,

نقش دیپلماسی علم و فناوری در حل برخی از چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان (بخش سوم)

نقش دیپلماسی علم و فناوری در حل برخی از چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان (بخش سوم)

 

همیشه یافتن‌‍ مشکل، سهل‌تر از ارائه راه‌حل بوده است.

دیپلماسی

 نقش دیپلماسی علم و فناوری در حل برخی از چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان (بخش سوم)

چنانچه مبرهن است ما با چالش‌هایی که شرکت‌های دانش‌بنیان با آن‌ها مواجه هستند تا حد معقولی آشنایی داریم، لذا چه نیکو خواهد بود که در جای‌جای فضای مطالعات و بررسی‌های همکاری، به یافتن، کشف، ایجاد یا بهره‌وری از فرصت‌های موجود بپردازیم.

 

در این راستا ابزار دیپلماسی علم و فناوری، یکی از راهکارهایی است که دوراندیشانه و واقع‌بینانه، به حل گام‌به‌گام شماری از چالش‌هایی که شرکت‌های دانش‌بنیان با آن‌ها روبرو هستند می‌پردازد.

 

مقدمه

اگرچه دیپلماسی علم و فناوری ازجمله مفاهیم نوپدید در آثار و متون علمی محسوب می‌شود، اما نمونه‌های تاریخی مبنی بر استفاده از ظرفیت‌های دیپلماسی برای پیشرفت دادن و استفاده از علم و فناوری در راستای تحقق اهداف دیپلماتیک، از گذشته‌های دور همچنان وجود داشته است.

زمانی که در مورد همکاری‌ها و تجارت بین‌المللی علمی و فناورانه صحبت می‌کنیم، باید به این نکته توجه داشته باشیم که در فضای سیاست خارجی، تنها آن دسته از همکاری‌هایی که در راستای اهداف دیپلماتیک یک کشور باشند، می‌توانند در راستای دیپلماسی علم و فناوری به شمار آیند.

 

خلاصه آنچه در مقاله قبل خوانده‌ایم: (بخش دوم)

تعاریف:

چنانچه در مقاله پیش عنوان کردیم، علم زبانی بین‌المللی است که از هرگونه تعصبات دنیای سیاست به دور است و دیپلماسی ابزار و سازوکاری است که برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی کشورها مورداستفاده قرار می­گیرد.

لذا این‌طور برداشت می­شود که شرکت­های دانش‌بنیان بازیگران درونی در دیپلماسی علم و فناوری هستند که نقش آن‌ها باید تبیین شود.

از سوی دیگر با توجه به اینکه دیپلماسی علم و فناوری یک موضوع بین‌رشته‌ای است، هم می‌تواند در مراکزی که در توسعه و تکمیل چرخه علم و فناوری کار می­کنند، مطرح شود و هم می­تواند در مراکزی که در حوزه دیپلماسی فعالیت می­نمایند، ورود نماید.

همچنین دیپلماسی علم و فناوری در خدمت دستگاه سیاست خارجی کشورها قرار می­گیرد تا موجبات و زمینه­های توسعه و پیشرفت علم و فناوری، خلق ثروت و توسعه کشورها را فراهم نماید.

حرکت به سمت اقتصاد مقاومتی:

در این میان شرکت­های دانش‌بنیان که همانند سایر بنگاه­های اقتصادی به دنبال حداکثر نمودن منافع خویش هستند، توانایی پذیرش فناوری را هم دارند.

لذا با عنایت به مطالب مطرح‌شده فوق، دیپلماسی علم و فناوری هم می­تواند به‌عنوان ابزاری در بهبود بخشیدن به وضعیت شرکت‌های دانش‌بنیان کمک کرده و هم موجبات حرکت کشور به سمت اقتصاد مقاومتی و دانش‌بنیان را تسهیل نماید.

مبنای قدرت نرم:

همان‌گونه که در مقاله پیشین اشاره شد، دیپلماسی عمدتاً به هدایت روابط بین‌المللی از طریق دیدار و گفت‌وگوهای دیپلمات­های رسمی، می­پردازد و به قول هانس جی مورگنتا، دیپلماسی مغز متفکر قدرت ملی یک کشور است.

همچنین دیپلماسی عمومی فراتر از مفاهیم دیپلماسی سنتی و رسمی عمل کرده و به گفته­ جوزف نای، با مبنای     ” قدرت نرم” و یا “قدرت متقاعدکننده” تعریف می­شود.

افق ۱۴۰۴ در سند چشم‌انداز:

ارتباط بین علم و فناوری با سیاست خارجی، ارتباطی دوطرفه است بدین معنا که از ابزار علم و فناوری برای پیشروی سیاست خارجی استفاده می­شود و از سوی دیگر از ظرفیت­های دیپلماتیک برای نیازها و اهداف حوزه علم و فناوری بهره گرفته می­شود.

همچنین نینا فدوروف، دیپلماسی علم را استفاده از همکاری­های علمی میان کشورها در مواجهه با مشکلات مشترک قرن می­داند.

مطابق با سند چشم‌انداز، ایران باید در افق ۱۴۰۴، الهام‌بخش جهان اسلام باشد و حوزه علم و فناوری به دلیل توانمندی­ های خوبی که داراست، می­تواند یکی از مهم‌ترین حوزه­های الهام‌بخش قرن باشد.

در این راستا دیپلماسی علم و فناوری می­تواند در ایجاد بازارهای جدید برای صادرات محصولات و کالاهای دانش‌بنیان نیز نقش‌آفرینی نماید.

همان‌طور که می­دانیم چالش­های جهانی مرتبط با افزایش جمعیت، محیط‌زیست، غذا، انرژی، منابع و فقر با توجه به روند جهانی‌شدن، دیگر مشکل یک کشور به‌تنهایی نمی­باشد و مرتفع نمودن آن‌ها نیازمند همکاری­های بین‌المللی است.

لذا امروزه با پیشرفت علم و فناوری در همه حوزه ­ها بخصوص در حوزه­ های اثرگذار بر مناسبات سیاسی دولت­ها، نقش پررنگ آن در حل چالش­های جهانی فوق‌الذکر نیز موردتوجه قرار گرفته است.

علم و فناوری

همکاری‌های علمی در دیپلماسی علم و فناوری:

چنانچه دیپلماسی علم و فناوری علاوه بر مباحث گفته‌شده برای تقویت همکاری­های بین کشورها و افزایش نفوذ یک کشور بر کشور دیگر مورداستفاده قرار گیرد،

با توجه به اینکه می­تواند شهرت و تصویر یک کشور را در جامعه بین‌الملل بهبود بخشد، می­تواند عامل مهمی در تقویت قدرت نرم آن کشور هم به شمار آید.

در این میان شایان‌ذکر است که همکاری­های علمی بین‌المللی، توسط افراد و گروه­های علمی هدایت می­شوند، درحالی‌که دیپلماسی علم و فناوری از افراد و گروه ­هایی تشکیل می­شوند که دولتی و فعال در سیاست خارجی می­باشند.

لذا تنها آن دسته از همکاری­های علمی و تجارت­هایی که در راستای اهداف دیپلماتیک یک کشور باشند، در راستای دیپلماسی علم و فناوری قرار می­گیرند.

 

پتانسیل علمی و دیپلماتیک:

درنهایت با تکیه‌بر پتانسیل­ ها و توانمندی­ های علمی و دیپلماتیک کشور برای استفاده بهینه از فرصت­های موجود و یا فرصت­ سازی­های مناسب در منطقه و در فضای بین‌المللی، می­تواند زمینه­ هایی ایجاد کند تا برخی از مشکلات و چالش­های شرکت­های دانش‌بنیان برطرف شوند.

تقویت تحقیق و توسعه در شرکت­های دانش‌بنیان:

دیپلماسی علم و فناوری می­تواند توجه دانشمندان خارجی را به پیشرفت­های داخل کشور جلب نماید و از سوی دیگر دسترسی دانشمندان داخلی به پژوهشگران، یافته­های تحقیقاتی، امکانات و تجهیزات مرتبط با پژوهش­های خارج از کشور را تسهیل نماید.

لذا در این میان امکان ایجاد پروژه­های مشترک در حوزه­های علمی و فناورانه نیز تقویت خواهد شد.

 

آموزش نیروی انسانی متخصص:

همچنین با عنایت به مشکلات مربوط به منابع انسانی در شرکت­های دانش‌بنیان و توسعه نامناسب آن‌ها، با انجام گرفتن اقدامات فوق توسط دیپلماسی علم و فناوری، فضایی ایجاد می­شود تا همکاری بین‌المللی با پژوهشگران و دانشگاه­های سایر کشورها و دانشگاه­های برتر در حوزه­های موردنیاز، برقرار شود.

لذا نیروی انسانی متخصص موردنیاز، همگام با دانش روز برای این شرکت­ها، مورد آموزش و یادگیری قرار می­گیرند.

 

ارتقاء سطح علمی تولید:

درنتیجه‌ی تمامی تعاملات فوق‌الذکر در چرخه اتفاقات واقع در محیط دیپلماسی علم و فناوری می­توان چنین نتیجه گرفت، که با ارتقای سطح دانش نیروی انسانی در شرکت­های دانش‌بنیان و دسترسی به یافته­ ها و پژوهشگران در سطح بین‌الملل، سطح علمی تولید محصولات و کالاهای دانش‌بنیان افزایش می­یابد.

 

فرآیندهای انتقال فناوری:

با نگاهی به دورنمای دسترسی به فضای صنعتی و تکنولوژیک بین‌الملل، فضای همکاری و تعامل برون‌مرزی نیز به نحوی شکل خواهد گرفت که فرآیندهای انتقال فناوری تسهیل شده و درهای بازارهای بین‌المللی به روی تولیدات شرکت‌های دانش‌بنیان گشوده خواهد شد.

 

همکاری‌های تجاری و بازاریابی بین‌الملل:

تسهیل همکاری‌هایی از جنس علمی و فناورانه، فرصت­های بازاریابی و همکاری­های تجاری با شرکت­های بزرگ صاحب فناوری را نیز ممکن خواهد ساخت.

لذا مشکلات صادرات کالاهای دانش‌بنیان مرتفع گردیده و چالش­های محیط اقتصادی و تجاری موجود، به‌تدریج تعدیل و رفع خواهد شد.

بنفشه دین‌محمدی

پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی