نوشته‌ها

کارآفرینی حرفه نیست بلکه شیوه زندگی است بررسی دانشگاه موناش- استرالیا

کارآفرینی حرفه نیست بلکه شیوه زندگی است

بررسی دانشگاه موناش- استرالیا

University of Monash

 

دانشگاه موناش یک دانشگاه تحقیقاتی عمومی واقع در ملبورن استرالیا می‌باشد که در سال 1958 تأسیس و افتتاح خود را سال 1961 در پردیس اصلی Clayton انجام داد. موناش، دومین دانشگاه قدیمی ایالت ویکتوریا می‌باشد. این دانشگاه از یک پردیس در Clayton با کمتر از 400 دانشجو به شبکه‌ای از پردیس‌ها، مراکز آموزشی و شرکا شامل 12 پردیس در میان 4 کشور جهان تبدیل‌شده است. در حال حاضر تقریباً با 60,000 دانشجو (250,000 نفر فارغ‌التحصیل) از 170 کشور، یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌ها در دانشگاه‌های استرالیا و عضو گروه هشت دانشگاه‌های استرالیا و ASAIHL (انجمن مؤسسات آموزش عالی جنوب شرق آسیا) و تنها عضو استرالیایی اتحادیه بانفوذ مراکز و دانشگاه‌های آکادمیک بهداشت و درمان می‌باشد. موناش در یک دوره کوتاه‌مدت 50 ساله به شهرت ملی و بین‌المللی رشک‌آوری در زمینه برتری‌های تحقیقاتی و آموزشی دست‌یافته است و در 1% دانشگاه‌های برتر جهان، 20% برتر آموزشی، 10% برتر چشم‌انداز بین‌المللی، 20% برتر درآمدهای صنعتی و 10% برتر تحقیقات جهان در سال 2016 رتبه‌بندی می‌شود.

دانشگاه موناش خانه امکانات پژوهشی بزرگ و منحصربه‌فردی چون سینکروترون استرالیا، مرکز علوم، تحقیقات، فناوری و نوآوری موناش (STRIP)، مرکز سلول‌های بنیادی استرالیا، ۱۰۰ مرکز تحقیقاتی و نیز ۱۷ مرکز تحقیقاتی مشترک می‌باشد. این مرکز آموزش عالی دارای پردیس‌های متعددی بوده و دارای مراکزی نیز در مالزی، ایتالیا، هند، چین و افریقای جنوبی می‌باشد.

این دانشگاه در حال حاضر گستره وسیعی از دوره‌ها را داخل 10 دانشکده ارائه می‌کند.

موناش بیش از 48000 دانشجوی کارشناسی و تقریباً 21000 دانشجوی بعد از لیسانس را ثبت‌نام می‌کند. این دانشگاه نسبت به هر یک از دانشگاه‌های دیگر ایالت ویکتوریا متقاضیان بیشتری دارد.

دانشگاه داری مراکزی در ایالت ویکتوریا Clayton، Caulfield، Berwick،Peninsulaa و Parkville و یکی در مالزی می‌باشد و همچنین یک مرکز تحقیقات و آموزش در Prato ایتالیا، یک مدرسه تحقیقات بعد از لیسانس در مومبای هندوستان و یک مدرسه بعد از لیسانس در ایالت Jiangsu چین دارد. به‌علاوه دوره‌های دانشگاه موناش در سایر مکان‌ها ازجمله موناش آفریقای جنوبی نیز ارائه می‌شوند.

 

 

دانشگاه‌های گروه هشت

در سال ۱۹۹۴، هشت دانشگاه برتر استرالیا، ائتلافی با نام دانشگاه‌های گروه هشت را تشکیل دادند که دفتر اصلی آن در شهر کانبرا، پایتخت ملی استرالیا قرار دارد. دانشگاه‌های گروه هشت به لحاظ رتبه‌بندی علمی و آموزشی از رده بالایی در سطوح ملی و بین‌المللی برخوردار هستند و تحصیل در آن‌ها تجربه آموزش در محیطی با استانداردهای بین‌المللی را در اختیار دانشجویان قرار می‌دهد. لازم به ذکر است که این ۸ دانشگاه، قدیمی‌ترین دانشگاه‌های استرالیا نیز محسوب می‌شوند.

 

رتبه‌بندی

دانشگاه موناش رتبه ۶ را در میان دانشگاه‌های استرالیا به خود اختصاص داده است و علاوه بر این، رتبه ۶۵ جهانی را نیز بر اساس رده‌بندی QS World University Rankings در سال ۲۰۱۷-۲۰۱۶ از آن خود کرده است.

دانشگاه موناش تاکنون دانش‌آموختگان برجسته بی‌شماری را در زمینه‌های مختلف علمی و هنری معرفی نموده است که از آن بین می‌توان به رؤسای دولت ویکتوریا، بسیاری از نمایندگان پارلمان استرالیا، رهبران احزاب سیاسی مختلف، هنرمندان و دانشمندان بسیاری اشاره نمود.

بهترین دانشگاه استرالیا در مهندسی و فناوری (آموزش عالی تایمز، 2016- 2017)

بهترین دانشگاه استرالیا در رشته شیمی (رتبه‌بندی تحصیلی دانشگاه‌های جهان، 2015)

چهل و یکمین دانشگاه جهان در پزشکی، پزشکی بالینی و سلامت (آموزش عالی تایمز، 2016- 2017)

شصت و یکمین دانشگاه جهان در بازرگانی و اقتصاد (آموزش عالی تایمز، 2016- 2017)

 

دانشکده‌های این دانشگاه شامل:

دانشکده طراحی و معماری، دانشکده هنر، دانشکده اقتصاد و بازرگانی، دانشکده آموزش، دانشکده مهندسی، دانشکده فناوری اطلاعات، دانشکده حقوق، دانشکده پزشکی، پرستاری و علوم بهداشت، دانشکده داروسازی و علوم دارویی و دانشکده علوم.

 

بورسیه دورههای ارشد تحقیقاتی و دکترا

این دانشگاه تعداد زیادی بورسیه و کمک‌هزینه تحصیلی در مقاطع کارشناسی، ارشد و دکترا دارد. سالیانه بیش از 100 بورسیه تحصیلی و 300 کمک‌هزینه تحصیلی برای دانشجویان در نظر گرفته می‌شود. این بورسیه‌ها شامل:

 

بورسیه MGS
این بورسیه هزینه زندگی و همچنین درازای کار تحقیقاتی ماهیانه دستمزد می‌پردازد. آخرین‌مهلت ارسال 31 اکتبر هرسال می‌باشد. این بورسیه به دانشجویان بومی نیز تعلق دارد. سالانه به حداکثر 145 نفر این بورسیه اهدا می‌شود.

 

بورسیه سر جیمز مک نیل

این بورس تنها برای دوره دکترای پزشکی، مهندسی، علوم پایه و موسیقی می‌باشد. این بورسیه هزینه زندگی و همچنین درازای کار تحقیقاتی ماهیانه دستمزد می‌پردازد. آخرین‌مهلت ارسال 31 اکتبر هرسال می‌باشد. این بورسیه به دانشجویان بومی نیز تعلق دارد. سالانه تنها به یک نفر این بورسیه اهدا می‌شود.

 

 

بورسیه MDS و MRS

این بورسیه هزینه زندگی و یا شهریه دانشگاه را می‌پردازد به همراه دستمزد ماهیانه. این بورسیه به دانشجویان بومی نیز تعلق دارد. تعداد افرادی که این بورس را دریافت می‌کنند، متغیر است.

 

بورسیه IPRS
این بورسیه تنها خاص دانشجویان خارجی است و شهریه دانشگاه را به همراه بیمه دانشجویی می‌پردازد که این بورسیه سالانه به 20 نفر اهدا می‌شود.

 

بورسیه MIPRS
این بورسیه نیز خاص دانشجویان خارجی می‌باشد و شهریه دانشگاه را به همراه بیمه دانشجویی می‌پردازد که این بورسیه سالانه به 70 نفر اهدا می‌شود.

 

بورسیه JASON
این بورسیه خاص دانشجویان خارجی است و مبلغ هزینه پرداختی بسته به رشته و دانشگاه متفاوت می‌باشد.

 

 

کارآفرینی در دانشگاه موناش

همان‌گونه که جهان از تکنولوژی پیچیده با نوآوری‌هایی که نیاز به پایه‌های جهانی دارد، بهره می‌برد لذا باید از کارآفرینان پویا نیز استفاده نماید. چارچوب واحد کارآفرینی زمینه یادگیری به همراه دانش علمی، مهارت‌ها و ابزارهای استفاده از آن را به همراه سرعت‌بالا و ارزیابی ایده‌های کارآفرینی برای دانشجویان و راه‌کارهایی برای دستیابی به فرصت‌های بازار، فراهم می‌کند. این واحد دانشجویان را قادر می‌سازد تا رهبران کسب‌وکار آینده شوند و با استفاده از رویکردهای علمی و منطقی به جمع‌آوری اطلاعات در زمینه کارآفرینی و نوآوری در سطح بین‌المللی بپردازند.

کارآفرینی در دانشگاه موناش مبتنی بر فناوری اطلاعات و نوآوری، دو مثالی است که نشان می‌دهد دانشجویان چگونه مهارت‌های خود را تقویت می‌کنند. در بخش فناوری اطلاعات دانشگاه موناش فلسفه‌ای وجود دارد که هر کس توانایی تکامل مهارت‌های کارآفرینی خود را دارد.

برنامه‌های نوآوری معمولاً در آخر هفته و توسط تیمی از کارشناسان کارآفرینی، حقوقی، مالکیت معنوی، کسب‌وکار و امور مالی هدایت می‌شود. این‌یک فرصت عالی برای همکاری کارشناسان و گروهی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. محیط یادگیری نوآوری همه‌جانبه و تعاملی است و به‌گونه‌ای طراحی‌شده تا با کمک آن توانایی دانشجویان برای تفکر و مشارکت در فعالیت‌های کارآفرینی بالا رود.

 

نویسنده: آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

کامیتاپ 5. Entrepreneurship meetup میتاپ کارآفرینی، تجمع کارآفرینان دانشگاهی

کامیتاپ 5. Entrepreneurship meetup

میتاپ کارآفرینی، تجمع کارآفرینان دانشگاهی

 

برای کارآفرین شدن در ایران بهترین گزینه برای الگوبرداری، رهبران کارآفرینی و کارآفرینانی هستند که با توجه به شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی این مرزوبوم اقدام به ایجاد کسب‌وکار کرده‌اند، ولی متأسفانه کارآفرینان در جامعه فرصت کمی برای انتقال تجارب خوددارند.

