نوشته‌ها

این کارآفرین 19 ساله اسرار بازار خرده فروشی زیرزمینی میلیارد دلاری را به نمایش می گذارد

این کارآفرین 19 ساله اسرار بازار خرده فروشی زیرزمینی میلیارد دلاری را به نمایش می گذارد

 

براندون وب (Brandon Webb) با بهره گیری از وسواس آماری آمریکا با پا زدن زندگی می کند. براندون 19 ساله که در لس آنجلس مستقر است، مؤسس Hypluxe، این انجمن تنها به اسرار فروش بازار عظیم ثانویه را برای کفشهای ورزشی محدود می شود.

 

Webb می گوید که او با یک تیم از کارشناسان کار می کند تا مطمئن شود در خصوص فروش مجدد کفش ها با قیمت های غیرمنتظره. همانطور که Webb به کارآفرین توضیح داد، “در سال 2018، Nike یکی از محبوب ترین کفش های ورزشی را که تا به امروز به نام Off White Air Jordan 1” White “منتشر کرده است، تنها برای 190 دلار به فروش رسانده است.

با استفاده از کفش های منحصر به فرد که تقریبا هر هفته عرضه می شود، خودی ها تخمین می زنند که این بازار ثانویه در سود آن در فروش 1 میلیارد دلار است.

 

چه چیزی باعث می شود تا کفش های ورزشی ارزش زیادی داشته باشند؟

شرکت های بزرگ مانند نایک و آدیداس، با همکاری مشهور و هنرمندان مانند ویرجیل آبلو و Kanye West، نسخه های جدیدی از مدل های کلاسیک را منتشر کرده اند. فروشندگان می دانند که این کفش های کتانی به فروش می رسند ، و به همین ترتیب همه کسانی که می خواهند آنها را بپوشند. ترکیبی از دسترسی محدود و تحریک آمیز قیمت ها را از طریق سقف در بازار ثانویه در اختیار می گذارد. ”

 

درس های بازاریابی شگفت انگیز از Kanye غرب

 

چگونه کفش های ورزشی را برای خرید و تلنگر انتخاب می کنید؟

“این یکی از بهترین چیزها در مورد این بازار است – من می دانم چه پیش خواهد آمد که سود آور باشد.” به محض اعلام شدن یک کفش کتانی، من یک ایده خوب از حاشیه را دارم. انگشت شست، همکاری هنرمندان، انحصاری های خاص کشور و کلاسیک های به روزرسانی معمولا به خوبی درهم می آیند.اینها شامل Yeezys (همکاری Kanye West با Adidas) و Nike Jordan  است. چگونه آنها محدود می شود، اما شما واقعا نمی دانید چیزی در مورد کفش های کتانی بدانید که چه چیزی ارزش خرید دارد. وبلاگ های Sneaker اکنون فهرست “محبوب ترین کفش های ورزشی آینده” را ایجاد می کنند و هر هفته آنها را به روز می کنند. به طور خلاصه، اگر وجود داشته باشد و در انحصارگرایی وجود دارد، پول لازم است. ”

 

چگونه بسیاری از جفت کفش را می گیرید؟

“من تقریبا تمام زوج هایم را به صورت آنلاین می گیرم. نماینده فروش متوسط ​​از برنامه های کامپیوتری به نام ربات ها استفاده می کند تا سعی کنند دستان خود را روی کفش های ورزشی بسوزانند. ربات ها تقریبا همه چیز را اتوماتیک می کنند، تلاش می کنند تا قبل از فروش چندین جفت از وب سایت ها را چک کنند، بسیار سریعتر از هر انسانها می توانند اینها را در میان بیشتر نمایندگی فروشان رایج می دانند، اما هیچ راهی برای برنده شدن در این نمایشگاه وجود ندارد – و همانطور که انتظار می رفت، ربات هایی که در دسترس عموم قرار دارند، کمتر از آنهایی هستند که به صورت خصوصی استفاده می شوند. سرمایه گذاران، هکرهای نخبه و افراد داخلی و نیز دسترسی به نرم افزارهای خصوصی که اساسا به ما یک انحصار بر روی عرضه می دهد. هنگامی که ما بر روی آنچه کیسه ها می خواهیم قفل شده ایم، چه اندازه و جایی برای خرید آنها، تجربه برتر، ابزار و تأمین مالی عمدتا موفقیت ما را تضمین می کند. ما می توانیم هزاران جفت از لپ تاپ هایمان را دریافت کنیم، در حالی که ممکن است کسی بتواند تمام شب را برای رسیدن به یک جفت واحد بپیمایند – حتی اگر از یک ربات استفاده کنند. اما، این بازی است. ”

8 درس موفقیت از غنی ترین شخص در سیاره

 

چقدر شما در یک قطره کتانی سرمایه گذاری می کنید؟

“هر نسخه متفاوت است و هدف اصلی این است که هرچه سریعتر آنها را قبل از فروختن آن ها خریداری کنند. در آن سال انتشار نسخه ی” Off White Air Jordan  ‘White’ من حدود 100 جفت داشتم و بقیه تیمم مشابه تعداد هر یک از جفت ها 190 دلار است و من حدود 6000 دلار را صرف راه اندازی کردم تا این اتفاق بیافتد، به همین ترتیب 25 هزار دلار است. کفش کتانی به طور انحصاری در اتحادیه اروپا منتشر شد، بنابراین قیمت های فروش مجدد بسیار بالا بود. در همان روز ما آنها را خریداری کردیم، اما امروزه سهام 100 کفش حدود 290،000 دلار ارزش دارد. برای یک روز کار خیلی بد نیست.

چگونه اقتصاد کارآفرینی برای شما فعالیت میکند؟

چگونه اقتصاد کارآفرینی برای شما فعالیت میکند؟

 

امروزه، تغییر در نرخ نمایشی بسیار اتفاق می افتد و سرعت نوآوری بی نظیر است. هزینه یک کارآفرین برای پرش به بازار به طور چشمگیری کاهش یافته است و دیگر مانع ورود به بازار نیست. اینترنت، فن آوری های تلفن همراه و نیروی مجازی بسیاری از مزایایی را که کسب و کارهای بزرگ با جیب های عمیق در اختیار دارند حذف کرده است.

این تغییر نشان دهنده یک مشکل بزرگ برای کسب و کار بزرگ است. فرهنگ های عمیق ریشه ای در اکثر شرکت های بزرگ دشوار است برای حفظ آنها. اگر آنها انعطاف ناپذیر و غیرممکن به تغییر نحوه برخورد با دنیای رقابتی امروز خود بیفتند، از بیرون می میرند.

اما تغییر این خبر خوب برای کارآفرینان انعطاف پذیر مانند شما است، که می توانند سریعتر حرکت کنند، نزدیکتر به مشتریان، سریعتر به تغییرات در بازار برسند و کسب و کار شما را برای کسری از هزینه انجام دهند. شما از سرعت تغییرات مقاومت نمی کنید. شما آن را می پذیرید در دنیای جدید، کوچک کوچک جدید است.

در اینجا این است که چگونه یک شرکت کوچک می تواند در یک کسب و کار کاملا متلاشی شود و آن را خراب کند:

بر اساس پارادایم قبلی، یک شرکت یک محصول یا خدمات ایجاد کرد. این یک ضربه بود، و در طول زمان، این شرکت بزرگتر شد. آنها به اضافه کردن ویژگی های جدید ادامه دادند و شروع به افزایش قیمت ها کردند. این شرکت می تواند این کار را انجام دهد زیرا تقاضا وجود دارد، اما رقابت کمی داشت. یک روز مشتری به کارت اعتباری خود نگاه می کند و می گوید: “من نمی خواهم دیگر این پول را بپردازم.” او همچنین متوجه می شود که تنها یک چیز نیاز دارد، چیزی که او برایش ثبت کرده است. او می گوید: “من به این چیزهای دیگر نیاز ندارم.” “و من قطعا نمی خواهم برای آنچه که من نمی خواهم پرداخت کنم.”

بنابراین، مشتری تصمیم می گیرد که شرکت خود را آغاز کند. او قصد دارد تمام ویژگی های فانتزی را که او نمی خواهد پرداخت کند و فقط یک چیز را ارائه دهد، همان چیزی که او در حال حاضر در مورد محصول شرکت بزرگ دوست دارد. او یک سرویس رایگان حقوقی آنلاین و شامل می شود؛ سپس او یک حساب کاربری را با گوگل برای دریافت ایمیل، مخاطبین، تقویم، برنامه های اداری و ذخیره سازی سند ایجاد می کند. او صدای وایفای صدای آزاد را از طریق اسکایپ و فای رایگان در نوار قهوه گوش می دهد و همه چیز را بین لپ تاپ و تلفن همراه خود همگام می کند.

کسب و کار ایجاد شده است – در زمان گذشته، می گویند، 90 دقیقه.


بعد، کارآفرین ما به صورت آنلاین تحقیق می کند. چند جستجو در اینترنت داده های بازار و دسترسی به گزارش های رایگان را تولید می کند. با پیچیدگی در اطراف سیستم های رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر، او می تواند به سرعت پیدا کردن اگر دیگران فکر می کنند این ایده دارای پاها. بنیانگذار ما به LinkedIn می پیوندد تا اخبار مربوط به سرمایه گذاری جدید خود را به اشتراک بگذارد و به دنبال کمکی باشد. یک توسعه دهنده ای که این ایده را دوست دارد و داوطلبان شرکت های بزرگ را متنفر می کند تا برنامه نویسی کمی انجام دهند. تیم جدید با همکاری یک طرح کسب و کار، با استفاده از نرم افزار آزاد برای نوشتن آن.

به خلاصه، مشتری یک شرکت بزرگ یک مشکل را شناسایی کرده و یک شرکت را برای حل این نیاز در یک بعد از ظهر تاسیس کرد. او به عنوان رقابت به اطلاعات زیادی از اطلاعات بازار دسترسی دارد. گفتگوهای رسانه های اجتماعی منجر به تهیه یک طرح تجاری و کمک به یک توسعه دهنده، که در حال حاضر شروع به ساختن محصول کرده است. این افراد اجرا می کنند – به یاد داشته باشید، هنوز هم اولین روز است – و تا کنون آنها صفر دلار صرف کرده اند.

کارآفرینی معرفی و ارائه یک کالای جدیددانشگاه کیست – کره جنوبی

کارآفرینی معرفی و ارائه یک کالای جدید

دانشگاه کیست – کره جنوبی

University of Kaist

 

 

 

هرچند کره به سرزمین صبح آرام معروف است، ولی نام مناسب­تر این کشور سرزمین ۱۰۰۰۰ دانشگاه است. حتی کوچک­ترین شهرها دارای یک دانشگاه هستند و بزرگ­ترین شهرها نیز چند دانشگاه را در خود جای داده­اند. سئول به‌تنهایی دارای بیش از ۳۶ دانشگاه است و همچنان کره به‌عنوان مرکز توسعه­ فناوری شناخته می­شود و با سرعت در سراسر جهان گسترش می­یابد، دانشجویان خارجی­ بیشتری تصمیم به تحصیل در این دانشگاه‌ها می‌گیرند و تجارت، مهندسی و حتی مطالعات کره­ای، رشته‌های موردنظر این افراد برای تحصیل هستند.

دانشگاه KAIST، در منطقه Daedeko Innopolis، شهر “Daejeon” در کره جنوبی واقع شده است. این دانشگاه توسط دولت کره در سال 1971، به‌عنوان اولین مؤسسه پژوهشی ملی با هدف علوم و مهندسی تأسیس شد. در رده‌بندی “The QS-The Times World University Ranking” دانشگاه KAIST، در سال 2009، رتبه 69 را در جهان و رتبه 21 را در تکنولوژی به دست آورد. در آخرین رده‌بندی انجام‌شده، توسط “QS World University Ranking”، در سال 2011، دانشگاه رتبه 90 را در جهان و رتبه 27 را در مهندسی و فن‌آوری اطلاعات (IT) به دست آورد.

دانشگاه KAIST، از طریق سرمایه‌گذاری دولت تأسیس شده است و پرسنل آن مهندسین بااستعداد علوم و تکنولوژی کره‌ای می‌باشند که در آمریکا تحصیل کرده‌اند. از همان آغاز، این دانشگاه هم‌روی تئوری و هم‌روی تحقیقات کاربردی تأکید داشت. دانشگاه KAIST، به سمت تبدیل‌شدن به بهترین مرکز پروژه‌های تحقیق و توسعه در کره پیش می‌رود. این دانشگاه در انجام 540 تحقیق دانشگاهی، با صنایع و آکادمی‌های جهان همکاری کرده است. دانشگاه به دانشجویان خارجی کمک‌هزینه تحصیلی اعطا می‌کند.

کتابخانه این دانشگاه در سال 1971 تأسیس و در مارس 1993 مجدداً بازسازی شد و در محل فعلی خود آغاز به کار نمود. این کتابخانه شامل کتابخانه اصلی، کتابخانه بخش کارشناسی، کتابخانه کالج کسب‌وکار و کتابخانه پردیس مونجی است. کتابخانه بی‌وقفه در حال فعالیت است تا بتواند امکان دسترسی به اطلاعات فنی مطلوب، زیرساخت اطلاعات قابل‌اطمینان و تبادل فعال اطلاعات دانشگاهی با سایر مؤسسات را فراهم آورد.

 

 

رئیس دانشگاه KAIST، “Nampyo Suth” در زمینه تکنولوژی بسیار قوی می‌باشد، “soon-Heung Chang” که دانشمند هسته‌ای است، معاون دانشگاه و “Ji-Wonyang” که مهندس شیمی است، به‌عنوان نایب‌رئیس دانشگاه فعالیت می‌کند. بسیاری از استادان این دانشگاه، از مؤسسات آموزش عالی آمریکا فارغ‌التحصیل شده‌اند. دانشگاه در بسیاری از برنامه‌های بین‌المللی، با دانشگاه‌های برجسته اروپایی و آسیایی همکاری دارد و عضو انجمن تحقیقاتی آسیای شرقی (Association of East Asian Research University) ) می‌باشد.

دانشگاه KAIST همچنین در آموزش کسب‌وکار بین‌المللی شناخته شده است و جایگاه بالایی دارد. در سال 2013 این دانشگاه دارای حدود 10200 دانشجوی تمام‌وقت و 1140 محقق و بودجه کل آن 765 میلیون دلار بوده که 459 میلیون دلار آن از قراردادهای تحقیقاتی است. از سال 1980 تا 2008، این دانشگاه به‌عنوان یک مؤسسه علمی و فنی در کره جنوبی شناخته ‌شد که در سال 2008، با کوتاه شدن نام خود، به‌اختصار، “KAIST” نام‌گذاری شد.

ادامه……

در سال 2007، دانشگاه KAIST برنامه‌های مبادلات دانشجویی را با دانشگاه‌های برجسته جهان آغاز کرد تا برای دانش‌آموزان فرصت‌های مختلف تحصیلی را فراهم سازد و مبادلات دانشگاهی را تقویت کند؛ در این راستا با دانشگاه‌های صنعتی دانمارک، دانشگاه کارنیگه، مؤسسه فناوری گرجستان، دانشگاه صنعتی برلین و دانشگاه صنعتی مونیخ آلمان همکاری کرده است.

با در نظر گرفتن نیاز ملل به منابع انسانی نخبه در زمینه علم و فناوری، دانشگاه KAIST برای حمایت از صنعتی شدن و به‌عنوان بخشی از برنامه توسعه اقتصادی کشور کره جنوبی، تأسیس شد. برای برآورده کردن نیاز استعدادها به ادامه تحصیل و جلوگیری از فرار مغزها، نیاز به دانشکده‌های سیستماتیک تحصیلات تکمیلی در رشته‌های علوم پایه و مهندسی بود. این دانشگاه به‌عنوان اولین دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم و فناوری کشور با تمرکز بر روی تحقیق، آغاز به کار کرد.

 

دریافت پذیرش در KAIST براساس معدل کلی، نمرات ریاضی و علمی، توصیه‌نامه‌های اساتید پیشین، انگیزه‌نامه تحصیلی، اظهارات شخصی و سایر اطلاعاتی است که برتری دانشجو را نسبت به دیگر دانشجویان نشان می‌دهد. در دانشگاه  KAIST بورس تحصیلی کامل به تمام دانشجویان ازجمله دانشجویان خارجی در دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داده می‌شود. علاوه بر این، بسیاری از دوره‌ها به زبان انگلیسی ارائه می‌شود و طبق رتبه‌بندی ملی JoongAng، بیش از 80 درصد از دوره‌های اصلی در KAIST به زبان انگلیسی ارائه می‌شود.

این دانشگاه با کمک قانونی خاص خود، دارای سیستم آموزشی مستقل و انعطاف‌پذیر است درحالی‌که سایر کالج‌ها و دانشگاه‌های کره جنوبی ملزم به پذیرش برنامه تحصیلی تهیه‌شده توسط دولت هستند.

دانشجویان کارشناسی می‌توانند از طریق “سیستم رشته باز” در دانشگاه ثبت‌نام کنند و این امکان را داشته باشند که پس از گذراندن سه ترم از کلاس‌ها با در نظر گرفتن علاقه خود رشته‌ای را انتخاب کنند که متناسب با توانایی آن‌ها باشد. علاوه بر این دانشجویان کارشناسی می‌توانند هر زمان از تحصیل خود، رشته تحصیلی خود را تعویض کنند. دانشگاه KAIST همچنین با برگزاری دوره‌های ترکیبی فوق و دکترا، فارغ‌التحصیلان متعددی در این مقاطع داشته است. در این دوره‌ها دانشجویان برای فارغ‌التحصیلی باید تعداد مشخصی مقاله در مجلات مطرح علمی-بین‌المللی به چاپ برسانند.

دانشگاه KAIST به 6 کالج، 2 مدرسه و 33 دانشکده/ بخش، تقسیم‌بندی شده است. دانشگاه KAIST همچنین دارای سه مؤسسه وابسته ازجمله مؤسسه مطالعات پیشرفته کره (KIAS)، مرکز ملی NanoFab (NNFC) و آکادمی علوم کره (KSA) است.

این دانشگاه جهت ایجاد فضایی برای طرح ایده‌های مختلف دانشجویان، ارتباط مداوم آن‌ها با یکدیگر و امکان تجاری‌سازی این ایده‌ها تأسیس شده است تا امکان تحقق این رؤیا را برای کلیه اعضاء فراهم کند. تقویت ارتباط بین دوره‌های آموزشی و برنامه‌های موجود به‌منظور تسریع در آموزش و انتقال روح کارآفرینی و فناوری است.

 

دانشگاه امکان ارائه خدمات مشاوره از طریق ارتباطات کارآفرینی به کارآفرینان و استادانی که کسب‌وکاری را ایجاد کرده‌اند، فراهم کرده است. این ارائه خدمات مشاوره یک مرحله‌ای برای شرکت‌های دانش‌بنیان بوده تا آن‌ها را به سطح جهانی برساند. این حمایت‌ها با در نظر گرفتن بودجه به انکوباتورها و از طریق شتاب‌دهنده‌های حرفه‌ای است. دانشگاه KAIST برنامه‌های کاربردی مانند سخنرانی و بحث آزاد در خصوص کارآفرینی را در برنامه‌های خود قرار داده است تا به ارتباط ایده‌ها با بخش صنعت و کارخانه‌ها و تولید نمونه‌های اولیه محصول کمک ‌نماید.

دانشگاه از سرمایه‌گذاری، بازاریابی، طراحی، حقوق مالکیت معنوی، قانون‌گذاری، مالیات/حسابرسی و سایر موضوعات مرتبط با کارآفرینی، پشتیبانی و حمایت می‌کند.

نویسنده : آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

 

 

 

 

دو مفهوم متفاوت از کارآفرینی

دو مفهوم متفاوت از کارآفرینی

 

کارآفرینی مربوط می‌شود به ایجاد کسب‌وکاری جدید که قبلاً وجود نداشته است. اما با توجه به ترویج کارآفرینی در مناطق مختلف جهان، حداقل می‌توان به دو مفهوم بسیار متفاوت از کارآفرینی اشاره نمود. این تفاوت‌ها تأثیر بسزایی دارند، زیرا هرکدام از این نوع کارآفرینی اهداف و نیازهای متفاوتی را در خود به دنبال دارند.

کارآفرینی در سازمان‌های کوچک و متوسط:

نوع اول کارآفرینی مربوط به کارآفرینی در سازمان‌های کوچک و متوسط است. به‌احتمال‌زیاد، این نوع کسب‌وکار را یک نفر برای خدمت به بازار محلی راه انداخته و آن را تبدیل به کسب‌وکاری کوچک یا متوسط می‌کند، که در این بازار محلی خدمات‌رسانی را انجام می‌دهد . این نوع کسب‌وکار را اغلب فرد و نزدیکانش تأسیس می‌کنند که به‌احتمال‌زیاد کسب‌وکاری خانوادگی است و کنترل دقیق کسب‌وکار کوچک در آن مهم است. “پاداش” کسب‌وکار برای این بنیان‌گذاران در درجه اول در قالب استقلال شخصی و جریان نقدی حاصل از کسب‌وکار است. به‌طورکلی، این نوع کسب‌وکار نیاز به جمع‌آوری پول زیادی ندارد. زمانی که پول موردنیاز برای این کسب‌وکار فراهم شود، به‌سرعت موجب افزایش درآمد و ایجاد شغل می‌شود. چنین کسب‌وکارهایی می‌تواند ازلحاظ جغرافیایی پراکنده باشد و مشاغلی که آن‌ها ایجاد می‌کنند عمدتاً “غیرقابل‌مبادله” است؛ به این معنی که برای کاهش هزینه‌ها نمی‌توان آن‌ها را به‌جای دیگر انتقال داد. غالباً این کسب‌وکارها خدماتی هستند یا فروشندگان محصولات شرکت‌های دیگرند. تمرکز آن‌ها بر بازارهای محلی عامل کلیدی متمایزکننده است.

کارآفرینی در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری:

در مقایسه با نوع اول کارآفرینی، کارآفرینی در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری پر ریسک تر و بلندپروازانه تر است. کارآفرینان این سازمان‌ها تمایل به خدمت‌رسانی در بازارهایی فراتر بازار محلی دارند و به دنبال فروش محصولات خود در سطح جهانی، یا حداقل در سطح منطقه‌ای هستند. این کارآفرینان معمولاً به‌صورت گروهی و با کمک فناوری، پردازش مدل کسب‌وکار یا نوآوری‌های دیگر به ایجاد کسب‌وکاری جدید می‌پردازند که به آن‌ها مزیت رقابتی قابل‌توجهی در مقایسه با سایر شرکت‌های موجود می‌دهد. آن‌ها بیش از آنکه علاقه‌مند به کنترل باشند، به خلق ثروت علاقه دارند و اغلب، به‌منظور حمایت از برنامه‌های رشد بلندپروازانه خود، مجبور به فروش سهام شرکت می‌شوند. این کارآفرینان در ایجاد کسب‌وکار خود اغلب به‌کندی عمل می‌کنند، اما زمانی که توجه مشتری را جلب می‌کنند، رشد صعودی چشمگیرتری دارند. رشد همان چیزی است که آن‌ها در زمان تهدید از دست دادن کنترل شرکت و داشتن صاحبان متعدد جست‌وجو می‌کنند. درحالی‌که شرکت‌های کوچک و متوسط معمولاً تمایل به رشد نسبتاً کمی دارند، شرکت‌های مبتنی بر نوآوری بیشتر علاقه‌مند به پیشرفت و گسترش‌اند. به‌منظور تحقق بلندپروازی‌های خود، آن‌ها به رشد سریع و گسترده نیازمندند تا بتوانند به بازارهای جهانی خدمات‌رسانی کنند.

