نوشته‌ها

تیم‌سازی قوی؛ یک الزام برای دانشگاه کارآفرین

تیم‌سازی قوی؛ یک الزام برای دانشگاه کارآفرین

مسئول ارتباط با صنعت پژوهشکده بوعلی گفت: اگر دانشگاهی می‌خواهد کارآفرین باشد باید اصولی را به کار گیرد تا اساتید در کنار سایر آموزش‌ها به دانشجویان اصل مهم تیم‌سازی را یاد دهند.

خودت باش! تو کارآفرینی و این تنها کاریِ که از دستت برمیاد
مهندس باقری در نشست «شرکت‌های دانش‌بنیان از تولد تا موفقیت» با محوریت کارآفرینی که در دانشکده علوم دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: شاید در سیاست‌گذاران حوزه‌های مختلف، تطبیقی در میان دانش‌آموختگان و فرصت‌های شغلی دیده نشده و بسیاری از افراد بیکار مشاغلی را انتخاب کرده‌اند که غیر مرتبط بوده است. این امر باعث شده تا هزینه‌های زیادی برای کشور گذاشته شود و شاید بعضی از سیاست‌گذاران ما فراموش کرده‌اند که بیشتر به موضوع کارآفرینی اهمیت دهند.
وی افزود: دانشجویان در ترم سوم باید بدانند که به چه حرفه‌ای علاقه دارند و این امر باعث می‌شود که به صورت هدفمند به کلاس بروند و صحبت‌های استاد را درک کنند. دانشجو باید بداند که به حوزه‌های مختلفی مانند پژوهش، خدمات، بازار، تولید، آموزش و … علاقه‌مند است چرا که در ترم آخر تحصیلی خود تازه به این فکر نیفتد که باید چه شغلی را انتخاب کند. اگر دانشجویان به این موضوع مهم توجه کنند قطعاً پیروز و موفق خواهند شد.
مسئول ارتباط با صنعت پژوهشکده بوعلی تصریح کرد: در دانشگاه فردوسی مشهد چهار مرکز رشد وجود دارد و مراکزی هستند که افراد دارای ایده وارد این مجموعه می‌شوند و ایده‌های خود را به یک محصول تبدیل می‌کنند. این امر موضوعی است که در تمام دنیا به عنوان یک قدرت استراتژیک به کار گرفته می‌شود و ما هم باید این حرکت را انجام دهیم چرا که از دیگر کشورها عقب می‌افتیم.

حکایت کارآفرین کهنه کار: از دست‌فروشی تا تولید اولین هلیکوپتر رادیو کنترل ایران
وی بیان کرد: استارتاپ‌ها در واقع ایده‌هایی است که توسط یک تیم با توجه به نیاز جامعه ارائه می‌شود و به یک‌باره رشدهای غول‌آسایی می‌کنند. این موفقیت‌ها تنها با هم‌افزایی و همکاری یک تیم میسر می‌شود و می‌توانیم به نیازهای جامعه، جامه عمل بپوشانیم. کتابی تحت عنوان «17 اصل کار تیمی» وجود دارد که بیان می‌کند در یک کار تیمی باید چه اقداماتی را انجام داد.
باقری خاطرنشان کرد: دانشگاه سه نسل دارد، در نسل اول آموزشی، نسل دوم آموزشی و پژوهشی و دانشگاه‌ها در نسل سوم به سمت کارآفرینی پیش رفته‌اند و اگر دانشگاهی می‌خواهد کارآفرین باشد باید اصولی را به کار گیرد تا اساتید در کنار درس، به دانشجویان آموزش دهند. باید یادآور شد که برای انجام و تحقق این امر مهم، اولین اصل تیم‌سازی قوی است که باید مورد توجه همگان قرار گیرد.

خودت باش! تو کارآفرینی و این تنها کاریِ که از دستت برمیاد

خودت باش! تو کارآفرینی و این تنها کاریِ که از دستت برمیاد

 

ما کارآفرین‌جماعت، همیشه تحت تاثیر حرفا، قضاوت ها و فشارای بقیه هستیم، همیشه مورد انتقاد قرار گرفتیم، همیشه بهمون بار منفی منتقل شده، اما بذارید یکم با هم گپ بزنیم!

حتما شمام مثل من این عبارت ها براتون آشناست:

  • مگه دیوونه ای صبح تا شب خودتو درگیر میکنی؟
  • چرا دوس داری استرس داشته باشی همیشه؟
  • چرا الکی ذهنتو درگیر چیزی میکنی که تهش معلوم نیست چی میشه؟
  • چی میشه یه شب دیر نخوابی؟ مثِ آدم زندیگتو بکنی؟
  • چرا مثِ بقیه آدما زود بیدار نمیشی پاشی بری پشت میزت؟!
  • چرا نمی تونی رو یه کاری تمرکز کنی؟
  • چرا نمیری یه جای ثابت با حقوق ثابت مثل آدم زندگیتو کنی؟
  • فردا روز زن و بچه دار میشی، اونارو میخوای چیکار کنی؟
  • و عبارتایی مثه اینا

خوب یا بد، ما همینیم، چون خودمون انتخابش کردیم، خودمون خواستیم این شکلی باشیم، خودمون خواستیم مثل بقیه نباشیم!

پس بذار یه چیزی رو بهت بگم، «یکی مثل خودت باش، مثل بقیه زیاده، بقیه به اندازه کافی هستن! سعی کن خودِ بهترینت باشی»

واقعا مثل بقیه زیاده، خیلی راحت میشه همرنگ جماعت شد، زخم زبونای دیگرانو نشنید، قضاوت نشد و هزار تا چیز دیگه، اما ما همینیم، ما کارآفرینیم، ما خواستیم که خودمون باشیم!

ما میخوایم به رویاهامون برسیم، اسمی ازمون بمونه، تلاشمونو کرده باشیم و مهمتر از همه، همونی باشیم که خودِ واقعی‌مونِ.

خلاصش اینکه، همه میل به همرنگ جماعت شدن دارن، اما اگه تو متمایز باشی، اولش سخته، اولش طرد میشی، مسخرت میکنن، نا امیدت میکنن، قضاوت یا شماتت میکنن، تحت فشارت میذارن و زیر سئوالت میبرن!


اما الان وقتشه انتخاب کنی، کم کم خودتُ از دست بدی و بشی یکی مثل همه یا بشی یکی مثلِ خودت، اون موقع‌س که دیگه تو رو میبنین، اون موقع‌س که همون آدما میخوان مثل تو بشن، چون عادت دارن مثل دیگران بشن. عادت دارن کپی باشن، عادت دارن مثل هم باشن!

