نوشته‌ها

کارآفرینی پلکانی به‌سوی موفقیت نگاهی به دانشگاه کوئینزلند- استرالیا

کارآفرینی پلکانی به‌سوی موفقیت

نگاهی به دانشگاه کوئینزلند- استرالیا

 

کشور استرالیا

کارآفرینی پلکانی به‌سوی موفقیت نگاهی به دانشگاه کوئینزلند- استرالیا

کشور مشترک‌المنافع استرالیا کشوری توسعه‌یافته در نیمکره جنوبی است و ششمین کشور پهناور دنیا است. سیدنی و ملبورن دو شهر بزرگ استرالیا هستند. این کشور دارای مرز خاکی با کشور دیگری نیست و دور آن را از شرق اقیانوس آرام، از جنوب اقیانوس منجمد جنوبی، از غرب اقیانوس هند و از شمال چندین دریا و خلیج دربر گرفته است. استرالیا همچنین سرزمین اصلی قاره اقیانوسیه به شمار می‌آید که کوچک‌ترین قاره دنیاست.

استرالیا کشوری توسعه‌یافته با اقتصاد متکی بر بازرگانی و کشاورزی است. محصولات اصلی استرالیا نیشکر، پنبه، غلات و گوشت است و این کشور معادن فراوانی دارد. شرکای بازرگانی استرالیا بیشتر چین، ژاپن و کره جنوبی در آسیا و نیز ایالات متحده آمریکا هستند. بنا بر گزارش بانک جهانی، این کشور ازنظر تولید ناخالص داخلی یا GDP در رده پانزدهم جهان قرار داشته‌ است و بر اساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل متحد، استرالیا ازنظر شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۰۶ سومین کشور توسعه‌یافته دنیا به‌حساب می‌آید.

  

دانشگاه کوئینزلند

بی‌شک دانشگاه‌های علوم و فناوری مأموریت و فعالیت خود را تغییر داده‌اند. دانشگاه‌ها دیدگاه تجاری خود را افزایش داده و فعالیت قابل‌ملاحظه‌ای در دو دهه گذشته داشته‌اند که این فعالیت در بسیاری از دانشگاه‌ها حرکت جدیدی نیست ولی با تلاش‌های اخیر از سوی مقامات دولتی و مدیریت دانشگاه‌ها در بسیاری از کشورها، فعالیت­ها به‌طور روزافزون افزایش‌یافته است؛ اما دانشگاه کوئینزلند در سال ۱۹۰۹ در مرکز شهر بریزبین مرکز ایالت کوئینزلند تأسیس شد. دانشگاه کوئینزلند (University of Queensland) یکی از پنج دانشگاه پژوهشی بزرگ استرالیاست و از شهرت زیادی درزمینه تحقیقات کشاورزی و زیست‌شناسی برخوردار است. این دانشگاه پذیرای تعداد زیادی دانشجو به‌ویژه در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا است. به‌عنوان‌مثال؛ تعداد دانشجویان مشغول به تحصیل آن در سال ۲۰۰۶ بیش از ۳۷۰۰۰ نفر بوده است که نزدیک به ده هزار نفر از این گروه را دانشجویان مقاطع تکمیلی تشکیل می‌دهند. تعداد دانشجویان غیربومی در این سال 8888 نفر بوده است. این دانشگاه دارای ۷ دانشکده و هر دانشکده شامل تعدادی مدرسه است. دانشکده‌ها بیشتر به کار آموزش دوره‌های تا کارشناسی می‌پردازند. کار آموزش در رده‌های تحصیلات تکمیلی و به‌ویژه دوره‌های پژوهشی به عهده مدرسه‌هاست. هر مدرسه مشتمل بر چندین گروه آموزشی است که در یک حوزه خاص فعال هستند. همچنین این دانشگاه دارای مراکز پژوهشی متعددی است و با نهادهای محلی، ملی و بین‌المللی ارتباط تنگاتنگ دارد.

دانشگاه کوئینزلند برای دانشجویان، متخصصان و کارآفرینان فرصت و بستر غنی‌ای را به‌منظور ساخت‌وساز، اشتراک‌گذاری و توسعه فراهم ساخته است. این دانشگاه یکی از اعضای مؤسس گروه ملی هشت است، یک گروه پیشرو از دانشگاه‌های استرالیا که انجام بخش قابل‌توجهی از تحقیقات دانشگاهی را به عهده داشته و همچنین به‌عنوان یکی از دانشگاه‌های پیشرو که به دانشجویان فرصت منحصربه‌فرد برای شرکت در مبادلات و ارتباطات دانشجویی را در سراسر جهان می‌دهد. از طریق این گروه، دانشجویان در برنامه‌هایی مانند برنامه مدرسه تابستانی در مکزیک، کنفرانس پژوهش در مقطع کارشناسی در ژاپن و برنامه کارآفرینی اجتماعی در گواتمالا شرکت کردند.

این دانشگاه معتقد است حوزه کارآفرینی در جهان گسترش چشمگیری داشته و به همین نسبت تقاضا برای آموزش باکیفیت این مبحث افزایش‌یافته است. دانشگاه از متدهای اثبات‌شده بهره گرفته و به تجربیات خود در یک محیط علمی متفاوت می‌افزاید که درنهایت کل منطقه از وجود کارآفرینان زبده و آموزش‌دیده افزون خواهد گردید. هم­چنین، این دانشگاه دارای 9 مؤسسه تحقیقاتی در سطح جهانی است و محققان نوآوری بر روی مباحثی چون حفاظت از عرضه مواد غذایی در جهان و نصب و راه‌اندازی بزرگ‌ترین پنل‌های خورشیدی در نیمکره جنوبی فعالیت می‌نمایند و یک دانشجوی دانشگاه کوئینزلند این فرصت را دارد که در کنار این محققان آموزش‌های لازم را ببیند.

 

 

رشته تحصیلی نوآوری و کارآفرینی

تخصص در نوآوری و کارآفرینی زمینه آشنایی دانشجویان را بادانش، مهارت‌های لازم برای کارآفرینی و محیط تجاری و اجتماعی نوآورانه فراهم می‌کند. با تأکید بر یادگیری، دانشجویان برجسته و کارشناسان صنعت در یک برنامه کاملاً راهبردی و با پشتیبانی متقابل به یادگیری می‌پردازند. دانشگاه به دانشجویان توانایی دسترسی به نحوه رشد انکوباتورها (Incubator)، سرمایه‌گذاران، مشاوران و کارآفرینان موفق که فراتر از کلاس درس یاد می‌گیرند را می‌دهد.

 

فرصت‌های شغلی

بسیاری از فارغ‌التحصیلان، کسب‌وکار خود را در یک محیط مشاوره‌ای، با کمک به تجاری شدن و حرکت به‌سوی تمرکز بر ایجاد و حفظ سرمایه‌گذاری کسب‌وکار پایدار دنبال می‌کنند.

 

دوره‌های آموزشی

این مباحث آموزشی عبارت‌اند از: تطبیق انواع سرمایه‌گذاری‌های جدید با اهداف کارآفرینی، فرآیند ایجاد ارزش، طراحی مدل کسب‌وکار همراه با ایجاد ارزش، ارزیابی جذابیت بازار، شبکه کسب‌وکار، رشد و پرورش امور مالی و ایجاد مزیت رقابتی.

 

مرکز تحقیقات کارآفرینی استرالیا

این مرکز قطب اصلی دانش کارآفرینی مبتنی بر تحقیق است که سبب به وجود آمدن نوآوری و کسب‌وکارهای کوچک در مناطق مجاور می‌شود. توسعه کارآفرینی و دانش نوآوری در جهت توسعه کسب‌وکار و رشد آن است. سرفصل تحقیقات در این مرکز شامل کارآفرینی در سرمایه‌گذاری‌های جدید، رشد شرکت‌ها، فرآیندهای کارآفرینی، استراتژی شرکت‌های بزرگ، سیاست نوآوری و مدیریت تکنولوژی است.

 

تغییرات مثبت دانشجویان

گروه دانشجویان مشتاق به‌سوی دنیای پرانرژی و با ایده‌های جدید کسب‌وکار در دانشگاه کوئینزلند به‌سوی راه‌اندازی کارآفرینی درحرکت‌اند. یک برنامه منسجم در دانشگاه به‌منظور حمایت از نسل کارآفرین در حال تغییر و رو به رشد است و به دانشجویان القا می‌کند سؤالاتی را که موجب تغییر می‌شوند را بپرسند و اعتمادبه‌نفس آن‌ها را بالابرده و به آن‌ها مهارت لازم را برای اجرای ایده‌های خود می‌دهد. دانشگاه محیطی رقابتی برای بنیان‌گذاران توسعه کسب‌وکار از طریق برگزاری کارگاه‌های آموزشی فراهم می‌کند. دانشگاه کوئینزلند به‌عنوان یک انکوباتور کسب‌وکار و پشتیبان در سال‌های اولیه از شرکت‌های با تکنولوژی بالا حمایت می‌کند.

آزیتا جهانبخش

نویسنده : آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت

 

 

 

 

جانشين پروري در آموزش عالي

جانشين پروري در آموزش عالي

گسترش سريع جهانی‌شدن، فشارهاي زيادي بر سازمان‌ها وارد می‌آورد و بسياري از مديران می‌آموزند كه يكي از ویژگی‌های سازمانی‌های موفق، توانايي آن‌ها در شناسايي، پرورش و استفاده بهينه از افراد مستعد رهبري است. چنين رهبراني می‌توانند اهداف راهبردي و بلندمدت سازمان را تشخيص داده و محقق سازند.  ازاین‌رو در برخي از سازمان‌ها طرح‌های برنامه‌ریزی جانشين پروري براي اطمينان از تداوم رهبري موفق اجرا می‌شود، زيرا مديران ارشد اين سازمان‌ها اعتقاددارند كه جانشين پروري، موفقيت آينده سازمان را تضمين می‌کند.

 

تعريف جانشين پروري

راث ول جانشين پروري را این‌گونه تعريف می‌کند: كوشش سنجيده و نظام‌مندی كه مديران سازمان براي حصول اطمينان از تداوم رهبري و مديريت در پست‌های اصلي و نگهداري و پرورش سرمایه‌های فكري و علمي به‌منظور تشويق افراد به ارتقاء انجام می‌دهند.

 

لزوم جانشين پروري در آموزش عالي

در ادامه بحث حاضر باید گفت دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي نيز از اين تحولات در امان نبوده‌اند و اخیراً با گستره‌ای از چالش‌های توسعه مديريت روبرو هستند،  علاوه بر آن فشار جهت جايگزين پروري مديراني كه پست خود را ترك می‌کنند و تأثيرات محيطي كه نقش‌ها و مسئولیت‌های مديران آموزش عالي را پیچیده‌تر نموده، منجر به كاهش داوطلبان شده است. از جهتي مديريت اثربخش در شرايط متلاطم نيز، نيازمند مديراني با توانمندی‌هایی است كه موجب ايجاد حس تناسب بين نيازهاي سازماني و تأثير محيطي شوند.  به‌عبارت‌دیگر سازمان‌ها نيازمند مديراني هستند كه بتوانند به مجموعه كمك كنند تا در مواجهه با تأثيرات نيرومند محيطي، خود را وفق داده و واكنش مناسب و به‌موقع نشان دهند و بادوام باقي بماند.

دانشگاه‌های ایران در سال‌های گذشته تلاش کردند از نسل اول آموزش عالی که اولویت آن تنها تربیت نیروی متخصص بود به نسل دوم دانشگاه‌ها که هدف آن پژوهش و تولید علم بود حرکت کنند و امروز نیز به دنبال دستیابی به نسل سوم آموزش عالی به معنای تربیت نیروی انسانی کارآفرین و مرتبط با صنعت هستند. بنابراين با توجه به نقش خطير نظام آموزشي در جامعه و تنوع خدمات و فعالیت‌های آن، ضروري است كه منابع انساني عظيمي در اختيار اين نظام قرار بگيرد، چراکه از برونداد سازمان‌های آموزشي به‌عنوان درونداد سازمان‌های ديگر استفاده می‌شود.  در شمارگان بعدی نشریه دانشگاه کارآفرین به مصادیقی منحصربه‌فرد  از جانشین پروری در آموزش عالی نوین دنیا  اشاره و به مصاحبه با ذینفعان این حوزه، خواهیم پرداخت.

دکتر حسن کمالو – مدرس دانشگاه و معاون منابع انسانی شرکت پخش رازی

الگوبرداری آموزش عالی از کسب‌وکار

الگوبرداری آموزش عالی از کسب‌وکار

فرصت یا تهدید

در ماه‌های گذشته دو تصویر از فضای کسب‌وکار مارا در فکر فروبرد :

تصویر اول مربوط به شرکت گوگل با این مضمون:

گوگل به كارمندانش اجازه می‌دهد تا 20 درصد از ساعات كارى روز خود را به پروژه‌های شخصی‌شان اختصاص دهند.

جالب است بدانيد بيش از 40 درصد پروژه‌های خلاقانه گوگل حاصل همين سياست است.

 

 

تصویر دوم مربوط به یوتیوب با این مضمون:

در دفتر مرکزی سایت یوتیوب کارمندان برای پایین آمدن از طبقات می‌توانند به‌جای استفاده از پله یا آسانسور، از سرسره‌های بزرگ استفاده کنند!

این تصاویر تحریریه دانشگاه کارآفرین را به این فکر فروبرد که در تئوری‌های مدیریت به‌نوعی تمام تلاش صورت می‌گیرد تا به نحو احسن از وقت کارکنان استفاده شود، دانشگاه هم به‌نوعی یک سازمان است. اما وقتی عملکرد گوگل و یوتیوب را ملاحظه می‌کنیم، مشاهده  می‌کنیم که خروجی بسیار متعالی است. اما به‌راستی مشکل کجاست؟ سازمان‌های امروز به کدام سمت می‌روند؟ دانشگاه‌ها به کدام سمت می‌روند؟

 

آیا در دانشگاه نیز می‌توان این فلسفه و رویه را جاری و ساری کرد؟

ساختارهای دانشگاه که قرار بود نقطه قوت و باعث پیشرفت آن شود، امروز دست و پای دانشگاه را بسته و سیاست‌گذاران به دنبال دور زدن ساختار با ایجاد شرکت‌های اسپین آفی، پارک‌ها، مراکز رشد، شرکت‌های دانش‌بنیان و . . . هستند؟ اما آیا به‌راستی چاره کار این‌هاست؟ چقدر به کارکنان و اعضای هیئت‌علمی آزادی عمل داده می‌شود؟ از خلاقیت آن‌ها چقدر استفاده می‌شود؟ بهتر بگوییم؟ آیا اصلاً صدای آن‌ها شنیده می‌شود؟ دانشگاه‌های ما در نسل اول قرار دارند! فقط آموزش و آموزش. آیا آئین‌نامه‌های ارتقا به‌درستی تدوین‌شده‌اند؟ و هزاران سؤال دیگر که هر یک می‌تواند موضوعی باشد برای شماره‌های بعد نشریه که به‌دقت موشکافی شوند.

 

 

پریسا ترکی

 

 

نمونه‌ای از اکوسیستم کارآفرینی ؛ آشنایی با شرکت گوگل

نمونه‌ای از اکوسیستم کارآفرینی؛ آشنایی با شرکت گوگل

یکی از خیابان‌های پردیس گوگل را مدتی بر روی رفت‌وآمد ماشین‌ها بسته بودند چون روی چنار‌های این خیابان تعدادی لک‌لک لانه داشتند و جوجه‌هایشان تازه سر از تخم درآورده بودند. برای حفاظت از جوجه لک‌لک‌ها تا جان بگیرند خیابان بسته‌شده بود! زندگی در سراسر این مجموعه در جریان است.

گوگل شرکت متفاوتی است نه‌تنها به‌عنوان یک شرکت دانش‌بنیان و پیشتاز در عصر اینترنت و نه‌تنها به‌عنوان شرکتی که مسیر کارآفرینی را از ایده پردازی تا راه‌اندازی شرکت نوپا و بالاخره تبدیل‌شدن به یک موجودیت متفاوت در فضای کار و نیز توسعه فرهنگ نوآوری با موفقیت پیموده است، بلکه این شرکت خالق تکنولوژی بوده است. فرهنگ این شرکت بسیار متمایز است. فرهنگی که از اقتصاد نوآوری ناشی شده است، فرهنگی که به محیط کاری، رضایت و هم‌بستگی کارکنان، و رضایت مشتریان به‌عنوان اولویت‌های شرکت اهمیت می‌دهد.

 

برای درة سیلیکون نیز اهمیت گوگل بیش از آن‌که به خاطر وجود سازمان مرکزی‌اش در مانتن ویو یعنی در قلب درة سیلیکون با بیش از 30000 مهندس و دانشمند باشد در این نکته نهفته است که گوگل در درة سیلیکون شکل گرفت و شروع به فعالیت کرد و رشد کرد و به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌ها در دنیا تبدیل‌شده است.

شرکتی که عمدتاً بر اساس ایده‌های دانش‌بنیان و نرم‌افزاری و مبتنی بر نوآوری شکل‌گرفته و رشد کرده است. کارکنان و مهندسان و دانشمندانی که در گوگل کار می‌کنند 20 % از زمان کار موظفشان در شرکت را می‌توانند به پژوهش و توسعه در هر زمینه‌ای که علاقه دارند بپردازند و این امر یکی از مهم‌ترین اجزای فرهنگ‌سازمانی گوگل است، هرچند نوآوریِ کارآمد که به توسعه محصول منجر شود موجب ارتقای شغلی و احیاناً پاداش‌هایی برای کارکنان می‌شود ولی موضوع مهم دیگر، فرهنگی است که در گوگل حاکم شده است که همه تلاش‌ها و چالش‌ها برای نوآوری و ابداعات جدید برای رضایت شخصی و احساس غرور و افتخار انجام می‌شود و این فرهنگ کاری بسیار ارزشمندی است.

علاوه بر آن تیمی از مهندسان و کارشناسان مجرب در گوگل مرتباً شرکت‌های نوپا را در درة سیلیکون و حتی نقاط دیگر جهان رصد می‌کنند و شرکت‌هایی که دستاورد‌های نوآورانه مطلوبی داشته باشند و برای توسعه و تکمیل فعالیت‌های گوناگون گوگل مفید واقع شوند را خریداری می‌کنند و تکنولوژی آنان را در اختیار می‌گیرند و این امر نیز به توسعه فعالیت‌های گوگل شتاب بیشتری می‌دهد.

گوگل به نوآوری اهمیت می‌دهد و توسعه آن بر مبنای توسعه نوآوری شکل‌گرفته است اعم از نوآوری در بخش‌های پژوهش و توسعه، یا نوآوری‌های کارکنان، و یا نوآوری‌هایی که شرکت‌های نوپا به گوگل اضافه می‌کنند.

ارزش سهم کمپانی گوگل

بر اساس برخی گزارش‌ها ارزش شرکت گوگل به حدود 400 میلیارد دلار رسیده است و درآمد سالیانه آن حدود 60 میلیارد دلار است، برای شرکتی که اندکی بیش از 15 سال از تأسیس آن نمی‌گذرد و کمتر از یک دهه است که به شرکت سهامی عام تبدیل‌شده است دستاورد بزرگی است که در مقایسه با شرکت‌های بزرگ خودروسازی، نفتی و غیره این شرکتِ دانش‌بنیان گوی رقابت را برده است. اما ببینیم داستان گوگل از کجا آغاز شد؟

داستان گوگل به‌عنوان یک پروژة تحقیقاتی در ژانویه 1996 در دانشگاه استنفورد توسط لری پیج  و سِرگی برین  که دو دانشجوی دکتری علوم کامپیوتر در استنفورد بودند، شروع شد. در آن زمان موتور‌های جستجو، نتیجه هر جستجو را با الگوریتم‌های ساده و شمارش تعداد ظاهر شدن یک عبارت در صفحه، رتبه‌بندی می‌کردند ولی لری و سرگی مدلی طراحی کردند که روش بهتری در تحلیل رابطه بین صفحات وب ارائه می‌‌کرد، آن‌ها این روش جدید را پِیج رَنک نامیدند، در این روش مربوط بودن یک وب‌سایت و اولویت آن، با شاخص مرتبط با تعداد صفحات و اهمیت صفحاتی که به سایت موردنظر اشاره می‌کنند، تعیین می‌شود و بر اساس این الگوریتم موتور جستجوی جدیدی شکل گرفت.

الگوریتم ابداعی در بدو امرBackRub  نامیده می‌شد چون از بررسی لینک‌های قبلی در تعیین اهمیت یک سایت استفاده می‌شد ولی سرانجام آن را گوگل نامیدند که تحریف کلمه googol است که عدد یک است با هزارتا صفر، به نشانه آن‌که هر جستجو تعداد زیادی اطلاعات را موردبررسی قرار می‌دهد. در بدو امر گوگل تحت نام دامنه دانشگاه استنفورد عملیاتی شد. ولی نام دامنه  گوگل در 15 سپتامبر 1997 ثبت شد و شرکت گوگل در 4 سپتامبر 1998 به ثبت رسید که محل آن، گاراژ یک‌خانه در منلو پارک در درة سیلیکون بود.

کریگ سیلورستاین  یک دانشجوی دیگر دکتری در استنفورد به‌عنوان اولین نفر به استخدام گوگل درآمد و شرکتی شکل گرفت که درواقع خدمات روزمره برای عموم مردم در اقصی نقاط دنیا فراهم می‌کند، به‌طوری‌که در ماه مه سال2011 تعداد مراجعه‌کنندگان به موتور جستجوی گوگل در آن ماه از مرز یک میلیارد نفر گذشت!

اولین سرمایه‌گذار در گوگل؛  اندی بکتولشیم بود که در ماه اوت 1998 حتی قبل از ثبت گوگل 100000 دلار در آن سرمایه‌گذاری کرد، ولی پس از ثبت شرکت، سرمایه‌گذاران خطرپذیر معتبری در گوگل سرمایه‌گذاری کردند و در هدایت آن برای پیشرفت و توسعه نقش جدی ایفا کردند.

وقتی‌که این شرکت کم‌کم پا گرفته بود لری و سرگی چون اداره و توسعه شرکت را مانع از ادامه تحصیل در دوره دکتری می‌دیدند تصمیم گرفتند شرکت را بفروشند و مشغول ادامه تحصیل شوند، آن‌ها به یکی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری مراجعه کردند و مبلغ یک‌میلیون دلار برای فروش شرکت پیشنهاد کردند، خریدار رغبتی نشان نداد و آن‌ها در مذاکره حتی تا 750000 دلار هم پائین آمدند! ولی پس از مدتی درواقع ادامه تحصیل را رها کردند و فقط به کارِ شرکت پرداختند و در ژوئن 1999 در دور جدید جلب سرمایه‌گذاری توانستند مبلغ 25 میلیون دلار از سرمایه‌گذاران خطرپذیر سرمایه جذب کنند و فعالیت‌های گوگل با شتاب روزافزون ادامه پیدا کرد.

در کنار توسعه سیستم‌های تکنولوژیک برای توسعه سیستم‌های تجاری آن‌ها، امید کردستانی را در ماه مه 1999 جذب گوگل شد. کردستانی الکترونیک خوانده بود و از استنفورد MBA گرفته بود و در شرکت‌های مختلفی فعالیت‌های موفقی اعم از کارهای فناورانه و یا توسعه سیستم‌های تجاری در سابقه خود داشت. امید نقش عمده‌ای در توسعه سیستم‌های تجاری در گوگل ایفا کرد و با مدل جذب آگهی و دیگر مدل‌های تجاری توانست درآمد سرشاری برای گوگل تأمین کند.

در شماره‌های آتی نشریه به بررسی دقیق‌تر این شرکت کارآفرین خواهیم پرداخت.

منابع:

– تابش، یحیی.؛ مروتی، محمد. و اکبرپور، محمد. (1394). شناخت دره سیلیکون

-https://www.google.com/intl/fa/about/company/history/

 

شادی لطیفیان – کارشناس ارشد مدیریت MBA

 

 

گزارشی از رویدادهای کارآفرینی

گزارشی از رویدادهای کارآفرینی

 

امروزه ساختار اقتصادی دنیا منوط به توسعه پايدار بر پایه نوآوری، خلاقیت و استفاده از دانش استوار است. آشنایی با آخرین راهکارها و فنون علمی در حوزه کارآفرینی و کسب‌وکار، استفاده از تجربیات سخنرانان کلیدی و ارتباط مؤثر با تجار و کارآفرینان موفق داخلي و بین‌المللی از اهداف اصلی همایش‌ها و رویدادهای کارآفرینی است.

همایش سینرجی

با شروع فصل جدید در توسعه اقتصادی لازم است تا ظرفیت‌های عظیم بالقوه، بالفعل شود. شرایط جدید پیش‌روی ایران و چشم‌انداز رشد اقتصادی بر اساس پیش‌بینی‌های داخلی و بین‌المللی در سال‌های آتی نشان‌دهنده ابتدای راهی است که اقتصاد ایران باصلابت در آن قدم خواهد گذاشت. هدف از برگزاری این همایش، استفاده از فرصت‌های اقتصادی پسابرجام در ایران بود. با توجه به شرایط جدید اقتصاد ایران، این همایش در پی ایجاد فرصت‌های همکاری بین‌المللی میان صاحبان کسب‌وکار در ایران و روسیه برگزار شد.

همایش بین‌المللی سینرژی، 2 اسفند 95 در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد. به نقل از خبرگزاری ایلنا، در این همایش نزدیک به ۲۰۰۰ کارآفرین و فعال حوزه کسب‌وکار از کشورهای مختلف به‌ویژه روسیه حضور داشتند. هم‌چنین باهمت واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد اسلامی، این همایش به‌صورت آنلاین پوشش داده شد. به‌نحوی‌که علاقه‌مندان در شهرهای مختلف ایران و جهان توانستند از مباحث کاربردی سخنرانان برجسته بین‌المللی به‌صورت غیرحضوری بهره‌مند گردند.

گریگوری آوتوف، رئیس دانشکده اقتصادی سینرجی روسیه با اشاره به تاریخچه همایش‌های کسب‌وکار سینرجی گفت: ما در روسیه توانسته‌ایم تاکنون چند همایش با موضوع کارآفرینی برگزار کنیم و در هرماه هم حدود ۲۵۰۰ نفر را در زمینه کارآفرینی آموزش داده‌ایم.

وی با بیان اینکه هدف از این همایش‌ها توسعه اقتصاد روسیه و تقویت آموزش کارآفرینی است گفت: در ماه نوامبر بزرگ‌ترین همایش را برگزار کردیم که با حضور شش هزار و دویست شرکت‌کننده در رکورد جهانی گینس هم ثبت شد.

رئیس دانشگاه کارآفرینی سینرجی روسیه جامعه هدف این همایش‌ها را جوانان اعلام کرد و گفت: تضمین می‌کنیم اگر بیش از هزار نفر از ایران در این همایش شرکت و آموزش ببینند وضعیت تولید ناخالص ملی ایران بهبود پیدا خواهد کرد.

دکتر علیزاده مجد، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی و پژوهشگر حوزه دانشگاه کارآفرین گفت: این همایش نشان داد که به نظر می‌رسد عزم دانشگاه آزاد برای  تبدیل‌شدن به دانشگاه کارآفرین جدی است.

هم‌چنین؛ دکتر مهدی گل‌سفید، مدرس و محقق حوزه کارآفرینی در این زمینه گفت: رویکرد همایش‌هایی نظیر سینرجی در امر توسعه فرهنگ کارآفرینی و آموزش کارآفرینی در راستای سیاست‌ها و شاخص‌های مورد تائید و تأکید نهادهای سیاست‌گذاری بین‌المللی کارآفرینی مثل: سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد می‌باشد. وی افزود: می‌توان در چنین همایش‌هایی در سال‌های آینده، نگاه تخصصی‌تری به پدیده کارآفرینی داشت و توسعه کارآفرینی گروه‌های مستعد کارآفرینی اما نیازمند حمایت مثل: زنان و فارغ‌التحصیلان را بهتر و دقیق‌تر هدف گرفت و به موضوعات نوین و جاری حوزه کارآفرینی مثل کارآفرینی زیست‌محیطی، کارآفرینی اجتماعی و کارآفرینی تکنولوژیک و کارآفرینی بین‌الملل گسترده‌تر پرداخت.

 

 

جشنواره رهبران کارآفرین

چهارمین جشنواره رهبران کارآفرین، اول اسفند 95 با اعطای نشان عالی رهبران کارآفرینی به برگزیدگان این جشنواره در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران برگزار شد. دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران پس از سه دوره برگزاری موفقیت‌آمیز جشنواره رهبران کارآفرین در سال‌های ۹۲، 93 و 94، چهارمین جشنواره رهبران کارآفرین را همراه با اعطای نشان عالی رهبران کارآفرین، عصر روز یکشنبه اول اسفندماه در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار کرد. افتتاحیه این جشنواره با حضور وزیر محترم کار، جمع بزرگی از رهبران کارآفرین، کارآفرینان، اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌ها و دانشجویان برگزار شد.

در این مراسم سرکار خانم فاطمه دانشور، عضو محترم شورای شهر تهران و مؤسس موسسه خیریه مهر آفرین به‌عنوان رهبر کارآفرین اجتماعی انتخاب شد. ایشان جوان‌ترین منتخب این دوره از جشنواره نیز بودند. از رهبران کارآفرینان منتخب در حوزه اقتصادی، می‌توان به جناب آقای مهندس محمدرضا انصاری بنیان‌گذار شرکت کی‌سون، جناب آقای مهندس یونس ژائله بنیان‌گذار شرکت شیرین عسل، جناب آقای مهندس غلامعلی سلیمانی بنیان‌گذار شرکت کاله، جناب آقای مهندس علیرضا معدلی بنیان‌گذار شرکت پرلیت، جناب آقای مهندس احمدپور فلاح بنیان‌گذار شرکت سکو ایران و جناب آقای مهندس ابراهیم جمیلی بنیان‌گذار گروه صنعتی معدنی زرین اشاره کرد.

 

هم‌چنین در این مراسم، پرچم رهبر کارآفرین سال 1395 با حضور آقای دکتر زالی و آقای مهندس تابع قانون، پرچم‌دار سال 1394 به آقای مهندس محمدرضا انصاری بنیان‌گذار شرکت کی‌سون اهدا شد. از دیگر نکات برجسته این جشنواره حضور دانش آموزان با عنوان رهبران کارآفرین فردا در کنار رهبران منتخب سال 1395 بود.

دکتر ربیعی، وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سخنرانی افتتاحیه این جشنواره پیرامون مفهوم کارآفرینی گفت: مفهوم کارآفرینی یک نوع نگاه به معنی ایجاد ثروت برای خود و جامعه است، کارآفرینی هرروز در جامعه پر مفهوم‌تر می‌شود، روزی کارآفرینی فقط یک مفهوم انتزاعی و تک‌بعدی داشت اما امروز در دانشگاه‌های ما در حوزه کارآفرینی خوب کارشده است. وزیر محترم کار ادامه داد: بنده اعتقاددارم که کارآفرینی ارتباط تنگاتنگی با رشد، توسعه اشتغال کشور و فقرزدایی دارد. وی تصریح کرد: ما امروز نیاز داریم کارآفرینی را به‌عنوان یک طرز فکر در جامعه گسترش دهیم، زیرا کارآفرینی به معنی ارتباط انسان با جامعه خود است.

دکتر زالی، رئیس دانشگاه کارآفرینی دانشگاه تهران نیز در سخنرانی افتتاحیه، با اشاره به شعار «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»، اهمیت رشد و توسعه کارآفرینی را بیش از هر زمان دیگری دانست و گفت: تجلیل از رهبران کارآفرین، تجلیل از کارآفرینی و تلاش برای پرورش نسل بعدی رهبران کارآفرین در ایران است و کارآفرینان جوان باید ادامه‌دهنده منش و بینش آنان در کسب‌وکار خود باشند.

 

 

بازارچه خیریه نوروزی قلب سفید باهدف حمایت از کودکان کار

بازارچه نوروزی موسسه خیریه قلب سفید با همکاری موسسه خیریه کارآفرینان آرا باهدف حمایت از کودکان کار و اشتغال جوانان نیازمند در آخرین روزهای سال گذشته در تهران برگزار شد. حضور مسئولان همچون سرکار خانم فاطمه دانشور، فعالان اقتصادی ازجمله جناب آقای دکتر سید حمید حسینی، فعالان دانشگاهی و اجتماعی ازجمله دکتر مهدی گل‌سفید علوی و هنرمندان سرشناس کشور ازجمله علی زند وکیلی، فرزاد حسنی، مجید مشیری، رضا رشید پور، شبنم مقدمی و عادل فردوسی پور و سید احمد خمینی؛ یادگار ارزشمند خانواده امام (ره) در مراسم افتتاحیه موردتوجه بود. اجرای مشترک علی‌ زند وکیلی و کودکان موردحمایت موسسه از لحظات بسیار دیدنی این مراسم بود که اکثر حضار را به‌شدت متأثر کرد.

سید فاطمه موالی‌زاده مدیرعامل خیریه قلب سفید، در این زمینه گفت: خیریه قلب سفید در حوزه تخصصی کودکان کار فعال است. وی با اشاره به تعداد زیاد کودکان کار در سطح شهر تهران افزود: در این نمایشگاه باهدف کمک به کودکان کار، غرفه‌هایی در اختیار غرفه داران قرار گرفت تا عواید فروش محصولات جهت حمایت از کودکان کار و خانواده‌های آنان هزینه شود. وی هم‌چنین گفت: برای اولین بار در ایران با هماهنگی خیریه کارآفرینان آرا زنجیره ارزشی تشکیل‌شده است که در همین راستا خیریه قلب سفید، کودکان کار را از کودکی تا هجده‌سالگی حمایت خواهد کرد و خیریه کارآفرینان آرا آن‌ها را از 18 تا 35 سالگی موردحمایت قرار خواهد داد.

پژوهشگر

نرگس سقازاده؛ پژوهشگر حوزه مدیریت

 

آموزش کارآفرینی و ویژگی‌های کارآفرینانه

آموزش کارآفرینی و ویژگی‌های کارآفرینانه

 

در حال حاضر سیر تحولات جهانی، کارآفرینان را در خط مقدم توسعه فناوری و توسعه اقتصادی قرار داده است. تجربه موفقیت‌آمیز اغلب کشورهای پیشرفته و نیز برخی از کشورهای درحال‌توسعه در عبور از بحران‌های اقتصادی به‌واسطه توسعه کارآفرینی در آن کشورها، موجب گردیده تا سایر کشورها نیز برای کارآفرینی، کارآفرینان و شکل‌گیری کسب‌وکارهای نوآورانه اهمیت خاصی قائل گردند. بر همین اساس، توسعه‌ کارآفرینی از جنبه‌های گوناگون مدنظر قرارگرفته است.

آموزش، یکی از جنبه‌های مهم در گسترش کارآفرینی است که موردتوجه ویژه‌ای واقع‌شده است. درواقع، همراه با آشکار شدن نقش و تأثیر کارآفرینی بر روند اشتغال‌زایی و رشد اقتصادی کشورها، تلاش در جهت آموزش و تعمیم دانش و روحیه کارآفرینی در بین مدیران، تجار، دانشجویان، (که جملگی کارآفرینان بالقوه محسوب می‌شوند) و کارآفرینان بالفعل شدت گرفت.

هدف از آموزش کارآفرینی تربیت افرادی است که بتوانند خود افرادی مؤسس باشند و کسب‌وکاری را ایجاد نمایند.

تحقیقات نشان می‌دهد که کارآفرینی امری آموزش پذیر، تقویت پذیر و پرورش پذیر است. اولین کشورهایی که در زمینه آموزش کارآفرینی فعالیت‌هایی را انجام دادند، کشورهای آلمان، انگلیس، امریکا و ژاپن بودند.

امروزه آموزش کارآفرینی به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاهی تبدیل‌شده است. طی دهه 1980، دانشگاه‌ها برحسب ویژگی گروه‌های تحت آموزش و نیازهای محلی، منطقه‌ای و ملی، برنامه‌های آموزشی متعددی را برای سازمان‌های خصوصی و عمومی طراحی نموده‌اند. تا اوایل دهه 1980 تنها 130 دانشکده به طراحی دوره‌های محدودی در خصوص کارآفرینی پرداخته بودند و آن‌ها را در رشته‌های بازرگانی و مهندسی تدریس می‌نمودند، درحالی‌که در اوایل دهه 1990 تعداد دانشکده‌ها به بیش از 500 دانشکده رسید و اکنون بیش از 2000  دانشگاه، کارآفرینی را به‌عنوان رشته و گرایشی مستقل تدریس می‌نمایند.

اين قبيل از دوره‌ها به دنبال بهبود و انگيزش گرايش‌هاي افراد همچون استقلال‌طلبی، فرصت‌جويي، ابتكار، ریسک‌پذيري، تعهد به كار، تمايل به حل مشكلات و لذت بردن از عدم قطعيت و ابهام مي‌باشد. دوره‌های آموزش کارآفرینی نه‌تنها جای خود را در بستر دروس دانشگاهی و در رشته‌های مختلف بازنموده، بلکه در دوره‌های مختلف تحصیلی از ابتدایی تا دبیرستان نیز موردتوجه قرارگرفته است. گرچه امروزه تنوع این دوره‌ها، شرکت‌های موجود را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد و دوره‌های متعددی جهت رشد، بقا و کارآفرین نمودن سازمان‌های بزرگ طراحی‌شده، اما هدف اولیه از توسعه آموزش کارآفرینی همانا تربیت نمودن افراد متکی به نفس و آگاه به فرصت‌ها و به‌طورکلی افرادی است که تمایل بیشتری به راه‌اندازی کسب‌و‌کارهای مستقل دارند. درواقع هدف این است تا افرادی مؤسس و اقدام کننده ‌تربیت شوند.

آنچه در تدریس دوره‌های کارآفرینی بیش‌ازپیش موردتوجه قرارگرفته است، کارآفرینانه بودن شیوه‌های تدریس، ترکیب افراد و اهداف آموزشی و تطبیق و همسویی این موارد با یکدیگر می‌باشد. آموزش کارآفرینی فرآیندی نظام‌مند، آگاهانه و هدف‌گرا می‌باشد که طی آن افراد غیر کارآفرین ولی دارای توان بالقوه به‌صورت خلاق تربیت می‌گردند. درواقع، آموزش کارآفرینی فعالیتی است که از آن برای انتقال دانش و اطلاعات موردنیاز جهت کارآفرینی استفاده می‌شود که افزایش، بهبود و توسعه نگرش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌های افراد غیر کارآفرین را در پی خواهد داشت.

آموزش کارآفرینی تأکید بر ویژگی‌ها، توانمندی‌ها و مهارت‌هایی دارد که افراد برای راه‌اندازی، رشد و مدیریت کسب‌وکار بایستی به آن‌ها مجهز شوند. گیب (2002) بیان می‌کند که آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه در معنای وسیع بر مهارت‌ها و توانمندی‌هایی تأکید دارد که در هر شرایط و محیطی کاربرد دارد، اما آموزش کارآفرینی عمدتاً بر مهارت‌های لازم جهت راه‌اندازی و مدیریت کسب‌و‌کار تأکید دارد؛ بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که در آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه بر روی ابعاد کسب‌و‌کار تمرکز نمی‌شود و مهارت‌هایی نظیر راه‌اندازی یک کسب‌وکار و مدیریت آن موردتوجه قرار نمی‌گیرد؛ درحالی‌که در آموزش کارآفرینی، بخش عمده تأکید آموزش بر روی این است که چگونه می‌توان یک کسب‌وکار مستقل را به‌صورت انفرادی و یا گروهی راه‌اندازی و مدیریت کرد.

درواقع؛ درگذشته، افسانه‌ای شایع بود که کارآفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند و ویژگی‌هایی همچون: ابتکار، روحیه تهاجمی، تحرک، تمایل به ریسک‌پذیری، توان تحلیلی و مهارت در روابط انسانی در افراد از بدو تولد در فرد وجود دارد.

بنابراین، فرض اساسی این بود که کارآفرینان از طریق آموزش، پرورش نمی‌یابند. اما امروزه کارآفرینی به‌عنوان یک‌رشته علمی مورد شناسایی قرارگرفته و متقاضیان مستعد بایستی مانند تمامی رشته‌های علمی دیگر دانش مربوط به آن را کسب نمایند.

آموزش ویژگی‌های کارآفرینانه به دامنه وسیعی از شایستگی‌ها و توانمندی‌ها جهت یادگیری کارآفرینانه تأکید دارد. در این آموزش، اعتقاد بر این است که با توجه به شرایط متغیر جامعه جهانی و سرعت تغییرات، افراد بایستی یاد بگیرند که چگونه در سرتاسر زندگی به‌صورت کارآفرینانه رفتار کنند و لذا دامنه آن بسیار وسیع‌تر از صرفاً کسب‌وکار می‌باشد. با توجه به مطالعات مختلفی که صورت گرفته است ثابت‌شده که ویژگی‌های کارآفرینان در سازمان اغلب اکتسابی است و نه وراثتی و ازاین‌رو در حال حاضر آموزش ویژگی‌های کارآفرینی به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاه‌ها تبدیل‌شده است.

«دیوید مک کله لند» از اولین روان‌شناسانی بود که با فرض اینکه کارآفرینان نیاز به توفیق بالایی دارند، دوره‌های آموزشی متعددی را طراحی کرد تا این نیاز را در افراد تقویت کند، درنتیجه او از آموزش این دوره‌ها به بازرگانان هندی نتایج مثبتی دریافت کرد. محققان دیگری همچون جان استوارت میل، بروکهاوس، دیوید پرچ، تیمونز، کالینز، مور، مایر، گلدشتاین و نورد بر اکتسابی بودن اغلب ویژگی‌های کارآفرینان تأکید دارد.

«پیتر دراکر» نیز در این خصوص می‌گوید: «آنچه راجع به کارآفرینی می‌شنوید اشتباه است، کارآفرینی سحر و جادو نیست، عجیب‌وغریب نیست، استعداد ژنتیکی نیست، بلکه یک‌رشته است مانند دیگر رشته‌های علمی که قابل‌آموزش و یادگیری است.» لذا، اولین تلاش آموزشی توسط مک کله لند و باهدف انگیزشی و ارتقای توفیق طلبی در بین بازرگانان هندی صورت گرفته است.

محتوای برنامه آموزش کارآفرینی

كارآفرينان نيازمند مهارت‌ها و توانمندی‌های متفاوتي هستند تا بتوانند بر اساس آن در ارتقاي ابتكارات و ايجاد کسب‌وکار سازماني به موفقيت برسند. آن‌ها بايد آينده‌ سازمان و تغييراتي را كه احتمالاً در توانايي‌هاي بنگاه براي توجيه و تأييد ايجاد کسب‌وکار سازماني رخ مي‌دهند، پيش‌بيني كنند. اين توانايي نيازمند درك راهبرد، بازارها و ديگر توانمندي‌هاي سازمان است. كارآفرينان بايد درك كنند كه چگونه ابتكارات مرتبط با کسب‌وکار مي‌توانند بر واحدهاي مختلف سازماني به شكلي كاملاً متفاوت تأثير بگذارند و چگونه حول اين موضوعات كار مي‌كنند.

اما امروزه مؤسسات مختلفی در خصوص آموزش‌های کارآفرینی فعالیت دارند و کارآفرینی را در قالب برنامه‌های آموزش کوتاه‌مدت به مخاطبان خود آموزش می‌دهند، اما همچنان در خصوص محتوا، ‌اقدامات و روش‌هایی که برای آموزش کارآفرینی به کار گرفته می‌شود، توافق چندانی وجود ندارد. همچنین دغدغه‌ جدی دیگری که در این حوزه وجود دارد، این موضوع است که آموزش کارآفرینی و محتوای آن برای سن، جنسیت، مشاغل و تحصیلات مختلف؛ یکسان نیست. بااین‌وجود موارد زير جهت توانمندسازي كارآفريني فراگيران در یک سازمان مناسب مي‌باشد.

  • انجام پروژه‌هاي شغلي مرتبط با رشته تحصیلی در سازمان‌ها
  • آشنايي با نحوه تدوين طرح کسب‌وکار
  • آشنايي با مشاغل مربوط به هر رشته تحصيلي در سطح جهانی
  • آشنايي با قوانين کسب‌وکار
  • آشنايي با مهارت‌هاي مالي (تأمين و مديريت منابع مالی)
  • آشنايي با مهارت‌هاي بازاريابي (تحقیقات بازاریابی)
  • آشنايي با فرآيند كارآفريني
  • آشنايي با مفاهیم کارآفرینی (تعاريف؛ نظريه‌ها، تاريخچه، زمينه‌هاي كارآفريني، ویژگی‌های کارآفرینان)

 

مشاور حوزه کارآفرینی

دکتر جابر نوبخت وند / مشاور حوزه کارآفرینی

 

 

رشد به سبک دانشگاهی؛ همه چیز در مورد مراکز رشد

رشد به سبک دانشگاهی؛ همه چیز در مورد مراکز رشد

 

 

اگر شما از آن دسته از افرادی هستید که ایده و طرح خلاق و نوآوری را برای

راه‌اندازی یک کسب‌وکار در سردارید ولی دغدغه اصلی شما تأمین مالی و

حمایت است، مراکز رشد و انکوباتورها شرایط خوب و مناسبی را برای ایجاد

و رشد و توسعه کسب‌وکارتان در اختیار شما قرار می‌دهند.

 

نوآوری و کارآفرینی به‌عنوان مؤلفه‌های اساسی توسعه اقتصادی مبتنی بر دانایی محسوب می‌شوند. شرکت‌های کوچک و متوسط فناور با تکنولوژی پیشرفته، نقش بسیار مؤثری در رونق اقتصادی، توسعه فناوری و به‌تبع آن کارآفرینی دارند. به دلیل ابهام در شناخت و تعریف جامع از بازار یا محصول در اقتصاد مبتنی بر دانایی، محصولات تولیدشده در این رویکرد جدید اقتصادی با پیچیدگی‌ها و عدم اطمینان‌های فراوانی مواجه هستند. به همین دلیل درطي دهه‌هاي اخير، برنامه‌هاي متنوعي از سوي دولت‌ها براي حمايت از شركت‌هاي كوچك و تداوم بقاي آن‌ها طراحي و اجراشده است. بنابراین ایجاد و توسعه این شرکت‌ها درگرو ایجاد زیرساخت‌های لازم برای کاهش خطرپذیری آن‌ها در دوران شروع فعالیت خود می‌باشد.

یکی از این زیرساخت‌ها، مراکز رشد واحدهای فناوری یا انکوباتورها هستند. مرکز رشد واحدهای فناوری برای کارآفرینان و واحدهای کوچک و نوپا که با تکیه‌بر علم، تخصص و فناوری دارای ایده‌های قابل تجاری شدن هستند، مشاوره‌های ضروری و نیز خدمات و تجهیزات مناسب را برای رشد و ارتقای آن‌ها ارائه می‌دهند و آن‌ها را برای حضور مستقل و مؤثر درصحنه فناوری آماده می‌نماید. همچنین واحدهای فناوری نوپا طی دوره حضور در مرکز رشد، با استفاده از دستاوردهای تحقیقاتی، به‌منظور دستیابی به دانش فنی و آمادگی برای تولید محصول یا خدمات، تلاش خواهند کرد.

 

تاریخچه مراکز رشد:

تأسیس اولین مرکز رشد جهان به سال ۱۹۵۹ میلادی در نیویورک برمی‌گردد. در این سال ژوزف مانسکو، تاجر آمریکایی با خرید یک ساختمان بزرگ قدیمی تصمیم داشت آن را پس از تعمیر، به یک مستأجر اجاره دهد، اما متوجه شد که این ساختمان بزرگ‌تر از آن است که یک مستأجر به‌تنهایی از عهده هزینه‌های آن برآید. لذا تصمیم گرفت که آن را به مستأجران متعددی اجاره دهد تا بتواند از این طریق درآمدزایی نماید. مانسکو بعد از یک سال، ۲۰ تا ۳۰ مستأجر داشت که حدوداً ده هزار مترمربع از فضای مجموعه را اجاره نموده بودند. این مرکز هنوز هم فعال است و با نام مرکز صنعتی باتاویا (Batavia) شناخته می‌شود و حدوداً هزار نفر در آن به کار مشغول‌اند.

اما ايده اصلي مراکز رشد و شکل‌گيري انکوباتورها (incubators) به دوران رکود اقتصادي آمريکا در دهه 1970 بازمی‌گردد که بسياري از شرکت‌هاي بزرگ کارکنان خود را برکنار مي‌نمودند. دولت آمريکا به‌منظور مقابله با بحران بيکاري موضوع ايجاد زیر ساختارهایی جهت ايجاد مؤسسات و شرکت‌هاي کوچک را در برنامه خود قرار داد و مرکز رشد را در زمينه‌هاي مختلف تأسیس نمود. بنابراین هدف اصلي تأسیس مراکز رشد و شکل‌گيري انکوباتورها در دنيا؛ تهيه بستر مناسب جهت افزايش ضريب موفقيت و کاهش ريسک واحدهاي نوپا و حمايت از کارآفرينان فاقد سرمايه و تجربه لازم در حيطه فناوري و شيوه‌هاي تجاري‌سازي ايده‌ها مي‌باشد.

 

تعریف مركز رشد:

مركز رشد یا انكوباتور، آن‌گونه كه در فرهنگ لغت آمده به معناى ماشين جوجه‌کشی، گرم‌خانه، يا دستگاه نگهدارى نوزادان نارس است. اين واژه از مصدر “to incubate” گرفته‌شده است كه بر مفاهيم تكثير كردن، كشت دادن، رشد كردن و تكوين يافتن دلالت دارد. در ادبيات كارآفرينى، مراکز رشد براى ایجاد، توسعه و رشد كسب‌و‌كارهاى كوچك و دانش‌بنیان تأسيس مى‌شوند. مرکز رشد فضاى ادارى، فنى و آزمايشگاهى همراه با خدمات حمايتى با حداقل هزينه را براى شركت‌هاى نوپا فراهم مى‌كند و هم‌چنين شبكه‌سازى و برخى خدمات جانبى را براى آن‌ها تأمین مي‌نمايد. درواقع مراکز رشد ارائه‌کننده فضا، خدمات حمايتى و تجهيزات مشترك براى شركت‌هاى كارآفرين هستند تا بتوانند كارآفرينان و شركت‌هاى كوچك را در ايجاد و توسعه مؤسسات خودیاری نمايند.

مراکز رشد معمولاً “در كنار يك مركز تحقيقاتى يا دانشگاهى كه خدمات پشتيبانى (اعم از فنى يا غير فنى) را براى تبديل (يا پرورش) يك نوآورى يا يك اختراع به يك شركت صنعتى ارائه مى‌كند، تأسيس مى‌شوند. در سرتاسر جهان اين نكته پذیرفته‌شده است كه مراكز رشد ابزارهاى مطمئنى براى تبديل نوآوري‌ها و دستاوردهاى تحقيقاتى به محصولات و نيز ترغيب كارآفرينى و توسعه تكنولوژيك به‌ویژه در حوزه فناوري‌هاى پيشرفته هستند.

یک مرکز رشد باید دارای ویژگی‌های زیر باشد:

  • مستقر در يك پارك علمى و فناورى يا نزديك به ساير مراكز علم و فناورى
  • داراى حوزه ستادی كوچك و مديريت باتجربه
  • داراى ارتباط علمى با مجامع تخصصى
  • داراى فضاهاى انعطاف‌پذير قابل‌واگذاری به‌صورت اجاره
  • داراى توان تدارك امكانات و خدمات باارزش افزوده بالا

بنابراین؛ با توجه به شرايط و خصوصيات مخاطبين مرکز رشد كه غالباً افراد حقيقي و حقوقي صاحب ايده يا  کسب‌وکارهای دانش‌بنيان در رشته‌ها و زمينه‌هاي گوناگون مي‌باشند و داراي وضعيت و شرايط عمومي (نيازمند فضاي اداري استقرار، خدمات و مشاوره‌هاي عمومي کسب‌وکار و …) نسبتاً مشابهي مي‌باشند، لذا در طراحي اجزاي یک مركز رشد مي‌بايست ويژگي‌هاي عمومي يك فضاي تسهيل‌كننده كسب‌وكار همچون انعطاف‌پذيري، دسترسي آسان و سريع به زيرساخت‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي، خدمات و مشاوره‌هاي عمومي با نرخ دسترسي بالا، هم‌افزايي و سایر عوامل مرتبط مدنظر قرار گيرد.

 

انواع مراکز رشد:

  • مرکز رشد صنعتی: این مراکز رشد را اغلب نهادهای دولتی یا مراکز غیرانتفاعی به‌منظور حمایت از کارفرمایان تأسیس می‌کنند.
  • مرکز رشد دانشگاهی: این انکوباتورها به‌منظور تسهیل استفاده تجاری ازدانش فنی و حقوق مالکیت معنوی تأسیس می‌شوند و امکان استفاده از امکانات دانشگاهی مانند آزمایشگاه، کارگاه و کتابخانه را فراهم می‌کنند. این انکوباتورها همچنین امکان استفاده از نظرات و مشاوره تخصصی اعضای هیئت‌علمی دانشگاه را نیز فراهم می‌آورند.
  • مرکز رشد مجازی: این انکوباتورها معمولاً دارای فضای فیزیکی خاصی نیستند و امکاناتی غیر از فضای اداری را ارائه می‌دهند. این نوع مراکز؛ مجازی و مبتنی بر وب هستند و برخی از خدمات مراکز رشد حقیقی، همچون خدمات مشاوره‌ای، معرفی روش‌های تأمین مالی، برخی خدمات اطلاع‌رسانی و غیره را از طریق اینترنت، بدون در نظر گرفتن مرزهای زمانی و مکانی در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهد.
  • مرکز رشد بین‌المللی: به‌طورمعمول این طبقه از انکوباتورها دارای مجموعه کاملی از سرویس‌های پشتیبانی برای پیشرفت فعالیت‌های تجاری هستند و تمرکز آن‌ها بیشتر بر روی صادرات است. این انکوباتورها با دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی، سرمایه‌گذاران داخلی و بین‌المللی در ارتباط‌اند.

 

اهداف مراکز رشد:

برخی از اهداف یک مرکز رشد عبارت‌اند از:

  • نوسازی، انتقالفناوری و استفاده از اکتشافات علمی جدید
  • بسترسازى جهت تجارى كردن دستاوردهاى تحقيقاتى
  • بسترسازى ايجاد فرصت‌هاى شغلى مناسب به‌منظور جذب كارآفرينان و دانش‌آموختگان دانشگاهى در حوزه‌هاى منجر به توسعه فناورى
  • كمك به رونق اقتصاد محلى و منطقه‌ای
  • افزایش بازدهی نیروی کار بالقوه و استفاده بهینه از سرمایه انسانی
  • ایجاد واحدهای صنایع کوچک و متوسط فنی و تخصصی یا دانش‌بنیان و فناور که بتوانند در بازار کار رقابت‌پذیر باشند.
  • ايجاد بستر لازم براى گسترش و رشد کسب‌وکارهای ایجادشده
  • توليد و توسعه محصولات قابل‌عرضه به بازار
  • ايجاد زمينه كارآفرينى و حمايت از نوآورى و خلاقيت نيروهاى محقق، جوان و کارآمد
  • کمک به زنان، مهاجران یا اقلیت‌ها

 

در شماره‌های بعدی نشریه به‌صورت گسترده‌تر و تفصیلی به موضوع مراکز رشد پرداخته خواهد شد.

پزوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

بنفشه دین محمدی آذری

 

 

 

 

 

 

 

موانع تجاری‌سازی دانش و فناوری در ایران

موانع تجاری‌سازی دانش و فناوری در ایران

اهمیت تجاری‌سازی نتایج تحقیقات

در دهه‌های اخیر شاهد رشد چشم‌گیر و سرعت‌بالای تولید دانش و ارتقای جایگاه کشورمان در رتبه‌بندی تولید دانش هستیم. امروزه توان علمی و فنی، بارزترین شاخص توسعه‌‌یافتگی یک کشور به شمار می‌رود. اما، افزایش ظرفیت و کارایی علمی و فنی و استفاده بهینه از آن مستلزم شناخت دقیق مؤلفه‌های آن است.

این مؤلفه‌ها، مجموعه‌ای از منابع نیروی انسانی، منابع مالی و سرمایه‌ای، تجهیزات و فضای کالبدی است که تحت یک مدیریت منسجم و سازمان‌یافته در محدوده علوم و فناوری بکار می‌رود و یکی از مؤلفه‌هایی که می‌تواند معیار مناسبی برای نشان دادن اهمیت و اولویت یک موضوع یا قلمرو از دانش باشد، حجم منابع مالی و میزان سرمایه‌گذاری در بستر تحقیق و توسعه است.

این در حالی است که بعضاً ردیف بودجه تحقیقات در بودجه سنواتی برخی دستگاه‌های دولتی هرساله سهم کمتری را به خود اختصاص می‌دهد. از طرفی سایر هزینه‌های اداری و عمومی شامل نگهداری ساختمان، تجهیزات، پذیرایی، خدمات قراردادی، بیمه و بهداشت، سوخت و حامل‌های انرژی، مخابرات و ارتباطات و … به دلیل افزایش نرخ تورم سالیانه، دارای درجه اهمیت و اولویت بیشتری نسبت به بودجه تحقیقات نزد ایشان است.

تجاری‌سازی نتایج تحقیقات، یکی از گام‌های مهم نظام نوآوری است که پایداری و استمرار امر تحقیق را تضمین می‌کند و متناسب با آن ارزش‌های اقتصادی قابل‌توجه برای سازمان‌ها خلق می‌کند و رشد اقتصادی دانش‌محور جامعه را نیز تسریع می‌نماید.

لذا تجاری‌سازی تحقیقات فرایندی است که هنگام ورود به بازار می‌تواند ایجاد درآمد کند و در مرحله شکل‌گیری ازنظر درآمدزایی هیچ‌گونه ارزشی ندارد. فناوری اگر در قفسه بماند (وارد بازار نشود) هیچ درآمدی ایجاد نمی‌کند.

موانع کارآفرینی دانشگاهی و تجاری‌سازی دانش

با ابداع مدل دانشگاه کارآفرین در موسسه فناوری ماساچوست و تسری آن به دانشگاه استنفورد در اوایل و اواسط قرن بیستم و همچنین با ضرورت یافتن تجاری‌سازی دانش تولیدشده در دانشگاه‌ها، تحقیقات متعددی در زمینه عوامل و موانع تأثیر‌گذار در این فرایند انجام‌گرفته است.

در کشور ما نیز تحقیقاتی در زمینه تجاری‌سازی و عوامل و موانع آن صورت پذیرفته و گرایش به این موضوع در حال افزایش است. مثلاً دریکی از تحقیقات انجام‌شده در ایران، به توسعه مدلی جهت هدفمند کردن فعالیت مراکز تحقیق و توسعه و افزایش کارایی و اثربخشی این‌گونه مراکز پرداخته‌شده است که با اجرای گام‌به‌گام این الگو، سازمان تحقیق و توسعه می‌تواند اطمینان حاصل کند که هر ایده‌ای که خلق می‌شود به‌شرط آنکه بستر آماده باشد، در مسیر برنامه‌ریزی‌شده‌ای برای رسیدن به بازار قرار می‌گیرد.

اما به‌طورکلی مهم‌ترین موانع تجاری‌سازی دانش در دانشگاه‌های ایران عبارت‌اند از:

ردیف موانع تجاری‌سازی دانش در دانشگاه‌های ایران
1 فرهنگ، انگیزه، نگرش، منافع و تفکر متفاوت فعالان صنعت و دانشگاهیان
2 عدم وجود ارتباطات و شبکه‌هایی میان سرمایه‌گذاران، بازار، فعالان صنعت و دانشگاهیان
3 بوروکراسی و عدم انعطاف‌پذیری سیستم و سازمان مدیریتی دانشگاه‌های کشور
4 قوانین ضعیف حفاظت از دارایی‌های فکری در سطح ملی و عدم آگاهی فعالان دانشگاه‌ها از این قوانین
5 وابسته بودن دانشگاه به بودجه‌های دولتی (در دانشگاه‌های دولتی) و وجوه دریافتی از دانشجویان بابت شهریه (در دانشگاه‌های غیردولتی)
6 دور بودن دانشگاه‌ها از نیازها و اولویت‌های بازار
7 عدم احساس نیاز (عدم انگیزه) دانشگاه به تجاری‌سازی دانش
8 کمبود توان مالی دانشگاه‌ها در حمایت‌ از پژوهش‌گران برای بهره‌برداری از دانش تولیدشده توسط آن‌ها
9 فقدان آگاهی فعالان صنعت از فناوری‌های تولیدشده در دانشگاه‌ها
10 کیفیت پایین دانش و فناوری تولیدشده در دانشگاه‌ها
11 فقدان بخشی ویژه در دانشگاه به‌منزله تصدی تجاری‌سازی دانش
12 عدم آشنایی پژوهشگران دانشگاها با مهارت‌های کارآفرینی و کسب‌وکار
13 کمبود آزادی عمل استادان در مشارکت در فعالیت‌های کسب‌وکار
14 کمبود زیرساخت فیزیکی (تجهیزات و فضا) دانشگاه‌ها برای بهره‌برداری از دانش تولیدشده توسط پژوهشگران
15 کمی سهم استادان (پژوهشگران) از درآمدهای حاصل از تجاری‌سازی

 

سخن نهایی

با عنایت به نتایج تحقیقات مختلف انجام‌شده در این خصوص پیشنهاد می‌شود که دانشگاه در درجه اول با منعطف ساختن سیستم مدیریت خود و ایجاد شبکه‌ها و ارتباطات گسترده بین پژوهشگران دانشگاه و فعالان صنعت و نیز سرمایه‌گذاران و کارآفرینان، در جهت از میان برداشتن موانع تجاری‌سازی دانش گام بردارد.

توسعه این‌گونه ارتباطات ممکن است منجر به کاهش فاصله فرهنگی بین طرف‌های گوناگون و افزایش آگاهی و شناخت آن‌ها نسبت به نیازها و قابلیت‌های یکدیگر شود. هم‌چنین دولت می‌بایست با اتخاذ تدابیر هوشمندانه، دانشگاه‌ها را به سمت مدل دانشگاه کارآفرین و تجاری‌سازی دانش سوق دهد.

در این خصوص سعی می‌شود در شماره‌های بعدی نشریه موارد به‌صورت تفصیلی‌ تشریح شود.

دانشجوی دکتری کارآفرینی- دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین

دکتر شهنام زندیه

نویسنده : دکتر شهنام زندیه

سیاست گذاری در حوزه اقتصاد مقاومتی

سیاست گذاری در حوزه اقتصاد مقاومتی

ایران اسلامی اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی کند خواهد توانست اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون­‌زا و برون­‌گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگویی الهام­‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد (مقام معظم رهبری).

 

همان­طور که می­دانیم حضرت آیت‌الله خامنه­‌ای؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی در متن ابلاغیه سیاست‌­های کلی “اقتصاد مقاومتی” در بهمن‌ماه سال 1392 تأکید کردند: ایران اسلامی اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی بر­آمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی کند نه‌تنها بر همه‌ مشکلات اقتصادی فائق می­‌آید  و دشمن را که با تحمیل یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار در برابر این ملت بزرگ صف­‌آرایی کرده، به شکست و عقب­‌نشینی وا می­‌دارد، بلکه خواهد توانست در جهانی که مخاطرات و بی اطمینانی‌های ناشی از تحولات خارج از اختیار، مانند بحران­‌های مالی، اقتصادی، سیاسی و … در آن رو به افزایش است، با حفظ دستاورد­های کشور در زمینه‌­های مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمان­‌ها و اصول قانون اساسی و سند چشم­‌انداز بیست ساله، اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون­‌زا و برون‌­گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگویی الهام‌­بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد.

 

اقتصاد درون­زا و برون­گرا

از مشاهدات چنین برمی‌آید که ذخایر طبیعی تجدید نا­­پذیرند و بالاخره یک روز تمام می­­شوند. اما اقتصاد متکی به مغز انسان و ارزش‌افزوده حاصل از فعالیت شرکت­های دانش ­بنیان همواره تداوم خواهد داشت و تمامی ندارد. چه‌بسا اقتصاد متکی به منابع طبیعی نیز برای پیشرفت کشور احتیاج به بهره­ گیری از فناوری روز دارد.

امروزه علاوه بر عوامل محسوسی نظیر سرمایه فیزیکی، نیروی کار و منابع طبیعی که در قرن­های نوزدهم و بیستم به­ عنوان عوامل تولید و عناصر رشد اقتصادی مد­نظر بوده­ اند، عوامل غیر محسوسی نظیر دانش، اطلاعات و ویژگی­های فرهنگی به­ عنوان منابع جدید رشد اقتصادی در نظر گرفته می­شوند. درگذشته فناوری و دانش به‌عنوان عوامل برون­زا بر تولید و رشد اقتصادی تأثیر داشت، ولی امروزه اعتقاد بر این است که این عوامل درون­زا بوده و بر کارایی کلیه عوامل و منابع رشد اقتصادی تأثیر می­گذارند.

مقام معظم رهبری در خصوص مؤلفه “درون­زا” بودن فرموده­ اند: اقتصاد درون­ زا از دل ظرفیت­ های خود کشور و مردم ما می­ جوشد و با درون­گرایی تفاوت دارد و به این معنا نیست که اقتصاد کشور را محصور و محدود کنیم. مؤلفه دوم به برون­گرایی این اقتصاد می­ پردازند و تعبیر می­کنند که آن با اقتصاد­های جهانی تعامل دارد، از امکانات آن­ها استفاده می­کند و البته باقدرت با اقتصاد کشور­های دیگر مواجه می­شود .ترکیب دو مؤلفه درون‌زایی و برون­گرایی می­تواند هویت رقابتی کشور­ها را مشخص کند و معلوم نماید که چه امکاناتی درون کشور داریم که در تعامل و دادوستد با اقتصاد جهانی برای ما می­تواند ایجاد ثروت کند. ایشان هم‌چنین افزوده­ اند که اقتصاد دانش­ بنیان از مهم­ ترین زیر­ساخت­ های اقتصادی هر کشور است و اگر این موضوع موردتوجه جدی قرار گیرد، قطعاً چرخه علم تا ثروت تکمیل خواهد شد.

 

سند چشم‌انداز

سند چشم­ انداز بیست‌ساله کشور، اهداف و راهبرد­های بلند­مدت کشور برای توسعه را به نمایش می­گذارد. بند سه این سند به‌طور ضمنی راهبرد اصلی توسعه کشور را توسعه دانش ­بنیان مطرح کرده است. به‌طوری‌که با پیگیری این راهبرد اقتصاد ایران باید در سال 1404 به یک اقتصاد دانش ­بنیان تبدیل شود.

علاوه بر تأکید بر اقتصاد دانش­ بنیان در چار­چوب سیاست­های اقتصاد مقاومتی، اهمیت صنایع هایتک و دانش­ بنیان در اسناد بالا­دستی ازجمله سند چشم‌انداز بیست‌ساله کشور نیز مورد تأکید قرارگرفته است؛ جایگاه شرکت­های دانش­ بنیان در افق 1404 و سند چشم­ انداز 20 ساله کشور به‌گونه‌ای پیش‌بینی‌شده است که در سال 1404، باید پنجاه‌درصد از تولید ناخالص داخلی کشور از محل اقتصاد دانش­ بنیان تولید شود.

 

تعریف اقتصاد دانش­ بنیان

برای اقتصاد­دانش بنیان تعاریف متعددی بیان‌شده است که به‌اختصار ارائه می‌­گردند:

طبق تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، اقتصاد دانش­ بنیان اقتصادی است که بر اساس تولید، توزیع و کاربرد دانش و اطلاعات شکل‌گرفته و سرمایه‌­گذاری در دانش و صنایع دانش‌پایه (صنایع دانش‌پایه، صنایعی هستند که در آن­ها سطح بالایی از سرمایه­ گذاری به ابداع و نوآوری اختصاص‌یافته، فناوری­‌های کسب‌شده با شدت بالایی مصرف و نیروی کار از تحصیلات عالی بر­خوردار هستند) موردتوجه خاص قرار می‌گیرد.

سازمان همیاری اقتصادی آسیا و اقیانوس آرام (APEC)، با گسترش ایده مطرح‌شده توسط OECD  در خصوص اقتصاد دانش­ بنیان، آن را اقتصادی می­‌داند که در آن تولید، توزیع و کاربرد دانش، عامل و محرک اصلی رشد اقتصادی، تولید ثروت و اشتغال در تمامی صنایع است. طبق این تعریف، تمامی فعالیت­‌های اقتصادی به‌نوعی به دانش متکی هستند.

طبق تعریف بانک جهانی، اقتصاد دانش ­بنیان شامل چهار رکن اصلی می­‌باشد:

-رژیم‌­های اقتصادی و نهادی (نظام انگیزشی): فراهم­‌کننده انگیزه‌­های لازم جهت استفاده مناسب از دانش، تحریک خلاقیت­‌ها و کارآفرینی  و هم­‌چنین محرکی برای ایجاد کار­آمدی.

-آموزش و توسعه منابع انسانی: برای وصول به یک جامعه با افراد متخصص، خلاق و انعطاف­‌پذیر که تولید­کننده، جذب‌کننده، نشر دهنده و استفاده‌کننده مؤثر از دانایی باشند.

-نظام کارای نوآوری و اختراعات: مشتمل بر بنگاه‌­ها، مراکز تحقیقاتی، دانشگاه‌­ها، مشاوران و سایر سازمان­‌هایی که از ذخایر روزافزون دانایی جهانی بهره گرفته و آن را جذب و با نیاز­های ملی/ محلی وفق داده و تعدیل می­‌کنند.

-زیرساخت­‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات: به‌منظور تسهیل فرآیند­های ارتباطی و اطلاعاتی و هم‌­چنین کسب و انتشار دانش.

بنابر­این در کل اقتصاد دانش­ بنیان به روشی از تولید گفته می‌­شود که در آن از دانش برای ایجاد ارزش‌افزوده محسوس یا غیر محسوس استفاده می­‌شود. فناوری و به ­خصوص فناوری­‌های دانش­ بنیان ابزاری برای تبدیل بخشی از دانش به ماشین­ آلات محسوب می‌­شوند. این دانش می­‌تواند توسط سیستم­‌های پشتیبانی تصمیم ­گیری در زمینه‌­های مختلف اقتصادی برای ایجاد ارزش‌افزوده استفاده شود.

در توضیح تفصیلی می­توان گفت که محور و زیر­ساخت تولید در اقتصاد­های مختلف، به‌خوبی می­تواند وجه تمایز و مزیت­های اقتصاد دانش­ بنیان را نسبت به انواع دیگر مشخص کند. اگر سه نوع اقتصاد کشاورزی، صنعتی و دانش­ بنیان را در نظر بگیریم؛ محور و زیر­ساخت تولید در اقتصاد کشاورزی؛ زمین، آب و شرایط اقلیمی، در اقتصاد صنعتی؛ منابع خام و انرژی اعم از نیروی کار و برق یا زغال‌سنگ یا نفت و … است؛ اما اقتصاد دانش­ بنیان نوعی از اقتصاد است که محور و زیر­ساخت تولید در آن بر مبنای فناوری، یادگیری و مهارت گذاشته‌شده است و ارزش‌افزوده ایجادشده به نسبت کار صورت گرفته در مقایسه با اقتصاد­های کشاورزی و صنعتی بسیار بیشتر است.

اهمیت اقتصاد دانش­ بنیان در سیاست اقتصاد مقاومتی ازآن‌رو مطرح می­شود که دانش یکی از نیرو­های بسیار مؤثر در تحولات اقتصادی و اجتماعی بوده و حتی می­توان آن را  یک کالای عمومی محسوب کرد. دانش و ایده را می­توان بدون کاهش و استهلاک با دیگران به اشتراک گذاشت و درعین‌حال، علی­رغم شریک شدن در دانش با دیگران، برخلاف سایر کالا­های فیزیکی مثل سرمایه، دارایی­های مادی و منابع طبیعی، استفاده از آن از کمیتش نمی­ کاهد و می­توان از آن بار­ها استفاده کرد.

منبع: مجموعه‌ای از بیانات رهبر معظم انقلاب و برخی مقالات

نویسنده : بنفشه دين محمدي آذري / پژوهشگر حوزه مدیریت

نگاهی دقیق‌تر به ماموریت پارک علم و فناوری

نگاهی دقیق‌تر به ماموریت پارک علم و فناوری

در شماره پیشین پارک­‌های فناوری را به اختصار تعریف و تعدادی از پارک­‌های جهان را معرفی کردیم. در این شماره قصد بر­آن داریم تا تعریف کامل­تری از پارک­‌های فناوری، ویژگی‌های آن‌ها و اهداف و جایگاه آن­ها داشته‌ باشیم.

پارک­‌های علم و فناوری  به‌عنوان یکی از نهاد­های اجتماعی و حلقه­‌ای از زنجیره توسعه اقتصادی مبتنی بر فناوری، شکل‌گرفته‌اند. در تعریفی دیگر، پارک علم و فناوری سازمانی است که باهدف افزایش ثروت در جامعه توسط متخصصان حرفه­‌ای مدیریت می­‌شود و جریان دانش و فناوری را میان دانشگاه‌­ها، مؤسسات تحقیق و توسعه، شرکت‌­های خصوصی و بازار به حرکت می­‌اندازد.

تعمیق ارتباط بین دانشگاه‌­ها، سازمان‌­های تحقیقاتی، واحد­های تولیدی و مراکز تصمیم­‌گیری دولتی در جهت توسعه فناوری و علوم کاربردی، ازجمله اهداف ایجاد و توسعه پارک‌­های علم و فناوری است.

از طرف دیگر پارک­‌های فناوری به‌عنوان ابزار جلب و جذب شرکت‌­های مبتنی بر فناوری پیشرفته در سطح بین­‌المللی شناخته می­‌شوند و علاوه برآن محملی برای جذب متخصصان و دانشمندان و توسعه فعالیت کارآفرینان می­‌باشند. همچنین شکل­‌گیری و توسعه بسیاری از پدیده­‌های نو­ظهور تکنولوژیکی از درون این پارک­‌ها است و دولت‌­ها می‌­کوشند با ایجاد محیطی مناسب، شرایط کار و فعالیت را برای شرکت­‌های کوچک و متوسط و جذب شرکت­‌های بین­‌المللی مبتنی بر فناوری را فراهم نمایند.

در تعریفی دیگر در مورد پارک فناوری آمده است:
پارک فناوری واحدی است که:

  • با مؤسسات آموزشی و پژوهشی در ارتباط است.
  • زیرساخت‌­ها و خدمات پشتیبانی، خصوصاً مستغلات و فضا­های اداری را برای واحد­های تجاری فراهم می­‌نماید.
  • وظیفه انتقال فناوری را بر عهده دارد.
  • وظیفه توسعه فناوری را بر عهده دارد.

 

نام‌ها و اصطلاحات پارک فناوری:

در ایالات‌متحده نام‌­های؛ پارک فناوری، پارک تحقیقاتی یا پارک تحقیقات فناوری به کار می‌­رود، اما در بریتانیا و برخی از کشور­های اروپایی اصطلاح پارک علمی رایج­‌تر است. در فرانسه نیز عبارت قطب فناوری بسیار کاربرد دارد. از اصطلاح پارک فناوری درواقع برای توصیف سطح متنوعی از فعالیت‌ها در یک منطقه خاص جهت تحریک توسعه کارآفرینی شرکت­‌های کوچک و متوسط دانش­ محور در یک کشور استفاده می­‌شود.

در ابتدا مقوله پارک فناوری تعریف بسیار محدودی داشت که تمرکز اصلی آن بر مستغلات پارک بود، و طبق این تعریف دانشگاه‌­ها نوعاً مستغلات، فضا­های اداری یا تجهیزات تحقیقاتی را به واحد­های تجاری اجاره می­‌دهند. گاهی اوقات این ترکیب به شهرک­‌های صنعتی یا محل تجمع شرکت‌­ها شباهت می­‌یابد.

امروزه این مقوله توسعه‌یافته است تا محدوده وسیع­‌تری از فعالیت­‌ها شامل توسعه اقتصادی و انتقال فناوری را دربر بگیرد. اما اصطلاحات مترادف با پارک فناوری عبارت‌اند از: پارک تجاری، پارک رایانه­ای، پارک فناوری پیشرفته، پارک صنعتی، مرکز نوآوری، پارک تحقیق و توسعه، پارک تحقیقاتی، پارک تحقیقات و فناوری، پارک علمی و فناوری، شهرک علمی، پارک علمی، مرکز رشد فناوری، قطب فناوری و شهرک فناوری.
جایگاه پارک علم و فناوری:

عدم تکمیل زنجیره ساختاری صنعت و دانشگاه، یکی از موانع توسعه علمی و اقتصادی کشور­هاست. این امر موجب پیدایش شهرک­‌ها و پارک‌­های علم و فناوری از ابتدا دهه 1950 و 1960 در آمریکا و پس‌ازآن در دیگر کشور­های جهان گردید که در ابعاد مختلف و با طیف گسترده­ای از شرح وظایف به‌عنوان حلقه­ای از زنجیره اقتصاد مبتنی بر فناوری توسعه یافتند.

این پارک‌ها امروزه نیز در سراسر جهان وجود دارند و تعدادشان روزبه‌روز در حال افزایش است. پارک­‌های علمی، تحقیقاتی و فناوری نقش بسیار عمده‌­ای در پیشبرد اقتصاد جهان ایفا می­‌کنند. پارک‌­های علم و فناوری علاوه بر ایجاد زمینه فعالیت شرکت‌­های کوچک و متوسط دانش­محور و کارآفرین در یک محیط اقتصادی، بستر لازم را جهت انتقال و توسعه فناوری، تولید با ارزش­افزوده مطلوب، جذب سرمایه‌­گذاری خارجی و ورود کار­آفرینان و واحد­های صنعتی به بازار­های جهانی را فراهم می­‌نمایند.

پارک‌­ علم و فناوری:

  • یک‌نهاد اجتماعی و حلقه­ای از زنجیره توسعه اقتصادی مبتنی بر فناوری است.
  • راهبردی هماهنگ برای توسعه ملی یا منطقه­ ای می‌باشد.
  • شکل­گیری و توسعه بسیاری از پدیده­های نوظهور فناورانه را بسترسازی می‌کند.
  • نقشی محوری در توسعه اقتصادی کشور­ها دارد.
  • توسعه نوآوری­‌های دانش­محور را از طریق مؤسسات کوچک و متوسط سبب‌ساز می‌شود.

 

پارک علم و فناوری سنگاپور (SSP) که درواقع میزبان ۳۵۰ سازمان و شرکت دولتی و خصوصی این کشور در زمینه فناوری بوده و یک هاب بین­المللی در این عرصه به شمار می­رود.

 

اهداف پارک فناوری:

ازجمله اهداف ایجاد پارک­­‌های فناوری، افزایش نوآوری تکنولوژیک، توسعه اقتصادی و اشتغال­­‌زایی متخصصان است و بسیاری از سیاست­گذاران از پارک‌­های فناوری به‌عنوان بخشی از یک راهبرد اندیشمندانه و هماهنگ برای توسعه ملی یا منطقه­‌ای نام می­‌برند. اگر­چه هر شهر یا کشوری ممکن است دلایل متفاوتی برای ایجاد پارک­‌های فناوری داشته باشد، ولی عموماً هدف اولیه از تشکیل یک پارک فناوری افزایش تعداد شرکت­‌های کوچک و متوسط دانش‌­محور است تا در یک محیط اقتصادی به فعالیت بپردازند. از این شرکت­‌ها به‌عنوان پشتوانه بخش خصوصی برای کمک به تنوع اقتصادی نام‌برده می­‌شود. هم‌چنین، کشور­های درحال‌توسعه که تجربه چندانی در زمینه فناوری ندارند، ممکن است از پارک­‌های فناوری جهت جذب سرمایه­‌گذاری خارجی برای ایجاد شغل و همچنین افزایش درآمد­های مالیاتی استفاده کنند.

 

ویژگی­‌های اصلی پارک­‌های علمی و فناوری:

  • مضمون اصلی فعالیت این پارک­‌ها، پژوهش و توسعه در زمینه فناوری­های سطح بالاست و تأکید اصلی روی پژوهش­هایی است که در جهت “توسعه” یک سازمان کاربرد دارد. در این پارک­ها تولید انبوه جایی ندارد و صنایع بزرگ در آنجا تأسیس نمی­‌شوند.
  • پژوهش در این پارک­ها در راستای رفع نیاز­های صنایع مشخص انجام می­‌شود. یعنی در این پارک­ها پژوهش نمی‌­کنند که مثلاً به فرمول­های خاص فیزیک، شیمی، یا ریاضیات دست یابند. بلکه پژوهش می­‌شود تا مشکل خاص و یا تنگنا­­های علمی یک صنعت خاص را حل کنند. به‌بیان‌دیگر، فعالیت­های درونی این مجتمع­ها به‌طور مشخص رنگ تکنولوژیک و بازار دارد تا رنگ آکادمیک.
  • صنایعی که در این پارک­ها تأسیس می­‌شوند، صنایع سبک و تکنولوژیک هستند. این صنایع، ارزش‌افزوده بالایی را تولید کرده و درعین‌حال فاقد سروصدا و آلودگی بوده و به محیط‌­زیست، آسیب نمی­‌رسانند.
  • این مجتمع­ ها محل تمرکز مجموعه­ای از فعالیت­های به‌هم‌پیوسته‌اند. یعنی فعالیت­های درون این پارک­ها (مجتمع­ها) باهم رابطه تنگاتنگ دارند و در صورت لزوم می­‌توانند به یکدیگر خوراک علمی و پژوهشی بدهند.
  • فضای این مجتمع­ها، پارک ‌مانند است و محوطه آن­ها بسیار زیبا، ساختمان­ها معمولاً با ارتفاع کم و مجهز به انواع امکانات تفریحی و خدماتی می­‌باشد. تراکم ساختمان­ها نیز کم است.
  • این مجتمع‌­ها غالباً در ارتباط و با همکاری مستقیم یک یا چند دانشگاه یا موسسه فن­آوری و سرمایه‌­گذاری مشترک آن­ها تأسیس می­‌شوند. البته به­جای دانشگاه، یک مؤسسه تحقیقاتی بسیار مهم هم می­‌تواند این نقش را ایفا کند. به­علاوه دولت­های محلی و بخش خصوصی نیز جزو صاحبان اصلی این پارک‌های علمی هستند. بنابراین مدیریت این پارک­‌ها، به اقتضای ترکیب، بین بخش دولتی، خصوصی و دانشگاهی مشترک است .
  • بخش عمده­ای از واحد­های فعال در پارک­ها معمولاً کوچک و نو­­بنیادند و صاحبان آن­ها را پژوهشگران تشکیل می­‌دهند. البته بسیار اتفاق می­‌افتد که شرکت­هایی همانند آی. بی‌.ام و سونی هم شعبه تحقیق و توسعه خود را به این پارک­ها منتقل کنند.
  • از جنبه جمعیتی (دموگرافیکی) افرادی که در این پارک­ها کار می‌­کنند افراد متخصص و ماهری هستند (نظیر مهندسان، دانشمندان، پزشکان و کارشناسان تحقیق و توسعه) که عمدتاً در مشاغل تکنیکی، پژوهشی و مدیریتی ممتاز به کار مشغول­اند.

و

تصویری از پارک علم و فناوری دایدو کره جنوبی

 

منابع

مجموعه‌ای از مقالات و نشریات تخصصی

پژوهشگر

شادی لطیفیان / پژوهشگر حوزه مدیریت MBA

نویسنده : شادی لطیفیان / دانشجوی کارشناسی ارشد MBA