“کامیتاپ” رویدادی علمی- آموزشی به‌منظور ارتباط صنعت و دانشگاه، انتقال تجارب کارآفرینان بزرگ کشور، آموزش مفاهیم کارآفرینی، معرفی الگوهای موفق و فرآیند شکل‌گیری کسب‌وکارهای بزرگ و همچنین کسب‌وکارهای نوپا و تسهیل گران به دانشجویان و علاقه‌مندان جامعه می‌باشد.

کامیتاپ (میتاپ کارآفرینی) که با همکاری کانون دانش‌آموختگان کارآفرینی دانشگاه تهران و دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران برگزار می‌گردد افتخار دارد تا هر دو هفته یک‌بار روزهای دوشنبه میزبان رهبران کارآفرینی و کارآفرینان صنایع مختلف کشور باشد.

در این رویداد به دنبال دستيابي به اهداف ذيل می‌باشیم:

  • آموزش مفاهیم اصلي مدیریت کسب‌وکار همراه با بررسی فرآیند کارآفرینی یک کارآفرین موفق
  • یادگیری تئوری‌ها و مفاهیم مرتبط با کارآفرینی
  • ایجاد انگیزه در راستای ایجاد کسب‌وکار
  • ایجاد فرصت تفکر خلاق و کارآفرینانه در بین علاقه‌مندان
  • ارتباط با بزرگان و صاحب‌نظران صنایع
  • شبکه‌سازی کارآفرینانه

 

این کامیتاپ با حضور دو تن از کارآفرینان برتر کشور برگزار شد: جناب آقای مهدی صفایی (کارآفرین برتر سال‌های 1392 الی 1396) مؤسس هلدینگ کانسپت – مربى تيم ملى كيك بوكس ١٩٩٧ ايتاليا – قهرمان كيك بوكس جهان ١٩٩٩ دانمارك – دستيار كارلوس كى روش و مربى بدن‌ساز تيم ملى فوتبال ٢٠١٤ برزيل – عضو هيئت ريسه جوجيتسو – عضو هيئت ريسه کمان‌گیری روى اسب – رئيس كميته همگانى فدراسيون ورزش‌های رزمى – دبير کارگروه ورزش شوراى شهر تهران و همچنین جناب آقای محمد ابوالحسنی (کارآفرین و خالق مجموعه دیرین دیرین) مؤسس و مدیر استودیو انیمیشن NAS – نسل اندیشه سبز یکی از بزرگ‌ترین استودیوهای انیمیشن ایران – سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده فیلم سینمایی انیمیشنی تهران ۱۵۰۰ به‌عنوان اولین فیلم سینمایی انیمیشن در ایران عضو هیئت انتخاب و داور در جشنواره‌های انیمیشن داخلی و خارجی در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران میزبان کارآفرینان و دانش‌آموختگان کارآفرینی دانشگاه تهران بودند.

در این سمینار که به همت کانون دانش‌آموختگان و معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکده و با اجرای علی‌اکبر فرجادیان، از دانشجویان کارآفرین مقطع دکتری برگزار شد، ابتدا آقای ابوالحسنی؛ تهیه‌کننده انیمیشن “دیرین دیرین” داستان زندگی و کارآفرینی خود را که اغلب در حوزه فرهنگی بوده با زبانی طنزآلود و جذاب بیان کرد و علاقه به خریدوفروش در کودکی، علاقه به برگزاری رویداد در دوران دانشجویی و همچنین روحیه استقلال‌طلبی و کسب درآمد و وابسته نبودن به خانواده را در کنار سادگی و صداقت و تلاش بی‌وقفه را از عوامل موفقیت گام‌به‌گام خود دانست و تأکید کرد برای شروع کار حتماً از یک جای کوچک شروع کنید اما این کار کوچک را در ارتباط با شرکت‌ها و سازمان‌های قوی انتخاب کنید تا کم‌کم مجرب شوید و توسعه پیدا کنید.

این کارآفرین خلاق و جسور، با ذکر داستان‌های بامزه‌ای از راه‌اندازی کسب‌وکارهای مختلف از چاپ یک کارت‌پستال با تصویر شهید آوینی گرفته تا طراحی و چاپ پرچم ایران برای بنیاد شهید و چاپ مجلات و کتاب‌های درسی، ساخت انیمیشن و… داشتن جسارت و استقبال از پیشنهاد‌های جدید و نترسیدن از سختی کار در موفقیت خود و گروهش مؤثر دانست و به دانشجویان توصیه کرد برای موفقیت در کسب‌وکار و تجارت، از همین امروز کار کوچکی را آغاز کنند و هرروز آن را توسعه دهند. وی سپس به نحوه تولد انیمیشن دیرین دیرین و برنامه‌های توسعه این انیمیشن طنز روزانه پرداخت و تجربه‌ی تولید پیام‌های بازرگانی شرکت گاز با عنوان خطرناکه حسن را اساس این کار جدید دانست.

** شکل شماره 3

در بخش دوم سمینار، آقای مهدی صفایی؛ بنیان‌گذار هلدینگ “کانسپت” بابیانی جذاب و شیوا داستان کارآفرینی خود و گروه موفقش را در شرکت‌های زیرمجموعه کانسپت بیان کرد. تولید فیلم‌های سینمایی متعدد در شرکت کانسپت سینما و نیز تشکیل گروه “بادیگارد” که کار تشریفات رویدادهای مهم را بر عهده دارد، روایت جالبی داشتند که با نکات آموزشی در حوزه کسب‌وکار و مشتری محوری همراه بود و با استقبال گرم دانشجویان مواجه شد.

در بخش سوم سمینار، مهمانان ارزشمند کامیتاپ که با سخنانی نغز و بامزه، حاضران را به وجد آورده بودند، با صبر و اشتیاق به پرسش‌های آنان پاسخ و برای حمایت از ایده‌های دانشجویان قول مساعد دادند.

در پایان سمینار دکتر زالی؛ رئیس دانشکده کارآفرینی، با تشکر از حمایت این دو مهمان گران‌قدر از پروژه احداث ساختمان جدید دانشکده کارآفرینی و دعوت از همه کارآفرینان خیر برای پیوستن به کمپین حامیان دانشکده کارآفرینی که به‌زودی را اندازی خواهد شد، دانشکده کارآفرینی را خانه کارآفرینان ایران دانست.

وی همچنین مدالیوم دانشکده کارآفرینی را به کارآفرینان مهمان کامیتاپ اهدا کرد.

 

 

نویسنده : نرگس سقازاده پژوهشگر حوزه مدیریت

توسعه محصول جدید

توسعه محصول جدید

در ادامه بحث اهمیت اجرای توسعه محصول جدید و لزوم اجرای آن در شرکت‌ها باید گفت آنچه امروزه در میان عوامل مهم در موفقیت محصولات جدید حائز اهمیت و تأکید بیشتری دارد، نقش مدیریت در فرآیند توسعه محصولات جدید می‌باشد؛ زیرا مشکل عمده این‌گونه سازمان‌ها، فقدان مدیریت صحیح و روش‌های مناسب مدیریتی می‌باشد. برای پشتیبانی و موفقیت فرآیند توسعه محصول جدید، دو ابزار مهم وجود دارد که در عمل از هر دو می‌توان استفاده نمود؛ ابزارهای مدیریتی و ابزارهای طراحی. در چرخه سنتی توسعه محصول، مراحل طراحی و ساخت به‌طور مجزا مرحله‌به‌مرحله انجام می‌گرفت، درحالی‌که در رویکردهای نوین، توسعه محصول با استفاده از مهندسی هم‌زمان، دو مرحله باهم صورت می‌گیرد و بازخورد عیوب گزارش‌شده از طراحی، به‌سرعت به اصلاح فرآیند می‌انجامد. امروزه ابزارهای طراحی با کامپیوتر، مهندسی به کمک کامپیوتر، ساخت به کمک کامپیوتر و نمونه‌سازی سریع همراه با ابزارهای مدیریتی نظیر مدیریت پروژه، مدیریت اطلاعات محصول و نیازمندی‌ها به‌خوبی در این جهت به کار گرفته می‌شود. هم‌چنین رویکرد‌های نوین مدیریتی به بهبود فضای مشترک کاری واحد‌های تحقیق و توسعه و بازاریابی منجر می‌شود. از سوی دیگر بایستی این نکته مهم را در نظر داشت که نیازهای بازارها باید فعالیت‌های تحقیق و توسعه را هدایت کنند. در طول فرآیند توسعه محصول جدید، مدیران و مهندسان تحقیق و توسعه دامنه وسیعی از ملزومات تعارض آور از قبیل هزینه، کیفیت، قابلیت ساخت و ویژگی‌های محصول را بایستی در نظرگیرند. حمایت محصول در بسیاری از صنایع، چه صنایعی با تکنولوژی بالا نظیر رایانه‌ها و چه صنایعی با تکنولوژی پایین نظیر اسباب و اثاثیه خانگی برای جلب رضایت مشتری ضروری است. بدیهی است که کوتاهی کردن از توجه به حمایت محصول در مرحله طراحی، فرصتی ازدست‌رفته محسوب می‌شود. حمایت مناسب از محصول شامل: راه‌اندازی، آموزش مشتری و خدمات پس از فروش برای جلب رضایت مشتری در بسیاری از بازارها ضروری است و منبع کسب مزیت رقابتی می‌شود. همچنین توجه کافی نسبت به تحلیل محیط رقابتی، انواع روندها شامل تکنولوژی در بازار، روند پیشرفت و توسعه رقبای موجود و بالقوه ازجمله مسائلی است که هوشمندی سازمان را نسبت به فرصت‌های توسعه‌ای افزایش می‌دهد و به پیشرو بودن سازمان کمک می‌نماید.

 

 

در دهه‌های گذشته و در بخش صنعت، کارایی در تولید، کنترل اثربخش هزینه‌ها، داشتن سیستم‌های کیفیت کارا و اثربخش و نظایر این‌ها، منبع مزیت رقابتی شرکت‌ها محسوب می‌شد؛ اما امروزه این روند تغییرات اساسی کرده است. امروزه توسعه محصولات جدید مشتری محور یکی از عوامل کلیدی است که کسب‌وکارهای موفق را از کسب‌وکارهای شکست‌خورده جدا می‌کند.