اگه از من میشنوی، خودت باش! اگه کارآفرین هستی، پس این تنها کاریِ که از دستت برمیاد

 

 

http://manuelohan.com/beyourself/  منبع

گنج نوآوری در سوله متروکه

گنج نوآوری در سوله متروکه

سال پیش اکبر علیزاده فکر می‌کرد که روزی دستاوردش به کارخانه‌ای تبدیل شود که دیگر به کوره، ماشین‌آلات و دستگاه نیاز نداشته باشد؟ روزی فکر می‌کرد که تمام تجهیزاتی که خریداری می‌کند دکور شود؟ روزی فکر می‌کرد که هر هفته و هر ماه صدها نفر از او یاد کنند؟
اکبر علیزاده در سن 93 سالگی برگه‌ای را امضا کرد که طی آن خاطراتش را در جاده مخصوص جای گذاشت. او اجازه داد، بیش از 1000 نفر در جاده مخصوص شاغل شوند و البته هر روز و هر ماه بر تعداد آنها اضافه شود.
او که 95 سال دارد در تمام مصاحبه‌هایش گفته است: «در ایران اگر کسی می‌خواهد وارد صنعت شود، می‌بایست عاشق باشد. اگر هدف پولدار شدن است، شاید واسطه گری کار مناسب‌تری باشد زیرا مشکلات عرصه تولید آن چنان زیاد است که پس از مدتی شخص را منصرف خواهد کرد، اما کسی که عاشق است می‌ماند و با کمک خلاقیت و نوآوری برای بقا مبارزه می‌کند.»
او با همین باور ذهنی، کارخانه متروکه خود را به جوانان خلاق و نوآور امروز سپرد تا آنها در این کارخانه ساکن شوند و به تولیدی بپردازند که کشور به آن نیاز دارد. در این کارخانه فکر و ایده تولید می‌شود. البته اکبرعلیزاده هم کار و صنعت خود را رها نکرده بلکه در 17 کیلومتری جاده مخصوص مستقر شده و همچون گذشته به تولید الکترود جوشکاری مشغول است.
می‌خواهم از کارخانه‌ای برای شما بگویم که رنگ و رویش تغییر کرده و دیگر هیچ آلایندگی ندارد. کارخانه‌ای که خیلی از صاحبان ایده، برای رفتن به آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند.

حوالی آزادی جنب ایستگاه بیمه

وقتی می‌گویم کارخانه؛ همه تصور می‌کنند که ما از مسافت دور صحبت می‌کنیم و فکر می‌کنند تمام کارخانه‌ها در حاشیه شهر هستند. اما برای رسیدن به این کارخانه فقط 7 دقیقه با میدان آزادی فاصله دارید، اگر با مترو هم بخواهید بروید که ایستگاه بیمه تقریباً دیوار به دیوار کارخانه نوآوری است، همان کارخانه‌ای که سال‌ها الکترود جوشکاری تولید می‌کرد.
اگر چند دقیقه روبه‌روی در ورودی، کارخانه بایستید جمعیت زیادی از زنان و مردان جوانی را می‌بینید که با انگیزه وارد این کارخانه چند هزار متری می‌شوند و می‌خواهند آینده خود را بسازند.
چین و چروک صورتش از او یک مرد 32 ساله ساخته بود. می‌خواست وارد کارخانه نوآوری شود که از او پرسیدم، شما اینجا مستقر هستید؟ گفت: دو ماهی است که به اینجا آمده‌ام و می‌خواهم برای کشورم مفید باشم، کلی ایده دارم که یک ایده آن پذیرفته شده است. با سرعت وارد کارخانه شد و به سمت یکی از سوله‌ها رفت.
پشت سر او وارد کارخانه شدیم، روبه‌روی ما و در یک ردیف تا جایی که چشم کار می‌کرد سوله (فضاهای بزرگ سرپوشیده که در گذشته خطوط تولید الکترود در آن مستقر بوده است) بود. سوله اول مربوط به کارهای اداری و به قول معروف بروکراسی بازی بود.

جریان این 8 کانتینر چیست؟

ما وارد سوله دوم شدیم. سوله‌ای که 1000 متر بود. برعکس تمام کارخانه‌ها و اداره‌ها همه لبخند بر لب داشتند و با روی گشاده با ما گپ زدند. چند دقیقه از ورودمان به سوله نگذشته بود که کانتینرهای خاکستری نظرمان را جلب کرد. در این کانتینرها افراد حسابی مشغول صحبت کردن بودند. از یکی از کسانیکه داشت از راهرو عبور می‌کرد، پرسیدیم که جریان این 8 کانتینر چیست؟ گفت: این کانتینرها برای ما حکم آینده را دارد. در این کانتینرها مذاکره می‌کنیم، قرارداد می‌بندیم و با همکارانمان جلسات تخصصی می‌گذاریم.

وقتی از آن راهرو عبور کردیم، به سالن بزرگی رسیدیم که ناخودآگاه من را یاد سالن والیبال آزادی انداخت. سالنی پر از صندلی و میزهای بزرگ که تعداد زیادی جوان دور آن نشسته و با کامپیوتر مشغول کار کردن، بودند.

اینجا زمان تعریف دیگری دارد

برای آنها زمان تعریف ویژه‌ای دارد، چرا که می‌دانند روی صندلی‌هایی که نشستند زمان زود می‌گذرد و باید جای خود را به دیگران بدهند. البته در این سالن، روز شمار و ماه شمار برای ماندن وجود ندارد، اما کسانیکه آنجا هستند، به خاطر استقلال در فعالیت، ترجیح می‌دهند بروند و برای خود دفتر و دستکی راه بیندازند.
در اینجا با اولین فردی که آشنا شدیم، در حوزه شتابنده‌ها فعال بود. شتاب دهنده‌ها مجموعه‌هایی هستند که برای ایده‌های نو و استارتاپ‌هایی که فعالیت آنها امکان تجاری‌سازی دارند، سرمایه‌گذاری می‌کنند. شتاب دهنده‌ها درصدی از سهم استارتاپ‌ها را می‌گیرند و استارتاپ‌ها با حمایت مالی که از سوی شتابنده‌ها می‌شوند، بنیه مالی برای انجام فعالیت پیدا می‌کنند و می‌توانند ایده‌های خود را عملیاتی کنند.
شتاب دهنده‌ای که با ما صحبت می‌کرد، گفت: ما به غیر از هزینه‌های مالی، زیرساخت و فضای اشتراکی هم در اختیار استارتاپ‌ها قرار می‌دهیم.

با سیلیکون ولی غذا آشنا شوید

Wageningen یک شهر تاریخی در مرکز هلند و در استان گلدرلند است. شهرت این شهر 38 هزار نفری به خاطر دانشگاه Wageningen است که دانشگاهی معتبر در زمینه علوم زیستی محسوب می شود. اما این سالها دلیل دیگری هم برای شهرت این شهر بوجود آمده است. این شهر، قلب یک انقلاب جدید با هدف آغاز تاثیرگذاری در صنایع غذایی و تولید محصولات کشاورزی است. اگرچه این منطقه با دشت های مسطح احاطه شده است اما از اعتبار “سیلیکون ولی” استفاده کرده و نام خود را “فودولی” قرار داده است تا اشاره ای داشته باشد بر نوآوری و شور و شوق فراوان استارت آپ های این منطقه.

Wageningen به عنوان یکی از قطب‌های اصلی تحقیقات کشاورزی، در تلاش است تا خود را با دنیایی وفق دهد که در آن استارت آپ ها و سرمایه گذاران خطر پذیر برای موفقیت و کسب اعتبار اشتیاق فراوانی دارند. شرکت‌های کوچک و متوسط، موسسات دانشگاهی و پژوهشی و آژانس‌های دولتی در هلند گرد هم آمده اند تا حول دانشگاه Wageningen اکوسیستم چند سازمانی Foodvalley را پدید آورند و راه‌حل‌های نوآورانه در شیوه‌های کشاورزی و تولید مواد غذایی سالم را توسعه دهند.

طبق گزارشات AgFunder از 2012 تا 2017 سرمایه گذاری در بخش فناوری‌های غذایی مانند سیستم‌های مدیریت مزرعه و روباتیک و مکانیزاسیون سه برابر شده و به سالانه 10 میلیارد دلار رسیده است. علاقه شدید به سرمایه گذاری در بخش فناوری‌های کشاورزی و متعاقباً افزایش تولید مواد غذایی، نتیجه افزایش تقاضا برای محصولات پروتئینی به ویژه گوشت از جانب کشورهای در حال توسعه است زیرا افزایش بی رویه این تقاضا عرضه مواد غذایی پروتئینی را با مشکل دچار کرده است. این افزایش تقاضا به حدی است که بر اساس بررسی سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل انتظار می‌رود میزان گوشت مصرفی در سطح جهان تا سال 2050، 76 درصد افزایش یابد. در کنار این مورد، باید به تغییر سلیقه مصرف کننده غربی نیز اشاره کرد. خواست مردم کشورهای توسعه یافته عمدتاً از برندهای تولید انبوه به سمت محصولات ارگانیک و سالم تغییر کرده است.

هلند، مهد کشاورزی

کشور هلند تنها 17 میلیون جمعیت دارد اما به لحاظ مساحت کم آن (41 هزار کیلومتر مربع)، متراکم ترین کشور اروپا بر حسب تعداد افراد در هر متر مربع محسوب می‌شود. با توجه به این که مردم این کشور به زمین و آب دسترسی محدودی دارند، در گذشته آن ها به طور سنتی به تکنیک‌های کشاورزی متمرکز تکیه کرده بودند. اما با گذشت زمان این تکنیک‌ها فشار زیادی به محیط و شرایط زندگی موجودات وارد کرده است. لذا روش‌های جدیدی نیاز بود که علاوه بر سازگاری با محیط زیست، بهره وری را نیز افزایش دهد. آن‌ها علم مواد غذایی را به عنوان یکی از اولویت‌های خود قرار داده و یکی از کارآمد‌ترین اکوسیستم های کشاورزی جهان را توسعه دادند.

مسئله چیست؟

در حالی که موسسات تحقیقاتی مانند دانشگاه Wageningen در بخش کشاورزی و مواد غذایی دانش زیادی را تولید کردند و عاملی برای پیشرفت‌های تکنولوژیکی بوده اند اما این مراکز توسط شرکت‌های کوچک و متوسطی که صنعت کشاورزی هلند به آن ها متکی است، قابل دسترسی نبودند. در عین حال شرکت‌های کوچک و متوسط فاقد منابع لازم برای انجام تحقیق و توسعه خود بودند. در بخش کشاورزی هلند نیاز به ایجاد روابط بین ذینفعان مختلف وجود داشت تا آنها بتوانند دانش مربوطه را به اشتراک بگذارند و برای بهبود صنعت کشاوزی همکاری کنند.

پاسخ به چالش موجود چه بود؟

تلاش‌ها برای اتصال مراکز دانش به کمپانی‌ها در اوایل دهه 1990 آغاز شد تا این که در سال 2004، فودولی در بخش مواد غذایی Wageningen راه اندازی شد. فودولی با هدف تولید غذاهای سالم‌تر و خوش‌مزه‌تر، توسعه روش‌های تولید پایدار را در دستور کار خود قرار داد. فودولی به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی، از دریافت حق عضویت از شرکت‌ها و کمک‌های مالی دولت هلند و اتحادیه اروپا هزینه‌های خود را پوشش می‌دهد. اگرچه در این منطقه شرکت‌های بزرگ نیز وجود دارند اما تعداد شرکت‌های کوچک و متوسط به مراتب بیشتر است.

شرکت‌های تحقیقاتی زیادی در این منطقه به کسب و کارها خدمات می‌دهند مانند NIZO که بینش‌های تحقیقاتی را به یک فناوری تجاری مناسب تبدیل می‌کند تا کسب و کارهای کوچک و متوسط بتوانند از آن استفاده کنند. همچنین بنگاه‌های دیگر مانند HAN BioCenter آزمایشگاه و امکانات تحقیقاتی مقرون به صرفه‌ای را برای این شرکت‌ها فراهم می‌کند.

همچنین سازمان‌ها برای حمایت از شرکت‌هایی که ذیل آن کار می‌کنند برنامه‌های متنوعی را برای شتابدهی و بازاریابی به آن‌ها ارائه می‌کنند. به عنوان مثال پورتال worldfoodinnovations.com نوآوری‌های زراعی در هلند را به جهان معرفی می‌کند. چنین طرح‌هایی از جنبه‌های گوناگون می‌تواند مفید باشد. شرکت‌های کوچکتر از دسترسی به نتایج آخرین تحقیقات، بازارهای خارجی، سرمایه و شریک بهره مند می‌شوند و بنگاه‌های بزرگ‌تر استارتاپ های آینده دار را شناسایی و با مراکز تحقیقاتی دانشگاه بیشتر از گذشته تعامل می‌کنند.

شهرت و اعتبار دانشگاه باعث شده تا منطقه ای با شعاع 10 کیلومتر، شامل 200 شرکت حول آن شکل بگیرد. برای کمک به ایجاد پیوندها با بخش خصوصی، دانشگاه در سال 2004 گروهی با نام Food Valley NL و با هدف شبکه سازی ایجاد کرد که به افراد تازه کار و شرکت‌های کوچک کمک می‌کرد تا با شرکت‌های بزرگ و شرکای تجاری جدید مرتبط شوند. همچنین ارائه مشاوره‌های حقوقی و تجاری نیز از وظایف این گروه بود.

