نوشته‌ها

لطفا کارآفرین نشو !!!

لطفا کارآفرین نشو !!!

کارآفرین نشو چون فیلیپ نایت، بنیانگذار نایکی، بعد از شروع کار سخت و هر روزه در نهایت در پایان سال دهم تازه مشکل مالی در زندگی شخصی نداشت. نه اینکه پولدار شده بود، فقط فقیر نبود! و هفتده سال بعد از شروع پولدار شد.
این تب کارآفرینی در ایران بخاطر چه چیزهایی به راه افتاده است؟ بخاطر دیدن وضعیت خوب تعدادی از کارآفرین در پلتفرم‌های اجتماعی؟ آیا کسی چند ده سال درد کشیدن آن‌ها را دیده است؟ آیا می‌دانید که از هر ده کسب و کار تازه تاسیس، حداقل نه کسب و کار شکست می‌خورد؟ با این حساب بنظر می‌رسد کارآفرین شدن یعنی سال‌ها درد کشیدن برای پیروزی با احتمال کمتر از ده درصد. آیا می‌دانید که بعد از رسیدن به همان جایی که الآن از کارآفرین‌های خوشحال نشان می‌دهند قرار نیست دردها تمام بشوند، بلکه بیشتر هم خواهند شد؟ حرف‌های آن‌ها را بعد پولدار شدن را شنیده‌اید؟ هیچ کدام حس آرامش و آسودگی نداشته‌اند. اگر می‌خواهید پول در بیاورید راه‌های ساده و ارزان تری وجود دارند.

ادامه

من دوستان سرسخت و پرتلاش زیادی دارم که رؤیای کارآفرینی داشتند ولی بعد از چندبار زمین خوردن سراغ کار دیگری غیر از کارآفرینی رفتند تا زندگی خود را قبل از آنکه دیر بشود خراب‌تر نکنند. من داستان‌های زیادی شنیدم از کارآفرین‌هایی که آنقدر در این کار ماندند تا که دیر شد و امروز زیر دست کارگرانشان کار می‌کنند.
اگر می‌خواهید کارآفرین شوید از کدام دسته خواهید بود؟ آن دسته که تا به آخر پای خواسته خود می‌ماند و هزینه‌ از دست دادن زندگی را پرداخت می‌کند یا مثل خرید بلیط بخت آزمایی می‌خواهید سرکی بکشید، شانس‌تان را در کارآفرینی امتحان کنید و بعد بروید؟ اگر می‌خواهید شانستان را امتحان کنید یک پیشنهاد دارم، زود شکست بخورید و بروید!

آیا حاضر هستید برای ده‌ها سال با قناعت زندگی کنید تا شاید، فقط شاید روزی کمی رنگ به زندگیتان بیاید؟ یا نه زندگی پر زرق و برق را همیشه ترجیح داده‌اید؟ اگر انتخابتان گزینه دوم است اصلا سرزنشتان نمی‌کنم، چون انتخاب انسان همیشه همین بوده است، البته بغیر از کارآفرینان.

کارآفرینی یک سبک زندگی پُرخطر، پُر زحمت تا آستانه ویرانی انسان و با قناعت است. وقتی به این کلمات نگاه می‌کنم بنظرم یکی از آن‌ها کافیست تا زندگی یک انسان به جهنم تبدیل بشود. ترکیب این سه وحشتناک و غیرقابل تصور است، یک چیزی شبیه زندگی کردن در شهر چرنوبیل وقتی که این توانایی را داری که در آنجا زندگی نکنی.

ایلان ماسک توصیه می‌کند که:

به نظر من راه اندازی یک استارت آپ بسیار مشکل است. این کار کاملا زجرآور است. یکی از دوستانم اصطلاح خوبی برای استارت آپ دارد؛ راه اندازی استارت آپ مانند خوردن شیشه و ایستادن لبه پرتگاه است. فقط در صورتی به دنبال آن بروید که مجبور باشید، در غیر این صورت اگر نصیحت من را بخواهید، بهتر است فراموشش کنید.

 

فرهاد جهانبخش

 

9 اصل مهم برای راه اندازی کسب و کار خودتان

9 اصل مهم برای راه اندازی کسب و کار خودتان

 

 

بسیاری از ما دنبال یک شبه پولدارشدن هستیم و برای آن نقشه می کشیم؛ ولی چیزی عایدمان نمی شود. برخی هم به امید یافتن شغلی مناسب سال ها از این شاخه به آن شاخه می پریم و باز هم هیچ چیز عایدمان نمی شود. از دیگر معضلات بسیار شایع در کشور ما، مشاغل بی ارتباط با تحصیلات است. در مجموع این عوامل افراد جامعه را از داشتن کسب و کار موفق باز می دارد.
• هیچ وقت مغرور نشو و تنهایی به راه خود ادامه نده.
• برنامه و هدف داشته باش.
• باور داشته باش و تغییرپذیر باش.
• اصولی گام به گامی برای ادامه راه مشخص کن؛ زیرا ایمن تر، سریع تر و بهتر از این است که خودت به تنهایی و بدون برنامه ادامه دهی.
• از اصول دیگران درس بگیر و با آن ها رقابت سالم داشته باش.
• کمک بگیر و از کسانی که آن راه را رفته اند، درخواست راهنمایی کن. غرور را کنار بگذار و شک به خودت راه نده.
• داشته های خود را همچون نقطه عطفی برای موفقیت بررسی کن.
• با خودت قرار بگذار و به راهت با تمام قدرت ادامه بده (اتفاقات شیرین و تلخ زندگی).

 

 

نُه گام خیلی ساده برای راه اندازی کسب و کار خودتان

از همایش ها و کلاس های رایگان مدیریت کسب و کار برای ثروتمندشدن خود کمک بگیرید که جرقه ای برای آغاز کار است.

اصل اول:واقعیت های خود را کشف کنید!

در این مرحله باید علایق و توانمندی های واقعی خود را بشناسید. نقطه جذاب ماجرا برای اغلب افراد، دقیقا همین جاست. سوال بیشتر افراد این است که برای راه اندازی کسب و کار، افزایش درآمد و دنبال کردن رویاهایمان دقیقا باید از کجا شروع کنیم و چه انجام دهیم؟ پاسخ ساده است:با قلب خود شروع کنید. اگر خودتان را خیلی خوب بشناسید به سادگی می توانید به سوالات اساسی زیر پاسخ دهید و برنامه ای عملی و دقیق برای تبدیل علایقتان به یک کسب و کار بزرگ تهیه کنید.
1. از کجا شروع کنم؟
2. چه کار کنم؟
3. موفق می شوم یا نه؟

اصل دوم:گنج های اطرافتان را بشناسید.

در این مرحله می آموزید به راحتی امکانات و سرمایه مورد نیاز برای آغاز کارتان را بیابید. پیش از این که سراغ بحث اصلی برویم، جا دارد سوالات موجود را بررسی کنیم:من که سرمایه و امکانات زیادی ندارم، چگونه برای خودم کسب و کاری راه بیندازم؟ اگر شما هم خواهان جواب این سوال هستید، می توانید این فصل را با دقت بیشتری مطالعه کنید. همان طور که تاکنون متوجه شده اید، قرار است با هم مسیری را طی کنیم که در طول این مسیر شما بتوانید کسب و کار خود را راه اندازی کنید و به درآمد دلخواهتان دست یابید. شعار ما هم از ابتدا همین بوده است:«راه اندازی کسب و کار خودتان با حداقل سرمایه و امکانات.»
احتمالا دوست دارید از این ابهام خارج شوید و بپرسید «حداقل» یعنی چقدر؟ دقیقا چقدر سرمایه نیاز دارم؟ چه امکانات باید در اختیار داشته باشم تا بتوانم این سبک از کسب و کاری را که شما از آن حرف می زنید، راه اندازی کنم؟ این ها سوالاتی هستند که خیلی زود جواب آن ها را خواهید گرفت، اما بگذارید ابتدا منظورم را از این جمله خیلی دقیق تر مشخص کنم تا بتوانید به زودی با عزمی جدی، برای راه اندازی کسب و کار خودتان گام های عملی تری بردارید.راه اندازی کسب و کار با حداقل سرمایه یعنی چه؟ این را به یاد داشته باشید که برای آغاز هر کاری، هم به سرمایه نیاز دارید و هم به امکانات.
اگر کسی می گوید هیچ سرمایه و امکاناتی برای آغاز کارتان نیاز ندارید، باید به صداقت او شک کنید. شما برای زندگی کردن و آب خوردن هم هزینه پرداخت می کنید و مالیات می دهید؛ حالا خنده دار نیست کسی بگوید برای آغاز کسب و کار پرمنفعت و کارآفرینی نیازی نیست هزینه کنید؟! پس خواهش می کنم این نکته را به یاد داشته باشید که هرگز نمی توانید با سرمایه اولیه کم و امکانات محدود، کسب و کار موفقی برای خود راه اندازی کنید! شاید اگر برای راه اندازی کسب و کار شخصی نیاز به امکانات و سرمایه نبود، اکثر مردم این جرات را پیدا می کردند که هر روز به دنبال راه انداختن کار خودشان باشند و احتمالا پستی به نام کارمند باقی نمی ماند!
برای راه اندازی کسب و کار، سرمایه اندک و امکانات کمی احتیاج دارید؛ در عین حال مطمئنم در هر شرایطی که هستید، می توانید کسب و کار خود را راه اندازی کنید. برای حل این ابهام در ذهنتان، می توانید این جمله را برای همیشه به خاطر بسپارید:«شما برای آغاز کار خودتان به سرمایه و امکانات زیادی احتیاج دارید و خبر خوب این است که تمام این امکانات و سرمایه را در اختیار دارید؛ فقط از وجود آن ها بی خبرید.»

اصل سوم:همین آلان سرمایه اولیه و امکانات مورد نیاز برای آغاز کسب و کارِ ایده آلتان را به دست آورید.