با افزایش رقابت در ساختار بازارهای داخلی و منطقه‌ای، تولیدکنندگان باید بتوانند به‌سرعت محصولات جدید را عرضه کنند و محصولات فعلی را بهبود بخشند تا رشد آن‌ها کم و متوقف نشود. برای کسب امتیاز رقابتی، بسیاری از شرکت‌ها فعالیت خود را بر بهبود محصول یا فرآیند تکنولوژی یا بر هر دو متمرکز نموده‌اند. نرخ پیشرفت‌های تکنولوژیک در نوآوری بر اهداف و عملکرد شرکت به‌سختی تأثیر می‌گذارد. جهانی‌شدن و پیشرفت‌های تکنولوژیک، باهم محیط بسیار پویایی را خلق کرده‌اند. خصوصاً، آن‌ها باعث کاهش گردش عمر کالاها شده‌اند، درنتیجه شرکت‌ها با بازار متغیری مواجه‌اند که حرکت آن بسیار وسیع است. برای موفقیت در این محیط تولیدکنندگان باید در طراحی و تولید محصولات سریع باشند و این کار را با هزینه پایین و کیفیت بالا انجام دهند. چهار اولویت رقابتی، هزینه، کیفیت، زمان و انعطاف‌پذیری به‌عنوان عوامل حیاتی موفقیت ظهور کرده‌اند.

چهار عامل عمده بر فضای رقابتی تأثیر گذاشته‌اند:

  • شرکت‌ها بسیاری وارد بازار شده و می‌شوند.
  • رقابت در قیمت و دیگر عوامل رقابتی (نظیر کیفیت) به‌طور فزاینده‌ای دشوار و طاقت‌فرسا شده است.
  • دوره عمر محصول در حال کوتاه‌تر شدن است.
  • در پاسخ به نیازهای متنوع مشتریان، تنوع در محصولات افزایش و حجم تولید آنان کاهش‌یافته است.

بر اساس تحقیقی که در 12 شرکت کوچک و متوسط انجام‌شده، استراتژی‌های شتاب دادن به توسعه شامل: اتکا به منابع بیرونی از طریق خرید لیسانس یا برون‌سپاری، اتکا به برنامه‌های تحقیق و توسعه داخلی تشدید شده از طریق؛ افزایش پاداش برای عملکرد موفق، سازمان‌دهی برای رقابت داخلی در تحقیقات، شروع تحقیق و توسعه هم‌زمان با مراحل پیاپی نوآوری و اتکا به استراتژی‌های مدیریت تحقیق و توسعه خلاق مثل؛ بازنگری به‌منظور شتاب دادن به پیشرفت، اجتناب از رسیدن به طرح کامل و یکپارچگی تحقیق و توسعه با سایر کارکردها به‌عنوان عوامل مؤثر در پروژه‌های توسعه محصول جدید، شناخته‌شده است.

مهم‌ترین عوامل شتاب‌دهنده به فرآیند: رقابت تشدید شده، تغییرات سریع تکنولوژیک، تقاضاهای بازار و کوتاه‌سازی چرخه عمر تحقق محصول می‌باشد.

موضوعات اساسی تیم توسعه در طول فرآیند توسعه: سبک مدیریت، فقدان توجه به جزئیات، محدودیت حمایت از نوآوری، فقدان تفکر استراتژیک و ضعف در تسهیلات ساخت.

دلایل تأخیر فرایند توسعه: تعریف ضعیف الزامات محصول، عدم قطعیت‌های تکنولوژیک، فقدان حمایت مدیر ارشد، فقدان منابع و مدیریت پروژه ضعیف.

عملکرد گروهی منتج به تأخیر فرآیند: شکست در ارائه اولویت‌های برنامه‌های توسعه محصول، تغییرات مستمر الزامات، ارتباطات داخلی ضعیف و پاسخگویی کند.

به‌طورکلی توسعه محصول جدید فرآیندی پیچیده است که مستلزم مشارکت بخش‌های کارکردی گوناگون شرکت است. ازجمله مهم‌ترین آن‌ها بخش‌های مهندسی، تولید و بازاریابی شرکت است. درواقع NPD فرآیندی است که برای اجرای مناسب آن، کل شرکت باید برانگیخته و حساس باشد.

 

 امروزه بقای سازمان درگرو گرایش به سمت محصولات جدید و به‌کارگیری روش‌هایی برای ایجاد آن‌هاست. با پیشرفت فناوری، رقابتی شدن هرچه بیشتر سازمان‌ها، پیدایش علوم و تجهیزات جدید تولیدی، چرخه حیات کوتاه محصولات، تغییرات اساسی در نیازها و سلایق مشتریان و… محصول جدید با چالش‌های جدیدی روبرو شده است. همچنین به دلیل مخاطراتی که در عرضه محصولات جدید وجود دارد، شرکت‌ها باید پیوسته در مورد بهبود فرایند توسعه محصولات جدید تفکر کنند.

 

فرآیند توسعه محصول جدید، فرآیندی است که در آن‌یک سازمان کلیه منابع، امکانات و توانایی‌های خود را در قالب تیم‌های چندمنظوره جهت ایجاد یک محصول جدید و نوآوری شده و یا توسعه محصول جدید به‌عنوان فرآیند اساسی جهت پیشرفت و تجدید سازمان به کار می‌گیرد. از سوی دیگر، فرآیند تولید و توسعه محصول جدید باید به نیاز مشتریان پاسخ مثبت داده و با تکیه‌بر برتری فن‌آوری و یک بودجه مناسب تخصیص داده‌شده، یک عرصه رقابتی مناسب برای سازمان ایجاد نماید. توسعه محصول جدید قسمت مهمی از هر تجارت است. با توجه به موارد فوق، مدیریت فرآیند توسعه محصول جدید نیز نیازمند به‌کارگیری رویکردهای جدید مدیریتی است.

فرآیند توسعه محصول جدید برای انواع مختلف سازمان‌های تولیدی/خدماتی مزیت رقابتی محسوب می‌شود؛ اینکه هر سازمان چه درصدی از فعالیت‌های خود را صرف فعالیت‌هایی از جنس تحقیق و توسعه و توسعه محصولات برای پیشی گرفتن از رقبا می‌کند، موضوعی است که به جایگاه کنونی و راهبردی سازمان در بازار تقاضا مربوط می‌شود. همواره خواسته و نیازمندی‌های مشتری است که عامل ترغیب‌کننده برای نوآوری و خلاقیت سازمان‌ها در فرآیند توسعه محصول جدید خواهد شد و آنان را مجبور خواهد کرد که در جهت حفظ مشتریان موجود و ترغیب مشتریان بالقوه سرمایه‌گذاری‌های بیشتری را صرف فرآیندهای توسعه‌ای خود کنند. داشتن الگوی مناسب فرآیندی برای چنین سازمان‌هایی شرط اساسی و پیش برنده بشمار می‌آید و سرعت و انعطاف‌پذیری را در فرآیند توسعه محصول جدید افزایش خواهد داد؛ اما شاید آنچه هر سازمان باید بیش از هر موضوع دیگری نسبت به آن توجه داشته باشد، یکپارچه‌سازی میان فرآیندهای توسعه محصول جدید از یکسو و برقراری ارتباط مناسب بین مجموعه فرآیندهای توسعه محصول جدید و دیگر فرآیندهای تجاری سازمانی است. موفقیت این فرآیند را می‌توان با تعریف شاخص‌هایی که نشان‌دهنده میزان این موفقیت یا عدم موفقیت است، اندازه‌گیری کرد.

در این شماره تلاش شده موارد تکمیل‌کننده‌ای در ارتباط بااهمیت توسعه محصول جدید و لزوم اجرای آن در شرکت‌ها و موارد پیشنهادی در اجرای توسعه محصول جدید به‌طور اجمالی مطرح شود. در شمارگان بعدی به بخش‌های جزئی‌تری از بحث توسعه محصول جدید پرداخته می‌شود.

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

برندی که شما نامیده می‌شوید؟ برند شخصی (قسمت اول)

برندی که شما نامیده می‌شوید؟

برند شخصی (قسمت اول)

دکتر شیوا شعبانی

پژوهشگر و مدرس دانشگاه

در این شماره قصد داریم شمارا با مفهوم برند شخصی (Personal Branding) آشنا نماییم. برند شخصی  یعنی ” اینکه خودتان باشید، بهترین خود”. برند شخصی دانستن این موضوع است که چه چیز برای شما معتبر بوده، شمارا از همتایانتان متمایز ساخته، شمارا به مخاطبان هدفتان مرتبط کرده و آن‌ها را متقاعد می‌سازد، و سپس استفاده از آن برای دستیابی به اهدافتان و افزودن ارزش به کارفرمایتان می‌باشد. امروزه  برند سازی شخصی به مهارتی مهم برای بقا تبدیل‌شده است. زیرا هر فردی صرف‌نظر از سن، موقعیت یا کسب‌وکار، یک برند شخصی دارد. برند شخصی باید منعکس‌کننده هویت شخصی باشد اما مهم است که آن‌ها را از یکدیگر متمایز کنیم. هویت شخصی دربرگیرنده همه ویژگی‌های شخصیتی فرد اعم از مثبت و منفی می‌باشد. برند شخصی تمایل شما درباره نحوه ادراک دیگران از شمارا منعکس کرده و با برجسته ساختن آن ویژگی‌ها شکل داده می‌شود و بنابراین می‌تواند انتخابی آگاهانه باشد.  قدرت یک برند شخصی با سه مؤلفه تمایز(Distinctive)، مرتبط بودن(Relevant) و سازگاری(Consistent) مشخص می‌شود. برند شخصی به اینکه افراد تا چه اندازه می‌توانند توانایی‌ها و ویژگی‌های خود را به‌خوبی شناسایی کنند، ‌ بستگی دارد. هنگامی‌که فرد بزرگ‌ترین نقاط قوت خود را از دیگران متمایز کند، این تمایز او را به‌یادماندنی خواهد ساخت. برند شخصی باید معرف باورهای فرد بوده و آن‌ها را به سایرین منتقل کند، اما مرتبط بودن در یک برند شخصی مستلزم درک و اهمیت دادن به باور  سایر افراد نیز می‌باشد. مؤلفه سازگار بودن برای یک برند، به افرادی اشاره دارد که کارهایی را بارها و بارها به شیوه‌ای متمایز و مرتبط انجام می‌دهند، زمانی که برند شخصی سازگار باشد، افراد قادر به اعتماد به آن هستند چراکه به‌طور مداوم به شیوه‌ای خاص فعالیت و معاشرت می‌کنند. افراد می‌توانند بدانند که چه چیز از صاحب برند انتظار داشته باشند. درواقع برند شخصی سازگار به افراد امکان می‌دهد که تداعیات ذهنی و احساساتشان را درباره دیگران، صرف‌نظر از جایی که با برند مواجه شده‌اند، حفظ کنند.

هنگامی‌که فرد یک برند موفق را کشف و ایجاد کرده و آن را پرورش دهد، منافع بسیاری به دست خواهد آورد، که به شیوه‌های زیر دیده می‌شود: افزایش در معرض دید بودن ، ایجاد تمرکز مشخص بر حرفه یا کسب‌وکار فرد، بالا بردن درآمد فرد، افزایش پاداش او، رونق یافتن در طول رکودهای اقتصادی، توسعه یافتن به حوزه‌های جدیدی از کسب‌وکار، درنهایت دستیابی به اهداف، شناخت بهتر خود و افزایش اعتمادبه‌نفس.