پشت این پنج سنگ ماندم و کارآفرین نشدم

پشت این پنج سنگ ماندم و کارآفرین نشدم

زهرا انصاری در این مطلب با شهامتی ستودنی خود را سوژه مطلب کرده است. انگار که در برابر آینه ایستاده و دارد اعتراف می‌کند چرا با وجود اینکه تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی‌اش در حوزه کارآفرینی بوده اما نتوانسته در قامت یک کارآفرین ظاهر شود. البته این رفتار واقع بینانه و خودانتقادگر که در فرهنگ عمومی ما نادر اتفاق می‌افتد اتفاقاً یکی از ملزومات رسیدن به اکوسیستم کارآفرینی است. نمی گویم هزار دلیل برای کارآفرین نشدن من وجود دارد اما هستند علت‌های ریز و درشتی که وقتی دقیق می‌شوم و روی هم می‌چینم، می‌رسم به دیواری که مانع از تفکر کارآفرینی من شده است.

از غلط بودن جوابم هراسیده ام

گاهی جواب یا ایده‌ای آن قدر در مغزم یا روی زبانم مزه مزه شده که زمانش دیر شده است. عین دوران مدرسه که معلم سؤال می‌پرسید و جوابش را می‌دانستم اما می‌ترسیدم از غلط بودنش. ناچار همرنگ جماعت حداکثری می‌شدم و از جوابی که نوک زبانم بود صرف نظر می‌کردم. غافل از اینکه فرصت یک بار چشمک می‌زند و وقتی دستت را به علامت فهمش بالا نبری، از قافله جا می‌مانی.

دلبسته استخدام بوده ام

از کودکی تاکنون گزینه‌های روی میز برای آینده شغلی‌ام فقط استخدام بوده. گاهی آنقدر شور و اشتیاق استخدام زیر پوست آدم می‌خزد که به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کند، چه برسد به آفرینش کار.

جرأت بازگشت از مسیر رفته را نداشته‌ام

در بحبوحه درس و کنکور، انتخاب رشته‌ای داشته‌ام که بر حسب علاقه نبوده و از انتخاب آنها هدفی مشخص را دنبال نکرده ام. میانه راه فهمیده‌ام که مسیر اشتباه است اما باز جرأت بازگشت از مسیر رفته را نداشته ام. انتخاب رشته تحصیلی شاید از مهم‌ترین شالوده‌های زندگی من بوده است که بقیه قسمت‌های زندگی و آینده‌ام بر اساس آن بنا شده است.
افکار خود را محدود به راه‌های شناخته شده و رشته تحصیلی‌ام کردم و اگر در این گیر و دار فرصتی برایم پیش آمد آن را نادیده گرفتم.

همیشه به دنبال تأیید دیگران بوده‌ام

همیشه تنهایی خرید کردن برایم آزار دهنده بوده است، حتماً باید کسی همراهم باشد تا تأیید کند، بویژه درباره خرید لباس. حتی اگر بین دو گزینه بمانم و مثلاً خودم رنگ سبز را بپسندم و همراهم رنگ قرمز را انتخاب کند، نظر او را ترجیح می‌دهم، هر چند منجر به پشیمانی‌ام شود. علاوه بر اینها، خیلی کم پیش می‌آید تنهایی پارک یا سینما بروم.

گاهی مشورت‌ها ما را از تعقیب ایده‌ها دلسرد می‌کنند

پیش آمده که ایده نوآورانه‌ای را در ذهنم پرورش داده‌ام و بارها و بارها مرور کرده‌ام و پله‌های رسیدن به موفقیت و عملی کردن ایده را چیده‌ام اما هر وقت با خانواده یا همقطاران و دوستانم مطرح کرده‌ام، آنقدر نه در کار آورده‌اند، از شکست صحبت کرده‌اند و سنگ‌های جلوی راه را نشانم داده‌اند که به کل از آن ایده دست کشیده‌ام و بعدها وقتی دیده‌ام شخص دیگری دست به همان کار زده و موفق شده، برایم فقط حسرتش باقی مانده است.

هنر وقتی چرخ زندگی را چرخاند : از بافندگی با پره دوچرخه تا کارآفرینی

هنر وقتی چرخ زندگی را چرخاند : از بافندگی با پره دوچرخه تا کارآفرینی

از بافندگی با پره دوچرخه تا کارآفرینی

بافندگی با پره دوچرخه تا کارآفرینی، روایت بانویی است که علاقه به صنایع دستی را از کودکی در سر می‌پروراند و اکنون کارآفرین نمونه‌ای در مازندران است که نه تنها منبع درآمد مناسبی برای خانواده خود ایجاد کرده است بلکه ده‌ها خانوار دیگر هم از این راه روزی حلال کسب می‌کنند.
صنایع دستی، یکی از هزاران هزار شغلی است که به‌عنوان منبع درآمدی برای خانوارها از گذشته تاکنون دارای اهمیت فراوان بوده و اگرچه در برخی از دوران به‌دلیل برخی از مشکلات کمرنگ شده اما همچنان می‌تواند نقش مهمی در اشتغال خانوارها ایجاد کند.
مازندران در کنار کوه، دریا و جنگل، نه‌تنها با سرسبزی جنگل‌ها و مراتع و کرانه آبی خزر، بلکه با هنر صنایع دستی هم شناخته شده، هنری اصیل و سنتی که با قدمت بیش از ۱۰۰ هزارساله در مهد صنایع دستی کشور، تشنه حمایت مسؤولان است.
استان مازندران، استانی با آب و هوای مطلوب است که در کنار همه زیبایی‌ها، سرسبزی‌ها و زیستگاه مناسب و دارا بودن جنگل و دریا به‌عنوان قطب گردشگری، در بخش صنایع دستی هم از قدمت دیرینه برخوردار بوده و گردشگران فراوانی را به خود اختصاص داده است.
صنایع دستی در استان مازندران قدمتی به دیرینگی ایران‌زمین دارد و براساس آنچه توسط کارشناسان میراث و صنایع دستی عنوان می‌شود، با توجه به قدمت آثار مکشوفه در دره شوش غربی و شرقی رستمکلا، مطالعات و پژوهش‌های باستان‌شناسی ثابت کرد که آثار به‌دست‌آمده از مازندران دارای قدمت بیش از ۱۰۰ هزار ساله است، این دست‌افزارهای سنگی به‌عنوان قدیمی‌ترین صنایع دستی نیاکان ما در مازندران مطرح بوده است.
صنایع دستی استان مازندران همچون سایر مناطق کشور، دارای پیشینه و سابقه‌ای چندین هزار ساله است و از حدود ۲۰۰ بیشتر از ۸۰ رشته صنایع دستی در مازندران تولید می‌شود و براساس آخرین آمار بیش از ۱۲ هزار صنایع دستی‌کار بومی، در استان زندگی و دارای کارت شناسایی از میراث فرهنگی هستند.

کدام تولید؟ کدام کارآفرینی؟
رشته صنایع دستی مصوب معاونت صنایع دستی کشور بیشتر از ۸۰ رشته در مازندران تولید می‌شود و براساس آخرین آمار بیش از ۱۲ هزار صنایع دستی کار بومی، در استان زندگی و دارای کارت شناسایی از میراث فرهنگی هستند.
بر اساس تازه‌ترین داوری صنایع دستی کشور که در تهران انجام شد، ۱۷ اثر هنرمندان صنایع دستی مازندران موفق به کسب نشان ملی مرغوبیت یا همان مهر اصالت شدند که مهر اصالت بین‌المللی گواهینامه‌ای است که شورای جهانی صنایع دستی برای حفظ، احیا و تداوم مشاغل بومی و سنتی به هنرمندان می‌دهد و با این مهر آثار آنان قابلیت عرضه به بازارهای ملی و جهانی را پیدا می‌کند و با این تعداد از آثار اعلام‌شده، مازندران ۶۵ اثر صنایع دستی دارای مهر اصالت را در کارنامه خود دارد.
براساس اطلاعات اعلام‌شده بیش از ۷۰ نوع محصول صنایع دستی به همت هنرمندان مازندرانی در سبد صادرات قرار گرفته و راهی بازارهای جهانی شده و استان مازندران در صنایع دستی همچون چرم، نمد، لاک‌تراشی، حصیربافی، گلیم، جاجیم، بافته‌های ابریشمی، پوستین‌دوزی، صنایع فلزی، صنایع سنگی، سفال، البسه محلی و سوزن‌دوزی تولیدکننده است.
و اینک در کنار همه داشته‌های مختلف در صنایع دستی، معرفی کارآفرینان در بخش صنایع دستی موضوع این بخش از گزارش ماست، هنری که با استفاده از هنر دست هنرمندان، نخ و رنگ، و با نقش‌‌ و نگار‌های طبیعت و با استفاده از رنگ‌های شاد در بافت، در فروشگاه‌های صنایع دستی در مقابل چشمان خریداران می‌درخشد.
معرفی کارآفرینان یکی از برنامه‌هایی است که با تلاش تیم خبرگزاری فارس در دستور کار قرار گرفته و در این راستا در بخش‌های مختلف صنعت، کشاورزی، امداد، صنایع دستی و گردشگری و بخش‌های مختلف دیگر تلاش داریم تا کارآفرینان نمونه و البته گمنام مازندران را معرفی کنیم.
تهیه گزارش از کارآفرین تحت پوشش کمیته امداد در شهرستان بهشهر با موضوع «بانویی که کار کرد تا سربار نباشد» با استقبال گرم کارآفرین، خانواده بزرگ امداد و بسیاری از شهروندان و هم‌استانی‌ها قرار گرفت و اکنون تلاش داریم در ادامه راه کارآفرینان مختلف در بخش‌های دیگر را به جامعه معرفی کند.
برای معرفی بانویی کارآفرینان از خطه مازندران، روانه منطقه زاغمرز در شهرستان بهشهر در شرق استان پهناور مازندران شدیم، بانویی که نه‌تنها در یک نوع از صنایع دستی بلکه کلکسیونی از صنایع دستی را می‌داند و به آموزش هنرهای مختلف دستی مازندران مبادرت دارد.
همچون همیشه، با قوت تعیین‌شده قبلی روانه منطقه زاغمرز شدیم و با توجه به آدرسی که از قبل داشتیم، به‌راحتی کارگاه این بانوی توانمند را یافتیم و با تماسی کوتاه، او را مقابل درب کارگاه با شوق و ذوق خاصی دیدیم، شوقی که بدون شک برگرفته از همین ارتباط کاری و رنگ‌ها و آشتی با طبیعت است.
وارد کارگاه کوچکی شدیم، کارگاهی کوچک حدود 20 متری که در گوشه و کنار آن انواع و اقسام کارهای دست را به‌راحتی می‌توانی ببینی و از گلیم، ‌جاجیم، سفره‌دوزی گرفته تا کیف‌دوزی و عروسک‌دوزی هنر دست این بانوی توانمند در منطقه زاغمرز است، بانویی اصالتاً اهل اردبیل اما عاشق هنرهای دستی مازندران.

 

چگونه زبان بدن به درک هوش هیجانی افراد کمک می‌کند؟

چگونه زبان بدن به درک هوش هیجانی افراد کمک می‌کند؟

هوش هیجانی شامل خودآگاهی احساسی، مدیریت عواطف و توانایی خواندن و مدیریت احساسات دیگران است. بیش از نیمی از ارتباطات ما غیرکلامی و به صورت زبان بدن است. اولین تحقیقات در مورد بیان احساسات انسانی توسط «چارلز داروین» انجام شد. این تحقیقات نشان داد که در جهان، عواطف بشری به صورت مشابه ابراز می‌شوند و احتمالا خواندن این احساسات و عواطف ابراز شده از چهره افراد شروع می‌شود.

تست هوش هیجانی «MSCEIT» با خواندن چهره‌هایی که عواطف مختلف را نشان می‌دهند، احساسات را شناسایی می‌کند. بعد از آن درباره توانایی در شناسایی احساسات، درک علل و نحوه استفاده از آن  همچنین حل مسئله به کمک احساسات و … گزارش می‌دهد و «احساسات» را با فرایند «تفکر» می‌آمیزد.

اما چرا فردی که می‌تواند احساسات خود را از طریق زبان بدن ابراز کند و احساسات دیگران را از طریق زبان بدن‌شان بخواند، دارای ویژگی‌های مهم موفقیت در زندگی شخصی و حرفه‌ای است؟ به این دلیل است که هوش هیجانی پیش‌بینی کننده موفقیت در زندگی و حرفه است.

در ادامه به بعضی از کاربردهای خواندن زبان بدن در درک هوش هیجانی اشاره می‌شود:

۱. برقراری ارتباط با دیگران:

تحقیقات نشان می‌دهند که ارتباطات غیرکلامی بیش از 50 درصد کل ارتباطات روزمره را شامل می‌شود. ممکن است فرد در خواندن ارتباطاتِ فراتر از کلام در مخاطب و همچنین برقراری ارتباط به کمک زبان بدن ناتوان باشد. بنابراین نیمی از ارتباط از یک سو و نیم دیگر آن در بخش دیگر دچار آسیب شده و در این صورت در انتقال پیام اختلال جدی وارد می‌شود.

۲. ایجاد زمینه‌ای برای درک کلام:

زبان بدن پیش زمینه‌ای برای درک کلمات استفاده شده فراهم می‌کند. وقتی کلمات به کار رفته با زبان بدن شخص مغایرت داشته باشند، ‌نشان از یک نکته قابل تامل دارد. یک روانشناس، مربی و مشاور سازمانی در این باره می‌گوید: «در اغلب فرآیندهای درمانی با این مورد مواجه می‌شوم. ممکن است از مراجعم درباره احساسش بپرسم. مثلا از او بپرسم امروز حالت چطور است؟ و او پاسخ می‌دهد «خوب»، اما سرش را به گونه‌ای تکان می‌دهد که کلامش را نقض می‌کند. در چنین شرایطی این من هستم که باید تناقض موجود را بیشتر بررسی کنم.

«هوش هیجانی پاسخی احساسی است که هرکس، در هر سنی می‌تواند آن را بیاموزد.»

۳. ایجاد همدلی:

زبان بدن به ارتباط گرفتن با افراد و نیازهای آن‌ها کمک می‌کند. این افراد می‌توانند یکی از اعضای خانواده‌، دوستان‌، همکاران یا مشتریان شما باشند. در کسب‌و‌کارهای مختلف کسی که به‌شکل منحصر به فرد نیازهای مشتری را می‌خواند، درک می‌کند و سپس به آن‌ها می‌پردازد، موفق‌ترین فرد در آن کسب‌و‌کار خواهد بود.

۴. مراقبت مناسب:

بعضی اوقات افراد قادر به بیان احساسات خود به وسیله کلمات نیستند. شاید این افراد EQ پایینی داشته باشند. شرایط پزشکی و روانی در بعضی بیماری‌های خاص مانند بیماری آلزایمر، زوال عقل و افسردگی باعث می‌شود افراد نتوانند و یا نخواهند با استفاده از کلمات ارتباط برقرار کنند. مراقبت مناسب از چنین افرادی نیازمند خواندن مناسب زبان بدن‌شان است.

۵. موفقیت شغلی:

موفقیت صاحبان مشاغلی مانند بازپرسان، کارآگاهان ویژه، مصاحبه‌کنندگان شغلی، مصاحبه‌کنندگان اداره مهاجرت و امنیت فرودگاه مستلزم مهارت بالایی در خواندن زبان بدن است. صاحبان این مشاغل فرصت کوتاهی برای مشاهده یا تعامل با شخص در اختیار دارند. آن‌ها درطی این لحظات باید عواطفی مانند ترس، اضطراب یا فریب را تشخیص دهند که ممکن است منجر به سوالات بعدی شود.

سال ۲۰۲۰ و وضعیت اینترنت اشیا در کشور

سال ۲۰۲۰ و وضعیت اینترنت اشیا در کشور

از سال 2014 که مفهوم «اینترنت اشیا» در دنیا فراگیر شده، مؤسسات مطرح دنیا نظیر گارتنر، دیلویت، فراست، IDC و… آمارهای مختلفی برای تعداد اشیای متصل به اینترنت، پیش‌بینی بازار این فناوری و روند توسعه آن در دنیا ارائه کرده‌اند که اکثر آنها به وضعیت اینترنت اشیا در سال 2020 برمی‌گردد. اکنون که وارد سال 2020 میلادی شده‌ایم به سراغ کارشناسان حوزه اینترنت اشیا رفتیم و از آنها خواستیم درباره آمارهای تعداد اتصال اشیا به اینترنت، بازار آن و وضعیت اینترنت اشیا در کشورمان بگویند.

30 میلیون شیء متصل به اینترنت

«بیشتر آمارها حاکی از آن است که در سال 2020 تعداد 30 میلیون شیء به اینترنت متصل خواهد شد.

بیش از 800 میلیون ابزار پوشیدنی از سوی مردم دنیا استفاده می‌شود که پیش‌بینی می‌شود نرخ استفاده از ابزارهای پوشیدنی تا سال 2022 به بیش از 1100 میلیون ابزار پوشیدنی برسد.»فرزاد ابراهیمی رئیس مرکز تعالی اینترنت اشیا آسیا و اقیانوسیه (ITU) با بیان مطلب فوق گفت: سایز جهانی بازار اینترنت اشیا در سال 2020 در مراجع مختلف بین 250 تا 470 میلیارد دلار تخمین زده شده که بازار به تفکیک بخش‌بندی شامل یکپارچه‌سازی سیستم‌ها 105 میلیارد دلار، دیتاسنتر و تحلیل داده 110 میلیارد دلار، شبکه 68 میلیارد دلار، دستگاه‌های مصرف‌کننده 41 میلیارد دلار، اشیا 76 میلیارد دلار و بخش سیستم نهفته 69 میلیارد دلار است.

البته انتظار می‌رود سایز بازار در سال 2025 به بیش از 1600 میلیارد دلار برسد. ابراهیمی به سایز بازار جهانی سیستم‌های هوشمند، سرویس‌ها و پلتفرم اینترنت اشیا در سال 2020 به تفکیک قاره‌ها نیز اشاره کرد و افزود: میزان این بازار در امریکای شمالی 42 میلیارد دلار، اروپا 49 میلیارد دلار، آسیا و اقیانوسیه 51 میلیارد دلار و امریکای جنوبی و آفریقا 20 میلیارد دلار است.

فرزاد ابراهیمی در ادامه سایز بازار جهانی در حوزه امنیت اینترنت اشیا، در سال 2020 را حدود 14 میلیارد دلار عنوان کرد و گفت: انتظار می‌رود تا سال 2025 سایز بازار به بیش از 30 میلیارد دلار برسد.

هزینه صرف شده جهانی در حوزه امنیت اینترنت اشیا در سال 2020 به تفکیک امنیت اندپوینت (نقطه پایانی)، گیت وی و سرویس‌های حرفه‌ای به ترتیب حدود 540، 330 و 1600 میلیون دلار است.

مهدی روحانی‌نژاد مدیر فروم اینترنت اشیای ایران نیز گفت: از آنجایی که تعریف اینترنت اشیا در جهان متفاوت است از این‌رو آمارهای متفاوتی از میزان اتصال اشیا به اینترنت در جهان مشاهده می‌کنیم.

در یک تعریف، تلفن همراه را جزو آمار اتصال اشیا به اینترنت محاسبه می‌کنند، از این‌رو گفته می‌شود در سال 2025، 70 میلیارد اشیا به اینترنت متصل خواهند بود و در سال جدید میلادی 2020، 30 میلیارد شیء به اینترنت متصل می‌شود.

وی افزود: در تعریف دیگر ابزارهای ‌ارتباطی یعنی اشیایی مانند تلفن همراه، کامپیوتر، لپ تاپ که به اینترنت متصل است، جدا می‌شود و تنها اشیای مورد استفاده در حوزه کشاورزی، سلامت، انرژی، خانه هوشمند و… را جزو اینترنت اشیا محاسبه می‌کنند که بر طبق این تعریف 8 میلیارد شیء به اینترنت متصل شده است.

یک شروع خوب

اما در ایران چه میزان اشیا به اینترنت متصل شده‌اند؟ مهدی روحانی‌نژاد مدیر فروم اینترنت اشیای ایران در این باره، گفت: در کشور آماری از میزان اشیایی که به اینترنت متصل شده‌اند، در دسترس نیست؛ ولی فاصله زیادی با دنیا داریم.

چون وقتی می‌گوییم ما یک درصد جمعیت دنیا را داریم بنابراین یک درصد اتصال اشیا به اینترنت باید 70 میلیون شیء شود ولی به نظر می‌رسد تعداد اشیا متصل به اینترنت به عدد 7 میلیون برسد.

مدیر فروم اینترنت اشیا افزود: با رصدی که انجام شده به نظر می‌رسد فعالیت در این حوزه سرعت گرفته، اما چون عقب ماندگی‌ها از قبل وجود دارد با وجود سرعت گرفتن اقدام‌های انجام شده، زیاد به چشم نمی‌آید.

وی در پاسخ به این سؤال که برای جبران عقب ماندگی‌ها و سرعت بیشتر چه باید کرد، گفت: باید بازار و تقاضا تحریک شود؛ تقاضایی که برای اینترنت اشیا در دیگر کشورها وجود دارد در کشور ما وجود ندارد.

مردم و سازمان‌ها با این تکنولوژی جدید آگاه نیستند از این‌رو به‌دنبال آن نمی‌روند به تبع آن بخش خصوصی هم برای این بخش سرمایه‌گذاری نمی‌کند.

باید ابتدا مردم را از فواید اینترنت اشیا آگاه می‌کردیم چون به محض اینکه آگاهی به وجود می‌آید مردم به استفاده از این تکنولوژی رغبت زیادی نشان می‌دهند.

اگر می‌خواهید خلاق‌ و نوآور باشید، نگاه‌تان را تغییر دهید
رئیس آکادمی بین ­المللی اینترنت اشیا نیز با اشاره به اینکه نقطه شروع خیلی خوب بود، افزود: همگام با فراگیر شدن این مفهوم از سال 2014 برای شروع فعالیت در این حوزه در وزارت ارتباطات و بخش خصوصی برنامه‌ریزی خوبی شده اما با پایش نمایشگاه‌های مختلف مرتبط با این حوزه در کشور در سال گذشته و سال‌جاری به نظر می‌رسد که رشد آن کندتر از قبل شده و توسعه کمتر از حد انتظار بوده است.

ابراهیمی علت رشد کند توسعه اینترنت اشیا در کشور را مالی عنوان کرد و افزود: یکی از دلایل این موضوع شرایط اقتصادی کشور است که تزریق مالی مناسب برای تحریک بازار از سمت دولت و دیگر نهادهای متولی این حوزه نظیر شهرداری‌ها و… به میزان مورد انتظار و لازم صورت نپذیرفته است.

رئیس آکادمی بین‌المللی اینترنت اشیا در پاسخ به این سؤال که برای اینکه بتوانیم سهم جهانی خود در حوزه اینترنت اشیا را به‌دست آوریم باید چه اقدام‌های مؤثری انجام دهیم، گفت: استفاده از تجربیات کشورهای پیشرو در حوزه اینترنت اشیا نظیر آلمان و اسپانیا از طریق تعامل بین‌المللی مؤثر و حضور در نمایشگاه‌ها و رویدادهای مربوط در دنیا می‌تواند مؤثر واقع شود.

از سوی دیگر باید برای تحریک بازار از طرف دولت و با همکاری بخش خصوصی سیاستگذاری مناسبی صورت پذیرد.

 

صنعت بیمه با ایده‌های خلاق متحول می‌شود

صنعت بیمه با ایده‌های خلاق متحول می‌شود

صنعت بیمه یکی از صنایعی است که در موج تحولات فناورانه با تغییرات زیادی روبرو شده است و دانش‌بنیان‌های نوظهور با رخنه در این صنعت کهن توانسته اند ساختارهایی نو برای آن بنا کنند.
صنعت بیمه در یک دهه گذشته شاهد هجوم بی‌وقفه انواع فناوری‌های روز بوده است، از هوش مصنوعی گرفته تا خودروهای خودران، فناوری‌هایی که هر روز و هر لحظه تمامی ابعاد این صنعت را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند و شرکت‌های بیمه را با چالش‌های فراوانی رو به رو ساخته‌اند.

کارخانه نوآوری آزادی،‌ کارخانه استارت‌آپ‌سازی
حالا شرکت‌های بیمه با درک لزوم به‌کارگیری فناوری به دنبال یافتن راه‌کارهایی هستند تا بتوانند در شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کنونی از ابزارهای فناوری به بهترین شکل بهره بگیرند.
در این میان مشتریان نیز به سبب گرایش شرکت‌های بیمه به فناوری‌های روز در انتخاب محصول بیمه با گستره متنوعی رو به رو هستند. از آنجا که مشتریان در دنیای امروز همواره به دنبال تجربه‌ای کاملا دیجیتالی، اکوسیستم‌های چندخدمتی و …‌ هستند، شرکت‌های بیمه به صرافت توسعه راه‌کارهایی برای برطرف کردن نیاز و اولویت‌های مشتریان افتاده‌اند.

مرکز نوآوری پلنت

در ایران هم با توجه به وجود مشکلات متعدد در این حوزه، جمعی از جوانان خواهان تحولات بنیادی در عرصه بیمه دست به ابتکاری جالب زدند و با راه‌اندازی یک زیرساخت منعطف و مجهز به دنبال ارائه راه‌کارهای نوآورانه به بازیگران صنعت بیمه برآمدند.
«پلنت» قصد دارد با تقویت زیرساخت‌های صنعت بیمه و کاهش قیمت برای مشتریان، رضایت عمومی از این صنعت را افزایش دهد. با همین هدف، بخشی از سومین سوله کارخانه نوآوری آزادی در اختیار آنها قرار گرفته است تا از این ساختار نوین؛ ندای تغییرات بنیادینی از صنعت بیمه به گوش رسد.

در پلنت برای دور هم جمع‌کردن همه بازیگران کلیدی حوزه بیمه و مالی با دغدغه نوآوری برنامه‌ریزی می‌شود و در این مجموعه باور بر این است که شبکه‌سازی و همکاری گروه‌های فناور و متخصصان منجر به آفرینش ایده‌ها، محصولات و خدماتی می‌شود که آینده صنعت بیمه و مالی ایران را متحول کند.

این مرکز قصد دارد یک مجموعه بزرگ و قوی برای توسعه صنعت بیمه در کشور باشد و از تیم‌های اینشورتک و استارت آپی که در زمینه رشد بیمه حرف‌هایی برای گفتن دارند حمایت‌هایی اعم از سرمایه‌گذاری و منتورینگ داشته باشد.

به گفته مدیران پلنت، ساخت این پلتفرم از بهمن‌ماه سال گذشته آغاز شده است. ایجاد این پلتفرم می‌تواند کمکی به صنعت بیمه باشد تا اقدامات نوآورانه و فناورانه در آن ایجاد شود. پیاده‌سازی ایده‌های خلاقانه جوانان و نقش آنها در رشد اقتصاد دانش‌بنیان با حضور بازیگران اصلی حوزه بیمه کشور از دیگر اهدافی است که پلنت به دنبال آن است.

از دست دادن این قهوه می‌تواند پایان کسب وکارتان باشد!

از دست دادن این قهوه می‌تواند پایان کسب وکارتان باشد!

تقریبا یک سال پس از راه‌اندازی کسب‌وکار «سلامت دیجیتال» در «سیلیکون ولی»، من گفتگوی مهمی در اولین کنفراس‌مان داشتم. یکی از افراد کارآزموده در زمینه نرم‌افزارهای بیمارستان به من گفت: «شما بخشی از نسل سوم شرکت‌های نوپا با همان مدل کسب و کار هستید و  این درحالی ست که تمام آن شرکت ها شکست خوردند.» باید بگویم ضعف مدل کسب و کارمان به نوعی «شناخته شده» بود اما ما از این موضوع ناآگاه بودیم. چون از ایجاد شبکه با همتایان و هم صنفان خودمان غفلت کرده بودیم و البته کسب و کار من چند ماه بعد تعطیل شد.

برای بنیان‌گذاران کسب‌و‌کارهای نوپا، زمان کافی برای انجام هر کاری که باید انجام شود، وجود ندارد. البته ممکن است احساس ناخوشایندی درخصوص صرف زمان باارزش خود با دیگر بنیان‌گذارانی که ممکن است نتوانند مستقیماً به شرکت شما کمک کنند، داشته باشید.

« شرکت‌های دارای همبستگی محلی بالا، روحیه صمیمیت را به‌عنوان بخشی از موفقیت خود و عامل رشد رونق‌ بخش می‌دانند »

سوال این است: آیا حضور داشتن در این ملاقات‌ها یا نوشیدن قهوه اول صبح با یکی از هم صنفان خودتان حتی به بهای صرف نظرکردن از زمان لازم برای تولید، بازاریابی یا جمع‌آوری پول، ارزش دارد؟

ما در موسسه Startup Genome، هزاران شرکت در سراسر جهان را بررسی کرده‌ایم و پاسخ این سوال یک «بله» جهانی است. در نوشته‌های «مایکل پورتر»، عنوان شده که روابط غیررسمی و رسمی، عملکرد کسب وکار را افزایش می‌دهند و این گفته کاملا با یافته‌های ما منطبق است. درواقع موسس هر چقدر بیشتر با بنیان‌گذاران محلی، کارشناسان و سرمایه‌گذاران ارتباط برقرار کند، سرعت رشد شرکت او نیز افزایش می‌یابد. به‌همین ترتیب افزایش اعضای مرتبط در جامعه شرکت‌های نوپا باعث افزایش احتمال کامیابی، رشد و رونق اکوسیستم می‌شود.

در Startup Genome این پدیده را همبستگی محلی می‌نامیم. کارآفرینانی که از موسسه‌ی خود خارج شده و ارتباط برقرار می‌کنند، به همبستگی محلی بالاتر و در نتیجه دانش ارزشمند بیشتری دسترسی پیدا می‌کنند که عبارتند از: دیدگاه‌های مهمی در خصوص نیاز بازار، مدل‌های کسب و کار جدید، کارمندان، مشتریان و سرمایه‌گذاران بالقوه جدید.

با جوانان ایرانی فعال در سیلیکون ولی آشنا شوید

 

همبستگی محلی با سه عامل تعریف می‌شود:

۱.تعداد و کیفیت روابطی که بنیان‌گذاران با سایر بنیان‌گذاران، سرمایه‌گذاران و متخصصان در منطقه خود دارند

۲.فرکانس تعامل این افراد با یکدیگر

۳.«حس جامعه» یا تمایل شرکت‌ها و متخصصان برای کمک به یکدیگر.

به بیان دیگر وقتی که سایر بنیان‌گذاران، سرمایه‌گذاران و متخصصان بدون چشم‌داشت به شما کمک می‌کنند و شما نیز به سایرین کمک می‌کنید، عملکرد کل جامعه بهبود می‌یابد.

در پایان 2017 موسسه Startup Genome، بیش از 4000 نفراز بنیان‌گذاران شرکت‌های فن‌آوری اطلاعات سراسر جهان را درخصوص همبستگی محلی مورد بررسی قرار دادند. یافته‌ها نشان دادند که شرکت‌های دارای ارتباط بیشتر، موفق‌تر بودند. اگر من نیز درزمان راه‌اندازی سلامت دیجیتال روی روابط خود سرمایه‌گذاری کرده بودم، شاید هیچ وقت شکست نمی‌خوردم و البته باید بگم که از بین 5 کسب و کاری که راه انداختم، سلامت دیجیتال تنها شکست من بود.

شناخت دره سیلیکون -شادی لطیفیان

در ادامه دو روش برای ایجاد ارتباط معرفی می‌شوند:

خودتان ارتباط برقرار کنید و منتظر آن نمانید:

تنها به این دلیل که در نزدیکی شرکت‌های نوپا، در محیط کاری پر جنب و جوش، در شهری پر جنب و جوش کار می‌کنید، به این معنی نیست که شرکت شما دارای همبستگی محلی بالایی است. البته اندازه‌ی جامعه و نزدیکی شرکت های نوپا به یکدیگر تا حدودی کمک‌کننده هستند، اما کافی نیستند.

گذراندن زمان در جلسات کوتاه، صرف قهوه با بنیان‌گذاران دیگر، بازدید از مراکز رشد و شتاب‌دهنده‌ها و حضور در سایر رویدادهای شبکه محلی، راه‌هایی هستند که می‌توانید همبستگی محلی را در جامعه خود بهبود بخشید.

ارتباطات‌تان را فعال کنید:

براد فلد، سرپرست، سرمایه‌گذار و کارآفرین اغلب به مخاطبانش در حلقه‌های کسب و کارهای نوپا، انتقاد می کند و می‌گوید : «بدهید قبل از اینکه بگیرید».

بنیان‌گذاران در شهر هلسینکی پایتخت فنلاند در هفته بیش از دو ساعت به یکدیگر کمک می‌کنند و همین موضوع می‌تواند توضیح دهد که چرا یک اکوسیستم نسبتاً کوچک در حاشیه شمالی اروپا از نظر خروجی و ارزش اکوسیستم بهتر عمل می‌کند. شرکت‌های دارای همبستگی محلی بالا، روحیه صمیمیت را به‌عنوان بخشی از موفقیت خود و عامل رشد رونق‌ بخش می‌دانند.

به طور خلاصه، هرهفته برای کمک به یکدیگر وقت بگذارید. این یعنی به عنوان بنیان‌گذار به سایرین و به خودشان گوش دهید. این به معنای به اشتراک‌گذاری ترفندهای بازاریابی و موارد دیگر است. به عنوان سرمایه‌گذار به کارآفرینان کمک کنید؛ حتی اگر قصد سرمایه‌گذاری در کسب و کار آن‌ها را ندارید. به‌عنوان متخصص به بنیان‌گذاران کمک کنید؛ حتی اگر در شرکت آنها سهام ندارید.

 

بهارناز بیدار (کارشناس ارشد کارآفرینی سازمانی)

برگرفته از سایت www.inc.com