نوشته‌ها

در مورد شرکت­های تعاونی چه می­دانید؟(بخش اول)

در مورد شرکت­های تعاونی چه می­دانید؟(بخش اول)

 

آیا تابه‌حال به این فکر افتاده‌اید که کسب‌وکار خود را در غالب شرکت تعاونی ثبت و راه­اندازی كنيد؟ در مورد قوانین، اصول، ویژگی­ها، اهداف و شالوده شرکت تعاونی چه اطلاعاتي داريد؟ و اينكه اصولاً تعاون در گفتمان سازمانی چگونه تعریف می­شود؟

 

مقدمه:

همان‌طور كه می‌دانیم اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اقتصاد كشور را به سه بخش دولتي، خصوصي و تعاوني تقسيم كرده است.

بخش تعاون با كاركردهايش می‌تواند براي قشر وسيعي از افراد، فرصت ايجاد كند و با بهره‌مندی آن‌ها از فعاليت اقتصادي، سهم آن‌ها را در توليد ملي افزايش دهد.

واژه تعاون:

واژه انساني و زيباي “تعاون در مفهوم عام به معناي همكاري، مساعدت، ياريگري، رعايت منافع جمعي و دستگيري از ديگران است. در زبان انگلیسی “واژه تعاون” را معادل cooperation تعريف می‌کنند، این واژه را اولین بار رابرت آون(R.Owen) در مقابل واژه رقابت(competition) به‌کاربرده است.

تعاونبه این مفهوم یکی از جنبه­ های مهم زندگی اجتماعی است و چون با ذات و فطرت انسان‌ها سازگار می­باشد، از آغاز زندگی جمعی بشر کاربرد داشته است. ضرورت همکاری با دیگران برای مقابله با خطرات طبیعی مانند سیل، زلزله، طوفان، تهاجم جانوران وحشی و جنگ­های قبیله­ ای به آغاز زندگی انسان‌ها برمی­گردد.

با توسعه تمدن و گسترش شهرها نیاز به همکاری متقابل برای تأمین کمبودهای ناشی از پیچیدگی­های زندگی شهرنشینی، ضرورت توجه و به‌کارگیری سازوکارهای تعاونی پیش از پیش احساس گردید.

به معناي مشترك، همه رفتارهای اجتماعی همکارانه، نوعي “تعاون” است. یعنی انجام کارهایی که نیازمند همکاری دو نفر یا بیشتر ­باشد، خواه بازی با الاکلنگ یا بازی تنیس باشد، خواه کار کردن در یک گروه يا شرکت در یک گفت‌وگو و یا حتی داشتن یک رابطه اجتماعی باشد؛

در هر یک از موارد فوق‌الذکر نظام اجتماعی وجود دارد که در آن فعالیت­های هر عضو برای دستیابی به محصول نهایی هماهنگ می­شود.

مؤلف کتاب تعاون و اصول اولیه آن نيز، “تعاون” را طریقه­ ای برای زندگی و فلسفه­ای برای حیات می­داند که مجموعه­ای از پوشش­ها و شیوه­های رفتاری را در برمی‌گیرد و درعین‌حال مجموعه­ای از اصول و مبانی برای راهنمایی زندگی فردی و اجتماعی انسان­هاست.

لذا تعاون ترکیبی از خودیاری و کمک متقابل است که گرایش آن در جهت بناگذاری ارزش­های جهانی می‌باشد.

 

تاریخچه تعاون در جهان:

به‌طورکلی تاریخچه تعاون در جهان ازنظر اقتصادی به دو دوره تقسیم می­شود: دوره اول از آغاز زندگی اجتماعی انسان شروع می­شود و از قرن پانزدهم میلادی به‌تدریج تحول می­پذیرد تا این‌که به شکل کنونی درمی‌آید.

دوره دوم با انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه در قرن هیجدهم میلادی شروع می­شود. بنابراین دوره اول را “عصر تعاون اجتماعی” و دوره دوم را “اصل تعاون صنعتی یا عملی” می­نامند.

 

شکل‌گیری نهضت جهانی تعاون:

تعاون به مفهوم همکاری و مشارکت از جنبه­های بارز زندگی اجتماعی بشر به شمار می­رود. بر اساس شواهد تاریخی فعالیت­های تعاونی گونه، همواره بخش مهمی از زندگی جمعی انسان بوده است.

افراد از طریق انواع همیاری در بسیاری از فعالیت­های اقتصادی و اجتماعی بر اساس قواعد موردتوافق با یکدیگر مشارکت و همکاری داشته­ اند. حتی در جوامع ابتدایی حداقل از همکاری در زمینه­ های دفاع در مقابل تعرض حیوانات و فعالیت­های مربوط به گردآوری خوراک مانند ماهیگیری و شکار وجود داشته است.

 

مفهوم خاص تعاون:

تعاون به مفهوم خاص آن به نوع مشخصی از کار کردن با یکدیگر اشاره دارد که از طریق تشکیل سازمان رسمی و به‌کارگیری روش­های مدیریتی خاص، دسترسی به اهداف مشترک را امکان­پذیر می­سازد.

 

تعاونی در یک نگاه:

يكي از صاحب‌نظران تعاون آسیا، تعاونی را این‌گونه تعریف کرده است: “مؤسسات تعاونی سازمان‌هایی هستند که در زمره انواع سازمان­های داوطلبانه یا غیردولتی قرار می­گیرند.

تعاونی­ها سازمان­هایی مردمی هستند که توسط خود اعضا و اختیار کامل آن‌ها تشکیل و به روش صحیح و دموکراتیک منطبق با اصول بین‌المللی تعاون اداره می­شوند.”

اتحادیه بین‌المللی(I.C.A) در سی و یکمین کنگره خود که در سال 1995 در منچستر برگزار شد، “تعاونی” را این‌گونه تعریف کرده است: “تعاونی“، اجتماعی مستقل از اشخاصي است که به‌منظور تأمین نیازها و اهداف مشترک اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود، از طریق اداره و نظارت دموکراتیک مؤسسه با مالکیت جمعی، با همدیگر به نحو اختیاری توافق نموده­اند.

باکمی کنکاش در تعریف فوق، می­توانیم به کشف و استخراج مفاهیمی مبادرت نماییم که به‌طور روشن­ به بیان ویژگی­های مهم تعاونی می­پردازد. این مفاهیم عبارت‌اند از:

  1. اجتماع مستقل اشخاص: این بخش از تعریف روشن می­سازد که تعاونی، سازمانی جمعی است که با تشکل اشخاص به وجود می­آید. پس اولین شرط تشکیل تعاونی وجود اشخاص می­باشد. علاوه بر آن، تعاون شخصیتی مستقل است که به سایر سازمان­ها ازجمله دولت وابستگی ندارد.
  2. وجود هدف یا نیاز مشترک: فلسفه وجودی تعاون تأمین اهداف و نیازهای مشترک اعضا می­باشد. لذا تشکل تعاونی و استمرار فعالیت آن منوط به تلاش برای دستیابی به اهداف و رفع نیازهای مشترک اعضا می­باشد.
  3. اداره نظارت و دموکراتیک: این جزء از تعریف به شیوه مدیریت و اداره تعاونی اشاره دارد. در این زمینه نقش و وظیفه اعضا بااهمیت می­باشد و به‌موجب اصل هر عضو یک رأی، همه اعضا در مدیریت و نظارت تعاونی به شیوه دموکراتیک مشارکت می­نمایند.
  4. مالکیت جمعی: کلیه اعضا در تأمین سرمایه تعاونی مشارکت مالی دارند و به نسبت سهام خریداری‌شده در مالکیت تعاونی سهیم می­باشند. مالکیت تعاونی مشاع و به‌صورت جمعی می­باشد.
  5. عضویت اختیاری: تعاونی­ها سازمان­های داوطلبانه می­باشند که بااراده و توافق اعضا برای تأمین نیازهای مشترک تأسیس می­گردند. لذا هیچ‌کس را نمی­توان به‌اجبار به عضویت تعاونی وادار نمود. همچنین ادامه عضویت از اختیارات اعضا می­باشد و لغو آن تنها در چهارچوب مقررات مندرج در اساسنامه تعاونی امکان­پذیر می­باشد.

 

شرکت تعاونی:

قانون شرکت­های تعاونی ایران مصوب سال 1350، “شرکت­های تعاونی” را این‌گونه معرفی کرده است:

شرکت­ تعاونی” مرکب از اشخاص حقیقی یا حقوقی است که به‌منظور رفع نیازمندی­های مشترک و بهبود اقتصادی و اجتماعی شرکا از طریق خودیاری و کمک متقابل و همکاری آنان و تشویق به پس‌انداز طبق اصول مطرح در قانون، تشکیل می­شود.

يكي از استادهاي حقوق دانشگاه تهران بر اساس مواد مختلف قانون تعاون، “شرکت­ تعاونی” را این‌گونه تعریف نموده است:

شرکت­ تعاونی” شرکتی است که بین اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی برای فعالیت در امر مربوط به تولید یا توزیع در جهت اهداف مطرح در قانون بخش تعاونی به‌منظور بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی اعضا از طریق همکاری و تشریک‌مساعی آن‌ها با رعایت مقررات قانون، تشکیل می­شود.

 

شركت تعاوني به مفهوم امروزین:

تعاون به مفهوم امروزین آن‌که در قالب شرکت­ها و اتحادیه­های تعاونی و دارای اصول و قواعد مشخص و از پیش تدوین‌شده می‌باشند، از سابقه­ای حدود 150 سال برخوردار است.

نخستین شرکت تعاونی در جهان تحت عنوان “شرکت منصفان راچدیل” در سال 1844 میلادی به همت 28 کارگر بافنده (27نفر مرد و 1 نفر زن) در شهر راچدیل ایالات لاکشایر انگلستان تأسیس شد.

“غروب یک روز بارانی و مه آلود در سال 1843 چند نفر از کارگران فقیر و درمانده کارخانه بافندگی شهر کوچک راچدیل در انگلستان در محفلی دوستانه که بیشتر جنبه شورایی داشت،

گرد هم جمع شدند و ضمن گفتگو پیرامون مصائب و مشکلات خود در جستجوی راه‌حلی بودند که منجر به تشکیل شرکت تعاونی راچدیل در سال 1844 گردید. در آخر سال اول شرکت تعاونی راچدیل 74 عضو و بعد از 10 سال اعضا آن به 90 نفر و سرمایه شرکت به 7000 لیره رسید.

 

شرایط اقتصادی و اجتماعی پیدایش نهضت جهانی تعاون:

برای آشنایی با زمینه­های اقتصادی و اجتماعی پیدایش اولین شرکت تعاونی، به شرایط کشورهای اروپایی در اين زمينه در قرن نوزدهم به‌طور مختصر اشاره می­شود:

وقوع انقلاب صنعتی و گسترش بهره‌برداری از ماشین و سایر اختراعات علمی و فنی موجب تحولات و دگرگونی­های وسیع و شگرف در اوضاع اقتصادی و روابط اجتماعی کشورهای غرب اروپا گردید.

توسعه واحدهای صنعتی، جایگزینی نیروی ماشین به‌جای انسان، تعطیلی کارگاه­های خانگی، بیکاری و آوارگی صاحبان حرف و صنایع‌دستی، مهاجرت وسیع نیروی کار از روستاها و مزارع به شهرها و واحدهای صنعتی موجبات گسترش نابرابری اقتصادی و اجتماعی، گرانی قیمت مواد مصرفی و افزایش فقر، بیکاری و فلاکت طبقات کم‌درآمد را فراهم نمود.

شرایط بحرانی فوق، اندیشمندان و صاحب­نظران اقتصادی و اجتماعی را بر آن داشت تا نظرها و راه‌حل‌های اصلاحی برای بهبود وضعیت اقشار کم‌درآمد و سعادت آحاد جامعه ارائه نمایند.

یکی از اندیشمندان انگليسي، بامطالعه وضع زندگی کارگران کارخانه­اش نظریه شرکت­های تعاونی را ارائه داد و برای تحقق آرمان­های نوآورانه خود به آمریکا رفت و دهکده تعاونی را ایجاد نمود.

اما این اقدام وی که بر اساس اندیشه­ های آرمان‌گرایانه و حتی خیالی وی تأسیس گردیده بود با موفقیت همراه نگردید و علیرغم تلاش‌های مستمر وي، دهکده تعاونی به تعطیلی انجامید.

اما افکار و آرمان او از چنان جاذبه قوی برخوردار بود که منشأ شکل‌گیری نهضت تعاون در اغلب کشورهای غرب اروپا گردید. تعاونی راچدیل که از موفقیت ­آمیزترین این تلاش­ها بود،

حاصل تلاش 28 کارگر ساده اما روشنفکر بافندگی بود که با سرمایه اندک اما همت بلند خود پایه­ گذار مبانی اساسی یک نهضت اقتصادی و اجتماعی در سطح جهان گردید.( اين مطلب ادامه دارد..)

 

بنفشه دین‌محمدی پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

 

اولویت تخصص‌گرایی و کارآفرینی در مقابل تحصیلات تکمیلی

اولویت تخصص‌گرایی و کارآفرینی در مقابل تحصیلات تکمیلی

 

چرا رابطه معنادار و پویایی بین دانشگاه‌ها و فضای حرفه‌ای کاری برقرار نیست؟

چرا خروجی دانشگاه‌ها چندان حرفی برای گفتن ندارند؟

چرا بسیاری از فارغ‌التحصیلان مقاطع تحصیلی یا در کار مرتبط با رشته تخصصی خود مشغول نمی‌شوند و یا بی‌میل و رغبت به آن کار ادامه می‌دهند و آن‌چنان اثری از انگیزه، هدف و هیجان در چهره آن‌ها دیده نمی‌شود!

آیا ادامه تحصیلات دانشگاهی در مقاطع بالا برای آقایان که اغلب به دلیل فرار از خدمت سربازی یا به تعویق انداختن آن می‌باشد و هم‌چنین بالا رفتن سن ازدواج برای خانم‌ها، می‌توانند دلایل محکم و قانع‌کننده‌ای برای ورود آن‌ها به تحصیلات تکمیلی باشد!

به فرض که این اتفاق افتاد و جمعیت کثیری از آقایان و خانم‌ها به هر دلیلی تصمیم به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر دانشگاهی گرفتند! آیا این سیاست دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجو در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری توجیه منطقی دارد!؟

پرواضح است که در این وضعیت، برای استفاده اقتصادی بهینه از سیل جمعیت دانشجوها، پذیرش آن‌ها به‌آسانی و بدون بها به دانش، مهارت و کیفیت ویژه‌ای صورت می‌گیرد.

در ادامه

شاید منطقی هم هست! درآمدزایی بسیار قابل‌توجهی را می‌توان از طریق جذب این جمعیت کثیر متصور شد. میانگین ترمی سی میلیون ریال برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و نود میلیون ریال برای دانشجویان مقطع دکتری در دانشگاه آزاد اسلامی چنان جذابیتی ایجاد می‌کند که کمتر کسب‌وکار موفقی قادر به ایجاد چنین سودآوری خواهد بود.

مشکل اینجاست که ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل، ساده‌ترین راه برای ادامه زندگی در سنین جوانی است و قطعاً در اکثر مواقع، ساده‌ترین راه بهترین و منطقی‌ترین راه نیست.

مورد بعد اینکه چون بستر برای ادامه تحصیلات تکمیلی فراهم است، بجای تخصص در یک حوزه خاص، افزایش مهارت و تجربه در فضای کاربردی، ارتقا زیرساخت و شخصیت خودباوری، اکثریت، ورود به مقطع بعدی دانشگاهی را انتخاب می‌کنند و قطعاً راهی که اکثریت مردم می‌روند راه درستی نیست!

مشکل به همین‌جا ختم نمی‌شود! این جمعیت و کلاس‌های متعدد نیازمند اساتید خبره و باتجربه هستند که عدم تأمین این تعداد اساتید سطح بالا و متخصص چالش بزرگ دیگری است که دانشگاه‌ها با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. به هرجهت برای سرویس دادن به این دانشجویان ناچاریم بعضاً اساتید غیرمتخصص با رشته مربوطه و یا بی‌تجربه و جوان استفاده کنیم که طبیعتاً احتمال افت کیفیت را به دنبال خواهد داشت.

درحالی‌که از این جمعیت جوان، پرانرژی و خوش‌فکر می‌توان با برنامه‌ریزی مناسب و هوشمندانه، با هدایت و رهبری افراد خبره و کار بلد، کسب‌وکارهای نوین را راه‌اندازی کرد، کارآفرینی‌های مدرن را شکل داد و در کنار این پویایی عملیاتی، درآمدزایی کرد، اشتغال‌زایی کرد، به چرخه اقتصادی کمک کرد و تناسبی میان جمعیت آماده‌به‌خدمت و فضای حرفه‌ای کاربردی، برقرار کرد. در این حالت می‌توان انتظار بهبود وضعیت اقتصادی را داشت و الا تحصیلات صرف آکادمیک و دانشگاهی، تولید محتوا و مقالات، کارهای تحقیقاتی و کاغذی که هیچ‌گاه رنگ و بوی عملیاتی و کاربردی در جهت رفع مشکلات، ایجاد کسب‌وکار و … را به خود نمی‌گیرند، چندان ارزشمند و هدفمند نیست!

 

عرفان حاجی آخوندی پژوهشگر و مدرس دانشگاه

عرفان حاجی آخوندی

پژوهشگر و مدرس دانشگاه

www.ErfanAkhoondi.ir

 

نمایشگاه بین‌المللی توسعه کسب‌وکار

نمایشگاه بین‌المللی توسعه کسب‌وکار

 

اولین نمایشگاه توسعه کسب‌وکار در محل نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران، دی‌ماه امسال باهدف معرفی خدمات مدیریتی، فرانچایز و استارت آپ ها آغاز و همچنین با برپایی سمینار، کارگاه‌های آموزشی و سخنرانی‌های متعدد به کار خود خاتمه داد.

این نمایشگاه با حمایت وزارت صنعت معدن و تجارت، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان مدیریت صنعتی و همچنین دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران، خانه صنعت معدن تجارت، کانون کارآفرینان استان تهران و انجمن ملی فرانچایز ترکیه برگزار شد.

شرکت‌کنندگان در بیش از 70 غرفه به معرفی خدمات و محصولات خود پرداختند و بازدید از این نمایشگاه با استقبال نسبتاً خوبی همراه بود.

 

بنیان‌گذار نمایشگاه توسعه کسب‌وکار

شرکت ایده تجارت هرمس باهدف گسترش ارتباطات تجاری در سطح ملی و بین‌المللی شروع به کار نموده که این شرکت با توجه به تجربه مدیران خود تلاش می‌نماید تا خدمات گسترده‌ای را درزمینه‌ی مواردی همچون:

  • برگزاری نمایشگاه
  • برپایی همایش‌های تخصصی و بین‌المللی
  • تحقیقات بازار
  • مشاوره در زمینه بازاریابی
  • ارائه طرح‌های نوین بازاریابی، به شرکت‌ها و سازمان‌ها ارائه دهد.

سوابق مدیران و بنیان‌گذاران این شرکت، به سال 1383 برمی‌گردد و تاکنون نمایشگاه‌های موفقی را در کارنامه عملکرد خود ثبت کرده است.

این شرکت در نظر دارد در راستای مهم‌ترین اولویت دولت دوازدهم مبنی بر ایجاد زیست‌بوم کارآفرینی و نوآوری، اولین و بزرگ‌ترین رویداد توسعه کسب‌وکار را بانام اولین نمایشگاه توسعه کسب‌وکار تهران   1396 را که تاکنون موردحمایت ضمنی معاونت علمی و فناوری رئیس‌جمهور، وزارت معدن کار و رفاه اجتماعی، وزارت صنعت معدن و تجارت قرارگرفته است، برگزار نماید.

فرصتی برای معرفی خدمات مدیریتی و فرانچایز و استارت آپ ها خواهد بود.

نمایشگاه توسعه کسب و کار

تفاهم‌نامه ایده تجارت هرمس با هایپر اکسپو

به گزارش واحد خبری ستاد برگزاری نمایشگاه توسعه کسب‌وکار اعلام شد: از هیچ تلاشی برای پیشرفت و اثربخشی بیشتر نمایشگاه کسب‌وکار دریغ نخواهیم کرد و برای اولین بار در ایران با همکاری هایپر اکسپو قصد داریم یک نمایشگاه را به‌صورت مجازی هم‌زمان با نمایشگاه فیزیکی آن برگزار کنیم.

وی ادامه داد: به‌کارگیری ایده‌های استارتاپی در ایران به‌سرعت در حال رواج است و پیشرفت سریع آن‌ها می‌تواند درروند رو به رشد بازارهای مختلف و حل چالش‌های آن نیز مؤثر واقع شود.

مدیرعامل شرکت ایده تجارت هرمس با اشاره به رشد روزافزون استارتاپ‌ها تأکید کرد: رشد این شرکت‌ها بیش از روند معمول است و اگر مانتوانیم خود را با سرعت رشد آن‌ها هماهنگ کنیم از این طوفان جا می‌مانیم.

این تفاهم‌نامه از مواردی است که با پیشنهاد هایپر اکسپو آماده‌شده است و در جهت رشد و پیشرفت بیشتر نمایشگاه‌های فیزیکی می‌باشد.

این نمایشگاه در سه حوزه خدمات مدیریتی، حوزه خدمات فرانچایزفرنچایزینگ و استراتژی­های کارآفرینانه و استارت آپ های مدیریتی برپا شد.

در ادامه خواهیم داشت….

وی افزود: نخستین نمایشگاه بین‌المللی توسعه کسب‌وکار با حضور و مشارکت تعداد 70 شرکت و غرفه دار و باهدف توسعه کسب‌وکارها در راستای اقتصاد مقاومتی، معرفی خدمات نوین مدیریتی، آشنایی با فرانچایز برای مدیران و سرمایه‌گذاران و توسعه استارت آپ ها در فضائی بالغ‌بر 2000 مربع و سالن‌های 10 و 11 محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برگزار شد.

 

بابیان اینکه حوزه‌های کسب‌وکاری که در این نمایشگاه حضور دارند، نوظهور هستند و در توسعه کسب‌وکار نقش مهمی را ایفا می‌کنند گفت: ما در ایران در حال پوست‌اندازی از اقتصاد منبع محور به سمت اقتصاد دانش‌بنیان هستیم و نمایشگاه توسعه کسب‌وکار قطعاً موجب بهبود فضای کسب‌وکار و به‌تبع آن اوضاع اقتصادی جاری خواهد شد.

مدیر برگزاری  نخستین نمایشگاه بین‌المللی توسعه کسب‌وکار در ادامه موضوع فرانچایز را یکی از محورهای مهم این نمایشگاه بیان کرد و افزود: اگر در زمینه فرانچایز فرهنگ‌سازی صورت گیرد جوانانی که به دنبال کسب‌وکار هستند می‌توانند کسب‌وکار پایدار ایجاد کنند.

وی به آمار برگشت سرمایه از سوی بانک جهانی اشاره کرد و گفت: نرخ بازگشت سرمایه در بخش کشاورزی ۳۰ درصد، صنعت ۵۰ درصد، خدمات ۱۰۰ درصد و مواد مخدر ۲۰۰ درصد است.

مدیرپروژه:

مدیر پروژه اولین نمایشگاه توسعه کسب‎وکار تهران، تصریح کرد: نرخ بازگشت سرمایه‌بر اساس اعلام بانک جهانی در حوزه تحقیق و توسعه ۳ هزار درصد است که در مقایسه با سایر حوزه‌ها از بیشترین بازگشت سرمایه ‌برخوردار است.

گفتنی است هم‌زمان با این نمایشگاه؛ نخستین نمایشگاه و کنفرانس بین‌المللی فرانچایز ایران نیز با حمایت شورای جهانی فرانچایز (World Franchise Council)  و برخی از انجمن‌های ملی فرانچایز کشورهای توسعه‌یافته، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، اتاق اصناف ایران و خانه صنعت، معدن و تجارت ایران برگزار خواهد شد.

در پایان خواهیم داشت…

این رویداد به دلیل ایجاد فضایی مناسب برای ارائه محصولات و خدمات شرکت‌کنندگان به بازار بزرگ و نوظهور فرانچایز ایران، توسعه ارتباطات و ملاقات‌های مؤثر با افراد کلیدی و تصمیم‌گیرنده داخلی و بین‌المللی و نیز آشنایی با آخرین دست آورد ها و رویکردهای این صنعت مهم جهانی، حائز اهمیت است.

تعریف فرنچایزینگ

فرانچایز: یک رابطه مدت‌دار و بلندمدت که فرنچایز دهنده حق بهره‌مندی از لیسانس و برند خود را به فرنچایز گیرنده می‌دهد و در زمینه سازمان‌دهی، آموزش، تأمین مواد، بازاریابی و مدیریت به فرنچایز گیرنده کمک می‌کند و درازای آن مبلغی از درآمد فرنچایز گیرنده را در اختیار می‌گیرد. فرنچایز یک مدل از همکاری در کسب‌وکار است که برای عرضه یک محصول یا خدمت به کار می‌رود.

استارت آپ: مفهوم راه‌اندازی کسب‌وکاری است که ارزش‌آفرین باشد. کسب‌وکاری که پایداری برای اعضای آن دغدغه است و فرصت‌جو است اما فرصت‌طلب نیست.

 

نویسنده: نرگس سقازاده پژوهشگر حوزه مدیریت

نویسنده : نرگس سقازاده / پژوهشگر حوزه مدیریت

کارآفرینی سازمانی

کارآفرینی سازمانی

 

 

كارآفريني به‌عنوان پدیده‌ای نوين در اقتصاد، نقش مؤثری را در توسعه و پيشرفت اقتصادي كشورها ايفا می‌کند. امروزه كارآفريني در اقتصاد رقابتي و مبتني بر بازار، داراي نقش كليدي است. به‌عبارت‌دیگر در يك اقتصاد پويا، ایده‌ها، محصولات و خدمات همواره در حال تغيير می‌باشند و در اين ميان كارآفرين است كه الگويي براي مقابله و سازگاري با شرايط جديد را به ارمغان می‌آورد. پيتر دراكر[1] از ديگر نظریه‌پردازان علم مديريت ، در مورد شخص كارآفرين معتقد بود که كارآفرين فردي است كه هميشه در جستجوی تغيير است، در برابر آن از خود واكنش نشان می‌دهد و آن را يك فرصت و شانس می‌داند. البته كارآفريني تنها فردي نيست؛ بلكه سازماني نيز می‌تواند باشد كه اين نوشتار قصد دارد به مشخص كردن مفاهيم و تعاريف نسبتاً مختصر كارآفريني سازماني بپردازد و دقايقي مخاطب را به تأمل و واكاوي جدي در اين حوزه مهم از كارآفريني ترغيب كند؛ زيرا در عصر حاضر كه محل تقابل سازمان‌های دانش‌بنیان است، تأمل در چرايي و نحوه عمل اين سازمان‌ها بسيار حائز اهميت است.

سازمان‌ها با بهره‌گیری از اين نعمت خدادادي  و از راه تشويق كاركنان و ترغيب آن‌ها، به رفتاري بـه نـام كـارآفريني سازماني دست می‌یابند تا سبب شوند كه آن‌ها در جهت افزايش بهره‌وری سازمان و فارغ از قوانين خشك و دست و پاگير، طرح‌های خود را به اجـرا درآورنـد. بـا فراگيـر شـدن فراينـدهاي اداري در بيـشتر سازمان‌ها و شرکت‌ها در نيمه دهـه ۷۰ مـيلادي، كـارآفريني در سازمان‌ها موردتوجه بـسيار فزاينـده مـديران و تـصميم گيـران آن‌ها قـــرار گرفـــت؛ البتـــه واژه كارآفرينی سازماني[2] را نخستين بار پينكات[3] (1978 مـيلادي) به کار بـرد و در آن زمـان بـه كارآفرينان سازمان‌های بزرگ، كارآفريني سازماني اطلاق می‌شده است؛ اما با گسترش روزافـزون كارآفريني در سازمان و پیشرفت‌های شگرف سازمان‌ها به دليل اجرايي كردن كارآفريني، مفاهيم و تعاريف آن نيز دستخوش تغييرات شده و به مرحله‌ای از بلوغ و تكامل دست‌یافت؛ تـا جـايي كـه زاهـرا[4] كـارآفريني سازماني را فرايند ايجـاد تجـارب جديـد می‌داند كه از سـوي سازمان‌هایی كه سود، وضعيت رقابتي و راهبرد تجـارب فعلـي را بهبود می‌بخشند، توليد می‌شود. همچنین می‌توان گفت كارآفريني سازماني فرايندي است كه از راه القاي فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان به ارائه نوآوري در محصول و فرايندها می‌انجامد. درواقع كارآفريني سازماني فرايندي است كه فعالیت‌های سازماني را به سمت خلاقيت، نوآوری، مخاطره پذيري و پيشتازي سوق می‌دهد.

حال یک سازمان کارآفرین باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟ به لحاظ ساختاری، در این سازمان تعداد لايه‌های سازمانی محدود و نسبتاً کم می‌باشد که منجر به حيطه گسترده‌تر کنترل و شفافیت می‌شود و در عوض فرصت‌هايي براي ‏کارکنان و متخصصان ايجاد مي‌کند تا به‌صورت کارآفرينانه اقدام کنند و عدم تمرکز، اختيار و مسئوليت، احتمال برقراري ارتباط و تعاملات افقی بين کارکنان را افزایش داده تا آمادگي ‏سازمان براي نوآوري، خلاقیت و کارآفرینی سازمانی افزايش ‌یابد.

از جنبه کنترل و نظارت، سازمان کارآفرین بستر رقابتي ‏ و انعطاف‌های لازم براي کارکنان را تأمین می‌نماید تا آنان به‌طور کارآفرينانه رفتار کنند. کنترل‌هاي شديد يا بازدارنده بر تلاش‌هاي کارآفرينانه کارکنان تأثیر ‏منفي مي‌گذارند؛ بنابراین در این سازمان کنترل با اهداف برقراری توازن بين تشويق عملکرد فردي از طريق کنترل باز ‏ و اطمينان حاصل کردن از هماهنگي، ثبات و پاسخگويي از طريق کنترل بسته صورت می‌گیرد.

نهایتاً، مهم‌ترین سرمایه و عامل موفقیت سازمان کارآفرین، متخصصان و کارکنان آن می‌باشد؛ بنابراین انتخاب، گزینش، به‌کارگیری، نگهداشت و ارتقا منابع انسانی به‌طور شایسته مهم‌ترین اولویت سازمان خواهد بود. حال نیروی انسانی که در این سازمان جذب می‌شوند علاوه بر تخصص و شایستگی حرفه‌ای بایستی دارای ویژگی‌های کارآفرینانه نیز باشند. همانند:

تمرکز بر نتایج و اثربخشی و نه فعالیت

تمایل به تغییر موارد در زمانی که نیاز واضح و روشن است.

‏‎ ‎زير سؤال بردن موقعيت موجود

‎درك كاركنان به‌عنوان افرادي پاسخگو و مسئول كه به دنبال تحقق نتايج هستند.

‏‎ ‎بلندهمت و رقابتي

‏‎ ‎باور به وجود پاداش در ماهيت كار

‎ ‎ناكامي در مواجهه با سیستم‌های دست و پاگير بوروكراتيك و ايجاد مهارت‌های عملي براي چيره شدن بر اين موانع

‎ ‎توانايي براي حل تضاد و اصطكاك

‎ ‎درك اينكه سازمان، سيستمي مركب از اجزاء مرتبط باهم بوده كه شامل سیستم‌های فرعي فني است و موقعيت مدير ‏جزئي از كل است.

‎ ‎برانگيخته شدن با تأثيرگذاري بر تغيير و نوآوري

‎ ‎خواستن براي خود و ديگران (كاركنان)‏.

سازمان‌هایی که همواره با جدیت کارآفرینی را دنبال می‌کنند و برای سرمایه‌گذاری بر روی ایده‌های افراد، امکانات و منابع اختصاص می‌دهند، به سازمان‌های کارآفرین تبدیل می‌شوند و ویژگی‌های ممتازی نسبت به سازمان‌های سنتی پیدا می‌کنند.

سازمان‌های کارآفرین به بهانه تمرکز بر فرایندهای اصلی خود، استعدادهای افراد را سرکوب نمی‌کنند و به ایده‌های نو، فرصت آزمون می‌دهند.

وجه تمایز سازمان‌های کارآفرین با سازمان‌های سنتی:

 

 

 

انواع کارآفرینی سازمانی:

پنج شیوه عمده کارآفرینی سازمانی وجود دارد که هرکدام دارای استراتژی کارآفرینی خاص خود است. این شیوه‌ها عبارت‌اند از:

۱کارآفرینی اداری:

این شیوه تقریباً مشابه تحقیق و توسعه سنتی است که در آن، شرکت برای تشویق نوآوری و توسعه ابداعات، اقدام به تعریف پروژه‌های تحقیق و توسعه و هدایت آن‌ها می‌کند. در این رویکرد، افراد واحد تحقیق و توسعه قسمتی از فرایند نوآوری را اجرا کرده، بقیه فرایند توسط سایر واحد‌های سازمان‌ (بازاریابی، تولید و مالی) انجام می‌شود.

۲کارآفرینی اکتسابی:

در این شیوه، مدیران شرکت به دنبال فرصت‌های کارآفرینی برون‌سازمانی هستند و برای دستیابی به کارآفرینی به‌جای توسعه ایده‌ها در درون سازمان، اقدام به خرید شرکت‌هایی می‌کنند که دارای دانش اختصاصی یا محصولات مطلوب هستند. علاوه بر خرید این‌گونه شرکت‌ها، ادغام، سرمایه‌گذاری مشترک و دریافت لیسانس از دیگر راه‌های استفاده از منبع نوآوری این شرکت‌ها است.

 

۳کارآفرینی تقلیدی:

کارآفرینی تقلیدی به معنای گرفتن ایده از مبدأ آن و تبدیل ایده به محصول یا خدمت باارزشی برای مشتری است، بدین‌وسیله ایده‌های خلاق دیگران ربوده می‌شود و توسعه و تجاری‌سازی آن‌ها توسط سازمان صورت می‌پذیرد. بدیهی است ایده، دارای ارزش پولی است، لیکن برخی شرکت‌ها برای دستیابی به آن به جاسوسی صنعتی متوسل می‌شوند و موازین اخلاقی در کسب‌وکار را رعایت نمی‌کنند.

۴کارآفرینی انکوباتیو:

دستیابی به ایده از هر منبعی که باشد، چه درون‌سازمانی، چه از راه خرید و یا تقلید ایده، در مرحله بعد می‌بایست ایده را توسعه داد و برای تجاری‌سازی آن اقدام کرد که در این مرحله معمولاً سرمایه، سازمان و گروه خاص، موردنیاز است تا نمونه‌های اولیه را ساخته و آزمایش کنند‌. برای این کار، گروه‌های پروژه با برنامه‌های اجرایی قوی تجهیز می‌شوند و از آن‌ها انتظار می‌رود تا یک ایده را پرورش داده و یک محصول تجاری بسازند. در این شیوه معمولاً پروژه‌های محدودی موفق هستند و گروه‌های پروژه به‌ندرت مسئول شکست هستند و معمولاً برای موفقیت نیز پاداشی نمی‌گیرند.

۵کارآفرینی فرصت گرا:

در این شیوه به گروه پروژه، آزادی عمل بیشتری داده می‌شود تا بتوانند فرصت‌های درون‌سازمانی و برون‌سازمانی را راحت‌تر پیگیری کنند. کنترل‌های رسمی سلسله مراتبی از گروه پروژه برداشته‌شده و محیط کاری آن‌ها به‌صورت نیمه‌مستقل اداره می‌شود. آنان خودشان اقدامات، تصمیمات و بودجه خود را مدیریت می‌کنند و سعی در به نتیجه رساندن پروژه‌هایشان می‌کنند.

درنهایت، هدف اصلي كارآفريني، دگرانديشي و نوانديشي است و براي جامعه متعالي نيز نهادينه شدن اين باورها در فرهنگ آن بايد به يك اصل بنيادين تبديل شود تا تعهد مردم آن جامعه به اين اصل يا اصول را در پی‌آورد. در حال حاضر کارآفرینی سازمانی می‌تواند کلید راهگشای شرکت‌ها و سازمان‌های ما در شرایط تحریم و نیز مواجهه با محیط‌های پیچیده رقابتی باشد، چرا که سازمان باید آن‌قدر پویا، چابک و خلاق باشد که بتواند در برابر تهدیدها در کمترین زمان و با بهترین راهکار، واکنش نشان دهد که حتی از تهدیدها به‌عنوان فرصت استفاده نموده و همچنین فرصت‌های ایجادشده را بتواند به‌موقع تشخیص و استفاده کند.

 

برگرفته از؛

کتاب روش‌های تولید و عملیات در کلاس جهانی، انتشارات سمت

مجتبی ناهید، چيستي و چرايي كارآفريني سازمانی

 

[1] Drucker

[2] Entrepreneurship Corporate

[3] Pinchot.

[4] Zahra.

نویسنده : شادی لطیفیان / پژوهشگر حوزه مدیریت

نقش دیپلماسی علم و فناوری در حل برخی از چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان (بخش سوم)

نقش دیپلماسی علم و فناوری در حل برخی از چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان (بخش سوم)

 

هميشه يافتن‌‍ مشكل، سهل‌تر از ارائه راه‌حل بوده است.

دیپلماسی

 نقش دیپلماسی علم و فناوری در حل برخی از چالش‌های شرکت‌های دانش‌بنیان (بخش سوم)

چنانچه مبرهن است ما با چالش‌هایی كه شرکت‌های دانش‌بنیان با آن‌ها مواجه هستند تا حد معقولي آشنايي داريم، لذا چه نيكو خواهد بود كه در جای‌جای فضاي مطالعات و بررسی‌های همكاري، به يافتن، كشف، ايجاد يا بهره‌وری از فرصت‌های موجود بپردازيم.

 

در اين راستا ابزار ديپلماسي علم و فناوري، يكي از راهكارهايي است كه دورانديشانه و واقع‌بینانه، به حل گام‌به‌گام شماري از چالش‌هایی كه شرکت‌های دانش‌بنیان با آن‌ها روبرو هستند می‌پردازد.

 

مقدمه

اگرچه ديپلماسي علم و فناوري ازجمله مفاهيم نوپدید در آثار و متون علمي محسوب می‌شود، اما نمونه‌های تاريخي مبني بر استفاده از ظرفیت‌های ديپلماسي براي پيشرفت دادن و استفاده از علم و فناوري در راستاي تحقق اهداف ديپلماتيك، از گذشته‌های دور همچنان وجود داشته است.

زماني كه در مورد همکاری‌ها و تجارت بین‌المللی علمي و فناورانه صحبت می‌کنیم، بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه در فضاي سياست خارجي، تنها آن دسته از همکاری‌هایی كه در راستاي اهداف ديپلماتيك يك كشور باشند، می‌توانند در راستاي ديپلماسي علم و فناوري به شمار آيند.

 

خلاصه آنچه در مقاله قبل خوانده‌ایم: (بخش دوم)

تعاريف:

چنانچه در مقاله پیش عنوان کردیم، علم زبانی بین‌المللی است که از هرگونه تعصبات دنیای سیاست به دور است و دیپلماسی ابزار و سازوکاری است که برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی کشورها مورداستفاده قرار می­گیرد.

لذا این‌طور برداشت می­شود که شرکت­های دانش‌بنیان بازیگران درونی در دیپلماسی علم و فناوری هستند که نقش آن‌ها باید تبیین شود.

از سوی دیگر با توجه به اینکه دیپلماسی علم و فناوری یک موضوع بین‌رشته‌ای است، هم می‌تواند در مراکزی که در توسعه و تکمیل چرخه علم و فناوری کار می­کنند، مطرح شود و هم می­تواند در مراکزی که در حوزه دیپلماسی فعالیت می­نمایند، ورود نماید.

همچنین دیپلماسی علم و فناوری در خدمت دستگاه سیاست خارجی کشورها قرار می­گیرد تا موجبات و زمینه­های توسعه و پیشرفت علم و فناوری، خلق ثروت و توسعه کشورها را فراهم نماید.

حركت به سمت اقتصاد مقاومتي:

در این میان شرکت­های دانش‌بنیان که همانند سایر بنگاه­های اقتصادی به دنبال حداکثر نمودن منافع خویش هستند، توانایی پذیرش فناوری را هم دارند.

لذا با عنایت به مطالب مطرح‌شده فوق، دیپلماسی علم و فناوری هم می­تواند به‌عنوان ابزاری در بهبود بخشیدن به وضعیت شرکت‌های دانش‌بنیان کمک کرده و هم موجبات حرکت کشور به سمت اقتصاد مقاومتی و دانش‌بنیان را تسهیل نماید.

مبناي قدرت نرم:

همان‌گونه که در مقاله پیشین اشاره شد، دیپلماسی عمدتاً به هدایت روابط بین‌المللی از طریق دیدار و گفت‌وگوهای دیپلمات­های رسمی، می­پردازد و به قول هانس جی مورگنتا، دیپلماسی مغز متفکر قدرت ملی یک کشور است.

همچنین دیپلماسی عمومي فراتر از مفاهیم دیپلماسی سنتی و رسمی عمل کرده و به گفته­ جوزف ناي، با مبنای     ” قدرت نرم” و یا “قدرت متقاعدکننده” تعریف می­شود.

افق 1404 در سند چشم‌انداز:

ارتباط بین علم و فناوری با سیاست خارجی، ارتباطی دوطرفه است بدین معنا که از ابزار علم و فناوری برای پیشروی سیاست خارجی استفاده می­شود و از سوی دیگر از ظرفیت­های دیپلماتیک برای نیازها و اهداف حوزه علم و فناوری بهره گرفته می­شود.

همچنین نینا فدوروف، دیپلماسی علم را استفاده از همکاری­های علمی میان کشورها در مواجهه با مشکلات مشترک قرن می­داند.

مطابق با سند چشم‌انداز، ایران باید در افق 1404، الهام‌بخش جهان اسلام باشد و حوزه علم و فناوری به دلیل توانمندی­ های خوبی که داراست، می­تواند یکی از مهم‌ترین حوزه­های الهام‌بخش قرن باشد.

در این راستا دیپلماسی علم و فناوری می­تواند در ایجاد بازارهای جدید برای صادرات محصولات و کالاهای دانش‌بنیان نیز نقش‌آفرینی نماید.

همان‌طور که می­دانیم چالش­های جهانی مرتبط با افزایش جمعیت، محیط‌زیست، غذا، انرژی، منابع و فقر با توجه به روند جهانی‌شدن، دیگر مشکل یک کشور به‌تنهایی نمی­باشد و مرتفع نمودن آن‌ها نیازمند همکاری­های بین‌المللی است.

لذا امروزه با پیشرفت علم و فناوری در همه حوزه ­ها بخصوص در حوزه­ های اثرگذار بر مناسبات سیاسی دولت­ها، نقش پررنگ آن در حل چالش­های جهانی فوق‌الذکر نیز موردتوجه قرار گرفته است.

علم و فناوری

همکاری‌های علمي در ديپلماسي علم و فناوري:

چنانچه دیپلماسی علم و فناوری علاوه بر مباحث گفته‌شده برای تقویت همکاری­های بین کشورها و افزایش نفوذ یک کشور بر کشور دیگر مورداستفاده قرار گیرد،

با توجه به اینکه می­تواند شهرت و تصویر یک کشور را در جامعه بین‌الملل بهبود بخشد، می­تواند عامل مهمی در تقویت قدرت نرم آن کشور هم به شمار آید.

در این میان شایان‌ذکر است که همکاری­های علمی بین‌المللی، توسط افراد و گروه­های علمی هدایت می­شوند، درحالی‌که دیپلماسی علم و فناوری از افراد و گروه ­هايی تشکیل می­شوند که دولتی و فعال در سیاست خارجی می­باشند.

لذا تنها آن دسته از همکاری­های علمی و تجارت­هایی که در راستای اهداف دیپلماتیک یک کشور باشند، در راستای دیپلماسی علم و فناوری قرار می­گیرند.

 

پتانسيل علمي و ديپلماتيك:

درنهایت با تکیه‌بر پتانسیل­ ها و توانمندی­ های علمی و دیپلماتيك کشور برای استفاده بهینه از فرصت­های موجود و یا فرصت­ سازی­های مناسب در منطقه و در فضای بین‌المللی، می­تواند زمینه­ هایی ایجاد کند تا برخی از مشکلات و چالش­های شرکت­های دانش‌بنیان برطرف شوند.

تقویت تحقیق و توسعه در شرکت­های دانش‌بنیان:

دیپلماسی علم و فناوری می­تواند توجه دانشمندان خارجی را به پیشرفت­های داخل کشور جلب نماید و از سوی دیگر دسترسی دانشمندان داخلی به پژوهشگران، یافته­های تحقیقاتی، امکانات و تجهیزات مرتبط با پژوهش­های خارج از کشور را تسهیل نماید.

لذا در این میان امکان ایجاد پروژه­های مشترک در حوزه­های علمی و فناورانه نیز تقویت خواهد شد.

 

آموزش نيروي انساني متخصص:

همچنین با عنایت به مشکلات مربوط به منابع انسانی در شرکت­های دانش‌بنیان و توسعه نامناسب آن‌ها، با انجام گرفتن اقدامات فوق توسط دیپلماسی علم و فناوری، فضایی ایجاد می­شود تا همکاری بین‌المللی با پژوهشگران و دانشگاه­های سایر کشورها و دانشگاه­های برتر در حوزه­های موردنیاز، برقرار شود.

لذا نیروی انسانی متخصص موردنیاز، همگام با دانش روز برای این شرکت­ها، مورد آموزش و یادگیری قرار می­گیرند.

 

ارتقاء سطح علمي توليد:

درنتیجه‌ی تمامی تعاملات فوق‌الذکر در چرخه اتفاقات واقع در محيط دیپلماسی علم و فناوری می­توان چنین نتیجه گرفت، که با ارتقاي سطح دانش نیروی انسانی در شرکت­های دانش‌بنیان و دسترسی به یافته­ ها و پژوهشگران در سطح بین‌الملل، سطح علمی تولید محصولات و کالاهای دانش‌بنیان افزایش می­یابد.

 

فرآيندهاي انتقال فناوري:

با نگاهي به دورنماي دسترسي به فضاي صنعتي و تكنولوژيك بین‌الملل، فضای همکاری و تعامل برون‌مرزی نيز به نحوی شکل خواهد گرفت که فرآیندهای انتقال فناوری تسهیل شده و درهای بازارهای بین‌المللی به روی تولیدات شرکت‌های دانش‌بنیان گشوده خواهد شد.

 

همکاری‌های تجاري و بازاريابي بین‌الملل:

تسهيل همکاری‌هایی از جنس علمي و فناورانه، فرصت­های بازاریابی و همکاری­های تجاری با شرکت­های بزرگ صاحب فناوری را نیز ممکن خواهد ساخت.

لذا مشکلات صادرات کالاهای دانش‌بنیان مرتفع گردیده و چالش­های محیط اقتصادی و تجاری موجود، به‌تدریج تعدیل و رفع خواهد شد.

بنفشه دین‌محمدی

پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

کارآفرینی به سبک آقای لامبورگینی

کارآفرینی به سبک آقای لامبورگینی/ عارفه داودی

 

 

همیشه پای یک فراری در میان است!

در تأسیس کمپانی لامبورگینی، «انزو فراری» نقش بسیار مهمی را ایفا کرده است. نکته جالب آنجاست که بسیاری از خودرو‌های غیرفراری معروفیت خود را مدیون انزو فراری هستند. به‌طورمثال در اواسط دهه ۶۰ میلادی زمانیکه هنری فورد درصدد خرید کمپانی فراری بود به‌طور ناگهانی انزو فراری از فروش منصرف شد و این باعث ناراحتی شدید هنری فورد شد و او به مهندسان خود دستور داد تا خودروی GT40 را طراحی کنند به‌این‌ترتیب یکی از ماندگارترین سوپر کارهای کلاسیک جهان براثر لجبازی فراری ساخته شد.

در ارتباط با لامبورگینی، داستان به این شکل بود که «فروچیو لامبورگینی» متولد ۱۹۱۶ و بنیان‌گذار لامبورگینی، تحصیلاتش را در زمینه طراحی ماشین‌آلات کشاورزی و صنعتی، به پایان رساند و سپس وارد نیروی هوایی ارتش ایتالیا شد. در جنگ جهانی دوم او به‌عنوان مکانیک در یک کارخانه مشغول به کار شد و پس از جنگ، با استفاده از بقایای تجهیزات نظامی کارخانه مذکور، به تولید تراکتور پرداخت. بعد از جنگ جهانی دوم، تراکتور و ادواتی ازاین‌دست فروش خوبی داشت دلیل آن‌هم ساخت و بازسازی مردم و دولت بعد از جنگ بود درنتیجه فروچیو لامبورگینی در سال ۱۹۴۹ شرکت تولید تراکتور خود را به نام «لامبورگینی تراکتوری» بنیان نهاد. شرکت لامبورگینی در اواسط دهه ۱۹۵۰ تبدیل به بزرگ‌ترین تولیدکننده ماشین‌آلات کشاورزی ایتالیا گردید.

همچنین شرکت لامبورگینی در راستای ساخت سیستم‌های تهویه گرمازا و سرمازا هم فعالیت می‌کرد و در پی آن توانست خودروهای بسیاری لوکسی ازجمله فراری GT250 را سوار شود. دلایل متعددی از چگونگی ورود لامبورگینی به دنیای خودرو‌ها وجود دارد. یکی از آن موارد، بحث بین انزو فراری (رئیس کارخانه خودروسازی فراری) و فروچیو لامبورگینی این‌گونه نقل شده است که آن دو بر سر اینکه چه کسی توان تولید خودروهای بهتری را دارد بحث می‌کردند. داستان دیگر حاکی از آن است که فروچیو لامبورگینی دائماً از خودروی فراری خود شکایت و عدم رضایت داشت. (به عللی از قبیل تعداد دفعات بردن ماشین به تعمیرگاه، خدمت‌رسانی ضعیف و غیره). در یکی از همین روزهایی که فروچیو سوار فراری بود، سیستم کلاچ آن دچار مشکل می‌شود و این مشکل بارها تکرار می‌شود، به همین خاطر فروچیو به شرکت فراری شکایت می‌کند و ازآنجاکه انزو فراری به فردی جسور و مغرور، معروف بود، به فروچیو گفت:

تو یک کشاورزی و نیازی به فراری نداری، می‌توانی پیاده رفت‌وآمد کنی! واقع‌بینانه‌ترین استدلال، پیش‌زمینه دانش مکانیکی و کار منحصربه‌فرد فروچیو لامبورگینی در حس تجارت بوده است. فروچیو لامبورگینی اوقات فراغت خود را به پیاده‌سازی موتور و سایر قطعات خودرو شخصی‌اش که در اکثر اوقات فراری یا مازراتی بود؛ می‌گذراند. پس‌ازآن شاسی، سیستم تعلیق، ترمز خودرو و سیستم برق‌کشی آن‌ها را بررسی می‌نمود. آنچه او دریافت، این بود که بسیاری از قسمت‌های وسایل نقلیه او درواقع شبیه به قسمت‌های بکار رفته در تراکتورهای تولیدشده در کارخانه او بودند. بااین‌وجود مبلغ دینام یا تایر ایتالیایی نصب‌شده در خودروی فراری، سه برابر قیمت معمول بود؛ بنابراین در حقیقت اولین چشم‌انداز کسب‌وکار او آن‌چنان در رابطه با طراحی لامبورگینی میورا نبود؛ بلکه به‌نوعی فرصت کسب‌وکار/درآمد موجود در بازار قطعات ارتباط داشت.

 

در سال ۱۹۶۲ فروچیو لامبورگینی با برداشت ذهنی از کسب‌وکار مکمل، شروع به پایه‌گذاری شرکت خود نمود. فروچیو شرکتی به نام Automobili Ferruccio Lamborghini را در سال 1963 به ثبت رساند و برای ایجاد زیرساخت‌های تولید و فروش و … قطعه زمینی به بزرگی 90 هزار متر در Sant’Agata خریداری کرد. حدود ۸ ماه بعد یک زمین ۹۰ هزار متری در کنار کارخانه تراکتورسازی فروچیو تبدیل به یک ساختمان مدرن و شیک شد. فروچیو لامبورگینی تا اینجای کار 500 میلیون لیر ایتالیا خرج کرده بود و حالا یک کمپانی اتومبیل‌سازی به نام خودش داشت که باید برای راه اندازیش پرسنلی مجرب استخدام می‌کرد.

در طی چند ماه بعد از پایه‌گذاری فروشگاه خودرو خود در سال ۱۹۶۳، لامبورگینی توانایی‌های تیم خود را مورد سنجش قرار داد. این سنجش در قالب یک طرح مفهومی خودرو برای نمایشگاه اتومبیل تورین؛ در نوامبر همان سال به اجرا درآمد؛ و ازآنجایی‌که او کمپانی لامبورگینی را برای مبارزه با فراری تأسیس کرده بود و به همین دلیل راه میان‌بر را انتخاب کرد و یک‌راست به سراغ مهندسین فراری یعنی Giotto Bizzarini که بسیار از دست انزو فراری ناراحت بودند، رفت و در قالب شرکت رقیب برای فراری مشغول به کار شدند، باوجود شانس کم و زمان محدود، فروچیو لامبورگینی و تیمش به‌گونه‌ای موفق به ادامه کار خود پرداخته و بر مشکلات غلبه کردند.

این مدل که GTV350 نام داشت، در نمایشگاه، نظر منتقدان را به‌سوی خود معطوف نمود. در کل این خودرو نه فقط به‌عنوان تلاش فوق‌العاده فروچیو لامبورگینی به شمار می‌رفت بلکه به سهم خود یک خودروی عالی هم بود. موتور ۳۶۰ اسب بخار ۱۲ سیلندر، نیروی کافی برای این مدل خودرو را تأمین می‌نمود.

بعد از نمایشگاه اتومبیل تورین، فروچیو لامبورگینی قصد تولید مدل 350GT، اما با طراحی فرانکو اسکالیونه را داشت. لامبورگینی فقط 120 دستگاه از این خودرو را تولید کرد و جالب آن‌که پیشرانه 12 سیلندرش در آن دوران 2 میل‌سوپاپ در سرسیلندر داشت. در طی سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ شرکت لامبورگینی برای نخستین بار حس احترام و تقدیر را از سرتاسر دنیا دریافت نمود و موردتوجه بزرگان صنعت خودروسازی واقع شد. بعد از چندین بررسی کیفیت به‌وسیله نشریات اتومبیل و روزنامه‌های آمریکایی و اروپایی، محصولات شرکت لامبورگینی آغاز به جذب خریدار نمود.

لامبورگینی مدل 400GT را روانه بازار کرد و تا سال 1968 هم 247 دستگاه از این خودرو را تولید کرد. این خودرو با گیرباکس 5 سرعتِ ارائه شد یعنی همانند رقبایی ازجمله پورشه و فراری که آن‌ها نیز گیرباکس‌های مشابه داشتند.

 

ظهور یک اسطوره:

فروچیو لامبورگینی به طرح‌های مفهومی (نمایشی) علاقه‌مند نبود. او به‌راحتی می‌خواست که اتومبیل‌های معمولی فوق‌العاده سریع و بی‌عیب و نقص را بسازد. دو مهندس باهوش جوان از بولونیا، فروچیو را درک کردند و بر روی یک طراحی مفهومی در ذهن خود به کار پرداختند. ایده این بود که یک خودروی مسابقه‌ای، اندکی رام‌تر برای جاده‌ها و همچنین کاربردی در حومه شهر طراحی نمایند. به دستور فروچیو پروژه‌ای مخفیانه به نام TP400 کلید خورد. حرف P در نام این پروژه نشانگر کلمه Posteriore بود که در زبان ایتالیایی به معنی عقب است و اشاره به نصب موتور در پشت کابین را دارد.

ضمناً 400 هم درواقع نمایانگر حجم پیشرانه ضرب در عدد 10 است که 4000 سی‌سی می‌شود. هرچند شاسی و پلت فرم اصلی در سال 1965 ساخته شد و حتی در نمایشگاه خودروی تورین هم به نمایش درآمد، اما این پلت فرم شامل شاسی جدیدی بود که پیشرانه 12 سیلندر V شکلی در پشت آن به‌صورت عرضی قرار داشت. این سبک از چیدمان پیشرانه برای اولین بار بود که در خودرویی غیر مسابقه‌ای و برای خیابان‌ها به‌کارگیری می‌شد.

نام این خودرو مدل جدید “میورا” برگرفته از کلمه گاوهای مسابقه‌ای بود. گاوهای میورا از قوی‌ترین گاوهای نر مسابقه‌ای بودند و همچنین به‌عنوان باهوش‌ترین و درنده‌ترین آن‌ها نیز به‌حساب می‌آمدند.

هنگامی‌که به اتومبیل میورا از جلو با درب‌هایی که رو به جهت بالا باز می‌شوند می‌نگریم؛ نام آن بسیار مطلوب و موردپسند است؛ و از طرفی لامبورگینی که علاقه شدیدی به مراسم گاوبازی مرسوم در اسپانیا داشت، نام و نشان کمپانی‌اش را نیز از همین مراسم اقتباس کرده بود.

شنیده ‌شده از اکتبر 1965 تا نمایشگاه ژنو در سال 1966‌، کارکنان شرکت شبانه‌روز در هفت روز هفته تلاش کردند تا اولین نمونه برای نمایش در ژنو موتور شو آماده شود. استقبال از این خودرو در خلال نمایشگاه آن‌قدر خوب بود که 10 دستگاه از میورا در همین نمایشگاه پیش‌فروش شد. جالب است که لامبورگینی برای تبلیغ این خودرو تصمیم گرفت یک میورا را بدون برنامه خاصی جلوی هتل De Paris پارک کند. وجود خودرویی با این شکل و شمایل جلوی هتل، باعث شد توجه مردم به این خودرو جلب شود.

در ماه مارس سال 1967 اولین خریدار میورا خودروی خود را تحویل گرفت تا چرخ‌های 205 میلی‌متری پیرلی آن برای اولین بار خیابان‌های شهر را لمس کند.

بعد از موفق شدن میورا، شرکت لامبورگینی همچنان به سنجش و تکامل راه خود پرداخت. درواقع باید P400 را میورای استاندارد یا Bace نامید. P400 S، میورا S یک نسخه اسپرت شده از P400 است. P400SV و P400 Jota، در سال 1970 لامبورگینی یک نسخه ویژه از مدل SV را ساخت. این خودرو که فقط یک دستگاه از آن تولید شد، شماره شاسی 5048 داشت و باید آن را یک میورای مسابقه‌ای تمام‌عیار نامید. P400 SV/J بعد از رسیدن آوازه مدل جوتا به خریداران میورا، 5 سفارش ویژه دیگر نیز برای این خودرو به ثبت رسید که یکی از آن‌ها مربوط به محمدرضا پهلوی بود. از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۱ لامبورگینی گونه‌های متنوعی از خودروها را تجربه نمود. لامبورگینی سرانجام در سال 1973 و بعد از تولید 764 دستگاه میورا با این خودروی تاریخ‌ساز خداحافظی کرد.

سرانجام لامبورگینی:

در اوایل سال ۱۹۷۰، مشکلاتی از قبیل ناآرامی‌های کارگری در ایتالیا و افزایش قیمت گاز و معاملات بزرگ تراکتور استرس فوق‌العاده‌ای را در لامبورگینی و شرکت او به وجود آورد؛ بنابراین در سال ۱۹۷۲ پس از هشت سال بودن در رأس، فروچیو ۵۱٪ درصد از سهام شرکت را به یک کارخانه‌دار سوئیسی با نام «ژرژ هنری روزتی» فروخت.

سال بعد او باقی سهام خود را نیز به دوست خود، رنه لایمر، واگذار کرد؛ بنابراین، مردی که نیروی محرکه و عامل صعود این کمپانی بود، مجبور به حذف خود از این شرکت شد. اولین خودرو بعد از دوره فروچیو لامبورگینی کونتاش بود که به‌عنوان اولین خودرویی که با درهای قیچی‌وار (Scissor doors) و به سمت بالا باز می‌شدند، در سال ۱۹۷۴ وارد خط تولید لامبورگینی گردید.

در طی دهه ۱۹۸۰ تلاش‌های برادران میمران برای روی پا آوردن شرکت لامبورگینی در آخر با شکست مواجه گردید و برادران میمران در اواسط دهه ۱۹۸۰ آغاز به مذاکره با مدیران شرکت خودروسازی کرایسلر کردند. این مذاکره‌ها در آخر در سال ۱۹۸۶ به پیوستن لامبورگینی به کرایسلر منجر شد.

در سال ۱۹۹۴، کرایسلر با مشکلاتی در شرکت خود روبرو شد. براین اساس در سال ۱۹۹۴ مجدداً لامبورگینی به گروهی از سرمایه‌گذاران اندونزیایی فروخته شد. این تغییر امیدوارکننده نتیجه‌ای جز عدم ثبات بیشتر برای لامبورگینی در برنداشت. این شرایط همچنین با درگذشت فروچیو لامبورگینی در سن ۷۶ سالگی در ایتالیا مصادف گردیده بود. فروچیو لامبورگینی بدون مشاهده اینکه خودرو‌های او دوباره ابهت دهه ۱۹۶۰ را کسب نمودند، از دنیا رفت. در سال ۱۹۹۷ فردیناند پیک، نوه فردیناند پورشه و مدیرعامل گروه فولکس‌واگن به لامبورگینی علاقه‌مند شد. هنگامی‌که شانس به دست آوردن لامبورگینی را پیدا کرد، فوراً در این مسیر قدم گذاشت تا اطمینان حاصل کند که این شرکت به‌سوی دیگر شرکت‌ها کشیده نمی‌شود. درنهایت سال ۱۹۹۸ گروه خودروسازی فولکس‌واگن لامبورگینی را با قیمت ۱۱۰ میلیون دلار خریداری نمود.

نویسنده : عارفه داودی / پژوهشگر حوزه مدیریت

برندی که شما نامیده می‌شوید؟ برند شخصی (قسمت سوم)

برندی که شما نامیده می‌شوید؟

برند شخصی(3) (قسمت سوم)

همان‌طور که می‌دانید برند شخصی(3) یعنی هر شخص شامل مجموعه‌ای از مهارت‌ها است. برند شخصی بیانگر یک ایده بزرگ یا یک سیستم اعتقادی- نگرشی است که برای سایر افراد متمایز و جذاب است. در این شماره قصد داریم شما را با معیارهای برندسازی شخصی آشنا نماییم. در این قسمت، هشت معیار که فرد می‌تواند برند شخصی خود را در حین تکامل در مقایسه با آن‌ها بسنجد را مطرح می‌کنیم. درواقع این قوانین استانداردهایی هستند که باید در هنگام ایجاد برند شخصی موردتوجه قرارگرفته و برای بررسی پیشرفت آن در طول زمان مورداستفاده قرار بگیرند. این هشت قانون عبارت‌اند از:

قانون 1. تخصص: اگر فرد بخواهد برای همه افراد تداعی‌کننده همه‌چیز باشد، نتیجه این می‌شود که برای هیچ‌یک از آن‌ها هیچ‌چیز نخواهد بود. تخصص مفهومی بسیار مهم در بازاریابی شخصی می‌باشد که به معنای انتخاب یک بخش محدود از میان همه مخاطبان و سپس رساندن پیامی مشخص به آن‌ها است.

قانون 2. رهبری: برای داشتن یک برند شخصی(3) خوب، فرد به‌عنوان یکی از مطلع‌ترین، برجسته‌ترین یا ماهرترین افراد در زمینه خود در نظر گرفته شود.

قانون 3. ویژگی‌های شخصیتی: برند شخصی باید پیرامون ویژگی‌های شخصیتی فرد در تمامی ابعاد حتی شامل خطاها، ساخته شود.

قانون 4. تمایز: هنگامی‌که فرد برند شخصی خود را ایجاد کرد، باید آن را به شیوه‌ای منحصربه‌فرد بیان کند. برای تأثیرگذاری قدرتمند، فرد باید خود را به شیوه‌ای متفاوت از دیگر افرادی که در همان حوزه هستند، بیان کند. بیان خود به شیوه‌ای متمایز تنها روشی است که توسط آن برند شخصی(3) در ذهن افراد نقش می‌بندد.

قانون 5. مشهود بودن: برند شخصی(3) باید به‌طور سازگار و مکرر دیده شوند تا زمانی که برند شخصی فرد شناخته شود، مشهود بودن مهم‌تر از توانایی‌های او است.

قانون 6. وحدت: رفتار فرد در خفا باید با برند عمومی او تطابق داشته باشد. وحدت درباره هدایت زندگی شخصی، مطابق با شخصیت عمومی او می‌باشد.

قانون 7. پشتکار: هنگامی‌که برند شخصی(3) ایجاد شد، باید به آن زمان داده شود تا رشد کند، باید به آن وفادار ماند و هوس‌های زودگذر را نادیده گرفت. هیچ راه میان بری برای دستیابی به برند شخصی(3) وجود ندارد، آن برندهایی که یک‌شبه به نظر می‌رسند، حاصل سال‌های زیاد پشتکار داشتن است.

قانون 8. حسن نیت: هرچه که فرد بیشتر به‌عنوان فردی خوش‌نیت یا مجسم کننده آرمان‌های ارزشی در نظر گرفته شود، برند او نفوذ بیشتری خواهد داشت. برند شخصی(3) می‌تواند برای دارنده خود، موفقیت به ارمغان آورد اما این امر باید به‌عنوان نتیجه فرعی در نظر گرفته شود.

 

حال زمان ایجاد یک هویت برند معتبر شخصی برای خودتان است، دفتر یادداشتی برداشته و مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید:

  1. تعریف و تنظیم بلندپروازی شخصی: این مرحله شامل تعریف و تنظیم بلندپروازی‌های فرد به شیوه‌ای هیجان‌انگیز و متقاعدکننده و مشهود ساختن آن است. بلندپروازی شخصی فرد، روح، نقطه آغاز، هدف اصلی و اصول راهنمای ببرند شخصی(3) فرد است. بلندپروازی‌های شخصی شامل چشم‌انداز شخصی، رسالت و نقش‌های کلیدی فرد است که با چهار زاویه دید شامل درونی، بیرونی، دانش و یادگیری و مالی در ارتباط است. بدین ترتیب در برند فرد و نیز در زندگی او توازن ایجاد می‌شود. این مرحله شامل شناختن خود و پاسخگویی به سؤالات زیر است: رؤیاهای شما چیست؟ شما چگونه انسانی هستید؟ چه چیزهایی برای شما مهم است؟ چه چیز شما را منحصربه‌فرد و خاص می‌سازد؟ چرا شما با دیگران متفاوت هستید؟ ارزش‌های شما چیست؟ و استعدادهای شما کدام است؟
  2. تعریف و تنظیم برند شخصی(3)

    : این مرحله شامل تعریف و تنظیم پیمان برند شخصی معتبر، متمایز، مرتبط، برانگیزاننده، بلندپروازانِ و به‌یادماندنی است. در وهله اول باید یک تحلیل نقاط قوت و ضعف/ فرصت و تهدید[1] شخصی و ارزیابی خود انجام شود. نتیجه این مرحله تعریف سبک زندگی شخصی فرد است که باید با بلندپروازی شخصی و اهداف برند فرد مرتبط باشد. اهداف برند عبارت است از چیزی که فرد می‌خواهد برند شخصی‌اش آن را تحقق بخشد. این مرحله نیز باید با چهار زاویه دید ذکرشده: درونی، بیرونی، دانش و یادگیری و مالی مرتبط باشد. به‌علاوه فرد باید تخصص خود را نیز تعریف کند، یعنی تمرکز بر یک استعداد اصلی. حال در دفتر یادداشت خود به این سؤالات پاسخ دهید: مخاطبان شما چه کسانی هستند و بزرگ‌ترین نیازهای آن‌ها چیست؟ بیانه برند شخصی(3) شما شامل مجموعه بلندپروازی شخصی، اهداف برند، تخصص، صفات غالب می‌باشد.

  3. تنظیم یک چک‌لیست شخصی متعادل: بلندپروازی شخصی و برند شخصی(3) اگر اقدامی در جهت تحققشان صورت نگیرد، هیچ ارزشی ندارند؛ بنابراین در این مرحله تمرکز بر ایجاد یک برنامه عمل منسجم و متوازن بر مبنای بلندپروازی شخصی و برند شخصی(3)، برای دستیابی به اهداف زندگی، برند و حذف عوامل منفی است. این مرحله پیرامون ترجمه بلندپروازی و برند شخصی(3) به یک چک‌لیست شخصی متعادل است. این چک‌لیست شامل عوامل کلیدی موفقیت شخصی است که به بلندپروازی و برند شخصی و مقاصد، معیارهای عملکرد، اهداف و فعالیت‌های بهسازی مرتبط به آن‌ها، در ارتباط است. این مرحله نیز به چهار زاویه دید درونی، بیرونی، دانش و یادگیری و مالی تقسیم‌بندی می‌شود. شما باید این چک‌لیست را به‌طور مستمر بر مبنای بلندپروازی و برند شخصی(3) خودتان بهبود داده و مدیریت کنید.
  4. اجرا و ترویج بلندپروازی، برند و چک‌لیست متعادل شخصی: بلندپروازی، برند شخصی(3)و چک‌لیست متعادل شخصی درصورتی‌که اجرایی نشوند، هیچ ارزشی ندارند؛ بنابراین مرحله بعدی اجرا، نگهداری و ترویج آن‌ها است. فرد در این مرحله می‌تواند به‌عنوان راهنما از چرخه معرفی‌شده یعنی برنامه‌ریزی، به‌کارگیری، اقدام و به چالش کشیدن، استفاده کند که باید به‌طور مستمر پیگیری شود. این چرخه برای رشد تدریجی آگاهی از برند فرد ضروری است. هنگامی‌که برند شخصی ایجاد شد، باید به‌طور مستمر از آن نگهداری شود. شما باید پیمان برند شخصی(3) خود را با توجه به بینش‌ها، چالش‌ها و تجربه‌های جدید، تعدیل کنید. هرچه شما بیشتر برند شخصی(3) خود را تقویت، نگهداری و حفاظت نمایید و آن را ترویج دهید، موفق‌تر خواهید بود.

[SWOT 1d

پژوهشگر و مدرس دانشگاه

دکتر شیوا شعبانی

 

اهمیت جذب کارآفرینان غیر مقیم به‌منظور توسعه کسب‌وکارهای دانش‌بنیان چالش مدیریت کلان منابع مالی

اهمیت جذب کارآفرینان غیر مقیم به‌منظور توسعه کسب‌وکارهای دانش‌بنیان

چالش مدیریت کلان منابع مالی

 

طبق آمار ارائه‌شده از سوی معاون اجرایی رئیس‌جمهور، 6 میلیون ایرانی نخبه در آن‌سوی مرزها وجود دارند که تعداد زیادی از آنان می‌توانند در نقش کارآفرین به توسعه اقتصادی کشور کمک شایانی دهند. از این‌سو، دولت با درک این نکته کلیدی در دوران پسا برجام به‌منظور جبران عقب‌ماندگی‌های گذشته، مقوله حضور آنان در کشور را از موضوعات کلی خارج کرده و نقش کارآفرینان غیر مقیم را به‌منظور شناسایی ظرفیت‌ها، موشکافانه موردبررسی قرار می‌دهد. از سوی دیگر، همچنین معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در بهار ۱۳۹۶ طرح “۱۱۰ برنامه حمایتی از شرکت‌های دانش‌بنیان” را برای تأمین قانون حمایت از شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان و تجاری‌سازی نوآوری‌ها و اختراعات که به تصویب مجلس شورای اسلامی نیز رسیده است، اجرایی کرده است. حال سؤال آن است که باوجود ایجاد چنین بستر منحصربه‌فرد، چه چالش‌های اساسی سبب عدم همکاری بسیاری از کارآفرینان غیر مقیم در توسعه کسب‌وکارهای دانش‌بنیان شده است؟

بسیاری از اقتصاددانان نامی جهان مانند استیگلیتز بر ایـن باورنـد کـه امـروزه دیگـر حجـم سرمایه و اندازه بازار، در توسعه اقتصادی ملل نقش اساسـی را نداشـته، بلکـه ایـن نقـش را دانـش و فناوری ایفا می‌کند؛ بنابراین عوامل متخصص انسانی به‌عنوان نیروی اصلی تحول اقتصـادی موردتوجه بوده و برنامه‌های توسعه اقتصادی با توجه به نقش این عامل مهم تـدوین و بـه اجـرا درمی‌آیند. ازلحاظ کاربردی، برای دستیابی به اقتصاد دانش‌بنیان، فقط تولید و توزيع اطلاعات و پرداختن به آموزش و پژوهش كافي نیست، بلکه نکته مهم، به‌کارگیری آن‌ها در استفاده از منابع اقتصـادی به‌صورت مستمر و پايدار است. به‌عبارت‌دیگر، کاربردی کردن دانش و استفاده مؤثرتر از آن در گسترش ظرفیت‌ها و ارتقاء درجه بهره‌برداری از منابع است که تحقق یک اقتصـاد دانش‌بنیان را مقدور می‌سازد.

 

نمونه‌ای از نقش کلیدی سرمایه انسانی در رشد و اعتلای یک کشور، هندیان مهاجر در انگلستان هستند. کشور هندوستان نیز در بخش فناوری اطلاعات یکی از کشورهای پیشرو در دنیا است که این امر را مدیون همین مهاجرانی است که در انگلستان زندگی می‌کنند. واقعیت این است که انگلیسیان هندی تبار که در صنعت فن‌آوری اطلاعات از بهترین‌ها به شمار می‌آیند، با تبادل دانش و انتقال سرمایه، هند را به سرزمینی کارآفرینی تبدیل کرده‌اند. با تسهیل زمینه‌های علمی و همچنین جذب سرمایه، هند موفق شد از ظرفیت‌های مهاجرانی که برای تحصیل و کار به انگلستان رفته بودند، بهره‌برداری کند و در یک بازه زمانی ۱۰ ساله بسیاری از آنان را به سرمایه‌گذاری و حضور مجدد در فضای اقتصادی ترغیب کند. چنین ارتباط و پیوندی سبب شد که سهم تولید ناخالص هند در فناوری‌های پیشرفته از ۲ درصد در سال‌های پایانی قرن ۲۰ ام به نزدیک ۶ درصد در سال‌های اخیر برسد. با درک این نمونه چگونه است که کشور ما در امر برقراری چنین ارتباطی با کارآفرینان غیرمقیم به بهترین نتایج ممکن نمی‌رسد؟

پاسخ اما در بیانات مقام معظم رهبری مدظله‌العالی دریکی از دیدارهای اخیر ایشان با فعالان تولید دانش‌بنیان مبنی بر عدم استفاده صحیح از منابع مالی و علل آن به‌وضوح مشاهده می‌شود. ایشان فرمودند شایسته است این مانع که به‌عنوان محدودیتی بزرگ در رشد اقتصادی و حصول اقتصاد پایدار محسوب می‌شود، به‌دقت مورد ارزیابی قرار گیرد. تحصیل ثروت از راه خام فروشی یکی از موارد مهم و مؤثر در عدم توسعه اقتصادی و پیشرفت کارآفرینی در ایران است. اقبال به دستیابی اقتصاد دانش‌بنیان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین راهکارهای استفاده صحیح از منابع مالی در جایگاه درست و به‌اندازه مطرح است. از سویی دیگر لزوم ارتقای مدیریت منابع مالی نیز به‌عنوان راهکاری دیگر از سوی ایشان پیشنهادشده است. بدین منظور تأمین حداقل ۲۰ درصد از درآمد مالي كشور از راه صنايع دانش‌بنیان تا افق ۱۴۰۴ در بیانات ايشان راهکار دیگری برای کاهش وابستگی به خام فروشی نفت بوده است.

بررسی‌ها حاکی از آن است که حدود ۵۰ درصد از تولیدات صنعتی ایران را محصولات منبع گرا تشکیل می‌دهند. حدود ۲۰ درصد از محصولات صنعتی نیز اختصاص به صنایع با فناوری ساده دارد؛ بنابراین مجموع صنایع منبع گرا و ساده حدود ۷۰ درصد تولیدات صنعتی ایران را تشکیل داده که بیانگر سطح پایین فناوری صنعتی ایران است. محصولات با فناوری متوسط نیز اندکی کمتر از ۳۰ درصد از تولیدات صنعتی ایران را شامل می‌شود که بیشتر شامل صنایع پتروشیمی و شیمیایی است. بخش صنایع با فناوری بالا نیز سهم بسیار ناچیزی بین ۱.۹ تا ۲.۵ درصد از محصولات صنعتی ایران را شامل می‌شود که بخش عمده آن محصولات الکترونیکی است؛ بنابراین ساختار اقتصاد ایران از منظر سطح فناوری به‌کاربرده شده در تولید، بیشتر (بیش از ۷۰ درصد) مبتنی بر تولید کالاهای منبع گرا و دارای تکنولوژی سطح پایین است و سهم تولید کالاهای با تکنولوژی سطح بالا بسیار ناچیز است.

همچنین بررسی سبد صادراتی ایران به کشورهای اروپایی نیز حاکی از آن است که بیش از ۹۰ درصد از صادرات ایران به اروپا، مواد اولیه بوده و تنها ۷ درصد از صادرات شامل کالاهای تولیدشده است که در فرایند تولید آن‌ها از تکنولوژی متوسط استفاده می‌شود و سهم تجهیزات مخابراتی که تولید آن‌ها مبتنی بر استفاده از تکنولوژی پیشرفته است، شوربختانه کمی بیش از صفر است. با توجه به مقایسه سبد صادراتی ایران به کشورهای عضو اتحادیه اروپا الزام به کاهش میزان خام فروشی و سوق به‌سوی اقتصاد مبتنی بر دانش درک می‌گردد. نتایج عملکرد کشورهای توسعه‌یافته نشان داده است که این مهم با ارائه تسهیلات لازم برای کارآفرینان از طریق مدیریت صحیح منابع مالی محتمل‌تر خواهد شد.

بدین ترتیب توسعه کارآفرینی در جوامع نیازمند آمادگی زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی، همکاری نظام‌های آموزشی، ساختارهای اداری و مالی و سایر مکانیسم‌های حمایتی است. بر این اساس توسعه کارآفرینی در بخش‌های مختلف اقتصادی با توجه به ویژگی‌ها و شرایط این بخش‌ها، مقوله‌ای چندبعدی بوده و نیازمند توجه همه‌جانبه دولت و مجلس در تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های کلان، تأمین زیرساخت‌های لازم و اجرای برنامه‌هایی هدفمند برای ترویج کارآفرینی به‌منظور رواج اندیشه‌های کارآفرینانه، ارتقاء دانش و توانمندی‌های افراد برای استفاده صحیح از پتانسیل‌ها ازجمله جذب کارآفرینان تحصیل‌کرده غیر مقیم برای مدیریت چالش‌های اقتصادی پیش روست.

نویسنده: دکتر فرهاد حسنی مهربان / مدرس و پژوهشگر

 

کارآفرینی پایه‌‌های شکل‌گیری اقتصاد نوین بررسی دانشگاه توکیو-ژاپن

کارآفرینی پایه‌‌های شکل‌گیری اقتصاد نوین

بررسی دانشگاه توکیو-ژاپن

University of Tokyo

 

دانشگاه توکیو در سال ۱۸۷۷ به‌عنوان اولین دانشگاه ملی ژاپن تأسیس شد و به‌عنوان یک دانشگاه تحقیقاتی پیشرو در زمینه تحصیلات عالیه در ژاپن، شناخته شد. در دوره‌های اصلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و در تمامی رشته‌ها طیف کاملی از فعالیت‌های تحقیقاتی و پژوهشی را دانشجویان انجام می‌دهند. این دانشگاه ازلحاظ علمی بسیار غنی و ازلحاظ ارائه رشته بسیار متنوع است که تضمین‌کننده‌ای برای رشد فکری و کسب دانش و مهارت‌های حرفه‌ای است. نحوه پذیرش دانشجو در دانشگاه توکیو با آزمون ورودی است و تمامی مدارک سطوح قبلی فرد متقاضی باید ارائه شود و هزینه تحصیل در این دانشگاه تقریباً بین ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار در سال می‌باشد. محدوده قبولی در این دانشگاه ۱ به ۱۰ است و رتبه بین‌المللی این دانشگاه در جهان ۶۰ و برترین و اولین دانشگاه ژاپن محسوب می‌شود.

این دانشگاه در حقیقت با ترکیب دانشکده‌های دولتی پزشکی و علوم غربی به وجود آمده و سپس به نام دانشگاه امپریال توکیو نام‌گذاری شد. در سپتامبر ۱۹۲۳ میلادی پس از زلزله و آتش‌سوزی حدود ۷۰۰ هزار جلد از کتاب‌های آن نابود شد اما به‌هرحال در سال ۱۹۴۷ میلادی و پس از شکست در جنگ جهانی دوم این دانشگاه با نام اصلی خود فعالیتش را دوباره آغاز کرد. سیستم جدید دانشگاهی در سال ۱۹۴۹ میلادی  شروع شد.

اکنون بیش از ۵۵۰۰ نفر در بخش‌های مختلف آن مشغول به کار هستند و همچنین وجود ۳۰ هزار دانشجو سبب شده دانشگاه توکیو به یکی از مهم‌ترین مراکز بین‌المللی تحقیق و تحصیل در جهان و همین‌طور آسیا، تبدیل شود. در حال حاضر نیز حدود ۲۱ هزار دانشجوی خارجی در آن مشغول به تحصیل هستند.

البته این دانشگاه بیشتر یک دانشگاه تحقیقاتی است و ۱۰ دانشکده را در زیرمجموعه خود جا داده است. دانشگاه توکیو دارای ۵ پردیس در هونگو، کومابا، کاشیوا، شیرواکنه  و ناکانو است. ژاپن تایمز در سال ۲۰۱۲ میلادی اعلام نمود که از ۱۲۸۲ پروفسور دانشگاه توکیو، ۵۸ نفر آن زن بوده‌اند.

 

دانشکده‌ها، سطوح و دروس ارائه‌شده در دانشگاه توکیو:

سطوحی که در دانشگاه توکیو ارائه می‌شود در سه سطح کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است که دانشکده‌های آن عبارت‌اند از:

الف- دانشکده کشاورزی و علوم پایه: این دانشکده تحصیلات تکمیلی را پوشش می‌دهد، که به‌صورت پیشرفته به اکوسیستم جهانی ، مزارع ، جنگل‌ها و کشاورزی صنعتی را شامل می‌شود. این دانشکده ۱۲ بخش دارد  و در هر بخش بیش از ۱۸۰ نفر از دانشجویان در حال تحصیل هستند که این رشته‌ها و دپارتمان‌ها عبارت‌اند از: ۱- دپارتمان کشاورزی، زیست‌شناسی، محیط‌زیست ۲-گروه شیمی کاربردی زیست‌شناسی ۳- گروه بیوتکنولوژی ۴- گروه علوم جنگل ۵- گروه آبزیان علوم زیستی ۶- اقتصاد کشاورزی و منابع ۷- گروه زیست‌شناسی و مهندسی محیط‌زیست ۸- گروه علوم ماده ۹- گروه جهانی علوم کشاورزی ۱۰ – گروه مطالعات اکوسیستم ۱۱- گروه علوم منابع حیوانات ۱۲- گروه دامپزشکی علوم پزشکی

ب- دانشکده علوم و هنر: دانشکده تحصیلات تکمیلی جامع و پیشگام در زمینه‌های جدید تحقیق در حوزه‌های مختلف علوم پایه انسانی است و از اهداف این دانشکده می‌توان به تعمیق و تقویت آموزش‌وپرورش در رشته‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی اشاره کرد و استفاده از تمامی ظرفیت‌های دانشجویان بین‌المللی و روابط علمی بسیار نزدیک با دانشگاه‌های اروپا و آمریکا که از سال ۲۰۰۵ به بعد به طرز چشمگیری افزایش پیداکرده است که این عوامل باعث پیشگام شدن این دانشکده در علوم انسانی در سطح جهان شده است. رشته‌های این دانشکده عبارت‌اند از: علوم زبان و اطلاعات، مطالعات فرهنگی میان‌رشته‌ای، گروه مطالعات منطقه‌ای، برنامه تحصیلات تکمیلی رشته‌های : امنیت انسانی، علوم انسانی جهانی، دوره تحصیلات در جامعه جهانی، علوم محیط‌زیست و همچنین در سطح کارشناسی ارشد و دکتری نیز این دانشکده فعالیت می‌کند.

ج- دانشکده زبان: این دانشکده یکی از مطرح‌ترین دانشکده‌های آسیا و پیشرو در سطح جهان است و تقریباً تمامی رشته‌های زبان در تمام دنیا از آفریقا تا اروپا و آسیا را در برمی‌گیرد. ازجمله رشته‌های این دانشکده می‌توان به گروه زبان فرانسه، گروه زبان ایتالیایی، گروه زبان هندی، گروه زبان روسی و پرتغالی و دیگر زبان‌های مطرح دنیا اشاره کرد. این دانشکده در تمامی سطوح مطالعاتی دانشجو می‌پذیرد.

د- دانشکده پزشکی: دانشگاه توکیو یکی از پیشرفته‌ترین دانشکده‌های سطح بین‌المللی است. در عرصه مطالعات دانشگاهی و تحقیقات، همگام و هم‌سطح دانشگاه‌های کانادا است که در این دانشکده اکثر رشته‌های پزشکی اعم از دندانپزشکی، بیولوژی، پرستاری، رادیولوژی و دیگر رشته‌های پزشکی ارائه می‌شود و در تمامی سطوح پزشکی، این دانشکده پذیرش دارد.

هـ- دانشکده مهندسی: دانشگاه توکیو یکی از محبوب‌ترین دانشکده‌های ژاپن برای دانشجویان به‌حساب می‌آید و از شاخص‌ترین ویژگی‌های این دانشکده می‌توان به تنوع رشته‌های فنی و مهندسی این دانشکده اشاره کرد. رشته‌های مهندسی عمران، مهندسی برق، مهندسی الکترونیک، مهندسی شیمی، مهندسی مواد، مهندسی جغرافیا و دیگر رشته‌های مهندسی در تمامی سطوح دانشگاهی لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری ارائه می‌شود.

 

جذب دانشجویان خارجی:

هرچند اصولاً در دانشگاه‌های ژاپن جمعیت دانشجویان خارجی محدود است اما طی سال‌های اخیر مقامات این دانشگاه تصمیم گرفته‌اند با اجرای برنامه‌هایی به زبان انگلیسی درهای خود را به روی دانشجویان بین‌المللی بگشایند.

در همین راستا دانشگاه توکیو از سال ۲۰۱۲ میلادی دو برنامه برای دانشجویان کارشناسی به زبان انگلیسی در نظر گرفت. همچنین در سال ۲۰۱۴ میلادی نیز دانشکده علوم، برنامه‌ای برای انتقال دانشجویان  انگلیسی‌زبان، به نام GSC، ایجاد کرد.

مرکزی برای تحقیقات علوم مختلف:

یکی از نکات مهم درباره دانشگاه توکیو، وجود مؤسسات تحقیقاتی متعدد در آن است. دانشگاه توکیو شامل مؤسسه‌های تحقیقاتی در علوم و بخش‌های مختلف ازجمله علوم پزشکی، زلزله، فرهنگ شرقی، علوم اجتماعی، صنایع، تاریخ، علوم زیستی مولکولی و سلولی، تحقیقات اشعه‌های کیهانی، فیزیک، جوی و اقیانوسی و غیره است.

 

برندگان جایزه نوبل درمیان فارغ‌التحصیلان:

در این دانشگاه ۱۵ نخست‌وزیر ژاپن تحصیل‌کرده‌اند. علاوه بر آن  ۱۲ فارغ‌التحصیل آن برنده جوایز نوبل شده‌اند که ازجمله می‌توان ساتوشی امورا برنده نوبل پزشکی و تاکاکی کاجیتا برنده نوبل فیزیک در سال ۲۰۱۵ را اشاره نمود. همچنین یوشینوری اوهسومی برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۶ نیز در همین دانشگاه تحصیل‌کرده بود.

 

دفتر کارآفرینی و توسعه‌سازمانی- بخش روابط سازمانی دانشگاه:

این دفتر تلاش می‌کند تا همکاری‌های خلاقانه دانشگاه و صنعت را به‌منظور تحقق نتایج تحقیقات دانشگاه در جامعه و به دست آوردن نوآوری با تأثیر بسیار بالا را دنبال کند. یکی از مأموریت‌های این دفتر ایجاد پروژه‌های تحقیقاتی خاصی است که مهارت و توانایی‌های جامع دانشگاه توکیو را در برگیرد. برای این منظور و جهت ارتقاء برنامه‌های مختلف، یک طرح تحقیقاتی مشترک به نام Proprius21 در دست اجرا است، پروژه‌ای که برای ایجاد همکاری بین‌المللی دانشگاه و صنعت و همچنین انجمن علمی و فناوری است.مأموریت بعدی این دفتر حمایت از شرکت‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر تحقیق و فن‌آوری توسعه‌یافته در دانشگاه توکیو می‌باشد. دانشگاه توکیو مرکز کارآفرینی پلازا را در سال 2007 به‌عنوان یک مرکز حمایت از شرکت‌های سرمایه‌گذاری و به‌منظور پاسخگویی به نیازهای تحقیقاتی مختلف آن‌ها افتتاح کرد. بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری کار خود را از این مرکز کارآفرینی شروع کرده‌اند. این دفتر با همکاری تمامی دانشکده‌های تحصیلات تکمیلی دانشگاه همکاری می‌کند و تلاش‌های متمرکز در زمینه آموزش کارآفرینی را ادامه می‌دهد.

آزیتا جهانبخش پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

بازاریابی مد

بازاریابی مد – شادی لطیفیان

 

بازاریابی اثربخش در زمینه مد به معنای استفاده از بینش شرکت درباره مشتریان جهت برانگیختن آنان می‌باشد.

استیفن شارپ، مدیر بازاریابی، تجارت الکترونیک و

طراحی فروشگاه مارکس‌اند اسپنسر

 

 

در دوران معاصر، مد در زندگی افراد نقش بارزتری از گذشته دارد و بسیاری از ما، خود را آگاهانه یا ناآگاهانه به‌نوعی درگیر آن کرده‌ایم؛ از لباس و عطر و زیورآلات گرفته تا دکوراسیون منزل. مد پدیده‌ای بی‌حدومرز است که به انسان‌ها شخصیت و هویت می‌بخشد و آن‌ها را به هم نزدیک‌تر می­کند.

 

 

امروزه صنعت مد با چالش‌های گوناگونی در زمینه محصولات و نام­های تجاری بازاریابی برای مصرف‌کنندگان روبه‌رو هستند. بازارها به شکلی که استفاده می‌شوند همگن نیستند، اما همچنان که مصرف‌کنندگان به‌حق انتخاب گسترده‌تر، قیمت‌های ارزان‌تر، مدهای سریع‌تر در حال تغییر، تجملات دست‌یافتنی، تغییر سبک زندگی، اطلاعات بیشتر و روش‌های متفاوت‌تر خرید واکنش نشان می‌دهند، این بازارها نیز چندپاره می‌شوند. صنعت مد به دلیل بازار نامشخص تقاضا، چرخه عمر محصول کوتاه، تغییر سریع نیازهای مصرف‌کننده، گستردگی محصولات، پیچیدگی و طول زنجیره تأمین از کسب‌وکارهای پویا و به‌سرعت در حال تغییر محسوب می‌شود. بسیاری از صنایع غیرمرتبط با مد، فعالیت بخش‌های مختلف این صنعت را نظاره می‌کنند تا رقابت‌پذیری در بازارهای به‌سرعت در حال تغییر را درک و آن را الگوی خود کنند.

آنچه در میان مجموعه‌ فعالیت‌های این صنعت بیش از همه اهمیت دارد، نقش بازاریابی در ایجاد توسعه‌ی مد است. واژه بازاریابی مفهوم ویژه‌ای در «مد» دارد، به‌طوری‌که به شکلی بسیار عادی و معمولی برای توصیف یک کارکرد ارتباطی مرتبط با ترفیع محصولات و خدمات و نیز خلق و حفظ هویت نام تجاری، استفاده می‌شود.

در یک تعریف علمی، بازاریابی مد به‌کارگیری تکنیک‌ها، روش‌ها و درواقع بر فلسفه تجارت مد، متمرکز و یک وظیفه مهم تجاری در این صنعت است که شامل برنامه‌ریزی، قیمت‌گذاری، ترویج و فروش محصولات مد است.

درواقع بازاریابی مد، روش به‌کارگیری یک سری از فناوری‌ها و فلسفه‌های تجاری است که محوریت آن‌ها بر روی مشتریان فعلی و بالقوه در زمینه پوشاک، محصولات و خدمات وابسته، به جهت تحقق اهداف بلندمدت سازمان می‌باشد. واژه «بازاریابی مد» هم جنبه آکادمیک دارد و هم یک کارکرد خاص کسب‌وکار مد محسوب می‌شود که جریان قابل‌توجه کسب ثروت را به شرکت‌های غیر مرتبط با مد سرازیر می‌کند. در یک تعبیر و تفسیر گسترده‌تر، به کسب‌وکاری اشاره دارد که درک نیازها، تشخیص و تعریف تقاضا و توسعه، ترفیع و فروش محصولات به مشتریان مرتبط، را نشان می دهد.

 

در بازاریابی مد، مشتری مرکز توجه تمام فعالیت‌ها می‌باشد، به‌بیان‌دیگر برای تضمین وجود همیشگی تقاضا در بازار مد، باید مشتری در رأس امور هر بازاریاب مد باشد. شرکت‌های مد به خرید مجدد مشتریانشان وابسته هستند و برای جذب و ایجاد وفاداری در آن‌ها لازم است که بتوانند نیازهای مشتریان، پوشاک و سبک‌ها، ماندگاری، راحتی در مراقبت، راحتی در هنگام استفاده و مقدار قابل‌درکی برای قیمت‌ها و تمام معیارهای دیگری را که برای یک خریدار مهم است درک کنند. به همین دلایل، طراحی‌های مد شخصی می‌تواند به‌سرعت نیازهای مشتریان و چشم‌اندازهای متناسب با آن را درک کند. بیشتر طراحان یک تصویر ذهنی از مشتری معمول خودشان رادارند. بازاریابان مد و فشن می‌پرسند، چگونه می‌توان یک تصویر ذهنی از مشتری ایجاد کرد و هرکدام از مشتریان به چه گروهی از خریداران تعلق دارد که می‌تواند چشم‌اندازی را برای سودآوری شرکتشان داشته باشد؟ این توجه بیش‌ازپیش به مشتری کاملاً به‌جا می­باشد، چراکه مصرف‌کنندگان امروزی با گذشته، تفاوت بسیاری دارند. مصرف­کنندگان امروزی درباره نام­های تجاری و محصولات و قیمت‌ها مطلع هستند و از مجموعه‌ پیشرفته و در حال رشد نیازها و خواسته‌های پیچیده برخوردارند و البته که این نیازها می‌توانند توسط مجموعه‌ای از سازمان‌ها که در رقابت با یکدیگر هستند، رفع شوند. مشتریان، بزرگ‌ترین دارایی یک برند هستند. شایسته است که این گفته‌ی کمی اغراق‌آمیز را یادآور شویم: «مدیران بازاریابی، عهده‌دار چیزی بیش از این نیستند بلکه این مصرف‌کنندگان هستند که همه امور را می‌گردانند».

امروزه رویکردهای قدیمی، تأثیرگذاری کمتری در بازاریابی مد دارند. همان‌طور که گفته شد امروزه خواسته‌ها و اطلاعات مصرف‌کنندگان از محصولات و بازار به دلیل پیشرفت تکنولوژی و تغییر عادات و گرایش‌ها و شیوه‌های زندگی جامعه، بیشتر شده است و در مقابل فن‌های بازاریابی گذشته، مقاوم شده‌اند. چرخه­های عمر محصولات در حال کوتاه‌تر شدن هستند و سبک محصولات سریع در حال تغییر می‌باشد، به‌ویژه برای صنعت مد که تغییر و تحول را در ذات خود نیز دارد. از سوی دیگر رقابت در تمامی شاخه‌های صنعت مد افزایش‌یافته است و اغلب صاحبان کسب و کار مد در جستجوی راهکارهای جدید مارکتینگ و دوباره اندیشی هستند تا از این طریق بتوانند به سهم بیشتری از بازار دست‌یافته و مشتریان بیشتری را جذب نمایند. در قرن بیستم، تبلیغات مهم‌ترین ابزار برای ارتباط با مصرف‌کنندگان به شمار می‌رفت ولی امروزه به دلیل پیشرفت‌های تکنولوژیکی، نقش آن رو به افول است ولی از ابزار و عوامل دیگری که نقش مهمی در درگیر کردن مصرف‌کنندگان دارند، می‌توان موارد زیر را نام برد؛

  • بازاریابی مستقیم مد: این ابزار، به فرآیندها و فن‌های قابل‌استفاده جهت برقراری ارتباط شخصی و معنادار با هر یک از مصرف‌کنندگان مد می‌باشد. ابزارهای توانمندسازی اینترنتی، درخواست‌های تلفنی، تماس‌های مکتوب و کارت‌های فروشگاهی در این حیطه قرار می‌گیرند.
  • ترفیع فروش مد: این مورد شامل یک فعالیت فروش کوتاه‌مدت و انگیزشی جهت تشویق مشتریان به خرید محصولات می‌باشد.
  • تبلیغ دهان‌به‌دهان: ارتباطات مثبت و یا منفی مستقیم یا غیرمستقیم در خصوص یک شرکت و محصول بین خریداران هدف، دوستان و اعضای یک خانواده، تبلیغ شفاهی تعریف می‌شود. این نوع ارتباطات شخصی، قدرتمند بوده اما ممکن است در مواردی غیرقابل‌کنترل باشند.
  • هویت برند مد: جلوه فیزیکی یک شرکت یا سازمان که توسط مصرف­کنندگان تشخیص داده می‌شود. این مورد شامل مواردی همچون لوگو، رنگ، نشان‌ها، لباس‌های یک‌شکل، بروشور، کاراکترها، ساختمان، کارت ویزیت و … می‌باشد. یک هویت استانداردشده و به‌یادماندنی می‌تواند تمام جوانب فعالیت‌های ارتباطی را تقویت نماید.
  • شرکت در نمایشگاه‌های مد: معمولاً تنها هدف نمایشگاه‌ها تجارت با خریداران است، شیوه‌ای که نمایشگر محصول در ابعاد استاندارد و نه برای یک مشتری خاص در بازه‌های مشخصی برگزار می‌شود.

 

 

 

امروزه در کشور ما باوجود بازار بزرگی که برای پوشاک مد وجود دارد، دانش بازاریابی کالای مد، به دلایل مختلف رشد و توسعه چندانی نیافته و در قیاس نیز از دانش‌های بازاریابی در سایر کالاهای مصرفی عقب‌تر است. شاید یکی از مهم‌ترین دلایل عقب‌نشینی تولیدکنندگان ایرانی پوشاک و واگذاری میدان رقابت به عرضه‌کننده‌های خارجی، عدم آشنایی آن‌ها با دانش بازاریابی مد است. لذا این ضعف و عقب‌ماندگی موجب افزایش بیش‌ازحد ریسک سرمایه‌گذاری در این بخش از تجارت در ایران شده است. در شماره بعد به بررسی فن‌های جدید و استراتژی‌های کاربردی در صنعت مد می‌پردازیم.

با اقتباس از کتاب بازاریابی مد

 

نویسنده: شادی لطیفیان / پژوهشگر حوزه مدیریت