یک برند شخصی موفق و قدرتمند، قدرت تأثیرگذاری بسیاری بر تصمیمات، خریدها و گرایش دیگران خواهد گذاشت: به‌عنوان‌مثال، هنگام اندیشیدن در مورد یک پروژه یا فرصت که در آن فرد یکی از بی‌شمار داوطلبان است، نام فرد یکی از نخستین نام‌هایی است که به ذهن می‌رسد (اعطای جایگاه ذهنی برتر). داشتن موقعیتی به‌عنوان یک متخصص در یک قلمرو، به معنی افزایش نفوذ و اعتبار تصمیمات می‌باشد. یک برند شخصی قدرتمند افراد را تشویق می‌کند که فرد را در رأس قرار دهند. اعتبار یک برند شخصی می‌تواند ناشی از دستاوردها، جایگاه دانش یا حتی سبک شخصی باشد، همین اعتبارها به اعمال فرد وزن بیشتری داده و در معرض دید بودن او را افزایش می‌دهد. توانایی مجذوب ساختن و ایجاد یک هاله شخصی که افراد درست را جذب می‌کند، یکی از قدرتمندترین نیروهای برند سازی شخصی است. یک برند شخصی که صداقت، دانش و هوش را منتقل کند، فروش را افزایش خواهد داد چراکه مشتری درک می‌کند که ارتباط با شخص، ارزش را افزایش می‌دهد. نام فرد بر روی یک پروژه یا محصول باعث می‌شود افراد آن را بشناسند و اعتبار و فرصت‌هایی را نیز در بر خواهد داشت. یک برند شخصی می‌تواند فرد را به‌عنوان بخشی از یک روش یا فناوری جذاب در کسب‌وکار قرار دهد. با ترکیب تمام موارد ذکرشده، یک برند شخصی می‌تواند موجب ترفیع فرد، افزایش فروش خدمات، یا افزایش ادراک از تخصص او شود به‌طوری‌که فرد بتواند پاداش بیشتری تقاضا کند. حال برای ایجاد برند شخصی در خود، ابتدا فهرستی از چشم‌انداز، رسالت و رؤیاهای خود تهیه نمایید. ارزش‌ها و تفاوت‌هایی که شمارا از سایرین متمایز و خاص می‌کند را در آن ذکر نمایید. سپس بیانیه برند شخصی خود را شامل بلندپروازی، اهداف برند، تخصص، ویژگی‌های خدمات برتر و قلمرو فردی خود را تعریف و تنظیم نمایید. در مرحله سوم، بایستی یک برنامه کاری منسجم و متعادل بر مبنای بلندپروازی شخصی خود تهیه نمایید که قابل مدیریت و قابل‌اندازه‌گیری باشد. در مرحله آخر بایستی برنامه برند شخصی خویش را اجرا و ترویج نمایید. برند شخصی شما باید به‌گونه‌ای اثربخش، ایجاد و حفظ گردد.

 

دکتر شیوا شعبانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

بهبود مستمر (کایزن)

بهبود مستمر (کایزن)

نویسنده: یاسمن خوئی / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

امروزه بسیاری از مفاهیم در ادبیات استراتژی سازی جای گرفته‌اند. مدیریت تحول‌گرا، نظریه آشوب، تغییرات بنیادین و سایر تعاریفی که به‌نوعی مفهومی از جهش و تغییرات ناگهانی مصنوع را القا می‌کنند. تعاریفی که وابسته به تغییرات اساسی در بنیادهای فکری و عملکردی مدیریت و شرکت یا فرد هستند. بسیاری از سازمان‌ها از این الگو بهره‌برداری کرده و پیروز شده‌اند. سازمان‌ها و شرکت‌هایی که در دوره رشد صنعت خود واقع‌شده‌اند نمونه‌هایی موفق از این طرز فکر هستند. شاید می‌توان گفت بهترین نمونه از شرکت‌هایی که به این روش به موفقیت‌های اساسی دست‌یافته‌اند در صنایع با فناوری‌های بالا دیده می‌شوند. شرکت‌هایی از قبیل گوگل که فقط با چند سال سابقه فعالیت تبدیل به غول‌هایی در صنعت شده‌اند. مثال‌های موفق دیگری از مهندسی مجدد در این رابطه به ذهن خطور می‌کند که یکی از مشخص‌ترین آن رشد اقتصادی چین بوده است. کسانی که ۲۰ سال پیش فعال در عرصه تجارت بوده‌اند هیچ خاطره‌ای از حضور این کشور در آن دوره نداشتند.

حال سؤالی که پیش می‌آید این است که واقعاً چند درصد از سازمان‌ها، کشور‌ها و افراد تحت تأثیر تحول‌گرایی نتایج واقعاً مثبت در کنار هزینه‌های نسبی کم و همچنین توسعه پایدار، به دست آورده‌اند؟ چه حجمی از شرکت‌ها بر اساس تحول توانسته‌اند به برتری رقابتی دست یابند؟ چه تعداد از افراد موفق بر اساس تغییرات انقلابی به دستاوردهای موفقیت‌آمیز نائل شده‌اند؟ به‌طور اعم الگوهایی که از این روش به شکست رسیده‌اند بسیار بیشتر از مثال‌های پیروز آن است. بسیاری از سازمان‌ها و کسب‌وکارها بر اساس طعم رؤیایی نتیجه گرایی در زمان کوتاه با مشکلات عدیده روبه‌رو شده‌اند. در بیشتر مواقع وضعیت فعلی از وضعیت قبل از تحول حتی ضعیف‌تر بوده است. در مقابل آن، چه حجمی از سیستم‌ها بر اساس بهبود مستمر، رفع خطاها به‌صورت تدریجی، مدیریت دانش و تفکر بر اساس تحلیل تجربیات و رعایت نسبی محافظه‌کاری به موفقیت رسیده‌اند؟ چه میزانی از افراد با یادگیری از تجربیات خود و دیگران مسیر موفقیت را پله‌پله طی کرده‌اند. پس از جنگ جهانی دوم کشورهایی که در خلال جنگ به نابودی کشیده شده بودند با تأکید بر بهبود مستمر و ایجاد نرخ بهبود مستمر بیشتر در مقایسه با رقبای جهانی و منطقه‌ای ایشان توانستند در زمره کشورهای پیشرفته قرار گیرند. به نظر می‌رسد آنچه درصحنه و عرصه موفقیت و پیروزی‌ها معنی می‌یابد بهبود‌های تدریجی پله‌پله و تحلیلگرانه است. بهبودهایی که بر اساس بهره‌گیری از توانمندی‌های کلیدی پدید می‌آیند و بر اساس علم و شناخت دقیق هستند. می‌توان گفت که درواقع با توجه به حجم صنعت کشورها و سازمان‌ها و افراد موفق، تحول‌آفرینی به‌صورت نوعی استثنا خودنمایی می‌کند. در بهبود مستمر وجود چند عنصر ضروری است. اول اینکه سیستمی که در مسیر بهبود مستمر قرار می‌گیرد باید همیشه تحت پایش یا کنترل قرار گیرد و سیستم کنترل امکان ارسال نتایج به فرماندهی تغییر را دارا باشد. درواقع سیستم کنترل باید بازخورد دائمی از نحوه تأثیرگذاری تغییرات تدریجی ارسال کند. به دلیل اینکه در بهبود مستمر پاسخگویی باعث اصلاح انحرافات قبل از حاد شدن آن می‌شود و تصمیم‌گیری درباره آن باید حتی‌المقدور به ناحیه ایجاد بهبود نزدیک شود که این در سازمان‌های بزرگ می‌تواند به‌منزله تمرکززدایی باشد. همچنین مؤلفه‌های سنجش بهبودی باید نسبت به تغییرات تدریجی به حد کافی حساس تعریف شوند تا بتوانند در مقابل تغییرات کوچک عکس‌العمل و گزارش مشخص ایجاد کنند. در بهبود مستمر چرخه‌ای چهار مرحله‌ای مطرح می‌شود که شامل ۴ مرحله زیر است:

۱. برنامه‌ریزی برای آنچه به بهبود نیاز دارد.

۲. انجام تغییرات در واحد‌های کوچک

۳. مشاهده و بررسی نتایج

۴. نتیجه‌گیری و اقدام مجدد

حاصل کلام اینکه موفقیت بر اساس بهبود مستمر و تدریجی در اثر پاسخگویی و حرکت‌های تحلیلی روی می‌دهد و موفقیت نسبی وابسته به‌سرعت بهبود مستمر است. البته رویکردهای تحول‌گرا به‌عنوان وضعیتی استثنایی نیز باعث پیروزی شده است. این بهبود مستمر است که با پیشروی با سرعت مناسب باعث ایجاد مزیت رقابتی می‌شود. در عمل می‌توان گفت که قبل از بهبود مستمر امکان ایجاد مزیت رقابتی ضعیف است. بهبود مستمر این امکان را در سازمان یا سیستم ایجاد می‌کند که با گسترش و تقویت وظیفه‌ای، توانمندی‌ها را به توانمندی هسته‌ای یا پایه‌ای و سپس توانمندی هسته‌ای را به مزیت تبدیل کند.

در این شماره توضیح کلی‌ای از بهبود مستمر (کایزن) داده می‌شود.

کایزن یا بهبود مستمر پنجمین گامی است که در هزینه‌یابی بر مبنای هدف برمی‌دارند و بر عملیات کنترل‌های لازم اعمال می‌شود تا بازهم هزینه‌ها کاهش یابند.

مقصود از کایزن جست‌وجوی دائمی برای یافتن راه‌های جدید جهت کاهش دادن هزینه‌های فرایند تولید یک محصول با کیفت که دارای طرح و کارکرد مشخص است.

کایزن روند کاهش بهای تمام‌شده محصولی است که هم‌اکنون تولید می‌شود.

امروزه تغيير يک فرايند مستمر و استراتژيک تعریف‌شده و لازمه بهبود و تعالي سازمان‌ها در راستاي اهداف کسب‌وکار و کیفیت و بهره‌وری و موفقیت‌های آموزشي، توليدي، تجاري، صنعتي، خدماتي و غيره می‌باشد. فلسفه بهبود مستمر بر اين اصل استوار است که شيوه زندگي انسان شامل زندگي شغلي، زندگي اجتماعي وزندگی خانوادگي بايد پيوسته و مداوم بهبود يابد.

انتظارات روزافزون مشتريان و رقابتي شدن کسب‌وکار موجب شده است تا سازمان‌ها در زمينه مسائلی چون افزايش تنوع محصول، هزينه كمتر، كيفيت بهتر و پاسخ‌گویی سریع‌تر، همواره درصدد بهبود فرايندها و فعالیت‌های خود باشند.

