحد تجاری جداگانه پاسخگو از طرف سرمایه‌گذاری دانشگاه ویکتوریا و از طرف جزیره پارک فناوری ونکوور فعالیت می‌کند. VITP دارای یک هیئت‌مدیره مستقل متشکل از رهبران صنعت و دانشگاه است که در جهت استراتژیک پارک کمک می‌کنند.

این پارک در ویکتوریا، بریتیش کلمبیا، به‌عنوان دومین بخش بزرگ فناوری BC واقع‌شده است و یک مرکز مهم برای فعالیت‌های فناوری است و از ونکوور، سیاتل، پورتلند، سانفرانسیسکو و دیگر مناطق حاشیه اقیانوس آرام به‌راحتی قابل‌دسترسی است. VITP بر همکاری با سازمان‌هایی مانند IDC، VIATeC، NRC-IRAP و دانشگاه‌ها و کالج‌ها برای کمک بهتر به جامعه فناوری پیشرفته متمرکز است. VITP با بیش از 191،000 فوت مربع منطقه قابل اجاره در فاز I، یک طرح جامع طراحی کرده است که 250،000 فوت مربع اضافی را در خود جای خواهد داد که می‌تواند محیط ایده آلی را برای شرکت‌های در حال رشد فناوری فراهم کند. پارک قابلیت آزمایشگاه، سیستم‌های الکتریکی و تخلیه ویژه و جدیدترین فناوری انتقال داده را ارائه می‌دهد. طراحی‌های انعطاف‌پذیر امکان تغییر الزامات موجود و همچنین نیازهای شرکت‌های نوپا را فراهم می‌کند.

VITP 35 هکتار یک مرکز تحقیقاتی و فناوری مدرن را در اختیار شما قرار می‌دهد که ضمن ایجاد امکانات نظیر استودیوی تناسب‌اندام، خلاقیت و بهره‌وری مستأجران خود را از طریق خوشه‌بندی سلول‌های سوختی، رسانه‌های جدید، بی‌سیم، علوم زیست‌فناوری، فناوری اقیانوس و ICT افزایش می‌دهد. در حال حاضر، مرحله I VITP دارای 97 درصد اشغال است و برای ایجاد رشد بیشتر در بازار یک برنامه‌ریزی اصلی را آغاز کرده است.

VITP فضایی را فراهم می‌کند که نزدیکی فیزیکی شرکت‌های مکمل، شرکای صنعت، مربیان تجاری و امکانات پشتیبانی و سرمایه‌گذاران به شرکت‌های کوچک و در حال رشد امکان رشد می‌دهد. مشتریان VITP شرکت‌های پیشرفته با اندازه‌های مختلف هستند – توسعه‌دهندگان نرم‌افزار، آزمایشگاه‌های بیوتکنولوژی و دارویی، شرکت‌های تحقیقاتی و مشاوره‌ای و سرمایه‌گذاران خطرپذیر.

از نقاط قوت پیشنهادی VITP می‌توان به طراحی محیطی در سطح جهانی و امکانات پیشرفته و همچنین موقعیت آن در مرکز جوامع دانشگاهی، سرمایه‌گذاری و تحقیق و توسعه جزیره ونکوور اشاره کرد. پارک نه‌تنها از نظر املاک و مستغلات، بلکه از لحاظ توسعه اقتصادی استراتژیک تعریف می‌شود. VITP برای توسعه تحقیقات و فناوری به P12 منطقه بندی شده است – نه ترکیبی از فناوری پیشرفته، صنعتی و تجاری بلکه 100٪ فناوری پیشرفته.

دیدگاه ما: ما افراد و ایده‌ها را قادر می‌سازیم تا از طریق قدرت مکانی خود – یک محیط فیزیکی و فرهنگی که نوآوری، دانش و رشد شرکت‌های کوچک تا متوسط را تسریع می‌کند، به هم متصل کنند تا منافع دانشگاه ویکتوریا و کل جامعه را فراهم کند.

 

ارزش‌های ما:

خدمات – ایجاد یک فضای اجتماعی و جسمی یکپارچه و توجه ما به نیازهای منحصربه‌فرد مشتریان، موفقیت آن‌ها و ما را امکان‌پذیر می‌کند.

پایداری مالی و زیست‌محیطی – مدیریت صحیح مالی و زیست‌محیطی، بازگشت کارآمد و مؤثر سرمایه‌گذاری‌های ما را تضمین می‌کند.

فرهنگ کارآفرینی – روحیه حمایت “می‌تواند انجام دهد” ماده اصلی توانایی ما برای مشارکت در ایجاد سرمایه‌گذاری‌های جدید است.

محیط همکاری – فضای پویای شبکه‌های تعاونی ما اکتشاف و پیشرفت موضوعات، ایده‌ها و روش‌های متداول را به هم متصل و تسهیل می‌کند.

رهبری اندیشه – نسل مداوم دیدگاه‌ها و ایده‌های جدید ما نوآوری و موفقیت کارآفرینی را تحریک و تقویت می‌کند

مردم – جو ما نیروی کارآگاه، خلاق و متعهد فزاینده‌ای را تحریک و رشد می‌کند.

خدمات:

پشتیبانی فناوری اطلاعات: VITP دسترسی به ارائه‌دهندگان خدمات IT در محل را فراهم می‌کند. آن‌ها با تجهیزات، شبکه و سرورهای خود به مستأجران دسترسی پشتیبانی فنی می‌دهند و برنامه‌های پشتیبانی ویژه VITP را ارائه می‌دهند که می‌تواند متناسب با نیازهای فردی تجارت باشد.

پشتیبانی ارتباطات: VITP به مستاجرین امکان دسترسی به یک محیط شبکه قوی IT را می‌دهد VITP در حال حاضر یک مدل خدمات مدیریت‌شده ارائه می‌دهد که IP تلفنی و مدیریت شبکه کامل را برای شرکت‌های داخل پارک فراهم می‌کند. شرکت‌های موجود در VITP می‌توانند از زیرساخت‌های موجود برای یک هزینه کم ماهانه استفاده کنند و در وقت و منابع ارزشمند صرفه‌جویی می‌کنند.

نیروی پشتیبان: VITP یک ژنراتور فوق مدرن پشتیبان در سایت ارائه می‌دهد. این ژنراتور 900 کیلووات ساعتی به VITP امکان می‌دهد تا در صورت قطع برق در منطقه، کاملاً عملیاتی بماند. همه مستأجرها می‌توانند برای نیازهای برق خود به ژنراتور متصل شوند.

زیرساخت فنی: VITP مجموعه وسیعی از ویژگی‌های فنی را به مستأجران خود و کاربران مرکز کنفرانس ارائه می‌دهد و اتاق‌های POP اختصاصی برای ارتباطات شاو، بل کانادا، TELUS و BCNET را فراهم می‌کند.

از اتصال به ارتباطات، VITP آخرین جدیدترین فناوری اطلاعات را برای مستأجر و کاربران به نمایش می‌گذارد.

·        زیرساخت LAN امن با دسترسی به هر نقطه از ساختمان و انزوا برای هر مستأجر محلی

·        پهنای باند بالا 10/100 مگابایت داده و خدمات اینترنتی

·        مسیریابی و فایروال اینترنت پرسرعت

·        دسترسی از راه دور رمزگذاری شده VPN (شبکه خصوصی مجازی) دسترسی به شبکه VITP

·        سیستم صوتی و تصویری مبتنی بر IP

·        پست صوتی با یکپارچه‌سازی ایمیل ایمن برای هر مستأجر

·        دسترسی بی‌سیم عمومی به اینترنت

VITP محیطی را ایجاد می‌کند که به شرکت‌ها امکان می‌دهد شغل‌هایی با ارزش بالا برای جامعه جذب کنند. در شناسایی و معرفی فرشتگان، سرمایه‌گذاران خطرپذیر و بانکداران نهادی بسیار تلاش می‌کند VITP اعتبار شرکت‌های خود و شرکای نهادی دانشگاهی خود را ارتقا می‌دهد. شرکای VITP با انجمن‌های فناوری برای جذب و حفظ شرکت‌های با فناوری پیشرفته همکاری می‌کندVITP توسعه همکاری‌های پایدار بین صنایع منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی، دولت‌ها و نهادهای دانشگاهی را فراهم می‌کند.

 

نویسنده: عارفه داودی

پژوهشگر حوزه کارآفرینی

 

کارگو بایک – کسب‌وکار مبتنی بر دوچرخه

کارگو بایک

کسب‌وکار مبتنی بر دوچرخه

از زبان حامد مهر افروز معلم کارآفرینی و مؤسس برکه

 

داستان راه‌های رفته‌ی قبل از برکه

داستان از اونجایی شروع میشه که تقریباً سال 94 بود که تصمیم گرفتم سبک زیستنم رو عوض کنم. اولش با دوچرخه شروع کردم به طی طریق و یادگرفتن اصول و آدابش.

از 18 سالگی که طلب کرده بودم مستقل بشم رفته‌رفته هم‌زمان بعد دو سال وارد دانشگاه شدم و از دوران دانشجویی چون رشتم مهندسی مکانیک بود، علاقه‌مند شده بودم به انرژی‌های نو که استادم گفت اینجا کسی بودجه تحقیقات نمی‌ده بهت برو و زندگی تو بساز، راهی شدم برای یافتن دنیاهای دیگه، از کار در رستوران در تهران گرفته تا نگهداری از سالمندان و تراکت پخش‌کنی و رفته‌رفته سوق پیدا کردم به دست‌فروشی لباس‌زیر و نیاز به پول داشتم برای یادگیری علوم انسانی. از در علم الابدان طب قدیم ایران واردشده بودم و در جستجوی دیگر مکاتب و دیدشون نسبت به انسان، از عرفان اسلامی گرفته تا عرفان غربی و علوم قدیم و هم‌زمان در هر هفته هم خوی بودم که کلاس‌های دانشگاه برم هم مرند دیدار خانواده، هم تهران برای فروش و شرکت در کلاس‌های عرفان و سنگ درمانی و شاگردی پیش استاد خیراندیش و دیدار دراویش در کرمانشاه و چند سالی اوضاع بدین منوال می‌گذشت و با اتوبوس‌های بنز قدیمی هم‌فاز شده بودم و با چراغ پیشانی کتاب قرابادین کبیر عقیلی خراسانی رو بازنویسی کردم به زبان روز و با علم ترکیب گیاهان آشنا شدم و مقالات شمس و منطق‌الطیر هم در همون اتوبوس‌ها می‌جوندم و درراه .

تا اینکه روزی ترمزدستی کشیدم بر هرچه بود و ازدواج و تلاش برای تولید توسط مراکز تحقیقات داروسازی دانشگاه تبریز و چون نشد تولید سرکه و تولیدی کیف چرمی و غیره و باز در سال 94 ترمزدستی کشیدم تا مسیر سفر زندگی‌ام رو بررسی کنم و شروع کردم به سفر با موتور و دوچرخه و کوله‌پشتی و بررسی کسب‌وکارهای کوچک و می‌گشتم و نگاه می‌کردم و می‌پرسیدم و یاد می‌گرفتم و از وقتی فهمیدم دارم پدر میشم، وارد وادی یادگیری درباره فرزند و استعدادهاش و متدهای مختلف یادگیری شدم و با نظام‌های تعلیم و تربیت و معایب و مزایاش آشنا شدم تا اینکه دخترم سال 95 به دنیا اومد، و ازاین‌پس اسم مسیرهایی که قرار بود برم رو گذاشتم سفرهای پدر، برای همین بچه‌هایی که بعدازاین باهاشون آشنا شدم بهم میگن ددی و الان در پیج خودم به نشونیه (https://berkehmehrafrouz.ir/ ) داستان‌های خروجی هام با اسم مستعار ددی هست.

 

بعد سارا سفرهام باز ادامه داشت و داره، از کشورهای اطراف گرفته تا شهرهای ایران و هر سفری با موضوع خاص خودش گاهی مسیر تأثیر محیط بر کسب‌وکار رو جستجو کردم و تأثیرات اجتماعی فرهنگی بر کسب‌وکار رو یاد می‌گرفتم و گاهی برای یافتن پتانسیل‌های گردشگری روستاها از منظر فرهنگی و غیره ، گاهی برای یافتن و پیدا کردن بسته‌بندی‌های دوست دار محیط‌زیست راهی روستاهای شمال می‌شدم تا فراروی بامبو رو ببینم و استفاده انسان‌های اون منطقه از علف‌ها ، سال 96 بود که خواستم بر این آموخته هام جنبه علمی ببخشم و بیشتر بیاموزم و از طرفی در قیدوبند کلاس‌ها و دانشگاه نمی‌خواستم باشم ، پس هدفم دانشگاه‌های الکترونیکی بود و رشته کارآفرینی که بخشی از جهان زیستم باهاش پیوند داشت.

از بین چهار دانشگاه الکترونیکی که این رشته رو برای مقطع ارشد داشتن، دانشگاه آزاد واحد الکترونیکی قبول شدم و جمع‌بندی جهان زیسته‌ام از منظر علم کارآفرینی که تخصصی میان‌رشته‌ای بود .

باورم این بود و هست که همچون علوم قدیم بعد از بازه‌ای تخصص گرایی کم‌کم دنیا نیاز داره به تخصص‌های میان‌رشته‌ای همچون کارآفرینی  که ترکیبی است از چند رشته و زاویه دید.

رفته‌رفته در کشورهای اطراف که با موتور سفر می‌کردم و با توریست‌های خارجی رفاقت می‌کردم با موضوعاتی همچون کارآفرینی اجتماعی به معنی پروسه خلق ارزش اجتماعی و کارآفرینی پایدار به معنی خلق ارزشی جدید مسئولانه آشنا شدم.

به زبان ساده بگم، در طب قدیم وقتی بیماری عارض می‌شد بر تن ، حکیم و طبیب اون رو خروج بخشی از بدن از اعتدال تعریف می‌کرد و دارویی می‌داد برای رساندن آن بخش به‌اعتدال ماهیت اصلی  همون بخش، تا حدودی می‌شد خلق ارزش جدید در کارآفرینی پایدار رو چنین معنی کرد.

همچون دارویی برای رساندن محیط به‌اعتدال. و چون کثرت نظر زیادی در این بخش بود و هر کس و اندیشمندی با دیدی به موضوع نگاه می‌کرد و دراین‌بین کسب‌وکارهایی از این نام سوءاستفاده می‌کردن تا بازار جدیدی تعریف کنن، پس با مشاوره از دوستم که پژوهشگر فلسفه علم بود، شروع کردم و راهی شدم به ریشه علم تا ببینم سرچشمه این نظریاتی که میگن کجاست، سپس نیاز پیدا کردم تا بیشتر درباره جوامع و دیدگاه انسان شناسان رو مطالعه کنم، چون درمان بدون شناخت علم درمان و موردی بنام بدن در طب قدیم معنی نداره، پس در این حوزه هم باید علاوه بر روش‌های درمان، جوامع انسانی رو بیشتر می‌شناختم، بعد از دیدن زوایای مختلف رسیدم به جوامع شکارچی گردآورنده که الیزابت مارشال توماس انسان‌شناس و اولین مشاهده‌گر این جوامع بود، پس دیدگاه‌های اون رو بررسی کردم و با پژوهشگرانی همچون پیتر گری آشنا شدم که در حوزه روانشناسی به دلیل پسرش وارد یادگیری انسان شده بود و درباره نظریات تعلیم و تربیت و تفاوتش با یادگیری دیدگاه‌هایی داشت، حس همزادپنداری داشتم باهاش و منم به خاطر دخترم وارد وادی روش‌هایی یادگیری شده بودم.

همین‌طوری راه می‌رفتم و در جاده‌ها و مسیرها آنچه یاد می‌گرفتم با این جهان زیسته ترکیب می‌کردم و می‌نوشتم و مسائل رو با این دید بررسی می‌کردم و تصمیم گرفتم بیشتر داخل در حوزه کارآفرین پایدار بشم و این مسیر رو انتخاب کنم برای ادامه

 

داستان پیدایش فلسفه برکه

همینطور که پیش میرفتم و در سایش با محیط و دانشگاه و سارا و جهان زیسته ام یکسری بازیهایی که بر حسب دغدغه ای ایجاد شده بودن کم کم وقتش رسیده بود که عملی کنم و اینبار در عمل بسنجم و مسیرم رو تکامل بدم و این خروجی هایی که در بخش پروژه ها میبینید همانهاست، که مسلما طی زمان تغییر و تکامل پیدا خواهند کرد.

چون همچون رودی جاری بودم و از هر مسیری چیزی با خود جمع کرده بودم تصمیم گرفتم مهاجرت معکوس کنم به یک روستا و محل کار و زندگیم اونجا باشه و اسمشو گذاشتم برکه و این وبسایت قصه برکه رو روایت خواهد کرد.

برکه برای اینکه همچون نامش غنی بشه و ماهیتی داشته باشه، همان بازی مموری وال که روی سومین موتور سفرم اوزگور اعمال کردم و هر کسی که دوست داشت در مسیر میتونست یادگاری روش بنویسه، برکه هم دیوارهاش توسط هر کسی که مهمونمون میشد چیزی بر تنش رسم میشد و میشه، مثل ما آدمها که به مرور در سایش با محیط و انسانها چیزی بر تن و دل و افکارمون نقش میبنده و تغییری در ماهیت ما ایجاد میکنه. تغییری در معنی ما. فلانی کیست؟ فلان جا کجاست؟ هر چیزی و هر کسی تعریفی میکنیم در قبال این سوالات نسبت به شناختمون و ماهیتش.

این کار یک بازی کاملتری هم به مهمانها و دخترم سارا ارائه میداد و همزمان در عین تفریح ابعاد وجودی بیشتری ازشون رو درگیر میکرد و تاثیرات خودش رو میذاشت و ریشه در فلسفه افزایش خلاقیت با بازی و تکامل روانی انسان در هنر درمانی داشت.

یعنی یک بازی بود که بعنوان یک راهکار میتونست کسی که باهاش درگیر میشه رو بسمت اعتدال ببره، پس شعبه ای بود بر کارافرینی پایدار.

رفته رفته تصمیم بر این شد تا دکوراسیون داخلی پایدار رو هم اجراییش کنیم پس میز و اثاث شرکت تولیدی بازرگانی قبلیمو فروختم و اثاث دست دوم جمع آوری کردم از خانه پدری تا سمساری ها و به شکل بازی دخترم و هرکسی که میومد میتونست اونها رو نقاشی و باز آفرینی کنه که عکسهاشو در گالری زیر میتونید ببینید، داستان درازه و چون پویاست، برای همین رفته رفته در وبلاگ خواهم نوشت تا زمانی که پیش میرویم و هنوز به سکون مطلق نرسیدم.

هستم اگر میروم ، گر نروم نیستم (اقبال لاهوری)

حال قصه مسیرهای رفته  رو در این وبسایت منتشر میکنم و همونو به اهلش یاد میدم و به این حرکت در آموزش و توسعه کارآفرینی، تسهیلگری گفته میشه با متدهای یادگیری که در هر دوره و کلاس خواهم گفت. برای دیدن این پروژه های جذاب و دوستداشتنی می تونید از سایتمون دیدن کنید.

دانشگاه شیکاگو- دانشکده بوث   Chicago University

دانشگاه شیکاگو- دانشکده بوث   Chicago University

تفاوت یک رهبر و یک دنباله‌رو، در نوآوری است.

 

دانشگاه شیکاگو در آمریکا (University of Chicago) واقع گردیده و شمار زیادی از دانشجویان، به ویژه دانشجویان ایرانی تقاضای پذیرش تحصیلی در این دانشگاه را دارند. دولت آمریکا همواره در تلاش است تا دانشجویان ممتاز و عالی‌رتبه در نقاط مختلف جهان را به سوی این دانشگاه جذب نماید، ازاین‌رو بورسیه‌ها، کمک‌هزینه‌ها و وام‌های دانشجویی بسیار خوبی را به دانشجویان بین‌المللی اعطا می‌نماید. دانشگاه شیکاگو (Chicago University) از معتبرترین دانشگاه‌های جهان است و در ایالت ایلینوی در آمریکا واقع‌شده است. این دانشگاه به‌تنهایی با ۸۲ برنده جایزه نوبل در تاریخ عجین بوده و مشاهیر متعددی را در خود جای‌داده ‌است.

در سال ۲۰۰۸، یک دانش‌آموخته دانشگاه شیکاگو، در یک بخشش بدون سابقه، مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار به دانشگاه سابق خود بابت قدردانی اهدا نمود که جان راکفلر سرمایه‌گذار نامی آمریکایی بود و از این دانشگاه به‌عنوان بهترین دانشگاه در عمر خویش نام‌برده ‌است. باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۴ به تدریس دروس حقوق اساسی در دانشکده حقوق این دانشگاه، اشتغال داشته ‌است.

پردیس اصلی دانشگاه شیکاگو شامل ۸۷٫۸ هکتار در محله هاید پارک و وودلان شیکاگو، در جنوب مرکز شهر شیکاگو قرار دارد. اولین ساختمان پردیس دانشگاه شیکاگو آنچه اکنون به‌عنوان صحن اصلی دانشگاه شناخته می‌شود توسط هنری آیوس‌کوب معمار اهل شیکاگو طراحی‌شده‌ است.

در رتبه‌بندی QS دانشگاه‌های جهان در سال ۲۰۲۰ دانشگاه شیکاگو در رده ۱۰ برترین دانشگاه‌های جهان و پنجم آمریکا قرارگرفته‌ است. در رتبه‌بندی برترین دانشگاه‌های جهان در سال ۲۰۲۰ که مؤسسه تایمز آن را ارائه داده‌ است این دانشگاه در رتبه نهم دانشگاه‌های دنیا قرار گرفت. لازم به ذکر است که این دانشگاه با شعار «بگذار تا دانش بیشتر و بیشتر رشد کند تا زندگی بشر غنی شود» بنانهاده شده است.

در نیمه‌ دوم قرن بیستم، دانشکده کسب‌وکار شیکاگو به‌عنوان یکی از برترین مراکز آموزش عالی علوم اقتصادی در بازار آزاد و لزوم عدم دخالت دولت در اقتصاد، به دنیا معرفی گردید.

دانشکده‌ کسب‌وکار بوث (Booth School of Business)، دومین دانشکده کسب‌وکار ایالت متحده آمریکا به لحاظ قدمت و اولین مرکز آموزش عالی آمریکا است که برنامه‌های آموزشی MBA را برگزار می‌نماید. این دانشکده در سال ۲۰۰۸، پس‌ازاینکه دیوید بوث، دانش‌آموخته پیشین این دانشگاه و برنده‌ جایزه‌ نوبل اقتصاد، مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار به این دانشکده اهدا کرد، نام خود را از دانشکده کسب‌وکار شیکاگو به دانشکده‌ بوث شیکاگو تغییر داد.

دانشکده‌ بوث در اروپا (لندن) و آسیا (سنگاپور و هنگ‌کنگ) نیز شعبه‌های مستقیمی دارد. این دانشکده علاوه بر آموزش‌های عالی دانشگاهی، به داشتن مراکز تحقیقاتی در حوزه‌های مالی بین‌الملل، اقتصاد، تحقیقات کمی، بازاریابی و حسابداری نیز شهرت دارد. در سال ۲۰۱۷، مجله‌ اکونومیست دانشکده بوث شیکاگو را به‌عنوان بهترین مرکز آموزشی MBA معرفی نمود.

دانشکده‌ بوث برنامه‌های تحصیلی MBA تمام‌وقت و پاره‌وقت را برگزار می‌کند و یکی از معتبرترین آکادمی‌های جهان برای ادامه‌ تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا به شمار می‌رود.

برخلاف بسیاری از دانشگاه‌های ممتاز که در سیستم‌های آموزشی خود دوره‌ها و واحدهای اجباری و معینی ارائه می‌کنند، برنامه‌های آموزشی دانشکده‌ بوث به دانشجویان این امکان را می‌دهد که خودشان موضوعات مطالعاتی را مطابق با نیازهای شغلی و علایق فردی، با عمق و گستره‌ای که ترجیح می‌دهند، انتخاب نمایند. به‌این‌ترتیب دانشکده‌ بوث خود را به‌عنوان با یکی از منعطف‌ترین و مبتکرترین سیستم‌های آموزشی مدیریت جهان، مطرح کرده است. تنها دوره‌ اجباری دانشجویان تمام‌وقت و نیمه‌وقت، دوره‌ توسعه و اثربخشی رهبر (LEAD) است که دانشجویان تمام‌وقت آن را در یک ‌چهارم اول دوره تحصیلی و دانشجویان پاره‌وقت در اولین سال تحصیلی خود می‌گذرانند. این دوره بر مهارت‌های زیربنایی و اولیه رهبری مثل انگیزه‌بخشی به افراد، ساخت ارتباطات و خروجی‌های تأثیرگذار تمرکز دارد.

یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد برنامه مدیریت اجرایی دانشکده‌ بوث این است که دانشجویان می‌توانند دوره‌ تحصیلی خود را در هر یک از چهار کمپ جهانی این دانشگاه بگذرانند؛ درحالی‌که مشمول سیستم‌های گروهی دانشگاه نیز می‌شوند. دانشجویان تمام‌وقت و پاره‌وقت MBA می‌توانند برنامه‌ تحصیلی خود را در یک یا چند زمینه که شامل حسابداری، مدیریت تحلیلی، مدیریت مالی تحلیلی، شاخص‌های اقتصادی و آماری، علوم اقتصادی، کارآفرینی، مدیریت عمومی، مدیریت منابع انسانی، تجارت بین‌الملل، مدیریت رفتار سازمانی، مدیریت عملکرد و مدیریت استراتژیک متمرکز کنند.

دانشکده‌ بوث شیکاگو، نخستین دانشکده‌ای است که برنامه‌ دکترای مدیریت را ارائه کرده است و باسابقه‌ترین آکادمی آموزش عالی در این مقطع به شمار می‌رود. هدف از برگزاری دوره‌های دکترا، پرورش محققانی بسیار ماهر و نوآور است و امروزه اغلب فارغ‌التحصیلان این دانشکده را به‌عنوان اعضای هیئت‌علمی در دانشکده‌های مدیریتی سراسر جهان می‌بینیم. طول دوره‌ دکترای مدیریت در این دانشکده معمولاً ۵ سال است که مرحله دفاع از پایان‌نامه دانشجویان را هم شامل می‌شود. همانند سایر برنامه‌های دانشکده‌ بوث، برنامه درسی دکترا نیز بسیار انعطاف‌پذیر است و دانشجویان می‌توانند برنامه‌های خود را با توجه به علایق تحقیقاتی فردی و زمینه‌های آموزشی، طراحی کنند.

دانشکده‌ بوث بیشترین و متنوع‌ترین مراکز تحقیقاتی و پژوهشی را بین دانشگاه‌های کسب‌وکار جهان دارا است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: مرکز تحقیقات حسابداری (ARC)، مرکز خلق تئوری‌های کاربردی (ATI)، مرکز تحقیقات تصمیم‌گیری (CDR)، مرکز علوم اقتصادی جمعیت (CPE)، مرکز ابتکارات انرژی شیکاگو، مرکز مطالعات اقتصادی و ایالتی جورج جی استیگلر (George J. Stigler)، مرکز ابتکارات در بازار جهانی (IGM)، مرکز کارآفرینی و نوآوری مایکل پی. پولسکی (Michael P. Polsky)، مؤسسه تحقیقات علوم اقتصادی بکر فریدمن (Becker Friedman) و مرکز تحقیقات بازاریابی جیمز ام. کیلتز (James M. Kilts).

مرکز تحقیقات تصمیم‌گیری دانشکده‌ کسب‌وکار بوث، مرکزی چند رشته‌ای است که به تحقیق و آموزش در مورد اینکه مردم چگونه تصمیم‌گیری و قضاوت می‌کنند، می‌پردازد. این مرکز مطالعاتی را در رشته‌های ادراکی، روانشناسی اجتماعی، اقتصاد، جامعه‌شناسی، آمار و … پوشش و چگونگی تصمیم‌گیری فردی و گروهی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

مرکز کارآفرینی و نوآوری مایکل پولسکی با هدف رشد تولید و سرمایه‌گذاری در حوزه‌ تکنولوژی در شهر شیکاگو و جوامع اطراف آن تأسیس‌شده است و می‌کوشد از طریق آموزش، مشارکت و پشتیبانی از سرمایه‌گذاری‌های جدید، دانش کارآفرینی را ارتقاء دهد و تجاری‌سازی تحقیقات را تسریع کند.

مرکز کارآفرینی و نوآوری پولسکی همراه با سه شرکت Argonne ،Fermilab و Marine Biological و همچنین با استفاده از دانش اساتید دانشگاه شیکاگو، تلاش می‌کند مسیر ایده‌های جدید کسب‌وکار را برای رسیدن به مرحله‌ عمل هموار کند و تأثیری معنی‌دار در جامعه‌ مدیریت و بازرگانی جهان داشته باشد.

دوره‌های آموزش کارآفرینی دانشکده بوث با هدف آموزش و رشد مهارت‌های کارآفرینی ازجمله شناسایی و ارزیابی فاکتورهای کسب‌وکار، تخصیص بهینه منابع محدود به نیازهای تولیدی، انعطاف‌پذیری و سرعت انطباق با تغییرات در همه بخش‌های کسب‌وکار، شناخت فرصت‌های سرمایه‌گذاری و تأسیس و رشد موفق استارتاپ‌ها برگزار می‌شوند.

اقتصاد دانش بنیان با رویکرد دانشگاه کارآفرین

نویسنده: آزیتا جهانبخش

پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی و کارآفرینی