کارآفرینی در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری موجب ایجاد شرکت‌هایی با مشاغلی “قابل‌مبادله” می‌شود که اگر برون‌سپاری منجر به رقابتی‌تر شدن کل کسب‌وکار شود، این مشاغل کاملاً برون‌سپاری خواهند شد. این شرکت‌ها به‌احتمال‌زیاد ازلحاظ جغرافیایی تنوع کمتری دارند و در اطراف خوشه نوآوری متمرکزشده‌اند. به‌طورکلی، برای نشان دادن درآمد یا مشاغل جدید، هرگونه سرمایه‌گذاری یا تزریق پول نیازمند زمان بسیار طولانی‌تری است.

در کوتاه‌مدت، مدل کارآفرینی در سازمان‌های کوچک و متوسط بهتر جواب می‌دهد. اما با صبر و شکیبایی، سرمایه‌گذاری در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری ظرفیت آن را دارد که به نتایج ماندگارتری برسد، همان‌گونه که این امر در مورد شرکت‌هایی مانند اپل، گوگل، هیولت پاکارد و دیگر شرکت‌های سهامی عام نیز دیده می‌شود.

تمرکز ما بر کارآفرینی در سازمان‌های مبتنی بر نوآوری است

اقتصاد سالم هر دو نوع کارآفرینی را شامل می‌شود و نقاط قوت و ضعف هر دو آن‌ها هیچ‌یک بهتر از دیگری نیست. آن‌ها اساساً آن‌قدر متفاوت‌اند که برای موفقیت در هریک نیازمند بینش‌های متفاوت و مجموعه مهارت‌های متفاوت است.

شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

گرایش کارآفرینانه شرکت­های کوچک و متوسط به بازاریابی

گرایش کارآفرینانه شرکت­های کوچک و متوسط به بازاریابی

نویسنده : علیرضا سرحدی / پژوهشگر حوزه مدیریت کسب‌وکار

 

شرکت­های کوچک و متوسط توجه به این نکته که راه و روش شرکت­های کوچک در رساندن محصولات و خدمات به بازار متفاوت از شرکت های بزرگ می­باشد، سبب می شود به این موضوع فکر کنیم که این شرکت­های کوچک و متوسط با چه رویکردی می­توانند بهترین بهره­ وری از بازار را داشته باشند.

شرکت­های کوچک و متوسط (SMES) با تعدادی چالش کسب ­و­کار درونی و بیرونی مواجه هستند که با استفاده از گرایش بازاریابی کارآفرینانه آن­ها را از سر راه برمی­دارند.

باید بدانیم که شرکت­های تولیدی در مقیاس کوچک صرفاً نسخه­ های کوچکی از شرکت­های بزرگ نیستند، بلکه فعالیت بازاریابی را نیز به شکل متفاوت انجام می­دهند.

 

شرکت­های کوچک و متوسط

شرکت­های کوچک و متوسط گاهاً دیده می‌شود که سبک متمایزی از بازاریابی را به دلیل مشخصه­ هایی مانند اندازه شرکت، محدودیت منابع، تأثیر کارآفرین، فقدان ساختارهای سازمانی رسمی یا فقدان سیستم­ های رسمی ارتباطی، در پیش می­گیرند که ذاتاً رویکرد غیررسمی، ساده، بی‌حساب‌وکتاب شناخته می­شود.

این شکل بازاریابی معمولاً واکنش به رقابت و کشف فرصت­ها است. شواهد تجربی نشان می­دهد که رابطه معناداری بین بازاریابی یک بنگاه و گرایش­های کارآفرینانه وجود دارد که هردوی آن­ها به‌شدت در موفقیت بنگاه مؤثرند و پیشرفت­های اخیر، نظیر بازاریابی کارآفرینانه سبب شکل­ گیری فصل مشترک بازاریابی و کارآفرینی شده است.

نکته قابل‌تأمل این است که هرگونه بررسی بازاریابی کارآفرینانه باید نوآوری، روابط با مشتریان و تعهد مشتریان را در نظر داشته باشد.

اخیراً جوتز، سوورانتا و رولی از چارچوب بازاریابی کارآفرینانه مشتری‌گرایی برای بررسی فعالیت‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای گرایش بازاریابی کارآفرینانه در دو گروه از شرکت­های فناوری نرم‌افزار در شمال ولز و سلیکون ولی آمریکا، استفاده کرده‌اند.

شرکت­های بریتانیایی

شرکت­های بریتانیایی بسیار مشتری مدارتر هستند و بر روی ابداعات تدریجی تمرکز می­نمایند، حال آن­که شرکت­های آمریکایی کارآفرین-محورتر بودند و روی توسعه محصولات جدید و نوآوری­های پیشتاز، متمرکز هستند.

شرکت­های آمریکایی تیم­های بازاریابی/فروش بسیار بزرگی دارند، درحالی‌که در شرکت­های بریتانیایی تفاوت قابل‌توجهی مشاهده می­شود به‌طوری‌که شرکت­های بریتانیا که دارای رشد تدریجی هستند دارای هیچ­گونه نیروی متخصص فروش و بازاریابی نیستند، درحالی‌که شرکت­های دارای رشد متوسط و بالا متخصصین بازاریابی و فروش را در سطح دانشجوی سال آخر در اختیار داشتند.

SME

در این بین شرکت­های موردبررسی دارای شباهت­هایی نیز هستند. شرکت­های آمریکایی و بریتانیایی مقداری از دارایی­های خود را صرف تحقیق و توسعه می­نمایند.

در آمریکا سرمایه ­گذاری در تحقیق و توسعه روشی برای عملیاتی کردن استراتژی اقیانوس آبی محسوب می­شود، یعنی ایجاد بازارهای جدید با تبدیل‌شدن به محور بازار، شکست دادن رقبا، تبدیل‌شدن به رهبران و نوآوران بازار.

شرکت­های نمونه آمریکایی نسبت به شرکت­های بریتانیایی آگاهی بیشتری از رقبای خود داشتند و می­دانستند که کدام رقیب را باید شکست دهند؛ اما این شرکت­های آمریکایی رویکرد فراکنشی نسبت به رقبا را بر رویکرد واکنشی ترجیح داده و محصولات را به‌سرعت و قبل از رقبای خود وارد بازار می­کردند.

هر دو گروه روی ایجاد ارزش برای مشتری از طریق نوآوری تمرکز می­کردند و چندان به فعالیت رقبای خود توجه نداشتند. یافته‌ها نشان می­دهد که هم شرکت­های آمریکایی و هم شرکت­های بریتانیایی حساسیت به رقیب را نوعی فعالیت واکنشی می­دانند و لذا برایشان اولویت محسوب نمی­شود.

در ادامه خواهیم داشت….

شرکت­های آمریکایی و بریتانیایی هر دو، اهمیت فرآیندهای کسب­و­کار را مطرح می­نمایند؛ اما در شرکت­های بریتانیایی با بزرگ شدن شرکت­ها و جلب مشتریان بیشتر، نیاز به مدیریت کارآمد پروژه­ها و فرایندهای رسمی کسب­ و­کار در شرکت افزایش پیدا می­کند.

این فعالیتی بود که شرکت­های بریتانیایی در حین رشد روی آن تمرکز می­کردند تا بتوانند پروژه­های خود را بهتر مدیریت و کنترل کنند. شرکت­های آمریکایی با این­که می­گفتند نیازمند فرایندهای تلفیقی کارآمدی برای کسب‌وکار هستند، اما همچنان R&D و ارائه سریع محصولات به بازار را ترجیح می­دادند.