بدين ترتيب براي ارتقاي عملكرد سازمان، بهبود مستمر فرايندها به‌عنوان يك هدف استراتژيك مطرح‌شده است، بهبود مستمر به‌منظور تلاش مداوم در جهت انطباق با استانداردها و سپس ارتقاي سطح آن‌ها به كار گرفته می‌شود.

 کایزن یا (بهبود مستمر) چیست؟

کایزن یک شیوه مدیریتي ژاپني است که بر اساس دیدگاه‌های دکتر دبلیو. ای. دمینگ و دکتر جي. ام.جوران اساتید رشتة مدیریت در آمریکا شکل‌گرفته است و بعدها توسط ژاپنی‌ها کلید قدرت رقابت آن‌ها گردید.

کایزن در ژاپن طي جنگ جهاني دوم به وجود آمده است که تعریف آن تغییر به سمت بهتر شدن یا بهبود مستمر و تدریجی است. درواقع کایزن بر این فلسفه استوار است که برای ایجاد بهبود در سازمان‌ها لازم نیست به دنبال تغییرات انفجاری یا ناگهانی باشیم، بلکه هر نوع بهبود یا اصلاح به‌شرط آنکه پیوسته و مداوم باشد، ارتقای بهره‌وری را در سازمان‌ها به ارمغان خواهد آورد.

 

KAI+ ZEN= KAIZEN

ZEN به معنای بهبود و KAI به معنای تغییر است

 

معني اصلي واژه کایزن ساده و گویاست: کایزن یعني بهبود مستمر، بهبود مستمری که تمامي افراد یعني مدیران کارکنان و کارگران را دربرمی گیرد از مدیریت بالاگرفته تا پایین‌ترین قسمت‌ها. فلسفه کایزن براین اصل استوار است که شیوه زندگي انسان شامل زندگي شغلي، زندگي اجتماعي وزندگی خانوادگي باید پیوسته و مداوم بهبود یابد.

فرهنگ کایزن و تعامل آن در بین لایه‌ها و سازمان‌های مختلف اجتماعي در ژاپن باعث شده است تا کارگر از مدیر بیاموزد و مدیر از ایده‌های کارگر بهره‌مند گردد و هرکسی که با ارائه پیشنهاد‌های مداوم در بهبود و توسعه سهمي داشته باشد، مورد تشویق قرار می‌گیرد.

هدف از تغییر بهبود مستمر بهره‌وری سازمان:

 

1- ارتقای کارایی:

کارها را درست انجام دادن

 

2-ارتقای اثربخشی:

کارهای درست را انجام دادن

 

3-بهبود بهره‌وری:

کارهای درست را درست انجام دادن

 

کارایی + اثربخشی = بهره‌وری

 

پیام استراتژی کایزن

 

در این جمله خلاصه می‌شود که حتي یک روز را نباید بدون ایجاد نوعي بهبود دریکی از بخش‌های سازمان یا شرکت سپری نمود. ارائه پیشنهاد‌های الزاماً ماهي یا سالي یک‌بار نیست بلکه مستمر است.

برای مثال شرکت تویوتا که یکي از شرکت‌های بنام در بکار گیری کایزن است در سال 1999،7000 کارمند این شرکت 75000 پیشنهاد ارائه دادند که ٪99 آن‌ها اجرایي شد. این بهبودهای مستمر ولي جزئي، سرجمع نقش زیادی در بالا بردن بهره‌وری، بهبود کیفیت، ایمني بیشتر و جلب رضایت مشتری دارد.

 

در نگاه کایزني برای تحقق بهبود تدریجي و مستمر در سازمان‌ها باید سه اقدام اساسي زیر صورت بگیرد:

 

1-کلیه فعالیت‌هایی که هزینه زا هستند ولي ارزشي تولید نمی‌کنند باید حذف شوند. (Muda)

2-فعالیت‌هایی که به شکلي در جای دیگری به‌صورت موازی انجام می‌شوند با یکدیگر تلفیق شوند. (Muri)

3-آن دسته از فعالیت‌هایی که برای تکمیل و بهبود سطح کیفي خدمات لازم‌اند به فعالیت‌های سازمان افزوده شوند. (Mura)

 

 

 مقایسه کایزن و نوآوری

ویژگی کایزن نوآوری و جهش
تأثیر درازمدت و بدون هیجان کوتاه‌مدت و هیجان‌انگیز
گام کوتاه بلند
چارچوب زماني پیوسته و صعودی

 

متناوب و ادواری
تغییرات تدریجي و مداوم ناگهاني و انفجاری
روش دستیابي تلاش گروهي ایده‌ها و تلاش‌های شخصي
سطح درگیری همگاني افراد منتخب و معدود
حالت نگهداری و بهبود تخریب و ساخت
دانش و مهارت دانش و مهارت معمول گشایش تکنولوژیک و خاص
الزامات انجام کار سرمایه‌گذاری اندك سرمایه‌گذاری کلان
هدف‌گیری مردم تکنولوژی
ارزیابي فرآیندها و تلاش‌ها نتایج برای کسب منافع

 

 

اصول بیست‌گانه کایزن: (که در این شماره از نشریه به 10 مورد از ٱن اشاره می‌کنیم)

  • نگویید چرا این کار انجام نمی‌شود. فکر کنید چگونه می‌توانید آن را انجام دهید.
  • در مورد مشکل به وجود آمده نگرانی به خود راه ندهید. همین‌الان برای رفع آن اقدام نمایید.
  • از وضعیت موجود راضی نباشید. باور داشته باشید که همیشه راه بهتری هم وجود دارد.
  • اگر مرتکب اشتباه شدید بلافاصله درصدد رفع اشتباه برآیید.
  • برای تحقق هدف به دنبال کمال مطلوب نگردید. اگر 60٪ از تحقق هدف اطمینان دارید دست بکار شوید.
  • برای پی بردن به ریشه مشکلات 5 بار بپرسید چرا؟
  • گمبا محل واقعي رویداد خطاست. سعي نکنید از دفتر کار خود مشکلات محیط را حل کنید.
  • همیشه برای حل مشکل از داده و اطلاعات کمي و به‌روز استفاده کنید.
  • برای حل مشکل بلافاصله به دنبال هزینه کردن نباشید، بلکه از خرد خود استفاده کنید. اگر عقلتان به‌جایی نمی‌رسد، آن را در همکارانتان بجویید و از خرد جمعی استفاده کنید.
  • هیچ‌وقت جزئیات و نکات ریز مسئله را فراموش نکنید. ریشه بسیاری از مشکلات بزرگ همین نکات ریز است.

تاریخچه حرکت کایزن در ایران:

اولین بار در سال 1379 با هماهنگي سازمان ملي بهره‌وری ایران و سازمان بهره‌وری آسیا، دوره‌ای با عنوان کارگاه آموزشي کایزن عملي به مدت پنج روز برای جمعي از واحدهای صنعتي استان یزد برگزار شد. آن روز کسي تصور نمی‌کرد که این کارگاه سرآغازی برای معرفي الگویي برای بهبود بهره‌وری در کشور خواهد بود. مدرس و مشاور این کارگاه شوئیچي یوشیدا مشاور کایزن و معاون اسبق شرکت نیسان موتورز بود. این کارگاه پنج‌روزه که در آن بخشي از فرایندهای کاری واحدهای صنعتي شرکت‌کننده، به‌عنوان نمونه انتخاب و موردبررسی واقع شد و در تغییر نگرش کارکنان نسبت به مسائل محیطي بسیار مؤثر بود؛ به‌گونه‌ای که سازمان ملي بهره‌وری ایران بلافاصله اجرای پروژه‌های بعدی در سایر استان‌های کشور را در دستور کار خود قرارداد.

در سال 1381 سازمان ملي بهره‌وری ایران حرکت بهبود کایزني را با اجرای طرح چرخه مدیریت بهره‌وری در پنج دستگاه دولتي استان کرمان آغاز و برای نخستین بار در کشور، کایزن را به حوزه خدمات و به‌ویژه سازمان‌های دولتي کشاند.

اکنون، حرکت بهبود مستمر (کایزن) در بخش‌های مختلف صنعتي و خدماتي کشور آغازشده و در حال پیشرفت تا به جایگاه واقعي خود، در بهبود بهره‌وری و توسعه کشور دست یابد.

ادامه دارد…

نویسنده: یاسمن خوئی / پژوهشگر حوزه مدیریت

ضرورت استفاده از تجربیات الگوهای موفق کسب‌وکار و جایگزینی همکاری به‌جای رقابت تئوری اثر سازی ساراسواسی

ضرورت استفاده از تجربیات الگوهای موفق کسب‌وکار و جایگزینی همکاری به‌جای رقابت تئوری اثر سازی ساراسواسی

 

 

سرعت تغییرات و رشد علم و تکنولوژی به‌گونه‌ای است که گاه شرکت‌ها برای پایداری و پویایی خود حتی با رقبای سرسخت خود به همکاری و تعامل می‌پردازند به‌عنوان‌مثال یک شرکت تولید موبایل باتری گوشی رقیب خود را تولید می‌کند و یا نرم‌افزار لازم را ارائه می‌دهد. خانم ساراسواسی در تئوری اثر سازی خود در شرایط عدم اطمینان همکاری را جایگزین رقابت می‌نماید. تغییرات به‌قدری سریع شکل می‌گیرد که شرایط برای بقاء شرکت‌های بزرگ و توانمند نیز از ریسک به عدم اطمینان تبدیل می‌شود و تنها چاره‌ی کار را همکاری و حتی جوین وینچر با رقبا می‌نماید. حال می‌توان به‌ضرورت تعامل و همکاری شرکت‌های ایرانی چه دولتی و چه شبه‌دولتی پی برد. بی‌تردید شرایط برای شرکت‌های داخلی با توجه به وجود تحریم‌ها، شرایط منطقه و رتبه فضای کسب‌وکار به وضعیت عدم اطمینان نزدیک‌تر است و این تعاملات و همکاری‌ها بایستی بیشتر و بیشتر گردد. الگوهای موفق در خصوص توسعه کارآفرینانه بایستی سریعاً موردتوجه قرار گیرد و با یک رویکرد مناسب، مدل‌های مربوطه توسط سازمان‌های متولی ازجمله وزارت صنعت و معدن و تجارت جهت استفاده شرکت‌های نیازمند تدوین و ارائه گردد. بی‌تردید در صنایع مختلف و در بخش‌های گوناگون برخی از شرکت‌ها با نگرش کارآفرینانه، تجارب و موفقیت‌های مناسبی را داشتند که سایر شرکت‌ها می‌توانند با کمترین درجه از آزمایش و خطا و پرداخت هزینه گزاف تجربه مستقیم، از آن‌ها استفاده نمایند در این حالت کاهش بهای تمام‌شده و افزایش سرعت تطابق با شرایط اتفاق می‌افتد و موجبات ارتقاء همه‌جانبه و متوازن بسیاری از شرکت‌ها فراهم می‌گردد.