همین الان کاغذ و قلم را بردارید. به اطراف خودتان نگاه کنید. به هر چیزی که مالکیت آن را در اختیار شماست، فکر کنید. اگر برای خودتان اتاق خوابی دارید آن را روی برگه یادداشت کنید، گوشی هوشمند، یک دست کت و شلوار و خلاصه هر چیزی را به چشمتان می خورد و به فکرتان می رسد، یادداشت کنید. به ارزش مواردی که یادداشت می کنید توجه نکنید. به یاد بیاورید ارزش هر چیزی که شما دارید وقتی با توانمندی هایتان ترکیب شود، قابل اندازه گیری است. هر چیزی که یادداشت کردید، داشته بیرونی شما نام دارد.
حالا نوبت تهیه لیستی از داشته های درونی است. همه توانمندی های ذهنی، شخصیتی و علمی خود را روی کاغذ بنویسید. اگر فردی درونگرایید، روابط اجتماعی خوبی دارید، انسان مثبت اندیشی هستید، رویاپرداز خوبی هستید، نرم افزار خاصی بلدید، خوب آشپزی می کنید یا انسان درستکاری هستید، همه را بنویسید. هر چیزی را که از نظر خودتان و دیگران در آن تا حدی خوب عمل می کنید، روی کاغذ بیاورید و آماده باشید تا با تطبیق داشته های بیرونی و درونی تان، مسیر موفقیت و دستیابی به زندگی ایده آلتان را مشخص کنید.


اصل چهارم:ایده مناسب خود را انتخاب کنید.

در این مرحله می توانید یک ایده را که هم با داشته هایتان و هم با علایقتان همخوانی دارد، انتخاب کنید. همان طور که می دانید، قرار است به زودی توانایی تغییر زندگی را پیدا کرده و کسب و کار خودتان را راه بیندازید. برای راه اندازی کسب و کار و تبدیل شدن به فردی کارآفرین، نیاز به ایده ای مناسب دارید. اگر شوق پیشرفت دارید و علاقه مندید هرچه سریع تر زندگی خود را متحول کنید، می توانید با نهایت لاش به این نکته مهم ایمان بیاورید:«هیچ کس ایده پرداز نیست؛ هرکه ایده ای دارد، نیاز را حس کرده و بس».
برای ایده پردازی و تشخیص نیازهای فعلی جامعه ابتدا باید نیازهای خودتان را بشناسید و پاسخی برای آن ها پیدا کنید. احتمالا دلیل آن را فهمیده اید که چرا باید ابتدا به نیازهای خودتان رجوع کنید. بلی، چون شما واقعا راه منطقی و مشخصی برای پی بردن به نیازهای دیگران ندارید. شما باید برای ایده پردازی ابتدا به سراغ نیازهای خودتان بروید؛ زیرا فقط می توانید به نیازی پاسخ دهید که نیاز خودتان هم باشد. پس واضح است اگر شما با این سبک، ایده پردازی را تمرین کنید و ابتدا با نیازهای خودتان شروع کنید، می توانید موفقیت خود را تضمین کنید.
ادامه دارد…..
منبع خبر: سایت نمناک . کام

رشد اقتصاد کشور باید به دستان جوانان کارآفرین انجام شود

رشد اقتصاد کشور باید به دستان جوانان کارآفرین انجام شود

 

معاون پژوهش و فناوری دانشگاه جامع علمی کاربردی گفت: این دانشگاه رونق تولید را در استفاده از تخصص و مهارت قشر دانشجویی در مراکز علمی کاربردی می‌داند چراکه تنها راه رشد اقتصاد کشور استفاده از پتانسیل داخلی به ویژه تخصص و مهارت جوانان است.
مهدخت بروجردی علوی معاون پژوهش و فناوری دانشگاه جامع علمی کاربردی با اشاره به اینکه در این دانشگاه ایده های دانشجویان در حوزه صنعت اجرایی می شود، گفت: مراکز علمی و کاربردی این دانشگاه مبتنی بر یک حوزه در یک رشته تحصیلی در صنعت فعالیت می کنند که در این رابطه ایده های دانشجویان نخبه و فعال  را با همکاری با حوزه صنعت اجرایی می کنیم که نه تنها باعث رونق تولید می شود بلکه یک جهش اقتصادی را رقم می زنیم.

ایده دانشجویان به یک طرح جدید اقتصادی تبدیل می شود

وی افزود: هر یک از مراکز علمی کاربردی یک رویداد شتاب یا به استارت آپ را در دستور کار خود دارند به طوری که طرح ها و ایده های دانشجویان را جمع آوری کرده و در مرکز نوآوری در قالب یک طرح جدید اقتصادی مطرح می شود که پس از آن نسبت به جذب سرمایه گذار برای تبدیل ایده به محصول یا وارد شدن به چرخه تولید اقدام می شود.

 استارت آپ ها باعث پول سازی و اشتغال می شوند

بروجردی علوی اضافه کرد: برگزاری استارت آپ ها به دنبال خودشان مقوله های برند سازی، پول سازی و اشتغال را به همراه دارند به طوری که در اجرای 20 رویداد استارت آپی  در سال گذشته تعداد قابل توجهی از جمعیت شهرهای مختلف در استان ها اشتغال پیدا کردند.

دانشگاه به مراکز نوآور مجوز می دهد

معاون پژوهش و فناوری دانشگاه جامع علمی کاربردی گفت: این دانشگاه آمادگی صدور مجوز را برای مراکزی که قدرت نوآوری دارند را در دستور کار خود دارد چراکه ما معتقدیم تنها راه رشد اقتصاد کشور استفاده از پتانسیل داخلی به ویژه تخصص و مهارت جوانان است.

 پیشگیری از واردات محصولات خارجی

وی ادامه داد: مراکز علمی کاربردی پتانسیل موجود در هر شهر را در استان های مختلف فعال می کندکه با این کار تولید محصولات داخلی در راستای رونق تولید و اقتصاد مقاومتی با هدف گام برداشتن در پیشگیری از واردات محصولات خارجی است.

 

منبع: مدیر اینفو

«تکنولایف» فروشگاه اینترنتی متفاوت

«تکنولایف» فروشگاه اینترنتی متفاوت

 

فروشگاه اینترنتی تکنولایف بعد از یک دهه فعالیت موفق در بازار آنلاین فروش موبایل و لوازم جانبی، در اولین فروشگاه فیزیکی خود نیز با استقبال خوب مشتریان مواجه شد.

فروشگاه اینترنتی تکنولایف در سال 88 با هدف ارائه خدمات فروش آنلاین آغاز به کار کرد و در این مدت توانسته است به بیش از یک صدهزار مشتری وفادار دست یابد که به طور متناوب از سایت و صفحه این فروشگاه اینترنتی بازدید می‌کنند.

در بازار کسب و کار ایران فروشگاه‌های فیزیکی با ده‌ها سال سابقه همچنان برای ورود به دنیای دیجیتال و فروش آنلاین دچار تردید هستند و ورود بسیاری از برندهای ایرانی به سرویس ورود آنلاین با تاخیر و نگرانی همراه بوده است. اما تکنولایف یکی از اولین کسب و کارهای ایرانی است که این قالب را شکسته و با اعتماد به نفس و اطمینان به توانایی ارائه خدمات خود، خدمات خود در فضای مجازی را به فضای حقیقی نیز گسترش داده است.

فروشگاه اینترنتی تکنولایف با شناخت هوشمندانه بازار و اطلاع از این مهم که هنوز بسیاری از مردم با وجود تسلط بر اینترنت ترجیح می‌دهند از فروشگاه فیزیکی خرید کنند و نمی‌خواهند تجربه‌ی گفت و گوی رودر رو با فروشندگان را از دست بدهند، تصمیم گرفت از اوایل امسال فروشگاه فیزیکی خود را هم افتتاح کند.

بر این اساس فروشگاه تکنولایف از اردیبهشت 1398 بطور رسمی افتتاح شد و کار خود را در بازار موبایل ایران (1) واقع در خیابان حافظ پائین‌تر از تقاطع جمهوری (پل حافظ) آغاز کرد.

تکنولایف با الهام گرفتن از بزرگترین شرکت‌های سازنده گوشی موبایل و یا ارائه دهنده‌های خدمات مخابراتی این کار را انجام داده است.

هم اکنون بسیاری از غول‌های تکنولوژی در دنیا، برای تثبیت موفقیت‌های خود، از بازار سنتی و مدرن بصورت همزمان بهره می‌گیرند. نمونه آن نمایندگی‌های فروش محصولات اپل در بسیاری از شهرهای اروپاست و یا شیائومی به عنوان غول تکنولوژی چین، در ابتدا فروش خود را محدود به فضای آنلاین کرد تا بتواند واسطه‌ها را حذف کرده و محصول خود را مستقیما به دست مصرف‌کننده برساند. اما در یکی دو سال اخیر اقدام به تاسیس فروشگاه فیزیکی در کشورهای مختلف کرده و برنامه دارد تا پایان سال ۲۰۲۰ تعداد فروشگاه‌های خود در کشور چین را به یکهزار واحد تجاری برساند.

شرکت‌های مهم ارائه دهنده‌ی سرویس‌های تلفن همراه و مخابرات همچون ودافون، تلکام و … نیز علاوه بر فروشگاه آنلاین، در فروشگاه‌های فیزیکی خود نیز به مشتریان خدمات ارائه می‌دهند.

سایت آمازون نیز به عنوان مطرح‌ترین خرده فروشی آنلاین، اخیرا اقدام به تاسیس فروشگاه‌های فیزیکی کرده است که افراد بتوانند تجربه‌ی خرید متفاوتی را داشته باشند.

اینکه پیش از خرید یک محصول بتوان آن را لمس کرد و تجربه استفاده از آن را حتی برای دقایقی بدست آورد، برای بسیاری از افراد مهم است. به ویژه در ایران که همه‌ی ما سال‌ها به خرید هر چیز ریز و درشتی بصورت مستقیم و حضوری عادت داریم.

از طرفی برای مشتریان برخورد با فروشنده از آن جهت که کمک می‌کند بهتر یک برند را بشناسند، مهم است. تجربه‌ای که از ابتدا تا انتهای فرایند خرید بدست می‌آید و می‌توان آن را در دو کلمه خلاصه کرد: «لذت خرید»

آمارها نشان می‌دهد حجم خرید و فروش گوشی‌های تلفن‌همراه در بازار سنتی ایران همچنان بالاست و به هیچ عنوان بازار اینترنتی نتوانسته سهم بزرگی از این بازار بدست آورد. پس فعالیت یک برند در این حوزه نیازمند درک درست بازار و ورود به فضای فیزیکی است. امری که باعث شناخته شدن بیشتر و افزایش اعتبار و اعتماد عمومی نسبت به برند  فروشنده می‌شود.

یکی از مهمترین مزایای خرید گوشی از فروشگاه اینترنتی تکنولایف، ضمانت ۷ روزه‌ی برگشت وجه است. بدین معنی که چنانچه محصول خریداری شده، تا ۷ روز پس از خرید دچار مشکلی شود که ناشی از استفاده از محصول نباشد، تکنولایف محصول عرضه شده به مشتری را تعویض می‌کند.

این تعویض‌ها در مواردی به ضرر تکنولایف بوده است چرا که برخی از شرکت‌های ارائه دهنده خدمات گارانتی پاسخگوی تعهدات‌شان نبوده‌اند، با این حال تکنولایف می‌پذیرد در جهت رفاه حال مشتری محصول را بازپس بگیرد و محصول سالم دیگری را بجای آن به مشتری بدهد.

در چنین شرایطی محصول بازپس گرفته شده پس از تعمیر، با قیمت پایین‌تری عرضه می‌شود و علت این ارزان‌تر و پایین‌تر بودن قیمت گوشی نیز ذکر شده است.

لذا با توجه به اهمیت اعتماد مشتری در هنگام خرید موبایل و گجت‌های موردنیازش از تکنولایف، این رویه در فروشگاه تکنولایف در بازار موبایل نیز اجرا می‌شود تا مشتریان از اعتبار محصول و خرید خود مطمئن باشند.

مراسم افتتاحیه فروشگاه تکنولایف بیش از یک‌هزار و پانصد بازدیدکننده داشت که نشان از پتانسیل بالای این فروشگاه در بازار آنلاین و بازار سنتی موبایل دارد.

به این ترتیب از این پس مشتریان می‌توانند خریدهای خود را از فروشگاه تلفن همراه و لوازم جانبی تکنولایف به هر دو صورت حضوری و یا آنلاین انجام دهند و با اطمینان کامل از خرید خود از برندی معتبر لذت ببرند.

خرید حضوری از تکنولایف در آدرس مجتمع بازار موبایل ایران (خیابان حافظ، پایین‌تر از خیابان جمهوری) و خرید آنلاین از آدرس technolife.ir امکان‌پذیر است.

 

منبع: مدیر اینفو

با جوانان ایرانی فعال در سیلیکون ولی آشنا شوید

با جوانان ایرانی فعال در سیلیکون ولی آشنا شوید.

ایرانیان بسیاری از مدیران اجرایی و بنیان‌گذاران گرفته تا سرمایه‌گذاران در سیلیکون ولی فعالیت می‌کنند.

بیایید به داستان آرش فردوسی، هم‌بنیان‌گذار دراپ‌باکس (Dropbox) بپردازیم. آرش فردوسی در کانزاس و از والدین مهاجر ایرانی متولد شد. وقتی که در MIT مشغول به تحصیل بود، طی یک دوره تابستانی کارورزی با پرتوی ملاقات کرد. پرتوی از وی خوشش آمد و وقتی فردوسی MIT را برای راه‌اندازی دراپ‌باکس ترک کرد، به او مقداری سرمایه‌ اولیه پیشنهاد داده و توصیه‌های زیادی هم برای او داشت. وقتی فردوسی به همراه هم‌کارش درو هیوستون (Drew Houston) دراپ‌باکس را برای جمعی از سرمایه‌گذاران احتمالی توضیح می‌داد، با پژمان نوزاد آشنا شد. نوزاد در استارتاپ‌هایی همچون Doordash و شرکت دراپ‌باکس سرمایه‌گذاری کرده است.

فردوسی می‌گوید:

به محض اینکه ارائه ما تمام شد، پژمان به سمت ما دوید و با من به فارسی شروع به صحبت کرد. او بسیار هیجان زده بود، هم برای ایده‌مان و هم برای اینکه من ایرانی بودم.

نوزاد قبلاً یک تاجر فرش و قالی بود که به یک سرمایه‌گذار در دایره‌ی فناوری ایرانی-آمریکایی‌ها مبدل شده بود. برای سالیان سال، نوزاد در روزهای جمعه و در پالو آلتو یک صبحانه‌ی ایرانی تدارک می‌دید.

برنامه صبحانه وی چنان محبوب شد که نسخه‌های مشابه آن هم‌اکنون در سان‌فرانسیسکو،  منلو پارک، اورنج کانتی، ونکوور، بارسلونا و لندن برگزار می‌شود. او از سرمایه‌گذاران اولیه در تعدادی از شرکت‌های موفق فناوری با بنیان‌گذاران ایرانی-  آمریکایی مانند Aquantia ،SoundHound و AppLovin است. بعد از ملاقات با فردوسی، وی در دراپ‌باکس سرمایه‌گذاری می‌کند.

نوزاد می‌گوید:

وقتی که من به کارآفرینان نگاه می‌کنم، دنبال بخشی از خودم در تمامی این مردم می‌گردم و اگر آن را پیدا کنم به سرعت ارتباط برقرار می‌کنم. وقتی شما ایرانی باشید و ما درباره‌ی غذا، داستان زندگی و فرهنگ با هم صحبت کنیم، مانند آهنربا جذب هم می‌شویم.

 

منبع خبر : سایت زومیت

 

مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟

مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟

نویسنده: سیده غزل معصومی / پژوهشگر حوزه بازاریابی محصولات دانش بنیان

 

 

 

انسان از بدو خلقت همیشه در معرض آسیب‌های جدی ناشی از بلایای طبیعی بوده است. پدیده‌های خطرآفرین طبیعی نظیر سیل، زلزله، طوفان، صاعقه و غیره ، اخیرا زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار داده و اثرات غیرقابل جبرانی را به همراه داشته‌اند. همان‌طور که میدانیم بحران‌های طبیعی بر زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان تأثیر می‌گذارد و هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی بی‌شماری به وجود می‌آورد. مدیریت بحران‌ می‌تواند این هزینه‌ها را کاهش دهد و جوامع را در برابر این بحران‌ها ایمن و مصون کند. علی‌رغم تلاش‌های صورت‌گرفته در بسیاری از کشورها برای کاهش خطرپذیری و آثار منفی بحران‌ها، آسیب‌ها و هزینه‌های زیادی از بحران‌ها در حال افزایش است ، نداشتن آمادگی و مقابله نکردنِ مناسب با بحران‌های طبیعی، خسارات سنگینی به ملت‌ها و دارایی‌های آن‌ها وارد می‌کند که بعضاً جبران‌ناپذیر است. ازاین‌رو، مدیریت بحران‌های طبیعی می‌تواند این هزینه‌ها را کاهش دهد و جوامع مختلف را در برابر این بحران‌ها ایمن و مصون کند. وقوع بحران‌های طبیعی و عدم برنامه‌ریزی مناسب برای مقابله با خسارت‌ها و پیام‌دهی ناشی از آن، می‌تواند منجر به از دست رفتن منابع و دستاوردهایی شود که تحقق آن‌ها سالیان زیادی طول می‌کشد. اگرچه سیاست‌گذاری اثربخش، فراهم آوردن امکانات و منابع لازم، صورت‌بندی پیش‌بینی‌های مناسب، تهیۀ سناریوهای مناسب و عملیاتی‌سازی اقدامات برنامه‌ریزی‌شده در مراحل، پیش، حین و پس از وقوع بحران، در زمرۀ وظایف اصلی دولت‌ها و حکومت‌ها است، اما شیوۀ انجام این وظایف در کشورهای گوناگون متفاوت است. همان‌طور که میدانیم گروهی مدیریت را در قالب انجام وظایفی چون برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، هماهنگی و… بیان نموده‌اند بعضی هم مدیریت را این‌گونه تعریف کرده‌اند که: مدیریت را می‌توان علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت‌های دسته‌جمعی، برای نیل به هدف‌های مطلوب با حداکثر کارایی تعریف کرد.

اما بحران چیست؟ بحران عبارت است از ازهم‌گسیختگی شدید در فعالیت‌های یک جامعه که در این فرایند، انسان‌ها، اقلام و دارایی‌ها و محیط در سطح وسیعی دچار آسیب و صدمات شدید می‌شوند؛ به‌طوری‌که جامعه فقط قادر است از منابع موجود خود کمک بگیرد. بحران‌ها غالباً براساس سرعت و شدت یعنی ناگهانی بودن یا کند بودن بروز آن و یا به این دلیل که طبیعی است یا زادۀ دست بشر است، طبقه‌بندی می‌شوند. بحران در حقيقت يك فشارزایی رواني – اجتماعي بزرگ و ويژه است كه باعث درهم‌شکسته شدن انگاره‌های متعارف زندگي و واکنش‌های اجتماعي می‌شود و با آسیب‌های جاني و مالي، تهديدها، خطرها و نيازهاي تازه‌ای را به وجود می‌آورد.

 

مدیریت بحران چیست؟

مدیریت بحران علمی کاربردی است که به‌وسیله مشاهده سیستماتیک بحران‌ها و تجزیه‌وتحلیل آن‌ها در جستجوی یافتن ابزاری است که به‌وسیله آن‌ها بتوان از بروز بحران‌ها، پیشگیری نمود و یا در صورت بروز آن در خصوص کاهش اثرات آن، آمادگی لازم امدادرسانی سریع و بهبود اوضاع اقدام نمود.

اگر مدیریت بحران را «برنامه‌ریزی برای کنترل بحران» تعریف کنیم، باید چهار مرحله را به‌منظورِ برنامه‌ریزی برای کنترل بحران به انجام رساند. نخست باید پدیده‌های ناگوار پیش‌بینی شوند؛ سپس باید برنامه‌های اقتضایی تنظیم شوند؛ پس‌ازآن باید تیم‌های مدیریت بحران تشکیل شوند و آموزش ببینند و سازمان‌دهی شوند؛ و سرانجام باید برای تکمیل برنامه‌ها، آن‌ها را به‌صورت آزمایشی و با تمرین عملی به اجرا درآورد؛ پس مدیریت بحران یک هنری است که از دانش زیربنایی مدیریت استفاده می‌کند.

امروزه عمده‌ترین نقاط ضعف مدیریت بحران عدم هماهنگی و همکاری سازمان‌ها، کمبود ضوابط و مقررات جامع و پراکندگی و ناکافی بودن قوانین و مقررات موجود، محدودیت منابع مالی است؛ باید تهدیدها و فرصت‌ها را به‌خوبی شناخت و خود را برای مقابله با تهدیدها و استفاده از فرصت‌ها آماده ساخت. در فرهنگ ما ضرب‌المثلی است که می‌گوید «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد» متأسفانه در کشور ما زنگ خطرها نادیده و ناشنیده گرفته می‌شوند و بعد از وقوع بحران تازه به فکر می‌افتیم و راه‌حلی جستجو می‌نماییم. متأسفانه مدیر بحران یا علائم را نمی‌شناسد و یا به اهمیت این علائم واقف نیست. مدیر بحران باید به دنبال راه‌کارهایی جهت کاستن ابعاد بحران باشد. به‌عبارت‌دیگر آثار هر عامل را با پارامترهای دیگر سنجید و پس از تحلیل، نسبت به رفع آن بکوشد. مدیر بحران باید تفکر استراتژیک را یاد بگیرد؛ یعنی بتواند به آشفتگی ذهنی خویش در کوتاه‌ترین مدت نظم بخشد این امر امکان ندارد مگر با حضور مداوم در بحران‌ها، نهایت پایداری مدیریت این سازمان را می‌طلبد.