شرکت­های بریتانیایی «بهره‌برداری از بازارها» را «بسیار کم‌اهمیت‌تر» تلقی می­کردند؛ آن‌ها معمولاً نرم‌افزارهای سفارشی درست می­کردند که ازنظر نوآوری در استفاده از سهم­ های اندک بازار، تدریجی محسوب می­شوند؛ جالب این است که در آمریکا تبلیغات شفاهی مورداستفاده قرار می­گیرد،

اما به‌عنوان ابزار بازاریابی یا فروش، تکیه چندانی بر آن نمی­شود. در اینجا پیوند نزدیکی بین نوآوری در بازاریابی و شرکت­هایی وجود دارد که بنا به توصیف خود رفتار شومپتری (Schumpeterian) دارند؛

یعنی تمایل دارند بازارها را برانگیزند و با ایجاد تقاضا، نوآوری و ریسک‌پذیری، بازارهای جدیدی ایجاد کنند.

 

شرکتهای آمریکایی

شرکت­های آمریکایی و کارآفرینانشان بسیاری از موارد مطرح‌شده در تحقیقات بازاریابی کارآفرینانه را در خود نهادینه کرده­اند؛ رفتار شومپتری دارند، سبب ایجاد تغییر می­شوند، بازارهای جدید ایجاد می­کنند، با راهنمایی به مشتری، نوآوری می‌کنند و تمرکزی ذاتی روی فروش دارند. عملکرد شرکت در این نمونه‌ها نشان می‌دهد که شرکت‌های آمریکایی رشد بسیار سریع‌تر و سودآوری بیشتری داشته و محصولات بیشتری را وارد بازار می‌کنند.

درنتیجه می­توان گرایش بازاریابی کارآفرینانه بازاریابی کارآفرینانه، رویکرد نوین در بازارهای چالشی مشتری­ گرایی را به‌عنوان چهارچوب عمومی بررسی و تحلیل شرکت­های کوچک و متوسط در گرایش‌های بازاریابی کارآفرینانه در نظر گرفت.

علیرضا سرحدی

علیرضا سرحدی / پژوهشگر حوزه مدیریت کسب‌وکار

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی -كارآفريني صنايع، انتقال تكنولوژي و تجاری‌سازی دانش

سلسله گفتارهاي مديريت دانش و تجاری‌سازی

بخش دوم: كارآفريني صنايع، انتقال تكنولوژي و تجاری‌سازی دانش

 

پژوهش‌های صورت گرفته در زمینه کارآفرینی، نشانگر ضعف صنايع كشور در پرداختن به مقوله كارآفريني از طريق تجاری‌سازی و عملیاتی ساختن انباشت دانش به وجود آمده از تجربيات، برای ایجاد درآمد و کسب منفعت اقتصادی براي صنايع می‌باشد. در این راستا يكي از اصلی‌ترین منابع ايجاد و دستيابي به دانش،  انتقال صحيح، كار و اثربخش تكنولوژي می‌باشد كه می‌تواند با مقوله بومی‌سازی فناوري ، اشاعه و توسعه آن در ساير صنايع همسان به كسب درآمد براي كشور منجر گردد.

ادامه مطالب

اما با توجه به اينكه رشد سریع تکنولوژی‌ها و شکاف تکنولوژیک موجود بین کشورهای درحال‌توسعه يا كمتر توسعه‌یافته با کشورهای توسعه‌یافته موجب توجه ویژه صاحبان صنایع و مدیران بنگاه‌های اقتصادی به خرید و انتقال بهترین و جدیدترین تکنولوژی‌ها به داخل مرزهای کشور شده است. ولي صنایع بزرگ کشور ما باوجود تجربه چندین ساله خود در امر انتقال تکنولوژی هنوز نتوانسته‌اند در اين مقوله به‌صورت اثربخش و کارا عمل کنند.

بخش مهمی از این عدم موفقیت به دلیل عدم توجه جدی سازمان به دستيابي به دانش حاصل از انتقال تكنولوژي می‌باشد.

 

در سال‌های اخیر مدل‌های مختلفی در زمینه انتقال تکنولوژی مطرح‌شده و عوامل تأثیرگذار بر این فرآیند از جنبه‌های گوناگون مورد بررسی و تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است؛ اما هنوز در زمینه انتقال تکنولوژی و کارایی و اثربخشی انتقال باوجود تجربه چندین ساله صنایع کشور، پیشرفت قابل‌توجه و چشم‌گیری مشاهده نمی‌شود یا به‌عبارت‌دیگر آن‌طور که انتظار می‌رود صنايع کشور در انتقال تکنولوژی به شکل موفقیت‌آمیزی عمل‌نکرده‌اند.

 

ازآنجایی‌که عوامل حياتي موفقيت وجود دارند و خلق نمی‌شوند، ازاین‌رو بايد آن‌ها را شناسایی و كشف كرد. به‌منظور حرکت در جهت خوداتکایی تکنولوژیک، بایستی مشکلات و تنگناهای موجود در این زمینه مشخص گردند. سپس چگونگی ایجاد زمینه‌های لازم به‌منظور بومی کردن و توسعه تکنولوژی روشن شود. نتیجه نهایی این فرآیند برای گیرنده تکنولوژی، نباید چیزی جز توان به‌کارگیری، تکرار، بهبود و فروش مجدد تکنولوژی يا همان تجاری‌سازی فناوري باشد.

 

در رابطه با عناصر تکنولوژی شاید به‌جرات بتوان گفت که تنها چیزی که در بخش صنعت وارد می‌شود فقط سخت‌افزار (ماشین‌آلات ابزار و قطعات یدکی) بود و تلاش چندانی در توسعه دانش فني تکنولوژی‌های انتقالي صورت نگرفته است.

با توجه به اینکه کارکنان مشاغل علمی و فنی و تخصصی در بخش صنعت به‌ویژه متخصصان و کارشناسان علوم، وظیفه اصلی نوآوری و تغییر و ارتقاء تکنولوژی‌هاي تولید را به عهده‌دارند طبیعتاً برداشتن محدودیت‌های اين حوزه و كمك در جهت توسعه و بومی‌سازی اين فناوری‌ها، صنايع كشور را قادر به توسعه بنیان‌های تکنولوژی و جذب و توسعه تکنولوژی‌های انتقالی خواهد نمود.

صنايع كشور باوجود داشتن تجارب فراوان در امر انتقال تكنولوژي در اكتساب دانش فني موجود در تکنولوژی‌های انتقالي موفق نبوده و اين موضوع به‌عنوان يك عدم موفقيت در انتقال تكنولوژي محسوب می‌شود و بايستي براي انتقال كارا و اثربخش در كشور بايستي مقوله كارآفريني سازماني از طريق دستيابي به دانش فني و بومی‌سازی آن از مسير انتقال تكنولوژي توجه ویژه‌ای شود و توجه به كسب درآمد حاصل از نوآوري، بومی‌سازی و تجاری‌سازی دانش مسير توسعه صنعت و كشور خواهد بود.

 

نویسنده: سعید حاجی‌زاده / پژوهشگر و مدرس حوزه مدیریت

بازاریابی کارآفرینانه، رویکرد نوین در بازارهای چالشی

بازاریابی کارآفرینانه، رویکرد نوین در بازارهای چالشی

 

 بازاریابی کارآفرینانه ساختار نظری بین کارآفرینی و بازاریابی است که حدود سی سال پیش مطرح گردید اما به‌قدر کافی توسعه نیافت.

تفکر کارآفرینی غیر‌خطی و خلاق است و از پیش‌بینی اجتناب می‌نماید و با مدل‌های بازاریابی سنتی در تعارض است. در این نوشته هدف این است که تعریفی یکپارچه و مفهومی از بازاریابی کارآفرینانه از دیدگاه بازاریابی، کارآفرینی و مدیریت ارائه شود.

