نوشته‌ها

نمایشگاه بین‌المللی تهران (Iran Telecom)

نمایشگاه بین‌المللی تهران (Iran Telecom)

هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی صنایع مخابرات و اطلاع‌رسانی

 

هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی صنایع مخابرات و اطلاع‌رسانی ایران با حضور جناب آقای محمدجواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران آغاز بکار کرد.

این نمایشگاه که از تاریخ 24 ام لغایت 27 ام مهرماه پابرجا بود، میزبان شرکت‌های داخلی، نمایندگان و شرکت‌هایی از 15 کشور شامل اسلوونی، انگلیس، آلمان، تایوان، چین، روسیه، ژاپن، سوئیس، فرانسه، فنلاند، قزاقستان، کانادا، لتونی، نروژ و یونان بود.

نمایشگاه تله کام به‌منظور معرفی آخرین دستاوردها در حوزه تجهیزات و سرویس‌های مخابراتی و تحولات در حوزه ارتباطات در پاییز هرسال برگزار می‌شود.

 

در ایران تله کام 2017 درمجموع 225 شرکت و واحد تولیدی داخلی و 93 شرکت خارجی یا نمایندگی‌های آن‌ها در فضایی به وسعت 32 هزار مترمربع آخرین دستاوردها و فناوری‌های خود را عرضه کرده‌اند.

در این نمایشگاه اپراتورهای تلفن همراه نظیر همراه اول، ایرانسل و رایتل حضور بسیار پررنگ و پرمخاطبی داشتند. در این میان تعداد محدودی از اپراتورهای نوپا هم به چشم می‌خورد.

 

همراه اول با دو سالن اختصاصی و حضور در فضای باز، به رقابت با سایر اپراتورها می‌پرداخت.

با اختصاص فضایی بیش از سه هزار مترمربع به غرفه‌های خود، بزرگ‌ترین حضور نمایشگاهی را در «ایران تلکام ۲۰۱۶» خواهد داشت.

اختصاص فضایی برای تجربه خدمات، سرویس‌ها و بخصوص نرم‌افزارهای کاربردی نسل ۳ و ۴ تلفن همراه، معرفی بسته‌های جدید نوترینو و پاسخگویی به سؤالات مشترکین، ارائه نقشه پوشش شبکه نوترینو در سراسر کشور، آموزش و نحوه فعال‌سازی اینترنت همراه، معرفی و ثبت‌نام ترابرد پذیری (MNP)، معرفی باشگاه فیروزه‌ای و سرویس حساب کاربری و اپلیکیشن «همراه من»، معرفی سامانه شارژ# ۱*، نمایش سرعت G۵ از طریق ربات و گوشی، معرفی سامانه ۹۰۹۰ برای هواداران تیم‌های ملی فوتبال، سامانه ۳۰۶۰ برای هواداران تیم‌های ملی والیبال و سامانه ۳۰۹۰ برای هواداران تیم‌های فوتبال استقلال و پرسپولیس از دیگر خدمات همراه اول در نمایشگاه امسال است.

شرکت ارتباطات سیار ایران در بخش خدمات ارزش‌افزوده، با تمرکز بر خدمات نوین، محتوای غنی و اپلیکیشن های کاربردی، با خدمات و پلتفرم‌های هوشمند بیش از ۵۰ محصول باند پهن، بیش از ۳ هزار سرویس پیامکی، حدود ۲۰ خدمت سازمانی، ۱۰۰ سرویس IVR و همچنین سرویس‌های متنوع بر بستر USSD، سرویس‌های هواداری در حوزه‌های ورزش، فرهنگ، هنر و خدمات متنوع دیگر را که با همکاری بیش از ۲۰۰  شرکت متخصص و برتر داخلی و خارجی این حوزه آماده ارائه است، رونمایی و معرفی خواهد کرد.

اپراتور اول با ارائه خدمات خاص به سازمان‌ها و شرکت‌ها با خدماتی نظیر «سیم‌کارت سازمانی»، «بسته‌های سازمانی»، «راهکارهای ماشین به ماشین» و «اینترنت اشیا» و… در نمایشگاه امسال حضور دارد.

همراه اول در راستای ترویج فرهنگ نوآوری و باهدف حمایت و هدایت کارآفرینان و دانش‌آموختگان دانشگاهی، به‌منظور تجاری‌سازی ایده‌ها و پژوهش‌های دانشگاهی جهت برآوردن نیازهای صنعت مخابرات و صنایع مرتبط، با همکاری مراکز رشد دانشگاه‌های‌ شهید بهشتی، صنعتی شریف، شیراز و دانشگاه هنرهای اسلامی تبریز، به جذب و ثبت ایده از ایده پردازان می‌پردازد. علاوه بر این با توجه به برگزاری مرحله نهایی رویداد هم آفرینی همراه اول، جوایز تیم‌های برگزیده نیز در نمایشگاه به برندگان اهدا می‌شود.

رایتل در هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی صنایع مخابرات و اطلاع‌رسانی با ارائه بسته‌های ویژه حضور خواهد داشت.

هجدهمین نمایشگاه صنایع مخابرات و اطلاع‌رسانی، بزرگ‌ترین رویداد در حوزه مخابرات و ارتباطات کشور است که همه‌ساله با حضور گسترده و چشمگیر دست‌اندرکاران این حوزه و مخاطبان آن برگزار می‌­شود.

رایتل در نمایشگاه ایران تلکام 2017، همانند دوره­‌های قبل با معرفی خدمات جدید و آخرین فناوری‌های ارتباطی از 24 تا 27 مهرماه 96 در سالن‌های 8 و 9 محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران میزبان علاقه­‌مندان این صنعت است.

در ایران تلکام ۲۰۱۷، ایرانسل به‌عنوان بزرگ‌ترین اپراتور دیتای ایران می‌کوشد محصولات و خدمات مبتنی بر فناوری‌های نوین ارتباطی را در حوزه‌های متنوعی چون راه‌کارهای سازمانی، تجربه زندگی دیجیتال، روش‌های نوین ارتباطی-اطلاع‌رسانی و پرداخت همراه و تجربه‌های جدید در بازار ارتباطات، متناسب با علایق و نیازهای اقشار مختلف بازدیدکننده از این نمایشگاه، به معرض نمایش درآورد.

 

در این نمایشگاه همچنین، محصولات و خدمات متنوع ایرانسل ازجمله اپلکیشن تلویزیون تعاملی لنز و سایر اپلیکیشن‌های ایرانسل، حساب چندکاربره و نیز بسته‌های متنوع اینترنت همراه در اختیار بازدیدکنندگان و علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

از دیگر بخش‌های سالن اختصاصی ایرانسل، معرفی خدماتی چون رومینگ و جزیره هوشمند ایرانسل است و حاضران در این سالن با بازدید از «دیوار زمان ارتباطات» با سیر تحول فناوری‌های ارتباطی آشنا می‌شوند.

نویسنده : نرگس سقازاده / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

توسعه محصول جدید

توسعه محصول جدید

توسعه محصول جدید به‌عنوان رویکردی نوین برای پاسخگویی به تغییرات محیطی بکار می‌رود و مقدمه‌ای برای ورود به فضای رقابتی و کسب مزیت رقابتی در جهان پویای امروز است تا بتوانند بدین‌وسیله بر رقبای خود پیشی بگیرند. بدون تردید، توسعه محصول جدید مقدمه‌ای برای ورود به این مرحله است. طبق آماری که در اوایل دهه 1990 به دست آمد، از هر 11 پروژه توسعه محصول جدید تنها یک مورد به موفقیت ختم می‌شد. از طرفی به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران، شرکت‌ها می‌توانند با شناخت عوامل کلیدی موفقیت و کسب نتایج خوب در این عوامل برای خود مزیت رقابتی ایجاد نمایند. محققان بیش از 35 سال عوامل مختلف موفقیت و شکست محصولات جدید را تجزیه‌وتحلیل کرده‌اند و اغلب آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که مهم‌ترین این عوامل به مدیریت این محصولات مربوط می‌شود.

 

آنسف که نقش مهمی را برای عوامل کلیدی موفقیت در تدوین استراتژی‌های رقابتی قائل است، موفقیت سازمان را درگرو تطابق توانمندی‌های درون‌سازمانی با الزامات محیط سازمان می‌داند. وی از این توانمندی‌ها تحت عنوان عوامل کلیدی موفقیت یاد می‌کند. عوامل کلیدی موفقیت هر صنعت منحصر به همان صنعت می‌باشد و از صنعتی به صنعت دیگر تغییر می‌کند. عده کثیری از صاحب‌نظران اعتقاددارند که شرکت‌ها می‌توانند با شناخت و کسب نتایج خوب در عوامل کلیدی موفقیت، برای خود مزیت رقابتی ایجاد نمایند؛ بنابراین، دارا بودن موقعیت متمایز در یک یا چند مورد از عوامل کلیدی موفقیت یک صنعت نسبت به سایر رقبا، برای سازمان یک فرصت طلایی و استثنایی را جهت به دست آوردن مزیت رقابتی ایجاد می‌نماید.

به‌طور مثال، اهمیت فرآیند توسعه محصول جدید و جایگاه آن در محصولات سامانه‌ای و پیچیده (Cops) به دلیل وابستگی زیاد به فناوری دوچندان است. این محصولات ضمن دربرداشتن فناوری‌های متعدد و پیشرفته، منحصربه‌فرد، دارای هزینه زیاد توسعه، عدم قطعیت فنی بالا و متشکل از تعداد زیادی از زیرمجموعه‌ها هستند و برای مشتری، خاص و اغلب به‌صورت سفارشی ساخته می‌شود و تولید انبوه برای آن‌ها مطرح نیست. از طرفی به دلیل وابستگی شدید اجزا و پیچیدگی فنی زیاد برای مدیریت توسعه این محصولات، به‌کارگیری نظام‌های کنترلی پیشرفته، مواد جدید، رویکردهای نوین و بدیع، ضروری است.

امروزه شرکت‌ها با توجه به فضای رقابتی شدید در صنایع مختلف، تلاش می‌کنند محصولات جدیدی را روانه بازار کنند. توسعه محصولات جدید یکی از شیوه‌های مهم بقا در بازارهای امروزی است. موفقیت‌های تصادفی و اتفاقی در توسعه محصولات جدید نمی‌تواند باعث ایجاد قابلیت‌های راهبردی برای سازمان‌ها شود. سازمان‌ها برای ایجاد قابلیت توسعه محصولات جدید باید این عملیات را به‌طور مستمر انجام دهند. همچنین موقعیت‌یابی برای تعیین جایگاه محصول یک تصمیم راهبردی قلمداد می‌شود. برای اندازه‌گیری عملکرد توسعه محصولات جدید از سه شاخص تعداد محصولات جدید، نرخ موفقیت محصولات جدید و میزان تأثیر بر عملکرد مالی شرکت استفاده می‌شود.

 

معرفی محصولات جدید در حال تبدیل‌شدن به‌طور فزاینده‌ای در به چالش کشیدن مواجهه با رقابت بیش‌ازحد و همیشه در حال تغییر ترجیحات مصرف‌کننده می‌باشد. به‌عنوان یک نتیجه، تمرکز بر روی توسعه محصول جدید (NPD) بسیار مهم است، به‌خصوص در صنایع مانند کالاهای مصرفی، سرعت در حال حرکت (FMCG) بالا است که چرخه عمر محصول کوتاه‌تر و تقاضای فصلی کوتاه می‌شود. بسیاری از تحقیقات قبلی، NPD را به‌عنوان بخشی از زنجیره تأمین برای تقویت بازده عملیاتی و همکاری برای به رسمیت شناختن فرصتی که منجر به محصول جدید می‌شود، می‌دانند.

با توجه به کوتاه شدن چرخه عمر محصول، فشار زیادی به‌منظور کاهش هزینه و زمان توسعه محصول وجود دارد. سریع‌تر شدن زمان ارائه به بازار برای محصولات جدید می‌تواند به حجم بالاتری از فروش منجر شود؛ بنابراین، این امر بسیار مهم است که فرآیندهای توسعه محصول ساده گردند تا پروژه‌های توسعه سرعت یابد. ساختار فرآیندهای ضعیف به تکرارهای بیهوده منجر می‌گردد که ممکن است سبب تأخیر در ارائه محصول به بازار و از دست دادن فرصت‌های فروش گردد. اگرچه محصولات جدید فرصت‌های جدیدی برای شرکت‌ها ایجاد می‌کنند، ولی نباید ریسک قابل‌توجهی که این محصولات دارند را نادیده گرفت. مطالعات تجربی نرخ بالایی از شکست این محصولات، به‌خصوص در بازارهای مصرف را نشان داده‌اند. ازاین‌رو تلاش‌های بسیاری صورت گرفته تا عوامل موفقیت و شکست این‌گونه‌ پروژه‌ها شناسایی گردند و ریسک‌های موجود در پروژه این فرآیند را کاهش دهند. حتی باوجود اطلاعات پروژه‌های توسعه محصول گذشته، هنوز هم این عدم قطعیت، در طول توسعه محصولات جدید دیگر وجود دارد.

همچنین بهتر است به فرآیند NPD سرعت بیشتری بدهیم، علت اصلی برای ضرورت شتاب دادن به فرآیند توسعه محصول جدید عبارت‌اند از: افزایش فشار رقابت داخلی و جهانی، تغییرات سریع تکنولوژی، تقاضای بازار، نیاز به تحقق اهداف رشد شرکت، کوتاه کردن چرخه عمر محصول، فشار اعمالی از سوی مدیریت ارشد برای سرعت بخشیدن به تحقیق و توسعه و تمایل به اولین بودن در بازارهای نوظهور، شناسایی شد.

در ادامه…

توسعه محصول جدید یک فعالیت مهم است که کمک می‌کند تا شرکت‌ها برای زنده ماندن و بهبود مستمر فعالیت‌های توسعه محصول جدید اقدام نمایند. توسعه محصول جدید استفاده از یک فرایند رسمی است که به فاکتور‌های موفقیت و شکست محصول وابسته می‌باشد.

به‌طورکلی محصولاتی که برای عموم تازگی دارند، مشخصه‌ها و مزایایی را ارائه می‌دهند که در بازارهای کنونی و از طریق محصولات جاری موجود نیستند. محصولات جدید تغییرات جهشی را به فناوری‌ها و به روش تحویل محصولات به بازارها اعمال می‌نمایند. آن‌ها فناوری نوآورانه را برای پاسخگویی به نیازهای مشتریان با تغییرات جهشی مربوط به بازار، به کار می‌گیرند. توسعه یک محصول جدید نیازمند ایجاد ارزش برای سازمان، مشتریان، صاحبان سهام و تمام بخش‌های درگیر می‌باشد. مشتریان موجود و بالقوه به دنبال نتایج مثبت و باارزش می‌باشند. دستیابی به نیازهای مشتری و ارائه مزایای استثنایی، اساس ایجاد ارزش و توسعه محصول جدید می‌باشد. درزمینهٔ ایجاد ارزش، فرآیند توسعه محصول جدید باید جنبه‌های مثبت را ارتقا داده و از جنبه‌های منفی بکاهد و هم‌چنین مزایا را افزایش داده و متقابلاً معایب، سختی کار کردن و هزینه‌های مرتبط با هر محصول را کاهش دهد. یک محصول جدید تجمعی از مزایا، عملکردها و مشخصات از دید مشتری و تولید‌کننده می‌باشد. به‌عبارتی‌دیگر محصول جدید شامل جنبه‌های محسوس و نامحسوس می‌باشد. به‌طورکلی تمرکز بیشتر سازمان بر روی فرصت‌ها، رقابت و روش درست مدیریت احتیاجات و توقعات مشتری و نیاز ذینفعان می‌باشد. هدف از تحلیل موقعیت، درک موقعیت تجاری غالب در سایه فرصت‌ها و رقابت‌های ایجادشده توسط محصول جدید و تعیین بهترین مسیر برای محصول جدید بر پایه نقاط قوت داخلی می‌باشد. نقاط قوت و ضعف سازمان تنها تحت فرصت‌های خارجی، رقابت‌ها، محدودیت‌ها و بنگاه‌های دیگر آزموده می‌شوند. برای تصمیم‌گیری صحیح و معقولانه نیاز است تا تعاملی مناسب بین ارزیابی درونی و بیرونی وجود داشته‌ باشد. تحلیل محصول/بازار موردی، محوری است که اغلب به‌صورت هم‌زمان با بقیه اجزاء رخ می‌دهد. هدف اولیه نوآوری در محصول، تعقیب مصرانه فرصت‌ها درزمینهٔ مدیریت راهبردی و کمک‌های ارزشمند برای موفقیت تمام سازمان بر اساس شایستگی‌های ذاتی، توانایی‌ها، منابع و… می‌باشد. قابلیت‌ها و شایستگی‌های ذاتی که نقاط قوت یک سازمان هستند، زمینه رقابت و پیشرفت سازمان را فراهم می‌سازند. محیط کسب‌وکار و مدیریت راهبردی بنگاه، نوآوری در محصول را هدایت می‌کند. راهبردهای سازمان، راهبردهای محصول نوآورانه را تدوین می‌کند. هم‌چنین راهبردهای محصول جدید به‌وسیله تجزیه‌وتحلیل محیط تجاری و بر اساس ابعاد مهمی چون فناوری، مشتریان، ذینفعان، شبکه‌های توزیع، رقبا، صنایع وابسته و زیرساخت‌ها تعیین می‌شود.

ادبیات مدیریت معاصر اغلب بر لزوم نوآوری و توسعه محصولات جدید برای مقابله با بازارهای در حال تغییر تأکید دارد. نقش مشتریان در جهت‌ توسعه محصول جدید (NPD) و نوآوری بسیار مهم است و ادبیات معاصر به بازاریابی و نوآوری تأکید دارد. دانش بهتر در مورد مشتریان نشان داده که منجر به NPD مؤثرتر می‌شود. تحقیقات در زمینه‌های مرتبط، به‌ویژه نوآوری، نشان می‌دهد که مشارکت از بازیگران خارجی (ازجمله مشتریان) در NPD روند شایع است.

در این مطلب سعی شد لزوم اهمیت توسعه محصول جدید و اجرای آن در شرکت‌ها به‌طورکلی مطرح شود. در شمارگان بعدی تلاش خواهد شد ضرورت اجرای

فرآیند توسعه محصول جدید به‌صورت مفصل، موشکافی و مدل‌های مختلف موجود موردبررسی قرار گیرد.

 

نویسنده : عارفه داودی – پژوهشگر حوزه مدیریت

تأثیر بازی رهبران کسب‌وکار بر کل اکوسیستم

تأثیر بازی رهبران کسب‌وکار بر کل اکوسیستم

 

اکوسیستم زیستی شامل تمام ارگانیسم‌هایی می‌شود که در تعامل و تعادل با یکدیگر و فضای محیطی عمل می‌کنند. اکوسیستم کسب‌وکار نیز شامل  افراد، بنگاه‌های اقتصادی از صنایع مختلف، سازمان‌های دولتی، قانون‌گذاران و تمامی عواملی است که با آن کسب‌وکار سروکار دارند. گروه‌هایی مانند مشتریان، تأمین‌کنندگان، کانال‌های توزیع، قانون‌گذاران، بازار نیروی کاری و رسانه‌ها اجزای اصلی اکوسیستم یک  کسب‌وکارند.

اکوسیستم کسب‌وکار را می‌توان به محیط بازی تشبیه کرد و ارگانسیم های آن را به بازیگران بازی. در این اکوسیستم بازیگران دوبه‌دو باهم در تعامل هستند و در هر بازی می‌توانند از دو تا N استراتژی انتخاب کنند. در این مقاله قصد داریم تأثیر تعاملات رهبران کسب‌وکار در رشد یا زوال اکوسیستم را بررسی کنیم.

یک اکوسیستم در طول حیات خود شاهد تکرار تعاملات (بازی‌ها) بازیگران خود است و این تکرار بازی‌هاست که باعث رشد و تکامل یا نابودی و زوال اکوسیستم می‌شود؛ بنابراین بازی‌ها در محیط کسب کار از دسته بازی‌های تکراری (با تکرار محدود _ نامحدود) یا گاهی تکاملی دسته‌بندی می‌شوند.

بر اساس مدل تحلیل اکوسیستم، رهبران کسب‌وکار فارغ از سازمان مربوطه، به‌عنوان اجزایی از اکوسیستم محسوب می‌شوند و روابط و تعاملات آن‌ها با یکدیگر نیز مؤلفه‌هایی از ارتباطات تعادل ساز در کل اکوسیستم است. این الگوی جدید تصریح می‌کند که رهبران کسب‌وکار در هنگام سیاست­گذاری باید ایجاد ارزش برای تمامی اعضای مجموعه– و نه‌فقط مشتریان خود– را مدنظر قرار دهند.

در ادامه خواهید خواند…

تحلیل‌های قدیم مدیریت استراتژیک، سازمان را به‌مثابه موجودیتی متمایز از محیط کسب‌وکار فرض می‌کردند که تنها متأثر از آن است و از قابلیت هیچ‌گونه تأثیرگذاری بر آن برخوردار نیست. طبیعی است که با این پیش‌فرض، شرکت‌ها در هنگام تحلیل استراتژیک و فرایند تدوین راهبرد تنها به بیشینه‌سازی منفعت خود مخصوصاً در حوزه رقابت و باهدف افزایش رشد و سودآوری متمرکز می‌شوند، این رویکرد تا آنجا می‌تواند مقرون به‌فایده باشد که این راهبردها موجب بروز نارسایی در کل اکوسیستم نشود در غیر این صورت با برهم خوردن تعادل بهینه اکوسیستم، گردونه کاهش بازدهی و اثربخشی پس از متأثر کردن کل فضای اکوسیستم، تأثیر خود را بر همان ارگانیسم (شرکت) با استراتژی معیوب خواهد گذاشت.