به‌عنوان‌مثال در زمینه‌ی اصلاح ساختار مالی، توسعه محصول یا خدمات، تأمین مالی، انتشار اوراق مرابحه و صکوک، بازاریابی، جذب مشارکت خارجی بسیاری از تجارب موفق توسط برخی از شرکت‌ها ایجادشده است این در حالی است که بسیاری از شرکت‌های دیگر نیز در همین حوزه‌ها دچار مشکلات عمده‌ای می‌باشند. در چنین شرایطی ورود وزارت صنعت، معدن و تجارت و ایجاد مکانیزم مناسب در جهت انتقال تجارب این الگوهای موفق در قالب مدل‌های متنوع و کارآمد، نقش اساسی در رشد و ارتقاء شرکت‌های مختلف خواهد داشت.

** شکل شماره 1

اهمیت تعاملات و همکاری‌های صنعتی پویا و به‌موقع زمانی مشخص می‌گردد که مشاهده می‌کنیم گاه کسب یک تجربه موفق سال‌ها زمان و میلیاردها هزینه ایجاد می‌کند و گاه پس از به نتیجه رسیدن روش‌ها و رویکردها با هزینه‌های کلان، به جهت زمان‌بر بودن فعالیت‌ها، تغییر پارادایم یا ذائقه صورت می‌گیرد و تمام تلاش‌ها را هدر می‌دهد.

کمک به ارتقاء متوازن صنعتی و هم‌افزایی نرم‌افزاری بین شرکت‌ها با مدیریت وزارت صنعت می‌تواند تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و اهداف چشم‌انداز بیست‌ساله را به‌خوبی به سرانجام مقصود برساند.

 

واقعیت این است که همکاری و تعاملات بین شرکت‌ها و صنایع مختلف به‌سختی و کندی صورت می‌گیرد و مدیران شرکت‌های موفق در زمینه‌های مختلف به‌ویژه شرکت‌های دولتی، شبه‌دولتی و سهامی به جهت افزایش انتظارات سایر شرکت‌ها و تهدید شدن مدیریت مدیران ناکارآمد مورد تخریب و هجمه قرار می‌گیرند. میران ناکارآمد بجای تعامل و استفاده از الگوهای موفق کسب‌وکار، به شیوه‌های رقابت ناسالم روی می‌آورند اغلب این مدیران موفق از سوی سایر شرکت‌ها به‌قدری در انزوا و فشار قرار می‌گیرند که الگوبرداری از موفقیت‌ها به دلیل ترس سایر مدیران نیز صورت نمی‌پذیرد. مدیران سنتی اغلب بر اساس رابطه پست می‌گیرند و به چیزی جز حفظ وضعیت موجود تن نمی‌دهند، تغییر در ساختار سازمان و رویکردها را به جهت نداشتن دانش و توانمندی کافی مترادف با از دست دادن پست مدیریتی می‌داند و در این راستا مدیرانی را که باعث تغییر رویکرد، افزایش انتظارات می‌شوند را با تمام وجود تخریب می‌نمایند. شاید همان هزینه و وقت اگر در جهت استفاده از الگوی موفق صرف گردد باعث رشد توسعه شرکت و ماندگاری مدیر مربوطه گردد اما مدیران نالایق به‌جز این چیز دیگری به یاد ندارند.

ادامه مطالب…

این فرهنگ غلط در مدیریت کشور متأسفانه در برخی موارد مؤثر واقع می‌گردد و مدیرانی که تمام فکر و ذکر خود را در خط تولید و توسعه محصول و اصلاح ساختارها می‌نمایند را تحت‌فشار قرار داده و با ایجاد بی‌ثباتی بزرگ‌ترین ضربه‌ها را به صنعت و منافع ملی می‌زنند. گاه این رویدادها به‌گونه‌ای دیگر نمود می‌یابد و شرکت‌هایی با اوضاع نامناسب با ورود مدیران شایسته و با نگرش کارآفرینانه، جان می‌گیرند و پله‌های ترقی طی می‌نمایند اما این اتفاق باعث افزایش متقاضیان کسب کرسی مدیریت این شرکت‌ها می‌گردد و در این رقابت، تخریب و تهدید به مهم‌ترین ابزار تبدیل می‌گردد.

 

امید است با ارتقاء فرهنگ مدیریت در کشور و با تدابیر دولت دکتر روحانی و تلاش‌های وزیر توانمند و تحول‌آفرین، همکاری و تعاملات در حوزه مدیریت صنایع کشور افزایش یابد و رشد توسعه صنایع کشور با سرعت مناسبی تحقق یابد. مروری بر تجارب و برنامه‌های دکتر شریعتمداری می‌تواند نویدبخش روزهای خوب برای صنعت کشور باشد.

 

نویسنده : دکتر حسین محمودی اصل کارشناس ارشد اقتصاد و کارآفرینی و مدرس دانشگاه

فرانسه جدید، بهشت کارآفرینان

فرانسه جدید، بهشت کارآفرینان

 

اقتصاد فرانسه- سومین کشور بزرگ در اروپا – در سال‌های اخیر با تلاش‌های انگلستان و آلمان دستاوردهای نسبی به دست آورده است. این کشور با بحران بدهی، قوانین سخت‌گیرانه کار و بیکاری بالا مواجه است، عواملی که بسیاری از کارآفرینان را مجبور به انتقال دفاتر خود در خارج از کشور کرده است. به گزارش وزارت امور خارجه ، امروزه بیش از 1،6 میلیون تبعه فرانسوی در خارج از کشور زندگی می‌کنند.

امانوئل مكرون[1] رئیس‌جمهور جوان و خلاق فرانسه به‌منظور رهایی از این موقعیت، قوانین جدیدی برای راحت‌تر کردن تجارت و کسب‌وکارها در فرانسه وضع کرده است. برای مثال پیشنهاد داده است که نرخ مالیات شرکت‌ها را به‌طور متوسط از 33 درصد به 25 درصد کاهش دهند. او می‌خواهد قوانین کار را تغییر دهد، به‌طوری‌که شرکت‌ها بتوانند آزادی بیشتری برای مذاکره در ساعات کار و پرداخت‌هایشان داشته باشند.

مکرون چندی پیش در رویداد فناوری ویوا[2] پاریس که بیشتر به توسعه استارتاپ‌ها، ابتکار و نوآوری و فناوری‌های دیجیتال می‌پردازد، گفت: «من می‌خواهم فرانسه کشوری باشد که با استارتاپ‌ها و برای آن‌ها کار می‌کند. ملتی که همچون استارتاپ‌ها فکر می‌کند و به‌موازات این افکار حساب‌شده حرکت می‌کند.» وی افزود: » من می‌خواهم فرانسه دچار یک تحول بزرگ شود. فرانسه نباید برای کارآفرینان و نوآوران در هیچ زمینه‌ای ازجمله مالیات مانعی بتراشد بلکه باید به آسان‌تر شدن کار آن‌ها کمک کند تا این کشور تبدیل به بهشت استارتاپ‌ها شود.» مکرون به کارآفرینان وعده داد: » ما بدون هیچ تأخیری از طریق این تحولات پیشرفت خواهیم کرد. شما نباید تعلل کنید و منتظر شوید، زیرا رقبای شما هم هرگز درنگ نخواهند کرد.» مکرون در ادامه سخنان خود گفت: » اجازه بدهید من این موضوع را روشن کنم که فرانسه ملتی پیشرو در کارآفرینی، نوآوری و تغییر خواهد بود… فرانسه می‌تواند موفق شود چراکه با کمک دانشمندان و کارآفرینان و دانشجویان موفق آینده از آن ما است.» همچنین مکرون اعلام کرد که یک ویزای جدید تکنولوژی چهارساله برای تشویق کارآفرینان خارجی برای راه‌اندازی کسب‌وکارشان در فرانسه قرار داده است. مکرون در این کنفرانس توضیح داد که ویزا برای بنیان‌گذاران، کارآفرینان، کارکنان و سرمایه‌گذاران بازخواهد شد و این روند دریافت مجوز اقامت را ساده می‌کند.

مکرون پیش‌ازاین هم در زمان انتخابات گفته بود که ۱۰ میلیارد یورو در حوزه ابتکار و نوآوری فرانسه هزینه خواهد شد تا یک انقلاب فناورانه در این کشور صورت بگیرد و آن را به سمت دیجیتالی شدن سوق دهد.

فرانسه در زمینه سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر[3] نیز رشد گسترده‌ای داشته است و مکرون می‌خواهد میزان این سرمایه‌گذاری را افزایش دهد. چندی پیش بزرگ‌ترین فضای استارتاپ جهان، پروژه ایستگاه اف[4] در پاریس اجرا شد. این پروژه می‌تواند بسیاری از استارتاپ‌های جهان را زیرپوشش قرار دهد، همانطورکه مکرون خواسته تا فرانسه جهانی بی اندیشد. «رکسانا وایرز» مدیر پروژه ایستگاه اف مدعی شده است که تاکنون بیش از دو هزار و سیصد استارتاپ از بیش از پنجاه کشور جهان تقاضای حضور در این طرح را داشته‌اند که بیشتر این تقاضاها از امریکا و بریتانیا بوده است. وی دراین‌باره گفت: «بسیاری از این استارتاپ‌ها در درخواست‌های خود عنوان کرده‌اند که فاکتورهایی مانند خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، حضور دونالد ترامپ، گرانی حضور در «سیلیکون ولی» و همچنین حضور «امانوئل مکرون» رئیس‌جمهوری فرانسه و علاقه وی به فناوری و استارتاپ‌ها، در تصمیم آن‌ها برای حضور در فرانسه تأثیرگذار بوده است.»

به‌هرحال فرانسه موقعیت مناسبی دارد تا به قطب استارتاپ‌ها تبدیل شود که یکی از آن‌ها کمپانی فرنچ تک تیکت[5] است که برای جذب استعدادهای برتر جهان به پاریس فعالیت دارد و تاکنون نیز بسیار موفق عمل کرده است.