بازاریابی کارآفرینانه مفهومی است که از تعامل دو علم – بازاریابی و کارآفرینی- ایجاد می‌گردد.

 

4 دیدگاه در خصوص بازاریابی کارآفرینانه وجود دارد. دیدگاه اول متمرکز بر اشتراکات کارآفرینی و بازاریابی است. دیدگاه دوم، بازاریابی کارآفرینانه را به‌عنوان کارآفرینی در بازاریابی می‌بیند و به بررسی مسائل کارآفرینی از دیدگاه بازاریابی می‌پردازد.

دیدگاه سوم، بازاریابی را در کارآفرینی می‌بیند که مسائل بازاریابی را از طریق مفاهیم کارآفرینی حل خواهد نمود.

دیدگاه چهارم، بازاریابی کارآفرینانه را به‌عنوان مفهومی منحصربه‌فرد می‌داند که از طریق ترکیب مفاهیم بازاریابی و کارآفرینی به وجود می‌آید و دارای 7 بعد اصلی می‌باشد که به‌واسطه آن بازاریابی کارآفرینانه تعریف و ارزیابی می‌گردد.

بر اساس دیدگاه چهارم ابعاد بازاریابی کارآفرینانه به شرح ذیل است.

  • ایجاد بازار که اشاره به خلق بازار جدید و هدایت آن از طریق مفاهیم کارآفرینی دارد.
  • خلق ارزش که اشاره به ایجاد هم‌افزایی از طریق تعامل با شرکای حاضر در زنجیره ارزش دارد که بتوانند ارزش‌ جدیدی را برای مشتریان ایجاد نمایند.
  • پیشرو بودن که اشاره به مطالعه و پیش‌بینی نیازهای آینده بازار و شناسایی فرصت‌های بازار دارد. این خصیصه مرتبط با شرایط محیط کسب‌و‌کار است. سازمان‌ها باید تغییرات محیطی و روندها را پایش نمایند تا جهت ایجاد مزیت رقابتی در کسب‌و‌کار تغییرات داخلی را ایجاد نمایند. این تغییرات داخلی می‌تواند درروش تولید، استراتژی معرفی محصولات، استراتژی رقابت با رقبا، روش فروش و توزیع باشد.
  • نوآوری که اشاره به اتخاذ رویکرد خلاقانه بازاریابی دارد که استراتژی‌های متمایز و متفاوت را در بازار اجرا نماید.
  • مدیریت ریسک که در راستای کاهش آسیب‌پذیری کسب‌و‌کار و وابستگی به محیط خارجی عمل می‌نماید و به دنبال افزایش انعطاف‌پذیری در برنامه‌های بازاریابی عمل می‌نماید.
  • تسطیح منابع که به دنبال ایجاد بیشترین ارزش از طریق مدیریت کارآمد منابع با رویکرد بازاریابی ارزش‌گرا می‌باشد.
  • جذب علاقه‌مندی حداکثری مشتری که سعی در ایجاد روابط صمیمانه و احساسی با مشتری به‌صورت فردی می‌باشد تا ارتباط با مشتری سودآوری را به دست ‌آورد.

بازاریابی کارآفرینانه الگوهای رفتاری برای کسب‌و‌کارهای کوچک ایجاد می‌نماید که برای کسب‌و‌کارهایی که با محدودیت منابع مواجه هستند بسیار مناسب است. این نوع بازاریابی دارای دو رویکرد بازار گرایی و نگرش کارآفرینی می‌باشد که مزیت‌های استراتژیک مهمی را برای کسب‌وکارها جهت بهبود عملکردشان ایجاد می‌نماید.

 

تعامل بازار گرایی و نگرش کارآفرینی

بازار گرایی یکی از عناصر بسیار مهم مفهوم بازاریابی است که نشانگر واکنش سازمان‌ها به تقاضای بازار است. طبق تعریفی، بازار گرایی فرآیند ایجاد رضایت در مشتریان از طریق تجزیه‌وتحلیل و ارزیابی نیازها و خواسته‌های مشتریان می‌باشد. بازار گرایی به‌واسطه دو بعد ایجاد ارزش و شدت ارتباط با مشتریان ارزیابی می‌گردد.

نگرش کارآفرینی ساختاری است که به‌واسطه وجود شناسایی فرصت‌های بازار و واکنش مناسب به آن‌ها مزیت رقابتی و دانش فنی جهت ارضای نیاز مشتریان برای کسب‌و‌کار ایجاد می‌نماید. این نگرش با تمرکز بر رویکرد نوآوری سعی می‌نماید تا رابطه جدیدی را با مشتری به وجود آورد و یا از رابطه‌های موجود، بازار جدید بسازد. مفهوم مرکزی این نگرش ایجاد ارزش نوآورانه است که وظیفه آن کشف منابع ارزش‌آفرین در مشتری و ایجاد ارزش‌های منحصربه‌فرد از ترکیب این منابع ارزشی می‌باشد.

تفاوت بازاریابی کارآفرینانه و سنتی در هدایت فرصت‌ها می‌باشد. دو اقدام مهم و حیاتی برای موفقیت کسب‌و‌کار در بازاریابی این است که فرصتی را صحیح و درست شناسایی نماید و در زمان مناسب و صحیح نسبت به آن واکنش نشان داده و اقدام مناسب صورت پذیرد. پیشرو بودن در شناسایی فرصت‌ها از ویژگی‌های بارز کارآفرینان می‌باشد که به‌واسطه شناسایی و پاسخگویی مناسب، نیازهای مشتریان را پاسخ می‌گویند و خشنودی و رضایت مشتریان را در مقابل رقبا به دست می‌آورند.

بین کارآفرینی و بازاریابی، تمرکز بر تغییرات، شناسایی فرصت‌ها و نوآوری وجه اشتراک وجود دارد و به‌واسطه این رویکرد نوین می‌توان استراتژی‌های مناسبی را در بازار برای موفقیت کسب‌وکار ایجاد نمود.

 

نویسنده: علیرضا سرحدی / کارشناس ارشد مدیریت MBA

 

دانشگاه به‌عنوان سکوی پرتاب پرتاب موشک‌های استارت‌آپی

دانشگاه به‌عنوان سکوی پرتاب

پرتاب موشک‌های استارت‌آپی

 

 

دانشجویان و پژوهشگران در سال‌های اخیر علاقه بسیاری دارند تا شرکت خصوصی خود را راه‌اندازی کنند و ایده‌های تجاری خود را اجرایی نمایند. اکثر این شرکت‌ها خارج از سیستم دانشگاه شکل می‌گیرند. در سال‌های اخیر موج وسیعی از کارآفرینی در بین دانشجویان در داخل و خارج از دانشگاه‌ها راه افتاده است.

زمانی که در خصوص موضوعات فنی را‌ه‌اندازی یک استارت‌آپ صحبت به میان می‌آید، دانشگاه‌ها وظایف زیادی را می‌توانند بر عهده بگیرند. شتاب‌دهنده‌هایی که به‌عنوان مراکز آموزشی کوتاه‌مدت کارآفرینی می‌توانند با ایجاد زیرساخت‌ها، نظارت بر فعالیت آن‌ها و حمایت مالی از آن‌ها در دانشگاه‌ها فعالیت نمایند و بستر رشد استارت‌آپ‌های دانشجویی باشند.

زمانی که بحث پژوهش و توسعه می‌شود دانشگاه‌ها نقش تأثیرگذاری را بازی می‌کنند. دانشگاه بین علم، تجارت و سیاست عمومی فضای وسیعی را اشغال می‌کند. دانشگاه‌ها برقرار‌کننده ارتباط بین ذینفعان استارت‌آپ‌ها در اقشار مختلف جامعه هستند. دانشگاه‌ها باید بتوانند با فعالیت‌های علمی و پژوهشی و سیاسی خود به‌راحتی اعتماد سرمایه‌گذاران و دولت‌ها را در سطح ملی و بین‌المللی به خود جذب نمایند.