در این صورت رهبران را بازیگران محیط بازی در نظر می‌گیریم و با توجه به ترجیحاتشان اجازه انتخاب هر استراتژی و بازی را در تعاملات خود با یکدیگر خواهند داشت. خروجی بازی‌ها نه‌تنها بر روی کسب‌وکار خود بازیگران بلکه درمجموع بر کل محیط بازی تأثیرگذار است. آن‌ها مجاز هستند در هر بازی 2 تا N استراتژی را اتخاذ کنند. انتخاب بازی‌های پایه برای بازیکنان بر اساس سلیقه نخواهد بود بلکه با توجه به ترجیحات خود و بازیکن حریف و همچنین شرایط محیطی حق انتخاب بازی رادارند. صرف‌نظر از نوع بازی و انتخاب استراتژی‌های بازیکنان می‌توانیم با بررسی تمام بازی‌های انجام‌شده در اکوسیستم کسب‌وکار بیان کنیم که اگر بازیگران فقط به سود و منفعت شخصی خود فکر نکنند و کل اکوسیستم را در نظر بگیرند با انتخاب درست و رسیدن به تعادل در هر بازی (حتی اگر بدترین نوع بازی را هم انتخاب کرده باشند) و حفظ تعادل، در تکرارهای بعدی به سمتی پیش خواهند رفت که باعث رشد و تکامل همکاری در تعاملات خودشان و درنهایت رشد و هم‌افزایی اکوسیستم شوند؛ اما اگر بر اساس خودخواهی و مدنظر قرار دادن سود و منفعت شخصی و برای از میدان به درکردن رقیب خود به سمت انتخاب استراتژی‌هایی پیش روند که منجر به انتخاب نقطه بحران بازی شود، در تکرار بازی به سمت زوال و نابودی خود و کل اکوسیستم پیش خواهند رفت. به‌بیان‌دیگر می‌توان گفت اجزای یک اکوسیستم سالم ویژگی‌ها و جنس متفاوت دارند اما تعاملاتی را با یکدیگر ایجاد می‌کنند که بر اساس آن‌ها تعادل اکوسیستم حفظ می‌شود. درباره  کسب‌وکار نیز همین‌گونه است در فضای کسب‌وکار سالم تمامی تعاملات حتی رقابت‌ها، موجب افزایش بازدهی کل صنعت می‌گردد که درنهایت منجر به بازدهی ملی می‌شود؛ اما اگر ارگانیسمی از یک اکوسیستم، معیوب عمل کند، نارسائی آن به سایر بخش‌ها نیز سرایت می‌کند و این چرخه معیوب ممکن است تا تخریب کل اکوسیستم پیش رود.

لذا؛ اکوسیستم کسب‌وکار مفهوم جدیدی است که سطح بالائی از همکاری، هم‌افزائی و مشارکت را در فضای اقتصادی و کسب‌وکار مدنظر قرار می‌دهد. در این مفهوم فضای کسب‌وکار مانند یک اکوسیستم در نظر گرفته می‌شود. هر یک از بازیگران، فعالان و حاضران در این اکوسیستم با بیشترین سطح مشارکت به ارائه بالاترین ارزش‌های موجود و قابل‌ارائه می‌پردازند فارغ از اینکه دیگران چه می‌کنند و فارغ از هرگونه رقابت مخرب یا رفتارهای فرسایشی. لازم به ذکر است باید محیطی فراهم شود که بازیگران به سمت بازی‌هایی بر پایه مشارکت، اعتماد و اطمینان پیش روند و تلاش کنند تا در درازمدت به نتیجه‌ای فراتر از نتایج شخصی خود دست یابند تا با داشتن یک اکوسیستم کسب‌وکار موفق به یک اقتصاد ملی پویا و بالنده دست‌یابیم.

 

نویسنده : زهرا فرهاد توسکی

 

تقویت جو عمومی کارآفرینانه جهت توسعه یک محیط نوآورانه و اقتصادی پایدار

تقویت جو عمومی کارآفرینانه جهت توسعه یک محیط نوآورانه و اقتصادی پایدار

 

 

عصر حاضر، عصر تغییر و تحول سریع دانش است و سازمان­ها برای بقا، باید به‌طور پیوسته برای جمع­آوری داده­های مناسب از محیط خارجی و تبدیل آن به دانش اقدام نمایند. در چنین شرایطی، «دانش» که دارایی و منبع ارزشمند استراتژیکی بشمار می­آید، جایگزین سرمایه و انرژی و نیز موقعیتی استوار برای ادامه حیات در سازمان­های پویا و نوآور تبدیل‌شده است و رمز موفقیت سازمان­ها در عرصه رقابت جهانی بشمار می­آید. اینجاست که اهمیت نوآوری بیش‌ازپیش موردتوجه قرا می­گیرد. نوآوری برای پاسخ به تغییراتی که پیوسته محیط سازمان­ها و به‌ویژه محیط پیرامون موسسه­های دانش‌بنیان را دگرگون می­کند، ضروری است.

«نوآوری» و «کارآفرینی»، مفاهیمی هستند که اغلب اشتباهاً به‌جای یکدیگر به‌کاربرده می­شوند، درحالی‌که هر یک از این واژه­ها دارای معنی مشخصی است. «نوآوری» را فرآیند به کار بردن یک ایده خلاق و تبدیل به یک محصول، خدمت یا شیوه مفید تعریف کرده­اند. از طرفی، «خلاقیت» اشاره به «ارائه چیزی نو» دارد، درحالی‌که نوآوری اشاره به «کاربرد چیزی نو» می­کند و «کارآفرین»، نیز فردی است که با یک محصول یا خدمت جدید در بازار خلق ارزش می­نماید.

مطالعات نشان داده است که نوآوری جوهر بقای شرکت است و تنها شرکت­هایی که با موفقیت از نوآوری استفاده می‌نمایند، می­توانند مزیت رقابتی در بازار ایجاد نمایند. از سویی دیگر کارآفرینی سازمانی موجب رشد و بقای یک شرکت می­شود و با توجه به پیچیده شدن سازمان­ها، رشد فناوری، نو و بدیع بودن علم سازمان­ها، آن‌ها تلاش می­کنند تا محیط درونی خود را کارآفرین و خلاق سازند.

از سوی دیگر، در بعد ملی، هدف مشترک همه کشورها توسعه یک محیط نوآورانه است که از طریق تقویت و ایجاد جو عمومی کارآفرینانه می­توان به آن دست‌یافت. بدین منظور می­توان از طرق زیر اقدام کرد:

  • تأسیس شرکت­های منشعب از دانشگاه­ها
  • تقبل ابتکارات سه‌جانبه برای توسعه اقتصادی دانش­ محور مثل پارک­های علمی و فناوری و مراکز رشد کسب‌وکار
  • ایجاد یکپارچگی استراتژیک بین شرکت­ها
  • ایجاد نهادهای ترکیبی که به‌عنوان واسط و به‌صورت غیرانتفاعی فعالیت می­کنند.
  • انعقاد قراردادهایی با آزمایشگاه­های دولتی و گروه­های پژوهشی دانشگاهی

لذا با ذکر دلایل ذیل، کارآفرینی را می­توان به‌عنوان يكي از مهم­ترين محورهای اصلی رشد و توسعه اقتصادی بشمار آورد:

  • کارآفرینی عامل افزایش سرمايه­گذاري و به‌تبع آن افزايش سود و سرمایه سرمایه‌گذاران است.
  • کارآفرینی می­تواند سبب ايجاد فرصت­های تازه در بازار کار و راهکار مؤثری در ایجاد اشتغال مولد و پايدار در كشور باشد.
  • موجب دگرگونی ارزش­ها و تحول ماهیت آن‌ها می‌شود و ارزش­های تازه‌ای به وجود می‌آورد.
  • موجب آسان شدن روند رشد و توسعه کشور می‌شود
  • محیط و شرایط لازم را برای تولید کالاها، محصولات و بازاریابی آن‌ها فراهم می‌سازد.
  • کارآفرینی سبب پيدايش محصولات، خدمات، روش­ها، سیاست­ها، افکار و راهکارهای نو برای حل مشکلات جامعه می‌شود.
  • عامل تقویت و تکامل صنایع داخلی است و زمینه رقابت صنایع داخلي با صنايع خارجی را فراهم می‌آورد و منجر به افزایش صادرات و دریافت ارز برای کشور می­شود.
  • باعث رقابت، تقویت و تکامل صنایع مشابه داخلی با یکدیگر و سرانجام موجب بهبود و افزايش سطح کیفیت کالاها می‌شود.
  • عامل توسعه اقتصادي، رفاه و تأمین اجتماعي جامعه است.

نویسنده :

عرفان حاجی آخوندی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

آيا واقعاً دنيا هموار و مسطح شده است؟

آيا واقعاً دنيا هموار و مسطح شده است؟

 

همواره از مشكلات اساسي براي جهانی‌شدن هزينه و موانع و فراز و نشیب‌های آن بوده است اما با بررسي سير تحولات جهان كه هزينه و موانع جهانی‌شدن باوجود تسهیل‌کنندگان و خرد شدن سطح رقابت‌ها کاهش‌یافته و شاهد آن هستيم كه حتي در سطح فردي نيز می‌توان جهاني شد و در اين راستا بسياري از موانع از سر راه برداشته‌شده است؛ به‌طوری‌که دنيا از حالت كروي به دنيايي صاف تغيير شكل داده است. براي درك مناسب‌تر اين منظور و با الهام گرفتن از تجربيات فريدمن در اين نوشتار تلاش شده است ابعاد هموار شدن جهان و جهانی‌شدن در سطح فردي موردبررسی اجمالي قرار گيرد.

در دنيايي كه هر چيزي كه قابل انجام باشد، انجام می‌شود و سریع‌تر ازآنچه قابل‌تصور است يا بايد نوآوري (يعني بالاتر از نياز مشتري فكر و عمل كردن) به‌وسیله افراد به جلو رانده شود و بر اساس آن نيازهاي جديد براي جهان خلق گردد و يا بايد منتظر رقبايي سرسخت بود تا آن‌ها ما را از گردونه اين رقابت به زير كشند. در دنياي كنوني رقابت فقط با افرادي نيست كه هميشه رقيب ما بوده‌اند، بلكه رقابت با افراد گوناگوني است كه توانايي انجام كارهاي كوچك، متوسط و بزرگ را حتي از طريق مكاني در منزل خوددارند و می‌توانند برايمان رقيبي سرسخت باشند.

دنياي امروزي، دنياي شكار فرصت‌هاست. براي اينكه فرصت شناس و فرصت بين باشيم بايد پيوسته در جستجو و جمع‌آوری اطلاعات باشيم تا هوشيارتر شويم. براي به دست آوردن اطلاعات ديگر مرزها فروریخته‌اند، ديگر نياز نيست كيلومترها طي شود و زمان فراوان هدر رود بلكه جهان به سطحي از همكاري رسيده است كه از طريق تسهیل‌کنندگانی می‌توان بدون توجه به رنگ، مليت، مسافت و …. با يكديگر تبادل و تعامل داشت و جهاني شد؛ اما يكي از لازمه‌های اين دنياي بدون مرز و هموار، تغيير است. افراد كارآفرين و نوآفرين به‌عنوان پيشگامان پذيرش اين تغييرات كه از اصول آن تازگي و نوانديشي است، با فرصت شناسي و بهره‌برداری از آن، آمادگي مواجهه با تغييرات سريع را كه از الزامات ورود به سطح جديد رقابت‌ها می‌باشد، دارند. درنتیجه لازمه همراه شدن با دنيايي هموار، پذيرش تغيير و داشتن راهبردي براي همراه شدن با آن است. ازاین‌رو، در این نوشتار تلاش شده است تا به اين پرسش پاسخ داده شود كه آيا واقعاً دنيا در حال هموار شدن است؟ و ابزار همراهي با آن چيست؟ در اين راستا جهت پاسخگويي به پرسش‌های مطروح از طريق بررسي سير تحولات جهان مطالبي ارائه گرديده تا براي دقايقي ذهن خواننده را نسبت به تحولات شگرف جهان امروز به چالش بكشاند.

 

دوره­ اول جهانی‌شدن

فريدمن (2006) معتقد است: امروزه مفهوم جهانی‌شدن به سطح كاملاً جديدي رسيده است. از منظر تاريخي شايد بتوان سه دوره بزرگ براي جهانی‌شدن تصوير نمود. دوران اول، از 1492 ميلادي، كه كريستف كلمب سفر اكتشافي دريايي خود را آغاز كرد و دنياي قديم و جديد را رودرروی هم قرارداد و تا 1800 ميلادي طول كشيد. می‌توان اين دوران را جهانی‌شدن نوع اول ناميد؛ دوراني كه دنيا را از مقياس بزرگ به مقياس متوسط رساند. موضوع جهانی‌شدن نوع اول، كشورها و نيروهاي جسماني آن‌ها بود؛ به اين معنا كه عامل كليدي تغيير نيروي محركه فرايند يكپارچگي جهاني، زور بازو و نيروي عضلات، قدرت اسب، قدرت باد و در اواخر دوره، قدرت بخار در يك كشور بود و این‌که چقدر خلاقانه می‌توانست آن‌ها را بكار گيرد. در اين دوران كشورها و دولت‌ها در انهدام ديوارها و جوش دادن دنيا به هم پيشرو بودند و يكپارچگي جهاني را پيش بردند. در جهانی‌شدن نوع اول، پرسش اصلي اين بود: جايگاه كشور من در رقابت و فرصت‌های جهاني كجاست؟ چگونه می‌توانم جهاني شوم و از طريق كشورم با جهان همكاري كنم؟

 

دوره­ دوم جهانی‌شدن

دوران دوم، تقريباً از 1800 ميلادي تا 2000 ميلادي طول كشيد و با ركود بزرگ در اقتصاد آمريكا و سپس اروپا و جنگ جهاني اول و دوم دچار وقفه‌هایی شد. می‌توان اين دوران را جهانی‌شدن نوع دوم ناميد. اين دوران دنيا را از مقياس متوسط به مقياس كوچك رساند. در جهانی‌شدن نوع دوم، عامل اصلي تغيير و نيروي محرکه‌ يكپارچگي جهاني از كاهش هزینه‌ حمل‌ونقل در اثر كاربرد موتور بخار و راه‌آهن و در نیمه‌ی دوم اين دوران از كاهش هزینه‌ی ارتباطات راه دور، در اثر گسترش تلگراف، تلفن، كامپيوتر شخصي، ماهواره، کابل‌های فيبر نوري و  نگارش اولیه‌ی وب جهاني، نيرو می‌گرفت. در اين دوران، تولد و بلوغ اقتصاد جهاني، به اين معنا كه حركت كالا و اطلاعات از قاره‌ای به قاره ديگر به حدي برسد كه بازاري جهاني، با خریدوفروش جهاني كالا و نيروي كار شكل بگيرد، تحقق يافت. نيروي محرکه‌ی اين دوران، اختراعات جديدي همانند سخت‌افزاری، موتور بخار و راه‌آهن در ابتداي دوره و تلفن و كامپيوترهاي بزرگ در پايان دوره بوده است. پرسش اساسي اين دوران آن بود كه؛ جايگاه مناسب شركت من در اقتصاد جهاني كجاست و چگونه از فرصت‌ها استفاده می‌کنم؟ چگونه می‌توانم از طريق شركت خودم با ديگران همكاري كنم؟ اين دوران دقيقاً پس از فروریختن ديوارها (مانند ديوار برلين) و ايجاد يكپارچگي بيشتر جهاني آغاز گرديد.

 

دوره­ سوم جهانی‌شدن و فرصت­های کارآفرینانه

در حدود سال 2000 ميلادي دوران كاملاً جديدي شكل گرفت به نام جهانی‌شدن نوع سوم. اين نوع جهانی‌شدن، جهان را از مقياس كوچك به ريز تقليل داده و هم‌زمان زمین‌بازی را هموارتر كرده است. نيروي محركه جهانی‌شدن نوع اول، كشورها بودند و نيروي محرکه‌ی جهانی‌شدن نوع دوم شرکت‌ها و نيروي محرکه‌ی جهانی‌شدن نوع سوم، نيرويي كه آن را منحصربه‌فرد می‌کند، قدرتي است كه افراد براي همكاري و رقابت جهاني به دست آورده‌اند؛ اما جهانی‌شدن نوع سوم فقط به سبب كوچك كردن و مسطح كردن دنيا و توانمند ساختن فرد با دوران قبل تفاوت ندارد. در دوران جهانی‌شدن نوع اول و دوم اساساً افراد و مؤسسات آمریکایی و اروپايي فرايند جهانی‌شدن را به‌پیش می‌راندند؛ اما در جهانی‌شدن نوع سوم اين مسئله ديگر بی‌معناست و ساير كشورها هم به اين فرايند پيوسته و سطح وسیع‌تری از دنيا را پوشش داده‌اند و بيشترين کارایی‌ها را از طريق برون‌سپاری به انجام می‌رسانند و ديگر مرزها بی‌معنا گشته است. جهانی‌شدن نوع سوم اين امكان را براي انسان‌های بيشتري فراهم كرده كه به‌راحتی وارد بازي شوند و خواهيم ديد كه در اين فرايند هر رنگي از رنگین‌کمان بشري نقشي خواهد داشت.

بر اين اساس ديگر براي رقابت كردن در بازارها لزوماً نه در سطح يك كشور و نه در سطح يك سازمان، بلكه بايد در سطح فردي تلاش نمود. اين امر باعث می‌شود كه مرزها درنورديده شده، رنگ‌ها اهميت و برتري خود را ازدست‌داده و تنها و تنها یک‌چیز مهم گردد: «شايستگي ديدن فرصت‌ها». وقتي رقابت به اين ميزان جزء شده است، پس قطعاً سرعت در آن نيز فزوني می‌یابد و اين، يعني بايد براي رقابت‌ها خود را مجهز نمود، اما به چه چيزي؟ به مزیت‌هایی نسبت به ديگران؛ اما اين مزیت‌ها را چگونه می‌توان ايجاد نمود؟ با استفاده از تسهیل‌کننده‌ها براي ديدن بهتر و متفاوت‌تر مسائل. يعني وقتي براي جهانی‌شدن می‌توان به‌صورت فردي عمل كرد، پس بايد به آن سطح از توانايي دست‌یافت تا مسائل و نيازهاي موجود را بهتر ديد و براي رفع آن نيز بهترين راه‌حل‌ها را ارائه نمود. اين موقعيت براي برآورده كردن نيازها و حل مسائل، همان فرصت‌هایی هستند كه بايد براي شناسايي آن‌ها در سطح جهاني، شایستگی‌هایش را به دست آورد.

براي اين منظور حوزه فكري جديدي به نام كارآفريني توانسته است تا حد بسيار زيادي اين نوع شايستگي را در افراد ايجاد و تقويت نمايد؛ زيرا فرايند كارآفريني مبتني بر فرصت است و ازاین‌رو می‌تواند در جهانی‌سازی نوع سوم بسيار حائز اهميت باشد. وقتي در اين سطح از جهانی‌شدن سرعت رقابت‌ها فزوني می‌یابد كميابي نيز بیش‌ازپیش نمايان می‌شود؛ يعني فزوني مسائل و نيازها و كاهش منابع براي حل و رفع آن‌ها. پس می‌توان ادعا نمود، موقعيت برآورده كردن اين نيازها و حل خلاقانه و متفاوت مسائل همراه با كمبود منابع در دسترس يك شايستگي است و استفاده از تسهیل‌کننده‌هایی مانند، آپلود (به فرايند انتقال مطالب از رايانه محلي به رایانه‌ای دوردست از طريق خطوط ارتباطي گفته می‌شود.)، آوت سورس (به واگذاري عمليات غير اصلي يك سازمان به نهادي بيروني كه در آن كار تخصص دارد گفته می‌شود.)، اين سورس (همكاري و توليد ارزش افقي.)، زنجيره تداركات (به جريان مواد، قطعات و اطلاعات، از تدارك مواد خام تا تحويل محصول به كاربر نهايي اشاره دارد.) و ازجمله كارآفريني اين شايستگي را با شناسايي، ارزيابي و بهره‌برداری از فرصت‌ها با توجه به همين کمیابی‌ها به افراد هديه می‌کند و این‌چنین افراد را با نوع سوم جهانی‌شدن همراه می‌نماید. درنتیجه بايد قبول نمود كه با ورود به سطح سوم جهانی‌شدن در بعد فردي، ديگر افراد حتي از منزل خود نيز می‌توانند جهاني شوند.

 

جهانی‌شدن و دنیای امروز کسب‌وکارها

ديويد راتكوف، مقام ارشد سابق وزارت بازرگاني آمريكا كه اكنون يك مشاور خصوصي در امور استراتژيك است، می‌گوید: جهانی‌سازی «واژه‌ای است كه براي تشريح تغيير روابط دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ و بيزينس پیداکرده‌ایم» و می‌افزاید: «اما اتفاقي كه امروزه دارد رخ می‌دهد گسترده‌تر و پدیده‌ای بسيار عمیق‌تر است». موضوع فقط نحوه‌ی ارتباط دولت‌ها، شرکت‌های خصوصي و مردم نيست؛ موضوع فقط نحوه‌ی تعامل سازمان‌ها نيست، بلكه موضوع تكوين الگوهاي كاملاً جديد اجتماعي، سياسي و کسب‌وکار است. موضوع درباره‌ی چيزهايي است كه بر عمیق‌ترین و ریشه‌دارترین وجوه جامعه و سرانجام بر ماهيت قرارداد اجتماعي تأثیر می‌گذارد. موضوع را از خود سؤال كنيد: چه وضعيتي پيش می‌آید اگر نهادي كه در آن قرار داريد، با شغلي كه در فضاي سايبر داريد هماهنگ نباشد، يا واقعاً نتواند دربرگیرنده‌ی كارگراني باشد كه با گروه ديگري از كارگران در نقطه‌ی ديگري از جهان همكاري می‌کنند، يا ديگر نتواند محصولي را كه هم‌زمان در چند محل ساخته می‌شود، ثبت كند؟ چه كسي مقررات كار را وضع می‌کند؟ چه كساني بايد از اين مقررات بهره‌مند شوند؟

بی‌گمان، اگر به هموار شدن دنيا به‌صورت جدي باور داشته باشيم، آنگاه به‌وقت خود يكي از تغييرات بنيادين يا نقاط عطف تاريخ را به‌وضوح لمس می‌نماییم؛ چراکه مشخصه اين هموار شدن، سرعت و دامنه‌ی وقوع آن است. وقتي فرايند برون‌سپاری بسياري از فعالیت‌های شرکت‌های آمريكايي به كشور هند را موردبررسی قرار می‌دهیم اين مهم مؤید نکته‌ای است كه به آن اشاره شد؛ ديگر پستی‌وبلندی، ديوار، مانع و يا هر چيز غير هم‌سطحی وجود ندارد، همه‌چیز كنار رفته و همه‌چیز هموارشده تا از گوشه‌ای از دنيا مسائل را ديد و نيازها را شناسايي و براي حل و رفع آن‌ها به گوشه‌ای ديگر، خدمات و محصولات ارائه نمود. شرکت‌های آمريكايي با برون‌سپاری‌های فعالیت‌های خود به كشوري مانند هند، بسياري از هزینه‌های خود را كاهش داده‌اند و از سوي ديگر اين امر براي شرکت‌ها و حتي در سطح فردي در هند رونق و رشد چشمگير اقتصادي حاصل نموده است.

ديگر لازم نيست براي انعقاد قرارداد و گفتمان، ساعت‌ها پرواز نمود و كيلومترها راه را پيمود، بلكه از طريق بهره‌گیری از تکنولوژی‌های نوين همانند ويدئوكنفرانس می‌توان ضمن دستيابي به نتايج، هزینه‌ها را كاهش داد. درنتیجه ديگر بايد پذيرفت دنيا هموار است و رنگ‌ها در نوع موفقيت نقش ندارند؛ اما نكته مهم ديگري كه می‌تواند در تكميل مطلب مطروح مفيد باشد، چگونگي انتخاب و ورود به حوزه‌های جهاني در سطح فردي است. در كتاب از خوب به عالي مطلبي مطرح‌شده است كه به آن اشاره می‌کنم، براي انتخاب و ورود به حوزه‌های جهاني درك عميق از سه محور متقاطع بسيار مهم است، اين سه محور عبارت‌اند از؛ 1- زمینه‌ای كه به‌شدت به آن علاقه داريد، 2- زمینه‌ای كه می‌توانید در آن بهترين عملكرد را داشته باشيد و 3- عامل حركت موتور اقتصادي. ازاین‌رو مهم آن است كه مشخص شود فرد در كدام زمينه می‌تواند در سطح جهاني حرفي براي گفتن داشته باشد و همچنين مشخص شود كه در كدام زمينه قادر به اين امر نخواهد بود.

اين شناخت از خود می‌تواند براي ورود به عرصه‌های جهانی‌شدن به كمك افراد آمده و اهداف و برنامه‌های آن‌ها را براي ماندگاري در اين سطح هموارتر نمايد، كه البته از دستمایه‌های اصلي اين شناخت، كارآفريني است. چراکه براي همراه شدن با فرايند جهانی‌شدن بايد تغيير را پذيرفت و براي پذيرش تغيير، اول، بايد نوگرايي و تازگي را فهميد؛ دوم، بايد الگوهاي گذشته و جاري را مورد تجدیدنظر قرارداد و حصارهاي ذهني را بابت مواجهه با مسائل و نيازها كنار زد تا خلاقيت و ابعاد مختلف مسائل ظهور يابند و رشد كنند. آنگاه است كه تغيير قابليت پذيرش دارد و وقتي تغيير باور شد كارآفريني براي ورود مهيا می‌گردد؛ چون كارآفرين كه به‌عنوان همان فرد موردنظر در فرايند جهانی‌شدن نوع سوم ايفاي نقش می‌نماید؛ شتاب‌دهنده تغييرات در جهان بوده و انديشمندي مستقل است كه جرئت می‌کند در محيطي از رويدادهاي متداول، متفاوت باشد؛ و نهايتاً، براي جهانی‌شدن در سطح فردي بايد كارآفرين بود تا فرايند هموار شدن دنيا ملموس‌تر اتفاق افتد و براي همراه شدن با اين همواري بايد گوش دادن و سرعت آهنگ تغييرات و پذيرفتن الگوهاي جديد را به‌عنوان يك اصل اجتناب‌ناپذیر باور نمود.

 

 

بحث و نتیجه‌گیری

همان‌گونه كه مطرح شد، جهان به سمت همواري و خروج از انحصارها سوق يافته و اين مهم را می‌توان از سقوط ديوارها، باز شدن پنجره‌ها، ظهور رایانه‌های خانگي و … مشاهده نمود و اين موارد با يكديگر تركيبي را ايجاد نموده‌اند تا افراد از سرتاسر دنيا و بدون محدودیت‌ها بتوانند پيام خود را به يكديگر منتقل نمايند. در اين سطح افراد توانستند با يكديگر تا حد زيادي در ارتباط باشند، اما گسترش اينترنت و تولد وب‌باز هم توانست اين ارتباط را ميان افراد گسترده‌تر نموده و با هزینه‌های كمتر، بهره‌وری بيشتري براي استفاده‌کنندگان خود به وجود آورد؛ و سرانجام با تولد کابل‌ها و پروتکل‌های استاندارد ارسال اطلاعات كه برنامه‌های كاربردي و ماشين و … و همه و همه را به هم متصل نمود، به توسعه کسب‌وکارها منجر گرديد و اين ابزار و تسهیل‌کننده توانست براي همکاری‌های بيشتر و با هزينه كمتر به كمك کسب‌وکارها آمده و زمان و مكان را به هم نزدیک‌تر نمايد. همه این‌ها سرآغاز يك همكاري جديد با رويكردي جديد بدون مرز و محدوديت را ايجاد می‌نماید. اين مهم باوري را در سطح جهاني ايجاد نمود كه همه افراد می‌توانند از شایستگی‌هایی برخوردار شوند كه بر اساس اين نوع همکاری‌ها فارغ از مكاني كه در آن قرار دارند به فعاليت بپردازند و اين ميزان همكاري از طريق تسهیل‌کننده‌هایی ازجمله: آپلود، آوت سورس، اين سورس، زنجيره تداركات، اين فرم و … و ازجمله روح كارآفرينانه، به همراه يادگيري بهره‌گیری از فنّاوری‌های نوين توانسته است به فرايند هموار شدن جهان و خرد شدن سطح رقابت‌ها و شایستگی‌های جهانی‌شدن سرعت بيشتري ببخشد. درنتیجه می‌توان ادعا نمود بايد براي شناسايي و ارزيابي فرصت‌ها به‌عنوان شايستگي مهم جهانی‌شدن در سطح فردي به كارآفرين شدن روي آورد و پذيرفت دنيا براي همكاري و ارتقاء سطح نيازها و برآوردن آن مسطح است و با آغوش باز نوآوران و نوباوران را می‌پذیرد.

 

 

 

مجتبی ناهید

مدرس دانشگاه

شرایط راه‌اندازی استارت‌آپ در بستر دانشگاه

شرایط راه‌اندازی استارت‌آپ در بستر دانشگاه

 

دانشگاه‌ها با توجه به منابع طبیعی و ارتباطات وسیعی که دارند باید بستر موفقیت استارت‌آپ‌ها را فراهم نمایند. نیروهای اساسی که امکان رسیدن به موفقیت استارت‌آپ‌ها را فراهم می‌کنند انگیزه و آزادی عمل، همکاری‌ها و اکوسیستم و اثرات شبکه‌‌سازی است. اگر این سه نیرو وجود داشته باشند ایده­آل‌ترین شرایط برای راه‌اندازی یک استارت‌آپ وجود خواهد داشت. در این محیط ایده­آل تنها چیزی که یک دانشجو و پژوهشگر بدان نیاز دارد، نگرش کاربردی نسبت به کارآفرینی است.

تیمی را فرض کنید که یک ایده در خصوص توسعه محصول تجاری بالقوه‌ای را ارائه می‌دهد. در ابتدا به آزمایش فرضیه‌های خود می‌پردازند. شروع استارت­آ­پ بدون این آزمایش‌ها پرواز با چشم‌بسته است. کارآفرینان باید بدانند که آیا تقاضایی برای محصول مورد انتظار در بازار وجود دارد یا خیر. اگر تعداد کافی از افراد آماده پرداخت پول برای این محصول باشند و تمایل قلبی برای این کار وجود داشته باشد پس یک تجارت وجود خواهد داشت. در همین حین بنیان‌گذاران استارت‌آپ باید به توسعه شبکه‌های ارتباطی خود بپردازند. زمانی که یک محصول آماده ورود به بازار می‌شود، ذینفعان حاضر در اکوسیستم‌های دانشگاهی ارتباطات گسترده‌تری را با آنا‌ن ایجاد می‌نمایند. استارت‌آپ‌ها اصولاً یک پژوهش دانشگاهی را تبدیل به یک محصول مفید می‌نمایند که زندگی افراد را بهبود می­بخشد.

دانشگاه‌ها و کارآفرینان باید تلاش خود را در جهت ایجاد چنین محیط ایده آلی بکار بندند. زمانی که دانشگاه‌ها اکوسیستم‌های قدرتمندی را ایجاد نمایند بستر ایده­آل موفقیت استارت‌آپ‌ها شکل می‌پذیرد. فرآیند ایده­آل راه‌اندازی یک استارت‌آپ در شکل زیر نشان داده می‌شود. متأسفانه واقعیت موجود در دانشگاه‌ها برای استارت‌آپ‌ها از یک حالت ایده­آل فاصله دارد. موانع متعددی مانع پیشرفت استارت‌آپ‌ها از یک مرحله‌، به‌ مرحله دیگر می‌شوند که کارآفرینان نمی‌توانند یکی از این مراحل را در توالی مربوط به عرضه محصول در بازار حذف کنند، چراکه همه این مراحل برای ساختن یک‌پایه و اساس یکپارچه برای استارت‌آپ ضروری است. برخی از این موانع خارجی هستند که در دانشگاه‌هایی وجود دارند که آماده ارائه خدمات موردنیاز به استارت‌آپ‌ها نیستند. برخی موانع داخلی هستند، مانند اینکه دانشجو یا پژوهشگر از چگونگی پیشرفت خود از سطحی به سطحی دیگر آگاهی ندارند.

 

 

 

دانشگاه‌ها باید اکوسیستم‌های قدرتمند خود را توسعه دهند و کارآفرینان نیز باید رسیدگی به امور را خود به دست بگیرند و با طرح استراتژی‌های کاربردی موانع موجود در فرایند یک استارت‌آپ را از میان بردارند. برنامه‌ریزی برای ایجاد یک اکوسیستم قدرتمند با تعاملات گسترده برای ایجاد بستر ایده­آل استارت‌آپ در دانشگاه‌ها بسیار حائز اهمیت است.

 

علیرضا سرحدی پژوهشگر حوزه مدیریت

 

توسعه کارآفرینی بین­ المللی در کشورهای درحال‌توسعه

توسعه کارآفرینی بین­ المللی در کشورهای درحال‌توسعه

 

اقتصاد جهانی برای رشد مستمر و مداوم خود نیاز به افزایش و متنوع ساختن تولید دارد. درواقع تولید بیشتر و فناورانه­تر نتیجه فعالیت­های کارآفرینانه و گسترش استارت­آپ­ها است؛ بنابراین می­توان بیان کرد که رشد و توسعه کارآفرینی و فعالیت­های کارآفرینانه محرک رشد و توسعه تمام کشورها در جهان است. خط­مشی­های کشورهای توسعه­یافته و پیشرفته مبتنی بر رشد و توسعه کارآفرینی، سرعت بخشیدن به فعالیت­های کارآفرینانه و ایجاد تسهیلات برای ایجاد استارت­آپ­ها است.

در چند دهه اخیر رشد اقتصادی در بسیاری از کشورها بر اساس شرکت­های دانش­بنیان و رشد و توسعه فعالیت­ها و فرآیندهای دانش­بنیان بوده است. شرکت­های دانش­بنیان و کارآفرین نه‌تنها باعث ایجاد ثروت و رفاه و از بین بردن فقر می­شوند بلکه باعث افزایش رقابت­پذیری بین­المللی اقتصادها نیز می­شوند؛ بنابراین، کشورهای توسعه‌یافته برای ایجاد رفاه و همین‌طور بقا درصحنه بازارهای بین­الملل نیاز به توسعه فعالیت­های کارآفرینانه و ایجاد شرکت­های دانش­بنیان دارند. درواقع شرکت­های کوچک و متوسط به‌عنوان نیروهای مولد کارآفرینی و توسعه اقتصادی محسوب می­شوند و بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته با استفاده از این شرکت­ها به رشد اقتصادی زیادی دست‌یافته‌اند.

فعالیت­های کارآفرینانه و رشد و توسعه کارآفرینی با مزیت­هایی مانند ایجاد اشتغال، ارائه خدمات و محصولات بازارها در سطح داخلی و بین­المللی و ایجاد ثروت و رفاه برای اقتصاد هر کشوری به‌خصوص کشورهای درحال‌توسعه مهم و حیاتی محسوب می­شود؛ اما همان­گونه که در بالا اشاره شد شرکت­­های دانش­بنیان و کارآفرین برای رقابت­پذیری در سطح بین­الملل مهم هستند، درواقع شرکت­های دانش­بنیان مفهوم کارآفرینی را از یک مفهوم انتزاعی به یک مفهوم عملی و کاربردی تبدیل می­کنند. به‌عبارت‌دیگر، کارآفرینان نقش حیاتی و ضروری در تحریک تبدیل یک اقتصاد سنتی با درآمد پایین به یک اقتصاد مدرن ایفا می­کنند. کشورهای درحال‌توسعه می­توانند با ایجاد کسب‌وکارهای دانش­بنیان و کارآفرین در سطح بین­المللی هم از مزیت کارآفرینی بهره گیرند و هم از مزیت حضور در بازارهای بین­المللی. کشورهای درحال‌توسعه با ایجاد شرکت­های جدید خارج از کشور و در سطح بین­المللی، جذب نیروی کار مازاد خود در این کسب‌وکارهای جدید از یک اقتصاد سنتی به سمت یک اقتصاد مدرن و پیشرفته بروند. این کار در کشورهای درحال‌توسعه بیش از همه توسط شرکت­های کوچک و متوسط دانش­بنیان صورت می­گیرد. این شرکت­ها نقش زیادی در افزایش نرخ اشتغال در کشورهای درحال‌توسعه دارند. به‌واقع کشورهای درحال‌توسعه با گسترش فرهنگ کارآفرینی در کشورهای خود و گسترش آن در خارج از مرزهای خود، تولید خود را افزایش می­دهند و افزایش تولید به معنای افزایش اشتغال و ایجاد ثروت و رفاه در این کشورها است. در کشورهای درحال‌توسعه، دولت بیشترین نقش را در ایجاد اشتغال دارد و این امر هزینه­های زیادی را بر آن تحمیل می­کند و کار آیی کمتری نیز دارد اما با گسترش فعالیت­های کارآفرینانه در مرزهای داخلی و خارجی این مسئولیت از دوش دولت برداشته می­شود و دولت تنها نقش راهنما و تسهیل­کننده را خواهد داشت و با هزینه­ی پایین­تر میزان اشتغال و تولید بیشتری ایجاد می­شود.

بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه به صادرات مواد خام وابسته هستند مانند کشورهای درحال‌توسعه و تولیدکننده نفت و فرآورده­های آن ازجمله ایران که این امر باعث می­شود که به قیمت این محصولات وابسته باشند و رشد و توسعه و اشتغال آن­ها نیز به این محصولات وابسته باشد. این‌یک نقطه‌ضعف بزرگ است و باعث می­شود شرکت­های این کشورها به دولت­های خود وابسته باشند و کمتر به خلاقیت و نوآوری بپردازند و وارد صحنه رقابت جهانی و بین­المللی می­شوند. در کشورهای درحال‌توسعه شرکت­ها تاکتیک­های اقتصادی خود را در داخل کشور خود تعریف می­کند و خدمات و تولیدات آن­ها کمتر به چالش کشیده می­شود؛ بنابراین این کشورها با دست زدن به فعالیت­های کارآفرینانه می­توانند شرکت­های خود را وارد صحنه رقابت جهانی و بین­المللی کنند و از این طریق سود و فروش بیشتری به دست آورند؛ اما فراتر از ایجاد سود و فروش بیشتر، شرکت­های کشورهای درحال‌توسعه با ورود به صحنه رقابت بین­الملل و فعالیت کارآفرینانه بین­الملل خود را وارد چالش­های این رقابت و بازار می­کنند و هم‌زمان با آن تهدیدات خود را شناسایی کرده و سعی در برطرف کردن آن­ها می­کنند و در کنار آن از فرصت­های جدید در این صحنه به نحو احسن استفاده می­کنند. درواقع کشورهای درحال‌توسعه اگر بخواهند پیشرفت و توسعه اقتصادی را تجربه کنند باید کارآفرینی بین­الملل را با تمام سختی­ها و چالش­هایش بپذیرند.

ورود به صحنه بین­الملل و رقابت با رقبای دارای پیچیدگی بیشتر، شرکت­های کشورهای درحال‌توسعه را کارآزموده­تر، رقابتی­تر و خلاق­تر خواهد کرد و این امر خود زمینه­ساز به دست آوردن فناوری­ و دانش روز خواهد بود؛ جای تردید نیست که با کسب فناوری و دانش مدرن، این شرکت­ها هم کار را برای خود آسان­تر می­کنند و هم باعث ایجاد رفاه در کشورهای خود می­شوند؛ بنابراین، کشورهای درحال‌توسعه و شرکت­های آنان برای استفاده از فناوری روز و ایجاد ثروت، تولید و رفاه نا گریز به ورود به صحنه رقابت کارآفرینی بین­الملل هستند. درواقع اگر وارد صحنه کارآفرینی بین­­الملل نشوند دچار سکون و عدم خلاقیت شده که این امر منجر به فرسودگی و افزایش زیان و کاهش سود و فروش می­شود و رفاه در این کشورها کاهش می­یابد.

 

دکتر فاطمه عسکری پژوهشگر حوزه کارآفرینی

 

چالش‌ها و موانع پیش روی شرکت‌های دانش‌بنیان

چالش‌ها و موانع پیش روی شرکت‌های دانش‌بنیان

اگر به‌عنوان یک شرکت دانش‌بنیان به عرصه کسب‌وکار وارد می‌شویم، چالش‌های فراروی خود را بشناسیم.

 

مقدمه

مسلماً تولد هر پدیده‌ای دارای پیامدهای مثبت و منفی اجتناب‌ناپذیر است. اطلاع از پیامدهای منفی می‌تواند به برنامه‌ریزی برای مقابله یا کاهش صدمات ناشی از آن کمک نماید. شرکت‌های دانش‌بنیان به دلیل ماهیت دانش‌محور بودن و پویایی‌های رقابتی بازار و تغییر در نیازها و خواسته‌های مشتریان، نیازمند شناخت چالش‌های موجود در مسیر توسعه خود هستند؛ بنابراین برای گذار به اقتصاد دانش‌بنیان باید چالش‌ها و موانع پیش روی شرکت‌های دانش‌بنیان به‌خوبی شناسایی گردند. ازاین‌رو در این مجال به ارائه نظراتی قابل‌تأمل از اساتید و پژوهشگران حوزه مذکور خواهیم پرداخت.

 

چالش‌های اقتصاد دانش‌بنیان

 

باآنکه شرکت‌های دانش‌بنیان عامل ایجاد اقتصاددانشی پایدار و توسعه دانش بومی، در بسیاری از کشورها می‌باشند، اما این موسسه‌ها در ایران مطابق با چشم‌انداز 20 ساله کشور، ازلحاظ کمی و کیفی در وضعیت مطلوبی قرار نداشته و در مسیر توسعه خود دچار چالش‌هایی هستند.

معمار نژاد به انجام تحقیقات تطبیقی در مورد پیش‌نیازهای اقتصاد دانش‌بنیان پرداخته و به بررسی و مقایسه وضعیت آن‌ها در ایران و تعدادی از کشورهای درحال‌توسعه اهتمام ورزیده است. این نما گرها عبارت از نظام نوآوری، محیط کسب‌وکار، فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه منابع انسانی می‌باشند. در این راستا با توجه به شکاف فاصله‌ای مشاهده‌شده ایران با سایر کشورهای درحال‌توسعه، وی بیان داشته است چنانچه به این نما گرها توجه نشود، به‌عنوان چالش‌های اقتصاد دانش‌بنیان ادامه حیات می‌دهند.

 

چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان

امانی تهران و احمد امینی شرکت‌های دانش‌بنیان دانشگاهی را موردبررسی قراردادند و چالش‌ها و تهدیدهایی را متصور شدند که عبارت‌اند از: “عدم وجود مدیریت مرکزی قوی برای برآورد توانایی طرح‌ها و محاسبات اقتصادی هر ایده، در بدو ورود و چرخه حیات می‌تواند منجر به افزایش غیرقابل‌تحمل درجه خطرپذیری گردد “، “ایجاد اختلال در فعالیت اساتید در دو عرصه هم‌زمان علمی-آموزشی و تجاری و همچنین امکان بروز تبعیض و نظام طبقاتی در اساتید “، “عدم وجود یک مجموعه مرکزی برای کنترل بودجه هزینه‌ها و نحوه تجمیع حساب‌ها منجر به عدم پاسخگویی شرکت‌ها به لحاظ بازده مالی می‌گردد “، “مشخص نبودن میزان سهم دانشگاه در تحقیقات، پژوهش‌ها و قراردادهای صنعتی و نیز عدم وجود سازوکار مناسب برای ارزش‌گذاری سرمایه‌های معنوی علمی، می‌تواند به بروز مناقشات میان محققین و دانشگاه بیانجامد ” و “توجه بیش‌ازحد به مقوله تولید دانش فنی موجب بروز اختلال در امر آموزش و انجام تحقیقات بنیادی در دانشگاه‌ها می‌گردد “.

قلی پور و همکاران به شناسایی چالش‌های فراروی شرکت‌های دانش‌بنیان موجود در پارک‌های علم و فناوری پرداخته و تعداد 59 چالش را شناسایی نمودند. نتایج به‌دست‌آمده از این تحقیق نشان داد که تعداد 19 چالش از بین این 59 چالش معرفی‌شده، دارای اثر نامطلوب بیشتری بر شرکت‌های موردمطالعه بوده و عبارت‌اند از:

“رکود صنعت و بازارهای داخلی “، “مشکلات اقتصادی کشور “، “سیاست‌های ناموزون حمایتی دولت “، “فرار مغزها و کمبود نیروی خبره و نوآور “، “ناکافی بودن حمایت مالی “، “نبود مرکز خدمات مشاوره‌ای کسب‌وکار در پارک “، “وجود رقابت پیچیده و متلاطم در بازارهای داخلی و خارجی “، “نبود تیم مدیریت حرفه‌ای و ارتباطات ضعیف بازار “، “نبود امنیت سرمایه‌گذاری بر ایده‌های شرکت برای سرمایه‌گذاران “، “تحقیقات بازاریابی ضعیف “، “قیمت‌گذاری نامناسب و غیرواقعی محصول و خدمت در بازار “، “نبود تمهیدات لازم در حوزه نوآوری و پرورش نیروی انسانی در شرکت “، “مسائل فردی و روان‌شناختی کارکنان شرکت‌ها (فرهنگ و مهارت)”، “وجود ریسک‌های فنی و تجاری در ارائه محصولات جدید “، “مشکلات ساختاری و مدیریتی کشور “، “نبود یک مجموعه مرکزی جهت کنترل بودجه‌ها و هزینه‌ها و نحوه تجمیع حساب‌های شرکت‌ها “، “وجود ناکافی تکنولوژی متناسب برای ظهور و توسعه محصول جدید “، قوانین سخت و دست و پاگیر دولتی برای شرکت‌ها در پارک ” و “موفقیت پایین پارک علم و فناوری از مأموریت اصلی خود در قبال شرکت‌ها “.

فخاری و همکاران نیز آثار تحریم‌های اقتصادی غرب را بر عملکرد شرکت‌های کوچک دانش‌بنیان کشور بررسی و با توجه به تحلیل‌هایی که انجام داده‌اند، در این حوزه تعداد 14 شاخص به‌عنوان تأثیرات منفی تحریم بر تداوم و توسعه فعالیت‌های آن‌ها را استخراج نموده‌اند که شامل دودسته‌اند.

دسته اول، شاخص‌هایی هستند که به‌صورت مستقیم عملکرد شرکت‌های دانش‌بنیان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و عبارت‌اند از: “محدودیت دسترسی به تجهیزات مرغوب، ابزار خاص پژوهشی و آزمایشگاهی، قطعات و مواد اولیه موردنیاز “، “فلج شدن سیستم بانکی کشور و مشکل شدن مراودات مالی بین‌المللی “، “مشکل صادرات محصولات فناورانه و از دست دادن بازارهای صادراتی برای برخی از این شرکت‌ها “، “افزایش ریسک سرمایه‌گذاران در فناوری‌های بومی‌شده توسط این شرکت‌ها “، “نوسانات نرخ ارز، تورم و بی‌ثباتی‌های اقتصادی، عدم امکان برنامه‌ریزی و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن آینده “، “تثبیت مسیرهای غیررسمی ورود کالا نظیر واردات باواسطه، بازار سیاه بین‌المللی و اقتصاد حواله‌ای ” و “محدودیت در فرآیندهای انتقال فناوری، ارتباطات تجاری و همکاری با شرکت‌های بزرگ صاحب فناوری و مراکز علمی در جهان “.

دسته دوم، شاخص‌هایی هستند که به‌صورت غیرمستقیم و یا با تشدید مشکلات ساختاری موجود، عملکرد شرکت‌های دانش‌بنیان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و از آن جمله عبارت‌اند از: “کاهش درآمدهای دولت و درنتیجه کاهش بودجه‌های پژوهشی و محدود شدن حمایت‌های دولتی “، “بالا بودن نرخ بهره وام‌های بانکی در کشور به دلیل تشدید تورم در شرایط تحریم “، “ازدیاد متناوب فشارهای ناشی از تحریم و تغییر مکرر سیاست‌های اقتصادی واداری دولتی جهت تقابل با این مشکلات “، “آمار سازی‌ها جهت عاری جلوه دادن شرایط اقتصادی و عدم دسترسی شرکت‌های دانش‌بنیان به اطلاعات صحیح “، “رکود صنعت و کاهش رونق بازار داخل و درنتیجه مشکلات متعدد فروش و بازاریابی و به دنبال آن مشکلات مالی برای این شرکت‌های نوپا “، “حادتر شدن معضل واسطه‌گری و دلالی در شرایط تحریم به دلیل بی‌ثباتی اقتصادی و گرایش سرمایه‌ها از فن آفرینی به دلالی “، “سلب انگیزه از فن آفرینان به دلیل تشدید مشکلات “.

 

نتیجه کلام

شرکت‌های دانش‌بنیان به‌عنوان یک مرکز تولید، توزیع و کاربرد دانش و محرک رشد اقتصادی، نیاز دارند تا فرآیندهای خلق، ایجاد دانش، اشاعه و کاربرد عملی در آن‌ها ارزیابی و در صورت لزوم بهینه گردند. به‌خصوص نیاز است چالش‌های فراروی این شرکت‌ها شناسایی شوند تا بتوان راهکارهای موردنیاز برای رفع و یا کاهش اثر این چالش‌ها ارائه نمود تا ان‌شاءالله به سطح مطلوبی از توسعه دانش‌بنیان در قالب اقتصاد دانش‌بنیان دست‌یابیم.

 

منابع

  1. معمار نژاد عباس. “اقتصاد دانش‌بنیان: الزامات، نما گرها، موقعیت ایران، چالش‌ها و راهکارها “. فصلنامه اقتصاد و تجارت نوین. شماره 1. تابستان 1384.
  2. امانی تهران محمد، احمد امینی زهرا. “تحلیل افق چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان دانشگاهی و راهکارهای پیشگیرانه “. نشریه علمی ترویجی مطالعات در دنیای رنگ. 1390.
  3. قلی پور مجتبی، وحدت نژاد محمدعلی، اولیاء محمد صالح، خادمی زارع حسن. “شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان با استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی. 1394.

 

نویسنده : بنفشه دين محمدي آذري پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد فقرزدایی ارائه مدل‌های نوین کسب‌وکار در حوزه انرژی

بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد فقرزدایی

ارائه مدل‌های نوین کسب‌وکار در حوزه انرژی

 

در میان گونه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی فقر بشری، محرومیت از دسترسی به انرژی پاک و ایمن، یکی ازجمله نمودهای امروزی فقر است که به‌رغم رشد و توسعه فناوری‌ها و دست‌یابی انسان به کرانه‌های دانش و نوآوری‌ها، نزدیک به نیمی از حیات بشری کره زمین با آن دست‌به‌گریبان است. در این راستا و با رویکرد افزایش دسترسی جمعیت محروم از انرژی با منابع پاک و مقرون‌به‌صرفه، بدون تردید کشورهای مستغنی از منابع طبیعی چون نفت و گاز، نقشی حیاتی و غیرقابل‌انکار ایفا می‌نمایند.

سرزمین ما نیز که در جایگاه دومین کشور متنعم از منابع گازی دنیا قرار دارد؛ با توجه به موقعیت استراتژیک و جغرافیایی منحصربه‌فرد بایستی در تعاملات بین‌المللی انرژی نقش پررنگ‌تری ایفا کند. این نوشتار گذر و نگری است تا اهمیت موضوع یادشده را از جهاتی چند در معرض کنکاش و باز توجه ناظران صاحب‌نظر قرار دهد.

درحالی‌که روند تولید جهانی گاز مایع به‌عنوان یکی از پاک‌ترین، ایمن‌ترین و درعین‌حال ارزان‌ترین منابع انرژی با استحصال از منابع طبیعی و یا فناوری‌های نوین به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای (حدود 30 میلیون تن سالانه) در حال افزایش است؛ انبوه چشمگیری از جمعیت کره زمین (حدود 3 میلیارد نفر!) یعنی نزدیک به نیمی از ساکنان این سیاره خاکی از دسترسی به انرژی و سوخت برای نیازهای اولیه زندگی خویش محروم می‌باشند؟! مقوله و مسئله‌ای که به‌واقع سهل و ممتنع می‌نماید. جالب‌تر آنکه در چند سال اخیر (به‌ویژه از 2012 به بعد) بشدت شاهد کاهش قیمت‌های این منبع در بازارهای جهانی حتی به شاخص یک‌چهارم قیمت‌های معاملاتی پیشین بوده‌ایم که همین امر موجب نگرانی و التهابات جدی در بین کشورهای تولیدکننده و صادرکننده گاز گردیده است؛ شاید در نگاه اول از منظر آموزه‌ها و معادلات اقتصادی چنین وضعیتی به دلیل افزایش تولید (مازاد عرضه) طبیعی می‌نماید که با فرض تائید چنین رویکردی، با طرح این پرسش اساسی مواجه خواهیم شد که چرا به‌رغم وجود تقاضای (پنهان) چندین برابری در سوی دیگر این معادله اقتصادی، اقدام یا استراتژی مؤثری از طرف کشورهای صادرکننده به‌منظور ایجاد تعادل (که فقط یکی از دستاوردهای مهم آن است) در بازار صورت نمی‌پذیرد؟! پرسشی که هم با رویکرد اقتصادی-کارآفرینی، هم با رویکرد اجتماعی ناظر به فقرزدایی وهم با رویکرد زیست‌محیطی شایسته واکاوی علمی و عملی است.

نابسامانی در عرضه و تقاضای گاز مایع، آلودگی زیستگاه‌های بشری و حیوانی به دلیل استفاده از سایر منابع نامناسب، به‌کارگیری انرژی‌های ناپاک و غیر ایمن، رشد شتابان شهرنشینی، جنگل‌زدایی و … موجب شده تا آمار مرگ‌ومیر انسانی سالانه ناشی از به‌کارگیری سوخت‌های غیراستاندارد و غیر ایمن حتی بیش از مالاریا، سل و HIV باشد. از طرفی مطالعات نشان می‌دهد که جهان شاهد رشد اقتصادی (GDP)، به‌ویژه رشد درآمد شخصی و همچنین رشد جمعیت حداقل در چشم‌انداز سه دهه آینده به‌ویژه در افریقا و آسیا خواهد بود.

لذا با توجه به مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی ناشی از موضوع یادشده به‌عنوان بخشی از این جورچین جهانی یکی از راهکارها و ابزار حل مسئله، ایجاد و ارائه مدل‌های نوین توسعه کسب‌وکار در این حوزه است که بایستی موردتوجه کشورهای صادرکننده گاز قرار گیرد. مدل‌های کسب‌وکار مبتنی بر «بازاریابی کارآفرینانه» با تأکید بر دو مؤلفه‌ی اصلی نوآوری و ریسک‌پذیری یکی از مهم‌ترین ابزارهای ایجاد و توسعه کسب‌وکارهاست که می‌تواند در راستای نیل به استراتژی‌های سازمانی مورداستفاده قرار گیرد. کاربست یک مدل کسب‌وکار با تعریف فرضیه ارزش متناسب با شرایط یادشده می‌تواند سبب شود صاحبان انرژی در نفوذ به بازارهای جدید برای افزایش سهم بازار و توسعه بازار به یک کسب‌وکار برد-برد نائل آیند. مدل کسب‌وکار مبتنی بر رویکرد یادشده می‌تواند به‌عنوان یک الگوی مهم با ویژگی‌هایی چون نوآوری، ریسک‌پذیری، بازتعریف اهداف اجتماعی کسب‌وکار، ایجاد، ارائه و کسب ارزش در این عرصه با بازار سازی، خدمات شایسته و حیاتی به عرضه‌کنندگان و به‌ویژه متقاضیان نادیده‌ی بازار ارائه نماید. نویسنده بر این باور است که می‌توان با عبور از نگاه محدودیت منابع، محدودیت توانایی­ها و نگرانی از عدم سودآوری کسب‌وکارها، به‌عنوان یکی از ابزارهای کسب‌وکار استراتژیک، الگوها و مدل‌های نوینی را برای خلق و ارائه ارزش به دیگران به‌ویژه جوامع محروم از طرفی و دستیابی به ارزش‌های پایدار و باثبات برای صادرکنندگان گاز مایع از طرف دیگر، به ارمغان آورد.

 

امیر هوشنگ کرمی پژوهشگر حوزه بازاریابی بین‌المللی گاز دانشجوی دکتری کارآفرینی کسب‌وکار

 

آشنایی با کارآفرینان شرکت اپل نمونه موفق یک شرکت کارآفرین

آشنایی با کارآفرینان

شرکت اپل نمونه موفق یک شرکت کارآفرین

من معتقدم نیمی از چیزی که کارآفرینان موفق را از افراد ناموفق متمایز می­سازد، فقط پشتکار است.

استیو جابز

آغاز اپل در گاراژ خانه پدری

در سال ۱۹۷۶، وقتی جابز ۲۱ ساله و وزنیاک ۲۵ ساله بود، شرکت رایانه‌ای اپل را در پارکینگ خانواده جابز، بنیان گذاشتند. اولین رایانه شخصی که جابز و وزنیاک به بازار معرفی کردند Apple I نام داشت.  قیمت این رایانه که در سال ۱۹۷۶ معرفی شد، ۶۶۶ دلار و  ۶۶ سنت بود. در سال ۱۹۷۷، جابز و وزنیاک رایانه Apple II  را معرفی کردند. در سال ۱۹۸۰، اپل عرضه اولیه سهام خود را در بازار بورس ارائه کرد و به سهامی عام تبدیل شد. در همان سال، شرکت اپل، رایانه Apple III را معرفی کرد که این رایانه به دلیل قیمت زیاد و برخی مشکلات سخت‌افزاری با شکست تجاری در بازار مواجه شد. پس از ورود به بورس سهام، توسعه محصولات و توسعه ساختار و نظام مدیریتی شرکت موردتوجه استیو جابز و سایر مدیران قرار گرفت. کامپیوترهای سری Mac با صفحه‌نمایش گرافیکی پیشرفته و نرم‌افزارهای مناسب نظیر Mac Writer و Mac Paint موردتوجه بیش‌ازپیش کاربران قرار گرفت. هم‌زمان با رشد اپل، این شرکت جستجویی را برای یافتن مدیران مستعد که بتوانند آن را در مدیریت توسعه و گسترش، کمک کنند، آغاز کرد. ازلحاظ نظام مدیریتی نیز، مدیران اپل که بیشتر روحیه فنی و تکنیکی داشتند تصمیم گرفتند یک مدیر باسابقه را به مدیرعاملی برگزینند تا شرکت به‌صورت حرفه‌ای‌تر اداره شود.

 

 گاراژ خانه پدری استیو جابز در لوس آلتوس، محل تولید اولین کامپیوترهای شخصی

لذا جان اسکولی مدیرعامل شرکت پپسی کولا را به‌عنوان مدیرعامل برگزیدند. اسکولی با استقبال استیو جابز عهده‌دار مسئولیت شرکت شد و در جلسه معارفه استیوجابز خطاب به او گفت آیا می‌خواهی همه عمر آب و شکر بفروشی یا می‌خواهی بیایی تا باهم دنیا را عوض کنیم؟» اسکولی سیستم‌های بازاریابی و مدیریتی جدیدی را که بعضاً موفق هم نبود در شرکت حاکم کرد ولی فضای کاری جدید که بر اساس دیسیپلین‌های مدیریتی شکل می‌گرفت به مذاق استیو جابز که همیشه متفاوت عمل می‌کرد خوش نیامد و در برخورد بین این دو، مدیران ارشد با این فکر که با نظام مدیریتی پیشرفته سودآوری شرکت تضمین
می‌شود، طرف اسکولی را گرفتند و جابز با فروش همه 5/6 میلیون سهامش به‌جز یک سهم به مبلغ 70 میلیون دلار در سال 1985 از شرکت اپل بیرون رفت!

اپل بدون جابز!

جابز پس از خروج از اپل شرکت پیکسار را خریداری کرد و با افزایش سرمایه آن را به موفق‌ترین شرکت در تولید فیلم‌های انیمیشن به کمک کامپیوتر، تبدیل کرد و پس از موفقیت زیادِ فیلم داستان اسباب‌بازی این شرکت را هم به مبلغ خوبی به شرکت دیسنی فروخت. هم‌زمان، شرکت کامپیوتری جدید Next را نیز راه‌اندازی کرد که با همکاری عده‌ای از مهندسانی که از اپل به او پیوسته بودند ابتدا روی ایجاد سخت‌افزارهای جدید و پیشرفته متمرکز شد ولی پس از مدتی صرفاً به فعالیت‌های نرم‌افزاری به‌ویژه توسعه سیستم‌عامل پیشرفته NEXT STEP روی آوردند. شرکت اپل با خروج جابز دوران فراز و نشیب را آغاز کرد ولی کم‌کم در اوایل دهه 1990 از رقبا عقب ماند و شرکت در وضعیت ورشکستگی قرار گرفت، ولی مدیران و سهامداران برای خروج شرکت از بحران به دنبال توسعه و یا خریداری سیستم‌عامل جدیدی افتادند که محصولات اپل را ارتقا دهد بعد از مدتی بهترین انتخاب برای آن‌ها سیستم‌عامل NEXT STEP شناخته شد که در شرکت NEXT توسعه‌یافته بود. اپل شرکت NEXT را به مبلغ 429 میلیون دلار و اهدای 5/1 میلیون سهم از سهام اپل به استیو جابز خریداری کرد و استیو جابز مجدداً در سال 1996 به اپل بازگشت و کم‌کم دوباره زمام امور اپل را در دست گرفت.

بازگشت دوباره

جابز در سال 1997 کار را مجدداً در اپل شروع کرد و به بازسازی خط تولید شرکت پرداخت و فعالیت‌های متعددی را در توسعه محصولات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و مدل تجاری معمول داشت. کامپیوترهای Mac را با سیستم Mac OS که بر اساس NEXT STEP توسعه‌یافته بود و بالاخره هم به iOS تبدیل شد ارتقا داد و بهره‌وری آن‌ها را روزآمد کرد. محصولاتی نظیر Mac Book و کامپیوترهای جدیدتر و iPod به‌عنوان سیستم صوتی دیجیتالی جدید، محیط تازه‌ای از کار و تلاش و پیشرفت و موفقیت در اپل پدید آوردند. در سال 2001 اپل استور راه‌اندازی شد که به فروش موسیقی و آهنگ‌های جدید از روی شبکه می‌پرداخت که بالاخره به iTunes تبدیل شد که انواع سیستمهای کاربردی را بر روی شبکه اینترنت برای فروش عرضه می‌کند. راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره­ای اپل در ایالات‌متحده و بعضی کشورهای دیگر ارتباط تنگاتنگی با مشتریان محصولات سخت‌افزاری ایجاد کرد.

استیو جابز بالاخره با ارائه iPhone در سال 2007 تحول جدیدی در سیستمهای موبایل و ارائه موبایل‌های هوشمند ارائه کرد و در سال 2010 نیز با ارائه iPad تحول جدیدی در دنیای کامپیوتر و ارتباطات به وجود آورد. پس‌ازآن با فراخوان برنامه نویسان برای توسعه سیستمهای کاربردی و ارائه آن‌ها برای فروش روی اَپ استور و مشارکت به میزان %70 درفروش حاصله، تحولی بزرگ در تولید سیستم­های کاربردی در جهان پدید آورد که موجب شده است صدها هزار سیستم توسط برنامه­ نویسان در اقصی نقاط دنیا تولید و برای فروش ارائه شود

استیو جابز با خلاقیت و نوآوری از 2007 تا 2011 به‌عنوان مدیرعامل اپل تحولاتی زیادی در دنیای فناوری و کسب‌وکار پدید آورد تا این‌که بیماری امانش نداد و اپل را به یاران جوان‌تر سپرد. پس‌ازآن نیز اپل هم چنان در ارائه محصولات جدید که سیستم­های توسعه‌یافته محصولات قبلی هستند و ارائه محصولاتی از قبیل ساعت‌های هوشمند یا سیستم­های مالی برای پرداخت و دریافت به کمک تلفن هوشمند و غیره همچنان به‌عنوان یک شرکت فعال و پویا مشغول فعالیت است . شرکت اپل در سال ۲۰۱۷ برای دهمین سال متوالی، عنوان تحسین‌شده‌ترین شرکت فناوری اطلاعات در جهان را به خود اختصاص داد.

شادی لطیفیان پژوهشگر حوزه مدیریت