منبع: رویترز، ایران

 

پروژه «ایستگاه اف»، بزرگ‌ترین فضای استارتاپی جهان

 

 

 امانوئل مکرون در کنفرانس «ویوا»

[1] Emmanuel Macron

[2] Viva

[3] Venture Capital

[4] FStation

[5] French Tech Ticket

 

نویسنده : شادی لطیفیان / پژوهشگر حوزه مدیریت MBA

 

 

وجود اكوسيستم كارآفريني، شرط لازم برای پویایی اقتصاد

وجود اكوسيستم كارآفريني، شرط لازم برای پویایی اقتصاد

 

ازآنجاکه در تعاريف اولیه کارآفرينی به نقش فرد تأکید شده و کارآفرينی نوعی نگرش و رفتار فردی ديده می‌شد، تلاش‌های اولیه دولت‌ها برای توسعه کارآفرينی نیز محدود به سیاست‌های سطح فردی بود. فرض بر آن بود که با آموزش افراد و فرهنگ‌سازی و ايجاد وجهه مناسب برای کارآفرينان در جامعه، کارآفرينی به‌صورت کمّی و کیفی توسعه خواهد يافت . لیکن تجربه نشان داد که وجود روحیه و انگیزه

کارآفرينی در افراد کافی نیست بلکه بروز کارآفرينی نیازمند محیطی مساعد است. ازآنجاکه کارآفرينی به‌شدت وابسته به زمینه‌ای است که کارآفرين در آن فعالیت می‌کند )شامل اجتماع، محیط نهادی و محیط فیزيکی(، استفاده از اصطلاح اکوسیستم کارآفرينی در ادبیات سیاست‌گذاری کارآفرينی گسترش يافت. در حال حاضر، پژوهشگران حوزه سیاست‌گذاری کارآفرينی به اين اجماع رسیده‌اند که کشورها نیازمند تعداد زياد کارآفرين )به معنای کسب‌وکار جديد يا خوداشتغالی( نیستند بلکه نیازمند اکوسیستم کارآفرينی خوب و کیفی هستند تا به رشد و توسعه اقتصادی دست يابند. کارآفرينی پدیده‌ای فرا بخشی و چندوجهی است به‌نحوی‌که از یک‌سو متأثر از همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است و از سوی ديگر بر اين ابعاد تأثیرگذار است. ازاین‌رو توسعه کارآفرينی درگرو توجه به موضوعات مختلف از زوايا و جنبه‌های متعددی می‌باشد که ضرورت به‌کارگیری رهیافت اکوسیستم را روشن می‌کند. در مفهوم اکوسیستم کارآفرينی به‌عنوان روشی جديد برای تفکر و اقدام، جهت طراحی سیاست‌های کارآفرينی در سال‌های اخیر به کار گرفته‌شده است. اکوسیستم کارآفرينی به افراد، سازمان‌ها و نهادهايی اشاره دارد که محرك يا مانع تصمیم فرد برای کارآفرين شدن بوده و يا بر احتمال موفقیت او در صورت راه‌اندازی کسب‌وکار کارآفرينانه مؤثرند.  OECD  اکوسیستم را شامل چارچوب‌های تنظیمی، شرايط بازار، دسترسی به منابع مالی، تحقیق و توسعه و فن‌آوری، فرهنگ و قابلیت‌های کارآفرينانه معرفی کرده است. اکوسیستم‌ها، محیطی را ايجاد می‌کنند که لازم است عناصر آن هم‌نوا با يکديگر برای شکوفايی بنگاه‌های نوآور و پر رشد به نظم درآيند. اين بنگاه‌ها نیازمند کارکنان ماهر هستند، لازم است تا دسترسی به فن‌آوری داشته باشند، زيرساختی با کارکرد مطلوب لازم دارند، مشاوره تخصصی و پشتیبانی می‌خواهند، بايد به منابع مالی دسترسی داشته باشند، محلی برای کسب‌وکار لازم دارند، و نیازمند يك چارچوب قانونی هستند که از آن‌ها حمايت کند. در اکوسیستم کارآفرينی وجود ذينفعان و همکاری متقابل آن‌ها با يکديگر سبب ايجاد شرايط مناسب برای فعالیت‌های کارآفرينانه و توسعه کسب‌وکارهای جديد می‌شود. منظور از ذينفع هر نهادی است که به‌طور بالفعل يا بالقوه حامی و مشوق کارآفرينی است. ارگان‌های دولتی، دانشگاه‌ها، انجمن‌های کسب‌وکار، تشکل‌های بخش خصوصی، سرمایه‌گذاران، بانک‌ها، کارآفرينان، مراکز رشد، مراکز شتاب‌دهنده، رهبران اجتماعی، مراکز تحقیقاتی، نمايندگان نیروی کار، وکلا و غیره از ذينفعان اکوسیستم کارآفرينانه هستند. کارآفرين نیز هرچند حاصل اکوسیستم کارآفرينانه است اما خود نیز نقش فعال در ايجاد اکوسیستم و سلامت آن بازی می‌کند. تعامل و همکاری متقابل بین ذينفعان مختلف نیازمند تبادل رسمی و غیررسمی اطلاعات جهت هماهنگی میان فعالیت‌های آنان است. بررسی‌ها نشان می‌دهند که نحوه‌ی ترکیب اين عوامل که باگذشت زمان تکامل می‌یابند وابسته به شرايط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و جغرافیايی است. بديهی است که اکوسیستم‌های کارآفرينی يکتا و منحصربه‌فرد هستند زيرا نتیجه و برآيند تعاملات متقابل و پیچیده‌ی صدها عامل هستند که ريشه در نهادهايی شکل‌گرفته در طول تاریخ‌دارند؛ نهادهايی که برای کشورهای مختلف، در کنار مزیت‌های رقابتی منحصربه‌فرد، مجموعه‌ای خاص از چالش‌ها به وجود می‌آورند که بايد بر آن‌ها غلبه کرد. به همین سبب است که در اين رويکرد، استفاده‌ی کورکورانه از الگوی توسعه‌ی کارآفرینانه‌ی يك کشور و اعمال آن برای کشور ديگر ناکاراست. ازآنجاکه تنها در اثر وجود ویژگی‌هایی همچون همگنی، تعادل و هم‌افزایی است که اکوسیستم توان پرورش کارآفرينان موفق را خواهد داشت، لازمه تشخیص و طراحی سیاست‌های مناسب برای توسعه کارآفرينی توجه به کلیه عناصر )کاستی‌ها يا نقاط قوت( اکوسیستم و شیوه تعاملات آن‌ها است. در چنین نگاهی ضعف در يك زيرسیستم يا نهاد می‌تواند بر عملکرد کلی اکوسیستم تأثیر داشته و علیرغم وجود نقاط قوت، همانند يك گلوگاه عمل نمايد.

با توجه به‌مرور ادبیات و پیشینه آکادمیک و عملیاتی این حوزه :

آموزش‌وپرورش، مکانیسم پشتیبانی، بودجه و امور مالی، سرمایه‌های انسانی، زیرساخت و چارچوب قانونی، فرهنگ حاکم و نهایتاً وضعیت بازار، المان‌های حیاتی و تأثیرگذار در موفقیت و ثبات یک اکوسیستم کارآفرینی بشمار می‌روند که وجود یا عدم وجود این اجزا در توانایی یک شرکت جهت حفظ و توسعه جایگاه رقابتی، بسیار قابل‌توجه و تعیین‌کننده هستند.

دکتر عرفان حاجی آخوندی مدرس دانشگاه

 

نقش آموزش عالی در رشد علمی و اقتصادی بر اساس برنامه ششم و چشم‌انداز

نقش آموزش عالی در رشد علمی و اقتصادی بر اساس برنامه ششم و چشم‌انداز

 

بر اساس چشم‌انداز ۲۰ ساله ، کشور در پایان چشم‌انداز بایستی  جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه آسياي جنوب غربـي (شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه) با تأكيد بر جنبش نرم‌افزاری و توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي، ارتقاء نسبي سطح درآمد سـرانه و رسـيدن به اشتغال كامل کسب نماید همچنین بر این اساس ایران اسلامی در ۱۴۰۴ ،برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري، متكي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي در توليد ملي خواهد بود .

ادامه مطالب

مروری بر وضعیت سالیان گذشته ،چالش‌ها ،اقدامات و سیاست‌های برنامه ششم می‌تواند ضرورت تلاش ملی و حداکثری را نشان می‌دهد .آموزش عالی در سالیان گذشته گسترش کمی را در پیش گرفت به‌طوری‌که در سال ۹۲ میزان دسترسی به آموزش عالی ( نسبت دانشجو به جمعیت ۱۸-۲۴ سال ) به حدود ۴۴ درصد رسید .این میزان در سال ۹۴ به ۵۰.۶ رسید و برای انتهای برنامه ششم ۵۴ درصد پیش‌بینی‌شده است .در عوض تعداد دانشجویان خارجی به‌کل دانشجویان در۲۴ صدم درصد متوقف شد که این عدد در ۹۵ به ۴ دهم درصد رسید و برای سال ۱۴۰۰ حدود ۷۵ هزار دانشجوی خارجی و سهم ۱.۷ درصدی پیش‌بینی‌شده است ..سهم دانشجویان کاردانی از ۲۲.۳در سال۹۲ به۲۲.۵ درصد در سال۹۵ رسید و برای انتهای برنامه ششم ۲۳ درصد در نظر گرفته‌شده است .  سهم دانشجویان تحصیلات تکمیلی ۱۵.۴ در سال ۹۲شد که برای انتهای برنامه این عدد ۳۰ درصد پیش‌بینی‌شده است .

سهم اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت استادیار و بالاتر به‌کل اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت در سال ۹۲ به حدود ۵۸.۲ درصد رسید .در ۹۴ این عدد به ۶۳ درصد رسید و برای سال ۱۴۰۰ به ۹۳ درصد خواهد رسید . نسبت دانشجو به اعضای هیئت‌علمی تمام‌وقت نیز از ۳۰ نفر در سال ۹۲ در سال ۹۴ به ۲۶رسید که درنهایت در پایان  برنامه به ۲۰ نفر خواهد رسید .

رتبه ایران در نانو ششم و در تولید علم از ۲۴ در سال‌های اخیر به ۱۵ رسیده است. (یعنی سهم ۱.۸۵ درصدی در کل تولید علم در جهان )  برای انتهای برنامه رتبه ۱۲ مدنظر است .افزایش تعداد پژوهشگر به ۲۶۰۰ نفر به ازای هریک میلیون نفر از دیگر هدف‌های برنامه توسعه می‌باشد .  .این در حالی است که باوجود سهم مناسب نفت در میزان تولید ناخالص داخلی ،کشورمان با ۴۱۲ میلیارد دلار، رتبه جهانی ۲۷ را در میزان تولید ناخالص داخلی کسب کرده است این امر نشان می‌دهد که باوجود کسب رتبه‌های مناسب علمی ، به‌کارگیری علم در تولید و صنعت و … روند مناسبی نداشته است . به‌عبارت‌دیگر سطح تعامل آموزش عالی با نیازهای بخش‌های اقتصادی –اجتماعی کشور بسیار پایین است .ضعف در اداره اقتصادی آموزش عالی و تعاملات ناکارآمد در مراکز پژوهشی بین‌المللی از دیگر عوامل مؤثر در این خصوص بوده است .