 

دانشگاه اکوسیستم بهینه‌ای برای استارت‌آپ باید باشد

دانشگاه با روابطی که می‌تواند به‌عنوان یک‌نهاد پژوهشی باشخصیت‌های حقوقی و حقیقی قدرتمند ایجاد کند و شبکه‌های قدرتمندی را توسعه بخشد، باید اکوسیستمی تنومند را برای استارت‌‌آپ‌ها با مزیتی متمایز برای دانشجویان و پژوهشگران علاقه‌مند به کارآفرینی ایجاد نمایند.

روزانه ایده‌های متنوعی با دانشگاه‌ها به اشتراک گذاشته می‌شود اما به دلیل آماده نبودن اکوسیستم کارآفرینی دانشگاه، بسیاری از این ایده‌‌ها و طرح‌ها بایگانی می‌شوند و منابع بالقوه موجود در دانشگاه نیز دست‌نخورده باقی می‌ماند؛ اما به‌محض اینکه دانشگاه بر روی فرصت‌های موجود و منابع خود در راستای راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها تمرکز نماید، کانالی شکل می‌گیرد که در آن همکاری‌ها و شراکت‌ها ظاهر می‌شوند و تبادل پویای دانش با همکاری‌های وسیع بین ذینفعان ایجاد می‌گردد.

دانشگاه با اکوسیستم قوی برای کارآفرینی، سکوی ایده آلی برای پرتاب موشک استارت‌آپ‌هایی است که توسط دانشجویان و پژوهشگران برپاشده‌اند. بیشتر دانشگاه‌ها عناصر تشکیل‌دهنده این اکوسیستم را در حیاط‌خلوت اداری خوددارند؛ فقط می‌بایست موانع عملیاتی شدن این اکوسیستم را از میان بردارند.

در اکوسیستم استارت‌آپ‌ها در بستر دانشگاه‌ها عوامل و عناصر متعددی در تعامل با یکدیگر هستند که هسته مرکزی آن را دانشگاه تشکیل می‌دهد و حلقه تعاملی اطراف آن شامل دولت، سازمان‌های مردم‌نهاد (NGO)، سازمان‌های کوچک و متوسط (SMEs)، سازمان‌های چندملیتی و سازمان‌های بین دولتی (IGO) هستند.

در این تعامل‌ها که به‌واسطه‌‌ ماهیت دانشگاه برای استارت‌آپ‌ها ایجادشده است، استارت‌آپ‌ها معرفی می‌شوند، به‌منظور ایجاد یا افزایش سرمایه‌گذاری شبکه‌های کاری توسعه می‌یابند، پژوهش‌ها بر روی پروژه‌ها هدف‌دار دنبال می‌شوند و در صورت نیاز سرمایه‌گذاری‌های مشترکی شکل می‌گیرد که سبب تبادل دانش بین گروه‌های کاری می‌شوند و از بازخورد این فعالیت‌ها، سرعت موشک‌های استارت‌آپی بیشتر می‌گردد.

دانشگاه‌ها در اولین گام خود به‌عنوان یک تغییر اساسی می‌بایست اعضای دانشگاه و سازمان‌ها را از طریق آموزش به رشته کارآفرینی نزدیک نمایند. توجه به این نکته انگیزه قوی برای دانشگاه‌ها ایجاد می‌نماید که به اکوسیستم کارآفرینی و استارت‌آپ‌ها اهمیت دهند. بسیاری از نظراتی که از دانشگاه‌ها منتشر می‌شوند ایده‌های پیشگامی هستند که پتانسیل ایجاد تفاوت در زندگی میلیون‌ها نفر را دارد. درنهایت با اعمال یک تغییر در افکار اعضای دانشگاه، احتمال تغییر وضعیت کنونی در دانشگاه‌ها به سمت اکوسیستم‌های در حال پیشرفت برای استارت‌آپ‌ها وجود خواهد داشت.

نویسنده : علیرضا سرحدی پژوهشگر حوزه مدیریت

 

کارآفرینی و نظریه بازی­ها

کارآفرینی و نظریه بازی­ها

 

امروزه رویکرد جدیدی در علوم روز دنیا شکل گرفته است که در آن ” تلفیق دانش، روش و تجارب دو یا چند حوزه علمی و تخصصی برای شناخت و حل یک مسئله پیچیده و یا معضل اجتماعی چند وجهی” مورد توجه قرار گرفته است. به این رویکرد نو، میان رشته ای (Interdisciplinary) گفته می­شود و اشاره به حوزه­های نوین در دانش بشر دارد و بیش از یک زمینه محض دانشی را مورد مطالعه قرار می­دهد. فعالیت­های علمی میان رشته ای زمانی معنا پیدا می­کند که شناخت و فهم علمی و دقیق مسئله ای پیچیده یا ناشناخته که از ظرفیت دانش یک رشته و یا تخصص خارج است، هدف باشد.

برای استفاده از این رویکرد جدید علمی، باید به روشهای مختلف مدلسازی در برقراری ارتباط بین رشته­های مختلف علمی و زبان مشترک بین آنها دسترسی و تسلط پیدا کنیم. در کشورهای در حال توسعه یکی از بزرگترین ضعف­های علمی برای برقراری ارتباط میان رشته­های مختلف، نداشتن تسط کامل و جامع درباره مدل­سازی است. زیرا مدل­سازی زبان مشترک بین علوم است. مدل­های مادی، ذهنی، تشریحی و ریاضی از انواع روش­های مدل­سازی هستند که در آنها مدل ریاضی با توجه به استفاده از زبان منطق و ریاضی، برقراری ارتباط درست بین تعداد زیادی از فاکتورهای سیستم و قدرت تجزیه و تحلیل بالا یکی از دقیق­ترین روشهای مدلسازی در علوم مختلف است.

نظریه بازی یک روش جدید و پر کاربرد در علوم مختلف است که به تحلیل روش­های همکاری یا رقابت بین موجودات منطقی و هوشمند می­پردازد. نظریه بازی تلاش می­کند تا رفتار ریاضی حاکم بر یک موقعیت استراتژیک را بررسی کند. در واقع می­توان گفت مطلوبیت، سود، درآمد، رفاه و هر آنچه فرد بازیکن به دنبال آن است، نه تنها متاثر از تلاش و تصمیم خود اوست بلکه تحت تاثیر تلاش و تصمیم طرف دیگر نیز قرار دارد. نظریه بازی به چهار دسته نظریه بازی کلاسیک، تکراری، تکاملی و نظریه گراف تکاملی تقسیم می­شوند. متخصصین مدلسازی با توجه به اطلاعات پایه­ ای و دقیقی که از ادبیات سیستم و افراد خبره بدست می­آورند، صورت مسئله و فرضیه­ های دینامیکی را برای سیستم طراحی می­کنند و در چرخه مدلسازی مورد تجزیه و تحلیل قرار می­دهند. پروسه مدلسازی با بررسی بازخوردهای چرخه تکرار می­شود تا جایی که خروجی به دنیای واقعی نزدیک باشد. آینده سیستم هدف را پیش بینی می­کنند، ناحیه بحرانی و ریسک­ پذیر مشخص شده و در نهایت برای بهینه­ سازی سیستم استراتژی­های راهبردی ارائه می­شود.

از نظریه بازی می‌توان برای درک مجموعه بزرگی از رفتارهای اقتصادی مانند نوسانات شاخص سهام در بورس اوراق بهادار، افت و خیز بهای کالاها در بازار مصرف کنندگان، تحلیل پدیده­ های گوناگون اقتصادی و تجاری نظیر پیروزی در یک مزایده، معامله، دادوستد و شرکت در یک مناقصه استفاده نمود. کاربرد نظریه بازی در شاخه­ های مختلف علوم اجتماعی مانند سیاست (تحلیل­ های بروس بوئنو دمیسکیتا)، جامعه­ شناسی و حتی روانشناسی در حال گسترش است. همچنین این نظریه در توصیف و تحلیل بسیاری از رفتارها در فلسفه و اخلاق نیز ظاهر شده است.

با توجه به اینکه در تعریف کارافرینی دیدگاه ­های مختلفی وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع “کارافرینی” نیازمند اطلاع و استفاده از دیدگاه­ های بین رشته ای می­باشد، اگر مدلسازی ریاضی و نظریه بازی وارد این رشته شود می­تواند افق­های جدیدی از علم را برای ما روشن کند.

اکوسیستم کسب و کار

اکوسیستم کسب­ وکار سطح بالایی از همکاری، هم افزائی و مشارکت در فضای اقتصادی و کسب­ وکار را مدنظر قرار می­دهد. به دلیل اینکه یکی از اصلی­ترین شرایط بکارگیری این نظریه در تحلیل محیط­های رقابتی و وفاداری عوامل تعامل در رعایت منطق ریاضی است، پس می­توان تمام روابط بین اجزای اکوسیستم کسب­ وکار و کارافرینی را با استراتژی­ها و بازی­های این نظریه بررسی کرد. از طرفی با توجه به اینکه نظریه بازی به طور گسترده به عنوان ابزاری برای تصمیم­ گیری­ های سیستماتیک، مسائل استراتژیک و راهبردی و رفتارهای اقتصادی به طور خاص تاثیرگذار است پس می­توان محیط­ های کسب­ وکار را با نظریه بازی مدلسازی کرد.

از آنجایی که پیشرفت­های زیادی از نظریه بازی­ها در مطالعه بر روی سیستم­های زیستی صورت گرفته است و اکوسیستم زیستی و اکوسیستم کسب و کار در تعامل و تعادل با یکدیگر و فضای محیطی شان مشابه هستند و با یکدیگر مقایسه می­شوند پس می­توان این اکوسیستم­ها را با ابزار نظریه بازی مدل­سازی کرد.

با ابزار این نظریه می­توانیم بررسی کنیم در یک اکوسیستم سالم چه بازی­هایی بین اجزاء آن برقرار است. چه استراتژی­هایی باعث حفظ تعادل اکوسیستم می­شود و چه استراتژی­هایی اکوسیستم را به ناحیه بحرانی بازی پیش می­برد. هم‌چنین، می­توان بررسی کرد که چگونه سیستم به سمت مرز نابودی پیش می­رود. تحت چه شرایطی رهبران کسب و کار فارغ از سازمان مربوطه برای پیشرفت اکوسیستم با هم رقابت برد – برد دارند. کدام یک از شرایط بروزرسانی نظریه گراف تکاملی باعث رقابت سالم بین اجزاء اکوسیستم می­شوند. برای تکامل و توسعه کارآفرینی بهترین جهش و استراتژی شایسته کدام است و چگونه باید استراتژی تکاملی پایا (ESS) را در محیط کسب و کار و برای توسعه کارافرینی تعریف کرد.

 

نویسنده : زهرا فرهاد توسکی / پژوهشگر و مدرس دانشگاه

آیا کارآفرینی یک نوع اعتیاد است؟

آیا کارآفرینی یک نوع اعتیاد است؟

 

در محافل علمی تعیین رابطه میان کارآفرینی و اعتیاد موردبحث است. بر اساس گزارش برخی تحقیقات در کارآفرینان نشانه‌هایی مبنی بر رفتارهای اعتیاد آمیز، همچون افکار وسواسی، دوره‌های انزوا جویانه و هیجانات منفی مشاهده‌شده است. درواقع؛ کارآفرینان همچون افرادی که به قمار یا اینترنت اعتیاددارند، در اثر احساس اجبار به کار و تداوم فعالیت با یک سری پیامدهای منفی روبرو می‌شوند.

در دنیای امروزه، با توجه به گذار از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعات محور، کارآفرینی از اهمیت مضاعفی برخوردار گشته است. در این مرحله، کارآفرینی به‌عنوان یک فعالیت مکمل، نوآورانه، خلاقانه و مدیریتی مطرح می‌شود. هم‌چنین؛ برخی محققان بر مشخصات، ویژگی‌ها و رفتار افراد کارآفرین تأکید می‌کنند که از مهم‌ترین این مشخصات و رفتار می‌توان به ریسک‌پذیری، پذیرش خطر شکست، استقلال‌طلبی، اعمال‌نفوذ بر دیگران، خلاقیت، آینده‌نگری، توانایی تحلیل، سرعت تصمیم‌گیری، سخت‌کوشی، پشتکار جهت رسیدن به اهداف، تشکیل شبکه‌های اجتماعی، اعتمادبه‌نفس بالا، اعتماد به دیگران، شناسایی فرصت‌های نوین و روش‌هایی برای ایجاد و توسعه کارآفرینی و منطقی بودن اشاره کرد.

اما عوامل تقویت‌کننده اعتیاد رفتاری بدین شرح هستند: افکار وسواسی، پیش‌بینی و انجام تشریفات و رفتارهای خاص، خود را زیاد ارزشمند تلقی کردن، افزایش منابع، غفلت (نادیده گرفتن و بی‌خبری از دوستان نزدیک و روابط صمیمی)، احساس گناه، دروغ‌گویی، پنهان‌سازی رفتار خود از دیگران.

با توجه به این الگوهای رفتاری، کارآفرینی می‌تواند به‌نوعی اعتیاد تبدیل شود. برخی از علائم اعتیاد آمیز کارآفرینی شامل احساس اجبار و رویکرد وسواسی نسبت به شغل، نادیده گرفتن دوستان و فرار از تفریحات موردعلاقه، تجربه نشانه‌های انزوا همچون خشم و افسردگی در حین ترک کار، اختصاص زمان بیش‌ازحد به کار در مقایسه با مدت‌زمانی که صرف خانواده و دوستان می‌شود، است. ساختار شخصیتی این افراد مستعد ریسک‌پذیری، اعتیاد به کار و استفاده بیش‌ازحد از اینترنت می‌باشد. هم‌چنین، از واژه اعتیاد برای توصیف وابستگی فیزیولوژیکی، روان‌شناختی و رفتاری استفاده می‌شود که طی آن فرد به یک محرک خاص وابسته می‌شود.

علاوه بر این، اعتیاد به کارآفرینی باعث مواجهه با مشکلات روان‌شناختی می‌شود. بسیاری از کارآفرینان منزوی و گوشه‌گیر هستند. این انزوا و گوشه‌گیری احتمال خطر افسردگی را افزایش می‌دهد. افزون بر این، بسیاری از کارآفرینان ساعت‌های متمادی کار می‌کنند و به همین دلیل فرصت کافی برای رسیدگی به خود ندارند. هم‌چنین؛ تمایل شدید به موفقیت، باعث ایجاد اضطراب در آن‌ها می‌گردد. کارآفرینان باکار بیشتر همه تلاش خود را برای پنهان‌سازی نشانه‌های افسردگی به کار می‌گیرند. این نشانه‌ها معمولاً به‌صورت تنش و استرس قلمداد شده و منجر به وخامت هر چه بیشتر اوضاع می‌شود. حتی در موارد شدید و حاد، کارآفرینان در معرض خطر خودکشی قرار دارند.

بنابراین می‌توان گفت اعتیاد بُعد تیره و نامطلوب کارآفرینی است. انگیزه بالا به کار و تلاش در زندگی حرفه‌ای از اهمیت بالایی برخوردار است. اما گاهی کارآفرینی به‌نوعی اعتیاد رفتاری تبدیل می‌شود که نتیجه نهایی آن مشکلات روان‌شناختی است.

منبع:

-Keskin, G., Gümüşsoy, S., & Aktekin, E. (2015). Entrepreneurship: Is it an addiction?. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 195, 1694-1697.

نویسنده : دکتر حسین نیک بین / مدرس دانشگاه