در سال‌های اخیر، مردم ایران با نوع دیگری از رویکردها و تصمیم‌گیری‌ها در عرصه سیاست‌های داخلی، خارجی و اقتصادی خود روبه‌رو شدند؛ رویکردهایی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان، تصمیماتی خلق‌الساعه و بدون پشتوانه کارشناسی بوده که به چالش اقتصادی ایران در سال‌های اخیر منجر‌ شده است. همچنین خود این چالش‌های اقتصادی، به یکی از حادترین موضوع‌های صحنه سیاسی کشور مبدل شده و همگان تأیید می‌کنند که به‌رغم افزایش درآمدهای کلان نفتی اخیر که در تاریخ ایران سابقه نداشته، مشکلات اقتصادی کشور روزبه‌روز افزایش‌یافته و تا حدود زیادی، این مشکلات عدیده اقتصادی، ناشی از ضعف برخی مدیران در میدان‌های کاری خودشان است.

مسئله بحران مدیریت در ساختار مدیریتی ایران و این‌که در برخی از عرصه‌های مدیریتی در کشور، مدیران از تجربه‌ها و دانش کافی در عرصه‌های خود برخوردار نیستند را می‌توان از جنبه‌های گوناگون بررسی کرد. ضعف مدیریت‌ها در سال‌های اخیر را ازآنجا می‌توان متوجه شد که به‌رغم سرمایه‌گذاری‌های هنگفت و اجرای هزاران طرح بزرگ و کوچک، اثرات اقتصادی آن‌ها در کشور، متناسب با حجم سرمایه‌گذاری‌ها و اقدامات انجام‌شده نمی‌باشد.

 

 

چنانچه بخواهیم تعریف دقیقی از بحران بگوییم، باید آن را با توجه به‌تناسب شرایطی که افراد در آن هستند، تعریف کرد. بیشتر مدیرانی که در تصمیم‌گیری‌های کلان دخالت دارند، یا تجربه مدیریتی در بخش‌های کلان نداشتند و یا اگر داشتند، حیطه فعالیتشان در اندازه‌ای نبوده که قادر به مدیریت یک مجموعه کلان در حد وزارتخانه، سازمان‌ها یا شرکت‌های بزرگ باشند.

گاه تصمیم‌گیری اشتباه این مدیران ضعیف که در برخی از موارد سبب بحران شده، به دلیل فشار‌هایی است که از بیرون به این مسئولان وارد می‌شود. مدیرانی که استقلال تصمیم‌گیری در عرصه کاری خود را ندارند و تصمیماتشان وابسته به نظرات افراد یا احزاب حامی آنان است، افرادی هستند که به خاطر لیاقتشان به این مناصب نرسیدند و حتی در برخی مواقع، این افراد تنها بر این صندلی‌ها نشسته‌اند، اما عملاً صاحب این مناصب نیستند؛ بنابراین، فشارهای عصبی و گرفتار شدن در یک بحران، می‌تواند برای مدیری که آمادگی کنترل گرداب وقایع و همچنین واکنش‌های هیجانی خود را ندارد، فاجعه‌آمیز باشد.

در دنیای امروزه، مدیریت را به شکل‌های گوناگون تعریف کرده‌اند و برای مدیریت کلان، استانداردهای گوناگونی گذارده‌اند، اما در سال‌های اخیر، بسیاری از مدیران، این استانداردها را ندارند و اگر هم مدیرانی این استاندارد‌ها را داشته باشند، متأسفانه، در اندک زمانی از مجموعه خود کنار گذاشته‌شده و یا به آن‌ها اجازه مشارکت در تصمیم‌گیری کلان را نداده‌اند.
استفاده از مدیران غیرمتخصص آن‌هم با توجه به وجود مدیران توانمند و متخصص ایرانی که صاحب‌نظر در عرصه‌های اقتصادی و سیاسی ایران و جهان هستند و همواره در بیشتر نقاط دنیا، رد پایی از آنان را می‌توان دید که باعث پیشرفت‌های بزرگی در عرصه تخصصی خود شدند، به‌هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست، چراکه این، خود باعث بروز بحران‌هایی در عرصه تصمیم‌گیری‌های کلان کشور می‌شود. متخصص عمران نباید وزیر کشاورزی شود، یک متخصص زراعت و یا خاکشناسی، نمی‌تواند معاون برنامه و بودجه و اقتصادی یک وزارتخانه، سازمان و یا مؤسسه علمی باشد. فردی که صلاحیت وی در اندازه رئیس یک اداره یا مدیریت یک بخش کوچک است، نمی‌تواند رئیس یک سازمان بزرگ یا معاون یک وزارتخانه یا رئیس یک دانشگاه باشد، بدین ترتیب ما شاهد بحران و مدیریت بحران نبوده‌ایم، بلکه بحران مدیریت را تجربه کردیم.

در پایان باید گفت، به‌طور کل و بنا بر روند عملکردها، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که انتصاب مدیران ضعیف و کم‌تجربه به مسئولیت‌های بزرگ و همچنین گماردن افراد توانمند به مسئولیت‌های کوچک و استفاده نکردن از توانایی مدیران لایق و متعهد، سبب کندی پیشرفت امور و نرسیدن به اهداف والا شده است که همین امر باعث گردیده امروزه مدیریت بحران در کشور ما خود با بحرانی به نام بحران مدیریت دست‌وپنجه نرم کند و اگر بحران مدیریتی در کشور جدی گرفته نشود و برای آن چاره‌ای‌ اندیشه نگردد چشم‌انداز خوبی برای آینده‌ی ایران دربر نخواهد داشت.

کارآفرینی در کشور هندEntrepreneurship in India

کارآفرینی در کشور هند

Entrepreneurship in India

«برای موفقیت در کسب‌وکار، آسانسوری وجود ندارد باید از پله‌ها بالا رفت»

 

نویسنده: آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

امروزه مقوله توسعه كارآفرینی و کسب‌وکارهای كوچك به‌عنوان اهرم توسعه اقتصادی در اكثر كشورهای جهان موردتوجه قرار گرفته، به‌ویژه این مبحث در كشورهای درحال‌توسعه و كشورهایی كه از كمبود منابع طبیعی رنج می‌برند، اهمیت ویژه‌ای یافته است.

ازجمله كشورهای مطرح در حوزه توسعه كارآفرینی كشور هند می‌باشد كه به‌ حمایت و ترویج همه‌جانبه این مقوله در كلیه عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی پرداخته و حتی به انتقال تجارب خود به سایر كشورها و بهره‌گیری از مزایای ارتباطات بین‌المللی نیز اقدام نموده است.

در این راستا مؤسسه ملی توسعه كارآفرینی و کسب‌وکارهای كوچك (NIESBUD) در هند، اقدام به برگزاری دوره‌های آموزشی كارآفرینی و توسعه بنگاه‌های اقتصادی در سطح بین‌المللی نموده است.

مخاطبین این مؤسسه كه یكی از مجریان برنامه‌های آموزشی و ترویجی دولت هند و همچنین مربیان، تسهیلگران بخش خصوصی و دولتی و همچنین كارآفرینان می‌باشند كه در توسعه فرهنگ كارآفرینی در جامعه نقش عمده را ایفا می‌نمایند.

کشور هند بیش از یک میلیارد نفر جمعیت دارد که ۱/۲۶ درصد از این جمعیت زیر خط فقر به‌سر می‌برند. ازاین‌بین حدود 40% با درآمد کمتر از یک دلار در روز، گذران زندگی می‌نمایند.

کارآفرینی و ایجاد کسب‌وکار، به‌ویژه کارآفرینی زنان به‌عنوان محرك توسعه اقتصادی، در رأس اولویت‌های بخش دولتی و حتی بخش خصوصی قرارگرفته است به‌طوری‌که از آن به‌عنوان یک حرکت ملی یاد می‌شود.

از اوایل دهه ۱۹۹۰ بحث حساس‌سازی نسبت به مسئله کارآفرینی در سطح مدارس آغاز و تداوم یافته است. در میان جمعیت کارآفرینان در هند، زنان ۵/۱ درصد را به خود اختصاص می‌دهند که این رقم با توجه به اولویت‌های سیاست‌گذاری رو به رشد می‌باشد.

 

سیستم‌های حمایتی از توسعه کارآفرینی و صنایع کوچک:

با توجه به اهمیت کارآفرینی در رفع معضل عدم اشتغال و همچنین با آگاهی از نقش زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت کشور، کارآفرینی به‌طور عام و کارآفرینی زنان به‌طور خاص، موردتوجه دولتمردان کشور هند قرار گرفته و به ‌همین دلیل سیاست‌های متعددی جهت حمایت از آن اتخاذ گردیده است.

در این‌ راستا بحث توانمندسازی زنان مطرح و در دستور کار نهادها و سازمان‌های متعدد قرار گرفته است.

 

دسترسی به منابع مالی خرد: تا قبل از دهه ۱۹۹۰ با ارائه تسهیلات مالی و اعتباری از جانب دولت به افراد کم‌بضاعت، بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک از بین رفته و دریافت تسهیلات رایگان، جای کار و فعالیت اقتصادی را گرفته بود ولی پس از آغاز دهه ۱۹۹۰ با تغییر دیدگاه دولت، ایجاد کسب‌وکار و درآمدزایی جایگزین سیستم سابق گردید.

در کشور هند زنان دارایی چندانی نداشتند و امکان استفاده از تسهیلات بانکی به دلیل عدم توانایی ارائه وثیقه برای ایشان به‌سادگی میسر نبود ولیکن از آغاز دهه ۱۹۹۰ بحث تشکیل گروه‌های خودیار که مخاطب عمده آنان زنان بودند مطرح و مؤسسات مالی دولتی و همچنین سازمان‌ها و مؤسسات غیردولتی به حمایت از این گروه اقدام نمودند.

برای این منظور، سازمان‌های غیردولتی (NGO) با حمایت دولت در روستاها و مناطق محروم، به آموزش کارآفرینی به روستاییان مشغول گردیدند. گروه‌های خودیار، متشکل از ۱۰ الی 15 نفر از زنان بودند که به‌طور منظم جلساتی را با یکدیگر برگزار و هدف آنان تأمین منابع مالی خرد جهت رفع نیازهای معیشتی و همچنین ایجاد کسب‌وکارهای کوچک بود.

در این راستا روستاییان پس از آموزش، به ‌مدت ۶ الی ۱۲ ماه به پس‌انداز مشغول گردیده و سپس دارایی خود را در یک صندوق مشترک قرار داده، به‌طور منظم یکدیگر را ملاقات و در آنجا بنا به اولویت نیازها، گروه اقدام به پرداخت وام به افراد می‌نمود.

کلیه افرادی که وام دریافت می‌نمودند موظف به بازپرداخت مبلغی از آن در هرماه به صندوق بودند و کلیه افراد گروه بر نحوه انجام کار نظارت داشتند. از سال ۱۹۹۲، با شکل‌گیری منظم این گروه‌های غیررسمی، بانک‌ها و مؤسسات اعتباری به تخصیص اعتبارات و وام با بهره بسیار اندک به این گروه‌ها اقدام نمودند.

دراین‌بین بانک ملی کشاورزی و توسعه روستایی (NABARD) که یکی از مؤسسات اعتباری سیاست‌گذار در هند می‌باشد، در این امر پیش‌قدم گردیده و به اعطای اعتبارات به ۵۰۰ گروه خودیار که موفق عمل نموده بودند، اقدام نمود.

 

در کشور هند گروه‌های خودیار به سه صورت تشکیل می‌گردند:

  • گروه‌های خودیار توسط بانک‌ها ایجاد و تأمین مالی می‌گردند.
  • گروه‌های خودیار توسط سازمان‌های غیردولتی و یا مؤسسات دولتی تشکیل و توسط بانک‌ها تأمین اعتبار می‌شوند.
  • تأمین مالی گروه‌های خودیار از طریق بانک‌ها صورت می‌پذیرد ولیکنسازمان‌های غیردولتی به‌عنوان واسطه مالی بین این گروه‌ها و بانک قرار می‌گیرند.

۸۰ درصد از گروه‌های خودیار تشکیل‌شده، تحت مدل ۲ و ۳ قرار می‌گیرند و سازمان‌های غیردولتی نقشی حیاتی را در شکل‌گیری و توسعه این گروه‌ها ایفا می‌کنند.

گروه‌های خودیار تشکیل‌شده نیز با یکدیگر ارتباط برقرار نموده، اتحادیه گروه‌های خودیار را تشکیل می‌دهند که دسترسی آنان را به منابع مالی گسترده‌تر فراهم می‌سازد (ازجمله اتحادیه DHAN که از ترکیب این گروه‌ها ایجاد شده است).

این روند تا به امروز ادامه دارد و یکی از مؤثرترین راهکارها در جهت توسعه دسترسی زنان روستایی به منابع مالی (حدود 90 درصد از بهره‌گیران از منابع مالی خرد در جهان زنان هستند) می‌باشند.

امروزه بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه همچون کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا و جنوب شرقی آسیا از این مدل پیروی می‌نمایند. در کشور هند مؤسسات ارائه‌دهنده تسهیلات مالی خرد (MFI) در دو بخش رسمی و غیررسمی فعالیت دارند که بخش رسمی این مؤسسات و نهادها، شعب روستایی بانک‌های بازرگانی و یا بانک‌های روستایی و محلی و همچنین مؤسسات اعتباری بخش تعاونی می‌باشند.

همسویی دولت و بخش خصوصی در توسعه کسب‌وکارهای کوچک، موجب موفقیت شرکت تولیدکننده محصولات بهداشتی Hindustan Lever Limited که یکی از ایده‌های بسیار جالب و خلاق در انگیزش زنان به سمت ایجاد کسب‌وکارهای کوچک بود، گردید.

این حرکت از سال ۲۰۰۲ با همکاری دولت و بخش خصوصی آغاز شده است و دولت نقش تسهیلگر را ایفا می‌نماید. در این ایده، دولت با بررسی نیازها، به شناسایی شرکت‌های موفق و صاحب‌نام در بخش خصوصی اقدام می‌نماید و سپس از آن‌ها می‌خواهد که توزیع محصول خود را به زنان توزیع‌گر بسپارند. این برنامه از جهات متعدد دارای مزیت می‌باشد، ازجمله حل معضل بیکاری و کمک به توسعه کسب‌وکارهای کوچک، کارآفرینی و درنتیجه رشد اقتصادی و همچنین استفاده از ظرفیت‌های بخش خصوصی و تقویت آن در همکاری‌های دوجانبه به دولت کمک می‌نماید. شرکت‌های دیگری نیز در این عرصه وارد گردیده‌اند، ازجمله شرکت‌هایی که با ارائه مواد خام تمایل به تولید محصول تحت امتیاز این شرکت‌ها دارند و حتی محصولات را به خارج از کشور نیز صادر می‌نمایند.

 

توسعه کارآفرینی در بخش صنایع‌دستی:

سازمان توسعه صنایع‌دستی در کشور هند، زیر نظر وزارتخانه نساجی فعالیت می‌نماید و هدف آن گسترش و توسعه تولیدات صنایع‌دستی می‌باشد.

مخاطبین عمده این بخش بازهم زنان هستند و صنایع‌دستی پس از کشاورزی دومین صنعت این کشور می‌باشد. سازمان توسعه صنایع‌دستی عمدتاً تمایل به همکاری با سازمان‌های غیردولتی، تعاونی‌ها و سازمان‌های فعال در امر توسعه سازمان‌های غیردولتی دارد.

این بخش نیاز به سرمایه‌گذاری اندکی داشته و در مقابل قادر است با توانمندسازی، سرمایه خارجی را به کشور وارد نماید. ازاین‌رو دولت، توانمندسازی و حمایت از سازمان‌های غیردولتی را در جهت توسعه صنایع‌دستی در برنامه کار خود قرار داده است که در حال حاضر در این بحث اولویت بر روی زنان است. تولیدکنندگان صنایع‌دستی که عمدتاً در روستاها ساکن هستند در ۴ سال اولیه فعالیت خود، توسط دولت حمایت مالی می‌شوند که این حمایت‌ها در زمینه‌هایی همچون آموزش طراحی، به‌روزرسانی تکنولوژی تولید، آموزش بازاریابی و عرضه محصولات، فراهم نمودن مواد اولیه، اجاره مکان فعالیت و… می‌باشد که کلیه این خدمات به‌صورت رایگان به آنان ارائه می‌گردد. آموزش بازاریابی برای تولیدکنندگان صنایع‌دستی به دو صورت انجام می‌پذیرد: برنامه‌های آموزشی که مستقیماً از طریق دولت ارائه می‌شود و برنامه‌هایی که مجری آن سازمان‌های غیردولتی و سایر سازمان‌های داوطلب می‌باشند.

دریافت‌کنندگان این تسهیلات قادر به افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات خود گردیده و با فرآیند فروش و بازاریابی آشنا می‌شوند اما یکی از عمده‌ترین مشکلاتی که پس از تولید با آن مواجه می‌گردند، حمل کالاهای تولیدشده و فروش در سطح شهر می‌باشد. روستاییان هنرمند در بدو شروع کسب‌وکار، عموماً بضاعت حمل کالاهای خود به شهر و بازاریابی را ندارند، ازاین‌رو دولت پروژه نمایشگاه‌های دائمی صنایع‌دستی را در پیش گرفته است.

ایده اولیه این طرح در شهر دهلی‌نو در اواخر سال ۱۹۹۰ ارائه گردید و توسط مؤسسه توسعه توریسم و حمل‌ونقل دهلی (DTTDC) با همکاری سازمان توسعه شهری دهلی‌نو (NDMC) به اجرا درآمد که در حال حاضر نمایشگاه‌های مشابهی در سرتاسر کشور هندوستان به همین منظور برگزار می‌گردد.

در نمایشگاه دهلی‌نو تعداد ۶۲ غرفه وجود دارد که به‌صورت گردشی هر دو هفته یک‌بار به عده جدیدی از هنرمندان واگذار می‌شود.

سازمان صنایع‌دستی، مسئولیت حمل محصولات از روستا به شهر و اسکان هنرمندان روستایی را به‌طور رایگان برعهده‌گرفته و به‌طور هم‌زمان از متخصصین در امور طراحی، بسته‌بندی، بازاریابی، صادرات و… جهت حضور در این نمایشگاه‌ها دعوت به عمل می‌آورد؛

 

دولت با انجام این کار در حقیقت چهار هدف عمده را دنبال می‌کند:

  • ایجاد رقابت میان تولیدکنندگان صنایع‌دستی که در این فرصت با مقایسه محصول و میزان فروش خود با کالای ارائه‌شده از جانب سایر تولیدکنندگان قادر به کشف نقاط ضعف و بهبود کیفیت محصولاتشان می‌گردند.
  • مواجهه تولیدکنندگان با متخصصین و طراحان مدعو و بهبود کیفیت کالا و نحوه ارائه مناسب توأم با بسته‌بندی صحیح.
  • مشارکت تولیدکنندگان در رده‌های آموزشی دایر به ‌مدت ۲ ساعت در طول روز، جهت آموزش و یادگیری مسائل مالی و مدیریتی.
  • مذاکره تولیدکنندگان جهت دریافت سفارش از سازمان‌های متقاضی و متعاقباً توسعه کسب‌وکار ایجادشده توسط کارآفرین.

 

حمایت از تولید و صادرات كالا در جهت توسعه کسب‌وکارهای كوچك:

یكی از سازمان‌های كلیدی فعال درزمینه ارائه خدمات به کسب‌وکارهای كوچك، مؤسسه ارائه‌دهنده خدمات به صنایع كوچك (SISI) می‌باشد كه خدمات گوناگونی را قبل و بعد از تولید كالا به كارآفرینان ارائه می‌دهد. مؤسسه SISI كه تحت نظر وزارت صنایع كوچك هند قرار دارد، فعالیت‌هایی را درزمینه توسعه صنایع كوچك نظیر آموزش، مشاوره، ترویج، آزمایش محصول، به‌روزرسانی، اطلاع‌رسانی از طریق ایجاد پایگا‌ه‌های اطلاعاتی و به‌ویژه صادرات و بازاریابی در دست انجام دارد.

برنامه‌های آموزشی این مؤسسه در كلیه زمینه‌های مرتبط با تولید و ارائه خدمات می‌باشد كه در سه بخش‌ عمومی، مدیریتی و فنی ارائه می‌گردد. یكی از برنامه‌های آموزشی عمده در این مؤسسه، برنامه آموزش كارآفرینی است كه در این بخش طرح جداگانه‌ای نیز در ارتباط با زنان كارآفرین وجود دارد.

این طرح در سه بخش ارائه می‌گردد: انگیزش و ترویج كارآفرینی در بین زنان، آموزش درزمینه ایجاد و توسعه کسب‌وکار (قبل از فرآیند ایجاد) و آموزش در جهت توسعه مهارت‌ها شامل مهارت‌های فنی، تكنولوژیكی و مدیریتی (بعد از فرآیند ایجاد)؛

كلیه خدمات آموزشی برای متقاضیان رایگان می‌باشد.

درزمینه توسعه صادرات نیز این مؤسسه خدمات منحصربه‌فردی را ارائه می‌دهد، این خدمات عبارت‌اند از: جمع‌آوری و ارائه اطلاعات بازار صادرات، ارائه اطلاعات در مورد فرآیند و قوانین و مقررات صادرات، آموزش مدیریت صادرات، آموزش بسته‌بندی صادراتی، برگزاری سمینار و كارگاه مرتبط با رویه‌های صادرات، گردآوری گزارش‌ها و كلیه منابع مرتبط با صادرات كالا، برگزاری سمینار در مورد تجارت جهانی، برگزاری سمینار در مورد مالكیت معنوی (کپی‌رایت) و از همه مهم‌تر هماهنگی جهت شركت محصولات برتر در نمایشگاه‌های بین‌المللی است.

مؤسسه SISI، تحت برنامه‌ای هماهنگ و منظم، زمینه حضور تولیدكنندگان محصولات حائز كیفیت را در نمایشگا‌ه‌های بین‌المللی فراهم می‌آورد.

در این طرح فرصتی استثنایی در اختیار تولیدكنندگانی كه به دلایل محدودیت مالی امكان حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی و صادرات كالای خود را ندارند فراهم می‌گردد. تولیدكنندگان می‌توانند در صورت تمایل به حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی درخواست خود را به این مؤسسه ارائه نمایند.

مؤسسه SISI پس از بررسی كالای موردنظر و در صورت تأیید كیفیت آن مبنی بر وجود پتانسیل فروش، اقدام به ارائه آن كالا به نمایشگاه موردنظر در خارج از كشور می‌نماید و كلیه هزینه‌های موردنظر را اعم از حمل‌ونقل كالا و ارجاع آن به دارنده پس از اتمام نمایشگاه، همچنین امور مربوط به اجاره غرفه و ارائه اطلاعات مرتبط با محصول را تقبل می‌كند.

ضمناً اقدام به برقراری ارتباط با خریداران و متقاضیان نموده، اطلاعات اخذشده را پس از اتمام نمایشگاه به دارنده محصول منتقل می‌نماید. در صورت فراهم شدن امكان توسعه این محصول و توأم با رشد کسب‌وکار، دولت حمایت مالی خود را اندكی كاهش داده و نوبت آینده ۹۵ درصد از هزینه نمایشگاه و صادرات كالا را می‌پردازد و ۵ درصد دیگر باید توسط تولیدكننده تقبل گردد و بدین نحو استقلال آینده این کسب‌وکار نیز تضمین می‌گردد.

 

حمایت از فناوری‌های نوین:

یكی از مؤسسات دولتی مؤثر و حامی كارآفرینی در كشور هند مؤسسه ملی تحقیق و توسعه (NRDC) می‌باشد. این مؤسسه تحت نظر دپارتمان تحقیقات علمی و صنعتی هند فعالیت می‌نماید و تكنولوژی‌های نوین را از مرحله ظهور تا مرحله ثبت و تبدیل به کسب‌وکارهای اقتصادی موردحمایت قرار می‌دهد. این مؤسسه بیش از ۱۰۰ تكنولوژی جدید را موردحمایت خود قرار داده كه تاكنون ۵۰ درصد از آن‌ها به موفقیت اقتصادی دست یافته‌اند. این مؤسسه به‌ویژه زنان كارآفرینی كه در كشور هند به دلایل فرهنگی دارایی چندانی ندارند را نیز موردحمایت قرار داده است. NRDC با ارائه خدماتی نظیر به نمایش گذاردن محصولات نوین و خلاق با هزینه بسیار اندك و برقراری ارتباط با سرمایه‌گذاران بر روی طرح‌های جدید، چاپ بروشور و تقبل هزینه‌های تبلیغات، در اختیار قرار دادن امكانات ارتباطی نظیر فكس، تلفن، اتاق كنفرانس و…، هماهنگی جهت بازدید سرمایه‌گذاران و نمایندگان كشورهای خارجی و درنهایت كمك به ثبت ایده و تبدیل آن به کسب‌وکارهای اقتصادی در جهت توسعه كارآفرینی گام برمی‌دارد.

نکته‌ای که اکثر نهادها و سازمان‌های مرتبط با کارآفرینی در کشور هند بر آن اذعان دارند این است که درزمینه توسعه کارآفرینی و کسب‌وکار در کشور، میان سازمان‌های دولتی و غیردولتی رقابتی وجود ندارد بلکه هر دو بخش عمومی و خصوصی همکاری همه‌جانبه‌ای را در راستای توسعه اقتصادی کشور و فقرزدایی در پیش‌گرفته‌اند و دولت در این راستا اجرای طرح‌های جاری را به سازمان‌های غیردولتی و مؤسسات داوطلب می‌سپارد و خود علاوه بر تدوین و تصویب سازوکارهای متناسب با توسعه بخش خصوصی، به حمایت همه‌جانبه از آن‌ به‌ویژه در توسعه بخش روستایی و کارآفرینی می‌پردازد. با توجه به موارد فوق‌الذكر و با در نظر گرفتن پتانسیل‌های موجود در داخل کشور، کشور هند به‌عنوان الگوی توسعه کارآفرینی یک کشور درحال‌توسعه توسط سازمان ملل متحد موردتقدیر قرار گرفته است.

نویسنده : آزیتا جهانبخش / پژوهشگر حوزه مدیریت تکنولوژی

 

چرا دارا خسروشاهی الگوی مثال‌زدنی دنیای کارآفرینی است؟!

چرا دارا خسروشاهی الگوی مثال‌زدنی دنیای کارآفرینی است؟!

 

 

دارا خسروشاهی، متولد ۷ خرداد ۱۳۴۸ (۲۸ می ۱۹۶۹) در تهران است. پدر او، حسن خسروشاهی از کارآفرینان به‌نامی است که کارخانه‌های تولیدی زیادی را در ایران تأسیس کرده است. دارا خسروشاهی که در سال‌های ابتدایی تحصیل از ایران مهاجرت کرده است، اکنون به یکی از مشهورترین مدیرعاملان دنیای فناوری تبدیل‌شده و پس از ۱۲ سال فعالیت حرفه‌ای در شرکت اکسپدیا، اخیراً پیشنهاد مدیرعاملی اوبر (uber) بزرگ‌ترین سرویس تاکسی اینترنتی جهان را دریافت کرده است.

والدین

حسن خسروشاهی و نزهت خسروشاهی، پدر و مادر دارا خسروشاهی هستند. حسن خسروشاهی تاجر نامدار ایرانی است که بسیاری از کارخانه‌های بزرگ ایرانی بانام او و خاندان خسروشاهی تأسیس‌شده‌اند. حسن خسروشاهی مدارک دانشگاهی خود را در رشته‌های اقتصاد و حقوق از دانشگاه تهران دریافت کرده است.

برندهای تولی‌پرس، تولیددارو، مینو، تی‌دی و غیره، تنها بخشی از کارخانجات و شرکت‌هایی هستند که حسن خسروشاهی در ایران تأسیس کرد. او در سال ۱۹۷۸ همراه با خانواده‌اش از ایران مهاجرت کرد. تا سال ۱۹۸۱ خبری از این خانواده در دست نبود تا اینکه ردپای خسروشاهی بزرگ، در سال ۱۹۸۱ در ونکور کانادا پیدا شد.

او پس از نقل‌مکان کامل به کانادا، اولین فعالیت‌های تجاری خود را با تأسیس شرکت Persis Holdings آغاز کرد و پس از مدتی، اولین شعبه‌های فروشگاه‌های معروف Future shop را در کانادا تأسیس کرد. این فروشگاه‌های زنجیره‌ای که به فروش تجهیزات الکترونیکی معروف هستند، در سال ۲۰۰۱ توسط best buy خریداری شدند. ثروت حسن خسروشاهی در سال ۲۰۱۲ حدود ۹۴۰ میلیون دلار برآورد شده است.

 

سال‌های ابتدایی (زندگی در ایران و مهاجرت)

دارا خسروشاهی تا سن ۹ سالگی به همراه خانواده‌اش در ایران اقامت داشته است. خانواده‌ی او در این سال‌ها ۱۵ کارخانه را در ایران اداره می‌کردند. این کارخانه‌ها در صنایع گوناگون از مواد غذایی گرفته تا دارو، لوازم‌آرایشی و بهداشتی و شوینده‌ها فعال بوده‌اند. خسروشاهی سال‌های زندگی در ایران را بسیار جذاب می‌داند و از آن سال‌ها، محصول به‌یادماندنی پودر لباسشویی “دریا” را به یاد می‌آورد که برای رقابت با تاید در آن زمان تولید می‌شده است.

دارا خسروشاهی پس از شروع مبارزات انقلاب اسلامی در ایران، همراه با خانواده‌اش کشور را ترک می‌کند. آن‌ها ابتدا به شهر نیس رفته و سپس به نیویورک مهاجرت می‌کنند. او این سال‌ها و تنش‌های میان دولت آمریکا و ایران به یاد می‌آورد و از فوتبال، به‌عنوان پلی برای دوست شدن با آمریکایی‌ها یاد می‌کند.

دوران نوجوانی خسروشاهی برای او آسان نبوده است. پدرش برای مدتی به ایران بازگشته و در طول ۴ سال اقامت پدر، مادرش مجبور بوده او و برادرانش را به‌تنهایی در غربت تربیت کند.

تحصیلات دانشگاهی

دارا خسروشاهی به پیشنهاد پدر که پزشکی را بهترین حرفه می‌دانسته، برای جراح شدن وارد دانشگاه می‌شود. او علاقه‌ای به این رشته نداشت و به همین خاطر پس از مدتی به مهندسی بیوالکتریک تغییر رشته داد. او مدرک کارشناسی خود را در سال ۱۹۹۱ از دانشگاه براون دریافت کرد.

ورود به دنیای کسب‌وکار

خسروشاهی پس از فارغ‌التحصیلی بین ادامه تحصیل و وارد شدن به دنیای کسب‌وکار باید یکی را انتخاب می‌کرد. او در تابستان پس از فارغ‌التحصیلی به‌عنوان کارآموز به شرکت Allen & Company رفت و آنجا با فعالیت‌های سرمایه‌گذاری و بورس اوراق بهادار آشنا شد. فعالیت در این فضا او را به کار کردن تشویق می‌کند و دارا خسروشاهی تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی به پایان می‌رساند.

مدیرعامل سابق اکسپدیا تا سال ۱۹۹۸ در Allen & Company مشغول به کار بود. او از سال ۱۹۹۵ معاون این شرکت سرمایه‌گذاری شد. سال ۱۹۹۸ بود که دارا خسروشاهی پس از فعالیت‌های حرفه‌ای درزمینه‌ی سرمایه‌گذاری و بانکداری، با بری دیلر آشنا می‌شود. دیلر که استعداد بالای خسروشاهی در مدیریت و آنالیز مالی را می‌بیند، از او دعوت می‌کند که به شرکت InterActiveCorp بپیوندد. خسروشاهی در IAC سمت مدیر امور مالی را بر عهده گرفت.

 

این هلدینگ بزرگ متشکل از معتبرترین برندهای رسانه‌ای اینترنتی مانند HomeAdvisor, Vimeo, Dotdash (About.com), Dictionary.com, The Daily Beast و Investopedia است. IAC در سال ۲۰۰۳ شرکت اکسپدیا را خریداری کرد و دارا خسروشاهی از سال ۲۰۰۵ به سمت مدیرعاملی این زیرمجموعه‌ی جدید انتخاب شد.

فعالیت در اکسپدیا (Expedia)

زمانی که خسروشاهی به اکسپدیا پیوست، دوران اوج محبوبیت اینترنت و انبساط حباب سایت‌های اینترنتی بود. او که در زمان کار در IAC این شرکت را زیر نظر داشت، پس از پیوستن به Expedia پیشرفت‌های زیادی را تجربه کرد. خسروشاهی سال‌های اولیه‌ی مدیرعاملی در این شرکت را دشوار می‌داند و می‌گوید در ابتدا نمی‌توانسته بافرهنگ کاری کنار بیاید. او از این سال‌ها به‌عنوان زمانی که نقش پررنگی در تغییر رفتارهای مدیریتی‌اش داشته یاد می‌کند.

در طول دورانی که خسروشاهی مدیرعامل اکسپدیا بوده است، این شرکت مسافرتی فعالیت خود را به بیش از ۶۰ کشور جهان گسترش داد و با برندهایی مانند Hotels.com و Hotwire که سرویس‌های آنلاین رزرواسیون هستند، توانست درآمد خود را به شکل قابل‌توجهی افزایش دهد.

 

البته موفقیت کنونی اکسپدیا به‌دوراز چالش نبوده است. آن‌ها در سال‌های ابتدایی با بحران مالی مواجه شدند و اکنون نیز رقیب بزرگی به نام Airbnb تجارت آن‌ها را تهدید می‌کند.

درآمد اکسپدیا در ۱۲ ماه اخیر به ۹ میلیارد دلار رسیده و طبق آمار، این شرکت رشد درآمدی ۲۶ درصدی داشته است. درآمد این شرکت در ابتدای کار خسروشاهی ۲.۱ میلیارد بوده که این مقدار رشد، نشان از موفقیت این مدیر ایرانی-آمریکایی دارد.

مدیرعاملی اوبر (Uber) و چالش‌های پیش رو

خبری که امروز در مورد شرکت اوبر منتشر شد، بسیاری از فعالان دنیای فناوری و صنعت حمل‌ونقل را شوکه کرد. هیئت‌مدیره‌ و سرمایه‌گذاران اوبر که به دنبال مدیرعاملی جدید برای جایگزینی تراویس کالانیک، موسس اوبر و مدیرعامل فعلی بودند، به‌یکباره خسروشاهی را که بین نامزدهای این پست قرار نداشت، معرفی کردند. البته هنوز خبر پذیرفتن این پست از طرف خسروشاهی منتشرنشده؛ اما پیش‌بینی می‌شود او باوجود قراردادی که تا سال ۲۰۲۰ با اکسپدیا دارد، این شرکت را به مقصد بزرگ‌ترین تاکسی اینترنتی دنیا ترک کند.

اگر خسروشاهی پیشنهاد جدید را قبول کند، به‌عنوان رهبر یکی از باارزش‌ترین استارتاپ‌های دنیای فناوری شناخته خواهد شد. سرمایه‌گذاران اوبر ارزش این شرکت را حدود ۶۰ میلیارد دلار عنوان کرده‌اند. البته این موقعیت جذاب، مشکلات و چالش‌های زیادی را نیز برای خسروشاهی به همراه خواهد داشت. او باید فرمان این تاکسی اینترنتی را بار دیگر به دست گرفته و پس از ماه‌ها دعواهای حقوقی و مشکلات مدیریتی داخلی، آن را به جاده‌ی موفقیت قبلی برگرداند.

خسروشاهی که اکثر عمر کاری خود را در واشنگتن گذرانده، در سیلیکون ولی آن‌چنان شناخته‌شده نیست. اگرچه هردوی این مکان‌ها به‌عنوان قطب‌های فناوری آمریکا شناخته می‌شوند، اما رقابت‌هایی نیز میان آن‌ها وجود دارد.

خسروشاهی پس از قبول سمت مدیرعاملی اوبر، با مشکلاتی همچون دعواهای مدیرعامل قبلی با سرمایه‌گذار اصلی یعنی Benchmark، مشکلات قانونی خودروهای خودران اوبر و چالش‌های مالی فراوان روبرو خواهد بود. به‌طورقطع او پس از شروع دوره‌ی کاری باید ابتدا فکری به حال وضعیت مالی نگران‌کننده‌ی اوبر بکند و یک مدیر مالی حرفه‌ای استخدام کند.

مدیرعامل سابق اکسپدیا، تجربه‌ی زیادی در صنعت حمل‌ونقل ندارد. البته گفته می‌شود او یکی از سرمایه‌گذاران Convoy است که نوعی اوبر برای خودروهای سنگین محسوب می‌شود. به‌هرحال شروع کار خسروشاهی در اوبر آسان نخواهد بود و او مدتی را باید برای آشنایی بافرهنگ این شرکت بگذراند و احتمالاً اقداماتی را برای اصلاح آن انجام دهد.

فعالیت‌های دیگر

خسروشاهی در حال حاضر در هیئت‌مدیره‌ی نیویورک‌تایمز و Fanatics عضویت دارد. Fanatics استارتاپی در حوزه‌ی فروش محصولات ورزشی است.

فعالیت خسروشاهی در نیویورک‌تایمز، روحیه‌ای انتقادی همراه با فعالیت‌های سیاسی پراکنده به او داده است. او از منتقدان جدی سیاست‌های دونالد ترامپ است و در زمان ارائه‌ی لایحه‌ی محدودیت اتباع خارجی در آمریکا، اعتراضاتی جدی به آن داشت. (www.kasbbin.ir)

 

نویسنده: دکتر عرفان حاجی آخوندی / مدرس و پژوهشگر دانشگاه

 

 

www.ErfanAkhoondi.ir

اهمیت همکاری دانشگاه و صنعت در توسعه ملی و پایدار

اهمیت همکاری دانشگاه و صنعت در توسعه ملی و پایدار

برای اینکه بتوان مشکل عقب‌ماندگی در کشور‌های درحال‌توسعه را برطرف کرد، مکاتب گوناگون، استراتژی‌های گوناگونی مطرح می‌کنند. دو عنصر علم و تکنولوژی در همه‌ی این استراتژی‌ها نقش بسزایی ایفا می‌کنند. کشورها سعی دارند تا نقش دانشگاه‌ها را در رشد ملی و بالا بردن تکنولوژی و دانش موردتوجه و تأکید قرار بدهند. به همین دلیل ارتباط دانشگاه و صنعت به سیاست‌های پیشرفت و ترقی وابسته می‌باشد.

 

دلایل توسعه و افزایش ارتباط صنعت و دانشگاه

 

به دلایل گوناگونی همکاری مابین دانشگاه و صنعت اتفاق می‌افتد. موارد زیر به‌طور مختصر دلایل توسعه و افزایش این همکاری را نشان می‌دهد:

  1. کاهش حمايت‌هاي مالي دولت‌ها از فعاليت‌هاي پژوهشي در دانشگاه‌ها. جستجو منابع جدید برای پشتیبانی از فعالیت‌های پژوهشی در دانشگاه‌ها از مواردی است که این امر دانشگاه‌ها را به انجام آن وادار کرده است.
  2. افزايش هزينه اجراي پژوهش و آسيب‌پذيري آن. دانشگاه‌ها به دلیل اینکه با مباحث جدید علمی از نزدیک در ارتباط هستند، صنایع از آن‌ها برای بالا بردن فناوری‌ها و اجرای تحقیقات برای اینکه از دوباره‌کاری دوری کنند، کمک می‌گیرند.
  3. ظهور فناوري‌هاي زيستي، فناوري اطلاعات و محيط‌هاي جديد. افزایش ارتباط بین دستاوردها و کاربردهای فناوری‌های جدید و همچنین ضرورت فراهم کردن ارتباط صنعت و دانشگاه از زمینه‌هایی است که این عوامل ایجاد کرده‌اند.
  4. ضرورت همکاري‌هاي بین‌رشته‌ای و بین‌المللی. جهت پیدا کردن راه‌حل‌هایی پابرجا و ثابت، این مدل همکاری‌ها اتفاق می‌افتد. ایجاد شبکه‌های ائتلافی و همکاری میان نهادهای اقتصادی از مواردی است که این نوع همکاری‌ها زمینه‌ی آن را فراهم می‌کند.
  5. تلاش براي طراحي ساختارهاي عملياتي و شبکه‌هاي جديد. همکاری‌های چندجانبه بین سازمان‌ها که فرآیند نوآوری را آسان می‌کند، با توجه به تغییرات محیطی، ضروری است.

درواقع سناريوي اصلي گذار دانشگاه‌ها از ساختار سنتی به کارآفرينانه نتیجه سناريوي تبديل جوامع حاضر به جوامع کارآفريني است که براثر مسئوليت‌هاي اجتماعي، دگرگون شدن مسئوليت‌هاي فردي و سازماني، مسئوليت‌ دولت‌ها و فشارهاي بین‌المللی است.

از طرفی در ارتباط با بحث کارآفرینی، دانشگاه‌ها باید در فعالیت‌های کارآفرینانه به‌طور مستقیم شرکت کنند، به عبارتی برای توسعه کارآفرینی به انجام فعالیت‌هایی مثل تجاری‌سازی دانش تولید‌شده می‌پردازند و از طرف دیگر، برای رشد توانایی‌ها، مهارت‌ها و آگاهی از موانع و عوامل کارآفرینی، وظایف سنتی خود را که همان آموزش و پژوهش است را مورداستفاده قرار بدهند.

۳ معنی را می‌توان از کارآفريني دانشگاهي برداشت کرد:

  1. دانشگاه به‌عنوان يک سازمان، کارآفرين باشد.
  2. اعضاي دانشگاه مثل کارکنان، استادان و دانشجویان رفتار کارآفرينانه داشته باشند.
  3. جرياني از الگوهاي کارآفريني از ارتباط متقابل دانشگاه با محيط، ايجاد شود.

واکنش کارآفرینانه صنعت و دانشگاه

اگر دولت و دیگر حامیان خارجی نتوانند ابتکار لازم را انجام دهند، دانشگاه‌ها چگونه می‌توانند از حالت منفعل به حالت فعال تغییر کنند؟ همان‌طور که دانشکده‌ها وادارات داخلی نمی‌توانند به‌طور جداگانه این کار را انجام دهند. نظارت بر زمینه‌های خاص و حفاظت از منافع مادی، دستورالعمل معمول آن‌ها بوده است. فقط تعدیل کلی سازمانی، با عناصر قابل‌تشخیص، می‌تواند حالت بسیار فعال جدیدی را ایجاد کند. پنج مورد مطالعات نهادی که در کتاب من ارائه‌شده است، همراه با چندین مطالعات مربوطه، کمک می‌کنند که این عناصر را در چارچوب وسیع‌تر ارائه شوند. نقش دانشگاه در جامعه و اقتصاد تکامل‌یافته است. دانشگاه‌ها دانش تولید می‌کنند که پیشرفت‌های تکنولوژیکی را ارتقا می‌بخشد که به‌نوبه خود برای رشد اقتصادی و رقابت‌پذیری در اقتصاد جهانی حیاتی است؛ بنابراین، به‌طور فزاینده‌ای انتظار می‌رود که دانشگاه‌ها کارآفرینانه تر شوند و این سومین رسالت مهم را در جهت ارتقاء نوآوری و توسعه از طریق ارائه فناوری‌ها و مشاغل تجاری به‌کارگیرند. نقش دانشگاه در جامعه و اقتصاد تغییر کرده است. اولین انقلاب علمی که در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، کار تحقیقاتی در دانشگاه بود. در حال حاضر اکثر دانشگاه‌ها تحت تأثیر انقلاب دوم هستند و رسالت سوم کمک به توسعه اقتصادی است.

 

نویسنده: امیرحسین باقری

پژوهشگر حوزه کارآفرینی

محصول در فضای مجازی

محصول در فضای مجازی

 

انقلاب فناوری اطلاعات در قرن بیست­ و­یکم چنان سایه­ ای بر زندگی بشر انداخته است که گویی این فناوری اطلاعات است که زندگی بشر را مدیریت می­کند. درحالی‌که روند فناوری اطلاعات در بخش­های مختلف زندگی بشر رو به گسترش است و تغییرات شگرفی را در سبک زندگی و مبادلات اجتماعی بشر ایجاد کرده­ است، این تغییرات درزمینه فرهنگ، روابط اجتماعی، کسب­ و­کار، خانواده و آموزش و … به‌وفور تأثیرگذار بوده­ است و شیوه ­های انجام کسب­ و­کار شرکت­ ها را تغییر داده­ است. رسانه‌های جمعي بی‌شک از پدیده‌های بارز جهان معاصر به شمار می‌روند. سهم عمده و تعیین‌کننده آن‌ها در تغيير و تحولات فرهنگي و اجتماعي به‌ویژه سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه در صدسال گذشته به حدي بوده است كه عصر حاضر را «عصر ارتباطات» نامیده‌اند.

ظهور فن­ آوری­ رسانه­ های اجتماعی و محبوبیت سایت­ های رسانه اجتماعی از یک واقعیت ساده که انسان­ها ذاتاً اجتماعی هستند، نشأت می­گیرد. رسانه­ های اجتماعی معاصر، ابزاری برای به اشتراک‌گذاری و بحث درمورد اطلاعات هستند. بدیهی و واضح است که چرا شرکت­ها هرچه بیشتر و فعال­تر جهت تسریع اثرگذاری بر رفتار مصرف­ کنندگان در رسانه­ های اجتماعی فعالیت می­کنند، چراکه رسانه‌های اجتماعی می­توانند به خریداران در تصمیم‌گیری خرید کمک نمایند. بسیاری از مطالعات بر روی موضوعات خاصی مانند رفتار خرید، مدیریت ارتباط با مشتریان، مدیریت برند، مدیریت نوآوری و جذب کارکنان و عوامل تحریک خرید، متمرکز شده است. تحقیقات در حال انجام بر اهدافی مانند شناسایی عوامل محرک فروش، افزایش آگاهی نام تجاری، بهبود تصویر نام تجاری، تولید ترافیک بر روی بسترهای آنلاین، کاهش هزینه­ های بازاریابی و ایجاد تعاملات کاربران از طریق تحریک کاربران به جهت انتشار محتوا بر روی پلتفرم­ های آنلاین، متمرکز شده است؛ اما کمتر به مفهوم محصول در فضای دیجیتال توجه شده است. فیلیپ کاتلر در خصوص محصول می­گوید: قلب هر نام تجاری موفقی، یک محصول موفق است. محصول، کلیدی­ترین عامل موفقیت پیشنهاد بازار است. بسیاری از افراد فکر می­کنند محصول هر چیز ملموسی می­باشد، اما یک محصول هر چیزی است که بتوان برای ارضاء خواسته یا نیاز بازار پیشنهاد داد که شامل کالاهای فیزیکی، خدمات، تجربیات، رویدادها، اشخاص، مکان­ها، سرمایه­ ها، سازمان­ها، اطلاعات و ایده ­ها می­باشد. در طرح‌ریزی یک محصول 5 سطح وجود دارد که هر یک از این سطوح به‌صورت سلسله مراتبی به ارزش‌افزوده مشتریان می­افزاید. سطح بنیادین هر محصولی دلیل اصلی خرید محصول توسط خریدار است. در سطح دوم بازاریابان منفعت هسته­ ای را به محصول اولیه تبدیل می­ نمایند. سطح بعدی، محصول با ویژگی­ها و شرایط مشخص و مورد انتظار مشتری آماده می­شود. در سطح چهارم محصولی فراتر از انتظار مشتری ارائه می گردد. در سطح پنجم توسعه محصول و تحول آن جای دارد.

حال باید توجه نماییم که مفهوم محصول در عصر دیجیتال در حال تغییر است. اول اینکه هسته محصول با خدمات دیجیتال به‌صورت فزاینده تقویت می­شوند. دوم، شبکه‌سازی محصولات با به‌کارگیری تکنولوژی­ های آنلاین و موبایلی که به‌مانند یک تولیدمثل هستند و از اقتصاد اجاره­ای که در ارزش خود محصول خفته است، استفاده می­کنند. سوم، محصولات/خدمات هستند که به شکل خدمات دیجیتال تغییر نموده­ اند و ارائه می­شوند.

این­ها فرصت­هایی را جهت خلق خطوط محصولات متنوع دیجیتال و سنتی غیردیجیتال با کاربردهای قیمت­ گذاری و بازاریابی موردعلاقه ایجاد می­کنند. تمام این تحولات، فرصت­ هایی برای سفارشی­ سازی و شخصی­ سازی پیشنهاد‌های مشتریان فراهم می­کند که تنها هسته محصول نیست و خدمات دیجیتال را نیز شامل می­گردد. یکی از موضوعات کلیدی در جست­و­جوهای طراحی محصولات، انتخاب ویژگی‌های متنوع و گزینه­ های پیکربندی محصول/خدمت است. درحالی‌که مفهوم محصول در بسترهای دیجیتالی کاملاً متفاوت شده است، مدل­ های کسب‌وکار جدیدی وجود دارند که در آن‌ها هسته اصلی محصول، مشابه باقی می­ماند اما تقویت‌کننده‌های محصول از طریق خدمات دیجیتال متفاوت خواهند شد. با توجه به اینکه محصولات به‌طور فزاینده با تکنولوژی دیجیتال یکپارچه شده‌اند و ارتباط برقرار کرده­اند، درک شرایط استفاده و درک هدایتگرهای مطلوبیت محصول مهم هستند. چنین درکی می‌تواند مبنایی برای شخصی­ سازی محصولات با استفاده از خدمات دیجیتال جهت تقویت محصول ایجاد کند.

 

رویکرد دیگر بازاریابی رسانه اجتماعی، بازاریابی مشارکتی با خریدار است تا بتواند تجارب خریدار را پس از استفاده از محصول درک نماید و در خریدار احساس مشارکت در خلق محصولات بعدی را ایجاد نماید که منجر به تقویت بازاریابی دهان‌به‌دهان و تکرار خرید محصول می­گردد، که این بخش از بازاریابی را می­توان به‌عنوان مدیریت ارتباط با مشتریان در رسانه­های اجتماعی درنظر گرفت.

در قدم اول برای طراحی یک محصول در فضای دیجیتال می­بایست مبنای مناسبی جهت بخش­ بندی بازار انتخاب نمود. سپس می­ بایست به طراحی ارزش پیشنهادی پرداخت. این موضوع باید درک شود که ارزش پیشنهادی فراتر از خود محصول و خدمت است. در طراحی ارزش پیشنهادی ابتدا باید براساس بخش­بندی مشتریان به شناسایی نیازهای اصلی مشتریان، سپس شناسایی دغدغه­ها و نگرانی های مشتریان از نحوه به دست ­آوردن و مصرف محصول و شناسایی انتظارات منفعت­ ساز مشتریان پرداخت و براساس نقشه ارزش در کنار محصول و خدمت، راه‌حل‌هایی برای کاهش دغدغه ­ها و افزایش منفعت­ های مشتریان طراحی و ارائه نماییم و همچنین انگیزه ­هایی که مشتریان را به سمت خرید محصولات سوق می­دهند را باید شناسایی نماییم.

نویسنده: علیرضا سرحدی / پژوهشگر حوزه کسب و کار