در سند برنامه ششم توسعه برای تحقق هدف هماهنگی بین برنامه‌های آموزش عالی با نیازهای بخش‌های اقتصادی –اجتماعی کشور راهبردهای چون هم‌راستا نمودن آموزش عالی کشور با نظام اقتصادی –اجتماعی ، متناسب‌سازی تحصیل و اشتغال ،مأموریت گرا کردن مؤسسات آموزش عالی با رویکرد آمایشی و توسعه پایدار ،متنوع سازی مدارک برای پاسخگویی به نیازهای جامعه لحاظ شده است .

رقابتی کردن فعالیت‌های آموزش عالی به لحاظ اقتصادی ،قیمت‌گذاری واقعی خدمات آموزشی ،تحول در تأمین منابع مالی و انسانی و توسعه منابع دانشگاه‌ها از محل تبدیل علم به ثروت از راهبردهای در نظر گرفته‌شده جهت تحقق هدف کارا مدسازی اداره اقتصادی آموزش عالی کشور می‌باشد .

به نظر می‌رسد ارتباط صنعت و دانشگاه بایست از امضای  تفاهم‌نامه و تعاملات حداقلی به سمت ارتباط اجرایی تنگاتنگ حرکت نماید .اثبات توانمندی دانشگاه‌ها در رشته‌های مختلف می‌تواند اعتماد صنعت و تولید را دوچندان نماید .معمولاً برخی صنایع و شرکت‌های تولیدی همکاری با دانشگاه را هزینه زا ، کندی امور و ریاست بر کارها می‌دانند .البته در امور تولید دانش‌بنیان موضوع متفاوت است و دانشگاه خط مقدم است اما در همین زمینه نیز در بخش تجاری‌سازی مشکلاتی گریبان گیر دانشگاه‌ها می‌باشد .بودجه برای تولید دانش‌بنیان ۲۰۰ میلیون دلار می‌باشد که کافی نیست در ضمن به جهت سخت‌گیری‌های موجود مراحل اخذ مجوز شرکت دانش‌بنیان طولانی و خسته‌کننده است .حمایت از تولید دانش‌بنیان صرفاً تخصیص وام ارزان‌قیمت نیست .بهبود فضای کسب‌وکار ،تقویت مراکز رشد و کارآفرینی ،تغییر محتوی و سرفصل دروس از مطالعات صرف به سمت پژوهش‌های کاربردی ، ایجاد فضای مناسب برای فرایند تجاری‌سازی و … می‌تواند مسیر حرکت به سمت برنامه چشم‌انداز را هموار نماید .در این برنامه کسب جایگاه اقتصادی ،علمی و فناوری در منطقه و استفاده از تولید دانش‌بنیان در کنار هم موردنظر است بنابراین آموزش عالی مسئولیت بسیار بزرگی دارد و در این راه تدبیر و تلاش همگانی ضرورت دارد .امید است دانشگاه‌ها نقش شایسته خود را در این مسیر با تعامل دولت و مجلس محقق سازند .

 

دکتر مریم بهبودی محقق و مدرس دانشگاه

 

کارآفرینی، ایجاد تشکیلات جدید در صنعت دانشگاه MIT ماساچوست

کارآفرینی، ایجاد تشکیلات جدید در صنعت

دانشگاه MIT ماساچوست

 

دانشگاه MIT یک دانشگاه خصوصی واقع در شهر کمبریچ در ایالت ماساچوست آمریکا است که دارای 5 دانشکده اصلی (علوم، مهندسی، معماری و برنامه‌ریزی، مدیریت و علوم انسانی و علوم اجتماعی)، یک کالج درمانی و فناوری و 32 گروه آموزشی است. جالب آنکه در این دانشگاه دانشکده حقوق و پزشکی وجود ندارد. این دانشگاه یکی از بزرگ‌ترین مؤسسات آموزشی ایالات‌متحده آمریکا به شمار می‌رود که هرساله رتبه اول را میان دانشگاه‌های مهندسی جهان کسب می‌کند. این دانشگاه یکی از بزرگ‌ترین و برترین مراکز علمی-تحقیقاتی دانشگاهی آمریکا و جهان بر اساس جدیدترین رتبه‌بندی QS است. این مؤسسه از گذشته تابه‌حال به خاطر آموزش و پژوهش در زمینه علوم فیزیکی و مهندسی و به‌تازگی نیز علوم زیستی، اقتصاد، زبانشناسی و مدیریت شهرت زیادی به دست آورده است.

دانش‌آموختگان این دانشگاه تاکنون 80 بار در رشته‌های مختلف موفق به دریافت جایزه نوبل شده‌اند. مفاخر این دانشگاه در تأسیس و راه‌اندازی شرکت‌های معروفی همچون «اینتل»، «com3»، «مک‌دونالد»، «داگلاس» و «راک ول» نقشی اساسی داشته‌اند. ازجمله دانش‌آموختگان ایرانی این دانشگاه می‌توان به نام آقایان علی‌اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و وزیر سابق امور خارجه و محمدعلی نجفی سیاستمدار اشاره نمود.

یادگیری به همراه کار در حقیقت یک تجربه بزرگ آموزشی در MIT است و فرهنگ اولین اختراع و پایه و اساس اکوسیستم نوآوری است. اکوسیستم کارآفرینی MIT از آموزش، تحقیقات، شبکه‌های اجتماعی و پدیده‌هایی که در رشد سریع کارآفرینی سهیم هستند، تشکیل‌شده است درواقع این اکوسیستم از گذشته‌های دور یعنی از زمان تأسیس آن در سال 1861 منشأ می‌گیرد.

در این دانشگاه رابطه بسیار محکمی بین دانشگاه و صنعت وجود دارد که در طولانی‌مدت ایده‌ها را در دنیای واقعی به حقیقت می‌رساند و مسیر آن به سمت بازار رو به تکامل می‌رود. ایده همراه با سرمایه‌گذاری‌های جدید رو به افزایش است و MIT به تقویت چشم‌انداز نوآوری تغییر و توسعه راه‌های جدید برای کوتاه کردن مسیر از الهام به واقعیت متعهد است.

 

فارغ‌التحصیلان فعلی کارآفرینان آینده

این دانشگاه از مدل دانشگاه‌های پلی‌تکنیکی استفاده کرده و تأکید زیادی برساخت آزمایشگاه داشته است. تأکید اولیه بر فناوری‌های کاربردی در سطوح کارشناسی و کارشناسی ارشد منجر به همکاری بسیار نزدیک این دانشگاه با صنعت شد. محققان در این مرکز بر روی پروژه‌های رایانه‌ای، راداری، سیستم‌های هدایت حرکتی در دوران جنگ جهانی دوم و جنگ سرد مطالعه می‌کردند که این مطالعات به توسعه سریع دانشکده‌ها و فضای دانشگاه کمک فراوانی کرد. دانشگاه، دانشجویان را به دانش موردنیاز مجهز نموده تا بتوانند ایده‌های خود را به جهان عرضه و امکانات و تزریق نوآوری را به هنر نوآوری تقویت نمایند. در این دانشگاه برخی برنامه‌های تحقیقات میان‌رشته‌ای برگزار می‌شود که دانشجویان می‌توانند در آن شرکت کنند.

دانشگاه MIT در توسعه و پیشرفت کارآفرینان پیش‌قدم بوده است و در طی 20 سال MIT اقدام به تأسیس بیش از 30 رشته کارآفرینی جدید نمود و این اقدام باعث افزایش شمار دانشجویان در این رشته گردید. کلاس‌های تیمی تأثیر بسزایی بر درک دانشجویان مدیریت، مهندسی و سایر رشته‌ها داشته و این امکان را فراهم می‌سازد که آن‌ها با شرکت‌هایی که در حوزه کارآفرینی فعال‌اند آشنا شوند که این مسئله منجر به تأسیس شرکت‌های جدید بسیاری گشت. 85% کارآفرینان فارغ‌التحصیل این دانشگاه معتقدند که فارغ‌التحصیلی از دانشگاه MIT تأثیر بسزایی در شکل‌گیری اهداف شرکت‌هایشان داشته است.

MIT امروزه از فرهنگ کارآفرینی پرباری برخوردار است و بازده مالی بالای شرکت‌هایی که توسط این دانشگاه تأسیس‌شده‌اند می‌تواند آن را در رتبه یازدهمین اقتصاد بزرگ جهان قرار دهد. اولین اقدام تشویقی جهت سوق به کارآفرینی توسط فارغ‌التحصیلان اولیه ام.آی.تی در سال 1969 و اوایل 1970 انجام پذیرفت که منجر به تأسیس میعادگاه عمومی کارآفرینی این دانشگاه شده است. برنامه‌های تشویقی اجراشده در دانشگاه از قبیل برگزاری مسابقات طرح تجاری با جایزه 100 دلاری، باعث تشویق بسیاری از دانشجویان در همکاری با اعضای هیئت‌علمی جهت ارتقاء ایده‌هایشان در تحقیق و پژوهش عمومی شد. شرکت‌کننده‌ها در این نوع مسابقات بیشتر از 150 شرکت تأسیس کرده‌اند که بسیاری از آن‌ها به شرکت‌های بسیار موفق تبدیل‌شده‌اند.

دفتر صدور مجوز فناوری برای بسیاری از دانشگاه‌های کشور گواهی صادر می‌کرد که این گواهی به شرکت‌های در حال تأسیس و نوپا اعطاء می‌شد و طی 10 سال به 210 شرکت گواهینامه اعطاء گردید و بسیاری از دیگر شرکت‌ها نیز قبل از آن گواهینامه اخذ کرده بودند. این دفتر تجربیات و دانش را در اختیار دانشجویان، اساتید و فارغ‌التحصیلان آن دانشگاه قرار می‌داد.

در دهه اخیر شکل‌گیری مؤسسات رسمی با تمرکز بر تشویق کارآفرینی سرعت یافته است. در سال 2000 خدمات مشاوره‌ای سرمایه‌گذاری باهدف کمک به دانشجویان، اساتید، کارکنان و فارغ‌التحصیلان شروع به کار کرد که پیش از آن به 152 شرکت در حال تأسیس نیز مشاوره داده بود.

طی ۱۲ سال اخیر، بیشتر دانشجویان کارآفرین خارجی MIT از اروپا بوده‌اند ولی بااین‌وجود رشد چشمگیر تعداد دانشجویان آسیایی در دانشگاه باعث افزایش تعداد کارآفرینان آسیایی شده است.

 

** شکل شماره (2) **

آزیتا جهانبخش

پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی